پيامبر اسلام؛ يکی از پيامبران بزرگ خدا
(منظور از پيامبران بزرگ خدا، تمامی پيامبران خدا هستند و بزرگ، صفتی برای پيامبران خداست)
سال 1385، "سال پيامبر اعظم" نامگذاری شده است. احتمالا قصد رهبر جمهوری اسلامی از اينکه امسال را سال پيامبر اعظم بنامد؛ اينست که به اصطلاح سعی کند مسلمانان غير شيعه را کمی به ايرانيان که شيعهمذهب هستند نزديک و متوجه سازد. اين اعتراف روشنی است که بسياری از کارشناسان مذهبی در صدا و سيمای جمهوری اسلامی داشتهاند که صحبت در مورد پيامبر اسلام در مقايسه با ديگر معصومين (به اعتقاد شيعيان دوازده امام و حضرت فاطمه، معصوم هستند، يعنی نه گناهی و نه خطايی از آنها سر میزند) بسيار کمتر بوده است. ما شاهد اين موضوع هستيم که ميلاد دوازدهمين امام که در نيمهی شعبان است، بسيار با شکوه برگزار میشود، همچنين میبينيم که مراسم عزاداری در سوگ شهادت امام حسين و امام علی بسيار سنگين برگزار میشود، اما نه مراسم ولادت پيامبر اسلام و نه مراسم عزای وفات آن حضرت، اصلا مناسب شان ايشان برگزار نمیشود. در حالیکه برای امام حسين نزديک به ده روز بهصورت سازمانيافته عزادارای میشود و شيعيان بر سر و سينه میزنند، میبينيم که برای پيامبر اسلام بسيار کمتر شاهد عزاداری هستيم.
شايد دليل ديگر و اصلیترين موضوعی که سببساز انتخاب رهبری رژيم برای چنين انتخابی شده باشد، موضوع کاريکاتورهای موهنی است که سال گذشته با نام حضرت محمد انتشار يافت. اين موضوع موجب رنجش تمامی مسلمانان در سراسر جهان شد و اعتراضات دامنهداری را شاهد بوديم. خامنهای میتواند به دنبال اين موضوع باشد که با مطرحکردن توجه خود به عنوان رهبر ايران به اين موضوع، در ميان مسلمانان جا باز کند. بخصوص اينکه او در سخنرانیهای خود بارها مانند احمدینژاد از محبوبيت مقامات رژيم در پيش مسلمانان منطقه و تنفر آنها از مقامات آمريکا سخن گفته است. - 90 درصد جمعيت يک ميليارد و دويست ميليون نفری مسلمانان جهان را مذاهب اهل سنت (شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی) تشکيل میدهند و آنها اعتقاد راسخ به سنت پيامبر دارند و از همينرو "سنی" نام گرفتهاند و شيعيان نيز دارای شاخههای متعددی هستند که زيديه يا سبعيه، اسماعيليه، غلات (شيعيانی که در مورد ائمه غلو کردهاند) و شيعهی اماميه يا اثنا عشريه را شامل میشود.-
خامنهای امسال را سال "پيامبر اعظم" نامگذاری کرده است و نه "پيامبر اکرم" و نه "پيامبر اسلام" و يا "حضرت محمد". اين ترکيب ناآشنا و صفتی که برای پيامبر اسلام از سوی او مطرح شده نيز در نوع خود جالبتوجه است. دادن صفت اعظم به معنی بزرگتر يا بزرگوارتر نوعی برتریطلبی دينی را به اذهان متبادر میسازد.
ما میتوانيم تمامی عقايد خود را "محترم" و "بزرگ" بدانيم، اما خلاف نص صريح قرآن است که پيامبری را بر پيامبری ديگر برتری دهيم. ما در قرآن میخوانيم که اگر میخواهيد رستگاری و سعادت بيابيد و جزو مومنان حقيقی باشيد، بايد تعاليم تمامی پيامبران را بپذيريد و تمامی آموزههای اديان آسمانی ديگر را معتقد باشيد. بارها در قرآن میخوانيم که همهی پيامبران در اين تعاليم آسمانی مشترک هستند. پيامبر اسلام نزد مسلمانان احترام و کرامت بيشتری دارد، اما اعظمدانستن ايشان، بنا به اعتقادات مومنان واقعی سوالبرانگيز است.
شايد اين مساله چندان اهميتی نزد بسياری نداشته باشد و بسياری مطرح کنند که چنين چيزهايی تخيلاتی است که گفته میشود، والا نه رهبر و نه جمهوری اسلامی قصد چنين تداعی موضوعی در اذهان ندارند، اما میبينيم که در برنامههای مختلفی در صدا و سيما اين موضوع که پيامبر اکرم از پيامبران ديگر خدا "برتر" هستند مطرح میشود و الگو و چراغ سبزی که از رهبری در سخنانی که در مشهد بيان کرد، دريافت کردهاند، راه را برای آنها در چنين دروغهای مهملی باز کرده است. رهبری رژيم در مشهد گفت که "همهی خصلتهايی که پيامبران خدا داشتند، به نحوی که اکمل در پيامبر اعظم جمع شده است". چنين تعصب خشکی و بیپايه و اساسی از دين خدا بيرون است.
سخنان رهبری رژيم، برخی از تعصبات دينی ديگران را به ياد انسان میآورد. من يادم هست که در راديو انجيل، فردی روحانی-مسيحی در مورد تفسير انجيل سخن میگفت و مدام مطرح میکرد که شرط آمرزيدهشدن و وارد شدن به بهشت و ملحق شدن به پدر آسمانی، ايمان به حضرت مسيح است و هيچکس بدون اين ايمان وارد بهشت نمیشود. اما اين قسمت چندان اشتباه نيست، اما اگر او میگويد که "تنها کسانی که به عيسی مسيح ايمان دارند و تنها او را نجاتگر میدانند، وارد بهشت میشوند" اصلا با اعتقادات واقعی به اينکه خداوند پيامبرانی را برای هدايت انسانها فرستاده و آخرين آنها "حضرت محمد" است که اعتقاد به او و تعاليمش، از سوی خدا خواسته شده، سازگاری ندارد.
تعصب دينی و برتریطلبی دينی وقتی شايستگی پيدا میکند که همهی تعاليم درست و آسمانی را در مجموع در نظر داشته باشد. چه اشکالی وجود دارد که مطرح کنيم، "تمامی تعاليم پيامبران، يـکسان به حقيقت نزديکند و آنچه که من انجام میدهم به زعم خود با اين تعاليم سازگاری بيشتری دارد تا ديگران". اما وقتی میآييم از خود حرف نمیزنيم و اديان و پيامبران و کتابهای آسمانی را سپر انتقاداتی که وجود دارد میکنيم و هيچگاه نمیخواهيم بپذيريم که آنچه در اديان وجود دارند سراسر نيکی و درستی است، شاهد مسائلی چون "تزوير"، "تظاهر" و "خشکمقدسی" خواهيم بود.
(منظور از پيامبران بزرگ خدا، تمامی پيامبران خدا هستند و بزرگ، صفتی برای پيامبران خداست)
سال 1385، "سال پيامبر اعظم" نامگذاری شده است. احتمالا قصد رهبر جمهوری اسلامی از اينکه امسال را سال پيامبر اعظم بنامد؛ اينست که به اصطلاح سعی کند مسلمانان غير شيعه را کمی به ايرانيان که شيعهمذهب هستند نزديک و متوجه سازد. اين اعتراف روشنی است که بسياری از کارشناسان مذهبی در صدا و سيمای جمهوری اسلامی داشتهاند که صحبت در مورد پيامبر اسلام در مقايسه با ديگر معصومين (به اعتقاد شيعيان دوازده امام و حضرت فاطمه، معصوم هستند، يعنی نه گناهی و نه خطايی از آنها سر میزند) بسيار کمتر بوده است. ما شاهد اين موضوع هستيم که ميلاد دوازدهمين امام که در نيمهی شعبان است، بسيار با شکوه برگزار میشود، همچنين میبينيم که مراسم عزاداری در سوگ شهادت امام حسين و امام علی بسيار سنگين برگزار میشود، اما نه مراسم ولادت پيامبر اسلام و نه مراسم عزای وفات آن حضرت، اصلا مناسب شان ايشان برگزار نمیشود. در حالیکه برای امام حسين نزديک به ده روز بهصورت سازمانيافته عزادارای میشود و شيعيان بر سر و سينه میزنند، میبينيم که برای پيامبر اسلام بسيار کمتر شاهد عزاداری هستيم.
شايد دليل ديگر و اصلیترين موضوعی که سببساز انتخاب رهبری رژيم برای چنين انتخابی شده باشد، موضوع کاريکاتورهای موهنی است که سال گذشته با نام حضرت محمد انتشار يافت. اين موضوع موجب رنجش تمامی مسلمانان در سراسر جهان شد و اعتراضات دامنهداری را شاهد بوديم. خامنهای میتواند به دنبال اين موضوع باشد که با مطرحکردن توجه خود به عنوان رهبر ايران به اين موضوع، در ميان مسلمانان جا باز کند. بخصوص اينکه او در سخنرانیهای خود بارها مانند احمدینژاد از محبوبيت مقامات رژيم در پيش مسلمانان منطقه و تنفر آنها از مقامات آمريکا سخن گفته است. - 90 درصد جمعيت يک ميليارد و دويست ميليون نفری مسلمانان جهان را مذاهب اهل سنت (شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی) تشکيل میدهند و آنها اعتقاد راسخ به سنت پيامبر دارند و از همينرو "سنی" نام گرفتهاند و شيعيان نيز دارای شاخههای متعددی هستند که زيديه يا سبعيه، اسماعيليه، غلات (شيعيانی که در مورد ائمه غلو کردهاند) و شيعهی اماميه يا اثنا عشريه را شامل میشود.-
خامنهای امسال را سال "پيامبر اعظم" نامگذاری کرده است و نه "پيامبر اکرم" و نه "پيامبر اسلام" و يا "حضرت محمد". اين ترکيب ناآشنا و صفتی که برای پيامبر اسلام از سوی او مطرح شده نيز در نوع خود جالبتوجه است. دادن صفت اعظم به معنی بزرگتر يا بزرگوارتر نوعی برتریطلبی دينی را به اذهان متبادر میسازد.
ما میتوانيم تمامی عقايد خود را "محترم" و "بزرگ" بدانيم، اما خلاف نص صريح قرآن است که پيامبری را بر پيامبری ديگر برتری دهيم. ما در قرآن میخوانيم که اگر میخواهيد رستگاری و سعادت بيابيد و جزو مومنان حقيقی باشيد، بايد تعاليم تمامی پيامبران را بپذيريد و تمامی آموزههای اديان آسمانی ديگر را معتقد باشيد. بارها در قرآن میخوانيم که همهی پيامبران در اين تعاليم آسمانی مشترک هستند. پيامبر اسلام نزد مسلمانان احترام و کرامت بيشتری دارد، اما اعظمدانستن ايشان، بنا به اعتقادات مومنان واقعی سوالبرانگيز است.
شايد اين مساله چندان اهميتی نزد بسياری نداشته باشد و بسياری مطرح کنند که چنين چيزهايی تخيلاتی است که گفته میشود، والا نه رهبر و نه جمهوری اسلامی قصد چنين تداعی موضوعی در اذهان ندارند، اما میبينيم که در برنامههای مختلفی در صدا و سيما اين موضوع که پيامبر اکرم از پيامبران ديگر خدا "برتر" هستند مطرح میشود و الگو و چراغ سبزی که از رهبری در سخنانی که در مشهد بيان کرد، دريافت کردهاند، راه را برای آنها در چنين دروغهای مهملی باز کرده است. رهبری رژيم در مشهد گفت که "همهی خصلتهايی که پيامبران خدا داشتند، به نحوی که اکمل در پيامبر اعظم جمع شده است". چنين تعصب خشکی و بیپايه و اساسی از دين خدا بيرون است.
سخنان رهبری رژيم، برخی از تعصبات دينی ديگران را به ياد انسان میآورد. من يادم هست که در راديو انجيل، فردی روحانی-مسيحی در مورد تفسير انجيل سخن میگفت و مدام مطرح میکرد که شرط آمرزيدهشدن و وارد شدن به بهشت و ملحق شدن به پدر آسمانی، ايمان به حضرت مسيح است و هيچکس بدون اين ايمان وارد بهشت نمیشود. اما اين قسمت چندان اشتباه نيست، اما اگر او میگويد که "تنها کسانی که به عيسی مسيح ايمان دارند و تنها او را نجاتگر میدانند، وارد بهشت میشوند" اصلا با اعتقادات واقعی به اينکه خداوند پيامبرانی را برای هدايت انسانها فرستاده و آخرين آنها "حضرت محمد" است که اعتقاد به او و تعاليمش، از سوی خدا خواسته شده، سازگاری ندارد.
تعصب دينی و برتریطلبی دينی وقتی شايستگی پيدا میکند که همهی تعاليم درست و آسمانی را در مجموع در نظر داشته باشد. چه اشکالی وجود دارد که مطرح کنيم، "تمامی تعاليم پيامبران، يـکسان به حقيقت نزديکند و آنچه که من انجام میدهم به زعم خود با اين تعاليم سازگاری بيشتری دارد تا ديگران". اما وقتی میآييم از خود حرف نمیزنيم و اديان و پيامبران و کتابهای آسمانی را سپر انتقاداتی که وجود دارد میکنيم و هيچگاه نمیخواهيم بپذيريم که آنچه در اديان وجود دارند سراسر نيکی و درستی است، شاهد مسائلی چون "تزوير"، "تظاهر" و "خشکمقدسی" خواهيم بود.

Comment