Announcement

Collapse
No announcement yet.

Ravanshenasi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • حفظ سلامت مغز مانند سلامت ساير بخش*هاي بدن و تناسب اندام بايد مورد توجه قرار گيرد.



      اتحاديه پژوهش*هاي مغزي آمريکا مي*گويد براي حفظ سلامت مغز و جلوگيري از نقصان شناختي که با افزايش سن رخ مي*دهد،کارهاي زيادي مي*توان انجام داد که بايد بخشي از برنامه تناسب کلي اندام*ها باشد.



      اين اتحاديه اين ده اقدام را براي بهبود سلامت مغز توصيه مي*کند:



      خوردن رژيم غذايي سلامت*بخش مغز:



      رژيم غذايي که غني از اسيد*هاي چرب امگا-3 (که ماهي*ها حاوي مقدار زيادي از آن هستند)، پروتئين، مواد آنتي*اکسيدانت، ميوه*ها و سبزي*ها و ويتامين B که ميزان چربي*هاي ترانس آنها کم باشد و ميزان متعادلي از مواد نشاسته*اي يا کربوهيدراتي داشته باشد، سلامت مغز را حفظ مي*کند.



      ذهن خود را فعال نگهداريد:



      فعاليت*هايي مانند آموختن يک زبان يا مهارت جديد، حل کردن جدول کلمات متقاطع، رفتن به کلاس*هاي آموزشي، و يا يادگيري رشته*هاي هنري مي*تواند ذهن شما را فعال نگه*دارد.



      به طور مرتب ورزش کنيد:



      ورزش*کردن مي تواند گردش خون را فعال کند، توازن و هماهنگي بدن را بهبود بخشد و به جلوگيري از بيماري**هايي که خطر زوال عقل يا دمانس را مي*افزايند، مانند بيماري قلبي،سکته مغزي و ديابت کمک کند.



      به فعاليت*هاي اجتماعي بپردازيد:



      گذراندن وقت با دوستان، انجام کارهاي داوطلبانه، و مسافرت مي*تواند شما را فعال و سالم نگهدارد.



      به مقدار کافي بخوابيد:



      نداشتن خواب کافي مي*تواند اثراتي منفي بر سلامت مغز داشته باشد.



      استرس* را مهار کنيد:



      شرکت در تمرين*هاي يوگا، گذراندن وقت با دوستان يا انجام ساير فعاليتهاي کاهنده استرس به حفظ توانايي يادگيري و قدرت حافظه کمک مي*کند



      پيشگيري از آسيب مغزي:



      به سر گذاشتن کلاه ايمني و بستن کمربند ايمني در حين رانندگي با موتور و ماشين به اجتناب از صدمه*خوردن مغز که مي*تواند با افزايش خطر زوال عقل يا دمانس همراه باشد کمک کند.



      کنترل کردن ساير عوارض بهداشتي:



      حفظ وزن متناسب، ورزش*کردن، خوردن غذاي متعادل و مغذي، و کنترل*کردن استرس مي*تواند به کاهش خطر ابتلا به بيماري*هايي که بر مغز تاثير مي*گذارند مانند ديابت،بيماري قلبي، فشار خون بالا کمک کند.



      از عادات ناسالم پرهيز کنيد:



      سيگار کشيدن و داروهاي روانگردان مي*توانند باعث افزايش خطر ابتلا به دمانس و زوال قدرت شناختي شوند.



      به سابقه بيماري*ها در خانواده خود توجه داشته باشيد:



      اگر با توجه به سابقه خانوادگيتان در معرض ابتلا به زوال عقل يا دمانس در دوران سالمندي هستيد، با دکنرتان در مورد شيوه**هاي حفظ سلامت مغز و جلوگيري يا کند کردن پيشرفت زوال قوه شناختي مشورت کنيد.

      Comment


      • روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است. به مثال زير توجه کنيد :
        فرض مي کنيم که شما متولد 29 ارديبهشت 1364 هستيد.ارديبهشت ماه دوم (2) سال است پس :
        9=1+8=18=5+9+ 3+1=1395= 1364+2+29
        شماره تولد 9 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد.


        تفسير اعداد :

        1- خالق و مبتکر :
        ''يک'' ها پايه و اساس زندگي هستند. هميشه عقايد جديد و بديع دارند و اين حالت در آنها طبيعي است. هميشه دوست دارند تمامي کارها و مسائل بر حول محوري که آنها مي گويند و تعيين مي کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهي خود خواه مي شوند. با اين حال ''يک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبي مهارتهاي سياسي را ياد ميگيرند . هميشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق اين هستند که ''بهترين'' باشند . در استخدام خود بودن و براي خود کار کردن بزرگترين کمک به آنهاست ولي بايد ياد بگيرند عقايد ديگران ممکن است بهتر باشد و بايد با رويي باز آنها را نيز بشنوند .

        2- پيام آور صلح :
        ''دو'' ها سياستمدار به دنيا مي آيند ! از نياز ديگران خبر دارند و غالبا پيش از ديگران به آنها فکر مي کنند . اصلا تنهايي را دوست ندارند . دوستي و همراهي با ديگران برايشان بسيار مهم است و مي تواند آنها را به موفقيت در زندگي رهنمون سازد . اما از طرف ديگر ، چنانچه در دوستي با کسي احساس ناراحتي کنند ترجيح مي دهند تنها باشند.از آنجايي که ذاتا خجالتي هستند بايد در تقويت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

        3- قلب تپنده زندگي :
        '' سه '' ها ايده آليست هستند، بسيار فعال،اجتماعي،جذاب،رمانتيک وبسيار بردبار و پر تحمل .خيلي کارها را با هم شروع مي کنند اما همه آنها را پيگيري نمي کنند. دوست دارند که ديگران شاد باشند و براي اين کار تمام تلاش خود رابه کار مي گيرند. بسيار محبوب اجتماعي و ايده آليست هستند اما بايد ياد بگيرند که دنيا را از ديد واقعگرايايه تري هم ببينند .

        4- محافظه کار :
        ''چهار'' ها بسيار حساس و سنتي هستند. آنها عاشق کارهاي روزمره، روتين و پيرو نظم و انضباط هستند و تنها زماني وارد عمل مي شوند که دقيقا بدانند چه کاري بايد انجام دهند. به سختي کار و تلاش مي کنند. عاشق طبيعت و محيط خارج از خانه هستند . بسيار مقاوم و با پشتکار هستند. اما بايد ياد بگيرند که انعطاف پذيري بيشتري داشته و با خود مهربانتر باشند .

        5- ناهماهنگ با جماعت :
        ''پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوي ذاتي، خطر پذيري و اشتياق سيري ناپذير آنها به جهان هستي و ديدن محيط اطراف خود،غالبا برايشان درد سر ساز مي شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در يک جا ثابت بمانند. تمام دنيا مدرسه آنهاست و در هر موقعيتي به دنبال يادگيري هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمي شود. آنها به خوبي ياد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامي جوانب کار را سنجيده و مطمئن شوند که پيش از نتيجه گيري ،تمامي حقايق را مد نظر قرار داده اند .

        6- رمانتيک و احساساتي :
        '' شش'' ها ايده آليست هستند و زماني خوشحال مي شوند که احساس مفيد بودن کنند . يک رابطه خانوادگي بسيار محکم براي آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است. اعمالشان بر تصميم گيري هايشان موثر است و آنها حس غريب براي مراقبت از ديگران و کمک به آنها دارند. بسيار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگي مي شوند. عاشق هنرو موسيقي هستند . دوستاني صادق و در دوستي ثابت قدم هستند.''شش'' ها بايد بين چيزهايي که مي توانند آنها را تغيير دهند و چيزهايي که نمي توانند، تفاوت قائل شوند .

        7- عاقل و خردمند :
        ''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها هميشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفي بوده و به سختي اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقيقي آن مي پذيرند.احساسات هيچ ارتباطي با تصميم گيري هاي آنها ندارد. با اينکه در مورد همه چيز در زندگي سوال مي کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هيچگاه کاري را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمي کنند و شعارآنها اين است که به آرامي مي توان مسابقه را برد. آنها فيلسوفهاي آينده هستند؛ طالبان علم که به هر چه مي خواهند مي رسند و سوال بي جوابي ندارند . مرموز هستند و در دنياي خودشان زندگي مي کنند و بايد ياد بگيرند در اين دنيا چه چيزي قابل قبول است و چه چيزي نه!

        8- آدم کله گنده :
        ''هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسي و حرفه اي سراغ مشکل رفته و آن را حل مي کنند. قضاوتي درست دارند و بسيار مصمم هستندو طرحهاو نقشه هاي بزرگي دارند و دوست دارند زندگي خوبي داشته باشند. مسووليت افراد را بر عهده مي گيرند و مردم را با هدف خاص خود مي بينند. با شرايط ويژه اي اين امکان رابه وجود مي آورند که ديگران هميشه آنها را رئيس ببينند .

        9- اجرا کننده و بازيگر :
        ''نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسيار دلسوز ديگران و بخشنده بوده و آخرين پول جيب خود را نيز براي کمک به ديگران خرج ميکنند . با جذابيت ذاتي شان اصلا در دوست يابي مشکلي ندارند و هيچ كـس براي آنها فرد غريبه اي به حساب نمي آيد.در حالات مختلف شخصيت هاي متفاوتي از خود بروز مي دهند و براي افرادي که اطرافشان هستند شناخت اين افراد کمي دشوار به نظر مي رسد . آنها شبيه بازيگراني هستند که در موقعيت هاي مختلف رفتارهاي متفاوتي نشان مي دهند. افرادي خوش شانس هستند اما خيلي وقتها از آينده خود بيمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها براي موفقيت بايد به يک دوستي و عشق دو جانبه که مي تواند مکملشان در زندگي باشد دست يابند

        Comment


        • Comment


          • در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر

            خشم مي تواند يك رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يك عصبانيت تمام عيار، در هر حال پديده*اي كاملا طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني مي باشد، اما هنگامي كه از كنترل خارج شود، مي تواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شود و پيامدهاي ناگوار در محيط كار، روابط شخصي و در تمامي عرصه*هاي زندگي شما به وجود آورد.

            همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه كرده ايم. خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي*كند.

            همچنين خشم مي*تواند حس خود بزرگ بيني را در شما زنده كند. و زودتر ازآنچه تصور مي*كنيد به سلامت شما آسيب مي رساند.

            خشم يك نوع احساس است كه همواره بين دو حالت متغير است: خشم مي تواند عصبانيت و ناراحتي جزئي و يا در نوع حاد آن، واكنشي جنون آميز باشد.

            عصبانيت مي*تواند به دليل حوادث و رويدادهاي بيروني و يا تغييرات دروني باشد. ممكن است شما از شخص خاصي مانند همكاران، اعضاء خانواده و يا رئيس خود رنجيده باشيد و رفتار آن ها باعث عصبانيت شما شده باشد و يا ترافيك و شلوغي شهر شما را خشمگين كند.

            فكر كردن و نگراني در مورد مسائل و مشكلات روزمره و يا به يادآوردن وقايعي كه قبلا باعث خشم و ناراحتي شما شده اند نيز از عواملي هستند كه مي توانند خشم شما را برانگيزند.

            بيان كردن خشم، صحبت كردن پرخاشگرانه و عكس العمل تند و خشن حالتي غريزي است كه اكثر ما هنگامي كه خشمگين مي شويم، از خود بروز مي*دهيم.

            ابراز كردن خشم به اين معناست كه در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر، اين روش منطقي*ترين راهكار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد كه چگونه رفع اتهام كنيد و خود را تبرئه نمائيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد.

            جسور بودن به اين معني نيست كه قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلكه به اين معني است كه براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار كنيد و مشكلاتتان را از راه منطقي حل كنيد.

            سركوب كردن خشم راه حل ديگري است براي مهار عصبانيت و سركوب خشم و جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر. راهكار آن هم به اين صورت است كه هنگامي كه خشمگين مي شويد، در مورد موضوعي كه باعث خشم شما شده است، فكر نكنيد و بجاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بيانديشيد.

            Comment


            • شايد برايتان پيش آمده باشد که مثلا در مکان جديدي مشغول کار شده ايد و تمايل پيدا کنيد با يکي از همکاران که بيشتر به دلتان نشسته دوست شويد، اما همکاري ديگري که توجهي به او نداشته ايد به سمت شما جذب شود و بخواهد با شما دوستي کند. شايد هم مشابه اين اتفاق در مهماني يا مکان ديگري برايتان رخ داده باشد.

              اگر چه عوامل زيادي در جذب شدن افراد به سمت يکديگر موثرند، اما در اينجا مي خواهيم درباره يکي از مهم ترين آنها که بارها تجربه شده با شما گفتگو و ابعاد آن را کمي باز کنيم .

              گفته مي شود اين عامل موثر در موفقيت ، در ديگر مسائل زندگي نظير تصميم گيري ها، انتخاب هاي صحيح ، رضايت از زندگي ، روابط موفق و بسياري زمينه هاي ديگر نيز تاثير زيادي دارد و ما مي کوشيم اشاره اي کوتاه به همه ابعاد آن داشته باشيم .

              عامل مهمي که از آن ياد کرديم عبارت است از خودباوري . تاکنون درباره خودباوري زياد صحبت شده ، اما هنوز شناخت درستي از معناي آن وجود ندارد. برخي گمان مي کنند خودباوري يعني خودپسندي و حتي از خود متشکر بودن . بعضي ديگر خودباوري را به معني باور داشتن و قبول داشتن خود در نظر مي گيرند؛ اما خودباوري معنايي وسيع تر و کامل تر دارد که نبايد با خودشيفتگي که نوعي اختلال است ، اشتباه شود.

              خودباوري يا خودپسندي؟

              به طور خلاصه ، خودباوري عبارت است از اين که خود را فردي شايسته رويارويي با مسائل و مشکلات زندگي و نيز لايق شادي ها و موفقيت ها بدانيم ، يعني خودباوري از دو جزء تشکيل شده : قسمت اول که کارآمدي شخصي ناميده مي شود و به اين معناست که به توانايي خود براي ياد گرفتن ، انتخاب کردن و تصميم گيري مناسب اعتماد و اطمينان داريم و جزو دوم يا عزت نفس ، بدين مفهوم است که موفقيت ، دوستي ، احترام ، عشق ، شاد بودن و رضايت را حق خود بدانيم.

              روان شناسان معتقدند خودباوري براي رشد و تکامل متعامل و سالم انسان بسيار ضروري است و بدون خودباوري ، رشد روانشناختي در مراحل اوليه متوقف مي شود.

              بدون خودباوري فرد حالت شخص بيگانه اي دارد که در منزل کسي ديگر زندگي مي کند. او نمي داند چه چيزي را انتخاب کند يا چه تصميمي بگيرد و وقتي کسي از اهالي منزل او را دوست بدارد يا به او احترام بگذارد، گمان مي کند اين دوست داشتن و احترام متعلق به او نيست ، بلکه متعلق به کس ديگر است و او لايق آن نيست نوعي حالت بلاتکليفي و خود نبودن به اوست دست مي دهد و به همين دليل است که براي کساني که خودباوري پاييني دارند مشکلات زندگي مثل غول وحشت آوري جلوه مي کند يا انعطاف پذيري آنها در برابر مشکلات بشدت کم است و اغلب به جاي آن که به دنبال کسب موفقيت و کاميابي باشند تنها تلاششان اين است که از درد و رنج فرار کنند.

              خودباوري ، خودباوري پايين

              افرادي با خودباوري پايين ، اغلب نياز دارند خود را براي ديگران اثبات کنند. آنها به نوعي زندگي مکانيکي و ناآگاهانه تن مي دهند تا خود حقيقي شان را فراموش کنند. آرزوهاي آنها کوچک و پيش پاافتاده است و مدام از خود مي پرسند چرا اصلا زنده اند و به چه دردي مي خورند.

              افرادي که خودباوري بالا دارند براي مبارزه در جهت رسيدن به اهداف و مقابله با مشکلات آماده اند و پس از شکست هم سريع تر خود را بازيافته و انرژي لازم براي آغاز دوباره را به دست مي آورند. آنها صادق تر و روراست تر و در روابط سازگارترند و چون عقايد خود را ارزشمند مي دانند از ابراز آنها واهمه ندارند و به روابطي مبهم و همراه با دورويي و حيله رو نمي آورند.

              وقتي فردي فقط خود و عقايد و رفتار و ارزش ها و ايده آل هاي خود را مي ستايد و ديگران برايش اهميتي ندارند، نمي توانيم بگوييم خودباوريش بالاست . چنين فردي بيشتر خودشيفته است . در او جايي براي ديگران يا دوست داشتن ديگران وجود ندارد و خودباوري او سالم نيست ، بلکه نشان دهنده احساس حقارتي است پنهان و ناآشکار که با پوسته رضايت افراطي از خود پوشيده شده است . فرد خودشيفته نيز اکثرا تنهاست . او حتي اگر نتواند در رسيدن به خواسته ها و آرزوهايش موفقيت کسب کند در پر کردن خلاهاي عاطفي ، در لذت بردن از زندگي و برقراري روابط موثر توفيقي به دست نمي آورد.

              خودباوري ، يک تجربه دروني

              خودباوري ، يک تجربه دروني است که در عمق هستي هر فرد قرار دارد و با تصور ديگران درباره او ارتباطي ندارد. فرد ممکن است از عشق خانواده ، همسر و دوستان برخوردار باشد، ولي خود را دوست نداشته باشد. حتي مي تواند مورد تحسين وابستگان قرار گيرد، اما خود را بي ارزش بداند. ممکن است تصوير بظاهر درخشاني از اعتماد به نفس نشان دهد، به طوريکه همه را فريب دهد، اما در درون حس عميقي از عدم شايستگي و بي کفايتي داشته باشد. مي تواند انتظارات ديگران را برآورده کند، ولي براي خود ناتوان باشد. حتي مي تواند مورد ستايش ميليون ها نفر قرار گيرد اما هر روز صبح با احساس بيمارگونه پوچي از خواب بيدار شود و زندگي کسالت باري داشته باشد.

              بنابراين تشخيص اين که خودباوري ما در چه سطحي است کار ساده اي نيست . به همين دليل براي اين که بتوانيم خودباوري خود را بهتر و بيشتر بشناسيم ارکان ششگانه آن را کمي بازتر مي کنيم:

              آگاهانه زندگي کردن

              گزارش زيادي موجود است که نشان مي دهد زناني هستند که با دانستن خيانت همسر يا انحرافات اخلاقي او دست به انکار حقيقت مي زنند و ترجيح مي دهند به روي خود نياورند که شوهر آنها با زن ديگري در ارتباط است . همچنين زن هايي هستند که از ترس از دست دادن جايگاه خود نزد همسر و اطرافيان ، خود را به نفهميدن مي زنند، چون همسران آنها زن هايي با آگاهي بالا که قادر به درک وضعيت و نارسايي هاي موجود باشند را نمي پسندند. از مردها هم گزارش هاي بسياري در دست است که از ترس از دست دادن اقتدار در خانواده ، حاضر نيستند نسبت به آنچه در زندگي فرزندانشان مي گذرد آگاه شوند، چون آگاهي آنها مستلزم واکنشي است که تصور مي کنند منجر به خشم فرزندان مي شود و آنها را وادار مي کند رو در روي پدر بايستند و چون مي خواهند وجهه ظاهري خود را حفظ کنند آنقدر از واقعيات فرار مي کنند که در نهايت در محيط خانه خود منزوي و تنها مي شوند.

              به اين ترتيب مي بينيم که بسياري از مردم طوري عمل مي کنند که انگارآگاهي ، نامطلوب است چرا که آگاهانه عمل کردن نياز به صرف تلاش بيشتر دارد و همچنين آگاهي بيشتر آنها را در تماس با حقايقي قرار مي دهد که ترجيح مي دهند با آنها مواجه نشوند. آگاهانه زيستن از اين ديدگاه يعني احترام گذاشتن به واقعيات بدون انکار يا فرار از آنها و شناخت از دنياي درون و بيرون و نيز تلاش براي درک دنياي پيرامون و تاثير آن بر ما.

              خويشتن پذير بودن

              خويشتن پذير بودن به معناي پذيرش افکار و احساسات خود است و در واقع نوعي احترام و همدلي نسبت به خود است ، حتي وقتي برخي اعمال و احساسات ما مورد پسند ديگران نيست.

              در خويشتن پذيري مي دانيم افکار و اعمال و احساسات متعلق به ما هستند. آنها را انکار نکرده ، از آنها فرار نمي کنيم بلکه آنها را از آن خود مي دانيم و سپس به اصلاح آنها مي پردازيم . درست مانند مادري مهربان که فرزندان خود را دوست دارد و صرف نظر از رفتارهاي خوب يا بد آنان ، همه را جگرگوشه خود مي داند و سپس در درجه دوم به تربيت آنان مي پردازد.

              خود مسوولي

              خود مسوولي درک اين واقعيت است که ما مسوول گزينش ها و اعمال خود هستيم و هيچ کس ديگري قرار نيست شادماني يا زندگي خوب و خوشي براي ما به ارمغان بياورد؛ البته خود مسوولي به معناي پذيرش مسووليت مواردي که خارج از کنترل ما قرار دارند نيست ، يعني ما مسوول اعمال ديگران نيستيم ، بلکه تنها مسوول اعمال خود هستيم . بدين ترتيب خودمسوول يعني پذيرفتن مسووليت رسيدن به اهداف ، انتخاب ها، شيوه تعامل و رفتار با خود و ديگران و نظاير اينها.

              خودتاييدي

              خودتاييدي يعني احترام به خواست ها و نيازهاي خود، داشتن رفتار احترام آميز با خود و تمايل به اين که همان گونه باشيم که در حقيقت هستيم و بگذاريم ديگران هم خود واقعي ما را ببينند؛ همچنين خودتاييدي به اين معناست که براي جلب تاييد، حمايت يا خوشايند کسي ، ارزش ها و باورها و اداراکات خود را به گونه اي ديگر جلوه ندهيم . خودتاييدي سالم ، خشن ، انتقادآميز يا طعنه زننده نيست. برعکس ، چنين رفتارهايي نشان دهنده خودباوري پايين هستند.

              هدفمند زيستن

              در صورت ندانستن هدف ، انگيزه هاي لحظه اي يا اعمال غيرقابل کنترل يا تصادف و احتمال ، زندگي ما را هدايت مي کنند و اين نوع انفعال ، با تجربه خودباوري سازگار نيست .اگر خودباوري ما بالا باشد متوجه مي شويم کانون کنترل ما برزندگي ، به جاي اين که درجهان خارج قرار داشته باشد، در درون ما جاي دارد و اگر پايين باشد به صورت انفعالي با مسائل و مشکلات برخورد مي کند و کمتر پيش مي آيد که هدف مشخصي را براي خود تعيين کنيم و در راه رسيدن به آن ، به چالش بپردازيم.

              صادقانه زيستن

              زماني که به قول خود وفادارانه عمل مي کنيم و با ديگران روراست و صادقانه برخورد مي کنيم ، به نوعي خود اعتمادي مي رسيم که به خودتاييدي منجر مي شود؛ اما برعکس اگر با ديگران فريبکارانه ، غيرشرافتمدانه و با قصد سوئاستفاده برخورد کنيم ، احساسي به ما دست مي دهد که مخرب تر از تاييد نشدن است . در اين حالت ما خود را انکار مي کنيم و انکار خود، دشمن خودباوري است.

              اينک با ارکان خودباوري آشنا شديم . نظريه پردازاني که درباره مفهوم خودباوري تحقيق مي کنند معتقدند خودباوري ديگر تنها يک نياز مهم رواني نيست ، بلکه در دنياي امروز، به صورت يک نياز اقتصادي درآمده که حتي براي احراز مشاغل ، مديريت و انجام بهينه ديگر امور ضرورت دارد. اين ضرورت را مي توان اين طور خلاصه کرد:آموختن اصول عملي و راه هايي که منجر به تقويت حس شايستگي و ارزشمندي مي شوند و اين لازمه زندگي در دنياي امروز است.

              Comment


              • انتقاد انجمن روانشناسي آمريکا از نگرش جنسي به دختران در رسانه هاي اين کشور


                عروسکي که دامن کوتاه سياه چرمي و چکمه هاي تنگ ساق بلند به تن دارد، لباس زير دختر بچه هاي هفت ساله که با واژه هاي نامناسب تزئين شده، ترغيب دختران پنج - شش ساله به عشوه گري در مسابقات زيبايي کودکان، همه و همه بخشي از فرهنگ امريکايي شده که به زن و دختر به عنوان يک وسيله شهوتراني و نه انسان نگاه مي کند. دکتر آيلين زوربريگن، مي گويد: "نگرش جنسي به دختران در موفقيت تحصيلي آنها نيز تاثير منفي گذاشته و آن دسته از آنها که خود را در حد يک شي تزئيني مي بينند در برخي دروس مدرسه، از جمله رياضيات و يا حل مسائل فکري موفقيت کمتري دارندو...



                به گزارش باشگاه جواني خبرگزاري برنا و بنابر گزارشي در ايالات متحده، تصويري که رسانه هاي اين کشور از دختران جوان به عنوان وسيله اي براي شهوتراني ترسيم مي کنند باعث آسيب روحي و جسمي آنها و حتي دختران خردسال شده است.

                گزارشي توسط انجمن روانشناسي امريکاAmerican Psychological Association تهيه شده که نشان مي دهد نگاه رسانه هاي سراسري اين کشور به دختران جوان تاثير منفي بر سلامت رواني آنها مي گذارد و باعث بروز عارضه هاي رواني همچون اختلال در خوردن، کاهش عزت نفس و افسردگي شده است.

                در همين حال، بنابر يک نظرسنجي که توسط بي بي سي انجام شده، بيش از نيمي از دختران و زنان جوان بريتانيا مي گويند که به قدر کافي لاغر نيستند و براي بهتر شدن ظاهرشان حاضرند زير تيغ جراحي پلاستيک بروند که برخي کارشناسان اين اعتقاد را برخاسته از تاثير برنامه هاي رسانه هاي غربي مي دانند.

                8درصد از 25 هزار دختر و پسر 17 تا 34 ساله اي که مورد سوال بي بي سي قرار گرفتند نيز اذعان کردند که براي کم کردن وزن خود از روش برگرداندن غذا استفاده کرده اند!

                نگرش جنسي در فرهنگ امريکايي

                به گزارش برنا، روانشناسان امريکايي در اين گزارش آورده اند که مطالب نشريات، برنامه هاي تلويزيوني، بازي هاي ويديويي، ترانه ها و تصاوير کليپهاي گروه هاي موسيقي مختلف که نگاهي جنسي به دختران و زنان دارند نه تنها ممکن است باعث خودکم بيني آنها نسبت به ظاهرشان شود بلکه تاثيري منفي بر سلامت رشد جنسي دختران و پسران مي گذارد.

                در اين تحقيق همچنين از آگهي هاي تبليغاتي که براي فروش کالاها از تصاويري با بار جنسي استفاده مي شود، انتقاد شده است. اين گزارش، "نگرشي جنسي" را اين گونه تعريف مي کند: وقتي ارزش فرد فقط با جاذبه جنسي يا رفتار جنسي او و نه ديگر خصيصه هايش محک زده مي شود و وقتي فرد فقط به عنوان وسيله اي براي ارضاء شهوت جنسي به تصوير کشيده شود، نبايد از جامعه جوان توقع رفتاري اخلاقي و کاهش آسيب هاي اجتماعي داشت.

                بنا بر اين گزارش انجمن روانشناسي امريکا در گزارش خود آورده: "عروسکي که دامن کوتاه سياه چرمي و چکمه هاي تنگ ساق بلند به تن دارد، لباس زير دختر بچه هاي هفت ساله که با واژه هاي نامناسب تزئين شده، ترغيب دختران پنج - شش ساله به عشوه گري در مسابقات زيبايي کودکان، همه و همه بخشي از فرهنگ امريکايي شده که به زن و دختر به عنوان يک وسيله شهوتراني و نه انسان نگاه مي کند.

                دکتر آيلين زوربريگن، که مسئول تهيه اين گزارش بوده است، مي گويد: "نگرش جنسي به دختران در موفقيت تحصيلي آنها نيز تاثير منفي گذاشته و آن دسته از آنها که خود را در حد يک شي تزئيني مي بينند در برخي دروس مدرسه، از جمله رياضيات و يا حل مسائل فکري موفقيت کمتري دارند و بيشتر ساعات درسي شان را در فکر و خيال رفع مشکلات جسمي و جنسي خود هستند و از مدرسه براي رفع اين مشکلات(!) استفاده مي کنند."

                به گزارش برنا، مخالفان اين گزارش مي گويند که رسانه ها و صنايع تبليغاتي مسئول مشکلات رواني و جسمي کودکان و جوانان امروزي آمريکا نيستند. اين در حالي است که انجمن روانشناسي امريکا براي مقابله با نگرش جنسي به دختران توصيه کرده رسانه ها نگرشي مثبت تر در مورد زنان را اشاعه دهند و والدين، مدارس و کارشناسان بهداشتي در مورد تاثير اين گونه تصاوير بر دختران و پسران هشيار باشند.

                دکتر زوربريگن همچنين معتقد است: "ما به عنوان يک جامعه بايد تصاوير جنسي از دختران را با تصاويري مثبت تر، مثلا نشان دادن اين که هر کدام منحصر به فرد هستند و همچنين نشان دادن توانايي هاي زنان و دختران، جايگزين کنيم. هدف ما بايد ارائه پيامي به دختران و پسران در سنين بلوغ باشد که منجر به سلامت رشد جنسي آنها شود."

                اين در حالي است که جامعه امريکا علاوه بر خشونت هاي جنسي به شدت از آسيب هاي اجتماعي که عاملان آن جواناني با سن کمتر از 14 سال است، مواجه است و بحران اخلاقي آينده اي بسيار اسفبار را براي اين کشور رقم زده است.

                با اين همه برخي رفتارهاي رسانه اي بويژه در حوزه سينما در کشورمان از روند رو به رشد همين نگاه خبر مي دهد که اگر با برنامه ريزي دقيق و ريشه اي به حل اين معضل نپردازيم تا چند سال آينده ما نيز با چنين گزارش هايي روبرو خواهيم شد.

                Comment


                • سندروم سی سالگی

                  اختلال یا سندروم سی سالگی یک اختلال روحی میباشد که شباهت زیادی به افسردگی دارد

                  شخص معمولا در یک بازه زمانی هشت ساله بیست و هشت الی سی و پنج سالگی دچار این اختلال میگردد

                  علائم این سندروم

                  احساس ضرر و خسران شدید و مقایسه خود با دیگر همسالان احساس اتلاف وقت احساس اتلاف عمر سرزنش کردن خود احساس پوچی بی حوصلگی شدید نا امیدی عدم توانایی لذت بردن از زندگی نگاه پوچ گرایانه به جهان و محتویاتش بالا رفتن گفتگوی درونی میل به خواب میل به خواب صبح گاهی کاهش انرژی بی اشتهایی بی تفاوتی در مسائل مهم سستی افراط و تفریط زودرنجی و گوشه گیری

                  درمان

                  مشاوره و آگاه کردن شخص نسبت به همگانی بودن این سندروم و تشویق به برگشتن به زندگی عادی

                  ورزش و بازی گروهی برنامه ریزی زمان خواب و بیداری رژیم غذایی مناسب

                  Comment


                  • روانشناسان افسردگي رابه عنوان سرماخوردگي بيماريهاي رواني عنوان ميكنند. به دليل اينكه ممكن است در طي فرازونشيبهاي زندگي گريبان هر كسي رو بگيره.افسردگي اختلالي است كه در ان خلق و نيروي زيستي فرد كم شده و...

                    فرد به نقطه پريشاني مي رسد و احساس بدبختي بيچارگي و نااميدي مي كند شخص افسرده ممكن است به صورت واقعي يا غير واقعي به فكر همه شكستها و ناكامي هايش باشد و اينده در نظر او توام با نااميدي جلوه كند.
                    افسردگي ممكن است واكنش در مقابل فشارهاي رواني مثل از دست دادن كساني كه به انها عشق مي ورزد ،از دست دادن تامين و ثبات ،طلاق، تهديد ناشي از يك بيماري مزمن و مواردي از اين قبيل باشد

                    مهمترين مشخصه هاي افسردگي:
                    اختلال درخلق وخوي، غمگين بودن، احساس اضطراب، احساس ناتواني ( اعتماد به نفس ضعيف)، احساس پوچي وبي ارزشي ( عزت نفس پائين )، نااميدي، عدم ذوق وشوق درانجام فعاليتها، ضعف درتمركز
                    كه دوموردازاين موارديعني( نااميدي واحساس پوچي وبي ارزشي) مشخصه هاي مهم درافسردگي است.
                    اين علائم خلقي كه در بالا ذكرشدمعمولا بايكسري علائم جسمي هم همراه است.
                    بي اشتهايي عصبي، پراشتهايي عصبي، خستگي وكوفتگي، سردرد ، اختلال درخواب
                    اختلالات افسردگي به سه قسمت :افسردگي خفيف ،افسردگي متوسط و افسردگي شديد تقسيم ميشوند
                    افسردگي خفيف:
                    در اين نوع افسردگي بيمار از خلق پايين ،نداشتن احساس لذت و فقدان انرژي وكم خوابي رنج مي برد.در اين افسردگي نشانه هاي ديگري همچون اضطراب و نشانه هاي وسواسي ديده مي شود خلق ممكن است در طي روز تغيير كند
                    افسردگي متوسط:
                    علائم اختلال افسردگي متوسط عبارتند از ظاهر غمگين،اضطراب وتحريك پذيري،كاهش انرژي تمركز ضعيف ،افكار بدبينانه و احساس گناه ،نااميدي ،ايده هاي خودكشي ،كاهش وزن،كاهش اشتها ،كاهش ميل جنسي واختلالات خواب
                    اختلالات خواب چند نوع است
                    بيمار 2يا3ساعت قبل از وقت معمول بيدار ميشود و ديگر به خواب نمي رود و در بستر دراز ميكشد احساس نشاط ندارد وغالبا بي قرار است وبا نااميدي به روزي كه در راه است فكر مي كند،شكست هاي گذشته را مرور مي كند و مايوسانه به اينده مي نگرد در اين زمان مشكلات ومسائل به نظر وي بزرگتر ميرسند
                    بر عكس بعضي بيماران افسرده زياد مي خوابند و دير بيدار ميشوند با اين وجود زماني كه بيدار مي شوند احساس سرحالي نمي كنند معمولا اين افراد خيلي سخت از خواب بيدار مي شوند

                    افسردگي شديد:
                    5يا تعداد بيشتري از علائم زير به مدت 2هفته بايد در فرد وجود داشته باشد در اين صورت فرد داراي افسردگي شديد است:
                    خلق افسرده در بيشتر روز وتقريبا همه روزه،تغيير وزن حداقل به ميزان5%در عرض يك ماه،بي خوابي يا پر خوابي همه روزه،خستگي و از دست دادن انرژي،احساس بي ارزشي يا احساس گناه نامتناسب وبيش از حد،كاهش توانائي تفكر و تمركز،افكار مكرر مرگ و افكار مكرر خود كشي

                    علائم افسردگي در نوجوانان
                    فقدان عمومي احساس لذت( يعني انگيزه اي براي انجام كارهاندارد)، كندي شديدرواني- حركتي، هذيان( بزرگ منشي)، احساس نااميدي، افكار خودكشي( قادر به طرح ونقشه هستند)، بي خوابي، كاهش تمركز، جامعه ستيزي و پرخاشگري

                    معمولا اختلالات خلقي ياافسردگي را تحت عنوان حالتهايي كه ازنظرعاطفي به انسان دست ميدهد مثل:دمق بودن غمگين يازود رنج بودن مي دانيم اما روانشناسان مي گويند علائم ديگري هم داردواينكه مافقط بگوئيم افسردگي نشانه هاي هيجاني داردكمي فريبنده است وساده ا نگاري است كه بگوئيم شخصي كه افسرده است فقط نشانه هاي خلقي دارد برجسته ترين نشانه هاي خلقي غم واندوه است يعني فرد هميشه در حال غصه خوردن است ممكن است حتي يك نوجوان از صبح تا شب ساعتها گريه كند و هر كه به او مير رسد مي خواهد او را آرام كند ولي بايد بدانيم كه اين كاراشتباه است وباعث تثبيت افسردگي درنوجوان ميشود.

                    روشهاي درمان
                    ( درمان بدني): براي اين نوع درمان 2 روش وجود دارد.
                    1- درمان داروئي
                    2- شوك
                    ( درمان تحليل گري " روان درماني" )
                    1- بايد به نوجوان كمك كنيم خشمش را از خود به سمت مسائلي كه اوراافسرده كرده برگرداند. به او اجازه بدهيم كه خشمش را بروز دهد و به مرحله بينش برسد وخود راتخريب نكند وعزت نفس خود رابدست اورد.
                    2-براي عزت نفس خود بيش از حد به ديگران وابسته نباشد.به او كمككنيم كه ازدرون احساس عزت نفس كند.
                    3. - اهداف وارزوهايش را تعديل كند يعني هدفها وارزوهايش را كمي سطح پائين تركند
                    ( درمان شناختي)
                    1- افكار منفي نوجوان در مورد خودش راعوض كنيم ومثبت انديشي را به او اموزش دهيم.
                    2- تجارب كاري خوبش رادرنظرش باارزش نشان دهيم.
                    3- به اينده خوش بينش كنيم.
                    ( سالم انديشي)
                    1- به او اموزش دهيم كه افكاربد راازذهنش پاك كندوشناسائي عوامل رادربروز مشكلاتش رابه او ياد دهيم.
                    2- به او اموزش دهيم كه زندگي خاكستري است يعني: هر چيزي نسبي استنه سياه نه سفيد يعني امور دنيامطلق نيست وخوب وبد دارد.
                    3- به او امتحان كردن رااموزش دهيم.
                    4- تحليل سود وزيان
                    نكته آخر:
                    زماني كه فرد افسرده است به او اصلا توجه نكنيد ولحظاتيكه سرحال وشاداب است به او توجه كنيد واورامورد تشويق قرار دهيد


                    Comment


                    • عشق حاصل آگاهي نيست !! حاصل دوستي پله به پله نيست !! عشق جداي عقل و مشتقات آن مي باشد. عشق آني و با دل سر و كار دارد! و به قول حافظ عشق را نمي توان از دفتر عقل آموخت. زمانی که عشق حاصل بشه ديگه گذري در كار نيست تا پايان جان با او خواهد بود حال معشوق با او باشد يا نباشد! به هر حال وقتي عشق وجود انسان را در بگيرد همه صفات الهي در او نمايان خواهد شد


                      Comment


                      • شما هم مانند بسياري از انسان ها، بدون آگاهي و ناخودآگاه در بسياري از عقايد و موهومات خرافه پرستي دخيل هستيد. در اين باره كمي فكر كنيد.آخرين باري كه به تخته زديد، آخرين باري كه از نگاه كردن به گربه سياه پرهيز كرديد و آخرين باري كه طالع خود را با دقت و اشتياق مطالعه كرديد، به ياد مي آوريد!



                        همه اينها نمونه هايي از عقايد خرافي است ، كه ما هر روز با آنها سر و كار داريم و برخي صاحبنظران به آنها تفكرات جادويي مي گويند. طبق آخرين آمار، نيمي از مردم امريكا، افرادي خرافاتي هستند.

                        به طوري كه اعتقاد به خانه ارواح ، سحر و جادو و جن و پري طي دهه هاي اخير بشدت افزايش يافته است ؛ اما براستي علل روان شناختي موجود در اين تفكرات جادويي چيست و آيا اين خرافات و عقايد به نفع ماست يا به ضرر ما؟

                        بسياري معتقدند، دعاهاي پيش از مسابقه هاي ورزشي به ورزشكاران روحيه مي دهد و آنها را آرام مي كند. اين گونه اعتقادات جزو خرافات محسوب نمي شوند و قطعا در بالا بردن روحيه ورزشكاران تاثير دارد، اما برخي اعتقادات عجيب و غريبي دارند ؛ مثلا اين كه پيش از شروع مسابقه بايد چند ضربه به توپ بزنند. در غير اين صورت در آن مسابقه موفق نخواهند شد.

                        شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد خرافات و موهوماتي از اين دست در نتيجه بروز اختلالات وسواسي رخ مي دهد. در علم روان شناسي به آن اختلال وسواس اجبار يا (OCD) گويند. براي چنين افراد وسواسي ، عادت به انجام برخي اعمال خاص باعث ايجاد اختلال در زندگي روزمره مي شود ؛ مثل شخصيت جك نيكلسون در فيلم As good as it gets، كه با وسواس خاصي حتما بايد از روي شكاف ها و درزهاي پياده رو مي پريد، يا هر روز فقط روي يك ميز خاص در يك رستوران خاص غذا ميخورد و قادر نبود هيچ گونه تغييري در اين عادت هر روزه خود به وجود آورد.

                        افرادي كه به OCD و اختلالات رفتاري وسواسي مبتلا هستند، گمان مي كنند اگر از يكي از اين عادات اشتباه خود دست بردارند، اتفاقي براي آنان خواهد افتاد و هر اتفاق بد و ناگواري را به گونه اي به آن ربط مي دهند. دكتر پل فاكسمن ، معتقد است كه بيشتر بيماران درباره چيزي نگران هستند و معتقدند اگر نگران نباشند احتمال وقوع آن اتفاق بيشتر مي شود و اين نوعي خرافات است.

                        به هر حال اگر شما در خود نشانه هايي از تشويش و نگراني و تنش مي بينيد و احساس مي كنيد اين رفتارها از كنترل شما خارج هستند، حتما به پزشك مراجعه كنيد، تا پيش از توسل به خرافات و موهومات ، به درمان اين بيماري هاي وسواس گونه بپردازيد.

                        براي كنترل اين گونه نگراني ها و تشويش ها كه منجر به پذيرش برخي خرافات مي شوند، لازم است نيروهايي را درون خود به جريان بيندازيم و به دنبال قوانين و توجيه پيدايش هر پديده باشيم.

                        بايد اين حقيقت را بپذيريم كه اتفاقات و پديده ها تحت كنترل ما نيستند. درست است كه در زندگي همه ما موقعيت هايي وجود دارد كه ممكن است بسيار مهم و حياتي و سرنوشت ساز باشند، اما مطمئنا به طور كامل در اختيار ما و مطابق باميل و خواسته ما نيستند.

                        برخي معتقدند اعتقاد به خرافات ، اين توان را به افراد مي دهد كه خود را براي نتيجه و پيامد آن اتفاق آماده كنند.

                        Comment


                        • کســــــــي که مايع شادی من ميشود خودم هستم نه تو ، نه بدليل آنکه تو موقتي و زودگذر هستي ، بلکه به اين سبب که تو از من انتظار داری آنچه نيستم باشم ، من وقتي تغيير ميکنم خوشحاليم از ميان ميرود و تو ميخواهي من تغيير کنم . صرفا" برای آنکه خودخواهي تو را ارضاء کنم ، باز هم نميتوانم احساس خوشنودی کنم . وقتي از من انتقاد ميکني که چرا مثل تو فکر نميکنم ، و يا چرا دنيا را مثل تو نميبينم تو مرا سرکش ميخواني و هر گاه مخالف عقايد تو سخني بر زبان مي آورم عليه من شورش ميکني .

                          نمي خواهم ذهن تو را قالب گيری کنم چون ميدانم تو با چه سختي کوشش داری خودت باشي ، پس به تو اجازه نميدهم به من بگوئي چگونه باشم . زيرا تصميم دارم خودم باشم . تو گفتي که من آدم صاف و روشني هستم و براحتي فراموش ميشوم ، پس چرا مي کوششي سررشته زندگي مرا بدست بگيری ، صرفا" برانکه بخودت ثابت کني کسي هستي

                          Comment

                          Working...
                          X