Special Thread Of Jashn-e Nowruz & 13 Beh Dar

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #406
    بار دگر از دل خاکسترم
    غرش غمهایم و چشم ِ تَرَم

    آزر مزدایی پراکنده نور
    قبله*گه ماه و ستاره و هور

    شنبه*ی سوم ز پسین هفت روز
    خیز ز جای و همه دیوان بسوز

    آتش پرشور بگوید سخن
    از جم و هوشنگ و شهان کهن

    آنکه فریدون ز افسون خویش
    بسته همی پیکر آن مارکیش

    کاوه ی آهنگرِ فریادخواه
    آتشی افروخت ز سینه چو آه

    سوخت همی نامه ی بیدادگر
    دوخت به چرمینه، رهایی گهر

    بابکِ دین خرم ِخونین کفن
    آزری ِسرخ به جامه و تن

    باقر و ستار ز آزرگشسپ
    بهر وطن، تافته با تیر و اسپ

    بشنو تو اکنون سخنان امید
    تا که ز آتش چه برآرد پدید

    ای تو وفادار به آیین و کیش
    آتشی افروز از آن سوزِ خویش

    همچو سیاوش ز میانش گزر
    برگسل از بندگی سیم و زر

    مهر به میهن چو بود کیمیا
    بهره*ی ما فره و بخت ِ نیا

    بار دگر غرش شیران گذشت
    زوزه*ی کفتار بمانده به دشت

    آتش ِسوری چو برافراختیم
    قبله*ی زرتشت چو برساختیم

    ابر ِسیه بگزرد از آسمان
    بار دگر، نام وطن، جاودان

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #407
      سبزه نوروزی
      در بسیاری از نقاط ایران از آغاز اسفندماه در کاسه و بشقاب و کوزه و اشیاء سفالین گندم، جو، عدس و ترتیزک و کنجد می کارند و در روستاها بر این باورند که هر دانه ای خوب سبز شود برداشت از آن دانه در آن سال بیشتر خواهد بود.


      جامه های نوروزی
      همه اقوام ایرانی رسم دارند که در آغاز اسفندماه به نو کردن جامه های خود بیاندیشند یا جامه نو بدوزند یا بخرند یا بشویند و این نشان از نونگری، نوسازی و نوبینی است و به همین جهت در روزگار تنگدستی نیز ایرانی آنچه دارد را نیز می شوید و پاکیزه می کند و می پوشد.


      خانه تکانی و پاکیزه سازی نوروز
      همه اقوام ایرانی در شهرها و روستاها در آستانه نوروز یعنی از آغاز اسفندماه به خانه تکانی روی می آورند. در روستاها آن روزگاران دیوار خانه ها را گل اندود می کردند و با گل سرخ شاخ گوسفندان را هم سرخ می نمودند تا همه چیز نو و پاکیزه باشد و در شهرها رنگ کاری و سفیدگری می کردند و خانه ها را می آراستند.


      خوردنی های نوروزی
      در همه جای ایران، چند روز پیش از نوروز شیرینی می پزند و می خرند. دیرینه ترین شیرینی ایرانی سمنو است که بر سر سفره نوروزی نیز قرار می دهند. در گیلان و مازندران برای عید کلوچه و حلوا می پزند و در یزد باقلوا، پشمک، قطاب، حاجی بادام، نان برنجی، لوز، مسقطی، بهشتی، نان بادامی، نان نخودی، کوکوی برنجی، نان پنجره ای و نان زنجفیلی می پزند.


      چراغانی نوروزی
      چراغانی آئینی دیرینه است و پیشینه آن به روزگار باستان می رسد که اقوام آریایی در آستانه نوروز در خانه ها و بام سراها و بلندی دژها مشعل روشن می کردند و آتش می افروختند در بسیاری از جاهای ایران این آئین را برگزار می کنند و مشعل می افروزند و بر در خانه می گذارند و یا چراغ روشن می کنند.


      شام نوروزی
      از دیرباز اقوام ایرانی بر این باور بوده اند که برای شب نوروز، شام ویژه ای باید تهیه کنند زیرا سالی که گذشته سال تلاش و کار بوده و در آستانه سال نو و حضور نوروز هنگامه آسایش و آرامش و شادی و بهره وری از دست رنج یکساله است.
      خراسانی ها در شب نوروز سبزی پلو و ماهی پلو و پلو مرغ و کوکو می خورند و بیشتر اقوام ایرانی رسم دارند که شب نوروز و یا ظهر نوروز ماهی و سبزی پلو بخورند.


      سفره نوروزی
      همه اقوام ایرانی در شب نوروز و تحویل سال یا ساعتی پیش از آن و یا در بامداد نوروز سفره نوروزی می اندازند. چگونگی گستردن سفره نوروزی به طور کامل چنین است: سفره سپید رنگ که در بالای آن آینه را قرار می دهند که گرد باشد و گردی آن نشان از آن دارد که جهان بی پایان است. در پیرامون آینه یک یا چند شمع یا چراغ به شمار افراد خانواده روشن می کنند که شعله نشان از فروغ ایزدی دارد. روی آینه تخم مرغی می گذارند که نمودی از تخمه و تبار است و در جلوی آینه مشتی گندم که نشان از رزق و روزی است و در سوی دیگر سفره نانی می گذارند که برای برکت سفره است و در سمت دیگر ظرفی لبریز از آب که در آن چند قطره گلاب نیز ریخته شده باشد. در کنار جام آب، کوزه ای نو و آب ندیده که تازه آب در آن ریخته اند می گذارند و تا لحظه سال تحویل از آن برنمی دارند و در این کوزه چند برگ انار یا نارنج می اندازند. در برخی مناطق ایران ماهی را درون کاسه آب می اندازند و جلوی آینه قرار می دهند. اسپند رنگ شده، جامی از شکر ، شیر، ماست، پنیر، کره تازه، گل نرگس، سنبل، باقلا و سکه و شیرینی و آجیل و میوه نیز در اطراف سفره قرار می دهند.
      در مورد هفت سین باید گفت، سین اصالت ندارد و می تواند هر یک از الفبای فارسی بر سر سفره نوروزی قرار گیرد مثل هفت شین، هفت میم، هفت نون، هفت دال و غیره.
      زرتشتیان بر سر سفره نوروزی خود اکنون هفت نوع گیاه و سبزه، هفت نوع شیرینی و نقل و میوه خشک و هفت نوع میوه تازه که ۲۱ می شود به یاد ۲۱ کتاب اوستا می گذارد.


      تحویل سال
      قبل از تحویل سال باید شمع ها را روشن کرد و قرآن کریم را گشود و چشم به راه رسیدن سال نو در کنار سفره نشست و لحظه شماری کرد و همه از کوچک و بزرگ خانواده در خود فرو روند و به سرنوشت و زندگی امید و آرزو و دست کشیدن از کینه ها و قهرها بیندیشند و در هنگام تحویل سال دعای نیایش بخوانند. هدیه دادن، بازی های نوروزی و دید و بازدید های نوروز که از ۵ تا ۱۲ روز است از دیگر مراسم این آئین باستانی است که با روز ۱۳ به پایان می رسد و البته باید یادآور شد که از شب یلدا تا ۱۳ فروردین را ایام نوروز می گویند. باشد که برگزاری این آئین را یک وظیفه ملی بدانیم.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #408
        در سنت های شرقی، از چین و ژاپن تا مصر مردم بر این باورند که سال ها بر مبنای یک دوره دوازده ساله شکل می گیرند و بر هرکدام از سال ها نماد حیوانی متفاوتی حاکم است که بر روند زندگی مردم در آن سال تاثیر می گذارد.

        آغاز حلقه با موش است و به ترتیب بعد از او نوبت گاو، ببر، گربه ( به نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، بز ( از نظرها ترک ها گوسفند )، اسب( هر ۶۵ سال یکبار سال اسب آتشین است)، میمون، خروس، سگ و خوک می رسد.

        سال موش با عمده ترین ویژگی هایش، یعنی سال پول های ناامن ( به بحران مالی جهان نگاه کنید)، ریسک های بزرگ، بی برکتی، اعتراض های سیاسی، وام ها و قرض های پی در پی بالاخره تمام شد و آقا گاوه با یک جفت پای عقب موش بی برکت را به یازده سال دیگر پرتاب کرد.

        سال تلاش مستمر

        نخستین ویژگی گاو آرامش، صبوری، دقت و هوشیاری است. او موجودی است کمرو، کند و اهل تفکر و از همه مهم تر از هر ناسیونالیستی، ناسیونالیست تر است، اما در نهایت کله شق و دیکتاتور پرتوانی هم هست و واژه قانون و اطاعت از آن یا در واقع اطاعت از او خود قانونی خدشه ناپذیر است.

        البته بهتر است فراموش نکنیم گاو وحشی هم وجود دارد که با شاخ هایش نباید درافتاد و یادمان باشد گاو وحشی به هنگام عصبانیت ترسناک و خطرناک و انتقام جو و بی گذشت می شود.

        چینی ها معتقدند سال گاو، سال عشق و خیالبافی و وقت گذرانی های عاشقانه نیست. سال گاو، سال کار و تلاش مستمر و خستگی ناپذیر است.سال گاو، سال اقتدار و اولویت خانواده و وفاداری به آنها است. امسال سال سنت پرست ها و متعصب ها است و با هر نوع نوگرایی و مدرنیسم مخالفت می شود. بنابراین جوانان و هنرمندان نوگرا در این سال مرتب توی ذوقشان خواهد خورد.

        گاو حیوان پرکاری است و خانواده او از حاصل این پرکاری بهره مند می شوند. روستائیان ویتنام گاو را علامت ثروت داخل خانواده می دانند.

        در سال گاو کشاورزی رونق می یابد و کشاورزان بهترین محصول ها را برداشت می کنند و آسیب هایی مانند خشکسالی، تگرگ، سیل، توفان، و ملخ محصولات آنها را تهدید نمی کند، اما مشاغلی که به ارتباط با مردم ربط پیدا می کند، موفقیت آمیز نخواهد بود.

        چینی ها معتقدند سال گاو، سال عشق و خیالبافی و وقت گذرانی های عاشقانه نیست. سال گاو، سال کار و تلاش مستمر و خستگی ناپذیر است.

        کودکانی که در سال گاو متولد می شوند، دوران کودکی و نوجوانی آرام و بی دغدغه ای را می گذرانند و کودکان متولد تابستان پرکارتر خواهند بود، در سال گاو بهتر است بچه ها در پاییز و زمستان به دنیا بیایند، چون چینی ها معتقدند گاوهای متولد زمستان خوشبخت تر خواهند بود.

        در زیر علامت گاو آنقدر کار برای همه وجود دارد که ممکن است فراتر از توان به نظر برسد. امسال باید بهار را صرف کارهای عقب افتاده و از یاد رفته کرد.

        در دنیای سیاست هم سال، سال محافظه کارها است و به احتمال زیاد دیکتاتورها قدرت بیشتری می یابند یا دیکتاتورهای جدیدی قدرت می گیرند. منتقدان و معترضان بهتر است امسال در فعالیت های خود جانب احتیاط را بیشتر رعایت کنند.

        متولدان مشهور سال گاو

        پائولا دلسول در کتاب طالع بینی چینی ترجمه شهین دخت بهزادی می نویسد: در زیر نفوذ این علامت سیاستمداران، مردان جنگی و رهبرانی به دنیا آمده اند که تواما رهبر و پدر بوده اند، مانند هیتلر، زاپاتا، گرونیمو، کلمانسو، ناپلئون، ایدی امین ، نهرو و مارگارت تاچر.

        اما در بین متولدین سال گاو کسانی وجود دارند که می شود آنها را گاوهای فرشته خو نامید، مانند لافایت، نهرو، لویی سیزدهم و ریچارد شیردل.

        در این سال افراد غیر محافظه کاری همچون وان گوگ، ژان کوکتو و روبنس هم متولد شده اند. مارکیز دو پمپادور در بین زنان متولد علامت گاو دیده می شود که مقتدرانه دربار فرانسه را اداره کرد.

        بقیه متولدین سرشناس سال گاو عبارتند از ارسطو، چارلی چاپلین، آرک بیشاب، اسقف ماکاریوس، دانته، اوگوست رنوار، پیترسلرز، ریچارد برتون، یوهان سباستیان باخ، جک نیکلسون، جیم کری، مریل استریپ، آنتونی هاپکینز، پرنسس دیانا، کلارک گیبل، نیکسون، آرت بوخوالد، جین فاندا، جرج کلونی، نیکلاس کیج و مگ رایان.

        حتا اگر به مساله طالع بینی به عنوان یک تفنن و فانتزی نگاه کنیم باز هم می توانیم از صمیم قلب آرزو کنیم سال نو، سالی پربرکت و آرام برای همه باشد و صلحی پایدار بر سراسر جهان حاکم شود.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #409

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #410

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #411
              چنین تا بیامد مه فرودین
              بیاراست گلبرگ روی زمین
              جهان گشته پر شادی و خواسته
              در و بام هر برزن آراسته
              جهان از نم ابر پر ژاله شد
              همه کوه و هامون پر از لاله شد
              خروش تبیره بیامد ز شهر
              ز شادی به هر کس رسانید بهر
              هوا پر خروش و زمین پر زجوش
              خنک آن که دل شاد دارد به نوش
              شود آن زمان بر دل ما درست
              که از کینه دلها بخواهیم شست
              ز کین نو آیین و کین کهن
              مگر در جهان تازه گردد سخن
              همه ساله پیروز بادی و شاد
              سرت پر ز دانش دلت پر ز داد
              بکوشیم تا رنجها کم کنیم
              دل غمگنان شاد و بی غم کنیم
              بسازید و از داد باشید شاد
              تن آسان و از کین نگیریم یاد
              سخن های دیرینه یاد آوریم
              به گفتار لب را به داد آوریم
              جهان یادگار است و ما رفتنی
              به گیتی نماند به جز مردمی
              سراینده باش و فزاینده باش
              شب و روز با رامش و خنده باش
              خداوند هستی و هم راستی
              نخواهد زتو کژی و کاستی
              کنون خورد باید می خوشگوار
              که می بوی مشک آید از جویبار
              کنون داستان کهن نو کنیم
              سخن های شیرین و خسرو کنیم

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #412
                در آمریکا، یک قانونگذار دمکرات میگوید طرحی را برای ارجگذاری نوروز به کنگره ایالات متحده ارائه میکند.
                به گزارش خبرگزاری فرانسه، « مایکل هوندا » نماینده حزب دمکرات از ایالت کالیفرنیا در بیانیه ای گفته است که در این لایحه از ایرانیان آمریکایی بخاطر کمکهایشان به جامعه ایالات متحده سپاسگذاری و سال نوی پرباری برای آنها و مردم ایران آرزو خواهد شد.

                وی در نظر دارد طرح ارجگذاری نوروز را امروز ( پنجشنبه ) به کنگره آمریکا ارائه دهد.

                مایکل هوندا در بیانیه خود افزوده است « نوروز محبت به انسانها را فارغ از قومیت یا مذهب ترویج میکند و از اینرو، نوروز ظرفیتی منحصر به فرد برای متحد کردن مردم با اعتقادات مختلف دارد ».


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #413
                  Chaharshanbeh Soori in Tehran

                  Tuesday March 18, 2009


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #414
                    نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقی است



                    باقی است جمع جانان تا این یگانه باقی است






                    بار دگر بریدند نا ی و نواش اما!



                    این ساز می نوازد تا یک ترانه باقی است







                    سینه به سینه گفتند کوتاه تا شود شب



                    کوتاه می شود شب وقتی فسانه باقی است



                    عید است و نامه دارم از من رسان سلامی



                    بشتاب ای کبوتر تا آشیانه باقی است








                    گم کردمش نشانیش یک کوچه تا جوانی



                    پیداش کن پرنده تا این نشانه باقی است



                    می چینمت دوباره از آسمان کرمان



                    پرواز کن ستاره تا بام خانه باقی است



                    نور نگاه کوروش بر بردگان بابل



                    بعد از هزارها سال در هگمتانه باقی است



                    زیباست حرف باران در کوچه های تبریز



                    آواز مولوی هست تا یک چغانه باقی است



                    دود اجاق وصلی کو در سفر بر افراشت



                    بعد از هزار منزل دربلخ و بانه باقی است



                    در حیرتم که بعد از کشتار عشق اینک



                    در زیر سقف تاریخ عطر زنانه باقی است



                    تازی و کینه توزی جهل و سیاه روزی



                    نفرین بر آنکه عدلش با تازیانه باقی است



                    عصر دگر برآید این نیز هم سرآید



                    گر نیستت یقینی حدس و گمانه باقی است






                    یغمائیان ربودند محصول عمر ما را



                    بشتاب و کشت میکن تا چند دانه باقی است



                    افراط کرد و تفریط این ساربان گمراه



                    ای کاروان سفر خوش راه میانه باقی است


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #415
                      سفری هفت*سین مهم*ترین سنت نوروز است که هر سال ایرانیان تقریبا هرجای دنیا که باشند با چیدن آن خود را برای نوروز و تحویل سال آماده می*کنند.

                      چیدن این سفره ظاهرا آسان است؛ کافی است هفت سین آن را آماده کرد و تمام...

                      ولی هر جا و در هر شهر و در میان هر قوم ایرانی شکل و شمایل این سفره کمی با جای دیگر فرق می*کند.

                      بعضی*ها هم در فکر این می*افتند تا در چیدن این سفره نوآوری کنند.

                      اهالی سیرجان از جمله کسانیند، که امسال در فکر نوآوری افتادند؛ سیرجانی*ها می گویند امسال بزرگترین سفره هفت سین را خواهند گسترد: سفره ای هزار مترمربعی.

                      داود قاسمی نژاد، شهردار سیرجان که مسئولیت برپا کردن این سفره عظیم را بر عهده دارد، در گفت*وگویی با رادیو فردا از سفره هفت سین سیرجانی می*گوید:

                      شهر سيرجان به دليل قرار گرفتن بر سر چهارراه اصلی جنوب کشور، مسير گذر يک و نيم ميليون مسافر در سال است و سيرجان مسير گذر بسياری از استان*های کشور در مسافرت*های زمينی است.

                      سفره هفت*سين نماد نوروز است که ايرانی*ها هر سال در منازل خود پهن می*کنند. ما به خاطر اين که به وضعيت منطقه سيرجان اهميت بيشتری بدهيم و شناخت بيشتری در ذهن مسافرانی که از اين شهر عبور می کنند ايجاد کنيم، بحث بزرگ*ترين سفره هفت*سين را مطرح کرديم.

                      آيا اين طرح هزينه زيادی در بر داشته است؟

                      به طور قطع هيچ کاری را بدون هزينه نمی*توان انجام داد، اما چون در بخش عمده کار از نيرو و امکانات بومی منطقه استفاده کرديم، هزينه چشمگيری نداشت.

                      مساحت اين سفره هفت سين بی*سابقه چقدر است؟

                      در سال*های اخير که شهرداری*ها متولی کارهای تزيينی و فرهنگی در سطح شهر هستند، سفره*های هفت سينی در گوشه*هايی از بلوارها، ميادين و يا پارک*ها ايجاد می*کنند.

                      ما در باره سفره*های هفت*سينی که در بيشتر شهرها پهن شده بود، تحقيقياتی انجام داديم و متوجه شديم که مساحت اين سفره ها کمتر از ۱۰۰ متر مربع بوده است. ولی فضايی که ما برای اين سفره در نظر گرفته*ايم بيش از ۱۲۰۰ متر مربع است.

                      اين ۱۲۰۰ متر مربع را با چه چيزهايی پر خواهيد کرد؟

                      جعبه*هايی برای اين کار در نظر گرفته*ايم و مقياس سين*هايی که برای سفره هفت*سين استفاده می*شود، بزرگنمايی شده است. اين سين*ها با مصالح جديدی ساخته شده و رنگ آميزی آنها مطابق با واقعيت است که در اين جعبه*ها قرار می*گيرند.

                      اين جعبه*ها مدل*سازی و نمادی از صندوقچه*های قديمی است که در ايران استفاده می*شده و اکنون هم بعضا يافت می*شود؛ صندوق*هايی که در قديم برای نگهداری لباس و لوازم به کار می*رفت.

                      شهروندان سيرجانی که با راديو فردا تماس گرفتند، بسيار هيجان زده به نظر می*رسيدند و می گفتند قرار است داورانی از طرف گينس بيايند و اين سفره را در کتاب رکورد گينس ثبت کنند. اين مسئله صحت دارد؟

                      رايزنی*هايی در اين رابطه با صدا و سيمای جمهوری اسلامی انجام شده است. آن*ها تمايل داشتند گزارشی به صورت مستقيم در لحظه سال تحويل از اينجا داشته باشند. در مورد ثبت در کتاب گينس هم رايزنی*هايی انجام شده و قرار است از اين هفت سين تعدادی عکس و فيلم تهيه شود که انجام خواهد شد.

                      همچنين ما فراخوان داده ايم تا مسافران نوروزی که عبور آنها منتهی به سال تحويل است، آنجا توقف داشته باشند و پذيرايی کوچکی هم از آنها به عمل خواهد آمد.

                      يعنی با چای و شيرينی از آنها پذيرايی خواهد شد؟

                      بله همين طور است.

                      تشريک مساعی شهروندان با شما چه اندازه بوده است؟

                      پس از طرح اين موضوع در شهرداری، استقبال بسيار خوبی توسط شهروندان انجام شد. حتی روزنامه*ها و هفته نامه*های محلی سيرجان هم استقبال بسيار خوبی کردند و اين چند روز موجی در شهر ايجاد شده است و شهروندان راغب هستند بدانند اين کار چگونه انجام می*شود.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #416
                        اکثر ما با دعای تحویل سال نو آشنا هستیم، «یا مقلب*القلوب...» اما شاعره خوب ِ میهن*مان خانم «هما ارژنگی» یک نیایش نوروزی سروده*اند که یک نیایش کاملا فارسی است:

                        الا ای اهورای با فرّ و جاه
                        به فرمان تو تابش حور و ماه
                        در این روز ِنو از مه ِفرودین
                        به آئین جمشید فرخنده دین
                        بگردان دل و دیده*ام از گناه
                        بیاموزم از نو، دگرگونه راه
                        روان مرا از غم آزاد کن
                        به خوش*باشی و خوش*دلی شاد کن

                        ازآقای دکتر «اردشیر خورشیدیان» موبد موبدان زردشتیان ایران، در باره*ی نوروز و هفت سین در آئین زردشتی سوال کردم که چنین گفتند:
                        در ایران باستان و حالا هم ما زردشتیان در یزد و کرمان در شب عید یعنی روزی که روز بعد از آن «عید» هست، معمولا ساعت سه یا چهار نصفه شب، نزدیکی*های صبح بلند می*شوند و «هفت سین» می*چینند.

                        در هفت سین نماد هفت امشاسپندان یا هفت پایه*ی عرفان ِ دین زردشتی و هفت پایه*ی عرفان ایرانی گذاشته می*شود.
                        کتاب مقدسی که می*گذاریم که نماد «اهورامزدا» است.
                        دوم «شیر و تخم مرغ» است که نماد سپیدی است، نماد بهمن است، نماد منش ِنیک است.
                        سوم «آتش» است که نماد اردیبهشت یا نماد راستی است.
                        بعد «سکه» هست که نماد شهریور یا شهریارخویش و تسلط بر نفس است.
                        پنجم نماد سپندارمزد یا آرامش مقدس است که نماد فروتنی است که «زمین» هست و یا چیزهایی که از زمین می*آید مثل میوه*جات.

                        سپس نماد خرداد هست، نماد خِردورزی، نماد دانش اندوزی هست که نماد آن «آب» است که باید مثل آب همه*جور دانشی را در خودش حل کند وهمیشه اندیشه*ی پویا داشته باشد.

                        بعد از آن به امرداد می*رسیم که بی*مرگی و جاودانگی هست و نماد آن «گل و گیاه» هست که سر سفره هفت سین می*گذاریم.


                        پس بنابراین این «هفت سین» یا «هفت سینی» که هرگز هم «هفت شین» نبوده، بعضی*ها به اشتباه می*گویند هفت شین است. درست است که در ایران باستان و یا ما زردشتیان سر سفره هفت سین بالاخره شربت و شیرینی و حتی گاهی اوقات شراب هم بگذارند این*ها تمام لغات عربی است، شربت و شراب عربی است بنابراین چنین تصوری نباید کرد و هفت شین نبوده و هفت تا سینی بوده.

                        از خانم پوران فرخزاد پرسیدم که چرا به نوروز می گویند «نوروز جمشیدی» و ایشان چنین توضیح دادند:

                        به نظر من و بنابر نوشته*های آئینی باستانی ما و حتی دنیا، در دنیا حدود بیست*هزار سال پیش یک فاجعه*ای رخ داده در اقیانوس اطلس.
                        به نظر من این فاجعه که برابر بوده با فرو رفتن قاره اتلانتیک در آب، که قاره*ی بزرگی بوده و در واقع حکم امریکای کنونی را در دوره*ی پیش از این داشته، وقتی این قاره به علت زمین*لرزه یا سقوط یکی از ماه*ها (چون گویا زمین، دوتا ماه داشته) در داخل اقیانوس یک فاجعه رخ می*دهد و این قاره به زیر آب می*رود، آب*های اقیانوس اطلس بالا می*آید و تمام شهرهای اطراف مدیترانه، و مصر را می*گیرد و بخش عظیمی از فلات ایران را هم به زیر آب می*رود.

                        من خوانده*ام که: اهریمن در ماه فروردین، روز هرمز، در نیمروز ظهر هنگام، به مرز آسمان فرا آمد و آسمان آن*گونه ترسید که بیش از گرگ لرزید. سپس اهریمن سوزان و تازان بر آسمان برآمد پس به*سوی آب آمد (که زیر زمین قرار داشت) و سپس به میان زمین برآمد مانند مار از سوراخی بیرون آمد و همه زمین را گزند اندر ایستاد.

                        پس این کاملا نشان می*دهد که در روز نخست فروردین، موقعی*که خورشید وارد برج حَمَل می*شده در جهان یک اتفاق عظیمی افتاده که آسیب و گزند بسیاری به*خصوص به فلات ایران رسانده.

                        بعد، خب می*خوانیم که ایرانیان در ایران*زی جمع شدند از آن*جا در واقع به راهنمایی «جمشید جم» روانه شدند به سوی خورشیدگاه، به سوی سرزمین*هایی که خورشید با حرارت بیشتری در آن می تابید و سپس زندگی شروع شد، شهروندی شروع شد زیر نظارت و دیده*بانی جمشید، به هر حال مردم از آن حالت اولیه بیرون آمدند و زندگی دوباره را آغاز کردند.
                        من فکر می*کنم، شاید هم عده*ای این را قبول نکنند، در نخستین روز که اسمش را «نوروز» گذاشتند، جمشید برتخت نشست که «بیرونی» در باره*اش نوشته:

                        در چنین روزی «جمشید» سوار بر ماشین ِ آسمان*پیمایی که در اختیار داشت راهی ِ سفری هوایی شد و از شهر خویش بر هوا تا دماوند و بابِل را تا به یک روز رفت و آن*روز «هرمز روز» بود از فروردین ماه.
                        مردم از آن شگفتی که دیدند نوروز بگرفتند و پنج روز ِ دیگر را به دنبال آن عید نامیدند.

                        من فکر می*کنم در چنین روزی به یادمان فاجعه*ای که اتفاق افتاده، جمشید جم که یک مغ، یک دانشدار بزرگ بود دستور داد که این*روز را به یادمان آن فاجعه جشن بگیرند و حالا که مردم شهرنشینی را دوباره آغاز کردند این روز را نوروز بنامند.
                        بعد روز ششم فروردین که بخصوص نزد زردشتیان بسیار عزیز است و می*گویند روز تولد «زردشت» است در آن*روز رسما حکومتش را اعلام کرد و در واقع تاریخ مدنی ایران در چنین روزی آغاز شد.

                        من این*طور فکر می*کنم اما به قول شاعر، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #417
                          منجمان آسياي مركزي به يك دور دوازده ساله معتقد هستند و دوازده حيوان نمادين دوازده سال است و حوادث هر سال را با ويژگيهاي آن حيوان مربوط مي*دانند اين دوازده سال را در نصاب الصبيان در اين دو بيت به ترتيب آورده است:
                          موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار
                          زين چار چو بگذري نهنگ آيد و مار
                          و آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
                          حمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار
                          چيني*ها نيز به اين دور دوازده ساله معتقد هستند، امّا حيوان نماد برخي از سالها با تقويم آسياي مركزي تفاوت دارد.
                          چيني*ها سال پلنگ را سال ببر، سال خرگوش را سال گربه، سال نهنگ را سال اژدها، سال گوسفند را سال بز، سال مرغ را سال خروس مي*نامند.
                          به هر حال سالي كه در پيش داريم سال 1388 هم با تقويم آسياي مركزي و هم با تقويم چيني سال گاو است.
                          سال گاو سال بركت و كار
                          پيش*گويي تقويم چيني بر اين است كه سال آينده آن قدر كار براي همه وجود دارد كه ممكن است بعضي به كثرت مشغله و كمي وقت گرفتار شوند.
                          سال، سال پربركتي است، اگر مزرعه*اي داشته باشيد، بهترين محصول را از آن برداشت خواهيد كرد.
                          براي خريد زمين زراعي و مزرعه و باغ بهترين سال است.
                          عاليترين سال در انتظار كشاورزان است، هيچ آسيبي از قبيل خشكسالي، تگرگ، سيل، طوفان و ملخ مزارع آنها را تهديد نمي*كند.
                          در عالم سياست محافظه*كارها به موفقيت خواهند رسيد و بعيد نيست كه ديكتاتورها قدرت پيدا كنند.
                          فرزنداني كه امسال به دنيا خواهند آمد اگر در فاصله مهر تا پايان اسفند باشد بهتر است مي*گويند گاوهاي زمستاني خوشبختر از گاوهاي تابستاني هستند.
                          براي متولدين سالهاي مختلف امسال چه گونه خواهد بود:
                          براي موش: كار مهمي نخواهند داشت چرا كه به اندازه كافي ذخيره دارند، البته اگر در سال پيش صرفه*جويي كرده باشند.
                          براي گاو: يك سال بسيار خوب در انتظار آنهاست، كار زيادي خواهند داشت ولي به هر حال موفقيت از آنهاست. اگر ازدواج نكرده*اند بهتر است آستين*ها را بالا بزنند چون بهترين سال براي تشكيل خانه و خانواده همين امسال است.
                          براي ببر (پلنگ): بدترين سال براي آنها خواهد بود، نبايد امسال ريسك كنند و نبايد خود را به خطر بياندازند. حتي كار جديدي آغاز نكنند.
                          براي گربه (خرگوش): راههاي فراواني را تجربه خواهند كرد بايد در كارها سياست به خرج دهند. به هر حال امسال كارهاي زيادي انجام خواهند داد.
                          براي اژدها (نهنگ): خوشبختانه به اندازه كافي قوي هستند كه تمام مشكلات را پشت سر بگذارند، مراقب باشند كسي از آنها سوءاستفاده نكند، گرچه با چنين شخصي به سختي برخورد خواهند كرد.
                          براي مار: سال سختي به نظرشان خواهد بود، بايد تحمل كنند تا سال گاو پايان بگيرد.
                          براي اسب: از نظر كسب و تجارت سال بسيار خوبي در انتظارشان هست ولي ممكن است در زمينه مسايل عشقي دچار نااميدي شوند.
                          براي بز (گوسفند): جز كار هيچ چيزي وجود ندارد، آخر چه قدر كار؟
                          براي ميمون: همه چيز بر وفق مراد است، ميمون كار مي*كند بدون ناراحتي و از آن بهره*مند مي*شود.
                          براي خروس (مرغ): يك سال عالي با خوشحالي و پيروزي، خروس قوي است مي*داند چه بايد بكند و از هر فرصتي چه*گونه استفاده نمايد.
                          براي سگ: يك سال فجيع، در اين سال سگ بارها خود را به مخاطره مي*اندازد. مسبب بسياري حوادث در اين سال متولدين سال سگ هستند.
                          براي خوك: خودشان را مي*توانند با شرايط زمان وفق دهند، اما بهتر است كه خطر نكنند و با موقعيتها همراه باشند، در غير اين صورت احتمال دگرگوني در زندگيشان بسيار خواهد بود.
                          متولدين سال گاو براي چه شُغلي مناسب هستند
                          متولدين اين سال، ذاتاً كشاورز و زراعت*پيشه هستند، اما در ديگر مشاغل چون مكانيك، گاراژداري، نقشه*كشي، صنعتگري، مهندسي ساختمان، پرستاري، آشپزي، آرايشگري، دندانسازي، جراحي و مشاغل نظامي موفق باشند.
                          شخصيتهاي مشهور متولد سال گاو
                          متولدين سال گاو هرگز شهرتشان را به عنوان آدمهاي مقتدر و علاقه*مند به نظم به خطر نينداخته*اند، در بين آنها معمولاً به نام رهبراني بر مي*خوريم كه قدرتهاي خانوادگي را تا حدود مفهوم «ملت» بسط داده*اند. در زير نفوذ اين علامت سياستمداران، مردان جنگي و رهبراني به دنيا آمده*اند كه تواماً رهبر و پدر بوده*اند، مثل هيتلر، زاپاتا، كرونيمو، كلمانسو و ناپلئون.
                          در كنار اين دسته به گروهي ديگر برمي*خوريم كه در مقايسه با گروه اول بايد به آنها گفت گاوهاي فرشته*خو، مثل لافايت، نهرو، لويي سيزدهم و ريچارد شيردل...
                          در بين زنهاي متولد اين سال به نام ماركيزدوپمپادور برمي*خوريم كه جالب*ترين شباهتها را با روحيات گاو به معرض نمايش گذاشت، به طوري كه مي*دانيم اين زن مقتدر دربار فرانسه را مانند يك خانه بزرگ با مهارت اداره مي*كرد.
                          جالب توجه است كه وان گوگ، ژان كوكتو و روبنس نيز در اين سال متولد شده*اند و اين طور به نظر مي*رسد كه علي*رغم شهرت گاوها به محافظه*كاري خصوصيتهاي ديگري نيز باآنها همراه است كه به يقين شايسته احترامشان مي*كند.
                          ارسطو، چارلي چاپلين، آراك بيشاب، ماكاريوس، دانته، اوگوست رنوار، پيتر سلرز، ريچارد برتون و يوهان سباستيان باخ از مشاهير متولد سال گاو هستند.
                          ويژگيهاي متولدين ماههاي مختلف در سال گاو
                          فروردين: گاو جاه*طلب از شاخش بايد حذر كرد.
                          ارديبهشت: با گوشتي لطيف ولي بالاخره گاو، گاو است.
                          خرداد: گاوي كه چندان جدي نيست! ولي به هر حال رفيق فوق*العاده*اي است.
                          تير: گاو ضعيف، خطر مي*كند، اما هرگز ثمره كارش را نمي*بيند.
                          مرداد: تشنه براي جنگيدن ولي عاقبت مي*تواند مطابق رسم و قاعده مزرعه را شخم بزند.
                          شهريور: گاو چوبي، بهتر است به كار كشاورزي*اش بپردازد.
                          مهر: گاو اجتماعي، دقيقاً مي*داند چه بايد بكند.
                          آبان: گاو خطرناك، كله*شق، عصباني و ناكام
                          آذر: گاو متعادل از همه باشخصيت*تر، گرچه در رفتارش اندكي مبالغه به چشم مي*خورد.
                          دي: گاو جدي، براي شوخي و لودگي هيچ آمادگي ندارد.
                          بهمن: گاو زيرك، سمي آهنين را در دستكش*هاي مخملي مخفي كرده است.
                          اسفند: گاو پرجوش و خروش: مواظب لگدهايش باشيد.
                          ارتباط متولدين سال گاو با ديگر سالها
                          گاو و موش: آنها چيز زيادي براي گفتن به يكديگر ندارند.
                          گاو و گاو: امكان جنگ بر سر فرمانده بودن زياد خواهد بود.
                          گاو و ببر (پلنگ): چنين ارتباطي توصيه نمي*شود، آنها هر دو دچار سوءهاضمه مي*شوند!
                          گاو و گربه (خرگوش): يك ارتباط اجتماعي خوب.
                          گاو و اژدها(نهنگ): گاو چندان به اژدها فكر نمي*كند.
                          گاو و مار: تفاوتهايي با يكديگر دارند ولي به هر حال با هم كنار خواهند آمد.
                          گاو و اسب: نه روحيه*شان با هم سازگار است نه سليقه*شان.
                          گاو و بز (گوسفند): آنها مدت زيادي در كنار هم دوام نخواهند آورد.
                          گاو و ميمون: گاو ميمون را دوست دارد، به شرط آن كه ميمون اذيت كردن را از حدنگذراند.
                          گاو و خروس (مرغ): آنها مي*توانند يك دوستي طولاني بايكديگر داشته باشند.
                          گاو و سگ: تصور يك ارتباط دوستانه در اين جا مشكل است.
                          گاو و خوك: خوب است ولي به شرط آن كه زياد همديگر را نبينند.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #418
                            از مشهورترين مراسم نوروزي كه با علاقه در همة خانه*هاي ايراني انجام مي*شود، آراستن سفرة هفت سين نوروزي است كه براي ساعت تحويل سال آماده مي*گردد و تا پايان نوروز همچنان گسترده خواهد بود و بيش از حد به آن اهميت داده مي*شود. حتي اين عقيده در ميان برخي وجود دارد كه نچيدن سفرة هفت سين باعث خرابي كار و بار و برگشتن روزگار خواهد شد.
                            دو سه ساعت جلوتر از تحويل سال، سفره*اي چلوار يا هر پارچه سفيد و تميز ديگر گسترده مي*شود و هفت خوردني كه نامشان با حرف سين آغاز مي*شود روي آن مي*چينند. سير و سركه و سماق و سمنو و سبزي و سنجد و سيب.
                            در بالاي سفره آيينه*يي و در كنار آينه يك جلد كلام*الله مجيد را مي*گذارند، شمعدان در طرفين سفره و تنگ بلور با ماهي قرمز و ظرفي شير و ناني (اغلب سنگك) و سبزه*يي كه از قبل تهيه شده (گندم، عدس، ماش و يا... بر بشقابي يا روي يك كوزه سفالي سبز مي*كنند). ديگر تزيينات سفرة هفت سين است.
                            زنان ايراني سعي دارند كه در چيدن سفره هفت سين ابتكار داشته باشند تا سليقه آنها مورد تحسين قرار بگيرد.
                            در سالهاي اخير و در زندگي آپارتماني كه سفره پهن كردن موجب تنگي جا و سختي رفت و آمد مي*شود، در ظرفهاي كوچك بلوري، لوازم هفت سين در يك سيني يا يك ديس بلوري يا چيني چيده مي*شود و آن را روي ميز ناهارخوري مي*گذارند.
                            در خانواده*هاي سنتي كه هنوز هم در ايران پيدا مي*شوند و به روال گذشته زندگي مي*كنند به جاي پارچه سفيد، سفره*اي از گرانبهاترين پارچه*ها مثل ترمه، شال يا قلمكار روي سفره سفيد مي*گسترند و آن را در بالاترين نقطه اتاق يا تالار مي*گذارند. قرآني باز كرده كه در لابلاي صفحاتش سكه*هاي طلا و نقره (در قديم) و اسكناسهاي نو در زمان حال براي دشت اول سال اهل خانواده مي*گذارند، بشقابي آرد و بشقابي نان بريده در دو طرف سفره مي*گذارند، لاله و شمعدان دو تا يا چهار تا در بالا يا در چهارگوش سفره روشن كرده مي*گذارند. كاسه*اي آب، شيشة گلاب در كنار قرآن و هفت خوردني كه نامشان با سين آغاز مي*شود با نظمي خاص در سفره قرار مي*دهند بعضي را در ظروف كوچك و برخي را در ظروفي بزرگتر. اشياء ديگري كه آنها هم اغلب با حرف سين نامشان آغاز مي*شود مثل سكه، ساعت حتي سماور در سفره*هاي هفت سين به چشم مي*خورد.
                            ماهي قرمز در تنگ بلوري يكي از رايج*ترين رسمهاي شب نوروز است، عرضه و فروش ماهي قرمز در تشتهاي بزرگ و كوچك در هر گوشه و كنار شهرها به چشم مي*خورد.
                            بشقابي از دانه*هاي اسپند و چند تخم مرغ رنگ كرده، بشقابي شيريني و ظرفي نقل از منضمات سفرة هفت سين است.
                            در قديم رسم بود كه يك تخم مرغ نپخته را در كاسه آبي مي*انداختند و معتقد بودند وقتي سال نو مي*شود و به باور آنها زمين از روي يك شاخ گاو به شاخ ديگر منتقل مي*شود اين تخم مرغ در آب حركت مي*كند، اما منسوخ شدن اين باور و اين كه هيچ كس حركتي از آن تخم مرغ نديده بود، در حال حاضر كسي اين كار را نمي*كند و از منسوخات سفره هفت سين محسوب مي*شود.
                            تحويل سال
                            در لحظه تحويل سال همه گرد سفره هفت سين جمع مي*شوند، حواسها متوجه خيرطلبي و خيرخواهي و آينده جويي است، هيچ كس اخم نمي*كند همه آرام مي*خندند، زبانها به سخنان كدورت*آميز و مشاجره نمي*گردد و اوقات*ها تلخ نمي*شود.
                            براي بيماران خود از خداوند شفا مي*طلبند، گشايش كار گرفتاران را دعا مي*كنند تا لحظه سال نو فرابرسد بزرگ خانواده كه كلام الله به دست به آرامي مشغول قرائت قرآن است در لحظه سال تحويل اين دعا را مي*خواند.
                            يا مقلب القلوب و الابصار ـ يا مدبر ليل والنهار ـ يا محول حول والاحوال ـ حول حالنا الي احسن الحال...
                            (اي تغييردهنده قلبها و نگاهها، اي كسي كه تدبير روز و شب به ميل توست، اي تغييردهندة حال و احوال آدميان، حالا ما را به بهترين احوال تحويل بفرما.)
                            چرا هفت*سين
                            اين سؤال پيش مي*آيد كه چرا از ميان حروف، حرف سين را برگزيده*اند در اين باره سخنان مختلفي گفته شده است، برخي گفتند كه ابتدا هفت شين بوده و وجود شمعداني و شير را نيز دليل آن مي*دانند، گروهي به هفت ميم اعتقاد دارند و مي*گويند ماهي نمودار آن است، برخي نيز مي*گويند كه ماهي را نام عربي آن (سمك) باعث شده كه در سفره هفت سين راه يابد.
                            به فرض كه اين حرفها را بپذيريم به اين سؤال پاسخي داده نمي*شود چرا كه همان پرسش درباره شين و ميم تكرار مي*شود.
                            واقعيت هفت*سين از يك رسم كهن حكايت دارد و همه اين سخنها را كه تخيلات مردم طي قرون مختلف به وجود آورده است رد مي*كند.
                            در ايران كهن رسم بوده كه در كنار خانه هفت تا ستون (پايه) قرار مي*دادند و روي هر يك از ستونها دانه*يي را سبز مي*كردند، هر كدام از آنها باطراوت*تر و خرم*تر از ديگران مي*شد، آن سال آن دانه را كشت مي*كردند و آيين هفت سبزه يا هفت سين از آن جا به وجود آمده است.
                            هفت سبزه وقتي از زندگي كشاورزي دور شد و به دست شهرنشينها افتاد به هفت سين تبديل گرديد و در سفره هفت*سين سبزه دانه*هاي مختلف نشاني از آن رسم كهن است.
                            غذاي شب سال نو
                            شب قبل از تحويل سال را تهرانيها شب علفه مي*خواندند، يعني شبي كه قطعاً بايد در غذايي كه مي*خوردند سبزي وجود داشته باشد به همين جهت غذاي شب قبل از تحويل اغلب سبزي*پلو ،ماهي و كوكو است.
                            در شب سال نو، شب بعد از تحويل ،غذاي مرسوم رشته پلو است، و معتقدند كه خوردن رشته پلو باعث مي*شود كه رشته كار به دست آيد. اگر مرد و سرپرست خانواده رشته كسب و كار از دستش به در رفته باشد اولين بشقاب اين پلو را براي او مي*كشند. اگر دختري بختش بسته شده باشد و در خانه مانده است زير ديگي را كه در آن مي*خواهند پلو بپزند بايد او روشن كند و موقع غذا كشيدن او بايد دم*كني را از سر ديگ بردارد.
                            اگر كسي بي*پول مانده باشد چند دانه از رشته*هاي اين پلو را خشك مي*كند و در كيسه پولش مي*اندازد وبه اين دستور بخت*گشايي بسيار معتقدند كه كسي كه مي*خواهد بختش باز شود موقع كشيدن پلو از خانه بيرون مي*رود و در مي*زند، مادر يا مادربزرگ او بشقابي رشته پلو كشيده پشت در برده و با پرسيدن كي هستي و جواب او كه مي*گويد باز كن در را به رويش باز كرده ، بشقاب پلو را به دست او مي*دهد، سوره انا اعطينا... را خوانده به صورتش فوت مي*كند از پلو دو لقمه مي*خورد و وارد خانه مي*شود... پزنده اين پلو از ابتدا تا انتها نه از آن مي*چشد و نه چيزي از آن مي*خورد تا اثربخشي پلو بيشتر باشد.
                            اين رسمها اين روزها نه آن كه به كلي فراموش شده باشد ولي به ندرت ديده مي*شود منتهي پختن رشته پلوي اول سال نو همچنان رواج دارد.
                            چراغ سال نو
                            در لحظه سال نو اگر چه در ميان روز هم باشد رسم است كه همه چراغها را روشن مي*كنند و اين چراغها يكسره تا صبح روز بعد از سال نو يعني روز دوم نوروز همچنان روشن مي*ماند.
                            اغلب براي صرفه*جويي در برق از چراغهاي قديمي نفتي استفاده مي*كنند و حداقل يكي از آنها را بالاي سفره هفت*سين روشن نگاه مي*دارند، بايد كاملاً احتياط كرد كه سوخت آن تمام نشود و چراغ خاموش نگردد.
                            تفأل با چراغ
                            اگر چراغ از ابتدا تا انتها همچنان روشن بماند، مژده بركت و نعمت و دلخوشي و تندرستي است.
                            اگر لوله*ها يا لاله*ها دودزده شود تاريكي و تلخي و كدورت در زندگي آنها بروز خواهد كرد.
                            اگر چراغ خاموش شود چيزي را از دست خواهند داد يا اميدي به نااميدي مبدل مي*شود.
                            اگر لوله يا لاله*اي بشكند يا چراغ واژگون گردد كسي از نزديكان يا پيوستگان آنها از دنيا خواهد رفت.

                            iran

                            Comment

                            • EverGreen
                              Senior Member
                              • Nov 2004
                              • 2427

                              #419
                              agha happy norooz everybody.

                              Omidvaram emsal sale khoobi vase hame bashe. inshala emsal sali bashe ke hame be harchi ke mikhan beresan. parsal ye joorai sale khobi vase man nabood hamchin khatereye khoobi az parsal ziad nadaram amma omidvaram emsal sale kheili khoobi vase hame bashe.

                              bazam eyde hamegi mobarak. ghadre oon chizaei ro ke darid, ghadre oon kasai ke darid bedoonid nazarid ye rooz motevaje beshid ke kheili dir shode.

                              Mokhlese hameye baro bachehaye tapesh. az ghadimia gerefte (ba marefatash) ta oonai ke jadidan.
                              born to be successful.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #420
                                EIDE HAMEGI E BACHEHAYE GOLE TAPESH MOBARAK, INSHALLA KE SAAALI KHOOOOB HAMRAH BA MOVAFAGHIYAT VO SALAMATI VO KHOSHBAKHTI DASHTE BAASHID VA BE TAMAME AREZOOHATOON BERESIDDD.

                                INSHALLA SAAALE JADID PIRE MARDAYE TAPESH ZAN BEGIRAN VO DOKHTAR TORSHIDEHA SHOOHAR KONAN

                                LOVE YA ALLLLLLLLLL

                                Comment

                                Working...