يارو استاده خيلي بي ادب بوده و همش سر كلاس جكاي ناجور ميگفته. خلاصه دختراي كلاس شاكي ميشن و تصميم ميگيرن اگه يه بار ديگه اين يارو جك خلافي گفت، كلاس رو ترك كنن. فرداش استاده مياد سر كلاس ميگه: شنيدين تو هند جنده كم شده؟! دخترا هم همشون پاميشن كه از كلاس برن بيرون، استاده ميگه: خانوما كجا؟! پرواز تهران-دهلي فرداست!
302- يه روز قهرمان آكروبات بازي دنيا ميره اصفهان، داشته تو بازار مسگرا راه ميرفته يه دفعه ميبينه يكي از مسگرا پريد تو هوا پنج تا پشتك زد اومد پايين. يارو كف ميكنه، به خودش ميگه: من كه مثلا قهرمان جهانم نميتونم همچي كاري بكنم، ميره پيش مسگره ميگه: آقا بيا من بهت پنج هزار دلار ميدم اين كارو به من ياد بده. يارو شاكي ميگه: برو بابا دلت خوشه! اگه پنجاه هزار دلار هم بدي، ديگه چكش رو نمي*زنم رو تخمم!
303- قزوينيه ميره مغازه روبات فروشي، فروشندهه شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روي شكمش رو فشار بدي جاروبرقي ميشه، اگه دستش رو بكشي ماشين لباسشويي ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابي حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكي با كير پانسمان شده برميگرده ميگه: مادرقحبه! چرا نگفتي اين سوراخ كونش چرخ گوشته؟!
304- تركه ميميره، ميبرنش جهنم. بهش ميگن: تو بايد اينجا كارهم بكني. كارش اين بوده كه بايد ديگ*هاي عظيمي كه توش جنده*ها رو مي*جوشوندن رو هم ميزده. يه روز همونطور كه مشغول بوده، يهو مي*بينه يك از بچه محلاش داره واسه ديگ بغلي هيزم مي*بره. دوتايي شروع ميكنن باهم گپ زدن و از كار و كاسبي گله كردن و خلاصه حواسشون پاك از هرچي ديگ و جنده پرت ميشه. بعد از يك مدتي تركه يك نگاهي به ديگ مي*ندازه ميبينه يك جنده سياه پوست اومده رو. هول ميشه به دوستش ميگه: غضنفر زود برو بذار به كارم برسم، جنده*ها ته گرفتن!
305- تركه با دوستش داشته جدول حل ميكرده، از رفيقش ميپرسه:*اكبر، آلت تناسلي زن چيه كه دو حرفيه؟! رفيقش ميگه: عمودي يا افقي؟ ميگه: افقيه. ميگه: خوب خره معلومه ديگه، لب!
306- تركه سوار هواپيماي لوفتانزا بوده، تا هواپيما پرواز ميكنه، ميره پيش مهماندار هواپيما ميگه: ببخشيد من يك مشكل معده دارم، موقع پرواز بايد حتماً شير بخورم، اگه ممكنه يكم شير به من بدين. مهمانداره ميگه: *شرمنده آقا ما شير نداريم. تركه ميگه: *ولي آخه من حتماً بايد يكم شير بخورم، وگرنه حالم بهم مي*خوره. مهمانداره مي*بينه اوضاع خيلي خرابه،* تركه رو مي*كشه يك گوشه ميگه: حالا كه قضيه اينقدر ضروريه، بياين يكم از سينه من شير بخوريد تا برسيم به مقصد! تركه هم ميزنه تو سرش ميگه: خاك بر سرم! كاشكي شاش خواسته بودم!
307- يه روز تو قزوين يه بابا و ننه دست بچشون روميگيرن ميبرن كلانتري و به افسره ميگن: سركار اين چه شهريه؟ اين چه زندگيه؟ اين بچه رو كردن كونش آش و لاش شده، پاره و پوره شده!! افسره نگاه ميكنه ميبينه: تُچ تُچ! اين كه پاك پاره شده! رو مي*كنه به سربازش ميگه: اين كار، كار حسن كودكه زود بگيرين بيارينش. بعداز نيم ساعت يك يارو سبيل كلفته رو دست بسته ميارن، افسره بهش ميگه تو خجالت نميكشي؟! ببين با اين بچه چي كار كردي؟...حسن كودك نگاه ميكنه، ميگه: نگاه كن تورو خدا! كون بچه پاره پوره شده، آش و لاش شده! سركار، كار آدم تازه*كار بوده! من كون بچه شيش ماهه ميذارم از خواب بيدار نميشه!
308- تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي*كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!
309- تركه دست ميكنه تو جيبش، با تعجب ميگه: ا.ا... اين كير خر رو كي گذاشته اينجا؟!
310- تركه تو يك جمعي نشسته بوده، همه داشتن خيلي باكلاس ازمسايل ادبي حرف ميزدن، حوصله اش سر ميره يه دفعه وسط بحث ملت يك گوز اساسي ميده! همه ساكت ميشن، بعد از دو ثانيه يه زنه ميگه: وا؟! تركه با قيافه اديبانه ميگه: والله!
311- دو تا تهرانيه ميخواستن دو تا اصفهانيه رو سر كار بگذارن، بهشون ميگن: شما بلدين عكس كس بكشين؟! اصفهانيا هم ميگن: آره خوب، اينكه كاري نداره و دوتايي يك عكس ترتميز و حسابي ميكشن از عضو مذبور مي*كشن! تهرانيا ميزنن زير خنده و مي*گن: شنيده بوديم شما اصفهانيا كس*كشين، ولي خودمون نديده بوديم! اصفهانيا هم ميگن: ماهم شنيده بوديم شما تهرانيا به كس*ننتون ميخندين، ولي خودمون نديده بوديم!
312- يه شب يه بدبختي كه خونش يه اتاق بيشتر نداشت راست مي*كنه كه يه حالي با زنش بكنه. زنش اول از ترس اين كه بچشون بيدار شه و ببينه مخالفت مي*كنه اما چون اصرار مرد رو مي*بينه مجبور مي*شه بده. اونم چه دادن?! يارو تا صبح پنج بار مي*كنه! صبح مامانه مي*خواسته از زير زبون بچه*ش بكشه كه ديشب بيدار شده و چيزي ديده يا نه. اول با ملايمت ازش ميپرسه: پدرام جون، تو ديشب چيزي شنيدي بيدار شدي؟ بچهه ميگه: نه، مگه خبري بود؟ مادره باور نمي*كنه، ميگه حتماً داره خالي مي*بنده، يك بار ديگه جدي*تر ازش مي*پرسه: *مطمئني هيچي نشنيدي؟ باز پسره ميگه: نه، مگه چي* شده؟ خلاصه باز مادره باور نمي*كنه و دوباره مي*پرسه و هي از ماد اصرار و از فرزند انكار، تا اينكه مادره شاكي ميشه و يكي مي*خوابونه تو گوش پسره. پسره هم با بغض ميگه: خوب مامان، همين كارا رو مي*كني كه بابا كونت مي*گذاره ديگه!
313- يه روز چهار تا راهبه ميرن پيش پدر روحاني كه توبه كنن. اولي ميره تو ميگه: پدر! من اغفال شدم و براي يكي جلق زدم! پدر ميگه: اشكال نداره بيا دستت رو تو آب توبه بشور، تا گناهانت پاك بشه. دومي ميره تو ميگه: پدر من هم اغفال شدم و يكي به سينه من دست زد! پدر هم ميگه: بيا سينت رو تو آب مقدس بشور و برو. بعد نفر سوم كه مياد بره تو، چهارمي بهش ميگه: خواهر ماري، كونت رو تو آب نشوري*ها! من ميخوام قرقره كنم!
314- يارو كيرش قطع ميشه، ميره دكتر. دكتره بهش ميگه يك پيوند خيلي جديد كشف شده، ولي هنوز رو انسان امتحان نشنده، دانشمندا به اين نتيجه رسيدن كه خرطوم بچه فيل رو ميشه به جاي آلت تناسلي مرد پيوند زد، مي*خوايد شما اين عمل رو امتحان كنيد؟ يارو هم مي*بينه هيچ چاره ديگه*اي نداره، ميگه: باشه، به هرحال از بي*كيري كه بهتره! خلاصه عمل با موفقيت تموم ميشه و يارو ميره دنبال كار و زندگيش. بعد از يه هفته برمي*گرده پيش دكتر ميگه: آقاي دكتر! به دادم برس، دهن من سرويس شد! دكتر ميگه: چرا؟ چي شده؟! ميگه: بابا اين كير ما هرچي علف و برگ و ميوه تو خيابون ميبينه رو وَر ميداره ميكنه تو كون ما!
315- قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!
316- قزوينيه رو با يه سه ليتري تف دستگير ميكنن!
317- به تركه ميگن آسمون خراش درست كن. يه كم فكر ميكنه، بعد ميره همه تركاي محله رو جمع مي*كنه، ميريزه رو هم! بهش ميگن پس آسمون*خراشت كو؟! ميگه: اين آسمونش، اينم خراش!
318- يه ماره ميره تو شرت عربه، ميگه: رخصت پهلوون!
319- پسره زبونش ميگرفته، صبح دير ميره مدرسه، خانوم معلمشون ميگه: چرا دير اومدي؟! ميگه: خانم لام دول بود! خانمشون ميگه: خوب عزيزم من هر شب لام دوله ولي ببين چه زود ميام!
320- تركه شطرنج باز بوده و از مسابقه ميومده، سوار اتوبوس ميشه يه خانومي مياد رد بشه، دستش ميخوره به اونجايي كه نبايد بخوره! خانومه سرخ ميشه، ميگه: ببخشيد! تركه ميگه: نه خانم جان، اينطوري نميشه! دست به مهره بازيه!
302- يه روز قهرمان آكروبات بازي دنيا ميره اصفهان، داشته تو بازار مسگرا راه ميرفته يه دفعه ميبينه يكي از مسگرا پريد تو هوا پنج تا پشتك زد اومد پايين. يارو كف ميكنه، به خودش ميگه: من كه مثلا قهرمان جهانم نميتونم همچي كاري بكنم، ميره پيش مسگره ميگه: آقا بيا من بهت پنج هزار دلار ميدم اين كارو به من ياد بده. يارو شاكي ميگه: برو بابا دلت خوشه! اگه پنجاه هزار دلار هم بدي، ديگه چكش رو نمي*زنم رو تخمم!
303- قزوينيه ميره مغازه روبات فروشي، فروشندهه شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روي شكمش رو فشار بدي جاروبرقي ميشه، اگه دستش رو بكشي ماشين لباسشويي ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابي حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكي با كير پانسمان شده برميگرده ميگه: مادرقحبه! چرا نگفتي اين سوراخ كونش چرخ گوشته؟!
304- تركه ميميره، ميبرنش جهنم. بهش ميگن: تو بايد اينجا كارهم بكني. كارش اين بوده كه بايد ديگ*هاي عظيمي كه توش جنده*ها رو مي*جوشوندن رو هم ميزده. يه روز همونطور كه مشغول بوده، يهو مي*بينه يك از بچه محلاش داره واسه ديگ بغلي هيزم مي*بره. دوتايي شروع ميكنن باهم گپ زدن و از كار و كاسبي گله كردن و خلاصه حواسشون پاك از هرچي ديگ و جنده پرت ميشه. بعد از يك مدتي تركه يك نگاهي به ديگ مي*ندازه ميبينه يك جنده سياه پوست اومده رو. هول ميشه به دوستش ميگه: غضنفر زود برو بذار به كارم برسم، جنده*ها ته گرفتن!
305- تركه با دوستش داشته جدول حل ميكرده، از رفيقش ميپرسه:*اكبر، آلت تناسلي زن چيه كه دو حرفيه؟! رفيقش ميگه: عمودي يا افقي؟ ميگه: افقيه. ميگه: خوب خره معلومه ديگه، لب!
306- تركه سوار هواپيماي لوفتانزا بوده، تا هواپيما پرواز ميكنه، ميره پيش مهماندار هواپيما ميگه: ببخشيد من يك مشكل معده دارم، موقع پرواز بايد حتماً شير بخورم، اگه ممكنه يكم شير به من بدين. مهمانداره ميگه: *شرمنده آقا ما شير نداريم. تركه ميگه: *ولي آخه من حتماً بايد يكم شير بخورم، وگرنه حالم بهم مي*خوره. مهمانداره مي*بينه اوضاع خيلي خرابه،* تركه رو مي*كشه يك گوشه ميگه: حالا كه قضيه اينقدر ضروريه، بياين يكم از سينه من شير بخوريد تا برسيم به مقصد! تركه هم ميزنه تو سرش ميگه: خاك بر سرم! كاشكي شاش خواسته بودم!
307- يه روز تو قزوين يه بابا و ننه دست بچشون روميگيرن ميبرن كلانتري و به افسره ميگن: سركار اين چه شهريه؟ اين چه زندگيه؟ اين بچه رو كردن كونش آش و لاش شده، پاره و پوره شده!! افسره نگاه ميكنه ميبينه: تُچ تُچ! اين كه پاك پاره شده! رو مي*كنه به سربازش ميگه: اين كار، كار حسن كودكه زود بگيرين بيارينش. بعداز نيم ساعت يك يارو سبيل كلفته رو دست بسته ميارن، افسره بهش ميگه تو خجالت نميكشي؟! ببين با اين بچه چي كار كردي؟...حسن كودك نگاه ميكنه، ميگه: نگاه كن تورو خدا! كون بچه پاره پوره شده، آش و لاش شده! سركار، كار آدم تازه*كار بوده! من كون بچه شيش ماهه ميذارم از خواب بيدار نميشه!
308- تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي*كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!
309- تركه دست ميكنه تو جيبش، با تعجب ميگه: ا.ا... اين كير خر رو كي گذاشته اينجا؟!
310- تركه تو يك جمعي نشسته بوده، همه داشتن خيلي باكلاس ازمسايل ادبي حرف ميزدن، حوصله اش سر ميره يه دفعه وسط بحث ملت يك گوز اساسي ميده! همه ساكت ميشن، بعد از دو ثانيه يه زنه ميگه: وا؟! تركه با قيافه اديبانه ميگه: والله!
311- دو تا تهرانيه ميخواستن دو تا اصفهانيه رو سر كار بگذارن، بهشون ميگن: شما بلدين عكس كس بكشين؟! اصفهانيا هم ميگن: آره خوب، اينكه كاري نداره و دوتايي يك عكس ترتميز و حسابي ميكشن از عضو مذبور مي*كشن! تهرانيا ميزنن زير خنده و مي*گن: شنيده بوديم شما اصفهانيا كس*كشين، ولي خودمون نديده بوديم! اصفهانيا هم ميگن: ماهم شنيده بوديم شما تهرانيا به كس*ننتون ميخندين، ولي خودمون نديده بوديم!
312- يه شب يه بدبختي كه خونش يه اتاق بيشتر نداشت راست مي*كنه كه يه حالي با زنش بكنه. زنش اول از ترس اين كه بچشون بيدار شه و ببينه مخالفت مي*كنه اما چون اصرار مرد رو مي*بينه مجبور مي*شه بده. اونم چه دادن?! يارو تا صبح پنج بار مي*كنه! صبح مامانه مي*خواسته از زير زبون بچه*ش بكشه كه ديشب بيدار شده و چيزي ديده يا نه. اول با ملايمت ازش ميپرسه: پدرام جون، تو ديشب چيزي شنيدي بيدار شدي؟ بچهه ميگه: نه، مگه خبري بود؟ مادره باور نمي*كنه، ميگه حتماً داره خالي مي*بنده، يك بار ديگه جدي*تر ازش مي*پرسه: *مطمئني هيچي نشنيدي؟ باز پسره ميگه: نه، مگه چي* شده؟ خلاصه باز مادره باور نمي*كنه و دوباره مي*پرسه و هي از ماد اصرار و از فرزند انكار، تا اينكه مادره شاكي ميشه و يكي مي*خوابونه تو گوش پسره. پسره هم با بغض ميگه: خوب مامان، همين كارا رو مي*كني كه بابا كونت مي*گذاره ديگه!
313- يه روز چهار تا راهبه ميرن پيش پدر روحاني كه توبه كنن. اولي ميره تو ميگه: پدر! من اغفال شدم و براي يكي جلق زدم! پدر ميگه: اشكال نداره بيا دستت رو تو آب توبه بشور، تا گناهانت پاك بشه. دومي ميره تو ميگه: پدر من هم اغفال شدم و يكي به سينه من دست زد! پدر هم ميگه: بيا سينت رو تو آب مقدس بشور و برو. بعد نفر سوم كه مياد بره تو، چهارمي بهش ميگه: خواهر ماري، كونت رو تو آب نشوري*ها! من ميخوام قرقره كنم!
314- يارو كيرش قطع ميشه، ميره دكتر. دكتره بهش ميگه يك پيوند خيلي جديد كشف شده، ولي هنوز رو انسان امتحان نشنده، دانشمندا به اين نتيجه رسيدن كه خرطوم بچه فيل رو ميشه به جاي آلت تناسلي مرد پيوند زد، مي*خوايد شما اين عمل رو امتحان كنيد؟ يارو هم مي*بينه هيچ چاره ديگه*اي نداره، ميگه: باشه، به هرحال از بي*كيري كه بهتره! خلاصه عمل با موفقيت تموم ميشه و يارو ميره دنبال كار و زندگيش. بعد از يه هفته برمي*گرده پيش دكتر ميگه: آقاي دكتر! به دادم برس، دهن من سرويس شد! دكتر ميگه: چرا؟ چي شده؟! ميگه: بابا اين كير ما هرچي علف و برگ و ميوه تو خيابون ميبينه رو وَر ميداره ميكنه تو كون ما!
315- قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!
316- قزوينيه رو با يه سه ليتري تف دستگير ميكنن!
317- به تركه ميگن آسمون خراش درست كن. يه كم فكر ميكنه، بعد ميره همه تركاي محله رو جمع مي*كنه، ميريزه رو هم! بهش ميگن پس آسمون*خراشت كو؟! ميگه: اين آسمونش، اينم خراش!
318- يه ماره ميره تو شرت عربه، ميگه: رخصت پهلوون!
319- پسره زبونش ميگرفته، صبح دير ميره مدرسه، خانوم معلمشون ميگه: چرا دير اومدي؟! ميگه: خانم لام دول بود! خانمشون ميگه: خوب عزيزم من هر شب لام دوله ولي ببين چه زود ميام!
320- تركه شطرنج باز بوده و از مسابقه ميومده، سوار اتوبوس ميشه يه خانومي مياد رد بشه، دستش ميخوره به اونجايي كه نبايد بخوره! خانومه سرخ ميشه، ميگه: ببخشيد! تركه ميگه: نه خانم جان، اينطوري نميشه! دست به مهره بازيه!


Comment