Announcement

Collapse
No announcement yet.

Woman

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • شماری از زنانی که تجمعشان در بعد از ظهر سيزدهم ژوئن (22 خرداد) در تهران با مداخله پليس به هم خورد و مورد ضرب و شتم مأموران پليس زن قرار گرفتند، از نيروی انتظامی به مراجع قضائی شکايت کردند.
    تجمع اين زنان در ميدان هفت تير تهران بدون اخذ مجوز قانونی و با فراخوانی برگزار شد که در سايتهای اينترنتی داده شده بود.

    تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهايی خواهان وضع قوانينی برای منع تعدد زوجات و برابری حقوق زن درمواردی همچون طلاق و سرپرستی فرزندان شده بودند.

    نيروی انتظامی و مراجع قضائی علت مداخله پليس و جلوگيری از ادامه تجمع را بدون مجوز برگزار شدن آن اعلام کرده اند اما شيرين عبادی که وکالت شکايت کنندگان را به عهده گرفته، برخورد با تجمع کنندگان را غيرقانونی می داند.

    وی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته که بنابر اصل 27 قانون اساسی ايران، تجمعاتی که با حمل اسلحه همراه نباشد و مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است، بنابراين اخذ مجوز برای تجمع زنان لازم نبوده و نيروی انتظامی حق نداشته به دليل عدم اخذ مجوز اين تجمع را به هم زند.

    وزير دادگستری ايران شمار افرادی را که در تجمع ميدان هفت تير بازداشت شدند بيش از شصت نفر اعلام کرد که به گفته وی، 42 تن از آنان زن بودند.

    عده ای از بازداشت شدگان آزاد شده اند اما برخی از آنان از جمله علی اکبر موسوی خوئينی، نماينده پيشين مجلس هنوز در بازداشت به سر می برند.

    وزير دادگستری ايران، ضرب و شتم تجمع کنندگان را تأييد نکرده و گفته است: "چه بسا که می‌ خواستند برای انتقال به مراکز انتظامی، به داخل اتومبيل هدايت کنند که اصطکاکی پيش آمده و برخی احساس کردند که ضرب و شتم صورت گرفته ‌است".

    Comment


    • مجموعه چند کشور آسيايی و آفريقايي، منطقه خاورميانه را تشکيل داده است. کشورهای فوق الذکر با پيشينه فرهنگی و تاريخی بسيار بالا و متعلق به تمدن های اوليه بشری هستند. ليکن با پيشرفت دنيا و قدم گذاشتن به عصر تجدد و ترويج فرهنگ برهنگي، اين منطقه نيز به رغم کثرت وجود مسلمانان با مقوله فحشا سخت دست به گريبان است. يکی از مهمترين معضلات اجتماعی در اين منطقه قاچاق زنان و دختران چه از خاورميانه به ديگر نقاط دنيا و چه از ديگر کشورها به مقصد خاورميانه است. سازمان ملل اعلام کرد در دنيا ۳۰۰ ميليون زن در تجارت سکس کار می کنند و سالانه يک ميليون زن و دختر به اين تجارت وارد می شوند که البته خاورميانه نيز از اين مقوله مستثنی نيست. آمار گزارش شده در سال ۲۰۰۵ نشان می دهد که از ميان ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار انسان که از مرزها به صورت قاچاقی عبور کرده اند، ۸۰ درصد زنان و دختران بوده اند. که در اين ميان آمار زنانی که از کشورهای خاورميانه خارج و يا به آن وارد شده اند نيز کم نيست. در داخل حوزه خاورميانه، کشورهای ترکيه و امارات متحده عربی به دليل کثرت توريست و آزادی بيشتر اتباع خارجی منبع اصلی جذب زنان از ديگر کشورهای اين منطقه و خارج از اين منطقه هستند. البته لازم به تذکر است که اين دولت ها با مقوله قاچاق زنان برخورد جدی می کنند، ليکن کسانی که از اين راه کسب درآمد می کنند به نحوی ماهرانه به اين کار می پردازند که حتی با سخت گيری های فراوان در مرزهای هوايی و زميني، باز هم هرروزه اين کشورها با چهره های جديدی مواجه می شوند که در جامعه به کسب و کار و جلب مشتری مشغول می شوند. در ميان زنانی که غيرقانونی وارد دبی يا ترکيه می شوند آمار زنان روسی بيش از ديگر مليت ها است. سيل اين زنان از مناطق ارمنستان، قرقيزستان، تاجيکستان، قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان به سوی اروپا، آمريکا، ترکيه، امارات، ايران، پاکستان، سوريه و يمن گسيل است. بر اساس آمار به دست آمده سالانه سه تا چهار هزار دختر قرقيزستاني، هزار تا دو هزار دختر تاجيک و پنج هزار دختر قزاقستانی از اين کشورها به مقاصد ديگر قاچاق می شوند. اغلب اين دخترها بين سنين ۱۳ تا ۱۴ سال هستند و با پاسپورت جعلی کشور را ترک می کنند. البته مواردی از قاچاق دختران ۱۰ساله نيز گزارش داده شده است. در ضمن قرقيزستان خود پايگاه قاچاق دختران از منطقه خاورميانه، جنوب آسيا و چين به اروپا و آمريکا محسوب می شود.
      از سال ۲۰۰۲ به دليل وضعيت اسف بار زنان ارمنی در امارات، دولت ارمنستان همکاری تنگاتنگی را با سازمان ملل در باب مبارزه با قاچاق زنان ارمنی شروع کرده و تاکنون نيز ادامه دارد. در اغلب موارد تحقيقات نشانگر اين موضوع است که اين زنان اغفال شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. در سرنوشت اکثريت آنها يک نقطه مشترک وجود دارد. آنان با مشکلات مالی عديده ای در موطن خود روبه رو بوده اند و علاوه بر خود مسئوليت والدين يا فرزندانشان را نيز به عهده داشته اند، اما پولی که به دست می آورند حتی کفاف سير کردن شکم افراد تحت تکفل آنها را نمی داده است. يا خانواده هايشان به قدری فقير بوده اند که تمايل داشته اند برای کمی پول جگرگوشه خود را بفروشند. در اين موارد اين افراد از طريق دلالان سودجوی باند قاچاق انسان مورد بررسی قرار می گرفته اند. سپس با رويای کسب و کار و درآمد بيشتر عازم امارات می شده اند. يک مقام دولتی اعلام کرد اغلب اين زنان و دختران به قصد پرستاری و يا مستخدمی و کار در رستوران ها تمايل به ترک وطن داشته اند. ليکن به محض ورود به امارات اين افراد به دست باند سودجويان سپرده شده و يا به عبارت بهتر به اين افراد فروخته می شده اند و پاسپورت آنان نيز گرفته می شده است.

      Comment


      • 2

        سپس اين زنان مجبور بوده اند در خيابان ها به کسب و کار بپردازند. در صورت امتناع از اين مسئله مورد اعمال خشونت قرار می گرفته اند و حتی جرات مراجعه به پليس را نيز نداشته اند زيرا بدون پاسپورت يک فرد خلافکار محسوب می شده اند. پس بايد به هر عملی تن داده و هيچ راه گريزی نيز وجود ندارد. سفر به ترکيه برای مردم ارمنستان از مرز زمينی بسيار راحت و مقرون به صرفه است. پس اين زنان از طريق باندهای قاچاق اغفال شده و به راحتی به ترکيه منتقل می شوند و تازه در آنجا با سراب رويای کار و تمکن مالی روبه رو می شوند. ليکن اغلب اين زنان مجبورند از ترس آبرو تا آخر عمر در آن کشور بمانند. اغلب آنها نيز در آخر خود به عنوان رئيس اينگونه باندها مشغول به فعاليت می شوند. از تعداد زنان روسی و کشورهای اطراف آن که قاچاقی به امارات و ترکيه وارد شده اند آمار دقيقی در دست نيست ليکن ظواهر امر نشان دهنده اين موضوع است که اين مليت ها بيشترين تعداد را به خود اختصاص داده باشند. در امارات و ترکيه دخترانی از کشورهای آسيای جنوب شرقي، نپال، سودان، نيجريه، افغانستان، ليبي، پاکستان و حتی اروپا و آمريکا نيز به چشم می خورند که به دنبال آمال و آرزوهای خود به اين مکان ها کشيده شده و در گرداب حوادث غرق می شوند و هيچ اثری از آنان باقی نمی ماند. از نپال گزارش رسيده است که دختران کم سن و سال اين کشور که توسط والدينشان به قاچاقچی های انسان فروخته می شوند، به کشورهای خاورميانه و هند برده می شوند و گاه اين کشورها را نيز به مقصد آمريکا و اروپا ترک می کنند، جايی که تجارت سکس بيداد می کند و هيچ حريمی برای خانواده و هيچ ارزشی برای زن به عنوان يک موجود خدايی وجود ندارد و از او به عنوان يک وسيله بهره وری برای ارضای تمايلات حيوانی استفاده می شود.
        در ميان دختران نپالی حتی می توان به موارد بسيار کم سن و سال اشاره کرد. برای مثال برخی از آنان از سن شش و هفت سالگی به کشور های ديگر منتقل شده و مورد بهره وری قرار گرفته اند و هم اکنون در سن ۱۴ يا ۱۵سالگی از شدت ضعف و تحليل رفتن قوای جسمانی با بيماری های مقاربتی چون ايدز دست و پنجه نرم می کنند و اغلب در اين سنين نيز می ميرند. گاه در ميان دختران قاچاق شده کودکان کم سن و سال و معصومی نيز يافت می شوند. اين کودکان در مناطقی مخفيانه نگهداری می شوند تا به سن مطلوب برسند و در بازارهای خاورميانه و هند عرضه شوند. در اين ميان و با وجود مبارزه شديد دولت ايران با مقوله قاچاق دختران و سخت گيری های زياد در باب خروج غيرقانونی زنان از کشور علی الخصوص به مقصد امارات، روزانه شاهد به دام افتادن تعدادی در دام اين سودجويان هستيم. ولی در مواردی نيز دختران هشت تا ده ساله ديده شده است. برخی باندها نيز دختران را به ترکيه و از ترکيه به مقصد آمريکا و اروپا منتقل می کنند. چندی پيش از کشور ترکيه گزارش شد که يک دختر ۱۶ساله که به صورت غيرقانونی وارد آن کشور شده بود توسط باند قاچاق انسان به قيمت ۲۰ هزار دلار به يک مرد اروپايی ۵۸ ساله واگذار شد.
        دختران سنين ۱۲ تا ۲۰ سال به پاکستان قاچاق می شوند و به عقد مردان مسن پاکستانی درمی آيند و پس از مدتی به مکان هايی به نام خرابات ( kharabat ) سپرده می شوند. بسياری از خانواده های فقير نيز دختران خود را به افغان ها می فروشند که سرنوشت اين دختران بينوا نامعلوم است. از ميان کودکان خيابانی که در شهرها پرسه می زنند، اکثريت را دختران تشکيل می دهند و متاسفانه عاقبت ۹۰ درصد از دخترانی که از منزل فرار می کنند به فحشا کشيده می شود. حتی گزارش شده که يک زن قاچاقچی که بسياری از دختران معصوم را به دام انداخته بود، دختر خود را نيز به قيمت ۱۱ هزار دلار واگذار کرد.
        ولی در تمام دنيا و در ميان زنانی که در اين تجارت کار می کنند يا به عبارت ديگر در منجلاب برده داری مدرن فرورفته اند ۸۹درصد تمايلی به اين وضعيت زندگی ندارند و قربانی شرايط اجتماعی و اقتصادی شده اند. اين زنان اغلب با فشارهای اقتصادی و اعتياد والدين مواجه بوده اند و اغلب از اعمال خشونت افراد خانواده يا صاحب کار خود رنج می برده اند و به قصد يافتن کار به دام افراد سودجو می افتاده اند. در مواردی که دخترها توسط والدين فروخته می شوند، بلااستثنا خانواده ها در فقر، قرض، طلاق و اعتياد غوطه ور هستند. در مواردی نيز که دختران و زنان به ميل خود به اين مسئله تن درمی دهند علاوه بر موارد فوق الذکر زنان به دليل شدت فشارهای خانوادگی و تعصبات خشک و اعمال قدرت های پی درپي، موجب فرار دختران شده و آنان را به تباهی می کشند. از يک ديدگاه کلی فقر و عدم آگاهی در ميان قبايل و مناطق روستايی و تحت فشار بودن زنان، اين قشر آسيب پذير را شکار مناسب سودجويان کرده است که خود مقدمه ورود به تجارت سکس است. در تمام دنيا و علی الخصوص در آسيا زن به عنوان شخص دوم و زير دست مرد وسيله بهره جويی او بوده است. پس حتی مرد به خود اين اجازه را می دهد تا اين موجود بی ارزش را خريد و فروش کند. قاچاق زنان نه تنها منبع درآمد باندهای قاچاق است بلکه باعث افزايش درآمد هتل داران، شرکت های حمل ونقل و به گونه ای توسعه صنعت توريسم می شود. همانگونه که در منطقه خاورميانه دو کشور ترکيه و امارات به صورت عشرتکده ای درآمده و هرروزه از سراسر جهان توريست ها را به اين کشورها سرازير می کند. ولی آيا کسی به سرنوشت اين قشر آسيب ديده اهميت می دهد. اغلب اين افراد در سال های اوليه شروع کار خود به دليل ابتلا به امراض مقاربتی و بالاخص ايدز جان می سپارند. ديگرانی که از اين مخاطرات جان به در می برند پس از چندی قادر به ادامه کار نيستند و برای امرار معاش مجبور به حمل و جابه جايی مواد مخدر می شوند تا زمانی که در گمنامی و فقر جان سپارند. سازمان ملل برای مقابله با اين عمل غيرانسانی و برای احقاق حق اين زنان و دختران تلاش بسياری انجام داده است. با تبليغات و اطلاع رسانی بيش از پيش سازمان ملل، تمامی کشورهای دنيا اين عمل را تقبيح کرده و مبادرت به انجام آن را جرم محسوب کرده و متخلفين را مجازات می کنند. همچنين از برنامه های ديگر اين سازمان ارتباط تنگاتنگ سفارتخانه ها با کشورهای متبوع برای مبارزه و مقابله با قاچاق زنان و دختران است. ليکن مهمترين بخش پروژه اطلاع رسانی است. ابتدا اينکه بايد به زنان و دختران گوشزد کرد که فرار شروع آزادی نيست، بلکه شروع يک اسارت ابدی و راهی غيرقابل بازگشت است. از سوی ديگر برگزاری ميزگردها، کنفرانس ها و سخنرانی هايی با شرکت روانشناسان، حقوقدانان و تامين مکان های امن برای حمايت از دختران فراری و زنانی که اغفال شده اند و ايجاد تلفن اضطراری برای مبارزه با قاچاق زنان، همچنين افزايش آگاهی های عمومی از طريق رسانه ها و آموزش بيشتر به کودکان در سنين مدرسه از ديگر برنامه های سازمان ملل برای مبارزه با قاچاق زنان و دختران در سراسر دنيا است.

        Comment


        • Women experience depression about twice as often as men. Many hormonal factors may contribute to the increased rate of depression in women—particularly such factors as menstrual cycle changes, pregnancy, miscarriage, postpartum period, pre-menopause, and menopause. Many women also face additional stresses such as responsibilities both at work and home, single parenthood, and caring for children and for aging parents.

          Many women are also particularly vulnerable after the birth of a baby. The hormonal and physical changes, as well as the added responsibility of a new life, can be factors that lead to postpartum depression in some women. While transient "blues" are common in new mothers, a full-blown depressive episode is not a normal occurrence and requires active intervention. Treatment by a sympathetic physician and the family's emotional support for the new mother are prime considerations in aiding her to recover her physical and mental well-being and her ability to care for and enjoy the infant.

          Comment


          • Ina ro yadetoun basheh !

            ---




            استوار یکم پروین حسینی
            شماره پرسنلی : 80124654
            عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات
            ناحیه انتظامی تهران بزرگ
            ساکن محله اتابک تهران
            ---

            سرگرد شهلا آشتیانی
            افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی
            ( فرمانده زن میدان )
            شماره پرسنلی : 70763210
            ساکن محله سلسبیل تهران
            ---

            شیرین جلالی افشار
            شماره پرسنلی : 75875403
            کارمند غیر نظامی دایره عملیات معاونت اطلاعات تهران بزرگ
            ساکن شهرک پاس تهران
            ---

            استواریکم سحر دریانی
            شماره پرسنلی : 81459743
            عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات
            ناحیه انتظامی تهران بزرگ
            ساکن محله رسالت تهران
            ---

            سروان فریده مالکی
            شماره پرسنلی : 78431985
            افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی
            ساکن شهرک راه آهن تهران
            ---

            ستوان دوم نیره گل محمدی
            شماره پرسنلی : 83641485
            افسر عملیات گردان فاطمه الزهرا
            ساکن خیابان آذربایجان تهران
            ---

            Comment


            • من می خواهم با شما از رافت اسلامی درباره دختری سخن گویم که تنها ۱۸سال دارد و بطورحتم نام او برای شما آشناست . این دختر جوان خیلی زود در دنیا مشهور شد و اکنون کمیتههای نجات و کمپین های مختلفی در سراسر دنیا برای نجات جانش بصورت جدی فعال بوده و سازمان عفو بین الملل نیزصریحا خواستار لغو حکم اعدام او شده است .

              معمولا اینگونه است که ۱۸ سالگی ، برای هر جوانی، با شادی و شور آغاز می شود و در اکثر جوامع هجده ساله شدن جوانان را جشن میگیرند و شروع زندگی در شرایط جدید را به آن فرد تبریک میگویند.ولی اکنون دختری در زندان رجایی شهر است که گویی همه از کنار سرنوشت او بی تفاوت گذشته اند و او با هر باز و بسته شدن در سلولش مرگ را انتظار می کشد.سخن من از نازنین مهاباد فاتحی است که به عکس سایر دختران همسنش دوست نداشت تولد هجده سالگی اش را جشن بگیرد چرا که ورود به ۱۸سال برای او برابر با خداحافظی با زندگی بود.دختری که در کنار زنان زیادی در سلول زندان ،هر روز،همه بدنش از وحشت اعدام و طناب دار میلرزد.بگذارید کمی از داستان زندگی نازنین را برایتان یادآوری کنم . نازنین اولین فرزند یک خانواده پرجمعیت است.بعد از او یک پسر ۱۶ ساله، یک دختر ۱۴ ساله، یک دختر ۱۰ ساله و ۹ ساله و آخرین فرزند خانواده یک پسر ۲ ساله است.او مجبور بود که بعد از کلاس دوم، از مدرسه دست کشیده و به نگهداری از کودکان دیگر در خانه مشغول شود، چرا که مادر خانواده برای کمک به زندگی، مجبور بوده در خانه ها خدمتکاری کند. او و خانواده اش از اهالی سنندج بوده و به زبان کردی صحبت می کنند.مادرش زن رنج دیده ای است که فارسی را به زحمت صحبت میکند.او خانواده کارگری مهاجری دارد که با رنج و مرارت و زحمت زندگی میکنند و ازمدتها قبل ساکن کرج هستند. پدر نازنین بیمار است. بیماری کبد دارد. دکترها گفته اند کبدش خراب شده است. پس از چهار بار عمل جراحی که پول عمل او را نیز دیگران داده اند اکنون او زمین گیر است و نمیتواند کار کند و به جای پدر مادر به کار در منازل مردم، فرش شستن و نظافت خانه ها مشغول است و اکنون بدلیل اینکه مدتها و بطور مداوم به مواد شیمیایی برای شستن فرش و غیره دست زده ، حساسیت پوستی شدید پیدا کرده و دکتر انجام این کار را نیزبرای مادر نیز قدغن کرده است. این خانواده به حدی فقیر است که حتی از پرداخت هزینه وکیل برای دخترشان و سر زدن به زندان و رسیدگی به امورات او عاجز بوده اند.



              جناب آقای شاهرودی

              یک روز نازنین به همراه دختر عمویش برای خرید از خانه بیرون میرودکه چهار نفر مزاحم آنها می شوند.نازنین تعریف کرده است :"اول شروع کردیم به در رفتن و سپس فریاد زدیم و کمک خواستیم، اما کمکی به ما نشد، شروع به فرار کردن کردیم، در آنسوی خیابان یک دفعه هر چهار نفر به ما رسیدند و دختر عمویم را گرفتند .آنها گفتند او را با خودمان می بریم، بعدش ولش میکنیم، نترس".و نازنین که احساس مسئولیت میکرده دوباره شروع به فریاد زدن و کمک خواستن میکند، و وقتی یک ماشین را در آنجا آماده می بیند که ظاهرا دختر همراهش را میخواسته سوار کند با چاقویی که بهمراه داشته از خودشان دفاع میکند و به این ترتیب، خودش هم نمیداند بعدا چه میشود.



              ریاست محترم قوه قضاییه

              اکنون نازنین درزندان و در انتظار چوبه دار است .سوال من از شما اینست که چگونه است که زن انسان محسوب نمیشود؟ اگر نازنین مقاومت نمیکرد چه میشد؟ اگر مورد تجاوز واقع میشد چه کسانی و یا کدامین نهاد از او دفاع میکردند؟ با توجه به مسئله قومیتی وی آیا او بعد از این تجاوز قربانی یک قتل ناموسی نمیشد؟ اگراین دختر متاهل بود و به او تجاوز شده بود، بجرم رابطه خارج از ازدواج او را سنگسار میکردند و اکنون که مقاومت کرده و درجریان دفاع از خود ویک دختر دیگر باعث مرگ فردی خاطی شده است قانون برایش مجازات اعدام در نظر گرفته و او را درعنفوان جوانی به چوبه دار می سپارد.

              شما خود نیک می دانید که نجات جان بی گناه خود اجری بسیارعظیم دارد.تقاضای من به عنوان یک زن یک فعال مسائل زنان و یک دانشجوی حقوق بشر از شما این است که با رسیدگی مجدد به پرونده این دختر جوان با دیگر رافت دین اسلام را به جهانیان نمایان کنید.

              Comment


              • صفارزاده با اعتراض به متن مخدوش و اطلاعات نادرست متن خبر كه او را برترين زن مسلمان در سال 2005 معرفي مي‌كرد، گفت: من ازسوي سازمان نويسندگان آسيايي - آفريقايي به دريافت عنوان «برترين زن مسلمان» نايل نشده‌ام، زيرا تنها خداوند متعال مي‌داند كه برترين زن مسلمان كيست. همچنين برگزاري مراسم تجليل كه معمولا همراه با شادباش و تبريك و شادماني است، در شب شهادت حضرت فاطمه (عليهالسلام) و در محفل سوگواري و نوحه‌خواني، غيرمنطقي به‌نظرم مي‌رسيد. بنده ضمن نپذيرفتن اين تقارن، به محض خواندن خبر برگزاري مراسم در روزنامه، تصميم به عدم حضور خود را به دست‌اندركاران مراسم اعلام كردم، ولي علي‌رغم قولي كه روز بعد در باب لغو برنامه تجليل و جايزه به بنده داده شد، همچنان مراسم را با حفظ نام من برگزار كردند؛ در حالي كه اگر اين قول داده نشده بود، از طريق رسانه‌ها به اطلاع‌ مردم مي‌رساندم. به هر حال از شركت مهماناني كه با لطف به اينجانب در مراسم حضور پيدا كرده‌اند، معذرت مي‌خواهم.

                صفارزاده خلاصه كردن نظريه‌ها و خدمات علمي و فرهنگي و شعرهاي مقاومت ديني‌اش را تنها در نوشتن شعر ديني متعارف و معمول، به‌جاي تجليل، ضدتجليل ارزيابي كرد.

                سازمان نويسندگان آسيايي - آفريقايي همزمان با برپايي جشن روز جهاني زن، هر سال از دستاوردهاي آنان تجليل و تقدير به عمل مي‌آورد. امسال نيز دكتر طاهره صفارزاده - شاعر و مترجم ايراني - به‌عنوان مبارزي بزرگ و نمونه‌ي والاي يك زن دانشمند و افتخارآفرين مسلمان و به‌پاس سابقه‌ي طولاني مبارزه و كوشش‌هاي علمي گسترده، به‌عنوان شخصيت برگزيده سال 2006 انتخاب شد.

                Comment


                • بارونس هيمن به عنوان اولين رييس مجلس اعيان بريتانيا برگزيده شده است.
                  بانو هيمن که قبلا عضو دولت کارگری بوده است، به عنوان رييس مجلس اعيان جانشين لرد فلکنر، ملقب به لرد چنسلور، می شود.

                  اعلام اين موضوع پنج روز پس از آن صورت می گيرد که اعضای مجلس اعيان در اين مورد رای دادند. خانم هيمن برای يک دوره پنج ساله به اين سمت انتخاب شده و همچنين در برنامه های رسمی، نمايندگی مجلس لردها را بر عهده خواهد داشت.

                  سه زن و شش مرد برای به دست آوردن اين پست پردرآمد با هم رقابت می کردند. درآمد جديد خانم هيمن 101 هزار پوند در سال است و يک آپارتمان و يک شنل بلند زربافت به ارزش 10 هزار پوند نيز از جمله مزايای شغلی اوست.

                  شير دادن در مجلس عوام

                  خانم هيمن از سال 1996 که وارد مجلس اعيان شد، به عنوان معاون وزيران بهداشت، کشاورزی و حمل نقل خدمت کرد اما در سال 2001 کار خود را ترک کرد.

                  وی از سال 1974 تا 1979 نماينده مجلس عوام از حزب کارگر بود و اولين زنی شد که در ساختمان پارلمان بريتانيا، وست مينستر، به نوزادش شير داد.


                  خانم هيمن به عنوان رييس مجلس اعيان جانشين لرد فلکنر، سمت راست، می شود

                  خانم هيمن بعد از ترک مشاغل دولتی خود، رياست بنياد خيريه تحقيقات سرطان بريتانيا را بر عهده داشت.

                  هنگام اعلام نام خانم هيمن به عنوان رييس مجلس اعيان، بارونس اموس، رهبر حزب دولت در اين مجلس، به ساير اعضا گفت: امروز "يک روز مهم و ويژه" برای مجلس اعيان بريتانيا است.

                  پست رياست مجلس اعيان بريتانيا يک مقام جديد است.

                  تا کنون، اين سمت همراه با رياست قوه قضائيه در اختيار مقامی بود که از وی به عنوان لرد چنسلور نام برده می شد.

                  رييس مجلس اعيان در تنظيم برنامه های اين مجلس و شور کميسيون های آن نقشی ندارد.

                  رييس مجلس اعيان بريتانيا در اين مجلس بايد ردا به تن کند اما مجبور نيست کلاه گيس سنتی سلف خود را بر سر بگذارد.

                  Comment


                  • "گرفتن نوبل مثل آمدن ستاره ها در دست آدم است." سيمين بهبهانى از سوى برخى دانشگاهها، انجمنهاى دفاع از حقوق بشر و نهادهاى ايرانى خارج از كشور براى دريافت نوبل 2007 پيشنهاد شده است اما خودش باورى جدى به دريافت نوبل ندارد.
                    خبرگزارى ميراث فرهنگى_ كتاب_ "گرفتن نوبل مثل آمدن ستاره ها در دست آدم است." اين جمله اى است كه سيمين بهبهانى وقتى كانديدا شدنش را براى جايزه نوبل ادبيات تبريك مى گويم، به زبان مى آورد.
                    بهبهانى خودش مى گويد كه فقط يك متر و هفتاد صدم از شعر اين خانه (ايران) است اما آن قدر شاعر است كه مراكز فرهنگي، دانشگاه ها، انجمنهاى دفاع از حقوق كودكان، زنان و حقوق بشر و نهادهاى ايرانى خارج از كشور او را به عنوان كانديداى خود براى دريافت جايزه نوبل ادبيات سال 2007 مطرح كنند.
                    يك متر و هفتاد صدم افراشت قامت سخنم
                    يك متر و هفتاد صدم از شعر اين خانه منم
                    يك متر و هفتاد صدم پاكيزگى ساده دلى
                    جان دلاراى غزل جسم شكيباى زنم
                    او يكى از پركارترين شاعران معاصر ايران محسوب مى شود با 24 كتاب كه 9 مجموعه شعر در ميان آنها به چشم مى خورد.

                    * خانم بهبهاني، چه نهادها يا اشخاصى شما را به عنوان كانديداى جايزه نوبل ادبيات امسال مطرح كرده اند؟
                    _ بنياد مادران در ويرجينيا، انجمن آسيايى Asian Society در نيوجرسي، دانشگاه تورنتو در كانادا، سمپوزيومى كه دكتر محمد توكلى برقرار كرده بود، جمعيت ايرانى در دانشگاه UCLA و هما سرشار، در سانفرانسيسكو دكتر عباس ميلانى و جمعى از ايرانيان در دانشگاه شيكاگو.

                    * چقدر احتمال مى دهيد كه جايزه نوبل به شما تعلق بگيرد؟
                    _ خيلى كم. چون انتخاب شدن براى جايزه نوبل بسيار مشكل است. در جهان، نويسنده و شاعر بهتر از من بسيار زياد است كه آنها هم براى خودشان صاحب سبك و مكتب هستند. در واقع بايد بگويم من خودم هيچ توقعى در اين زمينه نداشتم. اين پيشنهاد از سوى عده اى از دوستان مطرح شده است و معلوم نيست اين پيشنهاد به موقع به بنياد نوبل برسد چون تقريباً زمان زيادى براى ارسال مدارك باقى نمانده است در عين حال معتقدم كه گرفتن جايزه نوبل به آثار يك شاعر يا نويسنده ارزشى نمى بخشد.

                    * بسيارى مى گويند در انتخاب داوران نوبل ادبيات، فعاليتهاى سياسى كه نويسنده يا شاعر منتخب انجام داده نيز مؤثر است و امتيازى براى او محسوب مى شود. نظر شما چيست؟
                    _ به نظر من فعاليتهاى سياسى هيچ تأثيرى در انتخاب شدن براى نوبل ادبيات ندارد اما فعاليتهايى كه شاعر يا نويسنده در دفاع از حقوق بشر انجام داده در كنار كيفيت ادبى آثار او در انتخابش مؤثر است. اصولاً نوبل ادبيات به كسانى داده مى شود كه هم از نظر ادبى در سطح بالايى باشند و هم در راه صلح و كمك به انسانيت قدمى برداشته باشند. در عين حال، به دليل اين كه نوبل خود مخترع باروت بود - كه بيش از آن كه در راه صلح به كار رود، براى تخريب از آن استفاده شد – ثروتش را براى جايزه دادن به كسانى كه در راه صلح فعاليت كرده باشند، وقف كرد. اين جايزه صلح نوبل است كه در نروژ اعطا مى شود. بنياد نوبل در كنار جايزه صلح، جايزه هاى علمى و جايزه ادبيات هم دارد و در راستاى هدف نوبل از اعطاى اين جايزه، جايزه نوبل ادبيات هم به كسانى تعلق مى گيرد كه هم خدمات انسانى انجام داده باشند و هم كتابشان از نظر ادبى ارزش بالايى داشته باشد. هر نويسنده و هر كتابى هم مسلماً برنده نوبل نمى شود.

                    * آثار فارسى كه ترجمه نشده باشند به جايزه نوبل ادبيات راه پيدا نمى كنند دليل آن هم اين است كه داوران نوبل، فارسى نمى دانند. بنابراين براى اين كه يك شاعر يا نويسنده ايراني، كانديداى جايزه نوبل ادبيات شود، بايد حجم بزرگى از آثارش به زبانهاى بين المللى ترجمه شده باشد. چه ميزان از آثار شما به زبانهاى ديگر ترجمه شده است؟
                    _ تقريباً يك دهم يا مى توانم بگويم يك هشتم آثار من به زبان هاى انگليسي، آلماني، فرانسه، سوئدي، عربى و اردو ترجمه شده است.

                    * فكر مى كنيد اين ميزان براى نشان دادن سبك و كيفيت آثار ادبى شما به داوران نوبل كافى باشد؟
                    _ بله. كافى است. چون آثار من بسيار زياد است و عمرم هم به نسبت طولانى بوده و در طول مدت عمرم لاينقطع كار كرده ام. حاصل آن 24 كتاب است كه 9 مجموعه شعر در ميان آنها وجود دارد. در حقيقت ده مجموعه شعر دارم اما در كتابى كه مجموعه آثار من در آن گردآورى شده، آن نه مجموعه شعر وجود دارد و دهمى خارج از آن كتاب است.

                    * به نظر شما از ميان نويسندگان و شاعران ايرانى چه كسانى شايسته دريافت جايزه نوبل ادبيات هستند؟
                    _ خيلى ها. واقعاً نمى توانم نام ببرم. خيلى ها. يكى از كسانى كه شايسته جايزه نوبل بود، احمد شاملو بود. رضا براهنى هم شايسته است. محمود دولت آبادى و سيمين دانشور در داستان، رضا سيدحسينى در ترجمه و خيلى هاى ديگر. در ميان جوانها هم خيلى ها هستند كه شايستگى دارند.

                    * شما سومين بار است كه كانديداى جايزه نوبل ادبيات شده ايد؛ در سالهاى 1991 و 2001 هم اين اتفاق افتاده بود. اين در ميان شاعران ايرانى كمتر به چشم مى خورد. خودتان درباره اين كه سه بار از ايران كانديداى جايزه نوبل ادبيات شده ايد چه نظرى داريد؟
                    _ من اصلاً منتظر گرفتن نوبل نيستم و متوقع هم نيستم كه آن را به من بدهند چون همان طور كه گفتم شاعر و نويسنده بهتر از من زياد است.

                    * حافظ موسوى معتقد است كه كانديدا شدن شما اين بار چون از سوى نهادهاى وسيع ترى صورت گرفته و چندين دانشگاه جهان شما را به بنياد نوبل معرفى كرده اند، از اهميت بيشترى نسبت به بارهاى قبل برخوردار است. نظر خودتان چيست؟
                    _ در اين باره نمى توانم نظرى بدهم چون هر نهادى از نظر من ارزش و اهميت خاص خودش را دارد و نمى توان گفت نهادهايى كه بارهاى قبل معرفى ام كرده بودند نسبت به نهادهايى كه امسال مرا كانديدا كرده اند، اهميت كمترى داشته اند.

                    Comment


                    • تاثير فناوري اطلاعات بر حضور زنان در جامعه
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment



                      • Saturday April 15, 2006
                        The Guardian

                        ترجمه: پویا
                        Pouya2004@gmail.com
                        pouyashome.com is your first and best source for information about pouyashome. Here you will also find topics relating to issues of general interest. We hope you find what you are looking for!

                        Comment


                        • هر روز كه در بيشه هاي افكارم قدم مي گذارم, به فكرتوام. من دورتر از تو در
                          راهم ! در مسيرم دو راهي زياد بود اما من نهايتا راهي كه جنس پوسته هاي تن خودم بود را يافتم. من كاشف بيراهه هاي توام !
                          به تو كه فكر ميكنم تارهاي وجودم مرتعش مي شوند. آخر فكر به تو از جنس دردهايي است كه به جانم تازيانه ميزند. به اسمت مي انديشم و صدبار آن را بر كاغذ كاهي روبرويم مينويسم:
                          دختر مام وطن, دختر مام وطن, دختر مام وطن .....
                          بغض چشمانت در بازارهاي حراج پيكره ات را خوب مي بينم. خوب ميشناسم . مرواريدهايي بر شقيقه هايم ميلغزند. چرا به تاراج رفته اي !
                          ميگذارم تا سبد قلبم از مرواريدها پر شوند. آنقدر پر كه نهايتا سر ريز !
                          بي دريغ سكوت ميكنم. سكوتم مملو از فرياد توست ! دختر مام وطن من, بسته در حجمي منقبض از نگاهها و افكار درنده ! به پشت سرم كه نگاه ميكنم جاده اي طولاني است كه از تو ميگذرد و اما به روبرو كه خيره ميشوم , دشتي فراخ از انديشه هاي باز و قلبهاي سپيد !
                          حالا من آبستن احساسي هستم كه آماده است در قلب سياه شب برايت نور بزايد !
                          باورم كن, دختر به تاراج رفتة مام وطن ! نطفه هايي با عشق از من متولد ميشوند كه پيروزند و به فردا سلام ميدهند ! فردا كه نام مهتاب گون تو را نه بر كاغذهاي كاهي , كه هزار بار بر سلول به سلول پيكرة ميهنم و مهر فتح بغضهاي حراجت را بر شيار رگ و پي پوست تن سرزمينمان حك خواهم كرد !
                          رها سپهري – سايت زنان فاتحان فردا

                          Comment


                          • 93درصد از کل قاچاق انسان در جهان را زنان تشکيل مي دهند

                            براساس يک گزارش ، طبق تحقيقات به عمل آمده معلوم شده است که بخش زيادي از قاچاق انسان را زنان و دختران تشکيل مي دهند .
                            براساس يافته هاي موجود مشخص شده است که از کل قاچاق انسان در جهان ، 93درصد را زنان و دختران تشکيل مي دهند .
                            همچنين در اين گزارش آمده است : درصد قاچاق انسان در مناطق مختلف دنيا نيز گوناگون است به طوريکه مناطق پست و هموار بيشتر از 50 درصد ، مناطق ناهموار 32 درصد و مناطق کوهستاني 9 درصد بوده است .
                            همچنين گفته شده که از نظر سن ، نوجوانان بيشترين آمار را در قاچاق انسان به خود اختصاص داده اند .
                            براساس تحقيقات از دسامبر سال 2004 تا دسامبر سال 2005 ، 41 درصد از قربانيان قاچاق را گروه هاي سني 15تا 18 سال تشکيل داده اند و گروه هاي بالاتر از 18 سال ، 34 درصد و گروه هاي سني کمتر يا مساوي با 14 سال ، 25 درصد را تشکيل مي دهند .
                            از نظر سطح تحصيلات نيز ، بيشتر افراد تحصيل نکرده يا بي سواد مورد قاچاق قرار گرفته اند به طوريکه 31 درصد قربانيان قاچاق را افراد بي سواد ، 45 درصد افراد داراي تحصيلات ابتدايي ، 17 درصد افراد پايين تر از تحصيلات متوسطه و 7 درصد افراد نيز داراي تحصيلات دبيرستاني بوده اند .
                            براساس تحقيقات متخصصين ، باز بودن مرزهاي بين نپال و هند ، کاهش فرصت هاي شغلي و وجود جنگ هاي خانمانسوز مي تواند از فاکتورهايي باشد که موجب افزايش قاچاق انسان ها شده است .
                            همچنين گفته شده که وسوسه داشتن شغل خوب از بيشترين دلايلي است که براي قاچاق انسان ذکر شده است و به دليل کاهش سطح استخدام ها مردم بيشتري به سمت شغل هايي در خارج از کشور جلب مي شوند .
                            همچنين اين گزارش نشان مي دهد که 48 درصد از مردم که قرباني قاچاق شده اند به خاطر به دست آوردن شغل در ديگر کشورها بوده و 23 درصد اين افراد قاچاق شده به بهانه شغل به کشورهاي خليج فارس برده شده اند .
                            24 درصد اين قاچاق ها به خاطر وعده ازدواج و 5 درصد به خاطر تفريح و سرگرمي بوده است اگر چه دولت ها و سازمان هاي غيردولتي تلاش زيادي براي کنترل قاچاق انسان ها کرده اند ولي هنوز اين مسئله به عنوان يک چالش بزرگ باقي مانده است

                            Comment


                            • در ايران زنان از فرصتهاي کمتري براي کار کردن برخوردار بوده و به گفته اي ديگر از استقلال اقتصادي برخوردار نيستند و اين امر بر سراسر زندگي زن موثر بوده و به همين دليل هنگامي که زني سرپرست خانواده اش را از دست مي دهد و مسوليت تامين خانواده بر عهده اش مي افتد با بحرانها و مسايل بسياري روبرو مي شود که در اکثر اوقات وي را به سوي ازدواج موقت سوق مي دهد ...
                              جامعه ايران با بحرانهاي بسيار و پديده هاي زشتي روبرو شده که محصول رژيمي ديکتاتور و ضد بشري است که در طول حاکميت سياه خود غير از بدبختي و سيه روزي چيز ديگري براي مردم به ارمغان نياورده است .
                              اين پديده ها، پيوسته گسترش مي يابند و زنان اولين قربانيان اين سياستها هستند. فساد و فحشا، بيکاري، فقر و زنان و کودکان خياباني از آن پديده هايي هستند که محصول سياستهاي ضد انساني رژيم جمهوري اسلامي است .
                              ازدواج موقت يا به گفته اي ديگر صيغه يکي از آن ابزارهايي است که شخصيت زنان را خرد کرده و در استثمار آنها نقش موثري داشته و به علت سياستهاي آخوندي در ايران گسترش زيادي يافته است .
                              هر چند صيغه در سال ۱٣۱٣ از مذهب شيعه بر گرفته و به قانون رسمي ايران تبديل شد اما تا انقلاب سال ۱٣۵۷، به عنوان عملي ناهنجار و بي ارزش در جامعه، به کمي ديده مي شد. با روي کار آمدن رژيم جمهوري اسلامي اين نوع ازدواج خصوصا در شهرهاي قم و مشهد گسترش يافت .
                              صيغه بي احترامي و توهين به زن بوده و تنها در جايي انجام مي شود که زن از هيچ حق انساني برخوردار نيست. بنا به آمارهاي رسمي رژيم، در سال گذشته صيغه ۴۰% افزايش يافته است، که قابل تعمق بوده و نشان مي دهد که تمايل به ازدواج موقت رو به ازدياد است. ازدواج موقت که در ايران به صيغه از آن نام برده مي شود، در واقع همان فحشا است که رسميت پيدا کرده است. در اين نوع ازدواج، زن براي مدتي مشخص به عقد مرد درآمده و اکثر اوقات اين ازدواج فقط چند ساعت طول مي کشد. صيغه مي تواند چند ساعت و يا چند ماه طول کشيده و هر زمان، آن وقت مشخص به پايان برسد جدايي صورت مي گيرد. اکثر اوقات از اين ازدواجها بچه هايي بدنيا مي آيند که متاسفانه از هيچ هويتي برخوردار نيستند. بنا به گفته خود مسولان رژيم، در ايران بيشتر از ۲۰ هزار کودک بي شناسنامه وجود دارد که محصول صيغه هستند .
                              افزايش صيغه در ايران مي تواند به چند دليل باشد: دخالت رژيم در زندگي شخصي افراد خصوصا زندگي دختران و پسران مجرد باعث شده است که بيشتر اوقات از ترس روبرو شدن با قوانين ضد انساني رژيم، ازدواج موقت را انتخاب کنند. صيغه متاسفانه نه تنها در ميان زنان فقير و بي درآمد افزايش يافته، بلکه در ميان قشر تحصيل کرده جامعه نيز گسترش يافته است .
                              اما آنچه که مهم است و در اينجا مورد بحث قرار مي گيرد اين است که صيغه چه نتايجي براي زنان در بردارد؟ واقعيت مساله اين است که بدون اينکه عشقي واقعي وجود داشته باشد، دو نفر براي مدتي مشخص با هم زندگي مي کنند. مسولان و آخوندها درايران مي گويند که آنها با اين کار از فحشا و تن فروشي جلوگيري مي کنند و به اين ترتيب زن و مرد براي مدتي مشخص و به قيمتي معلوم که مرد به زن مي دهد با هم زندگي مي کنند. اين نوع ازدواج تاثيرات مخربي بر هر دو طرف خواهد داشت اما زنان بيشترين زيانها را متحمل شده و از نظر رواني و شخصيتي با شکست و آشفتگي مواجه مي شوند .
                              مسايل زيادي هستند که در تمايل زنان به چنين کاري موثرند. اما در اين مورد به طور خلاصه به نقش فقر و تنگدستي اشاره مي شود که زنان را به قبول صيغه وادار مي کند. در ايران زنان از فرصتهاي کمتري براي کار کردن برخوردار بوده و به گفته اي ديگر از استقلال اقتصادي برخوردار نيستند و اين امر بر سراسر زندگي زن موثر بوده و به همين دليل هنگامي که زني سرپرست خانواده اش را از دست مي دهد و مسوليت تامين خانواده بر عهده اش مي افتد با بحرانها و مسايل بسياري روبرو مي شود که در اکثر اوقات وي را به سوي ازدواج موقت سوق مي دهد.
                              فقر و تنگدستي در جامعه ايران، بيکاري و نبود منبع درآمد، زندگي مردم و خصوصا زنان را تهديد مي کند. افزايش آمار زنان خياباني و صيغه محصول همين فقر است. مشکل ديگري که صيغه براي زنان به ارمغان مي آورد اين است که در کل، قانوني براي حمايت از زنان وجود ندارد، در اين نوع ازدواج اگر مرد زندگي زن را تامين نکرده و يا زن با هر مشکلي مواجه مي شود هيچ قانوني از وي حمايت نکرده و تنها خواهد ماند. زنان پس از صيغه، انسانهايي سرخورده و نااميدند که در جامعه نيز مورد بي احترامي قرار مي گيرند. در جامعه اي مثل ايران که فرهنگ مردسالاري غالب بوده و مذهب در زندگي مردم نقش اصلي را ايفا مي کند و رژيمي ضد آزادي در حاکميت است و مناسبات و ارتباطات انساني تحت نظارت شديد حاکمان است، زنان ناچار مي شوند براي رهايي از چنين مشکلاتي، زندگي هايي را انتخاب کنند که موافق ميل و خواست آنها نيست .
                              مي توانيم بگوييم که تنها سيستمي آزاد و عادلانه که در آن انسانها آزاد و برابر باشند و نيازهاي همه برآورده شود، مي تواند از چنين پديده هاي زشتي جلوگيري کند. زنان در چنان جامعه اي به صيغه و تن فروشي نياز پيدا نخواهند کرد و مي توانند مستقلا سکان زندگي خود را در دست گيرند

                              Comment


                              • کميته بين المللي عليه اعدام
                                نازنين در اعماق جامعه
                                او اکنون ۱۸ ساله است. ۱۸ سالگي ، براي هر جواني، با شادي و شور بايد آغاز شود و معمولا در جوامع نرمال، هجده ساله شدن جوانان را جشن ميگيرند و شروع زندگي در شرايط جديد را به فرد تبريک ميگويند. ولي نازنين ما در زندان وحشتناک رجايي شهر است. او در کنار زنان زيادي در سلول زندان ، ۱۸ ساله شد و هر روز ، از وحشت اعدام و طناب دار همه بدنش ميلرزد.
                                او اولين فرزند يک خانواده پرجمعيت است. بعد از او يک پسر ۱۶ ساله، يک دختر ۱۴ ساله، يک دختر ۱۰ ساله و ۹ ساله و آخرين فرزند خانواده يک پسر ۲ ساله است. نازنين مجبور ميشود بعد از کلاس دوم، از مدرسه دست کشيده و به نگهداري از کودکان ديگر در خانه مشغول شود، جرا که مادر خانواده براي کمک به زندگي، مجبور بوده در خانه ها خدمتکاري کند.
                                مادر نازنين ، زن رنج ديده اي است که فارسي را به زحمت صحبت ميکند. همه اين خانواده از سنندج هستند. و به زبان کردي مسلط هستند. از مدتها قبل ساکن کرج و خانواده کارگري مهاجري هستند که با رنج و مرارت و زحمت زندگي ميکنند.
                                مادرش به خبرنگار ما ميگويد ، که شوهرم مريض است. بيماري کبد دارد و کبدش در حقيقت خراب شده است. چهار بار عمل جراحي شده و پول عمل او را نيز ديگران داده اند. اکنون او زمين گير است و نميتواند کار کند.
                                من به کار در منازل مردم، فرش شستن و نظافت خانه ها مشغول بودم و اکنون بدليل اينکه مدتها و بطور مداوم به مواد شيميايي براي شستن فرش و غيره دست زده ام، حساسيت پيدا کرده ام و دکتر اين کار را براي من قدغن کرده است. خوب شکم اين بچه ها را کي بايد سير کند؟
                                نازنين يک روز براي خريد از خانه بيرون ميرود. دختر عموي او نيز بهمراه اوست. دختر ۱۷ ساله ديگري ، که باهم براي خريد ميروند.
                                نازنين تعريف کرده است که چهار نفر مزاحم ما شدند. اول شروع کرديم به در رفتن و سپس فرياد زديم و کمک خواستيم، اما کمکي به ما نشد، شروع به فرار کردن کرديم، در آنسوي خيابان يک دفعه هر چهار نفر به ما رسيدند و دختر عمويم را گرفتند . آنها گفتند او را با خودمان مي بريم، بعدش ولش ميکنيم، نترس. و نازنين که احساس مسئوليت ميکرده دوباره شروع به فرياد زدن و کمک خواستن ميکند، و وقتي يک ماشين را در آنجا آماده مي بيند که ظاهرا دختر همراهش را ميخواسته سوار کند با چاقويي که بهمراه داشته از خودشان دفاع ميکند و به اين ترتيب، خودش هم نميداند بعدا چه ميشود.
                                اکنون نازنين در زندان و به انتظار چوبه دار است.
                                خانواده فقير او در کرج، حتي پول وکيل گرفتن نداشته است. و حتي پول سر زدن به زندان و رسيدگي به امورات او را نداشته اند. کميته عليه اعدام از همان روزهاي اول پخش خبر حکم اعدام بر عليه نازنين جوان، براي نجات او فراخوان به يک کمپين جهاني داده است.
                                اکنون نام نازنين در دنيا مشهور شده است. در ايتاليا کميته نجات نازنين فعال است و در آلمان سازمان بزرگ مدافع حقوق زن، تره ده فام امضا جمع ميکند، عفو بين الملل خواهان لغو اين حکم است و نازنين ملکه زيبايي در کانادا براي نجات او دست به کار شده است.
                                ما بايد کاري کنيم که حکومت اسلامي جرات نکند نازنين ۱۸ ساله را اعدام کند. در عين حال ما بايد در مورد موقعيت زندگي او و نازنين هاي ديگر در ايران صحبت کنيم. در مورد فقر و نداري، در مورد بيکاري و عدم دريافت دستمزدها از سوي کارگراني که کار هم دارند، در مورد گراني و استيصال و در مورد ستم بر مردم و زن ستيزي وحشتناک در اين جامعه .
                                سوال اينست که اگر نازنين مقاومت نميکرد چه ميشد؟ اگر مورد تجاوز واقع ميشد چه کساني و کدام نهادها از او دفاع ميکردند. آيا او بعد از اين تجاوز قرباني زن ستيزي حکومت و يا قتل ناموسي نميشد؟ اين چه سيستمي است که زن را انسان حساب نميکند و اگر متاهل بود و به او تجاوز کردند، بجرم رابطه خارج از ازدواج اين زن را سنگسار ميکند و اگر مقاومت کرد و در جريان دفاع از خود باعث مرگ فردي شد، او را اعدام ميکنند؟
                                کميته عليه اعدام مصمم است، از نازنين دفاع کرده و مانع اجراي اين حکم شود. بهمراه همه سازمانهاي مدافع حقوق انساني و همه کسانيکه هم اکنون مشغول پيشبرد کمپين نجات نازنين هستند.
                                براي پيشبرد اين کمپين به ما کمک مالي کنيد. براي نازنين بايد وکيل گرفته شود و براي پيشبرد امورات مختلف بايد به اين خانواده کمک شود. به کمک مالي شما نياز داريم.

                                Comment

                                Working...
                                X