♫ News (Music) ♫

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #421
    We're excited to announce the release of our first full length-album, "No Ceiling" AND a slew of new tourdates which starts this month (dates).


    After doing about ninety performances last year, Matt Kilmer and I went into the studio in the late fall and winter months and recorded 'No Ceiling.' The official
    release date is March 18th, but you can hear it and order it directly from us now at haale.com and myspace.com/haale.

    'No Ceiling' is a Limited Edition disc. It includes a 16-page booklet that has lyrics and translations, photos, as well as illustrations by a great artist I recently discovered named Kevork Mourad. It features a incredible crew of musicians including Doug Wieselman, Shahzad Ismaily, Johnny Gandelsman, Chris Hoffman, and Mike Gamble.

    We have started our first round of touring in support of the album this month (dates). We're playing 25 shows in 30 days starting in Austin at SXSW and then through the Southeast, the Midwest, our hometown of NYC, Toronto, and New England. Spread the word.

    webpage:haale.com
    Featured Tracks


    Morning
    Hastee
    No Ceiling




    Tracks

    No Ceiling (No Ceiling)
    Off duty fortune teller (No Ceiling)
    Morning (No Ceiling)
    Hastee (No Ceiling)
    Middle of Fire (No Ceiling)
    Navayee (2005)
    Baaz Havaayeh Vatanam (2005)
    Morgh-e Sahar (2005)
    Beeham (2005)

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #422
      ژان میشل ژار، آهنگساز سرشناس فرانسوی، پس از 32 سال آلبوم اکسیژن را در شهر لندن بازنوازی کرد.
      ژار که از شناخته شده ترین آهنگسازان در سبک موسیقی الکترونیک محسوب می شود، در کنسرتی که در سالن رویال آلبرت هال شهر لندن برگزار شد، برای اجرا از همان سازها و ادواتی استفاده کرد که اولین بار برای ضبط آلبوم نیز از آنها استفاده کرده بود.

      آلبوم اکسیژن (Oxygene) که در سال 1976 انتشار یافت، این آهنگساز را که در زمان انتشار آلبوم 27 سال سن داشت، به شهرتی جهانی رساند.

      پس از انقلاب اسلامی در ایران و در سالهای ممنوعیت پخش موسیقی پاپ در تلویزیون ایران، قطعات این آلبوم که مشمول عبارت "لهو و لعب" نمی شد، به کرات در برنامه های علمی، سیاسی و ورزشی پخش شد و اصوات آن برای بسیاری از موسیقی دوستان ایرانی نا آشنا نیست.

      کنسرت اکسیژن در لندن، بخشی از تور جهانی این هنرمند متشکل از 26 کنسرت بود که به مناسبت عبور از سی سالگی آلبوم اجرا می شود.

      این مجموعه کنسرت از روز شانزدهم ماه مارس با کنسرتی در سالن کنسرت شهر گلاسکو آغاز شد و در روز سوم ماه مه با برنامه ای در شهر زوریخ خاتمه می یابد.

      ورود دراماتیک به صحنه

      با بالا رفتن پرده در میان فریادهای "ژان میشل" از سوی تماشاچیان، یک صندلی تخم مرغی سفید رنگ، پشت به تماشاچیان، زیر نور پروژکتور پدیدار شد.

      پس از لحظاتی انتظار و ایجاد حس تعلیق، صندلی برگشت و آهنگساز 59 ساله فرانسوی در میان تشویق تماشاچیان از روی صندلی برخاست.

      او با جثه ای لاغر، موهایی بلند، و پیراهنی که زیر کتی تیره رنگ روی شلوار انداخته بود، جلوی صحنه ایستاد و گفت: "سلام لندن!"

      ژار در ابتدا گفت که چگونه در میانه دهه 70 میلادی حوادث مختلف، "نگاه آینده گرای غالب" و حتی فیلم ادیسه فضایی 2001 توجه او را جلب کرده بود.

      او سازهایی را که قصد داشت از آنها برای اجرای برنامه استفاده کند، "بخشی از اسطوره موسیقی الکترونیک" خواند، از "طراحان دیوانه ای" که سینتی سایزر های آنالوگ را طراحی کردند تمجید کرد و این سازهای قدیمی را به اندازه سازهای موسیقی کلاسیک، در روند تحول موسیقی تاثیر گذار دانست.


      برای شنیدن بخشی از قطعه معروف "پنج نتی" آلبوم اکسیژن اینجا را کلیک کنید

      ژار حتی نسخه ای از ساز روسی ترمین را به نمایش گذاشت که طراحی آن به دهه 20 میلادی قرن گذشته باز می گردد.

      او در انتها از آرتور سی کلارک، نویسنده تازه درگذشته داستانهای علمی تخیلی بعنوان "دوست صمیمی" خود نام برد و یادآوری کرد که علاوه بر الهام گرفتن از آثار او، حضور فیزیکی آرتور سی کلارک در برخی برنامه های او نیز برایش بسیار ارزشمند بوده است.

      "بانوان کهن سال"


      ژار در کنسرت از ساز ترمین استفاده کرد که بسته به حرکت دست و موقعیت آن نسبت به صفحه ای حساس، فرکانسها و صداهای مختلف تولید می کند
      ژان میشل ژار که همراه با سه نوازنده دیگر کنسرت را اجرا کرد، کنسرت را با کوک کردن سازهای خود آغاز کرد؛ امری که برای مشتاقان کم سن و سال تر موسیقی الکترونیک عجیب بود.

      از آنجا که طراحی و ساخت ادوات به کار گرفته به دهه 70 میلادی باز می گشت، اجزاء الکترونیک بسیاری از این دستگاه ها به تغییر درجه حرارت و محیط نگهداری حساس هستند و این حساسیت می تواند به تغییر فرکانس اصوات خروجی منجر شود.

      ژان میشل ژار پیش از این کار با اشاره به سازهای خود، با خنده گفت: "این بانوان کهن سال به تنظیم و نگهداری نیاز دارند."

      هرچند حجم فیزیکی عظیم سازها و دستگاه های اعمال افکت، و سیمهای بی شماری که بر روی صفحه هر دستگاه خروجی های الکترونیکی مختلف صدا را به ورودی ادوات دیگر متصل می کرد، خود به وضوح سن این دستگاه ها را نشان می دادند.

      بازگشت به اصل

      ژار در این کنسرت موقعیتی را فراهم کرد که تنها می توان از آن با عنوان "تکرار تاریخ" یاد کرد.

      او در اجرا نشان داد که غیبت کامپیوتر در صحنه موسیقی الکترونیک دهه 70 میلادی، تا چه حد باعث شده بود، اجراهای زنده با فعالیت فیزیکی مترادف باشند.


      رکوردهای ژان میشل ژار
      اولین موسیقی دان غربی که در چین پس از مائو کنسرت اجرا کرد.
      اجرا کننده بزرگترین کنسرت در سال های 1979، 1986 و 1990 (بر اساس کتاب رکوردهای گینس)
      اجرا کننده بزرگترین کنسرت جهان، 3.5 میلیون نفر در مسکو 1997
      فروش بیش از 60 میلیون آلبوم در جهان
      فروش بیش از 12 میلیون نسخه از آلبوم اکسیژن
      ژار که در مقابل صحنه، در میان بیش از 15 دستگاه و ادوات مختلف موسیقی ایستاده بود، در تمام مدت مشغول حرکت میان سازهای مختلف بود.

      حرکات دست او نشان می داد که چگونه تغییرات تونالیته صدا، که امروزه به راحتی توسط سینتی سایزرهای نرم افزاری شبیه سازی می شوند، با عمل پیچاندن دکمه ها روی سینتی سایزر های آنالوگ انجام می شد و حرکات سریع او از یک ساز به ساز دیگر آشکار ساخت که به واسطه فقدان کامپیوتر هماهنگی میان ادوات مختلف به چه شکل "دستی" انجام می شد.

      نقطه مقابل این کنسرت را می توان حتی اجراهای زنده اخیر گروه تنجرین دریم (Tangerine Dream)، از پر سابقه ترین گروه های موسیقی الکترونیک، دانست که در عمل، در طی کنسرت چهار نوازنده مقابل مانیتورهای بزرگ، ثابت، به تغییر تنظیمات مختلف برنامه های کامپیوتری می پردازند و تنها به ندرت ملودی را به طور زنده می نوازند.

      نمایشی صوتی تصویری

      بزرگترین مشخصه اجراهای ژان میشل ژار، جنبه های بصری کنسرت است که در کنسرت لندن نیز به چشم می خورد.

      در این اجرا، آینه ای مستطیلی شکل به ابعاد تقریبی پنج متر در ده متر، بالای سر نوازندگان آویزان بود که در حین نمایش، موقعیتش به گونه ای تغییر کرد که تماشاچیان می توانستند انعکاس تصویر فعالیتهای نوازندگان را ببینند.

      پشت صحنه، پرده ای سفید رنگ آویزان بود و در اوج برنامه، تصاویری سیاه و سفید از حیات وحش، از جمله نماهایی نزدیک از حشرات، خزندگان، و پرندگان به نمایش درآمد.

      نورپردازی سالن هم به گونه ای بود که مساحتی معادل با صفحه دستگاه های بزرگ تولید افکت و وجه های چوبی این دستگاه ها، هر یک توسط یک نورافکن، با نور پوشانده شده بود و در هنگام اجرای قطعات سریعتر، نور تغییر رنگ می داد و همگام با موسیقی، "چشمک" می زد.

      "دانشمند دیوانه"


      ادوات موسیقی مورد استفاده برای این کنسرت همگی حداقل 30 سال سن داشتند و آنالوگ بودند
      ژان میشل ژار که عمدتا با اجراهای صوتی-تصویری عظیم و کاملا هماهنگ شناخته می شود، در سالن رویال آلبرت هال شهر لندن چهره ای دیگر را از خود به نمایش گذاشت.

      این آهنگساز نسخه دقیقی از موسیقی آلبوم اکسیژن را اجرا نکرد، هرچند به نظر نمی رسید که قصد چنین کاری را نیز داشته است.

      او در چندین مورد در حین نواختن ملودی های کلاسیک این آلبوم، بداهه نوازی کرد و بر خلاف معمول، ابایی از خارج شدن از محدوده گامهای اصلی پس زمینه ملودی ها نداشت؛ مسئله ای که پس از کنسرت، از زبان طرفداران مسن تر موسیقی او به شکل انتقاد مطرح شد.

      ژار حتی در هنگام هم نوازی با ملودی معروف "پنج نتی" آلبوم اکسیژن، نشان داد که چرا برخی منتقدان موسیقی، رفتار و واکنش او به اصوات مختلف را با عبارت "رفتاری مشابه یک دانشمند دیوانه" توصیف می کنند.

      با این حال از استقبال حاضران پرشمار در سالن هشت هزار نفری آلبرت هال اینطور به نظر می رسید که این هنرمند موفق شد با این اجرا عمده حضار در سالن را راضی نگهدارد.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #423
        هربرت فون کارایان نه تنها با قریحه استثنایی و درک درخشانش، بلکه همچنین به خاطر توش و توان کم*مانندش در اجرا و معرفی موسیقی کلاسیک، در قرن بیستم به شهرت و اعتباری فراتر از یک رهبر ارکستر عادی دست یافت.
        کم نیستند کسانی که او را برجسته ترین رهبر ارکستر قرن دانستند. او به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم یکی از پرآوازه ترین نام*های هنری بود. هربرت فون کارایان صد سال پیش در پنجم آوریل ۱۹۰۸ در شهر زالسبورگ (اتریش) به دنیا آمد.

        فون کارایان در خانواده ای فرهیخته و موسیقی*دوست بار آمد. پدرش پزشک بود، اما اوقات فراغت خود را با نوازندگی پر می*کرد. مادرش زنی فرهیخته بود که به ویژه به تربیت هنری فرزند خود همت گماشت.

        هربرت چهار ساله بود که نخستین درس*های پیانو را فرا گرفت. در پنج سالگی، درست مانند همشهری نابغه خود موتسارت، برای نخستین بار برای جمعیت پیانو نواخت. از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۶ در کنسرواتور موسیقی زادگاهش به آموزش و نوازندگی پیانو ادامه داد و رفته رفته تعلیم ساز را با فراگیری اصول موسیقی و فن تصنیف همراه کرد.

        فون کارایان پس از گرفتن دیپلم دبیرستان، به خاطر علاقه*اش به امور فنی، در سال ۱۹۲۶ به تحصیل در رشته ماشین*سازی پرداخت، اما به زودی دریافت که باید زندگی خود را یکسره وقف موسیقی کند.

        او از سال ۱۹۲۷ به کنسرواتوار موسیقی وین رفت و در رهبری ارکسترهای مجلسی استعدادی شگرف نشان داد. در اولین سال تحصیل موسیقی برای نخستین بار رهبری ارکستری کوچک را به عهده گرفت: اپرای فیدلیو از لودویک فان بتهوون.


        کودکی و جوانی
        هربرت چهار ساله بود که نخستین درس*های پیانو را فرا گرفت. در پنج سالگی، درست مانند همشهری نابغه خود موتسارت، برای نخستین بار برای جمعیت پیانو نواخت. از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۶ در کنسرواتور موسیقی زادگاهش به آموزش و نوازندگی پیانو ادامه داد و رفته رفته تعلیم ساز را با فراگیری اصول موسیقی و فن تصنیف همراه کرد



        با موفقیت اجراهای اولیه، نام این جوان به عنوان نابغه*ای تازه سر زبان*ها افتاد. شهر اولم در سال ۱۹۲۹ از او دعوت کرد که رهبری ارکستر تئاتر شهر را به عهده بگیرد. او سراپا شوق و شور به اولم رفت، اما از همکاری با ارکستر اولم دل خوشی نداشت: "نوازندگان ارکستر همه چیز را به طرز وحشتناکی غلط اجرا می*کردند." اما با این همه، این نخستین تجربه رهبری، فرصتی برای او بود که بیشتر بیاموزد و آموخته*های خود را در عمل تجربه کند.

        در سال ۱۹۳۴ با پایان قراردادش با ارکستر تئاتر شهر اولم، چند ماهی بی*کار بود، اما سرانجام موفق شد مدیریت هنری ارکستر شهر آخن را به دست آورد که ارکستری بزرگ و معتبر به شمار می رفت. او در مقام تازه*اش، جوان*ترین رهبر ارکستر سراسر آلمان به شمار می*رفت.

        او که تنها ۲۷ سال داشت با کار و تلاشی فوق*العاده توانست باز هم بر آوازه ارکستر آخن بیفزاید. با شهرت و اعتباری که به دست آورده بود، درهای موفقیت یکایک به روی او باز شد. بزرگترین اپراهای آن روز آلمان در برلین، مونیخ و وین از او دعوت کردند.

        در سال های ترس و نکبت

        فون کارایان در سال*های جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵) در صحنه*های مهم موسیقی آلمان و اتریش و ایتالیا فعال بود. آخرین ماه*های جنگ را نگران و وحشت*زده در شمال ایتالیا گذراند.

        تردیدی نیست که در کارنامه فون کارایان لکه ای سیاه وجود دارد. او از همان اوان قدرت*گیری نازیان در آلمان، به عضویت حزب ناسیونال سوسیالیست درآمده بود. بنا به اسناد موجود او از آوریل یا مه سال ۱۹۳۳ عضو حزب بوده است. خود او در توجیه این اقدام گفته است که در سال ۱۹۳۵ به خاطر به دست آوردن منصب رهبری ارکستر آخن، به عضویت در حزب "ناچار" شده، زیرا گرفتن چنین پست مهمی بدون عضویت در حزب، امکان*ناپذیر بوده است.

        تحقیقات بعدی و از جمله دادگاه نورنبرگ که پس از جنگ توسط متفقین تشکیل شد و به پرونده بسیاری از فعالان نازی رسیدگی کرد، چیز مهمی از فعالیت سیاسی فون کارایان نشان نداد. گمان غالب این است که او به امور سیاسی علاقه*ای نداشته و تنها از روی "فرصت*طلبی" عضو حزب شده است.

        فون کارایان پس از پشت سر گذاشتن مشکلات سیاسی، که بیش از دو سال او را از فعالیت هنری دور نگه داشت، از سال ۱۹۴۸ به رهبری ارکستر برگشت و بارها و بارها در صحنه پراعتبار اسکالا در میلان، ارکستر فیلارمونیک لندن، اپراخانه وین و فستیوال زالسبورگ حضور یافت.

        در راس ارکستر برلین

        مرحله دوم یا اساسی*تر در زندگی هنری هربرت فون کارایان به سال ۱۹۵۴ و زمانی شروع شد که او مدیریت هنری ارکستر فیلارمونیک برلین را به عهده گرفت. در این سمت تازه بود که او نه تنها خود پیشرفتی پیوسته و خیره*کننده را در جهان موسیقی آغاز کرد، بلکه طی بیش از سی سال ارکستر فیلارمونیک برلین را به یکی از معتبرترین ارکسترهای جهان بدل کند.


        مرحله دوم یا اساسی*تر در زندگی هنری هربرت فون کارایان به سال ۱۹۵۴ و زمانی شروع شد که او مدیریت هنری ارکستر فیلارمونیک برلین را به عهده گرفت


        این در با یک تصادف به روی فون کارایان باز شد: در ۳۰ نوامبر ۱۹۵۴ ویلهلم فورت*ونگلر رهبر پرآوازه ارکستر سمفونیک برلین ناگهان درگذشت. ارکستر که یک رشته اجرا در آمریکا و کانادا برنامه*ریزی کرده بود، به رهبری تازه نیاز داشت. فون کارایان بی*درنگ این سمت را قبول کرد و با عقد قراردادی کم*سابقه رهبر مادام*العمر ارکستر شد.

        رشد ارکستر فیلارمونیک برلین و سرگذشت فون کارایان تا ۳۵ سال بعد و نزدیک مرگ او به هم گره خوردند. با کار با همین ارکستر بود که فون کارایان موفق شد بیشترین ایده*های موسیقی خود را تکامل بخشد و با فعالیتی پی*گیر و خستگی*ناپذیر اجراهای بیشماری را ضبط کند و به بازار بفرستد. گفته می*شود که او در میان رهبران ارکستر، بیشترین صفحه*های موسیقی کلاسیک را تولید کرده است.

        فون کارایان به عنوان "رهبر میهمان" با بیشتر ارکسترهای معتبر جهان همکاری کرده بود، اما به ارکستر برلین علاقه*ای ویژه داشت که ثمره همکاری طولانی او با این ارکستر بود: "چنین تفاهمی تنها با همکاری درازمدت میسر شد.... واقعیت این است که این ارکستر هر نت را با آگاهی عمیق و با احساس مسئولیت کامل اجرا می*کند... این ارکستر هر اثری را قبل از هر چیز، با قلب خود اجرا می*کند. برای این ارکستر یک نت موسیقی قبل از هر چیز یک تکه احساس است."

        سبک کار

        در رهبری ارکستر سبک فون کارایان، بیش از هر چیز با اصالت صوتی، شفافیت صدا و صراحت طنین شناخته می*شود. او به دنبال سنت رهبران محبوب خود آرتورو توسکانینی و فورت*ونگلر، سنجشگر دقیق و سخت*گیر هر نت و طنین هر صدای موزیکال بود.


        ارکستر برلین
        چنین تفاهمی تنها با همکاری درازمدت میسر شد.... واقعیت این است که این ارکستر هر نت را با آگاهی عمیق و با احساس مسئولیت کامل اجرا می*کند... این ارکستر هر اثری را قبل از هر چیز، با قلب خود اجرا می*کند. برای این ارکستر یک نت موسیقی قبل از هر چیز یک تکه احساس است


        فون کارایان

        منتقدی درباره او گفته است: "این آقای فون کارایان به شدت متعهد بود، هم نسبت به خود و هم نسبت به موسیقی و آهنگسازان. و به همان نسبت به شدت سخت*گیر بود، هم با خود و هم با اعضای ارکسترش. از بدعت*های بی*پایه گریزان بود، اما هرگز دنباله*روی یا تقلید نمی*کرد. قدرت بیانی هر اثر و روحیه آهنگساز را به طور عمیق حس می*کرد، و می*کوشید آن را در اجرا با ارکستر متبلور کند."

        منتقد دیگری درباره او گفته است: ”فون کارایان با تعمق در آثار موسیقی از آنها رازهایی بیرون می*کشید و سپس از ارکستر می*خواست که آنها را مترنم کند، اما او با این کار به حریم آهنگسازان تجاوز نمی*کرد. او می*توانست اوج*های اثر را بالاتر ببرد و گوشه* کنارهای آن را برجسته کند. آوازخوان*ها را می*فهمید و به آنها حرمت می*گذاشت، آوازها را به همراه آنها زمزمه می*کرد، با آنها نفس می*کشید و گوهر کلمات را احساس می*کرد. با بستن چشم*هایش تلاش می*کرد همه چیز را فراموش کند و سرراست به ژرف*ترین لایه*های موسیقی نفوذ کند.“

        دریافت حسی فون کارایان از آثار موسیقی، شناخت عمیق او از جزئیات هارمونی، حافظه بی*نظیر او و حضور قوی و اعتمادبخش او در میان ارکستر، به اجراهای او شور و حال خاصی می*داد.

        فون کارایان همواره با چشم بسته بر فراز ارکستر می*ایستاد. موقع رهبری نه به اعضای ارکستر نگاه می*کرد و نه به شنوندگان، اما با تمام وجود نزد آنها بود، چنانکه توضیح داده است: ”زیباترین لحظه موقعی است که بتوانید میان لحن ارکستر و نبض شنوندگان همنوایی ایجاد کنید. این سعادت بزرگی است که همیشه دست نمی*دهد، اما اگر به آن برسید، به هماهنگی کامل و اوج هارمونی رسیده*اید.“


        در ستایش کارایان
        فون کارایان با تعمق در آثار موسیقی از آنها رازهایی بیرون می*کشید و سپس از ارکستر می*خواست که آنها را مترنم کند، اما او با این کار به حریم آهنگسازان تجاوز نمی*کرد.


        یک منتقد موسیقی

        به نظر منتقدان مهارت فون کارایان بیشتر در رهبری آثار دوره رومانتیک، در موسیقی قرن نوزدهم و آثار آهنگسازانی مانند بتهوون و برامس، بروکنر و ریشارد واگنر تا پیتر چایکوفسکی بوده است. چنانکه در طول زندگی چهار بار آثار سمفونیک بتهوون را به طور کامل اجرا کرد. موسیقی کلاسیک مدرن، از ریشارد اشتراوس به بعد، از حیطه هنر او بیرون است.

        در کنار انضباط و سخت*گیری فون کارایان در کیفیت صوتی، باید از توجه خاص این رهبر ارکستر به امور و امکانات تکنیکی یاد کرد، و حتی از توجه منظم او به نکات فنی، که سبک کار او را در عنایت ویژه به صراحت و روشنی طنین اصوات تکمیل می کند. به علاوه می*توان گفت که او در صحنه*گردانی و بهره*برداری تجارتی از موسیقی کلاسیک نیز چیره*دست بود.

        هربرت فون کارایان سه بار ازدواج کرد. از ازدواج سومش (۱۹۵۸) صاحب دو دختر شد. فون کارایان در زندگی خصوصی نیز پرشور و گاه جنجال*آفرین بود. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۹ در شهرک آنیف در نزدیکی زالسبورگ درگذشت.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #424
          همايون شجريان با همراهی گروه دستان، سه*بار آواز ايرانی*شان را در هلند سر می*دهند.

          به گزارش خبرنگار بخش موسيقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين گروه، ۲۵ بهمن در آنت ورپن، ۲۷ بهمن در آمستردام، ۲۸ بهمن در دن*هاگ کنسرت گروهی*شان را به*صحنه می*برند.

          قرار است گروه دستان در اين برنامه*ها قطعه*های نسيم وصل، ناشکيبا، شوق دوست، نقش خيال، را اجرا می*کنند.

          پژمان حدادی نوازنده*ی تنبک، حميد متبسم تار و سه*تار، حسين بهروزی*نيا بربط، بهنام سامانی دف، دمام و کوزه و سعيد فرج*پوری نوازنده*ی کمانچه اعضای اصلی گروه موسيقی "دستان" هستند.


          iran

          Comment

          • atenara
            Newbie
            • Apr 2008
            • 1

            #425
            yeah... if u like paula deanda , there is a compilation series you should check out called "Euro Club Hits" --

            it's pretty clear that dance music is coming back around the world -- just check the recent big American hip-hop and R&B hits which are clear rip-offs of the european dance style.....

            here's the direct iTunes link to the "Euro Club Hits" series.....

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #426
              استاد محمد کریم هروی، دوتار نواز نامدار افغانستان که بیش از نیم قرن به نواختن انواع تار و آموزش آنها به جوانان علاقه مند مشغول بود، اکنون هفتاد ساله شده است.
              او در این اواخر، به کمک موسسه فرهنگی - هنری آقاخان، کار تدریس موسیقی سنتی به جوانان علاقه مند در شهر هرات را ازسر گرفته است.

              محمد کریم آموختن موسیقی را از سن ده سالگی آغاز کرد و در جوانی آواز هم می خواند. او اکنون سالهاست که به نواختن انواع تارها مشغول است و بیش از همه به نواختن دوتار خوگرفته است هر چند رباب، سه تار، چهارتار، دلربا، قیچک، سرود، سارنگ، دنبوره (تنبور) سنتور، چنگ، طبله و هارمونیه هم به خوبی می نوازد.

              زاده هنر

              استاد محمدکریم هروی در سال ۱۹۳۸ در محله قبچاق در شمال شرق شهر هرات، در خانواده ای هنرمند زاده شد.

              پدرش محمد رحیم هروی در تردستی (شعبده بازی) زبردست بود و پدر کلانش غلام محی الدین در نوازندگی چهارتار مهارت داشت و از نخبگان عصر خود بشمار می رفت.


              استاد محمد کریم هروی را پدر "دوتار هراتی" می نامند
              او در سال ۱۹۵۶ رسماً به استخدام رادیوی مرکزی افغانستان در کابل در آمد و مدت ۱۵ سال در رادیوی افغانستان به عنوان نوازنده دوتار مشغول به کار بود.

              در هنگام اجرای وظیفه رسمی در کابل، استاد محمد کریم در 'ارکستر درجه اول' کار می کرد و تقریباً در تمامی مراسم و دعوت های رسمی دولت، به همراه اعضای گروه خود، شرکت می کرد.

              آیزن هاور رئیس جمهور آمریکا، نیکیتا خروشچوف رهبر شوروی سابق، لیو شوچی رئیس جمهور چین، ژنرال بابا رئیس جمهور ترکیه، محمدرضا پهلوی پادشاه ایران، و چندین هیات رهبری دیگر که از کسانی بودند که استاد محمد کریم در برابر آنها هنرنمایی کرده است.

              او همچنین سفرهای هنری بسیاری به کشورهای هند، ترکیه، ایران، پاکستان و جمهوری های مختلف شوروی سابق انجام داده است.

              استاد محمد کریم هروی، جوایز متعددی از دست شخصیت های مختلف، از جمله محمدظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان و محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران دریافت کرده و بارها از سوی وزطارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و صدا و سیمای ایران، مورد تشویق قرار گرفته است.

              او می گوید شاگردی استادان بزرگ موسیقی افغانستان همچون محمد حسین سرآهنگ، محمد عمر رباب نواز، محمد هاشم طبله نواز، محمد اکرم روح نواز، فقیر حسین سارنگ نواز، غلام نبی دلربا نواز و محمد انور شاهین، از افتخارات زندگی هنری اوست.

              بازنشستگی


              استاد محمد کریم (سمت راست) در گروه هنری رخشانه
              محمد کریم هروی پس از بازنشستگی از کار در ارکستر رادیوی افغانستان، در محله تاریخی "بازار عراق" در شهر هرات، به فروشندگی پرداخت و بعدها، به استخدام شرکت پخته هرات درآمد.

              استاد محمد کریم، مدتی نیز در ادارات دولتی آبرسانی و تصدی (شرکت) باربری کاماز مشغول به کار شد، اما در هنگام اجرای وظیفه، روزانه به مدت دو ساعت به استادان دارالمعلمین هرات موسیقی تدریس می کرد.

              او در سال ۱۹۷۵ رهبری سه گروه هنری را در کاخ پیشاهنگان، سازمان جوانان و مدیریت تیأتر به عهده داشت. اعضای این گروه ها که دارای یونیفورم مخصوص بودند ارکستر های محلی و ملی اجرا می کردند.

              در زمان حکومت طالبان، استاد محمد کریم هروی مجبور به مهاجرت شد و مدت دوسال در پاکستان زندگی می کرد. در آنجا هم، او به عنوان نوازنده دوتار در رادیو تلویزیون پیشاور ایفای وظیفه می کرد.

              دوتار هراتی


              استاد محمد کریم، در این اواخر تدریس موسیقی سنتی را ازسر گرفته است
              استاد هروی، از تاریخ اول سپتامبر سال ۲۰۰۶، به کمک موسسه فرهنگی - هنری آقاخان در شهر هرات، آموزش موسیقی سنتی، از جمله دوتار، رباب و دلربا را ازسر گرفته است.

              استاد محمد کریم هروی را پدر "دوتار هراتی" می نامند، چون وی دوتار خراسانی را که دارای دو سیم و یا تار بود، تبدیل به چهارده تار نمود که اکنون آن را به نام دوتار هروی مشهور است.

              او این ابتکار را، زمانی که در استخدام رادیو افغانستان بود روی دست گرفت، علت آن این بود که دوتار خراسانی به علت کم بودن شمار تارهایش، به جز چند آهنگ محلی خراسانی، با دیگر سبک های موسیقی و راگ مانند کلاسیک، غزل و غیره همخوانی نداشت و نمی توانست صداهای مورد ضرورت در آهنگ های مختلف را تولید کند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #427
                کنسرت ارکستر موسیقی ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و دو رهبر دیگر از ۴ تا ۶ اردیبهشت ماه در تالار وحدت برگزار می شود.
                این نخستین بار بعد از ۱۰ سال است که دو رهبر دیگر در یک کنسرت، فخرالدینی را در رهبری ارکستر همراهی می کنند.

                اجرای ارکستر ملی بعد از ماه ها تعطیلی مناسبت دیگری نیز دارد که جشن ۱۰ سالگی تشکیل این ارکستر است.

                کنسرت ارکستر ملی با ۵ قسمت از "سوئیت آفرینش" ساخته فرهاد فخرالدینی آغاز می شود. در ادامه سه قطعه در مدح پیامبر اسلام اجرا می شود.

                همچنین قطعه "لولاک" از ساخته های مازیارحیدری به رهبری خود او، "معراج" ساخته علی اکبر قربانی به رهبری فخرالدینی و همچنین قطعه "محمد آخرین مرسل" ساخته شهرام توکلی با رهبری خود او نیز اجرا می شود و قطعه پایانی گزیده ای از موسیقی سریال امام علی از ساخته های فخرالدینی است که با عنوان "علی ای همای رحمت" اجرا خواهد شد.

                علی مینوسپهر به عنوان خواننده دراجرای برخی قطعات با گروه همراه است که قطعه "معراج" با شعری از شیخ بهایی را اجرا می کند و در ادامه به اتفاق گروه کر قطعه همای رحمت را می خواند.

                ارکستر ملی قرار بود از سال گذشته تور کنسرت های خود را علاوه بر تهران به شهرستان ها نیز گسترش دهد و در شهرهای دیگر نیز به روی صحنه برود. سرآغاز این کنسرت ها، شهر تبریز بود که شهریور ماه گذشته به دلیل فوت نماینده مجلس خبرگان رهبری در تبریز لغو شد و دیگر کنسرت های ارکستر در شهرهای دیگر را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد این ارکستر همچنان پایتخت نشین باقی بماند.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #428
                  آهنگساز و سنتورنواز ایرانی هنرمند سال اسلو شد


                  شهردار اسلو (راست) جاوید افسری راد را از پیشتازان موسیقی ملل در نروژ خواند
                  شهرداری اسلو پایتخت نروژ به جاوید افسری راد، آهنگساز ایرانی و نوازنده سنتور عنوان هنرمند سال این شهر را داد.
                  آقای افسری راد ۴۴ ساله از سال ۱۹۸۶ به نروژ مهاجرت کرده و سال گذشته نیز رادیو تلویزیون نروژ وی را به عنوان آهنگساز سال برگزیده بود.

                  فابیان استانگ، شهردار اسلو در برنامه اهدای جایزه هنرمند سال این شهر به افسری راد گفت که این هنرمند ایرانی به دلیل فعالیت ارزنده ای که در آهنگسازی و گسترش موسیقی داشته به عنوان هنرمند سال برگزیده شده است.

                  شهردار اسلو، افسری راد را نوازنده ای چیره دست، آهنگسازی خلاق و هنرمندی با ارزش خواند و گفت که وی از پیشتازان موسیقی ملل در نروژ است و اجرای طرحهای متعدد او در زمینه های چندفرهنگی قابل تقدیر است.

                  جاوید نوازندگی سنتور را از نوجوانی در اصفهان آغاز کرده و جوهر موسیقیای وی در کلاسهای بزرگانی چون فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان شکل گرفته است.

                  وی پس از مهاجرت به نروژ موسیقی را ادامه داد و دانش آموخته رشته موسیقی از دانشگاه اسلو است.

                  آقای استانگ از قطعاتی که این آهنگساز برای ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ ساخته نیز به عنوان اثری بسیار زیبا یاد کرد.

                  این آثار شامل هفت قطعه است که آقای افسری راد در در مایه های شور، اصفهان، بیات شیراز، سه گاه، مثنوی نوا و چهارگاه ساخته و ارکسترسمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ به اجرا در آورده است.



                  جاوید افسری راد همراه با گروه سازهای کوبه ای ضرباهنگ برای اجرای هشت کنسرت در آمریکا به سر می برد



                  شهردار نروژ با ذکر اینکه جاوید افسری راد به دلیل حضور در برنامه های از پیش تعیین شده اش در نروژ نیست، جایزه و لوح تقدیر مربوط را به برادر این هنرمند سپرد.

                  در این مراسم، جوایزی نیز به سه هنرمند نروژی و یک گروه تئاتر آفریقایی به خاطر فعالیتشان در یک سال گذشته در شهر اسلو اهدا شد.

                  جاوید افسری راد به همراه گروه ضربانگ در آمریکا به سر می برد، پیش از سفرش، شهردار اسلو وی را به دفتر خود دعوت کرد و شخصاً انتخاب او را به عنوان هنرمند سال تبریک گفت، شهردار اسلو در این دیدار از کار تازه جاوید افسری راد با عنوان کنسرت مولانا رومی تجلیل کرد.

                  کنسرت مولانا رومی را گروهی از هنرمندان ایرانی و شش نوازنده برجسته نروژی، نوامبر گذشته در اسلو اجرا کردند، این کنسرت در آوریل گذشته نیز در مادرید پایتحت اسپانیا به اجرا درآمد که با استقبال قابل توجهی روبرو شد.

                  آثار به اجرا درآمده در این کنسرت بر اساس سروده های جلاالدین محمد بلخی عارف و شاعر پارسی گوی ساخته شده و سالار عقیلی خوانندگی این آثار را برعهده داشت.

                  گروه ضربانگ که جاوید افسری راد به همراه آن در آمریکا به سر می برد، از مهمترین گروههای سازهای کوبه ای ایرانی است و آقای افسری راد تنها نوازنده ساز ملودیک آن است.

                  این گروه از دیشب (پنجشنبه) با اجرایی در مرکز فرهنگی شیکاگو دوره کنسرتهای خود را در آمریکا شروع کرده است.

                  پژمان حدادی، علیرضا پیروزنیا، بهنام و رضا سامانی و مهرداد اعرابی از نوازندگان برجسته سازهای کوبه ای ایرانی، دیگر اعضای گروه ضربانگ در کنسرتهای آمریکا و کانادا هستند و مرشد مهرگان با ضرب و زنگ زورخانه و آواز آنان را همراهی می کند.

                  این گروه هشت کنسرت در شهرهای آمریکا اجرا می کند و سپس برای برگزاری سه کنسرت به کانادا خواهد رفت.



                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #429
                    ۱۳ سال از آخرین باری که اعضای گروه شیدا دور هم جمع شدند تا آلبومی ضبط و کنسرتی در خارج از ایران برگزار کنند، می گذرد.
                    بعد از بیش از یک دهه، ۲۶ اردیبهشت ماه شیدا یک بار دیگر روی صحنه حاضر شد، اما به جز دو نفر یعنی محمدرضا لطفی پایه گذار گروه و فرخ مظهری نوازنده تار همه اعضای قدیمی جای خود را به نوازندگان و خوانندگان جدید و جوان داده بودند.

                    شیدا درسال ۱۳۵۲ تشکیل شد و آثار ماندگاری را در موسیقی اصیل ایرانی خلق کرد اما بعد از یک دهه فعالیت و قبل از اینکه دهه شصت به نیمه برسد، منحل شد. از آن زمان تا حالا تشکیل دوباره اش یکی از دغدغه های محمدرضا لطفی بوده است.

                    شیدای قدیم متشکل از لطفی و محمدرضا شجریان، عبدالنقی افشارنیا، پشنگ کامکار، مجید درخشانی، اسماعیل صدقی آسا، زیدالله طلوعی، هادی منتظری و درویش رضا منظمی، بیژن کامکار و ارژنگ کامکار به عنوان نوازندگان ثابت و دیگر خوانندگان و نوازندگانی که در گروه ثابت نبودند، بعد از بیش از یك دهه به خواست لطفی تبدیل به سه گروه بازسازی شیدا، بانوان شیدا و همنوازان شیدا شد که ۲۶ و ۲۷ اردیبهشت ماه برای اولین بار در تالار وزارت کشور برنامه اجرا کردند.

                    بیشتر اعضا که در مجموع به جز لطفی، ۳۳ نوازنده و سه خواننده هستند، از میان هنرجویان موسیقی در مکتب خانه میرزاعبدالله که متعلق به لطفی است، انتخاب شده اند.

                    لطفی می گوید: "اگرچه در ترکیب فعلی گروه های شیدا، کمتر به نام آشنای هنرمندان گروه اولیه شیدا بر می خوریم اما بر این باورم که این آرایش جدید با توجه به عشقشان به موسیقی قادر خواهند بود همچون گروه شیدای اولیه راه پیشرفت را طی کنند. باید توجه داشت که حد توانایی فنی و سواد ردیفی این افراد بیش از اعضای اولیه گروه شیداست که در سال ۵۲ تشکیل شد."

                    تالار کشور و امکانات محدود

                    تالار کشور متعلق به وزارت کشور که هدف از ساخت آن برگزاری همایش و سمینار و نه اجرای زنده موسیقی بوده است، از نظر آکوستیک مناسب نیست، دیوارهای بتونی و سقفی که با برش های فلزی فرش شده است، مانع از پخش و شنیدن صدای ساز و آواز به صورت مطلوب می شود.

                    اگر چه در کنسرت گروه های شیدا امکانات شنیداری در تالار بهتر شده و موسیقی با کمتر صداهای مزاحم از قبیل صدای تهویه ها و سوت کشیدن میکروفون ها به گوش می رسید، اما هنوز فکری به حال نقاط کوری که صحنه اجرا را از نگاه مخاطب پنهان می کند، نشده است.




                    این نقاط کور در تالار کشور کم نیستند و شنونده تا لحظه ای که روی صندلی خود ننشیند نسبت به آن آگاه نیست و حتی قیمتی که برای بلیت می پردازد، چندان تفاوتی با قمیت بلیت در مکان هایی که مشرف تر به صحنه هستند، ندارد.

                    دیواره بتونی که جلو بالکن ها تا نیمه بالا آمده است، دیدن صحنه اجرا را مشکل تر می کند و مخاطبان برای دیدن نوازندگان باید نیم خیز شوند، در غیر این صورت باید اجرا را از چهار مانیتور که بر دیوارهای تالار نصب شده است، دنبال کنند.

                    حسین علیزاده که سال گذشته به همراه گروه هم آوایان در این تالار به روی صحنه رفت، بعد از کنسرت اعلام کرد که دیگر در این تالار کنسرتی اجرا نخواهد کرد و محمدرضا لطفی که سال گذشته به اجرا در تالار کشور انتقاد داشت و ترجیح داده بود به جای این تالار، اولین کنسرت خود را بعد از ۲۵ سال در فضای باز کاخ نیاوران اجرا کند، امسال از روی ناچاری در تالار کشور به روی صحنه رفت. به دلیل اینکه این تالار، تنها مکان اجرای موسیقی با ظرفیت چهار هزار نفر است.

                    گروه بازسازی شیدا

                    بازسازی شیدا اولین گروه از گروه های سه گانه بود که در تالار کشور به روی صحنه رفت. بازسازی متشکل از شش نوازنده و یک خواننده که محمدرضا لطفی با سه تار آنها را همراهی می کرد، به اجرای قطعاتی در ابوعطا پرداختند.

                    این اجرا از پیش درآمد درویش خان به روایت میرزاقلی خان نوروزی آغاز شد و با رنگ حسین خان اسماعیل زاده به پایان رسید. به گفته لطفی گروه بازسازی شیدا در تداوم کارهای خاتمه نیافته شیدای اولیه شکل گرفته است: "باید در هر بازسازی احساس دوران از طریق مجریان به قطعات قدیمی دمیده شود. گروه بازسازی شیدا تلاش دارد با نظارت من راه اجتماعی تر شدن این روش را هموار کند."

                    ضربی از حبیب سماعی، ساز و آواز حجاز، تصنیف قدیمی به روایت عبدالله خان دوامی با شعر سعدی و تصنیف حجاز از ساخته های قدیمی با شعر حافظ از دیگر قطعاتی بودند که در این بخش اجرا شدند.




                    امیر اثنی عشری، خواننده گروه صدایی زیر و شکل نگرفته داشت که اگر چشمتان را می بستید تصور می کردید نوجوانی در حال آواز خواندن است.

                    گروه بانوان شیدا

                    گروه بانوان از ۱۲ نوازنده زن به همراه علیرضا شاه محمدی خواننده گروه تشکیل شده است. گروه بازسازی که برنامه خود را اجرا کرد و از صحنه بیرون رفت، بانوان شیدا با لباس هایی یک دست روی تشکچه هایی که روی صحنه موکت شده، قرار داشت، نشستند و لطفی مشغول درست کردن میکروفون های آنها شد.

                    در طول اجرای بانوان که در ماهور بود، لطفی صرفاً برای همراهی حضوری کمرنگ داشت و آرام آرشه به کمانچه می کشید.

                    در این بخش قطعاتی اجرا شد که همگی از ساخته های لطفی بودند. مثل ترتیب اجرای قبل، برنامه با پیش درآمد شروع شد و با رنگ پایان گرفت. ساز و آواز با شعر سعدی، دونوازی تار، چهارمضراب همراه با آواز، فیلی، دلکش، فرود و تصنیف آن دلبر من قطعات دیگری بودند که گروه بانوان شیدا اجرا کرد.

                    لطفی در بروشور اجرا نوشت: "آثار این کنسرت با موسیقی های دیگر که توسط من ساخته شده، در عرصه فرم تفاوتی نمی کند و در شرایط کنونی آگاهانه انتخاب شده است."

                    گروه همنوازان شیدا

                    همه می دانستند که مهمترین بخش کنسرت، بخش آخر آن است که لطفی در کنار همنوازان شیدا حضوری پرثمرتر داشت. همنوازان شیدا از ۱۵ نوازنده و یک خواننده تشکیل شده است.




                    این گروه که حضوری بیشتر از دو گروه قبل روی صحنه داشت، برنامه خود را در دشتی اجرا کرد. برنامه ای که شامل قطعات منتشر نشده لطفی بود که برای اولین بار به گوش می رسید و در میان آنها آهنگساز،برای اولین بار شعری با نام "ایران وطنم" سروده بود.

                    پیش درآمد دشتی، تکنوازی، چهارمضراب، ساز و آواز با شعر حافظ، قطعه اوج همراه با آواز با شعر مولانا، ساز و آواز با شعر حافظ، تصنیف ایران وطنم، ساز آواز و دوبیتی خوانی با اشعار باباطاهر و تصنیف مژده بده با شعر ه.الف. سایه و رنگ به ترتیب در این بخش با صدای محمد معتمدی اجرا شدند.

                    در هر سه بخش کنسرت تکنوازی ها بسیار کوتاه و سوال و جواب بین ساز و آواز ناچیز بود و دلیل آن خسته شدن کمتر مخاطبان.

                    هر سه بخش چارچوب مشخصی داشت که باعث شده بود، اجرا یکنواخت شود. شاید بهترین توصیف برای این کنسرت، تصویری بود که روی دیواره ای پشت سر نوازندگان نقش بسته بود. کویری با تپه های ماهوری بسیار که اگرچه در آغاز چشم را نوازش می دهند اما بعد از مدتی به یکنواختی می رسند.

                    لطفی در سال ۱۳۸۴ و قبل از اینکه کنسرت های جدیدش را آغاز کند، گفته بود که به اجرای زنده موسیقی در ایران نگاه آرمانی دارد. هدف او اجرایی آموزشی است که در آن جوانان نکات بیشتری را در موسیقی یادبگیرند و در پایان از اعضای گروه سوال های خود را بپرسند.

                    او گفته بود که مهمترین بخش اجرا برای او بخش پایاتی است که با مخاطبان صحبت می کند و به سوال های آنها جواب می گوید. اما این بار لطفی به همراه نوازندگان خیلی زود صحنه را ترک کرد و سوال های بسیاری را بی جواب گذاشت.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #430
                      شکیرا و ریکی مارتین برای کودکان فقیر خواندند


                      شکیرا پیش از این نیز در برنامه های خیریه شرکت کرده است
                      ستارگان موسیقی اسپانیایی زبان برای کمک به کودکانی که در فقر زندگی می کنند، دو کنسرت خیریه در مکزیک و بوئنوس آیرس برگزار کردند.
                      دهها ستاره موسیقی لاتین از جمله شکیرا و ریکی مارتین در این دو کنسرت که قرار است همزمان برگزار شود، شرکت کردند.

                      درآمد حاصله از این دو کنسرت در اختیار سازمان خیریه حرکت همبستگی آمریکای لاتین (آلاس) قرار گرفت.

                      شکیرا پیش از برپایی این کنسرت توانست دویست میلیون دلار از دو میلیونر مکزیکی و آمریکایی برای این سازمان خیریه دریافت کند.

                      شکیرا گفت که اگر برای کودکان فقیر آمریکای لاتین سرمایه گذاری شود، کشورهای منطقه منفعت زیادی خواهند برد.

                      این خواننده کلمبیایی که پیش از این نیز در برنامه های خیریه شرکت کرده افزود: "مساله جالب این است که آمریکای لاتین سه برابر آنچه جمعیت آن نیاز دارد، تولید می کند و ریشه کنی فقر در این منطقه، کاری شدنی است."

                      آلاس در سال 2006 برای ریشه کنی فقر تاسیس شد. فقر در آمریکای لاتین سالانه 350 هزار کودک را می کشد. سی و پنج میلیون کودک در این منطقه در فقر به سر می برند.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #431
                        Iran's renowned Nour music ensemble is scheduled to perform medieval songs at the Cenac and Moissac festivals in southern France.

                        Led by the celebrated Iranian composer Christophe Rezai, the ensemble will perform pieces from their first album, ALBA, along with their Cantigas de Santa Maria repertoire.

                        The Cantigas de Santa Maria (songs to the Virgin Mary), composed of 420 poems written in Galician-Portuguese, are considered one of the largest collections of monophonic (solo) songs from the Middle Ages.

                        The Cenac and Moissac music festivals are held every summer in southern France, where international participants present baroque and medieval music.

                        The Nour ensemble consists of Iranian and French artists. The group's works are a combination of traditional Persian and European music.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #432
                          برای نخستین بار مجموعه آهنگ های استاد محمد حسین سراهنگ، آوازخوان نامدار افغانستان، در قالب شصت آلبوم جداگانه منتشر شد.
                          این مجموعه که در شصت سی دی جداگانه به کوشش محمدظاهر سپاس منتشر شده، دربر گیرنده تمامی آثار صوتی استاد محمد حسین سراهنگ آست.

                          آهنگ های این مجموعه توسط گرد آورنده در چند بخش غزل خوانی، محلی خوانی، کلاسیک و آهنگ های "شیر و شکر" (آهنگ های اردو و فارسی) تفکیک شده است.

                          غزل خوانی

                          بیشترین بخش این مجموعه را غزل خوانی استاد سراهنگ تشکیل می دهد. ۱۶ آلبوم این مجموعه که در حدود ۱۲۰ آهنگ است به غزل های میرزا عبدالقادربیدل اختصاص یافته است.

                          در بخش بیدل خوانی، آهنگ های خانقاهی، آهنگ های رادیویی، آهنگ های محفلی (اجرای خصوصی) و کنسرت هایی که در بخارا، هند و افغانستان اجرا شده، آمده است.

                          تعدادی از آهنگ های این بخش اگر چه تکراری است ولی در سبک های متفاوتی اجرا شده است.

                          بعد از غزلهای بیدل، بیشترین غزل هایی که استاد سراهنگ خوانده، از واقف لاهوری است که در۴ آلبوم جداگانه در این مجموعه گردآوری شده است.



                          در دو آلبوم دیگر نیز، غزل هایی از صائب تبریزی، مولانای بلخی، حافظ و سعدی با صدای استاد سراهنگ گنجانده شده است.

                          در بخش غزلهای، شامل چهار آلبوم، استاد سراهنگ، غزلهایی از غلام محمد نوید، محمد حسین شهریار، مولانای جامی، عبدالحق بیتاب، شقایق جمال، صوفی عشقری، غلام سرور دهقان، شامل چنداولی، رهی معیری، مستان شاه کابلی، سلیم تهرانی و فخرالدین عراقی اجرا کرده است.

                          راگها

                          چهارده آلبوم این مجموعه نیز به آثار کلاسیک سراهنگ اختصاص یافته است که بعد از غزلها، بیشترین بخش آثار استاد را در این مجموعه تشکیل می دهد.

                          آهنگهای کلاسیک و راگهای استاد سراهنگ در حدود ۶۰ آهنگ است که در سبک های مختلفی اجرا شده که تعدادی از این آثار کنسرت هایی است که وی در هند اجرا کرده است.

                          آهنگهای شیر و شکر، آهنگ های محلی، آهنگ های دوگانه ای که با استاد مهوش و احمد ولی اجرا شده، بخش دیگری از این مجموعه است.



                          در آلبوم اول این اثر، پیرامون این مجموعه و همچنین آهنگهای استاد سراهنگ توضیحاتی شنیده می شود و در بخشهای پایانی نیز دو آلبوم به زندگی نامه و آثار استاد سراهنگ اختصاص یافته است که برنامه رادیویی (ترازوی طلایی) و گفتگوی عبدالوهاب مددی با استاد سراهنگ از مهم ترین این بخش از مجموعه می باشد.

                          در این مجموعه همچنین سخنان عبدالحمید اسیر (معروف به قندی آقا)، از بیدل شناسان نامدار افغانستان نیز آمده است. قندی آقا که معلم محمدحسین سراهنگ بوده، پیرامون شخصیت شاگردش سراهنگ سخن گفته است.

                          اولین

                          برای اولین بار است که که چنین مجموعه وسیعی از آهنگهای استاد سراهنگ به صورت مرتب و منظم منتشر می شود و آنگونه که گردآورنده نیز در مقدمه این اثر گفته، وی تمام تلاش خود را کرده است که مجموعه ای کامل از آثار استاد را منتشر کند ولی هیچ بعید نیست که آهنگهای دیگری نیز از آثار او وجود داشته باشد که در این مجموعه نیامده است.

                          تلاش برای بهبود کیفیت آهنگها، و مرتب ساختن آنها بر اساس نام شاعر و محتوای اثر از دیگر کارهایی است که به وسیله گردآورنده انجام شده، هرچند که بعضی از آثار از کیفیت خوبی بر خوردار نیستند و بعضی از غزلها هم نام شاعران آن مشخص نشده است.



                          استاد سراهنگ آواز خوان بزرگ افغانستان بوده که بیش از ۴۰۰ آهنگ از او برجای مانده است. وی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در کابل متولد شد و سالها در هند نزد استاد عاشق علی شاگردی کرد. وی علاوه بر افغانستان در هند هم از اعتباره و محبوبیت ویژه ای برخوردار بود.

                          نهادهای هنری افغانستان و هندو او را استاد مسلم موسیقی می دانستند و القاب مهمی به او داده بودند.

                          استاد سراهنگ در۱۶ جوزای سال ۱۳۶۱ خورشیدی در کابل درگذشت.

                          گفتنی است که از محمدظاهر سپاس، سال گذشته مجموعه کامل آثار احمدظاهر، دیگر آوازخوان نامدار افغانستان نیز منتشر شد.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #433
                            آهنگ سلین دیان در راس فهرست 'بدترین ها'



                            نتایج یک نظرسنجی نشان می دهد که بازخوانی یک ترانه گروه ای سی دی سی توسط سلین دیان به عنوان بدترین ترانه انتخاب شده است.
                            بازخوانی آهنگ you shook me all night long طی نظرسنجی مجله توتال گیتار به عنوان بدترین آهنگ انتخاب شده است.

                            استفن لاوسن، سردبیر این مجله موسیقی، بازخوانی ( cover) را به مثابه توهین به مقدسات خوانده است.

                            کارشناسان، بازخوانی آهنگ all along watchtower از سوی جیمی هندریکس را بهترین اجرا دانسته اند.

                            سلین دیان؛ خواننده چهل ساله کانادایی این آهنگ گروه AC/DC را به مدت شش سال در مجموعه کنسرت های خود در لاس و گاس اجرا کرد اما هرگز آن را برای پخش رسمی ارائه نکرد.

                            اجرای شوگابیبز ( Sugababes) از آهنگ walk this way آئرواسمیت در لیست بدترین ها در رده دوم قرار گرفته و آهنگ more than words از گروه راک اکستریم با اجرای وست لایف نیز در رده سوم قرار گرفت.

                            در میان بهترین اجراهای بازخوانی نیز اجراهایی از بیتلز و گانزنروزز دیده می شود.

                            اجرای نیروانا از آهنگ the man who sold the worl دیوید بووی و feeling good از نینا سیمون با اجرای میوز در فهرست بهترین بازخوانی ها دیده می شود.



                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #434
                              در طی نه ماه اخیر آلبوم "مغلوب" ( Overpowered) اثر "روشین مورفی" (Roisin Murphy) در دنیای موسیقی نظر منتقدان را روز به روز بیشتر به خود جلب کرده است.
                              گهگاه آلبومی از راه می رسد که با گذشت زمان نه تنها از جذابیتش کاسته نمی شود بلکه بیشتر جای پای هنرمند خالق خود را محکم تر می کند. مورفی با آلبوم مغلوب موفق به خلق یکی از بهترین آلبوم های سال های اخیر شده است.

                              از مغلوب بیشتر به عنوان یک آلبوم ظریف و پیجیده پاپ sophisticated pop و یا پاپ بزرگسالان Adult pop نام می برند. به این معنا که ترانه و موسیقی از کیفیت و عمق بیشتری بر خوردار است و به سوژه و تم هایی که بیشتر بزرگسالان با آنها سر و کار دارند می پردازد.


                              نمونه هایی از آلبوم مغلوب
                              Parallel Lives
                              Overpowered
                              Scarlet Ribbons
                              Body Language

                              موسیقی آلبوم مغلوب در سبک موسیقی رقص است. به همین خاطر از آن به عنوان یک آلبوم موسیقی رقص هم نام برده شده است . ولی این آلبوم با آثارهای گروه هایی که موسیقی رقص یا موسیقی کلوب (Club Music) تهیه می کنند متفاوت است.

                              در اینجا موسیقی رقص وسیله ای است برای انتقال ترانه های مورفی. مورفی براحتی می توانست ازهر نوع سبک موسیقی دیگری برای ترانه های خود استفاده کند.به عبارت دیگر ترانه های مورفی محور آلبوم هستند. در حالی که در آلبوم های گروه های رقص، اصل بر موسیقی است.




                              این دومین آلبوم روشین مورفی خواننده ایرلندی است. اولین آلبوم وی "روبی بلو" Ruby Blue در سال 2006 به بازار ارائه شد که علیرغم استقبال گرم منتقدان از آن، در بازار نا موفق بود.

                              عدم موفقیت "روبی بلو" در بازار بیشتر به دلیل موسیقی پیشرو و آزمایشی آن بود تا کیفیت پائین آن. "متیو هربرت" Matthew Herbert تهیه کننده آن ریتم های شکسته الهام گرفته از موسیقی جاز و صدا و سازهایی که بطور آزمایشی تنظیم شده بودند را مانند پتویی به دور صدا و ترانه های مورفی پیچیده بود.

                              در آن زمان هیچ آلبومی با همچنین فضایی به بازار ارائه نشده بود. موسیقی آن عامه پسند نبود و مورفی در آن زمان هنوز به شهرت نرسیده بود. اگر روبی بلو توسط بیورک Bjork به بازار ارائه شده بود از آن به عنوان یک شاهکار نام می بردند.

                              مورفی بعد از نا موفقی "روبی رو" بر می گردد به سوی ریشه های خود در موسیقی رقص( او قبلا خواننده گروه "مولوکو" Moloko بود که با دو تک آهنگ Sing It Back و The Time Is Now به شهرت رسید). با الهام گرفتن از موسیقی زمانی که در کلوپ ها با آنها می رقصید و همکاری با جمعی از تهیه کنندگان شناخته شده این سبک مانند Bugz in the Attic و Groove Armada آلبوم خود را تهیه می کند.

                              نقطه قوت کار مورفی بعد از گوش دادن تمام آلبوم واضح تر است.

                              با اینکه موسیقی آلبوم از سبک های مختلف موسیقی رقص استفاده می کند ولی هیچ وقت انسجام خود را از دست نمی دهد. شنونده احساس نمی کند که آلبوم از تعدادی آهنگ رقص یکی پس از دیگری تشکیل شده است. بلکه ترانه ها و صدای مورفی مانند نخی که نگین های یک گردن بند را به هم وصل می کند، از قطعات پراکنده، کلیت اثر را شکل می دهد.

                              البته از سیزده آهنگ آلبوم تقریبا ده آهنگ آن را می توان به عنوان تک آهنگ به بازار ارائه کرد. این، نشان دهنده کیفیت کل آلبوم است. زیرا بین منتقدان و کمپانی های موسیقی تعداد آهنگ هایی که به عنوان تک آهنگ قابلیت ارائه شدن به بارار را دارند میانگین کیفیت یک آلبوم قرار می گیرد.

                              این به این دلیل است که تک آهنگ ها باید خود کامل باشند و برای تکمیل خود احتیاجی به بقیه آلبوم نداشته باشند.




                              در این آلبوم به نظر می رسد که مورفی آگاهانه با آهنگ هایی مانند Movie Star و Cry Baby که کاملا در قالب موسیقی پاپ هستند به شنونده خود توانایی خود را در این سبک به نمایش گذاشته ولی بلافاصله با آهنگ هایی مانند Overpowered, Parallel Lives, Body Language جهت را تغییر می دهد و از این سبک فاصله می گیرد.

                              گویی مانند کسی که می خواهد به کسی دیگر شنا بیاموزد او را از عمق کم به عمق زیاد می برد. مورفی در واقع می گوید بله من می توانم این کار را بکنم ولی این جوهر موسیقی من نیست، از این سو باید به دنبال من بیایید.

                              این امر نمایانگر اعتماد به نفس و شجاعت مورفی است. زیرا برای این آلبوم او با کمپانی بزرگ موسیقی EMI قرار داد بسته است.

                              در این نوع کمپانی ها هنرمندان زیر فشار زیادی برای تولید آلبوم هایی با فروش های میلیونی هستند و این نا خوداگاه بسیاری از هنرمندان را به سوی موسیقی پاپ هدایت می کند. مورفی قادر بود که تمام آلبوم را از آهنگ های پاپ عامه پسند پر کند ولی این راه را انتخاب نکرد.

                              در واقع مورفی هنرمندی است منحصر به فرد در دنیای موسیقی پاپ. موسیقی، شکل ویدیو های او در هیچ جا به طور مشخص برای جلب توجه تهیه نشده است. موسیقی و ویدیوها ادامه ای از شخصیت او است و فروش آلبوم سمت و سوی موسیقی و کار هنری او را تایین نمی کند.

                              با ارائه آلبوم مغلوب به بازار روشین مورفی مانند فانوسی گوشه ای از دنیای تاریک و یکنواخت پاپ را روشن کرده است این به عهده دیگران است که به دنبال او بروند.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #435
                                مرگ دو نفر در کنسرت هوی متال نروژ


                                آلیس کوپر
                                پلیس نروژ می گوید که دو نفر در یک کنسرت هوی متال که با حضور آلیس کوپر برگزار شد، کشته شدند.
                                جسد این دو قربانی درون و یا در نزدیکی اتوبوسی در جشنواره راک نروژ در کوینسدال در 270 کیلومتری جنوب غربی اسلو، پایتخت این کشور پیدا شده است.

                                زن و مرد قربانی به ترتیب سی و یک و سی و دو سال سن داشتند. این زوج سه فرزند نیز داشتند.

                                سخنگوی پلیس نروژ می گوید: "ما نمی دانیم این دو نفر چگونه کشته شدند اما گمان می کنیم که در داخل اتوبوس به علت دود خفه شده اند."

                                شش نفر دیگر نیز که در کنار این اتوبوس پیدا شدند به بیمارستان برای مداوا منتقل شدند.

                                گزارش های اولیه بیمارستان حاکی از آن است که مسمومیت توسط منوکسید کربن، دلیل اصلی این وقایع بوده است.

                                پلیس نروژ می گوید تمام قربانیان تبعه این کشور بودند و بین بیست تا سی سال سن داشتند.

                                فستیوال کوینسدال سال 2006 افتتاح شد و انتظار می رود علی رغم مرگ دو نفر، این جشنواره ادامه داشته باشد.

                                آلیس کوپر روز جمعه برنامه اجرا کرد. موتورهد و کوایربویز نیز روز گذشته برنامه اجرا کردند.



                                iran

                                Comment

                                Working...