Woman

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • IQ
    Senior Member
    • Feb 2005
    • 5035

    #76
    vaghe'an khaste nabaashi redwine WOW

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #77
      اجـازه بـدهيـد كمـي در مورد جزئيات روز عروسي و فضاي آن که بسياري خانم ها را تحت تاثير قرار مي دهد صحبت کـنــيم. چطور مي توانيد ياد بگيريد که با مردي که دوست داريـد زنــدگي کنيد بدون اينکه خودتان را از دست بدهيد. اين مسئله دو جنبه دارد.

      بعـضي خـانـم ها، به خصوص آنهايي که شاغل هستند و کمي دير ازدواج کـرده اند، ارزش فـردي خود را درک کرده و ميدانند کـه کيسـتند. هويت آنها برايشان مشخص است. بـه انـدازه کـافي وقـت داشـتــه اند که در مورد توانايي ها، ضعف ها و نقششان در جامعه بررسي کنـند. ازدواج براي اين خانم ها، ممکن است فقط قسمتي از زندگيشان باشد. زندگي کردن با فردي ديگر ممکن است کمي برايشان سخت باشد. عشق به همسر مسئله اي است که بايد در مورد آن آموزش ببينند.

      براي ساير خانم ها اين مسئله حداقل در ظاهر متفاوت است. همسر (يا مادر) شدن براي آنها رويايي است که از زمان کودکي در ذهن مي پرورانده اند. به خانم ها هميشه آموزش داده مي شود که بايد خود را در راه عشقمان قرباني کنيم و سايرين را هميشه مقدم بر خود بدانيم.

      خطري که در اين طرز تفکر پنهان است اين است که ممکن است آن زن با اين کار خود را به دست فراموشي بسپارد. خود را تسليم روياهايش کرده تا بتواند تمايلات همسرش را کاملاً برآورده کند. او با اين کار قسمتي از خود را از دست مي دهد و بعدها خواهد فهميد که چه چيز ارزشمندي را از دست داده است. کاري که بايد انجام دهد اين است که هيچگاه تمام خود را وارد ازدواج نکند.

      چگونه خانم ها مي توانند از اين دو خطر دوري کنند؟ کليد اصلي اين است که گفته هاي خداوند را در مورد هويت و شخصيت زن قبول کنيم. خداوند مي فرمايد که هويت و شخصيت زنان نه در کار و نه در ازدواجشان است زيرا هر دو آنها مسئله اي ظاهري هستند و ممکن است تغيير کنند. مردم هر روز شغلشان را عوض مي کنند و حتي يک ازدواج هم ممکن است با مرگ، بيماري يا حوادث غم انگيز ديگر از بين برود. اگر مي خواهيد فقط دو فرد مختلف نباشيد که زير يک سقف با هم زندگي مي کنند و فقط از نظر فيزيکي در مکاني مشابه نباشيد بدون اينکه واقعاً زندگي خودتان را با هم قسمت کنيد، نياز به هويتي داريد که سطحي و ظاهري نباشد.

      شما قلباً زني هستيد که خداوند دوست مي دارد. او به شما منزلت داده است. برايتان هدفي دارد و قسمتي از اين هدف در نقش شما به عنوان همسر و مادر خلاصه مي شود. قسمت ديگري از آن ممکن است در نقش اجتماعي شما به عنوان يک پرستار، معلم، مدير يا ساير شغل ها باشد. اما به ياد داشته باشيد که همه اينها بخشي از زندگي شماست نه همه آن. اگر نمي خواهيد خود را از دست بدهيد، بايد بفهميد که چه کسي هستيد و به چه کسي تعلق داريد

      كلمات خداوند به زنان را بخوانيد و از او بخواهيد که ميزان عشقش را به شما نشان دهد. از او بخواهيد که بگويد شما را چطور مي بيند. او مي تواند بيشترين کمک را به شما بکند تا بتوانيد آرزوها، اميال و روياهايتان را با همسرتان شريک شويد. او بهترين را براي هر دوي شما مي خواهد

      iran

      Comment

      • Cop
        Senior Member
        • Jul 2003
        • 6619

        #78
        humm ziad manteghi nabod

        Comment

        • koh
          Member
          • Sep 2005
          • 156

          #79
          Hejab

          مصاحبه با آذر ماجدي

          ممنوعیت برقع آری یا نه؟

          آزادی زن: اخيرا دوباره بحثي در مورد حجاب و مخ&%2°ªà`¿#iوصا برقع در اروپا راه افتاده است. دولت هلند در تلاش است که برقع را در اماکن عمومی ممنوع اعلام کند. شما در مصاحبه اي که اخيرا با تلويزيون کانال "مور فور" انگليس در همين رابطه داشتيد، اين اقدام را مثبت دانسته ايد. چرا فکر مي کنيد برقع بايد در مراکز عمومي و ادارات دولتي ممنوع شود؟



          آذر ماجدی: قبل از هر چیز باید اعلام کنم که حجاب سمبل بردگی و تحقیر زن است. بعلاوه در دوران حاضر حجاب به پرچم ایدئولوژیک، سیاسی جنبش سیاه و ارتجاعی اسلام سیاسی بدل شده است. لذا ضروری است که یک مبارزه جدی علیه حجاب از جانب جریانات مدافع حقوق زن و سکولاریست سازمان یابد. اما تا آنجا که به ممنوعیت حجاب مربوط میشود، بنظر من اصولی ترین موضع ممنوعیت حجاب در نهاد های دولتی است، یعنی پشوسیدن حجاب در ادارات دولتی و درمدارس ممنوع اعلام شود، شبیه قانونی که در فرانسه به تصویب رسید. بعلاوه حجاب برای کودکان در هر شرایطی باید ممنوع شود. اما برقع بخاطر ویژگی آن، یعنی پوشیده شدن کامل صورت، بنظر من باید بطور کلی در اماکن عمومی ممنوع اعلام شود.



          ممنوعیت پوشش برقع در اماکن عمومی از چند زاویه میتواند مورد دفاع قرار گیرد. برقع افراطی ترین شکل حجاب است، حتی صورت زن نیز پوشیده است. امکان دیدن و یا شناسایی کسی که زیر برقع پنهان شده است وجود ندارد. دولت هلند بر مبنای امنیت میخواهد برقع را ممنوع کند، همانگونه که پوشیدن ماسک را در مسابقات فوتبال ممنوع کرده است. بنظر من این استدلال قابل درک است.

          بعلاوه باید در نظر گرفت که عملا امکان اشتغال برای زنی که زیر برقع پنهان شده است وجود ندارد. در عموم مشاغل احتیاج است که کارکن با افرادی در تماس قرار گیرد، نمیتوان از مردم انتظار داشت که با یک پرده تماس برقرار کنند. فرض کنید، بعنوان معلم، نرس، دکتر، مربی مهد کودک، پستچی، مامور آتش نشانی، فروشنده مغازه، گوینده تلویزیون، و غیره نمیتوان انتظار داشت که شاگرد، بیمار، مراجعه کننده یا مشتری با یک پرده متحرک سر و کار داشته باشد. لذا از این زاویه نیز برقع باید ممنوع شود.

          برقع را میتوان در اماکن عمومی بر مبنای قانونی که اخیرا در فرانسه تصویب شد نیز ممنوع اعلام کرد. در یک جامعه سکولار حمل مظاهر مذهبی در اماکن دولتی باید ممنوع باشد. ما از این قانون حمایت میکنیم و بنظر ما چنین قانونی به نفع سکولاریسم و حقوق زن و مذهب زدائی در جامعه است. البته هلند یک دولت سکولار مانند فرانسه نیست و ممنوعیت برقع از این زاویه در هلند متضمن تغییرات پایه ای در قوانین این کشور است. امید است که این تلاش ها عملا به تحولات عمیق تر سکولاریستی در کشورهای اروپایی منجر شود تا دست مذهب از اجتماع و دولت کوتاه گردد. بهررو این اولین قدم است.



          * اين مساله ظاهرا از طرف احزاب دست راستي هلند مطرح شده است و اين نگراني وجود دارد که موجب گسترش راسيسم شود. در اينمورد چه توضيحي داريد؟ چگونه مي توان از ممنوعيت برقع و حجاب دفاع کرد و در همان حال مرز خود را با احزاب دست راستي جدا کرد؟ شما در مصاحبه اتان چگونه اين دو موضوع را تفکيک کرديد؟



          آذر ماجدی: فعالیت ما و تبلیغات ما اتفاقا مانع رشد راسیسم میشود. ما از زاویه دفاع از حقوق زنان، حقوق کودک و سکولاریسم با حجاب و کلیه مظاهر مذهبی مخالفیم. تبلیغات ما علیه مردم معینی نیست، ما با عقاید و ارزشهای عقب مانده، زن ستیز و تبعیض گرا مبازه میکنیم. مذهب چنین دستگاه فکری و ایدئولوژیکی است. ما خواهان جهانشمول بودن قوانین و نرم های حقوقی و اجتماعی هستیم و تبعیض بر مبنای مذهب و فرهنگ خاص را مردود میدانیم. اینها اصول اصلی ماست.

          مبارزه ما علیه نقش مذهب و دخالت مذهب در دولت، در سیستم قانون گذاری و در زندگی اجتماعی بطور کلی و علیه جنبش اسلام سیاسی که جنبشی ارتجاعی و تروریست است، بطور ویژه متمرکز است. این جنبش با تبلیغات و روش هایش موجب رشد راسیسم میشود. مذهب و عقاید مذهبی منشاء رشد راسیسم است. برتری یک مذهب بر مذهب دیگر، تعریف خودی و بیگانه بر مبنای تعلق به یک مذهب معین، مذهب نیز مانند ناسیونالیسم و قومیت راسیسم و بیگانه گریزی را تشویق میکند. نفرت علیه مذاهب دیگر و یا بویژه علیه بی خدایی یکی از خصوصیات تبلیغات و باورهای مذهبی است. مبارزه ما علیه این ایدئولوژی وعلیه دخالت مذهب در دولت و اجتماع است. به این معنا مبارزه ما در بنیاد یک مبارزه ضد راسیستی است.

          جریانات راسیستی اما علیه مسلمانان تبلیغات میکنند، و مسلمانان را هدف حملات راسیستی خود قرار میدهند. جریانات راسیستی موجد نفرت های مذهبی و قومی اند، ما خواهان سکولاریسم و حذف مذهب از دولت هستیم. ما با نهاد مذهب و نقش مخرب، تبعیض آمیز و واپس گرای آن سر جنگ داریم. تلاش ما معطوف به دفاع از حقوق برابر انسان ها، حقوق زنان و کودکان و حق آزاد اندیشی و آزادی بیان است. این آرمان ها در نقطه مقابل راسیسم قرار دارد. رشد و تحقق این اصول در جامعه سد محکمی در مقابل راسیسم بوجود می آورد. کسانی که به این حربه متوسل میشوند تا مبارزه ما علیه نقش مذهب، دفاع ما از سکولاریسم و نقد ما از مذهب را مترادف با راسیسم قرار دهند، در واقع میکوشند که نعل وارونه بزنند، اینها میکوشند حساسیت بجای انسان دوستان نسبت به راسیسم را گروگان بگیرند تا اهداف ارتجاعی خود را به پیش ببرند.



          * طرفداران تئوري نسبيت فرهنگي و کساني که با ممنوعيت حجاب مخالفت مي کنند، مي گويند با اينکار به فرهنگ و مذهب مسلمانان بي احترامي ميشود و ممکن است تنش ها را در جامعه بيشتر کند. نمونه فرانسه و ممنوعيت مظاهر مذهبي در مدارس نشان داد که خانواده های "مسلمان" اعتراض چندانی به این قانون نکردند. عملا پس از تصویب با اعتراض و سرپیچی قابل ملاحظه ای روبرو نبودیم. نظر شما در این مورد چیست؟ آیا حجاب یک مساله مهم و اساسی در محیط های اسلامی است؟



          آذر ماجدی: بنظر من تزنسبیت فرهنگی یک تز ارتجاعی وراسیستی است. اگر بخواهم یک گذر کوتاه به سوال دوم بزنم، یکی از جریاناتی که مبارزه ما علیه حجاب و قوانین مذهبی را راسیستی میخواند، معتقدین به تزنسبیت فرهنگی هستند. ارتجاعی و راسیستی است باین خاطر که جامعه را بر طبق یک فاکتور دلبخواهی، چون فرهنگ و مذهب دسته بندی میکند و حقوقانسان ها رابر این مبنا طبقه بندی میکند. در حالیکه ما خواهان حقوق جهانشمول هستیم. ما معتقدیم که تمام شهروندان صرفنظر از قومیت، ملیت، مذهب، نژاد و فرهنگ باید از حقوق برابر برخوردار باشند. از نظر اینها زنی که بنا به تصادف، در یک خانواده یا محیط اسلامی بدنیا آمده است باید از حقوق برابر محروم باشد. این تز هم ارتجاعی و هم راسیستی است.

          انسان ها و حقوق شان محترم است و باید از تعرض مصون باشد. این شامل فرهنگ، مذهب و یا باورها و اعتقادات و ارزشها و سنن نمیشود. در جامعه باید آزادی بدون قید و شرط بیان و نقد وجود داشته باشد. نقد باورها و اعتقادات یکی از حقوق پایه ای اجتماعی است. آنچه تنش را در جامعه تشدید میکند، سازش با عقب ماندگی، کرنش در مقابل جریانات ارتجاعی و واپس گرای مذهبی است. هر قدمی که درمقابل این جریانات عقب بنشینیم اینها چندمین قدم پیشروی میکنند و محدودیت و محرومیت را برای بخشی از جامعه به ارمغان میاورند. زنان وکودکان ضربه پذیرترین قرباینان این جریانات هستند. مبارزه برای تثبیت حقوق برابر و انسانی باعث تشدید تنش در جامعه نمیشود، بلکه بیحقوقی ها و محرومیت ها است که این تنش را موجب میشود.

          تا انجا که به محیط های اسلامی برمیگردد، باید اذعان کنم که من آمار در این زمینه در اختیار ندارم ولی بنا به فاکت های متعدد، از جمله فاکتی که شما به آن اشاره کردید و نیز تحلیلا میتوانم بجرئت اعلام کنم، که این نه عمدتا خانواده ها و افراد عضو این محیط بلکه رهبران خودگمارده این محیط ها هستند که بنا به منافع مادی معینی که در استیلای اسلام بر این محیط ها دارند، هیاهو براه میاندازند و عده ای را تحریک میکنند، دسته جات و اوباش اسلامی را تحریک میکنند و براه میاندازند تا زنان و دختران بی حجاب را مورد آزار و اذیت قرار دهند. تحقیقاتی در فرانسه نشان داده است که درمحیط های مسلمان نشین و مهاجرنشین عملا زنان بسیاری از ترس این اوباش حجاب و محدودیت های اسلامی را رعایت میکنند. ارعاب سلاح چنین دسته جات و اسلام سیاسی است. بنظر من اتفاقا قوانینی مثل قانون فرانسه یا ممنوعیت برقع به زنان و دختران محیط های اسلامی کمک میکند تا از شر حجاب رها شوند. ما در این محیط ها با یک اکثریت خاموش تحت ارعاب و فشار و یک اقلیت هوچی روبرو هستیم که میکوشند پیشروی اسلامی سیاسی را تامین کنند. اینها از جمهوری اسلامی وعربستان سعودی و غیره تامین میشوند. قوانین سکولار این اکثریت خاموش را از چنگال این اقلیت واپس گرا رها میکن
          د.
          Last edited by koh; 08-09-2006, 07:47 PM.

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #80
            Nice article Koh ! thx.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #81

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #82
                ازدواج به سبک ايراني

                هم اکنون در ايران سن ازدواج به 30 سال در پسران رسيده و در دختران از مرز 24 سال گذشته است

                طبق آمارها، جمعيت 20تا 29ساله ايران در سال 84برابر با 15ميليون و 378هزار و 302نفر است و پيش بيني مي شود از ميان جوانان ذکر شده 8/7 هزار و 963نفر ازدواج کنند، همچنين تا پايان سال 88به تعداد جمعيت جوان 20تا 29ساله در سال 84، يک ميليون و 976هزار و 542نفر افزوده مي شود که به اين ترتيب جمعيت اين قشر به 17ميليون و 354هزار و 844نفر خواهد رسيد.

                با اين مراسم و جشنهاي عروسي که در هر کوي و برزني برپاست ، پس چرا اينقدر آمار طلاقها بالاست؟ چرا ناسازگاري بين زوجها افزايش يافته است؟ راستي چند درصد اين زوجهايي که در کوچه و بازار مي بينيم ، زندگي مشترکشان دوام مي آورد؟
                و اساسا چرا با توجه به سياست هاي حمايتي و تشويقي در امر ازدواج ، شمار مجردان رو به افزايش است.در حالي که آمار طلاق روز به روز در حال افزايش است و بيشترين فراواني وقوع طلاق در کشور بين 16تا 35سالگي رخ مي دهد،مهمترين دلايل آن نداشتن توافق اخلاقي ، عدم سازش و تنفر از زوج و آزار بدني است که همه اينها به ناآگاهي و مشترکات فرهنگي 2طرف درباره زندگي مشترک مربوط مي شود.

                مجموعه آمارها و تحقيقاتي که نتايج آن را آورده ايم ، يک سوال اساسي را براي جامعه مطرح مي کند. سوال از «هنجارهاي ازدواج»؟! يعني معيارها و ملاک هايي که 2فرد مبتني بر آن ازدواج مي کنند، قطعا اگر نسبت به هنجارهاي ازدواج خود، شناخت و آگاهي داشته باشيم و آن را با هنجارهاي ازدواج همسر مورد علاقه خود بسنجيم، دوام و قوام ازدواج پايدارتر خواهد بود.

                در واقع هر چقدر که هنجارهاي ازدواج ميان زوجين بيشتر شبيه هم باشد امکان تداوم زندگي مشترک آنها بيشتر است. حسن امانپور که مهندس هوا و فضاست و بتازگي ازدواج کرده ، مي گويد: علايق مشترک و اين که افق نگاه 2طرف به هم نزديک و يا در يک جهت باشد، زمينه ايجاد هنجارهاي مشترک را در ازدواج به وجود مي آورد.
                از وي درباره هنجارهاي مورد پسندش مي پرسم ، مي گويد: نجابت ، اصالت خانوادگي و تحصيلات دانشگاهي همچنين نزديکي عقايد مذهبي براي من به عنوان مهمترين هنجارها بود.

                راحله حقيقي 24ساله ، مجرد مي گويد: هنجارهاي ازدواج در صورتي که برگرفته از خواسته ها و نيازهاي دروني 2طرف باشد، مي توان به آن اعتماد کرد و بر آن پاي نهاد.

                وي معتقد است که امروزه هنجارهاي ازدواج از مدهاي اجتماعي و خارج از عقايد واقع زوجين تبعيت مي کند و متاسفانه افراد براساس هنجارهاي مد شده اجتماعي ازدواج مي کنند، اين امر قطعا باعث ايجاد مشکلات عمده اي پس از ازدواج خواهد شد.
                آزيتا الهي،دانشجو و مجرد سنخيت فرهنگي و خانوادگي را مهمترين عامل نزديکي هنجارهاي ازدواج زوجين مي داند و معتقد است : ارزشها و هنجارهايي که انسان به آن اعتقاد پيدا مي کند، بيش از همه از خاستگاه طبقاتي و خانوادگي فرد ناشي مي شود.
                بنابراين اگر هر زوج به لحاظ فرهنگي و خانوادگي تفاوت زيادي با هم داشته باشند، نمي توانند هنجارهاي مشترکي هم در ازدواج داشته باشند.

                خانم دکتر شهناز مرتضوي، روان شناس اجتماعي معتقد است يکي از آسيب هاي جدي ازدواج در کشور ما اين است که در همه جا و همه کس از هنجارها و معيارهاي ازدواج سخن مي گويند؛ در حالي که يکسري مفاهيم کلي و ذهني و انتزاعي مطرح مي شود که معلوم نيست دقيقا چه معنايي دارد.

                وي معتقد است براي دريافت و فهم مشترک از هنجارهاي ازدواج بايد آن را عيني و جزيي تعريف کرد. دکتر حسيني ، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران نيز همين عقيده را دارد و مي گويد: بسياري از طلاقهايي که اتفاق مي افتد و اساسا ريشه بسياري از اختلافات زناشويي به اين خاطر است که 2طرف تعريف روشني از توقعات هم ندارند و به يکسري خصلتهاي کلي بسنده مي کنند؛ در حالي که پاي اختلاف و مشکلات که پيش مي آيد، تازه معلوم مي شود که چقدر معيارهاي آنان با هم فاصله دارد.

                آمارها سخن مي گويند
                هنجارهاي ازدواج هر چند در ميان زوجهاي مختلف با هم تفاوت دارد، اما به هر حال هر کشور و مليتي يکسري خصلت هاي ملي دارد.

                همچنين هر فرهنگ و تمدني هنجارهايي خاص را به عنوان هنجارهاي ازدواج مي شناسد که اعضاي آن جامعه مبتني بر آن هنجارها عمل مي کنند.

                براساس پيمايش ملي وزارت ارشاد که در کل کشور اجرا شد، مهمترين خصوصيت زن خوب براي ازدواج در نظر مردان نجابت است (4/22 درصد) و ميان زنان نيز اخلاق و رفتار خوب بوده است (4/18 درصد).

                حال اين که رفتار خوب چيست؟ تعريف روشن و دقيقي وجود ندارد. همين تعاريف بدون مرد بستر اختلاف و تعارض ميان زوجين مي شود، همچنين مهمترين خصوصيت يک مرد خوب از نگاه زنان «اخلاق خوب» (1/25 درصد) و «با ايمان بودن» از نظر خود آقايان (5/21 درصد) عنوان شده است.
                جالب است بدانيد «وضع مالي خوب» به عنوان يکي از خصوصيات مرد خوب براي زنان از ارزش کمتري (8/51 درصد) نسبت به نگرش خود مردان (3 درصد) نسبت به اين مساله عنوان شده است؛ اين در حالي است که ميل عمومي زنان جامعه ما با توجه به وضعيت اقتصادي اجتماعي جامعه کنوني، گرايش بيشتري به مسائل اقتصادي دارد.
                يکي از هنجارهاي سنتي در جامعه که بسياري از ازدواج ها مبني بر آن پايه ريزي شد و چه بسا منشا بسياري از اختلافات و درگيري هاي ميان زوجين را موجب شده است ، تمايل خانواده به وصلت فرزندانشان با اقوام و خويشان است.
                نوع ازدواج بويژه در بعضي از مناطق جنوبي کشور، مشکلات عمده اي براي خانواده ها ايجاد کرده است، با اين حال آنچه آمارها نشان مي دهد گواه بر کاهش چنين نگرشي در ميان ايرانيان است.
                يافته هاي همين همايش نشان مي دهد 9/59 درصد زنان و 8/53درصد مردان مخالف اولويت ازدواج با قوم و خويش بودند. مهمترين دليل تمايل خانواده هاي سنتي به ازدواج فاميلي به دليل آشنايي و شناختي است که نسبت به دختر و پسر دارند و امکان اين آشنايي نسبت به غريبه ها به دليل ساختار فرهنگي و ديني خاص فرد وجود ندارد.
                مثلا 8/54 درصد زنان مخالف معاشرت و دوستي دختر و پسر پيش از ازدواج بودند. (اين مخالفت در ميان خانمها بيشتر مشاهده مي شود) تنها مردان مجرد با 9/44 درصد با اين مساله موافق بودند.
                يکي از هنجارهاي مهم و اساسي ازدواج در فرهنگ ما مساله فاصله و نوع طبقه خانوادگي است ، چرا که ازدواج در تاريخ اين سرزمين کارکرد اقتصادي و معيشتي داشته است. 1/78 درصد زنان و 9/80 درصد مردان معتقد بودند که فرد با فردي از طبقه خودش بايد ازدواج کند، همچنين 96درصد زنان و 2/87 درصد مردان مخالف با تعدد زوجات بودند.

                هرچند امروزه بويژه در شهرهاي بزرگ شاهد افزايش ازدواج مجدد به صورت پنهاني هستيم که خانواده هاي زيادي را از هم پاشيده است. بايد قبول کرد که امروز در ازدواج سنگ رو سنگ بند نيست ، همين طور باري به هر جهت يا صرفا براساس عشق و دلدادگي يا محاسبات دقيق اقتصادي که گويي قرار است معامله اي اتفاق بيفتد، ازدواج ها صورت مي گيرد.

                حالا قرار نيست از ازدواج سنتي که براساس هنجارهاي بزرگترها و گذشتگان شکل مي گرفت، دفاع کنيم؛ ولي هر ازدواجي به هر حال منطق خاص خود را دارد و بدون هنجارهاي عرفي و شرعي قابل اجرا نيست.

                ولي بايد در اين هنجارها تامل کرد، چه بسا هنجارهايي که خود سبب ناموفق بودن ازدواج مي شوند يا خيلي از هنجارهايي که صرفا به دليل مد و عرفي بودن ، معيار ازدواج افراد قرار مي گيرد و بعدها به دليل اعتقاد دروني نداشتن به آنها، تداوم اين وصلت را تضمين نمي کند.

                به هر حال بايد در ازدواج به سبک ايراني برخي از اين سنت هاي غلط را کنار گذاشت و درباره برخي از هنجارهاي مد شده و امروزين نيز چشم پوشيد و به تعريف روشن ، دقيق ، عملياتي و قابل سنجش از هنجارها دست يافت تا زوجين ، سنگهاي خود را مبني بر آن واکنند و بدانند راهي را که انتخاب کرده اند، به کدام جهت حرکت مي کند.



                iran

                Comment

                • jjbb
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 8813

                  #83
                  jaleb boodan. thanks

                  Comment

                  • Cop
                    Senior Member
                    • Jul 2003
                    • 6619

                    #84
                    27 sal be bad khobe ezdevaj kardan bara pesara dokhtara ham 23 khobe

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #85
                      كانون زنان ايراني .فواد خاك نژاد

                      اصلا انتظار نداشتم این بحث در اینترنت جدی شود . بانی این بحث در اینترنت سایت ***بود . در یک نظر سنجی این سوال را مطرح کرد که آیا به وجود پرده ی بکارت هنگام ازدواج با یک دختر اعتقاد دارید یا نه ؟ تا زمانی من مشغول آماده سازی این مقاله بودم 174 نظر در مورد این سوال مطرح شده بود . نظرهایی که در جای خود بسیار چشم گیر بود . اما این مقاله قصد دارد به این موضوع بپردازد که آیا همه ی آنهایی که نظر بر بی تفاوتی گذاشته بودند و یا مطرح کردند که اختیار دختر براي داشتن روابط خارج از ازدواج با خودش است و ما نباید دختری را به خاطر آن مواخذه کنیم آیا در زندگی عادی خویش هم به این نظر پایبندند یا خیر ؟

                      اولین نظر این گونه شروع می شود :« من به باكره بودن دختر هنگام ازدواج اعتقاد دارم ولي معتقدم كه اگر دختري هنگام ازدواج باكره نبود هرگز مستحق رفتار توهين آميز نيست »

                      از دیدگاه روانشناختی نظر بالا یک پارادوکس تمام عیار را به نمایش می گذارد . اگر کسی به باکره بودن دختری ( اعتقاد ) داشته باشد نمی تواند پس از این که در شب اول ازدواج متوجه شد که زنش باکره نیست قطعا و حتما رفتاری خشن را با همسرش به نمایش خواهد گذاشت . رفرنس ارائه نمی دهم چون همه از میزان قتلهای شب اول ازدواج آگاهند و تازه قتل زن را به خاطر باکره نبودن امری عادی می نامند . شاید با خود بگویید من خیلی خشن فکر می کنم اما اینجا ایران است و هم چنان ما اسیر بندها و سنت هایی هستیم که یقه مان را چسبیده و رها نمی کند

                      حتی مردانی از طبقه ی نخبه و روشن فکر نیز با تصور این که همسرش قبل از او با مردی دیگر هم بستر شده ، مرد را به درجه ی جنون می رساند

                      نظر دیگری که جالب توجه است این است : « من به باكره بودن اعتقاد ندارم تا زماني‌كه فقط از ديد فيزيكي به اون نگاه بشه....يه دختر مي تونه باكره نباشه اما تمام ويژگيهاي يك خانم به تمام معنا رو داشته باشه پس قطعا به اين مسئله از روي عقل متانت و نياز نگاه كرده....همونطور كه خيلي از آقايون.البته شايد خيلي ايده آل نگرانه باشه ولي قطعا اينم يه گزينه حساب ميشه پس نميشه هميشه منفي نگاه كرد »

                      این نظر در جای خود بسیار زیبا و ایده آلیستی است اما بگذارید برایتان مثالی بزنم . اگر حتی یک بار در خیابانی پر رفت و آمد قدم زده باشید متوجه می شوید که پسرانی سیگار به دست ایستاده اند و کلماتی رکیک را از دهنشان به بیرون پرتاب می کنند این پسران همیشه در همه لحاظ مصون هستند چون هیچ اتفاقی و یا عکس العمل تندی از طرف مقابل متوجه آنها نیست

                      اما اگر دختری ، به یکی از این پسران لبخند بزند ، متوجه بدترین تهمت های موجود در مورد خود می شود . دختری که یک دهم همان کلمات را در قبال پسر دیگری به کار گیرد در کمتر از چند ثانیه لقب فاحشه را به دوش خواهد کشید . چون او یک دختر است . در پایان برایتان نظرهای خوانندگان وبلاگ کیوان آنلاین را می آورم . نظرها جالب است ، گاه خنده دار و گاه تکان دهنده


                      - من اعتقاد ندارم و معتقدم اين بي اعتقادي را بايد فرياد زد نه فقط ژست‌اش را گرفت

                      -نه، با تعیین تکلیف برای انسان ها کاملا مخالفم. با سلب اختیار تصمیم گیری انسان برای شخصی ترین مسایل مخالفم

                      به نظر من اصلا خوب نيست دختر روابط خارج از ازدواج داشته باشه..نه به دليل مذهب كه من اصلا مذهبي نيستم

                      تا وقتي روابط منطقي باشه نيازي به روابط خارج از ازدواج نيست
                      چرا به يك مرد غريبه(منظور خارج از روابط زنا شوئي)اجازه بديم به حريم خصوصي ما وارد بشه در حالي كه ممكن فقط يك مدت كوتاهي با ما باشه
                      اگر كسي نتونه اراده داشته باشه كه روي اميال حيوانيش كنترل داشته باشه حتماُ اگر ازدواج هم كنه به خانومش وفادار نخواهد بود

                      وقتي مردي خودش پاك باشه و انتظار داشته باشه كه همسرش هم پاك باشه يك انتظار طبيعيه
                      ولي وقتي مردي خودش هر كاري بخواد بكنه و انتظار داشته باشه كه خانوم آفتاب -مهتاب نديده باشه اونوقته كه آدم اون روش بالا مياد

                      در آخر اينكه براي مردي كه خودش هر كاري كرده.اون حق نداره در مورد چنين دخترهايي قضاوت كنه


                      -بعضي مسايل تو بعضي فرهنگها از جنبه شخصي و خصوصي خارج ميشن و به يه هنجار اجتماعي تبديل ميشن. بكارت هم يكي از هزاران مسئله اي هست كه تو اين مقوله قرار ميگيره. اگر به اصل موضوع و اينكه اين بخش از فرهنگمون رو بايد اصلاح كنيم توجه كنيم، خود به خود اين موضوع هم مثل موضوع هاي ديگه اي كه به غلط ارزش يا ضد ارزش شناخته شدن حل ميشه

                      . اين يك انتخاب شخصيه براي هر انساني و داشتن و داشتن يا نداشتن روابط خارج از ازدواج ،ضامن تداوم و يا از هم گسيختگي هيچ عشقي و پيوندي نيست

                      . خب مسلمه كه قبول ندارم! خيلي روشنه كه نياز جنسي در رديف نيازهاي زيستي ديگه مثل خوردن و آشاميدن قرار مي گيره و محروميت از اون در درجه اول ناسازگاري اجتماعي رو به دنبال مياره. محروميت برابر با ناسازگاري ست. اين تئوري رو تا بحال كسي نتونسته رد كنه

                      - تو جامعه ما ملاک خوب بودن و بد بودن یک دختر رو از روی نداشتن روابط خارج از ازدواج تعیین می کنن.همین آدم هایی که انقدر ادعای روشن فکری دارن و نوشتن نه مهم نیست اگه پای عمل برسن یک برخورد دیگه ای دارن.مادر پدرها رو هم که دیگه هیچی!هنوز خانواده هایی هستن که برای ازدواج پسرشون از دختر گواهی داشتن بکارت رو می خوان

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #86
                        متاسفانه‌ در چند ماه‌ اخير شاهد قتل‌هايي‌ بوديم‌ كه‌ انگيزه‌ آن‌ عشق‌هاي‌ بيمارگونه‌ بود. عشق‌ كه‌ نمي‌توان‌ گفت‌ چون‌ اين‌ مجنونان‌ جنايتكار، حرمت‌ واژه‌ عشق‌ را هم‌ بدنام‌ كرده‌اند

                        چند روز پيش‌ دختر جواني‌ به‌ نام‌ صوفيا به‌ دست‌ دوست‌ پسرش‌ به‌ قتل‌ رسيد. صوفيا مدتي‌ با رامين‌ دوست‌ بود. چند روز قبل‌ از حادؤه‌ به‌ رامين‌ گفت‌ كه‌ بايد ارتباطشان‌ را با هم‌ قطع‌ كنند. رامين‌ وقتي‌ اين‌ حرف‌ها را از صوفيا شنيد نقشه‌ قتل‌ او را طراحي‌ كرد. روز حادؤه‌ به‌ محل‌ كار صوفيا رفت‌ و منتظر ماند تا كار او تمام‌ شد. سپس‌ در يك‌ كوچه‌ خلوت‌ با چاقو به‌ سمت‌ معشوقه‌اش‌ حمله‌ور شد و او را كشت‌. او انگيزه‌اش‌ را از قتل‌ عشق‌ به‌ صوفيا عنوان‌ كرد و گفت‌: «دلم‌ نمي‌خواست‌ صوفيا مال‌ كس‌ ديگري‌ باشد، به‌ خاطر همين‌ او را كشتم‌.»

                        صوفيا اولين‌ قرباني‌ عشق‌هاي‌ يكطرفه‌ نيست‌ و آخرينش‌ هم‌ نخواهد بود. تا زماني‌كه‌ جوان‌هاي‌ هوسبازي‌، باشند كه‌ خودخواهي‌ را عشق‌ نام‌ مي‌گذارند و براي‌ رسيدن‌ به‌ عشق‌ يكطرفه‌شان‌ حاضرند از جانشان‌ هم‌ بگذرند، اين‌ دور خونين‌ تكرار خواهد شد و صوفياهاي‌ ديگري‌ قرباني‌ خواهند شد

                        اسيدپاشي‌، قتل‌، مزاحمت‌، خودكشي‌، تهديد، گروگانگيري‌ و... شايد خنده‌دار باشد، اما جوان‌هايي‌ هستند كه‌ تمام‌ اينها را مي‌توانند به‌ پاي‌ عشق‌ بنويسند. آدم‌هايي‌ كه‌ به‌ قول‌ خودشان‌ دست‌ از جانشان‌ شسته‌اند تا به‌ عشقشان‌ برسند و اگر نرسيدند آن‌ وقت‌ ديگر زندگي‌ خود و آدم‌هاي‌ ديگر برايشان‌ هيچ‌ اهميتي‌ ندارد

                        اين‌ جوان‌ها وقتي‌ كه‌ جواب‌ منفي‌ از سوي‌ دختر مورد علاقه‌شان‌ مي‌شنوند، فكر مي‌كنند تمام‌ اميدها و آرزوهايشان‌ به‌ باد رفته‌ و آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ خون‌ و جنايت‌ جلوي‌ چشمشان‌ را مي‌گيرد و درست‌ در همان‌ لحظه‌يي‌ كه‌ فكرشان‌ قفل‌ كرده‌ و عقلشان‌ يخ‌ بسته‌ بدترين‌ و وحشتناك‌ترين‌ تصميم‌ زندگيشان‌ را مي‌گيرند: انتقام‌

                        «حالا كه‌ مال‌ من‌ نيست‌، نبايد مال‌ كس‌ ديگري‌ باشد»

                        چندي‌ پيش‌ پسر جواني‌ وقتي‌ از سوي‌ دختر مورد علاقه‌اش‌ براي‌ ازدواج‌ جواب‌ منفي‌ شنيد، مقداري‌ اسيد تهيه‌ كرد و در خيابان‌ برسر و صورت‌ دختر مورد علاقه‌اش‌ پاشيد. او بعد از دستگيري‌ گفت‌: به‌ خاطر علاقه‌يي‌ كه‌ به‌ او داشتم‌ اين‌ كار را كردم‌ و حالا هم‌ حاضرم‌ كه‌ با اين‌ دختر با صورت‌ سوخته‌ ازدواج‌ كنم‌
                        چند روز بعد سپيده‌ دانشجوي‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ دانشگاه‌ بوعلي‌ همدان‌ را در حالي‌ به‌ بيمارستان‌ رساندند كه‌ بدنش‌ غرق‌ در خون‌ بود در روي‌ بدن‌ او جاي‌ 14 ضربه‌ چاقو وجود داشت‌. خوشبختانه‌ سپيده‌ به‌ رغم‌ جراحات‌ بسيار، زنده‌ ماند، اما يكي‌ از چشمانش‌ نابينا شد. ضارب‌ جوان‌ همكلاس‌ او به‌ نام‌ مرتضي‌ بودأ جواني‌ در نهايت‌ جنون‌ و بي‌رحمي‌
                        مرتضي‌ وقتي‌ از سپيده‌ خواستگاري‌ كرد و جواب‌ منفي‌ شنيد، جلوي‌ در دانشگاه‌ با ضربات‌ چاقو به‌ جان‌ دختر مورد علاقه‌اش‌ افتاد و
                        يك‌ كارشناس‌ اجتماعي‌ با اشاره‌ به‌ اين‌گونه‌ حوادث‌ با بيان‌ اينكه‌ اين‌ نوع‌ واكنش‌ها عمدتاص به‌ دليل‌ تحريك‌ حس‌ انتقام‌جويي‌ فرد در قبال‌ شكستي‌ كه‌ متحمل‌ شده‌، شكل‌ مي‌گيرد، مي‌گويد: در حالي‌كه‌ در برابر جواب‌ منفي‌ از يك‌ خواستگاري‌ ده‌ها راه‌ كه‌ احتمالاص بتوان‌ زمينه‌ مساعدتري‌ را از طريق‌ آن‌ فراهم‌ كرد، وجود دارد، اين‌ افراد هميشه‌ در دسترس‌ترين‌ و راحت‌ترين‌ راه‌حل‌ را به‌ زعم‌ خود انتخاب‌ مي‌كنند. اين‌ افراد مي‌دانند كه‌ با تخريب‌ زيبايي‌ فرد مقابل‌ يا ضايع‌ كردن‌ او، حتي‌ ضعيف‌ترين‌ احتمال‌ها مبني‌ بر سر گرفتن‌ وصلت‌ از بين‌ خواهد رفت‌، اما بخاطر آنكه‌ بينش‌ روشن‌ و صحيحي‌ از كل‌ ماجرا ندارند، قادر نيستند در موقعيت‌هاي‌ خاص‌ درست‌ تصميم‌گيري‌ كنند. اين‌ جوان‌ها نه‌ تنها از نقطه‌ نظر رواني‌ و رفتاري‌ دچار ضعف‌ و نقصان‌ هستند، بلكه‌ بي‌ترديد وابسته‌ به‌ يك‌ محيط‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌ و خانوادگي‌ هستند كه‌ بروز چنين‌ روابط‌ و اعمالي‌ در آن‌ قبحي‌ نداشته‌ و رايج‌ است‌. متاسفانه‌ امروزه‌ اين‌ مساله‌ به‌ قول‌ معروف‌ مد شده‌ است‌. اينكه‌ خيلي‌ از جوان‌ها فكر مي‌كنند پس‌ از ناكامي‌ در ازدواج‌ با دختر مورد علاقه‌شان‌ بايد مثل‌ قهرمان‌ها دست‌ از زندگي‌ بشويند و به‌ نشانه‌ عشقشان‌، مرگ‌ عاشقانه‌ را انتخاب‌ كنند يا خود را س
                        ر به‌ نيست‌ كنند يا آنكه‌ طرف‌ مقابلشان‌ را به‌ خون‌ بكشانند و بعد بروند بالاي‌ دار. آنها كه‌ در توجيه‌ جنايت‌ خود از عشق‌ و ناكامي‌ سخن‌ مي‌گويند و از فرهاد و مجنون‌ و... مثال‌ مي‌زنند بيماران‌ رواني‌ خودخواهي‌ هستند كه‌ تنها به‌ خود و خواسته‌هايشان‌ فكر مي‌كنند. دكتر علي‌ رستم‌پور روانشناس‌ در اين‌ مورد مي‌گويد: انسان‌ اگر گلي‌ را دوست‌ داشته‌ باشد هرگز نمي‌خواهد آن‌ را از شاخه‌ بچيند تا شاهد پژمردن‌ آن‌ گل‌ باشد. آنكه‌ گلي‌ را بخاطر دست‌ نيافتن‌ به‌ آن‌ پرپر مي‌كند، دوستدار گل‌ نيست‌. بلكه‌ بيماري‌ است‌ كه‌ بخاطر شكست‌ در تملك‌ گل‌، تصميم‌ به‌ نابودي‌ آن‌ مي‌گيرد. به‌ گفته‌ اين‌ روانشناس‌، جواني‌ كه‌ تصميم‌ به‌ نابودي‌ دختر مورد علاقه‌اش‌ مي‌گيرد، عاشق‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فردي‌ است‌ كه‌ عواطف‌ و نيازهايش‌ جريحه‌دار شده‌ و سعي‌ مي‌كند با تصاحب‌ دختري‌ به‌ دو طريق‌، «من‌ سركوب‌ شده‌اش‌» را ارضا كند و با شكست‌ در اين‌ خواستن‌ احساس‌ مي‌كند به‌ بن‌ بست‌ رسيده‌ و خشونت‌، آخرين‌ راه‌ آزادي‌ از عواطف‌ به‌ بن‌بست‌ رسيده‌اش‌ است‌ و تصميم‌ مي‌گيرد تا عشقش‌ را همانند خودش‌ به‌ ديار نيستي‌ بكشاند

                        خيلي‌ از اين‌ قاتلان‌ هم‌ سعي‌ مي‌كنند تا بگويند كه‌ چون‌ به‌ عشقشان‌ خيانت‌ شده‌ و يا آنكه‌ نگذاشته‌اند به‌ دختر مورد علاقه‌شان‌ برسند مجبور به‌ جنايت‌ شده‌اند. آنها خيلي‌ سعي‌ مي‌كنند نشان‌ دهند كه‌ بي‌خيال‌ زندگي‌ هستند و اصلاص مهم‌ نيست‌ كه‌ چه‌ برسرشان‌ مي‌آيد، اما از رفتارها و گفته‌هاي‌ همه‌ آنها بخوبي‌ پيداست‌ كه‌ عذاب‌ وجدان‌ با آنها چه‌ كرده‌ است‌، پس‌ مي‌خواهند هرچه‌ زودتر تكليفشان‌ مشخا شود. يك‌ آسيب‌شناس‌ اجتماعي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: در سال‌هاي‌ اخير تعدادي‌ از جوانان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اصالت‌ عملي‌ ازدواج‌ صرفاص براساس‌ احساس‌ و تصميمات‌ مقطعي‌ و به‌ بهانه‌ عشق‌هاي‌ آتشين‌ دست‌ به‌ اقداماتي‌ زده‌اند كه‌ احساسات‌ عمومي‌ جامعه‌ را جريحه‌دار كرده‌ و به‌ قيمت‌ جان‌ و سلامتي‌ تعدادي‌ از خانم‌ها تمام‌ شده‌ است‌.
                        وي‌ معتقد است‌: عدم‌ آموزش‌ خانواده‌ها به‌ فرزندان‌، توجه‌ نكردن‌ به‌ نيازهاي‌ اساسي‌ جوانان‌ در سنين‌ حساس‌، كم‌ عنايتي‌ و بي‌توجهي‌ متوليان‌ امور به‌ مسائل‌ جنسي‌ و احساسي‌ جوانان‌ از يك‌ سو و بالا رفتن‌ خشونت‌ در جامعه‌، پايين‌ آمدن‌ آستانه‌ تحمل‌ جوانان‌، مشكلات‌ اقتصادي‌ تحمل‌ و مسكن‌، ازدواج‌ را براي‌ تعدادي‌ از جوانان‌ به‌ شكل‌ سرابي‌ بسيار دور جلوه‌گر مي‌كند
                        اما دست‌ يافتن‌ به‌ همسر مورد علاقه‌ هم‌ راهكارهاي‌ عقلاني‌ دارد، نه‌ معشوق‌ كشي‌
                        در اين‌ ميان‌ آموزش‌ خانواده‌ها حرف‌ اول‌ را مي‌زند. والدين‌ بايد بدانند جوانانشان‌ در هر مقطع‌ سني‌ كه‌ باشند به‌ راهنمايي‌هاي‌ آنها نياز دارند. آنها بايد دريابند معشوق‌كشي‌ شيوه‌ جاهلان‌ است‌ و جز عمري‌ پشيماني‌ براي‌ آنها ؤمره‌يي‌ ندارد و البته‌ وضع‌ قوانين‌ شديد براي‌ عاملان‌ در اين‌گونه‌ موارد آخرين‌ خاكريز حفظ‌ حرمت‌ اجتماعي‌ دختران‌ ما است‌

                        جنايت‌ به‌ اضافه‌ خشم‌
                        در نوع‌ جديد قتل‌ها قتل‌ با همكاري‌ همسر بيش‌ از هرچيز، خشم‌ و احساس‌ انتقام‌ باعث‌ مي‌شود تا شوهر دختر جوان‌ با قساوت‌ هرچه‌ تمامتر شخصي‌ را كه‌ احساس‌ مي‌كند مزاحم‌ همسرش‌ و خوشبختي‌ اوست‌، به‌ قتل‌ برساند و بعد نيز بدون‌ هيچ‌گونه‌ احساس‌ پشيماني‌ گناه‌ آن‌ را به‌ گردن‌ بگيرد.

                        چندي‌ پيش‌ يك‌ پرونده‌ جنايي‌ در دادگاه‌ كيفري‌ گشوده‌ شد. در اين‌ پرونده‌ مرد جواني‌ پس‌ از اطلاع‌ از ارتباط‌ نامزدش‌ پيش‌ از ازدواج‌ با جواني‌ به‌ نام‌ مسعود، با همكاري‌ همسرش‌ تصميم‌ به‌ قتل‌ اين‌ جوان‌ مي‌گيرد و با كشاندنش‌ به‌ «فشم‌» او را به‌ قتل‌ مي‌رساند

                        كمتر از يك‌ ماه‌ قبل‌ نيز در جنايتي‌ مشابه‌ در شهرك‌ غرب‌، پسر جواني‌ به‌ نام‌ حامد با آگاهي‌ از باج‌خواهي‌ پسري‌ جوان‌ كه‌ قبل‌ از ازدواج‌ با همسرش‌ با او در ارتباط‌ بوده‌ او را با شليك‌ 5 گلوله‌ به‌ قتل‌ رساند.
                        در اين‌گونه‌ قتل‌ها، مرد جوان‌ پس‌ از آنكه‌ در مي‌يابد همسرش‌ با فرد ديگري‌ در ارتباط‌ بوده‌ است‌ با همكاري‌ وي‌ تصميم‌ به‌ قتل‌ رقيب‌ عشقي‌ خود مي‌گيرد
                        در اين‌ قتل‌هاي‌ عاشقانه‌ هر 2 نفر يعني‌ زن‌ و شوهر جوان‌ سعي‌ مي‌كنند با ارتكاب‌ قتل‌ خاطره‌ ناخوشايندي‌ را پاك‌ كنندأ خاطره‌ ارتباط‌ سياه‌ و تلخ‌ زن‌ قبل‌ از ازدواج‌ در فاجعه‌ خونين‌ شهرك‌ غرب‌ و فشم‌ و قتل‌هاي‌ مشابه‌ آنها، رابطه‌ نامشروع‌ دختر جوان‌ قبل‌ از ازدواج‌ عامل‌ اصلي‌ وقوع‌ جنايت‌ است‌. عاملي‌ براي‌ نابودي‌ زندگي‌ 2 پسر جوان‌ براي‌ هميشه‌ يكي‌ در بالاي‌ دار يا در اتاقك‌ تنگ‌ و تاريك‌ زندان‌ و ديگري‌ آرميده‌ و برآغوش‌ خاك‌

                        اين‌ ارتباط‌ سياه‌ سبب‌ مي‌شود تا پسري‌ كه‌ قبل‌ از ازدواج‌ با اين‌ دختر در ارتباط‌ بوده‌، پس‌ از اطلاع‌ از ازدواج‌ وي‌، در شرايطي‌ كه‌ احساس‌ مي‌كند يك‌ شكست‌ خورده‌ و بازنده‌ است‌، از او باج‌خواهي‌ كند يا با تهديد و مزاحمت‌ او را وادار به‌ پذيرش‌ خواسته‌هاي‌ خود كند

                        در بيشتر موارد هم‌ جواني‌ كه‌ قبل‌ از ازدواج‌ با اين‌ دختر در ارتباط‌ بوده‌ عكس‌ها يا مداركي‌ از وي‌ را در اختيار دارد كه‌ به‌ وسيله‌ آنها توانايي‌ تهديد وي‌ را دارد كه‌ در صورت‌ عملي‌ نشدن‌ خواسته‌هايش‌ آنها را در اختيار خانواده‌ دختر يا همسرش‌ قرار مي‌دهد
                        چندي‌ پيش‌ «فراز»، پسرجواني‌ كه‌ آنديا دختر مورد علاقه‌اش‌ را خفه‌ كرد و سپس‌ جسدش‌ را سوزاند، بعد از دستگيري‌ به‌ بازپرس‌ گفت‌: سه‌ سال‌ بود كه‌ با آندياي‌ 16 ساله‌ دوست‌ بودم‌ و به‌ او علاقه‌ شديدي‌ داشتم‌. من‌ و آنديا مي‌خواستيم‌ با هم‌ ازدواج‌ كنيم‌ اما او با عمه‌اش‌ به‌ كيش‌ رفت‌ و از آن‌ روزي‌ كه‌ برگشت‌ اخلاقش‌ تغيير كرد و مرتب‌ به‌ من‌ مي‌گفت‌ كه‌ بايد ارتباطمان‌ قطع‌ شود

                        روز حادؤه‌ با موبايلش‌ تماس‌ گرفتم‌ و با او قرار ملاقات‌ گذاشتم‌. آنديا سوار ماشينم‌ شد و به‌ من‌ گفت‌ كه‌ دوستي‌ ما بايد تمام‌ شود. عصباني‌ شدم‌ و هلش‌ دادم‌. سرش‌ به‌ شيشه‌ ماشين‌ خورد و خون‌ سرازير شد. سرش‌ را روي‌ پايم‌ گذاشتم‌ و متوجه‌ شدم‌ كه‌ مرده‌ است‌. به‌ طرف‌ باغمان‌ در ماهدشت‌ كرج‌ رفتم‌ و جسدش‌ را با بنزين‌ سوزاندم‌ سپس‌ جنازه‌ سوخته‌ آنديا را درون‌ چاه‌ باغمان‌ انداختم‌ و

                        فراز اين‌ پسر عاشق‌ براي‌ اينكه‌ معشوقه‌اش‌ را از دست‌ ندهد، او را كشت‌. غافل‌ از اينكه‌ براي‌ هميشه‌ او را از دست‌ مي‌دهد. او در واقع‌ مي‌خواست‌ گلش‌ را كسي‌ نچيند. به‌ خاطر همين‌ او را پرپر كرد


                        iran

                        Comment

                        • jjbb
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 8813

                          #87
                          dear Redwine, post 77 to ra bara chand ta az khnom haye irani khandam va anha har kodameshan khod ra classified kardan bahse jalebi bood. az khabar haye to man ham inja gorohe bahs dorost mikonam thanks

                          Comment

                          • jjbb
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 8813

                            #88
                            yadem omad begam doresteh ke akhbar khoto khoshtar ham joze zendegi mast vali man shakhsan dost nadaram chon kheili narahat misham.
                            khabar haye mosbat va ghashang ziyad bezar. thanks a lot

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #89
                              Originally posted by jjbb
                              dear Redwine, post 77 to ra bara chand ta az khnom haye irani khandam va anha har kodameshan khod ra classified kardan bahse jalebi bood. az khabar haye to man ham inja gorohe bahs dorost mikonam thanks
                              Ghablan khedmatetoon arz kardam keh har khabari jayeh khodesho dareh !

                              Az nazareh man khabareh khoob ya'ani shenasoondaneh iranihayeh moafagh-e kharej az keshvar beh baghiast ! in chizi hast keh man modattha daram anjam midam (topichayeh ghadimi ro lotfan search konid va bebinid!). va vaghti INFO jadid ,jaleb va khabareh khoob beh dastam biad,shoma 100% motmaen bash keh man un ro tooyeh in Forum mizaram !

                              Kareh man ineh va hadafam ineh keh beh chizi keh midoonam ba baghieh share konam ! tooyeh in system man takhassos daram !

                              Az tavajoyeh shoma mamnoon hastam.

                              iran

                              Comment

                              • jjbb
                                Senior Member
                                • Nov 2005
                                • 8813

                                #90
                                man ta mibinam ke shoma etealat jadid zadid fori miyam an ha ra mikhonam chon kheili jalebe.
                                man tazeh in forum re peyda kardam va hameh ghesmat hara nakhandam.
                                az karetoon mamnoon. movafagh bashid.

                                Comment

                                Working...