آن كه جان داده و مهر تو خريده است منم
وان كه دل از همه، غير از تو بريده است منم
آن كه بر عاشق خود در نگشوده است تويي
وان كه پا از سر كويت نكشيده است منم
آن كه افسانه به عالم شده از عشق تويي
وان كه حرفي ز دهانت نشنيده است منم
آن كه چون غنچه لب از طعنه گشوده است تويي
وان كه از شوق چو گل جامه دريده است منم
آن كه چون سروستاده است و چميده است تويي
وان كه چون بيد فتاده است و خميده است منم
آن كه آهوصفت از خلق رميده است تويي
وآن كه دنبال تو چون سايه دويده است منم
آن كه برصيد حرم تيغ كشيده است تويي
و آن كه از گوشهٌ بامت نپريده است منم
دوش در حلقهٌ عشاق تو مي گفت حسام
آن كه جان داده و مهر تو خريده است منم
وان كه دل از همه، غير از تو بريده است منم
آن كه بر عاشق خود در نگشوده است تويي
وان كه پا از سر كويت نكشيده است منم
آن كه افسانه به عالم شده از عشق تويي
وان كه حرفي ز دهانت نشنيده است منم
آن كه چون غنچه لب از طعنه گشوده است تويي
وان كه از شوق چو گل جامه دريده است منم
آن كه چون سروستاده است و چميده است تويي
وان كه چون بيد فتاده است و خميده است منم
آن كه آهوصفت از خلق رميده است تويي
وآن كه دنبال تو چون سايه دويده است منم
آن كه برصيد حرم تيغ كشيده است تويي
و آن كه از گوشهٌ بامت نپريده است منم
دوش در حلقهٌ عشاق تو مي گفت حسام
آن كه جان داده و مهر تو خريده است منم


Comment