بنابراين، ثروتمندان،درقيامت موردانواع بازجويى هاخواهند بود.
اميرمؤمنان(عليه السلام) در تحليل وضع اجتماعى غنا و فقر مى فرمايند: «ان اللّه سبحانه، فرض في اموال الأغنياء اقوات الفقراء»33; پروردگار حكيم رزق و روزى مستمندان را در ميان اموال ثروتمندان قرار داده است.
آن حضرت در جاى ديگر مى فرمايند:
«فما جاء فقير الا بما مُتع به غنىّ.»34; فقيرى، گرسنه نمى ماند جز به خاطر كاميابى ثروتمندان.
كلام شيخ بهايى در اقسام زهد
فيلسوف عارف و فقيه نامدار شيخ بهايى(رحمه الله) در باب زهد در «كشكول» مى نويسد: «زهد، بر دو گونه است: زهد عام و زهد خاص. زهد عام، همان زهد ظاهرى است; يعنى زهد پيشگى به امور دنيوى، ولى زهد خاص آن است كه انسان، دنيا را چيزى به حساب نياورد تا بخواهد بدان زهد ورزد، براى چنين انسانى تفاوتى ندارد كه زندگى اش چگونه گذرد و با كدامين لباس و غذا زندگى كند; چنان كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد: ايمان آدمى كامل نيست، جز آن كه بدين مرحله برسد كه باكى نداشته باشد كه كدامين لباس را بپوشد و كدامين غذا را مصرف كند.
چنانچه آيه شريفه "لكى لا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما اتاكم" (حديد: 23) نيز بر اين حقيقت دلالت مى كند.»35
فوايد و بركات گسترش روحيه زهد در جامعه اسلامى
تقويت روحيه عزت نفس و تلاش براى خودكفايى
اصبغ بن نباته مى گويد: اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اولين سخنرانى رسمى خود پس از قبول خلافت در كوفه به حضار فرمود: «دخلت بلادكم... و راحلتى ها هى فان أنا خرجتُ من بلادكم بغير ما دخلت فاننى من الخائنين.»36; با اين بسته، و بار و بنه مختصر و سوارى به شهر شما داخل شدم و اگر با اموال و ثروتى بيش تر از اين، از شهر شما خارج گشتم، در شمار خائنين هستم.
امام(عليه السلام) در ايام خلافت، همه اوقات خود را به مديريت كلان و سياست گذارى جامعه و رسيدگى به امور مردم و حكومت اسلامى صرف مى نمودند.
پدر أبو عنتره مى گويد: در «خورنق» به حضور اميرالمؤمنين(عليه السلام) رسيدم، در حالى كه خليفه مسلمانان در سرماى زمستان آن روز با قطيفه اى تن خود را پوشانيده بود! به او گفتم: يا اميرالمؤمنين! اين همه بيت المال در اختيار شما است، چرا براى خود لباس فراهم نمى كنى؟
آن حضرت فرمود: من زندگى را با قطيفه اى كه از مدينه آورده ام اداره مى كنم.37
امام(عليه السلام) در روز ورود به بصره به پيراهن تن خود اشاره كرده و مى فرمايند: «اين پيراهن من است كه آن را همسرم بافته است.»
در اين كلام، نكات ارزنده اى به چشم مى خورد كه توجه بدان ها مفيد است.
امام(عليه السلام) در اين گفتار، علاوه بر ترويج روحيه قناعت و دورى از تجمل گرايى، بر اين نكته مهم تأكيد مىورزند كه بايد با تلاش و زحمت به سوى خودكفايى رفت و به استفاده از محصولات توليد داخلى توجه كرد.
وقتى خليفه و رهبر جامعه اسلامى، بى توجه به محصولات وارداتى، پيراهنى را برمى گزينند كه محصول دست و كار فردى از درون جامعه خويش است، در واقع مردم را به سوى تلاش براى خودكفايى سوق مى دهند.
همدلى با طبقات محروم اجتماع
يكى از اهداف اساسى حكومت اسلامى، زدودن محروميت از جامعه است. بر اين اساس، به منظور همگامى با توده مردم، زندگى مسؤولان نظام بايد همچون زندگى عموم افراد اجتماع بوده و مايه آرامش آلام روحى مستمندان باشد. خوى زاهدانه و دورى از تكلّف و هرگونه زرق و برق، از همين فلسفه نشأت مى گيرد.
اميرالمؤمنين(عليه السلام)مى فرمايد:
«بر پيشواى مسلمانان لازم است كه در صورت تصدى منصب پيشوايى و رهبرى، لباس تنگدستان و فقيران جامعه خويش را بر تن كند.».38
نيز مى فرمايد: «البته خدا مرا براى پيشوايى خلق خود برگزيد و بر من لازم دانست تا درباره خودم و خوردن، آشاميدن و پوشيدنم در سطح طبقه فقير جامعه زندگى كنم تا فقير به سبب فقرم به من اقتدا كند و دلخوش باشد و غنى به ثروتش مغرور نگردد.»39
توجه به آثار مثبت روحى زهد
زهد در زندگى آثار مثبت و سازنده بى شمارى دارد. در ذيل به برخى از آن ها اشاره مى شود:
الف. تجلّى فطرت خداجويى
سرشت آدمى بر طهارت و تقوا، خدامحورى و دين باورى بنيان نهاده شده است. دورى از رفاه گرايى و لذت پرستى و آراستگى به خصلت زهد و ساده زيستى و بى ميلى به دنيا، فطرت پاك آدمى را پرفروغ مى سازد و دنيازدگى و غرق شدن در رفاه و عيش و تنعم غفلت زا، شعاع فطرت را بى فروغ و خاموش مى گرداند.
شخصى از امام سجاد(عليه السلام) پرسيد: زهد در دنيا چيست؟
امام در پاسخ فرمودند: «زهد همان روى آوردن و رغبت به تقواست.»40
اميرمؤمنان سرور زهد پيشگان نيز در اين باره مى فرمايند: «كسى كه در دنيا زهد را پيشه خود سازد، دين خود را حفظ مى كند.»41
ب. بصيرت و حكمت
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به ياران خود چنين رهنمود مى دادند:
«ما زهد عبدٌ في الدنيا الا اثبت اللّه الحكمة فى قلبه و بصّر عيوبها.»42; هيچ بنده اى در دنيا زهد را پيشه خود نسازد، جز آن كه خدا حكمت را در قلب وى جاى دهد و او را به عيوب دنيا بينا سازد.
اميرمؤمنان(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايند: «و من زهد فى الدنيا و لم يجزع من ذلها و لم ينافس فى عزها هداه اللّه بغير هداية من مخلوق و علّمه بغير تعليم و اثبت الحكمة في صدره و اجراها على لسانه»43; كسى كه در دنيا زهد بورزد و در برابر گرفتارى هاى زندگى بى تابى نكند و در برترى طلبى هاى آن رقابت نورزد، خدا او را بدون يارى مخلوق هدايت كند و بدون تعليم، حكمت را در سينه اش جاى دهد و بر زبانش جارى گرداند.
آن حضرت همچنين رهنمود مى دادند: «لا تنصر قلبك الهمّ على مافات فيشغلك عن الاستعداد بما هوآت.»44; مگذاريد غم و غصه خوردن در برابر آنچه از دست رفته بر روحتان حكمفرما گردد; زيرا اين مسأله مانع آمادگى و هشيارى به مسائل آينده مى شود.
امام صادق(عليه السلام) در اين باره فرموده است:
«من زهد في الدنيا اثبت اللّه الحكمة فى قلبه و انطق بها لسانه»45; كسى كه در زندگى، زاهدمنش باشد، خداوند متعال دانش را در دلش پايدار و زبانش را به حكمت گويا مى سازد.



Comment