University & Impact on Culture & Science ( False Science )

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #76
    دفتر تحکيم وحدت [اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر کشور] با انتشار بيانيه اي، از دانشجويان، اساتيد مستقل، روشنفکران، فعالين مدني و سياسي، احزاب و ساير نهادهاي مدني جهت شرکت در تجمع اعتراض آميز در روز 16 آذر ماه در دانشگاه تهران دعوت کرد.

    دفتر تحکيم وحدت با برگزاري اين تجمع تحت عنوان "دانشگاه زنده است" بار ديگر بر لزوم تشکيل "جبهه فراگير مقاومت مدني در دفاع از دانشگاه" تاکيد مي کند و از دعوت شدگان مي خواهد در ساعت 12 ظهر چهارشنبه در مقابل سر در دانشکده فني دانشگاه تهران حاضر شوند.

    در بخشي از اين بيانيه آمده است: "به نام استقلال خواهي سه آذر اهورايي، و به نام سر در انقلابي دانشگاه، و به نام دانشگاهيان شهيد مدافع وطن و با ياد مظلوميت عزت ابراهيم نژاد، و با نگاه بر معصوميت اکبر محمدي، و با نگاه بر دشنه فرود آمده در سبزوار، و با نگاه بر جولان سفير مرگ در دانشگاه هاي علم و صنعت و علامه، و با يادآوري ستاره هاي نشسته بر سينه دانشجويان و خطوط قرمزتر از هميشه نظام، و با يادآوري تصفيه اساتيد مستقل و زرخريد آزادي و استقلال دانشگاهيان، و در آرزوي آزادي و استقلال براي دانشگاه ؛ با تجمع در برابر مسلخ گاه سه آذر اهورايي بر وقوع انقلاب فرهنگي دوم اعتراض مي کنيم."

    دفتر تحکيم وحدت در ادامه اين بيانيه خواسته هاي خود را چنين بيان مي کند: "فرياد بر مي آوريم که دانشگاه زنده است و نسبت به:سلب حق تحصيل و تدريس، عرض به حريم دانشجويان، سلب حق فعاليتهاي صنفي و سياسي تشکلهاي دانشجويي، صدور احکام سنگين کميته هاي انظباطي اعتراض مي کنيم."

    در همين زمينه جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران و کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي در تهران با صدور بيانيه هايي ضمن اعلام حمايت از تجمع روز چهارشنبه، از همه دانشجويان و آزاديخواهان درخواست کردند در اين تجمع شرکت کنند.

    کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي در بيانيه خود با عنوان "فراخوان به تجمع اعتراضي براي آزادي دانشجويان زنداني" مي نويسد: "امسال در حالي سالگرد 16 آذر ماه فرا مي رسد که هنوز تعدادي از دانشجويان در زندان هاي امنيتي به سر مي برند و تعدادي در آستانه زنداني شدن قرار دارند. احمد باطبي دانشجوي زنداني در بند 209 وزارت اطلاعات در وضعيت بدي به سر مي برد و خانواده او بعد از ملاقات در زندان، وضعيت سلامتي او را نگران کننده توصيف کرده اند. کيانوش سنجري هنوز در سلول انفرادي بند 209 است و تعدادي از فعالان دانشجويي مانند خيرالله درخشندي، ابولفضل جهاندار و کيوان انصاري نيز شرايط مشابهي در زندان دارند. از طرفي ديگر براي تعداد زيادي از دانشجويان حکم هاي سنگين زندان و محروميت از تحصيل صادر شده و روند احضار و تحت فشار گذاشتن دانشجويان نيز پاياني ندارد."

    در بيانيه جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران نيز آمده است: "جنبش دانشجويي خواستار حذف فضاي شبه نظامي دانشگاه ها – به همراه تمامي علايم و عواقب آن از قبيل احکام انضباطي سنگين و پوشش اجباري دختران دانشجو [به عنوان نمونه اي از تبعيض و تفکيک جنسي]، اخراج اساتيد، طرح ستاره دار کردن دانشجويان، ثبت نام مشروط دانشجويان تحصيلات تکميلي، تفکيک جنسي سرويس ها و بوفه هاي دانشکده ها در تمام دانشگاه هاي کشور بوده و ضمنا ً* به جد خواستار محاکمه عاملان قتل دانشجوي سبزواري مي باشد."

    از سوي ديگر، امروز سه شنبه دو تجمع ديگر دانشجويي ديگر برگزار مي شود. اولين تجمع توسط دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران در اعتراض به وضعيت دانشجويان محروم از حق تحصيل و ردصلاحيت*‏شده در آزمون كارشناسي ارشد در ساعت 30/9 در مقابل گروه جامعه*‏شناسي دانشگاه تربيت معلم در كرج برگزار مي*‏شود و تجمع بعدي نيز توسط دانشجويان محروم از تحصيل و ردصلاحيت*‏شده در گزينش آزمون كارشناسي ارشد، در مقابل مجلس خواهد بود.

    در ارتباط با تجمع صبح روز سه*‏شنبه دانشجويان محروم از حق تحصيل در مقابل مجلس، روزبه كريمي، عضو كميته دفاع از دانشجويان محروم از حق تحصيل به "ايلنا"، گفت:"دانشجويان محروم از حق تحصيل با تجمع در مقابل مجلس، به اقدامات وزارت علوم در ردصلاحيت دانشجويان اعتراض مي*‏كنند."

    وي با اشاره به تجمع دانشجوياني كه در كارنامه كارشناسي ارشد آنها كد 2 خورده، در مقابل وزارت علوم و ارائه نامه اعتراضي دانشجويان به وزير براي پيگيري وضعيت*‏شان، گفت: "در پيگيري*‏هايي كه داشتيم، مشخص نيست اين نامه دست چه كسي است. مسوولان دفتر وزير مي*‏‏گويند ما نامه را به دبيرخانه منتقل كرديم و مسوول دبيرخانه هم گفته است كه اين نامه گم شده است و اگر مي*‏خواهيد كار دنبال شود، نامه ديگري بدهيد."

    تجمعات گسترده دانشجويان در حالي برگزار مي شود که تهديد هاي نهادهاي امنيتي و مقامهاي مستقر در دانشگاه ها بر عليه دانشجويان همچنان ادامه دارد.

    چند روز پيش، حجت*ا*لاسلام محمديان، رييس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه*ها، در جلسه مجمع فضلا و طلاب استان تهران در مدرسه عالي دارالشفاء قم طي سخناني گفت: "دشمن بيشترين سرمايه*گذاري خود را در دانشگاه*ها انجام داده است، به طوري كه برخي تشكل*هاي دانشگاهي كه روزي پرچم مبارزه با استكبار را در دست داشتند، تبديل به پيشگامان سجده كردن در مقابل آمريكا شده*اند."

    اين اظهار نظر از سوي دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک تهران که همواره تحت فشار قرار دارند، به زمينه سازي براي برخورد با آنها تعبير شده است.

    همچنين در طي چند روز گذشته تعدادي از دانشجويان به زندان، محروميت از تحصيل و جزاي نقدي محکوم شده و تعدادي ديگر به کميته هاي انضباطي احضار شده اند.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #77
      "چه كسي گفته همه حق تحصيل دارند؟ چه كسي گفته تحصيل حق همگاني است؟ چه كسي گفته شما فعالان دانشجويي بايد تحصيل كنيد؟ مزدوران آمريكا حق تحصيل ندارند، تمام فعالان دانشجويي مزدور آمريكا هستند".

      اين بخشي از صحبت هاي كوچك زاده، نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي بود. وي كه صبح ديروز در حال ورود به مجلس شوراي اسلامي به تحصن دانشجويان ستاره دار در مقابل مجلس برخورده بود، با گفتن چنين سخناني و با حالتي بسيار عصباني به ميان دانشجويان رفت.

      وي در ادامه وقتي متوجه حضور خبرنگار پارلماني خبرگزاري شد كه در حال نوشتن اظهارات او بود، با خشونت به او گفت: "تو به چه حقي حرفهاي مرا مي نويسي؟"

      خبرنگار كه مي خواست از درگيري بپرهيزد، سعي كرد از مهلكه درو شود اما كوچك زاده با دنبال كردن او از نيروهاي امنيتي خواست او را دستگير کنند. و به هر حال خبرنگار متوقف و برگه هاي خبر نويسي وي ضبط شد. اين برخورد صبح ديروز زماني رخ داد كه حدود بيست تن از دانشجويان ستاره دار ممنوع از تحصيل در مقابل مجلس تحصن كرده بودند. در اين تجمع كه همزمان با شروع جلسه علني مجلس آغاز شده بود، دانشجويان نسبت به عدم ثبت نام خود در مراكز آموزش عالي به دليل فعاليت سياسي در دانشگاه و عضويت در انجمن**‏هاي دانشجويي، اعتراض كردند.

      در تجمع ديروز دانشجويان ستاره دار، چند تن از نمايندگان از جمله اعلمي، مشيري، مصباحي مقدم، تمدن، محجوب وعليخاني در ميان دانشجويان حضور يافتند وبه حرفهاي آنان گوش دادند. پس از آن سه تن از دانشجويان به همراه نمايندگان به داخل مجلس رفتند تا پي گير امر باشند وبقيه نيز به درخواست اكبر اعلمي و شهريار مشيري به تحصن خود پايان دادند.

      در اين زمينه پيمان عارف، دانشجوي ستاره دار باز مانده از تحصيل به روز گفت: "ما با پلاكارد هايي كه همراه داشتيم از ساعت 10 صبح تحصن خود را در مقابل مجلس آغاز كرديم. روي اين پلاكارد ها نوشته شده بود طبق اصل 130 قانون اساسي تحصيل حق مسلم ماست، وزير دروغگو استيضاح بايد گردد، وزير بي كفايت استعفا استعفا و...".

      وي افزود: "با توجه به حضور بسيار پر رنگ و محاصره گونه نيرو هاي امنيتي هيچگونه برخوردي با ما صورت نگرفت".

      پيمان عارف در ادامه در مورد واكنش نمايندگان گفت: "برخي از نمايندگان همچون آقاي مظفر از كنار ما با بي تفاوتي رد شدند؛ برخي مثل كوچك زاده اصولا تحصيل را حق مشروع ما نمي دانند و برخي ديگر هم همچون اكبر اعلمي، شهريار مشيري، محجوب و.. قول پيگيري و مساعدت دادند".

      وي در ادامه گفت: "پس رفتن نمايندگان متحصنين به داخل مجلس و ديدار با برخي از نمايندگان قرار شد بحث تحصيل ما از طريق وزير اطلاعات نيز پيگيري شود".

      وي در پايان گفت: "به علت تعطيلي هفته آينده مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان متحصنين از دو هفته آينده باز هم بحث تحصيل دانشجويان سه ستاره را از طريق نمايندگان مجلس پيگيري خواهند كرد".

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #78
        "كسي كه باد مي كارد توفان درو مي كند". اين جمله روي پلاكاردي كه در دست يكي از دانشجويان قرار داشت نوشته شده بود. پلاكاردهاي ديگري نيز وجود داشت كه روي همه آنها شعار ها و جملاتي از اين دست نوشته بود.

        دانشجويان دانشگاه سهند تبريز ديروز سه شنبه پاسداشت 16 آذر ماه، روز دانشجو را به اعتراض و نقد مديريت دانشگاه تبديل كردند و اين همه از آن رو بود كه طي يك سال گذشته در دانشگاه سهند تبريز اتفاقاتي رخ داده كه در شان يك دانشگاه نبوده است.

        در پي تعليق انجمن اسلامي دانشگاه سهند تبريز كه تنها تشكل صنفي در اين دانشگاه بود، دانشجويان در اقدامي كاملا خودجوش و بدون هماهنگي قبلي ديروز ظهر در سالن"DC" دانشكده شيمي به اعتراض وتجمع پرداختند؛ آن هم در پاسداشت روز ملي دانشجو.

        اين تجمع كه بدون اعلام قبلي و بدون هر گونه سازماندهي برگزار شد با استقبال بسيار زياد دانشجويان روبرو گرديد، به نحوي كه بخش عظيمي از دانشجويان در آن مشارکت کردند.

        در اين تجمع چند تن از فعالين دانشجويي به صحبت پرداختند و پيرامون تغيير مديريت دانشگاه در طول دو سال گذشته و همچنين فشار هاي وارده بر دانشجويان و محروميت دانشجويان ستاره دار از تحصيل سخن گفتند.

        در همين ارتباط يكي از دانشجويان دانشگاه سهند در گفت و گو با روز گفت: "اين تجمع بدون اطلاع قبلي بود به گونه اي كه بسيج دانشگاه و حراست و مديريت نيز كاملا يكه خوردند. آنان اصلا انتظار چنين تجمعي را نداشتند. اما بايد بدانند وقتي چنين فشارهايي وجود دارد، اين نوع تجمع ها هم بدون هماهنگي، اما از سر درد مشترك، شدني است".

        وي در ادامه گفت: "حضور حراست در اين تجمع به علت همان بي خبري چندان زياد نبود اما به هر حال عده اي حضور داشتند و از حرف ها يادداشت برمي داشتند".

        وي در مورد برنامه احتمالي در روز 16 آذر گفت: "ما اصلا برنامه اي در دانشگاه نداريم . در واقع تا كنون كسي اعلام نكرده كه قرار است برنامه اي برگزار شود.به گمان من به علت فشار ها و تعليق ها شايد تجمعي هم نداشته باشيم. آن تجمع ها با مجوز برگزار مي شد، که حالا حتما با دادن آن مخالفت مي شود؛ اما مديريت بايد انتظار تجمعات ناگهاني را داشته باشد. غريزه دانشجو را كه نمي توان از او گرفت".

        وي در مورد شعار هاي مطرح شده گفت: "دانشجو يان در اين تجمع شعارهايي همچون انقلاب فرهنگي نه، دانشگاه حوزه نيست، دانشگاه زنده است، مرگ بر ديكتاتور و... مي دادند".

        وي در مورد تعليق هاي دانشجويان دانشگاه سهند تبريز نيز گفت: "در چند ماه اخير حدود 20 فعال دانشجويي به كميته انضباطي احضار و حكم گرفته اند".

        وي در پايان با تاكيد بر اينكه احتمال چنين تجمع هايي باز هم وجود دارد گفت: "تجمع ديروز دانشجويان كه حدود يك ساعت طول كشيد در ساعت 2 عصر با خواندن سرود يار دبستاني من به پايان رسيد".

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #79
          به دنبال انتشار بيانيه دفتر تحکيم وحدت تحت عنوان "دانشگاه زنده است" و دعوت فعالان سياسي و فرهنگي به شرکت در تجمع امروز در مقابل دانشگاه تهران، اخبار حکايت از افزايش برخورد و ارعاب فعالان دانشجويي دارد تا "مبادا مراسم بزرگي در روز دانشجو برگزار شود."

          اخطار به دانشجويان

          سال گذشته اولين سالي بود که مراسم روز 16 آذر در دوره چهارساله دولت اصولگراي احمدي نژاد برگزار مي شد و به همين دليل به گفته فعالان دانشجويي "دولت نهم وقت چنداني براي مواجهه با اين روز نداشت." اما امسال اوضاع فرق مي کند. ديگر بعد از گذشت يک سال و نيم، برنامه هاي سياسي دولت احمدي نژاد تقريبا براي همه روشن شده است. به ويژه درخصوص برخورد با دانشجويان. از اين رو در کنار برخورد با فعالان کارگري و نهادهاي مدني، برخورد با دانشجويان چنان بوده که اينک دانشجويان نيز خود را آماده "روزهاي سخت" مي کنند.

          حامد . م از فعالان دانشجويي تهران که در تدارک برگزاري تجمع دانشگاه تهران است به روز مي گويد : " دولت نهم در اين يک سال و نيم ما را هم اخراج کرد، هم تعليق، هم به کميته انضباطي برد و هم به فضاي ارعاب دامن زد. بعد اساتيد را اخراج کردند و درآخر هم نخبه هاي ما را ستاره دار کردند. اما باآنکه مي دانيم با فضاي سختي روبرو هستيم و انتظار برخوردهاي غيرمنطقي از مسئولين دانشگاه را نيز داريم اين تجمع را برگزار مي کنيم."

          نگراني بابت اين "فضاي سخت" مسبوق به سابقه است. پارسال در همين روزها مسئولين جديد دانشگاه هاي کشور به هيچ يک از انجمن هاي اسلامي اجازه برگزاري مراسم جداگانه ندادند. انجمن هاي اسلامي تنها در صورتي مي توانستند روز دانشجو را پاس بدارند که اولا سخنرانشان از اعضاي انجمن باشد و ديگر اينکه مراسم شان با همکاري بسيج و جامعه اسلامي برگزار شود. اما وقتي برخي از دانشگاه ها مراسم جداگانه خود را برگزار کردند، فردايش با احضاريه هاي اطلاعات و کميته هاي انضباطي مواجه شدند. برخوردي که چند ماه بعد با تعطيلي انجمن هاي اسلامي توسط مسئولين دانشگاه ها همراه شد.

          اما امسال اوضاع متفاوت است و دولت به قول حامد هم وقت بيشتري براي پياده کردن برنامه هايش داشته هم تجربه بيشتري در برخورد با دانشجويان دارد. او مي گويد: "امسال از شهرهاي ديگر به ما خبر رسيده که از دو هفته پيش دانشجويان فعال دانشگاه ها را شناسايي کرده و بعد به حراست دانشگاه احضارشان کرده اند. بعد هم يک جلسه چند ساعته گذاشته و به آنها مودبانه توصيه کرده اند در روز 16 آذر يا حتي چند روز قبل از آن، در دانشگاهشان نباشند. اگر با مقاومت دانشجو روبرو مي شدند کار به ارعاب و تهديد مي رسيد اما اگر دانشجو سکوت مي کرد، کاري به او نداشتند و حتي در مواردي از آنها دعوت به همکاري مي کردند. يعني حتي اگر شرکت هم نمي کني خبر بده که چه کساني قصد برگزاري مراسم را دارند."

          آماده باش بسيج

          "اگر چه بعد از 18 تير مجلس ششم قانوني گذراند که بر اساس آن ديگر نيروي انتظامي حق ورود به دانشگاه ها را ندارد، اما نيروهاي نظامي عمالي دارند که نه تنها به راحتي وارد دانشگاه مي شوند بلکه خود دانشجو هستند."
          منظور حامد از اين افراد "بسيجي ها" است که گفته مي شود امسال در "حالت آماده باش" به سر مي برند. اين موضوع را عضو بسيج يکي از دانشگاه هاي کشور تاييد مي کند. او که نمي خواهد نامش فاش شود مي گويد: "به ما دستور رسيده که در روز 15 و 16 آذر در آماده باش کامل باشيم. حتي در جلسه اي پيشنهاد شده بود که بسيج دانشجو در اين روزها با لباس فرم در دانشگاه ها حضور پيدا کند." اينگونه است که برخورد با دانشجويان اين بار به دست گروه ديگري از دانشجويان اجرا مي شود؛ دانشجوياني که با سهميه وارد دانشگاه ها شده اند و مرتبط با نهادهاي نظامي هستند.

          در آستانه روز دانشجو بيانيه هاي متعددي توسط گروه هاي مختلف صادر شده است. "فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکاي شمالي" نيز از اين دسته است که در گزارش سالانه خود به مناسبت روز 16 آذر به وضعيت دانشجويان ايراني در حد فاصل زماني اول آذر 1384 تا پايان آبان 1385 مي پردازد . فاصله اي که متعلق به دوران فعاليت دولت اصولگراي نهم است. در اين گزارش، با تاکيد بر اينکه "با توجه به سانسور خبري حاکم بر مطبوعات ايران و عدم مصونيت فعالين حقوق بشري، اجتماعي و سياسي در ايران طبيعتا اين گزارش داراي کمبودهايي مي باشد و نمي تواند در بر گيرنده تمامي موارد نقص حقوق شهروندي دانشجويان در ايران باشد." به برخوردهايي که در اين يک سال با دانشجويان شده، اشاره رفته است: بازداشت دانشجويان 19 مورد، بازجويي از دانشجويان 12 مورد، احضار دانشجويان به دادگاه ها 45 مورد، دانشجويان محاکمه شده 24 مورد، احکام صادره شده توسط دادگاه ها 28 مورد، احضار به کميته هاي انضباطي 142 مورد، احکام صادره شده توسط کميته هاي انضباطي 82 مورد، اخراج دانشجويان از دانشگاه 22 مورد، نشريات دانشجويي توقيف شده 32 مورد. "

          اين گزارش همچنين نهادهاي زير را در سرکوب مستقيم دانشجويان عامل مي داند: نيروهاي انتظامي، وزارت اطلاعات و امنيت کشور، دادگاه هاي عمومي و انقلاب، حراست دانشگاه ها، کميته هاي انضباطي دانشگاه ها، هيئت نظارت برنشريات دانشجويي، هيئت نظارت بر تشکل هاي دانشجوئي، هيئت نظارت بر دانشگاه ها و بسيج دانشجويي.

          اين گزارش همچنين نهاد هاي رياست دانشگاه ها، معاونت دانشجويي دانشگاه ها، بسيج دانشجويي، امامان جمعه، شوراي نگهبان، وزارت اطلاعات و امنيت کشور، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نمايندگان ولي فقيه در دانشگاه ها را نهادهايي مي داند که بر اساس شکايت آنها، دانشجويان مورد محاکمه، بازداشت، اخراج از دانشگاه و ... قرار گرفته اند.

          بر مبناي اين گزارش نهادهائي که در درون دانشگاه ها اقدام به سرکوب دانشجويان کرده اند عبارتند از: کميته هاي انضباطي، هيئت نظارت بر نشريات دانشجويي، هيئت نظارت بر تشکل هاي دانشجويي، هيئت نطارت بر دانشگاه، حراست دانشگاه، بسيج دانشجويي، رياست دانشگاه، معاونت دانشجويي دانشگاه، نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها وجامعه اسلامي دانشگاه .

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #80
            221 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در نامه اي به رهبر جمهوري اسلامي، از جاسبي، رئيس دانشگاه آزاد اسلامي تقدير کردند.

            اين نمايندگان، که اکثريت قاطع اعضاي مجلس را تشکيل مي دهند در نامه خود يادآور شدند: "دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان ثمره انقلاب شکوهمند اسلامي در سايه زحمات و خدمات اعضاي هيات موسس و دکتر جاسبي مدير توانمند و ارزشي اين دانشگاه به موفقيت هاي بي نظيري دست يافته است". امضا کنندگان، در بخش ديگري از نامه، در توضيح علت ارسال نامه به رهبري متذکر شده اند: "از آنجا که تداوم خدمات دانشگاه آزاد اسلامي مستلزم حمايت هاي مقامات عالي رتبه نظام بوده است، از حضرت عالي که همواره حامي اين نهاد مردمي و فرزند نماز جمعه بوده ايد تشکر و قدرداني مي گردد."

            ياد آوري مي شود که هفته پيش، در پي حملات پي در پي محمود احمدي نژاد و دولت او به دانشگاه آزاد و رييس آن عبدالله جاسبي، هاشمي رفسنجاني در مقام رييس هيات امناي دانشگاه، مسوولان اين موسسه آموزش عالي را به مقاومت در برابر فشارهايي كه براي تسلط بر آن آغاز شده است دعوت کرد و تاکيد کرد: "اگر قرار بود در مقابل اين موذي**گري**ها عقب بنشينيم، بايد به همان اتاق طلبگي برمي**گشتيم و يا در روستا ها براي مردم مساله مي**گفتيم."

            اين موضع در حالي بيان شد که هاشمي رفسنجاني روز قبل از آن نيز در بياني صريح گفته بود: "اميدواريم شرارت*هايي كه مي*شود تا دانشگاه آزاد را به عنوان واحد ملي و جهاني تضعيف كند، شرش از سر دانشگاه كوتاه شود".

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #81
              در چند روز اخير حوادث گوناگوني در دانشگاه هاي کشور روي داد. نخست يک دانشجوي دانشگاه سبزوار به ضرب دشنه دانشجويي ديگر کشته شد. سپس دو دانشجوي دانشگاههاي علامه و علم و صنعت به دليل کوتاهي مسوولان در فضاي دانشگاه جان خود را از دست دادند. از سويي ديگر پس از بازنشسته کردن اساتيد دانشگاه تهران، چند استاد دانشگاه علم و صنعت نيز بازنشسته شدند. به تمامي اين وقايع ناآرامي هاي دانشگاه هاي فردوسي مشهد، علامه و اميرکبير و نيز دانشگاه لرستان را که بيفزاييد درخواهيد يافت فضاي دانشگاه هاي کشور در آستانه برگزاري انتخابات ناآرام است.

              آنچه در وقايع اخير بيش از همه قابل توجه است تقابل فعالين دانشجويي با گروه هاي مورد حمايت دستگاه هاي رسمي از قبيل بسيج و نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه است. نکته اين است که به نظر مي رسد پس از اجراي پروژه دانشجويان ستاره دار و تصفيه اساتيد که بسياري آنرا انقلاب فرهنگي دوم ناميدند، اينک ۱٨ تير دوم نيز در راه است. حضور نيروهاي امنيتي و تقابل مستقيم آنها با دانشجويان فعال در برخي دانشگاه ها از يک سو و برهم زدن و ايجاد التهاب در فضاي برخي دانشگاه هاي ديگر توسط عوامل وابسته به آنها، همگي دست به دست هم داده تا فضاي عمومي دانشگاه ها در آستانه روز دانشجو فضايي ناآرام باشد. به نظر مي رسد تحريکات گروهي که عزم خود را براي پيروزي در انتخابات پيش رو [ ولو به هر قيمتي] جزم کرده اند سرمنشا اين حوادث باشد. اگر بخواهيم گريزي تاريخي به حادثه ۱٨ تير بيندازيم درمي يابيم که در آن دوران نيز تحريکات گروه هاي فشار باعث برانگيخته شدن احساسات دانشجويان شد و آنان را به مقابله واداشت اما در نهايت امر، گروه هايي که توانست از آن جريان بهره برداري کنند گروه هاي فشار بودند که به بهانه دفاع از ارزش ها به مقابله و تصفيه دانشجويان فعال و دگر انديش در فضاي دانشگاه پرداختند؛ امري که تاکنون نيز تبعات آن بر فضاي جنبش دانشجويي قابل احساس است. اکنون و پس از سپري شدن هفت سال از آن واقعه مي توان گفت همان گروه ها دوباره براي تصفيه اي ديگر پاي به عرصه دانشگاه نهاده اند با اين تفاوت که جامه شان به رنگي دگر درآمده است. اما آنچه که هنوز در عملکرد آنان تغيير نکرده، تلاش براي تحريک احساسات دانشجويان و بهره برداري از آب گل آلود است.

              از سوي ديگر نبايد از اين واقعيت غافل شدکه فشاري که بر فعالين دانشجويي در طي يکسال اخير وارد آمده و آنان را به نوعي بغض فروخفته دچار ساخته، باعث شده هر زمان احتمال وقوع کاري غيرعادي از سوي آنان وجود داشته باشد؛ مساله اي که در صورت وقوع مي تواند تبعات بسيار نامطلوبي بر روند دموکراسي خواهي کشور باقي گذارد.

              بي شک در اين ميان نقش فعالين دانشجويي و دانشگاهي در کنترل فضا غير قابل انکار است. در واقع آنان بايد با درايت هم از وقوع حوادث ناگوار که به نوعي به ايجاد بهانه براي گروه هاي فشار در جهت تقابل با دانشجويان کمک مي کند، جلوگيري کنند و هم در مقابل تلاش هاي اين گروه ها براي به انحراف کشيدن جنبش دانشجويي، آن هم در آستانه ۱۶ آذر، ايستادگي نمايند. از ياد نبريم حرکت به سوي دموکراسي، روندي است که درايت، پي گيري و آگاهي فراوان مي طلبد. درس گرفتن از تجربه گذشتگان مي تواند از تکرار اشتباهات بسياري پيشگيري کند.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #82
                در همه سو حضور نيرو هاي انتظامي و لباس شخصي و بسيجي به چشم مي خورد. نيروهاي امنيتي دور تا دور دانشگاه را محاصره كرده بودند. هر حرکتي را زير نظر داشتند. حتي به عابران هم که مشکوک مي شدند، آنان را متوقف مي کردند و علت حضورشان را مي پرسيدند. برخي كه از ديد آنان، پاسخ قانع كننده اي نداشتند به سرعت دستگير مي شدند. اين حضور نظامي، به علت تجمع دانشجويان دانشگاههاي تهران در دانشكده فني دانشگاه تهران، در پاسداشت روز دانشجو بود.

                حضور نيروهاي امنيتي تقريبا از ساعت 11 و نيم پر رنگ تر شد، در همه جا بودند، گرداگرد دانشگاه، در خيابانهاي انقلاب، قدس، پورسينا وخيابان 16 آذر. متر به متر يک مامور و همه براي ايجاد حلقه محاصره دانشگاه. تعدادشان به جلوي سر در اصلي دانشگاه که مي رسيد ديگر حضوري تمام نظامي بود. تقريبا جلوي هر كدام از در ها حدود دويست مامور مجهز به باتوم، دستبند، كلاه كاسكت، و چند تني هم اسلحه mp5 حضور داشتند تا مبادا دانشجويان به صورت سازماندهي شده از دانشگاه بيرون بيايند. با اين حال هجوم دانشجويان به در 16 آذر موجب شكستن در شد؛ ولي ماموران نيروي انتظامي بلافاصله با دستگاه جوشي كه از قبل آماده داشتند، دست به کار شدند و در جلوي چشم دانشجويان خشمگين دوباره جوش داده شد.

                در جنوب و غرب دانشگاه، يعني در خيابان انقلاب و 16 آذر نيز ماموران زيادي كه بيشترشان افسر بودند، مردم را متفرق مي کردند و اجازه ايستادن نمي دادند. حتي به چند كتابفروشي نيز تذكر داده شد که افرادي را كه جلوي ويترين جمع مي شدند، متفرق کنند.

                شهر در دست موتورسواران

                در ضلع جنوبي خيابان انقلاب، مقابل در اصلي دانشگاه تهران صف طويلي از اتومبيل هاي شخصي ايستاده بودند كه در هر كدام افرادي با بي سيم نشسته بودند و مدام گزارش مي كردند. همه آنان لباس شخصي بودند.
                موتور سواران متعددي نيز در جاي جاي اطراف دانشگاه بخصوص در خيابان انقلاب و 16 آذر با موتور هاي" تريل"، "پولسار"، "bmw" و موتور هاي هوندا و سوزوكي چهار سيلندر درحال گردش به دور دانشگاه بودند. راكبان موتور هاي چهار سيلندر افرادي كاملا پوشيده با لباسهاي تمام چرم و كلاه كاسكت مخصوص بودند و دردست راكب پشتي نيز بي سيمي وجود داشت.آنها به هيچ كسي، حتي مامورين و لباس شخصي ها توجهي نمي كردند، راه خودشان را مي رفتند و هرگز نمي ايستادند.

                همچنين در كوچه هاي خيابانهاي اطراف دانشگاه از جمله كوچه بهنام، راهنما، فخر رازي، 12 فروردين، دانشگاه ژاندارمري و... نيروهاي زيادي بصورت صف و پشت سر هم به حالت آماده باش حضور داشتند تا در صورت لزوم وارد عمل شوند، تعداد آنها را نمي شد تخمين زد، شايد در هر كوچه بالغ بر 300 نفر.

                در اين كوچه ها همچنين تعداد زيادي اتوبوس، ميني بوس، خودروي ون، تويوتا هاي نيروي انتظامي و لندكروزر هاي وزارت اطلاعات به چشم مي خورد. تعداد اين اتومبيل ها هم بسيار زياد بود بطوريكه بازشناسي برخي از آنان از اتومبيل هاي شخصي مشكل بود.

                ماموران در پاره اي اوقات با مردم درگير مي شدند. در همه موارد هم رفتارشان خشن و همراه با توهين و بر زبان راندن کلمات رکيک بود. مثلا وقتي يكي از ماموران جواني را دستگير كرد، سرهنگي كه آنجا بود بلند گفت: "ببر به ماشين اطلاعات تحويل بده اين بي پدر مادر را".

                به خودتان رحم كنيد

                اما در همين حين بودند برخي ديگر از مامورين که آهسته، و به گونه اي كه مامورين ديگر متوجه نشوند به رهگذراني كه مي ايستادند مي گفتند: "برويد، زود تر برويد، به جواني خودتان رحم كنيد، اينها امروز دستور دارند هر كاري كنند تا جو متشنج نشود، شما را به خدا قسم برويد".

                در همين حال دوربين به دست هاي زيادي بدون هيچ نگراني و محدوديت مشغول فيلمبرداري از دانشجويان و همچنين از مردمي كه لحظه اي مي ايستادند بودند. از جمله دوربين صدا و سيما و شبكه سحر و البته دوربين هايي بي نام.

                آنها بر تمام در هاي دانشگاه قفل و زنجير ده بودند و اجازه ورود و حتي خروج هم نمي دادند. به بسياري از مراجعين مي گفتند دانشگاه تا شنبه تعطيل است! حتي به برخي كه براي پيگيري امور دانشجويي خود از شيراز وكردستان آمده بودند، نيز همين جواب را مي دادند: دانشگاه تا شنبه تعطيل است. البته بسياري از كلاسها نيز به دستور مديريت دانشگاه تعطيل شده و ليست دانشجويان را به انتظامات داده بودند تا آنان را به دانشگاه راه ندهند.

                در مقابل، براي آنکه مردم نبينند در داخل دانشگاه چه مي گذرد، 11 اتوبوس شركت واحد را پشت سر هم در مقابل در اصلي قرار داده بودند. صفي از مانع آهني در برابر نگاه کنجکاو و نگران مردم. مردمي که دانشجويان در پشت درهاي قفل زده اصلي دانشگاه، پلاکاردهاي خود را به سوي آنان بالا گرفته بودند تا ببينند و بدانند که فرزندشان چه مي گويند.

                مردم نمي ديدند، اما مي شنيدند که دانشجويان فرياد مي زنند: "مي كشم، مي كشم، آنكه برادرم كشت"، "دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد"، "پينوشه، پينوشه ايران شيلي نمي شه"، "رئيس انتصابي نمي خواهيم" و...
                در اينجا لباس شخصي ها و مامورين نيروي انتظامي كه روي لباس برخي از آنها نوشته بود "پليس كوهستان" کوشيدند مردم را متفرق کنند. از اين رو چند مورد درگيري رخ داد كه طي آن تعدادي كه اغلب جوان بودند دستگير شدند.

                يكي از ماموران زير لبي به عابري که به اصرار مي خواست بداند بر سر دستگير شدگان چه مي آيد، گفت: "آنها به پليس امنيت تهران تحويل مي شوند و پليس امنيت هم آنان را به عشرت آباد منتقل مي كند." بعد با لحن اندوهگيني افزود: " بقيه اش ديگر با آنان است، ما فقط وظيفه داريم كنترل كنيم".

                وي اغلب نيروهاي انتظامي حاضر را از نيروهاي "پليس امنيت" خواند و پچ پچ کرد: "از ما نيستند اينها."
                در خيابانهاي اطراف چند روحاني نيز با محافظ حضور داشتند. روحانيوني که با يک دست عمامه هايشان را گرفته بودند و با دست ديگر بي سيم .

                يك ساعت پس از آغاز مراسم حضور نيروهاي بسيج با لباس بسيجي و نيز بي سيم، حضور غالب بود.

                دانشگاه زنده است

                اما در داخل؛ دانشجويان قصد گراميداشت روز 16 آذر را داشتند.

                اين مراسم كه با اعلام قبلي و فراخوان دفتر تحكيم وحدت و تشكل هاي دموكراسي خواه دانشجويي و تحت عنوان "دانشگاه زنده است" آغاز شد در پي آن بود تا با گراميداشت روز دانشجو و روز آسماني شدن "سه آذر اهورايي" انتقادات خود به نوع مديريت دانشگاهها در دو سال گذشته را هم بيان كند.

                تجمع اين دانشجويان كه تعداد آنان بين 700 تا 2هزارنفر تخمين زده شد، طبق اعلام قبلي در حدود ساعت 12 و 20 دقيقه در مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران آغاز شد.

                دانشجويان با خود پلاكاردهاي متعددي حمل مي كردند كه بر روي آنها جملاتي ازقبيل "در راه آزادي جز زنجيرهامان چيزي براي از دست دادن نداريم"، "اسانلو، زرافشان آزاد بايد گردند"، "كردستان، گورستان فاشيسم"، "از آسمان دانشگاه گر تير فتنه بارد، جنبش ادامه دارد"، "گزينش دانشجو ملغي بايد گردد"، "بر سينه دانشجو، ستاره افتخار است"، "بر پا خيز از جا كن بناي كاخ دشمن"، "مرگ بر استبداد"، "دانشجو مي*ميرد ذلت نمي*پذيرد" و... ديده مي شد.

                در ابتداي اين تجمع دانشجويي، آرمين سلماسي از فعالان دانشگاه اميركبير ضمن سخناني گفت: "ما در سالروز 16 آذر به دعوت دفتر تحكيم وحدت گردهم آمده*ايم تا صداي ظلم*ستيزي ملت را به گوش جهانيان برسانيم".

                در ادامه علي نيكونسبتي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت طي سخناني اظهار داشت: "خوشحاليم از اينكه گروه*هاي مختلفي از دانشجويان گردهم آمده*اند تا فرياد اعتراض سر دهند.ما در اينجا اعلام مي کنيم که به علت محدوديت فعالان دانشجويي و تشكل*هاي دانشجويي در دانشگاه خواستار بركناري وزير علوم و پاسخ*گويي رييس دولت هستيم".

                نيکونسبتي ادامه داد: "ما بارها خواستار مجوز براي اين برنامه بوديم، و اعلام کرديم به هر نحو ممکن برنامه را برگزار خواهيم کرد و عليرغم تمام کارشکني ها اين برنامه را امروز برگزار کرديم".

                نيکونسبتي در ادامه با بيان اينکه استبداد سياسي بايد از بين برود گفت: "وزير علوم از وابستگان باهنر، نماينده مجلس، است و به خاطر اين وابستگي به اين سمت منصوب شده و همين مسئله باعث مي شود کسي به او اعتراضي نکند".

                علي نيکونسبتي، سپس گفت: "از آقاي خامنه اي مي پرسم بر اساس کدام قانون يک دانشجو در زندان مي ميرد؟"

                در ادامه برنامه سهراب کريمي، بيانيه فعالين کرد را قرائت کرد. و پس از آن يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه تهران به قرائت بيانيه جمعي از فعالين دانشجويي چپ پرداخت.

                در ادامه اين مراسم وحيد عابديني، از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران، به سخنراني پرداخت. عابديني در سخنان خود گفت: "خواسته ما اين است که رئيس دانشکده و دانشگاهمان انتخابي باشد، خواسته ما اين است که کميته انضباطي با فعالين دانشجويي برخورد نکند، خواسته ما اين است که نشريات دانشجويي آزاد باشند، ما خواستار حق تدريس و تحصيل آزادانه ايم".

                "عابديني در پايان خواستار حاکم شدن دموکراسي و آزادي در دانشگاه شد".

                در ادامه علي عزيزي، نايب دبير انجمن اسلامي پلي تکنيک، ضمن سخناني گفت: "دانشجويان سه ستاره، دوستان ما بودند که به خاطر دفاع از حقوق ما اکنون در ميان ما نيستند و اين بزرگترين ننگ براي دولت احمدي نژاد است".

                عزيزي در ادامه با اشاره به اينکه تخريب ساختمان هاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان تخريب پايگاه هاي انتقاد به دولت و حاکميت است، افزود: "انجمن هاي اسلامي فراگيرترين تشکل هاي دانشجويي در سراسر کشور هستند و ننگ برخورد با اين تشکل ها بر دامن وزير علوم هست و به راحتي پاک نمي شود".

                عزيزي در ادامه انتصاب روساي دانشگاه ها را "تحميل و توهين" به دانشگاه دانست و گفت: "هر گونه تحميل بر فضاي آزاد دانشگاه محکوم به شکست است".

                عزيزي در ادامه با بيان اينکه احمدي نژاد از دانشجويان بسيجي خواسته تا فرياد بزنند تا او بتواند راحت تر دانشگاه ها را قلع و قمع کند، گفت: "اين بار ما بر آن ها فرياد مي زنيم".

                سخنران بعدي اين تجمع مهندس سياسي راد، از پيشکسوتان انجمن اسلامي پلي تکنيک، بود. سياسي راد در سخنان خود گفت: "ما امروز اينجا جمع شده ايم تا از حقوق همه قشرها بر مبناي اعلاميه جهاني حقوق بشر و حقوق شهروندي دفاع کنيم. ما خواستار استقلال دانشگاه ها، آزادي زندانيان سياسي، تضمين حقوق سياسي و حقوق شهروندي همه آحاد ملت ايران هستيم".


                در ادامه برنامه بيانيه کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت توسط نيلوفر گلکار، عضو اين کميسيون قرائت شد. در اين بياينه آمده است: "کميسيون زنان تحکيم، افزايش فشار ها و برخورد با دختران دانشجو، محروميت از تحصيل و احضارهاي پياپي آنها به کميته هاي انضباطي را محکوم مي کند و يادآوري مي نمايد که دختران علاوه بر استبداد، قرباني مردسالاري نيز هستند و مشکلات خاص خود را دارند که تنها ناشي از جنسيت آنهاست. افزايش برخورد در زمينه پوشش دختران، فشار بر دختران در رابطه با ساعات ورود و خروج به خوابگاه ها، توزيع نابرابر امکانات ورزشي، تفريحي و آموزشي به دليل تفکيک جنسيتي محيط هاي دانشجويي، اعمال سهميه بندي جنسيتي در پذيرش دانشگاه ها که به صورت مخفيانه اعمال مي گردد، سياست هاي پنهان در زمينه ي عدم پذيرش زنان به عنوان اعضاي هيئت علمي و پست هاي مديريتي در دانشگاه از جمله مسائلي است که پي گيري جداگانه مسائل زنان را ضروري مي سازد".

                تقي رحماني، عضو شوراي فعالان ملي ـ مذهبي نيز در ادامه اين تجمع طي سخناني با بلند گوي دستي گفت: "دانشگاه خاستگاه بحث*هاي آزادي*خواهانه و عدالت*طلبانه است. سه دانشجوي شهيد 16 آذر هم براي اين هدف*ها كشته شدند".

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #83
                  حركت يكباره نه

                  رحماني افزود: "حركت بايد استمرار داشته باشد نه اينكه يك بار حركت كنيم و بعد خاموش بمانيم. گوش كنيد اين تجربه كسي است كه 33 سال فعاليت سياسي كرده، و 14 سال آن را در زندان به سر برده است. ما نياز به گفت*وگو و تحمل مخالف داريم. درست است كه ما آسمان پرستاره*اي داريم اما زمين ما تاريك است. مي*شود يك شعار داد و كار را تمام كرد اما بايد ديد كه نتيجه*اش چه مي*شود".

                  وي در ادامه با اشاره به شقه شقه شدن جنبش دانشجويي گفت: "دانشجو بايد خاستگاه تعاملات باشد. يك طرفه كردن شعارها به جايي نمي*رسد. اگر دانشگاه نتواند فضاي گفت*وگو را فراهم كند، ناچارا بايد شاهداين گونه مراسم ها و در اين شرايط باشيم".

                  بهروز كريمي*زاده، از ديگر فعالان دانشجوي دانشگاه تهران نيز طي سخناني گفت: "دانشجو، بلند*گوي اعتراض آزادي*خواهان است. خواسته ما آزادي تشكل*ها و بركناري برخي مسوولان و روساي انتصابي دانشگاه*ها، لغو تمام احكام مربوط به فعالان سياسي دانشجو، آزادي فعاليت*هاي اجتماعي در عرصه عمومي و مهمتر از اينها مخالفت با هر گونه دخالت خارجي از هر طريق است".

                  مهدي اميني*زاده دانشجوي ستاره دارنيز در اين تريبون آزاد دانشجويي گفت: "منع تحصيل دانشجويان تحت عنوان ستاره دار ظلم بسيار بزرگي است كه نبايد در مقابل آن ساكت ماند".

                  وحيد عابديني، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران نيز در ادامه و در واکنش به طرح شعار "آزادي، مساوات، تحريم انتخابات" گفت: "قرار بود اينجا تجمع همه نيرو*هايي باشد كه به دموكراسي و استقلال دانشجويان معتقدند. قرار نبود در مورد تحريم انتخابات صحبت شود".

                  علي عزيزي از دانشجويان ممنوع*الورود شده به دانشگاه اميركبير نيز در اين تريبون آزاد گفت: "محروميت دانشجو از تحصيل، حذف منتقدان از دانشگاه است. اين حركت*‏ها در جهت خفه كردن صداي دانشجو است. با اين كارها مي*‏خواهند پايگاه دانشجويان منتقد را در دانشگاه*‏ها تسخير كنند".

                  علي سياسي راد نيز طي بياناتي وضعيت حاكم بردانشگاه و نوع مديريت در دو سال گذشته را واجد انتقادات شديد دانست.

                  شعار اتحاد بدهيم

                  سعيد حبيبي، دبير سابق دفتر تحكيم وحدت در ادامه اين تريبون آزاد دانشجويي گفت: " 16 آذر روز دانشجو و روز ماست. ما حق داريم در روز خود، اعتراض كنيم. چراكه اعتراض حق ما و شرط وجود ماست".

                  وي افزود: "سخنم با شما دانشجويان است و نه مسوولان. اگر مي*خواهيم مشكلاتمان حل شود، بايد بپذيريم كه همه جنبش*هاي اجتماعي وارد اين مبارزه شوند. جنبش دانشجويي که گروه پيشرو است مي*تواند جنبش زنان و كارگران را با هم پيوند دهد".

                  حبيبي سپس در واكنش به درگيري چند دانشجو در تجمع گفت: "به اختلافات دامن نزنيد، امروز روزدعواي ما نيست، شعاراتحاد بدهيد".

                  حبيبي سپس با بيان اينکه مخاطب وي "وزير علوم و رئيس جمهور نيست"، گفت: "وزير علوم کوچکترين لياقت و کياستي براي اداره اين وزارتخانه ندارد، احمدي نژاد هم به نظر من هيچ گونه مشروعيتي ندارم. روي صحبت من با شما دانشجويان است".

                  او سپس با اشاره به نقش ويژه جنبش دانشجويي افزود: "دانشگاه فقط مسائل صنفي خودش را دنبال نمي کند. اولين قدم ما مسائل صنفي است و دومين قدم مسائل سياسي، و سومين قدم ما زمينه سازي براي تغييرات بنيادين اجتماعي است".

                  حبيبي در پايان گفت: "امروز زمان صحبت کردن آرام نيست بلکه امروز روز فرياد زدن در اقصي نقاط کشور است".

                  در بخش ديگري از اين مراسم همچنين نامه ناصر زرافشان خطاب به دانشجويان معترض خوانده شد. در بخشي از اين نامه كه توسط مرتضي اصلاح*‏چي، دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه قرائت شد آمده بود: " 16 آذر را در شرايطي گرامي مي*‏داريم كه برخوردهاي بسته تمام قد خود را در برابر جامعه و نيازهاي رو به رشد و پيشرفت آن قرار داده؛اما دقيقا در همين شرايط زنده نگه داشتن ياد و خاطره آرمان*‏خواهي و مبارزات دانشجويي ضروري*‏تر و موكدتر از هميشه است".

                  در ادامه پيام دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران توسط يكي از دانشجويان قرائت شد. در بخشي از اين پيام آمده بود: "ما مهمترين وظيفه دانشجويان و دانشگاهيان را دفاع از «آكادمي آزاد» به عنوان يك مفهوم مدرن مي*‏دانيم و معتقديم تمامي طيف*‏هاي مختلف سياسي فعال در دانشگاه*‏ها بايد بر سر اين هدف به اشتراك در نظر و ائتلاف در عمل برسند".

                  مراسم در اينجا و با توجه به اعلام خاتمه آن توسط دفتر تحكيم وحدت، به پايان رسيد، اما نگهبانان قفل و زنجير به دانشجويان اجازه خروج ندادند. اين مسئله موجب راهپيمايي دانشجويان در داخل دانشگاه و تجمع آنان در مقابل در اصلي و در 16 آذر شد.

                  ماموران علت جلوگيري از خروج دانشجويان را شلوغ شدن خيابان اعلام مي كردند. آنها خطاب به دانشجويان مي گفتند: "اگر اجازه دهيم بيرون برويد با اين جمعيت انقلاب مي شود".

                  در همين حال به عده اي از دانشجويان فعال اطلاع دادند كه قصد دستگيري آنان وجود دارد؛ خبري که تا زمان تنظيم اين خبر گزارش، کسي اطلاعات بيشتري از آن نداده است.

                  گفتني است که مراسم امروز در حالي برگزار شد كه بسيج دانشجويي نيز خبر از تجمع ديگري با همين عنوان و در همين ساعت در همان محل و مقابل دانشكده فني با سخنراني رحيم پور ازغدي، از گردانندگان روزنامه کيهان داده بود كه به علت عدم استقبال خود به خود برگزار نشد.

                  در آغاز اين تجمع، دانشجويان به سه دسته كرد ها، چپ ها و طرفداران دفتر تحكيم وحدت تقسيم شده بودند و هر يك نيز شعارهاي خود رامي دادند. عده اي از تحريم و عده اي از شركت در انتخابات مي گفتند. عده أي هم شعار هاي چپ مي دادند. اما اين انشقاق در ادامه مراسم با سخنراني سعيد حبيبي، نيكو نسبتي، تقي رحماني و.. .. از بين رفت و شعارها هماهنگ شد.

                  به گفته برخي از دانشجويان از چند روز پيش تلفن هايي به برخي از فعالان دانشجويي شده و آنان از حضور در تجمع منع شده بودند. به نظر نمي رسيد کسان زيادي به اين تلفن ها ترتيب اثر داده باشند.

                  تجمع دانشجويان تا ساعت 5 طول كشيد. پس از آن كم كم دانشجويان اجازه يافتنداز دانشگاه بيرون بيايند. اما حضور نيروهاي امنيتي همچنان تا دير وقت شب پر رنگ بود.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #84
                    جنبش دانشجويي در ايران به دلايلي خاص نقش مهمي در صحنه سياست ايفا مي كند. مهمترين دليل، به ويژه در دوران رژيم گذشته، اين بود كه نهادهاي مدني اصلي از جمله مطبوعات، احزاب و تشكلهاي صنفي و غير دولتي هيچگاه در اين كشورحضوري مستمر، جدي و فعال نداشته اند. اين عدم حضور همواره سبب شده كه دانشجو و دانشگاه در محور فعاليت سياسي قرار بگيرند. از يك ديدگاه، جنبش دانشجويي محصول جامعه بسته يا جامعه در حال گذار است. اساساً چون آموزش عالي محصول دوران مدرن است، اين جنبش، بزرگترين پارادوكس حكومت هاي استبدادي محسوب مي شود. اين نوع حكومت ها به رغم علاقه وافر به جهالت توده ها، مجبور به تاسيس و گسترش دانشگاه ها هستند. به عنوان نمونه اصلي ترين هدف رضا خان از تاسيس دانشگاه تهران در سال 1313 مقابله با نهادهاي سنتي و مذهبي بود، ولي از دل دانشگاه جدي ترين مبارزات بر عليه استبداد رضا خان شكل گرفت و جنبش دانشجويي، ماري در آستين پهلوي ها شد.

                    در دهه 1340 نيز دانشگاه مبدا شكل گيري نيروهاي مبارز بر عليه حكومت استبدادي محمد رضا پهلوي بود. نهضت آزادي ايران كه دو تن از پايه گذارانش [مهندس بازرگان و دكتر سحابي] از اساتيد دانشگاه تهران بودند، اغب هواداران خود را در بين دانشجويان پيدا كرد. رهبران اوليه سازمان هاي داراي خط مشي مسلحانه هم از دل دانشگاه برخاستند و تقريباً همه اعضا و هواداران آنها را دانشجوها تشكيل مي دادند.

                    در اين ميان دكتر علي شريعتي كه خود از چهره هاي برجسته دانشگاهي بود، در برانگيختن دانشجويان عليه سلطنت پهلوي در دهه 1350 نقش فرهنگي مهمي ايفا كرد. شاگردان و تربيت يافتگان دكتر شريعتي كه عموماً دانشجو بودند در مبارزه عليه رژيم پهلوي و ساقط كردن سلطنت محمد رضا شاه نقش بسيار اساسي بازي كردند. خلاصه كلام آنكه با نگاهي هر چند سطحي و گذرا به تحولات نيم قرن اخير ايران روشن مي شود كه دانشگاه خاستگاه اصلي حركتهاي انقلابي يا اصلاح طلبانه عليه استبداد بوده و دانشجويان بار اصلي مبارزه را بر دوش داشته اند.

                    پيروزي انقلاب؛ آغاز انشقاق

                    با پيروزي انقلاب در بهمن 57 گروهها و دسته هاي سياسي كه پيش از آن در برابر رژيم پهلوي متحد و يكپارچه عمل مي كردند، شقه شقه شدند و به تبع آن جنبش دانشجويي نيز دچار شكاف گرديد. جمعي از دانشجويان به دفاع از نظام مستقر پرداختند و جمع ديگري به هواداري از گروههاي مخالف نظام برخاستند. در نتيجه دانشگاه به صحنه درگيري و نزاع نيروهاي متخاصم تبديل شد و تعطيلي دانشگاه را تحت عنوان انقلاب فرهنگي به دنبال آورد.

                    در سال 1362 كه دانشگاه ها مجدداً بازگشايي شدند اثري از جنبش دانشجويي ديده نمي شد. در اين دوره تنها نهاد هاي فعال دانشجويي در دانشگاهها، انجمن هاي اسلامي بودند. مهمترين فعاليت انجمن ها كه در اين زمان تحت سيطره و نفوذ متحجرين قرار داشتند، گزارش تحركات مشكوك دانشجويان به مسئولان بود. در آن دوران حتي نام بردن از دكتر شريعتي در كلاس درس جسارت تلقي مي شد و كسي كه چنين جسارتي مي ورزيد با مشكل مواجه مي شد.

                    اين وضع اسف بار نمي توانست ادامه پيدا كند. بروز شكاف در هيئت حاكمه در دوره دوم نخست وزيري مير حسين موسوي نخستين تاثير خود را بر دانشگاه گذاشت. انجمن هاي اسلامي كه تا آن هنگام يكپارچه بودند به تبع شكاف پديد آمده در حاكميت، به سرعت به چپ و راست تقسيم و در درون خود درگير رقابت شدند. حاصل اين رقابت ايجاد فضايي براي انتقاد از مقامات رسمي كشور و سياستهاي جاري بود. همين فضا در رشد سياسي اعضاي انجمن ها نقشي بسزا داشت و نهايتاً به انزواي نيروهاي انحصار طلب انجاميد.

                    سه حادثه پايان جنگ هشت ساله، رحلت آيت الله خميني و ظهور هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس جمهور تاثيري شگرف بر جامعه داشت. رفسنجاني در مقام رياست جمهوري صريحاً اقشار مختلف مردم را به كار اقتصادي، تلاش براي برخورداري از زندگي مرفه و به نوعي پرهيز از سياست تشويق مي كرد. اما برنامه وي با مخالفت جنبش دانشجويي روبه رو شد؛ زيرا او براي يكپارچه كردن قدرت در صدد حذف چپگرايان بود و در اين دوران انجمنهاي اسلامي عموماً متاثر از انديشه هاي چپ سنتي بودند. از آنجايي كه وي و متحدان محافظه كارش هيچ گونه پايگاهي در دانشگاه و در بين دانشجويان نداشتند براي پر كردن اين خلا اقدام به ايجاد تشكلهاي موازي تحت عناوين "جامعه اسلامي دانشجويان" و "انجمن اسلامي دانشجويي" كردند. به هر حال در دوره هاشمي جنبش دانشجويي ايران دچار تحولات عميقي شد. جواناني كه فوج فوج وارد دانشگاه مي شدند به دلايل مختلف و از جمله به علت فشارهاي فكري و فرهنگي و عدم اطمينان از آينده شغلي خود به تدريج به سياست گرايش پيدا کردند. با خروج نسل گذشته و ورود نسل جديد انجمن ها دموكراتيزه شدند و آزادي را به عنوان يكي از آرمانهاي اصلي انقلاب احيا كردند. اين زمينه ها باعث شد كه روشنفكران مدافع دموكراسي و روحانيون منتقد قرائت رسمي و سنتي از دين، در دانشگاه با استقبال گرم و پرشور دانشجويان رو برو شوند. كم كم فضا براي آغاز اصلاحات در حوزه سياسي آماده مي شد غافل كه ...

                    اصلاح طلبي؛ شعار جديد

                    پس از اينكه دفتر تحكيم وحدت حمايت رسمي خويش را از كانديداتوري سيد محمد خاتمي اعلام کرد به تدريج دانشجويان به شعارهاي انتخاباتي خاتمي دل بستند و ثمره اين بسيج آرام ولي پرشور دانشگاه و جامعه، حادثه بزرگ دوم خرداد 76 بود. از تحولات چند ساله اخير همگي به خوبي آگاهيم. دانشجوياني كه در شكل گيري جنبش اصلاحي و روي كار آمدن خاتمي نقش اساسي را ايفا كرده بودند در حمايت از اين جريان و مشروعيت بخشيدن به آن نيز نقش حياتي بازي كردند و در اين راه ضربات سنگيني را بر پيكره خود پذيرا شدند. اعمال خشونت هاي غير قانوني، برخوردهاي نامناسب كه اوج آن در فاجعه كوي دانشگاه تهران، دانشگاه تبريز، نشست دفتر تحكيم وحدت در خرم آباد و اراك به وضوح مشاهده شد، بازداشت هاي گسترده دانشجويان در سراسر كشور و . . . ضربات جبران ناپذيري را بر جنبش دانشجويي وارد ساخت. در قبال پرداخت هزينه هاي گزاف توسط دانشجويان، اصلاح طلبان سعي كردند با دادن وعده هايي آنان را آرام کنند و نسبت به آينده اميدوار سازند. اين در حالي بود كه دانشجويان که خسته از تكرار وعده ها، خواستار اصلاحات عيني و اساسي بودند كم كم اعتماد خود را نسبت به دستگاه اجرايي كشور از دست دهند.

                    فرجام اصلاحات؛ آينده مبهم

                    نا اميدي ها روز به روز بيشتر مي شود. غير از مشكلاتي كه در بيرون دانشگاه براي دانشجويان به وجود مي آيد در داخل دانشگاه نيز صدور احكام توسط كميته انضباطي، نگرش اطلاعاتي و امنيتي به دانشجو و ايجاد دفتر تحكيم وحدت موازي در راستاي منفعل كردن انجمن ها، دانشجويان را بيش از پيش نسبت به آينده مايوس کرده است. عده اي از دانشجويان فعال دانشگاهها در اعتراض به خفتگي و سكون دانشگاه از انجام هر گونه فعاليتي خودداري مي کنند. اما آناني كه سعه صدر بيشتري دارند باز هم در سنگر دموكراسي خواهي و آزادي طلبي باقي مانده اند. اينك اين نسل نيز با مطالعه آموزه هاي تاريخي دريافته است كه غلبه استبداد پس از يك دوره كوتاه حاكميت دموكراسي بارها و بارها در حوادث صد ساله اخير اين كشور اتفاق افتاده است.

                    امروز ديگر دانشجويي كه به ناچار قلم و نشريه دانشجويي خود را بر زمين مي گذارد و به نشانه اعتراض صحنه را ترك مي كند، فردا و فرداها قويتر و راسخ تر برمي خيزد. اما اين بار . . .

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #85
                      مراسم بزرگداشت روز دانشجو در شرايطي روز شنبه 18 آذر در رشت برگزار شد که دانشجويان برگزار کننده مراسم به دليل فشارهاي پيدا و پنهان از داخل و خارج دانشگاه موفق به برگزاري اين يادمان در درون دانشگاه نشدند و اين مراسم با حضور عبدالله مومني سخنگوي سازمان ادوار تحکيم وحدت و محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم در مکاني خارج از دانشگاه برگزار شد.

                      عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران [ ادوار دفتر تحکيم وحدت] دراين مراسم که به همت دانشجويان فعال سياسي دانشگاه هاي گيلان در محل ستاد يكي از كانديداهاي ائتلاف اصلاح طلبان برگزار شد، ضمن سخناني با تاکيد بر اينکه

                      مراسم 16 آذر 1332 يکي از خود جوش ترين و اصيل ترين اقدامات جنبش دانشجويي معاصر در رژيم شاه بود، گفت: "شهداي اين واقعه نماد آزادي خواهي، وطن پرستي و استبداد ستيزي در بين قشرهاي دانشجويي محسوب مي شوند. اين حادثه نقطه عطفي در تاريخ جنبش دانشحويي بود و هرساله هم سعي مي شود به عنوان نماد هويت جنبش دانشجويي اين روز زنده نگاه داشته شود؛ در کنار آن هم مطالبات و خواسته ها و اهداف و آرمانهاي جنبش دانشجويي مطرح مي شود."

                      وي افزود: "يکي از خصيصه هاي عمده جنبش دانشجويي آرمان گرائي است که با تغيير پارادايم در مواقع و شرايط گوناگون سعي شده انگاره ها و پارادايم غالب بر فعاليت هاي جنبش دانشجويي، مبتني بر مقتضيات زماني و مکاني طراحي شود؛ اما روحيه آرمان خواهي جزء ذات لاينفک فعاليت هاي دانشجويي است."

                      مومني ادامه داد: "آنچه که منجر به حادثه 16 آذر 32 شد گسترش دامنه سرکوب و خشونت ساواک بود که از هيچ اقدامي در راستاي حاکم کردن استبداد و سلب آزادي دريغ نمي کرد.آن برخوردهامنجر به وضعيتي شد که جنبش دانشجويي به سمتي طراحي ساختار خود بر مبناي براندازي رژيم سابق پيش رود؛ و طبيعي بود که نتيجه اين مقابله، هزينه هاي هنگفتي باشد که بر جنبش دانشجويي تحميل شد."

                      مطالبات دانشجويي

                      دبير سابق تشکيلات دفتر تحکيم وحدت با اشاره به اينکه در مورد شرايط و زمينه ها و بسترهاي شکل گيري جنبش دانشجويي ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد خاطر نشان کرد: "بسياري از صاحب نظران معتقدند جنبش دانشجويي محصول جوامع توده اي و بسته است که نهاد هاي مدني و احزاب در آن وجود ندارند و جنبش دانشجويي مي تواند با فعاليت هاي خود در شکستن انجماد و انسداد سياسي حاکم منشا اثر باشد. به همين دليل جنبش دانشجويي چه قبل از انقلاب و چه پس از آن، توانسته منشا اثر باشد و در تحولات سياسي و اجتماعي دوران معاصر نقش اساسي بازي کند. طبيعي است زماني که ساختاري در مقابل خواسته هاي نهاد هاي مدني واکنش نشان دهد، مقاومت کند و کوچکترين انعطافي به خرج ندهد، خواسته ها و مطالبات آن نهاد مدني با سيستم، حالت تضادي پيدا و ضد آن عمل کند."

                      وي سپس با اشاره به ريشه هاي تاريخي شکل گيري جنبش دانشجويي افزود: "در تاريخ معاصر ايران جنبش دانشجويي در مقطعي زائيده جنبش ملي شدن صنعت نفت و در مقطعي ديگر زائيده حرکتهاي چريکي بود. اما واقعيت اين است که جنبش دانشجويي بخشي از جنبش دموکراتيک مردم ايران و جنبشي است ترقي خواه و دموکراتيک و منتقد به وضع موجود. دارا بودن اين ويژگي ها ناشي از مولفه هايي است که دانشجويان به دليل دانشجو بودن به همراه دارند. يکي اينکه جوان هستند و محافظه کاري اقتصادي ندارند. ديگر اينکه دانشجويان به دليل ارتباطي که با محيط علم و دانش برقرار مي کنند، جنبش آنها به سمتي هدايت مي شود که ساختار کسب قدرت نداشته باشد. اگر در طول سال هاي گذشته شاهد اين بوديم که دفتر تحکيم وحدت و انجمن هاي اسلامي وارد درگيري هاي سياسي و انتخاباتي مي شدند ناشي از اين بود که از ويژگي ها و خصايل دانشجويي دور بودند. خط قرمز جنبش دانشجويي منافع ملي است و به عنوان يک ناظر و ديده بان مدني پيگير تحولات دموکراتيک در جامعه است و از اين جهت معتقديم که جنبش دانشجويي بايد در درون نهاد هاي مدني باشد نه در درون فعاليت هاي سياسي که جزء کارويژه هاي احزاب است."

                      دفاع از استقلال دانشگاه

                      مومني خاطر نشان کرد: "طبيعي است که ورود به مباحث سياسي و سهم خواهي از قدرت نه با مولفه هاي جنبش دانشجويي همخواني دارد و نه با مولفه هائي نظير آرمان خواهي. به همين دليل است که جنبش دانشجويي را صداي اعتراض و وجدان بيدار جامعه مي دانند. دفاع متعهدانه جنبش دانشجويي از آزادي، و بخصوص دفاع از حقوق بشر براي همه شهروندان، دفاع از آزادي عقيده و انديشه و بيان، دفاع از آزادي اجتماعات و حرکتهاي معطوف به مشارکت در حيات سياسي جامعه و تلاش در راستاي دموکراتيزه کردن ساختار قدرت و ايجاد فضاي باز سياسي، بر مبناي ايفاي اين نوع کارکردها است که جنبش دانشجويي را به نبض حيات سياسي جامعه بدل مي کند. در طول چند سال گذشته عمده تحرکات دانشجويان در دانشگاه در راستاي دفاع از آزادي هاي آکادميک، استقلال دانشگاه و دفاع از شکل گيري و ضرورت به وجود آمدن تشکلهاي مستقل دانشجويي در دانشگاه ها و استقلال آنها از قدرت و دفاع از اداره دموکراتيک دانشگاه ها بوده است."

                      سخنگوي سازمان ادوار تحکيم وحدت در بخش ديگري از سخنان خود در مورد فشارهاي وارده بر دانشجويان گفت: "متاسفانه مجموعه اين تحرکات و ايفاي نقش ها منجر به ايجاد فشارها و تضييقاتي بر جامعه دانشجويي شده است. امسال با روي کار آمدن دولت جديد، سيستم گزينش باز توليد شده و شاهد بوديم که دانشجويان منتقد از ادامه تحصيل بازماندند و متاسفيم که پيش شرطي ايدئولوژيک براي برخوردار شدن از حقوق شهروندي تعيين شده است. اساتيد با تجربه و فعال دانشگاه ها کنار گذاشته شدند، فعاليت هاي تشکل ها محدود شده و شاهد وضعيت خاصي در دانشگاه هستيم که نشانگر فضاي امنيتي دردانشگاه ها است."

                      اعمال فشار يک ساله

                      سخنران بعدي مراسم محمد هاشمي، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت بود که با اظهار تاسف از اينکه چنين مراسمي در خارج از دانشگاه برپا مي شود، سخنان خود را با گراميداشت ياد و خاطره شهداي 16 آذر آغاز کرد: "16 آذر و شهادت سه آذر اهورائي نماد ايستادگي و مقاومت جنبش دانشجويي در مقابل استبداد و استعمار بود . به همين دليل اگربرگزاري مراسم 16 آذر در سالهاي گذشته را بررسي کنيم در مي يابيم هر زمان استعمار خارجي و استبداد داخلي قويتر بوده 16 آذر با شکوه تر و با صلابت بيشتري برگزار شده است."

                      دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت افزود: "يک سال از دولت احمدي نژاد مي گذرد و دانشگاه ها در طول اين يک سال دوران سختي را سپري کرده اند. بيش از 300 دانشجو به کميته هاي انضباطي احضار و تشکلهاي دانشجويي بسياري از فعاليت معلق شده اند. نشريات دانشجويي توقيف شده و فعالين دانشجويي با مشکل ادامه تحصيل برخورد کرده اند، اما امسال بيش از 2000 دانشجو در دانشگاه تهران گرد هم آمدند و همه با هم فرياد زدند تا ثابت کنند 16 آذر روزي است که دانشجو بايد بايستد و فرياد بزند."

                      هاشمي با نگاهي جامعه شناختي به جنبش دانشجويي ادامه داد: "جنبش دانشجويي عملاٌ در کشورهاي توسعه يافته وجود ندارد يا در صورت وجود، به فعاليت هاي صنفي مي پردازد. نظير آنچه سال گذشته در فرانسه شاهد آن بوديم. اما در کشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه جنبش دانشجويي در غياب نهاد هاي مدني، احزاب، جمعيت ها و سازمان هاي غير دولتي شکل مي گيرد. از اين نظر است که در شرايطي که فشار هاي داخلي هر چه بيشتر شود، کارکردهاي جنبش دانشجويي نيز بيشتر مي شود و دانشجويان مقتدر تر و گسترده تر دست به عمل مي زنند."

                      اين فعال دانشجويي همچنين به دفاع از عملکرد تشکل متبوع خود پرداخت و خاطر نشان کرد: "مجموعه دفتر تحکيم وحدت امروز پس از 25 سال از گذشت حيات سياسي خود به بلوغ سياسي رسيده و وظايف خود را به خوبي درک کرده است. در طول يک سال گذشته عليرغم همه فشارهايي که به مجموعه وارد شد و هزينه هاي بسيار، مجموعه دفتر تحکيم رفتاري بسيار عقلاني و خردورزانه از خود ارائه داد و بر اصول خود ايستاد. ما امروز به اين عملکرد افتخار و بر اصول خود پافشاري مي کنيم. ما امروز اعلام مي کنيم در شرايطي که برخي از سياسيون روزه سياسي گرفته اند و عملاٌ منفعل عمل مي کنند اين دانشجويان هستند که همچنان در صحنه حضور دارند و هزينه ايستادگي خود را نيز مي پردازند."

                      انتخابات خبرگان

                      در ادامه جلسه سخنرانان به پرسشهاي شفاهي و كتبي حضار پاسخ گفتند. عبدالله مومني در پاسخ به پرسشي در خصوص موضع سازمان ادوار در خصوص انتخابات خبرگان اين طور گفت: "با توجه به ساختار حكومتي نظام جمهوري اسلامي ايران، مجلس خبرگان رهبري از مهم ترين و موثر ترين نهادهاي حاضر در ساخت قدرت است. زيرا طبق قانون اساسي اين نهاد بايد ناظر بر عملكرد رهبري باشد، به عزل و نصب رهبر بپردازد و رهبر نيز مي بايست خود را نسبت به اين مجلس پاسخگو بداند اما در حال حاضر موضوع كاملا بر عكس شده است. در حال حاضر اين اعضاي مجلس خبرگان هستند كه خود را در برابر رهبري پاسخگو مي دانند؛ به همين دليل اين مجلس كاركرد اصلي و اساسي خود را از دست داده است."

                      مومني افزود: "وقتي در انتخابات مجلس خبرگان رهبري كسي را كه سالها معاون قوه قضائيه بوده و زماني عضويت شوراي نگهبان را داشته، رد صلاحيت مي كنند، حضور در چنين انتخاباتي محلي از اعراب ندارد."

                      نکته جانبي: در آخرين لحظات تهيه اين گزارش و درست چند ساعت پس از سخنراني عبدالله مومني و محمد هاشمي در يادمان بزرگداشت روز دانشجو، فرمانداري رشت در اقدامي تعجب برانگيز و در شرايطي كه كمتر از 4 روز تا انتخابات شوراها باقي مانده است، با احضار دو تن از كانديداهاي معروف اصلاح طلبان در رشت، عدم صلاحيت آنان را براي حضور در انتخابات شوراها به آنان ابلاغ كرد. اين در حالي است كه صلاحيت اين دو در هيات نظارت استان تاييد شده بود. شنيده ها حاكي از اين است كه سخنراني عبدالله مومني و محمد هاشمي در رد صلاحيت يكي از اين افراد نقشي اساسي داشته است.

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #86
                        دانشجويان معترض با"هو" کردن به استقبال سخنراني رييس جمهور آمدند. اين مساله در دانشگاه امير کبير يا همان پلي تکنيک تهران رخ داد. همان جايي که مهندس بازرگان، دکتر سحابي و آيت الله طالقاني اولين انجمن هاي اسلامي را پايه گذاري کردند تا 40 سال بعد در زمان رياست دکتر رهايي بر اين دانشگاه، دفتر آن، با بولدوزر، آن هم شبانه، تخريب شود.

                        برنامه سخنراني رئيس جمهور از حدود 10 روز قبل برنامه ريزي شده بود. ابتدا همه را گمان بر اين بود که احمدي نژاد در دانشگاه علم و صنعت، جايي که خودش عضو هيات علمي آنجاست سخن خواهد گفت؛ آن هم به مناسبت 16آذر، روز دانشجو.

                        بعد از اين بود که خبر رسيد رئيس جمهور به تبعيت از خاتمي در دانشگاه تهران سخنراني خواهد کرد و احتمالا در تالار دانشکده فني. اما او در نهايت دانشگاه امير کبير را انتخاب کرد که در سال جاري ناآرام ترين دانشگاه کشور بوده است، و آن هم به درخواست سازمان بسيج دانشجويي و بر اساس طومار اعضاي اين سازمان که 16 هزار امضاء زير آن بود.

                        به اين ترتيب بود که احمدي نژاد براي دومين بار در سال جاري پا بر زمين پلي تکنيک گذاشت. او در حالي به امير کبير وارد شد که تعداد زيادي مامور با لباس شخصي او را احاطه کرده بودند. اعضاي سازمان بسيج نيز بر گرد محافظان حلقه زده بودند.

                        و همه در حالي که روز پيش از آن برنامه دانشجويان اين دانشگاه به مناسبت روز 16 آذر با فشار غير قابل تصور مسوولين و نيروهاي امنيتي مواجه شده بود. برنامه اي که قرار بود به انتقاد از دولت نهم در نحوه برخورد با دانشجويان کشور و جنبش دانشجويي اختصاص داشته باشد.

                        اما روز قبل، روز قبل بود. ديروز دانشگاه توسط نيروهاي امنيتي پاکسازي شده بود. تمام شکاف ها، سوراخ ها، درز هاي ديوارها، زير زمين ها، محوطه و... مورد بازبيني قرار گرفته بود تا مبادا زهر چشمي متوجه رئيس جمهور شود. بي جهت نبود که تني چند از نيروهاي امنيتي تمام شب پيش از آن را در دانشگاه به صبح رساندند.

                        شبي که دوربين صدا و سيما هم توانست به اندرون دانشگاه راه يابد و حتي دانشجويان مقيم خوابگاه را نيز به تصوير بکشد.

                        مجري خبر ساعت 20 و سي دقيقه شب به تعداد زيادي از خوابگاهها سر زد. با دانشجويان گپ و گفتي انجام شد. دانشجوياني که وضعيت دانشگاه، امکانات، مديريت و... را کاملا مثبت ارزيابي کردند و همه نيز در نصايحي حکيمانه از مردم خواستند در انتخابات شورا ها و مجلس خبرگان شرکت کنند تا "مانع سروري ايادي استکبار" شوند. در پايان گزارش نيز نيز يکي از دانشجويان با موبايل عکس يادگاري با مجري صدا و سيما انداخت.

                        و البته که موبايل فقط براي عکس گرفتن نبود. از روز شنبه با برخي از فعالان دانشجويي تماس تلفني گرفته شد و آنان از حضور در مراسم روز يکشنبه و دوشنبه منع شدند. در پاره اي موارد هم خانواده ها را تهديد کردند که فرزندشان را در يکشنبه و دوشنبه در خانه نگاهدارند تا برايشان درد سر درست نشود.

                        ديروز صبح وقتي رئيس جمهور وارد امير کبير مي شد در اطراف دانشگاه پر بود از مامور، چه با لباس رسمي و چه با لباس شخصي. دانشگاه امير کبير در اشغال ماموران بود و هيچ کس نمي توانست بدون اجازه وارد دانشگاه شود.

                        و البته باز هم موتورسواران هوندايي و پولسار و دوربين هاي متعدد و.....

                        بسياري هم بر پشت بام برخي از ساختمانهاي اطراف دانشگاه امير کبير، که براي توسعه فضاي آن خريداري شده، پاس مي دادند. دبير ستان البرز هم پذيراي تني چند از ماموران بود، با خودروهاي سفيد رنگ لندکروز و بدون آرمي که آنتني به بلندي 3 متر داشتند.

                        درب هاي خيابان هاي حافظ، رشت و ولي عصر نيز تحت کنترل بودند.بدان گونه که مردم عادي و رهگذران با صحنه اي روبه رو بودند که بيشتر يادآور حضور در پادگاني نظامي بود.

                        اما از ساعات اوليه صبح ديروز دانشجويان دسته دسته براي حضور در اين سخنراني به سمت دانشگاه امير کبير مي رفتند. و البته کمتر کسي اجازه عبور مي يافت؛ گويا از قبل نشان کرده بودند که چه کساني بايد حضور يابد، و چه کساني نه. دارندگان اجازه حضور اغلب از جمله اعضاي بسيج دانشجويي و نيز دانشجويان دانشگاه هاي امام حسين و امام صادق بودند. به طوري که در ساعت هفت و نيم صبح و قبل از ورود دانشجويان، عملا سالن از کساني پر شده بود که به قول خود رئيس جمهور بيشتر "دانشجو نما" بودند تا دانشجو. با اين وجود تعداد دانشجويان به اندازه اي بود که ماموران نتوانستند مانع حضور آن عده اي از دانشجويان شوند که با فشار و هجوم خود را به داخل دانشگاه رساندند.

                        از ورود خبرنگاران هم به شدت جلوگيري مي شد؛ جز چند خبرنگار از خبرگزاري هاي مورد تاييد و نيز دوربين هميشگي صدا و سيما. البته يکي از دوربين ها در هجوم دانشجويان دختر شکسته شد.

                        وقتي احمدي نژاد وارد تالار محل سخنراني شد، همان ها که به هزار ترفند خود را به دانشگاه خويش رسانده بودند تا گوشه اي از جاي غصب شده شان را بگيرند، احمدي نژاد و تيم وي در دولت نهم را مسبب اعتراضات دانشجويي خواندند. با فريادهايي که احمدي نژاد نمي توانست آن را ناشنيده بگيرد.

                        اين دانشجويان که احمدي نژاد آنان را "دانشجو نما" ناميد معتقد بودند جو دانشگاه چنان خفقان آور و پليسي شده است که آنان چاره اي جز اعتراض ندارند.

                        يکي از دانشجوياني که در تالار محل سخنراني احمدي نژاد حضور داشت در گفت و گو با روز گوشه اي از اين جلسه را چنين ترسيم کرد: "دانشجويان معترض عکس احمدي نژاد را وارونه گرفته بودند تا او را متوجه اعتراضات خود و نيز اين نکته بکنند که مهر ورزي او نيز خشونت ورزي از آب در آمده است. معترضين همچنين عکس دانشجويان اخراجي و نيز سه ستاره اي و دکتر کيوان انصاري را در دست داشتند. دانشجويان مرتب شعار مي دادند: "محمود احمدي نژاد، عامل تبعيض و فساد"، "مرگ بر ديکتاتور"، "نظامي حيا کن، دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بيرون"، "حکومت زور نمي خوايم، دولت مزدور نمي خوايم"، "آزادي، آزادي حق مسلم ماست" و....

                        اين دانشجو در ادامه در خصوص برخورد بسيج با دانشجويان داخل سالن مي گويد: "دانشجويان معترض ابتدا به شعار دادن پرداختند و با ورود رئيس جمهور شعارها شدت بيشتري گرفت. آن وقت بسيجي ها وارد عمل شدند و به ضرب و شتم دانشجويان پرداختند، که اين کار خشم بيشتر دانشجويان را برانگيخت و شعارها متوجه بسيجيان نيز شد".

                        متين مشکين، دانشجوي دوره دکتري که از امير کبير اخراج شده است و يک تن ديگر از جمله کساني بودند که توسط تيم لباس شخصي ها مضروب و بلافاصله به بيمارستان منتقل شدند، اما حال آنان رضايتبخش اعلام شده است.

                        اين دانشجو در مورد سخنراني رئيس جمهور اظهار داشت: "او دنبال اين بود که از شعار هاي ما بهره برداري ديگري کند؛ به طوري که وقتي ما شعار مي داديم دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد، او مي گفت در زمان فعاليت دانشجويي ما اين شعار را سر مي دادند چون دانشجويان اين مملكت همواره ضد ديكتاتور بوده*اند و خواهند بود و افتخار دانشگاه در اين بوده كه هميشه ديكتاتور را در هر لباسي شناخته و سركوب كرده است اما امروز بدترين نوع ديكتاتوري در دنيا ديكتاتوري آمريكايي است كه در لباس حقوق بشر جلوه كرده است".

                        به گفته اين دانشجو احمدي نژاد گفت: "ما ديكتاتوري شاه سابق را چشيده*ايم و به همين خاطر انقلاب كرده*ايم و تا آخر و حتي هزار سال اجازه نمي*دهيم كه عده*اي ولو به نام آزادي در اين كشور ديكتاتوري برپا كنند".

                        وي افزود: "وقتي دانشجويان در قبال اين نوع موضع گيري هاي رئيس جمهور موضع گيري کردند و به اعتراض پرداختند، رئيس جمهور آنها را طرفدار خفقان معرفي کرد؛ در حاليکه در همان لحظات ماموران وي و اعضاي سازمان بسيج دانشجويي در حال ضرب و شتم دانشجويان بودند".

                        اين دانشجو سپس افزود: "احمدي نژاد دانشجويان معترض را از افرادي دانست که ديگر جزيي از بدنه دانشجويي نيستند و به زودي دانشگاه آنان را کنار خواهد گذاشت. در حالي که معترضين تعداد زيادي از بدنه دانشجويي بودند که حد اقل 2800 نفر آنها در آخرين انتخابات دانشگاه شان به همان کساني راي داده بودند که مسئولين امير کبير آنان را به رسميت نمي شناسند ".

                        اين دانشجو در ادامه در خصوص سخنان احمدي نژاد يادآور شد: "او در سخنراني خود باز هم هولوکاست را نفي کرد، تحريم کشور را تنها داستان خواند و در پاسخ به اعتراض ما نسبت به وضعيت دانشجويان ستاره دار با تمسخر گفت دستور مي دهم به آنان درجه ستواني بدهند! سخني که خشم بيشتر دانشجويان را برانگيخت. متعاقب آن احمدي نژاد هم دانشجويان را عامل آمريکا خواند و گفت معترضين از آمريکا پول مي گيرند و بعد تهديد کرد که دانشجو نماها را به صلابه خواهيم کشيد. دانشجويان در اعتراض، عکس هاي احمدي نژاد را به آتش کشيدند که متعاقب آن احمدي نژاد گفت: اينکه مساله اي نيست من حاضرم مثل شهيد رجايي جانم را فدا کنم".

                        آن وقت موسوي، مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير در محل سخنراني اعلام کرد: "معترضيني که اغتشاش مي*كنند، دانشجوياني هستند که از علي افشاري و آمريكا خط مي گيرند. در حالي که دوره توسعه سياسي تمام شده و اكنون دوران عدالت*ورزي است.اکنون شما هستيد كه بايد از دانشگاه بيرون برويد و گم شويد چرا كه مملكت را ما مي*سازيم".

                        جو اين جلسه به گونه اي بود که دکتر رهايي، رئيس دانشگاه امير کبير نتوانست سخنراني کند و در عوض با فرياد "رهايي، رهايي، استعفا، استعفا" مواجه شد.

                        گفتني است برنامه سخنراني رئيس جمهور با نوحه خواني و سينه زني بسيجياني که عکس سيد حسن نصرالله را در دست داشتند آغاز شد، اما مطابق برنامه پيش نرفت.

                        در پايان نيز بسياري از "دانشجونمايان" هوادار احمدي نژاد با حفاظت ويژه سوار اتوبوس ها شدند و رفتند.

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #87
                          فاش شدن زواياي تازه اي از حضور محمود احمدي نژاد از دانشگاه اميرکبير، اصلاح طلبان را واداشته تا واکنش اوليه خود را در تقبيح بي احترامي دانشجويان به رييس جمهور منتخب پس بگيرند و خواستار تحقيقاتي براي ريشه يابي ماجرائي شوند که اگر نه توطئه اي براي سرکوب دانشجويان، فرصت برنامه ريزي شده اي براي تبليغات دولتي بوده است.

                          مطبوعات و محافل سياسي از ميان اتفاق هاي سئوال برانگيز آن روز، انفجار چند ترقه، حضور عده زيادي از افراد امنيتي، اقدام هاي انجام شده پيش از سخنراني احمدي نژاد براي تحريک دانشجويان و ناديده گرفتن توصيه هاي قبلي وزارت اطلاعات را موضوع گمانه زني هاي خود قرار داده اند.

                          به نوشته همبستگي، يک عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبيرگفته: دانشجويان حتي اجازه بردن موبايل به سالن نداشتند، چگونه ممكن بود بتوانند با ترقه يا نارنجك دستي وارد سالن شوند. عليرضا قره*گوزلو، در گفت*وگو با ايلنا، با اشاره به پرتاب ترقه يا نارنجك دستي در جريان سخنراني رييس دولت، گفت: مشخص نيست اين اقدام با چه هدفي صورت گرفته است اما خود من در آنجا بودم و اطمينان دارم اين كار از دانشجويان سر نزده است. زيرا كنترل روي دانشجويان به حدي بود كه امكان بردن چنين وسايلي به داخل سالن وجود نداشت.

                          ديگر حاضران در جلسه هم گفته اند اگر احتمالا يکي از دانشجويان معترض دست به چنين کاري زده بود به اطمينان مي توان گفت با پخش فيلم و عکس وي تا به حال اقدامات خيلي جدي صورت مي گرفت که اينک چنين اتفاقي نيفتاده است. بايد پرسيد چرا چنين صحنه اي حذف شده.

                          آينده نو، فاش کرده که قبل از آن*كه رييس*جمهور به دانشگاه اميركبير برود، يكي از دستگاه*ها [وزارت اطلاعات] به مسوولان نهاد رياست*جمهوري توصيه كرده بود كه رييس*جمهور از حضور در اين دانشگاه خودداري كنند و اگر اصرار به حضور در دانشگاه در چنين روزهائي دارد در دانشگاهي مانند علم و صنعت كه همه دوستان وي در آن جا حضور دارند به ايراد سخنراني بپردازند. از ابتدا گفته شد كه دانشگاه اميركبير، نزاع*هاي بسياري را به صورت سنتي در درون خود دارد و رييس*جمهور بايستي در محيطي آرام به صحبت با دانشجويان بپردازد وليكن اين مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

                          به نوشته آينده نو پلمب دفتر انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در شب قبل از مراسم سخنراني رييس*جمهور نيز باعث تحريك 650 عضو اين انجمن شد كه باز اقدامي، شايسته تامل بسيار است. علاوه بر اين در دو خوابگاه دانشجويان اميرکبير شب قبل تحريک هائي صورت گرفته و يک دانشجو هم دستگير شده بود.

                          زاويه ديگري که مردم سالاري مطرح کرده حضور مهرداد بذرپاش نامزد ائتلاف حاميان دولت در انتخابات شوراهاست که معلوم نيست چرا همراه رييس جمهور به دانشگاه رفته بود در حالي که نه ربطي به اين دانشگاه دارد و نه بر اساس ادعاي خود سمت مشاورت دارد. او براي شرکت در انتخابات شوراها از اين سمت استعفا داده است. به نوشته مردم سالاري يك فعال سياسي پرسيده اگر آقاي بذرپاش از سمت مشاورت رييس*جمهور استعفا داده است پس به چه مناسبتي در محل سخنراني رييس*جمهور در دانشگاه اميركبير حاضر شده و همچنان مشغول انجام برخي هماهنگي*ها بود؟

                          دبير سياسي يکي از روزنامه هاي توقيف شده به روز گفت اگر تمام شواهدي را که نشان مي دهد نقشه اي در کار بود و خنثي گرديد ناديده گرفته شود از يک تاسف نمي توان گذشت و آن هم هديه گران بهاست که از سوي شرکت کنندگان در آن جلسه به کسي داده شد که کوچکترين اعتقادي به آزادي بيان ندارد.

                          به گفته اين روزنامه نگار با سابقه، جاي خاتمي را که همه مي دانستند به طور واقعي مدافع حقوق بشرست به کسي دادن که وزيران ارشاد و علوم کابينه وي بيش ترين محدوديت ها را براي دانشجويان ايجاد کرده اند جاي افسوس دارد. بايد مي آمد و با هواداران پادگاني خود سخنراني مي کرد و صدا و سيما و روزنامه هاي معلوم هم آن را منعکس مي کردند. نه اين که چند صداي اعتراض هم به گوش ها برسد و به او امکان دهد که درباره علاقه خود به آزادي تبليغات کند.

                          همزمان با گفته هاي اين روزنامه نگار که با گلايه مي گفت که نظرش را روزنامه هاي تهران منعکس نکرده اند در وب لاگ محمود احمدي نژاد نوشته شد: "در نشست دانشگاه اميرکبير، وقتي جمعي کوچک در ميان اکثريتي مطلق در حضور رييس جمهور، با آزادي کامل، به رييس جمهور منتخب مردم توهين کردند و نمي ترسيدند، احساس مسرت بخشي به من دست داد."

                          واکنش اصلاح طلبان

                          چند ساعت بعد از حادثه دانشگاه اميرکبير، و در حالي که صدا و سيما به طور عادي خبري از اصلاح طلبان منتشر نمي کند در چند بخش خبري اعلام کرد که محسن ميردامادي اقدام دانشجويان را تقبيح کرده و خواستار احترام گذاشتن به رييس جمهور منتخب شده است. نظري که علي شکوري راد معاون جبهه مشارکت هم آن را تائيد کرد. اين واکنش در پايان روز با واکنش اصلاح طلبان ديگر و از جمله اعضاي ائتلاف نامزدهاي شوراي شهر تهران روبرو شد. اول از همه محمد علي نجفي مردي که طولاني ترين سابقه را در هيات دولت دارد و به نرمي مشهورست گفت که با جنين ابراز نظري مخالف است و آن را نظر ميردامادي و يا جبهه مشارکت ميداند و خود اعتقاد دارد که بايد علت اعتراض دانشجويان را جست و جو کرد.

                          فرداي آن روز قائم*مقام حزب مشاركت از اظهارات دبيركل حزب مشاركت در تقبيح رفتار عوامل اغتشاش دانشگاه اميركبير عذرخواهي كرد. محمدعلي ابطحي با درج مطلبي در سايت خود با اعلام اين خبر ضمن عجولانه خواندن اظهارات ميردامادي و شكوري*راد در تقبيح رفتار عوامل اغتشاش روز دوشنبه و توهين*كنندگان به رييس*جمهور نوشت: رمضانزاده به عنوان قائم*مقام حزب مشاركت به خاطر اظهارات ميردامادي و شكوري از دانشجويان عذرخواهي كرد.

                          وي افزود: من هم با ميردامادي صحبت كردم كه چرا با اين عجله اظهارنظر كرده است. گفتني است ميردامادي و شكوري اعلام كردند: ما حركت برخي افراد در حرمت*شكني به رييس*جمهور در دانشگاه اميركبير را محكوم مي*كنيم.

                          همان روز محمد رضا خاتمي دبيرکل اول جبهه مشارکت با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير، اعتراض*‏هاي دانشجويان را نشانگر ظلمي خواند كه بر جامعه دانشگاهي روا مي*‏دارند و گفت: مگر دانشجويان ما چه مي*‏خواهند؟ زماني حركت*‏هاي دانشجويي را متهم مي*‏كنند كه بخواهند اساس نظام را تغيير دهند اما مگر اين بار دانشجويان چه مي*‏خواستند؟ آيا جز اين بود كه مي*‏پرسيدند چرا از بيرون اتوبوس اتوبوس دانشجو مي*‏آورند و به دانشجويان پلي*‏تكنيك اجازه ورود نمي*‏دهند؟ مگر غير از اين مي*‏گفتند كه چرا دانشجويان را از تحصيل محروم مي*‏كنيد و دوست ما و استاد ما به چه جرمي در زندان هستند؟ چرا رييس دانشگاه نشريات را مي*‏بندد؟ و چرا تصفيه دانشجويان رواج يافته است؟

                          دکتر ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي هم به نوشته روزنامه هاي تهران گفته است حق آن بود احمدي*‏نژاد كه به هر دليلي امروز رييس*‏جمهور ايران شده است، خود را مدافع همه ايرانيان بداند؛ چه موافقانش و چه مخالفانش.

                          يزدي تصريح كرد: كساني كه به دانشجويان ايراد مي*‏گيرند، بايد به مسوولان به خاطر رفتارشان با دانشجويان ايراد بگيرند. بهتر بود رييس*‏جمهور بگويد كه به دانشگاه آمده است تا مستقيم انتقادات و شكايات دانشجويان را بشنود، نه آنكه افرادي را به دانشگاه بياورند تا اجازه ندهند صداي اعتراض دانشجويان به رييس*‏جمهور برسد.
                          وي گفت: كسي كه خود را استاد دانشگاه مي*‏داند و امروز رييس*‏جمهور شده است، اولي است كه با خونسردي و متانت صداي دانشجويان را بشنود و به اعتراضشان توجه كند نه اينكه كساني به دانشگاه بيايند و با دانشجويان درگير و اين پيام را برسانند كه با برخورد به صداي دانشجويان جواب داده مي*‏شود.

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #88
                            بعد از سخنراني محمود احمدي نژاد در دانشگاه امير کبير و اعتراضات دانشجويان، گروهها و شخصيت هاي سياسي، فرهنگي و دانشگاهي نسبت به اين رويداد اعلام موضع و رئيس جمهور را به نقض حقوق دانشجويان متهم کردند. اتفاقي که رئيس جمهوري اسلامي در وبلاگ شخصي اش از آن تعبير"آزادي" کرده است.

                            محمود احمدي نژاد در وبلاگ شخصي خود، دانشجويان معترض را جمعي کوچک و در اقليت معرفي کرده و مي نويسد: "وقتي جمعي كوچك در ميان اكثريتي مطلق در حضور رييس جمهور، با آزادي كامل، به رييس جمهور منتخب مردم توهين كردند و نمي ترسيدند، احساس مسرت بخشي به من دست داد. ناخودآگاه به ياد شرايط دوران دانشجويي خود و 16 آذرهاي پيش از انقلاب افتادم كه چگونه در سالهاي سياه 54 تا 56، امكان تنفس سياسي و نقد حكومت سكولار مورد حمايت غرب در اين كشور نبود. هزينه اهانت به مقامات حكومت، مرگ يا زندان و شكنجه بود و اينك شرايط بگونه اي است كه اقليتي محدود، نظم جلسه اكثريت را با اهانت و حتي آتش زدن، برهم مي زند اما اكثريت يعني دانشجويان واساتيد انقلابي، با تسامح و كرامت، تحمل مي كنند و دست به مقابله به مثل نمي زنند."

                            بعد از آنکه احمدي نژاد حرکت دانشجويان را توهين به خود دانست، که البته در قوانين امروز ايران جرم تلقي مي شود، روز گذشته، ملاباشي معاون دانشجويي وزير علوم در سخناني که حاکي از دادن چراغ سبز به کميته انضباطي براي برخورد با دانشجويان معترض بود، اعلام کرد: " اگر شخصي در يک جمع دانشگاهي از روي احساس و بدون منطق مطالب غير مستندي را عنوان کرد، مجموعه دانشگاهي آن شخص را از ميان خود خارج مي کند."

                            ملاباشي در زمينه نوع برخورد کميته انضباطي دانشگاه اميرکبير با دانشجويان حاضر در جلسه سخنراني رئيس جمهور گفت: "حتي اگر دانشجو از حد خارج شد هم با مهرورزي با او برخورد مي شود اما اگر برخورد و اقدام دانشجو مصالح اکثريت را متضرر ساخت، دانشجو مورد مواخذه قرار مي گيرد."

                            معاون دانشجويي وزير علوم در حالي اين سخنان را مطرح کرد که احمدي نژاد در وبلاگش توضيح داده بود: "ديروز وقتي شاهد چنين جلوه اي از آزادي بودم نه تنها بعنوان محمود احمدي نژاد، كمترين كدورت يا ناراحتي اي در قلب خويش نسبت به كسي احساس نكردم بلكه به عنوان خادم ملت و رئيس جمهور و مسئول مديريت سياسي كشور، به اين انقلاب عظيم آزاديبخش، باهمه وجود باليدم و خدا را شكر كردم. اين افتخار ما را بس كه همه جا دولتها عليه مخالفانشان، اعمال ديكتاتوري مي كنند و در اين كشور، يك جمع چند نفره با خيال راحت، عليه دولت برخاسته از آراي قاطع ملت و عليه اكثريت، توامان اعمال ديكتاتوري مي كنند و تلاش مي كنند به جاي سخن گفتن و شنيدن در فضايي آرام و منطقي كه در شان دانشگاه و دانشگاهيان است، جلسه را متشنج كنند و در عين حال هيچ واهمه و نگراني اي ندارند."

                            اما دانشجويان دانشگاه امير کبير اظهارات معاون وزير علوم را نوعي زمينه سازي براي برخورد با خود تلقي کرده اند. عباس حکيم زاده عضو مرکزي انجمن دانشجويان اين دانشگاه به روز مي گويد: "در جلسه سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه، دانشجويان اوج اعتراض خود به سرکوب دانشجويان را نشان دادند و اين دليل بر توهين و اهانت بر کسي نيست. بنابراين من نمي دانم چرا معاون وزير علوم دانشجويان را مورد حمله قرار داده؟ آيا اين لحن صحبت بيانگر برخوردهاي بعدي با دانشجويان نيست؟"

                            اين عضو انجمن دانشجويان دانشگاه امير کبير معتقد است: "تشکل هاي زيادي از جمله انجمن ما را غيرقانوني اعلام کرده اند، نشريات دانشجويي توقيف شده، بسياري از دانشجويان احضار يا دستگير شده اند و هنوز هم اين رويه ادامه دارد. اينها همه نشانه چيست؟ دانشجويان حق دارند اعتراض کنند اما قصد بي احترامي به کسي ندارند."

                            دفتر تحکيم وحدت نيز در اين خصوص بيانيه اي صادر کرده که در بخشي از آن آمده است: " فرياد اعتراضي دانشجويان نشان داد که به راستي دانشگاه زنده است . جالب آنکه حضور دانشجويان گلچين شده از برخي نهادهاي خاص که ازدانشگاههاي ديگر به دانشگاه اميرکبير آمده بودند هم مانع بلند شدن صداي اعتراضي دانشجويان نگرديد. امروز در حالي دانشجوياني که قصد صحبت در برابر رئيس دولت را داشتند مورد ضرب و شتم قرارگرفتند که رئيس دولت بارها مخالفان خود از کشورهاي ديگررا به مناظره دعوت نموده است و ضرب وشتم امروز دانشجويان به خوبي توخالي بودن ادعاهاي وي را نمايان ساخت. هر چند در اين ميان اقداماتي نيز از سوي برخي افراد مشکوک روي داد که در ماهيت اين افراد جاي سوال فراواني باقي است."

                            در ادامه اين بيانيه نيز آمده: "به راستي دانشگاه زنده است و همواره منتقد بي تدبيريهاي مسئولين خواهد بود، بي شک وقت آن رسيده است که وزير بي کفايت علوم که تنها به واسطه سرکوب دانشجويان و اساتيد و با وجود مشکلات فراوان صنفي و آموزشي بر سر کار است برکنار شود و بسياري از نمايندگان مجلس اصولگرا نيز که دل خوش از اين سرکوب هستند و حمايت آقاي باهنر را در پشت سروزير مي بينند به خود بيايند. "

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #89
                              دانشجويان ايراني که در تظاهرات هفته گذشته خشم خود را عليه محمود احمدي نژاد نشان دادند، اکنون از ترس تهديد حاميان وي به انتقام جويي پنهان شده اند.

                              دانشجويي که در تظاهرات يادشده، شعار "رئيس جمهور فاشيست، پلي تکنيک جاي تو نيست" در دست داشت و از او عکس گرفته شده بود اکنون متواري است. حد اقل سه دانشجوي ديگر که عکس احمدي نژاد را آتش زده بودند نيز مخفي شده اند. بسيجي ها و انصار حزب الله در جستجوي آنها هستند.

                              در تضاد کامل با استقبالي که در نقاط مختلف ايران از سفر هاي احمدي نژاد مي شود، وي هفته پيش در گردهم آيي دانشگاه اميرکبير ناگهان در مقابل فريادهاي "مرگ بر ديکتاتور" قرار گرفت. چند صد دانشجو در اين مراسم خشم خود را از فشار دولت عليه دانشگاه ها، که از زمان انتخاب او به رياست جمهوري شروع شده است، بيان داشتند.

                              پس از پايان مراسم و فرونشستن تظاهرات، روزنامه گاردين به جزييات بيشتري از وقايع دست يافت.

                              درگيري هاي خشونت آميزي ميان فعالين دانشجو و شبه نظاميان بسيجي که حامي رئيس جمهور هستند، بيرون از سالن رخ داد. يک لنگه کفش از سوي دانشجويي که دماغش توسط يک محافظ وزير شکسته شده بود به سمت آقاي احمدي نژاد پرتاب شد.

                              تظاهر کنندگان ماشين رئيس جمهور را احاطه کردند که در نتيجه آن محافظين ناچاراز شليک گلوله هاي هشدار دهنده شدند. چهار خودرو از همراهان رئيس جمهور در زمان ترک عجولانه محل، به يکديگر اصابت کردند. همراهان آقاي احمدي نژاد بعدا گفتند وي آرام بوده و گفته است کاري به دانشجويان معترض نداشته باشند، ولي برخي از حاضرين گفتند وي دانشجويان را عوامل آمريکا ناميده و گفته است بايد با آن ها مقابله کرد.

                              بابک زمانيان، سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير، گفت: "او ما را مستقيما تهديد کرد و گفت آنچه ما مي کنيم مخالف خواست ملت است. بعد از اين سخنان بود که دانشجويان شديد تر اعتراض کرده و او را ديکتاتور مذهبي دروغگو خواندند و فرياد زدند آمريکا را رها کن، فکري به حال ما کن."

                              "وقتي ما شعار مي داديم احمدي نژاد برو گمشو، احمدي نژاد عامل تبعيض و فساد، از چهره وي کاملا پيدا بود که واقعا بهت زده شده است. از حاميان خود خواست سرودي مذهبي در حمايت او بخوانند ولي آنقدر مبهوت شده بود که تنها خودش مي خواند."

                              دانشجوي ديگري گفت: "او سعي مي کرد خود را کنترل کند ولي کاملا پيدا بود که خشمگين و آشفته است." شاهدان مي گويند آقاي احمدي نژاد سعي کرد دانشجويان را مسخره کند و گفت مطابق ضوابط جديد [ستاره گذاري] که دانشجويان با سه ستاره از تحصيل محروم خواهد کرد، آن ها را به ستوان تبديل خواهد کرد. اين سخن نيز به گفته آقاي زمانيان دانشجويان را به شدت عصباني کرد.

                              گفته مي شود علت اصلي اعتراض ها از جمله اين بوده است که حدود 70 دانشجو بر اساس مقررات جديد علت اصلي اعتراض ها بوده است، به بهانه هاي مختلف از جمله فعاليت سياسي و نوشتن مقاله عليه دولت، از تحصيل محروم شده اند. دو ساختمان انجمن ميانه رو اسلامي نيز ماه گذشته تخريب شد و يک انجمن ديگر غير قانوني اعلام شد. از سوي ديگر سخت گيري با دانشجويان دختر به بهانه مبارزه با بدحجابي و منع آرايش آغاز شده است.
                              در اين شرايط، به نظر فعالين دانشگاه امير کبير، بازديد آقاي احمدي نژاد نوعي تحريک به تظاهرات بوده است. در حاليکه عده اي شعارسرداده بودند، گروهي ديگر، علي رغم راهنمايي ها قبلي، بدون اينکه چهره خود را بپوشانند، اقدام به نمايش شعار و آتش زدن عکس کردند.

                              دانشجويي 21 ساله که شعار "رئيس جمهور فاشيست" را در دست داشت در ميان اخراج شدگان است. گفته مي شود وي بعد از انتشار عکسش توسط رسانه هاي خارجي، از جمله گاردين، در خطر قرار گرفته و بعد از آن که با دو مامور محافظ احمدي نژاد هم درگيري پيدا کرد، مخفي شده است.

                              يکي ديگر از دانشجويان بسيجي گفت: "پدرش را در مي آوريم. او واقعا خطرناک است. مراقبين اکنون در خوابگاه دنبال او مي گردند."

                              آرمين سلماسي، 26 ساله معتقد است: "فشار به دانشگاه ها بيشتر مي شود و آن ها عکس العمل شديدتري نشان خواهند داد. ما مرتب تحت مراقبت هستيم. جنبش دانشجويي ايران زير زميني خواهد شد، درست مانند پيش از انقلاب."

                              از سوي ديگر نتايج اوليه انتخابات روز جمعه حاکي از شکست حاميان تندروي آقاي احمدي نژاد در کنترل ارگان هاي محلي مهم [شوراها]است. حدود 60 در صد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت کردند که تشويق اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات در اين ماجرا موثر بوده است.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #90
                                محمد توسلي، با ايراد سخنراني در "مركز مطالعات استراتزيك جنبش دانشجويي" به تحليل مساله فعاليت قانونمند دانشجويي پرداخت. مجيد حاجي بابايي رييس اين مركز و عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت هدف از تشکيل مركز مطالعات استراتزيك جنبش دانشجويي را – كه به همت تعدادي از فعالان دانشجويي عضو دفتر تحكيم وحدت راه اندازي شده است - "بررسي مسائل دانشجويي فارغ از صف بندي هاي دروني اين جبهه" معرفي مي کند. به گفته وي يكي از مهمترين و راهبردي ترين مسائل در برابر دانشجويان در شرايط فعلي چگونگي فعاليت قانونمند است. پرسشي كه در برابر فعالان سياسي و حزبي كه سابقه اي نيز در جنبش دانشجويي دارند نهاده مي شود تا بتوانند با انتقال تجربه خود از تشتت و پراكندگي بيشتر جنبش دانشجويي جلوگيري شود.
                                مهندس محمد توسلي مسئول دفتر سياسي نهضت آزادي ايران، در جريان سخنراني خود، اين پرسش را از دو منظر مورد برسي قرار داد. وي با بيان اين عقيده كه جنبش دانشجويي در شرايط كنوني با چالش جدي روبروست، تصريح كرد: "در يك نگاه كلان دانشجو در وهله*ي اول وظيفه*اش كسب علم و دانش است و نبايد هدف اصلي*اش را فداي برنامه*هاي ديگر كند، چراكه بايد در دوران تحصيل شخصيت علمي و تحصيلي خود را بسازد تا در مراحل بعدي بتواند جايگاه مفيدي براي جامعه داشته باشد، اما متاسفانه در برخي اوقات دانشجويان با حل شدن در برنامه*هاي غير درسي از كار اصلي*شان غافل و بنابراين احساس پشيماني مي*كنند.وي با اشاره به تاثير پذيري جنبش دانشجويي از فضاي سياسي جامعه تصريح كرد:جنبش هاي دانشجويي رنگ جريانات غالب در جامعه را به خود مي گيرند و در دهه 20 با شروع حركت ملي - مذهبي جنبش دانشجويي صبغه ملي مذهبي پيدا كرد و در خارج از كشور هم بعد از فعاليت* هاي دكتر شريعتي و نيروهاي ملي- مذهبي، كنفدراسيون دانشجويان خارج از كشور رنگ ملي- مذهبي به خود گرفت."
                                وي با بيان اينكه دانشجويان به عنوان قشري از جامعه مي*توانند تمام خواسته*ها و آرمان*هاي مردم را انعكاس دهند، گفت: "از آنجا كه جنبش دانشجويي معرف كل حركت*هاي جامعه است مي*تواند در حركت*هاي اجتماعي تاثيرگذار باشد. "
                                توسلي ابراز عقيده كرد: "بعد از انقلاب جنبش دانشجويي به نوعي وابسته به حاكميت و دفتر تحكيم در آن موقع عملا به نوعي با سياست*هاي دولت هماهنگ شد و ويژگي اصلي جنبش دانشجويي يعني استقلال را از دست داد. در اوايل دهه*ي هفتاد دفتر تحكيم وحدت با نقد خود حركاتش را اصلاح و در دوم خرداد توانست نقش اساسي را ايفا كند. اما به دليل آن كه راهبرد افراطي*اي را انتخاب كرد از چارچوب اصلي جنبش دانشجويي خارج شد و هزينه*هاي سنگيني را براي اين جنبش به جا گذاشت و به طور كلي شرايط كنوني دانشگاه به خاطر اين حركات راديكال نسنجيده ناپخته و غير اصولي است."
                                به گفته اين فعال سياسي: "شعارهايي همچون عبور از قانون اساسي، اسلام و خاتمي ضربات بسيار سختي را به انجمن*هاي اسلامي دانشجويان و جنبش دانشجويي وارد كرد و از آنجا كه انجمن*هاي اسلامي بايد حرمت تاريخي و صبغه*ي اسلامي خود را در ساختن شخصيت فكري*شان حفظ كنند با از دست دادن اين هويت فشار بر آنان بسيار و آنها گرفتار بي*هويتي شدند."
                                وي با بيان اين*كه تاريخ نشان داده حاكمان براي نفوذ در جنبش دانشجويي همواره با واردشدن در ميان آنها و دادن شعارهاي تند آنها را سركوب خواهند كرد، خاطرنشان كرد: "اين اشتباه نسنجيده جنبش دانشجويي مورد استقبال قرار گرفت و زمينه*هاي راديكال شدن جنبش را براي سركوب آن فراهم كرد. به عنوان مثال در اجتماع روز 16 آذر در دانشگاه تهران افرادي با پرچم*هاي قرمز به عنوان ماركسيست شعارهايي را مي*دادند كه كسي با آنها كار نداشت،ْ اما هنگامي كه پيام ابراهيم يزدي قرائت مي*شد همين افراد اجازه*ي خواندن پيام را نمي*دادند.
                                توسلي، اظهار داشت: "جنبش دانشجويي بايد استقلالش را حفظ كند و به هيچ حزب و گروهي وابستگي نداشته باشد كه اين به عنوان يكي از ويژگي*هاي جنبش دانشجويي است و در همين راستا همواره قبل و بعد از انقلاب توصيه كرده*ايم كه جنبش دانشجويي بايد با حفظ استقلالش از تجارب گروه*هاي مختلف استفاده و اطلاعات آنها را پردازش كند تا شخصيت سياسي و اجتماعي*اش را بسازد."
                                وي با بيان اينكه انجمن*هاي اسلامي بايد هويت تاريخي*شان را حفظ كنند، افزود: "دكتر چمران، مهندس بازرگان و افرادي اين*چنيني توانستند در فراز و نشيب*ها هويت*شان را حفظ كنند و در شرايط كنوني نيز انجمن*هاي اسلامي بايد با حفظ هويت فرهنگي*شان اجازه ندهند كه برخي ديگر از تشكل*هاي دانشجويي در دانشگاه*ها به لحاظ فرهنگي به هويت تاريخي انجمن*هاي اسلامي ضربه بزنند."
                                توسلي با بيان اينكه براي رشد شخصيت دانشجو، وجود برنامه*هاي سياسي در تمام عرصه*ها ضروري است، اظهار داشت: "اگر كسي اين فرصت را از دانشگاه بگيرد ظلمي را به دانشگاهيان و نسل*هاي آينده وارد *كرده است. دانشجويان بايد در چارچوب فعاليت صنفي و پارلمان دانشجويي حضور خود را ابراز كنند و مطالبات خود را خواستار باشند."
                                اين فعال سياسي با غيرعادلانه خواندن برخي قوانين افزود: "در زمينه*ي انتخابات ديدگاه*هاي متفاوتي مبني بر عدم شركت، شركت بي*قيد و شرط و شركت آگاهانه وجود داشت اما به عقيده*ي ما با حضور در انتخابات مي*توان به تقويت نهاد مدني و فراهم كردن زمينه*ي دموكراسي در كشور كمك كرد و در همين راستا بايد از آن 40 درصد كه در انتخابات شركت نكرد پرسيد شركت*نكردن*ها به نفع منافع ملي است يا شركت كردن آنها؟"

                                توسلي، طبيعت جنبش دانشجويي را با احزاب متفاوت دانست و گفت: "افراد در چارچوب قوانين و عرف فعاليت مي*كنند اما جنبش دانشجويي اگر بخواهد اصل خود را فدا كند و جنبش بايد فعاليتش را در سطحي برنامه*ريزي كند كه در سقف تحمل جريانات مختلف باشد تا بتواند فرآيند فعاليتش را طي كند و در همين راستا جنبش دانشجويي حق دارد تندترين نقدها را در چارچوب كار ويژه*ي خود بدهد اما اگر جنبش دانشجويي و انجمن*هاي اسلامي به عنوان نهاد قانوني در دانشگاه از قانون اساسي عبور كنند جايي براي فعاليت آنها وجود ندارد."
                                مسئول دفتر سياسي نهضت آزادي ايران يكي از اشتباهات جنبش دانشجويي بعد از دوم خرداد را ورود به قدرت خواند و تصريح كرد: "دانشجو قبل از آنكه شخصيت خود را بسازد نبايد به قدرت وارد شود. يكي از مشكلات ضربه*زننده به جنبش اين بود كه خوشبختانه توانست با نقد خود اين مشكل را حل كند."
                                توسلي در پايان با بيان اين كه جنبش دانشجويي با حفظ استقلال و تعامل با احزاب مي*تواند موفق باشد، تاكيد كرد: "هدف اصلي نبايد قدرت باشد بلكه هدف اصلي جنبش دانشجويي بايد حركت آگاهي*بخش باشد."
                                او در پايان در پرسش و پاسخ با حاضران در جلسه مهمترين وظيفه دانشجويان در اين زمان را اتحاد عمل دانست. چرا كه در صورت رويارويي دانشجويان با يكديگر بيشترين سود نصيب مخالفان اين جريان مي شود.

                                Comment

                                Working...