Announcement
Collapse
No announcement yet.
Palestine and the Great Middle east
Collapse
X
-
چالش های فراروی مسئله فلسطين در سال جديد
به قلم: طاهر شاش
روزنامه الاهرام 14/1/2006
بر اساس طرح نقشه راه، قرار بود در سال گذشته میلادی (2005) دولت دائم فلسطینی ـ پس از اجرای سه مرحله اصلی طرح نقشه راه ـ تشکیل شود ولی تمامی این امیدها به یاس مبدل شد و حتی جرج بوش پسر، مبدع اصلی طرح دو دولت (فلسطینی و صهیونیستی) نیز اجرای طرح نقشه راه را تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش بعید دانست.
سال جدید میلادی در حالی آغاز شد که تمامی اطراف درگیر در مسئله فلسطین ـ مستقیم یا غیر مستقیم ـ خود را در تنگنایی جدید احساس می کردند.
تشکیلات خودگردان از هر سو با چالش های مختلف رو به رو است. تشکیلات انتظار داشت که با انعقاد توافق نامه آتش بس که در ماه فوریه سال 2005 به امضای گروه های فلسطینی رسید، بتوان فضایی مناسب را برای ورود به مذاکرات نهایی با "اسرائیل" فراهم کرد؛ همچنانکه انتظار داشت که شارون به وعده های خود که در شرم الشیخ متعهد به اجرای آن شده بود، جامه عمل بپوشاند و به مرزهای پیش از انتفاضه عقب بنشیند، اسرای فلسطینی را آزاد کرده و دست از تجاوزات و جنایت های مکرر خود بردارد ولی شارون خلف وعده کرد و تجاوزات خود را تدوام بخشید که این مسئله واکنش گروه های فلسطینی و حملات موشکی آنان به شهرهای "اسرائیلی" را با خود به همراه داشت.
محمود عباس انتظار داشت که از یک سو مورد حمایت فتح و از سوی دیگر مورد حمایت گروه های مقاومت فلسطینی قرار گیرد ولی اختلافات داخلی فتح این روزها به حدی بالا گرفته است که اعضای این جنبش دست به سلاح بر می دارند و با این کار خود سهم عمده ای را در نابسامانی های امنیتی ایفا می کنند. از سوی دیگر ابومازن با چالشی دیگر به نام حماس رو به رو است. حضور جنبش حماس در انتخابات و رقابت شدیدش با جنبش فتح باعث می شود تا روند سازش با مشکلات جدید رو به رو شود.
مسائل داخلی "اسرائیل" یکی دیگر از خطرات پيش روي مسئله فلسطین است؛ همان طور که می بینیم سه حزب صهیونیست برای کسب کرسی های کنست به رقابت می پردازند که هر کدام دیدگاه های مربوط به خود را در رابطه با چگونگی برخورد با فلسطینی ها دارند، البته نباید این نکته را نیز فراموش کرد که این سه گروه در برخی مسائل با هم توافق نظر دارند که از آن جمله می توان به مخالفت با حق بازگشت فلسطینی ها، یکی کردن قدس شرقی و غربی و انتخاب این شهر به عنوان پایتخت "اسرائیل" و ابقای شهرک های صهیونیست نشین اشاره کرد.
در نگاهی موشکافانه به جامعه صهیونیست می بینیم که وخامت حال شارون به دگرگونی وضعیت داخلی "اسرائيل" انجامیده است. در حال حاضر گزارش های پزشکی در مورد وضعیت شارون از وخامت حال او حکایت دارند و این مسئله می تواند به کناره گیری کلی نخست وزیر بیمار رژیم اشغالگر قدس از عرصه سیاست بیانجامد و با نظر به این مسئله، از احتمال پیروزی حزب کادیما کاسته شود و این حزب موفق به کسب کرسی های زیادی در انتخابات آتی "اسرائیل" نشود.
در وضعیت کنونی بسیار سخت است که در مورد انعکاس مرگ شارون بر اوضاع داخلی "اسرائیل" و روند سازش سخن بگوییم. تنها می توان گفت که دو احتمال وجود دارد. نخست اینکه چنین شرایطی به بهبود وضعیت حزب کار و یا لیکود در انتخابات بیانجامد و این امکان نیز وجود دارد که رای دهندگان به منظور ابراز علاقه به نخست وزیر بیمار و تایید گرایش های راستی وی، به حزب کادیما رای دهند؛ پس روی هم رفته، پیش بینی نتایج انتخابات رژیم صهیونیستی و ماهیت دولتی که نتایج انتخابات آن را مشخص خواهد کرد، نیز مشکل است.
با همه این وجود، در این مورد شکی نیست که پیروزی حزب کار در جریان انتخابات، به این حزب اجازه می دهد که دولت آینده را به گونه ای تشکیل دهد که چرخ سازش میان دو طرف را به همان شکلی که عمیر پرتس اعلام کرده است، اندکی به پیش براند.
طبیعی است که تحولات داخلی رژیم صهیونیستی در انتخابات ماه جاری فلسطین نیز تاثیر بگذارد.
تشکیلات خودگردان، برگزاری انتخابات را به مشارکت اهالی قدس در انتخابات مشروط کرده است و تا کنون نیز دولت عبری تصمیمی را در این رابطه اتخاذ نکرده و موافقت و یا مخالفت خود را با حضور شهروندان ساکن قدس اشغالی نیز اعلام نکرده است. ضمنا در چنین وضعیتی بعید به نظر می رسد که دولت عبري با این مسئله موافقت کند، به ویژه آنکه هراس از پیروزی قاطع حماس در انتخابات را در دل دارد؛ مگر اینکه دولت آمریکا برای موافقت با مسئله برگزاری انتخابات در شهر قدس، "اسرائیل" را تحت فشار قرار دهد؛ البته این امکان نیز وجود دارد که فشارهای داخلی جنبش فتح برای تعویق زمان برگزاری انتخابات نیز موثر افتد که این مسئله خود در تناقض کامل با اصول دموکراسی است.
از جمله دیگر مشکلات و چالش های فراروی قضیه فلسطین، تهدیدات جدید کنگره آمریکا است. کنگره از دولت آمریکا خواسته است که در صورت پیروزی حماس در انتخابات، کمک های مادی خود به تشکیلات خودگردان را قطع کند. نکته عجیب اینجاست که اتحادیه اروپا نیز در این زمینه موضعی مشابه را اتخاذ کرده و خاویر سولانا از مسئولان برجسته این اتحادیه اعلام کرده است که در صورت پیروزی حماس در انتخابات، کمک های خود به تشکیلات خودگردان را قطع خواهد کرد.
از سوی دیگر، تشکیلات خودگردان نیز مخالفت آمریکا و اتحادیه اروپا با حضور حماس در انتخابات را رد می کند و این کار را دخالت آشکار و غیر قابل قبول در مسائل داخلی فلسطین می داند.
ابومازن بر این باور است که اجرای انتخابات، شکل گیری مجلس قانونگذاری و حضور حماس در پارلمان باعث می شود که این جنبش به صورت دواطلبانه دست از سلاح بردارد؛ ولی با این همه تاکید می کند که در صورت مخالفت صهیونیست ها با برگزاری انتخابات در شهر قدس، امکان تاخیر در انتخابات وجود دارد و این همان مسئله ای است که می تواند خشم جنبش حماس را بر انگیزد.
تمامی مشکلاتی را که در این مجال اندک بیان شد، بخشی از تمامی آن چالش هایی است که ملت فلسطین در سال جدید با آن رو به رو است ولی اين ملت مبارز به مقابله با مشکلات و بحران ها خو گرفته و همیشه در اندیشه تحکیم همبستگی ملی اش بوده است. در حال حاضر شدیدترین خطری که جامعه فلسطین را تهدید می کند، بروز شکاف و دو دستگی است که می تواند در آینده به نابسامانی های امنیتی بیانجامد.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
گريه بر شارون
به قلم:عبدالباری عطوان
احمد قریع ، نخست وزیر تشكیلات خودگردان تنها كسی نبود كه تاسف خود را از بیماری شارون ابراز داشت و به روزنامه نگاران گفت كه برای شفای شارون، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس نماز می خواند؛ صائب عریقات مذاكره كننده ارشد تشكیلات خودگردان نیز طی اظهاراتی، نگرانی خود را از پیامدهای منفی عدم حضور سیاسی شارون بر جریان صلح اعلام كرد.
این اظهارات نابخردانه و قرائت های نادرست از بازی های سیاسی، حكایت از ترویج تصویری دارد كه غرب از شارون درست كرده است. غرب از شارون تصویر مردی را ساخته كه در پی صلح است و تنها صهیونیستی است كه می تواند كشتی مذاكرات را به سمت ساحل تشكیل یك دولت مستقل فلسطینی بكشاند.
در این میان، شاید بتوان گفت كه كودكان فلسطینی ساكن اردوگاه های شهر خان یونس در بیان احساسات خود و شمار زیادی از عرب ها و مسلمانان بسیار صادقانه عمل كردند و با پخش شیرینی، شادی خود از سكته مغزی شارون و مرگ سیاسی وی ابراز داشتند.
در نگاهی به تاریخ می بینیم كه مسئولان دولت عبری و در راس آنها شارون به هیچ وجه در لحظه ای كه یاسر عرفات در بستر افتاده بود و با عوارض سمومی كه صهیونیست ها وارد بدنش كرده بودند، دست و پنجه نرم می كرد، برای او نماز نگذارند و برایش آرزوی سلامتی نكرده و حتی حاضر نشدند كه خوشحالی خود را از مرگ عرفات پنهان نگاه دارند چرا كه او را مانعی بر سر راه صلح می دیدند، مانعی كه باید در سریع ترین وقت و با استفاده از هر وسیله ممكن نابود كرد.
شاید در نظر شمار زیادی از عرب ها و فلسطینی های غربزده، كار كودكان فلسطینی ساكن اردوگاه های آوارگان شهر خان یونس، كاری خلاف تمدن باشد ولی چه انتظاری می توان از افرادی داشت كه پدران، برادران، خانه ها و حتی چند تكه لباس ژنده ای را هم كه داشتند، در جریان حملات بی امان نظامیان تابع فرمان شارون و كشتارهای هولناكی كه این مقام خونخوار صهیونیست در طول شصت سال زندگی ننگین خود به راه انداخته بود، از دست داده اند.
شارون، صهیونیست ها را نیز فریب داد. هنگامی كه به دروغ به آنها وعده تامین امنیت را داد. مسئولان آمریكایی و اروپایی را نیز فریب داد و این تفكر را در مغز آنان حك كرد كه شارون از یك گرگ وحشی به یك میش بی آزار تبدیل شده است و دوست دارد كه چند سال باقی مانده از عمرش را در راه اجرای نقشه راه صرف كند و سعی كرد كه عقب نشینی از غزه را اقدامی عظیم جلوه دهد.
در نگاهی دقیق تر می بینیم كه صهیونیست ها پیش از آنكه شارون زمام امور را در اختیار بگیرد، از امنیت بیشتر و حتی از چهره بین المللی بهتری برخوردار بودند. شارون پس از دیدار شوم خود از بیت المقدس روی كار آمد، دیداری كه به انتفاضه دوم انجامید؛ انتفاضه ای كه باعث افزایش عملیات های نظامی علیه صهیونیست ها شد و كشته شدن نزدیك به هزار "اسرائیلی" و ضعف بخش جهانگردی و اقتصاد دولت عبری را با خود به دنبال داشت.
شارون در صدد آن بود تا این توهم را در ذهن صهیونیست ها جای دهد كه با ساخت دیوار حائل و عقب نشینی از نوار غزه، می توان یهودی بودن دولت عبری و همچنین حفظ عرق یهودی "اسرائیل" را تضمین كرد و یهودیان را در برابر بافت جمعیتی رو به رشد فلسطینی ها در امان نگاه داشت؛ ولی زمان نشان داد كه یك میلیارد و نیمی كه این مسئول صهیونیست خرج ساخت دیوار حائل كرد، بی فایده بود چرا كه دیوار حائل نتوانست مانعی را بر سر راه شهادت طلبان فلسطینی برای وصول به نتانیا و الخضیره به وجود آورد، ضمن آنكه حملات موشكی مبارزان فلسطینی همچون سیلی به سمت شهرها و شهرك های صهیونیست نشین سرازیر می شود و با دقت به اهداف مشخص شده اصابت می كند.
شارون به بهانه جلوگیری از عملیات های مقاومت، كرانه باختری را مجددا اشغال كرد ولی این مسئله به افزایش عملیات علیه صهیونیست ها انجامید. شارون پیش از آنكه عرفات را با استفاده از سم بكشد، مقر او را نیز به محاصره خود درآورد چرا كه از نظر شارون، عرفات به عنوان مانعی بر سر راه صلح به شمار می آمد. نخست وزیر بیمار صهیونیست عامل اصلی ناامنی ها و نابسامانی های امنیتی در كرانه باختری و نوار غزه بود.
متاسفانه با تمامی این وجود، مسئولان غربی برای او می گریند و دست دعا برای شفایش بر می دارند چرا كه شارون به نظر آنه تنها كسی است كه می تواند روند صلح را به پیش برد. آری! اروپایی هایی كه انتظار می رفت، در تحلیل های سیاسی خود از شارون بسیار علمی عمل كنند، فراموش كرده اند كه شارون همان مردی است كه تمامی توافق نامه صلح میان عرب ها و "اسرائیل" - از كمپ دیوید یك و دو گرفته تا توافق نامه اسلو - را رد و زیر پا گذاشت و از اجرای تعهداتی كه به عرب ها داده بود، سر باز زد.
در نگاهی به زندگی سرتاسر جرم و جنایت این نخست وزیر ددمنش دولت عبری، می بینیم كه شارون همان فردی بود كه شهرك صهیونیست نشین "معالیه آدومیم" را با هدف محاصره شهر قدس، جدا كردنش از كرانه باختری و اسكان شهرك نشینان صهیونیست مقیم نوار غزه در آن، گسترش داد و 350 مایل مربع از زمین های قدس و اطراف آن را به منظور ساخت شهرك های جدید صهیونیست نشین مصادره كرد و شهرك های موجود را نیز گسترش داد، یعنی اینكه مساحت اشغال شده در كرانه باختری، دو برابر مساحت آزاد شده در نوار غزه بود.
سیاست های یك جانبه شارون باعث هرج و مرج در نوار غزه و كرانه باختری شد. شارون با زیر پا گذاشتن تمامی بندهای مربوط به توافق نامه آتش بس كه در شرم الشیخ به امضا رسیده بود، اعتباری را كه محمود عباس در نزد فلسطینی ها داشت، از بین برد.
آری! نخست وزیر بیمار صهیونیست بر خلاف اموری كه در توافق نامه آتش بس متعهد به اجرای آن شده بود، دست از شهرك سازی بر نداشت، همچنان به ترور رهبران جهاد و گردان های الاقصی ادامه داد، اسرای فلسطینی را آزاد نكرد و به منظور فشار هر چه بیشتر به اقتصاد فلسطین، 376 ایست بازرسی را در كرانه باختری ایجاد كرد.
به هر حال، مرگ سیاسی شارون بیش از آنكه به نفع فلسطینی ها باشد، به نفع "اسرائیلی ها" خواهد بود چرا كه این مقام برجسته دولت عبری رویای دروغین امنیت و آرامش را به صهیونیست ها فروخت. شارون به خوبی با نقطه ضعف جامعه صهیونیست آشنا بود و می دانست كه صهیونیست ها از عقده هستریك ترس رنج می برند و همیشه در پی ژنرالی هستند كه بتواند امنیت را برای آنان به ارمغان آورد.
فلسطینی ها هرگز به خاطر مرگ شارون و یا هر مسئول دیگر صهیونیست كه فلسطینیان را به عنوان نمونه ای برای آزمایش سلاح های آمریكایی و صهیونیستی می دانستند و هزاران زن و مرد و كوچك و بزرگ فلسطینی را هدف گلوله های خود قرار داده اند، قطره اشكی نخواهند ریخت و حتی اگر روزی فلسطینی ها به خاطر مرگ شارون شیرینی پخش كنند، نباید سرزنش شان كرد و آنها را به بی تمدنی متهم كرد و صد البته اگر بلایی كه شارون بر سر فلسطینیان آورد، بر سر هر قوم دیگری می آورد، نتیجه چیزی جز این نبود.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
سرنوشت ابومازن با برگزاری انتخابات گره خورده است
به قلم : حافظ البرغوثی
تبلیغات انتخاباتی در فلسطین در حالی ادامه دارد که همچنان شک و تردید نسبت به برگزاری انتخابات در موعد مقرر آن وجود دارد و هنوز به یقین نمی توان گفت که این انتخابات برگزار می شود. این در حالی است که زمان مقرر برگزاری انتخابات در بیست و پنجم ماه جاری میلادی نزدیک می شود. تشکیلات خودگردان از زبان ناصر القدوه وزیر امور خارجه اش هشدار داده است که اگر اسرائیلی ها در آخرین لحظه هم مانع تراشی و از رای دادن ساکنان قدس در داخل این شهر جلوگیری کنند، انتخابات لغو خواهد شد.
علی رغم این، نگرانی های اصولی فلسطینیان نسبت به عدم برگزاری انتخابات تنها به مانع تراشی های رژیم صهیونیستی مربوط نمی شود بلکه عوامل داخلی هم دارد. حتی آن هایی هم که بسیار خوشبین هستند از حمله به مراکز رای گیری به خصوص در منطقه آشوب زده نوار غزه بیم و هراس دارند. تشکیلات خودگردان تاکنون نتوانسته است مجموعه های مسلح وابسته به خانواده های بزرگ نوار غزه را کنترل کند و از حملات باندهای مواد مخدر به مراکز پلیس در این منطقه جلوگیری نماید.
بر اثر این حملات دو پلیس کشته شدند و به دنبال آن نیروهای پلیس هم در اعتراض به بازداشت نشدن عاملان این حادثه راه ها و گذرگاه رفح را بستند و به مراکز حکومتی را حمله کردند.
اشغالگران صهیونیست نیز به نوبه خود از تبلیغات انتخاباتی در قدس جلوگیری می کنند و هر نامزدی را که وارد این شهر می شود بازداشت می کنند. همچنین در اطراف شهرها ایست های بازرسی دایر کرده و از فعالیت و تردد ساکنان شهرهای شمال کرانه باختری و مسافرت آن ها به مرکز این منطقه جلوگیری می کنند. به دنبال اعلام مقررات منع رفت و آمد در این منطقه 750 هزار نفر در زندانی بزرگ قرار گرفته اند و از تردد آن ها و سفر نامزدهای انتخاباتی از نوار غزه به کرانه باختری و بالعکس ممانعت می شود که این خود به معنای فلج شدن کامل تبلیغات انتخاباتی است.
عملا تبلیغات انتخاباتی به دور از هر گونه شور و شوق انتخاباتی است و در روزنامه ها هم خبری از تبلیغات انتخاباتی نیست و نامزدهای انتخابات با نصب پوستر و ملاقات با مردم و دادن وعده تبلیغ می کنند.
علی رغم این که بیش تر رهبران فتح به علت بحران داخلی این جنبش و وجود چهره های ناشناخته در لیست انتخاباتی آن و ضعیف بودن فعالیت های تبلیغاتی در مقابله با تبلیغات گسترده و منظم جنبش حماس ـ که مبتنی بر برگزاری جشنواره ها، نشست ها و ملاقات های مردمی است ـ همچنان خواهان به تعویق انداختن انتخابات هستند، اما محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان بیش از همه بر برگزاری انتخابات در موعد خود تحت هر شرایطی تاکید می کند و حماس نیز که فرصتی بهتر از این برای اثبات جایگاه مردمی خود و ورود مقتدرانه به مجلس ندارد، در این باره از او حمایت می کند ؛ به خصوص این که رقیب اصلی حماس یعنی فتح از بحران داخلی رنج می برد.
ابو مازن آمریکایی ها را به ضرورت برگزاری انتخابات با مشارکت حماس ـ که پایبندی اش به آتش بس را به اجرای انتخابات منوط کرده است ـ قانع کرده است.
واشنگتن هم دو مقام آمریکایی را برای اقناع اسرائیلی ها در خصوص مشارکت ساکنان قدس در انتخابات به فلسطین اشغالی اعزام کرد. محمود عباس راه خروج از بحران داخلی خود را در برگزاری انتخابات می بیند و از این رهگذر تلاش می کند که از بار مسئولیت هایش بکاهد و مجلس قانونگذاری جدید و احزاب شرکت کننده در آن هم بخش هایی از این مسئولیت ها را متحمل شوند.
به همین خاطر ابومازن نهایت تلاش خود را برای اقناع نامزدهای فتح که به عنوان افراد مستقل ثبت نام کرده بودند، برای عقب نشینی و خالی کردن صحنه برای نامزدهای این جنبش مبذول داشت تا از این طریق از پراکنده شدن آرای هواداران فتح جلوگیری کند ؛ به ویژه این که نیروها و اعضا و هواداران جنبش مقاومت اسلامی حماس کاملا سازمان یافته و منظم فعالیت می کنند و همگی به عنوان یک تشکل یکپارچه به لیست انتخاباتی حماس و نامزدهای آن در مناطق رای می دهند.
اما تبلیغات انتخاباتی جنبش فتح که دکتر نبیل شعث متولی آن است، بسیار ضعیف و به دور از هر گونه فعالیت و راهپیمایی مردمی است و شعث کاملا رئیس لیست انتخاباتی فتح یعنی مروان برغوثی را در پوسترهای تبلیغاتی نادیده گرفته و پوستری از وی به چاپ نرسانده است.
همین مسأله باعث شد که برغوثی شخصا از داخل زندان بیانیه ها و اطلاعیه های انتخاباتی منتشر و در آن برنامه ها و سیاست های لیست فتح را اعلام و از عملکرد منفی تشکیلات خودگردان انتقاد کند. هواداران او هم به دنبال نادیده گرفته شدن برغوثی در تبلیغات انتخاباتی فتح، فعالیت های تبلیغاتی جداگانه ای را تدارک دیدند و پوسترها و عکس هایی از او منتشر می کنند.
اکنون سؤال اینجاست که آیا انتخابات در امنیت کامل برگزار می شود و نهادهای تشکیلات خودگردان می توانند از مراکز و صندوق های رای گیری حفاظت کنند؟
محمود عباس با صدور دستوراتی به سازمان های امنیتی و پلیس برای حمایت از مراکز رای گیری به این سؤال جواب داده است. اما باید گفت که چه کسی از حملات شبه نظامیان مسلح به صندوق های رای گیری و ربودن این صندوق ها جلوگیری می کند؟ و ابومازن در صورت شکست انتخابات چه واکنشی خواهد داشت؟ آیا استعفا خواهد داد؟
برخی ترجیح می دهند که ابو مازن استعفا دهد. علت آن هم این است که وی معتقد است راهی جز توسعه مشارکت سیاسی نیست و درصورتی که در این باره ناکام ماند، دیگر نیازی به ماندن وی در این شرایط نامناسب و آشوب زده نیست.
روزنامه البیان چاپ اماراتنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
فرهنگ واژه های صهيونيستی
(بخش دوم)
سازمان های اطلاعاتی "اسرائيل"
اين سازمان ها محصول تجربه جنبش جهانی صهيونيسم و تلاش های اين سازمان در گردآوری اطلاعات و تحليل و بهره گيری از آن است. رژيم صهيونيستی برخی از سازمان های اطلاعاتی صهيونيسم جهانی و آژانس يهود را به ارث برد و آن را توسعه داد و سازمان ها و دستگاه های تازه ای بر اساس نيازهای سياسی و برنامه های خود تشكيل داد.
محور اصلی تلاش های سازمان اطلاعات "اسرائيل" عليه ملت فلسطين و كشورهای عربی متمركز است تا بتواند از مقاصد، اهداف، توانايی های سياسي، اقتصادي، نظامی و انسانی ملت فلسطين و كشورهای عربی اطلاع يابد و همزمان تلاش می كند در منطقه به خرابكاری دست بزند و برای آنچه ما آن را "تلاش برای افزايش عمق استراتژيك" اين رژيم می ناميم، می كوشد از اين دو نقش ويژه به نحو احسن استفاده كند تا در صورت موفقيت بتواند در داخل كشورهای عربی نفوذ كند تا از ضعف خود در كمبود عمق استراتژيك و محدوديت جغرافيايی اش بكاهد.
سازمان اطلاعات "اسرائيل" از يك اداره اصلی ناظر بر ديگر سازمان های تابعه به نام "اداره امنيت ملي" و پنج سازمان زير مجموعه تشكيل شده است. "اداره امنيت ملي" وظيفه ايجاد هماهنگی تخصصی و تعيين و تقسيم وظايف و عرصه های فعاليت سازمان های تابعه را بر عهده دارد. اين سازمان (اداره امنيت ملي) را يك شورا كه رياست آن را كميسر امنيت ملی بر عهده دارد، اداره می شود. اعضای اين شورا نيز رؤسای همان سازمان های تابعه اين اداره هستند. رئيس شورا (كميسر امنيت ملي) به صورت مستقيم با نخست وزير در ارتباط است و از طرف وی مسئول نظارت بر سازمان های پنجگانه و برنامه ريزی برای فعاليت های اين سازمان ها را بر عهده دارد. سازمان های پنجگانه وابسته به اداره امنيت ملی رژيم صهيونيستی به شرح ذيل است:
1. دفتر مركزی اطلاعات و امنيت: اين سازمان با نخست وزير در ارتباط است. اين سازمان مسئول اصلی فعاليت های خارجی اطلاعاتی رژيم است و به گردآوری اطلاعات به دست آمده از جاسوسان و مزدوران و سازمان های همكار می پردازد و سپس اين اطلاعات و داده ها را تجزيه و تحليل می كند. كار ديگر اين سازمان جاسوسی و جنگ روانی عليه ملت فلسطين و كشورهای عربی است و يك سرويس اجرايی به نام "موساد" دارد.
2. اداره اطلاعات نظامی موسوم به "أمان".
3. اداره امنيت داخلی موسوم به شاباك يا شين بت.
4. اداره تحقيقات ويژه پليس
5. اداره تحقيقات وزارت خارجه
برای آموزش و تربيت افراد متخصص اين سرويس ها و سازمان ها مراكز و مدارس و دوره هايی برپا می شود.
سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستی همكاری بسيار نزديكی با شماری از سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی كشورهای دوست اين رژيم دارد كه سازمان اطلاعات و جاسوسی آمريكا موسوم به سيا از آن جمله است.
موساد
سازمان جاسوسی موساد به صورت رسمی در تاريخ 2/3/1951م. به دستور ديويد بن گوريون نخست وزير وقت رژيم صهيونيستی تشكيل شد. اين سازمان يك ماه پس از تاسيس فعاليت خود را زير نظر بنيانگذار و اولين رئيس خود به نام ريفين شيلوح آغاز كرد. اين سازمان ابتدا "مؤسسه" هماهنگی (به زبان عبری "هاموساد ليتيوم") نام گرفت، اما نام وی در سال 1963 تغيير يافت و "مؤسسه اطلاعات و مأموريت های ويژه"نامگذاری شد.
سازمان موساد سلاح سری "اسرائيل" در خارج است و يكی از شاخه های اصلی آن به شمار می آيد. اين سازمان به تعبيری وزارت امور خارجه سری "اسرائيل" است كه مأموريتش هماهنگی مأموريت های مشترك با كشورهايی است كه به دلايلی مانند دينی يا جغرافيايی يا سياسی نمی تواند با آنها روابط ديپلماتيك برقرار كند.
موساد بيشتر فعاليت های خود را از طريق مؤسسات رسمی و غير رسمی صهيونيستی انجام می دهد. برخی از اين سازمان ها فقط برای كارهای ويژه و محدودی مانند پوشش دادن به فعاليت مزدوران و جاسوسان تأسيس شده اند.
افسران موساد در بسياری از كشورها در قالب ديپلمات فعاليت می كنند تا بتوانند تبادل اطلاعات خود را با سازمان های جاسوسی ساير كشورهايی كه "اسرائيل" در آنها نمايندگی دارد، انجام دهند. اين افراد به ظاهر ديپلمات مسئول اداره تماس ها هستند و به عنوان رابط و كانال انتقال و نيز توجيه و آموزش جاسوسان برای فعاليت در چارچوب اهداف برنامه ريزی شده، عمل می كنند.
امان
يكی ديگر از سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی "اسرائيل" است. اين سازمان از نظر اداری بخشی از ستاد كل ارتش رژيم صهيونيستی است و زير نظر رئيس ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستی فعاليت می كند، اما در برنامه ريزی كلی مسئول اجرای مصوبات شواری عالی امنيت ملی رژيم صهيونيستی است و به اين ترتيب با اداره اطلاعات نظامی يا سازمان های مشابه در ارتش های ديگر مشابهت دارد.
اصطلاح "امان" از عبارت عبری "أگاف موديعين" اخذ شده و به معنای دفتر اطلاعات است. اين سازمان مسئول اطلاعات نيروهای مسلح و گردآوری اطلاعات نظامی راهبردی و عملياتی و تاكتيكی و ميدانی از نيروهای مسلح كشورهای عربی و نيز امكانات سياسی و اقتصادی اين كشورها برای استفاده از آن در جهت تقويت نيروهای مسلح و بهره برداری از آن در جنگ ها، است. امان اين اطلاعات را تجزيه و تحليل و سپس نتيجه گيری می كند. اين سازمان همچنين در تدوين طرح های جنگی و هماهنگی با ساير سازمان های اطلاعاتی مشارك می كند. شماری از افسران اين سازمان كه در مرزها و مناطق جنگی مستقر هستند و نيز افسران اطلاعاتی كه از وسايل شناسايی و مراقبت و جمع آوری معلومات زميني، دريايي، هوايي، بی سيم، الكترونيكی و اطلاعات به دست آمده از ماهواره ها و ساير وسايل شناسايی و مراقبت استفاده می كنند، در گردآوری و تحليل و تجزيه و نتيجه گيری از اطلاعات به دست آمده همكاری می كنند.
اطلاعات خارجی نيز از طريق وابسته های نظامی وابسته به امان و كارمندان سفارتخانه های رژيم صهيونيستی در ساير كشورها به اين سازمان انتقال می يابد. اطلاعات از طريق شبكه های جاسوسی فعال در خارج و از ميان سازمان های اطلاعاتی وابسته به كشورهای دوست "اسرائيل" و همكاری كننده در راستای اطلاعات نظامی و مبادله آن نيز به اين سازمان ارائه می شود.
امان چندين بخش مختلف از جمله اطلاعات تاكتيكي، بخش های اطلاعات زميني، هوايی و دريايی دارد. اين سازمان در تدوين و تهيه تحقيقات راهبردی ويژه درباره ارزيابی امكانات كشورهای عربی و توانايی های نظامی و ارزيابی مواضع سياسی اين كشورها مشاركت می كند. سرويس جاسوسی نظامی رژيم صهيونيستی همچنين يك بخش ويژه تبليغاتی دارد كه ارتباط بسيار نزديكی با خبرنگاران خارجی مستقر در "اسرائيل" به ويژه خبرنگاران بخش های نظامی دارد. اين بخش حق دارد بر همه آنچه درباره ارتش رژيم صهيونيستی منتشر می شود، نظارت كند.
يكی از نكات مهمی كه بايد درباره امان يادآور شد، آن است كه اين سازمان پس از آنكه در آگاهی از آمادگی های كشور مصر برای جنگ اكتبر سال 1973 ناكام ماند پاك سازی و سپس توسعه داده شد.
شاباك
سازمان امنيت عمومی و اطلاعات داخلی "اسرائيل". كلمه شاباك اختصار دو عبارت عبری "شيروت بيتاحون و شيروت بيون" و كلمه "كلالي" است كه معنای آن خدمات امنيتی و خدمات اطلاعاتی كل است. دو كلمه اول به اختصار "شين بت" خوانده می شود، اما پس از آنكه كلمه "كلالي" به معنای "عام" بدان افزوده شد، اين سازمان "شاباك" نام گرفت.
اصلی ترين ماموريت شاباك مبارزه با جاسوسی و خرابكاری در داخل و كنترل پست و تماس های تلفنی و بی سيم و كشف توطئه عليه دولت و زير نظر گرفتن فعاليت های اطلاعاتی بيگانه و شبكه های جاسوسی در داخل است.
شاباك در بسياری از سازمان ها و نهادها و مؤسسات و احزاب صهيونيستی و داخلی جاسوسان و مزدورانی دارد. اين سازمان تا سال 1950 به ارتش رژيم صهيونيستی وابسته بود، اما در آن سال به وزارت جنگ ضميمه و بعدها مستقل گرديد و زير نظر مستقيم نخست وزير قرار گرفت و اين وضع هم اكنون نيز ادامه دارد.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
پاسخ به برخی پرسش ها درباره شركت "حماس" در انتخابات مجلس قانونگذاری
سپاس و ستايش مخصوص خداوند متعال است و درود و سلام بر فرستاده بر حقش حضرت محمد بن عبدالله و آل و اصحابش و همه انبيا و مرسلين.
از آنجا كه جنبش اسلامی و به ويژه انجمن "تغيير و اصلاح" خواهان نزديكی با عموم ملت مجاهد و پايدار فلسطين است، تصميم گرفتيم در اين گزارش به برخی از پرسش های مطرح در جامعه فلسطين درباره شركت جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری پاسخ دهيم.
- چرا حماس در اولين دوره از انتخابات مجلس قانونگذاری در سال 1996م. شركت نكرد؟
به رغم روشن بودن حكم شرع درباره شركت در انتخابات مجلس قانونگذاری كه آن را مباح می داند و مسأله فقط در درستی يا اشتباه بودن مشاركت و توازن ميان منافع و مفاسد و نقاط مثبت و منفی اين امر خلاصه می شود، جنبش حماس با تحليل وضعيت سياسی تصميم گرفت كه در انتخابات سال 1996م. شركت نكند و مشخص شد كه اين تصميم و نظر از نظر تحليلی صحيح بوده است، زيرا اشغالگران همه توافقات را زير پا گذاشتند و آنها را انكار كردند و به تجاوزات و جنايت های خود عليه ملت فلسطين ادامه داد و همه چيز را مورد حمله قرار داد و گزينه صلحی كه در توافق ننگين اسلو ادعا شده بود، سرابی بيش نبود و از آن جز نام چيزی باقی نماند، زيرا ملت فلسطين آن را رد و هفت سال بعد بر گزينه مقاومت تاكيد كرد و انتفاضه مبارك الاقصی آغاز گرديد و عقب نشينی اشغالگران صهيونيست از غزه فقط زير ضربات مهلك مقاومت انجام گرفت كه اين امر خود نشان دهنده تحليل درست حماس بود.
به همين سبب عدم مشاركت حماس در آن انتخابات كه هدف از آن مشروع جلوه دادن توافقات با دشمن بود، انكار اصول و مبادی ملی و قضايای سرنوشت ساز ملت فلسطين كه بر خرد و كلان آشكار است و همه ملت فلسطين در داخل و خارج بر آن اتفاق نظر دارند، تلقی نمی شود.
- چرا حماس تصميم به ورود به مجلس قانونگذاری و مشاركت در انتخابات گرفته است؟
پس از آنكه سال های شكست سياسی و اجتماعی و اقتصادی و سوء استفاده اشغالگران از دروغ صلح موهوم به پايان رسيد و شارون با موافقت كابينه باراك نخست وزير وقت رژيم صهيونيستی به همراه سه هزار تن از نيروهای پليس رژيم صهيونيستی حريم مسجد مبارك الاقصی را نقض كرد، ملت فلسطين به همراه همه گروه ها و نيروها و اقشار و طبقاتش به ندای الاقصی پاسخ گفت و كشتار فجيعی در حرم مقدس اين مسجد صورت گرفت و فلسطينيان در آن به خاك و خون كشيده شدند و از نتايج مبارك اين انتفاضه حمايت همه گروه ها از گزينه مقاومت و بيرون راندن اشغالگران از سرزمين فلسطين بود و اين خبر كه مقاومت كوتاه ترين راه برای بيرون راندن اشغالگران از سرزمين های اشغالی است، محقق شد و پس آنكه تغييرات تازه ای نه فقط در سطح فلسطين كه در صحنه جهانی پديد آمد و آمريكای قدرت طلب پس از تجاوز به عراق تلاش كرد كه سياست خود را بر تمام منطقه تحميل كند و توطئه های خود را در منطقه عملی سازد، جنبش حماس تصميم گرفت كه با اين توطئه ها در همه عرصه ها به مقابله برخيزد، زيرا مبارزه همان گونه كه می تواند از طريق ورود به ميدان سياست با تكيه بر اصول ثابت ملی صورت پذيرد می تواند در قالب مسلحانه نيز باشد.
به همين سبب حماس شعار تغيير و اصلاح را در اتحاديه ها و شوراهای شهر و روستا و نيز در انتخابات مجلس قانونگذاری طرح كرد و اين شعار مورد پذيرش و حمايت عموم فلسطينيان قرار گرفت كه اين امر نشان دهنده ميزان نياز و عطش مردم به ايجاد تغيير و مبارزه با فساد و تحقق اصلاحات در كليه زمينه هاست، به همين علت جنبش حماس تصميم گرفت كه به دلايل مختلف زير وارد مجلس قانونگذاری شود:
"از آنجا كه نسبت به ملت خود و قضيه عادلانه اش احساس مسئوليت می كنيم و برنامه اصلاح و آزادسازی را بر دوش گرفته ايم و اين برنامه توانسته است مشكلات ملت را كاهش و پايداری اش را افزايش دهد و از اين ملت در برابر فساد حمايت كند و عدالت را در توزيع ثروت ها و برابری فرصت ها محقق سازد و از آنجا كه به تقويت وحدت ملی اعتقاد راسخ داريم، جنبش حماس تصميم گرفت تا در انتخابات مجلس قانونگذاری شركت كند و تلاش اين جنبش بر آن است تا نظامی سياسی در فلسطين بر مبنای تكثر سياسی و احترام متقابل به وجود آورد تا اين نظام بتواند به نيازهای اين مرحله سرنوشت ساز و حساس بر اساس توجه و عنايت به اصل اسلامی بودن قضيه فلسطين پاسخ دهد و از حذف و چشم پوشی از حقوق ملی فلسطينيان جلوگيری و از برنامه مقاومت حمايت كند و اهداف متعدد ديگری را نيز كه در برنامه انتخاباتی ليست "تغيير و اصلاح" آمده است، محقق سازد".
- نظر حماس درباره تفاوت ميان سلاح مقاومت كه مورد اجماع فلسطينيان است و هرج و مرج سلاح چيست؟
آشوبگران در پی محقق ساختن اهداف مرموزی هستند و همگان كسانی را كه عامل اين وضع هستند می شناسند و سلاح مقاومت با اين هرج و مرج ارتباطی ندارد و به همين سبب "حماس همه امكانات موجود را برای پايان دادن به آشوب ها و هرج و مرج و ناامنی بكار می گيرد و برای تحقق اين امر از تصويب قوانين لازم نيز دريغ نخواهد كرد، زيرا سلاحی كه در هرج و مرج و آشوب بكار گرفته می شود، وجهه مقاومت را مخدوش می كند و بهانه ای به دست دشمنان می دهد تا خواهان خلع سلاح مقاومت شوند.
- نظر جنبش حماس درباره ورود به كابينه فلسطين چيست؟
هنگامی كه "حماس" تصميم به ورود به عرصه انتخابات مجلس قانونگذاری گرفت، می دانست كه اين امر می تواند زمينه ساز حفظ مصالح و منافع عليای ملت فلسطين و اصول تفكيك ناپذير و غير قابل سازش، باشد به اين سبب تصميم ورود به كابينه نيز با مسائل مذكور در ارتباط است و اين امر ربطی به آمريكا يا اروپا يا "اسرائيل" ندارد، چرا كه نيازها و برنامه های فلسطين تنها تعيين كننده وضعيت داخلی فلسطين خواهد بود، زيرا كرسی های رياست و مقام كالايی نيست كه ما قصد داشته باشيم با آن تجارت كنيم.
تجربه جنبش های اسلامی در زمينه تعامل با قدرت در سراسر جهان نيز پر از موفقيت ها و ابتكارات اين جنبش هاست، بنابراين نبايد پنداشت كه مشاركت "حماس" در كابينه يا عدم مشاركت بر اساس حب قدرت و رياست صورت می پذيرد، بلكه اين كار فقط به هدف حفظ اصول ملی و مشروع و قانونی و سياسی انجام می گيرد.
- اگر حماس به اكثريت در پارلمان آينده رسيد آيا با اشغالگران مذاكره خواهد كرد؟
جنبش حماس بر اين باور است كه مذاكره با دشمن تنها به تلف شدن وقت و فرصت ها می انجامد و تجربه های گذشته صحت اين ديدگاه را نشان داده است. همان گونه كه عقب نشينی اشغالگران از غزه كه اولا به فضل خداوند و سپس با مقاومت و موشك هايی انجام شد كه مورد تمسخر قرار می گرفت و به آتش بازی تعبير می شد، نشان داد كه تنها زبانی كه اشغالگران آن را می فهمند زبان زور است و "حماس" می تواند ابتكارهای سياسی نشان دهد و طرح های سياسی مطرح كند كه به اصول شرعی و قانونی ملت فلسطين خللی وارد نسازد و نيازی نيز به مذاكره مستقيم نباشد.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
بیگن سپس با یك محاسبه ساده چنین نتیجه می گیرد كه نقشه حزب كار نزدیك به یك میلیون عرب را در خود دارد و این حزب تنها 440 هزار عرب را كه ما را از مشكل جمعیتی آن می ترسانند، مستثنا كرده است". بیگن در ادامه می گوید: اگر این فرضیه كه می گوید با این یك میلیون پس از بیست سال شمار عرب ها و یهودیان مساوی خواهد شد، باید بگوییم كه با افزودن آن 440 هزار نفر هم 27 سال شمار عرب ها و یهودیان مساوی خواهد شد، بنابراین آیا این راه حل برای مشكل جمعیتی است؟ ملتی فقط برای 7 سال زندگی كند؟(3
بر اساس اصول و مبادی صهیونیسم كه مناطق اشغالی فلسطین و سوریه را بخشی از اراضی غربی "اسرائیل" معرفی می كند و موضوع جمعیت را بی اهمیت جلوه می دهد، حزب لیكود و همپیمانان این حزب خواستار "احقاق حق تاریخی و تحمیل حاكمیت یهودی بر مناطق اشغالی و الحاق آنها به دولت یهودی شده اند".
به نظر می رسد، تلاش های لیكود برای بی اهمیت نشان دادن معضل جمعیتی و تظاهر به اینكه این معضل مشكلی برای رژیم صهیونیستی و سیاست هایش در قبال اراضی اشغالی فلسطین ایجاد نمی كند، این تلاش ها توجیه عملی نداشته است، زیرا هنگامی كه حزب لیكود در سال 1977 به قدرت رسید، قانون مربوط به حاكمیت "اسرائیل" بر مناطق اشغالی فلسطین را اجرا نكرد و جسارت الحاق این مناطق را به "اسرائیل" نداشت، البته نه بدان سبب كه از ارتش های عربی یا رهبران و پادشاهان كشورهای عرب واهمه ای داشته باشد، بلكه می دانست كه چنین اقدامی در آینده نزدیك یا دور به خاموش شدن شعله های طرح صهیونیسم و مواجه شدن "اسرائیل" با خطر حذف دولت یهودی آن و تبدیل حكومت به یك دولت عربی - یهودی خواهد انجامید. به همین سبب كابینه رژیم صهیونیستی به رهبری حزب لیكود در سال 1981 میلادی بلندی های اشغالی جولان سوریه را به "اسرائیل" ضمیمه كرد و به واكنش های سوریه و كشورهای عربی هیچ توجهی از خود نشان نداد، البته نه بدان سبب كه این مقامات این رژیم به وجود حق تاریخی مهم تر در این منطقه در مقایسه با سایر مناطق اشغالی به ویژه مناطق فلسطینی اعتراف داشته باشند، بلكه بیشتر بدان سبب بود كه جمعیت چندانی در بلندی های جولان سكونت ندارد و بر خلاف آن مناطق فلسطینی نشینی كه در سال 1967 به اشغال درآمد، از تراكم جمعیتی بالایی برخوردار است.
بزرگ ترين فراموش شدگان!
به قلم: رهبر اسیر شیخ عبدالخالق النتشه
از زندان صهیونیستی "هداریم"
هنگامی كه موضوع فراموش شدگان دنیا مطرح می شود، بی اختیار گروه هایی از مردم كه در مناطق مختلف قاره آفریقا به سبب گرسنگی در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ هستند یا آنانی كه در مقبره های تاریخی مصر مدفونند، به ذهن متبادر می شود، اما ناگهان متوجه می شوید كه جهان دیگری از فراموش شدگان هم وجود دارد كه از خاطره ها محو شده است. این فراموش شدگان در بدترین شرایط زنده اند. البته نه در صحراهای آفریقا زندگی می كنند و برگ درختان غذای آنان است و نه در قبرستان های اموات مصر آرمیده اند، بلكه مردمی از جنس خود ما و هموطنان ما هستند، گروهی ساكن قدس و دسته دیگر از شهر جنین قسام و شماری از شهر خلیل الرحمن. آنان نه ناشناس هستند و نه بی اهمیت، بلكه همین افراد در جانفشانی و فداكاری گوی سبقت را از همگان ربوده اند و هم آنانند كه در آن ایامی كه خیلی ها از مسئولیت های خود شانه خالی كردند و از میدان جهاد كناره گرفتند، جان خود را در طبق اخلاص نهادند و در میدان هایی چون جنین یا دیگر مناطق رشادت های بی نظیری از خود نشان دادند یا با جهاد خود عروس شهرها (بیت المقدس) را زینت بخشیدند یا آنكه از تسلیم و سر فرود آوردن در برابر دشمن سرباز زدند و در خط اول جبهه دفاع از شرف به نیابت از همه امت، دلیری ها كردند.
من درباره همه فراموش شدگانی كه توافقات ننگین آنان را حذف كرد، سخن نمی گویم، بلكه منظورم گروهی از آنان است. بدان سبب درباره آن فراموش شدگان سخن می گویم كه اولا یاد آنان را در اذهان ملت خود زنده كنم و ثانیا اذهان همه برادرانی را كه در این روزها جشن ملی دمكراسی را با برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس قانونگذاری آغاز كرده اند، متوجه وجود این فراموش شدگان كنم.
نام آن قهرمانان را به یاد همه فهرست ها و همه نامزدهای این انتخابات می آورم و از همه آنان كه مسأله اسیران را در سرلوحه اولویت های خود قرار دادند، تشكر می كنم، زیرا كه مدت ها بود این پرونده نادیده انگاشته و به فراموشی سپرده شده بود.
در این روزهای تبلیغات انتخاباتی از شما می خواهم كه به یاد داشته باشید كه شما برادرانی دارید كه در دنیایی مجهول به سر می برند. در همه جا دیوارهایی به دور آنان كشیده شده است و نه نور آفتاب را می بینند و نه نور ماه را. موش ها در اطراف آنان حلقه می زنند و زندگی آنان به مردگان شباهت دارد. غذا و آبشان طعمی ندارد و در فضایی مأیوس كننده و ترسناك به سر می برند و در آن جز وحشی صفتانی ستمگر و عصاهای برقی چیزی نمی بینند. آنان در شكم ماهی زندگی می كنند كه نه رحمی می شناسد و نه ترحمی و اصلا از رحمت و شفقت بویی نبرده است.
آن به فراموشی سپرده شدگان لذت خواب و راحت را نچشیده اند. زندگی آنان به خدا قسم كه بسیار شگفت آور است. آری، ای ملت فلسطین، این افراد به راستی كه فراموش شدگان حقیقی هستند؛ دشمن صهیونیستی آنان را در داخل چندین نوع از سلول های انفرادی محصور كرده است. از جمله مهم ترین این فراموش شدگان شیخ جمال ابو الهیجا است كه همگان این مجاهد عزیز و گرامی و این مبارز دلیر را می شناسند، او نه از تانك های دشمن ترسیده است و نه از هواپیماهایش، قطع دستش هم هیچ از اراده اش نكاسته است. یكی دیگر از این فراموش شدگان برادر عزیز مجاهد قسامی "حسن سلامه" است كه در سال 1996م. زیباترین صحنه های جهاد و مبارزه علیه دشمن را خلق كرد. مجاهد قهرمان قسامی "محمود عیسی" از دیار بیت المقدس را هم كه درس هایی فراموش ناشدنی به دشمن خونخوار صهیونیستی آموخت از جمله این افراد است. شما او را با ربودن یك نظامی صهیونیست به نام "تولیدانو" می شناسید. آنگاه كه دشمن صهیونیستی از مبادله شماری از اسیران فلسطینی با این گروگان خودداری كرد، محمود او را به قتل رساند. نام چند تن دیگر از آنان را كه اكنون در سلول های انفرادی و در وضعیتی بسیار اسفبار در زندان های رژیم اشغالگر قدس به سر می برند، ذكر می كنم و آنان كسانی نیستند جز محمد جابر، مازن ملصه، محمد مطلق جحیشه و غیره.
ما برای اینها چه كرده ایم؟ اكنون چه می كنیم؟ آیا آنان را در دست دشمنی واگذاشته ایم كه رحمت و مروت نمی شناسد؟ آیا آنان را به جهان فراموشی سپرده ایم به این امید كه شاید كاری كند؟!
به همه نامزدها و همه مسئولان و همه فرزندان این ملت و همه امت های عربی و اسلامی می گویم كه استفاده از قضیه اسیران به ویژه آنانی كه در سلول های انفرادی حبس شده اند به عنوان ابزار تبلیغاتی آسان است، اما اطمینان داشته باشید كه فردا در مقابل پروردگارتان قرار خواهد گرفت و از شما خواهد پرسید كه برای آنان چه كرده اید؟ آن وقت چه جوابی خواهید داد؟
آسان است كه تصاویر و عكس هایی از آنان را در همایش ها و مراسم تبلیغاتی خود نصب كنید، اما یقین بدانید كه فردا در مقابل ملت خواهید ایستاد و ملت از شما خواهد پرسید كه برای این دلیرمردان و قهرمانان چه كرده اید؟
آسان است كه ملت های عرب و مسلمان به این مجاهدان قهرمان و بزرگ مردان افتخار كنند، اما ای ملت های عرب و مسلمان كه بیش از یك میلیارد و دویست و پنجاه میلیون نفرید، ننگ بر شما كه این افراد همچنان در اسارت بمانند. شما برای آن كسانی كه بیست و هشت سال از عمر خود را در سیاه چاله های زندان های صهیونیستی سپری كرده اند، چه كرده اید؟ برای امثال سمیر قنطار و نائل البرغوثی چه كرده اید؟ برای ده ها بلكه صدها و هزاران تن از آنانی كه در زیر ستم و ظلم و تجاوز و محرومیت قرار دارند چه كرده اید؟ برای مادران و فرزندان و همسران و پدران آنان چه كرده اید كه هر صبح منتظر آمدن و دیدار با فرزندان و پدران و در آغوش كشیدن آنان هستند؟ من به شما یادآوری می كنم و شما نیز بهتر می دانید كه از نظر شرع همه امت وظیفه دارد برای آزادی اسیرانش از همه راه ها و ابزارها استفاده كند حتی اگر همه اموال خزینه های خود را در این راه خرج كند. خداوندا! من ابلاغ كردم، خداوندا پس تو خود شاهد باش.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
انتخابات در فلسطین و "اسرائیل" و نقشه جدید سیاسی
به قلم: طلعت رمیح
انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در اراضی اشغالی 1967م. در تاریخ بیست و پنجم همین ماه (میلادی) برگزار می شود. حدود دو ماه پس از این انتخابات در تاریخ 28 مارس نیز در آن بخش دیگر فلسطین و در مناطق اشغالی 1948م. انتخاباتی در رژیم صهیونیستی برگزار می شود. حضور جنبش مقاومت اسلامی "حماس" ویژگی بارز انتخابات فلسطین است. این جنبش با تغییر موضع سابق خود كه انتخابات سال 1996 را تحریم كرده بود، این بار تصمیم به مشاركت در انتخابات گرفته است. این انتخابات همچنین مهم ترین انتخاباتی است كه پس از شهید شدن شیخ احمد یاسین بنیانگذار جنبش حماس كه در مرحله آزادسازی غزه به شهادت رسید و اولین انتخاباتی است كه جنبش فتح پس از مرگ یاسر عرفات در آن شركت می كند و همزمان با انشعاب ها و اختلافات گسترده داخلی برگزار می شود كه پیش از این در اراضی فلسطین و خارج آن سابقه نداشت. بخشی از این اختلافات با انتشار دو لیست متفاوت در فتح و سپس توافق بر یك لیست البته پس از پایان زمان ثبت نام، رخ داد. رهبران فتح برای آنكه لیست توافق شده بر سر آن را ثبت كنند و به منظور بازگشایی دفتر ستاد مركزی انتخابات جهت ثبت نام مجدد، شكایتی به دادگاه ارائه كردند و به این بهانه لیست جدید خود را ثبت كردند. بخش دیگر این اختلافات به درگیری میان ابو لطف (فاروق قدومی) در خارج و ابو مازن (محمود عباس) در داخل باز می گردد.
مهم ترین ویژگی انتخابات "اسرائیل" نیز آن است كه این انتخابات برای اولین بار است كه بدون حضور شارون برگزار می شود. شارون از سال ها پیش تاكنون همیشه در انتخابات "اسرائیل" شركت داشته است. این انتخابات همچنین توسط خود شارون برنامه ریزی شد و برای آن حزب جدیدی هم تشكیل داد، اما به سبب بیماری (سكته مغزی) و پیش از آنكه بتواند پایه های این حزب جدید را استوار كند و انتخابات وارد مراحل حساس آن شود، آن را ترك كرده است. این دوره از انتخابات در "اسرائیل" همچنین نخستین انتخاباتی است كه ژنرال های نظامی به عنوان رهبران احزاب رقیب در آن شركت ندارند. اكنون دیگر از رابین و باراك یا شارون یا هر ژنرال دیگر صهیونیستی در رهبری احزاب این رژیم خبری نیست و نتانیاهو و اولمرت و عامیر پرتز تاكنون در هیچ یك از رده های فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی قرار نداشته اند. این همچنین اولین بار است كه هیچ یك از رهبران تاریخی جریان های سیاسی رژیم صهیونیستی در آن شركت ندارند و همه رهبران احزاب (بزرگ) به تازگی به این مقام رسیده اند.
دو نوع انتخابات
در مقایسه میان شرایط برگزاری انتخابات در "اسرائیل" (اراضی اشغالی 1948م. فلسطین) و مناطق فلسطینی نشین كرانه باختری و قدس و نوار غزه باید گفت كه نسبت به برگزاری انتخابات در "اسرائیل" هیچ گونه مخالفت یا دخالتی درباره اینكه چه كسانی خود را نامزد می كنند یا آنكه احزاب شركت كننده در این انتخابات كدامند صورت نگرفته است و حال آنكه برخی از این احزاب از نظر تعصب و تندروی از هر حزب دیگری كه بشریت شناخته است تندروتر و افراطی ترند. این احزاب در انتخابات شركت می كنند و به میان رای دهندگان صهیونیست می روند و با هیچ اعتراض یا مخالفتی هم از سوی هیچ كس مواجه نیستند. این احزاب عموما عرب ها را موجوداتی مانند شپش و سوسك و كك و كشتن آنها را لازم می دانند!
بر خلاف این وضع، انتخابات فلسطین شاهد دخالت های گسترده از سوی طرف ها و جریان های مختلف بین المللی بوده كه تعداد آنها از شمار خارج است و هر یك از آنها موضوع برگزاری این انتخابات یا شركت كنندگان در آن را به باد انتقاد گرفته اند. از زمانی كه جنبش "حماس" مشاركت خود در این انتخابات را اعلام كرد، فشارهای سیاسی خارجی و داخلی از سوی آمریكا و اتحادیه اروپایی و رژیم صهیونیستی متوقف نشده است.
حکومت حماس و آينده مقاومت
به قلم:دکتر اسامه الاشقر
شاید بتوان گفت که مهم ترین سؤال این روزها در میان هواداران حماس و رقبا و دشمنان آن سرنوشت مقاومت پس از به قدرت رسیدن حماس و پیروزی این جنبش در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین است. دوستان حماس با نگرانی و هراس درباره سرنوشت مقاومت می پرسند؛ آنها تحت تاثیر تبلیغات برخی گروه ها، خطوط فکری مخالف مقاومت و یا دشمنان سیاسی حماس، گمان می کنند حماس هنگامی که در راس هرم قدرت باشد، عملا قادر نخواهد بود تا پیوندی میان فعالیت سیاسی، حاکمیت، منافع و نیازهای ملت با مقاومت ایجاد کند زیرا در غیر این صورت آنچه که به نام جامعه بین الملل شناخته می شود، رو در روی این جنبش خواهد ایستاد و به مقابله با آن برخواهد خواست و در صدد براندازی کابینه برخواهد آمد، همچنانکه که "اسرائیل" نیز در تلاش برای دست یابی به این مسئله است و در نتیجه تمامی این مسائل، حماس مجبور می شود تا در مقابل فشارهای مختلف از جمله قطع کمک های مالی و محاصره سیاسی، به زیاده خواهی های دشمن تن دهد.
ملت مبارز فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه، به خاطر برنامه های حماس که مبتنی بر مقاومت و اصلاح بود، از این جنبش حمایت کردند. آحاد ملت فلسطین می دانند که حماس یک جنبش آزادی بخش است که با دشمن صهیونیستی مقابله می کند؛ به این معنا که ملت خود با انتخاب حماس خواستار تداوم مشی مقاومت شده است.
ضمنا زمینه های فعالیت نظامی همچنان در مقابل دولت فلسطینی که حماس سکاندار آن است یا نظارت بر آن را از طریق مجلس قانونگذاری به عهده دارد، فراهم است، ولی فعالیت نظامی باید با خردمندی و هوشیاری تمام انجام گیرد و همسو با نقشه سیاسی جدید مقاومت که در حماس تجسد می یابد، باشد تا اینکه موضع گیری منطقه و کشورهای اروپایی در مورد مسئله حساس عملیات های شهادت طلبانه ـ البته در صورت پایبندی رژیم صهیونیستی به توقف تجاوزاتش علیه شهروندان فلسطینی ـ را به دنبال نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست که فعالیت های نظامی از برنامه های حماس خط خواهد خورد بلکه باید در مقابل دشمن وحشی و ددمنشی که در دفتر تاریخش نامی از رحم بر ملت فلسطین دیده نمی شود، روحیه شهادت طلبی را حفظ کرد.
در این میان، مسئله ای که نباید درباره آن اختلاف نظری وجود داشته باشد، بحث هدف قرار گرفتن صدها شهرک صهیونیست نشین کرانه باختری و هزاران شهرک نشین کینه توزی است که تنها ارمغان آور تخریب و ویرانی هستند. شهرک های اشغالی حتی بر اساس قوانین بین المللی و مواضع سیاسی آمریکا و اروپا نیز غیر قانونی به شمار می روند و باید آنها را برچید زیرا در مکانی اشغال شده احداث گردیده است. موضع سیاسی اروپا در قبال مسئله شهرک های صهیونیست نشین موضعی حائز اهمیت است. به هر حال، حماس در این زمینه بر مقاومت تاکید خواهد داشت و به تبع آن به مقابله با ساخت شهرک های صهیونیست نشین خواهد پرداخت که این اقدام، اقدامی مشروع و همسوی با قوانین بین المللی به شمار می رود.
همچنانکه می دانید نیروهای صهیونیست همچنان به محاصره هوایی، زمینی و دریایی نوار غزه تداوم می بخشند و پایگاه هایی را نیز در قلب نوار غزه احداث کرده اند؛ از این رو مقاومت و بیرون راندن اشغالگران از کرانه باختری و نوار غزه در این مرحله امری ضروری، حیاتی و مشروع به شمار می رود.
نکته جدید آن است که در این مرحله، مقاومت از حمایت سیاسی حکومت و نهاد قانونگذاری فلسطین برخوردار است و دیگر مقاومت در نتیجه حمایت حکومت فلسطین، به عنوان یک حرکت آزادی بخش حقیقی به شمار می رود.
ما امید به این داریم که حماس بتواند طرحی را ارائه کند که بر اساس آن به مقاومت به عنوان یک برگ برنده سیاسی و یک نیروی اصلی در جریان چالش های موجود در منطقه اصالت ببخشد.
امروز وظیفه حماس آن است که حمایت جهان عرب و اسلام از مقاومت فلسطین را ساماندهی و بر سودمندی روش مقاومت در مقابله با دشمن صهیونیست تاکید کند و بعد مقاومت در سیاست جهان عرب و اسلام را به نقشه سیاسی منطقه بیافزاید؛ همچنانکه باید با حمایت از ملت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه و جبران منابع مالی از دست رفته، در مقابل باج خواهی های آمریکا، اروپا و "اسرائیل" یک سپر دفاعی اسلامی و عربی برای مقاومت تشکیل دهد.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
فتح اقلیت قوی و حماس حکومت مقتدر
به قلم: غسان مصطفی الشامی
28/1/2006م.
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
در روز جشن دمکراسی فلسطین که با انتخابات مجلس قانونگذاری حاصل شد حادثه کوچکی را به یاد می آورم که پس از رای دادن یکی از رهبران جنبش آزادیبخش ملی فتح در یکی از مراکز رای گیری در شهر غزه اتفاق افتاد. یکی از خبرنگاران از این رهبر جنبش فتح پرسید که نتایج این انتخابات را چگونه پیش بینی می کنید؟ او پاسخ داد: اگر فتح در این انتخابات پیروز شد کابینه ای قدرتمند تشکیل خواهد داد و اگر حماس در آن پیروز شد، اقلیتی قدرتمند خواهد بود!، "اما آنچه اتفاق افتاد دقیقا بر عکس بود".
به نظر می رسد این رهبر در زمانی غیر از زمان ما زندگی می کند. او پس از بسته شدن مراکز رای گیری بار دیگر تصریح کرد که فتح 70 کرسی مجلس قانونگذاری را کسب خواهد کرد. علاوه بر این اظهارات، نتایج نظرسنجی های مختلف نیز از پیروزی جنبش فتح در انتخابات مجلس قانونگذاری خبر می دادند.
اما آنچه رخ داد قابل تصور نبود. جنبش فتح که در شعله ور شدن انتفاضه اول فلسطینیان نقش مهمی داشت، از نتایج انتخابات ضربه سختی خورد. بالاخره جنبش حماس اکثریت کرسی های پارلمان فلسطین را کسب کرد. این امر هیاهوی سیاسی گسترده ای در جهان ایجاد کرد و موجب شد که انظار جهانیان به فلسطین معطوف شود و نقشه اوضاع قضیه فلسطین از نو ترسیم شود.
از زمانی که کمیته مرکزی انتخابات پیروزی جنبش حماس را اعلام کرد، زنگ ساعت صفر به صدا درآمد تا حماس مسئولیت بزرگی را به نمایندگی از ملت فلسطین بر عهده بگیرد و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان اعلام کرد که حماس را برای تشکیل کابینه مأمور می کند. به این ترتیب حماس از یک اقلیت قدرتمند به عنوان یک اکثریت قدرتمند و تشکیل دهنده کابینه انتقال یافت و نقش حاکمیت و مسئولیت جامعه فلسطین را بر عهده گرفت.
حتی رهبران فتح که به مردم فلسطین تاکید کرده بودند که این جنبش اکثریت پارلمانی را به دست خواهد آورد، حادثه ای را که رخ داده بود باور نمی کردند!! این وضع ناراحتی گسترده اعضای جنبش را فراهم آورد و آنان پس از آنکه اندکی به خود آمدند تظاهرات و راهپیمایی به راه انداختند و خواستار استعفای اعضای کمیته مرکزی و مجازات عاملان شکست جنبش فتح شدند. اعضا و هواداران جنبش فتح همچنین بر لزوم برگزاری ششمین کنگره سراسری جنبش که سال هاست برگزار نشده است، تاکید کردند.
همین جنبش فتح اکنون در رسانه ها خود را اقلیت قدرتمند معرفی می کند و تلاش می کند همان گونه که نمونه ای از دمکراسی در انتخابات را رقم زدند و همه جهان سلامت و موفقیت آن را ستود، ادب معارض بودن خود را نگه دارد.
امیدواریم که جنبش فتح بتواند در مقام اقلیت قدرتمند در میان سازمان های فلسطینی و گروه های سیاسی آن، موفق عمل کند، زیرا این جنبش تاریخ ویژه، دستاوردهای بزرگ و هوادارانی بسیار دارد.
جنبش حماس نیز خواهد توانست در مقام یک حکومت اکثریت عمل کند، زیرا این جنبش فعالیت اجتماعی و خیریه گسترده ای از طریق مؤسسات خیریه ای دارد که از سال ها پیش به خدمت به مردم و کمک به نیازمندان و فقرا و خانواده های شهیدان مشغولند. جنبش حماس همچنین مؤسسات درمانی زیادی دارد که از طریق آنها امکانات درمانی رایگان یا با قیمت بسیار اندک به عموم مردم ارائه می کردند. این جنبش همچنین مؤسسات آموزشی متعددی دارد، مضاف بر آنکه شاخه نظامی این جنبش را نیز همگان می شناسند. اما ویژگی اصلی جنبش در طول فعالیت آن اخلاص بی نظیری است که اعضای این جنبش به آن متصف هستند، زیرا به محض آنکه جنبش برای برگزاری مراسمی دعوت می کند اعضای آن با جدیت و اخلاص کامل به کار مشغول می شوند و احساس می شود که علاقه شدیدی به جنبش خود و تقویت آن دارند. این امر اعتماد گسترده مردمی را در پی داشته است و می تواند در حمایت از این جنبش در پارلمان نیز بسیار مؤثر باشد.
فتح اقلیت قوی و حماس حکومت مقتدر
به قلم: غسان مصطفی الشامی
28/1/2006م.
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
در روز جشن دمکراسی فلسطین که با انتخابات مجلس قانونگذاری حاصل شد حادثه کوچکی را به یاد می آورم که پس از رای دادن یکی از رهبران جنبش آزادیبخش ملی فتح در یکی از مراکز رای گیری در شهر غزه اتفاق افتاد. یکی از خبرنگاران از این رهبر جنبش فتح پرسید که نتایج این انتخابات را چگونه پیش بینی می کنید؟ او پاسخ داد: اگر فتح در این انتخابات پیروز شد کابینه ای قدرتمند تشکیل خواهد داد و اگر حماس در آن پیروز شد، اقلیتی قدرتمند خواهد بود!، "اما آنچه اتفاق افتاد دقیقا بر عکس بود".
به نظر می رسد این رهبر در زمانی غیر از زمان ما زندگی می کند. او پس از بسته شدن مراکز رای گیری بار دیگر تصریح کرد که فتح 70 کرسی مجلس قانونگذاری را کسب خواهد کرد. علاوه بر این اظهارات، نتایج نظرسنجی های مختلف نیز از پیروزی جنبش فتح در انتخابات مجلس قانونگذاری خبر می دادند.
اما آنچه رخ داد قابل تصور نبود. جنبش فتح که در شعله ور شدن انتفاضه اول فلسطینیان نقش مهمی داشت، از نتایج انتخابات ضربه سختی خورد. بالاخره جنبش حماس اکثریت کرسی های پارلمان فلسطین را کسب کرد. این امر هیاهوی سیاسی گسترده ای در جهان ایجاد کرد و موجب شد که انظار جهانیان به فلسطین معطوف شود و نقشه اوضاع قضیه فلسطین از نو ترسیم شود.
از زمانی که کمیته مرکزی انتخابات پیروزی جنبش حماس را اعلام کرد، زنگ ساعت صفر به صدا درآمد تا حماس مسئولیت بزرگی را به نمایندگی از ملت فلسطین بر عهده بگیرد و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان اعلام کرد که حماس را برای تشکیل کابینه مأمور می کند. به این ترتیب حماس از یک اقلیت قدرتمند به عنوان یک اکثریت قدرتمند و تشکیل دهنده کابینه انتقال یافت و نقش حاکمیت و مسئولیت جامعه فلسطین را بر عهده گرفت.
حتی رهبران فتح که به مردم فلسطین تاکید کرده بودند که این جنبش اکثریت پارلمانی را به دست خواهد آورد، حادثه ای را که رخ داده بود باور نمی کردند!! این وضع ناراحتی گسترده اعضای جنبش را فراهم آورد و آنان پس از آنکه اندکی به خود آمدند تظاهرات و راهپیمایی به راه انداختند و خواستار استعفای اعضای کمیته مرکزی و مجازات عاملان شکست جنبش فتح شدند. اعضا و هواداران جنبش فتح همچنین بر لزوم برگزاری ششمین کنگره سراسری جنبش که سال هاست برگزار نشده است، تاکید کردند.
همین جنبش فتح اکنون در رسانه ها خود را اقلیت قدرتمند معرفی می کند و تلاش می کند همان گونه که نمونه ای از دمکراسی در انتخابات را رقم زدند و همه جهان سلامت و موفقیت آن را ستود، ادب معارض بودن خود را نگه دارد.
امیدواریم که جنبش فتح بتواند در مقام اقلیت قدرتمند در میان سازمان های فلسطینی و گروه های سیاسی آن، موفق عمل کند، زیرا این جنبش تاریخ ویژه، دستاوردهای بزرگ و هوادارانی بسیار دارد.
جنبش حماس نیز خواهد توانست در مقام یک حکومت اکثریت عمل کند، زیرا این جنبش فعالیت اجتماعی و خیریه گسترده ای از طریق مؤسسات خیریه ای دارد که از سال ها پیش به خدمت به مردم و کمک به نیازمندان و فقرا و خانواده های شهیدان مشغولند. جنبش حماس همچنین مؤسسات درمانی زیادی دارد که از طریق آنها امکانات درمانی رایگان یا با قیمت بسیار اندک به عموم مردم ارائه می کردند. این جنبش همچنین مؤسسات آموزشی متعددی دارد، مضاف بر آنکه شاخه نظامی این جنبش را نیز همگان می شناسند. اما ویژگی اصلی جنبش در طول فعالیت آن اخلاص بی نظیری است که اعضای این جنبش به آن متصف هستند، زیرا به محض آنکه جنبش برای برگزاری مراسمی دعوت می کند اعضای آن با جدیت و اخلاص کامل به کار مشغول می شوند و احساس می شود که علاقه شدیدی به جنبش خود و تقویت آن دارند. این امر اعتماد گسترده مردمی را در پی داشته است و می تواند در حمایت از این جنبش در پارلمان نیز بسیار مؤثر باشد.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment