كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل متحد جمعه گذشته با حضور در برلين در مراسم پردهبرداري از نماد بازيهاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي حاضر شد. او در اين مراسم اعلام كرد كه چرا در سازمان ملل همگان از تماشاي بازيهاي جام جهاني 2006 آلمان از حسادت از كوره در ميروند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مرد اهل سياست كه در آغاز بازيهاي جام جهاني از نقش پررنگ فوتبال و جام جهاني در مقايسه با سازمان ملل در مسايل جهاني ابراز حسادت كرده بود، در مراسم پردهبرداري از نماد بازيهاي 2010 توضيح داد كه چرا اين مطالب را بيان كرده است.
عنان اين گونه از فوتبال سخن گفت:
از كوفي عنان؛
«جمعه روز هيجان انگيزي براي همهي آنهايي بود كه با زبان جهاني فوتبال سخن ميگويند؛ چرا كه از نماد بازيهاي جام جهاني 2010 پردهبرداري شد. سازمان ملل روي زبان فوتبال حساب ويژهاي گشوده است. زباني كه برخوردهاي جوانمردانه را تبليغ ميكند و اين پيش فرض نخستين راه ساختن و بنا نهادن دنيايي بهتر است. ورزش در سال 2005 در سطحي جهاني به عنوان وسيلهاي براي پشتيباني از صلح و توسعه درآمد.
جام جهاني فوتبال ما را در سازمان ملل از حسادت عصباني كرد. اين بازيها اوج تنها بازيهاي جهاني است كه در هر كشوري با هر قوم و نژادي و با هر مذهب و آييني برگزار ميشود. براي همين هم فوتبال يكي از نادر پديدههايي است كه همانند سازمان ملل اينگونه جهاني است. بله حتي ميتوان گفت: فوتبال جهانيتر است. چرا كه فيفا 201 عضو دارد و ما «تنها» 191 عضو داريم. البته دلايل قانع كنندهتري هم براي حسادت ورزي ما يافت ميشود.
جام جهاني از يك سو رخدادي است كه هر كسي در آن ميداند تيمش در كجا قرار دارد و در آن تا چه اندازه موفق است. همه ميدانند كه كدام بازيكن چگونه و در چه دقيقهاي از كدام بازي موفق به گلزني شده است. همه ميدانند چه كسي آزادانه در جلوي دروازه بدون دروازهبان اقدام به شوتزني كرده است. چه كسي ضربه را دفع كرده است و ...
من آرزو دارم، كه اي كاش بازيهاي بيشتري در بين خانواده ملتها داشتيم. اي كاش، كشورها آزادانه دربارهي موقعيت بهتر در جدول مراعات حقوق بشريت به مبارزه ميپرداختند و ميكوشيدند تا در كاهش مرگ و مير كودكان يا در راه آموزش و فرهنگ روي دست هم بلند شوند.
از طرفي ديگر جام جهاني رخدادي است كه هر فردي در جهان درباره آن با شوق و رغبت حرف ميزند. از بوينس آيرس آرژانتين گرفته تا پكن در چين افراد در كافه مينشينند و دربارهي جزييات بياهميت يك بازي به بحث و جدلي بيانتها ميپردازند و اين گونه تخصص خود را و البته علاقه و شيفتگي خود را براي اين موضوع به اثبات ميرسانند. معمولا نوجوانان آرام به طور كاملا ناگهاني فصيح و بليغ ميشوند و به آناليز بازيها همچون كارشناسان ميپردازند.
دوست دارم ما از اين گونه گفتوگوها و ارتباطها در جهان بيشتر و بيشتر داشته باشيم. آرزو ميكنم تمامي شهروندان از زن و مرد مشتاقانه به اين موضوع بينديشند كه چگونه كشورشان ميتواند در فهرست توسعه انساني قرار بگيرد و يا شمار مبتلايان به ايدز را كاهش دهد.
سوم اين صرف نظر از اين كه جام جهاني در هر كشوري برگزار شود به اين معناست كه تمام كشورها از شانس برابر براي حضور در آن برخوردار هستند. تنها دو عامل در اين بازي منظور ميشود: 1- استعداد 2 ـ كار گروهي.
آرزو ميكنم، هر كشور شانس اين را پيدا كند كه قدرت خود را در تريبون جهاني به اختيار بگيرد.
چهارم اين كه جام جهاني مزايايي دو جانبهاي در باروري ملتها و كشورها دارد. در بيشتر تيمهاي ملي مربياني از مليتهاي ديگر كار ميكنند كه طريقه فكري ديگر و شيوه بازي متفاوتي را با خود دارند.
همين موضوع هم براي شمار زيادي از بازيكنان كه در فاصله جامها در باشگاههايي خارج از سرزمينشان فعاليت ميكنند، صدق ميكند. آنها كيفيت ويژهاي به تيم جديدشان ميبخشند و در آنجا به تجربهاندوزي ميپردازند، رشد ميكنند و موفقيتهاي بيشتر و بيشتري براي تيمهاي ملي كشورشان به ارمغان ميآورند.
آرزو ميكنم اي كاش براي همه افراد مهاجرت به كشورهاي ديگر هم اين گونه تاثير مثبتي را به دنبال داشته باشد.
براي هر كشوري حضور در جام جهاني غرور و افتخار ملي به شمار ميرود. براي كشورهايي مانند ميهنم، غنا كه نخستين بار به اين مسابقهها راه مييابند، اين افتخار بزرگي است.
براي كشورهايي همچون آنگولا كه پس از سالها جنگ و فقر راه به جام جهاني مييابند شايد شروعي دوباره باشد و براي كشورهايي مانند ساحل عاج كه درگير جنگ داخلي هستند تيم ملي نماد و سمبلي است براي وحدت و يكپارچگي ملي.
جام جهاني چيزي كمتر از يك آمپول روحيه براي كشورهاي تازه پا گرفته نيست.
آلمان البته برنده واقعي اين جام جهاني است.
اگرچه تيم ملي اين كشور به بازي نهايي راه پيدا نكرد اما، آلمانها برنده واقعي اين رقابتها هستند. چرا كه بهترين جام جهاني را برگزار كردند تا ملتها در پس همهي كشمكشها با هم متحد و يكپارچه شوند.»
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مرد اهل سياست كه در آغاز بازيهاي جام جهاني از نقش پررنگ فوتبال و جام جهاني در مقايسه با سازمان ملل در مسايل جهاني ابراز حسادت كرده بود، در مراسم پردهبرداري از نماد بازيهاي 2010 توضيح داد كه چرا اين مطالب را بيان كرده است.
عنان اين گونه از فوتبال سخن گفت:
از كوفي عنان؛
«جمعه روز هيجان انگيزي براي همهي آنهايي بود كه با زبان جهاني فوتبال سخن ميگويند؛ چرا كه از نماد بازيهاي جام جهاني 2010 پردهبرداري شد. سازمان ملل روي زبان فوتبال حساب ويژهاي گشوده است. زباني كه برخوردهاي جوانمردانه را تبليغ ميكند و اين پيش فرض نخستين راه ساختن و بنا نهادن دنيايي بهتر است. ورزش در سال 2005 در سطحي جهاني به عنوان وسيلهاي براي پشتيباني از صلح و توسعه درآمد.
جام جهاني فوتبال ما را در سازمان ملل از حسادت عصباني كرد. اين بازيها اوج تنها بازيهاي جهاني است كه در هر كشوري با هر قوم و نژادي و با هر مذهب و آييني برگزار ميشود. براي همين هم فوتبال يكي از نادر پديدههايي است كه همانند سازمان ملل اينگونه جهاني است. بله حتي ميتوان گفت: فوتبال جهانيتر است. چرا كه فيفا 201 عضو دارد و ما «تنها» 191 عضو داريم. البته دلايل قانع كنندهتري هم براي حسادت ورزي ما يافت ميشود.
جام جهاني از يك سو رخدادي است كه هر كسي در آن ميداند تيمش در كجا قرار دارد و در آن تا چه اندازه موفق است. همه ميدانند كه كدام بازيكن چگونه و در چه دقيقهاي از كدام بازي موفق به گلزني شده است. همه ميدانند چه كسي آزادانه در جلوي دروازه بدون دروازهبان اقدام به شوتزني كرده است. چه كسي ضربه را دفع كرده است و ...
من آرزو دارم، كه اي كاش بازيهاي بيشتري در بين خانواده ملتها داشتيم. اي كاش، كشورها آزادانه دربارهي موقعيت بهتر در جدول مراعات حقوق بشريت به مبارزه ميپرداختند و ميكوشيدند تا در كاهش مرگ و مير كودكان يا در راه آموزش و فرهنگ روي دست هم بلند شوند.
از طرفي ديگر جام جهاني رخدادي است كه هر فردي در جهان درباره آن با شوق و رغبت حرف ميزند. از بوينس آيرس آرژانتين گرفته تا پكن در چين افراد در كافه مينشينند و دربارهي جزييات بياهميت يك بازي به بحث و جدلي بيانتها ميپردازند و اين گونه تخصص خود را و البته علاقه و شيفتگي خود را براي اين موضوع به اثبات ميرسانند. معمولا نوجوانان آرام به طور كاملا ناگهاني فصيح و بليغ ميشوند و به آناليز بازيها همچون كارشناسان ميپردازند.
دوست دارم ما از اين گونه گفتوگوها و ارتباطها در جهان بيشتر و بيشتر داشته باشيم. آرزو ميكنم تمامي شهروندان از زن و مرد مشتاقانه به اين موضوع بينديشند كه چگونه كشورشان ميتواند در فهرست توسعه انساني قرار بگيرد و يا شمار مبتلايان به ايدز را كاهش دهد.
سوم اين صرف نظر از اين كه جام جهاني در هر كشوري برگزار شود به اين معناست كه تمام كشورها از شانس برابر براي حضور در آن برخوردار هستند. تنها دو عامل در اين بازي منظور ميشود: 1- استعداد 2 ـ كار گروهي.
آرزو ميكنم، هر كشور شانس اين را پيدا كند كه قدرت خود را در تريبون جهاني به اختيار بگيرد.
چهارم اين كه جام جهاني مزايايي دو جانبهاي در باروري ملتها و كشورها دارد. در بيشتر تيمهاي ملي مربياني از مليتهاي ديگر كار ميكنند كه طريقه فكري ديگر و شيوه بازي متفاوتي را با خود دارند.
همين موضوع هم براي شمار زيادي از بازيكنان كه در فاصله جامها در باشگاههايي خارج از سرزمينشان فعاليت ميكنند، صدق ميكند. آنها كيفيت ويژهاي به تيم جديدشان ميبخشند و در آنجا به تجربهاندوزي ميپردازند، رشد ميكنند و موفقيتهاي بيشتر و بيشتري براي تيمهاي ملي كشورشان به ارمغان ميآورند.
آرزو ميكنم اي كاش براي همه افراد مهاجرت به كشورهاي ديگر هم اين گونه تاثير مثبتي را به دنبال داشته باشد.
براي هر كشوري حضور در جام جهاني غرور و افتخار ملي به شمار ميرود. براي كشورهايي مانند ميهنم، غنا كه نخستين بار به اين مسابقهها راه مييابند، اين افتخار بزرگي است.
براي كشورهايي همچون آنگولا كه پس از سالها جنگ و فقر راه به جام جهاني مييابند شايد شروعي دوباره باشد و براي كشورهايي مانند ساحل عاج كه درگير جنگ داخلي هستند تيم ملي نماد و سمبلي است براي وحدت و يكپارچگي ملي.
جام جهاني چيزي كمتر از يك آمپول روحيه براي كشورهاي تازه پا گرفته نيست.
آلمان البته برنده واقعي اين جام جهاني است.
اگرچه تيم ملي اين كشور به بازي نهايي راه پيدا نكرد اما، آلمانها برنده واقعي اين رقابتها هستند. چرا كه بهترين جام جهاني را برگزار كردند تا ملتها در پس همهي كشمكشها با هم متحد و يكپارچه شوند.»

Comment