RedWine jokes (18+)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #271
    شرایط خواستگاری به تفکیک محل زندگی



    -1در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

    *داشتن باشگاه بدنسازی

    *داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

    *داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

    *بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

    *نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز(



    -2شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

    *تلفظ حرف ق

    *ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

    *دانستن جواب مسئله 2×2 از لحاظ مختلف

    *بلد بودن جوک های متعدد درباره بچه های تهران

    *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جوک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.



    3- شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

    *توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

    *توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

    *داشتن مزرعه خشخاش

    *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

    *داشتن کپی کارت ملی و رسید آزادی حداقل 10 گروگان

    *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

    ادامه شرایط خواستگاری در ادامه مطلب...



    4- شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:




    *برگه عدم سوپیشینه مبنی بر عدم درخواست از مهمانان برای گذراندن شب در منزل!

    *[....] و [...] (به دلیل اکران عمومی مجبور به سانسور بقیه شدیم)



    5- شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

    *خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
    *دست و دلباز بودن

    *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

    *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

    *راستگویی و صداقت!!!



    6- شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

    *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

    *نداشتن سیبیل

    *تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

    *نداشتن سابقه دعوا و قلدری

    *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!



    7- شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

    *کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

    *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

    *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی- رامبو- جکی چان- بروسلی و بیل کلینتون

    *نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل – برج پیزا- مجسمه آزادی و برج میلاد!

    *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)



    8- شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

    *توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

    *آشنایی با اشیائی چون چمن- سبزه- قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

    *نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

    *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید



    9- شهر رشت از استان گیلان. شرایط عبارتند از:

    *ماندن در خانه به مدت حداقل 48 ساعت در ماه!

    *داشتن انحنا در پشت کله به مقدار لازم

    *عدم تجاوز طول بینی از طول باند فرودگاه مهرآباد!

    *عدم آشنایی با افراد آذری زبان (ترجیحا دوستان غیر رشتی نداشته باشد)

    *دور انداختن کله مبارک ماهی قبل از طبخ و گرفتن رسید از مأمور شهرداری

    *در این مورد به خصوص زوجه نیز متعهد میگردد در صورت غیبت شوهر صاحب بچه نشود



    10- شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

    *داشتن تنها دو دوست دختر دیگر

    *آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره- تلکه- تیغیدن و ....

    *داشتن روحیه جوانمردی

    *مرد بودن!



    بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی همسر توسط اداره نظارت بر امور همسریابی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ازدواج نوین در سراسر کشور مراجعه نمایید ... بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #272

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #273
        مراسم ختم لره بلندگو اعلام میکنه : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم غلط کرده ، ما به احترامش مي پوشيم



        درجات نظامی ترکها : خرباز ، خرجوخه ، خروان ، خرگرد ، خرهنگ ، خردار ، خرتیپ ، خر لشگر




        به ترکه میگن عرق خوردن رو از کجا شروع کردی؟میگه از زیر بغلم



        تفکر عمیق یک لر..همیشه سعی کن مثل سنگ توالت انقدر بامردم روراست باشی که هر چی تو دلشونه برات بریزن بیرون



        ترکه میره جبهه روی سینه اش مینویسه یا زهرا یا هیچکس



        ترکه دل درد داشته میره دکتر. دکتر یک ظرف کوچیک میده میگه فردا تو این مدفوع کن بیار فردا ترکه با یک سطل پر میره دکتر میگه این دیگه چیه؟چرا اینقدر زیاده ؟ میگه گفتم شاید شما تعارف میکنید



        ترکه مي ره آزمايشگاه با پرستاره دعواش مي شه ميگه اصلا ادرارم رو بدين مي خوام برم



        به رشتیه میگن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارین؟ میگه: 100% من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم بدنیا آمدم



        ترکه به دوست دخترش میگه:عزیزم اسمت چیه؟ دختره میگه یاسمن ولی صدام می کنن یاسی! ترکه میگه : خدا رو شکر که اسمت کوثر نیست



        مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام مي دن



        در اثر قطع برق در اردبیل، ده ها تن از هموطنانمان ، ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن


        آب مايه حيات است ، پس در مصرف برق صرفه جويي كنيد اداره گاز اردبيل


        یه روز یه تهرانی از یه اردبیلی میپرسه: مادرتو بیشتر دوست داری یا پدرتو؟ اردبیلی میگه: مادرتو




        به رشتیه میگن زنتو دیدیم تو یک پیکان با ۵ تا سیبیل کلفت تو سر بالایی خیابون بغلی،میگه جدی میگی*؟ این پیکان جدیدا عجب موتوری داره



        به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش



        ترکه باباش آتیش می*گیره، جو می*گیردش، از رو باباش می*پره



        ترکه به زنش میگه تو کی به دنیا اومدی ؟ زنش میگه جمعه ترکه میگه دروغ نگو جمعه که تعطیله



        یا ابالفضل چیست؟ نوعی کلام محلیه ترکها که هنگام رانندگی سر پیچهای خطرناک و جاده های لغزنده به جای ترمز استفاده میشود



        به ترکه میگن از چه گلی خوشت میاد میگه اقاقیا میگن خوب همینو بنویس میگه غلط کردم گل رز


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #274
          احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد


          ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد


          ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند


          الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را


          ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند


          بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد


          بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند


          بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر


          خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود


          خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت


          دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود


          رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است


          زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال


          سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست


          سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود


          سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود


          مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند



          معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود


          هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست خانومش می خرد

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #275

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #276
              يك بار يك تركه ادعای پيامبری می كنه بهش می گن خوب اسم كتابت چيه می گه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد
              ========================================
              ترکه به اتاق رئيسش رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي
              خوام. رئيس گفت : شما که يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ ترکه
              گفت : آخه نمي خواستم تعطيلاتم رو خراب کنم !!!
              =====================================
              ترکه میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه :
              مردونه . ترکه هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه
              ===================================
              اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱
              لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه:
              لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟

              ================================
              ترکه اسم پسرشو ميزاره حسين، بعد هر دو دقیقه یکبار ازش ميپرسه حسين جان تشنت
              نيست =================================
              ترکه مي ره آزمايشگاه با پرستاره دعواش مي شه ميگه اصلا «انمو» بدين مي خوام برم

              ===============================
              ترکه زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه

              ===============================
              یه روز یه ماشینی
              با پلاک تهران ص از چراغ قرمز رد میشه پلیس ترک میره
              پشت سرش میگه ماشین تهران صلی الله علیه و سلم بزن کنار
              ===============================
              یه ترکه میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای
              بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. ترکه هم برمیگرده
              میگه : ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !
              ===============================
              از تركه پرسیدن نظرت راجع به گل چیه؟ میگه: گل خیلی زیباست, خیلی خوش
              عطره, اصلآ حدیث داریم: گل هوالله احد

              =============================
              از ترکه میپرسن نظرت در مورد دوران نامزدی
              چیه؟ میگه والا مثل این میمونه
              که بابات دوچرخه خریده باشه نزاره که روش بشینبی

              =============================
              ترکه ميره ثبت احوال ميگه يه شناسنامه واسه بچه ام ميخوام ! ميگن اسمش
              چيه ؟ ميگه "شورلت" ميگن اينكه اسم ماشينه يه اسم بزار كه به نام پدر و
              مادر بياد . ميگه خب به اسم ما مياد ديگه من "بيوك" آقا هستم . همسرم هم
              "خاور" خانوم !!!

              ============================
              ترکه زنگ می*زنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده
              ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما ترک هستید؟ یارو میگه: آره،
              چطور مگه؟
              پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین !

              =============================
              ترکه ماشين تخليه چاه ميخره . روي تانکرش مينويسه: رزق ما در کون شماست.

              ==============================
              یه روز یه ترکه میره در مغازه خیاطی. پارچه شو میده میگه برام یه شلوار
              بدوز. فردا نیام بگی وقت نداشتم سوزنم شکسته بود ننه م مرده بود. اصلا
              نمیخوام پدر سگ پارچه منو بده میخوام برم.

              ===============================
              ترکه تو ماشينش آهنگ عربي گذاشته بوده با صداي بلند. بهش گير مي دن مي گه
              : اي بابا نميشه تو اين ماه محرم يه قرآن شاد گوش بديم

              ================================
              ترکه میره
              امامزاده میبینه یه دختری میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده .
              ترکه خودشو میندازه تو بغل دختره میگه خدایا هل نده .

              ================================
              یکی میگه: من" حافظ کل قرآنم", ترک میگه: از این قران کوچیکا یا بزرگا

              ================================
              صرف فعل
              به ترکه میگن کردم -کردی-کرد چه صیغه ایه؟میگه اون که دیگه صیغه نیست جنده ست
              =================================
              یه روز یه ترکه میره ساندویچی میگه آقا یه ساندویچ کالباس بده ولی برام
              خیارشور نذار.از قضا یارو ساندویچی هم ترک بوده میگه:ببخشید خیارشور
              ندارم میخوای گوجه
              نذارم؟
              ==============================
              ترکه ميره کنار دريا پری دريای ميبينه ،ميگه من عاشقتم ،با من ازدواج
              ميکنی،پری دريای ميگه من آدم نيستم،ترکه ميگه تو فکر ميکنی من آدمم،
              ===============================
              توی سینمای اردبیل فیلم شام آخر میره رو اکران ترکها همه با قابلمه میرن سینما
              =================================
              ترکه به دوست دخترش میگه:عزیزم اسمت چیه؟ دختره میگه یاسمن ولی صدام می
              کنن یاسی! ترکه میگه : خدا رو شکر که اسمت کوثر نیست!
              ================================
              یا ابالفضل چیست؟ نوعی کلام محلیه ترکها, که هنگام رانندگی سر پیچهای
              خطرناک و جاده
              های لغزنده به جای ترمز استفاده میشود.
              ===============================
              يه روز يه ترکه که پاش چلاق بوده ميره مشهد که از امام رضا شفاء بگيره
              ،داشته با خودش نجوا ميکرده که ؛ای امام رضا شفام بده ،ديگه نميتوم از
              خجالته زنو بچم سرمو بالا کنم ،کارمو دارم از دست ميدم و....يک باره يه
              زنی مياد پيشش مي ایسته شروع ميکنه اونم به نجواکردن که ؛ای امام رضا بچم
              نميشه ،شوهرم ميخواد طلاقم بده ،شفام بده،مادر شوهرم.... که يه دفعه ترکه
              عصبانی ميشه ميگه آبجی حواسه امام رضا رو پرت نکن اينجا ارتپديه زنان
              زايمان
              اون طرفه !!!

              =================================
              مسافري كه تازه به اردبیل وارد شده بوده از آقا ترکه مي پرسه ما
              اينجاغريبيم... كجا آمپول مي زنن؟ ترکه باسنش رو نشون مي ده مي گه اينجا
              ================================
              به ترکه میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی؟ میگه با عرض معذرت

              ================================
              يه تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه .
              به نام ... ؟ تركه ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

              ===============================
              تركه داشته راز بقا نگاه مي*كرده، يه دفعه گورخره يه لگد ميزنه تو شكم
              شيره! تركه رو جو ميگيره داد ميزنه: محمدياش صلوات
              =================================
              به یه ترکه می گن بابات مرده لباس مشکی بپوش بریم قبرستون, می گه شما
              دروغ می گید یه اتفاقی افتاده می خواهید به من نگید.
              =================================
              ترکه کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید
              =================================
              خبرنگار:برای محرم امسال چه برنامه هایی دارید؟_ترکه:ما امسال 10تا علم
              اضافه کردیم/15تا پرچم/150تا زنجیر/12تا قمه و40تا زنجیرزن جدید در مجموع
              انشاءالله دیگه مادر یزید گايیده است!

              ===============================
              آخونده : چراغا رو خاموش کنید برادرا می خوان لخت شن سینه بزنن. 10 دقیقه
              بعد میگه : چراغا رو روشن کنید. ترکه میگه : نه. من هنوز شورتمو پیدا
              نکردم


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #277
                زنه از شوهرش می پرسه : صبحونه می خوری ؟ مرد : یه بوس بده جای صبحونه ! مرد ظهر برمیگرده خونه . زن : ناهار می خوری ؟ مرد : سینه - تو بده بخورم جای ناهار شب مرد میاد خونه می بینه زنش از پله ها میره بالا از نرده سر می خوره پایین ! مرد میگه : چی کار می کنی ؟ زن : دارم شامت رو گرم می کنم !

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #278
                  دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ*ها بحث مى*کرد.
                  معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار
                  عظيم*الجثه*اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
                  دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
                  معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى*تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
                  دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى*پرسم.
                  معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
                  دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.
                  *****************************************
                  يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى*کرد نگاه مى*کرد.
                  ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
                  از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
                  مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى*کنى و باعث ناراحتى من مى*شوی، يکى از موهايم سفيد مى*شود.
                  دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!
                  ************************************
                  عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه*هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
                  بچه*ها را تشويق مي*کرد که دور هم جمع شوند.
                  معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال*ها بعد وقتى همه*تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و
                  بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
                  يکى از بچه*ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
                  ***********************************************
                  معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه*ها درس مى*داد. براى اين که موضوع براى بچه*ها روشن*تر
                  شود گفت بچه*ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى*دانيد خون در سرم جمع مى*شود و صورتم قرمز مى*شود.
                  بچه*ها گفتند: بله
                  معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده*ام خون در پاهايم جمع نمى*شود؟
                  يکى از بچه*ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست.
                  ***********************************************
                  بچه*ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته
                  بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
                  در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه*ها رويش نوشت: هر چند تا مى*خواهيد
                  برداريد! خدا مواظب سيب*هاست

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #279
                    ترکه ميره دانشگاه به ۲ دليل مي فهمن ترکه 1. سامسونتشو مي زاره تو زنبيل ۲. وقتي استاد تخته رو پاک مي کنه اونم دفترشو پاک مي کنه!

                    به غضنفر می گن : اذون بگو.
                    می گه : والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد!

                    غضنفر پسرش کور به دنیا مياد اسمشو می ذاره: حيدرمريم زاده!

                    به يه نفر ميگن خسته نباشي.ميگه باشم چه غلطي ميكني؟

                    تركه تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد بهش گفتند : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته؟ گفت : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره!

                    یارو بعد از عمری میره مو می*کاره ، اسمش واسه حج واجب درمیاد!

                    تركه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چه طور بود؟
                    ميگه والا باز خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودند!

                    از دختره می پرسن : شوهر چند حرف داره ؟
                    می گه : اگه پیدا بشه حرف نداره!

                    به ترکه ميگن سفر حج چطور بود ميگه خيابونا تميز ، برجاش بلند ، ماشينا آخرين مدل، البته يه جاي زيارتي هم داشت که شلوغ بود نرفتم!

                    زن به شوهرش ميگه: عزيزم مي خواهي دفتر يادداشتت باشم و هميشه همراهت باشم؟
                    مرد: نه عزيزم سررسيدم باش تا هر سال عوضت كنم!

                    يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه*زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!

                    از لره ميپرسن ميدوني امام حسين رو کجا دفن كردن؟ ميگه نه، کجا؟ ميگن کربلا.
                    ميگه اي خوشا به سعادتش!

                    رشتیه ميره جلسه عزا ميخواسته دلداري بده ميگه: مرگ حقه! آوووو... رضا شاه با اون عزمتش مرد!
                    آوووووو...نادر شاه با اون ابهتش مرد. باباي تو که گـوز اونها هم نبود!

                    به ترکه ميگن چرا با خودکار ميري حموم؟ ميگه هرجاي بدنمو ميشورم علامت ميذارم!

                    از يه بسیجی سوال ميکنند که اگه تمام دنيا را بهت بديم با هاش چي كار ميکني؟
                    ميگه ميفروشم ميرم خارج!


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #280
                      دفترچه خاطرات ترکه : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید




                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به ترکه میگن : تولدت کیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به یه ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: این چیه؟ طرف کلی فکر کرد و گفت: شطرنج گردالی!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به ترکه میگن این (!) علامت چیه؟ میگه شاشیدن ممنوع حتی یک قطره


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به ترکه میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟
                      میگه وقتی که روی اره نشسته ام


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه میره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ….. صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ….. ترکه میگه: مرسی سلام میرسونه


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه میره مغازه میگه :آقا نوشابه خانواده دارین؟صاحب مغازه میگه:بعله. می پرسه : به آدم مجرد هم میدین؟!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه میره گل فروشی میگه گل بنفشه دارین؟ یارو میگه نه، ترکه میپره و تخمای گلفروشه رو میگیره، گلفروشه میگه ولم کن، ترکه میگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگیر!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی دراین مکان یک موبایل نصب خواهد شد!!!


                      --------------------------------------------------------------------------------




                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده ,می گه این خونه استخر داره، جگوزی داره…ترکه می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره میبینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه...از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب شام سرو میشود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه زن صیغه می کنه رفیقش می گه مبارکه ازدواج کردی؟
                      میگه نه بابا دائمی نیست از این اعتباریاس


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به ترکه می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.


                      --------------------------------------------------------------------------------



                      به ترکه میگن: خبر داری پسرت رکورد شکسته؟! ترکه میگه: ای خاک بر سرش . گفته باشم……من یه ریال هم خسارت نمیدم !!!!


                      --------------------------------------------------------------------------------


                      قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا
                      ترکه: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه
                      قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی
                      ترکه: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ازترکه می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      ترکه سرش رو می کنه داخل حجرالاسود بوس کنه ، سرش گیر می کنه
                      میگه گلط کردم دیگه گناه نمیکنم ، خدایا منو نخور!!!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      قزوینی یه ، یه گونی شرت رو دوشش بود
                      بهش می گن بارت چیه؟
                      میگه : یه دنیا خاطره!!


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      هیئت دولت زن را سهمیه بندی کرد:
                      ترکها ۱۰ زن چون مصرفشان بالاست
                      قزوینی ها ۴ زن. چون دوگانه سوزند
                      رشتی ها یک زن . چون سهمیه شون رو می فروشند


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      از قزوینیه می*پرسند: باسن چند بخشه؟ میگه: نه بخشه، نه استان، یه دنیاست


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      یه قزوینیه می ره افریقا. یه بچه سیاه با خودش میاره قزوین. دوستاش می پرسن این کیه اوردی؟ میگه اگه خدا قبول کنه برای ایام محرمه


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم


                      --------------------------------------------------------------------------------

                      یه رشتیه روی در خونش نوشته بود: ورود افراد زیر ۱۸ سال ممنوع ! میگن چرا این رو نوشتی ؟! میگه آخه ناموس که بچه بازی نیست !!!-


                      --------------------------------------------------------------------------------




                      --------------------------------------------------------------------------------

                      به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #281
                        لره زنگ ميزنه قم ميگه آقا لطفا يه امام جمعه براي ما بفرستين... ميگن: يکي فرستاديم... لره ميگه: اونو کشتيم باهاش امامزاده ساختيم يکي ديگه بفرستين !!! )))))))










                        از لره مي پرسن آرزوت چيه؟ ميگه: دکتربشم از اتاق عمل بيام بيرون بگم: متاسفم



                        ترکه ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه "سحر" صدات کنم؟؟ ترکه مي گه نه همون غضنفر صدام کني بهتره ...!! )))))









                        به ترکه ميگن "علي يارت". ميگه يار خودتون، تيم ما تکميله !



                        ترکه تو جهنم بشکن مي زده گفتن چته؟گفت پروندم گم شده



                        اون ترک بالايي ماه رمضون خونه دوستش خوابيده بوده

                        دوستش صداش ميکنه ميگه پاشو سحره

                        ترکه ميگه: بگو بعدن خودم تماس ميگيرم








                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #282
                          ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید . . . شامپو یـــــد الله

                          غضنفر ميره دستشويي هرچي زور زد آروغ ميزد
                          به خودش ميگه : نكنه برعكس نشستم !!!

                          به قزوینیه میگن با کلمه نمونه جمله بساز میگه آقا بهترین جای بدنمون کونمونه

                          از ترکه میپرسند چرا آذربایجان را
                          شرقی و غربی کردند.گفت:برای اینکه خر تو خر نشه.

                          تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه:
                          نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

                          دفترچه خاطرات ترکه : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید

                          ترکه بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!

                          ترکه میره مغازه میگه :آقا نوشابه خانواده دارین؟صاحب مغازه میگه:بعله. می پرسه : به آدم مجرد هم میدین؟!

                          ازترکه می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم


                          قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟


                          یه روز یه اصفهانیه به پسرش میگه برو از همسایه دو تا نون بگیر پسرش میره وبرمیگرده میگه همسایه نون نداشت باباش میگه خاک برسر خسیسش کنن برو دو تانون از یخچال خودمون بیار



                          لره داشته به قصد کشت خودشو میزده؛میگن چی شده؟ میگه تازه فهمیدم از کجای ننم دراومدم!

                          زن رشتيه شب عروسي مي*پرسه: بلدي چي کار کني كه؟ رشتيه ميگه: آره منتظرم يکي بياد،

                          تركه سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده

                          کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن

                          یكی آزمايش ايدز ميده، جواب مثبت بوده، ميگه: عجب دوره و زمونه*اي شده، آدم به دستاي خودش هم نميتونه اعتماد كنه!

                          غضنفر ميره كنسرت ابي وقتي كنسرت تموم ميشه هر كي يه چيز به ابي ميگه ::: ابي صداتو ... ابي نفستو ... غضنفر رو جو ميگيره ميگه : ابي ننتو

                          روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

                          مي دوني بزرگترين ريسك دنيا چيه ؟ اسهال داشته باشي بخواي بگوزي

                          حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی: یک بچه چشم تنگ کون گشاد
                          از قزوینی میپرسند قويترين سد دنیا چیه میگه: شلوار لی

                          تركه تو اتوبوس میگوزه همه بهش میخندن. اونم خوشحال میشه، میگه: اگه میدونستم اینقدر حال میكنین براتون میریدم

                          معلمه سر كلاس میپرسه:* كی میدونه قرص ویاگرا چیه؟! پسره میگه: قرص ضد اسحاله! معلمه میگه: چه ربطی داره؟! بچه میگه:* آخه هر شب مامانم به بابام میگه:* بخور اینو بلكه اون گهت سفت شه

                          ضرب المثل قزوینی: اگر رفیق، رفیق باشه، آدم منت زنشو نمیکشه

                          میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟... وازلین


                          به ترکه میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، ترکه میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید
                          یه روز یه ترکه میره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه

                          به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون مي گن : كجاي تهرون؟ ميگه: جاده تهران - اردبیل کیلومتر 700


                          لره تخلیه چاه میزنه روتانکرش مینویسه روزی ما در کون شماست
                          بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟
                          مامان: یعنی یه خری مثل بابات
                          به لره میگن میدونی ارتحال چیه؟نگو از اصهال بدتره ! خمینی گرفت مرد
                          شب عروسي رشتيه زنش ميپرسه بلدي چي کار کني؟ ميگه آره منتظرم يکي بياد برم زير تخت
                          ترکه آزمایش ادرارش گم میشه میگه : بله دیگه مملکت بخور بخوره
                          به رشتيه ميگن نظرت راجع به اس ام اس چيه؟
                          ميگه:اس ام اس مثل زن گرفتنه.خرجشو تو ميدي.كيفشو يكي ديگه ميبره



                          ترکه میگوزه دو متر پرت میشه هوا
                          بهش میگن چی شده؟
                          میگه هیچی بابا تو دنده بود

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #283
                            همسایه ها نصف شب با صدای داد و فریاد از خواب بیدار میشوند و سراسیمه خودشان را به خونه اصغر آقا که صدا از آنجا می آمد میرسانند! میبینند که اصغر آقا با چهره برافروخته در حالی که چاقوی آشپزخانه را در دست دارد زیر درخت توت حیاط ایستاده و پسرش را که از ترس بالای درخت رفته تهدید میکند: میکشمت بی شرف!پدرسگ! مادرجنده!!.....هر چی ازش میپرسند موضوع چیه؟ فقط فحش میشنوند! خلاصه با هزار زحمت اصغرآقا را از آنجا دور می کنند و به داخل اتاق میبرند.. پسره با ترس و لرز از درخت پایین می آید .... ازش میپرسند:پی شده چیکارش کردی که اینقدر ازت شاکیه؟ میگه: ولش کنید بابا! اصلا" جنبه شوخی نداره! یه عمره مادرمو میکنه چیزی بهش نگفتم! یه بار مادرشو کردم ببین چه قشقرقی به پا کرده؟

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #284
                              پدره به پسر تازه دامادش میگه: شب که رفتی حجله سفت ترین جای بدن تو بکن تو اونجا که زنت می شاشه. صبح میبینن یارو سرش تو سنگ توالت گیر کرده!!


                              اصول زندگی 5 تاست : مخور جوش ، بخور گوشت ، بپر روش ، بکن توش ، بگیر دوش ..


                              روزی حافظ به زنش گفت:دلبرا دل به تو دادم که به من کوس بدهی *نه که شب تا به سحر پشت کنی چوس بدهی

                              تركه داشته يه جنده رو ميكرده آبش نمي اومده....ميگه من قبلا" چندتا كس كردم پولشو ندادم. احتمالا" آبمو قطع كردن!!

                              میدونی سکس برای پیر مردها مثل چیه؟ .......مثل اینه که بخواهی با شلنگ بیلیارد بازی کنی...

                              یه روز خدا آدم و حوا رو آفریده بود گذاشته بود جلوی آفتاب خشک بشه یه هو حوا جیغ می زنه خدا میگه چی شده ؟ حوا میگه آدم یه تیکه از وسطه پای منو کند گذاشت وسط پای خودش . خدا میگه ناراحت نباش تا آخر دنیا منتتو میکشه که بذاره سرجاش

                              مرد به زنش: زن من امروز ارتقا درجه گرفتم و از الان من سرهنگم... زن: مرد من به این کارا کار ندارم می خوای سرهنگشو وزیر دفاع شو ..... فقط یه چیز ازت میخوام یه کاری کن که شبها زیر پتو استوار باشی!!!!
                              ترکه به زنش میگه عجب داماد آمریکایی خوبی داریم.دیشب تاصبح برای اینکه ما بیدار نشیم به دخترمون SUCK IT-SUCK IT-SUCK ITمیگفت

                              به یارو میگن چرا خانم ها قصاب نميشن؟ چون دست به هر گوشتي بزنن سريع استخون ميشه !!!

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #285
                                غضنفر با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين جدول رو بعد از 2 سال حل كردم!!دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟؟؟ غضنفر ميگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال

                                --------------------------------------------------------------------------------
                                به غضنفر ميگن : جسم شفاف رو تعريف كن ميگه : يه جسم كه از اينورش اونورش پيدا باشه . تشويقش ميكنن . بعد مي پرسند : يه مثال بزن . ميگه : مثل نردبون

                                --------------------------------------------------------------------------------
                                در پي سخن احمدي نژاد مبني بر اينكه در ايران همجنسباز نداريم , قزوين اعلام خودمختاري كرد .

                                --------------------------------------------------------------------------------

                                بچه اصفهانيه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟

                                --------------------------------------------------------------------------------

                                به يه يارو ميگن تو ميتوني يه آيه مثل قرآن بياري؟! ميگه آره مشتي! "هل تفکرون نحن خلقناکم بيضه بيضا" ازش ميبپرسند يعني چي؟ ميگه "آيا فکر ميکنيد ما شما را تخمي تخمي آفريديم؟"


                                --------------------------------------------------------------------------------

                                به يارو ميگن اصول دين رو نام ببر ميگه: توحيد ، نبوت ، امامت ، رسالت ، ونک.

                                از يک آقايي ميپرسند "ميتوني يک پيامبر زن نام ببري؟"، طرف يکمي فکر ميکنه، ميگه، بله، پيامبر اکرم!


                                --------------------------------------------------------------------------------


                                يه آقايي رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي " امام با سالاد " ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين " خدا با ماست"


                                --------------------------------------------------------------------------------

                                به يه آقايي ميگن سه تا اسم بگو آخرش الله باشه، ميگه روح الله، عين الله، سيندرالله


                                --------------------------------------------------------------------------------

                                در خونه ملا نصر الدين رو دزد ميبره، ملا ميره در مسجد رو ميدزده، مردم ميگويند احمق چرا در مسجد رو دزديدي؟ جواب ميده! فقط خدا ميدونه در خونه من رو کي دزديده، بياد دزد رو تحويل بده در خونش رو تحويل بگيره!














                                iran

                                Comment

                                Working...