Announcement
Collapse
No announcement yet.
Sport News
Collapse
This is a sticky topic.
X
X
-
از همان زمان كه خداداد عزيزى اعلام كرد به خاطر مشكلات خانوادگى قصد دارد به مشهد بازگردد و ديگر نمى خواهد براى راه آهن بازى كند، بحث بازگشتش به ابومسلم مطرح شد. ابومسلمى ها كه در آن موقع بازيكنان زيادى را به خاطر بلاتكليفى باشگاه از دست داده بودند از اين خبر خوشحال شدند. خداداد را مى توان نامدارترين و موفق ترين بازيكن مشهد ناميد. عزيزى بعد از سال ها بازى در تيم هاى تهرانى و خارجى دوباره به مشهد بازگشته است اما در همان ابتدا عزيزى در مصاحبه هايش اعلام كرد كه قصد خداحافظى از فوتبال را دارد و ديگر نمى خواهد بازى كند. خداداد دليل اين مسأله را بالا رفتن سنش عنوان كرد و معتقد است كه ديگر نمى تواند همانند سال هاى گذشته در زمين تند و تيز و مؤثر باشد. حال ابومسلمى ها كه مى بينند نمى توانند از خداداد عزيزى در فصل آينده به عنوان بازيكن استفاده كنند مى خواهند هر طور شده خداداد را جذب باشگاه كنند.
آمدن خداداد به ابومسلم در شرايط فعلى قطعاً از نظر روانى وزنه سنگينى محسوب خواهد شد. از طرف ديگر ابومسلمى ها مى توانند از تجربه او در ليگ ششم استفاده كنند. به همين خاطر حال كه ابومسلم در حال شكل گيرى دوباره است، در زمان كوتاهى كه تا ليگ ششم دارد بايد كادر فنى خود را معرفى كند.
در اين شرايط خداداد مى تواند به تيم مشهدى كمك زيادى كند. در جلسه اى كه جمعه شب ناصر شفق مديرعامل جديد باشگاه در رابطه با مسأله كادر فنى ابومسلم با اكبر ميثاقيان داشت خداداد عزيزى نيز حاضر بود. شفق تا بامداد شنبه با خداداد صحبت كرد و بعد از آن كه خداداد روى عدم بازى كردن خود پافشارى مى كند بنا به پيشنهاد مديرعامل او قبول مى كند تا به عنوان مشاور فنى و مربى در كنار تيم حضور داشته باشد. ناصر شفق نيز او را طى حكمى رسماً به عنوان مشاور فنى مديرعامل منصوب كرد.
حال قرار است تا خداداد از فردا تست تمرينات را شروع كند و مستقيماً روى آمادگى بازيكنان نظارت داشته باشد. ابومسلمى ها كه زمان را محدود ديده اند با اين كار به غير از جذب خداداد، مى توانند روند آماده سازى تيم را براى ليگ ششم تسريع ببخشند تا زمانى كه سرمربى تيم مشخص شود لااقل تا آغاز ليگ بازيكنان از آمادگى نسبى برخوردار باشند. اما موضوع ديگرى كه به خاطر آن جلسه جمعه شب برگزار شد، مسأله تمديد قرارداد اكبر ميثاقيان است. پس از تعيين مديريت باشگاه مهم ترين مسأله ابومسلم مشخص شدن كادر فنى در ليگ ششم است. اكبر ميثاقيان سرمربى فصل پيش در پايان ليگ پنجم قراردادش با ابومسلم به پايان رسيد اما بلاتكليفى ۲ ماهه ابومسلم باعث شد تا وضعيت ميثاقيان نيز نامعلوم بماند. ميثاقيان مدعى است در اين مدت پيشنهادهايى از باشگاه هاى ديگر داشته كه به خاطر عشق به مردم مشهد و ابومسلم آنها را قبول نكرده است اما در جلسه اى كه جمعه شب با شفق داشت پس از آن كه مديرعامل براى فصل آينده به او ۶۰ ميليون تومان پيشنهاد كرده ميثاقيان اين مبلغ را قبول نكرده است. گفته مى شود اكبر ميثاقيان براى ماندن در ابومسلم تقاضاى ۲۰۰ ميليون كرده است!اما دو طرف در اين باره اختلاف نظر بسيار زيادى دارند. ميثاقيان كه مى گويد به خاطر مردم و فوتبال مشهد به تيم هاى ديگر نرفته است مى داند كه در حال حاضر تمام تيم ها سرمربى جديد خود را انتخاب كرده اند و بعيد است براى فصل جديد پيشنهاد خوبى به او شود اما مسؤولان ابومسلم نيز در ابتداى راه هستند و قصد ندارند هزينه هاى خود را بالا ببرند.
به اين ترتيب به نظر مى رسد شايعات آمدن يك سرمربى خارجى به مشهد قوت بگيرد. به گفته ميثاقيان قرار است امروز نيز جلسه ديگرى بين او و مسؤولان ابومسلم برگزار شود تا در آن تكليف سرمربى سابق روشن شود. اگر امروز ميثاقيان و ابومسلم به توافق نرسند ابومسلمى ها به دنبال مذاكرات خود با مربيان خارجى خواهند رفت.
< شفق مديرعامل باشگاه ابومسلم از من خواست كه در اين خصوص با يكديگر صحبت كنيم. جمعه شب به ملاقات ايشان رفتم و حدود ۳ ساعت با يكديگر صحبت كرديم. وقتى صداقت و روراستى شفق را ديدم تصميم گرفتم با باشگاه ابومسلم همكارى كنم. مديرعامل ابومسلم به من گفت كه تو در اينجا صاحبخانه محسوب مى شوى و اين حرف ايشان كه نشانه از قدرشناسى شان دارد مرا مجاب كرد تا به طور جدى به همكارى با باشگاه ابومسلم فكر كنم.
ظاهراً علاوه بر مربيگرى، مدير فنى ابومسلم هم مى شوى. پذيرش ۲ مسؤوليت دشوار در جوانى كار سختى نيست؟
< راستش فعلاً تفكيك وظايف صورت نگرفته است و بايد صبر كنيم تا شفق به مشهد برگردند و سپس تصميمات نهايى را اتخاذ كنيم. همان طور كه گفتم هدف من كمك به باشگاه ابومسلم است و به همين دليل در هر قسمت باشگاه كه بخواهند كار مى كنم. به هرحال من چندين سال فوتبال بازى كردم و فكر مى كنم از تجربه خوبى بهره مند باشم. بنويس مربى موفقى مى شوم.
به اين ترتيب بايد فوتبال بازى كردن تو را كاملاً منتفى بدانيم.
< بله. خداداد عزيزى ديگر به عنوان بازيكن در مستطيل سبز حاضر نخواهد شد.
سرمربى ابومسلم چه زمانى مشخص مى شود؟
< شفق به من گفتند كه تمايل زيادى براى حفظ ميثاقيان دارند. تنها اختلاف نظر بين باشگاه و ميثاقيان بحث مسائل مالى است كه اگر به توافق برسند، ميثاقيان قطعاً فصل بعد در ابومسلم خواهد ماند.
حرف آخر.
< تفكر مدير عامل ابومسلم، يك تفكر كاملاً مشخصى است. ايشان تلاش مى كند ابومسلم را به جايگاه واقعى اش برگرداند و حتى بر روى اين تيم براى قهرمانى سرمايه گذارى كرده است. اميدوارم شفق بتواند به مرور زمان تفكراتش را در ابومسلم پياده كند.
Comment
-
صبح ديروز خبرى روى خروجى سايت رسمى سازمان تربيت بدنى منتشر شد كه سؤالات فراوانى را در افكار عمومى جامعه برجاى گذاشت. موضوع از اين قرار بود كه مدير كل بازرسى و ارزيابى عملكرد سازمان تربيت بدنى اعلام كرد برخى از اسناد و مدارك مرتبط با مسائل جام جهانى كه در زمان رياست محمد دادكان وجود داشت به شكل نامعلومى مفقود شده (!).
سردار زارع در اين باره مى گويد: «متأسفانه برخى اسناد از فدراسيون فوتبال خارج شده است كه در حال پيگيرى موضوع هستيم و همين امر باعث شده روند تحقيقات و رسيدگى به شكايات به كندى پيش رود.»
اين اظهار نظر در حالى مطرح شد كه على آبادى رييس سازمان تربيت بدنى روز جمعه در گفت وگو با خبرگزارى ايسنا از عدم پاسخگويى لازم دادكان و برانكو خبر داده بود و در اين خصوص گفته بود كه مسؤولان ارشد فدراسيون شانه از پاسخگويى خالى مى كنند و همكارى لازم را انجام نمى دهند.
با طرح چنين موضوعى همه نگاه ها به سوى شخص محمد دادكان و كابينه او برگشت. محمد دادكان كه چند وقتى است در محافل عمومى آفتابى نمى شود به هيچ يك از تماس هاى تلفنى اش پاسخ نمى دهد اما محمدرضا پهلوان دبير كل مستعفى فدراسيون سابق درباره اين مسأله مى گويد: «در طول اين مدت كه فعاليت داشتيم هيچ مشكل مالى نداشتيم و از اين بابت خيالمان آسوده است كه اتهامى به ما وارد نيست. ما هر آنچه در توان داشتيم به اجرا درآورديم تا جايى كه سازمان قصد ورود داشت با مشكل روبه رو نشود.»
وى با رد موضوع مفقود شدن اسناد و مدارك در فدراسيون فوتبال توضيح مى دهد: «برنامه هاى مالى فدراسيون دادكان واضح و روشن است و هيچ ترديدى در عملكرد مثبت فدراسيون وجود ندارد و گمان مى كنيم برخى افراد با طرح چنين موضوعاتى قصد دارند خصومت شخصى خود را تلافى كنند.»
با مرور سخنان پهلوان درباره مسأله مفقود شدن اسناد و مدارك و بازبينى اتفاقات چند ماه گذشته روزنه هايى درخصوص اين ماجرا باز مى شود اما ترديدهاى بسيارى وجود دارد كه هيچ كس نمى تواند مثل مسؤولان بررسى پرونده درباره آن اطلاع رسانى كنند. اما نكته اى كه در اين بين باعث شك مى شود بخشى از اظهارات سردار زارع مدير كل بازرسى سازمان است. او درخصوص اعلام اسامى نفراتى كه دچار مشكلات و معضلات مالى هستند مى گويد:
«صرف ارايه استعفا و ترك فدراسيون نمى تواند دليلى براى عدم پاسخگويى باشد. به مديران سابق فدراسيون ابلاغ كرده ايم براى پاسخگويى و رفع ابهامات در فدراسيون حضور يابند در غير اين صورت حقايق را با ذكر اسامى به اطلاع مردم خواهيم رساند.»
ايران ورزشى: بدون ترديد اهالى فوتبالى و غيرفوتبالى كشورمان علاقه مند هستند هرچه سريع تر نام افرادى كه داراى مشكل مالى هستند را بشنوند و تحت هيچ شرايطى دوست ندارند اين افراد كه سرمايه بيت المال را پايمال كرده اند به سادگى از دست قانون فرار كنند.
Comment
-
زين الدين زيدان فصول زيبايی در تاريخ معاصر فوتبال نگاشته است. چه غمناک است که او آخرين صفحه قصه خود را چنين شرمسارانه به پايان برد.
همه چيز برای او که بهترين بازيگر نسل خود محسوب می شود آماده بود تا دومين جام جهانی را برای فرانسه به ارمغان آورد و اينچنين حرفه خود را به پايان برساند.
با ضربه موفقيت آميز پنالتی و نفوذ فزاينده او بر ايتالياييهای خسته همه چيز برای يک پايان عالی آماده بود.
اما زيدان در عوض تصميم گرفت با ضربه سر به سينه مارکو ماتراتزی مدافع ايتاليايی سايه ای شوم بر شهرت و حرفه خود بيافکند.
ماتراتزی به روی زمين افتاد و برای لحظه ای پريشانی همه را فراگرفت تا اينکه در برابر چشمان ناباور تماشاچيان استاديوم المپيک برلين زيدان کارت قرمز گرفت.
اين برای زيدان و فرانسه يک فاجعه بود.
ايتاليا بازی را در ضربات پنالتی و با نتيجه ۵-۳ برد.
صرفنظر از اينکه ماتراتزی چه گفته و يا چه کرده، واکنش زيدان به هيچ وجه قابل پذيرش و توجيه نبود.
تيم ريموند دومنک بازيگر ديگر خود يعنی پتريک ويرا را بدليل جراحت از دست داده بود.
آنها تحت هيچ شرايطی نمی توانستند اجازه دهند زيدان نيز از دست برود.
فرانسه يک مهره جادويی را از دست داد.
زيدان رهبری بود که می توانست جام جهانی را از آن فرانسه کند.
با اخراج او، فرانسه از بهترين پنالتی زن خود در برابر پنج ايتاليايی بی نقص محروم شد.
زيدان حتی نتوانست همراه با ساير اعضای تيم خود به جايگاه مخصوص برود و در مراسم توديع که می توانست قدری تسلی بخش باشد، شرکت کند.
او با شرمساری از اذهان و اعيان ناپديد شد.
تلويزيونهای بزرگ استاديوم صحنه تکرار حمله زيدان به ماتراتزی را نشان ندادند.
اين باعث شد که بسياری از طرفداران تيم فرانسه گمان کنند که قهرمانشان بی دليل کارت قرمز دريافت کرده است.
اين ننگين ترين پايان ممکن برای قصه پرشکوه زيدان بود.
قرار نبود که يک چهره افسانه ای از عظيم ترين سکوی جهانی اينچنين به ننگ و عار برود و از آنجا رهسپار بازنشستگی شود.
Comment
-
با پايان يافتن اين ديدار و جام هجدهم نگاهي كوتاه به برخي آمارها در رابطه با اين بازيها مياندازيم.
* ديدار ايتاليا برابر فرانسه هفتمين ديدار پاياني جامهاي جهاني بود كه در آن هيچ تيمي از نمايندگان آمريكاي جنوبي حضور نداشت. در هجده دوره برگزاري اين رقابتها يازده بار نمايندهاي از آمريكاي جنوبي در ديدار پاياني حاضر بوده است. در پنج دوره پيشين برزيل يا آرژانتين يك پاي ثابت فينال بودهاند.
* آخرين ديدار فينال دو تيم اروپايي در جام جهاني 1982 اسپانيا برگزار شده بود. در آن دوره از رقابتها ايتاليا با شكست آلمان (غربي) قهرمان شده بود.
* در ديدار پاياني جامهاي جهاني 1934، 1938، 1954، 1966 و 1974 دو تيم از قاره سبز برگزار كننده ديدار پاياني بودهاند.
* ديدار پاياني جام هجدهم يكي از پنج بازي پاياني است كه در آن برزيل يا آلمان يك پاي فينال نيستند. تنها در جامهاي جهاني 1930، 1934، 1938 و 1978 اين اتفاق رخ داده بود كه تيمهايي غير از آلمان و برزيل در ديدار پاياني حضور داشته باشند.
* اوراسيو اليسوندو، نخستين داور آرژانتيني است كه ديدار پاياني جامهاي جهاني را سوت زده است. اين داور چهل و دو ساله سومين داور آمريكاي لاتين است كه به اين مهم دست يافته است. پيش از اليسوندو، آرنالدو كوئليو در سال 82 و رومو آلدو آرپي فيليو (هر دو از برزيل) در سال 86 ديدار پاياني بزرگترين رخداد ورزشي جهان را قضاوت كرده بودند.
* پله، دانيل پاسارلا، كافو و رونالدو بازيكناني هستند كه در دو جام جهاني غير متوالي موفق به قهرماني جام جهاني شدهاند. زيدان، تورام، ويرا، ترزهگه، آنري، ويلتورد از جمله بازيكناني بودند كه با قهرماني در پيكار برلين ميتوانستند به اين مهم دست يابند.
* تاكنون بيست و يك بازيكن توانستهاند براي بيش از يك بار قهرمان جام جهاني شوند. پله اسطوره فوتبال برزيل نخستين بازيكن اين فهرست است. او در سالهاي 1958، 1962 و 1970 توانست جام قهرماني را بالاي سر ببرد.
دانيل پاسارلا در سال 1978 به عنوان كاپيتان و در سال 1986 به عنوان يكي از اعضا تيم كارلوس بيلاردو توانسته بود به دو قهرماني در جام جهاني برسد. كافو و رونالدو هم در جام جهاني 2002 به اين مهم رسيدند. آنها در جام جهاني 1994 آمريكا جزو بازيكنان تيمي بودند كه قهرماني جهان را از آن خود كردند.
Comment
-
در سفري كه به امارات داشتم, قرارداد يك سالهي خود را با تيم الامارات منعقد كردم. من هم اكنون بازيكن اين تيم هستم و فصل آينده در ليگ امارات حضور خواهم داشت.
وي دربارهي حضور شب گذشتهاش در باشگاه پرسپوليس گفت: از سوي باشگاه پرسپوليس پيشنهادي داشتم و براي اين كه به مسوولان اين تيم بگويم كه قراردادي با الامارات بستهام به باشگاه رفتم و آنها را از اين موضوع مطلع كردم؛اما, ممكن است پس از حضور يك سالهام در امارات هر اتفاقي رخ دهد, چرا كه بازيكن آزاد هستم.
عنايتي دربارهي جايگاه الامارات در ليگ اين كشور گفت: آنها تيم قدرتمندي نيستند و فصل گذشته هشتم يا نهم شدند. بايد با كمك ديگر بازيكنان اين تيم و همچنين دو بازيكن خارجي ديگر بتوانيم اين تيم را به جايگاه خوبي در ليگ امارات برسانيم. آنها مانند ساير تيمهاي اماراتي امكانات خوبي دارند.
وي دربارهي كيفيت ليگ امارات گفت: با حضور بازيكنان خارجي و چند بازيكن ايراني كيفيت اين ليگ بسيار بالا رفته است و مطمئن هستم سال سختي را در اين ليگ خواهم داشت.
وي افزود: چهارشنبه يا پنجشنبهي هفتهي جاري براي تحويل گرفتن لوازم شخصيام به همراه خانوادهام عازم امارات خواهم شد.
عنايتي با آرزوي موفقيت براي استقلال در ليگ قهرمانان آسيا گفت: تنها كاري كه ميتوانم براي اين تيم انجام دهم, دعا است. مطمئنم كه استقلال سال خوبي را در رقابتهاي داخلي و خارجي پشت سر خواهد گذاشت.
Comment
-
ايتاليا با شكست فرانسه قهرمان جام جهاني شد اما، روزنامههاي انگلستان بيشتر به اخراج زينالدين زيدان مرد مياني فرانسه پرداختند.
روزنامهي گاردين در اين مورد نوشت:« كارت قرمز مستقيم داور زيدان را از زمين بازي بيرون فرستاد. كاپيتان آبيها به سبب زدن ضربهي سر به سينهي ماركو ماتراتزي، مدافع ايتاليا اخراج شد. گفته ميشود كه ماتراتزي زيدان را تروريست خوانده و او هم براي تنبيه، چنين عمل احمقانهاي را از خود نشان داده است.»
روزنامهي اينديپندنت در مورد بازي نهايي جام جهاني آلمان نوشت:« ايتاليا با حفظ خونسردي در پنالتي حريف را شكست داد و قهرمان شد. اما، زيدان كنترلش را از دست داد و اخراج شد.»
روزنامهي Mirror هم با شرمآور خواندن عمل زيدان نوشت:« زيدان ميتواند با سربلندي براي هميشه زمين بازي را ترك كند اما، ماتراتزي هرگز. اين مدافع هرگز نميتواند در چشمانمان نگاه كند.»
Comment
-
زيدان با ضربه سر به سينه ماتراتزی مدافع ايتاليايی، از سوی داور کارت قرمز گرفت و اخراج شد
جايزه توپ طلايی جام جهانی 2006 آلمان، وعنوان بهترين بازيکن اين جام به زين الدين زيدان بازيکن فرانسوی و اخراجی لحظه های آخر ديدار فينال داده شد.
زيدان به عنوان کاپيتان تيم فرانسه، در آخرين حضور خود در زندگی ورزشکاری حرفه ای اش با 2012 امتياز، از سوی خبرنگاران جلوتر از فابيو کاناوارو، مدافع 34 ساله ايتاليا با 1977 امتياز و آندره پيرلوبا 715 امتياز، به افتخار بهترين بازيکن جام جهانی رسيد.
زيدان پيش از اين اعلام کرده بود که پس از اتمام جام جهانی از فوتبال خداحافظی خواهد کرد.
او در مسابقه فينال، با به ثمر رسانده گل پنالتی در دقايق اوليه بازی، تيم فرانسه را به سوی پيروزی هدايت کرد، اما در نيمه دوم وقت اضافه با ضربه سر به سينه مارکو ماتراتزی مدافع ايتاليايی کوبيد و سايه ای شوم بر شهرت و حرفه خود افکند. ايتاليا بازی را در ضربات پنالتی و با نتيجه ۵-۳ برد.
اين حرکت، بعنوان آخرين حرکت ورزشی حرفه ای او در تاريخ به ثبت رسيد.
گوردون فرگوهر، خبرنگار ورزشی بی بی سی که در برلين حضور داشت گفت:" رای گيری در بين خبرنگاران، قبل از اتمام مسابقه انجام شده بود. به خاطر همين هم زيدان در صدر جدول قرارگرفته بود."
اين مراسم برای فيفا بسيار سنگين تمام خواهد شد، چرا که بازيکنی که به علت عمل ناشايست در زمين فوتبال اخراج شده بود، حال به عنوان بهترين بازيکن انتخاب شده است و بايد به او جايزه توپ طلايی را اهدا کند.
بازيکنانی مفتخر به دريافت توپ طلايی
اليور کان(آلمان) ------------ جام جهانی2002
رونالدو( برزيل) ----------- جام جهانی 1998
روماريو(برزيل) ---------- جام جهانی 1994
اسکيلاچی(ايتاليا) ----------- جام جهانی1990
ديه گو مارادونا(آرژانتين)--- جام جهانی 1986
گرچه تمامی 2012 رای قبل از اتمام بازی بدست آمده بود، اما اگر بعد از مسابقه از خبرنگاران بپرسيد آيا هنوز هم سر حرفشان هستند، احتمالا جواب مثبتی نخواهيد گرفت.
منيش(پرتغال)، بالاک(آلمان)، زامبروتا(ايتاليا)، آنری(فرانسه)، بوفون(ايتاليا)، ويه را(فرانسه) و کلوزه(آلمان) از جمله بازيکنانی بودند که در فهرست نهايی بازيکنان منختب برای جايزه توپ طلايی قرار داشتند.
ديگر جوايز جام جهانی آلمان 2006
کفش طلايی: ميروسلاو کلوزه(آلمان)، با به ثمر رساندن پنج گل
بهترين دروازه بان: جيان لويجی بوفون(ايتاليا)
جالب ترين تيم: پرتغال
بهترين
Comment
-
Iran's hopes of progressing to the second round of the world cup came to an end with a 2-0 defeat to group favourites Portugal. It was always going to be hard for Iran to pull things together after the loss to Mexico but what puzzled me was the tactics used against Portugal!
Iran entered the pitch knowing they had to beat Portugal to have a realistic chance of progressing to the second round, but it was Portugal that pinned Iran back in their half for most of the first half which ended 0-0 with Portugal having 63% of the possession and several scoring opportunities.
After the disappointing result against Mexico as a consequence of weak defending Iran had mainly focused on improving their line of defence and kept things tight in the back.
Much to my surprise Iran started the match with ten of the eleven players that started the game against Mexico with Daei being the only exception. Mirzapour silenced his critics with a magnificent performance in Iran's goal making some of the best saves in the tournament so far; Mirzapour justified Branko's faith in him who gave Mirza another chance to play despite Mirzapour's poor show in the second half against Mexico. There was nothing Mirzapour could have done about the two goals Iran conceded (one a penalty).
There was improvement in Iran's defence, Kaebi was fantastic, Rezaei did well, Nosrati had one of his better
games but I believe it was a mistake not to use Sadeghi (as mentioned in my previous article) in place of Golmohammadi who conceded a penalty in the second half. Teymourian and Nekunam did well in half back, Mahdavikia and Madanchi played well in midfield, Hashemian did as well as he could on his own up front but Karimi was less than convincing, Iran had high hopes in Karimi to run at opposition defence and create chances for Iran in the world cup but we didn't see much of that in the first two games, Karimi was substituted after 63 minutes, but replacing Karimi with Zandi was puzzling! Substituting the on form left winger Madanchi who played well against Portugal with striker Khataibi puzzled me also, Khatibi was gifted Iran's two best chances of scoring against Portugal in the second half but failed to score, Borhani and Enayati would have been my first two choices to come on as strikers, Iran should also have started the match with two strikers in a 4-4-2 formation against Portugal, Hashemian was desperate for support up front throughout the match.
All in all the Iranian players gave it all they had and worked very hard, Kaebi managed to effectively mark two of Europe's top players Figo and Ronaldo, the relief on Portuguese players' faces was evident when an unstoppable Deco shot ended in the back of Iran's net, no keeper on this planet could have stopped that shot.
What puzzled me though was why Iran never took the initiative to attack Portugal as they did against Mexico, playing a defensiv
e game against Portugal was pointless especially when all 3 points were required. The talents of strikers Borhani and Enayati were never used against Portugal, the on form energetic playmaker Shojaee was never used, IPL's best defenders Sadegi and Bakhtiarizadeh were wasted on the bench (Bakhtiarizadeh only came on with 3 minutes of the match left to replace the injured Golmohammadi, Sadeghi was not used).
In my opinion Iran should have used a more attacking posture, three or four new outfield players should have started the match in order to change tactics and wrong foot Portugal, Iran failed to use their strength in attack by focusing on defence. But perhaps it is time to focus on Iran's final match of the world cup against Angola.
Angola of course still have a chance to qualify for the second round if they beat Iran and Mexico lose to Portugal, in that scenario Angola and Mexico would tie on points and their goal difference would settle the second round place between them, Angola will therefore have good reasons to want to beat Iran. On the other hand Iran will be desperate not to go home empty handed and will have their own reasons for wanting to beat Angola, the match between the two underdogs Iran and Angola promises to be an exciting one. I hope Ivankovic will give his unused substitutes a chance to play in Iran's last game of the world cup, if given the chance the new faces might make us wonder what the results would have been in the first two games if they had been used.
Comment
-
كريم باقري كه بعد از چند روز اقامت در شهر هامبورگ آلمان يكشنبه شب به تهران برگشت امروز به باشگاه پرسپوليس رفت و با محمد حسن انصاري فرد ديدار و گفت و گو كرد.
كريم باقري قبل از پرداخت بخش عمده اي از طلب بازيكنان پرسپوليس با محمد حسن انصاري فرد درباره نحوه پرداختها و وضعيت تيم به گفتگو پرداخت.
كريم باقري كه قراردادش با پرسپوليس به پايان رسيده درباره وضعيت خودش نيز با مدير عامل پرسپوليس مذاكره كرد.
**جلسه رهبري فرد، فنايي و نيك نظر با انصاري فرد
سه بازيكن فصل گذشته تيم فوتبال پرسپوليس صبح امروز هم درباره دريافت مطالبات مالي خود با مدير عامل پرسپوليس ديدار و گفت و گو كردند.
بهروز رهبري فرد ، داود فنايي و رضا نيك نظر كه دو روز پيش درباره زمان دريافت مطالبات مالي خود با انصاري فرد به توافقاتي دست يافته بودند امروز نيز در يك جلسه درباره تسويه حساب مالي با باشگاه به گفت و گو پرداختند.
فنايي و نيك نظر كه يك سال ديگر با پرسپوليس قرارداد دارند هنوز تيم جديد خودشان را به باشگاه معرفي نكرده اند.
**عليزاده رضايت نامه مي خواهد
علي عليزاده مهاجم تيم پرسپوليس امروز باحضور در باشگاه پرسپوليس خواهان دريافت رضايت نامه و برگه تسويه حساب شد.
به گزارش ايسنا به نقل از سايت رسمي باشگاه پرسپوليس، علي عليزاده که روز يکشنبه با مديرعامل باشگاه پرسپوليس ديدار و گفت و گو کرده بود امروز نيز به باشگاه رفت تا رضايت نامه اش را دريافت کند.
عليزاده هنوز تيم جديدش را به باشگاه معرفي نکرده و مطالبات فصل گذشته اش را نيز دريافت نکرده است. اين مهاجم تا يکسال ديگر با پرسپوليس قرارداد دارد.
** شيث رضايي از يونگ اجازه گرفت
مدافع تيم پرسپوليس ظهر امروز جلسه با محمد حسن انصاري فرد و تئودي يونگ درباره حضور در اردوي تيم ملي اميد و غيبت در تمرينات آماده سازي پرسپوليس به گفت و گو پرداخت.
شيث رضايي که يکي از مدافعان اصلي تيم ملي اميد به حساب مي آيد امروز درجلسه با مديرعامل و مربي پرسپوليس درباره همراهي تيم ملي اميد درمسابقات غرب آسيا که مرداد ماه درلبنان برگزارمي شود و عدم حضور در اردوي آماده سازي پرسپوليس در اتريش به گفت و گو پرداخت.
درپايان اين نشست نيم ساعته تئودي يونگ به شيث رضايي اعلام کرد که طبق قوانين فيفا فقط سه روز قبل از اعزام تيم ملي به لبنان حق حضور در اردوي تيم ملي اميد را دارد. در پايان اين مذاکرات مقرر شد شيث رضايي ازصبح روز پنج شنبه در تمرينات پرسپوليس شرکت کند تا به وضعيت او در تيم ملي اميد لطمه اي وارد نشود.
Comment
-
Long live France of immigrants! The World Cup 2006 of Germany is gracefully over. The champion is Italy, though France was the best team of the tournament, more precisely, France of immigrants. The World Cup has deployed a great national joy and echoes an anti-racist atmosphere in France. Even regardless of which country wins the World Cup, there will be other victors, namely French multi ethnic people who seem to be coming out as political winners.
During the final match, all streets and squares of entire France have been swarming with hordes of multi ethnic people living in France. In cosmopolitanParis millions of people from all colours and origins poured out onto the streets chanting, cheering and setting “allez les Bleus!” .
Even after the undeserved defeat against Italy, the crowd enthusiastic celebrated all the night on Champs-Élysées. The cheers, the cries, the honking of horns, the waving of French flags, the car flags all prove the country's biggest public fest. The tri-colour of French flag has now become an entire symbol, it symbolises “non au racisme”, no to racism.
The title of vice- World champion belongs also to the French coach “le sélectionneur national”, team selector, Raymond Domenech who selected the national team based on their performance on the field. He disregarded the skin colour and origin of players despite all critics from conservative milieus.
Such a proud victory is of course a political defeat for all the extreme Rights in Europe. From the National Front, in France, to the German neo-Nazi of NPD party or Ahmadinejad’s friends, they all started a dirty campaign for an all-white national team. Their followers in stadium even were mocking the origins of non-white players.
The victory is also a thorn in the eyes of Islamists who try to isolate Muslim population from the rest of their French compatriots. The ethnic combination of the French team is a political defeat for the international political Islam.
Opposite to the intolerance, violence and misogyny of a little number of Islamists, most French citizen with Muslim roots are as attached to the liberties, secularism and the values of the republic as their other white compatriots.
In 1936, the Nazi organised their pompous Olympic Games, in deed, to prove the theory of super-Aryans. But a shock for Hitler, when a US black athlete, Jesse Owens, spoiled his theory by winning four gold medals. This time, the IRI’s presence, which still denies Nazi Holocaust, spoiled the games.
Despite planned idea to symbolically rebury the rotted body of fascism, the German government and FIFA, by not banning the IRI, have ignored that the nature of religious fascism of the IRI. On the banal pretext that sport is separate from politics, they did not listen to the voice of all freedom-loving Iranian people that today are as opposed to the IRI as Germans were to the Nazi.
In this Hitler stadium of Berlin, which has been symbolically rebuilt, all teams must initially stand behind a banner that says "Say No to Racism". History pursues us. So this is not only one black athlete who won, but a French team with a majority of black players, the immigrants’ sons of a European country in Hitler's stadium. This would be a symbolic spit on the Swastika that one day was the holy cross of this stadium. Furthermore, it is a slap in the face of all fanatics, more deservedly the gender apartheid of the IRI that bans female fans in any sport stadium.
A little group aside, German people, like most civilised people, are not nationalist or racist. The attitude of racism is not always due to people’s consciousness. It can be directly or indirectly imposed. For example, a year ago when a German football team was playing in Tehran, the players were greeted with a Hitler salute. It was not a conscious act of racism, but a welcome to their “Aryan” friends. For the German players, it was a racist insult.
In some cultures, the terms like racism, nationalism, misogyny or any form of fanatical attitude are not correctly defined. But in democratic cultures, there is a broad definition for each of them. “Français comme les autre”, French are equal to the others, is a reconciliatory slogan in France. It is, at least, true in football. French football resources are visibly on display in all ghettos and suburbs of the French immigrants and non-white population.
French immigrants are mostly Muslims among those of Maghreb origin (Algeria, Tunisia and Morocco). Among them, those under 25 years old appear to be the real source of French football. In their “quartiers difficiles”, difficult areas, football is their practiced religion.
As a poor student who livened for many years in these areas, I know that many of them profess no religion. They are not more observant than their fellow citizens, but they take more of their religious values into account as a mechanism of self-defence against any form of discrimination. Islam does not push the majority of them away from French secular values. Islam is as a identity component (particularly in the youngest protesters of French immigrants in difficult areas). Apart from some veiled and bearded Islamists, French immigrants with Islamic roots are not practically Muslims: they do not pray, they do not wear “foulard islamique”, Islamic scarf, they go to mixed schools, accept mixed marriage and practice sport in mixed sex stadiums. This integrated generation of French immigrant is a generation of Zidane.
Sport and particularly football is for French immigrants an important means of integration. If not, the risk exists that an organised political Islam makes them withdraw from all values of secularism, what paves the way for the conservative government in France to reject them.
Following the news, many thousands of “illegal” immigrants with their school children are now facing expulsion from France. I hope that the victory of France “d’immigrés” can nationwide reinforce the ongoing campaigns against this inhuman deportation.
A part from IRI’s participation, the World Cup politically achieved a good end. World Cup 2010 will be held in South Africa, a country freed from a totalitarian and racist regime, what augurs well for a welcome of an Iranian national team freed from the totalitarian IRI.
Comment
-
توافق مردم بر سر اين كه يك دوره جام جهانى خوب بوده است يا بد، كار بسيار سختى است و دشوارتر از آن تغيير دادن نظر كسانى است كه معتقدند جام هاى جهانى بعد از پله مفت هم نمى ارزيده اند!
بنابراين نظرها درخصوص اين دوره جام جهانى نيز بسيار متنوع است و برخى آن را بهترين و جذاب ترين دوره جام طى ۲۰ سال اخير مى دانند و درست در نقطه مقابل آن بعضى هم مى گويند كه اين جام افتضاح بوده است. بنابراين ما هم نمى دانيم چه بگوييم و قضيه به نظر شما بازمى گردد و هر جور كه دوست داريد، روى آن حساب كنيد و اگر هم خواستيد آن را «زيبا»ى نازيبا بناميد.
اما اگر مبنا را فقط بر گلزنى و تعداد گل هاى به ثمر رسيده بگذاريد، واقعاً جام ضعيفى بوده است. پس از بازى افتتاحيه ترس هايى كه در مورد «دفاعى بودن» جام هجدهم وجود داشت، محو شد، زيرا ۶ گل در آن بازى به ثبت رسيد، اما به محض ادامه يافتن ديدارهاى گروهى اين بيم ها بازگشت و منطقى هم به نظر مى رسيد، زيرا بعضى تيم ها به حداقل راضى بودند. در مراحل حذفى هم بدون احتساب آنچه يكشنبه شب در بازى فينال بين ايتاليا و فرانسه روى داد فقط ۲۴ گل از خط دروازه ها گذشت و از ۲۰ سال پيش كه بازى هاى مرحله دوم به بعد حذفى شد، اين كمترين گلى بود كه در اين مرحله و مقطع به دست مى آمد.اگر بخواهيد كيفيت را بيابيد و قياس كنيد، بايد به مراحل حذفى نگاه بيندازيد زيرا اينها ديدارهايى هستند كه حالت مرگ وزندگى را براى تيم ها دارند و هر چند بسيار احتياط آميز هستند اما لااقل تيم ها هر چه در آن دارند رو مى كنند. در چنين قياسى نيز «آلمان ۲۰۰۶» يك تورنمنت كامل و پيشرو نشان نمى دهد. بيشترين گل در مراحل حذفى جام هاى جهانى در سال ۹۴ در آمريكا به دست آمد. موقعى كه در ۱۶ بازى ۴۴ گل از خط دروازه ها عبور كرد. در «كره جنوبى و ژاپن» (۲۰۰۲) اين رقم تا حد ۲۶ پايين آمد. البته عده اى گفتند كه گرماى هوا، قضاوت مسئله دار داوران، تجربه برگزارى مسابقات در دو كشور به طور مشترك (كه براى اولين بار در كره جنوبى و ژاپن شكل مى گرفت) و شگفتى سازى تيم هايى مثل كره جنوبى، سنگال و تركيه در حادث شدن آن مسئله سهم مهمى داشته اند.
تورنمنت تازه پايان يافته در آلمان هميشه در آستانه و يك قدمى شكستن ركورد فوق قرار داشت. اگر بخواهيم منظر ديد و بررسى خود را كامل تر كنيم، بايد بگوييم كه به سال ۱۹۹۸ در جام جهانى فرانسه ۴۲ گل در مراحل حذفى به ثبت رسيد و اين برابر با تعداد گل هاى اين مرحله در جام ۱۹۸۶ بود كه در مكزيك برگزار شده بود. حتى در جام ۹۰ ايتاليا كه به درستى دفاعى ترين و منفى ترين دوره جام ناميده شد نيز ۳۰ گل در مراحل حذفى رد و بدل شد. با اين حساب و لااقل براساس نتايج مرحله حذفى، جام ۲۰۰۶ بسيار بد بوده كه حتى از جام ۹۰ نيز كم حاصل تر جلوه كرده است.
• شرط چيست؟
آيا فقط بايد به گل ها و تعداد آنها نگريست؟ اين نظريه هم رد نكردنى است كه خوب دفاع كردن يك هنر است و فوتبال دنيا در حال حاضر روى كاكل چنين تاكتيك هايى مى چرخد و اكثر تيم ها دوست دارند كه خطر نكنند و با كمترين خطرجويى پيروز شوند. در عين حال تا صحبت انتخاب بهترين بازيكن جام هاى جهانى پيش مى آيد، مى بينيد كه نظرها ابتدا به يك بازيكن خط حمله و يا ميانى مى رود و كسى را با مدافعان و دروازه بان ها كارى نيست. به واقع وقتى در سال ۲۰۰۲ «ابردروازه بان» آلمان يعنى اليور كان به عنوان برترين بازيكن جام انتخاب شد، اين سنت شكسته شد، اما انگار فقط موقتى بود، زيرا براى اين جام نيز خيلى ها مايل بوده اند كه به يك هافبك يا مهاجم روى بياورند و عنوان مذكور را به چنين بازيكنى ببخشند و انتخاب اول آنها براى اين مهم تا قبل از وقايع شب پايانى زين الدين زيدان بود، هر چند اخراج شدن وى در مسابقه فينال آن معادلات را تا حدى تغيير داد. با اين اوصاف چگونه مى توان فراموش يا انكار كرد كه فابيو كاناوارو مدافع وسط و كاپيتان ايتاليا در اين ديدارها خارق العاده و يك سر و گردن بالاتر از سايرين ظاهر شده و بيش از هر كسى شايسته لقب فوق بوده است. ممكن است به او ايرادهايى بگيرند. مثل اين كه كوتوله(!) و كوتاه قد است، خشونت را چاشنى كارش مى كند و يك عامل تخريبى (براى حريفان) است و به جاى سازنده بودن فقط كسى است كه توپ ها را دفع مى كند، اما اين گناه كاناوارو نيست كه در جامى درخشيده كه تعدادى ديگر از بهترين هايش نيز مدافع بوده اند. يكى از آنها ليليان تورام فرانسوى است كه او هم مثل زيزو در پايان جام براى دومين بار در سطح ملى بازنشسته خواهد شد.به واقع دليل اصلى كه تيم هاى ملى فوتبال ايتاليا و فرانسه يكشنبه شب بازى فينال را در برابر يكديگر برگزار كردند، نيز همين مسئله بود. آنها به فينال رسيدند چون بهترين خطوط دفاعى جام را به نمايش نهادند. در عين حال نمى توان و نبايد منكر شد كه هر دو تيم صاحب بداعت ها و خلاقيت هاى تهاجمى نيز بودند. فرانسه به هنگام حملاتش ظرافت فنى چشمگيرى را به نمايش مى گذاشت و تيم آتزورى هم با اين كه در تمام دقايق حمله ور نبود و «گزيده و به موقع» حمله مى كرد اما حملاتش چنان سنجيده و قوى و تاثيرگذار بود كه در اكثر اوقات دروازه حريف را با خطر جدى مواجه مى ساخت.اگر در چارچوب همين بحث بمانيم لازم است بگوييم كار مارچلو ليپى در تيم ايتاليا و در تنظيم و اجراى برنامه هاى تهاجمى تيمش فوق العاده نشان مى داد. او ۶ و حتى بهتر بگوييم ۷ مهاجم را با خود به جام جهانى امسال آورد و طى اين رقابت ها از تمام آنها استفاده كرد. حسن و ويژگى منحصر به فردى كه تيم ايتاليا داشت، اين بود كه تمامى مسابقاتش، چه آنها كه به مرحله گروهى مربوط مى شد و چه آنها كه به مرحله حذفى تعلق داشت، مهم و به غايت حساس بودند و هيچ يك به گونه اى نبودند كه اگر ايتاليا آنها را مى باخت، مطمئن باشد كه هيچ خطرى تهديدش نخواهد كرد.بر اين اساس تمامى بازيكنان اعزامى ايتاليا منهاى دو دروازه بان ذخيره جان لوئيجى بوفون (كه همواره ذخيره بودند و بايد هم مى بودند!) به ميدان آمدند و بازى كردند و امتحان پس دادند. كافى است در نظر بگيريم كه در تيم انگليس هرگز و حتى براى يك ثانيه هم از تئو ولكوت، جرمن جناس و وين بريج استفاده نشد.
• اوج كار ايتاليا
اوج كار ايتاليا و به واقع شخص ليپى در مرحله نيمه نهايى رويت شد. آنجا كه آلمان مى كوشيد بازى را به ضربات پنالتى بكشاند و با هنر «ينس لمن» در اين زمينه خاص كلك سرداران سواحل لاجوردى را بكند، اما مربى سابق يوونتوس آنقدر تعويض هاى تهاجمى در نيمه دوم و طى وقت اضافى انجام داد كه سرانجام كمر اين نقشه را شكست و تيمش را قادر ساخت كه دو گل بسيار ديرهنگام در وقت اضافى بزند و به پيروزى بسيار جالب ۰-۲ برسد و به فينال راه يابد. ايتاليا بر طبق سنت و سابقه هميشه شمارى از برترين مدافعان جام هاى جهانى را معرفى كرده است و امسال هم به جز كاناوارو زامبروتا و گروسو را در اين زمينه رو كرد، اما مسئله اين بود كه از يك سو آنها قابليت هاى تهاجمى زايدى هم داشتند و از جانب ديگر ايتاليا در قبال هر مدافعى يك مهاجم خوب نيز معرفى كرد.فرانسه؟ چه بگوييم؟ تيم بدى كه به سبك و روش ايتاليا بازى به بازى بهتر شد و به فينال رسيد و در اين مرحله روبه روى تيمى ايستاد كه سابقه اى بس طولانى تر در «بدشروع كردن» و «خوب به پايان رساندن» جام هاى بزرگ دارد. نگاهى به تركيب فرانسه ما را بيشتر به تعجب مى اندازد. حداقل نيمى از بازيگران ثابت اين تيم بازيكنان ديروز و امروز ليگ برتر انگليس بوده اند و معلوم نيست اگر اين ليگ اينقدر قهرمان پرور است، چرا انگليس كمتر از هر تيم ديگرى از آن بهره مى گيرد؟ با اين حال وقتى به فرانسه نگاه مى كنيد، هيچ سبك منحصر به فردى را در اين تيم نمى يابيد زيرا مجموعه اى از خصايل و آدم هاى متفاوت است كه گردهم آمده اند، حال آنكه ايتاليا، «ايتاليا» است؛ با تمام خصلت هاى مختص خود. اين تيم، نه فقط به روش هاى مدرن ليپى و روح بالنسبه تهاجمى وى عمل كرد، به سنن خود نيز وفادار ماند. شما با يك نگاه هم مى توانستيد بفهميد كه اين ايتاليا است، حال آنكه چنين رايزنى اى در مورد فرانسه صدق نمى كند. اين تيم بيش از هر زمانى با خودش فرق مى كرد و حتى از وقتى كه شروع به درخشش كرد (بازى سوم به بعد) با خصلت هاى درخشان سال هاى ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ خود تفاوت فراوانى داشت. شايد ريموند دومنك حق داشت كه طى بازى هاى امسال مجال و جايى را به بومسونگ، سيلوستره و چيمبوندا ندهد، اما كم گل خوردن بارتز سبب شد كسى روى اين نكته تاكيد نكند كه كوپه گزينه بسيار بهتر و عاقلانه ترى در قياس با دروازه بان مارسى بوده است.
• تيم غيرقابل دفاع
پس از سخن گفتن درباره دو فيناليست محق جام، پرداختن به ساير تيم ها سخت و سخت تر مى شود و يكى از آنها انگليس است. اين تيم را بايد مجموعه اى از فرصت هاى از دست رفته توصيف كرد و تلخ ترين حرف اين است كه گفته شود «ايرادى ندارد، ۴ سال بعد قهرمان خواهيم شد.»
Comment
-
وقتى وين رونى بازى اخلاق را هم باخت و انگليس حتى دو نفر پنالتى زن هم در ديدارش با پرتغال رو نكرد، ديگر نمى شد از اين تيم دفاع و حمايت كرد. كارنامه انگليسى ها زمانى تيره تر شد كه گراهام پل داورشان آنقدر كارت زرد از جيبش درآورد كه يادش رفت چيزى به نام كارت قرمز هم وجود دارد و پيش از آن يك بار هم ابتدا به يك بازيكن كارت قرمز و سپس كارت زرد داد و به همين خاطر عذرش را از مسابقات خواستند. آلمان در جام جهانى قبلى در خاك بيگانه دوم شد و امسال در خاك خود سوم و بنابراين موفق شمردن اين تيم در جام هجدهم تعبير و تفسير عجيبى مى نمايد. با اين حال چون آلمان به شدت جوانگرايى كرده بود و هيچ كس روى اين تيم حساب نمى كرد، رتبه سومى اش به گونه اى يك توفيق بود. از سوى ديگر روش تهاجمى و بازى رو به جلوى اين كشور در اكثر ديدارهايش روح ها را تازه و تماشاگران را سيراب مى كرد. اگر ژرمن ها از بازى تيم شان هم راضى بوده اند و به اين خاطر از كلينزمن خواسته اند كه بماند، در انگليس فقط بايد از تماشاگران اين كشور تقدير كرد زيرا آشوب هايى كه به راه انداختند هرگز وسيع نشد و به حد و اندازه اى نرسيد كه عده اى بيم آن را داشتند. آلمان هم مى تواند از اين بابت به خود ببالد، زيرا با همكارى با نيروهاى امنيتى انگليس كارى كرد كه هوليگان هاى اين كشور حتى المقدور مجوز سفر به آلمان را نيابند و اگر هم صاحب چنين مجوزى شوند، اجازه تاخت و تاز در آنجا را نداشته باشند.ولى نه آلمان و نه فيفا (كه توسط رئيس خود اين دوره جام جهانى را بهترين در تاريخ خواند) نتوانستند موضوع داورى و نحوه قضاوت عجيب برخى داوران را جمع و ضايعات را محو كنند. موضوع فقط موضوع والنتين ايوانوف و كلكسيون اخطارها و اخراج هاى اين داور روسى طى مسابقه هلند با پرتغال نبود بلكه در ديدارهاى ديگر داوران در قبال خطاهايى مشابه تصميم هايى كاملاً متضاد با تصميم هاى وى و برخى قاضيان ديگر اتخاذ مى كردند و بازيگران دچار دوگانگى و سرگشتگى مى شدند و كسى هم نبود كه بگويد خطاى سبك كدام است و خطاى توام با كارت قرمز كدام. استاندارد داورى در جام هجدهم بر اين اساس نه فقط عالى نبود بلكه قابل قبول هم نبود و اين حقيقت با اظهارات سپ بلاتر در اين خصوص تضاد و منافات كلى داشت.
• حوادث شيرين
با اين حال بگذاريد حوادث خوب را به ياد بسپريم و يك جمع بندى قشنگ داشته باشيم. مثلاً به ياد بياوريم كه زين الدين زيدان در مسابقه با برزيل چه ها كرد، فراموش نكنيم كه گل هاى ماكسى رودريگز آرژانتينى به مكزيك و جو كول انگليسى به سوئد چقدر زيبا و استثنايى بودند و يا پاس عمقى و «تودر» آندريا پيرلو براى فابيو گروسو در واپسين دقايق وقت اضافى بازى نيمه نهايى ايتاليا با آلمان تا چه حد چشم ها را خيره كرد و يا اينكه بازى فينال تا چه ميزان سنگين و پرتنش و البته تماشايى بود.جام ۲۰۱۰ براى اولين بار به آفريقا مى رود و هر چند بايد آرزو كرد كه تعداد گل هايش بيشتر از اين جام باشد و يك پله جديد ظهور كند (كه البته نمى كند!) اما مى توان اميدوار بود كه بازى هاى تدافعى شده جام هجدهم به گونه اى بازتاب فوتبال علمى تر و مدرن تر روز باشد و طبعاً با گذشت چهار سال راه حلى براى زيباتر شدن اين «علم خشك و نازيبا» نيز حاصل آيد.
Comment
-
سايت كنفدراسيون فوتبال آسيا گفتوگويي را با سرمربي تيم ملي ايران ترتيب داده است كه متن اين گفتوگو به اين شرح است:
* پس از بازگشت به كرواسي واكنش مردم يا رسانههاي كرواسي به بازيها و نتايج ايران چه بود؟
- واكنش مردم و دوستانم خوب بود. آنها كه بازيهاي ايران را ديده بودند و از كار ما خبر داشتند به عنوان مربي تيم ملي ايران به من تبريك ميگفتند.
* هم اكنون خودتان چگونه فكر ميكنيد؟بيش از دو هفته از آخرين بازي ايران در جام جهاني گذشته و شما در آرامش بيشتري بوديد، آيا به جمعبندي تازهاي از تيم ايران رسيدهايد؟
- ما گروه سختي داشتيم. در بازي نخست برابر مكزيك ميتوانستيم پيروز باشيم اما، بدشانسي آورديم. مكزيك تيم ضعيفي نبود. شما بازي آنها را مقابل آرژانتين مشاهده كرديد. پرتغال هم تيم قدرتمندي بود و تا بازي ردهبندي بالا آمد.
* شما اينها را پيش از اين گفته بوديد. آيا در اين مدت دليل تازهتري براي نتايج ضعيف ايران پيدا كردهايد؟
- مشكل اصلي من مصدوميت بازيكنانم بود. علي كريمي از سه ماه پيش مصدوم شده بود. هاشميان از دو ماه قبل، زندي چهار ماه جلوتر و مهدويكيا دقيقا قبل از شروع جام، پانزده روز نتوانست با تيم تمرين كند و روز بازي رسيد. ستار زارع را هم كه يك روز قبل از بازي با مكزيك از دست داديم.
* شما منتظر چه واكنشي از سوي مردم يا مقامات مسوول در ايران بوديد؟
- قبل از جام جهاني توقع داشتم من را تحت فشار نگذارند و اجازه بدهند كارم را دنبال كنم. برخورد زيادي بين مسوولان بود. نميدانم دليلش چه بود. ولي اين اتفاقات شش ماه ادامه داشت. فهميده بودم كه بعد از جام جهاني شانس ديگري براي همكاري نخواهم داشت و مطمئن بودم كه به نتايج جام جهاني هم توجهي نخواهند كرد. هيچ كس دربارهي آينده با من حرفي نزد. يا حتي آنها شرطي نگذاشتند كه اگر در جام جهاني به نقطهي دلخواهي برسيم يا نرسيم چه اتفاقي ميافتد، در آلمان هم با بدشانسي روبرو شديم. بنابراين اتفاقات بعدي برايم روشن شده بود.
* به هر حال مردم نه تنها از نتايج بلكه از عملكرد تيم ناراضي هستند. آنها از دست شما كه مربي تيم مليشان بوديد و تصميماتتان عصبي شده بودند.
- نميدانم چرا مردم از دست من عصباني هستند. البته نقش رسانهها را نميتوانم ناديده بگيرم. مشكلات ما از يك سال پيش شروع شد. مسالهي ناراحتي مردم و رسانهها بازي كردن دايي نبود. از يك سال پيش مرتب به دلايل گوناگون به من فشار ميآوردند. آنها غير از دايي بازيكنان ديگري را هم نشانه ميگرفتند. بازيكناني كه دعوت ميشدند يا دعوت نميشدند.
* نظر شما دربارهي دايي چيست؟ فكر ميكنم در اين شرايط بتوانيد با بيطرفي دربارهي كاپيتان ايران در جام جهاني قضاوت كنيد.
- من از دايي استفاده ميكردم چون به شيوهي بازي او احتياج داشتم. علي در نيمهي اول بازي با مكزيك و نود دقيقهي بازي با آنگولا موثر بود و خوب بازي كرد. البته در لحظاتي از جام او هم مثل بعضي از بازيكنان ديگر ضعيف بود.
* هم اكنون به نظر شما شخص دايي يا مديران تيم ملي چه تصميمي دربارهي آينده ميتوانند بگيرند. آيا از لحاظ فني زمان خداحافظي كاپيتان ايران فرا نرسيده است.
- اين تصميم را دايي بايد بگيرد يا هر كس كه مربي او ميشود. اما اگر دايي و گل محمدي از تيم ملي جدا شوند بازيكنان جوانتري هستند كه استعداد خوبي دارند و در آينده ميتوانند جاي آنها را پر كنند.
* ممكن است كه شما باز هم در ايران بمانيد؟
- بعد از جام جهاني كسي با من تماس نداشته و ارتباط من با فدراسيون از طريق مترجمم برقرار ميشود. من شش روز ديگر به ايران برميگردم، قرارداد ما اول اكتبر به پايان ميرسد و اگر بخواهند ميتوانيم تا آن موقع همكاري كنيم.
* آيا توقع داريد كه با پيشنهاد ادامهي همكاري روبرو شويد؟
- خير. احتمالا آنها مربي ديگري را در نظر ميگيرند تا با كار در مقدماتي جام ملتهاي آسيا تيم ملي را آمادهي بازيهاي دور بعد جام جهاني كنند.
* شما بعد از جام جهاني پيشنهادي از تيمي داشتهايد؟
- از چند باشگاه پيشنهاد دارم اما، طبق قوانين به دليل اين كه تا اول اكتبر با فدراسيون ايران قرارداد دارم نميتوانم با طرف ديگري مذاكره كنم. نخست بايد تكليف قرارداد فعليام مشخص شود.
* با شناختي كه از فوتبال ايران پيدا كرديد چه كسي يا چه نوع مربياي ميتواند براي انتخاب بعدي بهتر باشد؟
- بايد ببينيم استراتژي و سياست فوتبال ايران چگونه است. بايد متوجه شويم مردم چه فوتبالي را ميخواهند، اگر از من ميپرسيد ميگويم بهترين مربي دنيا را انتخاب كنيد. از بين افرادي كه بعد از جام جهاني دنبال تيم جديدي هستند. سون گوران اريكسون را بياوريد چرا كه نه؟
Comment

Comment