Hazrate Mohammad( ص

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #91
    رحلت پيامبراعظم.

    ‪ ۲۸‬صفر مصادف است با رحلت محور وحدت جهان اسلام ، پيامبر اعظم (ص) او كه از ثلاله پاكش ‪ ۱۲‬خورشيد از زمين به آسمان تابيد تا چراغ فروزان هدايت بشريت لحظه*اي خاموش نشود.

    رحلت بزرگ مردي كه عالم همانند آن را ديگر نخواهد ديد، خاتم انبياء، محمدمصطفي (ص) كه دشمن به ظاهر قدر قريش، منافق و غير مسلمان نه ديروز تاب تحمل حضورش را داشت نه امروز تاب حتي شنيدن نامش ...

    او كه وجودش اتحاد بين مسلمانان اعم از شيعه و سني را پيوندي عميق ايجاد كرده و نامش محمد (ص) است همو كه خدايش، گرامي داشت و او را بهترين خلق بر روي زمين ناميد، او كه خود و فرزندانش را فدا كرد تا اشرفيت مخلوقات بر جهانيان معلوم شود.

    ‪ ۶۴‬سال زندگي پربركت نبي مكرم اسلام تماما در رنج و سختي گذشت و ‪ ۲۳‬سال رسالت هدايت بشر را با صبوري بر دوش كشيد، بشري كه از الفباي تمدن تهي*بود با او بهترين تمدن را به جهانيان عرضه داشت.

    ‪ ۱۳‬سال در مكه و ‪ ۱۰‬سال در مدينه لحظه*ي از هدايت بشر غافل نشد و سرانجام درسال ‪ ۱۱‬هجرت مقدر شد كه ديگر زمين افتخار حضور مبارك حضرت محمد(ص) را نداشته باشد و تا ابد در داغ نبودنش سياه پوش شود.

    امروز زمين با فاطمه (س) در بقيع همنوا شده،امروز روز يتيمي "ام ابيها" روز يتيمي اسلام است او كه از فرط محبت به پدر بزرگوارش لقب "مادر پدر" را به خود گرفت و چندي پس از او نيز زندگي زميني را تحمل نكرد.

    فاطمه (س)، همسرش علي بن ابيطالب (ع) مولاي متقيان وارث رسول*الله(ص) و فرزندانش از حب و بغض كين دشمنان يكي پس از ديگري در راه زنده نگاه داشتن دين جدشان شربت شهادت را نوشيدند، مگر يكي از ‪ ۱۴‬تن كه زمين به دليل او هنوز پايدار است.

    رحلت رسول اعظم(ص) امروز مصادف است با شهادت فرزندش امام حسن مجتبي(ع) دومين خورشيد ولايت ، او كه از همان ثانيه*هاي اول رحلت جدش، مظلوميت را لمس كرد و اين مظلوميت تا حدي پيش رفت كه او را در حريم خانه*اش نيز در امان نگذاشت.

    و بالاخره ابومحمد بعد از ‪ ۱۰‬سال امامت مسلمانان در سالگرد رحلت جدش در سال ‪ ۵۰‬هجرت با جگري خونين از دست خلق نادان به ديدار پيامبرش شتافت، تا زمين در حسرت نبودن خورشيد داغ يتيمي به دوش كشد.

    امروز زمين سياه*پوش است، اشك ماتم يتيمي از چشمان عارفان و عاشقان*هدايت جاري است و مسلمانان با دلي شكسته از غم فراق پيامبر اعظم(ع) به عزاداري و سوگواري مشغول هستند.

    در ميان قطرات اشك دل شكستگان چه مي*تواني ببيني، جز مظلوميت مسلماني و تير زهرآگين دشمناني كه سالي تلخ را براي بيش از يك ميليارد مسلمان با توهين به رسولشان رقم زدند.

    و اسلام اين دين دوستي و محبت در پاسخ،احترام به اديان الهي و رسولان پاك را در كتاب هدايتگر قرآن به مسلمانان آموزش داد و مژده صبر و پايداري در برابر دشمنان و فتح المبين را بشارت داده است.

    امروز مسلمانان به ويژه شيعيان با چشمي پر اشك به آسمان نظر كرده*اند و حضرت ولي*عصر (ع)خويش را طلب مي*كنند او كه براي زنده كردن دين جدش مي*آيد و بار ديگر اسلام را احيا مي*سازد.

    و همه چشم انتظار ايستاده*اند و دعاي پايان سالي سخت بر مسلمانان را اينگونه آغاز مي*كنند، "الهم عجل لوليك الفرج، الهي آمين" ...
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #92
      بايد گريست ، بايد عزا كرد، در رحلت اشرف مكارم اخلاق، اشرف مخلوقاتي كه مرامنامه انسانيت را تا انتهاي تاريخ براي بشريت تدوين كرد.

      و اينك بيست وهشت صفر فرا رسيد،روز نوحه قرآن،روز ناله فرقان در فراق ياسين، روز گريه سوره رحمان و اينك آسمان با همه فرشتگانش به استقبال آسمان آمده است.

      بگو باران از كدام سو بگريد ، اينك كه آسمان اندوهگين جز اشك ديده و تاب گريستن ، بعض ديگري در گلو ندارد و آه و ناله در محيط تكوين از چهار گوشه كعبه بلند مي*شود و زمزم سيل اشك خون به ديده دارد.

      براستي شب سيه*پوش رحلت محمد(ص) است و ماه فرومانده در جمالش، سياهپوش رحلت بلند مرتبه*ترين انسان تاريخ است.

      كدامين چشم*تر است كه در بيست و هشتمين روز صفر، خواب بر ديده داشته باشد، آن هنگام كه رسول يار، چونان گنجي عظيم در درون خاك سپرده مي*شود.

      آفتاب چگونه برآيد، در غمي كه زمين در سال سوگ پيمبر(ص) رستن نمي*كند و دل آتشفشان خون دارد، به روزي اينچنين اشك بار.

      اي رسول رستگاري و صلح واي شب گيسوي تو روز نجات ، آتش سوداي تو آب حيات، چشم فرو بسته تو ، نفس زمين پس از رحلت شما به شمارگان افتاده و كه كاروان بشريت بي*قافله*سالاري به كدام سو براند.

      اكنون كه مي*روي،اگر نبود، شمع سوزان هميشه برافروخته امامت، براستي خيل گمشدگان تاريخ، به كدام مامن و پناهگاه، آرام مي*گرفتند.

      تمام اشيا و موجودات مويه*كنان، گريه مي*كنند، يعني كه گريستن بر تربت پاكت عبادت است و تمسك جوستن به گنبد سبز تو، كرامت است.

      براستي،كدام چشم است كه در و مرواريد اشك در غمت نساييده باشد و گونه*اي در رحلت تو تر نكرده باشد، آنگاه كه در غروب غربت غمگانه تو، آسمان بارشي جز ماتم و اندوه در دل گرفته خود ندارد.

      اين روزها پرچم*هاي سياه به نشانه عزا به اهتزاز درآمده و خيمه*هاي عزاداري در سوگ پيامبر مكرم اسلام و شهادت امام حسن مجتبي (ع) در جايي جاي شهر برپا شده است.

      آري چنين است كه " لقد انقطع بموتك مالم ينقطع بموت غيرك، من النبوه و الانباء و اخبار السماء " كه هر آينه با مرگ تو، قطع شد چيزي كه با مرگ ديگران قطع نمي*شود و آن نبوت و احاديث دين آسماني است.

      يا محمد(ص)، خصوصيت مصيب تو چنان است كه تمام مصيبت زدگان عالم را مصيبتشان به تسليت و آرامش نشاند و عموميت مصيبت در اين است كه احدي از مردم در مصيبت تو فارغ از غم نيست و اگر نه اين است كه ما را به صبر امر و از خزع نهي فرمودي، هر آينه تا خشك شدن اشك چشم برتو مي*گريستيم.

      پس سپاس برخدايي كه بر ما منت نهاد به وجود محمد(ص) كه ما را خاتم همه امتها قرار داد، چنانچه او در دعوت به سوي دين تو با نزديكانش درافتاد و براي احياي دينت رشته خويشاوندي خود را گسيخت و دورترين انسان*ها را به واسطه پذيرش دين تو ، به خود نزديك كرد.

      " ما ارسلناك الا رحمته للعامين " و نفرستاديم تو را مگر رحتمي براي عالميان، اكنون كوس رحلت است و روز سياه پوش به شب مي*ماند، پس گريه و گريه و گريه مي*كنيم، گريستني عظيم در سالروز رحلت ختم انبياء.

      آن حضرت به*وقت انتقال به آخرت هرآنچه را انبيا گذشته، در امت خود به وديعت نهادند، در ميان شما به وديعت نهاد ، كه پيامبران، امتها را بدون راه روشن و نشانه*اي پا برجا سرگردان و رها نگذاشتند.

      شور عزاي نبوي و حسني در ‪ ۲۸‬صفر،در استان چهارمحال و بختياري به اوج خود رسيد و كودك و جوان و پير در اين مصيب اشك ماتم ريختند.

      "اي تن تو پاكتر از جان پاك روح تو پرورده روحي فداك "
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      Working...