Moharam

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #46
    برنامه*هاي گروه شاهدشبكه اول سيما در محرم اعلام شد


    گروه شاهد شبكه اول سيما با سه برنامه به نام*هاي «فريادهاي خاموش»*، «سرآمدان» و «سرود مردانه زيستن» در ماه محرم ميزبان مخاطبان خود در ماه محرم است.



    مجموعه «فرياد*هاي خاموش» عنوان مجموعه*اي 10 قسمتي است كه به مناسبت دهه فجر از شبكه اول سيما پخش خواهد شد. اين مجموعه داستان جواني را دنبال مي*كند كه در حين انجام يك پروژه تحقيقاتي متوجه مي شود، پدرش در گذشته مامور ساواك بوده است، اين واقعيت زندگي جوان را بحراني مي*سازد.

    اين مجموعه به كارگرداني حميد زرگرن*ژاد با هدف بازتاب بخشي از جنايات نيروهاي ساواك در زمان حكومت پهلوي توليد شده است كه پخش آن از 12بهمن ماه آغاز خواهد شد.

    «سرآمدان» عنوان ديگر برنامه گروه شاهد است كه در 12 قسمت 25 دقيقه اي آماده پخش است. اين برنامه به معرفي ايثارگران نمونه كشور اختصاص دارد و سعي دارد برگزيدگان گنگره تجليل از ايثارگران كه در سوم خرداد ماه امسال برگزار شد را در قالب مجموعه*ايي مستند معرفي كند. «سرآمدان» به همت سهيل كريمي،مجيد عقيق و اميري تهيه شده است.
    «سرود مردانه زيستن» عنوان ديگري برنامه*اي است كه در گروه شاهد شبكه اول سيما تهيه شده است. اين برنامه درباره شهدا و جانبازان هشت سال دفاع مقدس خواهد بود در 13 قسمت 15 دقيقه*اي آماده پخش از شبكه اول سيماست.

    «سرود مردانه زيستن»، سعي دارد خصوصيات و ويژگي*هاي فردي، شخصيتي و اخلاقي شهدا و جانبازان را از زبان فرزندان شهدا و خانواده جانبازان بيان كند، اين برنامه كه به همت پرويز نعمتي كارگرداني شده است در طول ماه محرم از شبكه اول سيما پخش خواهد شد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #47
      تمامي هيات*ها و تكاياي مذهبي تحت پوشش بيمه قرار گرفته*اند


      تمامي هيات*ها و تكاياي مذهبي استان تهران از دوم تا دوازدهم محرم*الحرام تحت پوشش بيمه*اي قرار گرفته*اند.



      به نقل از روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران با هماهنگي*هاي به عمل آمده در ستاد فجر آفرينان عاشورايي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، امسال تمامي هيات*ها و تكاياي مذهبي در روزهاي ياد شده تحت پوشش بيمه قرار گرفته*اند.

      بر اين اساس در صورت بروز هرگونه اتفاق و حادثه احتمالي حين عزاداري، به كاركنان و عزاداران حادثه ديده پس از تاييد مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و بر اساس مفاد قرارداد، هزينه و خسارت درمان و فوت پرداخت خواهد شد.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #48
        ويژه برنامه*هاي شبكه راديويي ورزش در ايام محرم اعلام شد


        شبكه ورزش ويژه برنامه*هاي ماه محرم اين شبكه را در ماه محرم اعلام كرد.



        به نقل از روابط عمومي شبكه راديويي ورزش،* «ره يافتگان» عنوان برنامه*اي از گروه ورزش و فرهنگ است كه پخش آن از اول بهمن ماه آغاز شده و تا 11 بهمن ماه ادامه خواهد داشت. اين برنامه هر روز از ساعت 19:30 تا 20 از اين شبكه راديويي پخش مي*شود.

        «حماسه*هاي عاشورا» عنوان برنامه ديگري است كه به معرفي شهدايي كه نامشان روي ورزشگاه*هاي كشور قرار دارد مي*پردازد. اين برنامه تا 11 بهمن ماه بجز جمعه*ها از ساعت 20 الي 21 پخش خواهد شد.

        «راز سرخ» نام برنامه ديگري است كه در روزهاي هشتم و نهم بهمن ماه از ساعت 21 الي 22 از شبكه راديويي ورزش پخش خواهد شد. اين برنامه با كارشناسي حسين ميداني به بررسي موسيقيايي و شعر خواني در مورد حضرت اباعبدالله حسين (ع) مي*پردازد.

        «حماسه حسيني» اين برنامه نمايشي هر شب به بيان يكي از شخصيت*هاي حاضر در صحنه كربلا مي*پردازد.
        «سراپرده راز» اين برنامه از ساعت 7الي 10 صبح روز 9بهمن ماه با اجراي كريمي به مقتل خواني و شرح روايي عاشورا مي*پردازد.

        «اعجاز عاشقي» ويژه برنامه تاسوعاي حسيني است و در رساي حضرت ابوالفضل العباس(ع) است. اين برنامه 9 بهمن ماه ساعت 14 الي 15پخش خواهد شد.

        «اخلاق در ورزش» به ارائه الگوهاي عملي و نظري شخصيت اباعبدالله (ع) براي ورزشكاران مي*پردازد. اين برنامه روز 10بهمن ماه از ساعت 15 الي 16 پخش خواهد شد.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #49
          سوگواري بيرجندي*ها با اجراي مراسم علم*بندان


          مردم خراسان جنوبي به مناسبت فرا رسيدن ماه عزاداري سرور و سالار شهيدان با اجراي برنامه*هاي سنتي متعدد در سوگ حسين (ع) و يارانش نشستند.



          اجراي برنامه*هاي سنتي در شهر بيرجند به خصوص مراسم علم*بندان در محل هيئت حسيني، حال و هواي ديگري به مراسم عزاداري امام حسين (ع) داده است.

          در اين مراسم كه هر ساله انجام مي*شود، 12 نفر از سادات انتخاب *شده و علم*ها را به دوش مي*گيرند و به هيئت عزاداري محبان الزهرا مي*برند و در آن جا تعدادي از علم*ها را با پارچه*هاي سياه، سياه*پوش مي*كنند و بعد از آن عزاداري را به طور رسمي آغاز مي*كنند.

          نكته مهم در اين مراسم اين است كه همواره براي حمل علم*ها در هنگام حركت هيئت*ها از سادات استفاده *شده و در پايان نذورات مردمي توزيع مي*شود.
          از هر كسي در مورد سابقه تاريخي اين مراسم مي*پرسي، فقط مي*گويد از بزرگان به ما ارث رسيده و نمي*دانيم چند سال سابقه دارد.
          يكي ديگر از مراسم*هاي كه معمولاً در ايام عزاداري امام حسين (ع) در سطح استان انجام مي*شود، برگزاري مراسمي تحت عنوان حسن حسين است.
          در اين مراسم كه اكنون تنها در برخي از مناطق شهري و در برخي از روستا*ها انجام مي*شود، عزاداران حسيني از پير و جوان حلقه*اي بزرگ تشكيل مي*دهند و دور علم ابوالفضل (ع) مي*چرخند و اشعاري را قرائت مي*كنند.
          در روستاي بصيران در بخش خوسف* اين مراسم مرتب هر شب و همه ساله و با استقبال گرم مردم اين منطقه و روستاهاي اطراف آن برگزار مي*شود و حال و هواي ديگري به مراسم عزاداري مي*دهد.
          در اين مراسم وقتي عزاداران دور علم مي*چرخند، دست چپ را بر روي دوش فردي كه پهلويشان قرار دارد، گذاشته و با دست راست در حين چرخيدن 2 بار به سينه و 2 بار به پاي خود مي*زنند و يك نفر كه معمولاً بزرگ روستا است، اشعاري به اين ترتيب مي خواند:

          حسن حسين يا الله*، حسن حسين يا الله
          حسن حسين يا الله*، يزيد لعنت الله
          حسن چه شد، شهيد است
          حسين چه شد، شهيد است
          كشنده*اش*، يزيد است
          تشنه حسين به كربلا، شيعه،* تو آب مي خوري؟
          حسن حسين يا الله*، يزيد لعنت الله

          قسمت اول اين ابيات توسط مداح يا ذاكر و قسمت دوم توسط عزادارن يا همان افرادي كه دور علم مي*چرخند بيان مي*شود.
          در شب*هايي كه به ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني نزديك مي*شود، اشعاري جديد به اشعار قبلي اضافه مي*شود، در شب تاسوعا مي*گويند:
          يا عباس يا عباس، جانم فداي عباس
          در اين هنگام مداح اصلي با انگشت به علم حضرت ابولفضل (ع) اشاره مي*كند و مي*گويد:
          اين علم از كيست كه بي*صاحب است؟
          عزاداراني كه در حال انجام مراسم هستند جواب مي دهند، اين علم از ماه بني*هاشم است.
          در شب عاشورا باز گروهي از عزاداران مي*خوانند، شب قتل حسين خون مي*زند جوش، گروهي ديگر جواب مي*دهند*، فلك سرگشته و عالم سيه*پوش و يا مي*خوانند شب قتل حسين بي*گناه است، فلك سرگشته و عالم سياه است.
          اين اشعار ادامه دارد تا حدود 20 دقيقه و در پايان عزادران با ذكر كلمه يا الله، يا الله به سمت علم مي*روند و آن را مي*بوسند.
          در همين راستا و به مناسبت فرارسيدن ماه محرم استان خراسان جنوبي به طور كامل سيه*پوش شده و از مسجد، هيئت و حتي منازل مسكوني صداي نوحه مي*آيد.
          امسال حدود يك هزار هيئت مذهبي و عزاداري در ماه محرم در استان ساماندهي شده*اند و در سوگ سرور و سالار شهيدان و يارانش خواهند نشست.
          سازمان تبليغات اسلامي خراسان جنوبي نيز به مانند همه*ساله، امسال نيز 500 نفر مبلغ را براي امور تبليغي در تكايا، مساجد، هيئت*هاي مذهبي و حسينيه*ها ساماندهي كرده است
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #50
            نقش جاه‏طلبى در واقعه عاشورا


            «جاه‏طلبى» يكى از رذيله‏هاى بسيار خطرناك است كه ممكن است در انسان پيدا شود و دين و دنياى خود و حتى ديگران را نابود سازد؛ همان گونه كه در طول تاريخ، اغلب حوادث تلخ و زيان بار در سايه سياه همين رذيله مُهْلِك شكل گرفته است.


            مقدمه

            تاريخ بشر همواره شاهد حوادث بزرگ تلخ و شيرين بوده است؛ بى‏ترديد هريك از آن رخدادها در پى عامل يا عواملى اتفاق افتاده است.انسانهاى دور انديش، براى جلوگيرى از تكرار رخدادهاى تلخ و ناگوار و براى تداوم‏بخشى به حوادث سودمند و گوارا، در صدد بررسى عوامل و ريشه‏يابى آن بر مى‏آيند.
            امروزه چنين مباحثى تحت عنوان «فلسفه تاريخ» و «تحليل تاريخ» در محافل علمى و تحقيقاتى با توجّه فراوان طرح و تبيين مى‏شود. البته نبايد غافل بود كه مبتكر و طرّاح اصلى اين نوع مباحث، بعد از ظهور اسلام، قرآن كريم بوده است. چنان كه بخش قابل توجّهى از آيات قرآن با نقل و بررسى داستان تلخ و نافرجام برخى از پادشاهان پيشين همچون فرعون1 و اقوام گذشته هم چون قوم نوح، عاد، ثمود و لوط2 و بررسى علل سقوط و نابودى آنها، در پى ارائه چنين مباحث تحليلى است.

            ريشه ناهنجارى‏ها

            بخش مهمى از رخدادهاى تاريخى بشر در سايه تاريك تبعيت از هواهاى نفسانى و خواهش‏هاى شهوانى به وقوع پيوسته است. از اين رو ريشه اغلب ناهنجارى‏هاى فردى و اجتماعى را بايد در انواع گوناگون اميال نفسانى جست و جو كرد.همان‏گونه كه برجسته‏ترين تحليلگران تاريخ، حضرت على عليه‏السلام در بيان بليغى مى‏فرمايد:

            «انّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اهواءٌ تُتَّبَعُ»3

            «همانا آغاز پديد آمدن فتنه‏ها، پيروى خواهش‏هاى نفسانى است.»

            فتنه فراموش نشدنى

            يكى از حوادث ناگوار و فتنه‏هاى فراموش نشدنى تاريخ بشر، حادثه حيرتزا و غم‏انگيز «عاشورا» است كه تا قيام قيامت، كام تاريخ را به تلخى كشانده است. تلخى اين واقعه نه تنها هرگز از ذائقه تاريخ زدوده نمى‏شود؛ بلكه با تكرار حوادث مشابه آن، مهرهاى سياه ديگرى بر پيشانى تاريخ مى‏نشيند و جام زهر ديگرى در كام نيكان ريخته مى‏شود.

            تكرار تاريخ

            در روند تاريخ بشر؛ چه حال و آينده، هيچ گونه تضمينى براى تكرار نشدن رخدادهاى مشابه حادثه رقّت‏انگيز عاشورا وجود ندارد؛ مگر اينكه ريشه‏ها و عوامل آن شناسايى و خشكانده شود. بنابراين در ضرورت طرح اين گونه مباحث جاى هيچ ترديدى نيست.حال، جاى طرح اين سؤال اساسى است كه: ريشه اصلى و عامل مهم بروز حادثه خونين عاشورا چه بوده است؟ براى يافتن جواب سؤال مزبور، بايد انگيزه‏هاى دشمنان امام حسين عليه‏السلام بررسى گردد.
            شكى نيست كه افراد شركت كننده در جنگ عليه اين امام شهيد، با اميال و انگيزه‏هاى گوناگونى وارد ميدان شده‏اند. از ميان انبوه انگيزه‏ها، مى‏توان به انگيزه‏هاى اقتصادى، اعتقادى، تعصبات قومى، انتقام، ترس و وحشت، جاه‏طلبى و حبّ مقام به عنوان برجسته‏ترين انگيزه‏ها اشاره نمود.

            مهم‏ترين انگيزه‏ها

            هريك از عوامل و انگيزه‏هاى فوق در خور توجه و تأمّل بوده و قابل بحث و بررسى است؛ اما انگيزه اخير، يعنى جاه‏طلبى، از حساسيت و تأثيرگذارى خاصّى برخوردار است. ادّعاى گزافى نيست اگر اصلى‏ترين ريشه رخداد عاشوراى سال 61 هجرى قمرى و همچنين عاشوراهاى مشابه ديگر تاريخ را، همين انگيزه بدانيم. از اين رو اگر در اين زمينه مبحث مستقلى ارائه گردد، مفيد خواهد بود.
            البته پيش از پرداختن به بحث اصلى، يعنى نقش جاه‏طلبى در واقعه عاشورا، ضرورى است بحث كوتاهى به صورت كلّى پيرامون خودِ «جاه‏طلبى» ارائه شود تا اهميت موضوع بيشتر روشن گردد.

            خطرناك‏ترين غريزه

            «جاه‏طلبى» يكى از رذيله‏هاى بسيار خطرناك است كه ممكن است در انسان پيدا شود و دين و دنياى خود و حتى ديگران را نابود سازد؛ همان گونه كه در طول تاريخ، اغلب حوادث تلخ و زيان بار در سايه سياه همين رذيله مُهْلِك شكل گرفته است.

            شعله شهوت جاه‏طلبى در انسان چنان پرفروغ است كه از تمام شعله‏هاى شهوانى پرسوزتر و پرزورتر است و چنانچه اشعه پرفروغ ايمان و عمل صالح، آن را در كنترل خود قرار ندهد، هيچ چيز ديگر قادر به خاموش كردن آن نخواهد بود.

            تجربه تاريخى بشر نيز مؤيّد اين مطلب است كه انسانهاى دور از تعهّد و غير مُهَذّب، اگر از هر نوع لذت شهوانى، گذشته از لذّت جاه و مقام، صرف نظر نكرده‏اند؛ بلكه گاهى براى رسيدن بدان از برخى لذتّهاى ديگر نيز چشم پوشى كرده‏اند.

            بنابراين مى‏توان اذعان كرد كه مقام‏طلبى و حبّ رياست، از غرايز شهوانى ديگر قوى‏تر و خطرناك‏تر است، چنان كه مرحوم ملاّ مهدى نراقى در اين زمينه مى‏فرمايد:

            «اِنّه (حب جاه) اَعْظَمُ لَذَّةٍ مِن لَذّاتِ الحياة الدّنيا و اكبر زِينَةٍ مِن زَينَتِها؛4 همانا جاه‏طلبى، بزرگ‏ترين لذّت از لذايذ دنيا و بزرگ‏ترين زينت از زينتهاى آن است.»

            ديدگاه‏ها
            به دليل خطرناك بودن جاه‏طلبى، آيات5و رواياتى6 در نكوهش آن وارد شده است و به تبع آن، عالمان اخلاق نيز در كتابهاى اخلاقى خود مباحثى مطرح كرده‏اند. مرحوم ملا احمد نراقى كلام نغزى در اين زمينه دارد:

            از زمان آدم تا اين دم، اكثر عداوتها و مخالفتها با انبيا و اوصيا باعثى جز «حبّ جاه» نداشته (است). نمرود مردودِ به همين جهت آتش براى سوختن ابراهيم خليل برافروخت و فرعونِ ملعون به اين سبب خانمان سلطانى خود سوخت. حبّ جاه است كه شدادِ بد نهاد را به ساختن ارم ذات العماد [وا [داشت و لعن ابد و عذاب مخلّد بر او گماشت. خانه دين سيّد آخر الزمان از آن خراب و ويران و اهل بيت رسالت به اين جهت پيوسته مضطر و حيران، حقّ امير مؤمنان از آن، مغصوب و خانوادهّ خلافت الهيه به واسطه آن، منهوب.

            يثرب به باد رفت به تعمير ملك شام بطحا خراب شد به تمنّاى ملك رى.7
            آرى، به راستى اگر تحليل دقيقى از علل جنگهاى بزرگ و كوچك تاريخ ارائه شود، روشن خواهد شد كه مهم‏ترين عامل اشتغال آتش جنگهاى خونين ـ از جمله حادثه خونبار كربلا ـ همين عامل رياست‏طلبى بوده است. امام راحل قدس‏سره در اين باره مى‏فرمايد:

            «از اوّل عالم تا حالا، از اين قدرتهاى جابر هرچه به مردم رسيده است، از اين حبّ اشتهار رياست، حبّ قدرت بوده است.»

            زمينه‏هاى رخداد عاشورا
            نقش جاه‏طلبى در حادثه عاشورا، از دو زاويه قابل تأمّل و بررسى است:

            الف) ريشه‏هاى تاريخى پيش از زمان وقوع حادثه، (پيش زمينه‏ها).

            ب) بررسى زمان رخداد و حادثه، (زمينه‏ها).

            كمتر حادثه مهمّ تاريخى را مى‏توان يافت كه به صورت اتفاقى و بدون زمينه‏هاى پيشين واقع شده باشد. معمولاً رخدادهاى مهمّ اجتماعى ـ تاريخى در بستر زمانى طولانى و با پيش زمينه‏هاى قبلى رخ مى‏دهند. حادثه كربلا نيز از اين قاعده مستثنا نبوده، بلكه حوادث بسيار ناگوارى چون: انحراف خلافت از مسير اصلى، دنيازدگى برخى از صحابه، عوام فريبى، بدعت گذارى و خانه نشينى على عليه‏السلام ـ كه همگى بدون ترديد از جاه‏طلبى و حبّ مقام نشأت گرفته بود ـ در زمينه سازى جريان عاشورا دخالت داشتند. با اطمينان مى‏توان اذعان داشت كه اگر حوادث مزبور واقع نمى‏شد؛ هرگز حادثه خونبار عاشورا پيش نمى‏آمد.

            آرى، واقعيت اين است كه بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به سرعت جرياناتى در جولانگاه سياست پديد آمد كه هريك از آنها براى ايجاد حادثه‏اى مانند عاشورا كافى بود.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #51

              فاصله زمانى ميان رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تا زمان حادثه عاشورا، كه دقيقاً نيم قرن است، در سه مرحله قابل بررسى است كه در هر سه مرحله رد پاى جاه‏طلبى مشهود و ملموس است.

              1. دوران خانه نشينى على عليه‏السلام
              على عليه‏السلام جانشين واقعى و لايق پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بود؛ اما با كنار گذاشته شدن او، انحرافاتى در جامعه اسلامى پديد آمد كه پس از اين واقعه، اتفاقهايى همانند حادثه عاشورا دور از انتظار نبود. گرچه برخى‏ها ممكن است توجيهات تعصّب‏آميزى داشته باشند ولى حقيقت اين است كه اصل محور آغاز انحرافات در خلافت، جاه‏طلبى بوده است؛ به عنوان نمونه، اگر على عليه‏السلام بر كرسى حكومت تكيه زده بود هرگز معاويه و امثال او در پستهاى حساسى همچون ولايت شام قرار نمى‏گرفتند و اگر معاويه نبود، هرگز جنايات يزيد و حادثه عاشورا پديد نمى‏آمد.

              2. حكومت على عليه‏السلام
              گرچه حدود پنج سال، حكومت به دست على عليه‏السلام افتاد؛ اما از آنجا كه 25 سال جامعه اسلامى بر خلافِ خواستِ على عليه‏السلام حركت كرده بود، به آسانى قابل برگشت نبود. از سوى ديگر در همان مدت كوتاه نيز، جاه‏طلبانى همچون معاويه، طلحه، زبير، عايشه و... پيدا شدند كه راه رو به رشد على عليه‏السلام را سد كردند و جنگها و كدورتها در جامعه پديد آوردند كه در زمينه سازى عاشورا، بى تأثير نبود.

              3. معاويه
              معاويه كه توسط خلفاى پيشين برسر كار آمده بود و در منطقه حساس شام جايگاه محكمى براى خود ايجاد كرده بود؛ عاقبت با نهايت جاه‏طلبى و عوام فريبى و زور و تزوير بر جهان اسلام تسلط يافت. او نه تنها زمينه شحكومت يزيد را فراهم آورد؛ بلكه با ايجاد بدعتهاى غير شرعى و ضدّ عدالت، زمينه رويكرد جهانيان به اسلام را به ركود كشيد. چنان كه رشيد رضا در كتاب تفسير خود نقل مى‏كند:

              يكى از دانشمندان بزرگ آلمان در آستانه (دولت عثمانى) به برخى مسلمانان از جمله شُترفاى مكّه، گفته است:

              شايسته است ما مجسّمه معاويه را از طلا در ميدان برلين برپاكنيم.

              گفتند: چرا؟!

              او اظهار داشت: چون او نظام اسلامى را از اساس دموكراسى به نظام سلطه و زور تبديل كرد و اگر اين موضوع نبود، اسلام عالم را فرا مى‏گرفت.8

              با عنايت به مطالب گذشته روشن مى‏شود كه حادثه عاشورا با حوادث مهمّ قبلى ارتباط بسيار نزديكى داشته است. برخى از مورّخين بزرگ نيز به اين نكته به صورت تلويحى اذعان نموده‏اند. شهرستانى گفته است:

              تمامى مشكلات و گرفتاريهايى كه بر تاريخ اسلامى گذشته است، در عقيده باشد يا سياست، ما را رسد كه سرچشمه آن را در حوادث صدر تاريخ بيابيم.9

              تحليلى روشن از جاه‏طلبان
              با تأمّل و تحليل وقايع پنجاه ساله پس از رحلت رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ارتباط آنها با واقعه عاشورا روشن شد؛ اما منشأ آن وقايع چه بود؟

              اين مطلب نيز چون روز روشن است؛ ريشه اصلى تمام اين قضايا، رذيله جاه‏طلبى بوده است.

              آيا آنچه در سقيفه گذشت «منّا اميرٌ و منكم امير»، در اثبات جاه‏طلبى‏ها كافى نيست؟

              آيا سفارش ابوسفيان به عثمان در خصوص حفظ حكومت و پاس دادن آن به همديگر (امويها) به مانند توپ10؛ چيزى غير از جاه‏طلبى را ثابت مى‏كند؟

              تسليم نشدن معاويه در مقابل حكومت على عليه‏السلام به چه دليل بود؟ آيا دليلى جز جاه‏طلبى و حفظ مقام و رياست منطقه دندانگير شام داشت؟

              عمروبن عاص كه برجسته‏ترين معاون معاويه بود و خود را شريك جنايتهاى او كرد، به دنبال چه هدفى بود؟ آيا مشكل مالى داشت؟! يا به دنبال رسيدن به حكومت مجدّد مصر بود؟11

              طلحه و زبير به رغم بيعتى كه با على عليه‏السلام كرده بودند، به كدامين بهانه‏اى آواى جنگ سردادند؟ آنان كه سرمايه‏هاى هنگفتى داشتند، خانه‏هاى مجلّلى ساخته بودند و كنيزان فراوانى در اختيار داشتند!

              آرى همه چيز داشتند، ولى حكومت و جاه نداشتند؛ آنان به دنبال حكومت كوفه و بصره بودند.

              جاه طلبان دوران يزيد
              هرچه بيشتر علل و انگيزه‏هاى رخداد عاشورا مورد كنكاش قرار گيرد، نقش نامطلوب جاه‏طلبى در آن حادثه، روشن‏تر مى‏شود؛ به گونه‏اى كه تمام انگيزه‏هاى ديگر رنگ مى‏بازند.

              به راستى مگر غير از اين است كه اوّلين جرقه‏هاى زمينه سازى ولايت عهدى و سپس خلافت يزيد ـ كه اصلى‏ترين محور شرارت آفرين حادثه غم‏انگيز عاشورا بود ـ نيز از همين رذيله جاه‏طلبى و دلبستگى به رياست و مقام آغاز شد؟ مورّخين صدر اسلام بدين نكته تصريح كرده‏اند؛ ابن اثير در اين زمينه مى‏نويسد:

              مغيرة بن شعبه در كوفه از طرف معاويه فرمانروايى مى‏كرد و معاويه تصميم گرفته بود كه او را بركنار كرده و سعيد بن عاص را به كوفه بفرستد. هنگامى كه اين خبر به مغيره رسيد، با خود گفت: مصلحت در اين است كه براى حفظ آبروى خود نزد معاويه بروم و از ادامه مسئوليت خود و فرمانروايى كوفه اظهار بى‏ميلى نموده و از او درخواست استعفا كنم تا در نزد مردم چنين وانمود شود كه من خود داوطلبانه از فرمانروايى كوفه كناره گرفته‏ام.
              مغيره با همين انگيزه به سوى شام حركت كرد. وى در شام ابتدا با نزديكان و ياران خود ملاقات نمود و به آنها گفت: اگر در اين اوضاع و احوال نتوانم حكومت كوفه را براى خود نگه دارم، ديگر هرگز به آن مقام دست نخواهم يافت. و بعد نزد يزيد بن معاويه رفت و به او گفت: بيشتر ياران پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از دنيا رفته‏اند و فرزندان آنها به جاى مانده‏اند و تو از همه آنها در فضل و رأى و دين و سياست داناترى و من نمى‏دانم چرا پدرت معاويه براى تو از مردم بيعت نمى‏گيرد!
              يزيد گفت: آيا به نظر تو اين كار، شدنى است؟ مغيره گفت: آرى. يزيد كه سخت تحت تأثير حرفهاى مغيره قرار گرفته بود، به نزد پدرش معاويه رفت و كلام مغيره را بازگو نمود. معاويه دستور داد تا مغيره را حاضر سازند.
              مغيره آنچه به يزيد گفته بود، به معاويه نيز گفت و اضافه كرد كه: شما شاهد بوديد كه بعد از قتل عثمان، امت اسلامى دچار چه اختلافهاى شديدى گرديد و چه خونهاى زيادى ريخته شد. يزيد جانشين خوبى براى تو خواهد بود تا بعد از تو پناهگاهى براى مردم باشد و از خونريزى و فتنه، جلوگيرى شود.
              معاويه گفت: چه كسانى در اين كار، مرا يارى خواهند كرد؟ مغيره گفت: من تعهّد مى‏كنم كه از مردم كوفه براى يزيد بيعت بگيرم. و زياد بن ابيه (پدر عبيداللّه) نيز از مردم بصره براى ولايت عهدى يزيد بيعت خواهد گرفت و از اين دو شهر گذشته، مردم هيچ شهرى در بيعت با يزيد مخالفت نخواهند كرد. معاويه، مغيره را در پست حكومت كوفه تثبيت كرد و از تصميم بركنارى او به جهت بيعت گرفتن براى يزيد، منصرف گرديد.
              مغيره نزد ياران خود بازگشت و در جواب آنها كه از ماجراى بركنارى‏اش پرسش مى‏كردند، گفت: من پاى معاويه را در ركابى قرار دادم كه حكومت اموى سالها به هجوم خود بر امت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ادامه دهد، و دريدم براى آنها چيزى را كه هرگز دوخته نخواهد شد.
              مغيره براى عملى ساختن افكارش خود به كوفه برگشت و با ياران خود و هواداران بنى‏اميّه مسأله بيعت با يزيد را مطرح كرد و آنها پيشنهاد او را اجابت كردند. او فرزندش موسى را به همراه هيئت ده نفره به سوى شام فرستاد و سى‏هزار درهم در اختيار آنان گذاشت. آنان نزد معاويه رفتند و از بيعت با يزيد سخن گفتند و معاويه را تشويق كردند كه هرچه زودتر اين كار را انجام دهد. معاويه در پاسخ گفت: اين مطلب را فعلاً اظهار نكنيد ولى بر همين رأى و انديشه باشيد. سپس از فرزند مغيره سؤال كرد كه: پدرت دين اين افراد را به چه قيمتى خريده است؟! گفت: به سى هزاردرهم. معاويه در جواب گفت: به راستى دين براى اين اشخاص بسى بى‏ارزش بوده است كه آن را به اين قيمت ناچيز فروخته‏اند؟12
              آرى! مغيره مى‏خواست با يك تير، دو نشان، بلكه چندين نشان بزند. زيرا با پيشنهاد اوّل، حكومتش در كوفه ادامه مى‏يافت و در مرحله دوم اگر يزيد به حكومت مى‏رسيد، چه بسا ارتقاء مقام هم پيدا مى‏كرد. بنابراين، هم پيشنهاد مغيره از جاه‏طلبى سرچشمه مى‏گرفت و هم استقبال معاويه و يزيد بدان جهت بود.

              هوس حكومت رى، چه مى‏كند؟

              از دلايل روشن ديگر بر نقش شوم جاه‏طلبى در حادثه عاشورا، جريان جاه‏طلبى عمر بن سعد است. عمر بن سعد يكى از ضلعهاى مثلّث شوم حادثه كربلا است كه در كنار دو ضلع ديگر (يزيد و ابن زياد) به ايفاى نقش ناپسند خود پرداخت. گرچه او امتياز خاصّ رزمى و نظامى نداشت ولى به جهت برخوردارى از وجهه اجتماعى و مذهبى، به عنوان سفير لشكر در مقابل امام حسين عليه‏السلام انتخاب شد. او كسى نبود كه امام حسين عليه‏السلام را نشناسد، بلكه به خوبى او را مى‏شناخت و در مرحله اوّل هم راضى به قبول اين مسووليت نبود؛ اما آنچه كه او را بر خلاف عقلش به وادى جنگ با امام حسين عليه‏السلام كشاند؛ جاه‏طلبى و رياست‏خواهى بود. اين نكته از لابه لاى كلام و اشعار او هويداست:

              ءَاَتركَ ملك الرى و الرىُّ رغبتى ام ارجع مذئوما بقتل حسين
              و فى قتله النار الّتى ليس دونها حجابٌ و ملك الرى قرّة عينى13
              امام حسين عليه‏السلام در ملاقاتى كه با عمر بن سعد داشت، از او مى‏پرسد: آيا قصد كشتن مرا دارى؟
              عمر بن سعد در صدد توجيه كار خود برآمده، مى‏گويد: اگر از اين گروه جدا شوم، مى‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند!
              امام عليه‏السلام جواب مى‏دهد: من براى تو خانه‏اى مى‏سازم.
              عمر بن سعد بهانه‏تراشى كرده، مى‏گويد: من بيمناكم كه املاكم را از من بگيرند!
              امام عليه‏السلام مى‏فرمايد: بهتر از آن را به تو مى‏دهم.

              عمر بن سعد اين بار نيز بهانه ديگرى مى‏آورد. امام حسين عليه‏السلام در پايان فرمود:
              «مرا مى‏كشى و گمان مى‏كنى كه عبيداللّه ولايت رى و گرگان را به تو خواهد داد؟ به خدا سوگند كه گواراى تو نخواهد بود و اين، عهدى است كه با من بسته شده است. و تو هرگز به اين آرزوى ديرينه خود نخواهى رسيد! پس هر كارى كه مى‏توانى، انجام ده كه بعد از من روى شادى را در دنيا و آخرت نخواهى ديد، و مى‏بينم كه سر تو را در كوفه بر سر نى مى‏گردانند و كودكان سر تو را هدف قرار داده و به طرف آن سنگ پرتاب مى‏كنند.»14

              ضلع سوم

              عبيداللّه بن زياد نيز به عنوان سومين ضلع مثلّث شوم، پرونده جاه‏طلبى‏اش به طور كامل هويداست؛ گويى يزيد نيز او را خوب مى‏شناسد و عطش رياست‏طلبى او را مى‏داند؛ از اين رو، او را با حفظ مقام فرمانروايى بصره، به فرمانروايى كوفه نيز منصوب مى‏كند. او نيز در قبال رسيدن به اين همه پست و مقام، جنايت هولناك كربلا را مى‏آفريند؛ همان كونه كه افراد ديگرى هم با همين انگيزه به او پيوستند.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #52
                سيد جواد هاشمي :

                «5 دقيقه تا مرز» نگاهي امروزي به مقوله كربلا دارد


                سيد جواد هاشمي گفت: مجموعه تلويزيوني «5 دقيقه تا مرز» نگاهي نو و امروزي به مقوله كربلا دارد.


                سيد جواد هاشمي كارگردان تئاتر تلويزيوني «5 دقيقه تا مرز» گفت: اين مجموعه با همكاري گروه معارف شبكه دو سيما در هفت قسمت 45 دقيقه*اي ساخته شده است كه موضوع اصلي آن قيام عاشوراست با اين تفاوت كه ماجراي آن در دنياي امروز مي*گذرد و اتفاقاتي كه رخ مي*دهد شخصيت*هاي اين ماجرا را با موضوع كربلا درگير مي*كند.

                وي افزود: در اين مجموعه تلاش ما اين است كه آثار قيام عاشورا، امام حسين و يارانش را در ذهن مردم امروزي بررسي كنيم.

                وي با بيان اينكه نگارش اين مجموعه با همكاري سيدعليرضا حسيني صورت گرفته است گفت: موضوع اين تله تئاتردرباره منزلگاهي در مرز ايران و عراق است كه شخصي به نام آصف در اين منزلگاه به پرده خواني مشغول است.در هر قسمت شخصيت*هايي به اين منزلگاه وارد شده و قصه*هاي آن*ها براي بيننده به تصوير كشيده مي*شود.

                وي در ادامه گفت: در اين مجموعه كه از شب هشتم ماه محرم به مدت 7شب در ساعت 19:45 از شبكه دو سيما پخش مي*شود بازيگراني چون امير دژاكام، عزت*الله مهرآوران، سعيد شيخ*زاده، كاوه آهنگر، شيوا بلوريان و رامين ناصرنصير بازي مي*كنند.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #53
                  حسين(ع)، فرزند ابراهيم


                  حضرت*هاجر در كنار حضرت ابراهيم بود و حضرت زينب سلام الله*عليها در كنار حسين*ابن*علي عليه*السلام. هر دو در وادي طلب، سرگرداني و حيرتي را تجربه كردند كه خداوند براي آنها مقرر كرده بود. هر دو راضي به قضاي الهي بودند و همين رضايت و شهامت در اجراي رسالت، از هر دو بانوي نمونه، سرمشقي جاودانه ساخت.


                  تمدن بابل در حدود سه هزار و هفتصد سال پيش كه حضرت ابراهيم در آن زندگي مي*كرد دو ويژگي عمده داشت.نخست اين*كه انجام آداب و مراسم و اجراي شعاير جمعي، بيش از عمل صالح، تقوا و فضايل اخلاقي اهميت داشت و كسي كه مي*خواست به وظيفه خود در برابر خدايان عمل نمايد مي*بايست قرباني*هاي شايسته*اي به معابد تقديم كند و اوراد مخصوصي بخواند.
                  دوم اين*كه، گفته*اند: «هيچ تمدني از لحاظ پايبندي به اوهام و خرافات، به پاي تمدن بابلي نمي*رسيد. كاهنان، هر حادثه را از ولادت غير طبيعي فرزندان گرفته تا اشكال مختلف مرگ، با تعبيرات سحري و فوق طبيعي مورد تفسير و تاويل قرار مي*دادند».(1)
                  تصميم نمرود براي انداختن حضرت ابراهيم در آتش، خود نمونه*اي از قرباني انساني و تقديم سنت*شكنان به پيشگاه خدايان بود. زماني كه آتش بر ابراهيم سرد و گلستان شد، آن هم در حضور هزاران تماشاگر معتقد به خدايان بابل و به ويژه اين*كه اين آتش به احترام بت*ها و براي عقوبت دشمن خدايان بابل افروخته شده بود، اين خبر عجيب به سرعت در سرتاسر بابل پيچيد و به مرور زمان به نواحي ديگر نيز رسيد.

                  طبعا با اتفاق چنين معجزه*اي و تحقير خدايان بابل، مردم آن زمان منتظر شنيدن خبرهاي بيشتري از اين پيامبر بودند و نمي*توانستند نسبت به آن بي*تفاوت باشند. از اين*رو، هنگامي كه ابراهيم عليه*السلام، به دستور خداوند فرزند را به قربانگاه برد ولي خداي سبحان، گوسفندي را به جاي انسان براي قرباني برگزيد، اين اتفاق نقطه عطفي در سنت شعايري آن روزگاران شد. به طوري كه بعدها حتي وقتي امپراطوران تصميم به قرباني كردن انساني مي*گرفتند، مورد اعتراض كاهنان دربار قرار مي*گرفتند كه تاريخ، نمونه*هايي را ثبت كرده است.

                  اصطلاح قرآني مبارزه با عادات و سنت*هاي غلط اجتماعي، اصلاح است و خداوند پيامبران را براي اصلاح عقايد و عادات جامعه مبعوث فرمود. امام حسين عليه*السلام هم كه در دعاي عرفه، خود را فرزند ابراهيم مي*خواند در ابتداي حركت خود به سوي كربلا مي*فرمايد: من فقط به خاطر اصلاح در امت جدم خارج شدم و مي*خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و به سيره و سنت جدم ( رسول خدا) و پدرم (امير*المومنين) عمل نمايم. (2)بدين ترتيب، ابراهيم و فرزندش حسين (ع) هر دو الگوي خط*شكني بودند و هر دو، با وجود تنهايي و بدون داشتن يك لشكر و مانند آن، شكوه پوشالين و ابهت دروغين حاكمان زمان خود را شكستند و راه را براي مجاهدان بعد از خود هموار نمودند.

                  خداي سبحان، اين ويژگي ابراهيم خليل را به عنوان اسوه و الگو به پيامبر خود معرفي مي*كند و مي*فرمايد: براي شما در ابراهيم و همراهان او سرمشقي نيكوست، آنگاه كه به قومشان گفتند ما از شما و آنچه به جاي خداوند مي*پرستيد، بري و بركناريم و ما منكر شماييم و هميشه ميان ما و شما دشمني و عداوت و كينه خواهد بود تا وقتي كه به خداي يگانه ايمان بياوريد. (ممتحنه:4) عبارت قرآني (بدا بيننا و بينكم العداوة و البغضاء ابدا حتي تومنوا بالله وحده)ناخود*آگاه، فرازهاي معروف زيارت عاشورا را به ياد مي*آورد (اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم) و يا فرازي از زيارت جامع كه مي*فرمايد: ( مبغض لاعداءكم) اين فرازها به مسلمانان مي*آموزد كه كينه و دشمني با دشمنان دين خدا، در واقع متمم و مكمل محبت الهي است و بدون آن عشق به خداوند، كامل نمي*شود.

                  شباهت ديگري كه ميان حضرت ابراهيم و امام حسين (ع) بسيار برجسته است، سر*افرازي در آزمون الهي است. قرآن كريم مي*فرمايد: «و چون ابراهيم را پروردگارش به كلماتي (شعايري) چند آزمود، و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پيشواي مردم مي*گمارم» (بقره:421) هر دوي آن بزرگواران در انجام آزمون الهي، به همراه خانواده و اهل بيت خود بودند. هر دو، فرزند به قربانگاه بردند با اين تفاوت كه ابراهيم خليل فرزند خود را صحيح و سالم پس گرفت اما امام حسين (ع) فرزندان خويش را تقديم كرد، به جز امام سجاد عليه*السلام كه به قضاي الهي ميراث نبوت را حفظ كرد.

                  حضرت*هاجر در كنار حضرت ابراهيم بود و حضرت زينب سلام الله*عليها در كنار حسين*ابن*علي عليه*السلام. هر دو در وادي طلب، سرگرداني و حيرتي را تجربه كردند كه خداوند براي آنها مقرر كرده بود. هر دو راضي به قضاي الهي بودند و همين رضايت و شهامت در اجراي رسالت، از هر دو بانوي نمونه، سرمشقي جاودانه ساخت. اعمال حج ابراهيمي بدون سعي و صفاي حضرت*هاجر كامل نيست، همانگونه كه پيام كربلا در كربلا مي*ماند اگر زينب نبود.

                  در هر دو نهضت، خانه كعبه محور عمليات است. حضرت ابراهيم، خانه كعبه را بنا نهاد تا مركزيتي براي يكتا*پرستي به وجود آيد و حرم امن الهي باشد: و ياد كنيد كه خانه [كعبه] را بازگشتگاه و حرم امن براي مردم قرار داديم و [گفتيم] از مقام ابراهيم نمازگاهي بسازيد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه خانه*ام را براي غريبان [مسافران] و مقيمان و نمازگزاران پاكيزه گردانيد.(بقره: 521) قرآن كريم داستان راز و نياز حضرت ابراهيم و اسماعيل را نقل مي*كند تا فلسفه بنيان كعبه روشن شود: و چون ابراهيم و اسماعيل پايه*هاي خانه [كعبه] را بر آوردند [گفتند] پروردگارا از ما بپذير كه تويي شنواي دانا.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #54

                    « پروردگارا ما را فرمانبر خويش بگردان و از ذريه ما امتي فرمانبردار خويش پديد*آور و مناسك ما را به ما بنما و از ما در گذر كه تويي توبه*پذير مهربان.» پروردگارا و از ايشان در ميانشان پيامبري كه آيات تو را بر آنان بخواند و به آنان كتاب آسماني و حكمت بياموزد و پاكدلشان سازد بر انگيز كه تو پيروزمند فرزانه*اي. (بقره:128-127) حسين بن علي (ع) نيز به هنگام حركت به سوي كربلا، يك روز مانده به عيد قربان، شهر مكه را به سوي كربلا ترك كرد تا نشان دهد، حرمي را كه خداوند فرمود تا حرم امن الهي براي موحدان باشد، حتي براي فرزندان رسول خدا نيز امن نيست.

                    در قرآن كريم بر دو ويژگي « بردباري» و « دردمندي» حضرت ابراهيم عليه*السلام تاكيد مي*شود (هود:67) كه هر دو به بُعد اجتماعي و رسالت حضرت ابراهيم بازگشت مي*كند. بدين معنا كه حضرت ابراهيم، درد جامعه را داشت و از انحرافات موجود در آن به شدت رنج مي*برد؛ همچنان*كه حسين*بن علي (ع) نيز وقتي به سرزمين شراف رسيد، براي اتمام حجت با كوفيان فرمود: مردم! من بسوي شما حركت ننمودم مگر آنگاه كه دعوتنامه*ها و پيك*هاي شما به سوي من سرازير گشت كه « ما امام و پيشوا نداريم. دعوت ما را بپذير و به سوي ما حركت كن تا خداوند به وسيله تو ما را هدايت و رهبري نمايد. » ... آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي*شود؟ و از باطل نهي نمي*گردد؟ پس سزاوار است كه در چنين وضعي انسان با ايمان، مرگ و ملاقات با خداوند را آرزو كند. آري، من مرگ را جز سعادت و خوشبختي نمي*بينم، و زندگي با ستمگران را جز خواري و ذلت نمي*دانم. (3)

                    ابراهيم به تنهايي يك امت بود « ان ابراهيم كان امة قانتا*لله حنيفا»(بيگمان ابراهيم پيشوايي فروتن در برابر خداوند و پاكدين بود)(نحل:021) و در عين حال به تنهايي در برابر نمرود و درباريانش ايستاد و ناتواني*ها و زبوني*هاي او را بر شمرد. حضرت ابا عبدالله (ع) نيز، هنگامي كه معاويه از خلفا و يزيد تمجيد كرد و از امام خواست تا با يزيد بيعت كند، امام خطاب به او فرمودند: ... «اي معاويه! آنچه دربار? كمالات يزيد و لياقت وي براي امت محمد (ص) برشمردي شنيديم. قصد داري طوري وانمود كني كه گويا فرد ناشناخته*اي را توصيف مي*كني، يا فرد غايبي را معرفي مي*كني... در حالي*كه يزيد ماهيت خود را آشكار كرده و موقعيت سياسي و اجتماعي و اخلاقي خود را شناسانده است.

                    از يزيد آن*گونه كه هست بگو! از سگ بازيش بگو، وقتي كه سگ*هاي درنده را به جان همديگر مي*اندازد. از كبوتر بازيش بگو... از بوالهوسي و عياشي او بگو ... از خوشگذرانيش بگو كه از ساز و آواز سرمست مي*شود. آنچه در پيش گرفتي كنار بگذار، آيا گناهي كه تا كنون درباره اين امت بر دوش خود بار كرده*اي تو را كافي نيست؟... »(4)

                    در حديثي آمده است كه رسول مكرم اسلام از خداوند درخواست كرد: الهي ارني الاشياء كما هي. (خدايا حقايق اشيا را آنچنان*كه هستند به من نشان ده). خداوند پيش از آن با حضرت ابراهيم چنين عملي انجام داد و باطن و حقايق اشيا را به او نشان داد: «و بدينسان ملكوت آسمان*ها و زمين را به ابراهيم مي*نمايانيم تا از اصحاب يقين گردد.»(انعام:57) و در جاي ديگري حضرت ابراهيم از خداوند مي*خواهد تا زنده كردن مردگان را به او نشان دهد. امام حسين عليه*السلام نيز در دعاي عرفه عرضه مي*دارد: «فهمتني ما جاءت به رسلك.» ( خداوندا! تو به من هر آن*چه را كه پيامبرانت آورده بودند آموختي) و همچنين عرضه مي*دارد: «خداوندا تويي كه در همه موجودات، خود را به من نشان دادي تا در هر چيز آشكار تو را ديدم. تويي كه در هر چيز آشكاري». به نظر مي*رسد تاكيدي كه امام حسين(ع) بر توحيد داشته و از خداوند، شناخت معرفت خويش را مي*طلبد بيش از حضرت ابراهيم( ع) است و حضرت ابراهيم(ع) بيشتر طالب شناخت معاد و جلوه*هاي ديگر خداشناسي بوده است.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #55
                      مهمترين هنر عاشورا فتح قلوب مردم در تاريخ بود


                      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: مهمترين هنر عاشورا فتح قلوب مردم در تاريخ بود.



                      به نقل از روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام عصر امروز در ديدار جمعي از فعالان سياسي و گروهي ديگر از مسئولان ستادهاي برگزاري انتخابات 24 آذرماه با اشاره به ايام ماه محرم و قيام عاشورا گفت: حركت امام حسين (ع) بر اساس آراي مردم شروع شد و با دعوت مردم به سوي كوفه آمدند.

                      وي با بيان گوشه*هايي از تاريخ تبعيض آميز برخي از حاكمان اسلامي در صدر اسلام گفت: ارادت مردم به اهل بيت (ع) براساس تعاليم خاص اسلامي بسيار خالص بود، اما شدت برخورد حاكمان باعث سركوب مردم مي*شد.

                      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تبيين قيام امام حسين (ع) افزود: مهمترين هنر عاشورا فتح قلوب مردم در تاريخ بود.
                      وي امام حسين (ع) را الگوي انسانهاي مجاهد و مبارز دنيا دانست و گفت: شهدا و اسراي كربلا با خون و اظهارات خود اين شعله را در تاريخ فروزان كردند كه هميشه دامن ظلم را مي*سوزاند و مشعل هدايت انسانها است.

                      هاشمي رفسنجاني با مقايسه انقلاب اسلامي با قيام عاشورا گفت: مبارزين در سالهاي مبارزه با تبيين ابعاد ظلم رژيم پهلوي، قلوب مردم را فتح كردند كه همين باعث حضور ميليوني آنها در صحنه و پس از آن، پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي تا امروز شده است.

                      وي با اشاره به روند توجه دنيا به مردم*سالاري گفت: انتخابات شكل پيشرفته و عالمانه درك حضور مردم در جامعه است.
                      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ارايه نظرات گوناگون توسط نامزدهاي مختلف در انتخابات را فرصت مغتنمي دانست كه در صورت عدم دخالت افراد و گروه*ها و تبليغات گمراه كننده، راه درستي را براي پيمودن جوامع به سوي سعادت مي*گشايد.

                      هاشمي افزود: هركس كه به انتخابات ساختاري اين چنين داده است، به پيشرفت بشري خدمت كرده است.

                      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به تاكيدات نبوي بر بيعت با مردم گفت: در زماني كه بر اساس حكومت*هاي مورثي عده*اي حاكم به دنيا مي*آمدند، اسلام به نظرات مردم توجه مي*كرد.

                      وي با بيان تاريخ زندگاني امام علي (ع) گفت: تا زماني كه مردم نخواستند، آن حضرت وارد ميدان نشدند و به حاكمان خويش در بلاد هم مي*گفتند در آغاز كار حتما برنامه*هايتان را با مردم در ميان بگذاريد و در صورت موافقت آنان عمل كنيد.
                      هاشمي رفسنجاني در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي گفت: اين انقلاب بهترين دليل تاثير*گذاري حضور مردم در صحنه است.

                      رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اصول قانون اساسي كه انتخابات را اصل مي*دانندف گفت: بر اساس عقايد اسلامي بايد به مردم توجه نماييم.

                      وي گفت: عدم حضور مردم در هر مقطعي كار را براي هر جامعه*اي مشكل مي*كند.

                      هاشمي رفسنجاني افزود: همين مردم هر وقت بفهمند كه كسي مي*خواهد با خودخواهي منافع خود را تامين كند، از او جدا مي*شوند و فاصله مي*گيرند.

                      وي افزود: همه بايد ثابت كنيم كه در خدمت مردم، كشور و دين خود هستيم.

                      در آغاز اين ديدار چند تن از مسئولان گزارشي از برنامه*ها و فعاليت*هاي خويش براي انتخابات 24 آذرماه ارايه كردند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #56
                        تا دوازدهم محرم

                        مراسم سوگواري در 42 مسجد و تكيه گرگان برپا مي*شود


                        مديركل اوقاف و امور خيريه استان گلستان گفت: در 42 مسجد تكيه و امامزاده در گرگان تا دوازده محرم مراسم سوگواري امام حسين (ع) از درآمد موقوفات گرگان برپا مي*شود.


                        عرب اسماعيلي افزود: اين مراسم در دوازده مسجد، دوازده تكيه منبرهاي وقفي، سقاخانه ابوالفضل و امامزاده هادي (ع) برگزار مي*شود.

                        وي تصريح كرد: 500 ميليون ريال درآمد اين موقوفات در اين ايام صرف هزينه*هاي تكايا و مساجد مي*شود.

                        عرب اسماعيلي گفت: 1500موقوفه در استان وجود دارد كه 90 درصد درآمد آنها صرف عزاداري محرم و صفر مي*شود.

                        شهرستان گرگان مركز استان گلستان حدود 404 نفر جمعيت دارد.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #57

                          شب گذشته در شيراز

                          برخورد پژو با دسته عزاداران يك مداح را كشت


                          بي*احتياطي راننده يك خودرو پژو در بلوار ستارخان شيراز منجر به مرگ يك مداح و زخمي شدن بيش از 5 نفر شد.



                          به گفته يكي از شاهدان عيني،حوالي ساعت 22 شب گذشته، يك دستگاه پژو با دو سرنشين با سرعتي بسيار زياد با گروه عزاداران در خيابان ستارخان برخورد كرد.

                          بنا به اظهارات اين شاهد عيني كه شخصا مجروحان را به بيمارستان منتقل كرده بود، برخورد اين خودرو به محل ايستادن مداحان در كنار بلندگوها منجر به مرگ مداح 45 ساله و زخمي شدن اطرافيان او شد.

                          سرنشينان اين خودرو توسط مردم به كلانتري رحمت آباد هدايت شده و در بازداشت به سر مي*برند
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #58
                            كاركرد مراسم سوگوارى عاشورا در رسمى شدن مذهب شيعه در زمان صفويه


                            عاشورا از يك سو شيعيان و طالبان حق را دور هم گرد مى‏آورد و از سوى ديگر مبانى تشيع را به آنها مى‏آموخت و جرات مبارزه و روحيه فداكارى براى حفظ اسلام به آنها مى‏داد. چنان اين مراسم با شيعه عجين شد كه يكى از مهم‏ترين نشانه‏هاى شناخت آنان گرديد.


                            مسيو ماربين آلمانى: «مواد روحانى كه امروزه مروج در ميان مسلمانان است هيچ يك مانند تعزيه‏دارى حسين عليه‏السلام حس پلتيكى در مسلمانان پيدا نتواند نمود و هرگاه يكى، دو قرن در مسلمانان به اين قسم تعزيه‏دارى شيوع و كسب عموميت كند حيات سياسى تازه در مسلمانان پيدا خواهد شد»(10).گاسپار دروويل: «اين مراسم اشكهايى را كه از اندوه واقعى سرچشمه مى‏گيرد سرازير مى‏كند و پيروان غيور على عليه‏السلام را كه بر آن ناظر هستند شديدا به هيجان مى‏آورد»(12).

                            مقدمه

                            با توجّه به سفارش*ها و تأكيدهاى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمّه طاهرين عليهم‏السلام درباره برگزارى مجالس عزادارى براى امام حسين عليه‏السلام مى‏توان دريافت كه در اين سفارش*ها فلسفه‏اى نهفته است كه آگاهى به آن مى‏تواند عزاداري*هاى ما را با اهداف پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمه طاهرين عليهم‏السلام همسو و هماهنگ گرداند و لازمه اين آگاهى يافتن به شرايط بحرانى همان قرن اول هجرى است كه بر جامعه اسلامى تحميل شد و تا قرنها طول كشيد، چنان كه طبقه حاكمه و در كنار آنها عالم‏نمايان حقْ‏گريز مى‏كوشيدند براى مطامع خود اسلام را از درون و برون تهى و بى‏خاصيت كنند و در اين راه، مجال و فضا را بر حافظان حقيقى دين تنگ كردند و همه امكانات را از آنها دريغ نمودند. لذا مراسم سوگوارى عاشورا از بهترين و مؤثرترين عواملى بود كه مى‏توانست در آن شرايط حساس اسلام را از دستبرد غارتگران مسلح نجات بخشد و بارقه اميدى به دلهاى طالبان حق بتابد. بنابراين تشيع براى حفظ خود وابسته به مراسم عزادارى عاشورا شد، چنان كه نمى‏توان تشيع را بدون عاشورا تصور كرد.

                            عاشورا از يك سو شيعيان و طالبان حق را دور هم گرد مى‏آورد و از سوى ديگر مبانى تشيع را به آنها مى‏آموخت و جرئت مبارزه و روحيه فداكارى براى حفظ اسلام به آنها مى‏داد. چنان اين مراسم با شيعه عجين شد كه يكى از مهم‏ترين نشانه‏هاى شناخت آنان گرديد، به‏طورى كه با فرا رسيدن ايام عاشورا در هر شهر و كوى و برزنى كه شيعيان زندگى مى‏كردند شكل آنها به طور كلى تغيير مى‏كرد و چهره غم و ماتم به خود مى‏گرفت. شهرهاى شيعه‏نشين ايران از جمله قم، رى و سبزوار چنين وضعى داشت، تا اينكه در قرن چهارم هجرى آل بويه شيعه مذهب، مراسم عزادارى را كه علامت و مشخصه بارز شيعه بود، با جديّت تمام در قلمرو خود به ويژه بغداد رسمى اعلام كردند و گر چه با مخالفت بعضى از فرق سنى به ويژه حنابله روبه‏رو شدند، اين مراسم را تا پايان حكومتشان يعنى تا نيمه قرن پنجم برگزار كردند. چنان اين مراسم به صورت فرهنگ عامه درآمد كه در قرون بعدى ساير مسلمانان هم كه دوستدار پيامبر و اهل بيت او بودند تعلق خاطر ويژه‏اى نسبت به واقعه كربلا پيدا كردند و آنها هم مانند شيعيان در ايام محرم براى خامس آل عبا عزادارى مى‏كردند و رفته رفته سوگوارى براى امام حسين عليه‏السلام به صورت فرهنگ ايرانى درآمد، چنان كه نه تنها مسلمانان، بلكه پيروان ساير اديان مثل يهوديان و مسيحيان نيز كه در ايران زندگى مى‏كردند ارادتمند امام حسين عليه‏السلام و يارانش شدند.

                            بدين سان مراسم عزادارى نه تنها در شرايط بحرانى با تمام وجود از اسلام پاسدارى نمود، بلكه رفته رفته فضايى ايجاد كرد كه مسلمانان به ويژه مسلمانان ايران، نخست دوستدار اهل بيت شدند و با گذشت زمان از معتقدان به خط امامت و ولايت گشتند؛ از اين‏رو بود كه سلاطين صفوى و نظريه‏پردازان مذهب تشيع براى رسمى كردن مذهب شيعه در ايران از آن بهره كافى گرفتند.




                            كاركرد مراسم عاشورا در رسمى كردن مذهب تشيع

                            هنوز پس از گذشت قرنها و با انجام تحقيقات متعدد، به اين سؤال اساسى پاسخ قانع‏كننده‏اى داده نشده كه شاه اسماعيل با چه ابزارى و با تكيه بر چه نيرويى و با پيشينه چه فرهنگى ايران را به عنوان كشورى شيعه شناساند، چنان كه از آن پس ديگر هيچ طوفان سهمگينى نتوانست در عقيده و ايمان مردم خللى وارد كند. بنابراين شايسته است كه درباره اين مسئله مهم بيشتر مداقه نمود و جوابى در خور براى آن يافت. براى روشن شدن بحث ابتدا به طرح چند فرضيه مى‏پردازيم و سپس درباره آنها گفت و گو مى‏كنيم:

                            1 ـ موفقيت شاه اسماعيل مرهون اِعمال قوه قهريه و قتل عام گسترده مخالفان بود.

                            2 ـ اهل سنت براى حفظ جان خود تقيه اختيار كردند و به صورت ظاهر مذهب جديد را پذيرفتند، ولى در پنهان بر اعتقادات خود باقى ماندند.

                            3 ـ گر چه شاه اسماعيل در آغاز از قوه قهريه بهره گرفت(1) ـ قتل‏عامهاى شاه اسماعيل در تبريز، بغداد، خراسان، خوزستان و ديگر بلاد فتح شده ـ ليكن براى ايجاد مذهبى پايدار و فراگير به كار عميق وگسترده فرهنگى نياز بود كه از طريق مجالس عزادارى، وعظ و خطابه ميسّر گرديد.

                            بعضى از محققان با تكيه بر مطالبى كه درباره استفاده شاه اسماعيل از زور در منابع آمده، رسمى شدن مذهب تشيع را در ايران به ضرب شمشير آخته قزلباشها و تبر تبرائيان نسبت مى‏دهند(2)، در حالى كه از يك مسئله مهم غفلت كرده‏اند و آن اين است كه رسمى شدن مذهب تشيع با آغاز سلطنت شاه اسماعيل و كشورگشايى او همزمان صورت گرفت. بنابراين عمده قتل عامهاى شاه اسماعيل ناشى از كشورگشايى اوست و اين در ايران به هنگام برآمدن سلسله‏اى و بر افتادن سلسله‏اى ديگر امرى رايج و متداول بود، چنان كه نمى‏تون بين قتل‏عامهاى تيمور و ديگر جهانگشايان و قتل‏عامهاى شاه اسماعيل فرقى قائل شد؛ زيرا آنها به هنگام فتح بلاد هيچ گونه مقاومتى را تحمل نمى‏كردند و حتى براى جلوگيرى از قتل و غارت تمام همت خود را به كار مى‏گرفتند كه شهرها به صلح فتح شود، ولى كمتر موفق مى‏شدند. از اين‏رو عمده قتل‏عامها مربوط به مدافعان شهرها و حاميان حكام مورد حمله بود؛ زيرا مردم عادى نه توانايى دفاع از شهرها را داشتند و نه انگيزه‏اى براى حمايت از حكام.

                            با سيرى اجمالى در لشكركشيهاى شاه اسماعيل به موارد متعددى برمى‏خوريم كه حتى رعاياى بلادى كه با قوه قهريه فتح مى‏شد مورد تفقد شاهانه قرار مى‏گرفتند. مؤلف خلد برين ضمن فتح مرو و قتل شيبك خان ازبك (915ق) مى‏نويسد:

                            «خاقان سكندر شأن رايت نصرت آيت به جانب مرو برافراخت و رعايا و متوطنان آن ديار را سايه‏نشين آفتاب عاطفت و احسان خود ساخته ظل ظليل عفو و بخشايش بر مفارق ايشان انداخت»(3).

                            در اينجا جداى از برخوردهاى شاه اسماعيل بايد به حقيقتى اشاره كنيم و آن اين است كه فتح قلوب و تغيير عقايد به سادگى فتح بلاد و تغيير حكومتها نبود. بنابراين ساده‏انگارى است كه تصور كنيم مذهب شيعه با تبر تبرائيان و شمشير قزلباشها در ايران رسمى شد. قطعا شاه اسماعيل و مشاورانش مى‏دانستند كه نبايد حكومت نوپاى خود را كه از شرق و غرب توسط دول مقتدر سنى محاصره شده بود، با شورشها و قيامهاى داخلى مواجه كنند. بنابراين فرضيه اول نمى‏تواند چندان در ترويج و تبيين مذهب تشيع مؤثر باشد.

                            البته نمى‏توان پذيرفت كه اهل سنت بدون هيچ مقاومتى به مذهب شيعه گرويدند، ليكن اشكال مقاومت توده مردم بر ما چندان معلوم نيست. منابع هم از مقاومت و مخالفت نخبگان و علما مطالبى پراكنده بيان كرده‏اند(4).

                            علما، مدرسان، ائمه جمعه و جماعت و غيره مخالفتهاى جدى‏ترى داشتند، امّا مخالفت توده مردم از محافل خصوصى و خانوادگى، آن هم به صورت سخنان شكوه‏آميز و اعتراض گونه فراتر نمى‏رفته است(5). به احتمال زياد آنها به رغم اينكه عبادات خود را به صورت ظاهر به شيوه مذهب شيعه انجام مى‏دادند، تا حدودى تعلق خاطر خود را به مذهب آباء و اجداديشان حفظ كرده بودند و در واقع در حال بلاتكليفى و انتظار به سر مى‏بردند و اين هم براى تحقيق و آشنايى با مذهب جديد و دور شدن از مذهب قديم لازم و ضرورى به نظر مى‏رسيد. البته اين مدت نمى‏توانسته بيش از يك دهه طول كشيده باشد؛ زيرا بنابر روايتى شاه اسماعيل بعد از جنگ چالدران (920ق) دستور داد كه از تعقيب و آزار اهل سنت دست بردارند(6). با وجود اين، گزارشى مبنى بر بازگشت مردم به مذهب اهل سنت به ما نرسيده است و حتى چند دهه بعد در سال 986ق كه شاه اسماعيل دوم درصدد محو شعائر شيعه برآمد از خوف عوام و خواص به ترديد افتاد(7). بنابراين گر چه در ابتدا اهل سنت با تهديد، اكراه و تقيه وارد مذهب شيعه شدند، ليكن با گذشت زمان گرايش به آن از نظر كمى و كيفى شتاب بيشترى گرفت و اين امر از يكى از نامه‏هاى شاه طهماسب اول به سلطان سليمان عثمانى در 961ق به خوبى پيداست. او اظهار مى‏دارد:

                            «هرگز در هيچ زمانى كسى نديده و نشنيده و در هيچ ديارى واقع نشده كه از شيعيان آل محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يكى تغيير مذهب خود كرده باشد و طريق مخالفت آل محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اختيار كرده باشد، امّا هيچ سالى و ماهى نيست كه هزار كس از سنيان... تغيير مذهب و اعتقاد نداده طريق مستقيم اهل بيت اختيار نكنند. مواليان و شيعيان آل محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روز به روز زيادت شوند كه در ملك روم و ماوراءالنهر و هندوستان، چند سال پيش از اين پانصد كس شيعه نبود و امروز كه سنه احدى و ستين و تسع مائه است در هر ديارى از پانصد متجاوزند و روز به روز در ترقى و تزايد و عن قريب است ان شاءاللّه‏ جمله اهل عالم بدين طريق و مذهب غراء باشند»(.

                            امّا بى‏گمان صفويه فقط از اين طريق نمى‏توانستند به هدف نهايى خود نايل آيند؛ زيرا اِعمال اين شيوه براى درازمدت ممكن نبود. اين حقيقت قابل انكار نيست كه شاه اسماعيل و جانشينانش براى رسمى شدن مذهب تشيع از هيچ كوششى فروگذار نكردند. بنابراين بايد به بررسى اين موضوع پرداخت كه آنها براى تحقق اين امر از چه عاملى بهره گرفته‏اند كه معجزه‏وار تشيع در قلوب مردم ايران جاى گرفت و با پوست، گوشت و استخوان آنها عجين شد.

                            با سيرى اجمالى در حالات و اعتقادات فرقه‏هاى مذهبى موجود در ايران مى‏توان دريافت كه علاوه بر اصول دين، محبت به اهل‏بيت پيامبر مهم‏ترين عامل مشترك ميان آنها بود كه بيشتر در مجالس عزادارى عاشورا متبلور مى‏شد. هنر شاه اسماعيل و مشاورانش اين بود كه از اين عامل براى تحقق هدف خود به بهترين گونه استفاده كردند. دكتر على شريعتى كه از منتقدان حكومت صفويه است در اين باره مى‏نويسد:

                            «صفويه شاهكار عجيبى كه كرد اين بود كه شيعه خون و شهادت و قيام، يعنى تشيع عاشورا را نگاه داشت و حسين را محور همه تبليغاتش كرد و على را مظهر همه نهضتش معرفى كرد و كارى كرد كه شديدترين حالت تحريك و شور و حركتش را شيعه حفظ كند و هر سال يك ماه و دو ماه محرم و صفر و حتى تمام سال را از عاشورا دم زند»(9).
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #59

                              مسيو ماربين آلمانى ضمن اشاره به اهميت مذهب در وحدت و عزت سياسى مسلمانان مى‏نويسد:

                              «مواد روحانى كه امروزه مروج در ميان مسلمانان است هيچ يك مانند تعزيه‏دارى حسين عليه‏السلام حس پلتيكى در مسلمانان پيدا نتواند نمود و هرگاه يكى، دو قرن در مسلمانان به اين قسم تعزيه‏دارى شيوع و كسب عموميت كند حيات سياسى تازه در مسلمانان پيدا خواهد شد»(10).

                              جوزف فرانسوى نيز در مورد نقش مجالس عزادارى در توسعه تشيع مى‏نويسد:

                              «از ترقى كه اين طايفه بدون هيچ اقدام جبرى در قليل زمان كرده‏اند مى‏توان گفت كه در يكى دو قرن ديگر از روى عدد غلبه بر ساير فِرق مسلمانان خواهند نمود و علت، همين تعزيه‏دارى است كه فردفرد اين فرقه را (مشترى داعى) مذهب خود ساخته است»(11).

                              گاسپار دروويل كه در زمان فتحعلى شاه به ايران آمده و مراسم عزادارى محرم را از نزديك مشاهده كرده در مورد تأثير اين مراسم در ايجاد شور و هيجان در ميان مردم مى‏نويسد:

                              «اين مراسم اشكهايى را كه از اندوه واقعى سرچشمه مى‏گيرد سرازير مى‏كند و پيروان غيور على عليه‏السلام را كه بر آن ناظر هستند شديدا به هيجان مى‏آورد»(12).

                              ديدگاههاى ياد شده از اين جهت حائز اهميت است كه بيان‏كنندگان آن، شيعه و ايرانى نيستند كه بتوان به آنها اتهام سخن‏راندن احساسى و جانبدارانه زد. اين حقيقت انكارناپذيرى است كه مورد توجّه اكثر مستشرقان و سياحانى قرار گرفته كه مسائل ايران و تشيع را به دقت دنبال مى‏كردند.

                              حال اين سؤال پيش مى‏آيد كه شاه اسماعيل و جانشينانش با راهنمايى و مساعدت چه گروهى به نقش اين مجالس در ترويج و تبيين مذهب تشيع پى بردند. بى‏گمان شاه اسماعيل در سيزده يا چهارده سالگى به آن مقام معنوى و اخلاقى مورد ادعاى مورخان دوره صفويه نرسيده بود كه مورد الهام و حمايت ائمه طاهرين قرار گيرد و از نظر سياسى و نظامى هم در مقامى نبود كه بتواند وضع سياسى، نظامى به ويژه مذهبى ايران و بلاد پيرامون آن را تجزيه و تحليل كند.


                              آنچه مسلّم است و از مجموع عملكرد وى به ويژه در مورد رسمى كردن مذهب تشيع برمى‏آيد اين است كه پشت صحنه اين مبارزات و اقدامات، افرادى عالم و آگاه نسبت به مسائل سياسى، نظامى و مذهبى سرزمين خود و همسايگان و مورد الهام ائمه طاهرين بودند كه با ظرافتى خاص بتوانند در داخل ايران سنگ بناى جاودانه‏اى را بنا نمايند. بنابر روايت مؤلّف حقيقة التواريخ: «ارباب شورا به امر شاه اسماعيل عقد مجلس مشورت نموده بعد المذاكره و المشاوره بعضى از صوفيان، نشر و تعميم طريقه حيدريه جلاليه را مناسب ديدند، امّا چند نفر عالم كه در آن مجلس حضور داشتند، سخت اعتراض كردند و امرا نيز اعتراض آنها را قبول كرده رأى صوفيان را ردّ نمودند. آخر كار قرار بر اين شد كه مذهب شيعه اثناعشريه را مذهب رسمى دولت صفويه معين نموده به ترويج و ترميم آن بكوشند و به همين واسطه اهالى شيعه ايران را با خود همراه ساخته، سنيان اين مملكت را هم قهرا و كرها داخل طريقه شيعه نموده از براى ساير شيعيان عالم اسلاميت نيز دولت صوفيه صفويه را مرجع معنوى معين نمايند...»(13).

                              بر اساس روايت ياد شده، در شورايى كه شاه اسماعيل براى انتخاب مذهب رسمى تشكيل داده بود، علاوه بر قزلباشها كه بازوى نظامى او بودند، گروه ديگرى هم شركت داشتند كه از نظر معنوى نفوذشان بر شاه اسماعيل از قزلباشها به مراتب بيشتر بوده و به نظر ما اين گروه با نفوذ، همان علماى شيعه بودند كه از امكانات مادى و معنوى كه در اختيار شاه اسماعيل بود براى تحقق هدف خود يعنى رسمى كردن مذهب تشيع و تقويت آن بهره گرفتند و از آنجا كه شاه و قزلباشها نيز به پيامبر و ائمه طاهرين عشق مى‏ورزيدند و مذهب جديد مى‏توانست مقوّم سياست آنها باشد نه تنها مخالفتى نكردند، بلكه خود نيز از مؤيدان و مشوقان و متوليان مذهب جديد شدند.

                              نكته ديگرى كه حضور علماى شيعه را در رسمى كردن تشيع اجتناب‏ناپذيرمى كند بهره‏گيرى از عامل تولى و تبرى براى تحقق اين امر بوده است. اعمال تولى و تبرى نمى‏توانست تنها از طريق زور صورت گيرد، بلكه مى‏بايد با ابزارى صورت گيرد كه با روح و روان انسانها سازگار باشد و حقايقى را براى آنها روشن سازد تا بتواند آنها را به تغيير مذهب وا دارد، چنان كه خود عقايد گذشته برائت جويند و نسبت به اصول مذهب تشيع تمايل پيدا كنند و به نظر ما عاشورا مهم‏ترين ابزارى بود كه مى‏توانست اين مهم را به انجام رساند. از شواهد و قرائن نيز برمى‏آيد كه اين عامل مورد توجّه متوليان مذهب تشيع بوده است و از آن تا آنجا كه امكانات و شرايط جامعه اجازه مى‏داده براى نشر مذهب تشيع بهره گرفته‏اند.

                              هر چند مورخان دوره صفويه بر خلاف جهانگردان اروپايى به ضبط مراسم سوگوارى عاشورا و تأثيرات آن در ساختار جامعه همتى نگمارده‏اند و تنها به صورت جسته و گريخته ضمن ساير وقايع به آن اشاره‏اى گذرا نموده‏اند، شواهد قطعى در دست است كه با آغاز رسمى شدن تشيع در ايران برگزارى اين مراسم كه سابقه‏اى ديرينه داشت در تمام سطوح جامعه از صدر تا ذيل گسترش يافت.

                              همان‏طور كه ملاحظه مى‏شود، گستردگى توجّه مردم به عاشورا و عزادارى و به تبع، تأثير آن بر مردم در دوره صفويه به خوبى از سخنان نويسنده كتاب عالم آراى نادرى هويداست؛ زيرا اگر چنين نبود، نادر در جهت سياستهايش در پى توقف آن برنمى‏آمد.

                              مؤلّف تاريخ انقلاب اسلام بين الخاص و العام مى‏نويسد:

                              «... در ماه محرم فقط در روز عاشورا مجلس عزايى منعقد كرده يكى از وعاظ كتاب روضة الشهداى حسين واعظ كاشفى را بر منبر مى‏خواند. (حضّار) ندبه و گريه مى‏كردند. چون اين كتاب به فارسى بود، غالب امرا حتى لشكر كه ترك و نادان و بى‏سواد بودند نمى‏فهميدند... شاه اسماعيل جهت اين مشكل دستور داد تا ملاّ محمّد بغدادى مشهور به فضولى كتابى در مقتل الحسين به زبان تركى نوشته در ماه محرم وعاظ از آن استفاده كنند»(14).

                              گر چه بنابر گزارشهاى مورخان و سياحان در دهه‏هاى نخست حكومت صفويه مراسم سوگوارى عاشورا در دهه اول محرم برگزار مى‏شد، به مرور زمان از ابتداى محرم تا پايان صفر، ايام عزا و سوگوارى شناخته شد(15) و به صورت فرهنگ غالب مردم درآمد و حتى بر مراسم ملى برترى يافت، چنان كه اگر سالى ايام عاشورا با عيد نوروز مقارن مى‏شد براى رعايت ايام سوگوارى، جشن نوروز را به تعويق مى‏انداختند(16). از مرحوم قاضى نور اللّه‏ شوشترى نقل شده كه علماى شيعه معتقد به سوگوارى براى امام حسين عليه‏السلام در تمام ايام سال بودند. ايشان مى‏نويسد: هنگامى كه شاه اسماعيل در سال 909ق در شيراز به ملاقات شيخ محمّد بن يحيى بن على الجيلانى اللاهيجى رفت مشاهده كرد كه او لباس سياه پوشيده با تعجب علت را جويا شد كه شيخ در پاسخ گفت: جهت تعزيه حضرت امام حسين عليه‏السلام . حضرت شاه فرمودند كه تعزيه ايشان قرار يافته كه در سالى ده روز بيش نيست كه شيخ گفت مردم اشتباه كرده‏اند، تعزيه آن حضرت تا دامن قيامت باقى است(17).

                              محمّد كاظم مروى ضمن گزارش وقايع دشت مغان (1148ق) اظهار مى‏دارد:

                              «شوراى كبراى مغان به همگى اهل ايران در خصوص نگرفتن تعزيه سيد شهدا و مدفون ارض كربلاى پر بلا ابا عبد اللّه‏ حسين عليه‏السلام كه سابق بر اين از ايام كشورگشا شاه اسماعيل صفوى اشتهار داشت و در مملكت ايران حسب الواقع لوازم ماتم‏دارى و تعزيه‏دارى را به عمل آورد و به جهت رقت قلب، اكثر خانه‏ها و مسجدها و مدرسه‏ها را آيين بسته، محفلها و نخلها و علامات كربلا را ظاهر مى‏نمودند، حسب الامر جهانگشا به قدغن و تأكيد تمام، موقوف فرمودند»(1.

                              با توجّه به آنچه ياد شد، اكنون مى‏توان به بررسى كاركرد مراسم عاشورا در تبيين و ترويج مذهب تشيع پرداخت. به نظر ما احساسات از مهم‏ترين عواملى است كه مى‏تواند جامعه‏اى را براى پذيرش عقيده‏اى و ردّ عقيده‏اى ديگر آماده نمايد و هر قدر عامل محرك احساسات داراى پشتوانه عقلى و الهى و با فطرت و نيازهاى معنوى جامعه متناسب باشد، تغييرات با سرعت بيشتر و آگاهانه‏تر صورت مى‏گيرد و زمينه را براى تبيين و تعليم عقيده جديد مهيا مى‏نمايد. بنابراين صفويه كه مى‏خواست از ملت ايران امتى تحت لواى تشيع بسازد طبيعى بود كه واقعه كربلا را ترويج نمايد؛ زيرا آن از يك سو تبيين‏كننده مذهب تشيع بود و از سوى ديگر عاشورا به سبب ماهيتش با فطرت انسانها و روحيه آزادگى و ظلم ستيزى ايرانيان سازگار بود؛ چنان كه ساموئل گرين اظهار مى‏دارد:

                              «ايرانيهاى شيعه اوايل زمان صفويه، به واسطه ذوق جديد و تعصب ملى به هيجان درآمده، ميدانى براى نمودن جمعيت مذهبى خود طالب بودند. اين امر، در موقع تعزيه وقايع مهمه زندگى على عليه‏السلام و اخلاف او ميسر گرديد»(19).

                              عامل تولى و تبرى از مهم‏ترين اركان تغيير مذهب به‏شمار مى‏آمد و اين عامل اساسى از طريق مجالس سوگوارى تحقق يافت و به عبارت ديگر، سخنان مهرآميز وعاظ و مداحى شورانگيز مداحان، اصول و فروع عقايد تشيع را در قلوب مردم جاى داد. عشق به اهل بيت پيامبر در ميان ايرانيان از مهم‏ترين عواملى بود كه تغيير مذهب را در ايران تا حدى آسان و موفقيت‏آميز نمود و متوليان امر كوشيدند كه با بهره‏گيرى از اين پتانسيل موجود در جامعه امتى واحد بسازند. لذا در ايام محرم در هر كوى و برزن مجالس عزادارى برپا نمودند و مردم را به مجالسى وارد كردند كه تا حدود زيادى با آن آشنايى و تعلق خاطر داشتند، چنان كه مسيو ماربين آلمانى مى‏نويسد:

                              «در جميع فرق اسلاميه طبقه‏اى ديده نمى‏شود كه از روى ديانت منكر ذكر مصائب حسين عليه‏السلام شده و نفرت از آن نمايد، بلكه عموما يك گونه رغبت طبيعى به اداى اين رسم مذهبى دارند و جز اين نكته اتحاديه در مسلمانان مختلفة العقيده ديده نمى‏شود»(20).

                              با حضور در اين مجالس، رفته رفته كينه‏ها و دشمنيها و جداييهاى ناشى از اختلافات فرق مذهبى و احيانا قومى نيز تا حد قابل توجهى به دوستى، محبت و وحدت مبدل مى‏شد و اين گام اول ـ و تا حدودى مشكل ـ در جهت ساختن امتى جديد بود.

                              مرحله بعد ايجاد علقه و بالا بردن آگاهيها نسبت به مذهب تشيع بود. در اين محافل و مجالس واعظان مى‏توانستند با موعظه‏هاى آتشين خود با استفاده از آيات و روايات و تاريخ، حقانيت مذهب شيعه را ثابت كنند و مداحان و نوحه‏سرايان با ذكر فضائل و مصيبتهاى وارده بر ائمه مى‏توانستند بين قلوب مردم و ائمه طاهرين رابطه عاطفى برقرار كنند و نسبت به دشمنان آنها بذر نفرت و عداوت بيفشانند؛ چنان كه جوزف مورخ فرانسوى اظهار مى‏دارد:

                              «فرقه شيعه حتى در زمان سلاطين صفويه مذهب خود را به زور شمشير ترقى ندادند. به قوه كلام كه اثرش بيشتر از شمشير است اين طايفه به اين درجه ترقى محيّر العقول نموده‏اند».(21)
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              • donsaeid
                                Senior Member
                                • Nov 2005
                                • 28300

                                #60

                                فيگوئروا هم كه در سال 1028ق در ايام سلطنت شاه عبّاس اول به ايران مسافرت كرده و از نزديك با مجالس وعظ و خطابه و عزادارى آشنا شده در اين باره اظهار مى‏دارد:

                                «موعظه گران اين مجالس علماى شرع‏اند و غالبا ملا يا قاضى ناميده مى‏شوند. اينان در هر جايى كه مردم گرد آمده باشند بر منبرهاى بلند مى‏نشينند و با حرارت تمام و سخنان گيرا، خصوصيات مرگ يا شهادت حسين عليه‏السلام ، امام بزرگ خويش را بيان مى‏كنند»(22).

                                آية اللّه‏ العظمى گلپايگانى از مراجع معاصر نيز كه خود شاهد ممنوعيت برگزارى مراسم عاشورا از سوى رضا شاه و اهتمام مردم در برگزارى آن بوده درباره اهميت مراسم عاشورا در ترويج تشيع اظهار مى‏دارد:

                                «در هر دهى، در هر شهرى، در هر مكانى، اين دين با اين مجالس ترويج مى‏شود. اگر روضه نباشد به اين عموميت نمى‏شود، چون اين عزادارى دين مردم شده و از دين مردم است و با گوشت و پوست و خون مردم ممزوج شده»(23).

                                روايات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و امامان معصوم عليهم‏السلام در باره ثواب گريه در عزاى امام حسين عليه‏السلام كه از طريق علماى شيعه و سنى در كتب روايى و مقاتل به ويژه روضة الشهداء(24) كه از منابع اصلى مجالس عزادارى بود، نقل شده بود به مجالس عزادارى جنبه شرعى مى‏داد و در مردمى كه خواهان سعادت اخروى بودند انگيزه قوى ايجاد مى‏كرد كه با ميل و رغبت در اين مجالس شركت كنند؛ چنان كه جوزف مورخ فرانسوى در اين باره مى‏نويسد:

                                «... زياده بر آنچه به تصور آيد عام و خاص اين فرقه را راسخ العقيده گردانده و همين نكات باريك سبب شده است كه از آغاز ترقىِ مذهب شيعه شنيده نشده است كه جمعى يا جماعتى از آنان ترك دين اسلام را گفته يا به ساير فرق اسلاميه بگروند»(25).

                                به نظر ما اين به سبب اقتدار شيعيان بود كه در اثر همبستگى ناشى از حضور مستمر در مراسم مذهبى به دست آمده بود و اين حقيقتى است كه از نظر مستشرقان هم مخفى نمانده است(26).

                                بدين سان مردم ايران كه به زودى دريافتند حيات سياسى، مذهبى و اجتماعى آنان مرهون مجالس سوگوارى براى ائمه طاهرين به ويژه امام حسين عليه‏السلام است، چنان با آن مراسم خو گرفتند و در برگزارى آن همت به خرج دادند كه حدود دو قرن و نيم بعد كه نادر شاه كوشيد از برگزارى آن جلوگيرى كند موفقيتى به دست نياورد. مؤلّف عالم آراى نادرى در اين باره مى‏نويسد:

                                «امّا به طور مخفى شيعيان و مواليان در تعزيه‏دارى اقدام داشتند و در اكثر بلاد جمعى از بوكاپيشگان به نهج سابق ماتم‏دارى و تعزيه‏دارى مى‏نمودند»(27).

                                از عملكرد نادرشاه به خوبى برمى‏آيد كه مراسم عزادارى به ويژه در ماه محرم در تقويت و رشد مذهب تشيع نقش انكارناپذيرى داشته است و گر نه، همان‏طور كه قبلاً گفته شد، نادرشاه براى ممانعت از برگزارى آن اقدام نمى‏كرد.

                                مردم ايران با حضور در اين مراسم با حقيقت و فلسفه تولى و تبرى آشنا مى‏شدند و علاوه بر آن، اصول، فروع و احكام مذهب خود را فرا مى‏گرفتند؛ از اين‏رو توده شيعيان به رغم بى‏سوادى مى‏توانستند تا حدودى پاسخگوى نيازهاى مذهبى خود باشند. در واقع اين مجالس از يك سو محلى براى همبستگى و همدلى مردم و از سوى ديگر نوعى مدرسه همگانى بود كه به تبيين و تعليم مبانى تشيع مى‏پرداخت. امام خمينى قدس‏سره در اين باره مى‏نويسد:
                                «مجالسى كه به نام روضه در بلاد شيعه به پا مى‏شود با همه نواقص كه دارد باز هر چه دستور دينى و اخلاقى است و هر چه انتشار فضائل و پخش مكارم اخلاق است در اثر همين مجالس است. دين خدا و قانونهاى آسمانى كه همان مذهب مقدس شيعه است كه پيروان على عليه‏السلام و مطيعان اوالوالامرند در سايه اين مجالس مقدس كه اسمش عزادارى و رسمش نشر دين و احكام خداست تاكنون به پا بوده و پس از اين هم به پا خواهد بود».(2
                                سياحان اروپايى نيز كه اين مراسم را از نزديك مشاهده كرده و جزئيات آن را به دقت ثبت كرده‏اند به اين نكته اشاره نموده‏اند كه به احتمال زياد وعاظ بخشى از سخنرانى خود را به بيان احكام، آيات قرآن و احاديث ائمه و تفسير آنها اختصاص مى‏دادند و ذكر وقايع عاشورا و خواندن مصيبت هم از ضروريات اين مجالس بود(29) به گونه‏اى كه مستمعان نه تنها با محتواى مذهبشان آشنا مى‏شدند، بلكه پيوندى عالمانه و آگاهانه و عاطفى با ائمه طاهرين برقرار مى‏نمودند كه اين خود در تقويت باور مذهبى آنها بسيار مؤثر بود.

                                نتيجه‏گيرى

                                متوليان مذهب تشيع از مراسم عاشورا كه در ايران سابقه‏اى ديرينه داشت و شيعه و سنى جداى از اختلافاتشان به آن تعلق خاطرى داشتند، براى تبيين و ترويج مذهب تشيع بهره‏بردارى كردند و از آنجا كه ماهيّت اين مجالس بر مبناى شور و شعور استوار بود و با فطرت انسانها سازگار مى‏نمود، اين كار عظيم با كمترين تنش به صورت طبيعى انجام شد. بنابراين با توجّه به كاركرد مراسم عاشورا در استوارى مذهب تشيع كه از اركان جدايى‏ناپذيراين مذهب گشته است، نمى‏توان شكوه و عظمت تشيع را بدون آن تصور كرد.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...