(آيه )ـ ((و به آنها مهلت (بازگشت ) مى دهم (و در عذابشان عجله نخواهم كرد) چرا كه نقشه هاى من محكم و دقيق (و عذاب من شديد) است )) (واملى لهم ان كيدى متين ).
در حـديـثـى از امـام صـادق (ع ) مـى خوانيم : ((گاه هنگامى كه بندگان سركش گناه مى كنند خـداونـد بـه آنها نعمتى مى دهد, آنها از گناه خود غافل مى شوند, و توبه رافراموش مى كنند, اين همان استدراج و بلا و عذاب تدريجى است )).
هـنـگـامـى كـه انـسـان گـنـاه مى كند از سه حال بيرون نيست , يا خودش متوجه مى شود و باز مى گردد, و يا خداوند تازيانه ((بلا)) بر او مى نوازد تا بيدار شود, و ياشايستگى هيچ يك از اين دو را ندارد, خدا به جاى بلا نعمت به او مى بخشد و اين همان ((عذاب استدراج )) است .
لـذا انسان بايد به هنگام روى آوردن نعمتهاى الهى مراقب باشد نكند اين امركه ظاهرا نعمت است ((عـذاب اسـتـدراج )) گـردد, بـه هـمـيـن دليل مسلمانان بيدار دراين گونه مواقع در فكر فرو مـى رفـتـند, و به بازنگرى اعمال خود مى پرداختند, چنانكه در حديثى آمده است كه يكى از ياران امام صادق (ع ) عرض كرد: من از خداوند مالى طلب كردم به من روزى فرمود, فرزندى خواستم به من بخشيد, خانه اى طلب كردم به من مرحمت كرد, من مى ترسم نكند اين ((استدراج )) باشد!.
امام (ع ) فرمود: ((اگر اينها توام با حمد و شكرالهى است استدراج نيست ))(نعمت است ).
(آيـه )ـ در ادامـه بـازپـرسيهائى كه در آيات گذشته از مشركان و مجرمان شده بود, در اينجا دو سـؤال ديـگر بر آن مى افزايد, نخست مى گويد: ((يا اين كه تو ازآنها مزدى مى طلبى كه پرداختش براى آنها سنگين است ))؟ (ام تسئلهم اجرا فهم من مغرم مثقلون ).
اگـر بـهـانـه آنـهـا ايـن است كه شنيدن دعوت تو خرج دارد و اجر و مزد كلانى بايددر مقابل آن بـپردازند و آنها قادر بر آن نيستند اين سخن دروغى است , و تو مطلقا ازآنها اجر و پاداشى مطالبه نمى كنى , و نه هيچ پيامبر ديگرى از پيامبران خدا مزدى مطالبه كردند.
(آيه )ـ سپس در ادامه همين گفتگو, مى افزايد: ((يا اسرار غيب نزدآنهاست , و آن را مى نويسند)) و بـه يـكـديـگر منتقل مى كنند, و در اين اسرار آمده است كه آنها با مسلمانان يكسانند؟ (ام عندهم الغيب فهم يكتبون ).
(آيه )ـ و از آنجا كه سرسختى و بى منطقى مشركان و دشمنان اسلام گاه چنان قلب پيامبر(ص ) را مـى فشرد كه امكان داشت در مورد آنها نفرين كند, خداونددر اين آيه پيامبرش را دلدارى داده , و امـر بـه صـبـر و شـكـيبائى مى كند, مى فرمايد
منتظرباش تا خداوند وسائل پيروزى تو ويارانت وشكست دشمنانت را فراهم سازد, و بدان اين مهلتها كه به آنها داده مى شود يك نوع عذاب استدراج است .
سـپـس مـى افزايد: ((و مانند صاحب ماهى [ يونس ] مباش )) كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد, و گرفتار مجازات ترك اولى شد (ولا تكن كصـاحب الحوت ).
((در آن زمان كه با نهايت اندوه خدا را (از درون شكم ماهى ) خواند)) (اذنـادى وهو مكظوم ).
مـنظور از اين ((ندا)) همان است كه در آيه 87 سوره انبيا آمده است ((او درميان ظلمتهاصدا زد كه معبودى جز تو نيست , منزهى تو من از ستمكاران بودم )).
و به اين ترتيب به ترك اولاى خود اعتراف كرد, و از خدا تقاضاى عفو وبخشش نمود.
(آيـه )ـ در ايـن آيـه مى افزايد: ((و اگر رحمت پروردگارش به ياريش نيامده بود (از شكم ماهى ) بـيـرون افـكـنده مى شد در حالى كه نكوهيده بود)) (لولا ان تداركه نعمة من ربه لنبذ بالعرا وهو مذموم ).
منظور از ((نعمت )) در آيه فوق همان توفيق توبه و شمول رحمت الهى است .
(آيـه )ـ لـذا در ايـن آيـه مـى فـرمـايـد: ((ولى پروردگارش او را برگزيد و ازصالحان قرار داد)) (فاجتبيه ربه فجعله من الصالحين ).
و بـه دنـبال آن ماموريت هدايت قومش را مجددا برعهده او گذارد و اوبه سراغ آنها آمد, و همگى ايمان آوردند.
(آيه )ـ.
مى خواهند تو را نابود كنند اما نمى توانند!.
ايـن آيـه و آيه بعد كه پايان سوره ((قلم )) را تشكيل مى دهد, در حقيقت تعقيب چيزى است كه در آغـاز ايـن سـوره دربـاره نـسـبت جنون از ناحيه دشمنان به پيامبر(ص ) آمده , نخست مى فرمايد: ((نـزديـك اسـت كافران هنگامى كه آيات قرآن را مى شنوند با چشم زخم خود تو را از بين ببرند و مى گويند: او ديوانه است )) (وان يكـاد الذين كفروا ليزلقونك بابصـارهم لما سمعوا الذكر ويقولون انه لمجنون ).
آنـهـا وقـتـى آيـات قـرآن را مـى شنوند آنقدر مجذوب مى شوند و در برابر آن اعجاب مى كنند كه مـى خـواهـند تو را چشم بزنند (زيرا چشم زدن معمولا در برابرامورى است كه بسيار اعجاب انگيز بـاشـد) امـا در عـيـن حـال مـى گـويـنـد: تـو ديـوانه اى , واين راستى شگفت آور است , ديوانه و پريشان گوئى كجا و اين آيات اعجاب انگيزجذاب و پرنفوذ كجا؟.
(آيه )ـ و سرانجام در آخرين آيه مى افزايد: ((در حالى كه اين (قرآن ) جزمايه بيدارى براى جهانيان نيست )) (ومـا هو الا ذكر للعـالمين ).
مـعارفش روشنگر, انذارهايش آگاه كننده , مثالهايش پرمعنى , تشويقها وبشارتهايش روحپرور, و در مجموع مايه بيدارى خفتگان و يادآورى غافلان است , بااين حال چگونه مى توان نسبت جنون به آورنده آن داد؟.
آيا چشم زدن واقعيت دارد؟.
بـسـيـارى از مـردم مـعتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چيزى بنگرند ممكن است آن را از بين ببرد, يا درهم بشكند, واگر انسان است بيمار يا ديوانه كند.
ايـن مساله از نظر عقلى امر محالى نيست و در روايات اسلامى نيز تعبيرات مختلفى ديده مى شود كه وجود چنين امرى را اجمالا تاييد مى كند.
در حـديـثـى آمـده اسـت كه اميرمؤمنان على (ع ) فرمود: پيامبر براى امام حسن وامام حسين (ع ) ((رقـيـه ))((3))گرفت , و اين دعا را خواند: ((شما را به تمام كلمات و اسما حسناى خداونداز شر مرگ و حيوانات موذى , و هر چشم بد, و حسود آنگاه كه حسد ورزدمى سپارم .
سـپس پيامبر(ص ) نگاهى به ما كرد و فرمود: ((اين چنين حضرت ابراهيم براى اسماعيل و اسحاق تعويذ نمود)).
((پايان سوره قلم )).
سوره حاقه [69].
اين سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى 52 آيه است .
محتواى سوره :.
مباحث اين سوره بر سه محور دور مى زند .
مـحـور اول كـه مـهـمـترين محورهاى بحث اين سوره است مسائل مربوط به قيامت و بسيارى از خـصوصيات آن مى باشد, و لذا سه نام از نامهاى قيامت يعنى ((حاقه )) و ((قارعه )) و ((واقعه )) در اين سوره آمده است .
مـحـور دوم بـحـثـهائى است كه پيرامون سرنوشت اقوام كافر پيشين , مخصوصاقوم عاد و ثمود و فرعون , مى باشد كه مشتمل بر انذارهاى قوى و مؤكدى است براى همه كافران و منكران قيامت .
محور سوم بحثهائى است پيرامون عظمت قرآن و مقام پيامبر(ص ) و كيفرتكذيب كنندگان .
فضيلت تلاوت سوره :.
در حـديثى از پيغمبر گرامى اسلام مى خوانيم : ((كسى كه سوره حاقه را بخواندخداوند حساب او را در قيامت آسان مى كند)).
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
(آيه )ـ اين سوره از مساله قيامت و آن هم با عنوان تازه اى شروع مى شود,مى فرمايد: روز رستاخيز ((روزى است كه مسلما واقع مى شود))! (الحـاقة ).
(آيه )ـ ((چه روز واقع شدنى ))! (ماالحـاقة ).
(آيه )ـ ((و تو چه مى دانى آن روز واقع شدنى چيست ))؟ (ومـا ادريك ماالحـاقة ).
تـقريبا عموم مفسران ((حاقه )) را به معنى روزقيامت تفسير كرده اند, به خاطراين كه روزى است كه قطعا واقع مى شود, همانند تعبير به ((الواقعة )) در سوره ((واقعة )).
تعبير به ((ماالحـاقة )) براى بيان عظمت آن روز است .
و تـعـبير به ((مـا ادريك ما الحـاقة )) باز هم براى تاكيد بيشتر روى عظمت حوادث آن روز عظيم است , تا آنجا كه حتى به پيامبر اسلام (ص ) خطاب مى شود كه تو نمى دانى آن روز چگونه است ؟.
(آيه )ـ سپس به سراغ بيان سرنوشت اقوامى مى رود كه روز قيامت (يانزول عذاب الهى را در دنيا) مـنـكر شدند, مى افزايد: ((قوم ثمود و عاد عذاب كوبنده الهى را انكار كردند)) و نتيجه شومش را ديدند (كذبت ثمود وعـاد بالقـارعة ).
(آيه )ـ ((اما قوم ثمود با عذابى سركش هلاك شدند)) (فاما ثمود فاهلكوابالطاغية ).
((قـوم ثـمود)) در يك منطقه كوهستانى ميان حجاز و شام زندگى مى كردند,حضرت ((صالح )) بـه سـوى آنـهـا مـبـعـوث شد, ولى آنها هرگز ايمان نياوردند, حتى از اوخواستند كه اگر راست مـى گـوئى عـذابى را كه به ما وعده مى دهى فرودآور! در اين هنگام ((صاعقه اى ويرانگر)) بر آنها مسلط شد, و در چند لحظه همه چيز را درهم كوبيد و جسمهاى بى جانشان برزمين افتاد.
(آيـه )ـ سـپس به سراغ سرنوشت ((قوم عاد)) مى رود, قومى كه درسرزمين ((احقـاف )) در شبه جزيره عرب يا يمن زندگى مى كردند قامتهائى طويل ,اندامى قوى , شهرهائى آباد, زمينهائى خرم و سـرسبز, و باغهائى پرطراوت داشتند, پيامبر آنها حضرت ((هود)) بود, آنها نيز طغيان و سركشى را بـه جـائى رسـاندند كه خداوند با عذابى دردناك ـكه شرح آن در همين آيات آمده است ـطومار زندگى آنها را درهم پيچيد.
نـخـسـت مى فرمايد: ((و اما قوم عاد با تندبادى طغيانگر و پر سر و صدا به هلاكت رسيدند)) (واما عـاد فاهلكوا بريح صرصر عـاتية ).
(آيـه )ـ سـپس به توصيف ديگرى از اين تندباد كوبنده پرداخته , مى افزايد
نـتـيـجـه آن شـد كه قرآن مى گويد: ((و (اگر آنجا بودى ) مى ديدى كه آن قوم همچون تنه هاى پـوسـيـده و توخالى درختان نخل درميان اين تندباد روى زمين افتاده و هلاك شده اند))! (فترى القوم فيهـا صرعى كانهم اعجـاز نخل خـاوية ).
چـه تـشبيه جالبى كه هم بزرگى قامت آنها را مشخص مى كند, و هم ريشه كن شدن آنها را, و هم توخالى بودن در برابر عذابهاى الهى به گونه اى كه تندباد آنها را به آسانى جابه جا مى كرد.
(آيه )ـ و در اين آيه مى افزايد: ((آيا كسى از آنها را باقى مى بينى ))؟! (فهل ترى لهم من بـاقية ).
آرى ! امـروز نـه تـنها اثرى از قوم عاد نيست كه از ويرانه هاى شهرهاى آباد, وعمارتهاى پرشكوه , و مزارع سرسبز آنها نيز چيزى باقى نمانده است .



Comment