HAPPY NEW YEAR EVERY ONE
Special Thread Of Jashn-e Nowruz & 13 Beh Dar
Collapse
X
-
نرم نرمک میرسد اینک بهار
دل از تیرگیها بباید که شست
حال و هوای دیگه ایست. همه شاد و خوشحالن حتی اونی که آه نداره با ناله سودا کنه، آره اونم منتظره. شهر رنگ و رویه دیگهای داره، مغازهها از مشتریایی که میخوان کفش، پیرهن، کت، دامن و کلاً چیزای نو بخرن، پر هستن.ماهیها هم که تویه ظرفای بزرگ بازی میکنن و زیباییشون به رخ مردم میکشن. میوهفروشیها چنین بازار گرمی رو به عمر خودشون ندیدن، مثل قنادیا. بعضیا که اصلاً متوجه نزدیک شدن نوروز نبودن حتی تخم مرغ رنگیشونم از مغازهها میخرن. بعضی درختا طاقتشون تاب شده و زودتر از اینکه بهار بیاد، جوونه زدن. سبزه هم که همهجا دیده میشه، چی تویه فروشگاهها و چی روی درختا و توی پارکها. بعضیام که کنار خیابون بساط فروششون رو پهن کردن، همه چیزم تو بساطشون پیدا میشه، سمنو، سنجد، سفره هفت سین کامل، گلای مصنوعی و طبیعی، عطر و ادکلن، سیدی و دیویدی، ادعیه و سالنامه و کلاً از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تو بساطشون پیدا میشه. نمیدونم تو این چند روزه به آسمون نگاه کردین یا نه؟ اما آسمون هم رنگ بهار گرفته. پرندههای مهاجری که اول زمستون رفته بودن، کمکم دارن بر میگردن.
خیابونا نشون از اومدن بهار داره. تویه خونهها هم که دیگه نگو و نپرس. ماهی قرمز کوچیک، که تو همین چند روزه به خونه اومده، توی تنگ بلور برای خودش دور میزنه و خسته نمیشه. خونوادهها تلاش دارن حداقل یک سیب قرمز برای سفرهی هفت سین داشته باشن، سیب قرمزی که این روزا قیمت خون آدم رو داره و همه کس قدرت خریدشو ندارن. سیب و سنجد و سماق و سمنو و سیب و قرآن و سکه و ... هم که در کنار هم یک سفرهی هفت سین رو تشکیل میدن تا در سایهی قرآن، سال پربرکت و خوش روزیای برای همه آغاز بشه. خونهها تکونده شده، اما نه با زلزله که با همکاری و همیاری اعضای خونواده. تبلیغات شامپو فرش و شیشه شور و اینجور چیزام که خیلی زیاد شده تا مردم برای گردگیری خونههاشون حداقل زحمت رو بکشن.
توی این ایام که بهار داره میاد زیاد میشنویم که دلامونم بهاری کنیم، که همونطور که خونمون رو گردگیری میکنیم، دلامون رو هم گردگیری کنیم. آره دلمون هم باید گردگیری بشه. دلمون هم باید مثل شیشههای خونمون شفاف بشه. دلمون باید از دشمنیها پاک بشه تا دوستیها توش رنگ بگیره. راههای قشنگی برای پاک کردن دلامون هست. بعضیا به جای دشمنیهای دلشون، دشمنای دلشون رو از بین میبرن. بعضیا سعی میکنن گذشته و خاطراتشون رو فراموش کنن و با رویای آیندهای خوش بدون گذشته و حال سرکنن. بعضیا پاشون رو فراتر میذارن و حتی خودشون رو هم فراموش میکنن. اما روش ای دیگهای هم هست برای شستن دل از ناپاکیها که به مراتب آسونتر و قشنگتر و کاراترن، از جمله روش ابداعی زیر که امسال موفق به کسب جایزهی حمایت از حقوق مصرفکننده در نهم اسفندماه شد.
در این روش فرد-بر اساس سنّش- مقداری شامپو فرش (ترجیحاً پروتئینه) میخورد. مقادیر پیشنهادی برای سنین مختلف به شرح زیر است. شیرخواره: یک قاشق چایخوری، زیر پنج سال: سه قاشق سوپخوری، زیر دوازده سال: نیم لیتر، بین دوازده و بیست سال: یک و نیم لیتر، بین بیست تا سی سال: سه لیتر، و برای بقیه سنین: یک گالون.
اگر دلتان پرزدار است، مقدار شامپو فرش رو دو برابر کنین. در نظر داشته باشید که در صورت تمایل به داشتن دلی سفید، میتوانید از مایع سفیدکننده هم استفاده کنید. اگر دلتان شیشهایست توصیه میشود که به جای شامپو فرش از شیشهشور استفاده کنید.
پس از آن مقداری -حدود سه برابر مقدار شامپو فرش- آب مینوشید. برای افرادی که خیلی تمایل دارند کلاس بگذارند توصیه میشود به جای آب اصلا و ابدا از نوشابه، رانی، دوغ و یا هر نوشیدنی دیگری استفاده نشود. در صورت استفاده از نوشیدنیهای گازدار به جای آب، فرآیندهای ناشناختهای صورت میگیرد که باعث میشود میزان گاز بدنتان به میزان شدیدی افزایش یابد و از تخلیهی گاز ناتوان باشید.
پس از نوشیدن آب، باید یک اسفنج، با ابعاد بیست سانتیمتر در ده سانتیمتر در ده سانتیمتر، رو خرد کرده و نوش جان نمایید. برای افرادی که دارای دهانی فراخ و بزرگ هستند توصیه میشود که اسفنج را به صورت کامل قورت دهند. در صورت داشتن توانایی مالی میتوانید از پارچههای ابریشمی یا پنبه ای و یا خود پنبه استفاده نمایید. برای افرادی هم که قصد استفاده از روزنامه دارند، توصیه میشود حتماً دقت نمایند که روزنامه دارای اخبار هستهای نباشد (چون ممکن است افراد ناخواسته به انرژی هستهای دست پیدا کنند) و دارای عکس آدم باشد(به همین منظور صفحات ورزشی پیشنهاد میشوند).
پس از حصول اطمینان از مصرف درست و کامل اسفنج باید یک چیزی حدود شش ساعت ورزش و نرمش کنید. نرمشهای پیشنهادی دراز نشست، کلاغ پر، پرش خرک، شنای قورباغه، پرش با چتر، دوی با مانع پرش ارتفاع، دوِ سرعت (با حفظ سرعت مطمئنه)، کاراته سبک کولاماشا و کیراباشا.
پس از انجام ورزش باید مدت نامعلومی را در مستراح سپری کنید تا محلول و سوسپانسیون حاصل دفع گردد.
اگر این کار را به مدت یک هفته، هر روز انجام دهید دلی پاک خواهید داشت.
در پایان چند نکتهی پزشکی را یادآور میشوم: این روش برای بیماران دارای بیماریهای ریوی و معدوی بسیار توصیه میشود. پیش از آغاز درمان حتماً با پزشک خود مشورت نمایید. سعی کنید از کالاهای دارای مهر استاندارد استفاده کنید. کالاهای تاریخ انقضاء گذشته بیشتر توصیه میشوند، برای همین حتماً به تاریخ انقضاء توجه نمایید. زنان باردار به منظور داشتن کودکی پاک و بیآلایش میتوانند از همین روش برای کل مدت بارداری استفاده کنند. از آنجا که این روش دل آدم را از تیرگیها پاک میکند، به افرادی که قصد خودکشی دارند توصیه میشود. حتماً پیش از آغاز درمان وصیت خود را بنویسید و چند نسخه کپی برابر اصل هم تهیه نمایید. این روش به افرادی که دارای حساسیت به مواد نفتی هستند و در اثر استعمال مواد نفتی دچار نفت میشوند، توصیه نمیشود.
در پایان به اطلاع میرسانم که دانشمندان ما در شرکت سفید پاک به ترکیبی دست یافتهاند که به جای انجام گام به گام مراحل، همهی فعالیتها به یکباره و در یک مرحله انجام میگیرد. این ماده که به زودی با نامتجاری «مایع دلشویی سفید دل» به بازار عرضه خواهد شد، خواص محصولات قبلی را حفظ کرده و قدرت لکهگیری و ضدعفونی دارد.

Comment
-
Salam Bacheha!
Saal nou hamegi shoma mobarak!
Omidvaram ke harchi az khoda mikhain hamon beshe....>> Doroste ke inja bozorg shodam man vali khone IRANI to raghame <<
Az in ghafas, az in zamin mikham beram paar bekesham,
baraye in hame diavar yek goshei daar bekesham
Comment
-
-
روز های پایانی سال از شلوغترین زمان های خرید در تهران است. بازار تجریش واقع در شمال تهران از جمله مراکزی است که بیشتر مردم برای خرید به آنجا می روند. همه سبدهای خرید خود را از گل، ماهی قرمز، سمنو، خشکبار و میوه گرفته تا هدایایی که به عنوان عیدی می دهند، پر می کنند و برای ایام عید آماده می شوند.
Attached Files- 20070323114534_0397.jpg (24.4 KB, 2 views)
- 200703231148500094.jpg (24.6 KB, 1 view)
- 20070323115505_0400.jpg (24.4 KB, 1 view)
- 200703231155200151.jpg (24.8 KB, 2 views)
- 20070323115531099.jpg (23.6 KB, 0 views)
- 20070323115546142.jpg (24.9 KB, 1 view)
- 20070323115602dsc_0203.jpg (25.4 KB, 0 views)
- 200703231156330246.jpg (25.3 KB, 2 views)
- 20070323115721dsc_0190.jpg (25.0 KB, 1 view)
- 20070323115807dsc_0033.jpg (25.6 KB, 1 view)
iran
Comment
-
خيابانها پر از ماشينهايی است که مثل قطار پشت سر هم صف کشيده اند و هر از گاهی چند قدم به جلو می روند. پياده روها پر از آدمهای پير و جوان، زن و مردی هستند که به سختی و با تنه زدن به هم از کنار يکديگر عبور می کنند.
کنار ويترين رنگارنگ مغازه ها جمعيت زيادی جمع شده و اجناس درون ويترين ها به سختی ديده می شود. مغازه ها مدام از انبوه جمعيت پر و خالی می شود، مشتريها پشت سر هم از فروشنده ها قيمت اجناس مختلف را سوال می کنند، شايد هر يک به دنبال کالايی می گردند تا با بودجه آنان سازگار باشد.
بيرون درمغازه ها قيافه های شاد بعضی از بچه ها با بسته ای در دست و لبخندی بر لب جلب توجه می کند، اما چهره غمگين و دلخور و لبهای آويزان برخی ديگر که هنوز موفق به راضی کردن پدر و مادر برای خريد کالای مورد نظر نشده اند آدم را متاثر می کند.
اين تصوير، شايد تصوير تمام خيابانهای ايران در ماه پايانی سال باشد. امسال هم مانند سالهای پيش، جمعيت زيادی برای خريد «لباس عيد» در خيابانها ديده می شوند.
بازار: «ازدحامی که سودآور نيست»
بازار بزرگ تهران حسابی شلوغ است، هر از گاهی از ميان سرهايی که مقابل هر مغازه به نظاره ايستاده اند، می توان نگاهی به اجناس مغازه ها انداخت.
فروشنده ها عصبی و کلافه اند، با بی حوصلگی جواب مشتريها را می دهند يکی از فروشنده ها که خستگی در چشمانش موج می زند در مورد شلوغی بازار می گويد: «امسال فقط الکی شلوغ است، اما کسی چيزی نمی خرد، فقط دارند راه می روند. بی خود يک چيز را برمی دارند. قيمتش را می پرسند. زير و رويش می کنند و بعد جنس بعدی را بر می دارند. هزار بار اين کار را تکرار می کنند. آخرش هم بدون آنکه چيزی بخرند از مغازه دور می شوند. خوب، اين کار آدم را خسته و کلافه می کند.»
فروشنده ديگری که در مغازه کناری کار می کند و اسمش رضا است انگار درد دلش تازه شده، می گويد: «اين شلوغی بی خود چه فايده! اوضاع از سال ها پيش خيلی بدتر شده، حداقل پارسال هرکسی جورابی ، روسری، بالاخره چيز کوچکی می خريد. اما امسال فقط شلوغ است. اين شلوغی به ضرر ماهاست.»
او در مورد کسب و کار روزهای گذشته خود و همکاراش اين طور توضيح می دهد: «وظيفه ما شده مواظبت از جنسهای مغازه. روزی چند تا جنس گم می شود و ما چند نفر را در حالی که کالا هايی را قايم کرده اند می گيريم. کسانی هم که واقعا می خواهند خريد کنند با اين شلوغی از خريد صرف نظر می کنند.»
در يکی از راهروهای بازار، زن جوانی که با دست راست دست بچه پنج يا شش ساله اش را گرفته و با دست چپ لباسهای بچه گانه را زير و رو می کند در مورد وضع زندگی اش می گويد: «خودم و شوهرم هر دو معلم دبستانيم. ماهی ۳۰۰ هزارتومان اجاره می دهيم. گرانی و حوادث پيشبينی نشده هم فشار را بيشتر می کند.»
نگاهی به پسرش، علی رضا، می اندازند و می گويد: «مثلا سزارين علی رضا، اتفاقی بود که ناگهانی پيش آمد و مخارجش را پيشبينی نکرده بوديم. قرار بود طبيعی به دنيا بيايد اما بس که سر کلاس سر پا ايستادم، دکترها ماه آخر گفتند که بايد سريع سزارين بشوم و پول پيش ماشينی که شبها شوهرم با آن در آژانس کار می کند و مهمتر از همه پول پيش خانه که امسال صاحب خانه زيادش کرده را بدهکار شديم و حالا بايد قسط بدهيم.»
لباس را در دستش زيرورو می کند و ادامه می دهد: «برای خريد عيد هفتاد هزارت ومان کنار گذاشتيم. قرار شده برای علی رضا همه چيز بخريم. برای خودم و شوهرم هم امسال چيزی نمی خريم. انشاالله باشد برای سال بعد.»
وليعصر: بالا و پايين يک خيابان
خيابان وليعصر حوالی ميدان وليعصر، آنقدر شلوغ است که بايد به سختی راهت را از ميان جمعيت باز کنی. پسر بچه ۱۲ ساله ای با عصبانيت در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده از در مغازه بيرون می آيد. پدر سعی دارد با تمام توان بچه را راضی کند اما پسر دنبال شلوار جين مد روز می گردد.
پدر با ناراحتی در مورد خريد عيد می گويد: «آخر شما بگوييد با حقوقی که به کارمند قراردادی مثل من می دهند، می شود خريد شب عيد کرد؟ چند ماه است که من و همسرم از اين خرج و آن خرج زده ايم ، با پولی که جمع کرديم تنها توانسته ايم پول خريد ميوه، شيرينی و آجيل شب عيد را در بياوريم و حالا هم می خواهيم با باقيمانده اش يک چيزهايی برای دختر و پسرم بخريم.»
نگاهی به پسرش که با ناراحتی به ويترين مغازه خيره شده می کند و با لبخند بی رنگی می گويد: «بچه است؛ دوست دارد مثل بقيه هم سن و سالهايش لباس خوب و مارک دار بپوشد اما بالاخره راضی می شود.»
آن طرفتر، پيرمرد سالخورده ای که راهش را به سختی از ميان عابران باز می کند، خودش را به مغازه خشکشويی می رساند و به مغازه دار می گويد: «حسن آقا! قربان دستت، کت شلوار ما را برای سه شنبه حاضر کن. ما که با حقوق باز نشستگی وسعمان به خريد عيد نمی رسد. اما اين طوری که می شود نو نوار بشويم.»
کمی بالاتر در ميان همين هياهو، يکی از مغازه دارهای خيابان ونک در مورد جمعيت و ميزان خريد پوشاک مردم می گويد: «شلوغی خيلی از مغازه ها و خيابانها کاذب است ، خريد مردم بد نيست. اما مثل سالهای پيش نيست. نيروی انتظامی هم اعلام کرده امنيت مغازه ها را تا ساعت يک بعد از نيمه شب تامين می کند اما باز نگه داشتن مغازه تقريبا بی نتيجه است چون از يک ساعتی به بعد، مردم خسته می شوند و ديگر قدرت انتخاب ندارند.»
در يکی از مغازه ها، چند دختر جوان مشغول صحبت هستند. از اطاق پرو دختری هم سن و سال بقيه در حالی که روی دستش پر از شلوارهای رنگارنگ است بيرون می آيد. يکی از شلوارها را به دوستانش نشان می دهد و می گويد: «اين خوب است اما قيمتش خيلی بالاست، تخفيف هم نمی دهد.»
مهتاب، ۲۴ ساله است و با دوستاش برای خريد آمده. او در مورد مبلغی که امسال برای خريد اختصاص داده می گويد: «امسال ۲۵۰ تومان برای خريد تمام لباس عيدم اختصاص دادم . می شه همه چيز خريد، فکر کنم کافی باشد.»
فرشته: صورت حساب يک ميليونی
در خيابان فرشته، از توده فشرده جمعيت در پياده رو خبری نيست. اما اگرچه پياده روها خلوت هستند، ويترين مغازه ها پر از اجناس لوکس، زيبا و مارک دار است؛ کالاهايی که برای خواندن تعداد صفرهای روی برچسب قيمت بايد با خودت حسابی کلجار بروی.
روی برچسب قيمت کفش صندل سفيد و ساده ای که کنار ويترين جا خوش کرده، نوشته است: ۳۰هزار تومان؛ نه! اشتباه خوانده ای: ۳۰۰ هزار تومان.
کالا های مغازه، ايتاليايی است. دختر و پسر ۱۹ يا ۲۰ ساله ای با بسته هايی از مغازه بيرون می آيند. دختر خوش رو و سر حالی که پريسا نام دارد، راجع به خريد امسال عيد می گويد: «خريدم را تازه امروز شروع کرده ام.»
بسته کيف و کفش را تا نزديک صورتش بالا می آورد و ادامه می دهد: «اين که شده ۴۵۰، بقيه اش را نمی دانم!»
پسر جوان می خندد و دنبال حرف خواهرش را می گيرد که: «بابا، امسال نفری ۸۰۰ يا ۹۰۰ افتاده، هنوز شلوار و پيراهن نخريديم.»
دختر و پسر جوان، دوباره راه می افتند تا جستجويشان برای پر کردن اين صورت حساب ميليون تومانی را در بوتيک های شيک خيابان فرشته ادامه دهند.
فاصله اين پاساژهای گرانقيمت تا بازار آکنده از مردمی که دست خالی از خريد باز می گردند، چندان نيست. مسيرش را يکسره و «دربست»، می توان با کرايه ای پنج هزار تومانی طی کرد. اين، احتمالا ارزانترين کرايه ای است که شما را از بازار پرازدحامی در خاورميانه، به خيابانی پر زرق و برق در يک شهر «شبه اروپايی» می رساند.
iran
Comment
-
THE FOURTH ANNUAL PERSIAN PARADE IN NEW YORK CITY
Perfect Sunny Spring weather with a mild temperature in the 50’s, enthusiastic cheering spectators, and a spectacular procession of floats and performance, brought out the best in Persian-Iranian Pride. By all accounts the spectacular extravaganza again surpassed last years.
Glitzy Madison Avenue in mid-town NYC’s Manhattan was once again the backdrop for the fourth annual Persian (Iranian) Parade. Tens of thousands of Iranian-Americans from all walks of life, representing every region of Iran danced, sang, cheered, clapped, smiled, kissed and hugged while gazing with joy at an exhilarating procession of the Persian Parade with much pride. They saw a great number of highly colorful and well decorated floats, numerous DJs, acclaimed singers and artists, dancing ensembles-some from as far as the California and Washington, D.C.- and many street, movies and theatre performers entertained the thousands of spectators comprised of Iranian-Americans, New Yorkers and tourists from all over the world.
The historical and cultural wonders of Iran-formerly known as Persia-such as Persepolis and Isphahan, the modern monuments of Tehran, the natural beauties of the Persian Gulf, the Caspian Sea and Mount Damavand (~19000-ft high), Iran’s rich display of historical and contemporary contributions to world literature, art, architecture, science and technology were displaced on the floats rolling down Madison Avenue for almost three hours.
The Persian Parade commemorates in part the annual Persian New Year, Norouz, which coincides with the vernal spring equinox. The idea of holding a parade as conceived by a few visionary Iranian-Americans just a few years back has now grown to a grassroots movement. Recognizing the growth of Iranian-American community of nearly one million, they envisaged the need to organize an annual Persian Parade to build up the spirit in the community, especially for second and third generations of Iranian-Americans, while countering possible xenophobia. The Parade was the most effective outlet to offset the stereotypical depiction of historical Persians in the recent Movie 300. Huge signs registered the community’s concerns over the possible ramifications of the movie.
The skeptics, who stayed away in earlier years, because they reckoned the Parade would be short-lived, participated this year with much applause for the hundreds of organizers and cadre of volunteers, and individual and corporate sponsors. Everyone was so gratified that an event of such majestic magnitude will be immortalized. This year’s parade had attracted a huge number of volunteers, dancers, and float riders from second and third generation Iranian-Americans. The Babak Nowruz DVD float, for instance, was a lively massive flowers bouquet with music, dancers and nearly one hundred children from toddlers to late teens, each with a huge smile extending from “one ear to the other” and with two Iranian flags painted on their cheeks.
Along the Parade route, one could not help but watch the spontaneous networking of Iranian-Americans with many tourists. A pretty petite lady was explaining the displays of the Parade to senior citizens, German tourists. Johanna Sterbin an Iranian Studies Scholar on the sidewalk called the Parade, “An illustrative synopsis of Iranian [rich] history that will be engraved in a non-Iranian mind for life. “
A Sofreh Haftsin was showcased. It is a traditional table beautifully decorated with hyacinth and daffodils, and seven items that begin with the Persian letter “S”. They are Sabzeh (wheat sprouts) for rebirth, Seeb(Apple) for health and beauty, Seer (garlic) for health and medicine, Serkeh (vinegar) for age and patience, Samanu (custard pudding) for affluence, Somagh (sumac) for sunrise, and Senjed (Oleaster fruit) for love.
Those actively engaged in organizing the Persian Parade are already planning for next year, recruiting volunteers, seeking sponsors, and gathering ideas. The Norouz festivities, lasting for two weeks, conclude with Sizdah Bedar, an all day picnic festival in the countryside. There are several Sizdah Bedar picnic scheduled in and around New York City this year including one at Bear Mountain State Park on April 1.
______________________________
Background on Norouz and Iranian history.
A series of excellently written articles as typified by Howard Cincotta, USINFO Special Correspondent of the Department of State titled, Iranian-Americans Celebrate Persian New Year March 20, appeared before the parade and this year’s Norouz. David Rahni has also provided ample articles on Norouz, the Persian Parade and other community endeavors of Iranian-Americans over the years.
The Norouz Festival, on which the Persian Parade is anchored, is immortalized in the Decree of Cyrus the Great, founder of the Persian Achaemenid Empire, granting national, cultural and religious freedoms to the peoples of Babylon and beyond in 542 B.C.E.:
When I entered Babylon (on Norouz) and other lands I conquered, I did not allow anyone to terrorize the land or its people... I kept in view the needs of Babylon and all its sanctuaries to promote their well-being. The citizens of Babylon... I lifted their unbecoming yoke (slavery). Their dilapidated dwellings I restored. I put an end to their misfortunes. ...Thus said the Lord to his anointed, to Cyrus, whose right hand I have holden (Isaiah, XLV-1-3).
Norouz, the new day or the New Year in Persian, is the cyclical celebration of the Spring Equinox. It is the most cherished and celebrated of all Iranian festivals; it has been observed by all peoples of the broad Iranian plateau for millennia. Commemorating the periodic rebirth and rejuvenation of nature, Norouz has been observed, in one form or another, since 3,000 B.C.E. by all the major cultures of ancient Mesopotamia and southwest and south central Asia, namely, the Akaddians, the Assyrians, the Babylonians, the Chaldeans, the Elamites, the Medes, the Sumerians, and the Persians.
Today, Norouz is still celebrated annually in a wide arc of territory extending from the Lake Aral and the Indus River to the east, the Caspian Sea to the north, the Black and Mediterranean Seas to the west, and the Persian Gulf to the south. Iranian peoples (Persians, Azeris, Kurds, Lurs, Tajiks, Baluchis, Bakhtiaris and Gilanis), as well as other peoples in their proximity (e.g., Armenians, Assyrians, Afghanis, Kazakhs and Kashmiris) all participate in the Norouz celebration. It is interesting that the first day of spring was also observed by Europeans throughout the middle Ages, and the American pilgrims during the early 18th century as the 'common' New Year.
The roots of Norouz can be traced to Zoroastrianism, which is believed to be the world's first monotheistic religion. Zoroastrianism considers Nowouz as the last day of the seven day creation epoch; thus the ritual of the Haft Sin, or the seven life-related, mostly plant based, symbolic heralds, all beginning with the letter 'S' in the Persian language. During the Norouz holidays, families and friends visit each other, pay their respects to the elderly, reach out to reconcile with adversaries, visit the resting places of the deceased, and make donations to the impoverished and the sick. They give and receive presents during the thirteen day period that ends on April 1st called Sizdah Bedar when everyone spends the whole day in the countryside dancing, singing and playing. The commemoration of Norouz recalls the seventh day of creation, when homage is paid to the Creator or Mother Nature, with rest, play and party activities. An annual Sizdah Bedar in New York area has traditionally been held at Bear Mountain State Park on or about April 1
Norouz celebrates the Lord of Wisdom and the holy 'halo' fire in anticipation of the Spring Equinox. The oldest archaeological evidence for Norouz celebrations comes from the records of over 2500 years ago. An inscription on Persepolis Palace, the summer capital of the Achaemenid dynasty depicts the Persian Monarch, Darius, accepting gifts from diverse peoples who lived in a federation of territories, stretching from Asia to Europe and North Africa. His father, Cyrus the Great, was the world's first true supreme emperor who ruled his vast realm with compassion and justice, a legacy acknowledged by the Greek historian Herodotus. His declaration of Human Rights on a clay tablet is kept at the United Nations Headquarters in New York.Attached Files- PersianParade1.jpg (25.8 KB, 1 view)
- PersianParade2.jpg (26.8 KB, 1 view)
- PersianParade3.jpg (54.6 KB, 0 views)
- PersianParade4.jpg (47.8 KB, 0 views)
- PersianParade5.jpg (50.6 KB, 0 views)
- PersianParade6.jpg (37.2 KB, 0 views)
- PersianParade7.jpg (30.1 KB, 0 views)
- PersianParade8.jpg (54.0 KB, 0 views)
- PersianParade9.jpg (29.3 KB, 0 views)
- PersianParade10.jpg (40.3 KB, 0 views)
- PersianParade11.jpg (45.3 KB, 0 views)
- PersianParade12.jpg (62.6 KB, 0 views)
- PersianParade13.jpg (33.6 KB, 0 views)
- PersianParade14.jpg (51.5 KB, 0 views)
- PersianParade16.jpg (54.2 KB, 0 views)
- PersianParade17.jpg (59.7 KB, 0 views)
- PersianParade18.jpg (50.3 KB, 0 views)
- PersianParade19.jpg (50.6 KB, 0 views)
iran
Comment
-
THE GREAT INTERNATIONAL HAFT SEEN DISPLAY 1386
This year our haft seen pictures are from all over the world, including submissions from Tehran, Toronto, Seattle, New York, Vancouver and more.
Notable photos were sent in by Syma and Paul in Tehran, Iran Davar Ardalan and family (Samira, Saied, Aman and Amir) from Maryland, and Asal and Reza. Special thanks to Mrs. Afsar Moghadam for setting a wonderful Disney-themed haft seen for her grandchildren and providing photos from her home in Los Angeles.
Finally, we have a Norooz enthusiast who has set her Haft Sheen table. She told us that the Haft Sheen consists of Sharaab (wine), Sheer (milk), Sharbat (sherbet), Shirini (sweets), Shekar (sugar), and shemshaad. It is believed that before the invasion of Islam in Persia, our ancestors celebrated the coming of the new year by setting a table with seven 'sheen's or seven items beginning with the Persian letter 'sh'. The last two photos showcase a beautiful haft sheen display.
Enjoy the photos and happy 1386.Attached Files- haftseen1.jpg (20.3 KB, 2 views)
- Haftseen2.jpg (32.1 KB, 1 view)
- haftseen3.jpg (28.6 KB, 0 views)
- haftseen4.jpg (24.3 KB, 0 views)
- hafteen5.jpg (31.4 KB, 0 views)
- haftseen6.jpg (25.1 KB, 0 views)
- haftseen7.jpg (50.0 KB, 0 views)
- haftseen9.jpg (32.7 KB, 0 views)
- haftsheen12.jpg (35.3 KB, 1 view)
- haftsheen13.jpg (24.8 KB, 0 views)
iran
Comment
-
سال نو گشت به ياران کهن مژده دهيد
که بهار آمد و باغ آمد و گل آمد و عيد
بشر از هزاران سال پيش گاهشماری می کرده و اقوام متمدن ساکن در بين النهرين جزء اولين مردمانی بوده اند که آغاز سال نو را جشن گرفته اند. سومريان پنج هزار سال پيش و بابليها دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح، جشن سال نو داشته اند. در تقويم بابلی، سال نو با رويت هلال ماه نو، بعد از اعتدال بهاری آغاز می شد و جشن آن تا يازده روز ادامه داشت. در روزهای آخر اين جشن، يک سفره همگانی به نشانه همدلی همه افراد قوم در سال جديد، گسترده می شد.
در مصر باستان مردم به همراه فرعون، سال نو را جشن می گرفتند. مصريان از نقش يک کودک به نشانه نو شدن سال استفاده می کردند. يونانيان باستان نيز با به نمايش گذاشتن يک کودک در يک سبد، الهه شراب را در آغاز سال نو ستايش می کردند. اين نشانه ای از باروری و حيات دوباره طبيعت بود.
همين نشانه بعدها به کليسا راه يافت و استفاده از تصوير يک کودک برای آغاز سال نو به عنوان نمادی از تولد عيسی مسيح پذيرفته شد. اما اينک در بيشتر کشورهای مسيحی از يک درخت سبز برای نشان دادن زندگی و سبزی استفاده می شود و درخت کريسمس با انواع چراغها و نشانه های رنگارنگ تزيين می شود.
آمريکا و اروپا
در نيويورک به هنگام تحويل سال در نيمه شب، مردم در ميدان تايم اجتماع می کنند. در لندن مردم در چند ميدان اصلی شهر جمع می شوند تا صدای زنگ ساعت "بيگ بن" را به هنگام تحويل سال بشنوند. در مسکو جشن سال نو در کاخ کرملين و اطراف آن برگزار می شود.
در بيشتر مناطق اروپايی به ويژه در بخش هايی از انگلستان و اسکاتلند، اولين فردی که بعد از سال نو به خانه می آيد، اگر مرد و دارای موهای تيره باشد، نشانه خوشبختی به حساب می آيد. او بايد با خود هديه ای بياورد که آمدن برکت را نشان بدهد. پول، نان و ذغال هديه های خوبی بشمار می روند.
جايی ديگر، در اطراف رودخانه دانوب، رسم است که دختران اشتياق خود را برای ازدواج در مراسم سال نو نشان می دهند. در يونان دختران، شب عيد، قبل از خواب يک خوراکی شور می خورند، چون اعتقاد دارند اين شوری به آنها کمک می کند تا شوهر آينده خود را در خواب ببينند.
اسپانيايی ها و پرتغاليها به نشانه آمدن دوازده ماه خوشبختی، دوازده دانه انگور را از يک خوشه در شب عيد سال نو می خورند. در رومانی به نشانه آمدن سالی پر برکت در شب عيد چراغها را تا صبح روشن می گذارند. پول خرد را در ظرفی از آب می ريزند و با دست شسته و تميز آن را می شمارند و عقيده دارند اين کار ثروت را برای سال آينده به همراه می آورد. اما در اسکانديناوی چراغ را در شب عيد روشن می گذارند تا خورشيد را تشويق به بازگشت کنند.
جشن سال نوی چينی با حمل اژدهای بزرگی در خيابانها برگزار می شود
اتريشی ها معتقدند ديدن پيرزن فرتوت در روز عيد شگون ندارد. در يونان بشقابی از بذر کاشتنی را در روز سال نو نزد کشيش می برند تا بر آن دعا بخواند و هديه بچه ها را داخل کفش آنها می گذارند. لهستانيها روز اول سال نو را ياد آور خاطره به زندان افتادن اژدهايی بنام " لوايتان " می دانند که می توانسته بهشت را به آتش بکشد. در سوئيس روز عيد يک قطره خامه به نشانه برکت و باروری، روی زمين می ريزند و در آلمان يک قطره جوهر را در آب می ريزند تا نقشی را که ايجاد می شود تفسير کنند. در دانمارک ظرف های شکسته پشت در خانه در شب عيد نشانه خوبی به حساب می آيد. مردم ظرفهای کهنه و شکسته را در طول سال نگه می دارند و شب عيد آن را پشت در خانه دوستان و آشنايان می گذارند.
مردم برخی از مناطق آمريکای شمالی معتقدند که لوبيای چشم بلبلی خوشبختی می آورد، بنابراين غذای شب عيد را از برنج و لوبيای چشم بلبلی درست می کنند و در آمريکای جنوبی، آدمک های چوبی جلوی در خانه می آويزند. در برخی از مناطق آمريکای جنوبی هم از پنجره خانه ها آب به بيرون می ريزند و با اين کار روح های شيطانی را برای سال آينده از خانه می رانند.
شرق دور
سنت ريختن آب تقريبا در تمام کشورهای خاوردور نيز در آغازين روز سال اجرا می شود. آنها به يکديگر آب می پاشند و بيشتر مردم در گذرگاهها خيس می شوند. اين کار هم به معنی درخواست سالی پر باران است و هم پاکيزه وارد شدن به سال نو.
کامبوجيها روز عيد به راهبان غذای مخصوص هديه می دهند، و برای آمدن باران دعا می خوانند. ويتنامی ها در روز عيد " تت" که "نو" روز آنهاست سه بار در روز آتش می افروزند، خانه های خود را با شکوفه های زرد می آرايند و تلاش می کنند که رفتار و کرداری شايسته آغاز سال داشته باشند.
برای تايلنديها آزاد کردن حيوانات، خوشبختی به همراه می آورد. آنها حيواناتی را که برای تفريح و سرگرمی در خانه نگه می دارند، روز اول سال آزاد می کنند. هيچ کس حق ندارد لاکپشتی را که لاکش رنگ شده و آزاد شده ، دوباره به بند بکشد.
در خاوردور به ويژه در چين مردم با حمل اژدهای بزرگی در خيابانها روز آغاز سال را به پايکوبی می گذرانند. اژدهای چينی بر خلاف اژدهای لهستان، مهربان و نماد خوشبختی و قدرتی است که خدايان به امپراتور می بخشيده اند. روز عيد تمام چيزهای تيز و برنده از دسترس دور نگه داشته می شود و هيچ کس حق ندارد از مرگ، بيماری يا نظير آن حرف بزند. غذاها در ظرف قرمز گذاشته شده، و هدايا در بسته بندی قرمز ارسال می شوند . نوشتن با رنگ طلايی روی پاکت ها خوشبختی به ارمغان می آورد.
بودائيان سراسر جهان در اولين روز سال نو، مجسمه های بودا را با آب معطر شستشو می دهند.
هندوها
مراسم سال نو هندوها در مناطق مختلف متفاوت است. هندوهای بنگلادش در روز عيد گلدانی حاوی يک درخت منگو به خانه می آورند که آوردن برکت را تداعی می کند. هندوهای سريلانکا در شب عيد تا نيمه شب که سال جديد از راه می رسد، غذا نمی پزند و چراغ روشن نمی کنند. کودکان هندو در کنيا صبح روز عيد چشم هايشان را می بندند تا غذايی که مادر برای آنها گذاشته غير منتظره باشد.
دختران هندی در جشن ديوالی در شهر الله آباد
معروفترين مراسم سال نو هندوها، ديوالی، پنج روز طول می کشد. روز دوم که طبق تقويم گجراتی هند آغازين روز از سال نو است، خاطره کشته شدن يکی از شاهان ستمگر ناحيه تبت را يادآور می شود. کريشنا او را می کشد، زنان اسير در حرمسرای او را آزاد می کند و گوشواره اش را باز پس می گيرد و به گوش خود می آويزد. از خون او خال قرمزی وسط پيشانی خود می گذارد اما قبل از طلوع آفتاب حمام می کند تا خود را از آلودگی خون خبيث او بزداید. بنابراين در اين روز زنها خود را می آرايند، بر پيشانی خود خال قرمز می گذارند، طلا و نقره می خرند و مردم قبل از طلوع آفتاب حمام می کنند.
يهوديان
بر خلاف هندوها، يهوديان سراسر جهان از آيين يکسانی برای آغاز سال نو يهودی پيروی می کنند. حسب يک سنت مذهبی، هر کس در پايان سال ده روز وقت دارد تا به حساب کارهايی که در طول سال انجام داده رسيدگی کند و نسبت به کارهای بد خود از درگاه خداوند عذر بخواهد. يهودی ها معتقدند خداوند در هنگام سال نوی آنها، روش هاشانا، آفرينش جهان را آغاز کرده. برنامه های اين عيد، مذهبی است و طی آن، مردم به کنيسه می روند، دعا می خوانند و کار و خريد و فروش هم نمی کنند. همچنین خرده نان در آب می ریزند تا ناراحتی ها را از بین ببرند.
مسلمانان
اول محرم، اولين شب از سال قمری، تنها در برخی از کشورهای سنی نشين با ريسه هايی از چراغ، با ديگر شبها متمايز می شود. شيعيان از اول محرم به استقبال عزاداری می روند. در مصر، رويت هلال ماه نو که به تاييد مفتی اعظم الازهر رسيده، در شب اول محرم، از بلندای مسجدی که بر فراز تپه ای در وسط شهر قاهره قرار گرفته، به اطلاع مردم می رسد. پس از آن مردم سال نو را به يکديگر تبريک می گويند. در اکثر کشورهای اسلامی آغاز سال نو، با نقل داستان هجرت پيامبر اسلام از مکه به مدينه از رسانه های عمومی، همراه است.
نوروز
نوروز عيد سال نو و عيد ملی ساکنان فلات ايران است. در کشورهای آسيای ميانه خيابانها و معابر را می آرايند. در مزار شريف افغانستان، علامتی را که منسوب به حضرت علی می دانند، بلند می کنند و اين علم تا چهل روز برافراشته باقی می ماند. در پاکستان روز عيد آتش روشن می کنند و با اين کار بديها را می سوزانند. علوی های کرد ترکيه نوروز را به عنوان تولد حضرت علی جشن می گيرند.
در ايران سر سفره هفت سين می نشينند. تخم مرغ رنگ کرده، سبزه و سنبل و سمنو، که از جوانه گندم تهيه می شود، هر يک نمادی از زايش و باروری دوباره طبيعت است. سکه برکت، توانمندی و خرسندی را نويد می دهد و آب و ماهی و آينه نشانگر پيروزی نور و روشنايی بر تاريکی و پليدی است. سيب علامت دوستی، عشق و همدلی و سفره نشانه مهمان دوستی و مهمان نوازی صميمانه ايرانيان محسوب می شود.
iran
Comment
-
SAN FRANCISCO CELEBRATES NOROOZ
On March 23rd, San Francisco City Hall hosted more than 700 guests Bay Area Iranian-Americans to celebrate the Persian New Year.
The year 1386 started with a bang as performances rocked the party with Ballet Asfaneh, Ostad Nejad of the Nejad World Music Center, Nejad Daf Ensemble, Seemorgh Choral Ensemble, and Bazem Music Ensemble. The colorful and talented performers offered a diverse program to entertain and pay respects to the coming of Norooz.
The City Hall event was organized by Tourquoise Bridges, a not-for-profit organization aimed at promoting Persian arts and culture in the San Francisco Bay Area. Turquoise Bridges founderNazely Mohajer, Supervisor Ross Mirakrami - San Francisco's first elected Iranian-American - and San Francisco Mayor Gavin Newson hosted the event.
Honorary guests included beloved Persian actress Mary Apick and other prominent Iranians including Bita Kordestani, Dr. Elahe Ensanni and Bijan.
iran
Comment
-
سیزده بدر
سیزده بدر: روز سیزدهم سال که در تقویم ایرانی مثل اکثر روزهای دیگر تعطیل است. سیزده روز پس از نوروز. روزی که بدبختانه بعد از آن باید کار کرد و خوشبختانه قبل از آن به دلیل شادی نوروزی می خوابیم. در سالهای اخیر در چنین روزی مردم از خانه های شان به طبیعت می روند و تمام تلاش شان را برای خراب کردن طبیعت می کنند. پیشنهادات: سبزه را وسط خیابان پرت کنید، از ریختن پوست میوه و قوطی کنسرو در آب رودخانه دریغ نکنید، به نوک بلندترین قله ها بروید که مبادا آنجا تمیز بماند.( نقل از اقرب الموارد)

تاریخ سیزده بدر: کورش در چنین روزی به سربازانش گفت: از چین تا پارس، از قبطیه تا یمن، هرچه عدس سبز شده است روبان قرمز بسته پرت کنید وسط کویر تا سبز شود.»، اردشیر درازدست در چنین روزی گفت: « اگر دستتون نمی رسه بدین من دستم درازه سبزه رو بندازم توی جوب»، « بردیای دروغین از همین روز اولین دروغ سیزده را گفت و بعد چون خوشش آمده بود به فعالیتش ادامه داد.»، « ابومسلم خراسانی گفته است: « ای به خاطر گره رفتن سیزه ها نبود من قیام نمکردم.»، شمس تبریزی در مورد سیزده بدر گفته است: « سبزه تویی عدس تویی، مور تویی، مگس تویی، سبزه گره به سر مزن، چون فکنم به باغ تو»، در دوران غزنویان « سیزده بدر ممنوع شد و مردم ایران به جای آن چهارشنبه سوری را به مدت پانزده تا بیست روز جشن می گرفتند.»
در دوره کریم خان زند« وی دستور داد تمام شهر شیراز را سبزه کاشتند، و شیرازیان که به سبزه علاقه وافری داشتند، هفت سال همانجا پای سبزه نشستند و به همین دلیل قحطی آمد و از غزنین گندم آوردند.»، در دوران قاجار مردم علاقه زیادی داشتند که برای برگزاری سیزده بدر از شهر بیرون بروند، اما چون شهری وجود نداشت، همیشه در خانه بودند.» مهرداد بهار نوشته است: مردم در دوران صفوی به جشن و پایکوبی در اماکن عمومی می پرداختند و زنان حتی بی روپوش و روبنده به خیابان می آمدند. که معمولا نیروی انتظامی آنها را جریمه می کرد و بخش اعظم درآمد دولت از همین محل بود.
ترانه های سیزده بدر: « پارسال بهار سیزده بدر رفته بودیم زیارت»( با توجه به اینکه زیارت دسته جمعی بوده حتما سیزده بدر بوده)، « به چشام نگاه کن و سبزه رو بده به دستم.»، « اگه سبزم مثل سبزه، اگه ماهم مثل ماهی، اگه روزم روز سیزده، اگه نحسم چو سیاهی»، « برانکارد بیارید، منو توش بذارید که من خورد و خمیرم، دارم از سیزده بدر از طریق چالوس می آم»
بعضی از رسوم سیزده بدر: در تبریز " در آخر شب مردم با شمع یا پیه سوز های قدیمی لب رودخانه می رفتند و درد دل و بدی ها را به آب می گفتند که آنها را با خود ببرد و بشوید. شام هم یا شیر برنج می پختند یا کله جوش." مهم ترین رسم مشهدی ها که هنوز هم به قول صدیقه پابرجاست، زیارت حرم امام رضاست. ادوارد یاکوب پولاک هم در مورد مراسم سیزده*به*در چنین می*نویسد: سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می*رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه*ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می*شوند و به باغ*ها روی می*آورند.
شاعر در مورد سیزده بدر گفته است
دوبیتی
الا طفلم که بابات رفته شیراز
برات سبزه می ذارم مثل شیراز
تو که شیراز نرفتی هیچ نذونی
چه فرق سبزه ها با سبزه شیراز
بالانویس: «مطالب مربوط به عکسها از راست به چپ»
1)سیزده بدر سال دگر، همین محل
2)یک سبزه که علیرغم رفتار کاملا درست در تمام روزهای نوروز محکوم به نابودی شده است
3)سربازان کوروش در حال رفتن به سیزده بدر
بخش فنی: با عرض پوزش حضور کاربران محترم، به دلایل فنی که تا چندی دیگر تصحیح خواهد شد، قادر به درج زیرنویس نبودیم بنابراین آن را با اولویت بالانویس کردیم«مطالب مربوط به عکسها از راست به چپ»
Comment
-
با برگزاری سیزده به در جشن های نوروز ایرانی ها برای سال نو هم تمام می شود. آنها این روز را در دامن طبیعت و در کنار شکوفه درختان و سبزه هایی که کم کم دارند سر از زمین در می آورند می گذرانند. درباره چرایی وجود مراسم سیزده بدر دو نظر وجود دارد. بسیاری برگزاری این مراسم در سیزدهمین روز سال نو را برای گذراندن نحصی سیزده می دانند.
ایرانیان غم و غصه و خمودگی را در این روز ناپسند می دانستند و همگی با پناه بردن به طبیعت می خواستند سیزده بدر را هر چه زودتر پایان رسانده و به زندگی عادی خود بازگردند. یکی از مهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آب سپردن سبزه عید بود. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می انداختند و دو مرتبه از روی جوی آب میپریدند و اعتقاد داشتند که ناراحتی ها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور می شود.
این دسته می گویند اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است. یا اینکه روز سیزده کار کردن نحس است. به علاوه نحس و ناخوشایند بودن عدد ۱۳ و دوری کردن از آن، در بسیاری از کشورها، باوری کهن است. برای مثال مسیحیان هیچ گاه سیزده نفره بر سر یک سفره، غذا نمی*خورند.
بعضی نظر دیگری دارند و آن را روز خیر و برکت می دانستند. سیزده هر ماه "تیر روز" نام دارد و سیزده فروردین متعلق به تیر ایزد باران است. مردم به طبیعت می روند و از خدای باران طلب سالی پر باران و برکت می کنند. آنها سبزه خود را در آب روان می اندازند و سبزی و سرزندگی خود را به او تقدیم می کنند.
پیک نیک اجباری
حالا دیگر خیلی از خانواده های تهرانی و شهر نشین که گرفتار کار های روزانه شده اند تنها سالی یک بار به طبیعت می روند که اگر آن هم نبود تا به حال طبیعت را فراموش کرده بودند. هر خانواده ای از روز قبل بساط غذا و چای را آماده می کند و صبح به راه می افتد. خوردن آش رشته از رسم هایی است که هنوز هم در سیزده بدر انجام می شود. آش را روی پیک نیکی یا اجاق های دست ساز و چوب سوز همان جا می پزند و در بعد از ظهر می خورند. ایرانی ها سبزی آش را نشانه خوشی و خرمی می دانند و رشته را به این نیت می خورند که رشته کار و موفقیت آنها در سال نو زیاد شود.
جمعیت تهران آنقدر زیاد شده که مردم گاهی در کنار اتوبان ها و زیر سایه تک درختی می نشینند و سیزده را در می کنند. پارک ها نصیب خانواده های سحر خیز تر می شود. آنها حاضر نیستند در آخرین روز تعطیلات ترافیک خروجی های تهران را تحمل کنند و به کوه و کمر بروند.
خانواده ها توپ و یا وسیله هایی برای بازی می آورند و سرگرم می شوند. سیزده بدر تنها روزی است که اکثر جوان ها با خانواده هایشان به تفریح می روند. پرخوری از دیگر تفریحات سیزده بدر است. آجیل هایی که برای عید دیدنی خریده شده بود و همینطور میوه ها و شیرینی ها و خلاصه هر چیزی که در خانه مانده باشد در سیزده بدر خورده می شود. پرخوری ها تا جایی ادامه دارد که گاهی با دل درد همراه می شود.
سبزه گره زدن
گره زدن سبزه ریشه در تاریخ دارد می گویند در ایران باستان می گویند کیومرث که در ایران اولین بشر است یک دختر و پیر دوقلو داشت که می خواستند با هم ازدواج کنند. چون هیچ مراسمی برای ازدواج وجود نداشت دو شاخه نازک درخت را به هم تابیدند. امروز هم بر اساس این افسانه در پایان سیزده بدر قبل از غروب آفتاب، پس از نیت کردن سبزه گره می زنند و معتقدند زمانی که آن گره باز شود مشکلی از زندگیشان حل خواهد شد.
در قدیم رسم بود سیزده بدر دخترهای دم بخت، برای پیدا کردن شوهر و باز شدن بختشان سبزه گره می زدند و معتقد بودند که تا سیزده بدر آینده حاجت آنها روا خواهد شد. به شرط این که این ذکر را در حین انجام گره زنی گفته باشند: «سیزه به در، سال دیگر، خانه شوهر، بچه به بر.»
البته گره زدن سبزه تنها به این آرزو اختصاص ندارد. هر کس برای آرزوهای خودش می تواند این کار را بکند. می گویند در صورتی آرزوی گره زننده سبزه برآورده می شود و شانس با کسی است که ناخودآگاه یک ساقه نر را با ساقه ماده گره بزند. ار ساقه نازک سبزه پاره شود آرزو برآورده نمی شود. تمام دلهره گره زننده ها در این است که مبادا ساقه پاره شود.
دروغ سیزده یا اول آوریل
دروغ سیزده بهانه ای برای سرگرمی و خندیدن در این روز است که اتفاقا یکی از شباهت های فرهنگ ایرانی با فرهنگ های دیگر است.
دروغ های روز اول آوریل مانند همین دروغ ها و شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است و سه سال دیگر مصادف با ۱۲ فروردین.
اول آوریل در اساطیر روم باستان مصادف است با روز رستاخیز آتیس الهه تبسم. شاد بودن و خندیدن در این روز مرسوم است. آمریکایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی کردن با آنان استفاده می کنند.
بریتانیایی ها می گویند که بدشانسی نصیب کسی خواهد شد که بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل کسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به اینگونه شوخی ها آمادگی پیدا کرده اند.
در هند، یک روز قبل از اول آوریل جشن هولی برگزار می شود که در آن مردم بر روی همدیگر رنگ می پاشند و شادی می کنند. در روز اول آوریل، مردم پرتغال بر روی همدیگر آرد می پاشند.
مردم فرانسه، روز اول آوریل را روز ماهی می نامند. کودکان و نوجوانان فرانسوی در این روز، بر پشت دیگران کاغذی می چسپانند که بر روی آن تصویر نوعی ماهی که زود به دام می افتد کشیده شده است. منظور از این کار، این است که فردی که کاغذ به او چسپانده شده مثل همان ماهی، زود به دام می افتد.
روز طبیعت فراموش شده
سیزده بدر روز طبیعت است اما اگر روز چهاردهم فروردین سری به پارک ها و یا فضای سبز اطراف شهر ها بزنید متوجه می شوید که سیزدهم فروردین هر روزی می تواند باشد جز طبیعت. مردمی که از صبح از خانه بیرون آمده اند آنقدر زباله و آشغال از خودشان در طبیعت به جا گذاشته اند و همه جا را کصیف کرده اند که باور کردنی نیست. در سال های اخیر انجمن های حمایت از محیط زیست برای رفع این مشکل اقداماتی کرده اند اما هنوز راه به جایی نبرده اند.
iran
Comment


Comment