Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • ولاديمير پوتين، رييس جمهور روسيه، ميزبان نشست رهبران هشت کشور صنعتی جهان خواهد بود که قرار است شنبه 15 ژوئيه در سنت پترزبورگ برگزار شود. در آستانه اين نشست، سرويس جهانی بی بی سی طی هفته جاری برنامه های ويژه ای را درباره روسيه تهيه و پخش می کند. سايت فارسی بی بی سی نيز همزمان، مطالب گوناگونی را درباره روسيه منتشر خواهد کرد. در زير گفتگويی را با سرگئی لاورف، وزير خارجه روسيه درباره ايران بخوانيد:
    دولت آمريکا به ايران هشدار داده است که چنانچه تا تاريخ ۱۲ ژوييه به پيشنهاد برای پايان برنامه غنی سازی اورانيوم پاسخ ندهد، اين کشور اقدام در سازمان ملل متحد در این باره را مد نظر قرار خواهد داد. سرگئی لاورف، وزير خارجه روسيه در گفتگو با استفن سکر، خبرنگار بی بی سی گفته است که هشدار دادن به ايران در مورد پی آمدهای احتمالی، برخورد اشتباهی با مسئله است:

    آيا حاضريد درباره تحريم های احتمالی عليه ايران بحث و گفتگو کنيد؟

    چنانچه پيشنهادی به شورای امنيت - تنها محل مشروع برای اعلام تحريم ها- بشود البته اين پيشنهاد مورد بحث و گفتگو قرار خواهد گرفت.

    من درباره اينکه آيا اين پيشنهاد مورد بحث قرار خواهد گرفت يا نه سئوال نمی کنم بلکه می خواهم بدانم موضع شما چه خواهد بود؟

    کار من تهييج افکار عمومی نيست. ما با ديپلماسی سر و کار داريم. بهمين جهت درحالی که منتظر پاسخ ايران به پيشنهاد شش کشور هستيم نبايد از هم اکنون به ايران بگوييم که در صورت ندادن پاسخ چه اتفاقی خواهد افتاد. روش کار ديپلماسی اين نيست. اين کار جنبه فرضی دارد.

    اين خيلی جالب است. به اين ترتيب شما حاضر نيستيد درباره احتمال تحريم ها صحبت کنيد؟

    همانطور که گفتم چنانچه پيشنهاد تحريم ها در شورای امنيت مطرح شود مانند هر پيشنهاد ديگری مورد بحث قرار خواهد گرفت. منظور من چيز ديگری است. منظور من اين است که قبل از اينکه درباره تحريم ها يا هر چيز ديگری که مجازات تعبير می شود صحبت شود بهتر است شخص از آنچه واقعا اتفاق می افتد درک بهتری داشته باشد و اينکه چگونه می توان از ابزار متعددی که شورای امنيت در اختيار دارد برای تغيير وضعيت به نحوی که همه خواهان آن هستيم استفاده کرد.

    در واشنگتن کسانی هستند که با توجه به روابط بسيار مهم استراتژيکی روسيه با ايران، که جدا از هر چيز ديگری، ارزش آن برای اقتصاد روسيه به ميلياردها دلار می رسد، درباره اينکه آيا روسيه واقعا می خواهد ايران را تحت فشار قرار دهد ترديد دارند.

    صحبت از"کسانی هستند که چنين فکر می کنند" يا "اشخاصی هستند که بدگمان هستند" همه حدس و گمان است. در مورد کنونی يا هر مورد ديگری که مسئله غنی سازی مطرح باشد، اولويت قطعی برای ما رژيمی است که به غنی سازی فکر نمی کند. البته اگر شما با اروپايی ها صحبت کنيد درمی يابيد که کشورهای بيشتری مايلند در مذاکراتی که شش کشور درباره مجموعه پيشنهادات به ايران داشته اند شرکت داشته باشند. شماری از اين کشورها می گويند که ارزش همکاری های بازرگانی و اقتصادی آنها هم با ايران به ميلياردها دلار می رسد و آنها هم می خواهند در اين پيشنهادات سهمی داشته باشند. البته شش کشور هرگز به تنهايی درباره تحريم ها تصميم نخواهند گرفت و چنانچه مذاکرات به نتيجه نرسد تصميم با شورای امنيت خواهد بود.

    بسيارخوب. به اين ترتيب تا آنجا که به روسيه مربوط می شود، اين حقيقت که روسيه موشک های زمين به هوا به ارزش صدها ميليون دلار به ايران می فروشد، اين واقعيت که شرکت گازپروم، که بخش بيشتر آن دولتی است و ايران، اعلام کرده اند که امکان فعاليت های مشترک آتی در زمينه کشف ميدان های جديد نفت و گازرا مورد بررسی قرار داده اند، قابل مذاکره نبوده و چيزهايی نيستند که روسيه هرگز از آن برای تحت فشار قرار دادن ايران استفاده کند؟

    اولا، هيچ کس تحريم های عليه ايران، از جمله تحريم تسليحاتی ايران را پيشنهاد نکرده است. هيچ پيمان بين المللی يا موافقت نامه های ديگری در مورد محدوديت فروش تسليحات دفاعی به ايران وجود ندارد.

    روسيه دارای يکی از انعطاف ناپذيرترين برنامه های کنترل صادرات است و ما قوانين خودمان را زيرپا نمی گذاريم.


    Comment


    • All US military detainees, including those at Guantanamo Bay, are to be treated in line with the minimum standards of the Geneva Conventions.
      The White House announced the shift in policy almost two weeks after the US Supreme Court ruled that the conventions applied to detainees.

      President Bush had long fought the idea that US detainees were prisoners of war entitled to Geneva Convention rights.

      The Pentagon outlined the new standards to the military in a 7 July memo.

      The directive says all military detainees are entitled to humane treatment and to certain basic legal standards when they come to trial, as required by Common Article 3 of the Geneva Conventions.

      It is not really a reversal of policy - humane treatment has always been the standard

      Tony Snow,
      White House spokesman

      The Bush administration has come under intense and sustained international criticism for its treatment of prisoners held at Guantanamo Bay in Cuba.

      The military has been using the site to house hundreds of detainees, many believed to have been picked up off battlefields in Afghanistan.

      When the detention centre was established in 2002, President Bush ordered that detainees be treated "humanely, and to the extent appropriate and consistent with military necessity, in a manner consistent with the principles of Geneva".

      His spokesman Tony Snow said on Tuesday that the Pentagon directive did not represent a change: "It is not really a reversal of policy. Humane treatment has always been the standard."

      Court steps in

      At the end of June, the Supreme Court ruled 5-3 that the Bush administration did not by itself have the authority to order that the detainees be tried by military commission.

      COURT RULING
      We conclude that the military commission convened to try Hamdan lacks power to proceed



      US Supreme Court ruling on Guantanamo detainees [1.3MB]
      Most computers will open this document automatically, but you may need Adobe Reader
      Download the reader here

      It said its decision was based on both US military law and the Geneva Conventions - asserting for the first time in US law that the detainees were entitled to Geneva protections.

      But the Supreme Court left open the possibility that the detainees could be tried by military commission if Congress established an appropriate legal framework for doing so.

      The Senate Judiciary Committee began hearings on the issue on Tuesday morning, just as news of the new military policy became public.

      Daniel Dell'Orto, a defence department lawyer who was the first to testify, said there were about 1,000 detainees in US military custody around the world.

      Guantanamo Bay holds an estimated 450. Mr Dell'Orto did not say where the others were being held.

      The new Pentagon policy applies only to detainees being held by the military, and not to those in CIA custody, such as alleged mastermind of the 11 September attacks, Khalid Sheikh Mohammed.

      The Geneva Conventions, which were passed in the wake of World War II, are meant to guarantee minimum standards of protection for non-combatants and former combatants in war.

      Comment


      • در اين نوشته، فرض بر اين است كه در ايران معاصر جنبشي براي انجام تحولي دموكراتيك در سامان سياسي و اجتماعي كشور وجود دارد. اين دگرگوني‌خواهي، كه علي‌الفرض وجود دارد، البته يك «جنبش»است، و نه بيشتر، يعني اقدام جمعي‌اي است كه تشكيلات منظم و كاملي ندارد و تركيب آزادي است از افراد و گرايشها و جريانهاي مختلف در داخل و خارج كشور. اين جنبش، تحول‌خواهي‌اي است كه نه انقلابي‌‌گري، بلكه اصلاح‌طلبي است. اصلاح‌طلبي آن صرفا در اين معني است كه شورشگر نيست، طرفدار اقدام نظامي از درون يا بيرون نيست و اين خواست يا ادعا را ندارد كه با يك ضربت مي‌توان جهشي تاريخي را ممكن ساخت. درست در اين معني، تحول‌خواهي‌اي دموكراتيك است، دموكراتيك است چون معتقد است كه اگر از انديشه و شيوه‌ي عمل دموكراتيك نياغازيم، به دموكراسي دست نخواهيم يافت. اين جنبش، جنبش تحول‌طلبانه «ايران» است، نه جاي ديگر. از اين رو، هم به جهت تحول‌طلبي دموكراتيكش و هم به جهت ايراني بودنش خصوصياتي دارد و، به نظر نگارنده، بايستي به اعتبار درسگيري از تاريخ داشته باشد كه من در زير برداشت خود را از آنها فهرست‌وار مي‌آورم و اميدوارم با طرح آنها سهمي را در پيشبرد بحث در اين حوزه ادا كرده باشم:


        --------------------------------------------------------------------------------




        --------------------------------------------------------------------------------

        ۱) هزينه‌ي انقلاب بسي بيشتر از سودِ آن است. انقلاب را چه به معناي دگرگوني اساسي و سريع آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي از راه سرنگوني خشونت‌آميز بگيريم و چه به معناي دگرگوني اساسي و سريع ساختارهاي اجتماعي ملت، درهر دو حال، هزينه‌‌اي مي‌طلبد كه به مراتب بيش از سود آن است. الف) دگرگوني اساسي و سريع، درست به همين دليل كه مي‌خواهد سريع باشد، هميشه بايد ماهيت فيزيكي و مادي داشته باشد، نه ذهني و رواني و فرهنگي، زيرا دگرگوني‌هاي ذهني و رواني و فرهنگي لاجرم بسيار كند و بَطئ‌اند. و هر دگرگوني‌اي كه ماهيت فيزيكي و مادي داشته باشد نمي‌تواند بدون توسل به قدرت، خشونت، و زور انجام گيرد، و در اِعمال خشونت و زور هميشه انسان‌هايي كه هيچ مَحْمِل و مجوزي براي قتل و جرح و ضرب و آزار جسماني و رواني‌شان نيست در معرض اين امور قرار مي‌گيرند، و اين چيزي است كه هيچ‌گونه توجيه اخلاقي ندارد. ما نمي‌توانيم براي سعادتمند شدن گروهي از انسان‌ها، هرچه قدر پرشمار باشند، گروه ديگري را، هرچه قدر كم‌شمار باشند، فدا كنيم يا به مصيبت و فلاكت دچار سازيم. ب) اِعمال زور و خشونت هيچگاه قدرت باورآفريني ندارد و، بنابراين، هميشه گروه كمابيش پرشماري همچنان به آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي جديد يا ساختارهاي اجتماعي جديد بي‌عقيده و سُسْت‌مهراند و احساس ستمديدگي و دفع شدن از سوي انقلابيان پيروز دارند و اين احساس هم براي بهداشت رواني آنان بسيار مضّّر است و هم آنان را به فعاليت‌هاي خلاف موازين اخلاقي وامي‌دارد، و هم از دست رفتن آن بهداشت رواني و هم انجام گرفتن اين فعاليت‌هاي غيراخلاقي هزينه‌هاي انساني عظيمي‌اند. ج) خشونت خشونت مي‌آورد و، بنابراين، جامعه‌ي پس از انقلاب هم از خشونت‌هاي فراوان مصون نيست و هم هميشه انتظار انقلاب‌هاي جديد را مي‌كشد كه هركدام مي‌خواهند آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي يا ساختارهاي اجتماعي جديدتري و متفاوتي پديد آورند. د) هيچ تضميني براي حركت و سير حكومت انقلابي در همان سمت و سوي اوليه‌اي كه پديدآورندگان انقلاب در نظر داشته‌اند نيست و بنابراين، بهترين آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي يا ساختارهاي اجتماعي نيز مي‌توانند فقط چندصباحي تنها براي تضعيف حكومت قبلي و ايجاد حركت انقلابي دستاويز و مستمسك كساني شده و بعداً به كل فراموش شوند. خسارت‌هاي ناشي از پديد آمدن انقلابي كه هرگز به اهدافش نمي‌رسد كم نيست.

        هدف از تقدس‌زدايي از مفهوم انقلاب، نه دعوت به تسليم به وضعيت موجود، بلكه دعوت به خلاقيت در انديشه و اقدام براي پيشبرد تحولي دموكراتيك در سامان سياسي و اجتماعي كشور است.



        ۲) انقلاب مبتني بر يك پيش‌فرض نادرست است و آن چيزي است كه از آن به «اصالت سياست» تعبير مي‌كنيم. اصالت سياست نظريه‌اي است حاكي از اينكه بزرگ‌ترين يا يگانه مشكل يا علّة‌العلل همه‌ي مشكلات جامعه، نظام و رژيم سياسي حاكم بر آن جامعه است و اين نظريه، طبعاً، توجيه مي‌كند كه براي بهبود و پيشرفت جامعه بيش و پيش از هر كار ديگري به سراغ نظام سياسي حاكم بر آن جامعه بايد رفت و آن را سرنگون ساخت. عجيب اينكه طرفداران انقلاب هيچگاه از خود نمي‌پرسند كه چرا پس از سقوط نظام و رژيم قبلي مسائل و مشكلات مردم يكسره ناپديد نمي‌شوند و حال آنكه وقتي عامل اصلي مشكلات از ميان مي‌رود بالطبع بايد معلول‌هاي آن، يعني همان مشكلات، از ميان بروند. وجهي از خشونتي كه معمولاً انقلابيان پيروز، پس از بر كرسي قدرت نشستن، اعمال مي‌كنند معلول همين خشمي است كه از پي بردن به خطاي اساسي نظريه‌شان عارض مي‌شود. انتقاد به تقليل كل يك جنبش تحول‌خواه به سياست و تقليل سياست به مبارزه براي برانداختن قدرت مستقر البته نبايستي به معناي چشم‌پوشي بر اين حقيقت باشد كه در مواردي هيچ تحول جدي‌اي در عرصه‌ي جامعه و فرهنگ ميسر نيست جز از راه تحولي در عرصه‌ي سياست.



        ۳) اصالت از آن فرهنگ است. اين بدين معني است كه اگر بخواهيم اساس را شعور انسانها بگذاريم، بايد بگوييم بزرگ‌ترين يا يگانه مشكل يا علّه‌العلل مشكلات جامعه‌ فرهنگ آن است و مراد از «فرهنگ» مجموعه‌ي باورها، احساسات و عواطف، و خواسته‌ها، آداب و رسوم، عادات و مَلَكات و الگوهاي ذهني ـ رواني ـ رفتاري مشترك افراد جامعه است. تا عناصر و مؤلفه‌هاي نامطلوب، باطل، غلط، و ناسالم فرهنگ جامعه حذف و طرد نشوند و نوعي جرح و تعديل و حك و اصلاح و تغيير و تبديل فرهنگي انجام نگيرد و بخشي كمابيش وسيع از باورها، احساسات و عواطف، خواسته‌ها، آداب و رسوم، عادات و ملكات و الگوهاي ذهني ـ رواني ـ رفتاري مشترك افراد جامعه دگرگون نشود تغيير همه‌ي آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي يا ساختارهاي اجتماعي هيچ سودي نخواهد داشت. كساني كه فرهنگشان دست نخورده مانده است، نظام سياسي و حكومتي جديد يا نهادهاي اجتماعي جديد را دير يا زود به صورت همان نظام سياسي و حكومتي قديم يا نهادهاي اجتماعي قديم درمي‌آورند و با همان عقب‌ماندگي‌ها و بدبختي‌ها دست به گريبان مي‌شوند.



        ۴) فرهنگ امكان تغيير سريع و دفعي ندارد. فرهنگ جامعه بايد با فعاليت‌هاي تدريجي و كمابيش بطیء دگرگون شود. عوض كردن باورهاي مردم، كه عوض شدن ساير عناصر فرهنگي، يعني احساسات و عواطف، خواسته‌ها، آداب و رسوم، عادات و ملكات، و الگوهاي ذهني ـ رواني ـ رفتاري را درپي دارد، يكي از كُنْدآهنگ‌ترين فعاليت‌هاي بشر است. نيروهاي باوراننده، يعني نيروهاي ذهني ـ رواني كه به كار از ميان بردن يا پديد آوردن يا دگرگون ساختن باورها مي‌آيند، نيروهايي‌اند كه در عين حال كه ژرفترين دگرگوني‌هاي زندگي انساني را پديد مي‌آورند و هم از نيروهاي انگيزاننده (نظام پاداشي و ترغيب‌كننده) و هم از نيروهاي وادارنده (نظام كيفري و تهديدكننده) مؤثرتراند، كارشان كندي فراواني دارد و تأنّي و حلم و ازخودگذشتگي فراوان مي‌طلبد. با امر و نهي و تهديد و ارعاب و زور و خشونت نمي‌توان بي‌باوري را به آستانه‌ي باور كشاند يا باوري را از ذهن و ضمير كساني زُدود. از اين رو، تحول‌طلبي دموكراتيك از هرگونه شتابزدگي و عجله پرهيز داد و مي‌داند كه وقتي يگانه راه تغيير باورهاي نادرست و اصلاحات فرهنگي است كُنْدي اين راه و روش را بايد پذيرفت و تسليم آن بود.



        ۵) بخش قابل توجهي از فرهنگ جامعه كه بايد دگرگون شود خرافات‌پرستي، خودشيفتگي، جزم‌باوري، تعصب فرقه‌اي، تنگ‌نظري، سطحي‌انديشي، تقليدگرايي، القا و تلقين‌پذيري، تعبدگرايي، شخصيت‌پرستي‌ و پيشداوري‌هايي است كه در فرهنگ ما ايرانيان‌، خاصه در حوزه‌ي ديني آن، رخنه كرده است و آن را آلوده و از حيات و ارجمندي‌اش عاري ساخته است. بنابراين، دست‌اندركاران تحول دموكراتيك بايستي سعي فراواني در جهت پيراستن فرهنگ ما از اين مؤلفه‌هاي بسيار مؤثر در عقب‌افتادگي ما ايرانيان داشته باشند. اين‌كه تحول‌خواهي دموكراتيك چه بخواهد و چه نخواهد با تفكر ديني و فرهنگ مذهبي جامعه‌ي ايراني برخورد انتقادي دارد و بايد داشته باشد ناشي از اين مبناي نظري است. نفي اين عناصر و مؤلفه‌ها از فرهنگ ديني اصلاً به معناي مخالفت با دين و مذهب جامعه‌ي ايراني نيست. بخش چشمگيري از فعالان و دست‌اندركاران تحول‌خواهي دموكراتيك ايران معاصر خود علقه‌ها و گرايش‌هاي ديني و مذهبي عميق دارند. نهايت آنكه اين جنبش بخوبي پي برده است كه تا تحول، معطوف به بخش ديني فرهنگ ايرانيان نشود، قسمت عمده‌اي از عوامل عقب‌ماندگي و انحطاط ما ايرانيان دست‌نخورده باقي مي‌ماند.



        ۶) نمي‌توان و نبايست تسليم اين ادعا شد كه مسلمان به‌ عنوان مسلمان به دليل ذات و گوهر دين اسلام (و مذهب تشيع) با اصلاحات فرهنگي، چه اصلاحات فرهنگ ديني و چه اصلاحات معطوف به بخش‌هاي ديگر فرهنگ جامعه، مخالفت دارد. كاملاً امكان‌پذير است كه شخص، مسلمان (و شيعه) باقي بماند و، در عين حال، به اصلاحات فرهنگي مورد نظر اين جنبش معتقد باشد و عملاً مبادرت ورزد. خصلت دموكراتيك جنبش تحول‌خواه ما ايجاب مي‌كند كه وسيعترين توده‌ها را با انواع و اقسام باورها به خود جلب كند. دموكراسي‌خواهي پرورنده استعدادهاي دمكراتيك است. عرصه‌ي مبارزه براي آزادي به روي عموم باز است.



        ۷) در عين حال، بخش قابل توجهي از روحانيت كنوني ايران با اصلاحات فرهنگي اين جنبش نمي‌تواند موافقت و همراهي داشته باشد. روحانيت، به دليل انتفاع غيرقابل انكاري كه از عقائد خرافي و نادرست ديني و مذهبي عوام‌الناس و توده‌هاي مردم مي‌برد و نيز به دليل محافظه‌كاري مُفْرطي كه دارد و خود باز معلول دليل اول است، با تحول دموكراتيك نمي‌تواند جز مخالفت و ناسازگاري نشان دهد. اما امروزه به دو جهت ديگر مخالفت روحانيت با تحول دموكراتيك تشديد و تقويت شده است: يكي به جهت پيوستگي بخش قابل توجهي از روحانيت به مراكز قدرت رژيم جمهوري اسلامي و ديگري به جهت رشد گرايش‌هاي بنيادگرايانه در ميان روحانيون. به عبارت ديگر، ظهور روحانيون ايدئولوژيك كه با اختلاف مراتب هم به رژيم جمهوري اسلامي نزديك‌تر و هم گرايش‌هاي بنيادگرايانه دارند ناسازگاري روحانيت با هرگونه جنبش تحول‌طلب آزاديخواه را بيشتر كرده است


        Comment


        • تیرماه سال 1378 : طرح قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم تازه مطرح شده بود و نمایندگان مشغول بررسی این طرح بودند که صبح روز سه شنبه 15 تیرماه تیتر اول روزنامه «سلام» همه را شگفت زده کرد: «طرح جدید قانون مطبوعات پیشنهاد سعید اسلامی، فرد شماره یک قتل های زنجیره ای بوده است». این تیتر کار نمایندگان مجلس پنجم را مشکل کرد. نخستین واکنش از سوی وزیر اطلاعات دولت خاتمی بود که از سیدمحمد خوئینی ها مدیرمسئول روحانی روزنامه به خاطر انتشار سند خیلی محرمانه دولتی شکایت، هرچند این شکایت باعث شد از صبح پنجشنبه هفده تیر روزنامه سلام دیگر هیچگاه منتشر نشود، اما در عین حال نشان داد که تیتر این روزنامه حقیقت داشته و منبع آن هم یک سند محرمانه دولتی بوده است.
          شامگاه پنجشنبه هفدهم تیرماه 1378: تعدادی از دانشجویانی که در کوی دانشگاه تهران سکونت داشتند، در تجمعی اعتراضی به توقیف روزنامه سلام خواهان عدم تصویب قانون جدید مطبوعات شدند. ادامه این تجمع به خیابان ها کشیده شد، نیروی انتظامی و لباس شخصی ها در محل حاضر شدند. دانشجویان به خوابگاه هایشان برگشتند، اما نیروی انتظامی و لباس شخصی ها ماندند. به نوشته روزنامه های آن زمان، درگیری های پراکنده ای بین دانشجویان و ماموران نیروی انتظامی تا نیمه شب ادامه داشت. محمدجواد حق شناس مدیرکل سیاسی وزارت کشور در مصاحبه ای گفت: مدیرکل سیاسی انتظامی استانداری تهران پنجشنبه شب به کوی می آید و از نیروی انتظامی می خواهد از محل بروند. نیروی انتظامی نمی رود و دستور کتبی برای ترک محل می خواهد. به گفته آقای حق شناس در گیر و دار مذاکره میان مسئولان استانداری و نیروی انتظامی، چند دانشجو با صورت های بسته یک سرباز را به گروگان می گیرند، کتک می زنند و کمی بعد رهایش می کنند و آرامش ظاهرا برقرار می شود.

          ساعت چهار و نیم صبح، کوی دانشگاه تهران، جمعه هجده تیر 1378: نیروی انتظامی همراه با لباس شخصی ها، میل گرد و باتوم به دست به کوی حمله می کنند، دانشجویان را کتک می زنند، بازداشت می کنند، وارد اتاق دانشجویان می شوند و درها و پنجره ها را می شکنند. دانشجویان را از اتاق هایشان بیرون می کشیدند و به درون تونل انسانی که درست کرده بودند می انداختند. در این تونل دانشجویان کتک می خوردند.

          روزنامه های شنبه صبح نوشتند لباس شخصی ها دانشجویان را از پنجره به بیرون پرت می کردند و می گفتند یا زهرا از ما بپذیر. خبر درگیری ها منتشر می شود و تا چند روز بعد خیابان امیرآباد شمالی محل درگیری دانشجویان با لباس شخصی ها و نیروی انتظامی بود. وقایع فردای روز هجدهم تیر را از علی افشاری می شنویم که در آن زمان یکی از نمایندگان شورای منتخب دانشجویان متحصن بود.

          علی افشاری: ساختمان کوی دانشگاه تخریب شد، عده زیادی بازداشت شدند که بخشی از آنها صبح جمعه آزاد شدند. تقریبا جمعیت همه آمده بود داخل کوی و یک جو بسیار تاسفبار و خشم و اعتراض وسیعی برقرار شده بود. مسئولینی که در آن روز آمدند، تعداد زیادی از اعضای دولت بودند، از جمله وزیر کشور آقای موسوی لاری، وزیر علوم دکتر معین و همچنین وزیر اطلاعات آقای یونسی. به دلیل این که دانشجویان به شدت عصبی بودند از آن اتفاقی که افتاده بود، عده ای از معترضین به طرف آقای موسوی لاری حمله کردند و عمامه ایشان هم افتاد که نهایتا محافظانش ایشان را از منطقه دور کردند.

          ت . ع: درگیری تا پنج روز بعد ادامه داشت. مقابل کوی دانشگاه تظاهرات شبانه روزی برقرار بود و گاه به خیابان های اطراف نیز کشیده می شد. نیروهای ضدشورش در خیابان ها مستقر شده بودند و لباس شخصی های بی سیم دار با موتور دائما در حال تردد بودند. روزنامه ها وقایع را مرتب دنبال می کردند. در دیگر شهرها نیز دانشجویان به حمایت از دانشجویان تهران برخواستند.

          یکشنبه 20 تیر 1378 تبریز: عصر جمعه با انتشار خبر وقایع حمله به خوابگاه دانشجویان در تهران، دانشجویان تبریز نیز واکنش نشان دادند. پیمان عارف دانشجوی رشته عمران دانشگاه تبریز در آن زمان می گوید:

          پیمان عارف: از عصر جمعه تب و تابی در دانشگاه تبریز شکل گرفت و روز شنبه که روزنامه ها درآمد، در خوابگاه تجمعی شکل گرفت و با بیانیه که از سوی کانون در دانشگاه و سپس در شهر منتشر شد. حدود ساعت ده صبح در دانشگاه جمعیت قابل توجهی جمع شده بود و تظاهرات شروع شد از حدود ساعت یازده و در خیابان همان زمان زد و خورد بین جمعیت و نیروی انتظامی شروع شد و جمعیت عقب نشینی کرد به داخل دانشگاه. بلافاصله دوباره جمعیت با شکستن درها وارد خیابان شد، ولی با نیروهای تا دندان مسلحی مواجه شد که با وجود این که مسلح و مجهز بودند، ولی اقدام به سنگ پرانی به سمت جمعیت می کردند. ولی در کنار اینها جمعیت شبه نظامی مستقر در پایگاه بسیج هم حمایت می شد که با چماق و سلاح سرد به جمعیت حمله کرد.

          ت . ع: استاندار و فرماندار وقت تبریز بین جمعیت حاضر می شوند، اما تاثیری ندارد و استاندار می رود. مردم عادی به سمت دانشگاه حرکت می کنند و در میانه راه با لباس شخصی ها درگیر می شوند. روزنامه ها درباره وقایع روز یکشنبه تبریز نوشتند: حوالی ساعت پنج بعد از ظهر حائلی بین گروه های فشار و دانشجویان بوجود آمد که با کنار کشیدن یگان ویژه، گروه های فشار جسارت بیشتری پیدا می کنند. به محوطه دانشگاه نزدیک شده و یکی از اعضای پایگاه مقاومت بسیج شهری با لباس روشن به تیراندازی پرداخت. به نوشته روزنامه ها دانشجویان فکر می کردند فشنگ ها مشقی است، اما با مجروح شدن چند دانشجو متوجه شدند فشنگ ها جنگی و واقعی است.

          پیمان عارف: لحظه به لحظه می دیدم تیر خوردن ها را و افتادن های پشت سر هم بچه ها را. از ساعت چهار به بعد تیراندازی مستقیم شروع شد به سمت جمعیت و تظاهرکنندگان که تا حوالی بانک ملی شعبه 29 بهمن توانسته بود خیابان را در دست بگیرد، با اولین شلیک ها به سمت دانشگاه عقب نشینی کرد و با وجودی که به داخل دانشگاه آمد و درهای دانشگاه را هم به روی خودش بست، ولی هنوز پیشروی نیروهای شبه نظامی ادامه داشت و شاید آن شب بیش از هزار مجروح ما داشتیم در بیمارستان و حتی تیرخوردگان از بیمارستان به بازداشتگاه ها منتقل شدند.

          ت . ع: لباس شخصی ها وارد دانشگاه می شوند، خبرها حاکی از کشته شدن تعدادی در درگیری ها بود، اما مقامات رسمی تنها از فردی به نام محمدجواد فرهنگی طلبه بسیجی بیست ساله نام بردند که برادر سردار فرهنگی فرمانده نیروی مقاومت بسیج بوده است.

          پیمان عارف: مژگان توکلی و بسیاری دیگر از سینه تیر خوردند. مژگان توکلی کشته شد در آن روز که هیچگاه هم متاسفانه اسمش در نیامد. دانشجوی کرد دانشگاه تبریز که کشته شد و خانواده اش حتی چنان تهدید شده بودند که هیچگاه حاضر به اعلام کشته شدن فرزندشان نشدند و اعلام کردند فرزندشان پیش از آن ماجرا بر اثر مرگ طبیعی مرده، در صورتی که آن روز صدها و هزاران نفر مژگان را دیدند، تر خوردنش را دیدند.

          ت . ع: هیات رئیسه دانشگاه تبریز روز بعد تعرض به ساحت دانشگاه را محکوم کرد و از مسئولان خواست مسببان و عاملان این حادثه را به مردم ایران معرفی کنند.

          اما در تهران جهت وقایع تغییر کرد. لباس شخصی ها کنترل اوضاع را دست گرفتند و گروهی مشکوک به خیابان ها ریختند.

          علی افشاری: دیگر از روز سه شنبه که شورش های خیابانی گسترش پیدا کرد و حاکمیت توانست توسط عواملش کنترل خیابان ها را در دست بگیرد و حتی به هدایت برخی حرکت های تخریبی مانند آتش زدن اتوبوس ها، حمله به ادارات دولتی را در دست گیرد و مسلط شد، دیگر ورق کاملا برگشت و ما شاهد وقایعی بودیم که حاکمیت برخورد سنگینی را انجام داد، بازداشت های وسیعی صورت گرفت، بالای هزار نفر بازداشت شدند و فضا کاملا در شهر تهران به صورت نیمه پلیسی درآمد.

          ت . ع: در روزهای بعدی شورای منتخب متحصنین تشکیل شد که کار آن پیگیری شکایت های دانشجویان بود. در اطلاعیه شماره هفت شورا که یک ماه پس از واقعه هجده تیر منتشر شد، آمده بود از مجموع158 بازداشتی و مفقود کوی، 88 نفر آزاد شده، 40 تن در بازداشت هستند و سه نفر مفقود هستند. روزهای نخست خبر از کشته شدن پنج دانشجو در کوی آمده بود که بعدها خبر تکذیب شد و از عزت ابراهیم نژاد جوان 24 ساله ای که در شب هجده تیر به عنوان میهمان در خوابگاه بوده، به عنوان تنها مقتول این حوادث ذکر شد و قاتلش نیز هیچگاه معرفی و مجازات نشد.

          حادثه کوی دانشگاه قربانیان دیگری نیز داشت از جمله محسن جمالی که چشم او را تخلیه کردند و دیگرانی که هرگز معرفی نشدند. احمد باطبی دانشجوی 22 ساله رشته فیلم سازی به خاطر چاپ عکسش روی مجله اکونومیست ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس با تخفیف به 15 سال حبس. برادران محمدی؛ اکبر و منوچهر نیز هر دو ابتدا به اعدام محکوم شدند و سپس با تخفیف به 15 سال حبس. در دادگاه کوی دانشگاه فرهاد نظری سرکرده نیروهای انتظامی حاضر در کوی تبرئه شد. دانشجویان به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. یک سرباز به جرم دزدیدن ریش تراش دانشجویان محکوم و پرونده بسته شد.

          Comment


          • رئيس كميسيون فرهنگي ـ اجتماعي شوراي شهر تهران گفت:تنها 10 نفر (حدود يك درصد) نيازمند واقعي بودند كه به كميته امداد معرفي شدند و كارهايشان انجام شد.
            رسول خادم امروز در نشستي با خبرنگاران تعداد متكديان جمع آوري شده را از 23 ارديبهشت تا 12 تيرماه جاري 924 نفر عنوان كرد و افزود: تكدي‌گري براي 130 نفر از افراد دستگير شده از مجموع 924 به عنوان شغل كاذب، 558 نفر به عنوان تكدي گري مستقيم، 236 نفر به دليل بي خانماني فعاليت مي كردند.

            رئيس كميسيون فرهنگي ـ اجتماعي شوراي شهر تهران تعداد متكديان خارجي را 71 نفر عنوان كرد و گفت: از مجموع 924 نفر 106 نفر به بهزيستي اعزام شدند كه حكم صادره در اين رابطه تنها در مورد 55 نفر اجرا شده است ضمن آن كه 153 نفر به عنوان معتاد به مركز قرچك و 27 نفر به عنوان شياد به زندان قزل حصار ارجاع داده شدند.
            وي با اشاره به 124 حكم نيابت صادر شده (ارجاع به شهرستان) و اجراي 51 حكم صادر شده در اين زمينه، گفت:از ميان متكديان جمع آوري شده 90 نفر بالاي ديپلم، 60 نفر متوسطه، 48 راهنمايي، 261 ابتدايي، 628 بيسواد بوده اند كه 33 نفر از اين افراد بالاي 82 سال، 83 نفر بين 72 تا 81 سال، 141 نفر بين 62 تا 71 سال، 192 نفر بين 61 تا 52 سال، 206 بين 42 تا 81 سال، 194 بين 33 تا 31 سال، 187 نفر بين 22 تا 31 سال، 87 نفر بين 11 تا 21 سال و 64 نفر بين 1 تا 10 سال بوده‌اند.
            خادم افزود:5/72 درصد متكديان مرد و 1/20 درصد خانم و 3 درصد بچه بوده اند.

            وي تعداد متكديان بدون سابقه كيفري را 1/82 عنوان كرد و گفت:از 924 متكدي جمع آوري شده 2/59 درصد شهرستاني، 4/52 درصد متاهل، 6/30 نفر مجرد، 30 درصد معتاد، 7 درصد داراي مشكل رواني، 5/7 درصد مطلقه، 5/9 درصد فاقد همسر (فوت شده) و 15 درصد متعلق به كشورهاي همسايه بودند.

            متكديان شهرستاني از طريق تماس با يكديگر از هم حمايت مي كنند
            رئيس كميسيون فرهنگي ـ اجتماعي شوراي شهر تهران در بخش ديگر سخنان خود با اشاره به گرم بودن بازار تكدي‌گري در تهران و كاهش متكديان خارجي و شهرستاني در سطح شهر تهران، فصل گرما را بهترين زمان فعاليت متكديان، مخصوصا متكديان شهرستاني عنوان كرد و گفت: متكديان شهرستاني در تماس‌هايي كه با ساير متكديان دارند به آنها اعلام مي‌كنند كه در شرايط فعلي به واسطه اجراي طرح مذكور در تهران حضور نيابند و همين باعث كاهش تعداد متكديان شهرستاني در تهران شده است.

            وي با اشاره به تغيير شيوه رفتاري متكديان از زمان اجراي طرح، اظهار داشت: حضور متكديان از چهارراه‌ها و نقاط اصلي شهر به خيابان‌هاي فرعي منتقل شده است ضمن آن كه عده اندكي نيز با مراجعه به درب منازل تكدي گري مي كنند.
            به گفته خادم متكديان كليه اقدامات مديريت شهري را پيگيري مي‌كنند و نسبت به آن عكس العمل نشان مي‌دهند.

            Comment


            • با توجه به اينکه امنيت انرژی محور اصلی مذاکرات اجلاس گروه ۸ در سن پترزبورگ خواهد بود به طور فزاينده ای اين واقعيت روشن می شود که اهميت روزافزون ژئوپوليتيکی روسيه به نحو قابل ملاحظه ای به ثروت و قدرت شرکت های "گازپروم" و "روس نفت"، دو غول انرژی روسیه وابسته است.
              گازپروم، که در حال حاضر يک چهارم گاز مورد نياز اروپا را تامين می کند، نه تنها بزرگترين توليد کننده گاز در جهان است، بلکه متولی بزرگترين ذخاير گاز جهان نيز محسوب می شود.

              آلکسی ميلر، مدير اجرايی گازپروم، می گويد:" گازپروم، مشکل کاهش سطح ذخاير، مشکلی که صنعت گاز تقريبا در تمام دنيا با آن روبروست، را ندارد."

              به عقيده استفن ماچين، ازکارشناسان انرژی، روسيه در حال حاضر دارای دخاير مهم و نامحدود گاز است و به دليل همين موضوع، شايد اکنون در مقايسه با زمان جنگ سرد قدرتمند تر باشد.

              بازيگران جهانی

              شرکت روس نفت، غول بزرگ ديگر انرژی روسيه، هفته گذشته اعلام کرد که توليد نفت خود را دو برابر خواهد کرد.

              به موجب طرح تهيه شده توليد اين شرکت از ۱۰ ميليون و ۲۰۰ هزار تن در سال ۲۰۰۶، به ۲۰ ميليون تن، در سال ۲۰۲۰ خواهد رسيد.

              روس نفت، خود را برای فعاليت در بازار بورس در ماه جاری و فروش سهامی به ارزش ۱۰ ميليارد دلار آماده می کند. ارزش روس نفت بين ۶۰ تا ۸۰ ميليارد دلار برآورد شده است.

              فعاليت فزاينده دو شرکت گازپروم و روس نفت، در بازارهای جهانی، سبب اعتراض غرب به نحوه اداره اين دوشرکت و نيز کسانی که آنرا اداره می کنند شده است.

              گازپروم برخلاف دوره شوروی سابق، ديگر واحدی از وزارت انرژی روسيه نيست ولی پس از آنکه اخیرا دولت روسيه سهام خود در اين شرکت را از ۳۸ درصد به ۵۱ درصد افزايش داد دوباره ارتباط نزديکی با دولت پيدا کرد.

              اقای میلررئیس گازپروم از همکاران سابق پرزیدنت پوتین است

              ارتباطات سياسی نيز وجود دارد. آقای ميلر، مدير اجرايی شرکت گازپروم، يکی از همکاران سابق پرزيدنت پوتين است و دميتری مدودف، رئيس شرکت، همچنين معاون نخست وزير است.

              سرمايه گذاری ناکافی

              تحليلگران اقتصادی در ارتباط با گسترش گازپروم و روس نفت نگرانی های ديگری را هم ابراز داشته اند. آنها می گويند اگرچه سرعت گسترش اين شرکت ها زياد بوده است، رشد آنها همواره ناشی از سرمايه گذاری کلان در پروژه های اکتشافی نبوده است بلکه بخش عمده آن از تصرف بی رحمانه شرکت های رقيبی است که بسياری از آنها از نظر توليد نفت به سطح پايينی تنزل کرده بودند و در زمينه اکتشاف نفت نیز فعاليتی نداشتند.

              يک چنين روندی موجب شده ناظران خاطر نشان کنند که نبايد تمام ذخاير شناخته شده نفت و گاز را مصرف کرد بدون اينکه در زمينه اکتشاف نفت سرمايه گذاری شود.

              ولی آقای ميلر می گويد ظرفيت توليد گازپروم به مراتب بيشتراز ميزان گازی است که استخراج می شود و اين شرکت مفاد هرگونه قراردادی را صد در صد اجرا خواهد کرد.

              بازارهای جهانی

              بنا بر اين در کوتاه مدت، نبايد دست کم مشتريان انرژی اروپايی روسيه، مشکلی داشته باشند.

              يکی از مقامات گازپروم می گويد اين شرکت در حال احداث خط لوله به سمت غرب است و پول کافی برای تامين هزينه اين کار را نيز دارد.

              ولی آقای ميلر همچنين گفته است:" رقابت برای دسترسی به منابع انرژی، بين سه بازار بزرگ انرژی يعنی اروپا، آسيا و حوزه اقيانوس آرام و آمريکای شمالی ادامه خواهد يافت. اين خبر خوبی برای گازپروم است."

              سئوالی که بسياری از رهبرانی که در اجلاس گروه ۸ در سن پترزبورگ از خود می کنند اين است که :" آيا اين، برای کشور من هم خبرخوبی است؟"

              Comment


              • اکبر گنجی، روزنامه نگار سرشناس منتقد حکومت ايران، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی هدف از سفر خود به اروپا و آمريکا را رساندن صدای 'صلح و مدارا' به گوش جهانيان دانست و گفت: "خواست من تغيير رژيم جمهوری اسلامی ايران و جايگزينی آن با يک نظام دموکراتيک ملتزم به آزادی و حقوق بشر در شکل جمهوری است."
                آقای گنجی که در ادامه سفر خود در لندن، پايتخت بريتانيا، به سر می برد روز سه شنبه 11 ژوئيه در محل ساختمان سرويس جهانی بی بی سی حاضر شد و به پرسش های خبرنگارانی از بخش های مختلف پاسخ گفت.

                وی در گفتگو با صادق صبا، خبرنگار بخش سرويس جهانی بی بی سی، به نقد عملکرد دنيای غرب در برجسته کردن 'بنيادگرايی اسلامی' پرداخت و گفت: "بسياری افراد هستند که اسلامشان اسلام دموکراتيک است و صدايشان صدای صلح و مدارا و دوستی است. من می خواهم اين صدا در غرب شنيده شود و جدی گرفته شود."

                روزنامه نگار ايرانی که چندی پيش جايزه قلم طلايی را به عنوان روزنامه نگار برگزيده سال 2006 دريافت کرده در ادامه به اهميت حقوق شهروندی و نقض آنها در ايران اشاره کرد و گفت قصد دارد از روز جمعه 14 ژوئيه دست به اعتصاب غذای سه روزه برای آزادی سه تن از زندانيان سياسی ايران بزند.


                گفتگوی صادق صبا، خبرنگار بخش جهانی بی بی سی با اکبر گنجی را بشنويد


                جهانيان بايد بدانند که همه مسئله، مسئله هسته ای نيست. بسيار بسيار مهمتر از آن مسئله نقض حقوق بشر و حقوق انسانی ما ملت ايران است که ناديده گرفته می شود


                اکبر گنجی

                آقای گنجی با بيان اينکه منصور اسانلو، از رهبران جنبش کارگری، رامين جهانبگلو، از جنبش روشنفکری، و علی اکبر موسوی خوئينی، از جنبش دانشجويی، بدون برخورداری از وکيل مدت هاست در زندان انفرادی بازداشت موقت هستند، گفت: "می خواهيم به اين افراد بگوييم که در درد و رنجشان شريک هستيم و با خانواده هايشان همراهی می کنيم."

                وی ادامه داد: "جهانيان بايد بدانند که همه مسئله، مسئله هسته ای نيست. بسيار بسيار مهمتر از آن مسئله نقض حقوق بشر و حقوق انسانی ما ملت ايران است که ناديده گرفته می شود."

                آقای گنجی که در سال های اخير يکی از جدی ترين منتقدين جمهوری اسلامی در داخل ايران بوده است در هفته پایانی سال 1384، پس از سپری کردن تمام محکوميت شش ساله خود، از زندان آزاد شد.

                وی در سال 1379، پس از بازگشت از کنفرانس برلين، به دليل اظهارات و ابراز برخی ديدگاه هايش بازداشت و زندانی شد. در آخرين ماه های بازداشت خود، دست به اعتصاب غذايی طولانی زد و به صراحت، آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد و خواستار کناره گيری وی از قدرت شد.

                آقای گنجی قرار است در ادامه سفر خود در خارج از ایران، برای ایراد سخنرانی به آمریکا نیز سفر کند.

                Comment


                • ميزگردی درباره وضع جهانی کاريکاتور و مشکلات کاريکاتوريست ها در شهر بالتيمور آمريکا هم زمان با برگزاری نمايشگاهی از آثار کوين کالاگر، کاريکاتوريست با سابقه آمريکايی در موزه والترز آرت اين شهر برگزار شده است.
                  نيک آهنگ کوثر کاريکاتوريست ايرانی مقيم کانادا، گوستاوو رودريگز روزنامه نگار کوبايی و رابرت راسل رييس شبکه بين المللی حقوق کاريکاتوريست ها همراه با آقای کالاگر در اين مراسم سخنرانی کردند.

                  کوين کالاگر که با نام مستعار کل شناخته می شود و آثار او در سال های گذشته بر روی جلد نشريات مهمی مانند مجله اکونوميست و روزنامه بالتيمور سان چاپ شده است، در سخنان خود خواستار توجه به وضع کاريکاتوريست ها در کشورهای فاقد آزادی بيان شد.

                  رابرت راسل هم با اشاره به نقش مهم کاريکاتوريست های مطبوعاتی در وادار کردن سران دولت ها در اصلاح عملکرد خود، شفاف نبودن قانون در بعضی از کشورها را بزرگترين تهديد برای امنيت جانی و شغلی روزنامه نگاران و کاريکاتوريست ها دانست.

                  آقای راسل علی ديلم کاريکاتوريست الجزايری و جاناتان شاپيرو هنرمند آفريقای جنوبی را از نمونه های مهم سرکوب روزنامه نگاران و موفقيت فشار بين المللی برای حمايت از حقوق آنها دانست.


                  شفاف نبودن قانون در بعضی از کشورها بزرگترين تهديد برای امنيت جانی و شغلی روزنامه نگاران و کاريکاتوريست ها است.


                  رابرت راسل

                  به گفته او در حالی که دادگاه های الجزاير علی ديلم را به خاطر انتشار کارتون رييس جمهور و فرماندهان ارشد ارتش اين کشور به ۹ سال حبس محکوم کرده اند، دولت اين کشور تاکنون به خاطر فشارهای فزاينده بين المللی اين حکم را به اجرا نگذاشته است.

                  نيک آهنگ کوثر هم با اشاره محدوديت ها و مشکلات روزنامه نگاران و کاريکاتوريست های مطبوعاتی، تجربه خود در زمينه فعاليت مطبوعاتی در ايران را تشريح کرد.

                  به گفته آقای کوثر خطوط قرمز فراوان مطبوعاتی در ايران باعث شده تا کاريکاتوريست ها و طنزپردازان دچار سردرگمی شوند.

                  او همچنين درباره مشکلات مربوط به امنيت شغلی و حقوق اجتماعی کاريکاتوريست ها در جوامع فاقد آزادی بيان صحبت کرد.

                  گوستاوو رودريگز هم يکی ديگر از سخنرانان اين برنامه بود که درباره محدوديت های همکارانش در کوبا و اثر دولتی بودن همه مطبوعات اين کشور بر آزادی بيان صحبت کرد.

                  در پايان برنامه نيز سخنرانان مدعو به بررسی تبعات انتشار کاريکاتور های پيامبر اسلام در يک نشريه محلی در دانمارک پرداختند.

                  رابرت راسل رييس شبکه بين المللی حقوق کاريکاتوريست ها با اشاره به اختصاص جايزه سالانه اين شبکه به علی ديلم، کاريکاتوريست الجزايری و يازده کاريکاتوريست شرکت کننده در مسابقه نشريه دانمارکی ترسيم تصوير پيامبر اسلام گفت اين جايزه هر سال با هدف دفاع از حقوق و امنيت کاريکاتوريست ها اهدا می شود و به معنی تاييد اقدام آنها نيست.

                  Comment


                  • هفت انفجار شبكه‌ي راه‌آهن مسافربري بمبئي را در ساعت شلوغ عصر امروز (سه‌شنبه) به لرزه درآورد.


                    منابع پليس هند از كشته شدن دست كم 100 تن و زخمي شدن 300 تن ديگر خبر داده‌اند.


                    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، در پي وقوع اين انفجارها هرج و مرج گسترده‌اي در شبكه‌ي خطوط راه‌آهن بمبئي به وقوع پيوسته و به دليل ازدحام و شلوغي پديد آمده تخمين دقيق كشته‌ها و زخمي‌هاي اين انفجارها تاكنون ممكن نشده است.


                    بر اساس گزارش‌هاي دريافتي پليس هند عمليات گسترده‌اي را در سراسر اين كشور آغاز كرده تا مظنونان و عاملان اين بمب‌گذاري‌ها را دستگير كرد و يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني گزارش كرده يكي از عاملان اين انفجارها دستگير شده است.


                    هيچ گروهي تاكنون مسووليت اين انفجارها را برعهده نگرفته است اما انگشت اتهام به سمت شبه‌نظاميان كشميري گرفته شده است.


                    تمام شهرهاي بزرگ هند پس از وقوع اين انفجارها به حالت آماده باش درآمده‌اند تا از وقوع حملات مشابه جلوگيري كنند.


                    انفجارهاي امروز در حالي به وقوع پيوست كه چند ساعت پيش از آن در يك سري حملات نارنجكي تندروها در شهر اصلي كشمير تحت كنترل هند هشت تن كشته شدند.


                    كشمير پس از اينكه هند و پاكستان در سال 1947 از انگليس استقلال خود را بازيافتند ميان دو كشور تقسيم شد


                    و هند و پاكستان يكبار در سال 1965 نيز براي بدست گيري كنترل كامل اين منطقه به جنگي تمام عيار كشيده شدند.


                    در حال حاضر چندين گروه شبه‌نظامي در كشمير تحت كنترل هند مشغول مبارزه هستند تا استقلال اين منطقه‌ي عمدتا مسلمان نشين را بدست آورند يا آن را به كشمير پاكستان وصل كنند.


                    بمبئي 16 ميليون نفر جمعيت داشته و مركز مالي هند است و شبكه‌ي راه آهن مسافربري آن شلوغ‌ترين شبكه در سراسر جهان است.

                    Comment


                    • با نزديك شدن فصل گرما عوامل و كارگزاران دولت احمدي‌نژاد هر روز براي زنان تحت عنوان آخوند‌ساخته «بد حجابي» خط و نشان مي‌كشند و تهديد به سركوبي بيشتر آنها مي‌كنند. اين‌بار هم مثل هميشه عوامل حكومتي براي ايجاد فضاي مناسب سركوبي، دست به يك سلسله اقدامات از جمله تظاهرات ضد بدحجابي زده‌اند. از يك طرف براي زهر‌چشم گرفتن از مردم ايران و مقابله با تنشهاي اجتماعي ارجاع پرونده اتمي به شوراي امنيت طي يك روز 10 زنداني را اعدام مي‌كنند و از طرف ديگر ناگهان موج برخورد با بدحجابي بالا مي‌گيرد. عوامل ريز و درشت حكومتي به صحنه مي‌آيند و شيادانه فغان «واي مصيبتا كه اسلام بر باد رفت» سر مي‌دهند تا سركوبي زنان را توجيه نمايند. طي هفته گذشته و اين هفته مطبوعات حكومتي هر روز اخبار مربوط به اين گونه تظاهرات ضد بد‌حجابي و تهديدهاي عوامل سركوبگر را منعكس كرده‌اند. در زير توجه شما را به قسمتي از گزارشها و اخبار درج شده در مورد «حجاب اجباري» جلب مي‌كنيم:
                      اعلام برنامه‌‏هاي برخورد با بدحجابي !؟
                      خبرگزاري - ايلنا 27 فروردين 85:برنامه‌‏هاي نيروي انتظامي تهران بزرگ در خصوص برخورد با موضوع بدحجابي، روز سه‌‏شنبه توسط سردار طلايي، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، اعلام مي‌‏شود.
                      برخورد جدي دولت براي كنترل بحث بدحجابي ضروري است
                      خبرگزاري -ايلنا،25 فروردين 85:


                      محمدحسين استكي، نماينده مجلس هفتم از اصفهان: متأسفانه بدحجابي در جامعه ايران هر روز در حال گسترش است و برخورد جدي و منطقي نيز در اين زمينه وجود ندارد.
                      وي ادامه داد: حدود حجاب در قانون براي مردان و زنان ايراني كاملاً مشخص شده است ولي اين‌كه چرا با متخلفان در اين زمينه برخورد نمي‌‏شود، قاعدتاً به مشكلات اجرايي اين قانون توسط متوليان اين بحث بر مي‌‏گردد.
                      استكي اضافه كرد: در همين راستا برخي از اين مسأله سوءاستفاده و متأسفانه هر روز مسأله بدحجابي را در جامعه ايران حادتر مي‌‏كنند، لذا تقاضا داريم توسط رياست جمهوري و وزارت كشور، عاملان اجرايي بحث كنترل حجاب بر مبناي قوانين و حدود مشخص شده براي حجاب اين اصول را در جامعه پياده‌سازي كنند و اجازه ندهند كه برخي از اين موضوع سوءاستفاده كنند.
                      تجمع عليه «بدحجابي»
                      خبرگزاري - فارس، 30 فروردين 85:جمعي از زنان و بانوان تهراني در اعتراض به پديده رو به گسترش بدحجابي صبح (چهارشنبه) نيز مقابل مجلس شوراي اسلامي‌تجمع كردند.
                      اين تجمع‌كنندگان كه روز گذشته نيز مقابل مجلس شوراي اسلامي‌تجمع كرده بودند، نسبت به رواج پديده بدحجابي و لباسهاي تنگ، كوتاه و داراي طرحهاي نامناسب اعتراض داشته و معتقدند مسئولان به‌خصوص نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌ با قانونگذاري جهت مقابله با بدحجابي نسبت به رواج فرهنگ و پوشش مناسب اسلام اقدام كنند.
                      يكي از تجمع ‌كنندگان با اشاره به طرح ساماندهي مد و لباس كه در كميسيون فرهنگي مجلس در دست بررسي است،گفت: اگر اين طرح بتواند با پديده بدحجابي مقابله كند و با ارائه الگويي مناسب به رواج فرهنگ و پوشش اسلامي‌كمك كند، ما از آن حمايت مي‌كنيم.
                      عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، روز گذشته در ميان اين تجمع‌كنندگان در مقابل مجلس حاضر شد و ويژگيهاي طرح ساماندهي مد و لباس را تشريح كرد. هم‌چنين هشت نماينده مجلس در هفته گذشته در تذكري به وزير كشور خواستار جلوگيري از پديده رو به گسترش بي‌حجابي در جامعه شدند.
                      بيانيه تجمع‌كنندگان مقابل مجلس
                      مسئولان براي مهار بي‌حجابي و بي‌بندوباري در جامعه برنامه‌ريزي كنند
                      خبرگزاري - فارس 30 فروردين 85: «تجمع‌كنندگان در مقابل مجلس با صدور بيانيه‌يي خواستار برنامه‌ريزي جامع براي مهار بي‌حجابي و بي‌بندوباري در جامعه شدند.
                      در بيانيه تجمع كنندگان خطاب به رئيس و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌آمده است: ما به نمايندگي از خانواده‌هاي معظم شهدا، جانبازان، ايثارگران و امت حزب‌الله به خانه ملت پناه آورده‌ايم تا توجه شما عزيزان را بيش از پيش به نكاتي جلب كنيم كه غفلت از آنها مي‌تواند خسارت جبران‌ناپذيري در پي داشته باشد. همان‌گونه كه مي‌دانيد، متأسفانه اشاعه بي‌حجابي و بي‌بندوباري در كشور ما - حتي در شهرهاي مذهبي - دل اكثريت ملت شهيد‌پرور و آزاده را سخت به درد آورده و كيان اخلاقي، عاطفي و امنيت روحي - رواني خانواده‌ها را به مخاطره افكنده است. به نظر مي‌رسد دشمن براي مقابله با شتاب روز افزون جوانان ما در عرصه‌هاي علمي‌و فن‌آوري و به‌خصوص معنويت، دست به توطئه شناخته شده گسترش فساد و بي‌بندوباري زده است.
                      اين بيانيه‌ در ادامه تصريح مي‌كند: آن‌چه امروز چهره شهرهاي ميهن ما را آلوده و كاسه صبر امت حزب الله را لبريز ساخته و ما را شرمنده امام (ره) و شهدا كرده است، محصول تهاجم فرهنگي دشمن از يك سو و تساهل و اباحه‌گريهاي برخي مسئولان سياسي و فرهنگي كشور در سالهاي گذشته بوده است.
                      تجمع‌كنندگان در اين بيانيه تأكيد كرده‌اند: ما از مجلس هفتم انتظار داريم تا در جهت تصويب قوانيني كه ضامن حاكميت روح معنويت و سلامت اخلاقي خانواده‌ها باشد، تلاش كند و از جمله اين‌كه خلأهاي قانوني را كه منجر به اهانت عده‌يي گستاخ و حرمت‌شكن به فضاي اسلامي‌جامعه مي‌شود، برطرف سازد. از قواي سه گانه هم مي‌خواهيم تا با همكاري و هماهنگي كليه دستگاههاي قانون‌گذاري و اجرايي، شرايط رشد سالم جوانان را در پرتو رعايت حريمهاي الهي فراهم آورند و به‌خصوص با طراحان لباسهاي مبتذل (به نام مانتو و پوشش)! و عناصر اشاعه دهنده فساد و فحشا در كشور - كه عموماً به مراكز صهيونيستي وابسته‌اند - برخورد قاطع و ريشه‌يي و دائمي‌ نمايند. هم‌چنين از مسئولان متعهد صدا و سيما و رسانه‌ها مي‌خواهيم تا در اين زمينه به ياري جوانان و فرزندان اين مرز و بوم بشتابند و با همكاري و همياري يكديگر توطئه دشمنان اسلام را خنثي سازند».
                      مقابله با بدحجابي در فصل گرما
                      خبرگزاري - انتخاب، 23 فروردين 85: «غلامرضا مصباحي مقدم، نماينده تهران، خواستار آن شد تا مجلس هر چه زودتر طرحي درخصوص نحوه پوشش و حجاب به تصويب برساند. اين پيشنهاد در آستانه فرارسيدن فصل گرما مطرح شد، اگرچه هر ساله از اواخر ارديبهشت و اوايل خردادماه بحث پوشش جوانان دختر و پسر مطرح مي‌شد اما اين بار نمايندگان پيش از فرارسيدن فصل گرما هشدار مي‌دهند كه امسال بايد با تصويب قانون مانع از بروز پديده بدحجابي جوانان دختر و پسر شد.
                      بحث پوشش جوانان و تكليف طرح مد و لباس موضوعي بود كه در جلسه علني ديروز و سپس راهروهاي مجلس خبرساز شد.
                      وي گفت: مي‌دانيم براي مبارزه با تهاجم فرهنگي بايد برنامه داشت اما در اين راستا دولت و مجلس چه كرده‌اند؟ مصباحي مقدم به فرارسيدن فصل گرما اشاره كرد و گفت: فصل تابستان در راه است، بي‌بند و باري اخلاقي و ولنگاري و ناهنجاري در پوششها و رفتارها در اين فصل بيشتر بروز مي‌كند، مجلس در اين باره چه كرده است؟
                      وي گفت: سالانه دهها ميليارد تومان به وزارت ارشاد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي‌و غيره داده مي‌شود اما آنها در فرهنگسازي متناسب با هويت اسلامي‌چه كرده‌اند؟
                      وي گفت: سينماها، صدا و سيما، مطبوعات و ساير نهادهاي فرهنگي مي‌توانند اثر مثبت داشته باشند ولي گاهي آثار تخريبي و ويران كننده‌يي بر اخلاق و هويت جامعه دارند. سخنگوي جامعه روحانيت مبارز به انتقاد تلويحي از قشر روحاني پرداخت و گفت: متأسفانه نه تنها نهادهاي رسمي‌از كار زيربنايي در اين زمينه غفلت مي‌كنند بلكه منابر ما هم كمتر به وعظ و اخلاق مي‌پردازند.
                      وي افزود: چرا در اين راستا طرحي از سوي مجلس ارائه نشده و به تصويب نرسيده و يا حداقل به صحن علني مجلس نيامده است؟ وي گفت: خواسته اصلي من اين است كه اين مسأله به صورت جدي دنبال شود.
                      اما مصباحي مقدم در شرايطي به انتقاد از وضعيت پوشش و حجاب در جامعه پرداخت كه پيش از او هم برخي نمايندگان به شدت از وضعيت فرهنگي جامعه انتقاد كردند و حتي «محمدتقي رهبر» نماينده اصولگراي اصفهان خواستار انقلاب فرهنگي شد.
                      وي در يك موضع گيري كاملاً انتقادي گفت: نمي‌توان يك وجب پارچه‌يي كه دختران سر مي‌كنند حجاب دانست بلكه بايد با زمينه‌سازيهاي مناسب، يك انقلاب فرهنگي ايجاد كرد و وضعيت را به حالت اسلامي‌درآورد».
                      باهنر: نمي‌گذاريم قوانين مصوب در زمينه حجاب خاک بخورد
                      خبرگزاري - مهر، 30 فروردين 85: «نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در جمع تجمع‌کنندگان معترض به بدحجابي در جامعه در مقابل مجلس گفت:تعهد مي‌کنيم خواسته‌هاي شما پيگيري کنيم.
                      محمد رضا باهنر با تشکر از تجمع‌کنندگان به دليل توجه و داشتن دغدغه نسبت به گسترش بد‌حجابي اظهار داشت: حرف شما حق است و با توجه به اين که دولت نهم و مجلس هفتم ادعا دارند که دنبال اصول و ارزشهاي اسلامي هستند بايد در حد امکانات گامهاي اساسي در اين زمينه بردارند.
                      وي افزود: مجلس هفتم از آغاز کار خود دغدغه فکري در زمينه حاکم کردن ارزشها در جامعه داشته و کميسيون فرهنگي مجلس نيز به طور جدي دنبال مسائل سلبي و ايجابي بوده است و ما تلاش خواهيم کرد تا اقدامات در اين راستا به نتيجه برسد.
                      باهنر با بيان اين که مجلس شوراي اسلامي، فراکسيون زنان و کميسيون فرهنگي پيام شما را دريافت کرده ، خاطرنشان کرد: ما ديروز قوانيني که نسبت به حجاب و رعايت شئونات اسلامي در جامعه نکاتي دارد را مرور کرديم و متوجه شديم که قوانين سلبي و ايجابي زيادي در زمينه حجاب در کشور وجود دارد.
                      وي افزود: مجلس و دولت تصميم جدي دارند تا قانونهاي مصوب در زمينه حجاب خاک نخورد و به درستي اجرا شود.
                      باهنر در اعتراض به يکي از زنان تجمع‌کننده که صدا و سيما را مروج بدحجابي در جامعه دانسته بود،گفت: از نمايندگان ناظر مجلس در صدا و سيما مي‌خواهيم تا نظارت جدي بر عملکرد اين رسانه داشته باشند».

                      Comment


                      • درست هفتاد سال پيش از شكل ‎گيري جمهوري اسلامي يعني از 1285 زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطيت، زنان عدالت ‎جوي ايراني، براي كسب حقوق برابر، تلاش رنج ‎خيز و مسالمت ‎جويانه خود را آغاز كرده ‎اند. مادربزرگ ‎هاي ما در آن هنگام شايد تصور نمي ‎كردند كه با كوشش حق ‎طلبانه خود بذر تلاشي را در خاك ايران مي ‎نشانند كه صد سال بعد نيز هم ‎چنان بارور خواهد ماند.
                        كوشندگان پيشكسوت جنبش زنان اما به يقين نمي ‎توانستند حتا تصور بكنند كه يك قرن بعد حكومتي در ايران بر سركار بيايد كه با تلاش ‎هاي مسالمت ‎جويانه ‎ فرزندان ‎شان اين ‎گونه خشن برخورد كند. لابد آنان اگر امروز مي ‎بودند از اين همه بي ‎تدبيري و عدم مديريت كساني كه قرار است حافظ نظم شهر باشند، متعجب مي ‎شدند و همراه با ما تاسف مي ‎خوردند از اين همه ناكارآمدي در برخورد به تجمعي مسالمت ‎آميز كه فقط براي طرح خواسته ‎هايي كاملا ابتدايي و كوچك ‎ برگزار شد. متعجب از اين همه خشونت فجيعي كه به دختران جوان اين مرز و بوم كه در قرن بيست و يكم خواستار حق برابر طلاق، لغو تعدد زوجات، ارتقاء سن كيفري دختران و اين قبيل درخواست ‎هاي اوليه هستند.
                        متعجب ‎ام كه چرا برخي از افسران نيروي انتظامي، ما را كه در پارك نشسته بوديم و فقط سرود مي ‎خوانديم با كتك به ”وسط ميدان“ كشاندند، به ‎راستي چرا، مگر مي ‎خواستند نظم شهر را به ‎هم بريزند؟ ما زنان كه در بيانيه ‎هاي ‎مان بارها اعلام كرديم كه نمي ‎خواهيم نظم ترافيك ميدان هفت تير مختل شود، اما گويا مخالفان جنبش زنان مصمم بودند ترافيك ايجاد كنند و نظم شهر را به ‎هم بريزند، عجبا از اين همه تدبير و عقلانيت! اما نكته اميدبخش در اين ميان، وجود اين همه ظرفيت، مدنيت، صبوري و متانت در جنبش زنان است كه به رغم برخوردهايي چنين قهرآميز و بي ‎سابقه، در ميدان هفت تير حتا يك شيشه هم نشكست، سنگي پرتاب نشد. اتومبيلي واژگون نشد. آري اين تحمل بالاي زنان و دختران جوان اين مرز وبوم نشان از ايمان به حقانيت را ‎ه ‎‎مان است.
                        ما زنان خواسته ‎هايي كه داريم بر حق است و قلب ‎‎مان گواهي مي ‎دهد كه دير يا زود به حق ‎مان مي ‎رسيم. سردي دستبند ‎هايي كه به دستان پاك و زحتمكش”ژيلا بني ‎يعقوب“ زده شد، كشيده شدن دلخراش ”دلارام علي“ روي آسفالت خيابان، بازداشت غيرقانوني علي ‎اكبر موسوي خوئيني ‎ها، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي، اعظم الهامي، بهمن احمدي امويي و ده ‎ها نفر ديگر و خشونت ‎هايي كه همگان شاهد بودند درحالي صورت گرفت كه زنان با تجمع خود بذر صلح و نفي خشونت بر فضاي شهر مي ‎فشاندند. اما بدانيد كه اين رسم زندگي منصفانه و صلح ‎آميز در يك جامعه انساني نيست. ما مي ‎خواهيم بدانيم با چه توجيهي و به چه دليل با چنين تجمع آرامي، اين ‎گونه فجيع و ناعادلانه برخورد شده است؟ واقعا چرا؟
                        چه بكنيم تا مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟
                        مي ‎پرسم كه اي دولت ـ مردان، ما چه بكنيم كه براي بيان مشكلات و دردهاي ‎مان، اين ‎گونه مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟ مي ‎گوييد چون تجمع در پارك ميدان هفت تير مجوز نداشته پس ما را كتك مي ‎زنيد و بازداشت مي ‎كنيد! عجبا مگر ما وقتي روز 8 مارس (روز جهاني زن) سال 82 با مجوز وزارت كشور مي ‎خواستيم در ”پارك لاله“ تجمعي آرام برگزار كنيم، گذاشتيد؟ نگذاشتيد و مجوز وزارت كشور را در آخرين لحظه لغو كرديد و سرآخر هم برخي از شركت ‎كنندگان (كه فكر مي ‎كردند به يك تجمع قانوني آمده ‎اند) كتك زديد و تعدادي را هم دستگير كرديد.
                        اگر مي ‎گوييد چون ايرانيان خارج از كشور از اين تجمع حمايت كرده ‎اند و تجمع صلح ‎آميزمان اين ‎طور مورد حمايت وسيع قرار گرفته، پس ضرب و شتم و بازداشت ياران جنبش زنان را توجيه مي ‎كند، مي ‎پرسم تجمع مسالمت ‎آميز روز جهاني زن (17 اسفند سال 84 در پارك دانشجو) كه اين ‎طور گسترده اعلام نشده بود و سازمان ‎هاي حقوق بشر و نهاد ‎هاي مختلف زنان هم حمايت نكرده بودند، با اين حال مگر باز هم به تجمع صلح ‎آميز ما (كه فقط روي زمين نشسته بوديم و سرود مي ‎خوانديم) حمله ‎ نشد و به ‎طرز حيرت ‎آوري مورد ضرب و شتم قرار نگرفتيم؟ به ‎طوري كه تقريبا همگي ‎مان با بدن ‎هاي كبود شده به خانه ‎هاي ‎مان بازگشتيم، حتا بانوي شعر و غزل ايران نيز از اين كتك ‎ها بي ‎نصيب نماند. بعد هم كه از اين ظلم و ناروايي به دادگاه شكايت برديم آيا به جايي رسيد؟
                        براي تجمع ‎هاي مسالمت ‎آميزمان اگر مجوز داشته باشيم كتك مي ‎خوريم، اگر مجوز نداشته باشيم كتك مي ‎خوريم، اگر خبر تجمع را در سايت ‎ها و روزنامه ‎ها اعلام كنيم كتك مي ‎خوريم، اگر اعلام نكنيم كتك مي ‎خوريم، اگر شعارهايي صنفي و حقوقي بدهيم كتك مي ‎خوريم اگر شعار ندهيم و فقط سرود جنبش زنان را بخوانيم باز هم كتك مي ‎خوريم، شما را به خدا به ما بگوييد چه بكنيم تا كتك نخوريم و بازداشت نشويم؟ چگونه رفتار كنيم كه دختران جوان ‎مان روي آسفالت كشيده نشوند و با كمر زخم شده به زندان نروند؟ چكار كنيم كه روزنامه ‎نگاران ‎مان را همراه شوهران ‎شان دستبند نزنيد و بازداشت نشوند، چكار بكنيم كه دوستان عدالت ‎جوي ما در دفتر تحكيم و ادوار تحكيم (كه فقط فراخوان فعالان جنبش زنان را لبيك گفته بودند) به زندان نيفتند؟
                        به ‎هرحال ما فكر مي ‎كنيم جمع شدن آرام و مسالمت ‎آميز (بدون اسلحه) طبق قانون اساسي فعلي، عملي كاملا قانوني و حق ماست. ما هم كه قرار بود فقط سرود بخوانيم و حتا از دادن شعارهاي حقوقي هم پرهيز كنيم و اين ‎كار را هم كرديم. قرار بود آرام در پارك ميدان هفت تير حاضر شويم با پلاكاردهايي كه رويش خواسته ‎هاي ‎مان را نوشته بوديم، اين ‎كار را هم كرديم، اما چه كنيم كه شما هر دفعه بهانه ‎اي ‎ مي ‎گيريد.
                        تجمع زنان و نيروهاي بيگانه
                        اين ‎كه روشنفكران مرد و زن از سراسر جهان از اين تجمع حمايت كرده ‎اند، خيلي طبيعي است چون هر انسان عدالت ‎طلبي كه بشنود گروهي از زنان در يك نقطه دنيا مي ‎خواهند حق برابر طلاق داشته باشند و چند همسري لغو شود و اين قبيل خواسته ‎هايي كه هر بني ‎بشري (اگر منافع خاصي نداشته باشد) با آن موافق است مسلما حمايت مي ‎كند. بنابراين قضيه را پيچيده نكنيد، اين خواسته ‎هايي است كه صد سال است ما و مادران ‎مان داريم برايش تلاش مي ‎كنيم، چه دلارهاي آمريكايي و دولت آقاي بوش سركار باشد و چه نباشد. چه دولت جمهوري اسلامي بر سر كار باشد و چه نباشد ما زنان هم ‎چنان به دنبال حقوق حقه خود خواهيم بود.
                        به دنبال كشف ”شبكه ‎هاي“ عجيب و غريب هم نباشيد، اين شبكه ‎ي ”مخفي“ و عجيب و غريبي كه دنبال ‎اش هستيد خيلي ساده همين شبكه ‎ي اينترنتي است كه خود شما هم براي كارهاي ‎تان از آن سود مي ‎بريد. البته شما از اينترنت كمتر استفاده مي ‎كنيد و ما بيشتر، چون شما صدا و سيما و صدها روزنامه و بلندگو داريد ولي ما زنان نداريم. به ‎هرحال اين اتهام كه تجمع اعتراضي زنان به بيگانگان وصل است كذب محض و شرم ‎آور است يعني توهين به جنبشي اصيل، بومي و صدساله است. يعني حقير و بي ‎مقدار نشان دادن جنبش خودجوش و ريشه ‎دار اين مملكت است كه استقلال ‎اش را به دفعات ثابت كرده است حداقل در همين بيست سال اخير، جنبش زنان فارغ از جريانات سياسي روي پاي خودش ايستاده و به ‎دنبال حقوق اوليه ‎ و انساني زنان است، چرا نمي ‎خواهيم اين حقيقت را بپذيريم؟
                        براي همين هم مي ‎خواهم آقايان مسئولان مملكتي را مورد خطاب قرار دهم و بگويم، شما كه در آينده ‎اي نه چندان دور مجبور خواهيد بود اين قوانين را تغيير دهيد (چون راه ديگري وجود ندارد) پس چرا با اين همه درد و تلخي و خشونت مي ‎خواهيد اين كار صورت بگيرد. خودتان بهتر از همه مي ‎دانيد كه خواسته ‎هاي زنان بر حق است. خودتان خوب مي ‎دانيد كه در جامعه ‎ي پيشرفته امروز قوانين موجود نه تنها ديگر كاركردي ندارد، بلكه مثل يك ديوار زمخت و عبوس مانع پيشرفت جامعه ‎ي ماست. فقط با اين برخوردها، مسئله را پيچيده ‎تر مي ‎كنيد و بذر كينه ‎ را پخش مي ‎كنيد، كينه ‎اي كه هم به ضرر خودتان (دولت) و هم به ضرر جامعه ‎ي مدني تمام خواهد شد.
                        به جاي آن ‎كه دختران ‎مان روي زمين كشيده شوند و صورت ‎مان با اسپري گازهاي سوزناك پر شود و ده ‎ها نفر از جمله دانشجوياني را كه به خاطر دفاع از حقوق زنان در گرماي روز 22 خرداد به ميدان هفت تير آمدند و با صداقت تمام از منافع تاريخي خواهران ‎شان پشتيباني كردند، دستگير شوند، بهتر است قوانين ‎ را تغيير دهيد. كافي است كه از همسران ‎تان، از دخترهاي ‎تان و از خواهرزن ‎تان سوال كنيد تا بلافاصله متوجه شويد كه خواسته ‎ي زن ايراني، حقانيت دارد.
                        ترديد نكنيد كه ما زنان اين قوانين ناعادلانه را بالاخره تغيير خواهيم داد چون روز 22 خرداد امسال، مردان جديد امروز ايران نيز با حضور پرشمارشان، نشان دادند كه آن ‎ها هم اين قوانين را نمي ‎خواهند. همه ‎ي كساني را كه بازداشت كرده ‎ايد، آزاد كنيد و به جاي احضار و بازجويي و به خانه ‎ي اين و آن رفتن (افزون بر شايعات ترس ‎آور و ايجاد فضاي دلهره و ارسال اس. ام. اس هاي تهديد ‎كننده قبل از برگزاري تجمع) حداقل ميان تصميم ‎سازان ‎تان جلسه ‎اي بگذاريد، لااقل قطعنامه ‎اي را كه نگذاشتيد در تجمع بخوانيم جلوي ‎تان بگذاريد و با آرامش و طمانينه ببينيد زنان هم ‎وطن ‎تان واقعا چه مي ‎خواهند؟
                        تا وقتي قوانين موجود، ما زنان را به عنوان انسان و شهروند برابر اين جامعه نپذيرد، ما نه خانه ‎اي داريم و نه شهري. اين قوانين را تغيير دهيد تا احساس كنيم خانه ‎اي داريم تا شما بتوانيد سراغ ‎ ‏اش بياييد.

                        Comment


                        • به این دلیل تعجب برخی از مدافعان حقوق زنان در ایران و خارج از کشور قابل فهم نمی باشد.
                          متاسفانه توهم برخی از این حقوق دانان زن بعد از شکست دوم خرداد همچنان ادامه دارد.

                          همانطور که همه می دانیم استفاده از زنان در سرکوب جامعه وهمچنین برقراری پدیده جدا سازی جنسیتی در کل جامعه ایران بعد از انقلاب همیشه وجود داشته است و از این به بعد نیز در این رژیم ضد زن وجود خواهد داشت. این همه تنها با همکاری خواهران زینب ممکن بوده است. به این دلیل تعجب برخی از مدافعان حقوق زنان در ایران و خارج از کشور قابل فهم نمی باشد.
                          متاسفانه توهم برخی از این حقوق دانان زن بعد از شکست دوم خرداد همچنان ادامه دارد.
                          خمینی در زمان جنگ هشت ساله با عراق از این زنان به عنوان خواهران زینب یاد می کرد . خواهران زینب همانهای بودند که در زندانها به عنوان زندانبان، ادارات دولتی ، بیمارستانها، مراکز تفریحی ، خیابانها و خلاصه در همه جا حضور و به امر نهی از منکر مشغول بوده اندو همچنان نیزهستند. خواهران زینب نه تنها پسران و شوهران خود را به جبهه های جنگ فرستادند که خود نیز در پشت جبهه مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی شدند .
                          اما بعد از پایان یافتن جنگ همین خواهران زینب خواستار دادخواهی شدند از جمله خانم ها شهلا شرکت، رهنورد و دیگران که ا لبته با شکست اصلاحات، ا ینان نیزتا حدود زیادی عقب نشینی کرده اند.
                          زمانی که پاسدار احمدی نژاد شهردار تهران بود یعنی درست یک یا دوماه قبل از نمایش انتخابات ریاست جمهوری او به یک نمایش مضحک به نام، اسم نویسی دختران زیتون برای عمل انتحاری در اسرا ئیل اقدام کرد. البته این عمل از چند جنبه می تواند مورد بررسی قراربگیرد.اما اگراز جنبه تبلیغاتی وجنگ طلبانه آن بگذریم در این عمل شاهد یک پیام برای خواهران زینب هستیم . زنان اسلامی از مقام زینب به زیتون تقلیل یافتند. این پیام برای چه بود؟
                          خاطره زینب خواهر حسین سومین اما م شیعیان خاطره ی است همراه با شجاعت و جسارت ، خاطره زنی از تبار خانواده پیامبرکه در ذهن و روح زنان مسلمان دارای جایگاه خاصی است. این زنان بعد از پایان یافتن جنگ هشت ساله در حالیکه شوهرو پسر از دست داده و در بسیاری از جنایات رژیم نیز دست داشته اند خواستار تجدید نظر در قوانین شریعه می شوند. سقف مطالبات زنان اسلامی در حدی پائین است که نه سیخ می سوزد و نه کباب . البته در نظام مرگ و جنون همین مطالبات نیزداده نمی شود و جناح اصلاحات در رژیم به بن بست کامل می رسد.
                          پاسدار احمدی نژاد که از عاقبت گفته خمینی درس گرفته است . با اعلام نام نویسی دختران زیتون در واقع با یک تیر دو نشان می زند. از یک طرف وظایف زنان را در امر سرکوب تا درجه حرکتهای انتحاری پیش می برد و از طرف دیگر زینبی بودن ، یعنی همان عاملی که نقش اساسی در سرکشی آنان دارد را ازآنان می گیرد و در عوض مدال زیتون را تقدیمشان می کند. از این به بعد به این زنا ن اسلامی هر نامی می توانید بگذارید .زنان پلیس ، زنان ضربت وغیره . البته برای زنان آگاه جامعه ما خوب روشن است که نه تنها جمهوری اسلامی با قرار دادن زن با حجاب در مقابل زن بد حجاب باعث شکاف عمیق بین صفوف زنان شده است بلکه این روش اصولا در ذات و قاموس تفکر مرد سالاراز جایگاه خاصی برخوردار است . اقای قائم مقامی مجری رادیوی صدای ایران از شهر لس آنجلس به این زنان اسلامی لقب زنان روسپی داد .
                          محکوم کردن سرکوب زنان در میدان هفت تیر تهران وظیفه همه نیروهای اپوزسیون می باشد.اما آقای قائم مقامی با بکار گرفتن لفظ روسپی چه چیزی می خواهد بگوئید . آیا این توهینی مستقیم به زنان فاحشه نیست .فرض کنیم در میان تجمع زنان در هفت تیر زنان فاحشه نیز شرکت داشته اند .آیا این به معنای اینستکه زنان فاحشه حق حضانت کودکان خود را نمی توانند طلب کنند و یا اینکه چون فاحشه هستند اجازه اعتراض به چند همسری شو هرانشان را ندارند. زن روسپی را در مقابل زن نجیب گذاشتن نیز ما را از مهلکه جمهوری اسلامی نجات نخواهد داد .این ریشه در همان اندیشه ننگین مردسالاری دارد که زن ستیزی در این تفکر پایه ی اصلی آن را تشکیل می دهد.
                          اما براستی چرا در این روز مردانی که به این تجمع پیوسته بودند اینچنین مورد تهاجم پلیس قرار گرفتند. این اولین بار نبود که زنان و تجمعات آنان مورد تهاجم نیروهای سرکوبگرواقع شده است. اما هر بار که زنان چه در پارک لاله تهران و چه جلوی درب دانشگاه تجمع کرده اند مورد حمایت گروهی از مردان جوان جامعه واقع شده اند. در واقع این گردهمائی ها سد جدا سازی جنسیتی را در رژیم جمهوری اسلامی می شکاند. جداسازی جنسیتی که شاخص اصلی آن همان حجاب اجباری می باشد . هرچند که زنان در لیست مطالبات خود کوچکترین اشاره ی به لغو حجاب اجباری نکرده اند اما حضور مردان در این تجمع نشان می دهد که خواسته های ابتدائی زنان به هیچ عنوان تنها صنفی نبوده است بلکه این خواسته ها به کل جامعه مربوط می شود .

                          Comment


                          • بيانيه تحليلى شوراى مرکزى دفتر تحکيم وحدت:هرگونه تحولی بايد به پشتيبانی مردم و به دست مردم صورت گيرد. مجرای اين تحول نيز - برای مصون ماندن از پوپوليسم - جنبشها و نهادهای اصيل اجتماعی خواهند بود.
                            *آنانكه ديروز با اجرای كودتا عليه حكومت ملی و مردمی مصدق راه جنبش دموكراتيك در ايران را مسدود كردند..امروز به دروغ به گونه‌ای سخن ميگويند كه گويی مردم و جوانان ايران از آنها استمداد كرده و آنها را برای رهايی از استبداد داخلی به ياری خويش طلبيده‌اند. تاسف آور تر اينكه با تعيين بودجه برای "برقراری دموكراسی در ايران" و "تقويت نيروهای مرتجع" به شعور و توان و اراده مردم ايران و نيروهای دموكرات و مستقل توهينی آشكار و بزرگ نموده‌اند.


                            اوضاع امروز ايران ، با چنان سرعتی در حال متحول شدن است كه هر گروه سياسی را در معرض اين خطر جدی قرار مي‌دهد كه با اشتباهاتی معدود و يا توقف‌هائی محدود، از گردونه تاثير گذاری خارج شود. اين تحول در همه اركان جامعه ما ، از سياست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد و اجتماع ، جاری و ساری است. مصاديق بارز و نمونه‌های آشكار آن چنان زياد است و چنان با زندگی انضمامی و روزمره مردم گره خورده است كه نيازی به ذكر مجدد آن نيست. در اين شرايط است كه گروههای سياسی بايد مداوما به بازخوانی مواضع خويش پرداخته و در جهت انطباق تاكتيكهای خود با شرايط مشخص جامعه و شفاف سازی استراتژي‌های خود ، با توجه به تهديدها و فرصتهای ملی و بين المللی گام بردارند. فضای بشدت آلوده و معوج و محدود رسانه‌های حكومتی و غير حكومتی داخلی كه حاصل دخالت مستقيم حكومت در بسياری از آنها و ايجاد محدوديتهای نوشته و نانوشته بسيار برای معدود رسانه‌های مستقل است ، از يك سو و تبليغات سنگين و يكسويه پاره‌ای رسانه‌های خارجی كه با اتكا به قدرت سياسی و اقتصادی خود، در صدد كاناليزه كردن افكار عمومی ايران و جهان و نهايتا بهره گيری از اين اوضاع آشفته‌اند، از سوی ديگر، بازخواني، شفاف سازی و تاكيد بر مواضع را برای كليه گروههای سياسی ضروری مي‌نمايد.

                            در اين ترديدی نيست كه نهال آزادي، عدالت و دموكراسی در ايران به ثمر نخواهد نشست مگر با همراهي، همدلی و همكاری كليه گروههای سياسی و اجتماعی كشور و اين همگامی محقق نخواهد شد مگر با ائتلاف‌هايی كه در تحليل مشخص از شرايط معين روز ريشه داشته باشد. از همين روست كه شفافيت مواضع در اين راه گام نخست و تكيه براشتراكات و محورهای عام كه مي‌تواند جامع اكثريت فعالين سياسی دموكرات و مستقل ايرانی باشد، گام ضروری بعدی خواهد بود.

                            از اين روست كه بيش و پيش از هر چيز لازم ديديم در شرايط فعلی كه خورشيد نزديكی و همگرايی گروههای سياسی اصيل در حال طلوع و نور افشانی است، بر مواضع قبلی اعلام شده خود در قالب بيانيه‌ها و سخنان اعضای كنونی اتحاديه تأكيد كرده و در شفاف نمودن بخشی ار آن اهتمام ورزيم. ما اين گام را در حد بضاعت خود بر مي‌داريم و از همه ناقدان و ناصحان مشفق نيز چشم همراهی داريم.

                            شرايط سياسی داخلی و خارجی هر روز پيچيده‌تر مي‌شود و اين پيچيدگی لاجرم بر زندگی يكايك ما تأثيری شگرف خواهد نهاد، هر روزه فشارهای سنگين داخلی كه سالهاست دراين مرزو بوم بر دوش مردم و فعالين سياسی است، افزون مي‌شود، نقض حقوق بشر كه برای يكايك ما قابل لمس است كماكان ادامه يافته و تأثيرات مخرب خود را هرروز بيشتر و بيشتر بر پيكره جامعه ما افزايش مي‌دهد. انواع فشارهای پيدا و نهان اقتصادي، سلب حقوق اجتماعي، محو آزاديهای سياسی و تخريب فرهنگ، آموزش و پرورش، هنر و بسياری معضلات ديگر ره آورد ربع قرن حكومت ايران است. اما از سوی ديگر قدرتهای خارجی نيز در اين معركه از پا ننشسته ودر جهت كسب منافع خويش به راههای متعددی متوسل شده‌اند. از كوبيدن بر طبل جنگ و نظامی گری كه موجب رشد عظيم بودجه‌های نظامي، بی ثباتی در منطقه استراتژيك خاور ميانه و بالفعل شدن و رشد گرايشات افراطی فرقه گرايانه در كشورهای اسلامی و بسياری مسائل ديگر شده است گرفته، تا باج گيري‌های خفت آور چين و روسيه و... كه البته در تاريخ ايران امثال آن مكرر است. در اين اوضاع البته تلاش در جهت كسب نفوذ و پايگاه بيشتر در منطقه و تأثير گذاری مستقيم و غير مستقيم بر نخبگان سياسي، از سياستهای اعلام شده دولتهای غربيست. اين امر از يك جهت تهديدی برای استقلال جنبش های آزاديخواه است و از سوی ديگر بهانه ايست بدست سركوبگران داخلی برای قلع و قمع و محو هر گونه اعتراض و معترض.

                            آنچه مسلم است اينكه فعالين سياسی اصيل اين خاك، همواره بر سه اصل آزادي، عدالت و استقلال پا فشرده‌اند و دراين راه نه تنها از عمر خود كه از جان خويش نيز مايه گذاشته‌اند. اما تاريخ ايران نيز از سوی ديگر پيوسته شاهد تكرار الگوهای مشابهی بوده است كه اشاره‌ای كوتاه به آن خالی از فايده نيست:

                            ١- سابقه استبداد در ايران به هزاران سال باز مي‌گردد، همواره ايران شاهد حكومت‌های اقتدارگرا و استبدادی بسياری بوده است كه با تمركز قدرت خويش از مردم فاصله گرفته و در اينحال يا بر قدرت نظامی و سركوبگر خويش تكيه نموده و يا وابستگی مستقيم يا غير مستقيم به قدرتهای بيرون مرزها را برگزيده و يا تلفيقی از هردو را بكار بسته‌اند. اين حكومت ها بدون استثنا ادامه حيات خويش را در گرو ايجاد بحرانهای دائمی در داخل و خارج ديده‌اند. انقلاب ٥٧ اعتراض به يكی از اينگونه حكومت ها بوده است. امروز نيز غوغا سالاری و بحران سازی حكومت در سطح بين المللی حكايت از تكرار اين الگوهای مكرر دارد.

                            ٢ - در قطب ديگر اين معامله قدرتهای خارجی حضور دارند كه در طول تاريخ با برقرار كردن مناسبات استبدادی و استعماری و بعضا همكاری پيدا و پنهان - در ابتدا يا انتها - با حكومت های محلی از هيچگونه ظلم و ستمی عليه كشورهای زير سلطه خويش در جهت كسب منافع بيشتر اقتصادی و سياسی دريغ نكرده‌اند. آنانكه ديروز با اجرای كودتا عليه حكومت ملی و مردمی مصدق راه جنبش دموكراتيك در ايران را مسدود كردند ، بيمناكيم كه امروز با نقاب و با نام دموكراسی و سياست های غلط مبارزه با تروريسم ميروند بار ديگر راه آزادی و دموكراسی در ايران را به بيراهه كشانند. اين قدرتها كه در طول تاريخ با پشتيبانی مكرر از حكومتهای استبدادی و وابستگانشان، استثمار كشورهای جهان سوم را پيشه كرده‌اند، امروز برای قانع كردن افكار عمومی جهان و نقض حقوق بشر در زندانهای خود و در جهت دستيابی به سلطه بيشتر بر منطقه خاورميانه، به دروغ به گونه‌ای سخن ميگويند كه گويی مردم و جوانان ايران از آنها استمداد كرده و آنها را برای رهايی از استبداد داخلی به ياری خويش طلبيده‌اند. تاسف آور تر اينكه با تعيين بودجه برای "برقراری دموكراسی در ايران" و "تقويت نيروهای مرتجع" به شعور و توان و اراده مردم ايران و نيروهای دموكرات و مستقل توهينی آشكار و بزرگ نموده‌اند. اين عمل با افزودن امكانات نيروهای وابسته، زمينه تضعيف جريان دموكرات مستقل را فراهم مي‌آورد. اينك با عملكرد نا مطلوب و سوء تدبير حكومت در بسياری عرصه‌های داخلی و خارجی از جمله بحران هسته‌اي، تماميت ارضی كشور با جنگ و تحريم اقتصادی ، تهديد مي‌كند. از آن گذشته اينكه برخورد تناقض آميز و دوگانه غرب با مسئله دموكراسی و حقوق بشر كه بطور كاملا بارزی در حمايت از اسرائيل و ساير كشورهای ناقض حقوق بشر مصداق مي‌يابد،بر پوشالی و تو خالی بودن اين شعارها اشعار دارد.

                            ٣ - در بعد نيروهای سياسی نيز گروه‌های فرصت طلب و وابسته به قدرتهای خارجی ، پيوسته در تاريخ ايران حضور داشته‌اند. اينان با عملكرد ناصواب خويش ، علاوه بر خنثی كردن تلاشها و زحمات نيروهای دموكرات مستقل، به تخريب دستاوردهای نيروهای مؤمن به آزادي، دموكراسي،حقوق بشر و عدالت اجتماعی به عنوان آرمانهای تاريخی مردم پرداخته‌اند. اين گروهها كه روزی در پشت شعارهای زيبا و پر طمطراق تجدد و روزی ديگر با شعار حمايت از محرومان و تهيدستان، چهره و ماهيت استبدادی خويش را پنهان ميكرده‌اند، امروز با در افتادن در دامان استبداد داخلی و سلطه جويی خارجی درصدند فريبكارانه سلطه خويش را بر آسمان آزاد ايران بگسترانند. يكی در طلب تحكيم پايه‌های ارتجاع روحانی است و ديگری بر طبل قدر قدرتی پادشاه مشروطه مي‌كوبد آن ديگری نيز نام مجاهد در راه خلق بر خود نهاده و خون خلق ميريزد و اينك جام خود را بر جام غرب ميكوبد.

                            ٤ - گروه ديگر كه سابقه‌ای دراز نيز در تاريخ ايران دارند، گروهی هستند كه با بی عملی و عافيت انديشي، عرصه كارزار را ترك گفته‌اند و با ت ئوری التقاطی خود، جامعه را از پيمودن روند دموكراسی منصرف مي‌كنند. پاره‌ای از اينان در عين مخالف بودن نظری با استبداد حاكم، با پيشه كردن مصلحت سنجي، مسئوليت خويش در قبال جامعه را ناديده ميگيرند و چنان عمل ميكنند كه گويی در پيرامون آنها هيچ نمي‌گذرد. اين گروهها سربازان دوران صلح و آرامشند و ميخواهند بدون دادن هيچ هزينه‌ای در راه رسيدن به خواست و اراده مردم، از وجهه درستكارانه و آزادی خواهانه آنان نيز كاسته نشود. اينان در اين خيالند كه با خالی كردن فضا و قرار دادن ابتكار عمل در يد قدرت خارجی و وابستگان آن ، بعد از وقوع بحران و تغيير اوضاع ، با چهره‌ای پيروزمندانه به عرصه سياست وارد شوند و آنگاه جامعه ايران را به سوی مراد و مقصود خود راهبری كنند!

                            ٥ - در اين ميان و در هميشه تاريخ ايران ، گروهها و افراد پيشرو مبارز و متعهد و مسئولی حضور داشته‌اند كه با ايمان و اعتماد به قدرت تعيين كننده مردم ، همواره زمينه ساز تحولات مثبت در جامعه ايران بوده‌اند. گروههای اصيلی كه با شناخت عميق از جامعه ايران و اعتقاد راسخ به استقلال خود و كشور،از ميان مردم برخاسته در راه آرمانهای خويش نيز هزينه‌های بسيار پرداخته‌اند. كسانی كه تاريخ ايران وامدار آنان بوده ، هست و خواهد بود.

                            باري، آنچه در شرايط امروز به گمان ما ميتواند راه برون رفت از اوضاع پر مخاطره كنونی باشد بطور خلاصه چنين است :

                            ١ - حفظ استقلال و تاكيد بر درونزا و ريشه‌ای بودن هرگونه تحول دموكراتيك. البته بايد بر اين نكته تاكيد بليغ نمود كه حفظ استقلال، به معنای چشم پوشيدن بر عوامل موثر جهانی و تنگ نظری در قبال تجربيات گذشته و علائق امروز بسياری از مردم جهان و گروهها مستقل بين المللی نيست. تاريخ بشر تاريخ همه انسانهاست و بهره گيری از تجارب ساير ملل شرط پيروزی و بقاست. ما گرچه بر اين بهره گيری تاكيد نموده و آنرا لازم و ضروری ميدانيم اما در كنار آن مرزبندی مشخصی با كليه گروههای به ظاهر بين المللی اما در باطن وابسته - گروههايی كه در پوشش غير حكومتی بودن، از متنفذين دولتهای خارجی تشكيل شده و يا به لحاظ سياسی ، مالی و رسانه‌ای از پشتيبانی و حمايت علنی يا غير علنی دولتهای متبوعشان بهره ميگيرند- داريم. اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه اين گروهها و دولتهای حامی آنان در لفافه انتقال تجربه، در صدد بسط نفوذ بر فعالين سياسی و ايجاد انحراف در مسير آزاديخواهی و عدالت طلبی مردم ايران هستند. پس برما و همه فعالين سياسی دموكرات و اصيل است كه با تيزبينی ، نه تنها خود در اين دام گرفتار نيايند ، كه ديگران را نيز از چنين مهلكه‌ای بر حذر دارند.

                            ٢ - هرگونه تحولی بايد به پشتيبانی مردم و به دست مردم صورت گيرد. مجرای اين تحول نيز - برای مصون ماندن از پوپوليسم - جنبشها و نهادهای اصيل اجتماعی خواهند بود. پس كوشش در جهت تعميق و تقويت جنبشهای اصيل اجتماعی نظير جنبش زنان آزاديخواه و پيگير ايران و جنبش سرفراز كارگران ايران بايد سرلوحه فعاليتهای همه گروههای سياسی و اجتماعی باشد.


                            Comment


                            • با اعتقاد به اين‌كه اوضاع امروز ايران ، با چنان سرعتى در حال متحول شدن است که هر گروه سياسى را در معرض اين خطر جدى قرار مي‌دهد که با اشتباهاتى معدود و يا توقف‌هايى محدود، از گردونه تاثيرگذارى خارج شود، آمده است: اين تحول در همه ارکان جامعه ما، از سياست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد و اجتماع، جارى و سارى است. نمونه‌هاى آشکار آن چنان زياد است و چنان با زندگى انضمامى و روزمره مردم گره خورده که نيازى به ذکر مجدد آن نيست. در اين شرايط است که گروههاى سياسى بايد به طور مداوم به بازخوانى مواضع خويش بپردازند و در جهت انطباق تاکتيک‌هاى خود با شرايط مشخص جامعه و شفاف‌سازى استراتژي‌هاى خود، با توجه به تهديدها و فرصت‌هاى ملى و بين‌المللى گام بردارند.

                              در ادامه اين بيانيه با معوج و محدود‌خواندن فضاى رسانه‌هاى داخلى و اعتقاد به ايجاد محدوديت‌هاى نوشته و نانوشته براى رسانه‌هاى مستقل است، و اشاره به تبليغات سنگين و يکسويه پاره‌اى رسانه هاى خارجى که با اتکا به قدرت سياسى و اقتصادى خود، در صدد کاناليزه‌کردن افکار عمومى ايران و جهان و نهايتا بهره‌گيرى از اين اوضاع آشفته‌اند، آمده است كه در چنين فضايى بازخواني، شفاف‌سازى و تاکيد بر مواضع براى کليه گروههاى سياسى ضرورى مي‌نمايد.

                              صادركنندگان بيانيه افزوده‌اند: در اين ترديدى نيست که نهال آزادى ، عدالت و دموکراسى در ايران به ثمر نخواهد نشست مگر با همراهى ، همدلى و همکارى کليه گروههاى سياسى و اجتماعى کشور و اين همگامى محقق نخواهد شد مگر با ائتلاف‌هايى که در تحليل مشخص از شرايط معين روز ريشه داشته باشد. از همين روست که شفافيت مواضع در اين راه گام نخست و تکيه براشتراکات و محورهاى عام که مى تواند جامع اکثريت فعالان سياسى دموکرات و مستقل ايرانى باشد، گام ضرورى بعدى خواهد بود.از اين روست که بيش و پيش از هر چيز لازم ديديم در شرايط فعلى که خورشيد نزديکى و همگرايى گروههاى سياسى اصيل در حال طلوع و نورافشانى است، بر مواضع قبلى اعلام شده خود در قالب بيانيه‌ها و سخنان اعضاى کنونى اتحاديه تأکيد کنيم و در شفاف‌كردن بخشى از آن اهتمام ورزيم.ما اين گام را در حد بضاعت خود بر مي‌داريم و از همه ناقدان و ناصحان مشفق نيز چشم همراهى داريم.

                              در ادامه اين بيانيه با اشاره به فضاى داخلى و خارجى با بيان اين‌كه فعالان سياسى اصيل اين خاک، همواره بر سه اصل آزادي، عدالت و استقلال پاى فشرده‌اند و دراين راه نه تنها از عمر خود که از جان خويش نيز مايه گذاشته‌اند، آمده است: اما تاريخ ايران نيز از سوى ديگر پيوسته شاهد تکرار الگوهاى مشابهى بوده است که اشاره‌اى کوتاه به آن خالى از فايده نيست. سابقه استبداد در ايران به هزاران سال باز مي‌گردد ، همواره ايران شاهد حکومت‌هاى اقتدارگرا و استبدادى بسيارى بوده است که با تمرکز قدرت خويش از مردم فاصله گرفته و در اين حال يا بر قدرت نظامى و سرکوبگر خويش تکيه كرده و يا وابستگى مستقيم يا غير مستقيم به قدرتهاى بيرون مرزها را برگزيده و يا تلفيقى از هردو را به کار بسته‌اند. اين حکومت‌ها بدون استثنا ادامه حيات خويش را در گرو ايجاد بحرانهاى دائمى در داخل و خارج ديده‌اند.انقلاب 57 اعتراض به يکى از اين‌گونه حکومتها بوده است.

                              صادركنندگان بيانيه افزوده‌اند: در قطب ديگر قدرت‌هاى خارجى حضور دارند که در طول تاريخ با برقرار کردن مناسبات استبدادى و استعمارى و بعضا همکارى پيدا و پنهان -در ابتدا يا انتها- با حکومتهاى محلى از هيچگونه ظلم و ستمى عليه کشورهاى زير سلطه خويش در جهت کسب منافع بيشتر اقتصادى و سياسى دريغ نکرده‌اند. آنان‌که ديروز با اجراى کودتا عليه حکومت ملى و مردمى مصدق، راه جنبش دموکراتيک در ايران را مسدود کردند، بيمناکيم که امروز با نقاب و با نام دموکراسى و سياست‌هاى غلط مبارزه با تروريسم بار ديگر راه آزادى و دموکراسى در ايران را به بيراهه کشانند. اين قدرت‌ها که در طول تاريخ با پشتيبانى مکرر از حکومتهاى استبدادى و وابستگانشان ، استثمار کشورهاى جهان سوم را پيشه کرده‌اند، امروز براى قانع کردن افکار عمومى جهان و نقض حقوق بشر در زندان‌هاى خود و در جهت دستيابى به سلطه بيشتر بر منطقه خاورميانه، به دروغ به گونه‌اى سخن مي‌گويند که گويى مردم و جوانان ايران از آنها استمداد کرده و آنها را براى رهايى از استبداد داخلى به يارى خويش طلبيده‌اند. تاسف‌آورتر اين‌که با تعيين بودجه براى "برقرارى دموکراسى در ايران" و "تقويت نيروهاى مرتجع" به شعور و توان و اراده مردم ايران و نيروهاى مستقل توهينى آشکار و بزرگ نموده‌اند. اين عمل با افزودن امکانات نيروهاى وابسته ، زمينه تضعيف جريان دموکرات مستقل را فراهم مي‌آورد. از آن گذشته اين‌که برخورد تناقض آميز و دوگانه غرب با مساله دموکراسى و حقوق بشر که به طور کاملا بارزى در حمايت از اسرائيل و ساير کشورهاى ناقض حقوق بشر مصداق مي‌يابد، بر پوشالى و تو خالى بودن اين شعارها اشعار دارد.

                              شوراى مركزى طيف علامه دفتر تحكيم وحدت در ادامه با بيان اين‌كه در بين نيروهاى سياسى نيز گروههاى فرصت‌طلب و وابسته به قدرت‌هاى خارجي، پيوسته در تاريخ ايران حضور داشته‌اند، گفت: اينان با عملکرد ناصواب خويش، علاوه بر خنثي‌کردن تلاش‌ها و زحمات نيروهاى دموکرات مستقل ، به تخريب دستاوردهاى نيروهاى مؤمن به آزادي، دموکراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعى به عنوان آرمانهاى تاريخى مردم پرداخته‌اند. اين گروهها که روزى در پشت شعارهاى زيبا و پر طمطراق، تجدد و روزى ديگر با شعار حمايت از محرومان و تهيدستان، چهره و ماهيت خويش را پنهان مي‌کرده‌اند ، امروز درصدند فريبکارانه سلطه خويش را بر آسمان آزاد ايران بگسترانند.

                              در ادامه اين بيانيه آمده است: گروه ديگر که سابقه‌اى دراز نيز در تاريخ ايران دارند ، گروهى هستند که با بي‌عملى و عافيت‌انديشى ، عرصه را ترک گفته‌اند و با ت ئورى التقاطى خود، جامعه را از پيمودن روند دموکراسى منصرف مي‌کنند. پاره‌اى از اينان در عين مخالف بودن نظرى با بسيارى موارد، با پيشه کردن مصلحت‌سنجى ، مسووليت خويش را در قبال جامعه ناديده مي‌گيرند و چنان عمل مي‌کنند که گويى پيرامون آنها هيچ نمي‌گذرد. اين گروهها سربازان دوران صلح و آرامش‌اند و مي‌خواهند بدون دادن هيچ هزينه‌اى در راه رسيدن به خواست و اراده مردم، از وجهه درستکارانه و آزادي‌خواهانه آنان نيز کاسته نشود. اينان در اين خيالند که با خالى کردن فضا و قرار دادن ابتکار عمل در يد قدرت خارجى و وابستگان آن، بعد از وقوع بحران و تغيير اوضاع، با چهره‌اى پيروزمندانه به عرصه سياست وارد شوند و آنگاه جامعه ايران را به سوى مراد و مقصود خود راهبرى کنند!

                              صادركنندگان بيانيه اظهار داشته‌اند: در اين ميان و در هميشه تاريخ ايران، گروهها و افراد پيشرو مبارز و متعهد و مسوولى نيز حضور داشته اند که با ايمان و اعتماد به قدرت تعيين‌کننده مردم ، همواره زمينه‌ساز تحولات مثبت در جامعه ايران بوده‌اند . گروههاى اصيلى که با شناخت عميق از جامعه ايران و اعتقاد راسخ به استقلال خود و کشور،از ميان مردم برخاسته در راه آرمان‌هاى خويش نيز هزينه‌هاى بسيار پرداخته‌اند؛ کسانى که تاريخ ايران وامدار آنان بوده، هست و خواهد بود.

                              در ادامه اين بيانيه از حفظ استقلال و تاکيد بر درون‌زا و ريشه‌اى بودن هرگونه تحول دموکراتيک به عنوان يكى از اين راههاى برون‌رفت ياد شده و آمده است: البته بايد بر اين نکته تاکيد بليغ كرد که حفظ استقلال، به معناى چشم‌پوشيدن بر عوامل موثر جهانى و تنگ نظرى در قبال تجربيات گذشته و علائق امروز بسيارى از مردم جهان و گروهها مستقل بين‌المللى نيست. تاريخ بشر تاريخ همه انسانهاست و بهره گيرى از تجارب ساير ملل شرط پيروزى و بقاست. ما گرچه بر اين بهره‌گيرى تاکيد مي‌كنيم و آن‌را لازم و ضرورى مي‌دانيم، اما در کنار آن مرزبندى مشخصى با کليه گروههاى به ظاهر بين‌المللي، اما در باطن، وابسته – گروههايى که در پوشش غيرحکومتى بودن ، از متنفذان دولتهاى خارجى تشکيل شده و يا به لحاظ سياسى ، مالى و رسانه‌اى از پشتيبانى و حمايت علنى يا غيرعلنى دولتهاى متبوعشان بهره مي‌گيرند- داريم. اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت که اين گروهها و دولتهاى حامى آنان در لفافه انتقال تجربه ، در صدد بسط نفوذ بر فعالان سياسى و ايجاد انحراف در مسير آزاديخواهى و عدالت‌طلبى مردم ايران هستند. پس بر ما و همه فعالان سياسى دموکرات و اصيل است که با تيزبينى ، نه تنها خود در اين دام گرفتار نيايند ديگران را نيز از چنين مهلکه‌اى بر حذر دارند.

                              در ادامه اين بيانيه آمده است: هرگونه تحولى بايد به پشتيبانى مردم و به دست مردم صورت گيرد. مجراى اين تحول نيز براى مصون ماندن از پوپوليسم، جنبشها و نهادهاى اصيل اجتماعى خواهند بود. پس کوشش در جهت تعميق و تقويت جنبش‌هاى اصيل اجتماعى بايد سرلوحه فعاليت‌هاى همه گروههاى سياسى و اجتماعى باشد.

                              جنبش دانشجويى به طور خاص نيز چنان‌که قبلا بارها بر آن تکيه و تاکيد كرده‌ايم، به دليل موقعيت و امکانات خود نقشى اساسى و تعيين‌کننده در جهت پيوندزدن جنبشهاى اجتماعى و اتحاد بين اين جنبشها داشته و دارد. ما به عنوان بخشى از جنبش دانشجويى ايران بر اين مسووليت خود آگاهيم و در حد توان بر آن پافشارى و در جهت آن اقدام خواهيم كرد.

                              صادركنندگان بيانيه هم‌چنين اظهار داشته‌اند: همگرايى اکثريت گروههاى اصيل سياسى و اجتماعى حول محورهاى مشترکى چون آزادى ، استقلال ، عدالت ، دموکراسى و منافع ملي، سنگ بناى توسعه پايدار و تحول تاثيرگذار و ريشه‌اى در ايران است. چه نيکوست که گروههاى سياسى ما چنان‌که اخيرا نيز بر آن صحه نهاده و عملا در جهت آن گام برداشته‌اند ، با شعار "صلح در جهان و دموکراسى در ايران " بيش از پيش بر حفظ انسجام و اتحاد ، با محوريت نيروهاى داخل کشور گردهم آيند و گذار کشور را به دموکراسى تسريع كنند و تسهيل بخشند. بالا بردن توان تشکيلاتى و آمادگى براى پرداخت هزينه دموکراسى و البته خود باورى شرط، ضرورى نيل به مقصود است.

                              اين بيانيه افزوده است: در فضاى رسانه‌اى موجود که ارتباط نخبگان با بدنه جامعه مختل شده، تلاش در جهت آگاهي‌بخشى عميق و مستمر در جهت خنثي‌سازى رسانه‌هايى که به صورت سيستماتيک در جهت انحراف و تخريب افکارعمومى قدم برمي‌دارند، از ديگر ضروريات برون رفت از وضع موجود است. ارتباط بيشتر نخبگان با توده مردم و تبليغ هرچه گسترده تر در سطح جامعه و اکتفا نکردن به رسانه‌هاى تخصصى مانند اينترنت بر همه فعالان سياسى و اجتماعى فرض است.

                              در ادامه اين بيانيه با اظهار اين‌كه مواضع تحکيم وحدت برآمده از گرايش‌هاى اعضاى آن است و دقيقا همين مواضع شفاف و عمل آگاهانه و مسوولانه اعضاست که فشارهاى بسيار را متوجه انجمن‌هاى اسلامى و دانشجويان تحکيمى كرده آمده است: امروز دو تن از دانشجويان فعال ، آگاه و متعهد ايران ، ياشار قاجار و عابد توانچه ، زندانى هستند. دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) ضمن حمايت مجدد از اين دو تن پيگيرى وضع اين دو عزيز را وظيفه خود مي‌داند و علاوه بر پافشارى بر آزادى بى قيد و شرط و سريع اين دو دانشجو، بر حقوق بديهى اين دو عزيز يعنى حق ملاقات با خانواده ، حق ملاقات با وکلا و حق دفاع علنى تاکيد مينمايد و هشدار مي‌دهد.

                              Comment


                              • http://donyayema.org/album.php?a_id=1184
                                اخيرا ويدئوی ديگری از شاهکارهای سربازان ارتش آمريکا در عراق، در اينترنت ظاهر شده است که مو بر بدن انسان راست می کند. در اين ويدئو فردی که ظاهرا از سربازان تفنگدار نيروی دريايی آمريکاست (Marine) با گيتار خود در حال خواندن ترانه ايست با نام , hadji girl, که همان حاج خانم در فارسی است. در شعر اين ترانه داستانی نقل می شود و اين داستان ، داستان قتل عام خانواده دختری است که مثلا اين سرباز در يک نگاه عاشقش شده بود. در مواجهه با خانواده دختر، و در مقابل عکس العمل منفی و تند پدر دختر، اين سرباز می خواند که:" خواهر کوچک او را به عنوان سپر خود در جلويم گرفتم و آنوقت گلوله ها بودند که در فضا پرواز می کردند، خونی بود که از ميان چشمان دخترک به هر سوی پخش می شد و من ديوانه وار می خنديدم.....من آن فلان فلان شده ها را ( little f**kers )را به ابديت فرستادم.....آن فلان فلان شده ها بايد می دانستند که با Marines نمی تونند اين کارها را بکنند....."

                                اين سرباز نيروی دريايی آمريکا در مقابل عده ای تماشاگر اين هنرنمايی را انجام می دهد که البته اين حضار محترم در ويدئو نشان داده نمی شوند و تنها صدای خنده جمعيت می آيد که خواننده جنايتکار را در نقاط حساس داستان کشت و کشتارش تشويق می کنند و برايش هورا می کشند. گفته شده است که تا به حال 50000 نفر در اينترنت اين ويدئو را تماشا کرده اند و در اثر شکايت شورای مسلمانان آمريکا به پنتاگون و کنگره آمريکا، ظاهرا اين نهادها اعلام کرده اند، که اين يکی ديگر شاهکار سربازان خود را هم مورد تحقيق قرار خواهند داد.

                                مسئله تجاوز سربازان آمريکايی به زنان عراقی از ابتدای اين جنگ در گزارش های متعددی آمده است. سربازان آمريکايی علاوه بر کشتار انسانهای بيگناه، تجاوز به دختران عراقی را هم در برنامه کار خود دارند. اما از آنجا که برای زنانی که مورد تجاوز قرار می گيرند، يک قانون نهانی - قتل ناموسی - هم در جامعه موجود است، از اينرو اين زنان از ترس زبان به شکايت نمی گشايند. بر اساس عرف جامعه عراق، زن و يا دختری که مورد تجاوز قرار گيرد، برای حفظ شرف خانواده توسط اعضای مذکر خانواده به قتل می رسند.

                                Comment

                                Working...
                                X