Announcement

Collapse
No announcement yet.

Palestine and the Great Middle east

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • شهرک های صهیونیست نشین تناقض گویی آمریکا و نقش دولت های عربی

    نوشته: محمد پاشا

    آنگونه که عادت کرده ایم که همیشه از "اسرائیل" ببینیم این است که هر وقت فرصت جدیدی در زمینه صلح فراهم می گردد این رژیم می کوشد با انواع ترفند و نیرنگ آن را از بین ببرد و هر قدمی را که در این زمینه برداشته شده است، متوقف سازد. اکنون که وقت آن رسیده است توافقات شرم الشیخ در زمینه عقب نشینی از نوار غزه و شمال کرانه باختری در چارچوب نقشه راه اجرا شود، شاهد آن هستیم که این رژیم اعلام می کند می خواهد 3500 واحد مسکونی را در شهرک صهیونیست نشین معالیه ادومیم از بزرگ ترین شهرک های موجود در کرانه باختری در شرق قدس و از شهرک هایی که بوش بر اساس تضمین های ننگینی که در 14 آوریل به شارون داده و با باقی ماندن آن در دست "اسرائیل" موافقت کرده است، احداث کند. این تضمین اعلامیه شوم بالفور را در اذهان تداعی می کند که بر اساس آن کسی که چیزی ندارد به کسی می دهد که استحاق آن را ندارد!

    ما معمولاً شاهد سیاست دوگانه واشنگتن بوده ایم که همیشه می کوشد به نفع "اسرائیل" عمل کند. واشنگتن فقط چند ساعت پس از آنکه از "اسرائیل" می خواهد احداث واحد های مسکونی را به منظور توسعه این شهرک صهیونیست نشین متوقف سازد از خواسته خود عقب نشینی می کند.

    در برابر این گونه موضع گیری های رژیم صهیونیستی چند سئوال مطرح می گردد که: "اسرائیل" تا کی خواهان اجرای طرح شهرک سازی خود در خاک فلسطین است و نقض همه قوانین بین المللی را با حمایت و تأیید آمریکا ادامه می دهد؟ دولت های عربی در زمینه توقف این طرح های که زمین های اشغالی فلسطین را فرو می بلعد چیست؟

    در ابتدا ماهیت طرح شهرک سازی رژیم صهیونیستی را روشن می کنیم تا مشخص شود که چرا این رژیم می خواهد که این مقدار از زمین های فلسطین را چپاول کند. این طرح در ارتباط مستقیم با شارون است که به او لقب مهندس شهرک سازی و بولدوزر را داده اند. وی در سال 1983 خواستار محاصره کرانه باختری و شهر قدس از طریق احداث دیوار نژادپرستانه حایل در اطراف زمین های اشغالی 67 و خارج از خط سبز شد که هم اکنون در حال ساخت است، او همچنین با استفاده از این شهرک ها در پنج منطقه مرزهای قراردادی ایجاد کرده است. شارون از زمان تصدی منصب وزیر زیربنایی و سپس نخست وزیری رژیم صهیونیستی به اجرای طرح های خود ادامه داده است؛ این امر موجب شده است که جمعیت شهرک نشینان صهیونیست 13 درصد افزایش یابد و ساخت 64 درصد از شهرک های صهیونیست نشین در قدس و نوار غزه بار دیگر آغاز گردد که در زمان نخست وزیری پرز و باراک متوقف شده بود. تعداد شهرک های صهیونیست نشین نیز به 256 شهرک در سال 2003 رسید در حالی که تعداد آن در سال 1994 ، 196 شهرک بود. تنها در کرانه باختری 155 شهرک یهودی نشین احداث شده است که 1/6 درصد از مساحت این منطقه را اشغال کرده است و 236 هزار نفر در آن زندگی می کنند. در قدس نیز 15 شهرک ایجاد شده است که 35 درصد از مساحت آن را دربر می گیرد و 182 هزار نفر در آن ساکن هستند. طرح شارون این است که شهرک های قدس بزرگ را توسعه دهد تا بتواند یک میلیون یهودی را در آن ساکن کند این در حالی است که عرب های ساکن در فقط آن 150 هزار نفر هستند.

    پارلمان رژیم صهیونیستی در بودجه جدید خود 16 میلیون دلار را برای ساخت شهرک های صهیونیست نشین تخصص داده است. در همین راستا قرار است 3500 واحد مسکونی جدید در منطقه بین شهرک صهیونیست نشین معالیه ادومیم تا شرق قدس به منظور توسعه قدس بزرگ و یهودی کردن آن احداث شود تا بدین وسیله ارتباط جغرافیایی آن با مناطق تحت سلطه دولت مستقل فلسطین قطع گردد. در این واحدهای مسکونی 30 هزار یهودی شهرک نشین به یهودیان دیگر اضافه می گردند که در حال حاضر 28 هزار یهودی در آن زندگی می کنند.

    ساخت این شهرک ها نقض آشکار نقشه راه ارائه شده از سوی کمیته چهارجانبه، قطع نامه های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل، نقض طرح میشل، دیدگاه بوش برای برپایی دولت مستقل فلسطینی در کنار "اسرائیل" و مرتبط با آن و نیز رد موافقت نامه های کشورهای عربی است، از این رو ابو مازن رئیس تشکیلات خودگردان خواستار توقف عملیات ساخت این شهرک ها به سبب غیر قانونی بودن آن شد. ابو علاء نخست وزیر تشکیلات نیز تصریح کرد که اجرای طرح شهرک سازی و عدم تخلیه شهرک ها و نیز احداث دیوار حایل و یهودی کردن امید برای تحقق صلح را از بین می برد و حتی فکر درباره آن را کاملاً نابود می کند از این رو هیچ وقت نمی توان هم صلح کرد و هم به شهرک سازی ادامه داد بنابر این "اسرائیل" باید یکی از این دو راه را انتخاب کند...!

    در راستای مخالفت ها با احداث واحدهای مسکونی جدید در شهرک صهیونیست نشین معالیه ادومیم و همه شهر ک های صهیونیست نشین و در مقدمه آن مخالفت مصر با این اقدامات و درخواست این کشور از دولت آمریکا برای اعلام موضعی آشکار و مشخص در زمینه توقف طرح های شهرک سازی "اسرائیل" رایس به نمایندگی از واشنگتن از "اسرائیل" خواست که طرح های توسعه طلبانه را کاملاً متوقف سازد و آن را منافی سیاست آمریکا برای حل نزاع فلسطینی ـ اسرائیلی خواند وتأکید کرد که دولت آمریکا از این بیم دارد که روابط بین فلسطین و "اسرائیل" از نو به قهقرایی کشانده شود. روزنامه لس انجلس تایمز این اظهارات را تند توصیف و آن را به مثابه هشدار آمریکا به "اسرائیل" تلقی کرد که نباید به فشارهای شهرک نشینان تندرو که موجب متوقف شدن روند صلح و نابودی آن می شود، توجه کند. رایس در گفتگوی آخر با هیئت تحریریه روزنامه واشنگتن پوست هر گونه توافقی که به "اسرائیل" اجازه توسعه شهرک های صهیونیست نشین را در سرزمین فلسطین بدهد، نفی کرد.

    جای بسی شگفتی است که هنوز چند ساعتی از اظهارات رایس نگذشته بود که خود او اظهارات جدیدی را بیان می کند که نشان می دهد واشنگتن از موضع خود در زمینه مخالفت با برپایی این واحدها عقب نشینی کرده است به طوری که وزیر امور خارجه آمریکا ضمن تأکید بر پایبندی آمریکا بر تضمین هایی که بوش به شارون داده است، اعلام می کند که این اقدام به مثابه رفع هر گونه ابهام در موضع آمریکاست و این کشور با طرح های "اسرائیل" در زمینه نگهداری شهرک های بزرگ صهیونیست نشین در کرانه باختری به هنگام دستیابی به هر گونه توافق نهایی در زمینه صلح موافق است.

    به طور تأکید این تناقض گویی و عقب نشینی سریع در سیاست آمریکا به نفع اسرائیل و به مثابه چراخ سبز به شارون و دولتش برای ادامه طرح های توسعه طلبانه بر روی زمین های فلسطین است که برگه های برنده جدیدی را به برگه های دیگر رژیم صهیونیستی به هنگام مذاکره برای راه حل نهایی اضافه می کند و این در حالی است که همه طرح های شهرک سازی از جمله تضمین های ننگین بوش به "اسرائیل" در زمینه نگهداری شهرک های بزرگی همچون آریل، معالیه ادومیم، جوش السیتون، کریات اربع، جیفت زین و وجود یهودیان در شهر الخلیل و نیز دیوار نژادپرستانه حایل با توافقات و معاهدات بین المللی که شهرک سازی را نیز ممنوع کرده، در تضاد است. ماده 49 کنوانسیون لاهه مصوبه سال 1907 مصادره املاک شخصی شهروندان تحت اشغال توسط دولت اشغالگر را ممنوع می کند و قطعنامه های 446 و 338 شواری امنیت از رژیم صهیونیستی می خواهد که از سرزمین های اشغالی 67 عقب نشینی کند و قطعنامه های 446، 460 و 471 به فروپاشی و تخلیه شهرک های صهیونیست نشین تأکید می کند و نیز مصوبه دادگاه بین المللی لاهه خواهان توقف ساخت دیوار نژادپرستانه حایل و ویرانی آن است. این دیوار تمامی زمین های فلسطینی را فرو می بلعد.

    گویی رژیم صهیونیستی و جهان قانع نیستند که دولت مستقل فلسطینی بر روی 42 درصد از کل 80 درصد از خاک مساحتی که 22 درصد از کل مساحت فلسطین را شامل می شود و در اختیار فلسطینان است برپا شود و این در حالی است که فلسطینیان در گذشته 2/97 درصد از خاک فلسطین را در اختیار داشتند که با قرارداد تقسیم و سپس توافق اسلو و اخیراً نیز نقشه راه به این مقدار کاهش یافته است.

    لازم شده است طرحی که در نشست الجزایر به تصویب رسید این مسئله را بار دیگر از طریق فراخوانی آمریکا، کمیته چهارجانبه و تمامی گروه هایی بین المللی برای تحت فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی به منظور پایبندی به توقف شهرک سازی که قوانین بین المللی و نقشه راه آن را ممنوع کرده اند، احیا کند
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • دولت موقت یا بازگشت به مقاومت

      نوشته: یاسر الزعاتره

      طی هفته های گذشته مسئولان صهیونیست آقای محمود عباس رئیس جدید تشکیلات خودگردان را غرق در تمجید و تحسین کردند و دائماً به مقایسه او با یاسر عرفات رئیس فقید تشکیلات برآمدند، این امر مربوط می شود به آگاهی آنها از سیاست ورود به میدان عرفات که بین بازی مذاکره و "تروریسم" در حرکت بود در حالی که رئیس جدید تشکیلات قاطعانه خشونت را رد و بر روش مذاکره اصرار می ورزد.

      در توضیح این مسئله باید گفت که "اسرائیلیان" از عکس العمل سریع محمود عباس در توقف موشک های قسام صحبت می کنند که تا حد زیادی موجب رنجش آنها گشته است و اظهارات و نوشته های روزنامه نگاران با نفوذ در بخش های سیاسی و نظامی نیز این نگرانی صهیونیست ها را به وضوح نشان می دهد. محمود عباس علی رغم رنجش خاطر مسئولان و نویسندگان فلسطینی کوشیده است عملیات های مقاومت را در نوار غزه متوقف سازد که این تلاش های او پس از تحول بی نظیرحملات نیروهای مقاومت از جمله عملیات تونل ها، حمله به شهرک ها و ایست های بازرسی که جوی از رعب و وحشت را در بین راستگرایان صهیونیست به وجود آورد که می ترسیدند سناریوی جنوب لبنان تکرار شود، صورت گرفت.

      همه این ها موجب شد که تحرکات محمود عباس مهم جلوه کند امری که اگر او پس از آرامش در عملیات های مقاومت انتخاب می شد، اتفاق نمی افتاد. وی خود منتقد مقاومت است و اگر این مقاومت نبود رئیس جدید تشکیلات امکان این را نمی یافت که با "اسرائیلیان" به مذاکره بنشیند، در واقع فضای وحشتی که بر " اسرائیل" پس از تحول بی نظیر عملیات مقاومت و توان آن حاکم شد، موجب گردید که شارون به پای مذاکره کشانده شود که البته شکست طرح شارون در عقب نشینی از نوار غزه که ماه ها پروژه اصلی او به شمار می رفت و نیز تأخیر آن به زمان نامشخص که شکست سنگینی برای او و سیاستش محسوب می شود در این امر دخیل بود که اگر زیر آتش مجبور به عقب نشینی شود این امر به مثابه شکستی خواهد بود که حتی احتمال وقوع آن برای مردی که خواهان الحاق این نقطه از سرزمین فلسطین به حکومت خود به عنوان رهبر تاریخی "اسرائیلیان" است یک فاجعه به شمار می رود. و او نمی خواهد به سرنوشت باراک که در بهار 2000 شبانه با ارتش خود از جنوب لبنان فرار کرد، دچار شود.

      از این رو طبیعی است که محمود عباس در ازای تحرک خود به سوی آتش بس بهای قابل قبولی را طلب کند و این در حالی است که مقاومت نیز نمی تواند او را رد کند نه به خاطر پرهیز از دو دستگی داخلی پس از به کار گیری روش جدید فتح و نه به سبب درک طبیعی از وضعیتی که بر جهان عرب و سطح بین المللی حاکم شده است و به مقاومت اجازه نمی دهد که مانور بدهد و این در حالی است که اطمینان دارد که سازشی صورت نخواهد گرفت. در ثانی محمود عباس نتوانسته است امتیازی از "اسرائیلیان" نه تنها در زمینه آتش بس بلکه در زمینه مذاکرات بگیرد به ویژه که برای این مرد دشوار است که از سقفی که یاسر عرفات رئیس سابق تعیین کرده است، پایین بیاید.

      بی تردید برای شارون دشوار خواهد بود که در سایه فشار راست گرایان و اعضای حزبش بتواند پاداش زیادی برای محمود در نظر بگیرد، اما در مقابل نیاز مبرم عقب نشینی بدون درگیری از نوار غزه را درک می کند و این را هم می داند که واشنگتن از او می خواهد اندکی به رهبر جدید فلسطین ملایمت نشان دهد ؛ چرا که وضعیت موجود او در عراق به نوعی آرامش را در فلسطین طلب می کند و افزایش درگیری ها برای ابرقدرت ها توجیه پذیر نیست به ویژه که این مرد (محمود عباس) آتش بس یک جانبه اعلام کرده است.

      در همین راستا می توان گفت که این نوع مذاکره به نفع نیروهای مقاومت به ویژه حماس و جهاد اسلامی نیز هست در واقع آتش بس به رئیس تشکیلات خودگردان اعلام شده است نه به شارون که در هر حال مذاکره با آن را رد می کند.

      درحال حاضر نیروهای مقاومت به ویژه در نوار غزه علی رغم ضربات سنگینی که بر آنها وارد شده است در برابر شارون احساس ضعف نمی کند و این در حالی است که وضعیت در کرانه باختری اندکی متفاوت است زیرا شاخه های نظامی در این منطقه ضربات سنگینی را متحمل شده و قدرت عمل را مثل سه سال اول انتفاضه الاقصی ندارند.

      اکنون در سایه آتش بسی که برقرار شده است سئوالی دو وجهی مطرح می شود. صورت اول آن علاوه بر دادن تسهیلات در ایست های بازرسی به منظور عقب نشینی نیروهای اشغالگران به پایگاه هایی که پیش از انتفاضه الاقصی در آن مستقر بودند،مربوط می شود به توقف اعمال خشونت "اسرائیل" در این سرزمین شامل ترورها، بازداشت ها، تخریب منازل و یورش به مناطق، اما آنچه اهمیت دارد پرونده ای است که اذهان اغلب فلسطینیان را به خود مشغول کرده است و آن مسئله اسیرانی است که تعدادشان به هشت هزار نفر می رسد و در هر خانواده این موضوع مطرح است.

      شاید آنچه بیان کردم انجام آن آسان بود و انتظار می رفت که از سوی "اسرائیلیان" به اجرا درآید که در روزهای گذشته نیز این امر روشن شد؛ زیرا خروج ارتش از پایگاه های خود در شهرها خواسته "اسرائیلیان" است به ویژه که ابو مازن با نظامی گری آشکارا مخالفت می کند، اما مسئله آزادی اسیران همچنان به عنوان معضلی خاص باقی می ماند و در هر حال بعید به نظر می رسد که صهیونیست ها تعداد زیادی از آنها را آزاد کنند به ویژه کسانی که در فعالیت های نظامی دست نداشته اند و نیز محکومان به بازداشت موقت یا اسیرانی که هیچ گونه کیفرخواستی علیه آنها صادر نشده است. این اسیران کم نیستند و چه بسا نیمی از کل اسیران را تشکیل دهند.

      به فرض که ما از همه آنها گذشتم که احتمال آن وجود دارد، اما آیا روند امور آن چنان که آقای ابو مازن خواهان آن است پیش خواهد رفت یا اوضاع بار دیگر به هم خواهد خورد؟

      بی تردید این امر به نحوه نگرش به مرحله بعدی بیشتر بستگی است تا به نحوه عملکرد شارون. ما این حرف را می زنیم چون او پیش از این نظرش را اعلام کرده است، اما شارون نظر خود را درباره موضوع دیوار و پیامدهای آن و ادامه سلطه صهیونیست ها بر خشکی و دریا و آسمان نوار غزه نگفته است، حتی موضوع دولت موقت هم را که خودش به عنوان یک مرحله انتقالی و به مدت ده سال مطرح کرده، کاملا آشکار نساخته است.

      اما پایبندی رئیس تشکیلات خودگردان به نقشه راه با شروط چهارده گانه ای که شارون برای اجرای آن گذشته است، اصطکاک خواهد داشت. کوندالیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا هم در دومین پیروزی نومحافظه کاران در این کشور نیز این شروط را پذیرفته است. لازم است در اینجا به معضل اولیه خواسته های طرح نقشه راه از فلسطینیان اشاره شود که این خواسته ها از توقف خشونت به مبارزه با زیر بنای سازمان های تروریستی و توقف ترغیب و تشویق کشانده شد. در هر دو خواسته مذکور ما با بازی دامنه داری که تا بی نهایت می توان در آن وقت کشی کرد، رو به رو هستیم امری که به شارون این فرصت طلایی را می دهد که از تعهدات خود شانه خالی کند به این بهانه که تشکیلات به تعهدات خود عمل نکرده است به ویژه که فردی در جایگاه محمود عباس دشوار است که تمام این خواسته ها را عملی کند بدون اینکه مورد اعتراض توده فلسطینیان قرار گیرد و همزمان بیم آن وجود دارد که با نیروهای مقاومت درگیر شود.

      آن در واقع کاروانی است که به سمت هدفی مشخص و در عین حال مردود پیش می رود، اما همچنان به راه خود ادامه می دهد، زیرا وضعیت جهان عرب و کل دنیا و حتی در داخل فلسطین که متکی به عوامل خارجی است می خواهد که این گونه باشد و این بدان معناست که ادامه حرکت آن در گرو شرایطی خواهد بود که نیروی محرک برای آن ایجاد می کند که این امر خیلی طول نمی کشد خواه به خاطر آگاهی و درک جهان عرب از واقعیت معادله بین المللی موجود که همه این عقب نشینی ها را توجیه نمی کند و خواه درک آنها از سیطره آمریکا که در صحنه عراق بیش از پیش خود را نشان داد، اما موفقیت و دستیابی به پایانی خوش یعنی تحقق اصول فلسطینی که رئیس تشکیلات خودگردان به ملت خود قول تحقق آن را داده است، که محال است به اجرا درآید و کسی نیز احتمال آن را نمی دهد. در آخر نگرانی تسلیم در برابر طرح دولت موقت باقی می ماند که شارون نیز آن را پیشنهاد می کند که این نگرانی طبیعی است و نیروهای مقاومت نیز باید راه مناسبی را برای نحوه برخورد با آن پیدا کنند.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • زمان تغییر متون درسی صهیونیست ها فرا رسیده است!!

        به قلم:دکتر مصطفی رجب

        اگر عرب ها انصاف دهند باید از تصمیم مجامع غربی مبنی بر لزوم تغییر متون درسی در خاورمیانه، استقبال کنند، زیرا این متون عملا برای ریشه کن کردن تروریسم از دل کودکان به تغییرات جدی، قطعی و صریح نیاز دارد تا به جای آن در دل های این کودکان دوستی و صلح و رعایت حقوق همجواری جای گیرد. من در اینجا از متون درسی در "اسرائیل" سخن می گویم!! نه از متون درسی کشورهای عربی و آنچه در پی می آید نمونه هایی از متون درسی مدارس "اسرائیل" است که هم اکنون به دانش آموزان صهیونیست القا می شود. این مطالب را به خانم کوندالیزا رایس تقدیم می کنم تا خوب درباره آنها بیندیشد و ببیند که آیا این متون عملا از تروریسم حمایت می کند یا نه؟!

        وزارت آموزش و پرورش و ورزش "اسرائیل" متون مشخصی از کتاب عهد قدیم (تورات تحریف شده) را برای آموزش در مدارس ابتدایی دولت عبری در نظر گرفته است. آنچه در پی می آید قسمت های اندکی از این متون است:

        الف: در صفحه 258 کتاب دینی سال چهارم مقطع ابتدایی این عبارت از سفر یشوع، سوره 6 و 8 و بندهای 2 و 21 برگرفته شده و آورده شده است:

        بنی اسرائیل وارد شهر شد، آنان همه مردان و زنان و کودکان و سالمندان شهر را کشتند و حتی به گوسفند و گاو و الاغ ها هم رحم نکردند و همه را از دم تیغ گذراندند. یوشع شهر و همه آنچه را در آن بود سوزاند و هیچ کس را باقی نگذاشت. او بلای مشابهی بر سر پادشاهی "مقیده" و پادشاهی "اریحا" آورد. یوشع بن نون به همراه بنی اسرائیل با عبور از مقیده به لبنه حمله کرد. پروردگار آنجا را هم به دست بنی اسرائیل سپرد تا همه مردمانش را از دم تیغ بگذرانند و با آنان همان کنند که با پادشاهی اریحا کردند..."

        ب: در صفحه 304 کتاب دینی سال چهارم (ابتدایی، همچنین) به نقل از سفر قضات، سوره یکم و بند 8 آمده است:

        "او (یوشع) دستور داد کشتزارهای فلسطینیان را به آتش بکشند و به این ترتیب کشتزارها و تاکستان های انگور فلسطینیان را آتش زدند".

        ج: در صفحه 328 کتاب های دینی سال های پنجم و ششم به نقل از سفر ساموئل اول، سوره هفتم بند 14 آمده است:

        " فلسطینیان خوار شدند و دیگر فرصت ورود به اسرائیل را نیافتند. پروردگار در تمام دوره سلطنت ساموئل فلسطینیان را خوار نگه داشت و شهرهایی که فلسطینیان از اسرائیل ـ مانند عقرون و گت ـ گرفته بودند دوباره به اسرائیل بازگشت و اسرائیل دست فلسطینیان را از سرزمین خود کوتاه کرد.

        د: در صفحه 69 کتاب دینی دوره آموزشی سال سوم ابتدایی به نقل از سفر خروج آیه 6 بند 4 و 8 آمده است:

        "با آنان عهد کردم که سرزمین کنعان را که از آنجا آواره شده بودند به آنان بدهم و آنان را به سرزمینی که به ابراهیم و اسحاق و یعقوب وعده داده بودم، داخل کرده و آن را وارث ایشان گردانم".

        پس از ملاحظه این متون، باید تاکید کنم که تخریب چهره دین اسلام و مسلمانان در کتاب های اجتماعی و جغرافی و تاریخ مدارس رژیم صهیونیستی نیز آشکارا دنبال شده است. به نظر می رسد که صهیونیست ها تلاش می کنند که این مسئله را به عنوان یک فرهنگ درآورند و به همین سبب حتی در کتاب های متون و آموزش زبان عبری هم از چنین عبارت هایی استفاده شده است.

        برای نمونه در صفحات 71 و 72 کتاب جغرافی سال پنجم مقطع ابتدایی به چنین نصوصی بر می خوریم:

        "دین دیگری در منطقه ما ظهور کرده و از یهودیت تاثیر گرفته است. این دین اسلام نام دارد. دین اسلام اندکی دورتر از ساحل دریای مدیترانه ظهور کرده است.

        مؤسس این دین که محمد پیامبر است در شهر مکه در کشور عربستان سعودی به دنیا آمد. این شهر که از نظر مسلمانان یک شهر مقدس به شمار می آید در نزدیکی دریای سرخ قرار دارد.

        محمد به عنوان رئیس کاروان بازرگانان به شمال و غرب رفت و در این سفرها با یهود و مسیحیان نیز دیدار کرد و با اعتقادات و سنت های آنان آشنا شد.

        در دین جدیدی که محمد تاسیس کرد، مسائل بسیاری وجود دارد که به اعتقادات و سنت های موجود در دین های یهودی و مسیحیت اشاره شده است. مسلمانان پیرو محمد حملات اشغالگرانه ای را آغاز کردند و قدس را که از نظر آنان یک شهر مقدس به شمار می آید به اشغال درآوردند. آنان در این حملات خود بیشتر به سوی کشورهای جنوب دریای مدیترانه متمایل شدند، اما در شهر نیز تا هند پیش رفتند".

        در صفحه 179 همان کتاب آشکارا علیه گرایش به اسلام که اخیرا در الجزایر شکل گرفته است، موضع گیری شده است. مؤلفان کتاب در این صفحه آورده اند:

        " گرایش دینی در سال های اخیرا در کشور الجزائر به شدت افزایش یافته است. بحران اقتصادی، بیکاری، وضع بد مسکن و کاهش امید به زندگی در این گرایش نقش داشته است.

        بسیاری از ساکنان الجزائر بر این باورند که تنها دین اسلام می تواند آنان را از این وضعیت نجات دهد.

        بسیاری از نسل جوان و ساکنان مناطق فقیر سلاح در دست گرفته اند. آنان قصد دارند که علما را به حکومت برسانند و امیدوارند که علما بتوانند وضعیت را بهبود بخشند.

        با تأسف شدید باید گفت که این هیجانات در عمل نتیجه عکس داشته و به اقتصاد و جامعه زیان رسانده است.

        بدیهی است که تدوین این متون درسی در "اسرائیل" برای تحقق اهدافی صورت گرفته است که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

        اول، تقویت عزت در دل کودکان یهودی

        دوم، تقویت حس برتری نژادی به بهانه "ملت برگزیده" بودن.

        سوم، تاکید بر بی ارزش بودن اموال و ناموس و خون دیگران تا قتل غیر یهودیان هیچ احساس منفی در وجود یهودیان پدید نیاورد.

        چهارم، باور به مترقی بودن یهودیان و عقب ماندگی مسلمانان به عنوان یک عقیده ثابت و پایدار پذیرفته شود.

        پنجم، ارزش هایی مانند قدرت، شجاعت، ذکاوت و پیشرفت فقط به یهودیان اختصاص دارد و در مقابل، سستی، ترس، حماقت و عقب ماندگی همراه همیشگی عرب ها و مسلمانان است.

        همه متون درسی در رژیم صهیونیستی در راستای تحقق این اهداف تنظیم شده است و این امر حتی فعالیت های جانبی مدرسه در کنار تدریس مانند ابزارهای آموزشی و سفرها و انواع تفریحات مانند نمایش ها، سینما، داستان و غیره را نیز در بر می گیرد.

        شگفت آنکه، ابرقدرت کنونی جهان یعنی ایالات متحده آمریکا از "اسرائیل" نمی خواهد که این فریب ها و حلیه ها و مکرها و دروغ ها و حمایت آشکار از قتل و خشونت را از متون درسی خود پاک کند، بلکه بر عکس، از کشورهای عربی و اسلامی خواسته است که متون و مناهج درسی خود را چنان "توسعه" دهد تا با آنچه غربی ها به آن "دوران صلح" می گویند، متناسب گردد.

        پس باید این پرسش را مطرح کرد که آیا دولت عبری با این متون آکنده از نژادپرستی و تقویت خوی جنایت به صلح دست می یابد؟!

        * دکتر مصطفی رجب استاد برجسته دانشکده شریعت در دانشگاه یرموک اردن است.

        منبع: روزنامه الشرق چاپ دوحه
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • شکایت فتح علیه فتح برای ساقط کردن فتح!



          دکتر ابراهیم حمامی



          معادله و سناریوی عجیبی که این روزها ما آن را کرارا می بینیم و می شنویم، در طول تاریخ بی سابقه است ؛ به گونه ای که باید در کتاب عجایب روزگار به ثبت برسد. این سناریو چیزی جز بازی با الفاظ، قوانین، وجدان و به تمسخر گرفتن عقول مردم به صورتی زشت و ناپسند نیست و بیانگر مخالفت با واقعیت تحت هر شرایطی و تلاش برای معرفی خود به عنوان یک قهرمان که دارای روحیه ورزشی و در عین حال پایبند به قانون است، می باشد.

          کمیته انتخاباتی جنبش فتح از طریق رهبری بانفوذ و به دور از بخش شرافتمند و سالم این جنبش نسبت به نتایج انتخابات به دادگاه ها پناه می برد و اعتراض می کند. بله! کمیته ای که تمامی اعضای آن مطابق قوانین مجلس قانونگذاری که تحت سلطه فتح است، از میان اعضای خود فتح انتخاب شده اند. همچنین این انتخابات بر اساس برنامه و قانون انتخاباتی که فتح با موافقت اشغالگران صهیونیست تهیه نمود و در زمان های خاصی در حوزه هایی که فتح (مطمئن بود در آن ها پیروز می شود) تعیین نمود، برگزار شد. با این همه فتح نسبت به نتایج انتخابات و کمیته برگزار کننده آن و مدیریت و همه چیز اعتراض کرد. البته تنها نسبت به نتایج حوزه هایی اعتراض کرد، که در آن ها شکست سختی متحمل شد.

          در این سناریوی بی سابقه در طول تاریخ، حزب حاکم و صاحب قدرت و نفوذ در کلیه ارکان قدرت و اقتصاد و رسانه ها و روزنامه ها و امنیت و ارگان های سیاسی نسبت به نتایج اعتراض می کند و نسبت به سلامت انتخاباتی که خود با برگزاری آن موافقت کرد و تمامی مقدمات آن را فراهم آورد و بر آن نظارت نمود و کمیته نظارت بر اجرای آن را انتخاب نمود، تنها به علت شکستی که متحمل شد، اعتراض کرد. اقدام شگفت انگیزی که کشورهای جهان باید عقل مدبر آن و خود این مسأله را مورد بررسی قرار دهند.

          در این جا آنچه تمسخرآمیزتر بود، این که دشمن به جای این که نسبت به اتهامات وارده از خود دفاع کند، به صورت ناگهانی به جانبداری از مدعی تمامی اتهامات را پذیرفت و حتی پا را فراتر از این گذاشته و شهادات و ادله ای در تایید وقوع تخلفاتی در انتخابات ارائه داد و خواستار برگزاری مجدد آن شد. منظورم از دشمن به صورت مجازی همان کمیته های انتخاباتی و مسئولان آن است که اندکی قبل از برگزاری انتخابات طی اظهارنظرهایی کرارا در مورد سلامت انتخابات سخن گفتند. به این خاطر لفظ دشمن را به کار بردم، چون هم مدعی و هم مدعی علیه و هم دادگاه همه از یک رنگ و گروه بودند.

          رسوایی به نام قانون و قوه قضائیه که از سالیان سال در خواب عمیقی فرو رفته است. صرف نظر از این که وکلا و قضات از فتح بودند و صرف نظر از این که ده ها مسلح در خارج از سالن دادگاه حضور داشتند. این در حالی است که نصر یوسف (وزیر کشور) و عناصرش ـ همان نگهبانان شهرک های صهیونیست نشین ـ که در مقابل پرتاب سنگ به وسیله یک کودک خردسال به حال آماده باش در می آیند، ساکت نشستند و هیچ واکنشی از خود نشان ندادند. آه! از این روزگار و این مردمان!

          در این راستا و در یک اقدام هم زمان و سازمان یافته برای تشویش طرف مقابل و مسؤول دانستن آن، بوق های تبلیغاتی جنبش فتح دیگران را مورد حمله و تهدید قرار می دهند و برای آن ها خط و نشان می کشند. این تازه به دوران رسیده (افرنجی) که به تازگی از آلمان به فلسطین برگشته تا شاید بتواند کاری کند و فتح را نجات دهد، خود را مفتی و مفسر قرآن و ... می داند و آن جناب وزیر هم وضعیت اضطراری اعلام می کند و نیروها و باندش را به حالت آماده باش در می آورد. البته نه در پاسخ به تجاوزات، حملات و ادامه سیاست ترور دشمن صهیونیستی ـ چرا که این اصلا از وظایف و اختیارات آن نیست! ـ بلکه در راستای حفظ آتش بس و سرکوب کسانی که به دشمن حمله کنند و حمایت از شهرک های صهیونیست نشین. اما اشغال فلسطین مسأله ای دیگر است و در حیطه کاری این ارگان ها قرار ندارد!!

          نتیجه این می شود که فتح اعتراض و شکایت می کند و خود فتح هم رسیدگی می کند و مدعی علیه هم از فتح است و به جای رد اتهام، آن را می پذیرد. قضات و وکلا هم از فتح هستند و اعتراف و حکم صادر می کنند و حقایق را وارونه جلوه می دهند.

          بله، حقایق را وارونه جلوه می دهند. دادگاه های تشکیلات خودگردان علی رغم غیر قانونی بودن این اعتراضات اما آن ها را وارد دانست و نقض قانون انتخابات و تخلف را تایید کرد اما مسؤول آن را معرفی نکرد. نه به خاطر علاقه به دیگران، بلکه به این سبب که خود فتح قانون انتخابات را نقض و تخلف کرد. حتی خود فتح هم می خواهد این مسأله نادیده گرفته شود و مطرح نشود. بلکه درصدد است تا دیگران را مسئول این تخلفات معرفی کند و به اصطلاح روانشناسی اقدام به فرافکنی کند و گناه خود را بر گردن دیگران اندازد.



          کمیته مستقل حقوق شهروندی فلسطین طی گزارشی در تاریخ 5/5/2005م. تخلفات صورت گرفته در انتخابات را به شرح ذیل اعلام کرد:

          1ـ کمیته عالی انتخابات محلی نتوانست که مشکلات ناشی از فهرست ثبت احوال را در اولین مرحله انتخابات حل کند و این مشکل اساسی که در نتیجه ثبت نام از رای دهندگان به وجود آمد، به علت نبود یک فهرست واحد از تمامی حائزین شرایط رای و تقسیم رای دهندگان بر اساس فهرست ثبت نام انتخابات که کمیته مرکزی آن را تهیه کرد و فهرست ثبت احوال که به موجب قانون تعدیل شده در مجلس قانون گذاری در ماه دسامبر 2004 معیار قرار گرفت، بود.



          2ـ کمیته مستقل حقوق شهروندی فلسطین تخلفات زیادی را به ثبت رسانده است. از جمله این تخلفات این که بخش هایی از تشکیلات خودگردان در مراحل مختلف در روند انتخابات دخالت کردند. در تاریخ 23/4/2005م. فرماندهی پلیس طی دستوری به فرماندهان خود از آنان خواست که تمامی نیروهای پلیس و خانواده های آن ها در همه استان ها را به مشارکت در انتخابات و دادن رای به نامزدهای جنبش فتح در این انتخابات و انتخابات بعدی تشویق کنند. همچنین از خودروهای دولتی در تبلیغات انتخاباتی برای حمایت از نامزدهای این جنبش استفاده شد.



          3ـ ادامه تبلیغات انتخابات در روز رای گیری چه به صورت الصاق تصاویر نامزدها چه به صورت به کارگیری روش های مختلف در این روز برای تبلیغ به نفع گروهی خاص. کمیته عالی انتخابات در مرحله دوم هم نتوانست این مشکلات را حل کند و جلوی این تخلفات را بگیرد.

          همچنین این کمیته نتوانست جلوی تبلیغات انتخاباتی افرادی از دستگاه های اجرایی تشکیلات خودگردان را چه در روز رای گیری و چه قبل از آن بگیرد.

          ناظران این کمیته مستقل فلسطینی ملاحظه کردند که در نوار غزه در روز رای گیری یکی از رادیوهای محلی به نفع نامزدهای یک تشکل خاص تبلیغ می کند و مدام از رای دهندگان فلسطینی می خواست که به آن ها رای دهند.



          4ـ ناظران این کمیته مشاهده کردند که در برخی حوزه های انتخاباتی برخی فهرست های انتخاباتی مبالغ زیادی در قالب ارائه کمک های نقدی به رای دهندگان برای خریدن آرای آن ها هزینه می کنند. ناظران این کمیته در نوار غزه گزارش دادند که تعدادی از نامزدهای یک تشکل حزبی مبالغ هنگفتی پول و بن های خرید (آرد، مواد غذایی، لباس و پتو) همراه اسامی خود در میان مردم توزیع کردند.

          همچنین بنا به گزارش این ناظران، برخی نامزدها با برگزاری نشست ها و جلسات تبلیغاتی در داخل برخی مساجد نمازگزاران را سوگند می دادند که به آن ها رای دهند. همچنین برخی فهرست های انتخاباتی اقدام به توزیع برگه های مشابه برگه های رای گیری در میان مردم کردند تا از این طریق آن ها را با چگونگی انتخاب نامزدهای خود بیش تر آشنا کنند.



          5ـ علی رغم این که بیش تر مراکز رای گیری آمادگی لازم را داشتند اما برخی مراکز برای محافظت از سری بودن جریان رای گیری به علت کمبود جا و مکان آمادگی لازم را نداشتند. همچنین برخی مراکز اقدام به نصب تابلوهایی برای شناساندن مکان رای گیری به مردم کردند تا از این طریق رای دهندگان به آسانی به مراکز رای گیری آماده و پس از دادن رای خارج شوند.



          6ـ کمیته عالی انتخابات محلی امنیت لازم و کافی مراکز رای گیری را تامین نکرد و به این سبب ناآرامی ها و شلوغی های زیادی در چندین مرکز اتفاق افتاد و نیروهای پلیس مستقر در این مراکز هم به اندازه کافی نبودند تا جلو این اغتشاشات را بگیرند. همچنین بر خلاف قانون شمار زیادی از نیروهای حفاظت اطلاعات و سازمان امنیت و اطلاعات در مراکز رای گیری حضور داشتند.

          ناظران این کمیته مشاهده کردند که در مراکز رای گیری در شهرک عبسان بزرگ به علت ناآرامی و اغتشاش سه صندوق اخذ رای از ساعت 8:15 تا 8:40 دقیقه بامداد بسته شد و هواداران یکی از فهرست های انتخاباتی و پلیس با هم به تبادل آتش پرداختند و بر اثر آن افراد زیادی زخمی شدند. همچنین یکی از ناظران این کمیته گزارش داد که برخی جوانان وابسته به یک گروه خاص به دو جوان عضو یک گروه دیگر در محوطه مرکز رای گیری حمله کرده و با ضربات چاقو آن ها را زخمی کردند. این در حالی است که نیروهای پلیس تشکیلات خودگردان که موظف به تامین امنیت و نظم و برخورد با خاطیان هستند، هیچ واکنشی از خود نشان ندادند.

          همچنین ناظران کمیته مستقل حقوق شهروندی فلسطین اظهار داشتند که در یکی از مراکز رای گیری در مدرسه ابتدایی در بیت لاهیا چند تن از نامزدان با هم درگیر شده و از سلاح گرم علیه هم استفاده کردند. همچنین تعدادی مسلح نقابدار به مرکز رای گیری در شهر عطاره رام الله حمله کردند و در جریان شمارش آرا دو صندوق اخذ رای را به سرقت بردند.



          7ـ کمیته عالی انتخابات محلی با اعطای کارت های شناسایی به ناظران کار آن ها را آسان نمود. اما با این وجود شماری از ناظران و وکلا در اولین ساعات صبح نسبت به ممانعت ارگان های ذی ربط از ورود آن ها به مراکز رای گیری گله داشتند تا این که کمیته عالی انتخابات دخالت کرده و این مشکل را حل کرد.

          همچنین ناظران این کمیته مشاهده کردند که برخی شناسنامه هایی در اختیار دارند که از آن اشخاص دیگری است. با هر کدام از این شناسنامه ها بارها رای داده شد.



          8ـ علی رغم تلاش های کمیته عالی انتخابات محلی برای جلوگیری از بهره برداری برخی ها از پدیده بی سوادی دیده شد ؛ به گونه ای که عده ای به نفع کاندیداهای خود برگه های رای این افراد را پر می کنند.

          ناظر این کمیته در مرکز اخذ رای شهرک ابوشخیدم (0432) رام الله اظهار داشت که نسبت به اقدام همراه یک زن بی سواد که به جای وی نامزدهای دل بخواه خود را انتخاب می نمود، اعتراض شد.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • همه این ها بخش کوچکی از تخلفاتی است که به وضوح روشن می کند که چه کسی قانون شکنی می کند. کمیته مستقل دفاع از حقوق شهروندی فلسطین تنها ارگان خاصی نیست که این تخلفات را به ثبت رسانده است، بلکه شماری از ناظران دیگر کمیته ها و موسسات و شخصیت ها نیز این تخلفات را به ثبت رسانده و شاهد آن بوده اند. اما مهم تر از همه این که علی رغم این تخلفات همه بدون استثنا بر این باور بودند که این مسأله تاثیری بر نتایج انتخابات ندارد. اما جنبش فتح که خود عامل این تخلفات بوده است، خود نیز به آن ها اعتراض کرد، البته نه در همه حوزه هایی که در آن ها تخلف صورت گرفته است، بلکه در حوزه هایی که شکست خورد.

            تخلفات و موارد نقض قانون توسط دستگاه های حاکم ثبت شده و موثق است. این تازه به دوران رسیده (که از آلمان بازگشته است) چند روز قبل اظهار داشت که روز بعد در یک کنفرانس مطبوعاتی دلایل قاطعی در خصوص این تخلفات ارائه خواهد داد، البته انتظار چنین کارهایی را داشتم. نامبرده (عبدالله افرنجی مسؤول جذب نیرو و هماهنگی جنبش فتح) در این کنفرانس مطبوعاتی ظاهر شد و اتهامات زیادی را مطرح ساخت بدون این که حتی کوچک ترین دلیلی برای این ادعاها و اتهامات بی پایه و اساس خود ارائه دهد. اگر می خواست دلیلی ارائه دهد چون کسی می شد که چشمان خود را از کاسه درآورده و خود و جنبشش را که به تخلفات گسترده ای دست زدند، محکوم می کند.



            دکتر حسن ابوحشیش این مسأله را این گونه تحلیل و تفسیر می کند:

            "انگار شهرداری هایی که فتح در آن ها به پیروزی دست یافت، انتخابات در آن ها به بهترین شکل برگزار شد و الگویی متمدن در مقایسه با معیارهای جهانی است و شهروند فلسطینی در این مناطق مورد تهدید و ضرب و شتم با چاقو قرار نگرفته و مبالغی به رای دهندگان داده نشده است! فتح هر چه در توان داشت و به هر اقدام قانونی و غیر قانونی چه خواسته چه ناخواسته به خصوص در دو شهرک عبسان جدید و عبسان بزرگ در شرق استان خانیونس در جنوب نوار غزه دست زد. انگار که حمله مسلحانه اعضای فتح به یکی از مراکز اخذ رای در کرانه باختری و دست یازدیدن بر صندوق های رای یک عمل متمدنانه بوده است و فتح نباید در یک اقدام جسورانه و شجاعانه عاملان چنین برخوردهایی را مجازات کند. شاید بتوان قبول کرد که حملات تبلیغاتی فتح علیه نتایجی که حماس در غزه به دست آورد، امری طبیعی است اما مسأله ای که برایم قابل هضم نیست و نخواهد بود اعتراض به کمیته انتخابات است که تمامی اعضای آن از خود فتح و دارای گرایشات و اندیشه های فتح و رهبران آن هستند. این کمیته متشکل از رهبران فتح در کرانه باختری و نوار غزه است.

            اینجا دیگر ملت از خواب غفلت بیدار شدند و پی بردند که قوه قضائیه مستقل نیست و خوب نسبت به نقش آن و سلامت آگاه شدند. من شکی در قوه قضائیه و کارکنان و کارمندان آن ندارم. اما نسبت به میزان آزادی ها و ساز و کارهای استقلال که تشکیلات خودگردان به رهبری فتح به قوه قضائیه داده است، سؤال دارم؟! سپس این سؤال را باید مطرح ساخت که سرنوشت ده ها حکم دادگاه ها در مورد مسائل سرنوشت ساز ملت فلسطین به کجا ختم شد؟ سپس چرا در شهرک رام در قدس قانون رعایت نشد. در روز پنج شنبه 19/5/2005 انتخابات شهرداری در این شهرک در حالی برگزار شد که برخی فهرست ها و تشکل ها و عشایر در اعتراض به غیر واقعی بودن فهرست اسامی رای دهندگان در این شهرک که حاوی اسامی افراد خارج از آن بودند، عقب نشینی کردند. این در حالی بود که بنا به دستور مقامات قضایی می بایست اسامی این اشخاص حذف می شد. اینجا با تاسف فراوان می گویم که تا سطح کشورهای جهان سوم که در آن ها تخلفات گسترده ای صورت می گیرد و مهم ترین آن ها توهین مدام دستگاه های حاکم به افکار عمومی با هدف توجیه اقدامات و رفتار است، تنزل یافته ایم."

            یکی دیگر از موارد اعتراض معیار قرار دادن شناسنامه ها و فهرست سازمان ثبت احوال بود. آنچه در این میان بسیار شگفت آور است اینکه علی رغم اعتراض کلیه گروه ها و نهادهای قانونی نسبت به معیار قرار دادن فهرست سازمان ثبت احوال اما جنبش فتح و در نتیجه مجلس قانون گذاری بر معیار قرار دادن آن پافشاری کردند و اکنون آنها نسبت به این مساله که خود حامی آن بودند، اعتراض می کنند. بینید! چگونه امور وارونه می شوند. اینجا باید مطلبی را که قبلا تحت عنوان "نباید در این بازی که به نفع افراد متقلب و سوء استفاده کننده است، شرکت کنیم" نوشتم، یادآور شوم. این موضوع را در تاریخ 9/12/2004م. و به ویژه در مورد معیارهای ثبت نام و مشارکت رای دهندگان نوشتم.

            "مساله خطرناک تر در تغییر مشکوک و شک برانگیز معیارهای انتخاباتی نمود دارد. مجلس قانونگذاری که از سال ها قبل مدت زمان قانونی اش سپری شده است و قرار بود به صورت موقت فعالیت کند و تا به حال نتوانسته حتی قانونی را تغییر دهد و هیچ از فاسدان را مورد بازخواست قرار دهد، طرحی را به تصویب رساند و با تعدیل قانون انتخابات فهرست ثبت احوال را در کنار فهرست اسامی افرادی که برای شرکت در انتخابات نام نویسی کرده اند، یکی از معیار رای دادن شهروندان قرار داد. با وجودی که این امر کاری منطقی و واقع بینانه به نظر می رسد. اما اگر به اندکی قبل برگردیم می بینیم که کمیته مرکزی انتخابات بنا به دلایلی از جمله قدیمی بودن فهرست ثبت احوال و مسافرت برخی فلسطینیان به خارج قاطعانه با معیار قرار دادن این فهرست به عنوان مکمل فهرست کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده اند، (فهرست رای دهندگان) مخالفت کرد. شیوه ای که مجلس قانونگذاری برای تعدیل این قانون در یک جلسه با یک طرح سه فوریتی در پیش گرفت، بر خلاف عرف جاری و روح قانون است و به طور حتم روند انتخابات را با مشکل رو به رو خواهد کرد. همچنین معیار قرار دادن فهرست سازمان ثبت احوال احتمال تخلف و دستکاری در فهرست "رای دهندگان" را افزایش می دهد. این تغییر در حد خود می تواند اقدامات صورت گرفته برای برگزاری انتخابات و روند رای گیری و نظارت بر آن را دچار مشکل کند و سلامت و آزادی انتخابات را زیر سؤال برد. این فهرست به افراد مسافر و متوفی حق شرکت در انتخابات را می دهد. بنابراین این مسأله راه را برای تخلف و سوء استفاده عده ای از اسامی آن ها هموار می کند. همچنین اسامی فهرست ثبت احوال بسیار قدیمی است و این امکان را که شهروند فلسطینی در کدام حوزه شرکت کند، دشوار می سازد، بلکه به شهروند فلسطینی این امکان را می دهد که در بیش از یک مرکز رای گیری رای دهد و بیش از یک بار رای دهد. همچنین فهرست ثبت احوال شهروندان قدس و هزاران فلسطینی را که شناسنامه ندارند، شامل نمی شود."

            در اینجا چه فرقی میان مطالبی که عنوان کردم با مطالب دادگاه های فتح پس از 5 ماه از تصویب طرح "معیار قرار دادن فهرست سازمان ثبت احوال برای رای گیری" وجود دارد که مجددا مجلس قانونگذاری این مسأله را در دستور کار خود قرار می دهد و فهرست ثبت احوال در انتخابات قانونگذاری آینده را ملغی اعلام می کند. پس این چه کاری است که در آن خواست مردم و رای دهندگان بی اهمیت تلقی می شود و قوانینی که برخی ها به احترام خود به آن ها مباهات می ورزند، به بازی گرفته می شود؟



            اگر این احکام مد نظر قرار گیرد، انتخاب محمود عباس به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان باید باطل و ملغی اعلام شود ؛ چرا که انتخاب وی اساسا با تکیه بر فهرست ثبت احوال صورت گرفت و به مدت سه ساعت مدت رای گیری برای دست زدن به پاری ای تخلفات تمدید شد. این اتهاماتی پوچ و بی پایه و اساس نیست. در ذیل به گزارش مرکز حقوق بشر فلسطین در خصوص اعتراض و شکوائیه ای که در این خصوص رسما تحویل دادگاه داد، اشاره می شود:

            "مرکز حقوق بشر فلسطین به عنوان کمیته نظارت محلی و مورد اعتماد کمیته مرکزی انتخابات در تاریخ 9/1/2005م. با تقدیم شکوائیه ای به دادگاه تجدیدنظر در مسائل مربوط به انتخابات فلسطین خواستار صدور حکمی قطعی برای الغای تصمیم کمیته مرکزی انتخابات مبنی بر شهروندان فلسطینی می توانند بر اساس کارت شناسایی رای دهند، و نتایج مترتب بر این گونه اقدامات غیرقانونی شد.

            این مرکز در این درخواست خود با استناد به گزارش های ناظران انتخابات در کلیه حوزه های رای گیری در نوار غزه آورده است که کمیته مرکزی انتخابات با صدور دستوری به شهروندان فلسطینی اجازه داده است تا با کارت های شناسایی خود رای دهند. بدون ملاحظه این که آیا اسامی آن ها در فهرست حائزین شرایط رای وجود دارد یا نه؟

            این مرکز چنین تصمیمی را مخالف قانون و رویه قضایی و قانون انتخابات شماره 13 مصوب 1995 و آن را ضربه سنگینی به روح قانون و دموکراسی دانست. این قانون فهرست رای دهندگان را در کنار فهرست ثبت احوال به عنوان دو فهرست مورد اعتماد برای تهیه فهرست نهایی رای دهندگان جهت مشخص شدن کسانی که حائز شرایط رای دادن هستند، معرفی کرده است. در این قانون اسمی از شناسنامه برده نشده است.

            مرکز فلسطینی حقوق بشر از دادگاه تجدید نظر خواست که با صدور حکمی قطعی تصمیم کمیته مرکزی انتخابات مبنی بر این که فلسطینیان می توانند، با شناسنامه هم رای دهند، و نتایج این تصمیم را ملغی اعلام کند.

            اینجا باید گفت که ابومازن با آن همه تخلفاتی که در فهرست ثبت احوال صورت گرفت، با به دست آوردن 5/62 درصد (آرای 30 درصدی شرکت کنندگان) پیروز شد. آیا فتح برای محافظت از قانون و شفافیت و سلامت انتخابات نسبت به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعتراضی کرد؟ اگر به آن همین تخلفاتی را هم که دادگاه به خاطر آن در یک اقدام بی سابقه خواستار برگزاری انتخابات در برخی مناطق شد، اضافه کنیم و تخلفات و موارد نقض قانون در انتخابات ژانویه 2005 یعنی انتخابات ریاست جمهوری (که طی آن عباس انتخاب شد) را مدنظر قرار دهیم، می بایست همه این انتخابات مجددا برگزار می شد. میزان تخلفات در انتخابات ریاست جمهوری بسیار بیش تر از تخلفات مورد ادعای بوق های تبلیغاتی تشکیلات خودگردان در رفح و بیت لاهیا و البریج است. اکنون با هم تخلفات تشکیلات خودگردان و فتح در جریان انتخابات ریاست جمهوری را مرور می کنیم و امید دارم که با صبر و حوصله آن ها را مورد ارزیابی دقیق قرار دهید.

            تخلفات در جریان تبلیغات انتخاباتی:

            1ـ حضور صدها تن از نیروهای امنیت ملی با لباس نظامی در تاریخ 28/12/2004 در استادیوم بین المللی اریحا در جریان تبلیغات انتخاباتی برای حمایت از ابومازن. این نیروها از خودروهای دولتی در جریان این تبلیغات استفاده کردند.

            2ـ در تاریخ 29/12/2004م. کلاس های درس دانشکده تکنولوژی فلسطین، دانشگاه پیام نور قدس برای مشارکت در یک جشنواره تبلیغاتی در حمایت از محمود عباس تعطیل شد. در این مراسم شمار زیادی از نیروهای امنیتی و پلیس با خودروهای ویژه دولتی حضور داشتند و خودروها و کارکنان شهرداری طولکرم نیز مشارکت داشتند و پوسترهای تبلیغاتی ابومازن را بر دیوار منازل و ... نصب می کردند. همچنین مجری این جشنواره از کارکنان وزارت فرهنگ تشکیلات خودگردان بود.

            3ـ پوسترها و تصاویر محمود عباس بر روی دیوارها و بخش های بیمارستان های دولتی غزه و دیوارهای دادگاه ها در خیابان وحدت در مرکز شهر غزه چسبانده شده بود.

            4ـ نیروهای پلیس و سازمان های امنیتی با لباس نظامی به حمایت از عباس پرداختند و هنگامی که در تاریخ 30/12/2004 افراد مسحلی در جنین در حمایت از ابومازن اقدام به شلیک تیر هوایی نمودند، هیچ واکنشی از خود نشان ندادند.

            5ـ در تاریخ 6/1/2005م. محمود عباس جشنواره ای تبلیغاتی در دانشگاه ملی النجاح نابلس برگزار کرد که در کنار وی استاندار نابلس، مسؤول سازمان امنیت عمومی و یکی از مقامات سازمان اطلاعات و عضو شورای امنیت ملی فلسطین حضور داشتند.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • تخلفات روز برگزاری انتخابات:

              1ـ چندین دستگاه اتوبوس که پوسترهای تبلیغاتی ابومازن بر روی در و شیشه های آن ها چسبانده شده بود، شهروندان فلسطینی را به سه مرکز رای گیری در شهر خانیونس که در آن ها بر اساس فهرست ثبت احوال رای گیری می شد، انتقال دادند.

              2ـ در یک مرکز رای گیری در مهد کودک شهرک النصیرات برخی اشخاص حاضر در مهد کودک مدعی بودند که از اعضای کمیته های اجتماعی هستند. این افراد کارت ویژه ناظران انتخابات را همراه نداشتند و اقدام به تشویق زنان برای انتخاب محمود عباس می کردند.

              3ـ در مرکز رای گیری در مدرسه بشیر الریس در شهر غزه یک افسر پلیس با درجه ستوانی علنا مردم را برای انتخاب ابومازن تشویق می کرد.

              4ـ در مرکز رای گیری در مدرسه ابتدایی عید الآغا در خانیونس و مدرسه صبحی ابو کرش غزه یک گروه وابسته به سازمان حفاظت اطلاعات و سازمان امنیت عمومی از رای دهندگان می خواست که به محمود عباس رای دهند.

              5ـ در مرکز رای گیری ابوذر غفاری در شهرک العوده شهر غزه افراد مسلح با در دست داشتن فهرست رای دهندگان مردم را وحشت زده کرده و در تلاش برای وادار کردن مردم برای دادن رای به ابومازن، آن ها را تهدید کردند.

              6ـ حضور شماری از نیروهای سازمان "17" و عناصر جنبش فتح در مدارس البیرونی و طوباس در نابلس. این افراد رای دهندگان را تا اتاقی که صندوق رای در آن قرار داشت، تعقیب و با تهدید و ارعاب آن ها را به رای دادن به محمود عباس وادار می کردند.

              7ـ در مرکز رای گیری در مدرسه تل سلطان ده ها فرد مسلح از هواداران عباس مردم را مورد تهدید قرار دادند که همین امر به درگیری میان آن ها و رای دهندگان انجامید.

              8ـ در مرکز رای گیری مدرسه وداد ناصر الدین در الخلیل یکی از کارکنان مردم را به دادن رای به محمود عباس تشویق می کرد.

              این گوشه ای از تخلفات ثبت شده بود. موارد زیاد دیگری نیز وجود دارد که این نوشتار گنجایش آن را ندارد. اگر این افراد بر شفافیت و سلامت انتخابات حریص بودند می بایست به جای برگزاری مجدد انتخابات در برخی مناطق نوار غزه خواستار برگزاری مجدد تمامی انتخابات ریاست جمهوری و شهرداری ها می شدند. نه این که به مزاج و سلیقه خود و بنا به منافع حزبی برخی مناطق را گزینش کنند. مهم این بود که دلیل را با دلیل و برهان را با برهان پاسخ می دادند. در غیر این صورت این فتنه انگیزان و .... باید "خفه خون" بگیرند!!

              در این میان تنها به طرف قضیه نپرداختیم. وی در همه این انتخابات بازنده بود! بدون هیچ تردیدی باید بگویم که این طرف جنبش فتح و مصداقیت و محبوبیت آن است. هر چه قدر افرنجی، نصر یوسف و دحلان تلاش کردند تا اوضاع را خوب جلوه دهند و آن را نشانه قانون مداری و پایبندی به دموکراسی بدانند، تا شاید در رسانه های گروهی و روزنامه ها و شبکه های ماهواره ای در خارج به نفع آن ها بازتاب داشته باشد، اما موفق نشدند و ملت ما به خوبی به حقیقت امر واقفند. هر چه تلاش کنند و تخلف و حیله و نیرنگ در انتخابات را به گردن طرف بی گناه اندازند، بدون این که دلیلی ارائه دهند، نتوانستند و ملت ما به خوبی به این فریب و نیرنگ پی بردند و به خوبی می دانند که واقعیت کاملا عکس این است.

              جنبش فتح که چند دهه مبارزات مردم فلسطین را رهبری می کرد، اکنون در سایه سیطره "مردنماها" دچار وضعی شده که نمی توان بر آن رشک برد. اگر این افراد به این شیوه و راه خود ادامه دهند، پایان قدرت این جنبش نه در انتخابات بلکه در تمامی عرصه ها حتمی است. لازم به یادآوری است که در انتخابات گذشته فتح 95 درصد آرا را کسب می کرد و بقیه سازمان ها و گروه ها همگی تنها 5 درصد را از آن خود می ساختند. اما اکنون با این همه افراد متنفذ خود تنها یک سوم آرا را کسب می کند، آن هم در مقابل یک گروه نه تمامی گروه ها

              این معادله کاملی است، یعنی: شکایت فتح از فتح به وسیله فتح برای ساقط کردن فتح!

              از روزها قبل موضوعی تحت عنوان "ای فرزندان و شرافتمندان فتح .. این طرحی برای نابودی شماست" منتشر شد. اکنون هم من می گویم که مرحله اول این طرح کاملا شروع شد و بار دیگر می گویم "ای فرزندان فتح و شرافتمندان فتح، وقت زیادی باقی نمانده است و وقت از دست می رود"

              این نوشتار را با حدیث گوهرباری از حضرت محمد المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم که اکنون بر زمان مردنماها کاملا منطبق است، به پایان می رسانم:

              "ان بین یدي الساعة سنین خداعة، فیها یخون الأمین و یؤتمن الخائن ، و یصدق الکاذب ، و یکذب الصادق ، و یتکلم في الناس الرويبضة قیل و ما الرویبضة یا رسول الله، قال: سفیه القوم یتکلم فی امر العامة"

              (نزدیک قیامت سال هایی پر از نیرنگ و فریب خواهد آمد. در آن زمان امین خیانت می کند و خائن امین می شود. دروغگو مورد اطمینان است و راستگو به دروغگویی متهم می شود. و رویبضه صاحب امر مردم می شوند. گفته شد یا رسول الله رویبضه چیست؟ فرمودند: سفهای قومند که بر مردم حکومت می کنند.)
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • حرف های مردم درباره انتخابات
                به قلم: دکتر فایز ابو شماله

                در مجالس ساده مردم، در کوچه ها، خیابان ها و بازارها، در محله ها و در تاکسی ها چیزی که گوش را نوازش می دهد تحلیل های ساده و بی آلایشی است که ذهن مردم را این هفته درباره مهم ترین رخداد فلسطین به خود مشغول کرده است، تحلیل های ساده آنها درباره نتایج انتخابات نشانه ای از عمق نگرش، دقت در پیگیری تغییرات جامعه، تفسیر درست و درایت توده آگاه ملت و اطلاع آن از مسائلی است که در دهلیزهای سیاست در جریان است، این تحلیل ها درباره نتایج انتخابات به کسی که می خواهد از این تجربه استفاده کند، درسی را گوشزد می کند. مردم می گویند:

                1ـ این حماس نبود که پیروز شد بلکه عملکرد آن به ویژه شهادت طلبانی بودند که با خونشان خاک وطن را آبیاری کردند و کسانی هم که در انتخابات شکست خوردند جوانان مخلص و مبارز فتح نبودند که به همراه جوانان حماس در مقاومت شرکت کردند بلکه رهبران تشکیلات از بالاترین درجه نظامی بودند که در درگیری ها از ملت دوری می گزیدند و حتی یک ستاره از روی شانه هایشان تکان نمی خورد تا پایین ترین آنها که مسئولیت سیاسی آنها را ملزم می کرد که در درگیری ها علیه دشمن مشارکت کنند.

                2ـ نیازی به برگزاری انتخابات در خان یونس و غزه و جبالیا و النصیرات نیست، همین طوری آنها را به دست حماس بسپارید و از دردسرهای مردم برای شرکت در انتخابات بکاهید.

                3 ـ اگر برخی از مقامات نظامی اندکی پیش از انتخابات برکنار نشده بودند نتایج (برای فتح ) بدتر از اینها بود.

                4ـ اگر فتح خواست که در دوره های بعدی پیروز شود نباید بر برداشتن کلاهی که به لباس تشکیلات خودگردان سنجاق خورده و شکل آن سال هاست که موجب آزار و اذیت مردم گشته است، اکتفا کند بلکه باید جسم فلسطین را از چرکی که در زیر پوستش جای گرفته است، پاک کند.

                5ـ پس از مشخص شدن نتایج، اعضای حماس برای گفتن تبریک به نزد اعضای فتح می روند و دستشان را بالا می گیرند و می گویند:السلام علیکم و برکاته!! و اعضای فتح با آرامی و تکان سر می گویند:خوب...و علیکم السلام!!

                6ـ در یکی از منازل برادری از طرفداران فتح با برادر دیگر که طرفدار حماس بود به مشاجره می پردازد و کار آنها به ضرب وشتم می انجامد و در مقابل همسر برادر مضروب تنها کاری که می کند همسر برادر ضارب را حسابی کتک می زند.

                7ـ دیداری که در اریحا بین شهرداری های فلسطینی و صهیونیستی تحت نظارت و مشارکت دکتر حسین اعرج وزیر امور شهرداری ها انجام شد موجب گردید که پیامد منفی آن دامنگیر جنبش فتح گردد.

                8ـ معیارهای پیروزی در انتخابات صداقت، امانت داری، پایداری، شرافت و شایستگی نامزدهاست نه شعارهای این نامزدها.

                9ـ انتخابات وضعیت حاکم را که ده ها سال بر صحنه سیاسی فلسطین حاکم بود، برهم زد و دو قدرت سیاسی فعال حقیقی را مشخص کرد. انحصار در تصمیم گیری ها به پایان رسیده و زمان آن است که تصمیم گیری ها مبنی بر مشارکت، آزادی خواهی و امیدواری صورت گیرد.

                10ـ در تمام دنیا ارتش به هنگام درگیری پیشقدم است و به هنگام امضای توافقات صلح در صحنه غایب، اما ارتش فلسطین به هنگام درگیری غایب است و به هنگام آتش بس در صحنه. در انتخابات نیز این گونه است در تمام دنیا گروه های مخالف دولت از تقلب حکومت در انتخابات شکایت دارند، اما در فلسطین حزب حاکم از تقلب مخالف و این امر بر رابطه بین مبارزه و نتایج انتخابات تأکید می کند.

                11ـ کسی که به امور آگاه است در پاسخ ساده به بیانیه ای که دکتر محمود الزهار را ژنرال خطاب کرده می گوید: نویسنده این بیانیه درست گفته است، بله الزهار ژنرال است!با وجودی که او پزشک است و لباس شخصی می پوشد، اما بالگردهای رژیم صهیونیستی سال هاست که او را تعقیب می کنند، سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی بارها او را هدف قرار داده است و بالگردهای "اسرائیل" به سوی او موشک شلیک کرده اند، اما او جان سالم به در برده است، پسرش شهید شده و خانه اش ویران گشته است، بله الزهار در حال حاضر ژنرال است، این درحالیست که ژانرال های واقعی فلسطین لباس نظامی برتن می کنند و با خودروهای ضد گلوله از ایست های بازرسی صهیونیست ها می گذرند، برخی از آنها از تسهیلات ویژه ای برخوردارند، آری، این بیانیه صحیح گفته است!

                12ـ کجاست آقای الطیب عبدالرحیم که در روز پیروزی ابو مازن تنها نامزد ریاست تشکیلات خودگردان و بدون رقیب در انتخابات اعلام کرد که باید برای این پیروزی جشن بگیرند؟ او امروز کجاست، چرا نمی گوید: به پیش، به پیش، ای گردان های قسام!!

                13ـ کجاست آقای مصطفی برغوثی نامزد رقیب برای ریاست تشکیلات که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست تشکیلات اعلام کرد: او اولین قدرت مخالف بر صحنه فلسطین است و پس از فتح دومین قدرت میدانی در این سرزمین است؟؟ یک ناظر می گوید:" او به هنگام درگیری جدی و شاخ به شاخ شدن قوچ ها کجاست؟

                14ـ فتح در هیچ یک از انتخابات آینده هرگز پیروز نخواهد شد و هرگز کلام در تغییر واقعیت کارگر نمی افتد. اگر فتح بر تشکیلات فشار نیاورد تا گناهان خود را برعهده بگیرد و ده ها تن از نزدیکان را به دست عدالت نسپارد و اصلی ترین مفسدان را محاکمه و به برکناری برخی اکتفا نکند ـ بلکه حسابرسی میدانی ـ قرار دادن سر رئیس پلیس سابق در توالت که در رأس کار و زورگویی های آن قرار داشت ـ و انجام مجازات ها به شکل علنی که قلب مؤمنان را آرام می کند نتیجه انتخابات پیش رو تغییر نخواهد کرد. از نتیجه انتخابات آینده چنین برمی آید که پیروزی بر حماس شیشه گمانی است که شکسته شده است.

                15ـ پیروزی در برخی از شعبه ها که آراء در آن فقط به ده ها رأی می رسید که این امر بر جدی بودن رقابت انتخاباتی و صدق ارزش های اخلاقی و سلامت کار انتخاباتی و نیز بر دمکراتیک بودن این تجربه فلسطینی تأکید دارد.

                16ـ یکی از واجدین شرایط رأی دهندگان به روی یکی از نامزدها فتح فریاد می کشد که بی تردید تو وفادار و امین هستی و ما گواهی می دهیم که تو راستگو و عادلی،اما با پیروزی تو فلان سرلشگر، فلان رهبر و فلان سیاستمدار خوشحال خواهند شد، نام هایی که خواری و ذلت و سال ها ظلم را برای ما به ارمغان آورده اند، نام هایی که در دلهای ما کینه مقدس تمامی کسانی را کاشته اند که به وطن پشت می کنند و خاک مقدس را با دلار می فروشند.

                این ها چیزهایی بود که من از مردم شنیدم، من فقط آنها را به تحریر درآوردم و تحلیل را بر عهده خواننده می گذارم و تأکید می کنم که سخنانی هم بوده که به گوش من نرسیده است.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • حرف های مردم درباره انتخابات
                  به قلم: دکتر فایز ابو شماله
                  در مجالس ساده مردم، در کوچه ها، خیابان ها و بازارها، در محله ها و در تاکسی ها چیزی که گوش را نوازش می دهد تحلیل های ساده و بی آلایشی است که ذهن مردم را این هفته درباره مهم ترین رخداد فلسطین به خود مشغول کرده است، تحلیل های ساده آنها درباره نتایج انتخابات نشانه ای از عمق نگرش، دقت در پیگیری تغییرات جامعه، تفسیر درست و درایت توده آگاه ملت و اطلاع آن از مسائلی است که در دهلیزهای سیاست در جریان است، این تحلیل ها درباره نتایج انتخابات به کسی که می خواهد از این تجربه استفاده کند، درسی را گوشزد می کند. مردم می گویند:

                  1ـ این حماس نبود که پیروز شد بلکه عملکرد آن به ویژه شهادت طلبانی بودند که با خونشان خاک وطن را آبیاری کردند و کسانی هم که در انتخابات شکست خوردند جوانان مخلص و مبارز فتح نبودند که به همراه جوانان حماس در مقاومت شرکت کردند بلکه رهبران تشکیلات از بالاترین درجه نظامی بودند که در درگیری ها از ملت دوری می گزیدند و حتی یک ستاره از روی شانه هایشان تکان نمی خورد تا پایین ترین آنها که مسئولیت سیاسی آنها را ملزم می کرد که در درگیری ها علیه دشمن مشارکت کنند.

                  2ـ نیازی به برگزاری انتخابات در خان یونس و غزه و جبالیا و النصیرات نیست، همین طوری آنها را به دست حماس بسپارید و از دردسرهای مردم برای شرکت در انتخابات بکاهید.

                  3 ـ اگر برخی از مقامات نظامی اندکی پیش از انتخابات برکنار نشده بودند نتایج (برای فتح ) بدتر از اینها بود.

                  4ـ اگر فتح خواست که در دوره های بعدی پیروز شود نباید بر برداشتن کلاهی که به لباس تشکیلات خودگردان سنجاق خورده و شکل آن سال هاست که موجب آزار و اذیت مردم گشته است، اکتفا کند بلکه باید جسم فلسطین را از چرکی که در زیر پوستش جای گرفته است، پاک کند.

                  5ـ پس از مشخص شدن نتایج، اعضای حماس برای گفتن تبریک به نزد اعضای فتح می روند و دستشان را بالا می گیرند و می گویند:السلام علیکم و برکاته!! و اعضای فتح با آرامی و تکان سر می گویند:خوب...و علیکم السلام!!

                  6ـ در یکی از منازل برادری از طرفداران فتح با برادر دیگر که طرفدار حماس بود به مشاجره می پردازد و کار آنها به ضرب وشتم می انجامد و در مقابل همسر برادر مضروب تنها کاری که می کند همسر برادر ضارب را حسابی کتک می زند.

                  7ـ دیداری که در اریحا بین شهرداری های فلسطینی و صهیونیستی تحت نظارت و مشارکت دکتر حسین اعرج وزیر امور شهرداری ها انجام شد موجب گردید که پیامد منفی آن دامنگیر جنبش فتح گردد.

                  8ـ معیارهای پیروزی در انتخابات صداقت، امانت داری، پایداری، شرافت و شایستگی نامزدهاست نه شعارهای این نامزدها.

                  9ـ انتخابات وضعیت حاکم را که ده ها سال بر صحنه سیاسی فلسطین حاکم بود، برهم زد و دو قدرت سیاسی فعال حقیقی را مشخص کرد. انحصار در تصمیم گیری ها به پایان رسیده و زمان آن است که تصمیم گیری ها مبنی بر مشارکت، آزادی خواهی و امیدواری صورت گیرد.

                  10ـ در تمام دنیا ارتش به هنگام درگیری پیشقدم است و به هنگام امضای توافقات صلح در صحنه غایب، اما ارتش فلسطین به هنگام درگیری غایب است و به هنگام آتش بس در صحنه. در انتخابات نیز این گونه است در تمام دنیا گروه های مخالف دولت از تقلب حکومت در انتخابات شکایت دارند، اما در فلسطین حزب حاکم از تقلب مخالف و این امر بر رابطه بین مبارزه و نتایج انتخابات تأکید می کند.

                  11ـ کسی که به امور آگاه است در پاسخ ساده به بیانیه ای که دکتر محمود الزهار را ژنرال خطاب کرده می گوید: نویسنده این بیانیه درست گفته است، بله الزهار ژنرال است!با وجودی که او پزشک است و لباس شخصی می پوشد، اما بالگردهای رژیم صهیونیستی سال هاست که او را تعقیب می کنند، سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی بارها او را هدف قرار داده است و بالگردهای "اسرائیل" به سوی او موشک شلیک کرده اند، اما او جان سالم به در برده است، پسرش شهید شده و خانه اش ویران گشته است، بله الزهار در حال حاضر ژنرال است، این درحالیست که ژانرال های واقعی فلسطین لباس نظامی برتن می کنند و با خودروهای ضد گلوله از ایست های بازرسی صهیونیست ها می گذرند، برخی از آنها از تسهیلات ویژه ای برخوردارند، آری، این بیانیه صحیح گفته است!

                  12ـ کجاست آقای الطیب عبدالرحیم که در روز پیروزی ابو مازن تنها نامزد ریاست تشکیلات خودگردان و بدون رقیب در انتخابات اعلام کرد که باید برای این پیروزی جشن بگیرند؟ او امروز کجاست، چرا نمی گوید: به پیش، به پیش، ای گردان های قسام!!

                  13ـ کجاست آقای مصطفی برغوثی نامزد رقیب برای ریاست تشکیلات که پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست تشکیلات اعلام کرد: او اولین قدرت مخالف بر صحنه فلسطین است و پس از فتح دومین قدرت میدانی در این سرزمین است؟؟ یک ناظر می گوید:" او به هنگام درگیری جدی و شاخ به شاخ شدن قوچ ها کجاست؟

                  14ـ فتح در هیچ یک از انتخابات آینده هرگز پیروز نخواهد شد و هرگز کلام در تغییر واقعیت کارگر نمی افتد. اگر فتح بر تشکیلات فشار نیاورد تا گناهان خود را برعهده بگیرد و ده ها تن از نزدیکان را به دست عدالت نسپارد و اصلی ترین مفسدان را محاکمه و به برکناری برخی اکتفا نکند ـ بلکه حسابرسی میدانی ـ قرار دادن سر رئیس پلیس سابق در توالت که در رأس کار و زورگویی های آن قرار داشت ـ و انجام مجازات ها به شکل علنی که قلب مؤمنان را آرام می کند نتیجه انتخابات پیش رو تغییر نخواهد کرد. از نتیجه انتخابات آینده چنین برمی آید که پیروزی بر حماس شیشه گمانی است که شکسته شده است.

                  15ـ پیروزی در برخی از شعبه ها که آراء در آن فقط به ده ها رأی می رسید که این امر بر جدی بودن رقابت انتخاباتی و صدق ارزش های اخلاقی و سلامت کار انتخاباتی و نیز بر دمکراتیک بودن این تجربه فلسطینی تأکید دارد.

                  16ـ یکی از واجدین شرایط رأی دهندگان به روی یکی از نامزدها فتح فریاد می کشد که بی تردید تو وفادار و امین هستی و ما گواهی می دهیم که تو راستگو و عادلی،اما با پیروزی تو فلان سرلشگر، فلان رهبر و فلان سیاستمدار خوشحال خواهند شد، نام هایی که خواری و ذلت و سال ها ظلم را برای ما به ارمغان آورده اند، نام هایی که در دلهای ما کینه مقدس تمامی کسانی را کاشته اند که به وطن پشت می کنند و خاک مقدس را با دلار می فروشند.

                  این ها چیزهایی بود که من از مردم شنیدم، من فقط آنها را به تحریر درآوردم و تحلیل را بر عهده خواننده می گذارم و تأکید می کنم که سخنانی هم بوده که به گوش من نرسیده است.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • چرا محمود عباس سکوت کرد؟

                    به قلم:عبدالعزیز الملا

                    هنگامی که کاندولیزا رایس زبان به نکوهش و محکوم کردن جنبش مقاومت اسلامی حماس گشود و در حضور محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان و دیگر شخصیت های برجسته این تشکیلات که خود را قیم ملت فلسطین و پاسخگوی آرمان های آنان می دانند، از این جنبش به عنوان یک سازمان "تروریستی" یاد کرد، تنها مفهومش این است که دیدگاه این تشکیلات نسبت به حماس همسو با دیدگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

                    ما قصد شرح و تبیین مواضع تشکیلات خودگردان درباره جنبش حماس یا دیگر گروه های مقاومت را نداریم همچنین قصد نداریم که بگوییم این اقدام عباس صرفا یک موضع گیری است و نه سیاست و رویه ای که برخی افراد نیک پندار و خوشبین به واسطه آن قصور و درماندگی این تشکیلات در نحوه اداره منازعات، پیروزی مقاومت در برابر دشمنی که به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیست و نیز عملکر جامعه بین الملل منافق و چاپلوس را توجیه می کنند. در این صورت پس چرا دیگران و یا دشمن خود را سرزنش می کنیم؟

                    واکنش عقلانی و منطقی این بود که عباس سریعا به وزیر خارجه آمریکا پاسخ می داد: حماس در فلسطین به عنوان یک حزب اساسی و قدرتمند است و فعالیت هایش تنها علیه اشغالگران صهیونیست خلاصه می شود و ما فقط بر سر ابزارها و تاکیتک های مورد استفاده این جنبش با هم اختلاف نظر داریم. رئیس تشکیلات خودگردان هنگامی که رایس از وی خواست حماس را خلع سلاح کند، می بایست می گفت: برای کنترل سلاح مقاومت یک راه بیشتر وجود ندارد و آن برقراری صلحی حقیقی و راه حل عادلانه سیاسی است. او می توانست بگوید: میان ما و جنبش حماس و دیگر گروه های مقاومت توافقات خوبی درباره این مساله صورت گرفته است. او حتی قادر بود که بگوید: در روی زمین هیچ کشور، ارتش یا انقلابی وجود ندارد که خلع سلاح گروه های مقاومت را به عنوان پیش شرط مذاکرات انتخاب کند و این مساله کاملا امری منطقی به نظر می رسد.

                    سوال این است که آیا رایس برای انجام مذاکرات تاکنون از رژیم صهیونیستی خواسته است که شهرک های اشغالی را برچیند و یا شهرک نشینان صهیونیستی را خلع سلاح کند؟ آیا ارتش صهیونیستی برای انجام توافقات سیاسی با تشکیلات خودگردان، مصر و اردن ارتش خود را خلع سلاح کرد؟ حقیقت این است که تنها خواسته آنان این است که محمود عباس به عنوان یک فرد شکست خورده و ذلیل بر سر میز مذاکرات بنشیند نه مانند یک رقیب و شریک.

                    تشکیلات خودگردان در رویارویی با دشمن تنها به یک چیز دل بسته است و آن التماس و تمنا است. همین مساله در واقع دشمن را برای خلع سلاح مقاومت جری تر ساخته است. توافقات را سست و بی نتیجه ساخته به گونه ای که دشمن به راحتی می تواند هر لحظه که دلش بخواهد از آنها عدول کرده و امت اسلام نسبت به مقاومت بدبین کند؛ چرا که دشمن به خوبی می داند که منازعات او با ملت فلسطین یک قضیه تاریخی و استراتژیک همیشگی است. حال آن که مع الاسف تشکیلات خودگردان و دولتمردان عرب این گونه می پندارند که این منازعات و درگیری ها را می توان با اندکی التماس و تعارف و اندکی ایجاد روابط حل کرد.

                    اینان به خیال واهی این گونه می پندارند که با نابودی حماس و مقاومت فلسطین می توانند جان خود را نجات دهند. همین خواب و خیال ها بود که محمود عباس را مجبور کرد تا در جایی که می بایست سخن بگوید، سکوت کند. و آن جا که می بایست سکوت کند، لب به سخن بگشاید. گویا وی دشمن واقعی خود را مقاومت به ویژه جنبش حماس می داند؛ چرا که این جنبش دارای خط مشی است که از نظر سیاسی و ایدئولوژیک با خط مشی و دیدگاه های محمود عباس همخوانی ندارد.

                    واقعیت این است که تشکیلات خودگردان و دولتمردان عرب قصد دارند شکست دشمن و عقب نشینی خفت بار آن از نوار غزه را به پیروزی غرور آفرین برای روند سازش تبدیل کرده و تلاش می کنند که حتی یک گلوله هم به سوی صهیونیست ها شلیک نشود، همه تلاش آنان این است که مساله عقب نشینی مبادا تحت فشار نیروهای مقاومت تلقی و تصور شود و مبادا در پایان کار نام مقاومت به عنوان کلام پایانی در اذهان مردم باقی بماند.

                    شاید تحقق همین مساله رایس را عازم منطقه کرده و بر اساس آن دیدار میان عباس و شارون شکل گرفته باشد؛ زیرا مسائلی که در راس برنامه های نشست دو طرف قرار داشت از قبیل دیوار حایل، احداث شهرک های اشغالی، آزدی اسرای فلسطینی و شهر اشغالی قدس مسائل تازه ای نبوده که شارون را به برگزاری چنین نشستی وسوسه کنند.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • حمایت از اسیران فلسطینی ساکن اراضی اشغالی 1948 فلسطین یک وظیفه است

                      به قلم: اسیر رأفت ناصیف

                      زندان صحرایی نقب

                      خداوند متعال به من توفیق داد که در دوره اسارتم با شماری از برادران بزرگوار و اسیر از اراضی اشغالی 1948 فلسطین دیدار کنم و مدت یک ماهی را که در زندان صهیونیستی "جلبوع" و بند 1 آن بودم، در کنار آنان باشم. فرصت ملاقات با این برادران به سبب اشتباهی بود مدیریت زندان های صهیونیستی مرتکب شد. آنان قصد داشتند که مرا از اسیران اهل کرانه باختری جدا کنند به همین سبب آنان مرا در بند 1 زندان صهیونیستی جلبوع حبس کردند، اما نمی دانستند که دیدارم با اسیران اراضی اشغالی 1948 فلسطین فرصت بسیار خوبی بود که من آرزوی تحقق آن را داشت. جدا می گویم که من به دنبال آن بودم که از نزدیک با این اسیران آشنا شوم، البته نه به خاطر تغییر در شرایط زندان، زیرا، اسارت در هر کجا که باشد تفاوتی ندارد، بلکه بدان سببب که علاقه مند بودم روحیه آنان را مشاهده کنم و از نزدیک با توانایی های آنان برای جانفشانی آشنا شوم، زیرا وضعیت آنان تفاوت هایی با اسیران کرانه باختری و نوار غزه در بسیاری از قضایا دارد.

                      همان یک ماه کافی بود تا این برداشت در من ایجاد شود که این برادران به حق نماینده اراده سازش ناپذیر فلسطینی هستند. من مردانگی، اخلاص، آمادگی برای ایثار و جانفشانی و روحیه عالی و ایمان راسخ آنان را به حق و عادلانه بودن قضیه و آرمان فلسطین با چشم خود دیدم. ایمان آنان به گونه ای است که هیچ حادثه ای توان سست کردن آن را ندارد. من به چشم خود دیدم که زندان ها و اسارتگاه ها و سلول ها هیچ تاثیری بر اراده و ایمان آنان به درستی جهاد و مقاومتشان در برابر اشغالگران نگذاشته است.

                      آنان به حق مردان بزرگی هستند. هیچ یک از حیله های زندانبانان در آنان کارگر نیفتاده و حاضر به سازش بر سر اعتقادات و اصول خود نیستند و در این راه حاضر شده اند که هر بهایی را حتی به قیمت از دست دادن آزادیشان بوده باشد، بپردازند.

                      بیش از 130 تن از این برادران در بند 1 زندان جلبوع به سر می بردند. علاوه بر آن نزدیک به 80 نفر آنان هم در زندان الرمله اسیرند. آنان در این دو زندان از دیگر زندان ها جدا نگهداری می شوند، زیرا اشغالگران بر این باورند که آنان شهروند "اسرائیلی" هستند، اما این دلاورمردان همچنان بر این نظر خود که فلسطینی بوده و صاحب حقی هستند که اشغالگران از آنان سلب کرده اند، پایبند مانده اند.

                      بیش از دویست تن از هموطنان و برادران ما از اراضی اشغالی 1948 فلسطین مانند سایر اسیران هر گونه اهانت و سرکوب و تحقیری را از زندانبانان صهیونیست تحمل می کنند. این سرکوب گری ها و اهانت ها و تحقیرها اکنون به ویژگی اصلی شناسایی اشغالگران تبدیل شده و همه با روش هایی که آنان در شکنجه اسیران و زندانیان بکار می گیرند، آشنا هستند. بیش از دویست اسیر فلسطینی ساکن اراضی اشغالی 1948 فلسطین در پشت میله های آهنین زندان های صهیونیستی صبر و شکیبایی پیشه ساخته اند و از تقدیر خود خشنودند و یقین دارند که این اسارت بخشی از بهایی است که هر آزاده ای که خواهان دستیابی به آزادی خویش است، باید آن را بپردازد و هر آزاده ای که ذلت و حقارت را نمی پذیرد و حاضر نیست به آن تن دهد باید این گونه باشد. آری، آنان شکیبا و شجاع اند و هیچ یک از سرکوب ها و شکنجه ها و اهانت های اشغالگران خللی در اراده آنان ایجاد نکرده است.

                      با این همه توصیفی که از آنان کردم، اما باز احساس می کردم که آنان خواستار کسانی هستند که از آنان حمایت کنند. این خواسته طبیعی هر انسان و هر اسیری است. هر چند آنان تلاش می کردند که آن را بیان نکنند اما این حق هر کسی است. آنان احساس می کنند که اشغالگران موفق شده اند قضیه و سرنوشت آنان را از دیگر برادران اسیرشان جدا کنند. این کار فقط به جدایی مکانی آنان از دیگران اسیران فلسطینی منحصر نشد، بلکه تا بدانجا پیش رفته که قضیه آنان را جدا و حتی حذف کرده است و در هیچ یک از گفت و گوها یا مذاکراتی که در آن به قضیه اسیران پرداخته می شود، موضوع اسیران اراضی اشغالی 1948 فلسطین مطرح نمی گردد. اگر همه اسیران به اینکه خداوند یگانه ای که تنها حلال حقیقی مشکلات است، ایمان دارند، اما برادران اسیر ما از اراضی اشغالی 1948 هیچ اشتراک دیگری با ما در هنگام اعلام معیارهای آزادی اسیران احساس نمی کنند.

                      همه اسیران عضو جنبش اسیران امیدوارند که روزی شرایطی جهت آزادی شان فراهم گردد، اما این برادران احساس می کنند که خارج از این معادله هستند. از یکی از آنان شنیدم که می گفت: من امیدی به آزادی ندارم، مگر آنکه مدت محکومیتم تمام شود یا اراده خداوند بر چیز دیگری قرار گیرد و همه این اخباری که از مذاکره و آزادی می شنویم، ما را شامل نمی شود و ما هیچ گونه تلاشی را شاهد نیستیم که در راستای آزادی ما باشد.

                      از همین رو، وظیفه همه فلسطینیان در هر موقعیت و مقام و گروهی که باشند، نسبت به قضیه برادران اسیر اراضی اشغالی 1948 از جمله کسانی از آنان که بیش از 20 سال را در زندان گذرانده یا برخی از آنان که به حبس ابد یا حبس های طولانی محکوم شده اند، این است که از آزادی آنان حمایت کرده و در راستای آن کوشا باشند. آری، این امر وظیفه همه جریان های سیاسی اراضی اشغالی 1948 و همه گروه های مبارز است و هیچ کس نباید میان ما و آنان تفاوتی قائل شده و بپذیرد که نام آنان در قضیه آزادی از دیگر اسیران جدا شود. وظیفه و مسئولیت ما این است که این مسأله را در سرلوحه برنامه های خود قرار داده و محاصره ای را که بر این قهرمانان و دلاوران اعمال شده است، بشکنیم و به ستمی که با جدا ساختن قضیه آنان از قضیه دیگر فلسطینیان بر آنان روا داشته شده است، پایان دهیم. ما باید به قضیه اسیران بیت المقدس و اسیران عرب و دلاورانی که مبارزه مسلحانه آنان موجب شده تا اشغالگران به ستم آنان را تحت عنوان "کسانی که دستشان به خود اسرائیلی ها آلوده است" از بقیه اسیران جدا سازند، توجه بیشتری مبذول داریم.

                      در پایان به همه اسیران قهرمانی که خداوند متعال به من توفیق داد تا در جمع آنان قرار گیرم، درود می فرستم، و درود ویژه ام را نثار برادران و اسیران قهرمان فلسطین از ساکنان اراضی اشغالی 1948 فلسطین و بیت المقدس و جولان اشغالی و همه اسیران دلاور عرب و همه خواهران اسیر، می کنم.

                      " و الله غالب علی أمره و لکن أکثر الناس لا یعلمون"

                      { و خداوند بر هر کاری چیره و تواناست، اما بیشتر مردم نمی دانند}
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • عقب نشینی از نوار غزه و آینده قضیه فلسطین

                        مرکز مطالعات راهبردی "الخلیج"

                        تحولات اخیر در پرونده "اسرائیل" ـ فلسطین به ویژه پس از دیدار آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی و جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در یازدهم آوریل ـ که با اختلافاتی نیز درباره توسعه شهرک های اشغالی در کرانه باختری همراه بود ـ پرسش های گوناگونی را درباره آینده اجرای طرح عقب نشینی از نوار غزه مطرح کرده است که از جمله آن می توان به احتمال اجرای عقب نشینی دیگری از کرانه باختری پس از پایان مرحله اول عقب نشینی و نیز ارتباط آن با مقاصد حقیقی شارون در قبال روند سازش با فلسطینیان در آینده، اشاره کرد.

                        کارشناسان بر این باورند که برای اجرای این طرح، مقامات رژیم صهیونیستی به از میان برداشتن برخی موانع داخلی بر سر راه اجرای عقب نشینی از نوار غزه، پرداخته اند که از مهم ترین این موانع می توان به موارد زیر اشاره کرد:

                        1. پارلمان "اسرائیل" که در ماه اکتبر سال 2004 میلادی با تنها 66 رای مثبت از مجموع 120 رای این طرح را به تصویب رسانده بود با درخواست ده تن از اعاضی حزب لیکود برای برگزاری همه پرسی درباره اجرا یا عدم اجرای طرح عقب نیشنی مخالفت کرد. در رای گیری برای این پیشنهاد نمایندگان حزب لیکود با 72 مخالف و 39 موافق به تصویب نرسید. این اقدام، آخرین تاکتیک مخالفان اجرای طرح عقب نشینی برای جلوگیری از اجرا یا حداقل تعویق آن بود. آنان امیدوار بودند با برگزاری همه پرسی مانعی احتمالی بر سر اجرای این طرح به وجود آورند. پارلمان رژیم صهیونیستی همچنین بودجه سال 2005 میلادی رژیم صهیونیستی را هم که یکی دیگر از موانع پیش روی اجرای طرح عقب نشینی یکجانبه بود، تصویب کرد. شارون برای تصویب بودجه از حمایت حزب شینوی برخوردار گردید.

                        2. بسیاری از منابع تاکید کردند که اکثریت شهرک نشینان صهیونیست در نوار غزه که در حدود 7500 نفر تخمین زده می شوند، به آرامی از این شهرک ها خارج خواهند شد. این تعداد تنها بخش کوچکی از 400 هزار شهرک نشین صهیونیستی هستند که در مناطق اشغالی نوار غزه و کرانه باختری زندگی می کنند. به نوشته روزنامه فاینشنال تایمز در شماره روز ششم آوریل خود، این احساس در میان شهرک نشینان صهیونیست در نوار غزه روز به روز در حال گسترش است که هیچ راهی برای شانه خالی کردن از تخلیه نوار غزه وجود ندارد و این وضعیت به ویژه پس از ناکامی لابی مخالف اجرای طرح برای برگزاری همه پرسی تثبیت شده است. گزارش ها نیز نشان می دهد که در حدود 90 درصد از شهرک نشینان صهیونیست در نوار غزه تصمیم گرفته اند که در اثنای تخلیه شهرک ها از خشونت برای مقابله با نظامیان صهیونیست استفاده نکنند و تنها بر "باج خواهی" از دولت رژیم صهیونیستی و دریافت هر چه بیشتر غرامت با اخذ تعهد از این دولت برای انتقال آنان به منطقه ای ساحلی مشابه آنچه در آن بودند، متمرکز شوند.

                        به رغم این نشانه های مثبت، برخی از کارشناسان و ناظران احتمال می دهند که حوادثی نیز در اثنای اجرای طرح تخلیه اتفاق افتد که به شکست اجرای طرح نیز بینجامد. از جمله این احتمالات، اجرای درخواست شهرک نشینان صهیونیست تندرو از نظامیان صهیونیست برای مخالفت با انجام مأموریت های مربوط به طرح تخلیه و درگیر شدن آنان با نیروهای ارتشی در اثنای اجرای طرح است. این امر بنابر اعتقاد نویسندگان روزنامه گاردین که در روز 18 آوریل به چاپ رسید، می تواند موجب فروپاشی کامل طرح شود، خصوصا که شهرک نشینان مخالف با اجرای عقب نشینی از نظر ایدئولوژیک بسیار افراطی هستند و در "اسرائیل" به آنان "مهوسون" گفته می شود. این افراد در طول تاریخ تحولات معاصر فلسطین به دست زدن به خشونت های گسترده علیه عرب ها معروفند. آنان همچنین رهبری پروژه های شهرک سازی پس از اشغال کرانه باختری و نوار غزه در سال 1967 را بر عهده داشته اند و بر این باورند که مأموریت آنان بازپس گیری همه اراضی است که آنان متعلق به "اسرائیل" می دانند. آنان همچنین به قانون حاکم و نهادهای دمکراتیک اعتقادی نداشته و هیچ قید و بند اخلاقی یا انسانی یا سیاسی را نیز قبول ندارند. به همین سبب انتظار می رود که این گروه ها به اقدامات خشونت آمیز از جمله تیراندازی به نیروهای ارتشی یا تهدید به خودکشی دسته جمعی دست بزنند... الخ

                        علاوه بر این نکات، برخی بر این باورند که حساسیت سیاسی طرح عقب نشینی یکجانبه از آنجا نشأت می گیرد که این اولین باری در طول تاریخ "اسرائیل"است که این رژیم تصمیم به تخلیه شهرک هایی می گیرد که در داخل آنچه موسوم به منطقه تاریخی "اسرائیل" است، قرار دارند. به همین سبب نگرانی ها نسبت به پیامدهای امنیتی و سیاسی اجرای طرح بسیار زیاد است و برای اجرای آن یافتن بهانه های اخلاقی مناسبی لازم است که اکنون نه کابینه رژیم صهیونیستی و نه شهرک نشینان صهیونیست آن را در اختیار ندارند. به نوشته روزنامه بوستن گلوپ ـ در تاریخ 14 آوریل ـ همین مسائل ارتش "اسرائیل" را که از سرپیچی و نافرمانی نیروهای خود پیش یا در حین اجرای عقب نشینی به شدت بیم دارد، بر آن داشت که به رزمایش های گسترده و متعدد نظامی بر اساس احتمالات مختلف دست بزند تا به این ترتیب نیروهای خود را از نظر روانی برای انجام عقب نشینی آماده کند و مانع از بروز جنگ داخلی احتمالی میان ارتش و هزاران شهرک نشین صهیونیست شود.

                        صرف نظر از همه این احتمالات، اخیرا علائمی بروز کرده که علل حقیقی دست زدن آریل شارون به اجرای چنین طرحی به رغم همه مخاطراتش را نشان می دهد. به نوشته روزنامه فاینشنال تایمز در شماره روز 13 آوریل خود، شارون برای عقب نشینی از نوار غزه و بخش هایی از کرانه باختری در چهار مرحله تا پایان سال 2005 م. برنامه ریزی کرده است. مرحله اول این طرح با عقب نشینی از شهرک های اشغالی موراگ، نتزاریم و رفیح یام در نوار غزه آغاز می شود. در مرحله دوم صهیونیست ها از شهرک های اشغالی کادیم، گانیم، واتور و حومش در کرانه باختری تخلیه می شوند. در مرحله سوم نیز شهرک های اشغالی موسوم به مجموعه شهرک های گوش کاتیو در جنوب نوار غزه و نیز شهرک اشغالی کفار داروم در مرکز این منطقه تخلیه می شود. در مراحل چهارم و آخر این عملیات شهرک های صهیونیست نشین ایلی سینای، نیسانیت و دوگیت در شمال نوار غزه تخلیه می شوند. با پایان این عملیات صهیونیست ها عملا از 21 شهرک صهیونیست نشین در نوار غزه و چهار شهرک اشغالی در کرانه باختری بیرون می روند، اما کنترل مرزها، گذرگاه های زمینی و هوایی همچنان در دست "اسرائیل" باقی می ماند که در نتیجه نوار غزه به یک زندان بزرگ تبدیل می شود. مهم ترین علت های این عقب نشینی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

                        اول، با این اقدام روابط آمریکا و "اسرائیل" همانند گذشته در سطح بسیار نزدیک باقی می ماند. به ویژه که نخست وزیر اسرائیل در ماه آوریل سال 2004 میلادی موافقت رئیس جمهور آمریکا را برای انجام این طرح کسب کرده و اینک به خوبی می داند که در صورت عدم اجرای این طرح، آمریکا در تنگنا قرار می گیرد، زیرا بوش پیش از اجرای طرح پاداش هایی برای شارون در نظر گرفته بود که حمایت از نظرات "اسرائیل" در قضایای اختلافی با فلسطینیان مانند مرزها، آوارگان و شهرک ها از آن جمله است. به عبارت دیگر شارون تلاش می کند با اجرای طرح عقب نشینی سیل حمایت های آمریکایی به سوی رژیم خود را همچنان حفظ کند، همان ضمانت هایی که به "وعده بالفور دوم" شهرت یافت. مضاف بر آنکه اجرای این طرح می تواند فشارهای بین اللمللی بر رژیم صهیونیستی به سبب ادامه اشغال اراضی فلسطینی و تعهداتی را که به موجب قوانین بین المللی در قبال فلسطینیان به گردن دارد، کاهش دهد.

                        دوم، پافشاری نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر اجرای طرح عقب نشینی، به معنای علاقه مندی وی به عقب نشینی از اراضی اشغالی فلسطین یا آگاهی یافتن وی از نکات سلبی اشغال این اراضی نیست، بلکه او هدف دیگری از ورای این اقدام دارد و آن اینکه، عقب نشینی از نوار غزه که در آن اندکی بیشتر از 7500 شهرک نشین صهیونیست زندگی می کنند و حمایت و حراست از آنان هزینه های سنگین مالی و انسانی را بر دوش اسرائیل گذاشته است، زمینه را برای بقای این رژیم در کرانه باختری که بیش از 220 هزار صهیونیست در آن اسکان یافته اند، فراهم می کند و این رژیم (با پوشش تبلیغاتی حاصل از عقب نشینی از نوار غزه) می کوشد بخش هایی از کرانه باختری را نیز به "اسرائیل" ضمیمه کند که این امر در خلال تلاش های اخیر "اسرائیل" برای الحاق شهرک های صهیونیست نشین بزرگ در کرانه باختری به اراضی اشغالی 1948 و داخل دیوار حایل و نیز توسعه شهرک اشغالی معالیه آدومیم آشکار شده است. علاوه بر آن عقب نشینی ـ به گفته شارون ـ تصمیم بسیار مناسبی برای حفظ امنیت و جایگاه سیاسی و اقتصادی و جمعیتی ملت یهود در اراضی "اسرائیل" است. نکته مهم دیگر آنکه در "اسرائیل" این اتفاق نظر وجود دارد که نوار غزه به عنوان یک معضل راهبردی دشواری های زیادی برای "اسرائیل" ایجاد کرده است و عقب نشینی از این منطقه خواسته عموم صهیونیست هاست. بنابر نظرسنجی های انجام شده پس از شکست شارون در تصویب طرحش در حزب لیکود، 77 درصد از "اسرائیلی ها" از عقب نشینی فوری از غزه حمایت می کنند، علاوه بر آن شارون از آن بیم دارد که بدون انجام هیچ ابتکاری سیاسی صحنه سیاست را خالی کند که چه بسا ممکن است ابتکارات دیگری ظهور کند که به نفع "اسرائیل" نباشد که طرح ژنو از آن جمله است.

                        نظر بیشتر تحلیل گران بر آن است که طرح عقب نشینی بخشی از استراتژی فراگیری است که شارون تلاش می کند از طریق آن از اجرای طرح "نقشه راه" شانه خالی کند، همان طرحی که آمریکا آن را تدوین کرده و تلاش می کند به عنوان راه حل نهایی برای قضیه فلسطین بر طرف های درگیر تحمیل کند.

                        "اسرائیل" قصد دارد پس از انجام این طرح، پروژه دیگری در کرانه باختری به اجرا بگذارد. در این پروژه "اسرائیل" کرانه باختری را میان فلسطینیان و شهرک نشینان صهیونیست ساکن شهرک های اشغالی بزرگ این منطقه تقسیم می کند. مقامات صهیونیست با توسعه شهرک های اشغالی در کرانه باختری بخش اعظم منطقه موسوم به دشت اردن را به استثنای یک گذرگاه باریک میان منطقه اریحا و شهرک اشغالی آریل اشغال می کنند. به این ترتیب شهرک های اشغالی بزرگی مانند "مودعین" در شمال غربی رام الله که تا نزدیکی تل آویو امتداد دارد و شهرک اشغالی معالیه آدومیم که در شرق قدس اشغالی احداث شده است و شهرک اشغالی گوش عتصیون در میان شهرهای قدس و الخلیل در اختیار و سیطره کامل صهیونیست ها باقی می ماند و به این ترتیب رژیم صهیونیستی را قادر می سازد که بر بیش از 17 درصد از مساحت کرانه باختری سیطره یابد، مضاف بر آن که شهر بیت المقدس نیز به صورت کامل در اختیار این رژیم قرار می گیرد، زیرا در حدود 8 درصد از کل توسعه شهرک های صهیونیست نشین در کل فلسطین در این منطقه انجام شده است و هدف از آن ترسیم مرزهای دائمی برای این رژیم است.

                        .
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • به رغم آنکه "اسرائیل" به صورت رسمی وجود چنین طرحی را تکذیب کرده، اما نشانه هایی دال بر وجود چنین طرحی هست. اقدامات کابینه "اسرائیل" در اراضی فلسطینی نشین نیز بر وجود چنین طرحی گواهی می دهد. تغییر مسیر ساخت دیوار حایل و ایجاد گذرگاهی جدید که شهرک های اشغالی میان کرانه باختری و بیت المقدس را به یکدیگر متصل می سازد خبر از وجود چنین طرحی می دهد. به نوشته روزنامه ساندی تلگراف در شماره روز 11 آوریل سال 2005 این روزنامه، هدف از اجرای این کارها، محاصره کامل مناطق عرب نشین در شرق بیت المقدس با توسعه شهرک سازی ها در این منطقه به ویژه با احداث 9500 واحد مسکونی جدید در چارچوب توسعه شهرک های اشغالی بزرگ از جمله توسعه شهرک اشغالی معالیه آدومیم با ساخت 3500 واحد مسکونی جدید است. با توسعه شهرک های اشغالی به ویژه شهرک اشغالی معالیه آدومیم، مقامات صهیونیست قصد دارند این شهرک اشغالی را که در شرق بیت المقدس واقع است به شهرک اشغالی "تپه فرانسوی" در بیت المقدس غربی متصل سازند تا به این ترتیب مانع هر گونه اتصال میان شمال و جنوب کرانه باختری شوند. شارون با این اقدامات در حقیقت راه را بر هر گونه تلاش برای تشکیل دولت مستقل فلسطین با پیوند جغرافیایی مناطق مختلف آن که بتواند به حیات خود ادامه دهد، بسته است.

                          به رغم انتقادات بین المللی مطرح شده علیه توسعه شهرک های اشغالی و اعلان مخالفت رئیس جمهور آمریکا با این طرح در خلال دیدارش با شارون، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شارون بدون توجه به این انتقادات و اعتراضات بین المللی و مخالفت رئیس جمهور آمریکا طرح خود را اجرا کند و این در حالی است که بوش بار دیگر حق "اسرائیل" بر حفظ شهرک های بزرگ صهیونیست نشین در کرانه باختری را مورد تایید و حمایت قرار داده است و این بدان معناست که همچنان بر نظر خود درباره وعده هایی که در آوریل 2004 به شارون داده بود، پایبند است
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • مشاركت حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری
                            تصمیم هوشیارانه و حكیمانه

                            مرکز اطلاع رسانی فلسطین

                            وقتی حماس اولین انتخابات مجلس قانونگذاری را در سال 1996م. تحریم كرد‏، در معرض انتقادات برخی مقامات سیاسی و رسانه‌ها قرار گرفت. آن‌ها این موضع حماس را مخالف دموكراسی نامیدند و برخی هم آن را فرار از قرار دادن خود در معرض انتخاب مردم قلمداد كردند. چرا كه انتخابات تنها راه واقعی شناخت محبوبیت و جایگاه گروه‌های سیاسی در میان توده فلسطینیان است. پس از نه سال از موضع حماس مبنی بر تحریم انتخابات مجلس، این جنبش تصمیم به مشاركت در این انتخابات نمود و در یك كنفرانس مطبوعاتی در شهر نابلس این موضع خود را اعلام كرد. در این میان آنچه جای بسی شگفتی بود این كه كسانی كه در گذشته از تحریم انتخابات توسط حماس انتقاد كردند‏، مشاركت این جنبش در انتخابات آینده مجلس را هم به باد انتقاد گرفتند.

                            واقعا این موضعی حیرت‌آور است. بالاخره این‌ها از حماس چه می‌خواهند‏، مشاركت یا تحریم؟ این موضع و اظهارات ضد و نقیض برخی‌ها بر این نكته واضح دلالت دارد كه تصمیم حماس برای شركت در انتخابات این افراد را در تنگنا قرار داده است. آن‌ها به خوبی می‌دانند كه مشاركت حماس با این جایگاه عظیمی كه دارد‏، روشن خواهد كرد كه برخی گروه‌ها چه جایگاهی در میان ملت فلسطین دارند و آن‌ها را رسوا می‌كند و اریكه قدرتی را كه از دهه‌ها قبل بر آن تكیه زده و شمشیر مشروعیت كذایی را در مقابل مخالفان خود می‌كشیدند، متزلزل ساخت.

                            تصمیم حماس مبنی بر مشاركت خواب راحت را از چشمان آن‌ها ربود. این گروه‌ها و شخصیت‌ها می‌خواستند كه حماس انتخابات را تحریم كند یا این كه در آن برای تكمیل روند ظاهری دموكراسی مشاركت محدودی داشته باشد. اما ناگهان حماس تصمیم گرفت كه در انتخابات مشاركت كند و در این باره از اعلام جزئیات خودداری نمود. پر واضح است كه این مشاركت فعال خواهد بود و روند دموكراسی در فلسطین را در مسیر درست خود قرار می‌دهد.

                            تلاش‌های برخی گروه‌ها در جنبش فتح ـ حزب حاكم ـ برای به تعویق انداختن انتخابات به دلایل و بهانه‌های مختلف و اظهارات برخی شخصیت‌های فتح در نشست‌های داخلی این جنبش این نگرانی را در میان ملت فلسطین ایجاد كرده است كه احتمال دارد اراده و خواست فلسطینیان نادیده گرفته شود و شاهد انتخابات سالم و آزادی نباشیم و هر رای دهنده فلسطینی نتواند به حقی كه با رای دادن به دنبال آن است‏، برسد. چه بسا نتایج اولین مرحله انتخابات شهردای‌ها و شوراهای محلی در كرانه باختری و نوار غزه زنگ خطری برای این گروه‌ها بود كه پس از آن احساس كردند منافع و نفوذ و دارایی‌هایی كه به دست‌ آورده‌اند، به خطر افتاده است.

                            اكنون از محمود عباس رئیس تشكیلات خودگردان فلسطین كه اولین انتخابات را در دوره ریاست جمهوری خود برگزار می‌كند،‌ انتظار می‌رود كه با برگزاری انتخابات آزاد و سالم نشان افتخاری در تاریخ سیاسی خود به ثبت برساند و در این میان نباید تسلیم فشارهای افراد سودجو و فرصت‌طلب و فاسد شود. این افراد به جنبش فتح ضرر و زیان‌های زیادی زدند و چهره‌ مبارزاتی آن را خدشه‌دار كردند و عامل اصلی كاهش محبوبیت و جایگاه مردمی‌ و شكست‌ آن‌ در انتخابات شهرداری‌ها و اتحادیه‌ها و اصناف بودند.

                            به نظر ما تصمیم حماس برای مشاركت در انتخابات مجلس قانونگذاری تصمیم صواب و درستی بود و بر هوشیاری و بینش بالای سیاسی این جنبش در انتخاب وقت مناسب برای ورود به عرصه سیایس فلسطین از طریق انتخابات و صندوق‌های رای‌گیری دلالت دارد. هم‌اكنون انتخابات در این دوران و عصر وسیله‌ای برای انتخاب نمایندگان،‌ مسؤولان و حكومت‌هاست و البته كه شیوه صحیحی برای ایجاد اصلاحات واقعی با هدف ساماندهی وضع نابسامان فلسطین است تا این كه در مقابله با اشغالگران نژادپرست و زورگو كه هر موجود زنده‌ای را هدف قرار می‌دهند و انسان و سرزمین فلسطین از آن‌ها در امان نمانده است،‌ مقتدر و قوی باشد.

                            اولا،‌ اگر انتخابات شوراهای محلی و شهرداری‌ها و سپس مجلس قانونگذاری در زمان‌‌های مشخص شده خود و با سلامت و آزادی كامل برگزار شود،‌ پیروزی بزرگی برای دموكراسی نوپای فلسطین و درس مهمی برای حكومت‌های عربی و اسلامی است تا این كه اگر این كشورها می‌خواهند همپای كشورهای پیشرفته حركت كنند باید از این دموكراسی هم بهره‌ای ببرند و این شیوه را در پیش گیرند. بدون شك مشاركت حماس دموكراسی فلسطین را غنی‌تر می‌كند و به آن سرعت بیش‌تری می‌دهد نه این كه در مقابل آن‌ قرار می‌گیرد و بر سر راه آن موانع‌تراشی می‌كند.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • همکاری "اسرائیل" و آفریقا و تاثیر آن بر امنیت ملی کشورهای عرب



                              به قلم: دکتر مصطفی رجب

                              به استثنای "فلاشه" که یک اقلیت یهودی در اتیوپی محسوب می شود، می توان گفت که قاره آفریقا ـ بخش غیر عربی آن ـ بر خلاف آشنایی که با اسلام و مسیحیت داشته، آشنایی چندانی با یهود و یهودیت نداشته است و اگر هم آشنایی وجود داشته از طریق افراد و اقلیت های بیگانه ای بوده که در سایه سیطره استعمارگران اروپایی در این قاره حضور داشته اند. آشنایی آفریقا با یهود و "اسرائیل" پس از آن شکل گرفت که خبرهایی از دیگران به ویژه خود اسرائیلی ها و صهیونیست ها در این قاره سیاه پخش شد.

                              قاره آفریقا از چندین جهت برای "اسرائیل" اهمیت استراتژیک دارد که همسایگی برخی از کشورهای آن با کشورهای عرب از آن جمله است. همین امر موجب شد که بن گوریون ارتباط و توجه به آفریقا را در سیاست "اسرائیل" بسیار مهم اعلام کرد. برای نمونه توجه "اسرائیل" به اتیوپی به سبب حضور اقلیتی از یهودیان که اهمیت دینی و عقیدتی برای ملت یهود دارد، را می توان در این راستا ارزیابی کرد. نمونه دیگر این توجه به یهودیان آفریقای جنوبی معطوف است. این عوامل موجب شده است که جنبش صهیونیسم حتی پیش از اعلام تأسیس رژیم صهیونیستی و در زمان پیدایش این جنبش در اواخر قرن هجدهم، توجه ویژه ای به قاره آفریقا مبذول دارد. این توجه حتی پیش از برگزاری کنفرانس پازل در شهر بال سوئیس در سال 1897 نیز مشاهده شده است. در آن زمان تصمیم بر آن بود که علاوه بر فلسطین، دولتی یهودی در اوگاندا و آرژانتین نیز تشکیل شود.

                              صهیونیسم در طول تاریخ ظهور خود ارتباطش را با آفریقا قطع نکرده است، اما این ارتباط تا زمانی که لیبریا به عنوان اولین کشور مؤید تشکیل دولت "اسرائیل" حمایتش را از این رژیم اعلام نکرده بود، به سطح سیاسی نرسید. کشور لیبریا در سال 1947 به عنوان اولین کشوری بود که با طرح تقسیم فلسطین موافقت کرد و به عنوان سومین کشور جهان شناخته شد که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. دولت لیبریا اولین دولتی بود که با "اسرائیل" معاهده دوستی و همکاری امضا کرد و دیدارهای رسمی میان مقامات دو رژیم آغاز گردید. اتیوپی هم دومین دولت آفریقایی بود که با "اسرائیل" روابط برقرار ساخت، هر چند که از شرکت در رای گیری برای طرح تقسیم فلسطین امتناع کرده بود. خاطر نشان می شود که لیبریا و اتیوپی تنها دو کشور آفریقایی بودند که در جلسه رای گیری برای طرح تقسیم حضور داشتند. با آغاز سال 1967 میلادی "اسرائیل" 32 نمایندگی دیپلماتیک در آفریقا دایر کرده بود که 30 نمایندگی در حد سفیر و دو دفتر نمایندگی هم که در کشورهای آفریقای جنوبی و جزیره موریس بود در سطح کنسولگری بود. کشورهای آفریقایی هم در مقابل در تل آویو نمایندگی دیپلماتیک دایر کردند. این مرحله از روابط آفریقایی "اسرائیلی" شاهد سفر رسمی مقامات کشورهای آفریقای و رژیم صهیونیستی به یکدیگر بود. گلدا مایر وزیر امور خارجه "اسرائیل" در سال های 1958 تا 1963 به چند کشور آفریقایی از جمله لیبریا، سنگال، نیجریه و گینه سفر کرد. اسحاق بن زوی رئیس رژیم صهیونیستی هم در سال 1962 از پنج کشور آفریقایی دیدن کرد و اشکول نخست وزیر رژیم صهیونیستی هم در سال 1966 به چند کشور آفریقایی از جمله زئیر، اوگاندا، لیبریا، سنگال و ماداگاسکار سفر کرد.

                              نادیه سعد الدین (مجله المستقبل العربی شماره 292 ژوئن 2003) می گوید: حضور "اسرائیل" در شرق آفریقا به سبب عوامل چندی، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است:

                              1. موقعیت استراتژیک و بسیار مهم کشورهای شرق آفریقا به چند دلیل:

                              الف: برخی از این کشورها در کنار دریای سرخ قرار گرفته اند که این دریا به نوبه خود از موقعیت استراتژیکی در بین جهان عرب و قاره آفریقا از یک سو و قاره آفریقا و قاره آسیا از سوی دیگر، برخوردار است. در این دریا 380 جزیره وجود دارد که 126 جزیره به اریتره و 6 جزیره به جیبوتی تعلق دارد. علاوه بر آن مهم ترین راه انتقال نفت خلیج فارس و ایران به اروپای صنعتی و آمریکاست و از آنجا که راه ارتباطی میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه است، آن را به عنوان راه ارتباط دریایی نیروهای نظامی کشورهای مهم جهان از جمله آمریکا و اروپا و مناطقی که این کشورها در آنها نیرو مستقر کرده اند، محسوب می شود.

                              آنچه اهمیت این دریا را دو چندان می کند وجود کانال سوئز در شمال و تنگه باب المندب در جنوب این دریاست، زیرا هر کس که بر تنگه باب المندب یا کانال سوئز سیطره داشته باشد، می تواند بر کشتیرانی در این دریا نیز کامل مسلط باشد.

                              ب: 85% از سرچشمه های رود نیل به عنوان مهم ترین منبع آبی آفریقا در کشور اتیوپی قرار دارد. این رود از بیش از ده کشور عبور می کند و کشورهایی مانند مصر و سودان به سبب آنکه تنها رود جاری در آنها رود نیل است، به شدت به آب آن نیازمندند.

                              ت: کشورهای موسوم به "شاخ آفریقا" از موقعیت ژئوپولتیک بسیار مهمی برخوردارند، زیرا گذرگاه های دریایی بسیار مهمی از جمله دریای سرخ و اقیانوس هند در مجاورت آنها قرار گرفته است.

                              2. بخش کشاورزی به عنوان فعال ترین بخش بسیاری از کشورهای آفریقایی و منبع اصلی درآمد شمار زیادی از آنهاست. این وضع موجب شده است که "اسرائیل" از طریق اجرای پروژه های کشاورزی و خرید زمین های کشاورزی و تملک آنها، به شدت در آفریقا فعال است.

                              3. "اسرائیل" توجه به شرق آفریقا را بخش بسیار مهمی از سیاست های خود در جریان منازعه عربی ـ صهیونیستی می داند. همین امر موجب گردید که بن گوریون از سران سابق رژیم صهیونیستی توجه به شرق آفریقا را محور سوم منازعه اعلام کرد.

                              4. کشورهای آفریقایی به ویژه کشورهای شرقی این قاره، از مشکلات و عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی به جا مانده از عصر حضور استعمار در این قاره، رنج می برد، مضاف بر آنکه مشکلات ناشی از وابستگی، ساختار حکومت، درگیری ها و اختلافات مرزی و درگیری های نژادی و مذهبی همیشه کشورهای این قاره را در بر گرفته است.

                              اسرائیل از همه این ها برای تحقق اهداف خود در منطقه سود جسته است و البته ناگفته نماند که چنین وضعی به هیچ وجه به نفع همان کشورها نیست.

                              حسین معلوم در مقاله ای که در شماره 97 مجله "الوحده" که در اکتبر سال 1992 منتشر شد، نوشت که تلاش برای تسلط بر دریای سرخ یکی از مهم ترین هدف های راهبردی "اسرائیل" از زمان تأسیس این رژیم بوده و هست. این تلاش به ویژه پس از حضور یافتن رژیم صهیونیستی در خلیج عقبه در سال 1949 شدت یافت. رژیم صهیونیستی کوشیده است تا از این طریق راه تماس خود را با جهان خارج از طریق دریای سرخ هموار سازد. "اسرائیل" برای تحقق این هدف ابتدا حضور خود را در دریای سرخ تثبیت کرد تا بتواند منافع نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را از طریق این دریا پیگیری کند.این رژیم مرحله بعد را با اعمال نفوذ برای سیطره بر دریای سرخ ادامه داد و به همین منظور اراضی عربی در بخش شمالی این دریا را به اشغال درآورد و اندکی بعد در پی اشغال جزایر واقع در بخش جنوبی این دریا برآمد. یکی از علت های مهم این تلاش های اسرائیل، نگرانی عمیق این رژیم از این احتمال است که کشورهای عربی دریای سرخ را به یک دریای "عربی" تبدیل کنند و از آن پس کشتی های "اسرائیلی" را به محاصره درآورند. این نگرانی به ویژه با مسدود شدن مکرر تنگه های تیران و باب المندب در سال های 1967 و 1973 قوت گرفت. به همین سبب دریای سرخ و منطقه "شاخ آفریقا" از اهمیت ویژه ای برای "اسرائیل" برخوردار است و بر همین اساس "اسرائیل" همچنان برای تحقق اهداف خود و سیطره بر دریای سرخ از سه محور تلاش می کند:

                              از یک سو نیروهای مسلح خود را تقویت کرده و از سوی دیگر روابط سیاسی و دیپلماتیک بسیار نزدیکی با کشورهایی مانند اتیوپی برقرار کرده است و در بعد دیگر نیز از تمام توان خود برای استفاده از جزیره های دریای سرخ بهره می گیرد. شاید همین امر بتواند علت توجه بسیار زیاد "اسرائیل" به شرق آفریقا و مناطق نزدیک به دریای سرخ را در مقایسه با مرکز و غرب آن، تحلیل کند.

                              به همین سبب و به دلیل ارتباط میان لزوم ایجاد "عمق استراتژیک" و امنیت و توان تحقق اهداف توسعه طلبانه، "اسرائیل" تلاش زیادی را برای تقویت روابط خود با کشورهای آفریقایی به خصوص اتیوپی که از از طریق "اریتره" به دریای سرخ راه دارد، بکار گرفته است."اسرائیل" برای توسعه تلاش های خود در دریای سرخ برای مقابله با کشورهای عربی، کمک های اقتصادی و نظامی گسترده ای به اتیوپی ارائه می دهد تا در مقابل از اهداف راهبردی این رژیم در این دریا حمایت کند و اریتره همچنان تحت سیطره اتیوپی باقی بماند. شبکه عنکبوتی اطلاعاتی "اسرائیل" (موساد) به صورت فعال در اتیوپی و به ویژه در سواحل اریتره و البته با موافقت ایتوپی حضور دارد و در این مناطق فعالیت می کند. "اسرائیل" پا را از این هم فراتر گذاشته و در سال 1965 و به هنگام سفر موشه دایان به ایتوپی، موافقت تاسیس یک پایگاه نظامی را در اتیوپی از مقامات این کشور کسب کرده است. این رژیم همچنین در جزایر متعلق به اریتره به ویژه در نزدیکی تنگه باب المندب پایگاه های نظامی دایر کرده است. رژیم صهیونیستی همچنین با موافقت اتیوپی دو پایگاه نظامی را نیز در نزدیکی مرز میان اریتره و سودان تاسیس کرده و از طریق شرکت های متعدد بازرگانی خود در اریتره فعال است. شرکت های صهیونیستی مانند "آنکودی" (در تجارت گوشت)، سیا ( فعال در زمینه کشاورزی)، عمیران (فعال در عرصه های تجاری)، سولال بونیه در عرصه ساخت و ساز، اتا در عرصه پروژه های کشاورزی و شرکت اخوان ارون در عرصه واردات و صادرات و نیز اتحادیه ملی کارگران "هستدروت" در عرصه های بازرگانی و صنعت در اریتره و اتیوپی به صورت گسترده فعالند.

                              به دلیل پیوند امنیت "اسرائیل" به دریای سرخ، صهیونیست ها تمایل دارند که در حل قضایای مربوط به اختلافات در دریای سرخ به ویژه در آن بخش هایی که بر آزادی کشتیرانی و تجارت و همکاری اقتصادی با جهان خارج تاثیر می گذارد، به عنوان یک واسطه عمل کنند. علاوه بر آن "اسرائیل" تلاش می کند که اهداف مختلفی را متناسب با راهبردهای خود در دریای سرخ تحقق بخشد که از جمله مهم ترین آنها موارد زیر است:

                              - توسعه حضور نظامی و تثبیت آن و تامین منافع "اسرائیل" از طریق فراهم کردن امکانات لازم جهت حمله مستقیم به کشورهای عربی در تنگه باب المندب.

                              - ایجاد عمق استراتژیک در دریای سرخ جهت فراهم شدن امکان تحت نظر گرفتن هر گونه فعالیت نظامی کشورهای عربی در منطقه.

                              - تضمین ادامه تماس و امنیت خطوط دریایی نظامی و غیر نظامی "اسرائیل" میان اقیانوس هند و مدیترانه از طریق دریای سرخ و راه زمینی ایلات به بندرهای حیفا و عسقلان.


                              بر کسی پوشیده نیست که بعد اقتصادی روابط میان آفریقا و "اسرائیل" سنگ اساس ابعاد دیگر ارتباط میان "اسرائیل" و این قاره است که این امر یقینا امنیت ملی کشورهای عربی ( و اسلامی) را تهدید می کند. این امر از کشورهای عربی طلب می کند که روابط خود را با کشورهای آفریقایی تعمیق بخشند که این اقدام می تواند در چارچوب روابط میان اتحادیه عرب یا سازمان کشورهای آفریقا نیز صورت گیرد و البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که صهیونیسم به شدت در تلاش است تا به هر قیمتی شده بر منطقه مسلط شود.

                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • فتح و حماس

                                به قلم: عونی صادق

                                نشست کمیته مرکزی جنبش فتح در پایتخت اردن به هدف پایان دادن به اختلافات داخلی جنبش فتح یا آنچه در ادبیات سیاسی فلسطین "ساماندهی به امور داخلی فتح" و نه ساماندهی "امور داخلی فلسطین" ـ طبق نگرش جنبش فتح ـ مشهور است، برگزار گردید. این نشست با حل و فصل بخشی از اختلافات داخلی در جنبش فتح و نه همه ـ به ویژه که اعضای جنبش فتح بر این باورند که اختلافات اعضای کمیته مرکزی این جنبش غیر از آن اختلافاتی است که میان جریان های درونی جنبش فتح و خارج از چارچوب کمیته مرکزی آن وجود دارد ـ پایان یافت.

                                شماری از مسئولان جنبش فتح پیش از این و در چندین مناسبت اعلام کردند که اعضای کمیته مرکزی این جنبش نماینده بخش اعظم مطالبات اعضای جنبش نیستند. در سایه این اظهارنظرها و نگرش ها، بنا بر اخباری که به بیرون از نشست کمیته مرکزی درز کرد، در این نشست توافقاتی درباره برخی از اختلافات میان محمود عباس و فاروق قدومی در خصوص اختیارات وزیر امور خارجه ساف و وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان و انتصاب ها و حضور در جلسات و ریاست هیأت های نمایندگی به دست آمد، اما هیچ توافقی به عنوان نمونه برای مسأله ای مانند برگزاری ششمین کنگره سراسری جنبش فتح حاصل نشد.

                                به نظر می رسد قضایایی هم که برای فلسطینیان از اولویت زیادی برخوردار است مانند فعال سازی سازمان آزادیبخش (ساف) و برگزاری نشست مجلس ملی فلسطین و تشکیل هیأتی ملی به مثابه مرجع تشکیلات خودگردان و غیره، در این نشست به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفت و تنها از نگاه فتح و به ویژه کمیته مرکزی آن که به گفته برخی از کارشناسان در چارچوب امور روابط عمومی قرار دارد، به این موضوع ها نگریسته شد. تنها نتیجه مشهود این نشست فراخوان اعضای کمیته مرکزی فتح برای تشکیل کابینه وحدت ملی بود.

                                مخالفت جنبش حماس با این درخواست جنبش فتح برای شرکت در کابینه وحدت ملی پیشنهادی، نشان داد که بحران بی اعتمادی گسترده ای در میان فلسطینیان رواج دارد و هم تشکیلات خودگردان و هم گروه های فلسطینی و نیز عموم مردم فلسطین با آن مواجه اند و این بحران فراگیر موجب ناامیدی و سرخوردگی شهروندان فلسطینی را فراهم می آورد و تشکیلات خودگردان و گروه ها را از مقابله با دامی که حکومت شارون و دولت عبری نه تنها در نوار غزه، بلکه حتی در کرانه باختری و همه جوانب قضیه فلسطین برای فلسطینیان گسترده است، عاجز می سازد.

                                از یک سو، کابینه احمد قریع از زمان تشکیل تاکنون و پس از انتخاب محمود عباس به ریاست تشکیلات خودگردان نشان داده است که توان انجام هیچ کاری را ندارد و تحرکات عباس هم تنها سرپوشی بر ناتوانی این کابینه در عرصه خارجی بود و از سوی دیگر، بروز و ظهور ناامنی و هرج و مرج نشان داد که این کابینه حتی در عرصه داخلی نیز بسیار ناتوان است و همین امر موجب شد که احمد قریع تهدید کرد که در صورت ادامه این وضع استعفا خواهد کرد. به همین سبب تغییر این کابینه یک مسأله طبیعی تلقی می شود و تنها چیزی را که می شد به آن افزود پیشنهاد تشکیل "کابینه وحدت ملی" بود!

                                بزرگ ترین مشکل در موضوع "وحدت ملی فلسطین" در گذشته و حال تعریف جنبش فتح از این وحدت بوده است. فتح گمان می کند که این مشارکت فقط حضور طرف های دیگر در تایید تصمیمی است که فتح آن را مناسب دانسته و اتخاذ می کند و نه مشارکت واقعی در تصمیم گیری!

                                در زمان مرحوم عرفات رئیس فقید تشکیلات خودگردان وضع چنین بود و هم اکنون و در زمان محمود عباس هم این گونه است و هر رهبر و مسئول و جوان "فتحاوی" این را می داند و بر این باور است که فتح نماینده قانونی انقلاب، ساف، تشکیلات خودگردان و دولت است و در صورت بحرانی و پیچیده شدن وضع نیز تنها جایگزین آن فتح است!

                                از زمان توافق اسلو و تأسیس حکومت خودگردان، گفت و گو و کشمکش میان جنبش فتح و جنبش حماس فقط بر سر آن بود که چه کسی نماینده ملت فلسطین است. هر چند که جنبش جهاد اسلامی همچنان به اهداف و مواضع خود در قبال اسلو و راه های حل و فصل قضیه فلسطین پایبند مانده است، اما حماس اخیرا و با افزایش فشارها بر این جنبش و موفقیت آمیز بودن ضرباتی که به وسیله ترور برجسته ترین رهبران این جنبش بر آن وارد آمد، تلاش کرده است تا مواضع خود را با ضرورت های بازی سیاسی هماهنگ سازد، اما مشکل اینجاست که جنبش فتح به حماس اعتماد ندارد و جنبش حماس نیز چنین نگرشی نسبت به فتح دارد و منازعه بر سر اینکه کدام یک نماینده ملت فلسطین است در سایه عدم اعتماد متقابل میان دو طرف، مانع از دستیابی به توافقی ملی شده، هر چند که گاهی نوعی توافق سیاسی میان دو طرف مشاهده شده است.

                                جنبش حماس با شرکت در کابینه ائتلاف ملی که جنبش فتح خواستار تشکیل آن شده بود، مخالفت کرد. علت این تصمیم هم آن گونه که دکتر محمود الزهار اعلام کرد" بی اعتمادی این جنبش به محمود عباس به سبب امتناع وی از انجام توافقات میان دو طرف بوده است". این بدان معناست که این جنبش فقط به دلایل شخصی یا سیاسی این تصمیم را اتخاذ کرده است!

                                حقیقت این است که بی اعتمادی فراگیری میان رهبران و اعضای فتح از یک سو و میان فتح و حماس از سوی دیگر و میان فتح و سایر گروه های فلسطینی از طرف سوم، وجود دارد. ورود جنبش حماس به بازی سیاسی بر اساس معیارهایی که فتح تعیین کرده، اعتماد شهروندان فلسطینی را از حماس نیز سلب می کند و این جنبش را نیز به بی اعتمادی عمومی مشابه آنچه فتح به آن گرفتار است، دچار می سازد و در این صورت، مناقشه نه بر سر بهترین راه خدمت به ملت و آرمان و حقوق ملی اش که بر سر سهم خواهی های سیاسی خواهد بود و دیگر میان این سهم خواهی و مشکلات حقیقی شهروندان فلسطینی ارتباطی وجود نخواهد داشت!

                                * عدلی صادق از رهبران قدیمی جنبش فتح است و به سبب همین مقاله که در آن از اعضای کمیته مرکزی جنبش فتح انتقاد کرده است، عضویت وی به دستور فاروق قدومی دبیر کل جنبش فتح در این جنبش به حالت تعلیق درآمده است.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X