Announcement

Collapse
No announcement yet.

Zendanian-e Syasi dar Iran

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مديركل زندان*‏هاى استان تهران، گفت: بازپرس درحال انجام تحقيقات در مورد زنان بازداشت *‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب است و پس از انجام تحقيقات در اين خصوص تصميم*‏گيرى مي*‏كند.
    سهراب سليمانى در گفت*‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: بازپرس كار تحقيقات در مورد پرونده اين بازداشت*‏شدگان را شروع كرده است و اين تحقيقات ادامه دارد.
    محمود سالاركيا، معاون امور زندان*‏هاى دادستانى تهران نيز در گفت *‏و گو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: وضعيت اين بازداشت *‏شدگان ظرف امروز و فردا مشخص مي*‏شود.

    وى از تعداد بازداشت*‏شدگان و اينكه آيا قرارى براى آنها صادر شده است يا خير، ابراز بي*‏اطلاعى كرد.

    بر اساس اين گزارش، در تجمع روز يكشنبه فعالان جنبش زنان مقابل دادگاه انقلاب، جمعى از اين تجمع *‏كنندگان بازداشت و روانه زندان اوين شدند. در بين اين تجمع*‏كنندگان نام برخى از روزنامه*‏نگاران نيز به چشم مي*‏خورد.
    در اين تجمع پرستو سرمدي، شادى صدر، ژيلا بنى *‏يعقوب، آسيه اميني، محبوبه عباسقلي*‏زاده، مريم حسين*‏خواه، نيلوفر گلكار، جلوه جواهري، پرستو دوكوهكي، زينب پيغمبرزاده، ساغر لقايي، مريم ميرزا، خديجه مقدم، محبوبه حسين*‏زاده، زارا امجديان، ساقى لقايي، سارا لقماني، مهناز محمدي، ناهيد كشاورز، سارا ايمانيان، نسرين افضلي، فخرى شادفر، مريم شادفر، طلعت تقي*‏نيا، فاطمه گوارايي، مينو مرتاضي، سميه فريد، سوسن طهماسب، آزاده فرقاني، پروين اردلان، نوشين احمدى خراساني، الناز انصاري، شهلا انتسارى و ناهيد جعفرى در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران بازداشت شدند.

    Comment


    • پيام برادران: برابری بی برابری
      متهمين درحال محاکمه، همراه
      معترضين به اوين برده شدند!





      نه رئيس دولت، نه سخنگوی وی، نه قوه قضائيه و نه حتی مقامات وزارت اطلاعات و امنيت و يا نيروی انتظامی، 48 ساعت پس از دستگيری گسترده فعالان جنبش برابر حقوق زنان ايران هنوز به کسی پاسخ نداده اند که به چه دليل نزديک به 40 زن فعال حقوق زنان را دستگير کرده اند. دراين ميان مجلس هفتم که نيمی از آن نظامی و نيمه امنيتی و اقليتی طرفدار اصلاحات در آن نشسته اند نيز مانند موارد مشابه مهر سکوت بر لب زده و منتظر نتيجه بازجوئی ها و اعتراف گيری های زير فشار است.

      يگانه ميدان دار، مانند همه موارد مشابه حسين شريعتمداری در روزنامه کيهان است. روزنامه ای که بولتن محافل امنيتی و بخش اطلاعات سپاه پاسداران است.

      شايد حيرت آور ترين بخش اين دستگيری گسترده آن باشد که چند متهمی که محاکمه می شدند را نيز همراه با کسانی که در مقابل دادگاه عليه اين بيداد اجتماع کرده بودند، دستگير شده و همگی به اوين منتقل شده اند!

      دراين دادگاه پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی ‏و شهلا انتصاری و فريبا داوودی مهاجر، 5 نفر از فعالان جنبش زنان محاکمه می شدند که آنها نيز پس از خروج از جلسه دادگاه دستگير شده و به اوين برده شده اند.

      بدين ترتيب روز جهانی زن "8 مارس" امسال در ايران اينگونه رقم زده شد! تا چه زايد سحر!



      Comment


      • اوين
        اعتصاب غذای فعالان
        جنبش برابری حقوق زنان




        سی و سه زنی که در آستانه روزجهانی زن در مقابل دادگاه انقلاب در تهران دستگير شده و به اوين منتقل شده اند، در يک تصميم جمعی دست به اعتصاب غذا زدند. اين اعتصاب در اعتراض به دستگيری و ادامه بازداشت شروع شده است.

        از جمع زنان دستگير شده تاکنون 8 تن به قيد کفالت آزاد شده اند: پرستو دوکوهکی، سارا لقايی، ساقی لقايی، نيلوفر گلکار، پرستو سرمدی، ناهيد انتصاری، فريده انتصاری و سارا ايمانيان.
        آزادشدگان خبر اعتصاب غذای ديگران را تائيد کردند. آنها همچنين اعلام کردند که شهلا انتصاری در سلول انفرادی به سر می برد. اين زنان در اعتراض به برپائی محاکمه شماری از زنان دستگير شده در 7 خرداد گذشته در مقابل دادگاه انقلاب تهران اجتماعی کرده بودند که همگی به همراه آنها که محاکمه می شدند دستگير شدند. آنها که محاکمه می شدند با قيد کفالت آزاد بودند و به همراه وکلای خود در دادگاه حاضر شده بودند که در پايان جلسه دادگاه به همراه بقيه زنان دستگير شده و به زندان اوين منتقل شدند!


        Comment


        • پيام تبريک فعالين زندانی به مناسبت 8 مارس


          به گفته افرادی که امروز به قيد کفالت آزاد شدند
          پيامِ تبريکی از سوی فعالينِ دربند به مناسبت 8مارس اعلام می گردد:

          پيام فعالين جنبش زنان از زندان اوين

          جنبش زنان ايران، همواره با اتخاذ روش هاى مسالمت آميز، در پى دستيابى به مطالبات و خواسته هاى خود بوده است. ما، جمعى از فعالينِ اين جنبش، با پرهيز از خشونت، دشوارى ها و هزينه هاى اين راه را به اميدِ جهانى ديگر، بر خود هموار مى کنيم، چرا که ما به آينده چشم دوخته ايم. بدين وسيله، ضمن اعلامِ پايبندى به مطالبات بر حق جنبش زنان، 8 مارس سال 85 را از درون زندان، به تمامى زنان تبريک مى گوييم.

          گرامى باد 8 مارس، زنده باد جنبش زنان

          Comment


          • بنام سعادت ملت ايران
            در آستانه فرارسيدن 8مارس 17اسفند روز جهانى زن،ضمن تبريك و شادباش به زنان آزاده،آگاه و شجاع ايرانى به زنان باشرف ايران درود مى فرستيم و از جنبش برابرى خواهانه آنان جهت رفع تمامى تبعيضات موجود حمايت مى نماييم و پيروزى و موفقيت هاى روزافزون را براى آنان آرزومنديم.
            ما زندانيان سياسى زندان گوهردشت كرج(رجايی شهر) اقدام بزدلانه و هيستريك حكومت فاشيستى ملايان در بازداشت،ضرب و شتم و زندانى كردن بيش از 30تن از زنان فرهيخته و حق طلب هم ميهن خود را بشدت محكوم كرده و انزجار خود را از اين عمل ضدايرانى و ضدانسانى ابراز ميداريم و خواستار آزادى بى قيد و شرط و فورى اين عزيزان ميباشيم.
            ايدئولوژى نفرت،زن ستيز و ضدبشرى حاكم بر ايران به خيال باطل و پوچ خود قصد دارد تا با سركوب جنبش زنان كه از جنبش هاى عدالتخواه و آزاديخواه ايران است مانع از دستيابى آنان به حقوق حقه خويش شود اما معلم بزرگ انسانها يعنى كانت ميگويد:“آنانى كه حقوق انسانها را نفى ميكنند خود نفى مى شوند و آنانى كه سد راه آزادى و برابرى انسانها ميگردند خود مترود خواهند شد و كسانى كه از تاريخ عبرت نگيرند خود عبرت ديگران مى شوند.
            ما همچنين از تمامى مدافعان حقوق بشر و آزايخواهان سراسر جهان كه فرياد زنان مظلوم و بپاخواسته ايران را در جهت رهايى از ظلم و ستم مى شنوند تقاضا و انتظار داريم در دفاع از موازين حقوق بشر خصوصا اصول معتقد به برابرى زن و مرد كه دستاورد مشترك و ارزشمند ابناء بشر ميباشد زنان ايرانى را يارى رسانند.بى تفاوتى و سكوت در برابر نقض حقوق بشر در هر نقطه از جهان منجر به خدشه دار شدن اصول بنيادين و ترويج آن ميگردد،زيرا معتقديم دفاع از حقوق بشر مسئوليت مشترك تمامى انسانهاى آگاه و متعهد ميباشد.
            پايدار وطن هميشه
            زندانيان سياسى زندان گوهردشت كرج
            17اسفند ماه 1385 برابر با8مارس2007

            Comment


            • Comment


              • دکتر ناصر زرافشان که در مراسم امروز خاوران شرکت کرده بود در گفتگو با راديو برابری روحيه شرکت کنندگان در مراسم را "بسيار خوب و پرشور" توصيف کرد و به خبرنگار راديو برابری گفت:"همه منتظر صبحی هستند که شب اش آبستن وقايع مهمی است!"
                دکتر زرافشان با اشاره به نگرانی هايش در وضعيت موجود همچنين گفت:"داغترين نقطه نگرانی من تشکل است ، که باز نيروها هرز نروند و سرنوشت قبلی تکرار نشود!"
                مشروح گفتگوی راديو برابری با دکتر ناصر زرافشان را می توانيد در لينک زير بشنويد:

                Evaluate your VCE student's tutoring needs by identifying academic goals, assessing learning styles, and researching qualified tutors for personalized, effective educational support.


                Comment


                • "اگر معلمان زنداني آزاد نشوند معلمان امسال عيد ندارند." اعضاي مرکزي کانون صنفي اعلام کرده اند که روز عيد سفره هفت سين را همراه با خانواده هاي معلمان در بند کنار ديوارهاي اوين پهن مي کنند. "معلمان زنداني بايد آزاد شوند." اين شعار سراسري معلمان ايران است.

                  يکي از فعالان صنفي که روز شنبه از زندان اوين ازاد شد در ادامه گفت: "35 نفر در بند 204 اوين زنداني بوديم. رسول بداغي را از ما جداکردند و بقيه را روز شنبه با قيد کفالت ازاد کردند. براي هريک از ما 5 ميليون قرار صادر کردند وهمکاران با ارائه فيش حقوقي وفتوکپي شناسنامه ضامن ما شدند. "

                  گفته مي شود که بقيه معلمان در بند 209 هستند وشايد در بندها وبازداشتگاه هاي ديگر. هيچکس از روز چهارشنبه به بعد محمود بهشتي، اکبر باغاني، قشقاوي، کمالي، نورالله اکبري اعضاي مرکزي کانون صنفي تهران وهمچنين علي پور سليمان ومحمد داوري از سران سازمان معلمان را نديده است. سرنوشت ومحل نگهداري آنها در هاله اي از ابهام فرورفته است.

                  روز شنبه 7 نفر از خانم معلم هاي بازداشت شده هم ازاد شدند. درحالي که همه گمان مي کردند که خانم معلم ها همان روز چهارشنبه ازاد شده اند. به دليل گستردگي وپراکندگي مدارس کسي به درستي نمي داند که چه تعداد از معلمان هنوز در بند به سر مي برند.

                  همزمان، تعدادي از خانواده معلمان در بند به دادسراي انقلاب مراجعه کردند. همسران ومادران زندانيان در کنار بستگان قاچاقچيان وفروشندگان مواد مخدر در صف ايستادند تابپرسند که ايا نام معلمان در سيستم رايانه اي ضبط شده است يانه. اسامي مسئولان تشکل ها در فهرست ها نبود. همسران ومادران نگران، اعتراض کردند: "فقط به ما بگوئيد آنها در چه زنداني نگهداشته ايد ومسئوليت دستگيري معلمان را بپذيريد". همسرمحمود بهشتي وچند نفر از مادران وهمسران جداگانه به طبقه بالا هدايت شدند. به انها گفتند معلمان دستگير شده در اوين هستند اما اسمشان هنوز وارد سيستم نشده. اين سخنان چيزي از نگراني خانواده ها کم نکرد.

                  همسران معلمان زنداني روز جمعه در نامه سرگشاده اي خطاب به رئيس جمهور خواستار ازادي معلمان در بند شدند و اين پرسش را مطرح کردند که "آيا دست بند زدن بر دستان گچي معلمان نشانه مهرورزي وعدالتجويي است؟" همسر يکي از معلمان گفت: "خوب مزد يک عمر خدمت صادقانه وصبورانه معلمان وخانواده انها را دادند. گناه وجرم معلمان چيست که مثل جنايتکاران با آنها رفتار مي کنند وخانواده هايشان در آستانه عيد اسير واواره شدند ومثل توزيع کنندگان مواد مخدر باانها رفتار مي شود. "

                  از سوي ديگر تلاش خانواده ودوستان عليرضا هاشمي دبير کل سازمان معلمان براي توديع وثيقه وازادي اودر دادسراي ويژه کارکنان دولت روز شنبه به نتيجه نرسيد. دبير کل سازمان معلمان به اتهام مشارکت درتوهين به پيامبر اسلام از طريق ازمون ضمن خدمت فرهنگيان! توسط شعبه نهم دادسراي کارکنان دولت، صبح روز چهار شنبه بازداشت شد. سازمان معلمان روز اول اسفند با انتشار اطلاعيه اي از طرح سئوالات موهن ابراز انزجار کرده بود وبه دنبال ان نمايندگان مجلس وعلما ومراجع ديني، باخبرشده و اين اقدام وزارت اموزش وپرورش را محکوم کردند. هاشمي روز قبل از دستگيري به همکارانش گفته بود: "نگرانيم که در اين پرونده جاي شاکي ومتهم عوض شود".

                  در حالي که نمايندگان مجلس پس ازحذف قانون مديريت خدمات از بودجه 86 در جلسه علني روز پنجشنبه اکثرا به مسافرت رفته اند وموبايل هاي آنها خاموش است اکبر اعلمي در روز هاي گذشته پيگير آزادي معلمان زنداني بود. اعلمي با واسطه از قول آيت الله شاهرودي که در مشهد به سر مي برد گفته است کهوي خطاب به سعيد مرتضوي دستور ازادي فرهنگيان را تا روز دوشنبه صادر کرده است. همچنين رئيس قوه قضائيه به دادستان تهران ياداوري کرده که حضور در اجتماعات قانوني وبيان خواسته ها واعتراضات به شيوه مدني از حقوق شهروندي ومظاهر دمکراسي است.

                  به رغم تلاشهاي انجام شده، برخي از معلمان به ازادي دوستان خود خوش بين نيستند. يک فعال صنفي روز شنبه گفت: "حتي اگر صحبت هاي اعلمي را باور کنيم گمان نمي کنم در اين فرصت محدود اداري، معلمان ازاد شوند. به خانواده ها گفته اند که معلمان همکاري نمي کنند. معناي اين حرف چيست؟ نگهداري انها در ايام تعطيل نوعي تنبيه است. شايد هم داد ستان بگويد اينها را به جرم ديگري گرفته ايم واتهام انها اعتراض صنفي نيست."

                  در تحولي تازه جبهه مشارکت روز جمعه با صدور بيانيه اي برخوردهاي پليسي وامنيتي با معلمان وبازداشت تعداد زيادي از فرهنگيان را محکوم کرد وخواستار ازادي فوري همه بازداشت شدگان ورفع سريعتر مشکلات اين قشر شد.

                  در واکنشي جداگانه، "کميته پيگيري بازداشت شدگان" سازمان معلمان ايران با صدور بيانيه اي با يادآوري اينکه: "امروز روز ازموني بزرگ است براي احزاب، سياسيون، دولتمردان، همه ازادگان وهمه مدعيان عدالت که اگر سکوت کنند اين معلمين عيد را نه در کنار سفره هفت سين، که در پشت ميله هاي زندان به سر مي برند" تاکيد کرده است: "احزاب فعال کشور! سازمان معلمان ايران، عضو خانه احزاب ايران است وباز داشت شدگان، اعضا ومسئولين ان سازمان، اگر مي خواهيد سکوت کنيد. فقط به ياد داشته باشيد که اسياب به نوبت است."

                  روز دوشنبه تکليف آزادي يا ادامه بازداشت معلمان زنداني روشن مي شود. اما زخم توهين وکتک زدن وبازداشت ها به اين زودي التيام نمي يابد. روز پنجشنبه نمايندگان مجلس در جلسه اي يک ساعتي متن اصلاح شده لايحه بودجه 86 را تصويب کردند. درقانون بودجه 86 لايحه مديريت خدمات کشوري به طور کامل از بند ل حذف شد ومعلوم شد که نمايندگان معلمان حق داشتند که در جلسه روز سه شنبه 22 اسفند وعده هاي مسوولان را در مورد رسيدگي به مشکلات فرهنگيان باور نکنند.

                  Comment


                  • This year, the arrival of Nourouz (the Iranian New Year on March 21) is marked with the release of the last two detained women defenders, Shadi Sadr and Mahboobeh Abasgholizadeh; they were released on March 19.

                    Sadr and Abasgholizadeh were among the thirty-three women's rights defenders arrested during the peaceful March 4th demonstration in front of Tehran's Revolutionary Court. Authorities gradually released the women during the first week of the arrests. Sadr and Abasgholizadeh spent March 6 thru 15 in solitary confinement. Throughout their detainment they were kept in ward 209 of Evin Prison (run by the Ministry of Intelligence of the Islamic Republic of Iran). According to their families, on March 15 both were transferred from solitary confinement into the same cell and were given newspapers to read. As a condition of their release, their bail was set at 200 million toman each, a prohibitively high amount.

                    On March 15, the offices of two non-government organizations run by Sadr and Abasgholizadeh were shut down and sealed by the Revolutionary Court. One NGO, Raahi (The Path to Empowerment), which provides legal counsel for predominantly marginalized under-represented women involved in criminal and/or family law cases.
                    was founded by Sadr

                    The second NGO, Markaz Karvarzi Sazmanhaye Gheyr Dolati (NGO Training Center), provides training and capacity building for civil activists and advocacy NGOs and was founded by Abasgholizadeh.

                    On Sunday March 4, 2007, a group of women’s right defenders gathered in front of the Revolutionary Court in Tehran to stand in solidarity with five women activists who were summoned for a previous peaceful gathering demanding equal rights. The arrest of women happened, as they demanded their constitutional right to peaceful gathering. Article 27 of the Constitution of Islamic Republic of Iran guarantees citizens the freedom to assemble peacefully. Despite such guarantee, the national security police resorted to verbal and physical violence and the arrest of thirty-three women defenders.

                    The Campaign to Free Women's Rights Defenders in Iran was launched immediately after the recent arrests. It has worked closely with family members and friends of detainees to protest their illegal arrest and to demand their immediate and unconditional release. The campaign has received strong support from international organizations such as Amnesty International, Human Rights Watch, Human Rights First, and prominent national and international figures. These include620 Iranian intellectuals, artists, journalists, lawyers and activists, Louise Arbour, the United Nations High Commissioner for Human Rights, and members of the German and Swedish parliaments, who appealed to the Iranian authorities for immediate and unconditional release of the women’s rights defenders. The families and friends of the two women have also lobbied with the judiciary authorities through Medhi Karrobi, the previous Chairman of the Parliament, for the release of Sadr and Abasgholizadeh before Norouz.

                    The organizers of the Campaign to Free Women's Rights Defenders in Iran wish to thank all the individuals and organizations whose support, coverage, and actions this success made the campaign successful.

                    Though the women’s rights defenders have been released, the struggle for women’s human rights continues, and so do the campaigns to defend both the civil liberties and the inalienable human rights of all women in Iran. We encourage you to learn more about these campaigns, and specially the Stop Stoning Forever Campaign launched by Shadi Sadr and Mahboubeh Abasgholizadeh.

                    Stop Stoning Forever Campaign
                    Stoning is a punishment for adultery decreed by Iran’s Islamic Penal Code. Most of the condemned defendants are women. The objective of this campaign is to reform Iran’s Islamic Penal Codes that stoning will never again be issued as a sentence, or practiced as a punishment. The Network of Volunteer Lawyers involved with this campaign initiated a continuous search for people within the prisons of Iran who have been sentenced to be stoned. So far, nine women and women are being represented by the Network of Volunteer Lawyers to challenge the sentence. The Stop Stoning Forever campaign has begun through the coordinated efforts of a number of women’s non-governmental organizations, women activists and the Network of Volunteer Lawyers.

                    Comment


                    • انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران: سال ۸۶ در حالی آغاز شد که دست کم، ۷ روزنامه نگار در ايران همچنان در زندان هستند: علی فرحبخش، منصور تيفوري، عدنان حسن پور، کاوه جوانمرد، کيا جهاني، آسو صالح و محمد باقر عباسی سملی هفت روزنامه نگاری هستند که نوروز ۸۶ را در زندان سپری کردند.
                      توقيف ۴ روزنامه، بيش از ۲۰ هفته نامه و ماهنامه، بازداشت و بازجويی از ده ها روزنامه نگار و ادامه محاکمه ده ها خبرنگار، روزنامه نگار و مدير روزنامه بخشی از دنيای مطبوعات در سال گذشته بود.

                      بازگشت هيئت نظارت
                      با آغاز به کار دولت آقای محمود احمدی نژاد در ايران از سال ۸۴ بارديگر هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی به عنوان متولی سرکوب و توقيف مطبوعات در ايران فعاليتش را تشديد کرد.

                      مرکز ثقل توقيف و لغو امتياز مطبوعات که تا قبل از دوم خرداد ۷۶ نيز هيئت نظارت بر مطبوعات بود، طی دو دوره رياست جمهوری محمد خاتمی به قوه قضاييه منتقل شد.اما سال ۸۵ سالی بود که مرکز اصلی برخورد با مطبوعات بار ديگر به هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی که بخشی از دولت به شمار می آيد، منتقل شد.

                      روزنامه های ايران، شرق، سياست روز و روزگار در سال ۸۵ توسط هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف موقت شدند و پرونده آنها به دادگاه ارجاع شد و برخلاف گذشته، اين بار قوه قضائيه بود که سه روزنامه ايران، شرق و سياست روز را با برگزاری دادگاه از توقيف در آورد.
                      ماهنامه ها و هفته نامه هايی چون نامه،حافظ،خاطره،هنرهای زيستن،علوم باطني،سپاس، ندای آذرآبادگان، اميد ساحل،سفير دشتستان، تمدن هرمزگان، حرکت دهندگان، حديث قزوين، پيام کردستان، گويه و سلام جنوب برخی از نشرياتی هستند که توسط هيئت نظارت توقيف و يا لغو امتياز شده اند.
                      علاوه بر اين هيئت نظارت بر مطبوعات مجوز ۱۶ هفته نامه را که به نظر اين هيئت ابتذال را ترويج می کردند، لغو کرد.
                      بازگشت هيئت نظارت بر مطبوعات به نقطه ۸ سال پيش و قرار گرفتن آن در خط مقدم توقيف و برخورد با مطبوعات طی سال ۸۵ با اعتراض گسترده روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای کشور مواجه شد.با اين همه، وزير ارشاد اسلامی بارها از چنين اتخاذ چنين روشی حمايت کرد. محمد حسين صفار هرندي، سردبير سابق روزنامه کيهان از زمان آغاز به کارش در وزارت ارشاد و به ويژه در طول سال گذشته، اتهامات مختلفی را به مطبوعات و روزنامه نگاران وارد کرد.حتی در واپسين روزهای سال ۸۵ نيز آقای صفار هرندی در سفرش به استان يزد توقيف مطبوعات توسط هيئت نظارت وزارت ارشاد اسلامی را رواج ويروس انديشه در ميان روزنامه نگاران اعلام کرد و گفت:, ويروس انديشه، به عنوان عامل مهم در بيراهه رفتن مطالب برخی نشريات و سايتها است., به گفته وزير ارشاد ,اين موضوع، گريبان صاحبان مطبوعات و رسانه های کشور را گرفته و منجر به بستن شدن نشرياتی شده که برای ما دلنشين نيست.,

                      وی در تشريح توقيف گسترده مطبوعات در سال ۸۵ گفت:,رسانه در قبال جامعه تعهدی دارد که اگر به آن عمل نکند، فاجعه ای اتفاق خواهد افتاد که قابل قياس با چيزهای ديگر نيست.,وی که در سال ۸۵ يکی از مدافعان احضار، بازجويی و بازداشت روزنامه نگاران بود و به کرات از روزنامه نگاران خواسته تا با خودسانسوری و اطلاع کارهای خود به وزارت اطلاعات سعی کنند از احضار و بازجويی خود جلوگيری کنند، در سخنان پايان سال ۸۵ گفت:,مشکل ما تنها با مطبوعات نيست و گاهی از بی مبالاتی در حوزه رسانه هايی مثل صدا و سيما هم رنج می بريم.,

                      انجمن صنفی روزنامه نگاران تنها نهاد مستقل فعلی روزنامه نگاران ايرانی نيز در سال گذشته بارها به رفتار هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی و اتهامات وارد شده از سوی وزير با انتشار بيانيه هايی پاسخ گفت.علی مزروعي، رييس انجمن صنفی روزنامه نگاران نيز در گفت و گويی با خبرگزاری ايلنا اعلام کرد:, در سال ۸۵ با توقيف بيش از ۲۰ مطبوعه در کشور توسط هيئت نظارت بر مطبوعات، دوره بدی برای مطبوعات رقم خورد.,
                      آقای مزروعی که در زمان توقيف روزنامه شرق توسط هيئت نظارت بر مطبوعات نسبت به انتقال مرکز ثقل برخورد با مطبوعات از قوه قضاييه به هيئت نظارت هشدار داده بود، درباره رابطه دولت با مطبوعات گفت:,فضای روانی که وزارت ارشاد بر مطبوعات حاکم کرد، منفی و سلبی بود و به طور دايم شاهد بوديم که از سوی دولتمردان مواضع بدبينانه‏ای نسبت به مطبوعات اعلام شد.,

                      به گفته علی مزروعي، ,در سال گذشته قوه قضاييه نسبت به دولت و هيئت نظارت بر مطبوعات، عملکرد بهتری درباره مطبوعات داشت و تلاش کرد تا دادگاه‏های مطبوعاتی را فعال کند و به خيلی از پرونده‏های مطبوعاتی که از سال‏های قبل باقی مانده بود، رسيدگی کند.,وی همچنين در پايان سال ۸۵ به خبرنگاران گفت که اقدام هيئت نظارت بر مطبوعات مبنی بر توقيف مطبوعات هيچ انطباقی با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استناداتشان در اين زمينه کافی نيست.وی که در دوره رياست جمهوری محمد خاتمی به عنوان يکی از نمايندگان مجلس در هيئت نظارت بر مطبوعات عضويت داشت، به خبرگزاری ايسنا گفت:,ظاهرا با تغيير ترکيب هيئت نظارت بر مطبوعات و يک دست شدن تقريبی آن به نظر می رسد مرکز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايی به هيئت نظارت منتقل شده است، چرا که در دوره جديد هر مطبوعه ای که توقيف شده تقريبا توسط هيئت نظارت بوده در حالی که اين جزو وظايف قانونی هيئت نظارت نيست.,

                      بازداشت و بازجويی روزنامه نگاران

                      در سال گذشته آمار روزنامه نگارانی که توسط نهادهای حکومتی دستگير و از چند روز تا چند ماه در بازداشت موقت به سر بردند يا برای تحمل زندان به سر بردند، دست کم ۵۰ تن بودند؛ مانا نيستاني، مهرداد قاسمفر، ژيلا بنی يعقوب، ترانه بنی يعقوب، آسيه اميني، شادی صدر، پرستو سرمدي، بهمن احمدی امويي، علی فرحبخش در تهران آرش بهمني، بابک مهدی زاده، کوهزاد اسماعيلی در رشت، شرکو جهاني، منصور تيفوري، سامان سليماني، رضا علی پور، فرهاد امين پور در سنندج، نوشين احمدی خراساني، پروين اردلان، محبوبه حسين زاده، مينو مرتاضی لنگرودي، فاطمه گوارايي، محبوبه عباسقلى زاده، مريم حسين خواه، الناز انصاري، جلوه جواهري، زارا امجديان،پرستو دوکوهکی و نسرين افضلی در تهران، عدنان حسن پور، کاوه جوانمرد، کيا جهاني، آسو صالح در استان کردستان، منصوره شجاعي، فرناز سيفی و طلعت کريم ‏نيا در تهران، اروج اميری در مرند، اکبر آزاد در اهر، حسين شاکری در بوشهر،عليرضا پورمند، حسين رويين در برازجان، امين موحدی در اردبيل، علي‏ حامد ايمان و ابوالفضل وصالی در تبريز، محسن درستکار، الهام افروتن در بندر عباس، آرش سيگارچی در رشت، کيانوش سنجری و رامين جهانبگلو در تهران، اسماعيل جعفری و محمد باقر عباسی سملی در بوشهر.

                      غير ازاين شمار بسياری از روزنامه نگاران و خبرنگاران احضار و بازجويی شده اند.که مشهورين مورد از بازجويی ها مربوط به بازجويی ۲۱ خبرنگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران در بازگشت از سفر آموزشی به هلند بود.
                      در جريان چاپ کاريکاتوری در ايران جمعه که با اعتراض عمومی در استان های آذربايجان شرقي، غربی و ارديبل و زنجان مواجه شد نيز خبرهای منتشر شده حاکی از احضار و بازجويی بيش از ۱۲ روزنامه نگار در اين مناطق است که در اغلب موارد با ضرب و شتم همراه بود و در چند مورد به زندانی شدن روزنامه نگاران نيز منتهی شد.

                      سومين مورد از بازجويی های دسته جمعي، بازجويی از ۱۳ روزنامه نگار زن در فرودگاه بين المللی امام تهران بود.اين گروه از زنان روزنامه نگار که عازم کارگاه آموزشی در دهلی نو بودند، توسط ماموران وزارت اطلاعات ممنوع الخروج شده و ده تن از آنان بعد از بازجويی آزاد ولی سه نفر به نام های منصوره شجاعي، فرناز سيفی و طلعت کريم ‏نيا بازداشت و سپس آزاد شدند.
                      محاکمه روزنامه نگاران نيز در سال گذشته تداوم داشت تا جايی که ده ها تن از روزنامه نگاران و مديران مسئول روزنامه ها در تهران و شهرستان ها دادگاهی شدند و يا جلسات محاکمه آنها همچنان ادامه دارد.

                      فشار بر مطبوعات محلی

                      فصل جديدی از فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران محلی نيز در سال گذشته گشوده شد. اين فشارها که در خرداد ۸۵ و همزمان با ماجرای اعتراض به کاريکاتور منتشر شده در روزنامه ايران در استان های اردبيل، زنجان، آذربايجان شرقی و غربی آغاز شد در ماه های بعد در استان های کردستان، بندر عباس، لرستان، بوشهر، خوزستان و استان های شمالی کشور ادامه يافت.در پيامد اين فشارها چندين هفته نامه و روزنامه محلی در اين مناطق توقيف و تعدادی از روزنامه نگاران محلی نيز بازداشت شدند.اتهام منجر به توقيف اين روزنامه ها در هر منطقه ای چيزی ذکر شده است. نشريه تمدن هرمزگان به اتهام توهين به بنييانگذار جمهوری اسلامي، هفته نامه سفير دشتستان در استان بوشهر به اتهام ,توهين به ساحت مقدس ولايت, توقيف شده اند.

                      نشريات محلی در استان های خوزستان، آذربايجان و کردستان نيز با اتهاماتی چون تجزيه طلبی و اقدام عليه امنيت ملی و وابستگی به احزاب مخالف مواجه شده اند.در قزوين هفته نامه حديث قزوين به اتهام انتشار مطالبی در مورد برخورد نيروی انتظامی با مردم توقيف شد و در آخرين مورد نيز هفته نامه سلام بوشهر به اتهام توهين به پيامبر اسلام توقيف و مدير آن در نيمه اسفند گذشته روانه زندان شد.در اين بين، روزنامه نگاران استان کردستان بيش از هر جای ديگر در طی سال ۸۵ با بازداشت و فشار مواجه شدند و در نوروز نيز چهار روزنامه نگار اين منطقه همچنان در زندان بافی ماندند.گستردگی برخوردها به ميزانی بود که سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بيانه ای کردستان را زندان روزنامه نگاران ايران نام داد.

                      اتهام جاسوسی به روزنامه نگاران خودی

                      بر مجموعه برخورد نهادهای حکومتی با روزنامه نگاران در سال ۸۵ می توان نکات ديگری را نيز افزود.از جمله در سال ۸۵ روزنامه نگاران اصولگرا و وابسته به جناح حاکم در ايران به دليل اختلافات درون گروهی به جاسوسی متهم شدند و در مواردی برای چند روز روانه زندان شدند.تصويری از وضعيت روزنامه نگاران در سال 85ميثم زمان آبادی و محمد زمرديان سردبير و دبير سرويس سياسی خبرگزاری ايرانيوز، علی شکوهی سردبير يک سايت خبری که زمانی معاون سردبير کيهان هوايی بود، فئواد صادقی سردبير سايت بازتاب در شمار کسانی هستند که به دليل اختلافات و رقابت های داخلی جناح حاکم بر ايران بازداشت و پس از مدتی آزاد شدند.

                      برخی از نشريات نزديک به دولت نيز با انتشار گزارش هايی در اين مورد در وارد کردن اتهام به همفکران خود نقش داشتند.اين نشريات در گزارش های منتشره خود آوردند: ,در روزهای اخير اخبار و گزارشات جديدی از گستره فعاليت سفارتخانه های خارجی درتهران به دست آمده که بر مبنای آن، برقراری ارتباط و جذب روزنامه نگارانی که در رسانه های اصولگرا مشغول به کار هستند در دستور کار قرار گرفته است.,آنها در عين حال با اين ادعا که ,در تحليل جديد سرويس های امنيتی بيگانه، سرمايه گذاری بر روی خبرنگاران اصلاح طلبی که اولا در کنترل نيروهای امنيتی داخلی قرار دارند و ثانيا ارتباط نزديکی با مراکز حساس نظام ندارند و ثالثا با وجود برخی منابع موجود در ميان تجديد نظرطلبان که اخبار دست اول تری را می رسانند، ديگر نياز چندانی به مهره های سوخته و دست چندم احساس نمی شود، فايده چندانی ندارد، از رويکرد جديد در اين مورد خبر دادند و در گزارش ها خود آوردند.,

                      با توجه به فهرست طولانی از بازداشت ها، محاکمات و اتهامات وارد شده به روزنامه نگاران در طی سال ۸۵ که عمده آن حاصل کاهش آستانه تحمل دولت آقای احمدی نژاد است، سال ۸۶ در حالی آغاز می شود که در چند هفته آخر اسفند بخش های رسانه ای نزديک به دولت وارد چالش جديدی با مطبوعات منتقد دولت شده اند.

                      Comment


                      • كانون زنان ايرانى :گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه مطبوعاتی مورخ 10 فروردين خبر محکوميت علی فرحبخش و دو روزنامه نگار ديگر را اعلام کرد. در اين اطلاعيه آمده است: "6 فرودين شعبه شش دادگاه انقلاب، علی فرحبخش را به اتهام "جاسوسی" به سه سال زندان و پرداخت ٦۹ هزار دلار محکوم کرده است."

                        على فرحبخش که با روزنامه*های ياس نو، شرق و سرمايه همکاری داشت، در آذر ماه سال گذشته، هنگامی که از يک دوره آموزشی در بانکوک بر مي*گشت، دستگير شد. خبر دستگيری وی بيش از يک ماه مخفی نگاه داشته شده بود.

                        علاوه بر فرحبخش دو روزنامه نگار ديگر به نام*های منصور تيفوری و محمد باقر عباسی سملی نيز دستگير شده*اند.

                        Comment


                        • Over the past few months, I have come to know a name I had never heard before, Ali Farahbakhsh. While everyone was hoping to see him finally freed, this young Iranian journalist, who had been detained at Evin prison for the past several months, was recently tried and sentenced to three years in prison, based on ambiguous and unfounded charges. His research and journalism domain is economics and finance. He isn’t even a social or a political journalist.

                          Farahbakhsh was imprisoned for several months, forced to “confess” to having ties to outside agencies keen on overthrowing the Iranian government. He refused to confess to something he didn’t do, hence he was handed a sentence of three years’ jail term this week. Three years. For what? My heart cries with the injustice he has had to face. I am angry that I can’t do anything to help him, to get him out, to return him to his mother, wife and one-year-old toddler, to his home where he can think, and to his keyboard where he can pour out his thoughts and soul.

                          All my life, I have had itchy fingers. I like to write. Some days, it is a good way to classify my thoughts. Some days it feels like a massive release of emotions and feelings which are creating havoc in my mind. Some other days it becomes such an urgent need, such an explosion of energy and thought in me that unless I sit down and pour it out, it won’t stop and will drive me crazy with anxiety. Writing is my way of expression. As a result, I have immense respect for anyone who writes. I read books, articles, blogs, and even notes others write, all the time learning, all the time connecting to the producer of those thoughts and words on a very personal level.

                          I have no illusions, however. I am not an author, nor a journalist. I lack the training, and more importantly, the requisite courage that goes with those professions. This makes me respect journalists, especially Iranian journalists, even more. Walking the tightrope of censorship and social taboos, they are the brave soldiers of cultural and social change in a very dangerous environment, risking prosecution, imprisonment, and torture. Whenever one of them is arrested in Iran, my heart and soul aches with horrible pain and worry. What would a writer do in jail? What would he or she do with those itchy fingers? How would those explosions of ideas, thought, and feelings fare in prison? My eyes fill with tears thinking that a decent, thoughtful, educated individual is put in a cell with criminals or worse yet, in a small cell, suffering solitary confinement.

                          What is Ali Farahbakhsh doing right now? Lying on his narrow bed in his cell? Counting the days he has been in that cell? Going crazy with the thought of the days and years he will have to stay there? Does he have cellmates? Who are they? Do they talk? What about? He’s probably thinking that he should have written political articles, because that way he would have been a better-known figure and there might have been a bigger outcry for his release! Writing columns on economic affairs has probably not brought him enough fame! In actuality, I don’t think he is thinking about these questions much. He is probably worried about the safety and livelihood of his family in his absence.

                          Today I tip my hat to all the unsung heroes of this dreadful and dangerous profession that journalism in Iran is. Today my itchy fingers salute Ali Farahbakhsh in Evin. I hope that as he sits around thinking about the nightmare that his life has become, he is hit with a warm wave of sympathy and respect that is sent to him from all these thousands of miles away. I hope this wave of affection and respect reaches him and makes this day, this minute, and this instant, a little more tolerable for him. I hope that even for a few minutes, he finds calm and peace in the knowledge that though we can’t get him out, we won’t forget him.

                          As for what practical steps we can take to help Ali Farahbakhsh, first we must acknowledge that we know of this injustice. Next we must spread awareness about this young journalist’s story, and appeal to human rights organizations that by now are familiar with ways for demanding Iranian journalists’ release, getting petitions signed, etc. In between our other worries and concerns, let us do make time for supporting someone who is falsely charged and imprisoned, and is serving his unfair prison term unsupported and all alone. Let us show that we respect his life, thought, and courage. Let us show that we care. Comment

                          Human Rights Watch
                          350 Fifth Avenue, 34th floor
                          New York, NY 10118-3299 USA
                          Tel: 1-(212) 290-4700, Fax: 1-(212) 736-1300
                          * hrwnyc@hrw.org
                          * www.hrw.org

                          Amnesty International USA
                          5 Penn Plaza, 14th Floor
                          New York, NY 10001
                          Tel: 1-(212) 807-8400, Fax: 1-(212) 463-9193
                          * Admin-us@aiusa.org
                          * amnesty.org/actnow

                          Human Rights First
                          New York Headquarters
                          333 Seventh Avenue, 13th Floor
                          New York, NY 10001-5108
                          Tel: 1-(212) 845-5200
                          Fax: 1-(212) 845-5299
                          humanrightsfirst.org

                          Comment


                          • وكيل مدافع برخى از فعالان جنبش زنان از اعلام وقت دادگاه ,دلارام على,، از بازداشت*‏شدگان تجمع ميدان هفت*‏تير، احضار ,مارال فرخى,، از بازداشت*‏شدگان مقابل دادگاه انقلاب و قرار عدم صلاحيت دادسراى عمومى نسبت به شكايت از موكلانش عليه نيروى انتظامى خبر داد.

                            نسرين ستوده با اشاره به اينكه دادگاه ,دلارام على, روز هشتم خرداد در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار مي*‏شود، اتهام موكلش را اقدام عليه امنيت ملى عنوان كرد و گفت: پيش از اين وقت رسيدگى به پرونده موكلم در بهمن ماه سال گذشته تجديد وقت شده بود.
                            وى گفت: همچنين بر اساس احضاريه*‏اى كه براى ,مارال فرخى, ارسال شده است، وى بايد ظرف سه روز آينده به اتفاق خانم ,على كرمى,، وكيل مدافع خود در معاونت امنيت دادگاه انقلاب حاضر شود.
                            ستوده همچنين با اشاره به شكايت ,ناهيد جعفرى, عليه نيروى انتظامي، گفت: به دنبال ضرب *‏و شتم موكلم در جريان تجمع فعالان جنبش زنان از سوى نيروى انتظامي، شكايتى را تقديم دادسراى عمومى تهران كرديم كه اين دادسرا در كمال تعجب به موكل بنده اعلام كرده است كه رسيدگى به اين شكايت در صلاحيت اين دادسرا نيست، بنابراين پرونده را به دادگاه انقلاب ارجاع كرد.
                            وى افزود: اين اقدام دادسراى عمومى تهران تعجب*‏برانگيز است چون رسيدگى به جرايم نيروى انتظامى در صلاحيت دادگاه انقلاب نيست.

                            Comment


                            • وكيل مدافع "دل*آرا. د" - كه متهم به قتل دخترعموى پدرش با همدستى پسرى است - گفت: بر خلاف شايعاتى كه در مورد دادنامه*ى محكوميت دل*آرا از سوى شعبه*ى هفت تشخيص ديوان عالى كشور انتشار يافته، تأييد حكم قصاص موكلم صحت ندارد.

                              عبدالصمد خرمشاهى در گفت*وگو با ايسنا اظهار داشت: لايحه*ى اعتراضى پس از تكميل شدن اخيرا توسط دفتر شعبه به شعبه تقديم شده و هنوز كار رسيدگى به اعتراض ما آغاز نشده است.

                              دل*آرا پيش از اين حدود سه سال به اتهام مباشرت در قتل عمدى دخترعموى پدرش در زندان عمومى رشت به سر مي*برد اما اين اتهامات را در جلسات دادگاه مورد انكار قرار داده و نپذيرفته است.

                              Comment


                              • محکومیت آزاده فرقانی به دو سال حبس تعلیقی
                                دادگاه انقلاب تهران، آزاده فرقانی، دانشجوی دانشگاه تهران و از متهمان پرونده تجمع زنان در میدان هفت تیر را به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعلیق در*‏می*‏آید، محكوم كرد.

                                به گزارش خبرگزاری کار ایران، محمدعلی دادخواه، وكیل مدافع آزاده فرقانی با اعلام این مطلب گفت: "دادگاه پس از رسیدگی به پرونده موكلم، وی را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شركت در تجمع روز 22 خرداد سال گذشته در میدان هفت*‏تیر تهران، به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعلیق در*‏می*‏آید، محكوم كرد.
                                وی افزود: "این دادگاه همچنین موكلم را از اتهام ایجاد بلوا، تبرئه و در این مورد برای وی قرار موقوفی تعقیب صادر كرد".
                                آزاده فرقانی پیش از این با قرار وثیقه آزاد شده بود.

                                Comment

                                Working...
                                X