Palestine and the Great Middle east

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #136

    كوفي عنان و كشتار غزه

    قانون بين المللي زماني كه موضوع به دولت عبري و جنايت هاي آن مربوط مي شود، مسكوت مي ماند؛ چرا كه ريختن خون عرب ها مباح و امري حلال است و آقاي كوفي عنان دبير كل سازمان ملل كه از حاميان سرسخت كميته تحقيق ترور حريري بود، از انجام تحقيق درباره كشتار ساحل غزه حمايتي نكرد و تنها به اندكي ابراز همدردي با قربانيان اين جنايت شنيع آن هم به خاطر فرار از سرزنش و ملامت، بسنده كرد.


    آمريكا در قبال جنايت اخير نيروهاي صهيونيست در ساحل غزه كه به شهادت يك خانواده فلسطيني از جمله يك كودك شير خواره انجاميد، سكوتي مرگبار اختيار كرده است؛ چرا كه قربانيان اين جنايت فلسطيني و قاتلان آن صهيونيستي هستند.به دنبال اين جنايت دولت "اسراييل" همچون گذشته بلوايي به پا كرد و موفق شد با صدور بيانيه اي دروغين، خشم محافل بين المللي را فرو نشاند. تل آويو در اين بيانيه اعلام كرد كه يك كميته حقيقت ياب نظامي ثابت كرده است كه اين خانواده بر اثر انفجار ميني كه حماس آن را به منظور جلوگيري از نفوذ و ورود نيروهاي "اسراييلي" در اين منطقه كار گذاشته بود، به شهادت رسيده اند و اين در حالي است كه "هيومان رايتس" و "وتش" كارشناسان مسائل نظامي وابسته به كميته پيگيري حقوق بشر آمريكا تاكيد كرده اند كه اين خانواده بر اثر اصابت يك گلوله خمپاره صهيونيستي به شهادت رسيدند و براي اثبات مدعاي خود ادله علمي ارائه كردند.
    زماني كه روايت ها و اخبار تناقض پيدا مي كنند، براي شناخت حقيقت به يك گروه بي طرف پناه برده مي شود مانند پناه بردن آمريكا و فرانسه به شوراي امنيت سازمان ملل جهت صدور قطعنامه اي براي تشكيل يك كميته بين المللي تحقيق درباره ترور رفيق حريري و شناسايي عاملان آن.
    قانون بين المللي زماني كه موضوع به دولت عبري و جنايت هاي آن مربوط مي شود، مسكوت مي ماند؛ چرا كه ريختن خون عرب ها مباح و امري حلال است و آقاي كوفي عنان دبير كل سازمان ملل كه از حاميان سرسخت كميته تحقيق ترور حريري بود، از انجام تحقيق درباره كشتار ساحل غزه حمايتي نكرد و تنها به اندكي ابراز همدردي با قربانيان اين جنايت شنيع آن هم به خاطر فرار از سرزنش و ملامت، بسنده كرد.

    ايهود اولمرت نخست وزير "اسراييل" در اظهارات اخير خود مبني بر اين كه هرگز با تشكيل كميته تحقيق درباره حادثه اخير موافقت نخواهيم كرد اين حقيقت را مورد تاكيد قرار داد.

    در اين ميان ژنرال "مئير كليفي" رئيس كميته تحقيق "اسراييل" نيز در راستاي گمراه سازي افكار عمومي مدعي شد كه محال است كه اعضاي اين خانواده بر اثر يك حمله توپخانه اي ارتش "اسرائيل" كشته شده باشند؛ زيرا تركش هاي خارج آمده از بدن يك كودك در بيمارستان تل آويو، تركش گلوله توپ نبوده است.

    سوالي كه مطرح مي شود اين است كه اگر اين افراد تا اين حد به گفته هاي خود اعتماد دارند، پس چرا با تحقيق بين الملل بي طرف تحت نظارت تعدادي كارشناس زبده مخالفند؟! كار تحقيق بسيار ساده است و فقط به چند روز وقت نياز است. تركش ها و پيكرهاي پاك شهدا و مجروحان نيز موجود است.

    مشكل اصلي در ابتدا متوجه رهبري فلسطين و سپس حكام عربي است؛ چرا كه محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين رسما خواستار تشكيل چنين كميته اي نشد؛ همانگونه كه درباره درگذشت عرفات نيز رسما خواستار تشكيل كميته تحقيق نشد. حتي دكتر نبيل شعث وزير خارجه فلسطين نيز صهيونيست ها را به طور غير مستقيم از دست داشتن در اين جنايت تبرئه كرد. وي در جمع خبرنگاران گفته بود كه گزارش هاي فرانسوي ها موضوع مسموم شدن عرفات را تكذيب كرده اند.

    نمايندگان عرب در سازمان ملل از هر گونه رويارويي با "اسراييل" و آمريكا واهمه دارند. به نظر مي رسد كه "جان بولتون" نماينده دايم آمريكا در سازمان ملل آنان را اين گونه ترسانده است تا جائي كه آنان ابتدايي ترين حقوق و وظايف اخلاقي خود را ناديده انگاشته اند.

    "اسراييلي ها" از طريق قتل عام نازي ها، كوره هاي آدم سوزي، اتاق هاي گاز و داستان "آن فرانك" دختر بچه يهودي كه خانواده اش را در جريان هولوكاست از دست داد، از جهانيان باج گيري مي كنند. اين وقايع به عنوان بخشي از دروس در بيشتر مدارس اروپايي در مقاطع راهنمايي و دبيرستان تدريس مي شود.

    "هدي غاليه" دختر بچه فلسطيني كه با گريه كردن براي پدر و مادر و برادرانش كه تن آنان به ضرب گلوله توپ "اسرائيل" پاره پاره گشته بود، ميليون ها عرب را به گريه انداخت. داستان غاليه شبيه داستن فرانك يهودي است. آه و ناله اين دختر حقيقي است. جنازه هاي خانواده اش روي ماسه هاي دريا در حالي كه غلط در خون شده بودند نيز حقيقي است.

    فيلم دروغ نمي گويد، ولي "اسراييلي ها" با گستاخي هرچه تمامتر دروغ مي گويند و متاسفانه در واشنگتن عده اي دروغ آنان را باور مي كنند و بر جنايت شان سرپوش مي نهند.

    از اين رو، سازمان ملل از ديد ساكنان جهان سوم اعتبار و جايگاه خود را از دست داده است و به يك نهاد كوچك وابسته به يكي از ادارات وزارت امور خارجه آمريكا مبدل گشته است.

    آرزو مي كرديم كه آقاي عنان كه در آستانه بازنشستگي قرار دارد، موضع شجاعانه اي در قبال اين جنايت اتخاذ مي كرد و در حمايت از حق و پشتيباني از منشور سازمان ملل در خصوص دفاع از حقوق مظلومان خواستار انجام تحقيقات بين المللي درباره اين كشتار مي شد، اما متاسفانه اين كار را انجام نداد و ترجيج داد تا در قبال چنين جنايتي سكوت اختيار كند.

    هيچ كس در قبال قتل عام عرب ها در غزه، جنين، فلوجه، سامرا و حديثه واكنش نشان نمي دهد و هيچ كس عليه آن اعتراض نمي كند و از جمله آنان رهبران عرب هستند كه تمام هم و غمشان اين است كه با گستراندن فرش قرمز زير پاي اولمرت در شرم الشيخ از او استقبال كنند و با او گپي صميمانه بزنند، گويي اولمرت دوست صميمي آنان است.

    اين مواضع رهبران عربي صهيونيست ها را به ارتكاب جنايات تشويق مي كند و زمينه مناسبي را براي تشديد تندرويي و خشونت در منطقه فراهم مي سازد و ده ها و شايد هزاران جوان سرخورده و نااميد را براي پيوستن به سازمان هايي همچون "القاعده" تشويق مي كند و آنان را به منفجر كردن خودشان در ميان مردم وادار مي كند. زماني كه دولت آمريكا بر اين كشتار وحشيانه سرپوش مي گذارد و از طريق سازمان بين الملل مانع از انجام هرگونه تحقيق درباره آن مي شود، هرگز نبايد از گسترش موج تنفر و كراهيت از آن نه تنها در جهان اسلام بلكه در سراسر جهان ابراز تعجب كند. آمريكا نه تنها در گرسنه نگه داشتن كودكان فلسطيني، بلكه با همكاري با دولتي تروريست (اسرائيل) در پاره پاره كردن جنازه هاي آنان نيز دست دارد؛ دولتي كه بر اساس آخرين سرشماري هاي انجام گرفته توسط سازمان هاي بشردوستانه ناظر بر جنايات صهيونيست ها، تاكنون 980 كودك را به خاك و خون كشيده است.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #137
      رزمندگان مقاومت فلسطيني دو هفته‌ي پيش "گلعاد شاليت" سرباز اسراييلي را در ميدان نبرد به اسارت گرفتند و آزادي‌سازي او را به آزادي هزار فلسطيني بويژه زنان و كودكان در بند زندان‌هاي رژيم صهيونيستي مشروط كردند.

      اما صهيونيست ها، طبق معمول، جنبه‌ي انساني مساله را ناديده گرفته و از آن به عنوان فرصتي براي ويراني باريكه‌ي غزه و كشتار فلسطينيان بي‌دفاع بهره گرفتند.

      نظاميان رژيم اشغالگر قدس، در يورش به غزه، تمامي قوانين بين‌المللي را زير پا نهاده، بيش از ‪ ۶۰‬نفر از نمايندگان مجلس قانونگذاري و مقامات دولت منتخب حماس از جمله ‪ ۹‬وزير را به اسارت گرفتند.

      شدت وخامت اوضاع در مناطق فلسطيني بويژه غزه كه آماج حملات سنگين ماشين جنگي اسراييل از هوا و زمين و دريا قرار گرفته، ميانجيگران بين‌المللي و منطقه‌يي را براي جست وجوي راهكاري براي اين بحران فعال ساخته است .

      "اسماعيل هنيه" نخست وزير حكومت خودگردان، حملات ددمنشانه‌ي اسراييل به غزه كه ‪ ۱/۶‬ميليون فلسطيني را در خود جاي داده، يك جنگ فرسايشي ناميده است .

      از سوي ديگر، نه تنها مقاومت فلسطيني كه "گلعاد شاليت" سرباز اسراييلي فرانسوي تبار را در اختيار دارد كه تمامي گروه‌ها و تشكلهاي سياسي فلسطيني با اتخاذ موضعي مشترك، خواستار مبادله‌ي او با هزار اسير فلسطيني هستند.

      حملات وحشيانه‌ي اسراييل، در عين حال، به يك انسجام درون ساختاري ميان دو جناح اصلي حاكميت يعني فتح به رهبري "محمود عباس" رييس حكومت خودگردان و حماس كه دولت منتخب به نخست وزيري "اسماعيل هنيه" را تشكيل داده، انجاميده است .

      سكوت رييس حكومت خودگردان فلسطين در برابر خواسته‌ي گروه‌هاي مقاومت براي معاوضه‌ي سرباز اسراييلي با اسيران فلسطيني، از رضايت ضمني "ابومازن" با رويكرد مقاومت يا دستكم، عدم اعتراض به آن حكايت دارد.

      "شعبان عبود" كارشناس مسايل سياسي در اين مورد به خبرنگار ايرنا، گفت:
      در اوضاع بحراني كنوني، گروه‌هاي فلسطيني ترجيح مي‌دهند، اختلافات ميان خود را ناديده گيرند. زيرا به زيان تمامي طرف‌هاي فلسطيني است .

      وي افزود: صهيونيست‌ها وقتي به شهرهاي فلسطيني شبيخون مي‌زنند، برايشان تفاوتي ندارد، كشته‌شدگان هوادار جنبش‌هاي مقاومت حماس و جهاد اسلامي هستند يا خبر.

      اين تحليلگر سياسي متذكر شد: به همين علت، محمود عباس نيز به اقدام رزمندگان مقاومت در اسير كردن گلعاد شاليت سرباز اسراييلي اعتراضي نكرد.

      عبود گفت: به نظر مي‌رسد، ابومازن در اين مرحله، مايل به موضعگيري مشترك تمامي جناح‌ها و طيف‌هاي سياسي فلسطيني در قبال يورش وحشيانه‌ي صهيونيست‌ها به نوار غزه است.

      به عقيده‌ي اين روزنامه نگار سوري، محمود عباس مي‌داند، هر حركتي در مخالفت با خواست دولت منتخب حماس، بشدت جايگاه او را نزد افكار عمومي فلسطين متزلزل خواهد كرد. بويژه آن كه همگان خواهان مبادله اسيران هستند.

      وي خاطر نشان ساخت: دستيابي تشكل‌هاي سياسي فلسطيني به توافقي در مورد سند اسيران كه پس از امضا، "سند وفاق ملي" نام گرفت، شاخصي از تمايل گروه‌هاي فلسطيني به اتخاذ خط مشي واحدي در برابر اسراييل است.

      شعبان عبود افزود: اين اتحاد، اسباب ناخرسندي تل آويو را فراهم آورده، زيرا توطئه‌ي صهيونيست‌ها براي كشاندن فلسطينيان به جنگ داخلي را با شكست مواجه ساخت .

      تحليلگر سوري گفت: پس از اين تفاهم، تل آويو، به رفتارهاي پرخاشگرايانه روي آورده است. حريم هوايي سوريه را نقض و تهديد مي‌كند كه رهبران حماس را ترور خواهد كرد، تا به نوعي بحران دروني را به خارج از سرزمين‌هاي اشغالي منتقل كند.

      به عقيده‌ي عبود، مهمترين اشكال در سند وفاق ملي، اين است كه فلسطينيان به نوعي درصدد به رسميت شناختن اشغالگران هستند، در همان حال، بر مقاومت در داخل سرزمين‌هاي اشغالي سال ‪ ۱۹۶۷‬ميلادي تاكيد دارند و از برپايي كشور مستقل فلسطين در نوار غزه و كرانه باختري سخن مي‌گويند.

      وي افزود: در هر حال، توافق نظر اخير فلسطينيان، اسراييل را از ادامه‌ي سياست‌هاي فزون‌طلبانه ي خود باز خواهد داشت .

      سياستي كه "ايهود اولمرت" نخست وزير اسراييل، در قالب طرح عقب نشيني يكجانبه ارايه كرده و هدف آن، ضميمه كردن بخش‌هايي از كرانه باختري به محدوده‌ي اسراييل است.

      شعبان عبود اظهار داشت: در واقع اسراييل، اسارت شاليت به دست رزمندگان مقاومت را دستاويزي براي سركوب، كشتار و نابودي تمامي زير ساخت‌هاي حياتي مناطق فلسطيني قرار داده است.

      به گفته‌ي اين كارشناس سياسي، منطق ايجاب مي‌كرد كه اسراييل براي آزادي سرباز اسير خود، راهكارهاي سياسي را بيازمايد، نه ابتدا به ساكن، سراغ گزينه‌ي نظامي برود.

      از شعبان عبود در مورد انگيزه‌ي عربستان سعودي و اتحاديه‌ي عرب از كمك‌هاي مالي اخير به مناطق فلسطيني سوال شد.

      اتحاديه‌ي عرب يك كمك نقدي ‪ ۵۰‬ميليون دلاري براي دولت فلسطين حواله كرد، و در كمال شگفتي، آمريكا و اسراييل اعتراضي به آن نكردند و برخلاف ديگر كمك ها، مانع رسيدن كمك به دست دولت اسماعيل هنيه نشدند.

      اين اقدام اتحاديه‌ي عرب در پي ديدار "حسني مبارك" رييس جمهوري مصر با "عبدالله آل سعود" پادشاه عربستان سعودي در شهر جده صورت گرفت.

      موضوع اين ديدار تبادل نظر در مورد راهكاري براي حل و فصل قضيه‌ي اسير اسراييلي و بحران غزه بود.

      سعودي‌ها همچنين اعلام كردند، در صدد حواله كردن كمك‌هاي نقدي براي دولت منتخب حماس هستند.

      شعبان عبود در اين مورد گفت: به نظر مي‌رسد، حاصل رايزني‌هاي قاهره و رياض، اين بود كه در برابر كمك‌هاي مالي به دولت فلسطين كه در تنگناي اقتصادي شديدي به سر مي‌برد، مي‌توان آزادي سرباز اسراييلي را خريد، بدون آن كه فلسطينيان بر آزادي اسيران خود اصرار ورزند.

      در پي تحريم و محاصره‌ي مناطق فلسطيني، حدود ‪ ۱۶۰‬هزار كارمند از پنج ماه پيش تاكنون حقوقي دريافت نكرده اند. كمبود شديد دارو و مواد غذايي وجود دارد و سازمان ملل نسبت به بروز يك فاجعه‌ي انساني در اين مناطق ابراز نگراني كرده است .

      وي تصريح كرد: اما حماس حاضر نيست، در برابر پول از خط مشي و باورهاي خود دست كشد. حماس، همپيماناني مانند ايران و سوريه دارد كه در صف مقابل آمريكا و اسراييل هستند. با اتكا به اين همپيمانان، به راهكارهاي قاهره و رياض تن نخواهد داد.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #138
        نويسنده اين مقاله با تبيين ابعاد مختلف «لابي قدرتمند يهود» و تأثيرات شگفت‌انگيز آن بر فرهنگ، رسانه‌ها و اقتصاد آمريكا معتقد است، يهوديان ممكن است با نفوذ قدرتمند خود، زمينه‌ساز آغاز جنگ جهاني سوم گردند.


        اشاره:

        همة سال‌هاي نيمه دوم قرن بيستم با جنايات و كشتارهاي دولت تجاوزگر اسراييل عليه مردم فلسطين همراه بوده است. جناياتي كه به ‌رغم محكوميت جهاني آن، نه تنها از سوي دولت آمريكا محكوم نمي‌شود، بلكه همه ساله با وجود كمك‌هاي چندميلياردي دولت ايالات متحده به دولت اسراييل، با انواع كمك‌هاي سياسي و نظامي نيز همراه است. از ديگر سو، رسانه‌هاي آمريكا و سيستم آموزشي اين كشور با مظلوم‌نمايي مردم يهودي ساكن اسراييل، فلسطينيان را تروريست مي‌خوانند. نويسنده اين مقاله با تبيين ابعاد مختلف «لابي قدرتمند يهود» و تأثيرات شگفت‌انگيز آن بر فرهنگ، رسانه‌ها و اقتصاد آمريكا معتقد است، يهوديان ممكن است با نفوذ قدرتمند خود، زمينه‌ساز آغاز جنگ جهاني سوم گردند. هم‌زمان با سالگشت اشغال سرزمين فلسطين به دست صهيونيسم بين‌الملل، اين مقاله به حضور خوانندگان گرامي موعود تقديم مي‌گردد.

        اتحاد شگفت‌آور يهوديان

        قدرت هولناك لابي يهود پديده جديدي نيست اما از گذشته، عامل مهم و تأثيرگذاري بر زندگي عموم آمريكاييان بوده است.
        در سال 1941 ميلادي، چارلز ليندبرگ در مورد خطر گسترش قدرت و نفوذ يهوديان در رسانه‌ها و دولت آمريكا صحبت نموده بود. اين خلبان نامدار 39 ساله كه به دليل پرواز تاريخي و تك نفره خود از نيويورك تا پاريس، شناخته شده است، در جمع 7000 نفر از مردم شهر «دس مونيس» در 11 سپتامبر 1941، از احتمال مشاركت دولت آمريكا در جنگ جهاني دوم و لشكركشي به اروپا احساس نگراني كرده بود. او از 3 گروه. كشور انگلستان، يهوديان و دولت روزولت كه با فشار خود آمريكا را در جنگ وارد خواهند نمود، نام برده بود. او در مورد يهوديان گفت:
        بزرگ‌ترين خطر آنها براي اين كشور، تسلط يهوديان بر رسانه‌ها، سينما، راديو و دولت ايالات متحده است.

        ليندبرگ ادامه مي‌دهد:

        آنان به دليل اين كه به اين آب و خاك تعلق ندارند، تمايل دارند ما را به جنگ وارد نمايند. ما نمي‌توانيم پافشاري آنها بر منافعشان را سرزنش نماييم، بلكه ما بايد به آينده آمريكا بينديشيم. ما نمي‌توانيم اجازه دهيم كه ديگران، كشور ما را به ويراني و تباهي بكشانند.
        در سال 1987 ميلادي، آلفرد ليلينتال، استاد يهودي دانشگاهي در آمريكا، در كتاب خود با نام ارتباطات يهودي مي‌نويسد:
        آيا مي‌دانيد صهيونيست‌ها چه فشارهايي را بر مردم آمريكا وارد مي‌نمايند؟ اين فشارها حاكي از ارتباطات يهوديان است. آنان با همديگر اتحادي شگفت‌انگيز دارند اما در ارتباط با ديگر افراد غيريهودي، شديداً دافعه دارند... در مناطق بزرگ، يهوديان صهيونيست در محدوده بخش‌هاي هنري، صنايع سرگرم كننده، اجتماعي، تجاري و مالي كشور ما، نفوذي فراوان دارند. همچنين به دليل سلطه يهوديان بر رسانه‌هاي مختلف كشور ما، پوشش خبري زد و خوردهاي سربازان اسراييل و مردم فلسطين در تلويزيون‌هاي آمريكا، روزنامه‌ها و مجلات اين كشور، رويكردي همسو با سياست‌هاي دولت اسراييل دارد. به عنوان مثال، اين رسانه‌ها به صورتي نادرست از فلسطينيان مبارز به عنوان افراد «تروريست» نام مي‌برند. انعكاس يك طرفه و جانبدارانه وقايع موجود در منطقه و عدم توجه به دلايل مقاومت‌هاي مردمي در فلسطين را نيز تنها مي‌توان به دليل كنترل‌هاي همه جانبه و شديد يهوديان صهيونيست بر رسانه‌هاي ما دانست.


        تاريخ‌نگاري يك طرفه هولوكاست

        يهوديان دست‌اندر كار در بخش‌هاي دانشگاهي و فرهنگي، تأثير عميقي بر چگونگي نگاه آمريكاييان به گذشته داشته‌اند. در هيچ واقعه‌اي نمي‌توان به اندازة جنجال رسانه‌اي در مورد «هولوكاست»، ديدگاه يك طرفه و قوم محوري يهوديان را مشاهده كرد.
        يهودا باير، تاريخ‌نويس اسراييلي واقعه هولوكاست كه استاد دانشگاه اورشليم است، مي‌گويد:
        صحيح يا غلط، طبق واقعيت‌هاي تاريخي و يا برخلاف آنها، با درك و فهم اين اتفاقات و يا براساس تاريخ نگاري‌هاي پرزرق و برق ولي بي‌محتوا، واقعه هولوكاست به عنوان نماد حاكم بر فرهنگ ما شناخته مي‌گردد... به ندرت در يك ماه برنامه تلويزيوني، فيلمي جديد، درامي جديد، كتاب‌هايي نو و شعر يا نثري مرتبط با اين واقعه عرضه نمي‌شود و اين جريان سيل‌آسا از محصولات فرهنگي و هنري، در حال افزايش و نه كاهش است.
        نكته مهم در اين قضيه اين است كه يهوديان نيز ناخودآگاه به اين واقعه توجه نشان داده‌اند؛ اما در برابر ده‌ها ميليون قرباني متحدان آمريكا در جنگ جهاني دوم و همچنين مرگ 12 تا 14 ميليون آلماني و در نهايت، قربانيان بي‌گناه بمباران‌هاي هوايي و موشكي سال‌هاي 1944 تا 1949 ميلادي كه به كشتار دو ميليون نفر انجاميد، عكس‌العمل خاصي نداشته و اين وقايع در سايه تاريخ نگاري‌هاي دروغين هولوكاست قرار گرفته است.
        بي‌شك رسانه‌هاي ثروتمند و مراكز علمي، همسو با منافع اسراييل قدم برمي‌دارند. پل همين يكي از اساتيد تاريخ نوين يهود در دانشگاه «يال» معتقد است:
        با توجه به سياست‌هاي كنوني اسراييل، ممكن است واقعه هولوكاست، نه تنها در جهت تثبيت خواسته‌هاي سياسي آنها، بلكه به عنوان عاملي جهت اتحاد بيشتر يهوديان به كار رود و آنان بفهمند كه براي دفاع از خود بايد تنها بر هم‌كيشان يهودي خويش اتكا نمايند. داستان‌پردازي‌هاي كنوني يهوديان در مورد جنايات ارتش نازي، جاي مباحث عقلاني در اين مورد را گرفته و باعث تعديل نظرات منتقدان سياست‌هاي فعلي دولت تجاوزگر اسراييل و مشروعيت آن شده است.
        نورمن فينكلستين يك استاد يهودي كه در دانشگاه نيويورك درس «علوم سياسي» را تدريس مي‌نمايد، در كتاب خود با عنوان صنعت هولوكاست مي‌گويد:
        استفاده از هولوكاست، به دستاويزي جهت رد انتقادات وارده به يهوديان تبديل شده است. همچنين اين مظلوم نمايي‌ها به مشروعيت حكومت مستبد اسراييل و حمايت‌هاي دولت آمريكا كه از حاميان دولت اسراييل است، كمك مي‌نمايد.
        اين نويسنده همچنين به اخاذي دولت اسراييل از كشورهاي آلمان و سوئد به دليل شركت در اين فاجعه اشاره مي‌كند و در مجموع، واقعه هولوكاست را به عنوان بزرگترين سرقت واقعيت در تاريخ بشريت معرفي مي‌كند.
        امروزه يهوديان ساكن اسراييل در انجام ظلم و تعدي نسبت به اعراب، آزاد هستند همچنين در شرايط فعلي، با توجه به حمايت‌هاي كاخ سفيد و سناي آمريكا از اقدامات اسراييل به علاوه روش‌هاي اطلاع‌رساني رسانه‌هاي خبري آمريكا، به نظر مي‌رسد كه ارزش زندگي اسراييلي‌ها، از ديگران بيشتر باشد.
        رياست اسبق ستاد مشترك ارتش آمريكا، درياسالار توماس مورد در مورد تأثيرات يهوديان و دولتمردان اسراييلي بر ايالات متحده مي‌گويد:
        من تا كنون رئيس‌جمهوري از آمريكا را نديده‌ام كه پشتيبان اسراييل نباشد. اين امر ذهن‌ها را سردرگم مي‌كند. اسراييلي‌ها و يهوديان هميشه به آنچه مي‌خواهند، مي‌رسند. آنان هميشه مي‌فهمند كه چه اتفاقي در حال جريان است. مردم ما اگر بفهمند كه اين افراد چه تسلطي بر دولت آمريكا دارند، فريادهاي اعتراض‌آميز خود را اعلام خواهند نمود اما مطمئناً مردم ما در مورد آنچه در جريان است، هيچ اطلاعي ندارند.امروزه خطر بيش از گذشته حس مي‌شود. اسراييل و سازمان‌هاي يهودي همراه با دولت آمريكا كه از طرفداران يهوديان به شمار مي‌رود، ممكن است ايالات متحده را كه داراي قوي‌ترين ارتش و قدرت اقتصادي دنياست، به جنگ‌هاي جديدي با دشمنان اسراييل بكشانند. چندي پيش سفير دولت فرانسه در لندن، اسراييل را يك كشور كوچك كثافت و تهديدي براي صلح جهاني خواند. وي همچنين افزود:چرا بايد دنيا در معرض خطر وقوع جنگ جهاني سوم، آن هم به دليل اقدامات اين يهوديان قرار گيرد؟

        در مجموع بايد گفت: يهوديان تأثيرات زيادي بر دولت ايالات متحده دارند. لابي يهودي به يك عامل تأثيرگذار در حمايت‌هاي آمريكا از دولت اسراييل تبديل شده است. منافع افراد يهودي به يك عامل تأثيرگذار در حمايت‌هاي آمريكا از دولت اسراييل تبديل شده است. منافع افراد يهودي و صهيونيست مطمئناً با منافع آمريكايي‌ها يكسان نيست. بي‌ترديد تا زماني كه لابي بسيار قدرتمند يهود، جايگاه خود را مستحكم‌تر مي‌نمايد، هيچ پاياني در مورد تحريفات تاريخي سازمان يافته يهوديان، در فعاليت‌هاي جاري آنها و تاريخ‌نگاري‌هاي دروغين آنها به همراه تسلط يهوديان صهيونيست بر سيستم سياسي ايالات متحده وجود نخواهد داشت.
        همچنين با وضعيت كنوني، تهاجمات صهيونيست‌ها بر فلسطينيان، نبردهاي خونين بين افراد يهودي و غيريهوديان و در نهايت، تهديدات اسراييل عليه صلح، هرگز پايان نخواهد يافت.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #139
          امروز رژيم صهيونيستي شاهد گسترش نوعي افراطي‌گرايي عميق در درون لايه‌هاي اجتماعي خود است. پس از گذشت حدود 56 سال از تصرف سرزمين‌هاي اشغالي، اين دولت از درون، دستخوش تضادهاي چندگانه‌اي گرديده و خاخامهاي افراطي روز به روز از قدرت بيشتري برخوردار مي‌شوند.


          چكيده

          امروز رژيم صهيونيستي شاهد گسترش نوعي افراطي‌گرايي عميق در درون لايه‌هاي اجتماعي خود است. پس از گذشت حدود 56 سال از تصرف سرزمين‌هاي اشغالي، اين دولت از درون، دستخوش تضادهاي چندگانه‌اي گرديده و خاخامهاي افراطي روز به روز از قدرت بيشتري برخوردار مي‌شوند. آنها با اتخاذ يك خط‌ مشي افراط‌گرايانه و ترويج آموزه‌هاي بي‌اساس در ميان پيروانشان، در حال نهادينه كردن مفاهيم منحط صهيونيستي مورد نظر خود در سرزمينهاي اشغالي‌اند. البته اين عده همواره ادعا دارند كه مفاهيم ساختگي آنها از بطن متون ديني و مضامين تورات و تلمود، برگرفته شده‌اند. به هر ترتيب قدرت و نفوذ اين گروهها در درون جامعه رژيم صهيونيستي در حال افزايش است و فشارهاي آنها براي تحقق مباني سست ايدئولوژيكي و تعقيب سياستهاي افراطي رژيم صهيونيستي، بيشتر مي‌شود.

          واژگان كليدي: رژيم صهيونيستي، نژادپرستي صهيونيستي، سرزمينهاي اشغالي، گوش امونيم، ايدئولوژي يهودي، قوم يهود.

          مقدمه

          سابقه شكل‌گيري جريانات افراطي سازمند در درون بسترهاي اجتماعي رژيم صهيونيستي، به نوعي با تاريخچه تأسيس اين رژيم پيوند دارد. امروز واژه صهيونيسم به گونه‌ تفكيك‌ناپذيري با افراط‌گرايي عجين شده است و روز به روز بر تعداد افراط‌گرايان و وسعت دامنه خشونت‌گرايي در ميان اقشار و گروههاي تندروي صهيونيستي افزوده مي‌شود. هدف مقاله حاضر اين است كه آموزه‌هاي رهبران يكي از بزرگ‌ترين جنبشهاي تندروي سياسي ـ مذهبي در رژيم صهيونيستي، با عنوان گوش امونيم( ) را نقد و بررسي كند. گوش امونيم به معني گروه مؤمنان است و عمده‌ترين مشخصه اين گروه، اقدام به احداث شهركهاي غيرقانوني در مناطق اشغالي است. رفته‌رفته به دنبال افزايش دامنه فعاليت اين گروهها، موقعيت جغرافيايي- سياسي و ساختارهاي جمعيتي به نفع يهوديان تغيير كرد. اين گروه همچنين تلاش كرد تا در روند تحقق توافقنامه‌هاي بين‌المللي براي عقب‌نشيني رژيم صهيونيستي از صحراي سينا و كرانه غربي رود اردن، اخلال ايجاد كند. از جمله ابزارهايي كه رهبران اين جنبش در پيشبرد اهدافشان به كار مي‌گيرند عبارتند از: خشونت‌گرايي، شهرك‌سازي، سخنرانيهاي پر التهاب و تحريك‌آميز، جعل مضامين بي‌اساس و انتساب آنها به مضامين ديني، راهپيماييهاي توده‌اي و مانورهاي پارلماني. خاخامهاي صهيونيست همچنين تلاش كرده‌اند تا در ميان طرفداران خود شعار همه سرزمين اسرائيل را كه شامل محدوده‌اي در حد فاصل رودخانه‌هاي نيل تا فرات است، محور تبليغات قرار دهند. حتي گفته مي‌شود كه ترور اسحاق رابين نيز توسط هواداران اين تفكر به منظور تحقق چنين آرمانهايي، صورت پذيرفته است. علاوه بر اين، برخي از رهبران و اعضاي تندروي اين گروه در اقدامات مذبوحانه‌اي تلاش كرده‌اند تا مسجدالاقصي و قبه‌الصخره را منهدم سازند. در واقع آنچه رهبران اين گروه آن را اهداف بنيادين خود معرفي كرده‌اند عبارتند از:
          پايان بخشيدن به چيزي كه به زعم آنها آلوده‌كننده مقدس‌ترين مكان يهود خوانده مي‌شود. بنيادگرايان يهودي با پشتيباني ايدئولوژيك مورد نياز ارتش اين كشور به نوعي آن را نجات‌دهندگان نهايي اورشيلم قلمداد مي‌كنند، به اعتقاد اين عده، تقويت هر چه بيشتر ارتش اين رژيم از لحاظ ديني و معنوي امري حياتي محسوب مي‌شود و دست‌كم مترادف با تكريم تورات به حساب مي‌آيد. از اين رو در اين مقاله سعي شده است تا با بررسي نقش خاخامهاي صهيونيست در افزايش روند افراط‌گرايي در سرزمينهاي اشغالي، به تجزيه و تحليل گفتمان و عملكرد ايشان در خصوص تحريك و جهت‌دهي افكار عمومي رژيم صهيونيستي پرداخت شود.

          تحليل مضامين؛ ايدئولوژي و كلام

          در ساختار سياسي ـ اجتماعي رژيم صهيونيستي، تا حدود زيادي تبلور بنيادگرايي يهود را مي‌توان در ارتباط با راست افراطي تجديدنظرطلب بررسي كرد (رانان،( ) 1980). به واقع مي‌توان گفت كه گروههاي تندرو همچون گوش امونيم، نظام نمادين خود را تا حد زيادي مرهون پيشگامان ميراث صهيونيستي‌اند كه بعضاً موضعي چپ‌گرايانه داشته‌اند. در دوران تصدي‌گري اسحاق رابين و شيمون پرز، گوش امونيم توانست شالوده سياست و تاكتيكهاي شهرك‌سازي خويش را ايجاد و الگوهاي تشكيلاتي و شيوه‌هاي تهاجمي را مشخص كند. در آن هنگام، ايدئولوژي جنبش كاملاً تحول يافته بود و از آن زمان تا‌كنون نيز تغيير چنداني پيدا نكرده است. گفتني است كه به دنبال كنار رفتن جناح سكولار حزب كارگر از مسند قدرت و به روي كار آمدن دولت دست راستي ليكود به رهبري مناخيم بگين و ژنرال آريل شارون، كه هر دو از رهبران و فعالان سازمانهاي تروريستي يهودي بودند، افراطيون يهودي مانند اعضاي گوش امونيم زمينه فعاليت خود را با توجه به ديدگاههاي دولت جديد وسيع‌تر يافتند (آران؛ 53، 137. اين جنبش، هسته‌اي فعال از يهودياني است كه عمدتاً از مدارس ديني (يشيوا) فارغ‌التحصيل شده‌اند. طي حدود 26 سال، گوش امونيم توانست نقش قاطعي را در تعيين زمينه گفتگوهاي اجتماعي در رژيم صهيونيستي ايفا نمايد. علاوه بر اين، جنبش ياد شده، در حال حاضر يكي از مخالفان سرسخت حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات ميان اعراب و رژيم صهيونيستي به شمار مي‌آيد. اين جنبش از همان آغاز با اشاره به نقاط حساس و آسيب‌پذير موجوديت رژيم صهيونيستي، تنشهاي تهديد‌كننده آن را دامن زد.
          يكي از شعائر ايدئولوژيكي رهبران گوش اموينم عبارت است از اينكه: «عقب‌نشيني از سرزمين مقدس تنها از روي اجساد ما امكان‌پذير است.» (آران؛ 53، 137. علاوه بر اين رهبران گوش امونيم طي بيانيه‌اي رسماً اهداف جنبش را «ايجاد بيداري بزرگ در ميان قوم يهود براي اجراي كامل بينش صهيونيستي [دانسته كه] تحقق اين بينش از ميراث يهودي اسرائيل سرچشمه مي‌گيرد و هدفش رهايي و رستگاري كامل اسرائيل و همه جهان است». نگاهي به بخش نخست اين بيانيه نشانگر اين مطلب است كه اساساً رهبران تندروي جنبش گوش امونيم در انزواي بيمارگونه تاريخي خود گرفتارند و ذهنيت جزم‌گرايانه آنها قدرت درك و دريافت تحولات عميق، جهان معاصر را ندارد.
          بنيان ايدئولوژيك و فلسفي صهيونيسم و گروه‌هايي همچون گوش امونيم، هجونامه تحقير قومي است كه بقاي خود را در پيروي و متابعت از مراكز قدرت جهان يافته است و در اين ميان احساسات ديني را دست‌آويز آمال پنهاني خود قرار داده است.
          در بخش ديگر اين بيانيه آمده است؛ «قوم يهود هم اكنون درگير مبارزه‌اي وحشتناك بر سر بقا در سرزمين خود و براي به دست آوردن حق كامل حاكميت بر آن است.» (آران، 56).
          در واقع، سراسر تاريخ قوم يهود آكنده از تقلايي بي‌پايه براي بقاي قومي نژادپرست و خودستايي بي‌ريشه‌اي است كه حاصل آن جز گرفتاري و مكافات براي خود و ديگران نبوده است. امروز آنچه مطالبه وطن يهود و حاكميت بر سرزمين موعود تبليغ مي‌شود، چيزي بيش از دستاورد ترفندهاي استعماري براي كنترل و تسلط بر منطقه خاورميانه و كشورهاي اسلامي نيست. جالب است كه كشور فلسطين تنها پس از بحث و تبادل نظرهاي فراوان در خصوص اسكان يهوديان به عنوان گزينه نخست سرزمين موعود انتخاب شد. با وجود اين، بيانيه مدعي است كه از منظر افراطيون صهيونيست نه تنها حاكميت كامل بر فلسطين حق مسلم يهوديان قلمداد مي‌شود، بلكه از منظر آنها فلسطينيان غاصبان سرزمين يهود تلقي شده‌اند و مبارزه تا شكست كامل آنها ادامه خواهد يافت. صهيونيستها در اين بيانيه بر چهار اصل اساسي تأكيد كرده‌اند؛
          پيوند عميق خود با تورات و اخلاق يهوديت،
          عشق به قوم يهود و سرزمين اسرائيل،
          تأكيد بر لزوم آگاهي صهيونيستي و بينش نجات‌بخش، و
          لزوم تحقق حاكميت كامل قوم يهود در سراسر سرزمين اسرائيل.

          رهبران گوش امونيم، هدف اصلي خود را بازگرداندن دستاوردهاي صهيونيستي و رستاخيز ديني، معرفي مي‌كنند. به زعم آنها، اين دو جنبه نوزايي يهود (مذهبي و ملي) مسبوق به خودداري از عقب‌نشيني از سرزمينهايي است كه به اعتقاد آنها از دست دشمن آزاد شده‌اند. در واقع افراط‌گرايان، به شدت مخالف شكل‌گيري هرگونه پروژه صلحي ميان اعراب و رژيم صهيونيستي‌اند. از ديگر اقدامات جنبش گوش امونيم اين است كه بلافاصله پس از اشغال سرزمينهاي فلسطينيان، نامهايي توراتي براي آن مناطق انتخاب مي‌كنند. اين امر تا حدودي از آموزه‌هاي نخستين بنيانگذاران معنوي گوش امونيم نشئت گرفته است:
          «سرزمين اسرائيل در چارچوب مرزهاي توراتي خود اهميت ذاتي والايي دارد. به گفته تورات هر مشت خاك و هر وجب زمينش، قدس‌الاقداس است. اين تقدس در ضمن از ماهيت نجات‌بخش آن ناشي مي‌گردد. نجات، يعني حاكميت بر تمامي سرزمين موعود. بنابراين، هر نوع اعلام نظر يا اقدام هر دولت در جهان و از جمله دولت اسرائيل كه بخواهد ما را از سرزمين آزاد شده در جنگ مقدسمان جدا سازد، بي‌اعتبار است و به منزله هيچ و پوچ تلقي مي‌گردد. برعكس، هر جنگ‌افزار ارتش كه سرزمينمان را تسخير و از آن دفاع كند، ارزش معنوي دارد و همچون اشياي مقدس ديني با ارزش محسوب مي‌شود. يك سلاح وزارت دفاع اسرائيل و يك تانك ارتش آن به اندازه ردا و پيشاني‌بند نمار (عصابه) ارزش دارد؛ سربازان ارتش همپايه مدرسان و مفسران تلمودند و شهرك‌نشينان، گروهي قديس محسوب مي‌شوند.» (آران، 5.
          گفتار فوق شامل چند مطلب مهم است. در اينجا براي تجزيه و تحليل اظهارات نژادپرستانه و خودستايانه فوق آن را به بخشهاي مختلفي تفكيك مي‌نماييم؛‌
          سرزمين رژيم صهيونيستي در چارچوب مرزهاي توراتي خود اهميت ذاتي والايي دارد.
          هر وجب زمينش به گفته تورات قدس‌الاقداس است.
          اين تقدس از ماهيت نجات‌بخشي آن ناشي مي‌شود.
          نجات، يعني حاكميت بر تمام سرزمين موعود.
          هر اقدامي كه ما را از سرزمين آزاد شده در جنگ مقدس‌مان جدا سازد، بي‌اعتبار است.
          هر جنگ‌افزار ارتش كه سرزمينمان را تسخير و از آن دفاع كند، ارزش معنوي دارد و همچون اشياي مقدس ديني محسوب مي‌شود.
          سربازان ارتش همپايه مدرسان و مفسران تلمودند.
          شهرك‌نشينان، گروهي قديس محسوب مي‌شوند
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #140
            پيش از بررسي هر يك از بخشهاي 8 گانه، لازم است تا به اين نكته اشاره كنيم كه تا سال 1967 ميلادي، حتي يك يهودي در سرزمينهاي اشغالي غره ساكن نبود، تا اينكه در سال 1972، 1500 يهودي در اين مناطق ساكن شدند، روند اسكان يهوديان با به روي كار آمدن حزب ليكود روندي صعودي پيدا كرد به طوري كه در سال 1977، سه هزار نفر؛ 1981، 15 تا 20 هزار و در 1985 به ميزان 50 هزار يهودي در اين مناطق اسكان داده شدند (بنونيستي، 198.( ) اهداف خاخامهاي بنيادگراي صهيونيست اين است كه تا قبل از هر چيز، حضور يهوديان در سرزمينهاي اشغالي را در چارچوب متون ديني مجهول، توضيح دهند. به زعم آنان، مرزهاي سرزمين رژيم صهيونيستي را تورات تعيين كرده بود و اين امر خود نشان‌دهنده قدسي بودن اين سرزمين است. آنها بعد از تأكيد بر مقدس بودن اين سرزمين اين تقدس را مايه نجات‌بخشي قوم يهود معرفي مي‌كنند. به اعتقاد آنها، حضور در فلسطين، پشتوانه‌هاي محكم ديني داشت و خاخامهاي صهيونيست به عنوان ناجيان قوم يهود، ناگزير به بازگرداندن اين سرزمين به صاحبان اصلي آن يعني قوم يهوداند. «هر اقدامي كه ما را از سرزمين آزاد شده در جنگ مقدسمان جدا سازد، بي‌اعتبار است»، رهبران صهيونيست بارها در سخنان خود به پيروانشان اينگونه القا مي‌كنند كه سرزمينهاي اشغالي، حق مسلم يهوديان بود و آنها در حال بازپس‌گيري آن از دست اشغالگران‌اند و هر اقدامي كه موجب از دست دادن سرزمينهاي آزاد شده شود، به شدت با آن مخالفت خواهد شد. آنان همچنين به روند نظامي‌گرايي و تشديد خشونت عليه فلسطينيان، نيز هاله‌اي از تقدس نژادپرستانه بخشيده‌اند و آن را تشويق مي‌كنند. به گونه‌اي كه به زعم ايشان، تجهيزات نظامي ارتش صهيونيستي داراي ارزش معنوي بوده و سربازان نظامي همپايه مفسران تلمود و شهرك‌نشينان يهودي افرادي مقدس در نظر گرفته مي‌شوند. به اعتقاد اين عده، تسخير و اسكان در سرزمين موعود، امري الهي قلمداد مي‌شود. علاوه بر اين، خاخامهاي افراط‌گرا به هواداران خود اين طور القا كرده‌اند كه اهميت ديني تمامي سرزمين رژيم صهيونيستي ناشي از ارزش قدسي آن است و تسخير و اسكان به مثابه گامهايي اساسي براي رسيدن به كمال ديني لحاظ مي‌گردد. به اعتقاد آنها از آنجايي كه بر اساس گفته‌هاي تورات سرزمين اسرائيل به دليل ماهيت نجات‌بخشي‌اش، سرزميني مقدس معرفي شده است و اين رسالت ميسر نخواهد شد مگر به واسطه حاكميت كامل قوم يهود در اين سرزمين، بنابراين براي رسيدن به رستگاري چاره‌اي جز استقرار كامل حاكميت دولت صهيونيستي در آن وجود ندارد. از اين رو هر آنچه مانع تحقق اين امر مهم شود، بايد با آن مقابله و آن را منكوب كرد.
            به هر ترتيب اين آموزه‌ها نشان‌دهنده اين مسئله‌اند كه جريانات صهيونيستي در درون لايه‌هاي اجتماعي رژيم صهيونيستي از مضامين ديني به عنوان پوششي براي موجه جلوه‌دادن سياستهاي افراطي خود، استفاده مي‌كنند. بنابر مفاهيم مسيحايي متداول در درون جنبش نژادپرستانه گوش امونيم، تغييرات ساختاري در سطح ملي، بستر‌ساز ايجاد تحولات اساسي در سطح جهاني خواهد بود. از اين رو اقدامات فعالان اين جنبش در سطح ملي، محور انقلاب فراگير جهاني خوانده مي‌شود. در همين خصوص خاخام لوينگر اظهار مي‌دارد:
            «اسكان قوم يهود در تمامي سرزمين اسرائيل، رحمتي براي همه جهانيان و از جمله عربهاست. اسكان يهوديان در قلب مراكز جمعيت محلي، به انگيزه احساس احترام و توجه به آينده فلسطينيها صورت مي‌گيرد. بنابراين، اگر اعراب از ما بخواهند عقب‌نشيني كنيم و ما چنين كنيم با اين كارمان تنها به انحطاط و زوال اخلاقي آنها كمك كرده‌ايم، اما اگر اراده ملي اسرائيل را به اعراب تحميل كنيم، نيروي ديني را در ميان آنها زنده كرده‌ايم و تجلي نهايي اين امر در بيان خواست خود فلسطينيها در امر بازسازي معبد سوم (يهوديان) خواهد بود. ما اسرائيليها بايد به قصبه‌ها و شهرهاي يهودا و شومرون رخنه كنيم و از قدرت خويش در راهي كه خير خود اعراب در آن است بهره گيريم.» (آران، 60).
            اظهارات فوق از حوزه مرزهاي رژيم صهيونيستي فراتر رفته و براي قوم يهود رسالتي جهاني در نظر گرفته است. در اينجا قوم يهود رحمتي است براي رستگاري همه جهانيان. اسكان صهيونيستها در سرزمينهاي ‌اشغالي صرفاً به دليل احترام و اهميتي است كه قوم صهيونيستها براي آينده اعراب و فلسطينيها قائل هستند! و خروج يهوديان از سرزمينهاي اشغالي به انحطاط اخلاقي اعراب منجر خواهد شد. در واقع خاخامهاي يهودي اذعان مي‌دارند كه آنها بهتر از اعراب، سود و زيان آنان را مي‌دانند و به اعتقاد آنها سعادت اعراب در تداوم حضور قوم يهود در سرزمينهاي اشغالي است. اظهارات فوق در واقع بيش از هر چيز نشان‌دهنده اوج تماميت‌خواهي صهيونيستها است كه منوياتشان حتي در چارچوب مرزهاي فلسطين نيز خلاصه نمي‌شود. به زعم آنها قوم يهود، قومي برگزيده و مقدس است و رسالتي جهاني براي رستگاري تمام جهانيان دارد و اين، آن چيزي است كه خاخامهاي يهودي به پيروانشان القا مي‌كنند. در حال حاضر، پيروان فرقه گوش امونيم، خرابكاري و كشتار انسانها را در مورد عربهايي اعمال مي‌كنند كه به زعم خودشان، داوطلبانه در راه رستگاري ايشان گام برمي‌دارند. هانا پورانت، يكي از رهبران نژادپرست و تندرو گوش امونيم خطاب به پيروانش، اعلام داشت؛ «اي مردم، همگي دست بزنيد. نزد خدا بانگ شادي برآوريد. زيرا خداوند متعال و مهيب است. خداي ما تمامي جهان را مغلوب ما خواهد ساخت.» (آران،62). بنابراين طبق گفته‌هاي پورانت، اين خواست خداست كه سراسر جهان را مغلوب قوم يهود گرداند، زيرا نفوذ و گسترش سلطه قوم يهود به زعم وي، به رستگاري بشر منجر خواهد شد. به اعتقاد او، اقوام ديگر بايد از اينكه مغلوب قوم بني‌اسرائيل مي‌شوند، شادمان باشند، «تابع سلطنت اسرائيل شدن، موجب سعادت و بركت در تمامي سرزمين اسرائيل خواهد شد». بنابراين رهبران نژادپرست صهيونيستها در ميان پيروان خود در حال نهادينه كردن اين مفاهيم‌اند كه قوم يهود آرماني مقدس و الهي دارد و هدفش به اصطلاح رهايي و رستگاري بشريت است و اين رسالت خود دليل بر اصرار آنها براي برتري‌طلبي بر اقوام ديگر است. از اين رو در زير سلطه دولت صهيونيستي بودن، سعادت و بركت را براي همگان در پي خواهد داشت. بنابراين تكرار اين مضامين و القاي آنها در ميان پيروان تندرو، پيش از هر چيز اقدامات اين گروهها را در سركوب قيام فلسطينيها موجه جلوه مي‌دهد. فرقه گوش امونيم به بازدارندگي، تلافي، تحقير، شكنجه و حتي كشتار مردم متوسل مي‌شود و نيز، در صدد است موافقت يهوديان و رضايت دولت و ارتش رژيم صهيونيستي را براي سركوب هر چه شديدتر مبارزان فلسطيني، كسب كند.
            در حال حاضر نوع تازه‌اي از ناسيوناليسم و رويكرد تازه‌اي به مذهب در رژيم صهيونيستي ايجاد شده است و سرزمينهاي اشغالي به عرصه‌اي براي افراطي‌گرايي در هر دو حوزه ناسيوناليسم و مذهب مبدل گرديده است. به واقع گوش امونيم تجسم و نمونه بارز گرايش به سمت ناسيوناليسم رو به رشد و مذهبي شدن شتابان است. اين جنبش تلاش مي‌كند تا تجاوزطلبيهاي صهيونيستي را از طريق مفهوم‌سازيهاي مذهبي بي‌اساس و جعل مضامين به اصطلاح مقدس از لابه‌لاي متون ديني، در ميان پيروان مذهبي خود، موجه جلوه دهد. به عبارتي ديگر مي‌توان گفت كه جنبشهاي نژادپرستي همچون گوش امونيم، محصول احياي يهوديت به شيوه كنش‌باوري فراصهيونيستي به شمار مي‌آيند. جنبشهاي مذهبي كه به گونه‌اي افراط‌گرايانه از سياست ملي‌گرايي قومي حمايت مي‌كنند و به نوعي خواهان شكل‌گيري يك نوزايي صهيونيستي‌اند. اين جنبشها، مفاهيم بديعي از دين را عرضه مي‌كنند كه از راست‌كيشي نيز فراتر مي‌رود و يا حتي روياروي آن قرار دارد. از اين رو، گسترش دامنه فعاليت چنين جرياناتي در رژيم صهيونيستي، علاوه بر موجوديت فلسطينيها، تهديد‌كننده هويت خود اسرائيليها نيز است. در واقع، در نگاهي كلي مي‌توان گفت كه دغدغه‌هاي اصلي فرقه گوش امونيم، دغدغه مرزهاست. مرزهاي جغرافيايي دولت صهيونيستي و مرزهاي يهوديت. از اين رو رهبران نژادپرست اين جنبش براي دستيابي به مفهومي تازه از يهوديت و نهادينه‌كردن آن در ميان يهوديان، تلاش مي‌كنند. الحاق سرزمين تنها ابزاري براي تشخيص ارزشهاي دنيوي ملي و تلاش در جهت كنترل سرنوشت يهوديت و يهوديان است. از اين رو رهبران تندرو صهيونيست در تلاش‌اند تا از طريق دست بردن در متون ديني و جعل مفاهيم تازه‌اي از يهوديت و تأكيد بر رسالت جهاني قوم يهود براي رستگاري و تكامل بشري، روند توسعه‌طلبي و جاه‌طلبيهاي دولت صهيونيستي را تشديد كنند. بحث بر سر تعريف مرزهاي سال 1948 و 1967، همزمان با اختلاف نظرهايي در خصوص تعريف مرز ميان سرزمين رژيم صهيونيستي و دولت اسرائيل همچنان ادامه دارد. اين دو مفهوم به ترتيب، نماد خصوصيتهاي جمعي يا تعريف اوليه و نيز نماد مدني و جهان شمول بودن آن است (كيم مرلينگ 1985).( ) اين تقسيم‌بندي به نظر مي‌رسد كه نشان‌دهنده مرز ميان دو مفهوم جداگانه از يهوديت است، يكي راست‌كيشي كه غيرصهيونيستي يا ضدصهيونيستي است و ديگري صهيونيسم مذهبي تندرو. در حال حاضر جريانات افراطي همچون گوش امونيم، براي گسترش فعاليتهاي آبادسازي رژيم صهيونيستي و بسط حاكميت آن بر سرزمينهاي اشغالي، به شيوه‌اي اساسي درصدد جذب قلبها و فكرها هستند و مي‌خواهند يهوديان بيشتري را به مدار يهوديت مورد نظر خود بكشانند. رهبران اين جنبشها هم‌اكنون از طريق استدلالهاي ديني تلاش مي‌كنند، آرمانهاي تازه‌اي براي قوم يهود تنظيم كند.
            به طور اساسي مي‌توان گفت كه جريانات نژادپرستي همچون گوش امونيم، بر سه محور تأكيد دارند: ناديده گرفتن حقوق و منافع مسلمانان و اقدام به شهرك‌سازي، تحميل دين و مضامين نوين ديني به اقشار غيرديني جامعه و تلاش براي اعمال نفوذ بر دولت و جامعه رژيم صهيونيستي و همراه كردن آنها با هنجارهاي مورد نظر خود و نهايتاً بسط جهان‌بيني و برداشتهاي افراطي خود از يهوديت. به علاوه فعالان تندروي اين گروهها بر اين باورند كه «هر چه ستيزه‌گرتر باشيد، يهودي‌تريد». از منظر ايشان، افراط‌گرايي و تجاوز‌طلبي لازمه يهوديت اصيل محسوب مي‌شود. از اين رو، از ديدگاه فرقه گوش‌ امونيم، هيچ اهميتي ندارد كه طرف صلح با رژيم صهيونيستي مصر است يا فلسطين. در هر دو صورت، دعاوي طرف مقابل، بي‌اعتبار است و حقوقش بي‌توجه به محتواي آن به رسميت شناخته نمي‌شود و صلح رژيم صهيونيستي با اعراب و مسلمانان در خصوص سرزمينهاي اشغالي بي‌معني است، چرا كه آنها معتقدند صلح در واقع نوعي خرابكاري در امنيت، غرور و اخلاقيات رژيم صهيونيستي به حساب مي‌آيد (آران، 109-10.
            افراطي‌گري در حوزه سياست درصدد است تا پيامهاي ديني خود را به گوش مردم رژيم صهيونيستي برساند و در صورت لزوم در تحميل آنها، به زور متوسل شود. گوش امونيم آماده رستگار كردن جامعه از راه اجبار است. به واقع صهيونيستها تلاش مي‌كنند تا از طريق مفهوم‌سازي ديني، افزايش سلطه‌گرايي و اجبار، جامعه را به كمال برسانند.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #141

              ارزيابي و جمع‌بندي
              اگر بنا باشد آنچه را كه در اين مقاله در خصوص افراطي‌گرايي صهيونيستي گفته شده است جمع‌بندي كنيم، بايد بگوييم كه شالوده فعاليت جريانات افراط‌گرا در درون جامعه صهيونيستي بر چند اصل استوار است؛ يكي القاي اين مطلب كه اساساً قوم يهود قومي، قدسي تلقي شده است و آرماني جهاني، براي رستگاري نوع بشر بر عهده دارد و تحقق اين امر مستلزم احراز كامل حاكميت رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي است. آنها براي نشان‌دادن درستي اين مطلب از مضامين و متون ديني بهره مي‌گيرند. رهبران نژادپرست از هر ابزاري براي تحقق مالكيت انحصاري قوم يهود در سرزمينهاي اشغالي استفاده مي‌كنند. ديگر اينكه آنها تلاش مي‌كنند تا با افزايش نفوذ و سلطه خود بر دولت و جامعه رژيم صهيونيستي، نفرت از مسلمانان و اتخاذ سياستهاي خصمانه عليه فلسطينيها را تشديد كنند. از هنگامي‌ كه در سال 1990، موج گسترده‌اي از مهاجران يهودي از شوروي سابق، عازم سرزمينهاي اشغالي شدند، اين جنبش دريافت كه اگر سرزمينهاي اشغالي جنبه يهوديت پيدا كنند و بعد هم به خاك اين سرزمين ملحق شوند، مهاجرت مي‌تواند گره‌گشاي معضلات رژيم صهيونيستي باشد، از اين رو به طور روزافزوني ضمن تشويق يهوديان سراسر جهان براي مهاجرت به فلسطين، روند شهرك‌سازي غيرقانوني را نيز تسريع كرد. افزون بر اين، گسترش فعاليت جريانات افراطي، مشكلات عديده‌اي را براي دولت اسرائيل به وجود آورده است. اقدامات خودسرانه اين گروهها، سياستهاي دولت را به چالش فراخوانده و جامعه رژيم صهيونيستي را دستخوش چندپارگيهاي اجتماعي كرده است كه البته اين مسئله خود در بلندمدت مي‌تواند بسترساز ايجاد تضادهايي ميان جامعه و حكومت در رژيم صهيونيستي شود.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #142
                كساني كه به تسليم در برابر دشمن تمايل دارند و مي گويند كه بايد براي تأسيس دو دولت يكي عرب فلسطيني و ديگري يهودي صهيونيستي همكاري كنيم، از واجبات خود آگاه نيستند و نمي دانند كه دشمنانشان چه توطئه هايي عليه آنان تدارك ديده اند و چه برنامه هايي عليه آنان دارند و هدفشان تضعيف همه مسلمانان در تمام نقاط دنياست.


                ملت فلسطين اكنون آماج حملات اشغالگران صهيونيست قرار دارند. زنان و كودكان و بزرگ و كوچك فلسطيني همه و همه به وسيله جنگنده هاي "اسرائيلي" هدف قرار گرفته و كشته مي شوند. يكجا خانه ها بر سر ساكنانش خراب مي شود و جاي ديگر به سوي بي گناهاني كه به وسيله خودروهاي خود به محل كار خود مي روند تيراندازي مي شود و در داخل خودروهايشان مي سوزند و در اين ميان عرب ها و مسلمانان از طريق كانال هاي ماهواره اي به تماشاي اين صحنه هاي غم انگيز نشسته اند و هيچ كس براي نجات ملت فلسطين و آزادي اين سرزمين از دست صهيونيست هاي متجاوز و ظالم قيام نمي كند.

                خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا و أن الله علي نصرهم لقدير* الذين أخرجوا من ديارهم بغير حق إلا أن يقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا و لينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز" (حج/ 39 و 40). همچنين مي فرمايد: " كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسي أن تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي أن تحبوا شيئا و هو شر لكم و الله يعلم و أنتم لا تعلمون"

                كساني كه به تسليم در برابر دشمن تمايل دارند و مي گويند كه بايد براي تأسيس دو دولت يكي عرب فلسطيني و ديگري يهودي صهيونيستي همكاري كنيم، از واجبات خود آگاه نيستند و نمي دانند كه دشمنانشان چه توطئه هايي عليه آنان تدارك ديده اند و چه برنامه هايي عليه آنان دارند و هدفشان تضعيف همه مسلمانان در تمام نقاط دنياست. خداوند متعال خطاب به مسلمانان مي فرمايد:" انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا بأموالكم و أنفسكم في سبيل الله ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون"(توبه/41)

                مسلمانان در همه نقاط دنيا يك جسد و يك امت واحده هستند. خداوند متعال مي فرمايد:" إن هذه أمتكم أمة واحدة" و مي فرمايد:" إنما المؤمنون أخوة". پيامبر گرامي اسلام نيز مي فرمايد:" المسلم اخو المسلم لا يخذله و لا يظلمه" ايشان همچنين فرموده اند:" مثل المؤمنين في توادهم و تعاطفهم كالجسد الواحد إذا اشتكي منه عضو تداعي له باقي الجسد بالحمي و السهر"، ايشان در جايي ديگر فرمودند:" المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا".

                از اين رو، مسلمانان هر چه قدر هم كه محل سكونتشان از يكديگر فاصله داشته باشد، برادراني از يك خانواده بزرگ در جهان اسلام هستند و دشمنانشان به همه آنان به يك چشم نگاه مي كنند و در همه جا عليه آنان مي جنگند. جنگ هاي گسترده صليبي نيز همين هدف را دنبال مي كرد و عاملان اين جنگ ها قصد داشتند قدس و فلسطين و شام و مصر و حجاز و تونس و ديگر مناطق دور و نزديك در مديترانه و حتي اندلس را به اشغال درآورند. آن جنگ ها همه عليه مسلمانان سراسر جهان بود و به همين سبب جهاد مسلمانان عليه صليبي ها هم همه جانبه بود و همه مسلمانان در آن شركت داشتند، زيرا هدف صليبي ها نابودي اسلام و مسلمانان بود.

                اگر اختلاف يا درگيري ميان مسلمانان رخ دهد بايد اين آيه كريمه در حق آنان اجرا شود كه " و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما علي الأخري فقاتلوا التي تبغي حتي تفيء إلي أمر الله فإن فاءت فأصلحوا بينهما بالعدل و أقسطوا إن الله يحب المقسطين. إنما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون"(حجرات/ 9 و 10)

                همه مسلمانان خواه عرب و غير آنها بايد هر گونه سازشي را كه بر اساس چشم پوشي از اراضي فلسطين به نفع صهيونيست ها شكل گرفته باشد، رد كنند، زيرا قضيه فلسطين غير قابل سازش است و احزاب فلسطيني بايد اختلافات خود را كنار بگذارند و هيچ يك از آنها نبايد در برابر ستم تسليم شود و به دشمنان سرزمين فلسطين امكان سيطره بر اين سرزمين را بدهد، زيرا فلسطين ملك فلسطينيان و همه مسلمانان است و اشغال و استعمار فلسطين به دست انگليس بر اساس باطل شكل گرفت و اقدامي ستمگرانه بود و بايد قطعنامه كنگره بين المللي پارلمان هاي عربي و اسلامي در دفاع از فلسطين كه در تاريخ 13 شعبان سال 1357 هجري قمري برابر با 7 اكتبر سال 1938م. در شهر قاهره به تصويب رسيد به اجرا در آيد.

                از جمله تصميماتي كه در اين كنگره و در قطعنامه پاياني آن اتخاذ شد به شرح ذيل است:

                اول، اعلاميه بالفور از اساس باطل است و از نظر مسلمانان و عرب ها ارزشي ندارد.

                دوم، لزوم جلوگيري از مهاجرت يهوديان به فلسطين از هم اكنون

                سوم، مخالفت با تقسيم فلسطين به هر صورت ممكن و پايبندي به اصل باقي ماندن اين سرزمين به عنوان يك منطقه عربي.

                چهارم، لزوم تأسيس يك دولت ملي و قانوني با تشكيل يك مجلس نمايندگي با حضور عرب ها و يهود و امضاي معاهده اي دوستانه ميان فلسطين و انگليس جهت پايان يافتن قيموميت.

                پنجم، عفو سراسري همه متهمان و محكومان در حوادث انقلاب فلسطين و آزادي همه زندانيان و بازگرداندن همه تبعيد شدگان سياسي.

                ششم، اجراي درخواست هاي فوق الذكر، تنها راه حل قضيه فلسطين و بازگرداندن صلح و آرامش به اين منطقه است و در غير اين صورت همه ملت هاي عرب و مسلمان در تمام جهان موضع انگليس و يهوديان را موضعي خصمانه و از سر دشمني تلقي خواهند كرد و در اين صورت به مقابله با آن برخواهند خواست كه اين امر با نتايج تماس هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي تفاوت خواهد داشت.

                هفتم، تشويق سران و حكومت هاي عربي و اسلامي و ملت هاي آنها به تلاش براي اجراي اين تصميمات از هر راه ممكن و اعلام آن به اين حكومت ها و دولت انگليس و سازمان ملل.

                هشتم، اين كنگره كميته اي دائمي به نمايندگي از خود برگزيده است تا همه راه هايي را كه به اجراي اين تصميمات مي انجامد بررسي و به آن عمل كند..."

                فلسطين سرزميني اسلامي و عربي است و يهوديان ساكن اين سرزمين اندك بودند و كساني كه در ايام استعمار و اشغال اين سرزمين به وسيله انگليس به اين سرزمين آمده اند، شهروند تلقي نمي شوند از اين رو مسلمانان و عرب ها بايد فلسطين را آزاد و براي اين منظور جهاد كنند و اين جهاد بر همه مسلمانان فرض عين است و فلسطينيان نيز اگر خواهان پيروزي اند بايد متحد شوند و به ريسمان الهي چنگ زنند زيرا كه خداوند متعال مي فرمايد "واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا"، " و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم"، " إن الله اشتري من المؤمنين انفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التوراة و الانجيل و القرآن و من أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم"(توبه/ 111)

                هنگامي كه مي گوييم جهاد كنوني در فلسطين بر همه مسلمانان فرض عين است، بايد به اين نكته نيز اشاره كنيم كه شرط انجام اين فريضه إذن والدين به آن است، مگر آنكه فرض عيني باشد كه مثلا انجام اين فريضه با تعداد اندك ميسر نباشد و حضور همگاني در آن لازم باشد. براي تبيين بيشتر مي توانيد به كتاب هايي كه درباره جهاد در اسلام نوشته شده است، مراجعه كنيد.

                در يكي از آيات قرآني كساني كه از انجام اين فريضه مستثنا شده اند آمده است. " ليس علي الاعمي حرج و لا علي الأعرج حرج و لا علي المريض حرج...)

                متأسفانه مشاهده مي شود آنهايي كه جهاد بر آنان فرض است، كم كاري مي كنند. اما در مقابل گروهي مخلص نيز وجود دارند كه حضرت محمد صلي الله عليه و سلم درباره آنان مي فرمايد:" لا تزال طائفة من أمتي يقاتلون علي الحق ظاهرين علي من ناوأهم الي يوم القيامة".

                خداوند متعال درباره مجاهدان حقيقي در راهش مي فرمايد:" من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا* ليجزي الله الصادقين بصدقهم و يعذب المنافقين إن شاء أو يتوب عليهم إن الله كان غفورا رحيما"(احزاب/ 23 و24)

                به ياد داشته باشيم كه شهر بيت المقدس و مسجد مبارك الاقصي و فلسطين به همه مسلمانان تعلق دارد
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #143
                  پس از پيروزي حماس در انتخابات فلسطين، اسراييل با ترفندهاي مختلف سعي در ايجاد مشكل براي اين گروه داشته است كه حملات نظامي اخير و عمليات "بارانهاي تابستاني" در راستاي آن ارزيابي مي‌شود.

                  مردم فلسطين طي ‪ ۶۰‬سال گذشته همواره با اشغالگران صهيونيسم كشمكش و درگيري داشته‌اند كه به دليل نامتوازن بودن امكانات، تعداد زيادي از آنها شهيد و مجروح شده‌اند.

                  در پاره‌اي از اوقات نيز، در پي حملات و عمليات تلافي‌جويانه گروه‌هاي مقاومت، خسارات جاني و مالي سنگيني به رژيم صهيونيستي وارد شده است.

                  اسراييل هربار با اتخاذ تاكتيك‌هاي ويژه، سعي كرده با اين مبارزان از خود گذشته به مقابله بپردازد.

                  اين رژيم گاهي خانه‌هاي مبارزان را تخريب و خانواده‌هاي آنها را بازداشت كرده، زماني منطقه‌اي را محاصره و از رسيدن امكانات ضروري زندگي به آن جلوگيري كرده و در اين اواخر نيز با احداث ديوار حايل سعي دارد تا به اصطلاح، امنيت شهروندان اسراييل را تامين كند.

                  بعد از آخرين دور انتخابات مجلس فلسطين و پيروزي چشمگير جنبش مقاومت اسلامي "حماس"، نحوه رفتار اسراييل با مردم و دولت جديد منطقه خودگردان تغيير كرد.

                  اين رژيم تلاش كرد به شيوه‌هاي مختلف از جمله ايجاد اختلاف ميان جنبش فتح و حماس و يا وانمود كردن وجود دو رهبري متفاوت در حماس (داخل و خارج از سرزمين فلسطين)، دولت "اسماعيل هنيه" را با بن‌بست مواجه و مقدمات سقوط آن را در همان روزهاي آغازين تشكيل كابينه فراهم كند اما با درايت همه گروه‌ها از جمله دو گروه تعيين‌كننده فتح و حماس، نقشه اسراييل نقش بر آب شد.

                  در بعد خارجي نيز با پيش كشيدن توافقنامه اسلو و تاكيد بر ضرورت پذيرش موجوديت رژيم صهيونيستي از سوي حماس، كوشش كرد تا يك جو منطقه‌اي و بين‌المللي برضد حماس به وجود آورد كه در اين زمينه نيز موفق نشد.

                  تشديد فشار مالي بر حكومت خودگران، حملات ايذايي و اقدامات يكجانبه نيز كارگر نيفتاد.

                  بعد از شكست حربه فشار مالي، حاكمان اسراييلي شيوه "برخورد قهرآميز" را در دستور كار قرار دادند.

                  حمله مشترك گردان‌هاي "عزالدين قسام" شاخه نظامي حماس، "كميته‌هاي مقاومت مردمي" و گروه "جيش‌الاسلام " به يك پايگاه نظامي رژيم صهيونيستي در واكنش به تهاجمات گسترده روزمره اسراييلي‌ها، باعث كشته شدن سه نظامي و اسارت يك سرباز ديگر شد.

                  حمله غافلگيرانه، ماهرانه و بسيار دقيق اين سه گروه فلسطيني به يك هدف نظامي در سرزمين‌هاي اشغالي كه رژيم غاصب آن از همه امكانات نظامي، اطلاعاتي و امنيتي برخوردار است، خود به تنهايي گوياي خيلي چيزهاست.

                  موفقيت عمليات مبارزان فلسطيني كه از طريق حفر تونل انجام شد، آشكارا ناتواني رژيم صهيونيستي را كه داراي سازمانهاي امنيتي پيچيده نظير "شين‌بت" و "موساد" و همچنين عناصر نفوذي و ماهواره‌هاي بسيار پيشرفته جاسوسي است ، نشان داد.

                  عمليات رزمندگان فلسطيني و واكنش متقابل رژيم صهيونيستي، نه تنها وحدت مردم داغديده فلسطين را بيشتر كرد بلكه مردم منطقه را نيز به حمايت از آنها واداشت كه تظاهرات خودجوش مردمي در مصر، اندونزي، مغرب ، قطر و ديگر كشورهاي اسلامي نمونه بارزي از آن است.

                  علاوه بر اين، عمليات مزبور به توقف درگيري‌ها بين حماس و فتح و دستيابي به توافق بر سر "سند اسيران فلسطيني" منجر شد.

                  در بخشي از اين سند كه توسط زندانيان گروه‌هاي فلسطيني در سرزمين‌هاي اشغالي تهيه شده بر ضرورت حفظ مقاومت در كنار مذاكره با رژيم صهيونيستي، تشكيل كشور مستقل فلسطين در محدوده ارضي سال ‪ ۱۹۶۷‬به پايتختي قدس و تشكيل دولت "وحدت ملي" تاكيد شده است.


                  * واكنش اسراييل
                  اين رژيم ابتدا به تهديدهاي كلامي روي آورد و بسياري از رهبران حماس را تهديد به ترور كرد. بعد از آن، حملات پراكنده‌اي را عليه دولت حماس صورت داد اما اقدامات بعدي نشان داد كه اين رژيم از نتايج انتخابات اخير فلسطين ناراحت است.

                  اسراييل با به اسارت در آوردن رييس و تعدادي از نمايندگان مجلس و ‪۸‬ وزير حكومت خودگردان و در نهايت بمباران محل كار "اسماعيل هنيه"، نشان داد كه تا چه حد از قدرت گرفتن حماس ناخرسند است.

                  اين واكنش شديد نشان داد كه اسراييل مصمم است تا دولت جديد فلسطيني را به مرز براندازي كشانده و آن را ورشكسته نشان دهد و بدين صورت به مردم فلسطين القا كند كه در انتخاب خود اشتباه كرده‌اند.

                  سه گروه فلسطيني شركت‌كننده در عمليات، "آزادي تمامي زندانيان زن و زندانيان زير ‪ ۱۸‬سال و يكهزار زنداني در بند اسراييل اعم از فلسطيني يا غير فلسطيني كه دچار محكوميت‌هاي سنگين شده‌اند و توقف تجاوزات روزانه اسراييل برضد مردم فلسطين" را شرط آزادي سرباز اسراييلي اعلام كردند.

                  در دوره‌اي در ازاي آزادي دو سرباز و يك بازرگان جاسوس اسراييلي، تعداد زيادي از زندانيان لبناني آزاد شده بودند.

                  در رويدادي مشابه يك جاسوس اسراييلي با پنج هزار اسير عربي كه بدنبال جنگ ‪ ۱۹۶۷‬در زندانهاي اين رژيم بودند، تعويض شد.

                  حماس با استفاده از تجارب گذشته و اندوخته‌هاي خود در برخورد با دشمن صهيونيستي توانست توهم قدرت برتر نظامي اسراييل را به چالش بكشد.

                  اين جنبش در عين حال كه با تشكيل دولت فلسطين وارد عرصه سياست شد ، اختيار كامل اجراي عمليات نظامي را به شاخه نظامي خود داده است .

                  عمليات معروف به "باران‌هاي تابستاني"، محكوميت‌هاي پياپي جهاني را به همراه داشته است و حتي انگلستان به عنوان يكي از حاميان هميشگي اين رژيم، از اين اقدام نظاميان اسراييلي ابراز نگراني كرده‌است.

                  در اين بين، تنها آمريكا است كه به حمايت يكجانبه خود ادامه مي‌دهد و آن هم به "رابطه پيچيده و مستقيم پيروزي در انتخابات آمريكا و حمايت بي‌چون و چرا از اسراييل" ارتباط دارد.

                  برخي صاحب‌نظران معتقدند كه اسارت يك سرباز اسراييلي به دست گروه‌هاي فلسطيني بهانه‌اي شده تا رژيم صهيونيستي بدون تحريك جامعه جهاني به تدريج و نه يكباره زير ساخت نوار غزه را نابود و مقدمات سقوط دولت فلسطين را فراهم كند.

                  اين صاحبنظران در عين حال معتقدند كه در صورت سقوط دولت فلسطين، جنبش حماس اين افتخار را به افتخارات پيشين خود خواهد افزود كه دولتش در مبارزه با صهيونيست‌ها و در راه حفظ آرمان فلسطين سقوط كرده و در اين صورت به مرحله قبل از حكومت بازخواهد گشت كه در اين صورت احتمال افزايش عمليات كمي و كيفي بيشتر خواهد شد.

                  از طرفي در صورتي كه رژيم صهيونيستي به هر نحوي يك يا همه شرايط گروه هاي سه گانه فلسطيني را بپذيرد، محبوبيت دولت فلسطين به رهبري حماس دوچندان خواهد شد.

                  در اين ميان وساطت مصر براي حل موضوع به نحوي كه براي دو طرف به صورت "برد - برد" تلقي شود، دور از تصور نيست كه در اين زمينه گشودن حساب‌هاي دولت فلسطين در اسراييل و آزادي شماري از زندانيان در چند ماه آينده قابل تصور مي‌باشد.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #144
                    طيف گسترده واكنش‌ها از سوي جامعه جهاني عليه جنايات اخير رژيم صهيونيستي تحت عنوان "باران‌هاي تابستاني" در سرزمين‌هاي اشغالي متاسفانه هنوز نتوانسته است اين رژيم را وادار به توقف اقدامات ددمنشانه خود كند.

                    در اين اعتراض‌ها كه اغلب از سوي مردم يا سازمان‌هاي غير دولتي كشورهاي جهان صورت گرفته، يورش‌هاي مستمر نظاميان اسرائيلي به مناظق فلسطيني و كشتار زنان و كودكان بي‌گناه به شدت محكوم شده‌است، اما اخبار و گزارش‌هاي ارسالي از اين مناطق حاكي از آن است كه اين فاجعه انساني همچنان ادامه دارد و و هر روز وخيم‌تر مي‌شود.

                    حملات اخير به حاشيه جنوبي نوار غزه كه از روز ‪ ۴‬تيرماه سال جاري آغاز شد و در واقع اولين يورش ارتش اسراييل به غزه پس از عقب نشيني اين رژيم در ماه سپتامبر سال گذشته ميلادي محسوب مي‌شود، به بهانه به اسارت گرفته شدن يك نظامي اسرائيلي به نام "گلعاد شاليت" بود و توقف آن مشروط به آزادي وي شده است.

                    طي عميلاتي كه پيشتر از سوي گروه‌هاي مبارز فلسطيني انجام شده بود، ‪۴‬ نفر از نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي كشته، ‪ ۶‬نفر زخمي و يك نفر به اسارت گرفته شده بود.

                    گردان‌هاي "عزالدين قسام" شاخه نظامي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين "حماس"، گردان‌هاي "الناصر صلاح‌الدين " وابسته به كميته‌هاي مقاومت مردمي فلسطين و "ارتش اسلامي" كه براي اولين بار در سرزمين اشغال شده از آن نام برده مي‌شود، با بيانيه مشتركي مسووليت اين عمليات شهادت‌طلبانه را برعهده گرفتند.

                    گروههاي فلسطيني گفته‌اند اين عمليات در پاسخ به اقدامات جنايت‌كارانه و تروريستي رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين كه بتازگي به شهادت شماري كودك فلسطيني منجر شد، صورت گرفت.

                    گروه‌هاي فلسطيني آزادي‌سازي نظامي اسرائيلي را به آزادي هزار فلسطيني بويژه زنان و كودكان در بند زندان‌هاي رژيم صهيونيستي مشروط كردند.

                    اما در مقابل صهيونيست‌ها، مانند هميشه از اين موضوع دستاويزي براي خود تراشيده و به كشتار فلسطينيان بي‌دفاع و نابودي زيرساخت‌هاي اقتصادي و صنعتي آنان پرداخته است.

                    نظاميان رژيم اشغالگر قدس، در يورش به غزه، تمامي قوانين بين‌المللي را زير پا نهاده، بيش از ‪ ۶۰‬نفر از نمايندگان مجلس قانونگذاري و مقامات دولت منتخب حماس از جمله ‪ ۹‬وزير را به اسارت گرفتند.


                    *** اهداف شوم پشت پرده
                    "ايهود اولمرت " نخست وزير رژيم صهيونيستي به صراحت در جريان انتخابات گذشته اسرائيل اعلام كرد كه يكي از برنامه‌هاي وي در صورت پيروزي، مبارزه جدي با تشكيلات حماس خواهد بود.

                    بنابراين هدف اول دولت اولمرت در پس اين حملات، وارد كردن ضربه به تشكيلات حماس با تمركز بر سياست "حذف و محو" نيروهاي وابسته به جنبش مقاومت فلسطين است.

                    "اسماعيل هنيه" نخست وزير حكومت خودگردان، حملات ددمنشانه‌ي اسراييل به غزه كه ‪ ۱/۶‬ميليون فلسطيني را در خود جاي داده، يك جنگ فرسايشي ناميده است .

                    از سوي ديگر به گزارش روز ‪ ۱۳‬تير پايگاه‌اينترنتي "اسلام‌آن‌لاين"، عليرغم وحشيانه بودن اقدامات تجاوزكارانه‌اسراييل، اين رژيم درچارچوب عمليات موسوم به"بارانهاي تابستان" سياست "ويرانگري تدريجي" را درمورد غزه اتخاذكرده‌است.

                    به گزارش رسانه‌ها، اسراييل از احتمال باقي ماندن در باريكه غزه تا هفته‌ها وچه بسا ماه‌ها سخن مي‌گويد وهمين امر از اهداف واقعي اين رژيم مبني بر ويران كردن كامل تاسيسات زيربنايي ، حكايت مي‌كند.

                    "اشرف عجرمي"نويسنده‌وتحليلگرسياسي فلسطين در اين‌باره گفت : اسراييل مايل‌است خط مشي خود را به تدريج وطي چند مرحله ادامه‌دهد تا با محكوميت و واكنش‌هاي منفي ازسوي جامعه بين‌الملل مواجه نشود.

                    عجرمي تصريح كرد: اسراييل با سوء‌استفاده از موضوع سرباز اسير مي‌خواهد به اهداف خود مبني بر ازبين بردن تاسيسات زيربنايي وتشكيلات خودگردان تحقق بخشد ،از اينرو به شكل روزمره و مرحله‌اي اين كار راانجام مي‌دهد تا افكار عمومي جهان را حساس نكند.

                    وي هشدار داد: اين ويرانگري تدريجي،عواقب وخيمي به دنبال دارد و ما را با نابودي زيرساخت ها، مواجه مي‌كند.

                    به هر حال اكنون كه ‪ ۱۵‬روز از هجوم گسترده زميني، دريايي و هوايي نظاميان رژيم نژادپرست صهيونيستي به نوار غزه، كشتار مردم، آدم‌ربايي و ترور فلسطيني‌ها مي‌گذرد، گويي وجدان‌هاي انساني هنوز از خواب برنخاسته و جهان در برابر اين نسل كشي و تروريسم دولتي در بهت و سكوت فرورفته است.

                    بديهي است كه در چنين شرايطي و با سكوت مشكوك و بي‌توجهي سازمان‌هاي بين‌المللي و كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي غربي و حتي كشورهاي عربي در قبال تضييع حقوق طبيعي و مسلم مردم مظلوم فلسطين، اولمرت بر تداوم اين حملات تاكيد كند.


                    *** موضع نرم و غيركارآمد سازمان‌ها و مراجع بين‌المللي حقوقي "كوفي عنان" دبير كل سازمان ملل در بيانيه‌اي فقط خواستار دسترسي امدادگران اين سازمان به نوار غزه براي ارايه كمك‌هاي انساني شد.

                    در بيانيه عنان بدون اشاره به واقعيت‌هاي مرگبار روزانه غزه و لزوم پايان هجوم نظامي صهيونيست‌ها به اين منطقه، آمده است: راه ارسال مواد غذايي و ديگر كمك‌هاي اساسي بايد با اطمينان گشوده شود و موانع ارسال اين كمك‌ها نيز بايد برداشته شود.

                    كاملا واضح است كه اين موضع خنثي سازمان ملل با مسئوليت ايجاد و حفظ صلح و امنيت و مقابله با اشغالگري مغايرت دارد.

                    در اين ميان روز ‪ ۱۶‬تير يعني پس از گذشت ‪ ۱۲‬روز از شروع جنايات رژيم صهيونيستي، شوراي حقوق بشر نيز كه ارگان تازه تاسيس سازمان ملل است، حملات رژيم صهيونيستي را ناقض اساسي‌ترين مباني قوانين انساني و حقوق بشري توصيف توصيف كرد.

                    همچنين سازمان "عفو بين‌الملل" كه مركز آن در لندن است، حملات نظاميان رژيم صهيونيستي عليه مردم غيرنظامي فلسطين در غزه را جنايات جنگي خواند.

                    اما هيچكدام از اين مراجع حكمي لازم‌الاجرا و قطعي براي ممانعت از ادامه جنايات جنگي توصيف شده صادر نكردند.


                    *** موضع محافظه‌كارانه كشورهاي عربي
                    "محمد ناجي عطري" نخست وزير سوريه در ‪ ۸‬تير گفت: ضعف اعراب و عدم همبستگي آنان، به اسراييل جرات تجاوز به حريم ديگران را داده است .

                    "عباس زكي" نماينده سازمان آزاديبخش فلسطين "ساف" در لبنان در ‪ ۱۲‬تير از سكوت جوامع و دولت‌هاي عربي در قبال تجاوزهاي اسراييل و رخدادهاي فلسطين به شدت انتقاد كرد.

                    وي روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار "ايرنا" افزود: نظام‌هاي سياسي جهان عرب به‌دليل مناسبات خوبي كه با آمريكا دارند، در قبال رخدادهاي فلسطين در حال انفعال بسر مي‌برند و واشنگتن نيز تنها در انديشه حفظ امنيت اسراييل در خاورميانه است.

                    خبرگزاري ملي فلسطين "وفا" در ‪ ۱۴‬تير گزارش داد: "محمد زيدان" رييس هيات وفاق ملي اعراب اسراييل، شيخ "عكرمه صبري" مفتي پيشين قدس، "عطاالله حنا" اسقف مسيحي و شيخ "رائد صلاح" رهبر جنبش اسلامي همچنين از سران كشورهاي عربي خواستند در چنين شرايط دشواري به كمك ملت فلسطين بشتابند.

                    "علي فيصل" مسوول جبهه دمكراتيك براي آزادي فلسطين در لبنان در ‪۱۶‬ تير از موضع ضعيف كشورهاي عربي در قبال رژيم صهيونيستي و حمايت نكردن از مردم فلسطين در برابر تجاوزهاي اين رژيم بشدت انتقاد كرد.

                    وي گفت: هزاران اسير فلسطيني در زندان‌هاي اسراييل هستند و حتي مي‌توان گفت همه مردم فلسطين در غزه و ساير مناطق در اسارت به‌سر مي‌برند، اما دولت‌هاي عربي به گروههاي فلسطيني فشار مي‌آورند كه اسير اسراييلي را آزاد كند.

                    فيصل گفت: هدف رژيم اشغالگر قدس از اين عمليات، اجراي طرح يك جانبه و توسعه‌طلبانه "ايهود اولمرت" نخست وزير اين رژيم است و مقام‌هاي سياسي و نظامي تل‌اويو مي‌كوشند در برابر تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس و بازگشت پناهندگان به ميهن مانع ايجاد كنند.

                    مسوول جبهه دمكراتيك براي آزادي فلسطين در لبنان خاطر نشان كرد: رژيم صهيونيستي از مدت‌هاي طولاني، براي شكستن اراده و مقاومت ملت فلسطين تلاش مي‌كند و از اين رو وزيران و نمايندگان مجلس عضو حماس را بازداشت كرد.

                    فيصل با انتقاد از آمريكا و اتحاديه اروپا، اظهار داشت: كشورهاي غربي در برابر تجاوز اسراييل و بازداشت مقام‌هاي رسمي فلسطين، سكوت كرده‌اند.

                    وي از جامعه جهاني خواست با پشتيباني از مردم فلسطين، آنان را از طرح-هاي اسراييلي - آمريكايي و محاصره سياسي و اقتصادي نجات دهند.

                    "شعبان عبود" كارشناس سياسي نيز در اين‌باره اظهار داشت: در واقع اسراييل، اسارت "شاليت" به دست رزمندگان مقاومت را دستاويزي براي سركوب، كشتار و نابودي تمامي زير ساخت‌هاي حياتي مناطق فلسطيني قرار داده است.

                    شعبان عبود در اين مورد گفت: به نظر مي‌رسد، حاصل رايزني‌هاي قاهره و رياض، اين بود كه در برابر كمك‌هاي مالي به دولت فلسطين كه در تنگناي اقتصادي شديدي به سر مي‌برد، مي‌توان آزادي سرباز اسراييلي را خريد، بدون آن كه فلسطينيان بر آزادي اسيران خود اصرار ورزند.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #145
                      *** موضع كشورهاي غربي
                      كشورهاي غربي تاكنون پيرو حمايت‌هاي همه‌جانبه و روبه تزايد آمريكا از رژيم جعلي اسرائيل و اقدامات غيرانساني آن و هراس داشتن از برخي تهديدها از هرگونه برخورد قاطع و مثمرثمر پرهيز كرده‌اند و تنها به ابراز نگراني و دعوت طرفين به آرامش و خويشتن‌داري اكتفا كرده‌اند.

                      به طوري كه آمريكا و سه عضو دائمي شوراي امنيت با پيش نويس قطعنامه‌اي كه حمله همه جانبه رژيم نژادپرست اسرائيل به فلسطيني‌ها را محكوم مي‌كند، مخالفت كردند.

                      "جان بولتون" سفير آمريكا در سازمان ملل - كه اسرائيل نيز همزمان مدعي است، وي ديپلمات آن رژيم در اين سازمان است- بلافاصله اين قطعنامه را رد كرد.

                      اين مخالفت مي‌تواند حاكي از آن باشد كه آمريكا ممكن است اين قطعنامه را همانند دهها قطعنامه ديگر مرتبط با اسرائيل ، وتو كند.

                      "ادوارد گونزالس" وزير دادگستري آمريكا ‪ ۷‬تير در قدس اشغال شده بار ديگر بر ضرورت پشتيباني كشورش از رژيم صهيونيستي تاكيد كرد.

                      وي پس از ديدار با "حييم رامون" وزير دادگستري رژيم صهيونيستي در قدس گفت: آمريكا در كنار اسراييل خواهد ماند.

                      گونزالس ابراز اميدواري كرد كه مشكل " گلعاد شليت " نظامي ربوده شده اسراييلي در جنوب غزه در نزديك‌ترين زمان ممكن حل و او آزاد شود.

                      رامون همچنين سوريه را به دست داشتن در رخدادهاي فلسطين متهم و خاطرنشان كرد : آمريكا و جامعه جهاني نبايد در برابر رفتار سوريه در پناه دادن به گروه‌هاي مسلح فلسطيني بي‌تفاوت باشند.

                      به گزارش خبرگزاري فرانسه از مسكو در ‪ ۸‬تير، وزيران امور خارجه كشورهاي عضو گروه هشت در پايان نشست خود در بيانيه‌اي اعلام كردند: ما اسرائيل را به خويشتنداري در بحران فعلي فرامي‌خوانيم.

                      اين بيانيه مي‌افزايد: بازداشت اعضاي دولت و مجلس قانونگذاري فلسطين نگراني ويژه‌اي را ايجاد كرده است.

                      درهمين حال، گروه هشت مقامات فلسطين را به اتخاذ يك تدبير سريع براي آزادي سرباز اسرائيلي فراخواند.

                      بيانيه افزود: ما گروه‌هاي افراطي مسئول اين فعاليت‌ها و تمامي فعاليت هايي كه چشم‌انداز صلح را به خطر بياندازد، محكوم مي‌كنيم.

                      در همين حال، "كاندوليزا رايس" وزير خارجه آمريكا از اسرائيلي‌ها و فلسطينيان خواست براي برقراري آرامش در منطقه مسئولانه عمل كنند.

                      رايس در پايان ديدار با وزيران خارجه گروه هشت در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بسيار مهم است كه هر يك از طرفين براي رسيدن به صلح به طور مسئولانه اقدام نمايند.

                      "جان بولتون" سفير آمريكا در سازم‌ان ملل در ‪ ۱۰‬تير در جمع خبرنگاران در مقر سازمان ملل در نيويورك، تصويب هرگونه قطعنامه عليه رژيم صهيونيستي در شوراي امنيت را رد كرد.

                      بولتون كه اسرائيل از او بطور رسمي به عنوان ششمين ديپلمات خود در اين سازمان نام برده ، گفت: "در اين مرحله حتي پيش نويس يك قطعنامه هم آماده نشده است و تصويب هرگونه قطعنامه (عليه اسرائيل) غيرمنطقي است".

                      سفير آمريكا- و ششمين ديپلمات اسرائيل - در سازمان ملل افزود: قطر به عنوان يكي از اعضاي شوراي امنيت تقاضاي نشست شوراي امنيت كرده و به همين دليل اين نشست نيز برگزار شد!
                      وي جنايت رژيم صهيونيستي در حق مردم بي‌گناه فلسطين را دفاع از خود تلقي كرد و گفت از نظر اخلاقي بين كارهايي كه فلسطيني‌ها مي‌كنند و مردم بي گناه را مي‌كشند و دفاع از خود كه در كنار آن برخي بي‌گناه هم كشته مي‌شوند، تفاوت عمده است.

                      سفير آمريكا و ششمين ديپلمات اسرائيل در سازمان ملل، كاملا اعمال نظامي رژيم صهيونيستي را تاييد كرد و گفت كه شوراي امنيت كاري نمي‌تواند انجام دهد.

                      بولتون گفت: وقتي كه شوراي امنيت سازمان ملل به مساله‌اي رسيدگي مي‌كند، بر اساس قسم بقراط كه مي‌گويد صدمه نزنيد بايد عمل كند!
                      وي افزود: صدور هر قطعنامه‌اي مرتبط با اين موضوع در شوراي امنيت كار معقولي نيست.

                      " حافظ حشمت " يكي از رهبران ارشد حزب جماعت اسلامي ايالت سرحد پاكستان در ‪ ۱۰‬تير در بيانيه‌اي اعلام كرد: آمريكا خواهان سلطه رژيم اسراييل بر جهان اسلام است.

                      وي در اين بيانيه افزود: اقدامات و حمايتهاي آمريكا از اسراييل بر ضد دولت حماس و مردم مسلمان فلسطين، كوتاه نظري سردمداران واشنگتن را ثابت مي‌كند.

                      اين رهبر جماعت اسلامي پاكستان، تصويب لايحه مخالفت با دولت حماس در مجلس سناي آمريكا را عكس‌العمل به انتخاب مردمي دانست كه براي سرنوشت و كشور خود تصميم گرفته‌اند.

                      اين بيانيه مي‌افزايد: رفتارهاي آمريكا منافقانه و خصمانه مي‌باشد و واضح است كه واشنگتن براي جمهوريت،آزادي و انتخاب مردم هيچ احترامي قايل نيست.

                      وي تصريح كرد، بايد عليه جنايات اسراييل وآمريكا با مردم مسلمان فلسطين متحد شد و به آنان كمك كرد.

                      منابع امنيتي رژيم صهيونيستي ‪ ۱۱‬تير فاش كردند كه اولمرت با حمايت و موافقت آمريكا زمان آغاز عمليات گسترده در شمال غزه را مشخص كرده و به رييس "موساد" دستور داده است تا فرماندهان و مقام‌هاي جنبش حماس در خارج بويژه در لبنان و سوريه ترور شوند.

                      "سامي ابوزهري" سخنگوي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين "حماس" نيز در غزه، اظهارات رييس جمهوري آمريكا مبني بر اينكه حماس مسوول بحران كنوني در غزه است و آزاد شدن نظامي اسراييلي كليد حل بحران است را غيرمسوولانه خواند.


                      ** واكنش‌هاي مردمي
                      صدها نفر از مردم هند ‪ ۱۳‬تير در نزديك سفارتخانه رژيم صهيونيستي در دهلي‌نو تجمع كرده و با شعارهاي "مرگ بر اسراييل" تهاجم ارتش اين رژيم به مردم بيگناه فلسطين را محكوم كردند.

                      در اين تظاهرات كه هواداران احزاب، سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي نيز حضور داشتند رهبران حزب كمونيست هند گفتند كه ميليونها نفر از شهروندان فلسطين با كمبود آب، غذا و ديگر كالاهاي ضروري مواجه هستند.

                      كودكان و خانواده‌هاي بيگناه در نتيجه جنايت‌هاي اسراييل كشته مي‌شوند و اقدامات اسراييل توسط آمريكا و اتحاديه اروپا آشكارا و بطور پنهاني حمايت مي‌شود.

                      دهها تن از مردم "آدانا" در تركي‌ه در ‪ ۱۳‬تير به دعوت بنياد حقوق بشر اين شهر عليه جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي دست به تظاهرات زدند.

                      به گزارش خبرگزاري "آناتولي"، "اتهم آچيك آلين" سخنگوي تظاهركنندگان گفت: "حملات اسراييل با حمايت آمريكا و سكوت اتحاديه اروپا و ديگر نيروهاي امپرياليست صورت گرفته و ادامه دارد."
                      "محمد الكاتميش" رييس كميسيون حقوق بشر مجلس تركيه در ‪ ۱۵‬تير حمايت غرب از رژيم صهيونيستي را "مهمترين عامل در ادامه جنايتها در فلسطين" ارزيابي كرد.

                      "الكاتميش" در گفت وگو با شبكه تلويزيوني "كانال آ" با محكوم كردن "عمليات وحشيانه نيروهاي اسرائيلي" در سرزمينهاي اشغالي گفت: "اگر مجامع بين‌المللي و كشورهاي غربي از اسرائيل حمايت نمي‌كردند، اين حوادث وحشتناك در فلسطين اتفاق نمي‌افتاد."
                      وي با عنوان اين كه اجراي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل عليه اسرائيل همواره با وتوي آمريكا روبه‌رو شده است، پرسيد: "مدعيان حقوق بشر چرا در مقابل مظالم عليه مردم فلسطين سكوت مي‌كنند؟"
                      "الكاتميش" با انتقاد شديد از مواضع دوگانه آمريكا و اروپا در مورد حقوق بشر گفت: "آناني كه داعيه قهرماني حقوق بشر را دارند، با سكوت خود در واقع براي ادامه وحشت و خشونت به اسرائيل جسارت مي‌دهند." وي با عنوان اين كه اسرائيل به بهانه اسارت يك سرباز امكانات زيربنايي شبكه‌هاي آب، برق و پلهاي مردم فلسطين را تخريب مي‌كند، گفت:
                      "اقدامهاي نيروهاي اسرائيلي در غزه، غير انساني و غيرقانوني است." الكاتميش خواهان كمك مجامع بين‌المللي براي جلوگيري از ادامه رويداهاي خونين در سرزمينهاي اشغالي شد.

                      " عمروموسي " دبير كل اتحاديه عرب در ‪ ۱۸‬تير با اشاره به موضوع فلسطين و مسائل اخير آن، اتحاد گروههاي سياسي اين كشور و حركت متحد كشورهاي اسلامي را در مقابله با اسراييل در پيگيري حقوق مردم فلسطين با اهميت عنوان كرد و افزود: حمايت‌هاي نامحدود آمريكا و همچنين برخي سازمانهاي بين‌المللي از اسراييل در ادامه اقدامات خلاف قانون رژيم اسراييل اثر گذار است.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #146
                        ايده تشكيل دولت يهودي در فلسطين، به‌قدري نفرت‌انگيز بود كه واكنش عمومي جهان اسلام را برانگيخت و نگذاشت بيت‌المقدس به‌راحتي و خوشي از گلوي صهيونيسم فرو رود. اما واكنش مسلمانان در قبال اشغال سرزمينهاي فلسطين، به اتكاي انديشه‌هاي عميق رهبران مسلمان و روشنگريهاي آنها بود. دراين‌راستا انديشه و موضعگيريهاي فكري و سياسي حضرت امام‌خميني(ره) نقشي اساسي و تعيين‌كننده يافت و مبارزه با اسرائيل را به‌عنوان يك اصل مهم سياست خارجي و استراتژي بنيادين مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي، تثبيت كرد. آنچه را كه حضرت امام(ره) در زمينه تحريم اقتصادي اسرائيل و استفاده از اجتماعات و گردهمايي‌هاي بزرگي مانند مراسم حج و برگزاري روز قدس به ملتها و دولتهاي اسلامي توصيه مي‌كردند، نهايتاً نقش خود را در تضعيف جايگاه جهاني و منطقه‌اي اسرائيل ايفا كرد و اكنون شاهد ناكام‌ماندن توسعه‌طلبيهاي اسرائيل در خاورميانه هستيم. در مقاله پيش‌روي، ديدگاههاي اصولي حضرت امام(ره) پيرامون شكل‌گيري اسرائيل و شيوه‌هاي مبارزه با آن مورد شرح و تبيين قرار گرفته‌اند.

                        كنگره جهاني صهيونيسم در سال 1897.م در شهر بال سوئيس برگزار گرديد و يك مجارستاني يهودي‌تبار به‌نام تئودور هرتزل (1860ــ1904.م) به تبيين ديدگاههاي خود درباره آينده يهوديان در سراسر جهان پرداخت. وي تاكيد نمود كه تنها راه نجات يهوديان از سرگشتگي، پراكندگي و تبعيض، ايجاد يك دولت يهودي است. نخستين اقدامات سران قوم يهود براي گرفتن مجوز اسكان يهوديان در فلسطين از سلطان عثماني، به جايي نرسيد. اما بر اثر تجزيه دولت عثماني بعد از جنگ اول جهاني (1914ــ1918.م)، قيمومت انگلستان بر سرزمين فلسطين و تلاشهاي سياسي حييم وايزمن ــ كه بعدها اولين رئيس‌جمهور اسرائيل شد ــ ازيك‌سو، و صدور اعلاميه آرتور جيمز بالفور در دوم نوامبر (1917.م) در طول جنگ ازسوي‌ديگر، راه براي مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين هموار شد. در فاصله جنگ اول و دوم جهاني و به‌ويژه در مدت جنگ دوم جهاني (1939ــ1945.م)، در نتيجه سياست ضديهودي نازيها در آلمان، بهانه براي مهاجرت‌دادن گسترده قوم يهود از طرف بزرگان يهود فراهم گرديد و آنها گروه‌گروه وارد فلسطين شدند. پس از جنگ جهاني دوم، سازمان ملل متحد با تجزيه فلسطين و تشكيل دولت يهودي موافقت نمود. در پانزدهم مه 1948.م قيمومت انگليس بر فلسطين به پايان رسيد و اين فرجام، به آغازي براي شكل‌گيري دولت اسرائيل در منطقه تبديل شد. در نتيجه چنين اقدامي، جنگ اول بين اعراب و اسرائيل در سال 1948.م و سپس جنگهاي ديگري در سالهاي 1973، 1967، 1956.م درگرفت كه در نتيجه مداخلات كشورهاي اروپايي همگي آنها به نفع اسرائيل پايان يافتند. اولين واكنشها در ارتباط با شكل‌گيري دولت اسرائيل در سرزمينهاي اسلامي، به قرن نوزدهم ميلادي بازمي‌گردد. اما آنچه در اينجا به آن خواهيم پرداخت، مشخصا مواضع امام‌خميني(ره) درباره اسرائيل، قبل و يا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، مي‌باشد. سعي شده است با مراجعه به آثار حضرت امام(ره) و بهره‌گيري از انديشه‌هاي ايشان، به سوالات زير پاسخ داده شود: اهداف اسرائيل در منطقه خاورميانه كدامند؟ دولتمردان كشورهاي اسلامي بايد چه تدابيري در برابر اسرائيل اتخاذ نمايند؟ مردم كشورهاي اسلامي در برابر اقدامات تجاوزگرانه اسرائيل چه وظيفه‌اي دارند؟

                        1ــ اهداف اسرائيل در خاورميانه

                        رژيم صهيونيستي با پيشروي تدريجي و گام‌به‌گام در درون سرزمين فلسطين، اقدام به تاسيس شهركهايي براي اسكان مهاجران يهود نموده است. آنها ازهمان‌ابتدا اين مهاجرت را طي يك برنامه درازمدت، براي تشكيل يك دولت يهودي دنبال مي‌نمودند. ساده‌انديشي است اگر گفته شود اعراب ساكن در منطقه بيت‌المقدس بخشي از اراضي خود را به يهوديان مهاجر فروختند و آنها هم شروع به احداث مدرسه، بيمارستان، پادگانهاي نظامي و اماكن تفريحي ــ ورزشي و... نمودند و براساس همان حق خريد زمين، زمينه شكل‌گيري دولت يهودي را به‌وجود آوردند.

                        بسياري از اقوام و مذاهب در كشورهاي مختلف جهان وجود دارند كه هم از لحاظ كثرت جمعيت و هم به لحاظ درآمد مالي از نفوذ بالايي برخوردار هستند اما هيچ‌وقت اقدام به تاسيس دولت ننموده‌اند. واقعيت آن است كه اكثر زمينهايي كه تحت اختيار دولت يا صندوق ملي يهود قرار دارند، اراضي مصادره‌شده فلسطيني هستند.[i] درواقع اسرائيليها اراضي مسلمانان را غصب نمودند و پايه‌هاي يك حكومت نامشروع را در آنجا بنيان نهادند. امام‌خميني(ره) نيز همين تلقي را ابراز نموده‌اند: «ما اسرائيل را محكوم مي‌كنيم. اسرائيل غاصب است و در محلي كه آمده، به‌طورغصب آمده است.»[ii]

                        شالوده اوليه اين دولت، با زور و فشار قدرتهاي استعماري شكل گرفت. مسلما چنين اقدام نامشروع و غيرموجهي بايد با توسل به تخريب و جنگ صورت پذيرد. شكل‌گيري اسرائيل ازهمان‌ابتدا در جهت اعمال فشار عليه مسلمانان و راه‌انداختن چالشهاي منطقه‌اي شكل گرفت: «اين جرثومه فساد را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشته‌اند، تنها براي سركوبي ملت عرب نمي‌باشد، بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورميانه است. نقشه، استيلا و سيطره صهيونيزم و استعمار بر دنياي اسلام و بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع سرشار كشورهاي اسلامي مي‌باشد.»[iii]

                        سياستهاي درازمدت اسرائيل و هم‌پيمانانش در ميان كشورهاي اسلامي نوعي اعمال قدرت و سلطه، همراه با گسترش حوزه نفوذ بوده است؛ بدين‌صورت‌كه ازيك‌طرف سعي مي‌شود سياستهاي سلطه‌جويانه حفظ شود و ازسوي‌ديگر اين سياستها برمبناي استراتژيهاي تهاجمي تدوين مي‌گردد. درواقع موضع اسرائيليها، در ميان‌مدت و يا بلندمدت، فقط بر مبناي استراتژي تهاجم دنبال مي‌شود. ازاين‌رو، امام(ره) نيز اتخاذ هرگونه سياست‌ سازشكارانه و همراه با مسامحه را در برابر آنها جايز نمي‌دانند: «اگر سست بگيريد، اينها تا فرات مي‌خواهند بروند. اينها همه اينجا را ملك خودشان مي‌گويند هست.»[iv]

                        سياست توسعه ارضي و گسترش آن از نيل تا فرات، از اهداف اساسي بنيانگذاران دولت يهود به‌شمار مي‌رود. همواره بازگشت به ارض موعود با تمسك به متون مذهبي و براساس تفاسير ديني، بخشي از برنامه‌هاي رهبران سياسي اسرائيل را به خود اختصاص مي‌دهد تا ازاين‌طريق نوعي علاقه ملي و احساس ملي‌گرايي را در ميان يهوديان براي بازگشت به سرزمين فلسطين ايجاد نمايند. آنها براي تحقق مقاصد و نياتشان، از امكانات نظامي و اقدامات تروريستي جهت پيشروي و توسعه ارضي و همچنين تسلط بر اماكن مذهبي مانند بيت‌المقدس استفاده مي‌كنند. ايجاد فضاي رعب و وحشت در داخل سرزمينهاي اشغالي با استفاده از ماشين ترور، سبب گرديده عده زيادي از مردم فلسطين مهاجرت اجباري نمايند و در كشورهايي مانند سوريه و اردن و در اردوگاهها سكونت گزينند و در عوض مهاجران يهودي از امريكاي شمالي و اروپاي غربي و شرقي جايگزين مردم فلسطين شده‌اند. بن‌گوريون در سي‌ويكم اوت 1949 در ديدار با گروهي از امريكائيها، چنين گفته است: «اگرچه ما روياي ايجاد دولت اسرائيل را عملي كرده‌ايم، هنوز در آغاز كار قرار داريم. در حال‌حاضر، جز نهصدهزار يهودي در اسرائيل زندگي نمي‌كنند و حال‌آنكه اكثريت قوم يهود هنوز در خارج حضور دارند. تلاش آينده ما اين است كه همگي يهوديان را به اسرائيل بياوريم.»[v] اسرائيليها اخراج تمام فلسطيني‌ها را جزء اهداف بلندمدت خود مي‌دانند. دولتمردان اسرائيلي براي تحكيم جايگاه و موقعيت سياسي رژيم، از هر ابزار و وسيله‌اي براي دستيابي به آرمان ساختگي يهود استفاده مي‌كنند؛ به‌عبارت‌بهتر از ديدگاه آنها به‌كارگيري سياستهاي غيراخلاقي (ترور، خشونت، تبعيد و زندان) براي رسيدن به هدف، موجه و منطقي است. اين اقدامات براساس يك ديدگاه ابزارانگارانه نظريه‌پردازي شده‌اند. ازسوي‌ديگر صهيونيستها در سطح بين‌المللي، با برخورداري از حمايت قدرتهاي بزرگ مانند ايالات‌متحده امريكا و هم‌پيمانانش، بر روي اقدامات و سياستهاي نامشروع و ناموجه خود سرپوش مي‌گذارند. كاخ سفيد به‌منظور تحكيم جايگاه اسرائيل در سرزمين فلسطين، همواره سعي نموده است با ارائه طرحها و نقشه‌هايي، گروههاي مبارز و آوارگان فلسطيني را از حقوق حقه خود جهت دستيابي به موطن اصلي بازدارد.
                        حضرت امام(ره) تمامي اين طرحهاي امريكائيان را نيرنگ و در جهت جنگ‌افروزي در منطقه مي‌دانست: «بر فرض كه امريكا يك طرح صددرصد اسلامي ــ انساني بدهد. ما باور نمي‌كنيم كه آنها به نفع صلح و منافع ما گامي بردارند. اگر امريكا و اسرائيل لااله‌الا‌الله بگويند، ما قبول نداريم؛ چراكه آنها مي‌خواهند سر ما كلاه بگذارند. آنها كه صحبت از صلح مي‌كنند، مي‌خواهند منطقه را به جنگ بكشن
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #147
                          امروز مشاهده مي‌كنيم كه اقدامات تروريستي دستگاه حاكمه صهيونيسم و بسياري از موارد نقض حقوق بشر اين دولت، از سوي حاميانش دفاع مشروع جلوه داده مي‌شود و كساني را كه با دست خالي و سنگ، از سرزمين اجدادي‌شان دفاع مي‌كنند، تروريسم مي‌نامند. بنابراين دنبال‌نمودن موضوعاتي مانند گسترش جغرافياي سرزميني، ايجاد شهركهاي يهودي‌نشين، ترور رهبران سياسي و مذهبي فلسطيني، خلع‌سلاح گروههاي مبارز، تسخير بيت‌المقدس و تبديل آن به پايتخت، تهديد گروههاي افراطي مبني بر تخريب مسجدالاقصي و تفرقه‌افكني در ميان كشورهاي اسلامي، اهداف اصلي رژيم صهيونيستي را تشكيل مي‌دهند. امام(ره) با شناخت اهداف اسرائيل و سياستهاي تجاوزكارانه آن رژيم، همواره سعي در بيداري دولتها و ملتهاي اسلامي داشتند.


                          2ــ وظايف دولتهاي اسلامي در قبال اسرائيل

                          دولتهاي اسلامي مي‌توانند نقشي مهم و اساسي در سمت‌گيري و اتخاذ خط‌مشي‌هاي سياسي در برابر اقدامات و تحركات تجاوزكارانه اسرائيل ايفا نمايند؛ چراكه برقراري روابط ديپلماتيك و شناسايي رسمي يك كشور يا دولت، در حيطه اختيارات اصلي و اساسي دولتها قرار دارد. علاوه‌بر استفاده از ابزارهاي ديپلماسي، دولتها از طريق تحريمها، قطع روابط اقتصادي و برملانمودن چهره متجاوزگر در مجامع بين‌المللي و شناساندن اهداف پشت پرده آن، مي‌توانند گامهاي موثر و اساسي در اين زمينه بردارند. از نكات جالب و حائز اهميت در موضع‌گيري امام عليه اسرائيل، انتقاد از كشورهاي اسلامي طرفدار اسرائيل است و اولين حكومتي كه مورد انتقاد قرار گرفت، رژيم پهلوي بود.

                          حضرت امام(ره) از همان آغاز مخالفتهايش با شاه، گسترش حضور اسرائيل و نقش پشت پرده آن را در سياستهاي ايران برملا و آشكار مي‌ساخت. ايشان در سخنرانيهاي اوايل دهه 1340، سه مساله اصلي را در اهداف مبارزاتي خود دنبال مي‌نمود: 1ــ استبدادي و فاسدبودن دستگاه حاكمه سياسي و در راس آن، شخص شاه 2ــ سياستهاي ضدمذهبي و اسلامي شاه، كه اسلام و قرآن را در معرض خطر قرار داده بود 3ــ نفوذ اسرائيل در اركان و سطوح مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور. چنانكه ملاحظه مي‌شود، امام(ره) ازيك‌سو از اسلام و مفاهيم اسلامي دفاع مي‌كرد و ازسوي‌ديگر اسرائيل و نظام سياسي پهلوي را مورد حمله قرار مي‌داد. جالب‌آنكه حضرت امام براساس تعاليم اسلامي و قرآني، مبارزه با استبداد و استعمار را يك مقوله به‌هم‌پيوسته مي‌دانستند و استبداد و اسرائيل را دو عامل خطرناك براي جامعه ايران و به زيان مصالح و منافع كشور معرفي مي‌كردند.

                          ماموران شاه از امام(ره) خواسته بودند به موضوعاتي مانند اسلام، اسرائيل و شاه نپردازند اما امام به‌صراحت هرگونه رابطه رژيم شاه با اسرائيل را مورد نكوهش قرار دادند: «ما از اول نظر قاطع درباره صهيونيستها داشته‌ايم. يكي از دلايل مخالفت ما با شاه ايران، همين رابطه با اسرائيل بوده است. همين قضيه، موجب حركت مردم ايران شده است.»[vii] اين قاطعيت و انعطاف‌ناپذيري در برابر اسرائيل و حمايت از حقوق ملت فلسطين، نه‌تنها در بعد نظري و حركتهاي قبل از انقلاب وجود داشت، بلكه بعد از شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي ايران نيز همچنان تداوم يافت. از ديدگاه امام(ره) وظيفه دولتها در برابر اقدامات رژيم صهيونيستي، به‌ دو صورت انجام‌پذير است: اتحاد و يگانگي، تحريم اقتصادي.

                          الف‌ــ اتحاد و يگانگي

                          امام(ره) وظيفه دولتهاي اسلامي در برابر اعمال تجاوزكارانه اسرائيل به سرزمينهاي اشغالي را دروهله‌اول اتحاد و يگانگي مي‌دانست، اتحادي كه برآمده از اتخاذ شيوه‌هاي درست و منطقي و متون اصيل اسلامي ‌باشد. براي رسيدن به اين پيوند و مشاركت اسلامي، در ابتدا بايد «سران كشورهاي اسلامي از اختلافات داخلي دست بردارند و با اهداف عاليه اسلام آشنا شوند و به‌سوي اسلام گرايش پيدا كنند.»[viii] تاكيد امام(ره) بر دنبال‌نمودن اهداف بزرگ و مهم از سوي دولتمردان كشورهاي اسلامي، به اين دليل بود كه در جهان اسلام اقوام و مذاهب متنوعي وجود دارند و همين عامل سبب شكل‌گرفتن سليقه‌ها و نظرات متفاوتي شده است. متاسفانه در برخي موارد مشاهده مي‌گردد اهداف حياتي و كلي‌تر به فراموشي سپرده مي‌شوند و نگرشهاي قومي و تعصب‌آميز باعث مي‌گردند بسياري از اتفاقات به‌وجود‌آمده در جهان اسلام به فراموشي سپرده شوند. بنابراين، هرگونه عامل يا عوامل اختلاف و تفرقه‌برانگيز در ميان جوامع اسلامي، در ابتدا مي‌بايست از طرف دولتمردان كنار گذاشته شوند. اين عوامل ممكن است نژادي، زباني، مليتي و سياسي باشند. اتحاد اسلامي زمينه توافقات و نقاط اشتراك در جهت‌گيريهاي سياسي بين كشورهاي اسلامي را فراهم مي‌آورد.

                          مسائل و مشكلات برآمده از گرايشها و احساسات ناسيوناليستي نظير پان‌تركيسم، پان‌عربيسم و پان‌ايرانيسم، زمينه تفرقه و چنددستگي را در جهان اسلام فراهم آورده‌اند. ازاين‌رو امام(ره) مي‌فرمودند: «اگر دولتهاي اسلامي به خود بيايند و گرايش پيدا كنند به اسلام و از عربيت برگردند به اسلاميت و از تركيت برگردند به اسلاميت، حل مي‌شوند مسائل و اگر آنها نكنند، اين مشكل هست تاوقتي‌كه ساير كشورها مثل ايران بشوند.»[ix] اين عامل انحطاط‌برانگيز، موضوع نگران‌كننده و حساسيت‌برانگيزي بود كه امام همواره در مواضع و ديدگاههايشان آن را مدنظر قرار مي‌دادند.

                          همين گرايشهاي تفرقه‌انگيز ملي‌گرايانه، سبب گرديد مساله فلسطين و چگونگي مقابله جهان اسلام با اسرائيل، نگرشهاي قومي و نژادي به خود بگيرد. اسرائيليها از اين تفرقه سود زيادي نصيبشان گرديده است. امام همواره در مواضعشان متوجه اين اختلافات در ميان سران دولتهاي اسلامي بودند. درواقع امام(ره) درد را در جهان اسلام تشخيص داده بودند و علاج واقعي آن را در عمل به متون و مفاهيم اسلامي مي‌دانستند. به‌همين‌دليل ريشه ناكامي و شكست مسلمانان در برابر صهيونيسم را با واقع‌بيني و ظرافت و ژرف‌نگري دنبال مي‌كردند و سعي داشتند دولتهاي اسلامي را بيدار و آگاه سازند؛ زيرا بسياري از سرسپردگيها و وابستگيها را معلول عدم آگاهي و شناخت از عيوب داخلي مي‌دانستند.

                          امام(ره) يكي ديگر از موارد ضعف جهان اسلام در برابر رژيم اسرائيل را در اختلاف، تفرقه و نيز وابستگي برخي رهبران سياسي جوامع اسلامي مي‌دانستند: «اين اختلاف كلمه و سرسپردگي بعضي از سران ممالك اسلامي است كه با داشتن منابع طبيعي سرشار و ذخاير گرانبها و جمعيت هفتصدميليوني نتوانسته‌اند، دست استعمار و صهيونيزم را از بلاد اسلامي قطع كرده و به نفوذ ايادي آن پايان بخشند.»[x]

                          برخي رهبران كشورها و نهادهاي مسئول اسلامي، در عرصه داخلي و خارجي، با دامن‌زدن به مباحث ناسيوناليستي از طريق ايجاد رابطه ديپلماتيك و شناسايي رسمي اسرائيل، زمينه ايجاد اختلاف در جهان اسلام را فراهم مي‌كردند. هنگامي‌كه يك كشور مسلمان، مشروعيت نظام سياسي اسرائيل را بپذيرد و آن را مورد شناسايي قرار دهد، دولت شناسايي‌شده به عنوان يك بازيگر نظام بين‌المللي از يك جايگاه و موقعيت بالفعل برخوردار مي‌شود. اين رابطه و شناسايي، امتيازات سياسي و اقتصادي را در پي دارد؛ ازاين‌رو حضرت امام نسبت به هرگونه رابطه ديپلماتيك با اسرائيل شديدا هشدار مي‌دادند: «اين حكومتها هستند كه به واسطه روابطشان با ابرقدرتها و سرسپردگي‌شان با ابرقدرتهاي چپ و راست، مشكلات را براي ما و همه مسلمين ايجاد كرده‌اند. اگر اين مشكل از پيش پاي مسلمين برداشته شود، مسلمين به آمال خودشان خواهند رسيد.»[xi]

                          بروز گرايشهاي ملي‌گرايانه، عوارض فرهنگي و برقراري ارتباط ديپلماتيك با اسرائيل، عوارض سياسي براي ملت اسلام در پي دارد و ازاين‌رو امام هر دو عامل را مردود مي‌دانستند زيرا در نهايت اسرائيل بود كه از چنين اقداماتي استفاده مي‌برد: «اسرائيل وقتي‌كه ديد ملتها با هم مخالف هستند و دولت مصر[xii] هم كه همراه او است، برادر است و عراق هم كه با اينها برادر است. وقتي اينها را ديد، قدم به قدم پيش مي‌رود.»[xiii] امام همه كشورهاي اسلامي را به تجمع در زير سايه ارزشهاي اصيل اسلامي و به توافق و همگرايي دعوت مي‌نمود و به آنان هشدار مي‌داد نسبت به خطرات خارجي عدم توجه به اين مسائل، آگاه باشن
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #148
                            ب‌ــ تحريم اقتصادي

                            امام‌خميني(ره) يكي از وظايف مهم دولتهاي اسلامي را تحريم اقتصادي اسرائيل مي‌دانست. كشورهاي اسلامي تحريم اقتصادي را به دو صورت مي‌توانند اعمال نمايند: از طريق تحريم فروش نفت و نيز با تحريم كالاها و مصنوعات ساخت اسرائيل و حاميان آن. امام كشورهاي فروشنده نفت به اسرائيل و در ابتدا رژيم پهلوي را محكوم مي‌كرد: «اين شاه ايران است كه دست اسرائيل را در سراسر ايران باز گذاشته و اقتصاد ايران را به خطر انداخته است... اين شاه است كه نفت ايران را به دشمنان اسلام و بشريت تسليم كرده تا در جنگ با مسلمين و اعراب به كار برند.»[xiv]

                            حجم مبادلات اقتصادي ايران و اسرائيل در زمان رژيم پهلوي از سال 1328.ش افزايش چشمگيري يافت. مبادلات تجاري و بازرگاني ميان ايران و اسرائيل در محدوده خاورميانه در دوران پهلوي، بيشتر از همه كشورهاي منطقه بود. عمده محصولات صادراتي اسرائيل به ايران عبارت بودند از: «تخم‌مرغ، گاوهاي شيرده، ماشين‌آلات كشاورزي، موتور، لاستيك اتومبيل، نخ پشمي، مواد غذايي و بعضي اقلام ديگر.»[xv] در ازاي اقلام يادشده، نفت به‌عنوان عنصر اصلي و حياتي در اقتصاد اسرائيل، از طرف ايران تامين مي‌گرديد.

                            مراوده اقتصادي برخي كشورهاي اسلامي با اسرائيل، اسباب پويايي زيرساختهاي اقتصادي آن رژيم را فراهم مي‌نمود درحالي‌كه تحريم همه‌جانبه آن رژيم توسط كشورهاي اسلامي، مي‌توانست آن رژيم را در بسياري از طرحها و پروژه‌هاي عمراني، كشاورزي، صنعتي و... با مشكل مواجه سازد. ازاين‌رو امام(ره) صراحتا اعلام كرد: «كمك به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه نفت حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائيل و عمال آن، چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام و مخالف اسلام است. بايد مسلمين از استعمال امتعه اسرائيل خودداري كنند.»[xvi]

                            اين مخالفت با برقراري رابطه اقتصادي، نه فقط اسرائيل بلكه حاميان آن رژيم و به‌ويژه ايالات‌متحده امريكا را نيز دربرمي‌گرفت؛ زيرا كشورهاي حامي و متحد آن رژيم نيز عليرغم پنهانكاري در ابراز مواضع، با درپيش‌گرفتن رفتارهاي تاييدگونه و بي‌تفاوت، به‌نوعي بر بسياري از اقدامات غيراخلاقي و خلاف موازين انساني آن رژيم صحه مي‌گذاشتند و دراين‌ميان، دولت امريكا عملا از هرگونه كمك به اسرائيل به‌صورت پنهان و آشكار دريغ نمي‌كرد. به‌عبارت‌بهتر اسرائيل جدا از يك مجموعه گسترده كشورهاي ضداسلام و مسلمين نبود. اسرائيل از ابتدا تاكنون به حمايت قدرتهاي مسلط جهاني (به‌ويژه انگليس و ايالات‌متحده امريكا) متكي بوده و همواره با اتكاي به اين قدرتها، اهداف و خواسته‌هاي خود را پيش برده است. ازاين‌رو امام(ره)، اسرائيل و حاميان آن را يكجا مورد خطاب قرار مي‌داد: «بر همه دولتهاي ممالك نفت‌خيز اسلامي لازم است از نفت و ديگر امكاناتي كه در اختيار دارند، به‌عنوان حربه عليه اسرائيل و استعمارگران استفاده كرده و از فروش نفت به آن دولتهايي كه به اسرائيل كمك مي‌كنند، خودداري ورزند.»[xvii]

                            در اكتبر 1973.م جنگي به رهبري مصر و سوريه با اسرائيل درگرفت. در اين جنگ بود كه براي اولين‌بار كشورهاي مسلمان و داراي منابع نفتي متحد شدند تا از اهرم نفت عليه كشورهاي حامي اسرائيل استفاده نمايند. اما به‌دليل وابستگي اقتصادي كشورهاي اسلامي به نفت و عدم همگرايي كشورهايي مانند ايران، عملا تحريمهاي نفتي نتوانست دوام بياورد؛ گذشته‌ازاين، متاسفانه به‌دليل برخوردارنبودن بسياري از اين حكومتها از مشروعيت مردمي و وابستگي سياسي آنها به قدرتهاي غربي، نوعي چنددستگي و واگرايي سياسي در جهت اتخاذ سياستهاي هماهنگ و يكدست در ميان آنها وجود داشت. اين عوامل، تاكنون بسياري از همكاريها در جهت تحريم اقتصادي عليه اسرائيل را با مشكل مواجه ساخته‌اند.

                            3ــ ملتهاي اسلامي و اسرائيل

                            موضوع ديگري كه امام(ره) در ديدگاه خويش به آن توجه نموده، نقش و وظيفه مردم كشورهاي اسلامي در برابر رژيم صهيونيستي است. در جهان اسلام، مسلمانان زيادي با تنوع قومي، زباني، ملي و مذهبي، در محدوده‌هاي سرزميني مشخص و معيني از آفريقا تا آسيا و نيز در ميان كشورهاي اروپايي زندگي مي‌كنند. امروزه در ازاي هر چهار نفر از مردم جهان، يك‌نفر مسلمان وجود دارد. اين جمعيت با اتكا به نيروهاي ايمان، اتحاد و همياري، مي‌توانند بسياري از موانع و مشكلات پيش‌روي مردم مظلوم فلسطين را برطرف سازند. امام براي بيداري ملتهاي اسلامي از مردم ايران مي‌خواهد ابتدا «از منافع اسرائيل و امريكا در ايران جلوگيري نموده و آن را مورد هجوم قرار دهند، هرچند به نابودي آن بيانجامد. وظيفه علماي اعلام و مبلغين است كه جرايم اسرائيل را در مساجد و محافل ديني به مردم گوشزد كنند.»[xviii] منظور امام، اين است كه اگر مردم مشاهده نمودند حكومتهايشان در جهت خواسته‌ها و منافع اسرائيل عمل مي‌نمايند و در جهت تحقق خواسته‌هاي ملت فلسطين اقدام مفيد و موثر انجام نمي‌دهند، وظيفه ملتها است كه از اين اقدامات غيرمسئولانه و ناموجه جلوگيري نمايند؛ پس شرط اول اين است كه بيداري و آگاهي در ميان مردم شكل بگيرد تا بتوانند منافع و نيازهاي واقعي را از نيازهاي كاذب تشخيص دهند. امام‌خميني(ره) بهترين الگو براي ملتهاي اسلامي را مردم ايران معرفي مي‌كند: «تا كشورهاي اسلامي، ملتهاي اسلامي، آن معنايي [را] كه در ايران پيدا شده، الگوي خودشان قرار ندهند و تا خودشان به خيابانها نريزند و بخواهند از دولتهاي خودشان كه با اسرائيل بايد روبرو بشوند، گمان مكنيد كه اين كر و كورها به تعقل برسند.»[xix]
                            جهانيان مشاهده كردند كه مردم ايران در انقلاب اسلامي به رهبري امام‌خميني(ره) ازيك‌سو ساخت حكومت پادشاهي را درهم شكستند و ازسوي‌ديگر حمايت از مستضعفان و محرومين جهان و به‌ويژه حمايت از نهضتهاي آزاديبخش اسلامي را مورد توجه قرار دادند.
                            با شكل‌گيري انقلاب اسلامي در ايران يكي از حاميان رژيم اسرائيل در منطقه از بين رفت و علاوه بر آن، موجي از اميد، پويايي و تحرك در ميان گروهها، سازمانها و ملت مظلوم فلسطين در جهت رهايي از شر متجاوزگران اسرائيلي ايجاد گرديد. درواقع علت تمامي مخالفتها، مانع‌تراشي‌ها و ايجاد محدوديتها براي نظام جمهوري اسلامي نيز از آن رو است كه انقلاب اسلامي بسياري از معادلات سياسي منطقه را به زيان رژيم صهيونيستي اسرائيل و به نفع مردم مظلوم فلسطين درهم ريخت. مطابق با همين ويژگي انقلاب اسلامي ايران است كه امام الگوبرداري از قيام ملت ايران و متكي‌بودن بر باورهاي اسلامي و رهاشدن از هرگونه وابستگي به شرق و غرب را به همه ملتهاي اسلامي و به‌ويژه به ملت فلسطين در جهت رسيدن به اهداف و آرزوها يادآوري مي‌كند: «شما مطمئن باشيد كه نه شرق به درد شما مي‌خورد و نه غرب، با ايمان به خدا و تكيه بر سلاح، با اسرائيل بجنگيد. همچون ملت و نيروهاي مسلح ايران كه بي‌اتكا به قدرتها و ابرقدرتها و با ايمان به خدا و قدرت لايزال او تا حصول خواسته‌هاي مشروع خويش، دست از اسلحه برنمي‌دارند.»[xx]

                            علاوه بر بيداري ملتها و تاكيد بر باور و ايمان به خداوند در راه رهايي فلسطين از چنگال متجاوزين صهيونيست، امام بر عواملي براي انسجام‌بخشي به ملتهاي اسلامي، به‌عنوان‌مثال بر برگزاري روز قدس و مراسم حج تاكيد نمود.

                            اسرائيل شهر بيت‌المقدس را كه مورد احترام اديان آسماني اسلام، مسيحيت و يهود است، در فاصله سالهاي 1948ــ1980.م به اشغال خود درآورد و در سال 1980.م طي يك مصوبه پارلماني، قدس را به‌عنوان پايتخت رسمي اسرائيل اعلام كرد. در برابر اين اقدامات رژيم اشغالگر، حضرت امام(ره) در سخنراني پانزدهم مردادماه 1359.ش از همه مسلمانان جهان خواستند تا «روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالك اسلامي در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارك، تظاهرات كنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فرياد بزنند
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #149
                              درواقع روز قدس، روزي است كه مسلمين در سراسر جهان، تجمع و گردهمايي مي‌كنند و نفرت و انزجار خود را از صهيونيسم به نمايش مي‌گذارند. اين نمايش وحدت و يكپارچگي از سوي ملتهاي مسلمان، ولو موافق ميل برخي دولتها نباشد، مي‌تواند به‌عنوان نماد همبستگي عمومي در جهان اسلام جلوه يابد.

                              امام‌(ره) بي‌تفاوتي مسلمانان را نسبت به مساله قدس جايز نمي‌دانست و پرداختن به آن را در سطحي فراتر از يك ملت يا حكومت تبيين مي‌كرد: «مساله قدس، يك مساله شخصي نيست و يك مساله مخصوص به يك كشور و يا يك مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست. بلكه حادثه‌اي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده، از روزي كه مسجدالاقصي پي‌ريزي شد تا آنگاه‌كه اين سياره در نظام هستي در گردش است.»[xxii]

                              امام همواره تاكيد داشتند كه مسلمانان سراسر دنيا بايد با عزم و اراده جمعي، سعي در عقب‌راندن اسرائيل از بيت‌المقدس داشته باشند. همچنين دولتهاي اسلامي نيز نبايد اين مسئوليت را از دوش خود ساقط نمايند و بايد نسبت به اين مسئوليت، پاسخگو باشند. علاوه بر تظاهرات و راهپيمايي مردم در روز قدس، امام(ره) به تجمع مسلمانان در مراسم و مناسك حج بها داده و اين گردهمايي مسلمين را در اين نقطه پاك و روحاني، به‌عنوان نيرويي موثر عليه مستكبران و متجاوزان به حساب مي‌آوردند. هدف ديگر از برپايي مراسم حج علاوه بر امور مرتبط با عبادت و پاكي قلوب، آگاه‌بودن از وضعيت مسلمانان جهان در سراسر عالم مي‌باشد. حضرت امام(ره) تاكيد داشت حجاجي كه هر سال در اين مكان وحي گرد مي‌آيند، بايد از اين فرصت به‌دست‌آمده نهايت بهره‌وري و استفاده را ببرند: «براي حل مسائل مشكله مسلمين تبادل نظر و تفاهم كنيد. بايد توجه داشته باشيد كه اين اجتماع بزرگ كه به امر خداوند تعالي در هر سال در اين سرزمين مقدس فراهم مي‌شود، شما ملتهاي مسلمان را مكلف مي‌سازد كه در اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عاليه شريعت مطهره و در راه ترقي و تعالي مسلمين و اتحاد و پيوستگي جامعه اسلامي كوشش كنيد.»[xxiii] بعد از اشاره به مباحث و چارچوبهاي كلي پيش‌روي مسلمانان، امام‌خميني(ره) وظيفه اين اجتماع بزرگ در قبال دفاع از حقوق فلسطينيان را چنين تبيين نمودند: «براي آزادي سرزمين اسلامي فلسطين از چنگال صهيونيسم، دشمن سرسخت اسلام و انسانيت، چاره‌انديشي كنند و از مساعدت و همكاري با مردان فداكاري كه در راه آزادي فلسطين مبارزه مي‌كنند غفلت نورزيد.»[xxiv] تاكيد امام(ره) بر مراسم حج و روز جهاني قدس، بيشتر به‌دليل صفوف فشرده و گردآمدن انبوه جمعيت مسلمان در مكان يا مكانهايي خاص مي‌باشد. اين اجتماعات ازيك‌سو به‌دليل ويژگيهاي مشترك (حمايت از مردم فلسطين) نوعي احساس اعتمادبه‌نفس و تحركات عدالت‌خواهي را به‌وجود مي‌آورند و ازسوي‌ديگر زمينه ترس، آشوب و اضطراب را در ميان دشمنان اسلام ايجاد مي‌كنند. مردم در كشورهاي اسلامي مي‌توانند با ايجاد و راه‌اندازي سازمانهاي خودجوش و دفاتر دفاع از مردم فلسطين، از طريق جمع‌آوري كمكهاي اقتصادي در جهت حمايت از فلسطينيان، اقدام نمايند. ازسوي‌ديگر تحصيلكرده‌ها و فعالان سياسي نيز مي‌توانند با صدور اعلاميه، ارائه آثار و مقالات و راه‌اندازي همايشها و كنفرانسها، از حقوق مردم فلسطين دفاع كنند.

                              علاوه‌ برآنچه در مورد ملتهاي اسلامي از ديدگاه امام(ره) شرح داده شد، موضوع ديگر در ارتباط با ملتها، مربوط به قوم يهود مي‌باشد كه تحت عنوان اقليتهاي ديني و قومي در كشورهاي ديگر زندگي مي‌كنند. ممكن است چنين برداشتي در اذهان شكل بگيرد كه مواضع امام(ره) درباره اسرائيل، همه يهوديان را در بر مي‌گيرد. اما واقعيت آن است كه امام به‌صراحت از اقليت يهودي جامعه ايران حمايت مي‌نمود و حقوق آنها را به رسميت مي‌شناخت: «ما در صورت تشكيل جمهوري اسلامي، از يهوديان ايراني كه به فلسطين هجرت كرده و در شرايط تبعيض بسيار ناگواري، تحت استثمار يهوديان اروپايي و امريكايي به سر مي‌برند، دعوت خواهيم كرد كه به وطن خود برگردند و آزادانه و محترمانه به زندگي خود ادامه دهند و از تعدياتي كه در زمان حكومتهاي جور بر آنان شده، مصون خواهند بود.»[xxv]
                              يهوديها به‌عنوان يك اقليت ديني از ديرباز در ميان ايرانيان زندگي كرده و از حقوق و مزاياي شهروندي برخوردار بوده‌اند. بنابراين منظور امام(ره) از يهود، اشاره به صهيونيسم سياسي بود كه بسياري از آشوبها، فتنه‌ها، ترور و قتل و غارت را در قلب جهان اسلام به‌وجود آورده‌اند. آنچه امروز افكار عمومي در جهان شاهد آن است، اقدامات خطرناك و تكان‌دهنده‌اي هستند كه صهيونيسم در جهت حفظ و ماندن بر سر قدرت عليه مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهد.

                              نتيجه

                              اقدامات غيرمسئولانه و نابخردانه صهيونيستها در كشتار ملت بي‌دفاع فلسطين و حمايت مادي و حقوقي كشورهاي غربي از اسرائيل در مجامع بين‌المللي، كاملا مويد اين موضوع است كه بنابر انديشه و مواضع امام(ره) يك حركت و اقدام پنهان و پشت پرده در راستاي سلطه‌گري عليه دنياي اسلام، وجود دارد. با نگاهي عميق و ژرف به سخنرانيها و مكاتبات امام(ره)، مي‌توان از اين پيش‌بيني سياسي در ارتباط با وضعيت آينده جهان اسلام آگاه شد؛ كمااينكه امروز امريكا طرح خاورميانه بزرگ، دموكراسي و اصلاحات امريكايي، اشغال و سلطه بر كشورهاي اسلامي، محكوميت گروهها و سازمانهاي آزاديبخش فلسطين تحت عنوان گروههاي تروريستي و خلع سلاح آنها را در جهت بهبود و پيشرفت برنامه‌هاي استكباري ــ صهيونيستي دنبال مي‌نمايد. نگاه واقع‌بينانه و انتقادي امام نسبت به عملكرد اسرائيل در سرزمينهاي اشغالي ازيك‌سو و گردآوردن تمامي مسلمانان تحت اصول مشترك اسلامي ازسوي‌ديگر، دو طرف يك سكه‌اند كه امام(ره) به هر دو توجه داشت. متاسفانه جوامع اسلامي در نتيجه غفلت و بي‌تفاوتي نسبت به وقايع و حوادثي كه در اطرافشان شكل مي‌گيرد، دچار نوعي ضعف و سستي در تصميم‌گيريهاي صريح و سريع در برابر رژيم اسرائيل شده‌اند. اين همان آرزو و خواست طرفداران ميل به سلطه و اعمال قدرت بر جهان اسلام مي‌باشد. امروز صهيونيسم از اين تشتت آرا و گسستگي، نهايت استفاده و بهره‌برداري را مي‌نمايد. دولتها و ملتهاي اسلامي بايد به‌جاي پرداختن به موضوعات حاشيه‌اي و تفرقه‌انگيز، از طريق سازمانها و نهادهاي بين‌المللي، كنفرانس سران كشورهاي اسلامي، سازمانهاي غيردولتي، انجمنهاي بدون مرز، اجماع سياسي در مورد لوايح و طرحهاي بين‌المللي در مقر سازمان ملل متحد و با اعمال فشار جمعي بر اسرائيل و حاميانش، از تجاوزات رژيم اشغالگر قدس به ملت بي‌دفاع فلسطين جلوگيري به‌عمل آورند. شكافهاي سرزميني و سياسي ــ اقتصادي، مي‌بايست ترميم گردد و به‌جاي آن، عوامل اتحاد و اتفاق شكل بگيرد؛ وگرنه مسلما اسرائيل به‌هراندازه كه زمينه را براي اعمال سلطه و گسترش حوزه نفوذ مناسب ببيند، فرصت را مغتنم شمرده و هرچه‌بيشتر در جهت سلطه‌گري پيش خواهد رفت
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              • donsaeid
                                Senior Member
                                • Nov 2005
                                • 28300

                                #150
                                حمله رژيم صهيونيستي به ملت فلسطين با همه تعهدات "اسرائيل" بر اساس كنوانسيون ژنو و قوانين بين الملل تناقض دارد. دادگاه بين المللي لاهه طي حكمي اين رژيم را اشغالگر معرفي كرد و با اين تعريف اين رژيم ناقض تمامي قوانين بين المللي به شمار مي رود. البته بايد اشاره كرد كه آمريكا و "اسرائيل" آشكارا با اين حكم ديوان لاهه مخالفت كردند.


                                مي توان در مورد وضعيت كنوني غزه تحليلات و تفسيرات مختلفي ارائه داد. اكنون به دنبال نبود موضع و تحليلي عربي، موضع و تفسير صهيونيست ها مطرح است. بسيار جالب توجه بود وقتي كه سوئيس به تنهايي رفتارهاي "اسرائيل" را محكوم و اعلام كرد كه اين اعمال توافق نامه هاي ژنو در خصوص حقوق بشر به ويژه كنوانسيون چهارم ژنو در مورد حمايت از غيرنظاميان در هنگام جنگ را كاملا نقض مي كند.

                                خلاصه مي توان گفت كه وضعيت كنوني غزه از 28/6/2006 آغاز شد. در اين تاريخ مقاومت فلسطين يك عمليات نظامي در يكي از پايگاه هاي نظامي رژيم صهيونيستي انجام داد و چند نظامي صهيونيستي را در اين پايگاه به قتل رسانده و يك نظامي مجروح ديگر را هم به اسارت گرفت. "اسرائيل" اين عمليات را دستاويز خود قرار داد و اعلام كرد كه اين حمله يك عمليات تروريستي بوده است كه تروريست هاي فلسطيني آن را انجام داده اند و يك نظامي اسرائيلي «بي گناه» را كه بنا به دستورات حكومت اسرائيل به وظيفه خود عمل مي كرد، ربوده اند.

                                "اسرائيل" اين حادثه را عملي تروريستي معرفي كرد كه نبايد در مورد آن مذاكره كرد و يا به راه حل مسالمت آميز رسيد. از اين رو، رژيم اشغالگر قدس اعلام كرد كه نيروهايش و همه جامعه بين الملل يكصدا عليه تروريسم مي جنگند و هم اكنون هم به اين بهانه به عمليات گسترده اي از جمله تخريب تاسيسات دولتي و منازل و كشتار و بازداشت فلسطينيان «عناصر تروريستي» (مقاومت) دست زده تا به زعم خود گروه هاي مقاومت را به تحويل اين نظامي صهيونيستي بدون آزادي زنان و كودكان فلسطيني در مقابل آن مجبور كند.

                                ايالات متحده آمريكا از اين نظريه "اسرائيل" حمايت كرد و دايره اتهامات را گسترده تر كرد تا رهبران سياسي حماس در سوريه و فلسطين را نيز در بر گيرد و حتي فراتر از آن سوريه را متهم كرد و از اين كشور خواست كه خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس را بازداشت كند. شخصيتي كه "اسرائيل" و آمريكا او را سردسته تروريست ها مي دانند!! همچنين واشنگتن از بازداشت شمار زيادي از وزاري فلسطين و نمايندگان پارلمان و محاكمه آن ها به اتهام فعاليت هاي تروريستي استقبال كرد. "اسرائيل" همچنان اصرار مي ورزد كه حمله نظامي همه جانبه به غزه و ساكنان آن به آزادي اين نظامي صهيونيستي مي انجامد بدون اين كه "اسرائيل" مجبور شود با تبادل اسرا، به اسارت گرفتن نيروهاي خود را به يكي از وسايل درگيري تبديل كند. البته بايد گفت كه حزب الله لبنان با موفقيت اين وسيله و راهكار را آزموده و به كار برده است.

                                از سوي ديگر، "اسرائيل" اعلام كرده كه بيش تر كشورهاي عربي معتقدند كه مسأله حمله به نوار غزه تنها منحصر به قضيه اين نظامي صهيونيستي است. حتي برخي تحليل گران صهيونيستي و مقامات سياسي صهيونيستي گفته اند كه بيش تر كشورهاي عربي هيچ مخالفتي با اين ندارند كه هدف از عمليات گسترده نظامي در نوار غزه ساقط كردن دولت فلسطين به رهبري حماس باشد، اما ربودن وزراي حكومت رژيم هاي عربي را در تنگنا گذاشته است.

                                بدون شك، تشخيص مشكل مسائل قانوني مترتب بر آن را مشخص مي كند. رژيم صهيونيستي با اصرار خود در خصوص اين كه تنها مسأله ربوده شدن يك نظامي صهيونيستي در عملياتي تروريستي مطرح است، سعي مي كند كه به هر گونه عمل خود براي بازگرداندن وي از طريق جنبه جنايي ربودن، مشروعيت ببخشد! تا به زعم خود به هدفش يعني آزادي اين نظامي دست يابد.

                                به نظر مي رسد كه سوئيس مخالفتي با اين تفسير قانوني كه ربودن را جرم مي داند، ندارد، اما اقدامات و اعمال اسرائيل را به دلايل زير محكوم مي كند:

                                1ـ نامتناسب بودن كنش فلسطينيان و واكنش "اسرائيل"، البته سوئيس در اين باره از اين نظر ما كه مي گوييم اسارت اين نظامي تنها يك بهانه است و هدف اصلي ساقط كردن حكومت حماس است، حمايت نمي كند.

                                2ـ سوئيس اين عمليات "اسرائيل" را مجازات دسته جمعي همه فلسطينيان مي داند و در اين خصوص توجهي به مسأله اسارت نظامي صهيونيستي ندارد، به اين علت كه بر اساس كنوانسيون چهارم ژنو دولت اشغالگر نمي تواند غير نظاميان را مورد مجازات دسته جمعي قرار دهد و آن ها را بترساند. همچنين سوئيس معتقد است كه ربودن وزرا و نمايندگان پارلمان فلسطين باعث تعطيلي فعاليت هاي حكومت مي شود، بنابراين اشغالگران را مسئول تامين نيازهاي فلسطينيان به خصوص برق و آب مي داند كه خود رژيم صهيونيستي آن را قطع كرده است و با حملات هوايي خود مي خواهد شهروندان فلسطيني را بترساند و آن ها را تهديد كند تا نه آسايش داشته باشند نه امنيت

                                اما ما معتقديم كه حمله نيروهاي مقاومت فلسطين به يك پايگاه نظامي رژيم صهيونيستي در چارچوب نبرد ميان مقاومت و اشغالگري امري مشروع است و از سوي ديگر، اسارت اين نظامي صهيونيستي هم با هدف تبادل آن با اسراي فلسطيني امر مشروعي است، اين نظامي صهيونيستي اسير محسوب مي شود و بر اساس كنوانسيون چهارم ژنو وضعيت يك اسير را دارد چرا كه در حال جنگ اسير شده و ربوده نشده است.

                                اما اقدام "اسرائيل" در ربودن وزرا و نمايندگان پارلمان آشكارا كنوانسيون چهارم ژنو و توافق نامه اسلو و توافق نامه هاي نيويورك در سال هاي 1973 و 79 را نقض مي كند. بر اساس اين دو توافق نامه نيويورك مقامات كشورها مصونيت سياسي دارند و مقامات فلسطيني هم از اين چارچوب خارج نيستند. حتي محاكمه اين مسئولان در يك دادگاه صهيونيستي به معناي زير پاگذاشتن و نقض آشكار قوانين بين المللي است.

                                نبايد اين اسير صهيونيستي با مقامات فلسطيني تبادل شود، آن هم به علت تفاوت قانوني مسأله اسارت نظامي صهيونيستي و ربودن مقامات فلسطيني است. اسارت يك نظامي در حال جنگ امر مشروعي است و فلج كردن فعاليت هاي دولت فلسطين و بازداشت مقامات و وزراي آن و نمايندگان منتخب ملت فلسطين امر غير مشروعي است. بنابراين همه اعمال صهيونيست ها اعم از كشتار و ترور و تخريب منازل و تاسيسات فلسطينيان جنايت جنگي محسوب مي شود كه مقامات صهيونيستي به آن دست مي زنند و با توجه به حمايت آمريكا از اين حملات و اقدامات، مقامات آمريكايي هم جنايتكار جنگي محسوب مي شوند.

                                شايد برخي بگويند كه آمريكا و اروپا مقاومت ملت فلسطين را تروريسم مي دانند و از اين رو احزاب و گروه هاي فلسطيني را هم تروريستي قلمداد مي كنند و آن ها را در ليست سياه خود گنجانده اند كه اين خود بدان معناست كه تروريست قلمداد كردن سازمان هاي فلسطيني و اعمال آن ها اين اجازه را به "اسرائيل" مي دهد كه آن ها را ترور و به قتل برساند. عملا هم "اسرائيل" در راستاي اجراي اين نظريه آمريكا كه قتل فرد تروريست را قبل از تحقيق جايز مي داند، رهبران مقاومت را ترور و اعدام مي كند. ما حتي يك بار هم نشنيديم كه طرف اروپايي يا آمريكايي اعمال صهيونيست ها را محكوم كنند. اين موضع حمايتي اروپا و آمريكا از جنايات صهيونيست ها ما را بر اين مي دارد كه رهبران اروپا و آمريكا را محكوم كنيم و جهان عرب هم بايد موضع واضح و شفافي در حمايت از مقاومت مشروع ملت فلسطي اتخاذ كند.

                                خلاصه اين كه حمله رژيم صهيونيستي به ملت فلسطين با همه تعهدات "اسرائيل" بر اساس كنوانسيون ژنو و قوانين بين الملل تناقض دارد. دادگاه بين المللي لاهه طي حكمي اين رژيم را اشغالگر معرفي كرد و با اين تعريف اين رژيم ناقض تمامي قوانين بين المللي به شمار مي رود. البته بايد اشاره كرد كه آمريكا و "اسرائيل" آشكارا با اين حكم ديوان لاهه مخالفت كردند.

                                بنابراين محكوميت اقدامات رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي فلسطين از سوي ديوان لاهه در مورد مسأله ديوار حايل را مي توان تعميم داد و از اين توصيف قانوني براي عمليات گسترده صهيونيست ها در نوار غزه استفاده كرد، گر چه در اين ميان رژيم صهيونيستي به هر كاري راي قبولاندن موضع خود مبني بر ربوده شدن نظامي اش در عملياتي تروريستي متوسل شود.

                                اگر اجازه دهند كه ديوان لاهه مسأله حمله صهيونيست ها به نوار غزه را مورد بررسي قرار دهد به يقين مي توان گرفت كه مجددا بر چندين بند خود در راي مشورتي اش (در خصوص ديوار حايل) تاكيد خواهد كرد و حكمي صادر خواهد كرد كه به موجب آن "اسرائيل" بايد دست از حملات خود به فلسطينيان و فلج كردن فعاليت هاي دولت حماس بكشد و فورا وزرا و نمايندگان پارلمان فلسطين را آزاد كند و از رژيم صهيونيستي مي خواست كه به مذاكراتي جدي با فسلطينيان براي رسيدن به راه حلي مسالمت آميز در خصوص نبرد در فلسطين روي آورد.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...