Ravanshenasi

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #226
    دکتر کاترین مونت زبانشناس بلژیکی، در تز دکترای خود به بررسی عملکرد مغزی بچه های دو زبانه و مقایسه آن با بچه های تک زبانه پرداخته است. او در کار تحقیقی که در این زمینه انجام داده، تفاوت های قابل ملاحظه ای را بین عملکرد مغزی این بچه ها با هم مشاهده کرده است.

    تحقیقات پیشین نشان داده بودند که هر چه آموزش زبان دوم در سن کمتری شروع شود، فراگیری کامل تر و امکان دو زبانه شدن بیشتر است.

    نکته ی جدید و جالبی که در تحقیقات خانم مونت به چشم می خورد این است که آموزش زبان دوم در سن پایین، قابلیت عملکرد مغز را در زمینه های ادراکی نیز افزایش می دهد.

    در حقیقت ابزاری که خانم مونت برای بررسی عملکرد مغزی این بچه ها استفاده نموده است، دستگاه "رزنانس مانیتیک هسته ای" است. این دستگاه قادر است به ما نشان دهد که هر فعالیتی، کدام بخش مغز را فعال می کند. در حقیقت وقتی ما حرکت می کنیم، یا حرف می زنیم یا کتاب می خوانیم، بخش های خاصی از مغز ما فعال می شوند. این دستگاه به دانشمندان کمک می کند که بخش های گوناگون مغز که در یک فعالیت سهیم هستند را، شناسایی کنند.

    دکتر مونت با استفاده از این دستگاه به مقایسه فعالیت های مغزی بچه های دو زبانه و تک زبانه پرداخت. برای این کار 30 کودک دو زبانه و تک زبانه را که سن شان بین 7 تا 11 سال بود برگزید و از آن ها آزمون های ادراکی گذراند و در حین این آرمون ها به بررسی فعالیت های مغزی این کودکان پرداخت.

    این آزمون ها، تمرین های گرامری، طبقه بندی لغات و نیز جمع و تفریق را شامل می شدند. دکتر مونت مشاهده کرد مغز بچه های دو زبانه نسبت به بچه های تک زبانه، احتیاج به فعالیت کمتری برای حل این تمرین ها دارد. به عبارتی مغز بچه های تک زبانه برای حل آزمون ها - از هر نوعش - نیازمند فعالیت شدیدتری است و به این جهت، سلول های مغزی بیشتری باید بسیج شوند.
    تفاوت این کودکان تک زبانه با بچه هایی که از سنین بسیار کم در معرض دو زبان بوده اند، شدیدتر می شود. در کودکانی که پدر و مادرانشان زبان های مادری متفاوتی دارند و از همان ابتدا کودک در محیطی دو زبانه شناور است، این قابلیت ها نمایان تر است.

    نتیجه این که هر چه ما از سن کمتری شروع به یادگیری زبان دوم کنیم، مغز ما برای فعالیت های ذهنی و ادراکی آمادگی بیشتری پیدا می کند.

    بر گرفته شده از روزنامه le soir


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #227
      مقاله‏ای كه در زير مشاهده می كنيد، چكيده‏ای از كاری تحقيقی و بخشی از پايان نامه تحصيلی نويسنده آن می باشد كه در سال 1997 ميلادی انجام پذيرفته است و هدف آن مقايسه طرز تلقی و نگرش ايرانی ها و بلژيكی ها در زمينه مسائل جنسی است. دو هدف اصلی از اين تحقيق، يكی بررسی تاثير فرهنگ و ديگری مطالعه‏ی نتايج مهاجرت در اين طرز تلقی ها بوده است. به همين جهت به مطالعه سه گروه پرداختيم: "ايرانيان ايران"، "ايرانيان بلژيك" و "بلژيكی ها".
      پرسشنامه ما، پرسشنامه‏ای گزينه‏ای بود و در مورد مسائل زير سوالاتی در آن مطرح شده بود:

      1- صحبت در مورد مسائل جنسی؛
      2- تصوير سه گروه از مسائل جنسی؛
      3- سوالات در زمينه زندگی جنسی خود افراد؛
      4- رابطه بين عشق و مسائل جنسی از ديدگاه سه گروه.

      بايد گفت از همان ابتدا احتمال می داديم كار ما به خاطر موضوعش، با يك سری مشكلات موجه شود. مشكلاتی كه می‏توانستند مانع جمع آوری درست و كامل اطلاعات شوند. به همين دليل و برای اين كه اشخاص با اطمينان به اين كه هويتشان ناشناس باقی خواهد ماند، به پرسشنامه‏ پاسخ گويند، تمبر و پاكت در اختيارشان گذاشته از ايشان خواستيم پرسشنامه را به آدرس ما در بلژيك پست كنند. البته ريسكی كه اين كار برای ما در برداشت، اين بود كه افراد می توانستند از باز پس فرستادن پرسشنامه خودداری كنند. با این حال از حدود 100 پرسشنامه بخش شده در تهران، ما 63 پرسشنامه دریافت كردیم. در مورد دو گروه دیگر نیز ("ایرانیان بلژیك" و "بلژیكی‏ها") با مشكلی جدی در این زمینه روبرو نشدیم.

      ما توانستیم در مجموع 143 پرسشنامه دریافت كنیم كه در بین آن ها 40 نفر بلژیكی، 40 نفر ایرانی ِ بلژیك و 63 نفر ایرانی ِ ایران را در بر می گیرد. سن اكثریت افراد نمونه ما بین 20-40 سال بود. در مورد سطح تحصیلات باید گفت كه در هر سه گروه حدود نیمی از آن ها تحصیلاتی بیش از دیپلم داشتند.

      نكته قابل ذكر این كه برای آنالیز داده ها از روشهای آماری (آنالیز واریانس و آزمون میانگین) و برنامه‏ای كامپیوتری (spss) استفاده كردیم.

      در این جا به طرح این نتایج آماری و سپس به بررسی آن ها می پردازیم.


      1- صحبت در زمینه ی مسائل جنسی

      نتایج این بخش به ما نشان می دهد تعداد بلژیكی هایی كه در ارتباط با مسائل جنسی با اطرافیانشان صحبت می كنند بسیار بیش از ایرانیان می باشد. در جواب به سوال "آیا در مورد مسائل جنسی خود با دیگران صحبت می كنید؟" 54% "ایرانیان ِ ایران" به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند. هر چند این درصد در مقایسه با آن چه ما انتظار داشتیم رقم بالایی است، ولی در مقایسه با بلژیكی هایی كه به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند (80%) بسیار كمتر است و از لحاظ آماری تفاوت دو گروه معنی دار است.

      افرادی كه به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند، (چه بلژیكی ها چه ایرانی ها) خیلی به ندرت (و در مورد ایرانی ها بیشتر موارد هیچگاه) با اعضای خانواده شان درمورد مسائل جنسی صحبت می كنند. تعداد بلژیكی هایی كه با مادرشان در این زمینه گفتگو می كنند، بیش از ایرانی هاست. حدود 40% بلژیكی ها (هر چند به ندرت) با مادرانشان در این مورد صحبت می كنند.

      در مورد گفتگو با پدر باید گفت در هر سه گروه ("ایرانیان ِ بلژیك"، "ایرانیان ِ ایران" و "بلژیكی‏ها")، بین 80 تا 100% از كسانی كه به پرسشنامه ما پاسخ گفته‏اند، هرگز با پدرانشان در این موارد به بحث ننشسته‏اند. به عنوان نمونه در بین زنان ایرانی ِ مقیم بلژیك حتی یك نفر هم در مورد مسائل جنسی با پدرش سخن نگفته است.

      نكته‏ی دیگر این كه شمار بلژیكی‏هایی كه با دوستان همجنس و همین طور غیر ِ همجنس در مورد مسائل جنسی سخن می‏گویند، از دو گروه دیگر بسیار بیشتر است. خصوصا در رابطه با دوستان جنس مخالف، اختلاف آن ها با ایرانیان فاحش می‏شود: 72% "ایرانیان ِ ایران" هرگز با دوست جنس مخالف در مورد مسائل جنسی گفتگو نكرده‏اند در صورتی كه این رقم در مورد “بلژیكی‏ها” درست برعكس می‏باشد. بدین مفهوم كه نزدیك به 70% “بلژیكی‏ها” با دوستان جنس مخالف خود در این زمینه سخن گفته‏اند.

      در رابطه با "گفتگو با همسر" نیز همان طور كه انتظار می‏رود، تفاوت بین ایرانی‏ها و “بلژیکی‏ها” از نظر آماری بسیار معنی دار است. به این مفهوم كه تعداد "بلژیكی‏هایی" كه با همسرانشان در این ارتباط صحبت می‏كنند از ایرانیان‏ دو گروه بیشتر است.

      در مورد ایرانی‏های بلژیك باید گفت، مردهای ایرانی كه با جنس مخالف در این زمینه گفتگو می‏كنند تعدادشان بسیار بیش از زن‏های ایرانی مقیم بلژیك است: 87% زن‏های ایرانی بلژیك، هرگز با دوست جنس مخالف در زمینه‏ی مسائل جنسی سخن نگفته‏اند، در صورتی كه 63% مردهای ایرانی بلژیك اظهار می‏دارند كه برایشان پیش آمده با دوست جنس مخالف در این باره به گفتگو بپردازند.
      با این وجود، نكته‏ی قابل توجه در این مورد این است كه خود مسائل جنسی، برای هر سه گروه، موضوعی جالب برای گفتگو است. باید گفت زنان ایران خود را بیش از مردان ایران به موضوع مسائل جنسی علاقه‏مند نشان می‏دهند.
      نكته‏ی دیگر كه از تحقیق ما بر می‏آید این است كه ایرانی‏ها بیش از “بلژیكی‏ها” در بحث در مورد مسائل جنسی احساس معذب بودن می‏كنند: 67% “بلژیكی‏ها” خود را در هنگام گفتگو در این موارد كاملا راحت احساس می‏كنند. در حالی كه اغلب ایرانی‏ها (بیش از 75% )در این گفتگوها معذب هستند.

      همچنین اكثریت "ایرانیان ِ ایران" عنوان می‏كنند كه هیچگاه در كودكی‏شان در مورد مسائل جنسی با آن ها سخن گفته نشده است كه بار ديگر در این جا نیز تفاوت این گروه با “بلژیكی‏ها” از لحاظ آماری تفاوتی معنی دار است.


      2- برخورد سه گروه در ارتباط با بعضی رفتارهای جنسی

      الف) خودارضایی:

      اكثریت قریب به اتفاق "ایرانیان ِ ایران" خودارضایی را به شدت یك "انحراف اخلاقی" قلمداد می‏كنند. (89% زنان و 70% مردان) در صورتی كه "بلژیكی‏ها" به ندرت با چنین نظری موافق هستند (4.7%). در مورد "ایرانیان بلژیك" باید گفت كه در بین دو گروه دیگر قرار دارند. یعنی هر چند تعداد كسانی كه در این گروه خودارضایی را انحرافی اخلاقی می‏دانند به مراتب كمتر از "ایرانیان ِ ایران" است ولی باز به میزان “بلژیكی‏ها” نمی‏رسد (تفاوت "ایرانیان بلژیك" با دو گروه دیگر معنی دار است). مسئله‏ای كه در مورد "ایرانیان ایران"، در ارتباط با جواب به این سوال نظر ما را به خود جلب كرد این است كه اعتقاد و یا عدم اعتقاد مذهبی هیچ تاثیری روی نوع جواب این افراد نداشته است. نكته‏ای كه نشان می‏دهد این مسئله بیشتر جنبه‏ی فرهنگی دارد تا ایدئولوژیك.

      بیشتر از نیمی از "ایرانیان ایران" خود ارضایی را برای سلامت روح و روان مضر می‏دانند (%54زنان و %60مردان) در حالی كه این مسئله در بین "بلژیكی ها"(10%مردان و 5%زنان) و "ایرانی‏های بلژیك (25%مردان و 5%زنان) به مراتب كمتر مشاهده می‏شود
      در این باره می‏توان دو فرض متفاوت ارائه داد: از یك سو می‏توان چنین نتیجه گرفت كه زنان ایرانی بلژیک، باورهای فرهنگ ایران در این مورد را ترك كرده‏اند ولی هنوز باورهای جامعه‏ی جدید را نپذیرفته‏اند. از سوی دیگر همچنین می‏توان فرض كرد که این زنان، به عدم اطلاع كافی خود در این زمینه‏ پی برده اند. زیرا داده‏های فرهنگی را در مورد مسئله‏‏ای که به حوزه‏ی پزشكی و علمی مربوط می‏شود را كافی نمی‏دانند.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #228
        روابط جنسی خارج از ازدواج:

        ما مسئله‏ی روابط جنسی قبل از ازدواج را در دو سوال و به دو گونه‏ی متفاوت مطرح كرده‏ایم: سوال اول مشخصا در مورد مسئله‏ی بكارت می‏باشد: در پاسخ به این سوال، تفاوتی عمده بین سه گروه به چشم می‏خورد: اكثر قریب به اتفاق "ایرانیان ایران" (81% ) به لزوم بكارت دختر در هنگام ازدواج اصرار می‏ورزند. در صورتی كه 97% “بلژیكی‏ها” و 87% ایرانیان بلژیك، با این مسئله مخالفند. پاسخ به این سوال، به ویژه تاثیر مهاجرت را بر روی دید افراد در مورد مسئله‏ی بكارت نشان می‏دهد.

        اما در پاسخ به سئوال زیر: "نظرتان در مورد روابط جنسی قبل از ازدواج چیست؟"، در مورد "ایرانیان ایران" متوجه می‏شویم كه عامل جنسیت در پاسخ به آن تعیین كننده است و تفاوت پاسخ‏های زنان و مردان از لحاظ آماری معنی دار است.

        حدود 60% زنان ایران كاملا با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالفند. (جواب بقیه نیز بیشتر گرایش به منفی دارد) در حالی كه تنها 15% مردان ایران با این مسئله مخالفند. اگر پاسخ این سوال را با سوال بكارت مقایسه كنیم، می‏بینیم پاسخ زنان در هر دو سوال در یك جهت است: آن ها معتقد به حفظ بكارت تا قبل از ازدواج و نیز مخالف روابط جنسی پیش از ازدواج می‏باشند. در حالی كه مردان ایران كه با اكثریت قریب به اتفاق طرفدار حفظ بكارت هستند، با روابط جنسی قبل از ازدواج چندان مخالفتی ندارند. از این پاسخ مردان و تفاوتی كه با جوابشان به سوال قبلی مشاهده می‏شود، می‏توان نتیجه گرفت كه احتمالا فقط با رابطه‏ی جنسی دختران پیش از ازدواج است كه مخالفند و با روابط جنسی پیش از ازدواج مردان مخالفتی ندارند. یا این كه روابط جنسی را تا حدی كه به بكارت زن آسیب نرساند، مجاز می‏دانند.

        در مورد" اهمیت مسئله‏ی وفاداری در زندگی زناشویی" باید بگوییم هر سه گروه پاسخ‏هایشان در یك جهت است. به این مفهوم كه 88% "ایرانیان ایران"، 83% "ایرانیان بلژیك" و 67% "بلژیكی‏ها" معتقد به اهمیت وفاداری برای خوشبختی در زندگی زناشویی می‏باشند.

        ج) اهمیت عمل دخول در روابط جنسی:

        برای درك اهمیتی كه سه گروه برای عمل دخول در رابطه جنسی قائلند، ما نظر ایشان را در مورد دو جمله مختلف در پرسشنامه جویا شدیم:

        1-"عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد."
        باید گفت كه اغلب "بلژیكی ها"، "ایرانی های بلژیك" و" زنان ایران "، با این جمله موافقت خود را اعلام كرده‏اند. یعنی به اهمیت دخول در رابطه با مرد تاكید می ورزند. اما پاسخی كه در این مرحله از تحقیقمان به نظر ما در برخورد اول كمی عجیب آمد، درصد مردان مقیم ایران بود كه با این جمله مخالف بودند. در حقیقت تنها 30% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد. در حالی كه 70%ایشان خلاف آن را می گویند.
        می توان یكی از دلایل عمده این نوع جواب را، محدودیت هایی كه در ایران در برقراری كامل رابطه جنسی در بعضی شرایط وجود دارد فرض كرد. از جمله مسئله اهمیت حفظ بكارت زن و سایر محدودیت هایی كه باعث می شود جوانان از روش های دیگری كه عمل دخول را در بر نمی گیرد برای تسكین امیال جنسی خود، استفاده كنند. فستینگر(FESTINGER) معتقد است كه انسان ها در بعضی شرایط سعی می كنند، طرز تلقی و منش خود را با رفتاری كه دارند، منطبق كنند. به عبارتی، این طرز تلقی كه در مردهای ایران در جواب به این سوال به چشم می خورد، در جهت انطباق با شرایط محدود كننده ایران است و باعث می شود كه كمتر احساس سرخوردگی كنند.

        2- "عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد."
        پاسخ ها به این سوال نمایانگر این است كه "بلژیكی ها" اهمیت بیشتری به عمل دخول برای ارضا زن قائلند. (62% مردان و 52% زنان بلژیكی با این عقیده موافقند.) در صورتی كه تنها 35% زنان و 42% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد. زنان ایرانی ِ بلژیك هم با درصدی تقریبا برابر با
        زنان ایران، به این معتقدند كه عمل دخول اهمیت زیادی در رابطه جنسی برای زنان ندارد

        سوالاتی كه در این ارتباط در پرسشنامه گنجاندیم و همین طور نتایج آن ها به شرح زیر است:

        1- "احتیاجات جنسی مرد را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟"
        73% مردان بلژیکی، نیازهای جنسی مرد را بیش از یک بار در هفته تخمین می زنند؛ که تفاوتشان با مردان ایران از لحاظ آماری معنی دار می شود. زیرا تنها 39% مردان ِ ایران این میزان نیاز جنسی را برای مردها قائلند. بیشترین جوابی که مردان ایران به این سوال می دهند "یک بار در هفته"است.(50%)

        مردان ایرانی ِ بلژیک، جوابشان به پاسخ های مردان بلژیک نزدیک تر است: یعنی 60% آن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مرد قائلند.
        ولی تفاوتی که با مردان بلژیکی پیدا می کنند، این است که بیشترین پاسخ مردان بلژِیکی "یک بار در روز" است(45%). در صورتی که بیشترین جواب آن ها به این سوال، "سه بار در هفته" است.(45%). یعنی به عبارتی، مردان ایرانی بلژیک بین دو گروه مردان دیگر قرار می گیرند.

        پاسخ زنان سه گروه به این سوال شباهت هایی به هم دارد:
        تقریبا یک سوم زنان سه گروه، از نیازهای جنسی مرد از لحاظ کمی،اظهار بی اطلاعی می کنند. به عبارتی پاسخ "نمی دانم" را بر می گزینند.

        تفاوتی که بین زنان بلژیکی با زنان ایرانی دو گروه وجود دارد این است که 60% این زن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مردان قائلند. رقمی که در زنان دو گروه دیگر 40% است.

        2-"احتیاجات جنسی زن را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟"
        در پاسخ به این سوال نیز می بینیم مردان بلژیكی تفاوتشان با دو گروه مردان ایرانی از لحاظ آماری معنی دار است. به این مفهوم كه حدود 60% مردان بلژیكی نیاز جنسی زن را بیش از یك بار در هفته تخمین می زنند. در حالی كه تنها 20% مردان ایران و 30% مردان ایرانی بلژیك با این تخمین موافقند. پاسخ زنان سه گروه هم در همین جهت است. یعنی تخمین زنان بلژیكی از نیاز جنسی زن بیش از یك بار در هفته است (55%). رقم زنان ایرانی که نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته را برای زنان قائلند، از زنان بلژیکی پایین تر است. (38% زنان ایران و 21% زنان ایرانی بلژیک)

        درصدی از زنان ایرانی نیز این نیاز را "یک بار در ماه" اعلام می کنند. (14% زنان ایران و 10% زنان ایرانی بلژیک) در صورتی كه در گروه زنان بلژیک به هیچ وجه جواب "یک بار در ماه" را مشاهده نمی کنیم.

        ر) اهمیت تمایل جنسی متقابل:

        یكی از فاكتورهایی كه ما به وسیله این پرسشنامه می خواستیم بررسی كنیم، اهمیتی است كه اشخاص به متقابل بودن تمایل جنسی در بین طرفین قائل هستند. دراین جهت سوالی به شكل زیر مطرح كردیم:
        -"در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است. آیا به نظر شما دیگری باید به این درخواست پاسخ مثبت دهد؟"

        در پاسخ به این سوال هم تفاوت های فاحشی بین سه گروه به چشم می خورد: در حالی كه فقط 4% مردان بلژیكی با این جمله موافقند، 55% مردان ایران معتقدند كه خواست تنها یكی از زوجین باید پاسخ مثبت طرف مقابل را به همراه داشته باشد.

        هیچ کدام از مردان ایران به این سوال پاسخ منفی نداده اند. مردان ایرانی ِ بلژیك بین این دو گروه قرار دارند (35% موافق). هر چند تفاوتشان با بلژیكی ها همچنان از لحاظ آماری معنی دار باقی می ماند

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #229
          زبان نسبتا صریح درباره مسائل جنسی چیزی است كه در كتاب های كنوني فارسي و نیز در كتب كهن غربي کمتر به چشم مي خورد. زيرا همان طور كه گفتیم در غرب باستان به علت تاثير شديد مسيحيت، صحبت كردن از مسائل جنسي جزو تابوهای بزرگ به حساب می آمده است .

          در كتاب های كهن فارسي يكي از موضوعاتی كه در ارتباط با مسائل جنسي مورد بحث قرار گرفته است، مسئله ناتوانی جنسی و عنوان روش هايی است برای معالجه اين بيماری.

          بايد گفت دانشي هم در آن زمان وجود داشته كه به آن "علم الباه" می گفتند . اين دانش هدفش پیدا كردن متدها، داروها و رژيم های غذايی است كه قدرت و لذت جنسي را افزايش دهد.

          در كتاب كشف الظنون در رابطه با اين علم چنین می خوانيم :

          " علم الباه " از فروغ دانش طب است و توان گفت بابي از آن محسوب می شود و سخت مورد اعتنای اطبا بود ه است و كتب متعدد در باب آن تاليف شده است كه از آن جمله كتاب "الفيه وشلفيه" است. ابولخير گويد كه پادشاهي قوه مباشرت از او زايل شده بود و اطبا نتوانستند با دارو او را معالجه كنند. پس داستان هايي از زبان زني موسوم به الفيه ساختند و اين نام را از جهت اين كه هزار مرد با اوآميزش كرده بود به او دادند. او رفتار هر يك از معاشرت كنندگان خود را بازگو مي كرده و با شنيدن آن حكايات، شاه دوباره به حال جواني بازگشت. "

          مسعودی در "مروج الذهب" مي نويسد: "پس از آن كه ام سلمه را به زني به ابوالعباس دادند، ...وقتي شب زفاف شد پیش وي رفت، ام سلمه بر نيم تختي بود؛ ابوالعباس به آن جا رفت ... ابوالعباس بدو دست نتوانست يافت. آنگاه ام سلمه يكي از كنيزكان خود را بخواست و لباس خود را تغييرداده و لباس الوان پوشيد و فرش بر زمين گسترده و باز ابوالعباس بدو دست نتوانست يافت.

          ام سلمه گفت: اين مهم نيست مردها اين طورند و مثل تو شوند. او هم چنان بكوشيد تا همان شب بدو دست يافت و دلبسته او شد و قسم خورد سر او زن نگیرد و كنيز نياورد . (مروج الذهب)

          در كتاب دیگری به نام "بيان الصناعات" يكي از آثار بن ابراهيم محمد تفليسي از منجمان و طبيبان و اديبان دانشمند، در باب بيستم زير عنوان "اندر پیدا كردن اسرار جماع" به مسائل جنسي توجه می كند و ضمن بحث در پيرامون "چیزهايي كه لذت جماع را فزايد" از داروهايي نام می برد كه به هنگام جماع كردن مرد آن را به آلت خود مالد و با زن جماع كند و زن را از آن لذت و خوشي بسيار حاصل شود .

          همچنین "اندر بزرگ شدن خضيــب" و قوت و استحكام آن مطالبي مي نويسد و داروهايي تجويز مي كند.

          در كتاب "لباب الباب" باز ماجرای يكي از سلوک سلجوقی كه دچار ناتواني جنسي شده بود ذكر شده است. برای مداوای او حكيم ارزقی پيشنهاد مي كند غلام و كنيزی جوان و زيبا در حال عشق بازی را در اتاق مجاور كه با ديوار مشبك از اتاق سلطان جدا می شد، قرار دهند.

          "آن دو جوان نوعهد كه حرارت غريزی ايشان با رطوبت جواني دست در هم زده بود و آتش شهوت را آب حيا تمكين نمي كرد در كار شدند و پادشاه به نظاره آن مشغول مي بود و مطالعه آن ، سلسله شهوت او را مي جنبانيد و دواعي نفساني در كار مي آمد. تا آخرالعمر حرارت غری مر آن ماده فاسد را كه مانع قيام آلت مولده بود منقطع گردانيد و بر مثال پنير مايه منجمد و منعقد از منفذ برون و آن زحمت به مدد آن حكمت به كل زايل گشت ."

          روش دیگری كه در كتاب تاريخ بيهقي بيان شده ترسيم تصاوير جنسی (Erotique) به روی ديوارهای اتاقي است كه در آن عشق بازی می كنند، بر اساس توضيحی كه در اين كتاب آمده اين تصاوير بايد زن ومرد را در حال معاشقه در وضعيت های مختلف هم آغوشي نشان دهد.

          كتاب دیگری كه در آن صحنه هايي از روابط جنسي به طور صريح براي ما به تصوير كشيده شده كتاب "رستم التواريخ" است. در بخشي از كتاب نويسنده براي ما از شهوت جنسی و عشرتگاه سلطان حسين صفوی چنین میگويد:

          " زنان ماه پيكر، سيم اندام، سرو قد، گلرخسار در آن درياچه به شناوري و آب بازي مشغول... در آن سراي بهشت مانند حجره دلگشايي ساختند و مكاني عميق در آن بنا نمودند. از دو طرف سراشيب از بالا تا زير سنگ مرمر نسب نمودند... گاهگاهي آن یگانه روزگار (سلطان حسين صفوی) برهنه مي شد و يك زوجه ماه سيماي سيم اندام خود را برهنه مي نمود. از بالاي آن مكان عميق روبروي هم مي نشستند و پاهاي خود را فراخ مي نهادند و از روی خواهش همدیگر را به دقت تماشا می نمودند و می لغزيدند از بالا تا زير چون به هم مي رسيدند الف راست به خانه كاف فرو مي رفت . پس از آن دو طالب و مطلوب دست بر گردن هم دیگر مي نمودند و بعد از دست بازي و بوس و كنار بسيار آن بهشتي سرشت مجامعتي روح بخشا با زوجه حور سيماي خود مي نمود كه به به چه گويم از لذت آن ... آن مكان را از اين رو حظ خانه می ناميدند."

          نویسنده این کتاب از ترسیم صحنه خیانت زنی به شوهرش، آن هم با ذکر جزئیات (البته در زبانی نمادین) هیچ ابایی ندارد:

          "چون داخل حجره خود شد دید که هر دو پای زن گلرخسار نسرین بدنش بر هوا و طاهر خان زند، سر مست هر دو دست بر کمرش انداخته و اژدهای زرین خود را در غار سیمینش رانده و از فرط لذت هر دو بیخود شده اند."

          در ادبيات فارسي نيز به نويسندگاني بر مي خوريم كه با صراحتي باورنكردنی و كلامي كه برای ايرانيان امروز بسيار وقيح به نظر می آيد از غرايز جنسی سخن میگويند. از بين اين ها معروف ترين شان عبيد زاكاني و سعدی هستند. زاكاني در زباني طنز گونه به نقل لطيفه هايي در اين زمينه می پردازد .

          كتب "خبثیات" و "مجالس الهزل" سعدی جزو آثار اوست كه كمتر توسط ايرانيان شناخته شده است و آن به علت محتوای آن است. زیرا كه به نظر ايرانيان امروز غير اخلاقي مي نمايد. در حقیقت اغلب ناشران از انتشار این کتاب خودداری کرده اند. آقای محمد فروغی در این باره چنین می نویسند:

          "ما از انتشار کتاب "هزلیات" و "خبثیات" خودداری کردیم اینک اجمالا لازم است در این باب بگویم:
          هزلیات عبارت است از... مطالبی ناپسند و رکیک... این کتاب در نسخه های قدیم که در دست ما نیست ولی نمونه آن در نسخه پاریس... دیده می شود... ما چاپ دو کتاب را شایسته ندانستیم."

          در حقیقت سعدی در این دو کتاب به زبان طنز و بی پرده از مسائل جنسی سخن به میان می آورد:


          آمد به نماز آن سنم کافر کیش / ببرید نماز مؤمنان و درویش
          می گفت امام مستمند دل ریش / ای کاش من از پس بدمی وی از پیش

          هزار و يك شب در قرون 12 ـ 9 ميلادی نوشته شده و جزو با ارزش ترين كتاب هايي است كه در فرهنگ ايران و عرب در اين ارتباط وجود دارد. در كتاب هزار و يك شب صحنه های متعددی از روابط جنسی گوناگون توصيف شده است. از همجنس گرايي گرفته تا رابطه جنسی با حيوانات و عشق بازي دسته جمعي. كتابی است كه در آن انواع فانتسم های جامعه اسلامي در ارتباط با مسائل جنسي به چشم مي خورد.

          Sexualite در اين كتاب به عنوان پديده ای خارق العاده و زيبا بيان شده است. جمله زير از قول Sympsthio يكي از قهرمانان هزار و يك شب است:
          "همخوابگی عملي است كه در آن زن و مرد با هم يكي مي شوند. چیزي فوق العاده است و مواهب آن بسيار است. همخوابگی بدن را سبك و روح را آرام مي كند. اندوه و غم را دور و خواب از دست رفته را باز ميگرداند."

          اين صراحتي كه با آن مسائل جنسي در هزار و يك شب مطرح شده، باعث شده بود كه در قرن 18 وقتی غربی ها مي خواستند اين كتاب را به فرانسه ترجمه كنند، خود را ناچار ديدند مقداری از آن را كه به عقيده آنان محتوای غير اخلاقي داشته؛ از تيغ سانسور رد كنند.

          يكي از اين مترجمان قرن 18 در مقدمه ترجمه اش چنین مي نويسد: "در اين كتاب داستان هايي بود كه شرط ادب به من اجازه ترجمه آن ها را نداد. اگر اخلاق شرقی ها مي توانند اين داستان ها را متحمل شود، خلوص اخلاقي ما، ما را مانع مي شود."
          از نظر ملك شبل روانكاو عرب ، به احتمال بسيار زياد قسمت زيادی از هزار و يكشب توسط زنان نوشته شده است يا اين كه ناقلانش زنان بوده اند. به عقيده او تعريف كردن اين داستان ها برای زنان روشي بوده كه از طریق آن به مردان شان آموزش مي دادند چگونه هم بستر خوبي برای يك زن باشند. زيرا كه جایگاه اجتماعی آنان هميشه به آن ها اجازه بيان خواسته های شان را نمي داده است. پرداخت این افسانه ها، برای آن ها تنها وسيله ای بوده كه مي توانستند زن و خواهش های جنسی اش را به مرد بشناسانند.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #230
            وقتي بخواهيم از نفس رسته و خويشتن خويش را در دست بگيريم در ابتدا بايد به نفس نايل شويم. فقط يك ميوه‌ي رسيده به زمين مي‌افتد. يك ميوه‌ي نارس محكم به درخت مي‌چسبد و درخت هم اين پيوند را به شادي مي‌پذيرد و اگر آن را به زور جدا كنيم، زخمي از آن بجاي خواهد ماند. داغ اين زخم تداوم خواهد يافت و جراحت هميشه تازه خواهد ماند. يك نفس نارس را نمي‌توان معدوم كرد و كل تلاش منجر به شكست خواهد شد. چون ما چيزي را مي‌توانيم از دست بدهيم كه آن را دارا باشيم. وقتي كه شناخت كامل از خواسته‌ها و اميال بوجود بياد در اين حالت ميشود بر آن چيره شد. پس براي رها شدن از نفس ابتدا بايد آنرا شناخت و بعد آن را از بين برد

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #231
              وقتي شما مي‌خنديد، هستي مي‌خندد و آنگاه كه جدي مي‌شويد، تنهاييد. هستي در مورد جدي بودن شما به خود دردسر نمي‌دهد. اگر مي‌خواهيد كل هستي با شما باشد، فقط لبخند بزنيد و به تمامي اطراف بنگريد و خواهيد ديد كه درختان مي‌خندند، گلها مي‌خندند و در نهايت زندگي به روي شما لبخند خواهد زد. شاد بودن باعث بيداري درون شده و مكانيزم راز آميز وجود را بر مي‌انگيزد و شما را به اصل شما بر ميگرداند. شاد باشيد تا خود باشيد

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #232
                موقعی که چیزی برای از دست دادن نداریم، آزاد هستیم. وقتی توجهی به ارزش ساختگی خود نداریم، آزاد هستیم. وقتی که زندگی را به واقع درک میکنیم و دیگران را آزادنه، آنگونه ک هستند نه آنچنان که ما میخواهیم باشند، دوست داریم. رها و سعادتمندیم و جهان را مکانی پر شور میدانیم. ما با این آزادی تازه یافته، در عمل در آفرینش خود سهیم هستیم و دیگر منتظر تایید و یا نگاه ستایشگر دیگران نخواهیم بود

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #233
                  ممكن است فكر كنيد چند دقيقه آسودگي در انتهاي روز براي احساس آرامش و آسودگي كافي است. متاسفانه چند دقيقه براي بهره بردن از فوايد مخالف تنش روحي و رواني آسودگي (relaxation) عميق كفايت نمي كند.



                  هنگامي كه حقيقتاً آسوده مي شويد، تنش از روح و تن تان برداشته مي شود. اگر چنين تنشي را در زندگي خويش احساس مي كنيد، لازم است وقت كافي براي اين كار اختصاص دهيد. در غير اين صورت آثار منفي حاصل از پاسخ بدن تان به تنش ها- كه از جمله مي تواند به صورت سردرد، بي خوابي يا خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي بروز نمايد- مي توانند به سلامتي تان آسيب رسانند.



                  آموختن چگونگي وضعيت آسوده گرفتن، چندان دشوار نيست. براي شروع، چند تكنيك را امتحان كنيد، تا آثار مثبت آن را بر سلامتي خود به چشم ببينيد.



                  چرا آسودگي؟



                  با اين همه كارهايي كه بر سرمان ريخته، انجام روزانه چنين كاري به آساني فراموش مي شود. ولي اگر چنين شود، آن وقت از تمام فوايد و منافع آسودگي براي سلامتي محروم خواهيد شد.



                  آسودگي مي تواند پاسخ هاي بدن تان به تنش ها را بدين ترتيب بهبود بخشد:



                  كاستن از سرعت ضربان قلب، كه به معني كار كمتري براي قلب است،كاهش فشار خون،كاستن از سرعت تنفس،افزايش جريان خون به عضلات مهم بدن و كم كردن تنش هاي عضلاني



                  پس از كسب مهارت هاي آسودگي، مي توانيد شاهد اين نتايج سودمند باشيد:



                  علائمي چون سردردها، تهوع، اسهال و درد، كمتر به سراغ تان مي آيند،پاسخ هاي هيجاني چون خشم، گريستن، اضطراب، دلشوره و سرخوردگي، كمتر به سراغ تان مي آيند،انرژي بيشتر،تمركز ذهني بهتر،توانايي بيشتر در برخورد و رفع و رجوع مسائل و مشكلات وكارايي بيشتر در فعاليت هاي روزمره پيدا مي كنيد.



                  با فراگيري آسودگي، از تنش هاي عضلاني و احساسات جسمي ديگر ناشي از پاسخ توام با تنش به مشكلات روزمره، بيشتر آگاه خواهيد شد.



                  به مرور حتي ممكن است پيش از آن كه ذهن تان متوجه وجود تنش در شما شود، بر واكنش بدن به آن آگاه شويد. پس از آن كه دانستيد پاسخ به تنش چه احساسي را در شما به وجود مي آورد، خواهيد توانست در لحظه اي كه عضلات تان شروع به ايجاد تنش مي كنند، آگاهانه براي شل شدن آنها تلاش كنيد.



                  تكنيك هاي آسودگي



                  خب چه كار كنيم؟ اين تكنيك ها مي توانند براي شروع مفيد باشند. اگر بلافاصله اثر و نتيجه اي از آنها مشاهده نكرديد، نااميد نشويد.



                  صبور باشيد، وقت بگذاريد، و تمرين كنيد. و با تصور آرامش و آسودگي كه سرانجام به شما دست خواهد داد، به خود انگيزه بدهيد.



                  تنفس توام با آسودگي



                  تاكنون توجه كرده ايد كه هنگامي كه در تنش به سر مي بريد، چگونه نفس مي كشيد؟ به طور معمول، تنش موجب مي شود، كه تند و سطحي نفس بكشيم.



                  اين نوع تنفس، موجب حفظ و تداوم ساير جنبه هاي پاسخ توام با تنش، مانند ضربان سريع تر قلب و عرق كردن مي شود. اگر بتوانيد بر تنفس خود فائق آييد، خود به خود از شدت و حدت آثار مارپيچي حاصل از تنش حاد كاسته خواهد شد. تنفس آسوده كه به آن تنفس ديافراگمي نيز مي گويند، مي تواند به اين كار كمك كند. اين تكنيك اساسي را روزانه دو بار و زماني كه احساس تنش مي كنيد، تمرين كنيد.



                  ترتيب مراحل آن از اين قرار است:



                  -دم : با دهان بسته و شانه ها به وضعيت آسوده، تا شماره شش بشماريد و به آهستگي نفس عميقي بكشيد. در همان حال، شكم خود را به سمت جلو بياوريد. بگذاريد هوا ديافراگم تان را به سمت پايين براند.



                  -نگاه داشتن نفس : به آهستگي تا شماره چهار بشماريد، و در اين مدت هوا را در سينه نگاه داريد.



                  -بازدم : تا شماره شش بشماريد، و در همان حال به آهستگي هوا را از ريه هاي تان بيرون دهيد.



                  -تكرار : اين چرخه دم، حبس نفس و بازدم را سه تا پنج بار تكرار كنيد.



                  آسودگي تدريجي عضلات



                  هدف از آسودگي تدريجي عضلات كاستن از تنش موجود در عضلات تان است. نخست، جاي آرامي را پيدا كنيد، كه بتوانيد بدون قطع تمرين به آن ادامه دهيد. اگر لباس تنگي پوشيده ايد، آن را باز كنيد، و عينك تان (يا اگر لنز چشمي داريد) آن را برداريد.



                  هر يك از گروه هاي عضلاني را لااقل به مدت پنج ثانيه سفت، و سپس لااقل به مدت ۳۰ ثانيه شل كنيد. پيش از آن به گروه ديگري از عضلات بپردازيد، اين كار را چند بار تكرار كنيد.



                  -ناحيه فوقاني صورت : ابروها را بالا برده، در پيشاني و پوست سر تنش ايجاد كنيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.



                  -ناحيه مياني صورت : چشم هاي تان را تا جايي كه مي توانيد كج كنيد، در بيني و دهان چين ايجاد نماييد، طوري كه احساس تنش در ناحيه مياني صورت داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.



                  -ناحيه تحتاني صورت : دندان هاي تان را بر روي هم فشار دهيد، و گوشه هاي دهان را به سمت گوش ها بكشيد.

                  دندان هاي تان را (مانند حيواني كه چنگ و دندان نشان مي دهد) نشان دهيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.



                  -گردن : به آرامي چانه تان را به سينه نزديك كنيد. احساس كشش در پشت گردن تا پشت سر داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.



                  -شانه ها : شانه ها را به سمت گوش ها بكشيد، طوري كه احساس فشار در شانه ها، سر، گردن و ناحيه فوقاني پشت داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.


                  iran

                  Comment

                  • Dokhtare_Malous
                    Member
                    • Dec 2005
                    • 1819

                    #234
                    cheghadr ghashng boodan rastesh man khaily doost daram ke hamahs bekhoonam vase hamin azatoon tashakor mikonam ke az in chiza mizarid khialy interesting hastan va adam mitoone azashoon chizi yad begire mamnoo redwine jan

                    Comment

                    • Atef_Dubai
                      Member
                      • Nov 2005
                      • 1913

                      #235
                      in dokhtara chizi yad begiran be ma kafia red wine mer30 in chiza bishtar bezar dokhtara khosheshoon miad
                      Nicknamam Awaz shode Az Afshin_dubai_8 Shode be Atef_Dubai

                      Comment

                      • Dokhtare_Malous
                        Member
                        • Dec 2005
                        • 1819

                        #236
                        hehehehe afshin jan ino nagoo for your information is very good for guys as well. kholase beshin bekhoon haman yechizi yad migire trust me

                        Comment

                        • Atef_Dubai
                          Member
                          • Nov 2005
                          • 1913

                          #237
                          akhe irani balad nistam bekhonam thats da problem
                          Nicknamam Awaz shode Az Afshin_dubai_8 Shode be Atef_Dubai

                          Comment

                          • Dokhtare_Malous
                            Member
                            • Dec 2005
                            • 1819

                            #238
                            ohhhhhhh thats right. khob pas Redwine jan inaro be englisi benevis ke Afshine ma ham yechizi yad begire mesle dokhtara lol hahahaha

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #239
                              معبد با شکوه عشق را فقط بر صخره می توان برافراشت، نه بر ماسه ها. ذهن ما ماسه ای است و مدام در حال جا به جا شدن است. قلب، استحکام صخره را دارد. زیرا قلب از جنس جاودانگی است. ذهن انباشته از تردید و دو دلی است و ویرانگر است. قلب کانون اعتماد است بنابراین همانند صخره مستحکم و پایدار است. پس باید عشق را بر پایه ی دل استوار کرد

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #240
                                چنانچه اضطراب يا افسردگي داريد، پزشكتان بايد علاوه بر تجويز دارو و گفتاردرماني قدري فعاليت بدني منظم براي شما تجويز كند.


                                شواهد محكمي وجود دارد مبني بر اينكه فعاليت بدني روحيه را بهتر كرده و از نشانه هاي افسردگي مي كاهد.



                                دكتر كريستين ويكرز _ داگلاس (روانشناس همكار مايو كلينيك) مي گويد: «اين يك حب جادويي نيست، اما افزايش ميزان فعاليت فيزيكي راهبرد موثري در كمك به درمان افسردگي است.»


                                مدت ها است كه فعاليت بدني به عنوان راهي براي كسب تناسب اندام و رفع فشار خون بالا، ديابت، چاقي و ديگر بيماري ها هواداران خود را دارد. تحقيقات در حال گسترش نشان مي دهد كه فعاليت جسمي مي تواند سبب تخفيف نشانه هاي برخي اختلالات رواني مثل اضطراب و افسردگي و مانع عود بعد از درمان شود.


                                افسردگي


                                پيش از آنكه با خود بگوييد «بله درست است» و براي فعاليت از جاي خود حركت كنيد به خاطر داشته باشيد كه مقدار زيادي فعاليت لازم نيست تا مزاياي روانشناختي به همراه بياورد.


                                حتي ۱۰ دقيقه پياده روي ملايم هم كمك كننده است. هدف شما نبايد اين باشد كه يك دفعه ۱۰ كيلوگرم وزن كم كنيد يا پنج مايل را بدون توقف بدويد يا سه بار در هفته از دستگاه لاغري استفاده كنيد تا بدنتان خيس عرق شود.



                                با يك برنامه ريزي مختصر و مقداري كار عملي مي توانيد فعاليت بدني را به برنامه درماني اضافه كنيد حتي اگر نشانه هاي وخيم افسردگي و اضطراب را داريد.


                                با وجود تحقيقات جديد اينكه چه فعاليتي نشانه هاي اضطراب را كاهش مي دهد مشخص نيست. نظريه هاي زيادي وجود دارد كه از آن ميان نظريه فيزيولوژيك و نظريه روانشناختي هر دو مي توانند بهبود نشانه هاي مرتبط با افسردگي و اضطراب را توجيه كنند، نشانه هايي مثل ناراحتي، تشويش، استرس، خستگي، عصبانيت، كمبود احترام به نفس و نااميدي.يكي از مكانيسم هاي فيزيولوژيك دخيل افزايش سطح برخي نوروترانسميترهاي بالابرنده خلق در مغز است.



                                علاوه بر اين فعاليت سبب ازدياد برخي اندورفين ها، رها شدن از تنش عضلاني، كاستن از مشكلات خواب، كاهش سطح هورمون استرس (كورتيزول) و حتي افزايش دماي بدن مي شود كه خود اثرات آرامش بخش دارد.


                                فوايد روانشناختي


                                به اعتقاد دكتر ويكرز- داگلاس فعاليت جسمي با مكانيسم هاي متعددي سبب آثار روانشناختي مي شود كه برخي از آنها عبارتند از:


                                بهبود موفقيت ها و اعتماد به نفس :



                                مشغول شدن به فعاليت فيزيكي با ايجاد احساس موفقيت سبب تقويت اعتماد به نفس مي شود.



                                دكتر ويكرز- داگلاس توضيح مي دهد كه «داشتن اعتماد به نفس در توانايي تغيير روش مثبت همراه است با برداشتن گام هاي واقعي براي حصول آن تغيير.»



                                بيماران افسرده اغلب احساس ناكارايي در مراقبت از خودشان و مسئوليتشان دارند. آنها براي اداره خودشان و افسردگي شان اعتماد به نفس كافي ندارند.



                                با نائل شدن به هدف هاي فعاليت فيزيكي، مهم نيست چقدر كوچك باشد، مي توانيم اعتماد به نفس و يك حس موفقيت را افزايش دهيم كه اين موضوع كمك مي كند گام هاي مثبت بعدي را برداريم.

                                حواس پرتي مثبت :



                                وقتي مبتلا به اضطراب يا افسردگي هستيد، تمركز كردن مداوم و توجه مداوم به خودتان و علائم بيماريتان و عواقب اين علائم آسان است، به اين كار نشخوار كردن مي گويند.



                                اما اين طور زندگي كردن توانايي شما را براي حل مشكل و مقابله با آن مختل مي كند. همچنين ممكن است افسردگي را شديدتر و طولاني تر كند.



                                دكتر داگلاس مي گويد: فعاليت فيزيكي مي تواند كمك كند تا توجه تان را از افكار ناخوشايند و بي فايده به سمت افكار و فعاليت هاي مطبوع و بي ضرر معطوف كنيد.



                                فعاليت فيزيكي يك تغيير مثبت در جهت توجه- به دورو برتان، به موسيقي اي كه گوش مي كنيد و به ديگر مردم- ايجاد مي كند.


                                بهبود احترام به نفس :



                                احترام به نفس در افسردگي و اضطراب صدمه مي بيند. با ورزش كردن حتي به مقدار كم مي توانيد طرز تفكرتان را درباره ظاهرتان و ارج نهادن به خودتان بازسازي كنيد. انجام كاري براي خودتان به اين معني است كه ارزش بيشتري براي خود قائل هستيد.





                                جفت گيري مثبت :



                                تجربه بدني فعاليت فيزيكي _ تغييرات تنفس، تعريق و افزايش نبض _ مي تواند نشانه ها و علائم اضطراب يا اختلال هراس را تقليد كند.



                                اما در مورد فعاليت فيزيكي، اين نشانه ها بدون ناراحتي هيجاني اتفاق مي افتند. به اين ترتيب ورزش مي تواند كمك كند تا همراهي نشانه هاي فيزيكي با ناراحتي از بين برود. براي افرادي كه اختلال هراس دارند، اين خود نشانه هاست كه اين افراد از آنها مي ترسند.



                                همراه كردن يك چيز مثبت با آن نشانه ها، در عوض حمله هراس، مي تواند به شما كمك كند بياموزيد تا چگونه نشانه ها را درمان كنيد و از آنها نترسيد.


                                تقويت محيطي :



                                فعاليت به شما اين فرصت را مي دهد تا استحكام محيطي يا اجتماعي را تجربه كنيد. دكتر ويكرز _ داگلاس مي گويد: «افسردگي سبب انزواي افراد مي شود و با منزوي شدن، آنها تجربه تعامل با اطرافيان و محيط شان مثل لبخند يا كلمه مهربانانه اي از يك عابر يا نور و صداي طبيعت را از دست مي دهند.»


                                مهارت هاي مقابله اي مثبت :



                                انجام كارهايي سودمند براي درمان اضطراب و افسردگي يك راهبرد مقابله اي فعال و مثبت است. كوشش براي بهتر كردن روحيه با مصرف الكل بيش از حد يا پرداختن به عواقب افسردگي راهبردهاي سودمندي نيست.



                                در عوض اينكه دست روي دست بگذاريد تا افسردگي و اضطراب خودش از بين برود، گام هاي موثر برداريد مانند افزايش فعاليت بدني. اين كار باعث مي شود تا به توانايي خود در درمان نشانه هايتان اعتماد پيدا كنيد.


                                به نظر مي رسد فعاليت فيزيكي به همراه فقط يك فاكتور بيولوژيكي يا روانشناختي مسئول بهبودي افسردگي يا اضطراب نباشد. به مانند اختلالات رواني كه علل مختلف و زيادي دارند، فعاليت فيزيكي هم از طرق مختلف كارساز است.



                                به گفته دكتر ويكرز _ داگلاس شواهد زيادي نشان مي دهند ورزش براي بهبودي هيجاني مهم است و در كاهش نشانه هاي افسردگي كمك كننده است.



                                درست است كه درباره چگونگي تاثير فعاليت بر روحيه چيزهاي كمي مي دانيم. ولي دليلي وجود ندارد كه صبر كنيم تا تاثيرات مستقيم، غيرمستقيم و تعاملي فعاليت فيزيكي بر سلامت رواني به طور كامل كشف شود. شما مي توانيد از هم اكنون از مزاياي فعاليت فيزيكي بهره ببريد.


                                غلبه بر سستي ناشي از افسردگي :



                                البته دانستن اينكه چيزي براي شما خوب است، انجام آن را براي شما آسان تر نمي سازد. اغلب مردم يا اصلاً به فعاليت فيزيكي منظم نمي پردازند يا اين فعاليت خيلي كوتاه مدت است. افسردگي و اضطراب مي تواند فعاليت را سخت تر هم بكند.


                                ممكن است شما زمان كافي براي ظرف شستن، دوش گرفتن، يا رفتن به سر كار نداشته باشيد، چطور علاوه بر اين همه كار به فعاليت بدني هم برسيد؟


                                غلبه بر اين سستي گاه كمي سخت است. مشكل ديگر پايبند بودن به برنامه ورزشي است. هدف هاي واقع گرايانه پي ريزي كنيد، برخي مشكلات را حل كنيد و اين را درك كنيد كه فعاليت هميشه نمي تواند جالب يا آسان باشد تا به شما كمك كند.


                                با پزشكان صحبت كنيد :



                                چون بعضي از حرفه هاي مرتبط با بهداشت رواني فعاليت را بخشي از برنامه درماني خود نمي دانند، با پزشك يا درمانگرتان جهت راهنمايي و مشاوره صحبت كنيد.



                                مشتركاً برنامه فعاليت بدني و اينكه چطور آن با راهبرد درماني شما جور درمي آيد را ارزيابي كنيد. مشخص كنيد از چه چيزي لذت مي بريد و چه نوع ورزشي يا فعاليتي را بيشتر و يا كمتر دوست داريد انجام بدهيد و نيز كجا، كي و چگونگي آن را تعيين كنيد.



                                براي مثال، دوست داريد عصرها باغباني كنيد، يا پيش از غروب آفتاب بدويد، پياده روي مختصري از بين درختان بكنيد يا بعد از مدرسه فرزندتان با او بسكتبال بازي كنيد.


                                اهداف منطقي در نظر بگيريد :



                                قرار نيست كه حتماً روزي يك ساعت پياده روي كنيد. حتي يك پياده روي ۱۰ دقيقه اي هم كمك مي كند تا خلق شما افزايش يابد و شما را در يك محيط مثبت تر قرار مي دهد و افكارتان را دوباره متمركز مي سازد _ حتي به طور موقت _ و شما را از الگوهاي منفي انتقاد از خود رها مي كند. برنامه خود را مطابق نيازها و توانايي هايتان بچينيد.


                                برنامه تان را تجزيه كنيد :



                                خوب است كه اصولاً يك راهبرد ورزشي براي خود داشته باشيد اما تمركز بر برنامه كامل يا ايده آل به جاي يك برنامه واقع بينانه مي تواند تلاش هاي شما را خراب كند.



                                ايده آل و از آخر شروع نكنيد و واقع گرايانه و رو به جلو حركت كنيد. برنامه خود را به اجزاي كوچكتر تقسيم كنيد. اگر نمي توانيد ۴۵ دقيقه پياده روي كنيد، چقدر مي توانيد؟ ۱۵ دقيقه؟ ۵ دقيقه؟ از كمترين حد شروع كنيد و بنا را بر آن بگذاريد.



                                دكتر داگلاس يادآور مي شود: «براي بسياري از ما، فقط پوشيدن كفش و به بيرون رفتن بزرگترين تلاش است. اين مشكل ترين بخش است. همين كه حركت كنيم ديگر تداوم حركت راحت تر است. بنابراين انرژي خود را به جاي به پايان رساندن كاري روي شروع كار متمركز كنيد.»


                                iran

                                Comment

                                Working...