Announcement

Collapse
No announcement yet.

Jonbesh-e Karegari

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16

    Comment


    • #17
      اجتماع كارگران درتهران
      كجا برويم و فرياد بزنيم:
      كارگران گرسنه اند!




      نمايندگان كارگران و نهادهای كارگری استان تهران توانستند برای اعتراض به تغيير قانون كار و توطئه های وزير كار دولت احمدی نژاد دراين باره يك گردهمآئی كارگری در تهران برگزار كنند.

      يكی از كارگران كفش "شادانپور" كه دراين اجتماع حضور يافته بود در باره مشكلات 500 كارگر اين واحد گفت:

      امروز دهها كارگر اين واحد در اين گردهمايی آمده اند تا فرياد حق طلبی خود را سر دهند و مراتب اعتراض خود را به اصلاح قانون كار اعلام كنند. 5 سال بلاتكليف هستيم و هيچ كس صدای ما گرسنگان را نمی شنود؟!

      يكی از كارگران می‌‏گويد : با وجود همين قانون كار 470 كارگر اين شركت به بهانه خصوصی‌‏سازی از 5 سال پيش تا كنون سرگردان هستند

      او گفت: به دنبال اجرای سياست خصوصی‌‏سازی ابتدا دولت در سال 80 كارخانه شادانپور را منحل و 470 كارگر شاغل به مدت 4 سال با حداقل مقرری تحت پوشش بيمه بيكاری رفتيم و چندی بعد كارخانه را به يكی از معتبرترين موسسات آموزشی فروختند؟!

      وی با بيان اينكه از يك سال گذشته مقرری بيمه بيكاری كارگران" شادانپور" قطع شده و سنوات كارگران پرداخت نشده است، گفت‌‏: در طی اين مدت بارها برای انجام پست‌‏ترين و ساده‌‏ترين كارها به بنگاههای كاريابی مراجعه كرده ايم اما برای كارگر با تجربه و پا به سن گذاشته كفش شادانپور كه 25 سال سابقه پرداخت حق بيمه دارد كار های خدماتی مانند نظافتچی و آبدارچی نيست .

      او گفت‌‏: اينجا آمده ايم تا بگوييم كه سرانجام كارگران تعديل شده كارخانه ها ما هستيم؛ او افزود: وقتی برای امثال ما به غير از تن دادن به فحشا , فساد و دزدی راه ديگری برای امرار معاش نباشد و مراجع رسيدگی كننده چون ديوان عدالت اداری به استناد آيين‌‏نامه ها , قوانين و بخشنامه‌‏ها از بررسی وضعيت ما خودداری كنند غير از حضور در چنين اجتماعاتی مگر راه ديگری هم وجود دارد!!

      وی می‌‏گويد: سهم كارگرانی چون شادانپور از آش پر روغن خصوصی‌‏سازی، چيزی جز تعطيلی كارخانه , بيكاری , دربه دری و در نهايت اعتياد , جنون , متلاشی‌‏شدن خانواده و مرگ با ذلت و فقر نيست.


      Comment


      • #18
        لباس پلنگی ها، شايد اين بار در لباس گرگ ظاهر شوند!
        قزوين در انتظار اعتراض
        و شورش كارگران بيكارشده




        2 واحد بزرگ صنعتی استان قزوين از اول مهر(ديروز) بسته شده و صدها كارگر اين واحد بيكار شدند.

        قبلا مديريت شركت "كمپرسورسازی” متعلق به بانك ملی ايران كه پيش از اين 200 كارگر از مجموع 700 نفر شاغل خود را تعديل كرده بود، در اطلاعيه‌‏ای اعلام كرده بود كه اين واحد از اول مهرماه تعطيل خواهد شد و كارگران قراردادی كه تعدادشان بيش از 300 نفر است تسويه حساب خواهند شد. بر اساس اعلام مديريت، بيش از 100 تن از كارگران رسمی شركت از اين پس هر ماه برای دريافت حقوق خويش بايد به شركت مراجعه نمايند. شركت" لامپ الوند" نيز واحد ديگری است كه مديريت حكم به تعطيلی آن داده است.

        در سفر اخير احمدی‌‏نژاد به استان قزوين، لامپ الوند از جمله شركت‌‏هايی بود كه او بر رفع مشكلات و پايان بلاتكليفی كارگران آن تاكيد كرد. حال با حكم اخير معلوم می شود او در سفرهای استانی خالی بندی می كند و در جلسات دولت تصميم اصلی گرفته می شود.

        مديريت گفته توليد نمی‌‏كنيم تا هزينه‌‏های جانبی كاهش يابد , اما 80 ، 90 نفر كارگر شاغل ماه به ماه بيايند و حقوقشان را بگيرند تا تغيير ساختار كنيم و شركت را مجددا راه اندازی كرده و كارگران را جذب كنيم !

        " فرش پارس" قزوين نيز همچنان تعطيل است و 600 كارگر آن بلاتكليف. كارگران شركت" آبگينه " قزوين نيز طی نامه ای به استاندار قزوين نوشتند‏: احتمال اخراج 70 تن از پرسنل شاغل می طلبد تا مسوولان به اوضاع شركت‌‏ها و رفع دغدغه های كارگری استان رسيدگی كنند.

        بدين ترتيب، پس از بابلسر بايد در انتظار شورش كارگران بيكار و گرسنه و بی حقوق در شهر قزوين بود و لابد لباس پلنگی ها در قزوين در لباس اين بار در لباس گرگی خواهند رفت!


        Comment


        • #19
          سردار ذوالقدر فرمان مستقيم از رهبر دارد
          لباس پلنگی ها
          سرو دست كارگران بابلسر را
          شكستند و چشم درآوردند
          روزهای ديدار مردمی رهبر، آنها از لباس پلنگی در می آيند و چفيه عربی روی شانه
          می اندازند و برای حزب الله لبنان و مردم آواره فلسطين اشك تمساح می ريزند.





          در ذيل مصاحبه" ايلنا" , با چند تن از مجروحين اين حادثه‌ را می‌خوانيد:

          سركوب خونين كارگران بيكار، اخراجی، بی حقوق و معترض فرش البرز بابلسر، بی شباهت به يورش به كارگران اعتصابی شركت واحد اتوبوسرانی تهران نبود، نه تنها بی شباهت به آن يورش نبود، بلكه از تجربه آن يورش برای سركوب كارگران فرش البرز بابلسر نيز استفاده كردند. با كارگران گرسنه آن كردند كه بخش اندكی از آن را در ادامه و از زبان كارگران می خوانيد. اينها را خدمت رهبر و فرمانده كل قوا نمی برند تا از ايشان بپرسند "لباس پلنگی” ها را چرا سردار ذوالقدر به جان ما انداخت؟ جنابعالی پس از قريب 10 سال اختيار نيروی انتظامی را دادی به سردار ذوالقدر قائم مقام وزير كشور دولت امام زمانی احمدی نژاد كه با كارگران طالب حقوقشان چنين كنند؟ با مردم آذربايجان چنان كنند؟ با تجمع زنان خواهان حقوشان آن كنند و در بازداشتگاه اختصاصی با دانشجويان و سياسيون اين كنند؟

          نزد رهبر اينها را نمی برند. بسيجی ها و لباس پلنگی هائی كه از جلد پلنگ در آمده و چفيه عربی به شانه انداخته اند را می برند تا رهبر تكليف جهان اسلام و لبنان را برايشان روشن كند!

          بخوانيد:

          "حسين محسن پور" يكی از كارگران شاغل در فرش البرز بابلسر با بيش از 15 سال سابقه پيرامون اين حادثه می‌‏گويد : يك هفته قبل از عصر شنبه مورد نظر , روز جمعه 40 نفر از كارگران اين واحد كه پی‌‏گير مسايل كارخانه كارگران بوديم , به فرمانداری دعوت شديم؛ آنجا در مورد وضعيت واحد با مالك ( صاحب ) شركت صحبت كرديم و به ما گفتند كه شنبه هفته آينده ( شنبه روز درگيری) كارخانه بازگشايی می شود و كارگران سر كار خود خواهند رفت . در اين جلسه يكی از مسوولان امنيتی بابلسر گفت‌‏: ما صداقت داريم؛ اگر كارخانه تا روز شنبه آغاز بكار نكرد , مقابل شهربانی روی زمين زير پای كارگران می‌‏خوابم !

          همان روز گفتند كه پنج‌‏شنبه، آخرين هماهنگی‌‏ها در مورد شركت و كارگران به عمل می‌‏آيد .
          روز شنبه 40 تا 50 نفر به فرمانداری رفتيم تا خبر بگيريم , اما نمی‌‏دانستيم كه ماموران ضد شورش در انتظار ما هستند و با باتوم و گاز اشك‌‏آور از زن و بچه ما استقبال خواهند كرد !

          آنان پير و جوان و زن و مرد را به باد كتك گرفتند و از گاز اشك‌‏آور استفاده می كردند گويا ما انسان نيستيم و حق فرياد زدن و تظلم‌‏خواهی نداريم ! نمی‌‏دانيم اينان از كجا آمده بودند؛ نيروی انتظامی بودند يا سپاهي, اما لباس پلنگی بر تن داشتند . عده‌‏ای از ما به اداره كار رفته بودند تا قضيه را پی‌‏گيری كنند و جمعی هم به فرمانداری آمده بوديم نمی دانم كه چه شد , اما به يكباره بر سرمان ريختند تعدادشان زياد بود , فكر می كنم كه 400 - 500 نفری بودند ! گويا فرمانداری از روز پنج‌‏شنبه نيروهای ضد شورش را خبر كرده بود و آنان در شهر مستقر بودند ما خبر نداشتيم .

          "حسين" با اشاره به گفته‌‏های فرماندار جديد كه از 5 ماه پيش به اين سمت منصوب شده , گفت‌‏: ايشان گفتند كه اگر كار بچه‌‏های فرش البرز را درست نكنم، به درد" لای جرز ديوار" می خورم؛ حاضرم كه دست بر قرآن بگذارم و بگويم كه فرماندار اين حرف را زده آيا خود فرماندار هم قسم می خوره كه اين كار را كرده !

          اين كارگر می گويد : اول گاز‌‏ اشك‌‏اور زدند و بعد هم با باتوم افتادند به جان كارگران و خانواده‌‏هايشان و ما را داخل مينی‌‏بوس ريختند و روانه پاسگاه كردند .

          عده‌‏ای از ما را در اداره كار كتك زده و آورده بودند و عده‌‏ای را هم در فرمانداری مورد لطف و محبت خود قرار داده بودند! اگر ديگران مفهوم مهر ورزی دولت را متوجه نشده اند، ما خيلی خوب درك كرديم؟!

          "حسين" می‌‏گويد : دست همسرم شكسته و الان در داخل گچ است و خودم نيز از ناحيه گوش راست آسيب ديده ام و شنوايی‌‏ام كم شده است‌‏! او می گويد : 2 روز است كه آزاد شده‌‏ام ( مصاحبه روز پنج‌‏شنبه انجام شده است ) ،43 نفر را به پاسگاه بردند كه 37 نفرشان كارگر بودند؛ تا امروز (پنج‌‏شنبه) هم با تعهد آزاد شده‌‏اند و 15 نفر همچنان در بازداشت هستند كه وضعيت آنان نيز بزودی مشخص می‌‏شود .

          حسين از خبر معاونت اجتماعی نيروی انتظامی مازندران در خصوص عدم درگيری با كارگران اظهار شگفتی كرده و می‌‏گويد : دروغ می‌‏گويند؛ آنان لباس پلنگی بر تن داشتند و حسابی ما را كتك زدند. .
          "نژاد اسماعيلی” نگهبان كارخانه فرش البرز بابلسر است؛ او می‌‏گويد : روز شنبه (حادثه ) به شركت رفتم ماشين را در پاركينگ گذاشتم حدود 20 نفر به شركت آمده بودند كه يك هو دهها نفر از ماموران آنجا آمدند و تمامی كارگران حاضر را دستگير و بردند .

          ساعت 5/8 صبح به كارخانه آمديم و 10 دقيقه بعد نيروهای انتظامی سر رسيدند و با ما برخورد كردند . قرار نبود كه با ما چنين كنند ما با هماهنگی فرمانداری آمده بوديم آخر , چند روز قبلش هم تلويزيون محلی از بازگشايی مجدد كارخانه و حل مشكلات كارگران خبر داده بود و فرماندار قول 100 درصدی برای بازگشايی كارخانه و حل مشكلات واحد !

          نمی دانم چه دستوری داده بودند كه نيروی انتظامی آمد و همه ما را گرفتند و داخل ماشين كردند و خود وارد كارخانه شدند؛ بعد از دستگيری ما را به كلانتری بابل و بعد هم به اردوگاه ساری كه محل نهگداری معتادان است , بردند و در همين مدت , ماشين من و خودروهای پارك شده در كارخانه را زدند و شكستند و لاستيك خودروها را پاره پاره كردند .

          لااقل به خودروی من 500 هزار تومان خسارت وارد كرده اند، در بازداشتگاه علت مراجعه به كارخانه را از ما پرسيدند و گفتيم كه طبق وعده فرماندار آمده ايم؛ سه روز در اردوگاه ساری بوديم و بعد هم انگشت نگاری كردند و با سند آزاد شديم. آنان می گفتند كه شما سياسی هستيد و ما را عامل شورش در شهر معرفی كردند و تعهد گرفتند كه هيچ كاری نكنيم؛ ما گفتيم كه دنبال حق و حقوق خودمان هستيم , سياسی كاری يعنی چه؟ و آنان گفتند كه تعهد بدهيد و برويد!

          نيروی انتظامی خبر درگيری و ضرب و شتم كارگران را تكذيب می ‌‏كند , پس شكستگی‌‏های دست و پای كارگران كار كيست نكند كه خودمان دست و پايمان را شكسته‌‏ايم .

          از مجموع 20 نفری كه در مقابل كارخانه دستگير شديم , 17 نفر آزاد و سه نفر در بازداشت هستند من هم يك ميليون تومان وثيقه گذاشتم و آمدم بيرون الان هم هيچ‌‏كس پاسخگو نيست !

          فرماندار گفته بود كه اگر كار كارگران درست نشود , از روی من عبور كنند آيا آقای فرماندار بر حرف‌‏اشان هستند.

          "مهدی رضا زاده" از ديگر كارگران شاغل در اين واحد است كه بالای 15 سال سابقه كار دارد؛ او می گويد : 18 ماه است كه حقوق نمی گيريم و بايد با بدبختی و قرض گرفتن از اين و آن بسازيم و خفه خون بگيريم چون كارگريم ؟ چندی پيش "مطهری” مدير عامل شركت گفت كه كارگران سالی يك ميليون و 600 هزار تومان بگيرند و تسويه كنند و ما نيز قبول كرديم اين موضوع مربوط به 28/10/84 است؛ 20 روز بعد به استانداری رفتيم و ايشان گفتند كه مدير عامل می‌‏گويد كه می‌‏خواهم كارخانه را فعال و كارگران دوباره كار كنند ما هم گفتيم كه از خدا می خواهيم؛ قول دادند كه كارخانه از 15/1/85 كار خود را آغاز كند پول قرض كرديم گوسفند خريديم و بساط جشن و شادی راه انداختيم چرا كه كارخانه از 15 فروردين باز می‌‏شد و ما سر كارمان می‌‏رفتيم مسوولان هم آمدند كارخانه را تحويل داديم و نگهبان تعيين كردند , دستگاه‌‏ها سرويس شدند و آقای شفقت استاندار نيز قول حل مشكلات‌‏ را دادند و فرماندار جديد گفت : اگر كارتان درست نشود , به درد" جرز لای ديوار" می خورم و همه خوشحال بوديم خوشحال از اينكه سرانجام تيره روزی‌‏های ما تمام می شود .
          "مهدی " ارز ماجرای روز شنبه مورد نظر می گويد :‌‏ شنبه صبح 4 تا از نمايندگان ما به فرمانداری می روند تا كارها را پی گيری كنند و همانجا اين افراد را بازداشت می‌‏كنند.

          عده‌‏ای در اداره كار و جمعی ديگر در فرمانداری مورد انواع اهانت ها قرار گرفتند و با ضرب و شتم و كتك‌‏كاری روانه پاسگاه می شوند.

          مهدی می گويد : تير هوايی هم در كردند با قنداق اسلحه زدند زير چشم من و سرم را شكستند و در حالی كه لباس من خونی شده بود , با باتوم افتادند به جانم؟! در مينی بوس نشسته بوديم كه گاز اشك‌‏آور زدند داخل ماشين و آنجا هم دوباره از ما پذيرايی مفصل كردند! آن قدر خون رفته بود كه در پاسگاه از حال می روم و با اين حال اجازه نمی دهند كه ما را به بهداری ببرند قاضی حكم به بازداشت من می دهد و در زندان بود كه سرم را پانسمان كردند .

          او می گويد گناه من و كارگران فرش البرز بابلسر چيست ؟

          باور كنيد با فلسطينی‌‏ها اين كار را نكردند كه با ما انجام دادند؛ از قول من بنويسيد كه كارگران گرسنه و شرمنده زن و بچه ها را كتك زدن هنر نيست , اگر هنر داريد , مشكلات مردم را حل كنيد .
          و...و كارگری می گفت: در آستانه ماه مهر، مفهوم مهرورزی را خيلی خوب متوجه شديم؟!
          وآن يكی گفت: اگر ناموس مردم به گناه بيفتد؛ مسئولش كيست؟!آخر تا كی می توان گفت: صبر كن! ايمان دارد از در بيرون می رود!!


          Comment


          • #20
            در حالی که به اعتراف مقامات دست اندرکار رژيم مخالفت نظام بانکی با پرداخت تسهيلات لازم برای طرح های اقتصادی زودبازده يکی از اصلی ترين موانع بلاواسطه در عدم تحقق برنامه اشتغال و رسيدن به ضريب اشتغال برنامه ريزی شده است, وزارت کار رژيم در اقدامی تازه طرح ضربتی پيگرد و اخراج کارگران خارجی را در دستور قرار داده است.
            وزارت کار در تلاش برای تحريک بيکاران عليه کارگران شاغل خارجی در ايران, فرافکنی شکست در ايجاد اشتغال و پرده پوشی دلايل اصلی آن از روز اول مهر طرح ضربتی اخراج کارگران خارجی که عمدتا از افغانستان, عراق هستند را به اجرا گذاشته است. جهرمی وزير کار ابراز اميدواری کرده ست "اين حرکت كه با کمک وزارت کشور صورت مي‌گيرد باعث خارج شدن بيش از 400 تا 500 هزار نفر از اين نوع نيروى كار در مدت سه ماه شود."

            Comment


            • #21
              كمپرسورسازی ايران هم رفت
              470 كارگر ديگر بيكار شدند




              شركت كمپرسورسازى ايران به دليل ضرردهى تا اطلاع ثانوى تعطيل شد.اين شركت كه توليدكننده انحصارى كمپرسورهاى يخچال در كشور است وابسته شركت سرمايه‌گذارى بانك ملى ايران است.

              470 كارگر رسمى ‌و قراردادى اين شركت در اعتراض به اين اقدام در مقابل كارخانه تحصن كردند و خواهان بازگشت به كار شدند اما با اعلاميه امور ادارى شركت مواجه شدند كه بايد كارگران قراردادى روز دوشنبه براى تسويه حساب به كارخانه مراجعه كنند. اين كارخانه 350 كارگر قراردادى دارد.

              كارگران رسمی نيز تا تعيين تكليف نهايى شركت هر ماه تنها براى دريافت حقوق خود بايد به كارخانه مراجعه كنند.


              Comment


              • #22
                رئيس اتحاديه كارگران صنعت نساجى سراسر كشور در واكنش به وقايع اخير كارخانه فرش البرز بابلسر و درگيرى نيروهاى انتظامى با كارگران اين واحد گفت‌‏: اين اقدام نيروهاى امنيتى و انتظامي، پرونده جديدى براى دولت ايران در كميته آزادى تشكلات سازمان بين‌‏المللى كار خواهد گشود .

                "جبارعلى سليميان" در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگرى ايلنا, تصريح كرد : پرونده ايران در خصوص مسايل كارگرى خاتون آباد و شهر بابك و سنديكاى شركت واحد در اين كميته در حال پي‌‏گيرى است .
                او گفت‌‏: درگيرى نيروهاى امنيتى با كارگران و آنچه بر شاغلان بخش صنعت گذشته , مغاير با شعارهاى عدالت محورى دولت نهم است .
                نماينده سابق كارگران ايران در سازمان بين‌‏المللى كار گفت‌‏: به جاى كارگران گرسنه و بلاتكليف شركت فرش" البرز" بابلسر , مديريت اين واحد ومسوولان استان را بازخواست كنند كه اين حادثه نتيجه بى توجهى و سهل‌‏انگارى اين عزيزان در حل به موقع مشكلات كارگران است.
                او گفت‌‏: آقاى احمدي‌‏نژاد , تاكيد كرده كه هر جا ظلم ديديد فرياد برآوريد و ما مي‌‏گوييم كه آقاى رئيس‌‏جمهورى! كارگران فرش" البرز" به ستوه آمده‌‏اند , فرياد زدند و كتك خوردند و آنچه نبايد مي‌‏شنيدند , شنيدند !!

                Comment


                • #23
                  رسانه‌هاى افغانستان دوشنبه شب به نقل از برخى كارگران مهاجر افغان در ايران گزارش دادند، شمارى از كارگران از شدت برخورد ماموران پليس ايران ناراضى هستند.

                  آنها همچنين مدعي‌اند كه مسوولين ايرانى با وجود مدرك شناسايى اقامت، حاضر به صدور مجوز كار به افغان‌ها نيستند.

                  به‌گفته اين رسانه‌ها وزارت كار و امور اجتماعى ايران اعلام كرده است كه از مهرماه امسال مهاجرين افغان نمي‌توانند بدون داشتن جواز كار كنند و در صورت تخلف، افغان‌ها و كارفرمايان جريمه خواهند شد.

                  آژانس خبرى پژواك به نقل از جوانى به نام "روح الله" ‪ ۲۲‬ساله كه در يكى از سنگبري‌هاى شهرك "سنگ تفت" در استان يزد كار مي‌كند، گزارش داد، پليس اين موضوع را به شدت تعقيب مي‌كند.

                  اين آژانس خبرى در عين حال مدعى شد كارگران افغان شهرك ياد شده از دو روز پيش از ترس نيروهاى امنيتى ايران در كوه‌هاى مجاور شهرك به سر مي‌برند.

                  روح الله گفت ما شبها يك بار به اتاق‌هاى خود مي‌آئيم تا نان و آب همراه خود به كوه ببريم.

                  اين مهاجر افغان گفته است اغلب كارگران افغان در اين شهرك مجوز كار ندارند، ايراني‌ها به دليل نداشتن مجوز اقامت به آنها جواز كار نمي‌دهند اما به آنها وعده داده شد كه بعد از آرام شدن وضعيت دوباره به آنها كار خواهند داد.

                  "ناصر خاورى" يكى از مهاجرين افغان مقيم مشهد نيز گفت: ماموران از چندى پيش دستگيرى كارگران افغان را آغاز كرده‌اند.

                  وى افزود: كارگرانى كه بدون مجوز كار مي‌كنند دستگير و بعد از جريمه به اردوگاه (كمپ مخصوص) منتقل و سپس روانه افغانستان مي‌شود.

                  "اسحق صادقى" از كارگران افغان مقيم اصفهان نيز گفت: شايد يك درصد از مهاجرانى كه مدرك اقامت در ايران را دارند بتوانند جواز كار بدست آورند.

                  شمار مهاجران افغان مقيم ايران نزديك به دو ميليون نفرتخمين زده مي‌شود كه از اين تعداد ‪ ۹۲۰‬هزار نفر داراى مجوز اقامت هستند.

                  يكى از مسوولين افغانستان دوشنبه‌شب به تلويزيون ملى اين كشور گفت: صدور مجوز كار شامل حال مهاجرانى كه به صورت غيرقانونى در ايران زندگى مي‌كنند نمي‌شود.

                  اين مقام مسوول اضافه كرد: مشكل مهاجران در نشست آتى ايران و افغانستان و كميسارياى عالى پناهندگان مطرح خواهد شد.

                  Comment


                  • #24
                    تير هوايى هم در كردند با قنداق اسلحه زدند زير چشم من و سرم را شكستند و در حالى كه لباس من خونى شده بود, با باتوم افتادند به جانم؟! در مينى بوس نشسته بوديم كه گاز اشك‌‏آور زدند داخل ماشين و آنجا هم دوباره از ما پذيرايى مفصل كردند! آن قدر خون رفته بود كه در پاسگاه از حال مى روم و با اين حال اجازه نمى دهند كه ما را به بهدارى ببرند قاضى حكم به بازداشت من مى دهد..
                    *نمي‌‏دانيم اينان از كجا آمده بودند؛ نيروى انتظامى بودند يا سپاهى, اما لباس پلنگى بر تن داشتند.
                    *حسين کارگر بابلسر:دست همسرم شكسته و الان در داخل گچ است و خودم نيز از ناحيه گوش راست آسيب ديده ام و شنوايي‌‏ام كم شده است‌‏!



                    روشنگری: جمهوری دروغ و ريا, جمهوری فساد و جنايت و آدمکشی, جمهوری قصابی و سلاخی قربانيان و لگدمال شده گان,.... چنين است نظام جمهوری اسلامی که همه فسادها و تباهی هايش از راس آن می جوشد, از خود "مقام معظم رهبری" که سردسته مفسدان رياکار و رهبر مشتی وحشی چماقدار و ضعيف کش است. مردی که پا به گور است اما چنان خود را باخته است که مثل فرعون سخن می گويد و مثل فرعون رفتار می کند. روز سه شنبه قاريان بيش از چهل کشور را جمع کردند و به حضور فرعون بردند و او سخنانی در جمع اين افراد بيان کرد. ايسنا که خبر را منتشر کرد جلسه را "محفل معنوى ضيافت نور و انس با قرآن" توصيف کرد.
                    هيچ کس البته در اين حون جنون کده اسلامی جرات ندارد رسما يقه خامنه ای را بگيرد و بپرسد که او و اعوان و انصارش به چه حقی اين همه آدم را از چهل کشور دعوت کرده اند و دلارهای نفتی را به حلق شان ريخته اند که مجيز فرعون را بگويند. مساله اما فقط ريخت و پاش هايی از اين دست و حاتم بخش هايی که رژيم از کيسه ملت غارت شده برای تبليغ خويش به عمل می آورد نيست. خامنه ای در اين جلسه جمله ای گفت که اوج وقاحت و رياکاری وی و نظام جمهوری اسلامی را برملا می کند. به گزارش ايسنا او " با اشاره به دستاوردهاى نظام اسلامى در طول سالهاى گذشته به ويژه ايستادگى ملت ايران در مقابل زورگويان" گفت:"همه اين دستاوردهاى ارزشمند از جمله پيشرفت شگفت‌ انگيز جوانان در عرصه‌هاى مختلف علمى و همچنين بروز نشانه‌هايى از اجراى عدالت در كشور به بركت معرفت قرآنى آحاد مردم و مسئولان است."
                    خامنه ای اضافه کرد: "معرفت قرآنى در جامعه، نظام اسلامى را به يك الگو تبديل كرده و موجب بيدارى ملتهاى مسلمان شده است."

                    معلوم نيست خامنه ای با چه رويی چنين آشکارا دروغ می گويد. درست همان روزی که اين سخنان بر زبان خامنه ای جاری شده است, قاضى محمد شمس گيلانى؛ رييس دادگاه خراسان در توجيه مجازات درآوردن چشم يک جوان "به خانواده ها توصيه كرد مواظب رفتار فرزندان خود باشند و از حمل سلاح سرد توسط آنها جلوگيرى نمايند."
                    به گزارش روزنامه خراسان او هشدار داد که "هميشه جرايم ارتكابى به اخذ ديه ختم نمى شود و در بسيارى از موارد نيز محكوم بايد قصاص شود كه اين راى يكى از همين نمونه هاست."
                    و درست در روز سه شنبه ديوان عالی رژيم حکم قصاص جوان 30 ساله ای را صادر کرده است. خامنه ای اگر ريغ رحمت را سر نکشد و بماند تا روز سرنگونی بساط ظلم و استبدادی که به پا کرده بايد پاسخ بدهد که آيا عدالت است که گردانندگان شبکه های فحشا و قاچاق زنان آزادانه به کارشان با اتکا به رانت حکومتی ادامه می دهند و در عوض زنانی که در اثر فقر و نداری به تن فروشی می افتند به سنگسار محکوم می شوند؟

                    وانگهی اگر چشم درآوردن و قصاص کردن و دستگيری و شکنجه و قتل اسيران دگرانديش اين ملت در زندان ها و اعدام کودکان و نوجوانان "الگوی اسلامی" است پس چرا اين دستگاه در مقابل اعتراض نهادهای بين المللی چنين مواردی را انکار می کند؟ شما که چشم درمی آوريد و شکنجه می کنيد و پرونده می سازيد, شما که کودکان را بر سر دار می کشيد, چرا جرات و شهامت آن را نداريد که در مقابل معترضين به نقض حقوق بشر در ايران رسما بايستيد و بگوييد که "معنويت قرانی" شما منشا اعمال پست و ضد بشری شماست. چرا جرات نمی کنيد بگوييد که "الگوی شما" شش ميليون بيکار, چهار ميليون معتاد, 10 ميليون زير خط فقر و يک ملت اسير است که با آنها داريد بدتر از اشغالگران خارجی رفتار می کنيد؟ چرا جرات نمی کنيد خطاب به جهانيان بگوييد که دادگاههای اسلامی شما برای شرکت در يک اعتراض مدنی ساده در ماهشهر 25 سال حکم زندان داده اند و برای صدها هزار دانشجوی اين مملکت پرونده ساخته اند و ستاره داوود را بدتر از نازيست های جنايتکار آلمانی احيا کرده اند؟
                    شرم آورتر از همه اين است که درست به موازات گسترش سرکوب و هارتر شدن رژيم و افزايش اعدام ها؛ خامنه ای در جمع قاريان قرآن از "بروز نشانه‌هايى از اجراى عدالت در كشور" سخن گفته است. راستی آيا خامنه ای نمی ترسد از اين که زمين يک باره تحمل اين همه دروغ را از کف بدهد و دهان باز کند و او را در خود ببلعد؟

                    برای درک "بروز نشانه‌هايى از اجراى عدالت در كشور" بخش هايی از گزارش خبرگزاری ايلنا که همين دو روز پيش انتشار يافته کافی است. پس از ضرب و شتم کارگران بابلسر توسط نيروهای انتظامی و امنيتی, ايلنا شرح جريان را از زبان کارگران ضرب و شتم شده و مجروح جويا شد. اين است شمه ای از "عدالت" خامنه ای و "معرفت قرآنی مسوولان" اين نظام:


                    -----------------------------------------

                    "حسين محسن پور" يكى از كارگران شاغل در فرش البرز بابلسر با بيش از 15 سال سابقه پيرامون اين حادثه مي‌‏گويد : يك هفته قبل از عصر شنبه مورد نظر, روز جمعه 40 نفر از كارگران اين واحد كه پي‌‏گير مسايل كارخانه كارگران بوديم, به فرماندارى دعوت شديم؛ آنجا در مورد وضعيت واحد با مالك (صاحب) شركت صحبت كرديم و به ما گفتند كه شنبه هفته آينده (شنبه روز درگيرى) كارخانه بازگشايى مى شود و كارگران سر كار خود خواهند رفت.

                    در اين جلسه يكى از مسوولان امنيتى بابلسر گفت‌‏: ما صداقت داريم؛ اگر كارخانه تا روز شنبه آغاز بكار نكرد, مقابل شهربانى روى زمين زير پاى كارگران مي‌‏خوابم!

                    همان روز گفتند كه پنج‌‏شنبه، آخرين هماهنگي‌‏ها در مورد شركت و كارگران به عمل مي‌‏آيد.
                    روز شنبه 40 تا 50 نفر به فرماندارى رفتيم تا خبر بگيريم, اما نمي‌‏دانستيم كه ماموران ضد شورش در انتظار ما هستند و با باتوم و گاز اشك‌‏آور از زن و بچه ما استقبال خواهند كرد!
                    آنان پير و جوان و زن و مرد را به باد كتك گرفتند و از گاز اشك‌‏آور استفاده مى كردند گويا ما انسان نيستيم و حق فرياد زدن و تظلم‌‏خواهى نداريم!

                    "محسن‌‏پور" مى گويد: نمي‌‏دانيم اينان از كجا آمده بودند؛ نيروى انتظامى بودند يا سپاهى, اما لباس پلنگى بر تن داشتند.
                    اين كارگر اضافه كرد: عده‌‏اى از ما به اداره كار رفته بودند تا قضيه را پي‌‏گيرى كنند و جمعى هم به فرماندارى آمده بوديم نمى دانم كه چه شد, اما به يكباره بر سرمان ريختند تعدادشان زياد بود, فكر مى كنم كه 400 - 500 نفرى بودند!
                    او مي‌‏گويد: گويا فرماندارى از روز پنج‌‏شنبه نيروهاى ضد شورش را خبر كرده بود و آنان در شهر مستقر بودند اما خبرى نداشتيم.
                    "حسين" با اشاره به گفته‌‏هاى فرماندار جديد كه از 5 ماه پيش به اين سمت منصوب شده, گفت‌‏: ايشان گفتند كه اگر كار بچه‌‏هاى فرش البرز را درست نكنم، به درد" لاى جرز ديوار" مى خورم؛ حاضرم كه دست بر قرآن بگذارم و بگويم كه فرماندار اين حرف را زده آيا خود فرماندار هم قسم مى خوره كه اين كار را كرده!
                    اين كارگر مى گويد: اول گاز‌‏ اشك‌‏آور زدند و بعد هم با باتوم افتادند به جان كارگران و خانواده‌‏هايشان و ما را داخل ميني‌‏بوس ريختند و روانه پاسگاه كردند.
                    عده‌‏اى از ما را در اداره كار كتك زده و آورده بودند و عده‌‏اى را هم در فرماندارى مورد لطف و محبت خود قرار داده بودند!
                    اگر ديگران مفهوم مهرورزى دولت را متوجه نشده اند، ما خيلى خوب درك كرديم؟!

                    "حسين" مي‌‏گويد: دست همسرم شكسته و الان در داخل گچ است و خودم نيز از ناحيه گوش راست آسيب ديده ام و شنوايي‌‏ام كم شده است‌‏! او مى گويد: 2 روز است كه آزاد شده‌‏ام ( مصاحبه روز پنج‌‏شنبه انجام شده است)،43 نفر را به پاسگاه بردند كه 37 نفرشان كارگر بودند؛ تا امروز (پنج‌‏شنبه) هم با تعهد آزاد شده‌‏اند و 15 نفر همچنان در بازداشت هستند كه وضعيت آنان نيز بزودى مشخص مي‌‏شود.
                    حسين از خبر معاونت اجتماعى نيروى انتظامى مازندران در خصوص عدم درگيرى با كارگران اظهار شگفتى كرده و مي‌‏گويد: دروغ مي‌‏گويند؛ آنان لباس پلنگى بر تن داشتند و حسابى ما را كتك زدند.

                    "نژاد اسماعيلى" نگهبان كارخانه فرش البرز بابلسر است؛ او مي‌‏گويد: روز شنبه (حادثه ) به شركت رفتم ماشين را در پاركينگ گذاشتم حدود 20 نفر به شركت آمده بودند كه يك هو دهها نفر از ماموران آنجا آمدند و تمامى كارگران حاضر را دستگير و بردند .
                    او مى گويد: ساعت 5/8 صبح به كارخانه آمديم و 10 دقيقه بعد نيروهاى انتظامى سر رسيدند و با ما برخورد كردند.
                    قرار نبود كه با ما چنين كنند ما با هماهنگى فرماندارى آمده بوديم آخر, چند روز قبلش هم تلويزيون محلى از بازگشايى مجدد كارخانه و حل مشكلات كارگران خبر داده بود و فرماندار قول 100 درصدى براى بازگشايى كارخانه و حل مشكلات واحد!
                    او اضافه مي‌‏كند: نمى دانم چه دستورى داده بودند كه نيروى انتظامى آمد و همه ما را گرفتند و داخل ماشين كردند و خود وارد كارخانه شدند؛ بعد از دستگيرى ما را به كلانترى بابل و بعد هم به اردوگاه سارى كه محل نهگدارى معتادان است, بردند و در همين مدت, ماشين من و خودروهاى پارك شده در كارخانه را زدند و شكستند و لاستيك خودروها را پاره پاره كردند.
                    لااقل به خودروى من 500 هزار تومان خسارت وارد كرده اند، در بازداشتگاه علت مراجعه به كارخانه را از ما پرسيدند و گفتيم كه طبق وعده فرماندار آمده ايم؛ سه روز در اردوگاه سارى بوديم و بعد هم انگشت نگارى كردند و با سند آزاد شديم آنان مى گفتند كه شما سياسى هستيد و ما را عامل شورش در شهر معرفى كردند و تعهد گرفتند كه هيچ كارى نكنيم؛ ما گفتيم كه دنبال حق و حقوق خودمان هستيم, سياسى كارى يعنى چه! و آنان گفتند كه تعهد بدهيد و برويد!
                    او مى گويد: نيروى انتظامى خبر درگيرى و ضرب و شتم كارگران را تكذيب مى ‌‏كند, پس شكستگي‌‏هاى دست و پاى كارگران كار كيست نكند كه خودمان دست و پايمان را شكسته‌‏ايم.
                    او مي‌‏گويد: از مجموع 20 نفرى كه در مقابل كارخانه دستگير شديم, 17 نفر آزاد و سه نفر در بازداشت هستند من هم يك ميليون تومان وثيقه گذاشتم و آمدم بيرون الان هم هيچ‌‏كس پاسخگو نيست!
                    فرماندار گفته بود كه اگر كار كارگران درست نشود, از روى من عبور كنند آيا آقاى فرماندار بر حرف‌‏اشان هستند.


                    Comment


                    • #25

                      Comment


                      • #26
                        كارگران كارخانه‌ چيت‌سازى تهران به‌دنبال پرداخت نشدن يك‌ساله‌ى حقوق‌ومزايا و حق بيمه‌ى خود، امروز دست به اعتراض زدند.

                        نماينده‌ى كارگران معترض كارخانه چيت‌سازى تهران كه با خبرنگار كار و اشتغال خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) گفت‌وگو مي‌كرد، اظهار داشت: در يك سال گذشته و پس از خريد كارخانه چيت‌سازى توسط مدير عامل جديد، تاكنون به هيچ‌ يك از كارگران حقوقى پرداخت نشده است و آخرين دريافتى كارگران به مهرماه سال گذشته برمي‌گردد.

                        اين كارگر افزود: تعداد كارگران كارخانه پس از گذشت يك سال، صدها نفر كاهش يافته و اكثرا اخراج يا بازخريد شده‌اند. ما هم امروز با مراجعه به دفتر مديرعامل، او را به خارج از كارخانه هدايت كرديم كه البته با روى باز پذيرفت!

                        وى يادآور شد: 70 درصد اين كارخانه به‌دليل اجراى قانون نوسازى صنايع به‌حالت تعطيل درآمده است، درحالي‌كه مدرن‌ترين دستگاه‌ها در اين كارخانه مستقر شده بودند.

                        Comment


                        • #27
                          سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، با ارسال نامه‌ای به دیوید کاکرافت David Cockroft دبیرکل فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، خواستار حمایت این سازمان بین‌المللی از تحقق خواسته‌های نهاد صنفی حمل و نقل در ایران، از جمله آزادی منصور اصانلو رئیس سیندکا از زندان شد و بازگشت کارگران اعتصابی را که بعد از آزادی از زندان از رفتن به سر و کار و دریافت هر گونه حقوق و مزایا محروم شده اند را مطالبه کرد. در نامه مذکور آمده است کارگران ایران با پشتوانه کار و تلاش آگاهانه، امیدوار هستند هرچه زودتر حقوق سندیکائی آنان طبق اصول منشور جهانی حقوق سندیکائی و حقوق بنیادین کار، و از جمله مقاوله‌نامه‌های 87 و 98 تحقق یابد.
                          بهروز کارونی


                          بهروز کارونی (رادیو فردا): در این نامه با اشاره به اینکه منصور اصانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد همچنان در زندان به سر می‌برد، نوشته شده است که بیش از 180 نفر از کارگران نزدیک به چهارماه است که به صورت غیرقانونی منفصل از کار و از دریافت هر گونه حقوق و دستمزد محروم هستند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در ادامه این نامه خواستار پایان فوری این شرایط دشوار شده است.
                          در نامه مذکور آمده است کارگران ایران با پشتوانه کار و تلاش آگاهانه، امیدوار هستند هرچه زودتر حقوق سندیکائی آنان طبق اصول منشور جهانی حقوق سندیکائی و حقوق بنیادین کار، و از جمله مقاوله‌نامه‌های 87 و 98 تحقق یابد.

                          سندیکای کارگران شرکت واحد با اشاره به پذیرفته شدن درخواست عضویت این نهاد صنفی ایرانی در فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، همبستگی و یاری این سازمان بین‌المللی را موجب کاهش شرایط سخت کارگران ایران از جمله کارگران بخش حمل و نقل دانست.


                          همین ارتباط در این نامه نوشته شده است که در خواست شما مبنی بر آزادی قاطعانه منصور اصانلو و دیگر دستگیرشدگان و بازگشت به کار اخراج‌شدگان اعتصابات صنفی زمستان سال 1384 که به دلیل جلوگیری گسترده نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی برگزار نشد، بسیار پسندیده، ارزشمند و اثرگذار است.

                          Comment


                          • #28
                            به دليل عدم پرداخت سهم سازمان هميارى شهرداري‌هاى كشور و تاخير در پرداخت حقوق شهريور ماه رانندگان اتوبوس‌رانى تبريز،ده‌ها راننده اين شركت يه مدت سه ساعت تجمع اعتراض‌آميز انجام دادند.
                            فارس:مديرعامل شركت واحد اتوبوس‌رانى تبريز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس به طور تلويحى سازمان هميارى را نشانه گرفت و گفت:هزينه‌هاى اين شركت در مجموع توسط شركت واحد، شهردارى و سازمان هميارى شهرداري‌هاى وزارت كشور تامين مي‌شود كه سهم سازمان هميارى شهرداري‌هاى كشور پرداخت نگرديده است.
                            داود طالب‌نژاد افزود:سازمان هميارى شهرداري‌هاى كشور امسال مي‌بايست از محل تامين قطعات يدكى اتوبوس‌ها 30 ميليارد ريال به اتوبوس‌رانى تبريز پرداخت كند و ما پيگير اين موضوع هستيم.
                            وى در مورد اعتراض تجمع‌آميز بيش از 200 راننده اتوبوس‌هاى خط واحد اين شهر كه سرانجام پس از قول مساعد مسئولان ذيربط ،پشت فرمان اتوبوس‌هاى خود نشستند،اظهار داشت:رانندگان به تاخير در پرداخت حقوق شهريور ماه خود اعتراض داشتند كه ما نگرانى آنان را رفع كرديم.
                            طالب‌نژاد تصريح كرد:شهروندان تبريزى با 550 راننده در سطح شهر و حومه جابجا مي‌شوند و نزديك به 460 دستگاه اتوبوس در اين زمينه فعال هستند.
                            براساس اين گزارش،با ترك كار از سوى رانندگان معترض،مردم در بسيارى از ايستگاه‌ها و خطوط شهرى و حومه تبريز با مشكل مواجه شدند و در پاره‌اى از ايستگاه‌هاى شهرى ازدحام بوجود آمد و بسيارى به مقصدهاى خود دير رسيدند و يا مجبور به استفاده از تاكسى و سواري‌هاى شخصى شدند.

                            Comment


                            • #29
                              Dorood bar tamamie Kargaran va Zahmatkeshane Irani
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • #30
                                عليرضا مددى گفت: انجمن هاى صنفى با اصلاح قانون كار در حال حاضر مخالف هستند.

                                نايب رئيس سنديكاى شركت واحددر گفت و گو با خبرنگار موج با بيان اين اعلام مطلب اظهارداشت : اصلاح قانون كار موجب مى شود كه كارگران از حداقل هاى قانونى كه در حال حاضر دارند محروم بمانند.
                                وى در ادامه با بيان اين مطلب كه سه جانبه گرايى درپيش نويس اصلاحيه قانون كار لحاظ نشده است اظهار داشت : اجرايى شدن طرح پيش نويس اصلاحيه قانون كار در كشور موجب مى شود كه كارگران از لحاظ معيشتى با مشكلات عديده اى مواجه شوند.
                                وى در ادامه با انتقاد از اصلاح ماده 27 قانون كار در كشور اظهار داشت : اصلاح ماده 27 قانون كار موجب مى شود كارفرمايان بدون هيچ قيد وبندى به اخراج كارگران بپردازند.
                                وى به ضرورت لزوم افزايش دستمزد كارگران تاكيد كرد و گفت : كارگران در حال حاضر ماهيانه 150 هزار تومان دستمزد دريافت مى كنند در صورتى كه طبق ماده 41 قانون اساسى حداقل دستمزد كارگر بايد به اندازه تامين شدن يك خانواده كارگرى باشد.
                                وى در ادامه به آمار ارائه شده بانك مركزى در خصوص خط فقر در كشور اشاره كرد وافزود: براساس اعلام بانك مركزى خط فقر دستمزد400 هزار تومان اعلام شده است بنابراين با توجه به موارد ذكر شده كارگران از لحاظ معيشتى زير خط فقر زندگى مى كنند.
                                مددى در ادامه طرح ارائه تسهيلات به بنگاه هاى اقتصادى زود بازده را فاقد اعتبارات لازم عنوان كرد وافزود: ارائه تسهيلات به بنگاه هاى اقتصادى زود بازده تنها رانت خوارى را افزايش مى دهد.

                                Comment

                                Working...
                                X