If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
ok wait.......... redwine u are are WOMAN???????/ as in u r FEMALE????? oh nooooooo till now i toto u were a guyyyy!1 opppppppppssssss
eLLy kHoShKeLe
boT daram ke gerde gel ze sonbol sayeban darad
bahare aarezash khaT be khune arghavan darad
ghobare khat napushanid khorshide rokhash
yarab hayate javdanash deh ke hosne javdan darad
Hameh zanhayeh persian,khoob hastan va dorost kar,3 mah tul keshid ta tunestam in list keh alan baratun post mikonam ro dorost konam.ageh kasi digeh hast keh is famous persian woman hast va man naneveshtamesh,sorry,mano bebakhshid va benevisinesh.
Famous Iranian women and female entities.
Nassim Sahar, vegan activist.
Shermine Shahrivar, Miss Europe 2005.[1] (http://www***anian.com/PhotoDay/2005/March/miss.html)
Shirin Ebadi, 2003 Nobel Laureate.
Shahrazad of 1001 Nights
Parvin E'tesami, poetess.
Lily Afshar, world class guitarist.
Forough Farrokhzad, poetess.
Shahr-banu, princess.
Farah Pahlavi, empress.
Anahita, Goddess.
Parisa Khosravi
Nazanin Afshin-Jam, Miss Canada 2004.
Shohreh Aghdashloo, Actress.
Goli Ameri, Republican politician.
Anousheh Ansari: X Prize named after her.
Ladan and Laleh Bijani, conjoined twins.
Zahra Kazemi, slain photographer.
Simin Behbahani
Azar Nafisi
Marjane Satrapi
Mansoureh Hosseini
Aidin Aghdashloo
Samira Makhmalbaf, director.
Christiane Amanpour, CNN news anchor.
Rudi Bakhtiar, CNN news anchor.
Shadi Sadr
Masoumeh Ebtekar, Iranian Vice President.
Nafiseh Fayyazbakhsh
Fatemeh Haghighatjou, former Member of Parliament.
Faezeh Hashemi Rafsanjani, daugther of Hashemi Rafsanjani.
Elaheh Koulai, former Member of Parliament.
Maryam Rajavi, opposition leader.
Azam Taleghani
Leila Arab
Delkash
Googoosh, singer.
Leila Forouhar, singer.
Sima Bina
Marzieh, singer.
Foozieh of Egypt, former Queen.
Soraya Esfandiary Bakhtiari, former Queen.
Leila Pahlavi, princess.
Zahra Eshraghi
Mehrangiz Kar, lawyer.
Farrokh Karimi, Iranian female Dutch Member of Parliament.[2] (http://www.sharghnewspaper.com/830327/life.htm)
Mandana Naderian, German TV hostess.[3] (http://www.mandana-naderian.de/)
Mina Borati, wife of Joschka Fischer, the German Foreign Minister.[4] (http://www2.onunterhaltung.t-online....7/1629076.html)
Mina Bissel, Director of UC Berkeley Life Sciences Division. [5] (http://www.asip.org/mtgs/EB03/Bissell.htm)
Fariba Adelkhah, Director of Research at Centre for International Studies and Research, France. [6] (http://www.ceri-sciencespo.com/cherlist/adelkhah.htm)
Simin Nikbin Meydani, Senior Scientist and Director at Tufts University. [7] (http://hnrc.tufts.edu/scientists/people/smeydani.php)
Nahid Shahmehri, Director of the Laboratory for Intelligent Information, Linköpings Universitet, Sweden. [8] (http://www.ida.liu.se/labs/iislab/people/nahsh/)
Tamara Stronach, star of the blockbuster movie The Neverending Story.
Mariam Kamkar, Head of the Department of Computer and Information Science, Linköpings Universitet, Sweden. [9] (http://www.ida.liu.se/~marka/)
Azadeh Tabazadeh, Stanford University scientist from NASA. [10] (http://www.agu.org/inside/awards/tabazadeh.html) Article about her in TIME magazine (http://www***andokht.com/editorial/i...ditorialID=848)
Manijeh Razeghi, Director, Center for Quantum Devices, Northwestern University. [11] (http://www.ece.northwestern.edu/~razeghi/)
Patricia L. Mokhtarian, Associate Director, Institute of Transportation Studies, UC Davis. [12] (http://cee.engr.ucdavis.edu/faculty/...an/Default.htm)
بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده: نخست اسکندر و سپس تازیان به ویژه٬ همه دستمایه و نشانه ها و ماندمانهای کشور ما را به نابودی کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به جای مانده است که بتوان بر آنها تکیه نمود. ولی از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسیده است٬ نشان میدهد که زن ایرانی به والاترین پایه های گردانندگی کشور دست یافته و با پشتکار ستودنی و کاردانی به انجام کارها پرداخته است.
« آرتادخت» از زنانی است که وزیر دارایی « اردوان چهارم اشکانی» میشود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری میرساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
پ – زن در سرداری و فرماندهی
زنان در هنر تیراندازی٬ اسب سورای٬ جنگاوری٬ نبرد .... فراوان آموزش میدیدند٬ به گونه ای که گاه کارکشتگی و بیباکیشان بدانجا میرسید که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند٬ کم نیستند. اینان نه تنها به شکار و تیراندازی میرفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان می ربودند که همراه مردان در میدانهای جنگ٬ شاهکارهایی می آفریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشد. از این رو با شایستگی نشان دادن٬ خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا٬ در رده جلوی سپاه٬ پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.
« آرتمیس» یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ٬ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.
از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ « گردیه» خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری و جنگاوری بلندآوازه مبیاشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با « تور» فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
« بانو گشنسب» دختر رستم و همسر « گیو» نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.
« زربانو» دختر دیگر رستم میباشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.
نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):
- « آپاما » دختر « سپیتمن » که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.
- « آذرنوش» در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.
- « آرتونیس» در چم راست و درست٬ دختر «ارته باز» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.
- « آریاتس» در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.
- « آسپاسیا» در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.
- « آمسترس » در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.
- « ابردخت» در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.
- « استاتیرا» در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬ دختر داریوش سوم هخامنشی.
- « ُبرزآفرید» در چم آفریده شکوه و والایی٬ از سرداران ساسانی.
- « برزین دخت» در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.
- « پریساتیس» در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.
- « داناک » در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.
- « سی سی کام» در چم کامروا و پیروز٬ مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.
- « نگان» در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.
- « ِورزا» در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.
- « وهومسه » در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ از سرداران هخامنشی.
- « هومی یاستِر» در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.
- « یوتاب» در چم درخشنده و بیمانند٬ خواسته و پرفروغ٬ خواهر « آریوبرزن» سردار بیباک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمیداد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند.
CNN VJ Profiles
Parisa Khosravi: Senior Vice President and Managing Editor, International Newsgathering
When Parisa Khosravi started at CNN in 1987, she says she needed the experience more than the money. "As an Iranian who left Iran just before the revolution, news was a big part of my life," she says. "I wanted to be right in the thick of breaking news events since high school." So after completing seven experience-rich internships during her Columbia College education in Chicago, Parisa received a bachelor's degree in journalism and immediately secured a job as a CNN Video Journalist (VJ). Fourteen years later she has an executive office, but says she rarely sees it.
From VJ, Parisa was promoted to Playback, where VJs cued and loaded tape directly for air. She loved having to think ahead of directors. She then was offered a position as an assistant assignment editor at the International Desk, where she gathered news from around the world and provided it to all CNN news entities. "I took pride in elementary work like fonting," she says, "the process of formatting scripts for a teleprompter." Within a year she became a full-fledged Assignment Editor, talking to reporters in the field and deciding what to cover. In her continued rapid ascent, Parisa was eventually promoted to Senior Editor, then Director of Coverage, Vice President and finally -- at least for now -- Senior Vice President and Managing Editor.
When asked about CNN's brand of news, Parisa offers up how many bureaus CNN has around the world that provide comprehensive coverage.
On occasion, Parisa performs field duties. In 1995, she secured an exclusive interview with Iranian President Akbar Hashemi Rafsanjani. Two years later, she produced CNN's live coverage of the 1997 Iranian elections from Tehran. Parisa has received many awards including a 1993 Golden CableACE for CNN's coverage of the Gulf War; a 1992 Peabody Award for CNN's coverage of the attempted coup d'état in the former Soviet Union. Shes also won awards for covering Somalia, Bosnia, the Moscow Uprising of 1994 and the 1996 crisis in Zaire and Rwanda.
"Opportunities can come at you from any level at any time," says Parisa. "You can knock on anybody's door." She believes that expectations are beneficial, but stresses working on the basics. "Pay your dues; you don't realize what you're learning. I can now anticipate what will happen in the newsroom because of what I learned in the beginning. Don't be unrealistic, but you can go to the International Desk and ask to observe. You can be writing your own practice versions of scripts all along and find someone to look at them."
She also believes that creativity makes the difference. "Once I had to get our equipment and people from Cyprus to Somalia to Mogadishu, but I couldn't find any flights. I asked an airline if they'd make a stop," she says, grinning. "They laughed, then asked how much! I spent 26 hours straight in my seat making contingency plans in case it all didn't work out. Finally our people boarded the plane. Ironically, the airline was packed full of journalists from London already on their way to cover the same story," she says, grinning even wider.
Parisa says pursuing a journalism career in the United States had its difficulties in the beginning. "English was my second language. Some of my journalism teachers told me that journalism was such a tough field. If I had listened, I wouldn't be here now." Today Parisa still happily abandons her office on a regular basis in favor of the newsroom. As Senior Vice President of CNN, however, the duties she learned as a VJ continue to serve her as she gathers and delivers news for CNN's newest formats, from television to the Internet.
نتايج پژوهش «عوامل موثر بر خشونت مردان عليه زنان» كه توسط رضا همتي كارشناس ارشد پژوهشگري از ميان ۳۲۰ خانوار تهراني صورت گرفته، نشان مي دهد كه شايع ترين نوع خشونت خانگي عليه زنان در ايران، خشونت رواني است.
براساس نتايج اين تحقيق، ايراد گرفتن از خصوصيات اخلاقي زن با ۸/۷۳ درصد شايع ترين نوع خشونت اعلام شده است. همچنين داد كشيدن بر سر همسر با ۵/۶۳ درصد، بي توجهي به احساسات و عواطف با ۹/۵۶ درصد، مقصر دانستن در مسائل شخصي با ۷/۴۴ درصد، تصميم در امور مالي بدون نظرخواهي از همسر با ۵/۴۳ درصد به ترتيب در رده هاي بعدي شيوع خشونت هاي خانگي در تحقيق مذكور قرار دارند.
براساس نتايج اين بررسي خشونت هاي فيزيكي حجم بسيار كمتري از انواع خشونت هاي خانگي در ايران را به خود اختصاص داده است. هل دادن شديد به منظور آسيب رساندن با ۳/۱۹ درصد، كتك زدن با ۱۸ درصد، پرت كردن اشيا و سيلي زدن با ۹/۱۶ درصد و مشت و لگد زدن با ۷/۸ درصد شايع ترين خشونت هاي فيزيكي ثبت شده در اين بررسي است.
دكتر مصطفي اقليما رئيس انجمن علمي مددكاران ايران و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي ايران به شرق گفت: «نتايج بررسي انجمن علمي مددكاران ايران از وضعيت يك هزار زن ساكن در تهران نشان داد كه نزديك به ۹۵ درصد خشونت ها عليه زنان روحي و رواني بوده و به ويژه در جهت تحقير و كوچك شمردن زن اعمال شده است.» وي كه به مناسبت روز جهاني توانبخشي قربانيان شكنجه در «نشست خشونت هاي خانگي زنان و كودكان» سخن مي گفت، افزود: «بسياري از ازدواج ها در ايران از روي اجبار صورت مي گيرد كه شامل اجبار در اصل ازدواج، اجبار در انتخاب همسر، اجبار در سن ازدواج و چگونگي ازدواج است كه در افزايش خشونت خانگي موثر است.»
خيانت مرد» عامل ٦٧ درصد شوهركشيها در ١٥ استان كشور است
درصد قتلها در كشور ناموسي و جنسي هستند. بررسيها نشان ميدهد 20 درصد قتلها در كشور ناموسي و جنسي هستند
مطالعه موردي جرمشناسي خشونت خانگي و همسركشي در سيستان و بلوچستان نشان داد تعداد موارد قتل در تيرماه سال 79 بالغ بر 278 مورد بوده كه از اين تعداد 5 نفر به اتهام قتل همسر (زن يا مرد) در زندان به سر ميبردند.
اين در حاليست كه بررسي پديده خشونت خانگي در اين استان نيز از فراواني و شيوع اين پديده حكايت دارد.
نتايج «بررسي پديده همسركشي در 15 استان كشور» نيز نشان ميدهد 67 درصد قتل مردان به دست همسرشان به علت وجود شخص ثالث (خيانت مرد) و 33 درصد واكنش در برابر خشونت مرد، حمله ناگهاني يا تهديد از سوي او بوده است.
نتايج پژوهش دكتر شهلا معظمي ، عضو هيأت علمي مؤسسه مطالعات جرمشناسي دانشگاه تهران همچنين حاكيست قتلهاي ناموسي و جنسي در چند حالت رخ ميدهد كه يكي از آنها هنگامي است كه دختري با جوان ديگري رابطه نامشروع برقرار ميكند و اين رابطه فاش ميشود. بنابراين نوعي سرشكستگي براي اعضاي خانواده ايجاد ميشود، در اين موارد پدر يا برادر دختر اقدام به قتل او ميكنند؛ زيرا ميدانند يا شاكي وجود ندارد و يا شاكي به سهولت رضايت ميدهد، بنابراين مشكلي از جهت مجازات نخواهند داشت.
بر اساس اين نتايج، اين نوع قتل در سراسر كشور وجود دارد؛ اما شدت آن در جوامع روستايي و عشايري در مقايسه با جوامع شهري بيشتر است.
به گزارش ايسنا اگر چه ماده 630 قانون مجازات اسلامي، مردان را تنها در صورت مواجهه با خيانت همسر مجاز به قتل وي ميداند، اما نتايج تحقيق در مورد همسركشي در 15 استان كشور نشان ميدهد در بسياري از موارد مردان بدون حصول اطمينان از خيانت همسر و در صورت شكست زناشويي، نافرماني، عدم تمكين جنسي و حتي سهلانگاري در وظايف زناشويي ممكن است به عمد يا سهوا همسر خود را به قتل برسانند و با تمسك اين ماده قانوني و توسل به عامل تحريك و از دست دادن كنترل شخصي، خود را تبرئه كنند.
در اين پژوهش ميانگين سن زنان (قاتل و مقتول) به هنگام ازدواج 4/13 سال، ميانگين سن مردان به هنگام ازدواج 6/27 سال و ميانگين طول مدت ازدواج 6/12 سال بوده است كه از طولاني بودن زندگي مشترك آنها حكايت دارد و بيانگر آن است كه پس از سپري شدن حداقل 10 سال نيز زوجين به دلايلي نتوانستهاند زندگي مشترك را ادامه دهند و با داشتن فرزند يا فرزندان و احتمالا نداشتن راه حل ديگري براي جدا شدن، همسر خود را به قتل رساندهاند.
امروزه در جهان تعداد زیادی از زنان و مردان با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای ساماندهی این افراد سازمانهای غیر دولتی مدافع حقوق زنان و مردان مبتلا به ایذر تشکیل شده که با جدیت شعار حفاظت از انسانها در برابر ایدز را مطرح می کنند.
در ایران نیز افزایش میزان آسیب پذیری زنان و دختران در برابر ایدز موضوع نگران کننده ای است که همواره توجه متخصصان و محققان را به خود جلب می کند.
در این خصوص محققان و متخصصان بر این باورند که به دلایل مختلف، زنان و دختران بیشتر در معرض ابتلا به ویروس HIV قرار دارند که در این بین کودکان نیز قربانی بزرگ این هیولای وحشت انگیز قرن به شمار می روند.
بر اساس آخرین آمار و اطلاعات سالانه سازمان بهداشت جهانی، زنان 8 برابر مردان در سال در معرض ابتلا ناگهانی به ویروس HIV قرار دارند که به نظر می رسد ، می توان با آموزش های عمومی و آگاهی بخشی ، از ابتلای افراد زیادی به بیماری ایدز جلوگیری کرد.
زنان و دختران در صورت کمترین بی توجهی، مستعد ابتلا به بیماری های مقاربتی و ویروس HIV هستند."
علت ضعفی که در سیستم بدنی زنان وجود دارد، هر گونه تمایلی به ارضاء نامشروع غرایز از سوی زنان و مردان می تواند آنها را دچار مشکلات عدیده و آسیب های روحی و جنسی کند."
این ویروس از طریق مقاربت جنسی،عدم رعایت بهداشت در آرایشگاه یعنی استفاده از تیغ های غیر بهداشتی و عدم استفاده از وسایل بهداشتی و استریزه شده در دندان پزشکی و استفاده از سرنگ آلوده توسط معتادان و هر گونه رعایت نکردن بهداشت که منجر به انتقال خون ناقل ویروس HIV شود، انتقال می یابد."
یک متخصص زنان با اشاره به افزایش میزان مراجعه زنان و دختران به پزشکان متخصص در خصوص ابتلا به این بیماری اظهار می دارد: امروزه شاهد میزان بیشتری از ابتلاء زنان به امراض عفونی و مقاربتی هستیم که دلیل آن در پیش گرفتن رفتار های پرخطر است.
"برزو کامکی" می افزاید : بیماری های عفونی ، مقاربتی ، و آسیب های جنسی و تبعات آن آینده تاریک و نا امید کننده ای فرا روی زنان و دختران جوان قرار داده است.
رئيس سازمان بهزيستى كشور علت فرار ۲۰ درصد از دختران فرارى را اعتياد والدين و ۱۵ درصد را طلاق ذكر كرد. درحالى كه علت فرار ۶۵ درصد از دختران ناگفته ماند.
به گزارش خبرنگار ,ايران, نشست خبرى رئيس سازمان بهزيستى كه با دعوت از خبرنگاران و به مناسبت هفته بهزيستى صورت گرفته بود، با استهزاى پرسشهاى خبرنگاران از جانب رئيس سازمان بهزيستى همراه شد.
هرچند عدم همكارى دفتر مركزى سازمان بهزيستى با خبرنگاران پديده جديدى نيست و طى سالهاى اخير عادى شده است، اما چنين عكس العملى از رئيس سازمان دور از انتظار بود.او در پاسخ به سؤال خبرنگار ,ايران, در مورد تشكيل تيمهاى تخصصى براى شناسايى و ساماندهى دختران فرارى گفت: چه تيمى مى خواهيد براى دختران فرارى تشكيل دهيد؟ اين كار، غير حرفه اى است و تشكيل تيمهاى تخصصى عملى نيست.
اين درحالى است كه رئيس دفتر آسيبهاى اجتماعى سازمان بهزيستى چند روز پيش در همايش روز جهانى جمعيت بر تشكيل تيم هاى تخصصى براى ساماندهى زنان آسيب ديده و دختران فرارى تأكيد كرده بود.
يكى از معاونتهاى سازمان بهزيستى كشور، پيش از اين از معضل قاچاق كودكان خيابانى و كار به شهرهاى جنوبى و مناطق حاشيه نشين كشور خبر داده بود. در اين گزارش همچنين به جذب كودكان خيابانى و استفاده از آنها در فعاليتهايى مثل قاچاق سى دى و الكل و توزيع مواد مخدر و حتى قاچاق كودكان براى انتقال به كشورهاى حاشيه خليج فارس و بهره كشى از آنان اشاره شده بود.
اما ديروز رئيس سازمان بهزيستى كشور در اين مورد اظهار بى اطلاعى كرد و گفت: هيچ كار كارشناسى در مورد اين موضوع صورت نگرفته است و بى اطلاع هستم
بعضي از آدم ها سعي مي کنن به کلمات يا رفتارشون حالت اکسپرسيو بدن شدت بخشيدن و غلو کردن براي بر انگيختن احساسات طرف مقابل و تأثير گذاري بيشتر. در نقاشي سبک اکسپرسيون با به کار بردن خطوط پرقدرت و غلو در حالت ها رنج و احساسات عميقي رو بيان مي کنه تا روي محيط تأثير بيشتري داشته باشن. اين دسته با ادبيات و رفتار خشن آدم رو به ياد آثار اکسپرسيو نقاش هاي آلماني بعد از جنگ جهاني دوم مي اندازن.
تعجبي نداره که توي سنين تين ايجري نياز به ديده شدن شديدتره و به همين دليل اين رفتار از پسرهاي شانزده هفده ساله بيشتر ديده مي شه.
جايي که من زندگي مي کنم جوانها هر روز عصر رو اختصاص مي دن به اين عمر مهم؛ يعني تأثير گذاري شديد روي محيط اطرافشون.
ديروز صبح نتونستم برم باشگاه و بعداز ظهر راه افتادم که تو کلاس ايروبيک عصر شرکت کنم.
موفع برگشتن سر يکي از همين پاتوق ها که معمولاً سر نبش هر کوچه تشکيل مي شه اون جمله رو شنيدم. از اونجايي که نه دکتر هستم و نه پيرسگ، اولش اصلاً توجهم جلب نشد. چند قدمي که رفتم جلو متوجه شدم که کسي جز من اونجا سرتاپا روشن نپوشيده و با دکترها اشتباه گرفته نمي شه. لااقل خانم هايي که کنار و جلوي من راه مي رفتندو سرگرم تماشاي مغازه ها بودند همه شون يا مشکي پوشيده بودن يا نارنجي يا آبي.
بعد فکر کردم يعني پير شدم؟ دلم مي خواست به گونهء راستم دست بکشم ببينم کجاهاش خط داره، علامت پيري صورتم چي بود؟ شايد ديشب چون کم خوابيده بودم و بيشتر به پهلوي راست، صورتم خط افتاده باشه...
بعد اين سؤال برام پيش اومد، که اگه الان با همون روپوش و شلوار شيري رنگ و کلاه آفتابي به اضافهء يه عصا از جلوي اينها رد مي شدم و اين کلمه رو مي شنيدم آيا باز هم بي خيال از جلوشون رد مي شدم؟ آيا دلم مي شکست؟ آيا مي تونستم به اين فکر کنم که اينها نياز دارن به ديده شدن، به شنيده شدن؟
آيا مي تونستم درکشون کنم؟
الان يعني درکشون کردم؟ نمي دونم. اما از يه چيز مطمئن هستم؛ اين که اگه بخوام يک چيز رو از زندگيم حذف کنم، اون شنيدن اظهار نظر مردهاي گنده راجع به بدن و اندامم توي خيابونه، نه شنيدن کلمهء پيرسگ از بچه اي که دوران نوجوونيش رو مي گذرونه.
و اگه قدرت حذف چيز ديگه اي رو هم داشتم، ديدن زن هايي مي بود که از سر و وضعشون معلومه زياد هم روي حجاب تعصب ندارن و مؤمن دو آتشه نيستن، و مي دوني مي توني توي آلبوم خونشون عکسهاي زيادي از دوران جوانيشون پيدا کني که با لباس هاي باز و آرايش هفت قلم توي کاباره ها و مهموني ها انداختن، اما دو وجب پاي دخترهاي امروز رو که با پوشيدن يه شلوار کوتاه زده بيرون نمي تونن تحمل کنن.
يا يه مانتوي صورتي رو که اگه مجبور نبودي هزار سال هم تو اين گرما تنت نمي کردي.
اين خانم هايي که مي گم همه شون در سنين ميان سالي هستند، خانم هاي مسن تر که بحران اين دوره رو رد کردند با علاقه و محبت به دخترهاي جوون نگاه مي کنند. يعني بعد اين که اين دوره رو بگذرونن و به سن مادربزرگي و مهربوني کردن برسن اسمشون مي شه پيرسگ؟
الان دنياي اطرافم چه صفتي به من مي ده؟ من وقتي جايي غير از خونهء خودم توي شهر خودم راه مي رم چي هستم؟ رهگذر ساکتي که هميشه موفق نمي شه ساکت بمونه ديگران بدون پرسيدن نظرش خطاب قرارش مي دن، فاحشه اي که راننده ها بدون ديدن علامتي که نشون دهندهء تمايل به سوار شدن باشه براش چراغ و نيش ترمز مي زنن، يا يه پيرسگ که نمي دونه به آقايون نورستهء محترمي که سر کوچه منتظر مي ايستن تا شاهد رد شدن اش باشن بايد سلام کنه؟
چه کسي به خودش زحمت مي ده -و يا تا به حال داده- که آدمي مثل من رو درک کنه؟ آدمي که به جز دوران کوتاه و طلائي بچگي اش، بقيهء زندگيش صرف اين تلاش شده که مثل يک آدم عادي زندگي کنه، اما هر روز و هر روز ناچاره زن بودن رو تحمل کنه؟
آدمي که آدمهاي زيادي، که حتي وقتي از توي اتوبوس بهشون نگاه مي کني که اون پائين ايستادن يا راه مي رن نگاهشون عميقاً آشناست همون دوران طلائي رو هم به خاطر ياد گرفتن الفبا مجبور شد زير روپوش ضخيم و سرمه اي و مقنعه بگذرونه و حالا به خاطر جايگزين کردن رنگ نارنجي يا صورتي به جاي سورمه اي و سياه از زناني که همسن مادرش هستند نگاه هاي خشمگين و دشنام هاي زيرلبي دريافت مي کنه
جنسيت و قوميت در ميزان تحمل فشارهاي روحي تاثير ميگذارد.
به گزارش ايلنا, دختران و پسران نوجوان در رويارويي با فشارهاي روحي و تنشهاي زندگي يكسان عمل نميكنند.
محققان دانشگاه پزشكي گرجستان بر اين باورند؛ دختران نوجوان بيش از پسران نوجوان در برابر فشارهاي روحي مقاوم هستند.
آزمايشات گروه فوق نشان داد, در مقابله با فشارهاي روحي دختران بر خلاف پسران دچار افزايش فشار خون نميشوند.
آنها 190 پسر و دختر سياهپوست سالم 16 تا 18 ساله را در طول يك بازي كامپيوتري تنشزا به مدت سه ساعت, 2 ساعت قبل از بازي و يك ساعت در حين بازي, بررسي كردند، محققان هر 15 دقيقه فشار خون آنها را اندازهگيري كردند.
بر اساس ضربان قلب, هر دو گروه نسبت به فشارهاي روحي اعمال شده در حين بازي، يكسان واكنش نشان دادند؛ با اين تفاوت كه ضربان قلب دختران كمي از پسران بالاتر بود.
اما بررسي فشار خون نشان داد؛ تغييرات فشار خون در دختران به مراتب كمتر از پسران بود. جالب اينكه اين تغيير حتي در دختران سفيدپوست كمتر از دختران سياهپوست است.
افرادي كه در برابر فشارهاي روحي دچار افزايش فشار خون ميشوند، بيش از ديگران در معرض خطر بروز ناراحتيهاي قلبي هستند. تحقيقات پيشين نيز نشان دادهاند؛ جنسيت و قوميت در تحمل فشارهاي روحي و فشار خون تاثير ميگذارند.
برای شکستن
کافی بود به سنگ سلام کنم
کنار بید مجنون
نامم همیشه لیلی باشد
آینه ها چه می دانند
من چندمین زن عاشقم
و عشق غیرممکن است
تو را نشناسد
اگر گریسته باشی
دخترانی که شرم گونه هایشان را
با گوشه چادر مادرانشان پاک کرده اند
پنجره ی زیبایی خود را نخواهند گشود
ومحال است کرم اندامشان پروانه شود
من
می ترسم
و یادم نیست
در لحظه شقایق
به آفتاب - پناه بردم یا به چادر سیاه مادرم؟
(2)
می خواهم برگردم
به آغوشت
به چشمان کبوتر خیزت
از دو سالگی ام که رام دستهای تو بود
تا اینک
که رام جهان شده ام
همیشه می خواهم برگردم
به آغوش شرجی ات
تا جیرجیرکها بخوانند
تا تو بخوانی
و من هنوز به پایان قصه نرسیده
خواب بروم
- از مجموعه " حوا صدایم می زنند؛ نام من لیلاست " / انتشارات دیهیم / چاپ در سال 1382
به صورتم درون قاب آیینه نگاه می کنم . هيچ چيزي تغيير نكرده . دستی در موهایم می کنم . چند تار نقره ای باز خودنمایی می کنند از ديروز اضافه شدند يا من فكر مي كنم . پشت سرم، درون قاب ایینه چشمان بسیاری را می بینم . مادرم را که باز تکرار می کند:« تا کی می خواهی تنها باشی داری سی ساله می شوی ؟» نگاه می کنم:« مگر سی سالگی چه اتفاقی می افتد که تنها بودن یا نبودن اهمیت دارد ؟» می گویم : «من که تنها نیستم . »نمی خواهم بحث تکراری میان ما آغاز شود اما این تواتر ادامه دارد :« همیشه که مادر و پدر نیستند . خواهر و برادرها هم که سر زندگی خودشان هستند ؟» و باز منم كه تکرار می کنم : «خوب مگه مهمه ؟ مي گويد بذار سي ساله شوي مي فهمي . »
به صورتم درون قاب آيينه نگاه مي كنم .تارهاي نقره اي بيشتر ميشود. به تقويم پشت سرم نگاه مي كنم. صداي نزديك شدنش را مي شنوم . خواهرم دوباره تكرار مي كند: «تو تا كي مي خواي ادامه بدي ؟ »مي پرسم : «چي رو ؟» مي گويد:« خودتو به اون راه نزن داره سي سالت مي شه نمي خواي يك تصميم مهم براي زندگيت بگيري تا كي مي خواي همين طور تو خونه بابا زندگي كني؟» مي گويم :« تو خونه تو كه نيستم .» مي گويد : «نه تو خونه من نيستي اما هر چيزي حدي دارد فكر خواهر كوچكتر را بكن تازه مگه نمي خواي سامون بگيري تا كي مي خواي براي خودت راحت بگردي و هيچ مسئوليت نداشته باشي . همسن و سال هاي تو الان به فكر تهيه كردن جهيزيه دخترانشان هستند.» مي گويم :« همه شون حس مي كنند دارن پير مي شن اما من اين حس رو ندارم . اونا الان تازه مي فهمن چه كلاه گشادي سرشون رفته انقدر زود ازدواج كردند. »مي گويد:« هرچي هست سامان گرفتند. اما تو هنوز رو هوايي»
به صورتم در قاب آيينه نگاه مي كنم. تارهايي نقره ايي را مي شمرم. بايد بيشتر شده باشد. سرم درد مي كند. نمي خواهم باور كنم كه بيشتر نزديك شدم. دوستم مي گويد:« باور نمي كنم كه تنها باشي آخه حداقل دخترهاي هم سن تو يكي دو تا تجربه عشق دارند . حداقل چند تا دوست پسر را داشتند.» مي گويم:« آخه من نيازي را حس نمي كردم و نمي كنم . چرا بايد تجربه كنم.» مي گويد:« اين يك حس طبيعيه اگه كسي نداشته باشه بايد خودشو به دكتر نشون بده.» مي گويم:« آخه من چيزيم نيست هزاران نفر مثل من هستن كه دارن زندگي مي كنن. بدون نياز به جنس مخالف.»
به صورتم درون قاب آينه نگاه مي كنم. كاش مي شد اين آينه را شكست تا چشم ها را نديد و صدا ها نشنيد حتي صداهايي كه مي گويد:«كار عاقلانه مي كني عشق به چه درد مي خورد. آقاي خودتي خانم خودت به ما نگاه كن شوهر داري نمي گذارد به تفريح برسيم. گاهي اوقات دلمون مي خواهد بريم بي رون اما شوهره نمي گذاره بايد از آقا بالا سرمون اجازه بگيريم. ...»
به صورتم در آينه نگاه مي كنم ديگر آنقدر نزديك شده كه قدم هايش را حس مي كنم. تارهاي نقره اي بيشتر شده شايد صدتا شايد هم بيشتر از حد خارج است. در سرم پر از هياهو است: «تا كي مي خواي تنها باشي؟... همه سر و سامون گرفتن .... نكنه مشكلي داري ... . »حس مي كنم چيزي در درونم كم است . احساس خلا مي كنم. خلا تنهايي ... من تنها هستم .... كاش مي تونستم عاشق باشم. دست روي صورتم مي كشم چقدر خسته ام نكنه من پير شدم. حتما پير شدم. كاش هيچ وقت نيايد كاش ... مي ترسم از آمدن اين مهمان ناخوانده
به زنگ آمدنش فكر مي كنم. دلم نمي خواهد بيايد اينبار جدي نمي خواهم بيايد. از آمدنش مي ترسم . به آيينه نگاه مي كنم رد قدم هاي نيامده اش را روي صورتم پيدا كنم. مي ترسم مي خواهم نيايد. اما مگر مي شود جلو قدم هايش را گرفت. توي ايميلم روي صفحه اوركات پر از پيغام تبريك هاي است . كاش كسي به من تبريك نگويد . كاش نمي آمد. مي شد جايي ايستاد و جلوتر نرفت.
به چهره داخل آيينه نگاه مي كنم. اين منم كه درون قاب ايستاده ام. بايد باور كنم كه آن كه از آمدنش هراس داشتم رسيد. هيچ اتفاقي نيفتاد. نه در وجودم نه در احساسم. چرا ازش هراس داشتم. امروز مثل ديروز است. مثل پريروز مثل ماه پيش . چرا من از آمدنش ترسيدم. چرا فكر مي كردم حتما بايداتفاق مهمي باشد. چرا من تغيير نكردم. هنوز همان آدم سابقم. همان آدم ديروز حتي آدم سال گذشته چرا اين همه وقت فكر مي كردم . روي ميزم پر از هديه است هديه از طرف دوستانم است. سي سالگي آمد و هيچ اتفاقي نيفتاد. من هنوز همان آدم سابقم اما نه حس مي كنم چيزي در درونم كم است انگار يك خلايي وجود دارد. خلايي كه بايد پر شود
Comment