پس از آنكه غلامحسين محسنى اژهاى وزير اطلاعات جمهورى اسلامى در نخستين جلسه رسمى خبرى خود پس از روى كار آمدن دولت جديد، از هشدار دادن به نيروهايى سخن گفت كه «خواسته يا ناخواسته» در ارتباط با به قول او «غيرخودىها» در جهت ناكارآمدن جلوه دادن دولت تلاش مىكنند، نه تنها در بين نيروهاى معترض و دگرانديش و يا اصلاحطلبان صحبت از پروژهى جديد برخورد با مخالفان به ميان آمد، بلكه برخى از خود نيروهاى وابسته به جريان موسوم به «اصولگرا» نيز نگرانى خود را به اشكال مختلف نسبت به سياستهاى امنيتى دولت اعلام كردند.
در مورد ويژگىهاى سياستهاى امنيتى مطرح شده از سوى وزير اطلاعات، عيسى سحرخيز روزنامهنگار و تحليلگر سياسى، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
آقای سحرخیز، وزیر اطلاعات آقای محسنی اژهای در آخرین اظهارنظر رسمی خودشان در مورد مسایل مختلف امنیتی از «سرنخهایی» صحبت کردند که برای ناکارآمد نشاندادن دولت تلاش میکنند و اضافه کردند که در همین راستا به عواملی که «احساس میکردهاند با غیرخودیها مرتبط هستند، هشدارهای لازم» را دادهاند. ایشان همزمان، با اشاره به دستگیری دکتر رامین جهانبگلو با تاکید ويژهای مسئله دنبالکردن سیاست «انقلاب مخملين» از سوی آمریکا را هم مطرح کردهاند. پس از اظهارات وزیر اطلاعات حتا برخی از نیروهای موسوم به اصولگرا هم نگرانی خودشان را ابراز کردهاند. با توجه به این مسایل آیا به نظر شما میشود از یک فاز جدید در سیاست امنیتی جمهوری اسلامی سخن گفت، یا اینکه این سیاستیست که پیشتر بوده و حالا ابقا شده است؟
عيسى سحرخيز: نه دانش آقای اژهای و نه تجربهشان هیچکدام برآمده از اطلاعات لازم در علوم سیاسی و مسایل اطلاعاتی و امنیتی نیست و صحبتهایی را که الان مطرح کردهاند از یکسو بیانگر سازمانیافتن اقدامهای متفرقهای بوده که تاکنون در حوزه مطبوعات، فعالان سیاسی، جنبش دانشجویی وNGO ها ما بصورت پراکنده و غیرسازماندهیشده شاهدش بودهایم. از سوی دیگر ما باید به این مسئله توجه کنیم که ظاهرا ایشان به جمعبندی جدیدی رسیدهاند واین صحبتها میتواند یک نقطه عطفی باشد. من امیدوارم که آقای اژهای بعنوان وزير اطلاعات چندسال دیگر همانطوری که در مورد مطبوعات آمدند و معترف شدند که ما ۵ـ۴ نفری بودیم که هیچ چیزی در مورد مطبوعات نمیدانستیم و دست به تعطیلی مطبوعات زدیم، الان هم در مسایل دیگر وارد اینکار نشوند. من تصورم این است، اگر از آقای اژهای بخواهید که یک سطر در مورد «انقلاب مخملی» برای شما مطلب بنویسند و بگویند چه اتفاقی میتواند بیفتد و نیروهای سیاسی و اجتماعی جامعه باید چه وضعیتی داشته باشند که «انقلاب مخملی» صورت بگیرد، ایشان در یک صفحه هم نمیتوانند به شما چیزی ارائه بدهند. فقط شنیدهاند که در کشورهای اروپای شرقی یک چیزهایی به اسم «انقلاب مخملی» صورت گرفته و احیانا آمریکا هم در این ماجراها نقش داشته و برای ایران هم یک چنین طرحی را دارند. اما اگر از ایشان بپرسید این مولفههایی که صحبت میکنید در درون ایران چه بوده و آیا فرضا نمونههایی که در آنجا اتفاق افتاده مستمر بوده، در هیچکدام از اینها نمیتوانند وارد جزییات ماجرا بشوند. به نظر من یک موضوعی را پیدا کردهاند و میخواهند با مخالفین با این حربه برخورد کنند. همانگونه كه مطبوعات را وقتی میخواستند ببندند، کسی از زبانش یک «پایگاه دشمن» را پراند و آنها هم گرفتند و عمل کردند، کسی در مورد «کیف دلار» صحبت کرد و آنها روزنامهنگاران را گرفتند. کسی در مورد «براندازی آرام» صحبت کرد، فعالان سیاسی را گرفتند، کسی از «شبکههای عنکبوتی» صحبت کرد، بعد وبلاگنویسها را گرفتند و در مورد مسایل مختلف هرکدام از این صحبتها را گرفتند و محملی شد برای دستگیریها، اعمال شکنجههای روحی و فشارهای جسمی که افراد اعتراف بکنند و بگویند چنین چیزی هست. جایگاه آقای جهانبگلو بعنوان یک استاد دانشگاه ارتباطها و عدم ارتباطهایش با بطن جامعه، با توجه به اینکه انقلابهای بقول معروف «مخملی» نیاز به یک پایگاه تودهای دارد، درنقاطی باید آرا چنان شکننده و بهم نزدیک باشد که بشود افراد را بسیج کرد که آقای جهانبگلو بنده خدا اصلا در این وضعیت نیست، نشان میدهد که یک حربهای را گرفتهاند، یک نقطه عطف جدیدی شروع شده، نگرانیهایی را در مورد آینده دارند و میخواهند با این حربه تمام مخالفین خودشان را به اسم کسانیکه دنبال «انقلاب مخملی» هستند، کسانیکه دنبال تخریب دولت هستند، با اینها میخواهند برخورد بکنند.
آقای سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران هم، آقای حسن حداد را به سمت معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران منصوب کرده و از جمله تاکید کردهاند روی «برخورد قاطع با مسایل امنیتی، جاسوسی، براندازی و برهمزدن نظام و آسایش عمومی». آیا میان این حرکت و اظهارات آقای مرتضوی با اظهارات اخیر وزیر اطلاعات هم ارتباطی میبینید؟
عيسى سحرخيز: در مورد مطبوعات و مسایل دیگر ما شاهد یکنوع همکاری بسیار نزدیک آقای مرتضوی و آقای اژهای بودهایم. و بعد البته وقتی که آقای اژهای در حاشیه بود، نوعی رقابت هم میان این افراد وجود داشت. ولی از آنجاییکه هر دو فرد عامل اجرایی هستند و عامل دیگران هستند، ما باید فکر کنیم که در جایی طرحی طراحی شده، تقسیم کاری صورت گرفته و به این افراد این وظیفه واگذار شده است و فردی هم مثل آقای حداد که پیشینهاش نشان میدهد که در این ماجراها ایفای نقش میکرده، الان که حاکمیت یگانه شده، به وی نقشی روتر و رسمیتر میدهند که بخواهد در این چارچوب عمل بکند.
حالا مسئلهای که مطرح میشود. شما اشاره کردید به ردههایی که تصمیمگیران اصلی هستند. وقتی که مثلا نویسنده سایت «بازتاب» آقای سیدعلی حسینی از تصمیم وزارت اطلاعات برای برخورد با عوامل «ناکارآمد نشاندادن دولت» ابراز نگرانی و شگفتی میکند و حتا از «روش فیزیکی در برخورد با افرادی که در راه انقلاب مخملی تلاش میکنند» انتقاد میکند، این پرسش مطرح میشود پس آقای محسنی اژهای و سیاستهای اتخاذشده از سوی ایشان چه مقام حکومتی و یا جریانی را نمایندگی میکند؟
عيسى سحرخيز: همانطور که میدانید حاکمیت جدید که برآمده از یک حزب پادگانیست جریان تندرو را نمایندگی میکند و طبیعتا از آنجاییکه ماهیت و هویت تمامیتگرا و تمامیتخواه دارد جریانهای دیگر را حذف میکند و نمیتواند حرفها و نقدهای آنها را بربتابد. و ما شاهد این مسئله هستیم که حتا فردی مثل آقای شکوهی را دستگیر میکنند و در اینجاست که افراید مثل آقای سلیمی نمين و آقای توکلی میآیند صحبت میکنند از دستگیریهای غیرقانونی، برخوردهای نامناسب و چیزهایی که در این ۸ـ۷ ساله بطور مکرر در جامعه تکرار شده است. ولی این دوستان به دلیل اینکه هنوز کسی سراغ خودشان نمیآمده، به این مسئله توجه نداشتند. جریانهای تمامیتخواه و تندرو به دلیل اینکه نمیتواند همین حد از انتقادات را هم بپذیرد، الان به نوعی با کسانیکه که بهرحال یک حدی از عقلانیت را میپذیرند دارد برخورد میکند. وگرنه چیز خاصی اتفاق نیفتاده و در این ۸ـ۷ ساله ما شاهد چنین برخوردهایی بودهایم، حتا حذف فیزیکی افراد، کشتارها و آن ترورها و همینطور سقوط اتوبوس. و این دوستان در این زمانها همهی این را شنیدند و سکوت کردند. الان منافع خودشان در خطر افتاده، جریان تندتری وارد عمل شده، اینها در خطر هستند که حذف بشوند و دارند واکنش نشان میدهند. وگرنه، غیر از اینکه این دایرهى برخورد یکذره وسیعتر شده و گوشهی آنهم به بخشی از جریان محافظهکار گرفته، اتفاق خاصی نیفتاده است. و طبیعتا اگر اینها سهمشان را بگیرند و یکذره مورد ملاطفت قرار بگیرند، شاهد سکوتشان خواهیم بود.
حالا آقای سحرخیز، مسئلهای که در این ميان مطرح میشود این است که دقیقا این نیروهای تندرو چه جریانهایی هستند؟ گویا فشارها چنان افزایش یافته که حتا مثلا آقای عماد افروغ، عضو فراکسیون اصولگرايان مجلس هم (که از نظر خیلیها جزو نیروهای تندور محسوب میشود) اخیرا گفتهاند «فضا بحدی تنگ شده» که نمیتوانند «براحتی حرفهای گذشته» خودشان را بیان کنند. فکر میکنید فشار اصلی برای جلوگیری از انتقاد از دولت آقای احمدینژاد از سوی چه جریان، شخصیت یا نیروهایی اعمال میشود؟ مشخصا؟
عيسى سحرخيز: جریانی که حکومت را الان در اختیار گرفته، مجبور شده بخشی از نیروهای خودش را از پس پرده بیرون بیاورد و به اسم و با مسئولیت به آنها شغل و کار بدهد. البته هنوز هم دیگرانی هستند که در پس پرده دارند کار میکنند، همان جریان ضداصلاحات سابق که هدایت این کار را دارد. آن نیروی نظامی و امنیتی پشت پرده به رهبری رهبر جمهوری اسلامی اینکار را هدایت میکند و هرجا هم بین این دو جریان محافظهکار تضاد منافع پیش میآید یا حس میکنند که امکان دارد صدمه ببینند، دچار چالش و حتا مخاصمه میشوند. ولی آن جریانی که الان گروه به گروه را حذف کرده و دایره خودی و غیرخودی را هرروز تنگتر میکند، طبیعتا بگونهای عمل میکند که برخی از این جریانهای محافظهکار فکر میکنند فضا برایشان تنگتر شده است.
در مورد ويژگىهاى سياستهاى امنيتى مطرح شده از سوى وزير اطلاعات، عيسى سحرخيز روزنامهنگار و تحليلگر سياسى، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
آقای سحرخیز، وزیر اطلاعات آقای محسنی اژهای در آخرین اظهارنظر رسمی خودشان در مورد مسایل مختلف امنیتی از «سرنخهایی» صحبت کردند که برای ناکارآمد نشاندادن دولت تلاش میکنند و اضافه کردند که در همین راستا به عواملی که «احساس میکردهاند با غیرخودیها مرتبط هستند، هشدارهای لازم» را دادهاند. ایشان همزمان، با اشاره به دستگیری دکتر رامین جهانبگلو با تاکید ويژهای مسئله دنبالکردن سیاست «انقلاب مخملين» از سوی آمریکا را هم مطرح کردهاند. پس از اظهارات وزیر اطلاعات حتا برخی از نیروهای موسوم به اصولگرا هم نگرانی خودشان را ابراز کردهاند. با توجه به این مسایل آیا به نظر شما میشود از یک فاز جدید در سیاست امنیتی جمهوری اسلامی سخن گفت، یا اینکه این سیاستیست که پیشتر بوده و حالا ابقا شده است؟
عيسى سحرخيز: نه دانش آقای اژهای و نه تجربهشان هیچکدام برآمده از اطلاعات لازم در علوم سیاسی و مسایل اطلاعاتی و امنیتی نیست و صحبتهایی را که الان مطرح کردهاند از یکسو بیانگر سازمانیافتن اقدامهای متفرقهای بوده که تاکنون در حوزه مطبوعات، فعالان سیاسی، جنبش دانشجویی وNGO ها ما بصورت پراکنده و غیرسازماندهیشده شاهدش بودهایم. از سوی دیگر ما باید به این مسئله توجه کنیم که ظاهرا ایشان به جمعبندی جدیدی رسیدهاند واین صحبتها میتواند یک نقطه عطفی باشد. من امیدوارم که آقای اژهای بعنوان وزير اطلاعات چندسال دیگر همانطوری که در مورد مطبوعات آمدند و معترف شدند که ما ۵ـ۴ نفری بودیم که هیچ چیزی در مورد مطبوعات نمیدانستیم و دست به تعطیلی مطبوعات زدیم، الان هم در مسایل دیگر وارد اینکار نشوند. من تصورم این است، اگر از آقای اژهای بخواهید که یک سطر در مورد «انقلاب مخملی» برای شما مطلب بنویسند و بگویند چه اتفاقی میتواند بیفتد و نیروهای سیاسی و اجتماعی جامعه باید چه وضعیتی داشته باشند که «انقلاب مخملی» صورت بگیرد، ایشان در یک صفحه هم نمیتوانند به شما چیزی ارائه بدهند. فقط شنیدهاند که در کشورهای اروپای شرقی یک چیزهایی به اسم «انقلاب مخملی» صورت گرفته و احیانا آمریکا هم در این ماجراها نقش داشته و برای ایران هم یک چنین طرحی را دارند. اما اگر از ایشان بپرسید این مولفههایی که صحبت میکنید در درون ایران چه بوده و آیا فرضا نمونههایی که در آنجا اتفاق افتاده مستمر بوده، در هیچکدام از اینها نمیتوانند وارد جزییات ماجرا بشوند. به نظر من یک موضوعی را پیدا کردهاند و میخواهند با مخالفین با این حربه برخورد کنند. همانگونه كه مطبوعات را وقتی میخواستند ببندند، کسی از زبانش یک «پایگاه دشمن» را پراند و آنها هم گرفتند و عمل کردند، کسی در مورد «کیف دلار» صحبت کرد و آنها روزنامهنگاران را گرفتند. کسی در مورد «براندازی آرام» صحبت کرد، فعالان سیاسی را گرفتند، کسی از «شبکههای عنکبوتی» صحبت کرد، بعد وبلاگنویسها را گرفتند و در مورد مسایل مختلف هرکدام از این صحبتها را گرفتند و محملی شد برای دستگیریها، اعمال شکنجههای روحی و فشارهای جسمی که افراد اعتراف بکنند و بگویند چنین چیزی هست. جایگاه آقای جهانبگلو بعنوان یک استاد دانشگاه ارتباطها و عدم ارتباطهایش با بطن جامعه، با توجه به اینکه انقلابهای بقول معروف «مخملی» نیاز به یک پایگاه تودهای دارد، درنقاطی باید آرا چنان شکننده و بهم نزدیک باشد که بشود افراد را بسیج کرد که آقای جهانبگلو بنده خدا اصلا در این وضعیت نیست، نشان میدهد که یک حربهای را گرفتهاند، یک نقطه عطف جدیدی شروع شده، نگرانیهایی را در مورد آینده دارند و میخواهند با این حربه تمام مخالفین خودشان را به اسم کسانیکه دنبال «انقلاب مخملی» هستند، کسانیکه دنبال تخریب دولت هستند، با اینها میخواهند برخورد بکنند.
آقای سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران هم، آقای حسن حداد را به سمت معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران منصوب کرده و از جمله تاکید کردهاند روی «برخورد قاطع با مسایل امنیتی، جاسوسی، براندازی و برهمزدن نظام و آسایش عمومی». آیا میان این حرکت و اظهارات آقای مرتضوی با اظهارات اخیر وزیر اطلاعات هم ارتباطی میبینید؟
عيسى سحرخيز: در مورد مطبوعات و مسایل دیگر ما شاهد یکنوع همکاری بسیار نزدیک آقای مرتضوی و آقای اژهای بودهایم. و بعد البته وقتی که آقای اژهای در حاشیه بود، نوعی رقابت هم میان این افراد وجود داشت. ولی از آنجاییکه هر دو فرد عامل اجرایی هستند و عامل دیگران هستند، ما باید فکر کنیم که در جایی طرحی طراحی شده، تقسیم کاری صورت گرفته و به این افراد این وظیفه واگذار شده است و فردی هم مثل آقای حداد که پیشینهاش نشان میدهد که در این ماجراها ایفای نقش میکرده، الان که حاکمیت یگانه شده، به وی نقشی روتر و رسمیتر میدهند که بخواهد در این چارچوب عمل بکند.
حالا مسئلهای که مطرح میشود. شما اشاره کردید به ردههایی که تصمیمگیران اصلی هستند. وقتی که مثلا نویسنده سایت «بازتاب» آقای سیدعلی حسینی از تصمیم وزارت اطلاعات برای برخورد با عوامل «ناکارآمد نشاندادن دولت» ابراز نگرانی و شگفتی میکند و حتا از «روش فیزیکی در برخورد با افرادی که در راه انقلاب مخملی تلاش میکنند» انتقاد میکند، این پرسش مطرح میشود پس آقای محسنی اژهای و سیاستهای اتخاذشده از سوی ایشان چه مقام حکومتی و یا جریانی را نمایندگی میکند؟
عيسى سحرخيز: همانطور که میدانید حاکمیت جدید که برآمده از یک حزب پادگانیست جریان تندرو را نمایندگی میکند و طبیعتا از آنجاییکه ماهیت و هویت تمامیتگرا و تمامیتخواه دارد جریانهای دیگر را حذف میکند و نمیتواند حرفها و نقدهای آنها را بربتابد. و ما شاهد این مسئله هستیم که حتا فردی مثل آقای شکوهی را دستگیر میکنند و در اینجاست که افراید مثل آقای سلیمی نمين و آقای توکلی میآیند صحبت میکنند از دستگیریهای غیرقانونی، برخوردهای نامناسب و چیزهایی که در این ۸ـ۷ ساله بطور مکرر در جامعه تکرار شده است. ولی این دوستان به دلیل اینکه هنوز کسی سراغ خودشان نمیآمده، به این مسئله توجه نداشتند. جریانهای تمامیتخواه و تندرو به دلیل اینکه نمیتواند همین حد از انتقادات را هم بپذیرد، الان به نوعی با کسانیکه که بهرحال یک حدی از عقلانیت را میپذیرند دارد برخورد میکند. وگرنه چیز خاصی اتفاق نیفتاده و در این ۸ـ۷ ساله ما شاهد چنین برخوردهایی بودهایم، حتا حذف فیزیکی افراد، کشتارها و آن ترورها و همینطور سقوط اتوبوس. و این دوستان در این زمانها همهی این را شنیدند و سکوت کردند. الان منافع خودشان در خطر افتاده، جریان تندتری وارد عمل شده، اینها در خطر هستند که حذف بشوند و دارند واکنش نشان میدهند. وگرنه، غیر از اینکه این دایرهى برخورد یکذره وسیعتر شده و گوشهی آنهم به بخشی از جریان محافظهکار گرفته، اتفاق خاصی نیفتاده است. و طبیعتا اگر اینها سهمشان را بگیرند و یکذره مورد ملاطفت قرار بگیرند، شاهد سکوتشان خواهیم بود.
حالا آقای سحرخیز، مسئلهای که در این ميان مطرح میشود این است که دقیقا این نیروهای تندرو چه جریانهایی هستند؟ گویا فشارها چنان افزایش یافته که حتا مثلا آقای عماد افروغ، عضو فراکسیون اصولگرايان مجلس هم (که از نظر خیلیها جزو نیروهای تندور محسوب میشود) اخیرا گفتهاند «فضا بحدی تنگ شده» که نمیتوانند «براحتی حرفهای گذشته» خودشان را بیان کنند. فکر میکنید فشار اصلی برای جلوگیری از انتقاد از دولت آقای احمدینژاد از سوی چه جریان، شخصیت یا نیروهایی اعمال میشود؟ مشخصا؟
عيسى سحرخيز: جریانی که حکومت را الان در اختیار گرفته، مجبور شده بخشی از نیروهای خودش را از پس پرده بیرون بیاورد و به اسم و با مسئولیت به آنها شغل و کار بدهد. البته هنوز هم دیگرانی هستند که در پس پرده دارند کار میکنند، همان جریان ضداصلاحات سابق که هدایت این کار را دارد. آن نیروی نظامی و امنیتی پشت پرده به رهبری رهبر جمهوری اسلامی اینکار را هدایت میکند و هرجا هم بین این دو جریان محافظهکار تضاد منافع پیش میآید یا حس میکنند که امکان دارد صدمه ببینند، دچار چالش و حتا مخاصمه میشوند. ولی آن جریانی که الان گروه به گروه را حذف کرده و دایره خودی و غیرخودی را هرروز تنگتر میکند، طبیعتا بگونهای عمل میکند که برخی از این جریانهای محافظهکار فکر میکنند فضا برایشان تنگتر شده است.

Comment