Zendanian-e Syasi dar Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #286
    فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران : بنابه گزارشات رسيده ازبند 4 زندان گوهرداشت کرج وزارت اطلاعات دستور حملات خونين عليه زندانيان سياسی را به زندانبانان داده است. در طی روزهای اخير زندانيان عادی و خطرناک به تحريک حاج کاظم رئيس زندان ، علی محمدی معاون زندان ، ترابيان رئيس بازرسی زندان و آخريان رئيس بند 4 با زندانيان سياسی محبوس در اين بند بدون دليل اقدام به درگيری فيزيکی و اهانت به آنها و با اين اعمال سعی دارند که واکنش زندانيان سياسی را بر انگيزند .
    مجرمين عادی و خطرناک ابتدا به آقای کريم خان از زندانيان سياسی مسن، که 12 سال در اين زندان بسر می برد حمله ور شدن و او را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادن که در اثر اين ضرب و شتم ايشان جراحاتی برداشتند و همچنين عينک اين زندانی شکسته شد. اين مجرمين خطرناک آقای شيرمحمد رضائی از بازماندگان قتل عام زندانيان سياسی 1367 و آقای منصور رادپور و دکتر مصطفی علوی و اقای ناصر خيراللهی را مورد اهانت خود قرار دادند. ولی زندانيان سياسی با شکيبائی و متانت واکنشی از خود نشان ندادن .
    آقای منصور رادپور مسئله برخوردهای اين افراد را با ترابيان رئيس بازرسی زندان در ميان می گذارد. ترابيان علنا از اين مجرمين خطرناک حمايت کرد و زندانيان سياسی را مورد اهانت قرار داد. آقای رادپور از زندانيان سياسی است که اسفند ماه 1385 توسط مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به مدت يک ماه در زندانهای مخفی آنها تحت وحشيانه ترين شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت و در اثر اين شکنجه ها دنده های سمت چپ اوشکسته شد و همچنين کتف او آسيب جدی ديد و عليرغم اينکه بيش يک سال از آن می گذرد و دچار عوارض مختلفی گرديده از جمله آن نيمه نفس بودن و دردهای شديد،اما تا به حال از درمان او خوداری می کنند و حاج کاظم به او گفته است که ما می خواهيم شما ها را زجر کش کنيم و نه درمان کنيم .
    لازم به يادآوری است در سالهای گذشته زندانيان سياسی بارها آماج حملات خونين قرار گرفتند که در اثر اين حملات دچار صدمات جدی گرديده اند. اين حملات به دستور وزارت اطلاعات و توسط زندانبان و با کمک مجرمين عادی و خطرناک به اجرا در می آيد. اين يکی از شيوه های فشار وزارت اطلاعات عليه زندانيان سياسی است . در حالی که بنابه قوانين اين رژيم که معروف به تفکيک جرائم است ، زندانيان سياسی نبايد در کنار مجرمين عادی و خطرناک قرار گيرن ولی آنها حتی به قوانين خود هم پايبند نيستند.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #287
      گذری به خاوران!
      فرزاد جاسمی
      * يک دم گذری به خاوران کن، بينی ز خودت بسی نشانی



      --------------------------------------------------------------------------------



      هر روزه کشند و خون بريزند، کفتار صفت شيوخ جانی
      تو از چه کنی جنايت شيخ، نظاره که خود نه ناتوانی
      داری بدهی به جد ايشان؟ شرمنده تو از کدام گناهي؟
      جز جهل و جنايت و چپاول، زين ددمنشان دگر چه دانی

      اجداد وی ات هميشه غارت، بنموده و خون تو بخوردند
      باشد گنهت که از گذشته، وين قوم شرير هيچ نخوانی
      از ظلم يزيد، جنايت شمر، گفتند و دگر کنند حکايت
      حجاج چه کرد و سعد وقاص، بينی تو خودت نگو ندانی

      با خون تو، تيغ کند اسلام، چرخيد زمانی آسيا سنگ
      خشنود نشد خدای بی چون، زان ظلم و ستم و خونفشانی
      اجداد تو لينج شدند و مُثله، ز اولاد اميه، نسل عباس
      از ظلم شهان حامی دين، صد دجله ی خون به هر زمانی

      فرمان خدا هميشه اين بود، کشتار و تباهی و جنايت
      جلاد فقط عوض بدل شد، مظلوم تو بوده و تو مانی
      منصور هميشه بر سر دار، فرياد اناالحقش بلند است
      يک دم گذری به خاوران کن، بينی ز خودت بسی نشانی

      اين گور تو است نشان الله، نقشی زده بر زمين ميهن
      با ديده سر بکن تماشا، زين کعبه نما تو ديدبانی
      بشنيده بگوش و ديده با چشم، بنياد ستم خدا نگون کرد؟
      افسانه نگو! دست مردم، بگشوده نه قدرتی نهانی

      گر کار خداست جمله شيخان، بايد بشوند نيمه شب سنگ
      يا وقت سحر جملگی خر، گردند و کنی تو خر چرانی
      بر بارگاه علی و شاه مظلوم، هر روزه خورد توپ و موشک
      پرسم ز تو پس کجاست ابابيل، وان معجزه های آن چناني؟

      بو مسلم و تيغ او عرب را، زين ملک براند نه دست الله
      شاه نيز به دست تو نگون شد، از خويش مگر تو بد گماني؟
      در دست تو است حيات شيخان، پايان ده ظلم بيحدش تو
      آزرده نشو ديو و دد را، برتخت ستم تو می نشانی
      ***
      دهم خرداد ماه هشتاد و هفت

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #288
        علي*رغم گذشت پنج روز از بازداشت بيش از 230 تن از شهروندان مشهدي در تحصن آرام روز جمعه 24 خرداد ماه در اعتراض به گراني، هيچ*يك از بازداشت*شدگان آزاد نشده*اند.


        --------------------------------------------------------------------------------

        علي*رغم گذشت پنج روز از بازداشت بيش از 230 تن از شهروندان مشهدي در تحصن آرام روز جمعه 24 خرداد ماه در اعتراض به گراني*ها در بلوار وكيل*آباد شهر مشهد، هيچ*يك از بازداشت*شدگان آزاد نشده*اند و هنوز هيچ خبري از آنان در دست نيست.
        به گزارش فعالان حقوق بشري شهر مشهد، تنها پنج دانشجوي بازداشت*شده در تجمع فوق در پي برگزاري تحصن شبانه دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه فردوسي شهر مشهد، آزاد شده*اند وهيچ خبري از محل بازداشت و وضعيت جسمي ديگر بازداشت*شدگان در دست نيست.
        يك فعال حقوق بشري شهر مشهد كه نخواست نامش فاش شود در اين زمينه گفت: « با توجه به اين امر كه تجمع روز جمعه به صورت كاملا مردمي برگزار شده و هيچ تشكل، گروه يا حزبي در اين تجمع شركت نكردند، هيچ پيگيري سازماندهي شده*اي در مورد وضعيت بازداشت*شدگان در شهر مشهد انجام نشده است.»

        وي همچنين اضافه كرد: « يكي ديگر از دلايل آزاد نشدن شهروندان، عدم پوشش مناسب خبري اتفاقات فوق در شهر مشهد است كه دست نيروهاي امنيتي را براي هرگونه رفتار غيرقانوني و ادامه بازداشت شهروندان باز گذاشته است.»

        گفتني است بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي شركت و برگزاري تجمع فوق كاملا قانوني و در مقابل برخوردهاي صورت گرفته با تجمع*كنندگان غيرقانوني بوده است.

        همچنين با توجه به ضرب وشتم شديد تجمع*كنندگان توسط نيروهاي يگان ويژه، امنيتي و لباس شخصي حاضر در محل و گزارش شاهدان عيني از مضروب شدن دست*كم يك نفر و عدم پاسخگويي مسوولان امنيتي، انتظامي و قضايي شهرستان مشهد به خانواده افراد بازداشت*شده، نگراني*هاي زيادي نسبت به وضعيت جاني بازداشت*شدگان در بين شهروندان مشهدي و خانواده بازداشت*شدگان وجود دارد.
        آخرين اخبار غيررسمي از بستري شدن تعدادي از بازداشت*شدگان در بيمارستان*هاي قائم و امام رضا شهر مشهد حكايت دارد. حال دو تن از مجروحان وخيم گزارش شده است.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #289
          قتل عام مرداد 67
          جنایت زیر خاک پنهان نماند!



          مرداد 1367 بزرگترین جنایت در 2 زندان گوهردشت و اوین در تهران سازمان داده شد و بدنبال آن، در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران آنچه در تهران انجام شد، تکرار شد. نام این واقعه "قتل عام زندانیان سیاسی" است. در تهران، بر روی این جنایت، در گورستان قدیمی و نیمه متروک "خاوران" خاک پاشیدند و در همه شهرهائی که جنایت در آن ها تکرار شد، خاورانی به یادگار گذاشتند. شمار قربانیان به چند هزار می رسد. آنها را گروه گروه به دار کشیده و شبانه و دزدانه در گورهای دسته جمعی ریختند و رویشان خاک پاشیدند. کدام جنایت در طول تاریخ در زیر خاک پنهان مانده که جنایت مرداد 67 بماند؟ طراحان و مجریان این جنایت در حاکمیت اند. همان ها که قتل های زنجیره ای را نیز پس از کشتار 67 بصورت شکار پراکنده انسانی- سیاسی، خارج از زندان ها ادامه دادند. شمار این قتل ها نیز در مرز 50 مترجم و روشنفکر و نویسنده و محقق نا همسو و منتقد است. این نخستین و اختصاصی ترین عکسی است از این جنایت که ابتدا حزب توده ایران در هفته نامه خود بنام "نامه مردم" منتشر کرد و سپس در نشریات سراسر جهان انتشار یافت. این نشریه نوشت که این عکس را شبانه و با پس زدن خاک ها گرفته و به این نشریه رساندند.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #290
            آنچه را می خوانید از یک گزارش مشروح استخراج کرده ایم. نویسنده و سایت منتشر کننده آن "ایرج مصداقی" است که در پایان همین گزارش آدرس مراجعه به آن را قید کرده ایم. نویسنده این گزارش تلاش کرده است برخی ابهامات را در باره اسامی مشترک توضیح بدهد ولی از نظر ما، این تلاش باعث مغشوش شدن اطلاعاتی است که درباره شکنجه گران و بازجویان مورد نیاز عمومی است و به همین دلیل ما کوشیدیم این بخش از اطلاعات را استخراج کرده و منتشر کنیم. طبیعی است که اگر گزارش آقای مصداقی همراه با عکس شکنجه گرانی که نام آنها ذکر شده (به هر تعداد که در دسترس است) بود، اعتبار آن چند برابر می شد.



            1- حسین شیخ*عطار، مدیر و مشاور انفورماتیک امور مجلس و استان*های صدا و سیما: از عوامل وزارت اطلاعات، فعال در تروریسم خارج از کشور، یکی از متهمان فراری دادگاه ترور شاپور بختیار.

            برادر وی بنام علیرضا شیخ*عطار مدتی سردبیر روزنامه**ی همشهری و عضو مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و اکنون سفیر جمهوری اسلامی در آلمان شده است.

            2- اصغر فاضل از سال ۶۰ یکی از بازجویان شقی شعبه هفت اوین بود. یکی از مشخصه*های او این بود که عرقچینی سفید رنگ به سر داشت. گفته می*شد وی بعدها به عضویت هیأت علمی دانشگاه بهشتی (ملی سابق) درآمد. از صحت و سقم خبر مزبور بی*اطلاعم، اما می*دانم وی ترفیع مقام یافت و در دیوان عالی کشور دارای پست و مقام شد.

            3- انتشار حاج کربلایی در سایت اداره کل زندان های استان تهران 27مرداد86، سبب شد تا بعضی از زندانیان سیاسی سابق وی را شناسایی کرده و اطلاعات خود را در مورد وی بنویسند. حاج مهدی کربلایی معاون داخلی اوین در کنار کسانی همچون برادران حسین زاده، و حاج جوهری فرد(با نام مستعار مهدوی) همگی از باند لاجوردی بودند که در سمت مدیران و معاونت های شکنجه*گاههای مختلف انجام وظیفه می*کردند و در شکنجه و تیرباران زندانیان نیز فعالانه شرکت داشتند.

            حاج کربلایی علاوه بر فحاشی و انواع دریدگی و رذالت، در موارد بسیاری به خواهر و مادر زندانی پیشنهاد صیغه و ازدواج موقت! در ازای آزادی عزیزشان را می داد.

            خواهر یکی از تیرباران*شدگان نیز سالها بعد نوشت وقتی به محل شکنجه*ها برروی بدن برادر اعدام شده*ام به حاج کربلایی اعتراض کردم او با افتخار و طعنه گفته است: «نگران جای شکنجه*هایش نباشید خیالتان راحت، گلوله را به همان جای شکنجه*ها زدیم». او با تعداد دیگری از بازاریان باند لاجوردی از جمله حاج شیرینی، ناصر آقائی، حاج مراد و عباس تیموری، از مسئولان کارگاه اوین بودند و از این راه پول هنگفتی به جیب زد. حاج کربلایی تا سال84 در سمت مدیر داخلی اوین به سرکوب زندانیان سیاسی مشغول بود. به طوری که زندانیان سیاسی بند350 زندان اوین در جوابیه *یی به اظهارات معاون دادستان (26 آذر84) به یورش تیغ*کشان و پاسداران رژیم به زندانیان سیاسی و ضرب و شتم آنان و سرقت اموالشان اشاره کرده و نام کربلایی را در کنار حبیب عباسی (مسئول حفاظت اطلاعات زندان اوین) و یوسفی (مسئول بازرسی و حراست زندان اوین) آورده اند. کربلایی سپس به عنوان رئیس زندان فردیس کرج معرفی شد. او از طریق ساختن کارگاههای تولیدی در زندان و مزد بسیار ناچیزی که به زندانیان می*دهد زندانیان را استثمار می کند.

            سایت اداره کل زندانهای استان تهران او را «از نسل انقلاب» و نسلی که «روی طول موج و مماس با خط اول نهضت اسلامی» بوده است معرفی می*کند که اکنون «با کوله*باری از تجربه در عرصه*های مدیریت زندان، ریاست ندامتگاه فردیس را عهده*دار است». (سایت اداره کل زندانهای استان تهران 27مرداد86)»



            4- حاج مهدی کربلایی در زندان صرفاً با نام «حاج مهدی» شناخته می*شد و کسی از نام خانوادگی او اطلاعی نداشت و در گزارشات زندانیان نیز از او به عنوان «حاج مهدی» یاد شده است. او در سال ۶۰، دهه دوم عمر خود را سپری می*کرد. سفید رو بود و موهای روشن و کم پشتی داشت. پاسداری بود موذی و تو دار که شمرده و آهسته صحبت می*کرد. غالباً در ضرب و شتم*ها شرکت نمی*کرد اما خط اصلی برخورد با زندانیان را می*داد و گاه به پرونده سازی در شعبه*های بازجویی علیه آن*ها می*پرداخت. او از پاسداری بند به یکی از مسئولان «آموزشگاه» اوین ارتقا مقام یافت و در دوران کشتار ۶۷ نیز نقش فعالی داشت. او چه در دوران قدرت لاجوردی و چه در دوران اصلاحات زندان و چه پس از آن در زمره اداره کنندگان زندان بود و جایگاه خود را حفظ کرده بود.



            5- جلیل بنده (دایی جلیل) شکنجه*گر، محافظ لاجوردی و تیرخلاص زن اوین بود که در شهریور ۶۱ در جبهه* جنگ کشته شد.

            6- مجتبی حلوایی عسگر، یکی از پاسداران شقی و جنایتکار اوین بود که بعدها به معاونت امنیتی و انتظامی زندان رسید و در جریان کشتار زندانیان در سال ۶۷ نقش بسیار فعالی داشت. وی در سال ۶۸ از زندان اوین رفت و بعدها شنیدم از مسئولان چای جهان بود. مجتبی حلوایی از پاسداران دادستانی بود، او هیچ*گاه بازجو نبود و به ویژه نقشی در بازجویی از توده*ای ها نداشت.



            7- مرتضی صالحی (صبحی) رئیس زندان گوهردشت در سال*های ۶۱ تا ۶۳ بود که جنایات زیادی را در این دوره مرتکب شد.



            8- «مجتبی» یکی از بازجویان و مسئولان پرونده*ی توده*ای ها به هنگام دستگیری در سال ۶۱ و ۶۲ بود. توده*ای ها توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شده بودند و بازجویی آن*ها تحت نظر سپاه پاسداران در کمیته مشترک صورت می*گرفت.



            9- مجتبی مهراب بیگی، نفر سومی است که در زندان اوین به «دایی مجتبی» معروف بود. وی نیز از جمله محافظان لاجوردی، شکنجه گر و تیرخلاص زن بود. او نیز در سال ۶۱ در جبهه* جنگ کشته شد. جنب مسجد امام حسین در میدان امام حسین تهران، خیابانی به نام او شده است.



            10- مرتضی اشراقی دادستان انقلاب اسلامی تهران و پیش از آن نیز در همین پست در اصفهان خدمت کرده بود. وی(عضو تیم سه نفره کشتار 67 در زندان ها) آخوند نبوده و نیست. حتا رئیسی و ناصریان نیز که روحانی هستند، در زندان و بویژه در خلال کشتار ۶۷ با لباس روحانیت حاضر نمی*شدند. مرتضی اشراقی هم اکنون دارای دفتر وکالت در تهران است. آدرس دفتر او خیابان ویلا، نبش خیابان سپند است.



            11- مجید قدوسی نسبتی با آیت الله علی قدوسی ندارد و تنها یک نام مستعار است. وی از اهالی جنوب شرقی تهران، حوالی آب منگول است. از آن*جایی که گردانندگان زندان*های رژیم هم*محلی**های او بودند، پس از پیروزی انقلاب پایش به زندان قصر باز شد. یکی از دوستانم تعریف می*کرد یک شب پس از اتمام مسابقه فوتبال در محله*مان، از ما خواسته شد که به صورت داوطلب برای شرکت در جوخه اعدام به زندان قصر برویم. مجید قدوسی یکی از کسانی بود که آن شب به زندان قصر رفت و ماندگار شد. او سپس به اوین انتقال یافت و پس از مدتی به ریاست بخش ۳۲۵ اوین رسید. در پاییز ۶۰ اداره «آموزشگاه» اوین به عهده او گذاشته شد. وی بعدها سمت دادیاری پیدا کرد و از زندانیانی که موعد آزادی*شان رسیده بود، مصاحبه می*گرفت. در جریان کشتار ۶۷ وی مسئولیت دار زدن زندانیان در اوین را به عهده داشت.

            قدوسی پس از کشتار ۶۷ ضمن آن که به عضویت هیئت فوتبال تهران و ریاست کمیته برگزاری مسابقات فوتبال رسید، مسئولیت استادیوم آزادی تهران را نیز به عهده گرفت. وی هم اکنون در کنار مشاغل «قضایی» که دارد از مسئولان تیم فوتبال کوثر تهران نیز هست. مهدی اربابی رئیس کمیته سعدآباد شمیران که مدتی رئیس هیأت فوتبال تهران بود پای او و تعدادی دیگر از عوامل سرکوب را به هیأت فوتبال تهران باز کرد. مهدی اربابی نیز یکی از گردانندگان تیم فوتبال کوثر تهران است.

            برخی به غلط تصور میکنند که مجید قدوسی، پسر «آیت*الله» قدوسی دادستان اسبق انقلاب است، در حالی که «آیت*الله» قدوسی فرزندی به نام مجید ندارد. او دارای دو پسر بود که یکی از آن*ها در جبهه کشته شد و دیگری در امور زندان*ها فعال نبود.



            12- سعید اسلامی یکی از سربازجو*های شعبه هفت اوین بود که نقش اساسی در شکنجه و کشتار زندانیان مجاهد داشت. وی یکی از معروف*ترین و بی*رحم ترین بازجویان اوین بود. یکی از دوستانم که در سال ۶۲ وی را چشم باز دیده بود تعریف می*کرد، صورتش را تراشیده بود و لباسی شیک به تن داشت. او می*گفت اگر او را بیرون از زندان دیده بودم، محال بود تشخیص دهم که او اسلامی است. اسلامی، دوستم را به همراه تعدادی دیگر که اعدامی می*دانست به شعبه هفت فراخوانده بود و در آن*جا اجازه داده بود چشم*بندهایشان را بردارند و او را ببینند. دوستم بعدها تنها نفری بود که از آن جمع زنده ماند. اسلامی پس از برکناری لاجوردی، مدتی مسئولیت روابط عمومی دادستانی و سپس مسئولیت اموال دادستانی را به عهده گرفت و عاقبت در سال ۷۰ به ریاست گمرک مهرآباد رسید.

            13- سعید امامی پس از تصدی معاونت امنیتی وزارت اطلاعات در سال ۶۸ خود را «اسلامی» معرفی می*کرد. سعید امامی در سال*های اولیه پیوستن به وزارت اطلاعات در مدیریت بخش جاسوسی (خارج از کشور) فعالیت داشت و پس از تغییر و تحولات درونی وزارت اطلاعات به پست معاونت امنیتی برگمارده شد.

            این دو نفر هیچ*گاه در یک زمان در سیستم امنیت داخلی نبودند. زمانی که اسلامی در شعبه*ی هفت دادستانی اوین خدایی می*کرد، سعید امامی در آمریکا به سر می*برد و هنوز به دستگاه اطلاعاتی راه نیافته بود. زمانی که سعید امامی در سیستم امنیتی و اطلاعاتی حرف اول را می*زد، اسلامی هیچ پستی در سیستم امنیتی نداشت و به چپاول در گمرگ مهرآباد تهران مشغول بود.

            13- شیخ محمد مقیسه*(ای) با نام مستعار ناصریان یکی از بازجویان و شکنجه*گران شعبه ۳ اوین در سال*های اولیه دهه**ی ۶۰ بود و از سال ۶۴ دادیار ناظر زندان قزلحصار شد. وی در جریان کشتار زندانیان در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت حضوری فعال و تعیین کننده داشت. وی علاوه بر پست دادیاری و شناخت نسبی که از زندانیان داشت، سرپرست زندان گوهردشت نیز بود. وی اهل مقیسه، روستایی دور افتاده از توابع بخش داورزن در شهرستان سبزوار است. این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای ۶۴۴ نفر جمعیت است. نام این روستا در تاریخ به شکل مغیثه* نیز آمده است. برای همین فامیلی وی در بسیاری جاها مغیثه*ای هم آمده است ولی صحیح آن مقیسه*ای است. پدر ناصریان بر اساس شنیده*هایم درجه*دار ژاندارمری بود و بیش از ده تن از افراد خانواده**اش در جبهه*های جنگ و یا توسط مجاهدین کشته شده*اند. ناصریان هم اکنون قاضی دادگاه انقلاب اسلامی مستقر در خیابان معلم است.

            14- برادر شیخ محمد مقیسه نیز دادستان انقلاب اسلامی مشهد بود که در جریان کشتار ۶۷ نقش مهمی در کشتار زندانیان مشهد داشت. وی مدتی نیز قائم مقام بنیاد شهید بود.




            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #291


              15- حجت*الاسلام ناصری که نام اصلی وی انصاری نجف*آبادی است، نماینده آیت*الله منتظری در زندان*ها بود، وی نقشی در سرکوب نداشت و تلاش می*کرد حتی*الامکان به بهبود وضعیت زندانیان کمک کند. در اردیبهشت ۶۷ وی در زندان اوین ۵ نفر از مسئولین بند ۱ اوین را که از سوی زندانیان انتخاب شده بودند صدا کرده و نسبت به توطئه*هایی که از سوی رژیم برای زندانیان سیاسی تدارک دیده شده بود هشدار داده بود و خواهان این شده بود که زندانیان گزک به دست رژیم ندهند. این هشدارها در آن موقع از سوی زندانیان جدی تلقی نشد.

              16- ناصری، سربازجوی شعبه ۳ اوین بود که قدی بلند و صدایی رسا داشت. او همچنین دارای موهای مشکی و ریش به اصطلاح «ستاری» بود.



              17- سید کاظم کاظمی یکی از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی و مسئول بخش گروه*های چپ در اطلاعات سپاه پاسداران در سیاه ترین روزهای تاریخ معاصر کشور بود. او با هدایت یکی از مخوف*ترین بخش*های اطلاعاتی کشور، دست در خون شریف*ترین فرزندان میهن داشت. کاظمی به خاطر جنایاتی که مرتکب شد به سرعت به قائم مقامی فرماندهی اطلاعات سپاه پاسداران رسید. او همچنین در زمره*ی مسئولان بخش ۲۰۹ اوین و کمیته مشترک (زندان توحید) اصلی*ترین شکنجه*گاه*های رژیم در تهران بود. کاظمی متولد 1336 در بخش «آرادان» شهرستان «گرمسار» بود و در سال ۵۵ برای ادامه تحصیل به تگزاس آمریکا رفت و عضو انجمن اسلامی تگزاس شد. وی پس از پیروزی انقلاب به کشور بازگشت و برای شرکت در سرکوب کردستان به آن منطقه اعزام شد. وی در سال ۶۴ در منطقه جنگی طلاییه به هنگام بازدید از نیروها هدف ترکش توپ قرار گرفت و کشته شد.



              18- مصطفی کاظمی با نام مستعار موسوی مدیرکل وزارت اطلاعات و نفر دوم پرونده معروف به «قتل*های زنجیره*ای » بود. مصطفی کاظمی کار خود را از اطلاعات سپاه پاسداران در شیراز شروع کرد. مسئولیت اطلاعات سپاه شیراز با علیرضا علوی تبار بود. کاظمی در ارتباط با «قتل*های زنجیره*ای» دستگیر شد. از سرنوشت وی خبری در دست نیست. شایعات زیادی در ارتباط با او از جمله خروج از کشور و بازگردانده شدنش به ایران توسط وزارت اطلاعات و ... مطرح است که صحت و سقم آن*ها بر من پوشیده است. قتل* کشیش*های مسیحی، انفجار حرم امام رضا در مشهد و انداختن مسئولیت این جنایات به گردن مجاهدین از فعالیت های اوست. وی در آن دوره با نام مستعار موسوی با مطبوعات مصاحبه می**کرد.



              19- حاج داوود رحمانی متولد سال*های میانی دهه ۲۰ شمسی است. او آهنگری بود که پس از انقلاب به کمیته انقلاب اسلامی و سپس اوین راه یافت و از آن*جا در تابستان ۶۰ ریاست زندان قزلحصار رسید و تا تیرماه ۱۳۶۳ در این سمت باقی ماند. وی پس از برکناری به زندان اوین برگشت و مدتی در بخش مدیریت زندان و قسمت آزادی*ها فعال بود و سپس به کار سابق خود بازگشت. در سال*های اخیر او تغییر شغل داده و همراه با پسرانش هانی و ... در همان مغازه*ای که دره و پنجره می*ساخت، لوازم بهداشتی ساختمان و ... می*فروشد. مغازه او در سرآسیاب دولاب، موتورآب، جنوب شرقی تهران قرار دارد. در زندان و خاطرات*های زندان «حاج داوود» معرفی می*شود.



              20- داوود لشکری پاسدار ساده اوین بود و در سال ۶۱ به گوهردشت منتقل شد. در گوهردشت پس از مدتی سرشیفت پاسداران شد و در شعبه*های بازجویی گوهردشت به شکنجه* زندانیان نیز کمک می*کرد. او بعدها به معاونت امنیتی و انتظامی زندان رسید و در جریان ضرب و شتم زندانیان در سال* ۶۶ نقش ویژه*ای داشت. او همچنین یکی از عوامل اصلی برخورد و تفکیک زندانیان در پاییز سال ۶۶ بود. داوود لشکری در کشتار سال ۶۷ نیز نقش ویژه*ای داشت. در بعضی از خاطرات**های زندان وی «حاج داوود» و در بعضی*جاها داوود لشکری معرفی می*شود.

              هرگاه در مورد حاج داوود در زندان گوهردشت صحبت می*شود منظور داوود لشکری است و هرگاه در مورد زندان قزلحصار صحبت می*شود منظور داوود رحمانی است.



              21- موسی واعظی با نام مستعار زمانی از مسئولان اطلاعات اوین، یکی از برنامه ریزان اصلی کشتار ۶۷ بود. وی تا پیش از کشتار چهره*ی شناخته* شده*ای نبود. اما پس از کشتار ۶۷ برخوردهایش با زندانیان جان به در برده شروع شد. وی از دانشجویان دانشکده پلی تکنیک تهران بود. از برخوردهایش مشخص بود که عنصری پیچیده و تیز است. وی پس از کشتار ۶۷ و قبل از انتخاب «پیشوا»، (که مدتها مسئول شعبه یک بازجویی اوین بود) به ریاست زندان، مدتی مسئولیت زندان اوین را نیز به عهده داشت.



              22- زمانی، وی در سال ۶۳-۶۴ و پس از تغییر و تحولات درون زندان، نقش مهم و تعیین کننده*ای در برخورد با زندانیان به منظور گذاشتن نام آن*ها در لیست عفو یا تقلیل حکم داشت. نمی*دانم نام او مستعار بود یا نه. ولی او همان کسی نیست که در جریان کشتار ۶۷ فعال بود. از پیشنه**ی او نیز اطلاعی ندارم. اما پس از آمدن هیئت*هایی از سوی شورای عالی قضایی به زندان وی قدرت زیادی یافت و پس از سال ۶۴ دیگر در زندان دیده نشد.



              23- موسوی مسئول فرهنگی زندان*های اوین، قزلحصار و گوهردشت در سال*های ۶۲-۶۳ . آخوندی بود و نمی*دانم موسوی نام اصلی*اش بود یا نام مستعار. وی اهل زنجان بود و مدعی بود ۲۰۰ تناقض از مارکسیسم گرفته است. کلاس*هایی را هم در زندان تشکیل می*داد و برنامه*هایش از طریق ویدئو سانترال برای زندانیان پخش می*شد. در بلاهت نمونه نداشت و حتا از روخوانی بعضی متون نیز عاجز بود. وی به گفته خودش پیش از مسئولیت گرفتن در زندان، از مسئولان جهاد سازندگی زنجان بود.

              24- موسوی دادیار، وی ساکن خیابان گرگان، خیابان کاوه بود و پس از تغییر و تحولات سال ۶۳ مسئولیت دادیاری زندان قزلحصار را به عهده گرفت. نام وی واقعی است و پس از مدتی نیز به زندان قصر انتقال یافت و ناصریان و عرب جایگزین او شدند.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #292
                امیدرضا میرصیافی، وبلاگ*نویس و روزنامه*نگار صبح امروز در زندان اوین فوت نمود.

                این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم زندان ایام محکومیت خود، راهی زندان اوین شده بود؛ صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی خود راهی بهداری زندان شد، نامبرده ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد تا پرونده مرگهای مشکوک زندانیان تا آخرین روزهای سال 1387 نیز ادامه یابد.

                امیدرضا میرصیافی وبلاگ*نویس، روزنامه*نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود، وی پروندهی مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام گشته بود.

                این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیش تر نیز در خصوص مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی در ایران و سیر تصاعدی آن ابراز نگرانی نموده بود.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #293
                  Imprisoned students

                  Remembering imprisoned Amir Kabir University students on this Norooz


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #294

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #295

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #296
                        عمق برخوردهای غیرانسانی با بازداشت شدگان به روایت شاهدان

                        فعالان حقوق بشر در ایران : آنچه در پی می آید اظهارات تعدادی از بازداشت شدگان روزهای اخیر است که به تازگی از محل های مختلفی آزاده شده اند، مجموعه گفته های این افراد را جهت تنویر افکار عمومی و بیان عمق نگران کننده وضعیت بازداشت شدگان با کمترین ویرایش و به صورت تیتروار بدون اشاره به هویت بازگوکننده (به دلیل مسائل امنیتی) در ادامه ذکر می کند :

                        شاهدان عنوان می نمایند : برخی از بازداشت شدگان با سند 50 میلیون تومانی و برخی به قید کفالت و چنانکه شنیده شده برخی نیز با پرداخت پنجاه هزار تومان آزاد شده اند. برای تعداد زیادی از آنان در دادگاه انقلاب پرونده تشکیل شده است. هنوز تعداد زيادي در بازداشت به سر مي برند و بسیاری خانواده ها از سرنوشت عزیزانشان بی خبر هستند و معلوم نیست که کشته شده اند یا در کجا زندانی هستند.

                        در ادامه :

                        1. چنانکه تصور می شود مردم فقط حین تظاهرات بازداشت نشده اند. عده بسيار زيادي هنگام خروج از ایستگاه مترو یا پیاده شدن از تاکسی یا حین تردد در خیابان هایی که از محل تظاهرات دور بوده بصورت عابر معمولی توسط پلیس دستگیر شده اند. عده ای نیز با حمله وحشیانه به منازلشان نیمه شب با شکستن درب منزل و ضرب و شتم و توهین از رختخواب بيرون كشيده و بازداشت شده اند. حتي خانواده يك جوان 16 ساله گفته اند كه وي هفته قبل با گذاشتن سند آزاد شده ولي نيمه شب قبل لباس شخصي ها به منزلشان حمله كرده و با شكستن در، وي را از رختخواب بيرون كشيده و با ضرب و شتم برده اند.

                        2. در میان بازداشت شدگان افراد مختلف از اقشار مختلف از جوانان و مردم عادی تا اساتید دانشگاه و نخبگان اجتماعی هستند که در نقاط مختلف بصورت فله ای بازداشت شده اند. شخصي گفته كه من براي خريدن بستي با لباس منزل خارج شدم و حين برگشت بستني به دست دستگير شده ام. برخی اشخاص مشهور نیز در میان بازداشت شدگان ديده شده اند که شاهدان از جمله نام خانم مهتاب نصيرپور را عنوان می دارند.

                        برخي اتباع خارجی در زندان اوین مشاهده شده اند. يك نفر سياه پوست و يك ترك در زندان اوين ديده شده اند که حتی زبان فارسی بلد نیستند. يك نفر حین رساند همسرش به بیمارستان برای زایمان بازداشت شده و از حال همسرش خبري ندارد. يك دندان پزشك با يورش به مطب اش بازداشت شده است. يك بسيجي هم در ميان بازداشت شدگان بوده كه چون ظاهرش شبيه بسيجي ها نبوده بشدت هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. وي عنوان می داشته كه حتي كارت فعال بسيج دارد. شاهدین عنوان می دارند تعداد زندانيان به قدري زياد است كه از زندانيان عادي به عنوان زندان بان استفاده مي كنند و به علت كمبود جا زندانيان بصورت فشرده و در هم لوليده مي خوابند. و خطر بيماري هاي جمعي وجود دارد.

                        3. بازداشت شدگانی که حتی در خارج از تظاهرات دستگیر شده اند از همان ابتدا وحشیانه و به قصد کشت با چوب و باتوم و باتوم برقی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند. يك لباس شخصی به ران پاي يكي از زندانيان با كلت از نزدیک گلوله شليك کرده است. دستگیرشدگان در مراكز اطلاعات، پایگاه های بسیج، مراکز پلیس ، زندان های مشخص یا مکان های نامعلوم شکنجه شده اند. شکنجه های بسیار شدید و وحشیانه و بی حد و حساب در بازداشتگاه های بسیج و اداره آگاهی خیابان وحدت اسلامی ديده و شده است. در انتهاي همين مطلب انواع شكنجه كه ديده و شنيده شده است را خواهيم آورد.

                        4. به کسانی که قبل از بازداشت یا حین ضرب و شتم با سلاح سرد یا ابزار شکنجه یا گلوله مجروح شده اند رسیدگی پزشکی نمی شود. حتی اجازه رساندن دارو به بیماران خاص توسط خانواده هایشان داده نمی شود. وضع بسیاری از زندانیان وخیم است. يك نفر كه بيني اش با باتوم شكسته گفته كه وقتي گفتم نياز به پزشك دارم با پوتين توي صورتم لگد زدند.

                        5. بازجوئی های بسیار طولانی مدت و بی وقفه چندین ساعته ( 7 يا 12 يا بيشتر ) انجام می شود. در این بازجوئی ها به اشکال مختلف می خواهند اعراف به اتهامات واهی از بازداشت شدگان بگیرند. همچنين تلفن همراه و ايميل بازداشت شدگان را اجبارا مي گيرند و تمامي آنها و ارتباطات و دوستان شان را كنترل مي كنند.

                        6. پس از آزادي وسايل بازداشت شدگان تحويل آنان نمي شود. گفته شده شخصي را با يك لباس زیر و دمپائي از زندان رها كرده اند.

                        7. ظاهرا آزارهای جنسی هم وجود دارد که اين نگرانی در خصوص زنان زنداني و زندانيان سياسي بیشتر است. خصوصا که با توجه به فرهنگ ایرانیان این موارد گفته نمی شود و جنازه هاي تحويل داده شده توسط پزشكي قانوني بي طرف بررسي نمي شود.

                        8. وضع روحی زندانیان و آزادشدگان مناسب نیست. برخي زندانيان از شدت ضرب و شتم و صحنه هاي دلخراشي كه ديده اند نمي توانند بخوابند. شاهد در نزديكي خود چند مورد تشنج حين خواب گزارش كرده است. بطوري كه بسياري بهتر مي ديدند كه اصلا نخوابند و كه راحت تر باشند.

                        انواع شكنجه و ضرب و شتم بازداشت شدگان:

                        بازداشت شدگاني كه توسط بسيج و لباس شخصي دستگير شده اند از هنگام دستگيري بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. سپس در بازداشتگاه هاي اطلاعات و سپس بسيج و نهايتا قبل از زندان اوين به اداره آگاهي شاپور ( وحدت اسلامي ) منتقل شده و به ترتيب در هريك بشدت شكنجه و مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

                        زندانياني كه به اين ترتيب بازداشت شده اند گفته اند كه در اداره آگاهي وحدت اسلامي از اينكه چرا بازداشت شدگان را در مراكز قبلي اينقدر زده اند كه جا براي آنها نگذاشته اند اظهار ناراحتي مي كردند ولي با اين حال باز هم به شكنجه و ضرب و شتم شديد آنان ادامه داده اند.

                        نکته قابل توجه که توسط بازداشت شدگان بیان شده اين است كه شكنجه گران ضرب و شتم را با لذات و توام با خنده و مسخرگي و بازي انجام مي دادند.

                        - گفته شده که با باتوم بطوری سمت چپ سر را شکسته اند و بعد برای متقارن بودن آن سمت راست را هم شکسته و خنديده اند.

                        - يا حين ضرب و شتم دسته جمعي زندانيان كسي آمده و گفته كه نبايد اسير را آزار داد و بقيه را كنار زده، بعد خودش بشدت زندانيان را كتك زده و بعد وقتي خسته شده دوباره به بقيه دستور كتك زدن داده است.

                        - شخصی بیان کرده که وقتی درخواست کرده دستبند سفتش را کمی شل کنند چنان آن را سفت کرده اند که توی گوشت دستش فرو رفت و مدت ها به همین شکل به این سو و آن سو کشیده شده است.

                        - برخي زندانيان گفته اند كه 4 روز ما را روي زانو مقابل ديوار نشاندند و اگر خوابمان مي برد با باتوم بشدت توي سرمان مي كوبيدند. در اين مدت فقط دو بار خوراك بسيار مختصر داده شده است.

                        - يكي از زندانيان گفته كه بار اول كه مرا باتوم برقي زدند از شوك آن دو متر پرت شدم ولي بعد آنقدر مرا كتك زده اند كه حالا وقتي آنرا روي دستم مي كشند هيچ عكس العملي ندارم.

                        - افراد قوي هيكل تر را بيشتر مورد ضرب و شتم قرار داده اند به اين بهانه كه نيروهاي امنيتي را زده اند يا تخريب اموال عمومي انجام داده اند.

                        - ضرب و شتم دسته جمعي بازداشت شدگان، ضرب و شتم سر و صورت با پوتين حتي افراد مجروح، ضرب و شتم با كابل و زنجير و باتوم و باتوم برقي غير از كتك با مشت و لگد ديده و گفته شده است.

                        - شاهد مي گويد پشت برخي مجروحان بر اثر ضرب و شتم كاملا سياه با آثار خونيني از كابل و زنجير و غيره بود.

                        - شكستي استخوان مچ و دست و پا بسيار ديده شده است

                        خدا لعنت كنه هر چه خيانت كار و ظالم راكه ايجوري به هموطنان خود ظلم ميكنند . مارفتيم جنگيديم كه ملكتمان دست اجنوي و عربها نيفته به اب و خاك و ناموسمان كسي تجاوز نكنه .ولي حالا اينها دست هر چه آن بعثي ها را از پشت بسته اند اين خائنيني پول اين مردم از حلقومشان بيرون ميكشه و در فلسطين و لبنان و اكوادور و ونزولا خرج ميكنه و كشور هر روز به طرف جنگ سوق ميدهد .

                        خدا خودش نسل هر چه ظالم و اين ولايت فقيه را ازسر مردم بر داره. زنده باد ايران وهر چه ايراني با غيرت و سرنگون باد رژيم ظالم خامنه اي و احمديي نژاده .


                        iran

                        Comment

                        Working...