Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • برخلاف وعده هاي مقامات روسي براي افتتاح راکتورهسته اي بوشهر، آغاز به کار اين نيروگاه، بارديگربه تعويق افتاد. مقامات ايراني طي چندماه گذشته بارها تلاش کردند با سفر به روسيه ويا فراخوني مقامات مسئول درپروژه ساخت نيروگاه بوشهر، زمان مشخصي را براي آغاز به کارراکتور اول اين نيروگاه مشخص کنند، اما به نظر مي رسد که چنين تمايلي درطرف روسي وجودندارد. مقامات آژانس هسته اي روسيه گفته است که اين تاخير به دليل تاخير درتامين منابع مالي وتهيه مواد لازم است. ايران پيشتر گفته بود که تاخيري دراين زمينه صورت نگرفته است.

    با توجه به آغازاجراي طرح تحريم ايران منطبق برقطعنامه 1737 شوراي امنيت که تا کنون توسط کشورهايي مانند ژاپن آغاز شده و قراراست به زودي دردستورکار کشورهاي اروپايي نيزقراربگيرد، همزماني اعلام تاخير درآغازبه کار اين پروژه، نگاه ها را متوجه فشارهاي آمريکا براي محدود سازي فعاليت هاي هسته اي ايران کرده است. همکاري روسيه براي تکميل پروژه بوشهر جزو موارد تحريم ايران قرارنداشته است. درواقع، هنگامي که اعضاي شوراي امنيت پيش نويس طرح تحريم را تهيه مي کردند، براي جلب نظر روسيه همکاري هاي مسکو براي تکميل نيروهاي بوشهر را درموارد استثنا کردند. با اين وجود تاخير دوباره درتکميل وراه اندازي راکتوراتمي بوشهر به همراه جواب هاي غيرمشخص مسوولان روسي که سالهاست ادامه دارد ترديد هاي جدي را براي طرف ايران به همراه آورده است.

    اين درحالي است که با توجه به تحريم هاي سازمان ملل روي صنايع هسته اي ايران عملا امکان آنکه ايران بتواند تجهيزات مورد نياز خود را از طرف هاي غيرروسي بخرد وجود ندارد. تجهيزات مورد اشاره براي خنک کردن سيستم ها وديگر قطعاتي است که که براي تکميل راکتور بوشهر مورد نياز بوده است.

    سرگئي نويکوف سخنگوي آژانس انرژي اتمي روسيه به خبرگزاري بلومبرگ گفته است که برنامه راه اندازي نيروگاه بوشهرنيازمند تصحيح است. به گفته او طرف هاي ايراني پرداخت برنامه ريزي شده پول به روسيه را بعد ازاينکه روس ها اصرارکردند به جاي دلاربه يورو هزينه ها را بپردازند، بيش ازيک ماه پيش قطع کرده اند.

    سازمان انرژي اتمي ايران موضوع عدم پرداخت وجوه را رد کرده و گفته که ايران تمام پرداخت هاي لازم براي تهيه تجهيزات نيروگاهي را که روسيه مسئول تهيه اش بوده سرموعد مقرر انجام داده است. روسيه درمقابل مي گويد که ايران مسئول تهيه قطعات وبخش هاي ديگر غير روسي نيروگاه است. با توجه به اعمال تحريم روي صنايع هسته اي ايران، عملا ايران براي تکميل نيروگاه بوشهر، براي تهيه تجهيزات غيرروسي عملا امکان اندکي خواهد داشد وبايد همه تجهيزات خود را از روسيه تکميل کند. درواقع تاکنون هيچگاه ايران اينچنين نيازمند روسيه براي انجام دادن يک پروژه صنعتي نبوده است.

    کاندوليزا رايس وزيرامورخارجه آمريکا، 16 فوريه اعلام کرد که ايالات متحده محتملا تحريم هاي بيشتري را عليه ايران مدنظر خواهد داشت اگر تهران فعاليت هاي غني سازي خود را به حالت تعليق درنياورد. قطعنامه شوراي امينت سازمان ملل که 23 دسامبر گذشته به تصويب رسيد به ايران دوماه مهلت داد تا فعاليت هاي غني سازي اورانيوم خود را به حالت تعليق درآورد. روسيه به عنوان يکي ازاعضاي دائمي شوراي امنيت بوشهر را از مواد مطرح شده درقطعنامه مجزا کرده بود.

    رييس آژانس انرژي اتمي روسيه سرگئي کيريينکو، دسامبرگذشته درتهران گفت که درصورت تهيه همه وسايل غيرروسي وهمچنين پرداخت هزينه هاي توافق شده برسرزمان مقرر، نيروگاه بوشهر درماه نوامبر آينده توليد برق خود را آغار خواهد کرد. به گفته درصورتي که همه اين شرايط اماده باشد روسيه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر را شش ماه از آغاز توليد به اين نيروگاه ارسال خواهد کرد.

    با اين وجود اندره چرکاسنکو، رييس شرکت هوافضاي ZAO، شرکت غيردولتي که به تامين منابع مالي پروژه هاي هسته اي براي دولت روسيه مي پردازد گفته که مشکل تهيه تجهيزات بدتر از پرداخت هاي عقب مانده است. يکي از شرکت هاي غيردولتي روسيه قبول کرده است که سيستم هاي خنک کننده مورد نياز ايران را تهيه کنند. اگر چه گفته است که اين کار را نمي تواند تا پيش ازپايان امسال انجام دهد. مقامات روسي نام اين شرکت را نياورده اند. با اين وجود از نظر فني، چند ماه پس ازدريافت اين تجهيزات است که نيروگاه مي تواند راه اندازي شود که عملا زمان راه اندازي راکتور را ماه ها به عقب خواهد برد و با توجه به مشکلاتي که معمولا درسر راه نصب تجهيزات وموارد مشابه پيش مي آيد عملا توافق هاي مقام هاي ايراني وروسيه طي ماه هاي گذشته براي رسيدن به يک زمان مشخص براي راه اندازي راکتور نيروگاه بوشهر به بي اثر مي شود.

    در واکنشي جداگانه، معاون سازمان انرژي اتمي ايران گفته است: "هيچ گونه مشكل مالي از سوي تهران كه به توقف همكاري سازمان انرژي اتمي ايران با شركت اتم استروي اكسپورت، براي تكميل و راه*اندازي نيروگاه بوشهر منجر شود، وجود ندارد." دكتر محمد سعيدي درگفت وگو با خبرنگاران داخلي گفته است ما براساس قرارداد فيمابين اخير، مسايل مالي را حل و فصل كرده و در آينده نيز براساس آن عمل خواهيم كرد. به گزارش ايسنا سعيدي افزوده است: "مشكلات مالي كه شركت اتم*استروي اكسپورت از آن ياد مي*كند، مربوط به مسايل مالي اين شركت است كه ايران براي حل مشكلاتي مالي اين شركت، همكاري*هاي لازم را داشته است و راه*حل*هايي ديگر هم در نظر گرفته شده است كه در روزهاي آينده طي ملاقات*هايي كه با مقامات رسمي آژانس انرژي اتمي روسيه خواهيم داشت، اين راه*حل*ها را مطرح مي*كنيم... ما اميدواريم در ماه*هاي آينده، اين روند شتاب بيشتري به خود بگيرد و پروژه*ي نيروگاه بوشهر در زمان مقرر، شهريور 86 به مرحله راه*اندازي برسد. "

    آژانس بين المللي انژري اتمي، قرار است که هفته جاري گزارشي را درخصوص تهيه چندين گرم اورانيوم غني شده توسط ايران را که عملا براي مصارف نظامي بدون استفاده است را به شوراي امنيت سازمان ملل ارائه کند. درگزارشي که 23 فوريه ارائه خواهد شد (دقيقا درپايان مهلت دوماه ايران)، آژانس بين المللي انرژي اتمي خواهد گفت که ايران اولين گام ها را براي نصب تجهيزات جديد زيرزميني درمقياس وسيع سانتريفوژ درتاسيسات نطنز برداشته است. روسکلا پوخوف، مدير مرکز تحليل راهبردها وفن آوري ها درمسکو به بلومبرگ گفته است که روسيه ممکن است نخواهد که راکتور بوشهر را تکميل کند.

    به گفته او اين پروژه 1 ميليارد و 300 ميليون دلاري از سال 1995 آغاز شده است براي روسيه سودآور نيست وعملا يک سردرد دائمي به شمار مي رود. يک مقام مطلب به خبرگزاري نووستي گفته که قراراست مذاکره کنندگان ايراني هفته آينده به مسکو سفرکنند تا درخصوص تاخيرهايي متوالي در آغاز بهره برداري ازاين نيروگاه به مذاکره با طرف روسي بپردازند. درتوافق سال گذشته مسکو وتهران، طرف روسي تعهد کرده بود که تا ماه مارس، سوخت لازم براي فعاليت راکتور نيروگاه بوشهر را به ايران منتقل کندتا تاسيسات بوشهر درماه سپتامبرراه اندازي شود. موضوعي که بارديگر با تعويق مواجه شد.

    Comment


    • رهبر ايران روز گذشته با انتقاد از از نحوه اجراي سياست هاي اصل ۴۴ قانون اساسي مبني بر خصوصي سازي، تاکيد کرد که مسوولان اجرايي نتوانسته اند کار خود را در اين زمينه به درستي انجام دهند.

      به گزارش ايرنا، آيت الله خامنه اي با اشاره به سابقه ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 در دو مرحله در اول خرداد 1384 و یازدهم تیر1385، اقدامات انجام گرفته برای اجرای این سیاست ها را رضایتبخش ندانست. رهبر جمهوري اسلامي در بخش ديگري از بيانات خود با رد اين نظر که دولت فعلي کشور را مسئول اين وضع بوده است، گفت: "اين مشکل در طول سال هاي گذشته به وجود آمده زيرا خط و روش غلط بوده و به اصل ۴۴ قانون اساسي کم توجهي شده است."

      اين در حالي است که کارشناسان معتقدند با توجه به اشاره رهبر ايران مبتني بر اين که سياست هاي اصل ۴۴ قانون اساسي يک بار در خرداد ۱۳۸۴ و يک بار در تيرماه ۱۳۸۵ از سوي رهبري به دولت ابلاغ شده، و انتخابات منجر به رياست جمهوري احمدي نژاد در تيرماه ۱۳۸۴ انجام شده است، عملا تنها دولتي که مي تواند به خاطر عدم اجراي سياست ها مورد سرزنش قرار بگيرد، دولت احمدي نژاد است.

      آيت الله خامنه*اي همچنين ديروز با اشاره به "مخالفان خارجي و داخلي اجراي سياست هاي کلي اصل "44، گفته است: "برخي به دليل مخالفت با شکوفايي اقتصادي و پيشرفت نظام اسلامي، با اجراي اين سياستها مخالفند، اين افراد که عمدتاً از بيگانگان هستند تلاش مي کنند با ضعيف نگه داشتن اقتصاد ايران، در مواقع لزوم، با اهرم اقتصادي به نظام اسلامي فشار وارد کنند. "

      رهبر ايران با اشاره به مخالفان داخلي اجراي سياستهاي کلي اصل 44 تاکيد کرده: "بيشتر اين مخالفان افرادي هستند که با اجراي اين سياست ها، منافعشان قطع و يا اختيارات مديريتي آنان محدود خواهد شد. "

      خصوصي سازي و عملکرد دولت نهم

      منتقدان دولت نهم معتقدند اين دولت كمترين تعهدي براي خصوصي سازي و اجراي سياست هاي كلي بند ج اصل 44 قانون اساسي براي خود قائل نيست. سعيد شيركوند، كارشناس اقتصادي كه زماني نه چندان دور معاون وزير اقتصاد و دارائي بود، در روزهاي گذشته طي مصاحبه اي با خبرنگار روز به همين نكته اشاره كرد و صحبت از خصوصي سازي را تنها در حد حرف دانست.

      دولت اما خود را پرچم دار خصوصي سازي و پيگير ابلاغيه مربوط به اصل 44 مي داند. احمدي نژاد در مصاحبه اي با شبكه دو تلويزيون دولتي ايران به انتقاد جدي از كساني پرداخت كه دولت را در "مقابل خصوصي سازي" مي دانند.

      در روزهاي اخير بررسي بيشتر بودجه 86 حقيقت "حمايت دولت از خصوصي سازي" را نمايان تر مي كند. در لايحه بودجه سال آينده، بودجه شركت ها و سازمان هاي دولتي 166 ميليارد تومان در نظر گرفته شده كه به نسبت بودجه سال جاري كه بودجه سازمانهاي دولتي 137 ميليارد تومان بود، بيش از 17 در صد رشد نشان مي دهد که اين رشد در بودجه جاري دولت، خلاف سياست هاي بند ج اصل 44 و ابلاغيه مربوط به آن است.

      اين افزايش نشان دهنده گسترده شدن و بزرگ شدن بخش دولتي است و گسترشي اين چنيني به معناي عدم وجود بهره وري از نهاده هاي توليد و متناقض با برنامه چهارم و چشم انداز است.

      درآمدهاي مشكوك الوصول

      بسياري از نمايندگان معتقدند بودجه تقديمي دولت در بخش درآمدها، به ويژه آنجا که خصوصي سازي مربوط مي شود، داراي ابهامات زيادي است. اين موضوع باعث خواهد شد تا از ماه هاي ابتدايي سال آينده، دولت برداشت هاي بي رويه از حساب ذخيره ارزي را آغاز کند و از اين طريق بر ميزان نقدينگي موجود در جامعه بيافزايد و تورم را افزايش دهد.

      در بودجه سال آينده مبلغ هفت هزار ميليارد ريال از محل واگذاري شرکت هاي دولتي و خصوصي سازي در بخش درآمدهاي دولت لحاظ شده است. امري که احتمالا تحقق تنها 10 درصد آن نيز به دشواري قابل تصور خواهد بود. زيرا در بودجه سال جاري 600 ميليارد تومان براي واگذاري سهام شرکت*هاي دولتي در نظر گرفته شده بود که تنها 10 درصد آن عملي شد و دولت مازاد اين مبلغ را از محل حساب ذخيره پوشش داد. بديهي است که با توجه به تجربيات پيشين مبلغ هفت هزار ميليارد تومان، يکي از درآمدهاي مشکوک الوصول دولت است که در لايحه بودجه سال 86 لحاظ شده است.

      اين در حالي است كه اضافه بر درآمدها، بسياري از اقلام هزينه اي نيز بسيار كمتر از ميزان واقعي خود در بودجه آمده اند و اين اختلاف در درآمدها و هزينه ها، مشكلات اقتصادي بسيار زيادي را براي كشور در سال آينده به وجود خواهد آورد.

      نکته ديگر اما اينکه برخي کارشناسان اقتصادي معتقدند که نگاه بودجه اي و درآمدي به بحث مهم خصوصي سازي داراي اشتباهاتي فاحش است. به عقيده آنان در همه کشورهاي داراي پتانسيل بالاي اقتصادي، نه تنها خصوصي سازي را منبعي براي درآمدهاي دولت درنظر نمي گيرند که اصلا آن را در رديف هزينه هاي دولتي قرار مي دهند. زيرا خصوصي سازي در کوتاه مدت باعث بيکاري نيروي کار مي شود و دولت موظف است از طريق نظام تامين اجتماعي مناسب اين بيکاران را تحت پوشش قرار دهد. اين موضوع هم مستلزم صرف هزينه هاي زيادي است که به عقيده اقتصاددانان در بودجه سال آينده مورد توجه قرار نگرفته است.

      Comment


      • وزير دفاع جمهوري اسلامي گفته است" پيش از اين يک برنامه چهل ساله براي مين زدايي در ايران مطرح بود اما قرار است اين زمان به 5 سال کاهش يابد." آقاي مصطفي نجار در شرايطي از اين کاهش زماني سخن مي گويد که "ايران دومين کشور آغشته به مين در جهان است. تعداد مين هاي اين کشور از افغانستان بيشتر است. بيش از سه ميليون هکتار از اراضي ايران آغشته به مين است اما متاسفانه در اين خصوص کسي صحبت نمي کند و اطلاع رساني نمي شود."[شيرين عبادي]

        در آخرين سال هاي جنگ ايران و عراق، ديگر کم نبودند کساني که مي دانستند"بچه هاي ما براي باز کردن راه هاي مين گذاري شده توسط عراق، از خود مايه مي گذارند"؛ و اين "از خود مايه گذاشتن" اولين بار در فيلم"عبور" ساخته کمال تبريزي، در معرض ديد همگان گذاشته شد.جوانان و نوجواناني که نماز عشق مي گذاشتند، از زندگي مي گفتند و مي مردند تا تن شان جاي امني شود براي نفر بعدي. اين طوري بود که يک دسته چند نفره، با گذشتن از جنازه ياران خويش، خط امني براي گذشتن ارتش خودي ساختند.

        حالا بازماندگان همان ارتش، هر روز قرباني مين هايي مي شوند که خنثي نشده اند: "مصطفي محمد نجار، وزير دفاع ايران گفت که پس از گذشت 18 سال از پايان جنگ ايران و عراق، پنج استان کشور کماکان آلوده به مين است که اين باعث شده برخي از ايرانيان در معرض خطر قرار گيرند". آقاي نجار با "معضل ملي" خواندن مين هاي پاکسازي نشده، افزود: "وجود اين مين ها باعث جلوگيري از گسترش امکانات و توسعه شده است".

        بر اساس آمار وزارت دفاع جمهوري اسلامي در پايان جنگ حدود 4 ميليون و دو دهم هکتار از اراضي ايران مين گذاري شده بود که به گفته مسئولين همين وزارت "نزديک به 3 ميليون هکتار" آن تاکنون مين زدايي شده است.آماري که خانم عبادي، که بخشي از جايزه نوبل صلح خود را به مين روبي در ايران اختصاص داده، آن را درست نمي داند: "از پايان جنگ بيش از پانزده سال مي گذرد و در اين مدت فقط حدود يک ميليون و هفتصد هزار هکتار اراضي پاکسازي شده و بيش از سه ميليون هکتار همچنان آغشته به مين باقي مانده است. اين نشانگر اين است که سرعت پاکسازي مين در ايران بسيار کند است."

        محمد کريميان، نماينده اسبق مجلس از سردشت نيز که مين در حوزه وکالت او قربانيان زيادي گرفته، با خانم عبادي هم عقيده است و با اين توضيح که: "در زمان جنگ نيروهاي رزمنده براي حفاظت فيزيکي از خود، مناطق پيراموني هر ارتفاعي را که تشخيص مي دادند بايد اشغال شود، مين گذاري مي کردند. اما چون در آن زمان مين ها اصولي کاشته نشده بود، بعد از پايان جنگ آنها را جمع آوري نکردند."

        او اضافه مي کند: "الان هم در اين منطقه براي مردم خطر هست و نگراني هايي وجود دارد. در جاهايي که تابلو زده اند و مشخص است، طبيعتا مردم رفت و آمد نمي کنند، اما جاهايي هم هست که در اثر ريزش برف و باران اين ها جابجا شده اند و متاسفانه کشاورزان يا رهگذران، يا اکثرا چوپان ها يا بچه ها روي مين مي روند و هر از چند گاهي مي بينيم که افرادي تلف مي شوند."

        اتفاقي که شامل حال اعضاي نيروهاي مسلح نيز مي شود: "محمد حسن ابوترابي فرد، نايب رييس مجلس شوراي اسلامي از کشته شدن 170 نفر از نيروهاي مسلح ايران در هنگام پاکسازي مناطق آلوده طي اين سالها خبر داده و گفته است که تعداد قابل توجهي نيز زخمي شده اند". و البته که"ميزان تلفات غير نظاميان به علت انفجار مين ها در مناطق آلوده مشخص نيست".با اين حال شيرين عبادي که موسس کانون مشارکت در پاکسازي مين نيز هست مي گويد:" به طور متوسط روزي سه نفر روي مين مي روند و کشته يا مجروح مي شوند."

        بر اساس گفته آقاي نجار براي مقابله جدي با اين "معضل ملي" عمليات مين زدايي در کردستان و آذربايجان غربي بايد تا اسفند ماه سال جاري به پايان برسد و: "در سال 1386 نيز برنامه مين زدايي در استان کرمانشاه به پايان خواهد رسيد". دو استان خوزستان و ايلام نيز قرار است تا پايان سال 1389 مين زدايي شوند.به هر روي به گفته خانم عبادي "پاکسازي ممکن است اما اراده جدي از سوي دولت طلب مي کند. و همچنين بودجه کافي و برنامه ريزي دقيق."

        و نکته آخر آنکه در سال 1996 در کنفرانسي که در کشور دانمارک برگزار شد استانداردهاي بين المللي براي برنامه هاي بشردوستانه پاکسازي مين تعيين و سال بعد آن "کنوانسيون منع استفاده، نگهداري، توليد و جابجا کردن مين ضد نفر" تصويب شد.ايران اما هنوز به اين کنوانسيون بين المللي نپيوسته است.

        Comment


        • Comment


          • اين گزارش که ايران به جناح هاي عراقي سلاح نمي دهد به همان اندازه عجيب است که بگوييم اعضاي مافيا در لاس وگاس نيستند. ايران مدتهاست به دخالت در امور همسايگانش مشغول است. تهران در بوسني، لبنان و فلسطين، که همسايه ايران نيستند نيز به تربيت گروههاي تروريست و شبه نظامي پرداخته است.

            بنابراين هنگامي که افسران آمريکايي زره شکن هاي انفجاري، خمپاره اندازها و ساير سلاحهاي ايراني را نمايش مي دهند، بايد گفت اين کارها براي ايران غير عادي نيست.

            همانگونه که پرزيدنت بوش و ژنرال تفنگدار پيتر پيس در هفته گذشته اذعان کردند، يافتن سلاح هاي ايراني به خودي خود اين ادعا را ثابت نمي کند که ايران دستور حمله به سربازان آمريکايي را به عوامل خود در عراق داده است. ما نمي خواهيم سابقه خراب ايران در گسترش سلاحهاي اتمي و حمايت از افراطي گري را توجيه کنيم، اما بدون درک استراتژي جامع اين کشور در عراق، که فراتر از به شکست کشاندن آمريکائيان است، متوجه نيات ايران در عراق نخواهيم شد. رهبران ايران در پي آنند که در صورت خروج آمريکا از عراق عوامل قدرتمندي در آن کشور داشته باشند، زيرا که خروج آمريکا از عراق مشکلات زيادي براي آنها به وجود خواهد آورد.

            پس چرا ايران مي خواهد عراقي ها را مسلح کند تا به آمريکائيان حمله نمايند؟ عراق براي ايران منطقه اي حساس است. آنها شاهد رنج همه روزه مردم عراقند که ناشي از هرج و مرج عمومي آن کشور و بمب گذاري انتحاري سني هاست. آنها با شيعيان عراق احساس همدردي مي کنند. آنها از سقوط صدام خوشحالند، اما آمريکا را مسئول خشونت کنوني در عراق مي دانند.

            ايران از آمريکا هراسان است. از زمان آيت الله خميني، هسته اصلي سياست خارجي ايران را ضديت با آمريکا تشکيل مي دهد. آمريکا نيز از آن زمان روشي خصمانه نسبت به ايران داشته و در طول جنگ ايران و عراق بيشتر از عراق حمايت کرده است.

            در دهه قبل از 11 سپتامبر، با وجود آنکه حضور آمريکا در خليج فارس محدود به کشورهاي جنوبي آن بود، ايران نيروي نظامي خود را براي رويارويي با آمريکا آماده مي کرد. آمريکابعد از 11 سپتامبر عراق را با بيش از 100، 000 سرباز اشغال کرد، تعداد زيادي نيروي نظامي به افغانستان و آسياي ميانه فرستاد و روابط امنيتي خود با پاکستان را تقويت نمود. ايران اکنون خود را در محاصره آمريکا مي بيند. آمريکا دائما رژيم ايران را تهديد مي کند، حاضر به تسليم تروريست هاي مخالف رژيم ايران نيست، تحريم هاي اقتصادي ايران را سازمان مي دهد، تلاش هاي ديپلماتيک بسياري براي سد کردن راه ايران در دسترسي به انرژي و تسليحات اتمي انجام مي دهد و نيروهاي نظامي خود را با فرستادن دو ناو هواپيمابر به خليج، به سوي ايران نشانه گرفته است. از ديدگاه ايرانيان اينها حرکات خصمانه اي هستند که هراس ايران را تقويت مي کنند.

            ايران نمي خواهد روياي آمريکا براي عراقي غير مذهبي و طرفدار غرب تحقق يابد، و خواهان نابودي دکترين آمريکايي مداخله براي تغيير رژيم کشورهاست. تاکنون تحولات عراق به نفع ايران تمام شده و در واقع ايران تنها برنده اين جنگ است. عراق ضعيف تر از آن است که براي سالهاي آينده تهديدي نظامي براي ايران باشد. روند دموکراسي در عراق رهبران شيعه را سر کار آورده که بيشتر دوست تهران هستند تا واشنگتن.

            هراس ايران نسبت به سال 2003 کمتر شده، اما هنوز نگران است. نقش بلند مدت نيروهاي آمريکايي و آينده رژيم شيعه عراق در هاله اي از ابهام قرار دارد. بي ثباتي در عراق موجي از پناهندگان را بسوي ايران سرازير خواهد کرد که مي تواند به ناآرامي در نواحي کردنشين و عرب نشين ايران بيانجامد. انتظار مي رود آمريکائيان دير يا زود عراق را ترک کنند، و ايران مي خواهد با افزودن به نفوذ خود در عراق براي دوران پس از جنگ آماده شود.

            اينکه مسلح کردن عوامل ايران در عراق چقدر به منافع آمريکا لطمه مي زند، مي تواند نگراني آمريکا باشد، اما تنها نگراني ايران نيست. گروههاي شيعه اي که از ايران سلاح دريافت مي کنند، پس از خروج آمريکا بيشتر طرفدار ايران خواهند بود و مهمتر آنکه نسبت به رقباي خود در عراق از قدرت بيشتري برخورد خواهند شد. ايران در لبنان نيز حزب الله را ساخت که ديگر رقباي شيعه را کنار زد و از تمام گروههاي غير شيعه قوي تر شد. ايران همين هدف را در عراق دنبال مي کند.

            رهبران کنوني ايران بشدت ضد آمريکايي هستند. آنها مايلند آمريکا در همه جا شکست بخورد. پس جاي تعجب نيست که به عوامل خود در عراق تسليحات نظامي براي مقابله با آمريکا بدهند. حتي اگر ايران اختيار اين حملات را نداشته باشد، مقامات ايراني مي دانند که بعضي از گروههايي که آنها تربيت کرده اند در اين حملات ضد آمريکايي شرکت دارند.

            اما تهاجم ايران در عراق مي تواند فراتر از اينها برود. ايران مي تواند سلاحهاي پيچيده تر در اختيار گروههاي عراق بگذارد و از آنها بخواهد حملات بيشتري عليه هدفهاي آمريکايي انجام دهند. شيعيان عراق تنها گروه مورد نظر ايران نيستند. تهران رابطه اي تاريخي و طولاني با گروههاي مختلف کرد دارد. ايران گروههاي کرد عراقي را به رسميت مي شناسد و با رهبران آن ارتباطات خوبي دارد.

            ايران نشان داده هرجا که به نفعش باشد با گروههاي سني از قبيل جهاد اسلامي و حماس نيز رابطه خوبي برقرار خواهد کرد. کميسيون 11 سپتامبر گزارش داد که ايران همکاري تاکتيکي خفيفي با تندروهاي مرتبط با القائده داشته است، اگرچه بدبيني متقابل مانع از گسترش اين روابط شده است.

            اما با خروج نيروهاي آمريکايي از عراق موقعيت بلند مدت ايران در آن کشور ضعيف خواهد شد. ايران ابتدا تلاش خواهد کرد خلاء ناشي از خروج آمريکائيان را پر کند، اما نخواهد توانست هرج و مرج ناشي از چنين اقدامي را کنترل کند. قدرت اقتصادي و نظامي ايران محدود است و مدل حکومتي ايران براي عراقي ها جذابيتي ندارد. شيعيان ميانه رو مانند آيت الله سيستاني نيز تلاش مي کنند فاصله خود با تهران را حفظ نمايند. سني ها نيز از هم اکنون بر عليه تسلط احتمالي ايران به مبارزه برخاسته اند.

            در دوران پس از جنگ، ايران اهرم فشار بر عليه آمريکا را از دست مي دهد و احتمالا در عراق موقعيتي آسيب پذير پيدا مي کند، ضعفي که آمريکا مي تواند در سالهاي آينده از آن استفاده نمايد.

            Comment


            • هنگامي که بدنبال راهي براي خلع سلاح دشمن هستيد، بر سر اين دوراهي قرارمي گيريد که: چه زمان با رژيم خودکامه اتمي کار وارد مذاکره شويد و چه زمان به مسدود کردن، تحريم يا تهديد با فرستادن دو ناو هواپيمابر متوسل شويد؟

              و اين پرسشي است که از هفته گذشته پس از اعلام توافق با کره شمالي مرتبا مطرح مي شود. در حاليکه تندروها و محافظه کاران دولت را به "تسليم شدن" در مقابل کره شمالي متهم مي کنند، عده اي ديگر در دولت در پي استفاده از اين تجربه براي توافق با ايران هستند.

              بر اساس اين توافق کره شمالي موظف است توليد پلوتونيوم را متوقف کند، تاسيسات عظيم اتمي يانگ بيون را لاک و مهر کرده و ـ پس از انجام مذاکراتي- اين مجموعه اتمي را از رده خارج نمايد. همچنين در ظرف 60 روز کره شمالي بايد بازرساني را که چهار سال پيش بيرون کرده دوباره دعوت به کار و محل اختفاي باقي مواد و تاسيسات اتمي را اعلام کند.

              اين اقدامات براي دولت منزوي کره شمالي به اندازه کافي سخت است، اما اقدام بعدي از اين هم سخت تر است: در عوض امتيازاتي که هيچکس هنوز در باره آن سخن نمي گويد، کره شمالي زرادخانه سلاحهاي اتمي خود را تحويل خواهد داد.

              بسياري از ناظران کره شمالي معتقدند اين کار هرگز اتفاق نخواهد افتاد. اين زرادخانه، که به گفته سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا از ده- دوازده بمب اتمي يا سوخت آنها تشکيل شده، تنها منبع قدرت اين حکومت پادشاهي منزوي و ورشکسته است.

              اما نکته جالب اينجاست که مشاوران آقاي بوش در حالي به اين توافق دست يافتند که مشغول مذاکرات دوجانبه با دولت کره شمالي در برلين بودند و آن دولت فعالانه دست اندر کار توليد سوخت اتمي براي نسل بعدي تسليحات اتمي خود بود. و اين دقيقا همان کاري است که آقاي بوش حاضر به انجام آن با تهران نيست. روز چهارشنبه، آقاي بوش در حاليکه توافق با کره شمالي را جشن مي گرفت، بار ديگر حداقل خواسته خود براي شروع مذاکره با ايران را، که توقف غني سازي است، تکرار کرد.

              پس تفاوت در کجاست؟ استدلال کاخ سفيد اين است که برنامه اتمي کره شمالي به مرحله "بالندگي" رسيده، يا به عبارت ديگر در پي سه دهه تلاشهاي شکست خورده دولت آمريکا، کره شمالي توانسته وارد جرگه کشورهاي داراي سلاح اتمي بشود، و توقف غني سازي براي اين کشور ديگر معني ندارد.

              اما ايران، حداقل هنوز، سلاح اتمي ندارد، و هدف آمريکا بازداشتن ايران از پيمودن راه کره شمالي است. دولت آمريکا نگران است که در صورت شروع مذاکره با ايران، ديگر هيچکس حاضر به تهديد و يا انجام اقدامات بازدارنده در مورد اين کشور نباشد.

              نتيجه اين سياست مبهم به گفته رابرت گالوچي، رئيس دانشکده روابط خارجي دانشگاه جرج تاون و مذاکره کننده اصلي آمريکا با کره شمالي در دولت کلينتون، گرفتاريهايي است که ايران در عراق به وجود مي آورد. "وقتي که بمباران نمي کنيد، و مذاکره هم نمي کنيد، حالت سومي پيش مي آيد که پذيرفتن اتفاقات بد است. خيلي ها مي گويند: پس تحريم چه؟ اما تحريم هم منجر به همين حالت پذيرش مي شود."

              آقاي بوش با بدترين گزينه ها روبروست. در حاليکه مذاکره اي انجام نمي شود، ايران به ناديده گرفتن سازمان ملل پرداخته و به نظر نمي رسد که چين و روسيه هم حاضر باشند قطعنامه هاي شديدتري را به تصويب برسانند.

              بدين ترتيب آقاي بوش فقط با گزينه اقدام نظامي روبروست؛ گزينه اي که وزير دفاع، رابرت گيتز مرتبا آنرا تکذيب مي کند. در عوض آقاي بوش راه فشار به بانک هاي اروپايي براي قطع همکاري با ايران را انتخاب کرده است. به گفته نيکولاس برن، اين سياست موثر بوده، زيرا "نظام ايران يک نظام يکدست مانند کره شمالي نيست و نقطه نظرات مختلفي در آن ديده مي شود."

              به گفته رابرت ليتواک، نويسنده کتاب "تغيير رژيم"، شايد منظور از اين حرف اين باشد که درمقايسه با کره شمالي، "ايران تهديد گسترده تري به حساب مي آيد. دولت بوش احساس مي کند که نمي تواند در رابطه با ايران موضوع را به خلع سلاح محدود کند."

              اما تجربه کره شمالي به ما مي گويد حتي پس از تحريم و تهديدهاي متقابل، دو طرف بايد بالاخره حاضر به مذاکره با يکديگر باشند. ايراني ها مرتبا اشاراتي دائر بر آمادگي خود را ارسال مي کنند؛ روز جمعه يک مقام ارشد دولت آمريکا، که حاضر نشد نامش فاش شود، تاکيد کرد "اين ما نيستيم که مذاکره با ايران را رد مي کنيم، بلکه آنها حاضر نيستند تحت شرايط ما و اروپا به پاي ميز مذاکره بيايند."

              اما تجربه کره شمالي مي گويد که اين شرايط نيز قابل تغيير است. در دوسال اول رياست جمهوري آقاي بوش، او از روبرو شدن با واقعيت در آن گوشه سرد آسيا طفره مي رفت. اکنون اين پرسش مطرح است که آيا اين نشانه اي از تغيير در موضع آقاي بوش در برخورد با خطراتي است که در اين گوشه گرم از خاور ميانه وجود دارد؟

              Comment


              • مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی گفته است که ايران به توليد اورانيوم غنی شده در مقياس صنعتی نزديک شده است.
                محمد البرادعی، مديرکل آژانس بين المللی، در مصاحبه ای که در شماره روز سه شنبه، 20 فوريه روزنامه بريتانيايی تايمز مالی (فايننشال تايمز) انتشار يافته گفته است که ايران به دانش فنی لازم دست يافته و می تواند برنامه آزمايشی غنی سازی اورانيوم را به عمليات توليد اين ماده در سطح صنعتی تبديل کند.

                به گفته آقای برادعی، ممکن است جمهوری اسلامی بتواند ظرف شش ماه تا يک سال آينده چنين جهشی را به اجرا بگذارد.

                اظهارات مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی در حالی انتشار می يابد که فرصت تعيين شده در قطعنامه شماره 1737 شورای امنيت سازمان ملل متحد برای توقف برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران روز چهارشنبه، 21 فوريه، به پايان می رسد و قرار است مديرکل آژانس گزارش خود در مورد نحوه عمل ايران به قطعنامه را روز چهارشنبه در اختيار شورای حکام آژانس و اعضای شورای امنيت سازمان ملل قرار دهد.

                همزمان، گزارش شده است که علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای ايران، برای گفتگو با مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی در روز سه شنبه عازم مقر آژانس در وين، پايتخت اتريش، شده است.

                خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - ضمن ارسال خبر سفر آقای لاريجانی به وين، گفته است که وی در مورد تعليق همزمان برنامه غنی سازی اورانيوم و تحريم های شورای امنيت عليه ايران با محمد البرادعی مذاکره می کند.

                جمهوری اسلامی همواره بر غنی سازی اورانيوم به عنوان حق انکار ناپذير اين کشور در چارچوب قوانين بين المللی تاکيد نهاده و گفته است که اين برنامه را برای تکميل چرخه سوخت هسته ای دنبال می کند در حاليکه کشورهای غربی نسبت به تلاش ايران برای ساخت اسلحه اتمی ابراز نگرانی کرده اند.

                مذاکره و تهديد نظامی

                ايران قطعنامه 1737، شامل برخی تحريم های بين المللی عليه اين کشور را نپذيرفته در حاليکه اين قطعنامه پيش بينی کرده است که خودداری ايران از عمل به مفاد آن باعث می شود اقدامات سختگيرانه تری عليه اين کشور مورد بررسی قرار گيرد.


                اگر گزينه نظامی عليه ايران را به کار بگيريد، يا با تکرار ماجرای کره شمالی و توليد بمب اتمی توسط اين کشور مواجه می شويد، يا با وضعيت عراق و چنين اوضاعی به منزله بهترين دستاوردهای انسان های متمدن نيست


                محمد البرادعی

                اخيرا برخی ناظران خارجی از اظهار نظر کرده اند که برخی از رهبران جمهوری اسلامی موضعگيری های تند دولت، به رهبری محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، را باعث واکنش سختگيرانه جامعه بين الملل از جمله صدور قطعنامه تحريم ايران دانسته اند.

                مشخص نيست که آيا آقای لاريجانی در مذاکره با مديرکل آژانس بين المللی پيشنهادهايی حاوی نرمش بيشتر در برابر شورای امنيت را مطرح خواهد کرد يا همچنان بر موضع دولت در مورد ادامه غنی سازی تاکيد خواهد ورزيد.

                انتشار مصاحبه محمد البرادعی همچنين با اخباری حاکی از برنامه های گسترده ايالات متحده برای اقدام نظامی عليه ايران همزمان شده است.

                آقای برادعی در مصاحبه با تايمز مالی نسبت به عواقب حمله نظامی احتمالی اسرائيل يا آمريکا عليه تاسيسات هسته ای ايران ابراز نگرانی کرده و گفته است "اگر گزينه نظامی عليه ايران را به کار بگيريد، يا با تکرار ماجرای کره شمالی و توليد بمب اتمی توسط اين کشور مواجه می شويد، يا با وضعيت عراق و چنين اوضاعی به منزله بهترين دستاوردهای انسان های متمدن نيست."
                .

                ما همچنان به آخرين تلاش های خود دست می زنيم تا ايرانيان را قانع کنيم که به نفع آنان است که راهی برای مذاکره بيابند زيرا اگر چنين چيزی روی ندهد، و بايد بگويم انتظار ندارم چنين تحولی در يک روز صورت گيرد، آنگاه من ناگزير خواهم بود گزارشی منفی را ارايه دهم


                محمد البرادعی

                مديرکل آژانس بين المللی در مورد ادامه تلاش در قانع کردن جمهوری اسلامی برای قبول خواست جامعه بين المللی گفته است "ما همچنان به آخرين تلاش های خود دست می زنيم تا ايرانيان را قانع کنيم که به نفع آنان است که راهی برای مذاکره بيابند زيرا اگر چنين چيزی روی ندهد، و بايد بگويم انتظار ندارم چنين تحولی در يک روز صورت گيرد، آنگاه من ناگزير خواهم بود گزارشی منفی را ارايه دهم."

                محمد البرادعی در عين حال افزوده است که هنوز هم تا روز 5 مارس و تشکيل اجلاس شورای حکام آژانس بين المللی، فرصتی برای حل بحران هسته ای ايران وجود دارد اما پس از آن، موضوع از دست وی خارج می شود.

                'تحريم به تنهايی کارساز نيست'

                در اين مصاحبه، مديرکل آژانس تلاش آمريکا برای وضع تحريم های سنگينتر عليه ايران را سازنده ارزيابی نکرده و گفته است "تجربه ای که ما از تحريم های بين المللی داشته ايم بدون استثنا اين بوده که در اکثر موارد، تحريم باعث افراط گرايی رژيم مورد تحريم می شود و به کسانی آسيب می زند که قرار نبوده از تحريم ها صدمه ببينند."

                به گفته وی، اگر شرايطی ايجاد شود که جمهوری اسلامی احساس انزوا کند، اين اقدام باعث می شود اختيار امور به دست تندروها بيفتد و بدترين سناريوها تحقق يابد.


                تجربه ای که ما از تحريم های بين المللی داشته ايم بدون استثنا اين بوده که در اکثر موارد، تحريم باعث افراط گرايی رژيم مورد تحريم می شود و به کسانی آسيب می زند که قرار نبوده از تحريم ها صدمه ببينند


                محمد البرادعی

                مديرکل آژانس بين المللی گفته است که موضوع اصلی در حال حاضر برنامه تحقيقاتی ايران در زمينه غنی سازی نيست بلکه مساله مهم تر اين است که جامعه بين المللی مانع از آن شود که اين کشور به ظرفيت صنعتی سه هزار سانتريفوژ دست يابد، فعاليت بازرسان آژانس را محدودتر کند يا از پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - خارج شود.

                روزنامه تايمز مالی در تفسير خود بر مصاحبه محمد البرادعی نوشته است که وی از راه حلی حمايت می کند که بر اساس آن، برنامه هسته ای ايران و تحريم های بين المللی در يک زمان به حالت تعليق در می آيد هرچند، به نوشته اين روزنامه، وی جزييات اين طرح را مبهم گذاشته تا هر دو طرف جای مانوور داشته باشند.

                اين طرح با خواست شورای امنيت تفاوت دارد زيرا شورای امنيت از ايران خواسته است به عنوان پيش شرط کاهش تحريم های بين المللی، در نخستين گام فعاليت غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق در آورد.


                مشکل تنها اين است که چگونه هر دو طرف را با حفظ آبرو به پای ميز مذاکره نشاند زيرا مساله اتمی ايران تنها زمانی حل می شود که ايالات متحده تصميم بگيرد با اين کشور وارد گفتگو شود


                محمد البرادعی

                در مورد مشکلات اجرای طرح تعليق همزمان، آقای برادعی گفته است "مشکل در اين زمينه تنها اين است که چگونه می توان هر دو طرف را با حفظ آبرو به پای ميز مذاکره نشاند زيرا مساله اتمی ايران تنها زمانی حل می شود که ايالات متحده تصميم بگيرد با اين کشور وارد گفتگو شود."

                در اين مصاحبه، مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی عدم تمايل کشورهای بزرگ دارای بمب اتمی به عمل به تعهدات خود در چارچوب ان پی تی را عامل دشواری در حل مسايلی مانند بحران هسته ای ايران توصيف کرده است.

                وی با اشاره به موشک های پيشرفته ترايدنت مجهز به کلاهک هسته ای که در اختيار ارتش بريتانياست، گفته است که در چنين شرايطی، دشوار بتوان به سايرين گفت که به نيروی بازدارنده هسته ای برای آنها فايده ای ندارد.

                بر اساس پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای، پنج کشور هسته ای جهان - آمريکا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين - متعهد شده اند به اقداماتی برای خلع سلاح هسته ای خود مبادرت ورزند.

                Comment


                • روز سه شنبه، 20 فوريه، وزارت داخله (کشور) افغانستان می گويد در نتيجه يک عمليات نظامی، ولسوالی بکوا ولايت فراه را از دست شورشيان وابسته به طالبان بيرون آورده اند.
                  اين ولسوالی روز گذشته به دست شورشيان وابسته به طالبان اشغال شده و مقامات محلی در فراه گفته بودند که شورشيان ساختمان ولسوالی را آتش زده و ده ها نفر از کارمندان اداری آن را اسير کرده اند.

                  ازمری بشری، سخنگوی وزارت داخله افغانستان، اين موضوع را رد کرد و گفت هيچ يک از کارمندان ولسوالی بکوا به اسارت طالبان در نيامدند.

                  آقای بشری در تماس با بی بی سی گفت که به دنبال يک جلسه اضطراری، نيروهای امنيتی عمليات نظامی را به منظور بازپس گيری ولسوالی بکوا بامداد امروز (سه شنبه، ۲۰ فوريه) آغاز کردند.

                  سخنگوی وزارت داخله گفت که در اين عمليات هيچ تلفاتی به نيروهای امنيتی وارد نشده ولی افزود که گزارش هايی در دست دارند که چهار تا پنج نفر از شورشيان وابسته به طالبان کشته شده اند.

                  تحقيقات


                  ولسوال و فرمانده پليس بکوا به منظور ارايه توضيحات به مرکز ولايت فراخوانده شده اند
                  مقامات افغان می گويند در حال حاضر امنيت در ولسوالی بکوا برقرار شده و واحدهای اداری دوباره در اختيار دولت افغانستان قرار گرفته است.

                  روز گذشته گزارش های وجود داشت مبنی بر اينکه تصرف ولسوالی بکوا به دست طالبان، در نتيجه سازش با مسئولان محلی در اين ولسوالی صورت گرفته است.

                  ولی آقای بشری دليل اشغال اين ولسوالی به دست طالبان را ناکافی بودن نيروهای امنيتی در ولسوالی بکوا خواند که به گفته او نتوانستند در برابر "فشار طالبان" ايستادگی کنند.

                  با اين حال سخنگوی وزارت داخله افزود که ولسوال بکوا و فرمانده پليس اين ولسوالی به منظور ادای توضيحات در مورد چگونگی وقوع حادثه و سقوط ولسوالی به دست طالبان، به مرکز ولايت فراخوانده شده اند.

                  Comment


                  • آلوارو اوريبه، رئيس جمهور کلمبيا، فرناندو آرايو که چند هفته قبل پس از شش سال اسارت از چنگ شورشيان گريخته بود را به عنوان وزير خارجه اين کشور معرفی کرده است.
                    آقای آرايو که گروگان گروه چپگرای "نيروهای مسلح انقلابی کلمبيا" (فارک) بود ماه گذشته از اسارت گريخت.

                    وی که در دولت قبلی کلمبيا وزير بازرگانی بود يکی از 59 گروگان برجسته ای بود که چريک ها در اسارت خود داشتند.

                    وی جانشين ماريا کونسولا آرايو (نسبت فاميلی ندارند) خواهد شد که پس از بازداشت برادرش به ظن ارتباط با شبه نظاميان راستگرا استعفا داد.

                    آقای آرايو در دسامبر سال 2000 زمانی که در ساحلی در شهر زادگاهش کارتاجنا مشغول دويدن بود ربوده شد.

                    وی روز هفتم ژانويه امسال در جريان يک عمليات نظامی با هدف آزاد کردن او از چنگ گروگان گيرها گريخت.

                    وی قبلا به عنوان وزير بازرگانی در دولت آندرس پاسترانا، سلف اوريبه، خدمت کرده بود.

                    استعفا

                    پيشتر در روز دوشنبه ماريا کونسولا آرايو پس از بازداشت برادرش، آلوارو آرايو، از مقام خود به عنوان وزيرخارجه استعفا داد.

                    آلوارو آرايو، سناتور، بلندپايه ترين مقام دولتی است که به ظن ارتباط با گروه های شبه نظامی دستگير می شود. پدر وی نيز در همين ارتباط موضوع تحقيق است.

                    گروه های شبه نظامی راستگرا به قاچاق مواد مخدر و قتل عام متهم هستند.

                    در طول چندين دهه جنگ ميان شورشيان، شبه نظاميان راستگرا و نيروهای دولتی ده ها هزار غيرنظامی کشته شده اند.

                    نيمی از مردم کلمبيا زير خط فقر زندگی می کنند و 13 ميليون نفر از دسترسی به هرگونه حقوق بازنشستگی محروم هستند.

                    Comment


                    • سناتور جان مک کين، نامزد انتخابات رياست جمهوری آمريکا، دونالد رامسفلد را يکی از بدترين وزرای دفاع در طول تاريخ اين کشور توصيف کرده و گفته است به اعتقاد او جنگ در عراق برای سال ها دچار سوءمديريت بوده است.
                      اين سناتور جمهوری خواه آمريکايی گفت به عقيده او کشورش هزينه سنگينی برای سوءمديريت جنگ توسط دونالد رامسفلد، وزير دفاع سابق، پرداخته است.

                      وی گفت اينها مهرآميز ترين عباراتی است که او می تواند در وصف اوضاع به کار گيرد.

                      وی همچنين گله کرد که آقای رامسفلد هرگز نيروی کافی برای موفقيت در عراق را در کارزار جنگ مستقر نکرد.

                      سناتور مک کين يکی از هواداران طرح پرزيدنت بوش برای اعزام 21 هزار سرباز تازه نفس به عراق جهت جلوگيری از خونريزی بيشتر ميان شيعيان و سنی هاست.

                      تازه ترين اظهارات او در تضاد شديد با واکنشش به کناره گيری آقای رامسفلد در نوامبر گذشته قرار دارد.

                      در آن زمان وی ضمن اذعان به اختلافات خود با آقای رامسفلد از مردم خواست به او احترام بگذارند و به خاطر خدماتش از او قدردانی کنند.

                      دونالد رامسفلد در پی شکست جمهوری خواهان در انتخابات مياندوره ای از مقام خود استعفا داد.

                      آقای رامسفلد از همان بدو ورود جورج بوش به کاخ سفيد کنترل وزارت دفاع را عهده دار شده بود و برجسته ترين حامی علنی نبرد جهانی دولت بوش با تروريسم و عمليات آن در عراق بود.

                      Comment


                      • مقامات هند و پاکستان بمبگذاری در يک قطار در نزديکی دهلی را محکوم کرده و می گويند اجازه نخواهند داد اين حادثه به روابط آنها صدمه بزند.
                        پرويز مشرف، رئيس جمهور پاکستان گفت نبايد اجازه داد اين حمله روند صلح دو کشور را مختل کند.

                        خورشيد قصوری، وزير خارجه پاکستان نيز گفته است ديدار او از هند طبق برنامه روز سه شنبه ۲۰ فوريه انجام خواهد گرفت.

                        مانموهان سينگ نخست وزير هند قول داده است که عاملين اين حمله دستگير خواهند شد.

                        مقام های هندی می گویند دست کم 66 نفر در آتش سوزی ناشی از انفجار در قطاری در ايالت شمالی هاريانای اين کشور جان باخته اند.

                        قطار مورد بحث در مسير دهلی پايتخت هند، و لاهور در پاکستان، مسافر و بار حمل می کند و يک مقام ارشد شرکت خط آهن هند به بی بی سی گفته است که انفجارها و آتش سوزی هنگامی روی داد که قطار از نزديکی پانيپات، واقع در 80 کيلومتری شمال دهلی، پايتخت، عبور می کرد.

                        به گفته شاهدان عينی پيش از زبانه کشيدن شعله های آتش، صدای يک رشته انفجار شنيده شد.

                        سخنگوی مانموهان سينگ، نخست وزير هند، گفت که انفجارها و آتش سوزی احتمالا "يک عمل تروريستی" بوده است.

                        شماری از مسافران نيز مجروح شده اند و به گفته مقامات تعداد کشته ها ممکن است افزايش يابد.

                        مقام های راه آهن گفته اند که اکثر قربانيان اين حادثه شهروندان پاکستانی بوده اند اما تعدادی از ماموران امنيتی هند نيز در اين حادثه جان خود را از دست داده اند.

                        به گفته منابع امنيتی هند، پنج وسيله انفجاری ديگری نيز که قادر به ايجاد آتش سوزی بود در قطار کشف و خنثی شده است.

                        تارا چاند از مسافران قطار به خبرگزاری رويتر گفته است که "صدای انفجار شديدی را شنيدم و بعد دود همه جا را گرفت. از آنجا که دود خيلی غليظ بود احتمالا خيلی از مسافران پيش از سوخته شدن در آتش خفه شده اند."

                        خط سريع السير ساميهواتا يکی از دو سرويسی است که هند را به پاکستان متصل می کند.

                        اين سرويس پس از وقفه ای دو ساله در سال 2004 به عنوان بخشی از فرآيند صلح ميان دو کشور بازگشايی شد.

                        Comment


                        • در حالي که علي لاريجاني رييس پرونده هسته اي ايران روزگذشته به وين سفرکرد تا با محمد البرادعي وچندين مقام اروپايي مذاکره کند، محمود احمدي نژاد گفته است تهران درصورتي فعاليت هاي غني سازي خود را تعليق خواهد کرد که کشورهايي که هم اکنون چرخه سوخت فعالي دارند، فعاليت هاي خود را متوقف کنند. همچنين، محمد البرداعي به فايننشال تايمز گفته است مساله ايران فقط زماني حل مي*شود كه آمريكا تصميم بگيرد به طور مستقيم با ايران وارد تعامل شود.

                          درحالي که ازدوماه مهلت ايران براي پاسخگويي به قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل تنها دو روز باقي است، با اظهار نظر محمود احمدي نژاد درخصوص اينکه ايران تنها درصورتي تعليق را متوقف خواهدکرد که کشورهاي غربي هم توليد سوخت را متوقف کنند، عملا چشم اندازتعليق ازسوي ايران تيره به نظر مي رسد؛ اگر چه هنوز پيشنهاد البرادعي روي ميز است وامکان تعليق محدود نيز منتفي نيست. احمدي نژاد گفته است: "آن*ها به ما مي*گويند بياييد مذاكره كنيد ولي شرط مي*گذارند كه ما فعاليت*هاي هسته*يي*مان را تعليق كنيم. در صورتي*كه منطق ملت ايران در اين ارتباط براي همه روشن است. چطور كارخانه*هاي عظيم آن*ها 24 ساعته كار كنند، ولي مجموعه*ي فناوري* كه ما تازه به آن دست پيدا كرده*ايم، و آن*ها از آن احساس خطر مي*كنند، براي مذاكره تعليق شود. ما اهل مذاكره هستيم ولي مذاكره*اي عادلانه به نحوي كه دو طرف در يك شرايط مساوي گفت*وگو كنند." وي تاکيد کرده: "اگر آن*ها مي*گويند چرخه*ي سوخت هسته*يي ما متوقف شود، اشكالي ندارد ولي به شرطي كه كارخانه*هاي سوخت آن*ها نيز متوقف شود؛ يعني آن*ها نيز فعاليت*هاي خود را متوقف كنند تا در يك شرايط عادلانه گفت*وگو شود. ما فكر مي*كنيم كه با مذاكره مي*توان بسياري از مسايل را حل كرد."

                          در واکنشي متقابل، ديروز توني اسنو سخنگوي کاخ سفيد با اشاره به پيشنهاد احمدي نژاد گفته است: "اين يک پيشنهاد نادرست است زيرا موضع جامعه بين المللي مشخص است. از طرف ديگر پيشنهاد کمک به برنامه هسته اي غيرنظامي مردم ايران همچنان بر روي ميز است. اين وظيفه دولت ايران است که گامي به جلو بردارد و به خواسته جامعه جهاني عمل کند."

                          در اين حال تام کيسي يکي از سخنگويان وزارت خارجه آمريکا اظهار داشته: "مي خواهيم مطمئن شويم که دولت ايران متوجه هزينه سنگين بي توجهي خود به خواست جامعه بين المللي هست. خانم رايس رايزني هايي را در اين باره با بعضي از همتايان خود داشته است. مي دانم مشورت هايي هم در مقر سازمان ملل متحد انجام شده است. نيکلاس برنز معاون سياسي وزارت امور خارجه آمريکا هم با مديران سياسي گروه پنج به علاوه يک نيز در اين باره به صورت غير رسمي مذاکره کرده است."

                          درپايان دوماه مهلت ايران براي تعليق غني سازي اورانيوم، محمد البرادعي بايد به 35 عضوشوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي درخصوص پيشرفت فعاليت هاي هسته اي ايران وتلاش هايي که ايران براي کندکردن احتمالي فعاليت هايش کرده است گزارش بدهد. سفر لاريجاني به وين در راستاي بررسي پيشنهاد محمد البرادعي مبني برتوقف همزمان تحريم ها وغني سازي به صورت موقت صورت مي گيرد. طي روزهاي گذشته فشارآمريکا به متحدان خود براي اجرايي کردن طرح تحريم ايران افزايش يافته است واحتمال اينکه با پايان مهلت ايران تصويب قطعنامه ديگري براي تحريم ايران دردستور کارقراربگيرد وجود دارد.

                          اين درحالي است که گفت وگوي البرادعي با روزنامه فايننشال تايمز درخصوص فاصله اندک ايران با غني سازي درمقياس صنعتي، با نگراني محافل غربي مواجه شده است. او تنها يک روز قبل ازپايان ضرب الاجل ايران وانتشار گزارش خود با علي لاريجاني دبيرشوراي امنيت ملي دروين ديدار خواهد کرد. اوگفته است که ايران به بخش مهمي از دانش هسته اي دست پيدا کرده ونمي شود دانش هسته اي را بمباران کرد. او از کشورهاي غربي خواسته است که نسبت به جنجال سازي درمورد برنامه هسته اي ايران خودداري کنند. درعين حالي که او ازتوانايي ايران براي غني سازي درسطح صنعتي خبرداده تاکيد کرده است که ميان دانش غني سازي ودانش توليد بمب تفاوت جدي وجود دارد: "ايران در حال حاضر يك آبشار 164 سانتريفيوژي را در تاسيسات زيرزميني كه براي توليد غني سازي اورانيوم در مقياس صنعتي طراحي شده است، نصب كرده و تجارب ايران از دو آبشار 164 سانتريفيوژي ديگر در برنامه*ي پيلوت در اين باره كارايي دارد."

                          حتي درشرايطي که دوطرف پيش شرط هاي خود را فرونمي گذارند، البرادعي درمصاحبه خود گفته است به تلاش خود براي متقاعد کردن ايران وطرف هاي غربي براي مذاکره ادامه خواهد داد. او تاکيد کرده است که تا پنجم مارس که شوراي حکام تشکيل جلسه مي دهد جا براي پيشرفت ديپلماتيک بازاست. البرادعي همچنين دراظهار نظري که بيشتر به عنوان موضع يک تحليلگر سياسي مي تواند مورد توجه قرارداد تا رييس آژانس بين المللي انرژي اتمي گفته است: " اگر محيطي را ايجاد كنيم كه در آن ايران احساس انزوا بكند و هدف تحريم*هاي بيشتري قرار گيرد، آنگاه برخي از اين سناريوهاي بسيار بد رخ مي*دهد زيرا در آن زمان تندرو*ها را پشت فرمان قرار خواهيد داد. " به گفته وي شايعات درخصوص حمله احتمالي واشنگتن ويا تل آويو به ايران مي تواند ايراني ها را حتي اگر قصد نداشته باشند سلاح هسته اي توليد کنند به اين مسيربکشاند: "انگاه ماجراي کره شمالي يا عراق تکرار مي شود، اينها دستاوردبزرگي براي انسان مدرن نيست... مساله فقط اين است كه چگونه هر دو طرف را در حالي كه حفظ آبرو مي*كنيم بر سر ميز مذاكره بنشانيم."

                          تمام اين تحولات در شرايطي رخ مي دهد که روز گذشته، بي بي سي به نقل از "منابع ديپلماتيک" مورد وثوق خود خبر داد که طرح هاي احتياطي آمريکا براي حمله هوايي به ايران از هدف قرار دادن تاسيسات اتمي اين کشور بسيار فراتر مي رود و شامل اکثر زيرساخت هاي نظامي اين کشور مي شود. بي بي سي نوشت: "تصور مي شود که هر نوع حمله اي از اين نوع - اگر دستور آن صادر شود - پايگاه هاي هوايي و دريايي، تاسيسات موشکي و مراکز فرماندهي و کنترل نيروهاي مسلح ايران را شامل خواهد شد."

                          بنا به اعلام فرانک گاردنر، خبرنگار امور امنيتي بي بي سي: "يکي از عواملي که مي تواند ماشه چنين حمله اي را بکشد اين است که تاييد شود ايران درحال ساخت سلاح اتمي است.... همچنين حمله اي پرتلفات به نيروهاي آمريکايي در عراق، اگر سرنخ آن در تهران يافته شود، نيز مي تواند دليل ديگري براي اجراي طرح بمباران ايران باشد."

                          Comment


                          • Comment


                            • Comment


                              • "آنچه تحت عنوان فتح از نيل تا فرات در داخل مطرح مي شود ديگر طرفداري در داخل اسرائيل ندارد. اكنون كسي ديگر از اين مساله حرفي نمي زند".

                                اين بخشي از پاسخ احمد زيد آبادي، كارشناس مسايل سياسي و روزنامه نگار به سوال يكي از دانشجويان دانشگاه تهران بود.


                                احمد زيدآبادي كه به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در دفتر اين انجمن حضور يافته بود در موضوع "لبنان به كدام سو خواهد رفت" به سخنراني پرداخت.

                                وي ابتدا ضمن ارائه تحليلي كوتاه در ارتباط با وضعيت لبنان و همسايگانش گفت: "اسرائيلي ها همواره دو سياست مهم را در مورد لبنان و منطقه دنبال *كرده اند: يکي اينکه هميشه خواسته اند بيشترين بهره را از منابع آب لبنان ببرند و ديگر اينکه خاك لبنان محلي براي تشكيل پايگاه ضداسرائيلي نباشد".

                                وي در ادامه افزود: "بايد توجه داشت كه جغرافياي لبنان به گونه اي است كه بعضي از كشورها خواستار تسلط بر آن هستند. به همين دليل لبنان هميشه محل نزاع سياسي بوده و به عنوان اهرمي در حل و فصل مشكلات ديگر کشورها به كار گرفته شده است".

                                زيد آبادي در اين ارتباط ادامه داد: "به عنوان مثال با وجودي که سوريه به نسبت لبنان از وضعيت مطلوب تري برخوردار است، اما هيچ*گاه بطور جدي از اين کشور دفاع نكرده است".

                                زيد آبادي آنگاه ضمن اشاره به مرز مشترک سوريه و لبنان با اسرائيل اظهار داشت: " به نظر مي رسد مرز سوريه با اسرائيل از آرامترين مرزها در ميان كشورهاي عربي با اسرائيل باشد، چرا كه سوريه تاكنون از طريق لبنان به اسرائيل فشار آورده است".

                                اين كارشناس مسايل اعراب و اسرائيل در ادامه با اشاره به موقعيت حزب الله لبنان گفت: "زماني كه اسرائيلي*ها ازجنوب لبنان خارج شدند حزب*الله لبنان توانست براي خود نظم خاصي درمنطقه برقرارسازد و عملا درجنوب لبنان حاكميت خاصي برپا كرد."

                                وي در ادامه با اشاره به تحولات داخلي لبنان، آنها را ناشي از دخالت خارجي دانست و گفت: "پس از مرگ حافظ اسد غربي ها تصور مي کردند مي توانند با بشاراسد کنار بيايند. در واقع بشار اسد هم با اقدامات خود موجب چنين برداشتي شده بود. اما پس از مدتي چرخش كاملي در برنامه هاي بشار اسد مشاهده شد. يعني اوسياست هاي تندروانه اي در پيش گرفت كه غربي ها و بخصوص فرانسه را بسيار عصباني کرد. ترور رفيق حريري هم در همين راستا قابل ارزيابي است چرا كه او برخلاف حاكمان سوريه كه بر لبنان مسلط بودند به غربي ها و بخصوص فرانسه نزديك بود. اين قتل موجي را دربين نيروهاي ضد سوري پديد آورد که به خروج نيروهاي سوريه از لبنان منجر شد".

                                وي در ادامه با اشاره به جنگ 35 روزه اسرائيل و حزب الله لبنان گفت: "به نظر مي رسد اسرائيلي*ها در آن زمان آمادگي جنگ را نداشتند. حزب*الله نيز اصلا تصور چنين جنگي را نمي*كرد، اما اسرائيلي*ها دنبال خلع سلاح حزب الله به هر قيمتي بودند. وقتي جنگ به درازا كشيد اسرائيلي*ها به اين مسئله پي بردند كه حزب*الله نيروهاي پيچيده*تر و مجهزتري در اختيار دارد. از اين رو جنگ را بي فايده ديدند و ديپلماسي را به كار گرفتند. در اين ديپلماسي تصميم گرفته شد جنگ به گونه اي پايان يابد که موقعيت دولت سينيوره در لبنان تقويت شود".

                                زيد آبادي اضافه كرد: "اما اين جنگ در ديگر سو، موقعيت حزب الله را تضعيف کرد و حزب الله برتري نظاميش را در جنوب لبنان از دست داد، تا جايي که ارتش لبنان و نيروهاي چند مليتي در لبنان ومناطق تحت نفوذ حزب الله مستقر شدند".

                                احمد زيد آبادي در ادامه دلايل آغاز جنگ 35 روزه را چنين برشمرد: "دليلش گروگان گيري سرباز اسراييلي از جانب حزب الله بود اما درباره علت اين گروگانگيري در محافل سه فرضيه مطرح است. اول باز کردن يک جبهه جديد براي خارج کردن غزه از زير فشار. دوم اخلال در توافقي که گفته مي شد اسراييل و حماس به آن نزديک مي شدند؛ و سوم آزاد کردن احمد سادات و کسب وجهه بالاتري در لبنان و جهان عرب".

                                اين روزنامه نگار در ادامه گفت: "در خصوص اسرائيلي ها بايد گفت هر چند آنها تلفات چنداني ندادند اما افكار عمومي اسرائيل احساس خطر کردند و به نوعي خود را شكست*خورده ديدند. شايد هم دولت آنها به واقع جايگاه قبلي خود را از دست داده، اما در هر حال سعي مي*كند وضعيت خود را معتدل نگه دارد".

                                نويسنده كتاب دين و دولت در اسرائيل سپس گفت: "حزب*الله درحال حاضر درگير مسائل داخلي است و در آنجا موارد مختلفي در ارتباط با آنها به يكديگر گره خورده است. در حال حاضر نيز مسائل لبنان ناشي از خواست طرفداران دولت براي تشکيل دادگاهي بين المللي براي رسيدگي به قتل حريري و مخالفت طرفداران سوريه با تشکيل چنين دادگاهي است؛ چون تشکيل اين دادگاه منجر به افشاگري هاي زيادي خواهد شد...البته در اين راستا نقش افرادي همچون ميشل عون ـ که سابقا از نيروهاي ضد سوري بود ـ در حمايت از سوريه بسيار راز آلود است".

                                Comment

                                Working...
                                X