Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • كنفرانسی كه برای تشكيل شورای حقوق بشر سازمان ملل ، اخيرا در ژنو برپا شده است ، حكايت آن دكان دونبشی است كه بر سر در آن نوشته بودند ماست بندی، اما تنها چيزی كه در آن دكان عرضه نمی شد ماست بود و لبنيات. می پرسيد چطور؟ جوابتان را در همين نوشتار خواهم داد. اما قبل از پاسخ به اين پرسش ، در باب " دكان دونبش حكايتی ازمرحوم دكتر مصدق به خاطرم آمد كه برای روشن شدن مطلب لازم به نقل آن حكايت است.

    در خاطره ای از دكتر مصدق خواندم كه روزی محمد عليشاه در صاحبقرانيه دكتر مصدق را احضار می كند و می گويد چون شما (مصدق) با آقا سيد عبدالله بهبهانی مربوط هستيد، آيا ممكن است ميانه ی ما را با هم گرم كنيد؟ دكتر مصدق در نقل اين خاطره می گويد به شاه گفتم، شاه چه احتياجی به ايشان دارد؟ شاه گفت : مگر نمی بينيد كه عده ای دور ايشان جمع شده اند و در سياست موثرترند؟ مصدق می گويد: آقا ی بهبهانی دكانی باز كردند و در آن متاعی می فروشند كه آن متاع مشروطيت است، و مشتريان زيادی خريدار آن هستند، شما هم اگر چنين دكانی را باز كنيد، من ترديد ندارم كه دكان ايشان تخته می شود و مشتريان ايشان، همه در مقابل دكان شما جمع می شوند. شاه كمی بفكر فرو رفت و به مصدق گفت: حالا فهميدم كه سر شما هم بوی قرمه سبزی ميدهد. مصدق در ادامه نقل اين خاطره می گويد همان روز عصر كه فصل تابستان بود، مرحوم بهبهانی را در مهتابی خانه اش ملاقات كردم و قضيه را برای ايشان شرح دادم و آن مرحوم خنديد و گفت مطلب همين است كه شما به شاه گفتيد!

    حال حكايت شركت كردن چند تن از مسئولين قوه قضا ئيه نظام ، در كنفرانس تشكيل شورای حقوق بشر سازان ملل است كه در واقع قصد باز كردن دكان دونبشی در مقابل دكان سازمان ملل را دارند، لابد با اين استدلال، حا ل كه قرار است با باز كردن دكان حقوق بشر، جهانی از خريداران متاع خيالی حقوق بشر در مقابل اين دكان بی متاع صف ببندند، چرا ما چنين دكانی را نداشته باشيم؟ و از همين رو برای شروع، كه در واقع به نوعی اعلام موجوديت هم هست، پيام طعنه آميزی برای برگزار كنندگان اين كنفرانس ارسال كردند كه ما نگران مردم اروپا و نقض مكرر حقوق بشر در آن قاره هستيم!

    و اما پاسخ به اين پرسش كه چرا برگزاری چنين كنفرانسی در باب حقوق بشر را آن هم از سوی سازمان ملل، دكان می دانم، همينقدر بس كه با توجه به اسامی شركت كنندگانی كه در اين كنفرانس برای تشكيل شورای حقوق بشر به دور هم جمع شده اند، تا مبادا در گوشه ای از خاك زمين، زبانم لال حقوق ابنای بشر نقص شود ، خود دليل ادعای حقير بر دكان بودن اين نهاد بين المللی است !

    Comment


    • دستگيری ها و بازداشت های خزنده فعالان و رهبران سازمان "ادوار تحكيم وحدت" كه با بازداشت مهندس موسوی خوئينی ها آغاز شده، نشان دهنده برنامه ای از قبل تدوين شده برای مقابله امنيتی- قضائی با اين سازمان سياسی- دانشجوئی است. سازمانی كه بويژه در يكسال اخير نقش مهمی در تصحيح ديدگاه های سياسی دفتر تحكيم وحدت دانشجوئی داشته و خود نيز بر فعاليت خويش در آستانه دو انتخابات شوراها و مجلس خبرگان رهبری افزوده است.

      احضار و يا بازداشت رهبران ادوار تحكيم وحدت به شهرها و مراكز استان ها نيز سرايت كرده است و ادامه اين روند نشان خواهد داد كه بزودی بازداشت هائی از ميان رهبران ديگر سازمان های سياسی مانند نهضت آزادی، جبهه مشاركت، مجاهدين انقلاب و يا حتی تشكل های روحانی مانند مجمع روحانيون نيز آغاز خواهد شد يا نه. اگر انگيزه يورش به سازمان ادوار تحكيم وحدت، كه بدنبال فشارهای سنگين به دفتر تحكيم وحدت و انجمن های اسلامی در سراسر ايران شروع شده، سفت تر كردن كمربند های استبداد و اختناق در آستانه دو انتخابات ياد شده و رفتن به سمت فضای امنيتی- جنگی باشد، دستگيری های جديد قطعی بنظر می رسد. محاكمه عيسی سحرخيز و به زندان منتقل كردن اسماعيل جمشيدی عضو كانون نويسندگان ايران نشان دهنده عزم ياد شده است. مطابق اخباری كه از آذربايجان منتشر شده "مهدی سيد زاده" عضو ارشد سازمان دانش آموختگان استان آذربايجان شرقی بازداشت شده است. اين درحالی است كه وی يكی از چهره های سياسی معتدل و باسابقه دراين تشكل است و سابقه فعاليت او به سه دهه می رسد و به همين دليل مورد مشورت بسياری از سازمان های سياسی استان بوده است.

      Comment


      • فراخوان ايرانيان ضد جنگ، نشست پاريس، ۲ ژوئيه
        ايرانيان ضد جنگ با نشستهای پياپی به مواضع مشترک که در زير آورده می شود دست يافتند. قرار گسترش جنبش از موارد ديگر توافق جمع ايرانيان ضد جنگ بود. برای بحث و تبادل نظر در باره گامهای آتی اين حرکت از همه ايرانيان ضد جنگ دعوت می کنيم تا در همايش آينده فعالانه شرکت کنند. متن توافقات :


        نه جنگ امپرياليستی ، نه رژيم جمهوری اسلامی

        ما مخالف جنگ و هرگونه مداخله قدرت های امپرياليستی در امور داخلی کشورها هستيم و بر اين اساس سياست های جنگ طلبانه و دخالتگرانه امپرياليستها و در راس آنها امپرياليسم آمريکا را در باره ايران محکوم می کنيم. ما مخالف توليد و تکثير سلاح های اتمی دولت ها هستيم و از نابودی سلاح های اتمی موجود در تمامی کشورها برپايه يک برنامه ريزی جهانی دفاع می کنيم .
        ما خواهان عدم دست يابی رژيم جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای هستيم !

        نظر به آنچه در بالا آمد :
        ما دو طرف تحريکات جنگی را که اهميتی برای مردم ايران و خواسته هايشان قائل نيستند محکوم می کنيم و اعلام می داريم که جنگ حاصلی جز خانه خرابی و نيز سرکوب برای مردم ايران نخواهد داشت.
        برای جلوگيری از جنگ:
        ما در عرصه داخلی به جنبش مردم ايران اتکا خواهيم داشت و معتقديم که اين مردم هستند که سرنوشت خود را رقم می زنند. ما در راستای مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی ايران بر اهمييت بيش از پيش تشکل های مستقل توده ای ( کارگری ، زنان ، پرستاران ، دانشجويان ، معلمان و....) و تقويتشان تاکيد داريم.
        در عرصه جهانی ، بسيج افکار بين المللی ، همکاری با جنبش های صلح و ضد جنگ ، همکاری با احزاب سياسی و شخصيت های مترقی و صلح طلب نقطه اتکای ما خواهد بود.

        برای وارد آوردن فشار به رژيم جمهوری اسلامی ايران و امپرياليسم آمريکا ، تلاش می کنيم که سياست های خود را به شيوه علنی به نهادهای بين المللی موجود منعکس کنيم.


        Comment


        • غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات ايران، رامين جهانبگلو، روشنفکر برجسته ايرانی را که در بازداشت به سر می برد، متهم کرد که از سوی آمريکا ماموريت داشته تا در ايران به گفته او انقلاب مخملی و نرم راه بياندازد.
          اين نخستين بار است که وزير اطلاعات جمهوری اسلامی اتهام رامين جهانبگلو را تلاش برای راه اندازی به اصطلاح انقلاب مخملی و يا نرم عنوان می کند.

          از بازداشت آقای جهانبگلو حدود دو ماه می گذرد و اين اقدام ايران از سوی سازمان های بين المللی حقوق بشر، شخصيت های جهانی و فعالان سياسی داخل کشور محکوم شده است.

          آقای جهانبگلو يکی از سرشناس ترين روشنفکران ايرانی در سطح جهان است و آثاری در زمينه دموکراسی و رد خشونت در فعاليت های سياسی نوشته است.

          وزير اطلاعات ايران گفت که آمريکا در صدد است مثل بعضی از کشورهای آسيای ميانه و اروپای شرقی در ايران انقلاب مخملی و نرم راه بياندازد و افزود که رامين جهانبگلو ماموريت داشته تا اين خواسته آمريکا را پياده کند.


          از اظهارات وزير اطلاعات ايران چنين پيداست که رهبران جمهوری اسلامی از وقوع يک انقلاب آرام و بدون خونريزی در کشور احساس خطر می کنند و حاضر اند برای جلوگيری از وقوع چنين تحولی به هر اقدامی دست بزنند



          او گفت با توجه به امکاناتی که در اختيار آقای جهانبگلو قرار گرفته بود و همچنين با توجه به حجم فعاليت های او دستگاه اطلاعاتی کشور نسبت به او مظنون شد و او را دستگير کرد.

          آقای اژه ای مشخص نکرد که چه مدارکی برای اثبات اتهامات خود در دست دارد و صرفا گفت که بعد از تکميل تحقيقات تصميم گرفته خواهد شد که چه ميزان اطلاعات علنی شود.

          تغيير اوضاع سياسی؟

          پيش از بازداشت آقای جهانبگلو هيچ نشانه ای وجود نداشت که او در هر گونه فعاليت سياسی نقش دارد بلکه او بيشتر به عنوان روشنفکری شناخته می شد که اهل تفکر و کتاب است.

          بعضی از ناظران بازداشت آقای جهانبگلو را نشانه سخت تر شدن اوضاع سياسی کشور در دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد می دانند و معتقدند که اين اقدام پيامی بوده به فعالان سياسی در ايران که هر گونه حرکت آنان برای به راه انداختن جنبش های مسالمت آميز برای تغيير رژيم شديدا سرکوب خواهد شد.

          در سال های اخير بعضی از فعالان سياسی ناراضی در داخل کشور و از جمله اکبر گنجی، که اخيرا از زندان آزاد شده، خواستار حرکت های مسالمت آميز و از جمله نافرمانی مدنی برای تغيير حکومت اسلامی ايران شده اند.


          رامين جهانبگلو سال های بسياری را خارج از ايران به سر برده و در دانشگاه های فرانسه، آمريکا، و کانادا به تحصيل و تدريس مشغول بوده است

          اين فعالان تلاش های مسالمت آميز و بدون خشونت برای تغيير حکومت را از حقوق مسلم شهروندان هر کشوری می دانند و معتقدند که حتی اگر اتهامات وزير اطلاعات ايران در مورد آقای جهانبگلو درست باشد و او واقعا در صدد تغيير حکومت ايران از راه های مسالمت آميز و يا به گفته آقای اژه ای در صدد وقوع انقلاب مخملی و نرم بوده چنين فعاليتی جرم محسوب نمی شود.

          سياست آمريکا؛ تغيير رژيم؟

          آقای گنجی که هم اکنون مشغول بازديد از چند کشور اروپايی است اخيرا اعلام کرده که به زودی فعاليت های گسترده ای را در سطح جهان برای آزادی آقای جهانبگلو و زندانيان سياسی ديگر آغاز خواهد کرد.

          البته نبايد فراموش کرد که رهبران آمريکا هيچگاه سياست خود مبنی بر حمايت از حرکت های داخلی در ايران برای تغييرات آرام در جهت دموکراسی را پنهان نکرده اند.

          همچنين بعيد نيست که دولت بوش برای تحقق اين سياست تلاش کند تا با برخی از فعالان سياسی ايرانی تماس بگيرد، ولی تاکنون هيچ مدرکی در مورد ارتباط احتمالی آقای جهانبگلو با آمريکا ارائه نشده است.

          واقعيت اين است که در چند سال اخير دولت های چند کشور و از جمله در اوکراين بر اثر وقوع اين گونه تحولات آرام و بدون خونريزی تغيير کرده اند.

          از اظهارات وزير اطلاعات ايران چنين پيداست که رهبران جمهوری اسلامی از وقوع يک انقلاب آرام و بدون خونريزی در کشور احساس خطر می کنند و حاضر اند برای جلوگيری از وقوع چنين تحولی به هر اقدامی دست بزنند.


          Comment


          • سخنگوى حزب كارگران كردستان در مصاحبه با روزنامه الزمان چاپ لندن گفت: يگان‌هايى از ارتش ايران و تركيه ديروز به مقر اين حزب در منطقه "كاى رش" واقع در مثلت مرزى ميان ايران، عراق و تركيه حمله كردند و اعضاى حزب با توجه به احتمال حملات مجدد، به حالت آماده باش در آمده‌اند.
            يك منبع از حزب كارگران كردستان كه خواست نامش فاش نشود، به الزمان گفت: عمليات نظامى عليه مقرهاى ما در حالى كه در پناهگاههاى خود مستقر بوديم از دو روز پيش در منطقه " جيل قنديل" آغاز شد و از شانس خوبمان تلفات جانى نداشتيم.
            اين منبع مدعى شد: در اثر اين درگيري‌ها، 30 نفر از نيروهاى سپاه پاسداران ايران و 6 نفر از سربازان ترك كشته شدند.
            به نوشته الزمان، آنكارا و تهران بر اساس توافقى دوجانبه، مبارزان اين حزب را تحت پيگرد قرار مي‌دهند و سپاه پاسداران تاكنون بارها مقرهاى اين حزب را گلوله باران كرده است.
            اين گزارش مي‌افزايد: آنكارا از كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا خواست تا واحدهايى از نيروهاى تفنگداران دريايى اين كشور با نيروهاى تركيه در عمليات نظامى بر ضد اردوگاه‌هاى نظامى اين حزب مشاركت داشته باشند اما رايس از مقام‌هاى ترك خواست اين موضوع را از راه گفت و گو با دولت عراق حل كند.

            Comment


            • هر نوع تصوری از «تاريخ» با تصوری از يک «شروع» همراه است و انتخاب «نقطه شروع» برای تاريخ مورد نظر هرکس امری کاملاً اختياری و قراردادی است که بويژه به موضوع انتخاب شده برای مطالعه ی او بر می گردد. مثلاً، مطالعه ی تاريخ پيدايش جهان يک نوع «شروع» را می طلبد و مطالعه تاريخ تمدن انسان نوعی ديگر را.
              در انتخاب شروعی برای «تاريخ عالم مادی» کمتر اختلاف نظر وجود دارد و تحقيق علمی تنها راه حل برانداختن هرگونه اختلاف نظر احتمالی به شمار می رود. به همين لحاظ، هر روز که بر عمر جهان افزوده می شود صاحب نظران به اشتراک نظر قطعی تری در مورد لحظه شروع پيدايش آن نزديک می شوند. به همين دليل هم هست که سخنان آمده در کتاب های «مقدس» روز به روز بی پايگی علمی خود را نشان می دهند و معتقدان به اين متون ناگزيرند که اينگونه سخنان را گفتارهائی سرشار از رمز و کنايه بدانند که بايد به تفسير آن نشست. و از آنجا که اينگونه «تفسير» ها هم در خارج از حوزه علم انجام می گيرند، کمتر آدم اهل علمی است که وقعی به آنها بنهد و يا آنها را جدی تلقی کند. اين «خبر» که خداوند عالم هستی را سه چهار هزار سال پيش و در جريان يک کوشش شش روزه آفريد و روز هفتم هم به استراحت پرداخت چندان به کار علم نمی آيد.
              در مورد تاريخ پيدايش انسان بر روی زمين هم در حوزه علم کوشش هائی پی گير و رو به جانب توافق عمومی انجام گرفته که بيشترشان بر بنياد نظريه ی داروين و تعريضات بعدی آن استوارند. علم به ما می گويد که انسان نه از عالم بهشت رانده و به زمين خاکی پرتاب شده و نه از ابتدای بودن خود «آدم» بوده است. و سرگذشت تحولاتی که به پيدايش او ختم شده با سرگذشت کل هستی درهمآميزی انکار ناپذيری دارد. در اين مورد هم شرح آفرينش انسان در کتب «مقدس» شرحی بی پايه و اساس است که معتقدانشان برای نجات اين شرح بايد به فن تفسير متوسل شوند.
              به راستی که با اين همه توسل به تفسير، در واقع، بايد پذيرفت که منظور «آفريدگار عالم» هيچگاه همان چيزی نيست که به پيامبرانش می گويد و بوسيله آنها به اطلاع جهانيانش می رساند. هر حرف او را بايد با هزار شعبده بازی تفسير کرد تا فهميد که او چه می گويد.
              باری، در برابر وفاق نظر علمی در آن دو مورد بالا، متآسفانه، انتخاب شروعی برای تاريخ اجتماعی و فرهنگی و تمدنی اقوام و ملل مختلف از هيچگونه وحدتی برخوردار نيست و هر مردمی بنا به دلايل خاص خود، و يا ضرورت های پيش رو، به انتخاب شروعی برای تاريخ خويش دست می زنند. تجربه دراز در اين زمينه به ما می گويد که، در انتخاب اينگونه مبداءها برایتاريخ های اجتماعی، اغلب دو ملاحظه در کار است. ملاحظه اول ريشه ای سياسی دارد. ما، با انتخاب نقطه شروعی برای تاريخ خود پيام اجتماعی خاصی را به صورتی کنائی عرضه می داريم که اغلب به حکايت از انحلال يک رژيم سياسی و استقرار رژيمی ديگر می کند.
              ملاحظه دوم اما واجد ماهيتی ايدئولوژيک است يا می تواند باشد. کسانی که شروع ويژه ای را برای تاريخ خود انتخاب می کنند به پيامی فرهنگی نيز نظر دارند که به گمانشان در آن شروع مستتر است. از اين نظر که بنگريم در می يابيم چرا در پس پشت انتخاب هر شروعی برای تاريخ نوعی تلقی ستايشگرانه نسبت به آن مبداء نيز نهفته است و انتخاب کننده در آن «مبداء» به وجود نوعی «عصر طلائی» اشاره می کند که به صورتی اشتياق آميز در ذهن معتقدانش پايدار می ماند.
              در اين مورد، مثلاً، می توان به «تاريخ صدر اسلام» اشاره کرد که در آن پيامبر و مهاجران و انصارش می زيستند و مدينه النبی به رهبری پيامبر بر پا می شد و، چون او ديده از جهان فرو بست، خلفای چهارگانه اش به توسعه و تشديد حکومتی که او بنا نهاده بود دست يازيدند. از نظر مسلمانان، دوران صدر اسلام دورانی طلائی است و تشعشع حضور پيامبر به پيدايش انسان های نمونه و اخلاقياتی کار آمد انجاميده است. همين نگاه را می شود در بازماندگان هر انقلاب اجتماعی ديگری هم سراغ گرفت ـ از انقلاب اکتبر روسيه گرفته تا انقلاب بهمن ماه تهران. و وجود تصور «مبداء طلائی» تاريخ، خود زاينده ی تصور ديگری هم هست که می توان آن را گرايشی خاص در گستره «فلسفه تاريخ» دانست.
              معنای فلسفه تاريخ آن است که ما می توانيم به سير حوادث تاريخی و فراز و نشيب های آن به صورت امری «معنا دار و قانونمند» بنگريم و در آن حرکتی پيچيده را به سوی مقصدی خاص جستجو کنيم. در اين تعريف از فلسفه تاريخ، اغلب نگرش های واجد «مبداء طلائی» مجموعه حرکات تاريخی را در مسيری انحطاطی و انحرافی ارزيابی می کنند. از نظر اين نحله های فکری، جوامع بشری هرچه که از مبداء طلائی تولد خود دور می شوند بيشتر به انحطاط و فساد آلوده می گردند تا اينکه عاقبت به پايان محتوم خويش می رسند.
              فلسفه های تاريخ مبتنی بر باور به مبدائی طلائی، «مقصد» تاريخ را نيز به صورت «پايان دنيا» يا «آخرالزمان» می بينند که در آن «دار امتحان» تعطيل شده و زندگی، بدينگونه که می شناسيم، به پايان می رسد. در کتاب انجيل مسيحيان، مثلاً، در فصل «مکاشفه» (که آحرين بخش اناجيل چهارگانه است) و به توصيف «آخر دنيا» و چگونگی تحقق «خشم خداوند» اختصاص دارد، به مفهوم «آرماگدون» (يا در ترجمه فارسی: «حامجدون&#187 بر می خوريم. امروزه معنای فرهنگنامه ای اين لغت چنين است: « صحنه برخورد نهائی نيروها خير و شر در پايان دنيا».
              معمولاً اين پايان دنيا می تواند راه را بر آغاز دنيائی ديگر بگشايد که در آن، و از آن پس، تنها نيروهای نيک و خير حضور دارند. گاه آن پايان و اين آغاز به ظهور «ناجی» و «رهاگر» ی مشروط می شود که طی جريانی پيچيده از عالم غيب به در می آيد تا «زمين را از عدل و داد پر کند» ـ انديشه ای که نخستين بار زرتشت از آن سخن گفت و دستمايه آئين مهر و سپس مسيحيت شد و عاقبت در مکتب انتظار تشيع اثنی عشری جا خوش کرد.
              اعتقاد به «مبداء طلائی» منحصر به اديان و مذاهب نيست. برخی از نگرش های ظاهراً علمی به تاريخ نيز که خواستار کشف (يا وضع ِ) فلسفه تاريخ اند به وجود آغازی طلائی و پايانی طلائی برای تاريخ باور دارند. در اين ساحت، محکم ترين نظريات علمی راجع به مکانيسم های تحول اجتماعی، به محض اينکه وارد قانونمند کردن اين تحولات می شوند به يک چنين فلسفه تاريخی می انجامند و لوازم آن را هم پذيرا می شوند. شايد نمونه اعلای اين نوع را در «فلسفه تاريخ مارکسيستی» يافت که ـ جدا از صلابت احتجاج های مربوط به کاپيتاليسم و سوسياليسم اش ـ چون به فلسفه تاريخ و معنادار بودن سير تحولات تاريخی می رسد، با تأثيرگيری عميق از فلسفه هگلی، ابتدا مبدائی طلائی را متصور می شود که «کمون اوليه» نام دارد و در آن عدالت اجتماعی و اشتراک در ابزار توليد ـ در حد توان جوامع ابتدائی ـ مسلط است و آنگاه سير تحولات تاريخ در مسير پيچيدگی و دور شدن از اصول اين مبداء می افتد و جامعه، با آفرينش و تحول «مالکيت خصوصی»، از مسيرهائی همچون فئوداليسم و بورژوازی و سوسياليسم می گذرد تا به دوران «کمونيسم» پا گذارد ـ دورانی که در آن ديگرباره مالکيت خصوصی برافتاده و اشتراک در وسائل توليد و ثروت در سايه عدالت اجتماعی برقرار می شود.
              در مکاتب التقاطی نيز همين رفتار و نگاه و برخورد برقرار است که نمونه آن را، باز مثلاً، در تصور اسلامی «جامعه بی طبقه توحيدی» ديده ايم.
              اما ـ و پرسش اساسی اين است که ـ آيا به راستی تاريخ انسان دارای معنا و مقصود و مسير و پايانی است؟ و آيا می شود تحولات تاريخی را در چهارچوب امری با معنی و مقصود مطالعه کرد؟ فلسفه علمی همواره کوشيده است تا به اين پرسش پاسخ دهد و، با وجود تسلط ذهن مثبت جوی بشری، هنوز نتوانسته است وجود چنين چهارچوبی را از نظر علمی ثابت کند ـ آنگونه که بنظر می رسد هرگونه کوشش در اين راستا، حتی اگر ظاهری شديداً علمی داشته باشد، در حوزه متافيزيک باقی می ماند و به گستره علم نمی رسد.

              Comment


              • وكيل تعدادي از دانشجويان اميركبير، توقيف برخي نشريه‌هاي دانشجويي از سوي كميته‌ي انضباطي اين دانشگاه را همراه با دلايل قانوني ندانست.

                محمدعلي دادخواه گفت: از طرف كميته‌ي انضباطي دانشگاه اميركبير حدود 14 نشريه دانشجويي توقيف شده است كه اين امر همراه با دلايل قانوني نبوده و تاحدي به دور از رفتار فرهنگي در دانشگاه‌ها تلقي مي‌شود.

                وي افزود: در همين زمينه تعدادي از دانشجويان به شوراي انضباطي دانشگاه دعوت شده‌اند كه با عنايت به اينكه هدف شوراي انضباطي همكاري و تسامح با دانشجويان بوده، اين روش به دور از مقاصد و اهداف آن است. به ويژه آنكه جلسات رسيدگي به تخلفات به گونه‌اي است كه دانشجويان نمي‌توانند از خدمات وكلاي دادگستري برخوردار شوند.

                Comment


                • بحران ناشی از ربودن سرباز اسراييلی توسط گروههای مسلح فلسطينی وابسته به حماس هنوز فروکش نکرده است، اما بنا به «منطق بحران» خاورميانه تا چند روز آينده فروکش خواهد کرد چرا که راهی جز اين پيش روی دو طرف وجود ندارد.
                  به عبارت ديگر، اسراييل و دولت فلسطينی تحت رهبری حماس، در روزهای آينده ناچار به توافقی نسبی در باره سرباز ربوده شده و وزيران و نمايندگان فلسطينی در بند اسراييل خواهند شد، زيرا مناسبات قدرت در خاورميانه از يک سو و تجربه تاريخی از سوی ديگر نشان دهنده اين واقعيت است که مساله فلسطين راه حل نظامی ندارد.

                  افراد، گروهها و احزابی در هر دو سوی بحران به اين واقعيت معترفند، اما توان پذيرش و اجرای همه ملزومات آن را ندارند، در مقابل، افراد، گروهها و احزابی از هر دو طرف، به اين مساله باور ندارند، اما هنگامی که به قدرت می‌رسند به رغم همه فعاليت‌هايشان برای حرکت در جهت راه حل نظامی، در نهايت چارچوبی جز راه حل سياسی پيش روی خود نمی‌بينند.

                  در واقع، هر گاه آتش بحران خاورميانه شعله‌ کشيده است، سياستمداران بيشتری در اسراييل و فلسطين نسبت به راه حل سياسی گرايش پيدا کرده‌اند.

                  در اوج انتفاضه دوم، هنگامی که آريل شارون نخست وزير وقت اسراييل شهر و اردوگاه جنين در کرانه باختری رود اردن را به قصد پايان دادن به عمليات انتحاری، هدف حمله‌ای مرگبار قرار داد، به اين نتيجه رسيد که نه می‌توان فلسطينی‌ها را از روی زمين محو کرد، نه می توان آنها را از سرزمين‌شان بيرون راند و نه می‌توان آنها را تحت اشغال و يا حاکميت اسراييل نگه داشت.

                  از همين رو، آقای شارون به خلاف آنچه در طول حياتش برای آن جنگيده بود، تشکيل کشور مستقل فلسطينی را به عنوان تنها راه حل بحران پذيرفت و به همين علت با اکثر متحدان پيشين خود که رويای «اسراييل بزرگ» (از رود اردن تا دريای مديترانه) را در سر داشتند، درگير شد.

                  در طرف فلسطينی نيز به رغم سياست دوپهلو و گيج کننده ياسر عرفات رهبر وقت دولت خودگردان فلسطين، محمود عباس مرد شماره دو سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) به سرعت متقاعد شد که دستيابی فلسطينی‌ها به آرمان ملی خود از راه نبرد مسلحانه و عمليات انتحاری نمی‌گذرد و جايگزينی برای مذاکره و راه حل سياسی وجود ندارد.

                  در بحران جاری در سرزمين‌های فلسطينی هم، چشم‌اندازی برای پيروزی قطعی هر يک از دو طرف ماجرا از طريق توسل به زور ديده نمی‌شود.

                  هر چند که ارتش اسراييل در مقابل پيکار جويان فلسطينی دست بالا را دارد و قادر است ضربات سهمگينی به تاسيسات زير بنايی فلسطينی‌ها و نهادهای دولت خودگردان وارد کند و حتی اغلب رهبران سياسی حماس را به اسارت در آورد، اما نمايش پی در پی هجوم تانک‌های پيشرفته اسراييلی به اردوگاههای پرجمعيت و فلاکت زده فلسطينی در نوار غزه از رسانه‌های تصويری سراسر جهان، نه فقط به حيثيت اين کشور مدعی دموکراسی ضربه وارد می‌کند، بلکه قدرت نمايی آن در برابر ضعف دولت خودگردان، دل‌های بسياری از مسلمانان را از کينه و نفرت نسبت به اسراييل پر می‌کند.

                  بنابراين ادامه توسل به زور توسط اسراييل، در دراز مدت جز زيان حاصلی برای دولت اسراييل ندارد. رهبران اسراييل ظاهرا به اين نکته آگاهند و ضمن قدرت‌نمايی که شايد بيشتر مصرف داخلی داشته باشد، جانب احتياط را نيز برای انجام يک حمله همه جانبه و براندازی دولت تحت رهبری حماس از دست نمی‌دهند.

                  دولت تحت رهبری حماس نيز به نوبه خود می‌داند که ادامه درگيری نظامی با اسراييل جز به ويرانی نهادها و زيرساخت‌ها و بازداشت رهبران آن، به نتيجه ملموسی در جهت تامين منافع فلسطينی‌ها منجر نمی‌شود.

                  گرچه حماس از تمرکز توجه افکار عمومی جهان و نظام بين‌الملل به هجوم ارتش اسراييل به سرزمين‌های فلسطينی به صورت ابزار فشاری اخلاقی عليه دولت يهود سود می‌برد، اما به تجربه دريافته است که اين توجهات زودگذر و مهمتر از آن بدون پيامدهای عملی است و در نهايت خود آنها هستند که بايد مشکل خود را با اسراييل حل کنند.

                  با توجه به اين واقعيات، به نظر می‌رسد که بحران پيش آمده در سرزمين‌های فلسطينی طی روزهای آينده منجر به توافقی شود که مسير تعامل دو طرف را در آينده هموارتر کند.

                  ظاهرا در فلسطين اوضاع به گونه‌ای پيش می‌رود که در پی يک دوره آرامش بايد در انتظار توفان بود و در پی هر توفان در انتظار دوره‌ای از آرامش.

                  Comment


                  • رهبری ملی
                    نه تنها تعيين يک جايگزين ملی، بلکه معرفی يک رهبری ملی نيز امر ضروری امروز است چرا که اين جايگزين بدون يک رهبری مشخص نمی تواند حرکت کند. با تعارف و سخنان مبهم و هندوانه دادن زير بغل مردم نيز نمی توان اين ضرورت را دور زد.
                    اگرچه نيروی جايگزين متعلق به هيچ گروه خاصی نيست و بازتاب گرايش های سياسی مختلفی است که برای تحقق دمکراسی در ايران تلاش می کنند، ليکن اکثر گروه های اين مجموعه به دليل شکست و اشتباهاتی که پيش و پس از انقلاب اسلامی مرتکب شده اند، از معرفی شخصيتی که بتواند مورد قبول عام که سهل است، حتی مورد قبول بی چون و چرای هر يک از گروه های اين مجموعه باشد، ناتوانند.

                    ايران به افراد و احزابی نياز دارد که سخنی تازه در سياست و اقتصاد کشور در عرصه ملی و بين المللی داشته باشند. مخالفانی مانند آقايان عباس امير انتظام و اکبر گنجی و افراد مشابه که از درون نظام برآمده اند، اگرچه می توانند نقش مهمی بازی کنند، ليکن به دلايل مختلف، از جمله پيشينه سياسی و پافشاری بر شکل نظام مورد قبولشان (جمهوری) و در نتيجه نداشتن مقبوليت عام، نمی توانند چنين نقشی را برعهده گيرند. متأسفانه در ميان زنان نيز چنين شخصيتی ديده نمی شود. روشن است که روی بقايای «اصلاح طلبان» که اغلب آلوده به حکومت و رژيم هستند نيز نمی توان حسابی باز کرد. شرايط متنوع ايران از نظر سياسی، قومی و مذهبی بيش از پيش عرصه را بر اين افراد و گروه ها که همواره مدافع «خودی» بوده اند، تنگ می کند و آنها را به حاشيه می راند.
                    در عين حال نمی توان خود را برای اين مسئوليت «نامزد» کرد و يا يک جمع ده بيست نفری را برای بر عهده گرفتن آن معرفی نمود. من پيش از اين هم نوشته ام، ايرانيان برای تصدی اين مسئوليت در مرحله تغيير رژيم هر چه جستجو کنند کسی را مناسب تر از رضا پهلوی نخواهند يافت. رضا پهلوی متعلق به مشروطه خواهان يا «سلطنت طلبها» و يا عده ای چاپلوس و فرصت طلب که خواب «آريامهر» شدن او را می بينند، نيست. رضا پهلوی نه به عنوان پادشاه آينده بلکه به مثابه يک شخصيت ملی، ميهن دوست و دمکرات تنها برگ برنده ايست که می تواند نقش هماهنگ کننده اتحاد نيروهای متنوع سياسی را بازی کند. بر اين اساس او به همه مخالفان دمکرات رژيم تعلق دارد، بدون آنکه ادعای ويژه ای برای آينده خود داشته باشد. از دست دادن اين برگ يا سوزاندن آن سودی به حال ايران و ايرانی نخواهد داشت. رژيم جمهوری اسلامی خواه ناخواه رفتنی است و اگر رضا پهلوی به دليلی از اين مسئوليت ملی کنار رود و يا به شکلی حذف شود، بی ترديد فرصتی تاريخی از دست رفته است.
                    به ياد بياوريم تا سه چهار سال پيش آوردن نام رضا پهلوی از سوی بسياری از افراد و گروه های سياسی که مدعی دمکراسی و حقوق بشر نيز هستند، در بهترين حالت جز برچسب «سلطنت طلبی» به همراه نداشت. امروز بسياری از همان افراد و گروهها در پی آنند تا با دليل و مدرک ثابت کنند که کدام يک زودتر به دمکرات بودن وی پی برده و کدام يک بر نقش او در جنبش آزادی خواهی ايران تأکيد کرده اند. می توان اميدوار بود که سرانجام اين نيروها نيز به زودی به نقشی که رضا پهلوی می تواند در شرايط کنونی ايفا کند پی ببرند و دريابند که نبايد او را تنها گذاشت.
                    به خوبی می توان تصور کرد در صورت اعلام يک برنامه مشترک ملی برای تغيير رژيم از سوی نيروهای جمهوری خواه و مشروطه طلب که طی آن به معرفی سخنگوی خود نيز بپردازند، اولا تا چه اندازه حکومت اسلامی دچار تشتت و تضعيف روحيه خواهد شد. دوم، تا چه اندازه مردم، زنان و جوانان و در يک کلام خيل عظيم ناراضيان اميد و پشتگرمی خواهند يافت. سوم، به مشخص شدن صف ها در نيروهای سياسی ايران کمک خواهد کرد. چهارم، و از همه مهم تر کار مردم و جامعه بين المللی را در يافتن يک سخنگو و يک مخاطب مشخص آسان خواهد نمود.
                    تنها يک کانال، يک ميانجی، يک سخنگو می تواند بستر عملی يک همبستگی ملی را به وجود آورد. بايد دست به عمل زد. بحث و گفتگو همه چيز نيست. طراحان و تصميم گيرندگان دهها نشست و کنگره و دهها شورای رهبری يا هماهنگی يا هيئت اجراييه و دهها طرح برای پارلمان و دولت و رفراندوم و غيره سرانجام چاره ای نخواهند داشت جز اينکه دست يکديگر را برای هدف مشترک و تعيين جايگزين ملی و رهبری ملی بفشارند. اشتباه همواره از عمل سر نمی زند. گاه انجام ندادن يک عمل اشتباهی بزرگ است.

                    Comment


                    • گروههای دوم خردادی ليست مورد حمايت خود را برای حضور در سومين دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا مورد بحث بررسی قرارداده اند. بر اساس اين گزارش حضور 5 تن از وزرای دولت خاتمی در ليست اين گروهها قطعی شده و بزودی نتيجه مذاکرات و بررسی ها مشخص خواهد شد. از بيژن زنگنه، جهانگيری و عبدالعلی زاده بعنوان کانديدای گروههای اصلاح طلب در انتخاب شوراها نام برده می شود. همچنين در سطح استان ها نيز حضور برخی از معاونين وزرای دولت خاتمی و استانداران در ليست ها در دست بررسی است...

                      * بنا براخبار دريافتي، يکی ازمسئولان فدراسيون فوتبال که دارای کارت ويژه حضور درکمپ تيم ملی بوده در هنگام برگزاری مسابقات ايران درجام جهانی ، به جای حضور درکمپ و در کنار تيم ملی ، در کشور فرانسه و هنگام گردش در برخی نقاط ديدنی اين کشور همچون برج ايفل ديده شده است. گزارش اين فرد توسط حراست سازمان تربيت بدنی به اطلاع مسئولين ذيربط رسيده است.

                      * اخيرا سرويس امنيت ملی استان هرات افغانستان در خصوص موضوعات زير مبادرت به جمع آوری اطلاعات در ايران کرده است. ارتباط با حزب اسلامي، وضعيت مهاجران افغانی و نحوه برخورد پليس با آنان، شناسايی افاغنه مرتبط با ارگان های نظامی و امنيتي، شناسايی مجاهدين معارض مقيم ايران ونحوه فعاليت های آنان ، اخذ نظرات مهاجران درخصوص انتخابات پارلماني، موضع گيری های اطلاعاتی درخصوص انتخابات در افغانستان، و ... و آخرين تصميمات دولت ايران در خصوص مهاجرين افغانی.

                      * گروهی تحت عنوان شاهدان يهود، با توزيع رايگان نشريه ای به نام برج ديده باني، در بين ايرانيان مقيم اوکراين موفق به جذب حدود بيست نفر از دانشجويان ايرانی مقيم اوکراين به دين مسيحيت شده اند. نشريه برج ديده بانی به رياست فردی به نام " ام . اچ . لارسن" در رم ايتاليا به 150 زبان دنيا و با شمارگانی در حدود 26 ميليون نسخه در سطح جهان چاپ و توزيع می شود. طبق گفته صاحبان نشريه، اين نشريه از سال 1879 به طور مرتب از سوی شاهدان يهود به چاپ رسيده و کاملا غير سياسی بوده و مرجع آن کتاب مقدس است. کشور اوکراين دارای حدود شش هزار ايرانی مقيم است که نزديک به پنج هزار نفر از آنان دانشجو و در حال تحصيل هستند. جذب دانشجويان ايرانی به اين گروهها عمدتا با هدف رفع مشکلات مادی صورت می گيرد.

                      * گفته می شود ، حراست سازمان تربيت بدنی گزارشی از عملکرد برخی مسئولين و خبرنگاران اعزامی به آلمان برای پوشش مسابقات تيم ملی فوتبال تهيه کرده است. بر اساس اخبار دريافتي، در اين گزارش به فروش بليط توسط برخی خبرنگاران، برخی مسئولين و مسائل بعضا غير اخلاقي، مسافرت از آلمان به ساير کشورهای همسايه اين کشور و ... اشاره شده است.

                      * بنياد باران تاکنون ضمن برگزاری جلسات متعدد ميان مديران دولتهای گذشته، فرموليزه کردن تجربيات گذشته را دردستورکار تصميم سازان اين مجموعه قرار داده است. همچنين شنيده شده است مجموعه اقدامات فوق به اطلاع مسئولان نظام نيز رسيده است.

                      * گروهک ملحد کومله (جناح مهتدی)، در دستورالعملي، جهت سوء استفاده از مطالبات صنفی و کارگری محورهای زير را برای باصطلاح سازماندهی فعاليت های اجتماعی هواداران و عناصر تشکيلاتی خود در مناطق کردنشين ايران اعلام کرده است : مبارزه برای به رسميت شناختن حقوق و مزايای کارگران فصلي، متشکل کردن کارگران شاغل در کارخانه ها و کارگاههای کوچک، مبارزه برای ممنوع بودن کار توسط کودکان، تلاش برای متشکل کردن بيکاران به منظور پيگيری خواسته های آنان و پيگيری مطالبات اساسی کارگران از جمله آزادی اعتصاب و تشکيل اتحاديه ها و تشکل های کارگری. همچنين گروهک ملحد کومله درصدد است مانند جناح عليزاده و حزب کمونيست کارگری ايران، برای پوشش فعاليت های تشکيلاتی و ضد انقلابی خود از برخی انجمن ها و تشکل های غير دولتی حمايت کند.

                      * گروه تروريستی "پ.ک.ک" پس از ناکامی در جلب نظر مردم مناطق کرد نشين کشورمان ، با اتخاذ رويکردی خشونت طلبانه اهداف و برنامه های خود در سال 1385 درداخل ايران را به شرح زير اعلام کرده است: عمليات نظامی در نقاط مرزی و داخل شهرهای ايران، عمليات خرابکارانه ايذايی و انتحاری درداخل خاک ايران و ترکيه، هدايت و نظارت بر عملکرد واحدهای ديگر گروه از قبيل گمرک نيروهای پژاک و PRD در منطقه، شناسايی مراکز نظامی و راهبردی در شهرهای ايران از قبيل اروميه و بررسی آسيب پذيری ها و زمينه انجام عمليات، جلب همکاری افرادو دستيابی احتمالی به اخبار نظامي، شناسايی منازلی در شهرهای ايران به منظور استفاده به صورت خانه امن برای کادرهای اعزام شده برای عمليات به داخل شهرهای ايران، گسترش اقدامات در زمينه جذب نيرو از داخل ايران و انتقال به گروه و...

                      * دبيران هر دو جناح گروهک ملحد کومله (ابراهيم عليزاده) و (عبدالله مهتدی) در تاريخ های چهارم و پنجم اسفندماه 1384 با حضور در بغداد با سفير آمريکا در اين کشورملاقات داشته اند. در اين ملاقات قرار شد تسهيلات و مساعدت هايی به اين گروه صورت گيرد و آنان برای وحدت بين گروه های ضد انقلاب، اختلاف های ميان خود را کنار بگذارند و برای تحرکات بيشتر در سال آينده در مناطق کردنشين ايران تلاش کنند. همين دعوت برای حزب منحله دمکرات و ارائه امکانات به آن ها در نظر گرفته شده است.

                      * عبدالمالک ريگی با حضور در منطقه برابچه (بلوچستان پاکستان)، اقدام به خريد سه تا چهار دستگاه خودرو نموده و به دنبال آن از صلاح الدين (سرکرده گروهک الفرقان) برای سفر به برابچه به منظور مشورت دعوت کرده است. اين افراد چندی قبل با وجود اختلاف های قبلي، با يکديگر نشستی داشته اند تا دوباره اختلاف های به وجود آمده را کنار گذاشته و عمليات مشترک در جهت نامن کردن منطقه انجام دهند. صلاح الدين و عبدالمالک اخيرا با عزيمت به منطقه تربت ( جنوب پاکستان) ملاقات هايی با اشرار منطقه و ملاکمال به منظور استفاده از امکانات آنان داشته اند.

                      * يک کتاب جديد به نام "فرقان الحق"، که تحريفی از قرآن مجيد با 77 سوره با نام های مختلف است، توسط آمريکايی ها در کويت در حال توزيع است. اين کتاب در 366 صفحه با اندازه متوسط به زبان های عربی و انگليسی ترجمه شده است. تشکل ها و انجمن های اسلامی ضمن محکوم کردن اين اقدام ضد ديني، آن را تحريم و خواستار اطلاع رسانی به تمام مسلمانان جهان برای حمايت از دين و آئين خود شده اند. همچنين اين اقدام به عنوان جنگ سرد دينی تلقی شده است. کتاب فوق بنام "قرآن قرن 21" يا "مصحف اديان ثلاثه" معروف است. در مقدمه کتاب مذکور، اسامی الصفی و المهدی ديده می شود که دو تن از تدوينگران آن هستند.

                      Comment


                      • عناصر اطلاعاتی مرتبط با سرويس اطلاعاتی يکی از کشورهای موثر آسيای ميانه در مزار شريف، اخيرا يک سلسله تحرکات در خصوص همکاری با طالبان را آغاز کرده اند. آنها ها تمايل دارند روابط خود را با طالبان گسترش دهند و درهمين راستا به برخی از اعضای طالبان وعده کمک های تسليحاتی نيزداده اند. قراراست عوامل اطلاعاتی ياد شده ازطريق افراد و واسطه هايی که هنوز سلاح های خود را تحويل دولت نداده اند، اقدام به تهيه سلاح و مهمات سبک و نيمه سنگين کنند. در همين رابطه و بر اساس اظهارات افراد مرتبط با اين عوامل ، مقدار و مبلغ اين سلاح ها اهميت ندارد و فقط آنان خواهان تسريع در تهيه تسليحات می باشند. ظاهرا قيمت تهيه انواع سلاح از 200 الی 1500 دلار برای آنان مجاز است و آنان برای پرداخت آن مشکلی نخواهند داشت وگويا قرار است در چند روز آينده اين سلاح ها تحويل نيروهای طالبان شود.

                        * يکی از مسئولان طالبان، درخصوص پيشنهاد اخير کرزای به ملاعمر مدعی شد : اساسا اين پيشنهاد برای تفاهم با دولت، پيشنهاد آمريکايی ها و متحدان آن ها برای حل و فصل مخالفت ها در سطح افغانستان بوده و نظير اين مساله در عراق نيز مطرح شده است. بر اين اساس حتی کرزای در پيشنهاد خود، مسايلی فراتر از تفاهم را پيش کشيده و موضوعاتی چون تضمين امنيتي، شناسايی تشکيلات سياسي، اعطای اختيارات قانونی و مشارکت در حاکميت را نيز در ضمن پيام خود مطرح کرده است که در نوع خود تازگی داشته است. پيشنهاد کرزای ابتدا در شورای عالی طالبان و سپس در شورای مشترک مجاهدين به بحث گذاشته شد و آنها اعلام کردند در مجموع نظارت مثبتی نسبت به آن ارايه نشد چون از نظر آنان همکاری با اين دولت تاييد اشغالگری است.

                        * بر اساس گزارش های دريافتي، حضور مبلغين وهابی در برخی از نقاط ايران، پر رنگ شده است. اين مبلغين با تدارک ديدن برنامه های تفسير قرآن و ديگر برنامه ها به تبليغ وهابيت می پردازند. از سوی اعزام کنندگان برای اين مبلغين در ماه 700 هزار تومان حقوق و 300 هزار تومان حق ماموريت در نظر گرفته شده است.

                        * عليرغم تاکيد بر ايرانی بودن سياستگذاری و مديريت اپراتور دوم، در اجرای قرارداد "ايران سل (راه اندازی اپراتور دوم تلفن همراه)"، پس از انعقاد قرارداد، عملا هدايت و کنترل قرار داد مذکور به دست شرکت های خارجی و کمپانی های سازنده موبايل افتاده است. برخی نمايندگان مجلس شورای اسلامی مشغول پيگيری اين مساله هستند.

                        * "انجمن حجتيه" برای حضور در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبري، برنامه ريزی گسترده ای تدارک ديده است و در برخی استانها، از جمله خراسان رضوی ليست کانديداهای خود را نهايی کرده است. در ميان نامزدهای اين انجمن برای انتخابات مذکور، اسامی کسانی ديده می شود که اعتقادی به حکومت دينی و اسلامی نداشته وفاقد سابقه انقلابی و تعامل با نيروهای انقلاب هستند.

                        * کميته ای متشکل از اعضای کميسيونهای اقتصادي، صنايع و اجتماعی مجلس، علل ورشکستگی برخی شرکتها و کارخانجات دولتی و نيمه دولتی را بررسی می کنند. وجود مديران نا کارآمد از گذشته در اين مراکز توليدی و صنعتی و سوء مديريت آنها عامل اصلی اين مساله عنوان شده است. در ميان اسامی اين شرکت ها و کارخانجات، اسامی يک کارخانه بزرگ خودرو سازي، يک شرکت صاحب نام در زمينه نوشابه سازی و يک شرکت توليد کننده مواد شوينده به چشم می خورد.

                        * اخيرا پخش فيلم ها و سريال های با مضمون هولوکاست و کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم در شبکه های ماهواره ای آلمانی و اروپايی به شدت افزايش يافته است.

                        *با وجود حرف و حديث های بسياری که در زمينه شکست اخير تيم ملی کشورمان مطرح گرديده و بسياری از افراد و حتی سازمانها مسووليت اين باخت را به گردن يکديگر می اندازند ، يکی از مسوولان ورزشی کشور در اظهارنظری گفته است : "وقتی فلان آقايی که جام جهانی اصلا با وظايف دستگاه مديريتی اش ارتباطی ندارد ، 3 ميليارد بودجه ساماندهی اين تيم را برداشته و فقط وعده و وعيد داده و حتی نتوانسته توزيع چند تا بليت ، پرچم و تی شرت را نيز مديريت کند ، ديگر چه انتظاری از من که در رده مدير کل آن آقا هم نيستم ، داريد؟!"

                        * حزب مشارکت در خبرنامه داخلی خود مدعی شد که گروهی با حمايت دکتر احمدی نژاد کار تهيه فهرست های انتخاباتی برای انتخابات شوراها و مجلس هشتم را آغاز کرده است. در اين خبرنامه آمده است: اين گروه بدون هماهنگی با احزاب و گروه های راست فعاليت می کند و در نظر دارد باعنوان حاميان احمدی نژاد در انتخابات شرکت کند. در اين زمينه گفته می شود فهرست های مربوط به تهران وشهرهای بزرگ در حال تکميل است و اقدامات ابتدايی برای تهيه فهرست کامل انتخابات مجلس هشتم در سراسر کشور هم آغاز شده است.

                        Comment


                        • در پی انتشار فهرست افراد تحت تعقيب دولت عراق به ظن دست داشتن در اقداماتی به منظور گسترش نا آرامی در اين کشور از جمله رغد حسين، دختر، و مادرش ساجده حسين، همسر اول صدام حسين، نخست وزير اردن اعلام کرده که دختر رهبر سابق عراق در اين کشور به سر می برد و از موقعيت ويژه ای برخوردار است.

                          خبرگزاری دولتی اردن به نقل از نخست وزير اين کشور گزارش کرده که رغد حسين به عنوان پناهجو ميهمان خانواده سلطنتی اردن در حمايت آنان است.

                          وی افزود که دولت عراق رسما از اردن درخواست استرداد هيچ مظنونی را نکرده است.

                          نخست وزير اردن افزود که اگر چنين درخواستی مطرح شود، دولت وی به شکل مناسب به آن رسيدگی می کند.

                          اظهارات نخست وزير اردن پس از آن انتشار می يابد که موفق الربيعی، مشاور امنيت ملی عراق، فهرستی شامل اسامی 41 تن از افراد سرشناس در رزيم سابق، از جمله رغد و ساجده حسين و همچنين، عزت ابراهيم الدوری، از معاونان صدام را انتشار داد.

                          عزت ابراهيم به تامين مالی عمليات گروه های تندرو سنی در عراق متهم شده است و دولت آمريکا جايزه ای به مبلغ ده ميليون دلار را برای دستگيری وی تعيين کرده است.

                          در اين فهرست، نام ابوحمزه المهاجر، فردی که از او به عنوان جانشين ابومصعب الزرقاوی در رهبری شبکه القاعده عراق ياد شده نيز ديده می شود.

                          دفن جنازه ابومصعب

                          ابومصعب الزرقاوی روز 7 ژوئن در حمله هوايی آمريکا در عراق کشته شد و مشاور امنيت ملی دولت عراق گفته است که جسد وی در همين کشور به خاک سپرده شده است.

                          رغد در تشکيل گروه وکلای مدافع صدام نقشی فعالانه ايفا کرده است

                          ابومصعب زاده اردن بود و خانواده وی و همچنين اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده، خواستار تحويل جسد وی برای دفن در اردن شده بودند اما دولت اردن با چنين درخواستی مخالفت کرد.

                          مشاور امنيت ملی عراق گفت که اين فهرست از آن روی انتشار می يابد تا مردم عراق دشمنان خود را بشناسند.

                          وی افزود که اين افراد مسئول بخش اعظم بمب گذاری ها و کشتارهای عراق هستند با اين هدف که آتش جنگ فرقه ای بين شيعيان و سنيان را شعله ور سازند.

                          رغد حسين همسر حسين کامل، وزير صنايع نظامی در رژيم سابق عراق بود که در سال 1995 به اردن پناهنده شد و گفته می شود هدف وی دادن اطلاعاتی به مقامات سازمان ملل در مورد برنامه های تسليحاتی عراق بود.

                          وی در سال 1996 با اين تصور که صدام حسين او را بخشيده است به عراق بازگشت اما همراه با برادرش، که او نيز داماد صدام حسين بود، به خيانت متهم شد و به قتل رسيد.

                          گفته می شود رغد حسين و حسين کامل دارای پنج فرزند بوده اند.

                          رغد حسين در زمان اشغال نظامی عراق توسط نيروهای آمريکايی از عراق گريخت و در تشکيل گروه وکيلان مدافع برای دفاع از پدرش در پرونده اتهام جنايات جنگی نقشی فعال ايفا کرده است.

                          Comment


                          • همسر ابومصعب زرقاوي، رهبر القاعده در عراق كه اخيراً در عراق كشته شد، گفت: وي را به آمريكايي ها فروختند به دليل اين كه بسيار قدرتمند شده بود.



                            به نقل از خبرگزاري رويتر، امّ محمد روز يكشنبه در مصاحبه اي با روزنامه ايتاليايي "لا ريپوبليكا" اظهار داشت كه شوهرش بسيار قدرتمند شده بود و اين براي بعضي خوشايند نبود.



                            وي افزود: قدرت فزاينده و اقبال عمومي كه در بين گروه هاي افراط گرا به دست آورده بود، به قيمت جان زرقاوي تمام شد.



                            ام محمد گفت همسرش قرباني توافقي محرمانه بين افراد مسلح در عراق، رهبران القاعده و دستگاه هاي جاسوسي آمريكا براي از ميان برداشتن وي شد.



                            وي افزود: در مقابل آمريكايي‌ها پذيرفتند كه جستجو براي بن لادن را كاهش دهند. القاعده در حال حاضر سعي دارد از محبوبيت رهبر خود حفاظت كند.



                            به نوشته روزنامه ريپوبليكا ام محمد كه زني اردني در حدود 40 ساله است، اعتقاد دارد گروه هاي سني كه مسئول حفاظت از زرقاوي بودند با دستگاه هاي جاسوسي سرّي اردن كه به عنوان ميانجي عمل مي كردند، توافق كرده بودند.



                            ام محمد هم اكنون در محلي مخفي در اروپا زندگي مي كند و روزنامه ايتاليايي در ژنو با او مصاحبه كرده است. مقامات عراقي اخيراً جسد زرقاوي را در محلي ناشناس در عراق دفن كردند اما خانواده وي روز يكشنبه خواستار انتقال جسد او به اردن شدند.

                            Comment


                            • Iran's supreme leader Ayatollah Ali Khamenei has unveiled plans for a major privatisation of state industries except companies in the crucial oil sector.

                              The government plans to sell off 80 percent of its stake in a range of state-run industrial companies -- from banking to media, transport to minerals -- under an order issued by Khamenei.

                              The move is likely to lead to a major upheaval in the economy, which is currently closely controlled by the government.

                              The order does not affect the oil and gas industry in Iran, which is the second largest oil exporter in the 11-member OPEC cartel and the fourth largest in the world.

                              State television said last month that Iran expected to earn 60 billion dollars from oil exports in the current financial year to March 20, 2007.

                              Under the Khamenei plan, however, certain industries affiliated to the armed forces may be sold off.

                              Comment


                              • International pressure is growing on Iran to release a prominent philosopher and writer, Ramin Jahanbegloo, who was arrested two months ago on unspecified charges.
                                His incarceration in the notorious Evin prison has left Tehran's intellectual circles concerned about his fate and their own. His friends insist that he is not politically active. Although Iran has an abysmal human rights record, Mr Jahanbegloo's arrest at Mehrabad airport in Tehran has created greater interest abroad than usual because he is well known among foreign academics.

                                Amnesty International is highlighting his arrest in its worldwide appeal this month and the EU and the Canadian government - he holds Iranian and Canadian citizenship - have appealed for his release.
                                Amid Reza Asefi, an Iranian foreign ministry spokesman, said: "This chap had some suspicious links with sources. I do not know the charges against him. Security have to inform the public after they finish their investigation."

                                A Tehran-based political analyst who is a friend of Mr Jahanbegloo said the philosopher was being accused of contact with foreigners, though that by itself is not a crime in Iran. He added that an Iranian news agency said he had attended a conference on democracy at the Wilson Centre in the US.

                                "It is a very sad case. Ramin has been caught up in a security apparatus crackdown on those organising. He is not an organiser. He is a philosopher. This is difficult to understand since all he goes on about is Hegel. Most of his contacts are at an academic level. He is not a foreign policy specialist. The only way it makes sense is if it is a signal to the intellectual community."

                                Amnesty said: "Under Iranian law, there is no legal limit to the time he can be detained before being charged or released."

                                A western diplomat in Tehran said: "We do our own human rights assessments and human rights have gone backwards in the last year. We have not seen a sea change but at the margins it has gone backwards."

                                Comment

                                Working...
                                X