در آستانه راى گيرى در مجلس در مورد پست وزارت وزيرى هامانه به عنوان وزير نفت، سايت "عارف نيوز" نزديك به خط مشى روزنامه كيهان كه عموما فسادهاى جناح رقيب شكست خورده در دوره رفسنجانى و خاتمى را افشا مى كند در يادداشتى مشروح با عنوان "آيا وزيرى هامانه صلاحيت لازم را برای وزارت نفت دارد؟ " به سوابق و پيشينه وزير جديد پيشنهادى پرداخت. بخشى از اين يادداشت به شرح زير است:
"آقاى وزيرى هامانه ظاهرا در جمع نمايندگان محترم مجلس شورای اسلامی مدعی شده که چون زير هيچ قرارداد نفتی را امضا نکرده مسئوليتی در قبال صدها ميليارد دلار خسارت غير قابل جبران به ذخائر نفتی در ميادينی نظير سروش و نوروز را ندارد!!
اينکه ايشان قصد عدم قبول مسئوليت خود در قراردادهای منعقد شده نفتی را دارند بمفهوم آنست که ايشان اينک متوجه ابعاد هولنالک اين قراردادها شده اند وگرنه بايد به همکاريهای گذشته خود افتخار می کردند نه آنکه آنها را انکار کنند.اما متاسفانه ادعای آقاى وزيرى هامانه نادرست بوده و ايشان نمی تواند از زير بار مسئوليت بگريزد زيرا:
1- در مسير انعقاد هر قراردادی ، سازمانهای متعددی نظير مديريتهای فني،اداری ، مالی و حقوقی فعاليت می کنند که همگی تصميم گيرنده و مسئول هستند.
2- طبيعی است که زير هر قرارداد را فقط يک نفر از طرف کل وزارت نفت امضا می کند. بديهی است که تنها آن يک نفر که قرارداد راامضا می کند به تنهائی مسئول همه عواقب آن قرارداد نيست و کليه سازمانهای تائيد کننده هم مسئول هستند.
3- بر اساس مقررات و عرف جاری معاونت امور بين الملل وزارت نفت مسئول امضای قرارداد است. لذا بايد از ايشان سوال کرد مگر آقای زنگنه بجای امور بين الملل از شما خواسته بود که قراردای را امضاء کنيد و شما زير بار نرفته ايد که ادعا می کنيد زير هيچ قراردادی را امضا نکرده ايد؟
4- کسانی که با مقررات و سازماندهی وزارت نفت آشنا هستند می دانند که همه اقدامات و پروژهها در وزارت نفت بلا استثنا نيازمند تاييد و تصويب دو مرجع اداری هستند که عبارتند از مديريت برنامه ريزی تلفيقی و هيئت مديره شرکت ملی نفت . لذا مدير برنامه ريزی تلفيقی و کليه اعضای هيئت مديره از نظر اجرائی/اداری/قانونی در قبال کليه پروژههای تصويب شده و از جمله کليه قرارداد های نفتی مسئوليت مستقيم قانونی دارند.
5- تاريخ انعقاد برخی قراردادهای دوران مسئوليت وی عبارتنداز :
همه نمايندگان محترم از ميلياردها دلار خسارت های وارد بر اين ميادين و عدم تحقق برنامه های توليدی اين ميادين آگاه هستند. در ميدان سيری هيچگاه توليد برنامه شده مححقق نشده و متاسفانه گازهای همراه هم سوزانده می شود. پيش بينی می شود تزريق آب در ميدان درود عامل توليد غير صيانتی و هرز روی ميلياردها دلار نفت گردد. توقف توليد و هرز روی ذخائر نفتی در ميادين سروش و نوروز طی هفته های اخير بحثهای فراوانی در کشور برانگيخت. کارشناسان نفتی کشور از سالها قبل نسبت به چنين شرايطی اعلام خطر کرده بودند! گويی هم اکنون مراجع قضايی در حال پيگيری موضوع هستند.
6- طبق مندرحات صفحه دوم برنامه ارائه شده آقاى وزير ى هامانه ، مسئوليتهای وی در اين دوره عبارتنداز:
1376- 1374: مدير برنامه ريزی تلفيقی و عضو هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1376: قائم مقام مدير عامل شركت ملى نفت( در اين مدت وزير نفت بجاى مدير عامل شركت ملى نفت عمل مى كردند لذا آقای هامانه عملا“ مسئول شركت ملى نفت بوده اند )
1379 –1376: ( با حفظ سمت ) عضو هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1377: ( با حفظ سمت ) جانشين رئيس هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1376: ( با حفظ سمت ) مدير امور ادارى
کليه قراردادهای بيع متقابل در جلسات هيئت مديره طرح و تصميم گيری و پس از تاييد برای امضا و اجرا ابلاغ می شود.ايشان طی اين 5 سال عضو دايم هيئت مديره و در مقاطعی رئيس آن بوده اند!! طی مدت فوق ايشان بدليل اين مسئوليتها همواره در عالى ترين سطوح تصميم گيرنده وزارت نفت و در بطن و جزييات همه قراردادهای نفتی امضا شده در آن دوره بوده و همانند بسياری ديگر از مديران نفتى مسئول خسارتها به منافع ملى ناشى از انعقاد آن قراردادها هستند. چگونه ايشان می تواند از آن قراردادها تبری جويد؟!!
7- در طول اين سالها کارشناسان نفتی کشور عليرغم تهديدها و امکان برخوردهای اداری درون وزارت نفت شجاعانه و با استفاده از کليه ابزارهای قانونی استدلالهای فنی خود را در مخالفت با اين سياستها بشکل علنی در مجامع ذيربط کشور مطرح کردند و هزينه اين مخالفتها را هم با برخوردهای اداری ديدند. در تمام اين مدت آقای وزيری نه تنها هيچ موضع گيری در مخالفت با آن عملکردها نداشتند بلکه همکار و مجری آن سياستها بوده اند!!
حال بايد يرسيد آيا ادعای مهندس وزيرى هامانه در مورد عدم مسئوليت وی در قراردادهای نفتی با اين حقايق مستند مطابقت دارد؟ اگر آقای وزيری هامانه بعنوان جانشين وزير نفت در هيئت مديره نفت در قبال ميلياردها دلار خسارت ناشی از قراردادهای نفتی مسئول نيست پس چه کسی مسئول است؟
در اين زمينه قضاوت و تصميم نهايی با نمايندگان مجلس شورای اسلامی است ولی به نظر ما آقای وزيرى هامانه هم مسئول ميلياردها دلار خسارت به مخازن نفتی در قراردادهای نفتی است.
دلايل عدم كفايت آقاى وزيرى هامانه برای وزارت نفت
1- عدم صلاحيت مديريتى
در طول سالهاى متمادى كه ايشان معاون وزير نفت در امور برنامه ريزى و يا رئيس برنامه ريزى تلفيقى وزارت نفت يا قائم مقام مدير عامل شركت ملى نفت بوده هيچگاه نتوانسته موضوعات پايه اى صنعت نفت را درك كرده و در اغلب برنامه ريزيها با شكست مواجه شده و صدمات سنگينى به كشور وارد كرده است كه به موارد مهم آنها اشاره مى شود :
ابتدا بايد توضيح داده شود كه كليه پروژه هاى عملياتى و توسعه اى در وزارت نفت پس از تاييد و تصويب برنامه ريزى تلفيقى و معاونت وزير در امور برنامه ريزى و هيئت مديره نفت قابل اجرا هستند. لذا ايشان بدليل مسئوليت خود ، نقش مستقيم و بلاواسطه اى در بسيارى از موارد ذيل داشته اند :
1-1 شكست در دستيابى به اهداف توليد برنامه اول توسعه ( 1372 – 1368 )
عليرغم هزينه هاى سنگين چندين ميليارد دلارى براى دستيابى به رقم توليدى 5/4 ميليون بشكه نفت خام در سال 1372 ، ميزان توليد حتى با احتساب صد ها هزار بشكه توليد غير صيانتى و نيز توليد ميعانات گازى به رقم 7/3 ميليون بشكه در روز هم نرسيد. اين برنامه با شكست مواجه گرديد و يكى از دلايل عدم توانايى كشور در بازپرداخت وامهاى خارجى و بحران اقتصادى كشور در سال 1372 همين مسئله عدم دستيابى به اهداف توليدى و درآمدهاى ارزى پيش بينى شده بوده است.
بايد توجه نمود كه در همان سالها اين مسئله با مخالفت و اعتراض كارشناسان متعهد نفت روبرو گرديد كه مورد بى توجهى كامل مسئولين وقت قرار گرفت و برنامه فوق الذكر عليرغـــم ضعف كارشنـاسى و عـــدم مطالعات لازم با دستــــور مسئولين عالى رتبه وزارت نفت و رقم سازى هاى كاذب وارد برنامه شد.
"آقاى وزيرى هامانه ظاهرا در جمع نمايندگان محترم مجلس شورای اسلامی مدعی شده که چون زير هيچ قرارداد نفتی را امضا نکرده مسئوليتی در قبال صدها ميليارد دلار خسارت غير قابل جبران به ذخائر نفتی در ميادينی نظير سروش و نوروز را ندارد!!
اينکه ايشان قصد عدم قبول مسئوليت خود در قراردادهای منعقد شده نفتی را دارند بمفهوم آنست که ايشان اينک متوجه ابعاد هولنالک اين قراردادها شده اند وگرنه بايد به همکاريهای گذشته خود افتخار می کردند نه آنکه آنها را انکار کنند.اما متاسفانه ادعای آقاى وزيرى هامانه نادرست بوده و ايشان نمی تواند از زير بار مسئوليت بگريزد زيرا:
1- در مسير انعقاد هر قراردادی ، سازمانهای متعددی نظير مديريتهای فني،اداری ، مالی و حقوقی فعاليت می کنند که همگی تصميم گيرنده و مسئول هستند.
2- طبيعی است که زير هر قرارداد را فقط يک نفر از طرف کل وزارت نفت امضا می کند. بديهی است که تنها آن يک نفر که قرارداد راامضا می کند به تنهائی مسئول همه عواقب آن قرارداد نيست و کليه سازمانهای تائيد کننده هم مسئول هستند.
3- بر اساس مقررات و عرف جاری معاونت امور بين الملل وزارت نفت مسئول امضای قرارداد است. لذا بايد از ايشان سوال کرد مگر آقای زنگنه بجای امور بين الملل از شما خواسته بود که قراردای را امضاء کنيد و شما زير بار نرفته ايد که ادعا می کنيد زير هيچ قراردادی را امضا نکرده ايد؟
4- کسانی که با مقررات و سازماندهی وزارت نفت آشنا هستند می دانند که همه اقدامات و پروژهها در وزارت نفت بلا استثنا نيازمند تاييد و تصويب دو مرجع اداری هستند که عبارتند از مديريت برنامه ريزی تلفيقی و هيئت مديره شرکت ملی نفت . لذا مدير برنامه ريزی تلفيقی و کليه اعضای هيئت مديره از نظر اجرائی/اداری/قانونی در قبال کليه پروژههای تصويب شده و از جمله کليه قرارداد های نفتی مسئوليت مستقيم قانونی دارند.
5- تاريخ انعقاد برخی قراردادهای دوران مسئوليت وی عبارتنداز :
همه نمايندگان محترم از ميلياردها دلار خسارت های وارد بر اين ميادين و عدم تحقق برنامه های توليدی اين ميادين آگاه هستند. در ميدان سيری هيچگاه توليد برنامه شده مححقق نشده و متاسفانه گازهای همراه هم سوزانده می شود. پيش بينی می شود تزريق آب در ميدان درود عامل توليد غير صيانتی و هرز روی ميلياردها دلار نفت گردد. توقف توليد و هرز روی ذخائر نفتی در ميادين سروش و نوروز طی هفته های اخير بحثهای فراوانی در کشور برانگيخت. کارشناسان نفتی کشور از سالها قبل نسبت به چنين شرايطی اعلام خطر کرده بودند! گويی هم اکنون مراجع قضايی در حال پيگيری موضوع هستند.
6- طبق مندرحات صفحه دوم برنامه ارائه شده آقاى وزير ى هامانه ، مسئوليتهای وی در اين دوره عبارتنداز:
1376- 1374: مدير برنامه ريزی تلفيقی و عضو هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1376: قائم مقام مدير عامل شركت ملى نفت( در اين مدت وزير نفت بجاى مدير عامل شركت ملى نفت عمل مى كردند لذا آقای هامانه عملا“ مسئول شركت ملى نفت بوده اند )
1379 –1376: ( با حفظ سمت ) عضو هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1377: ( با حفظ سمت ) جانشين رئيس هيئت مديره شركت ملى نفت
1379- 1376: ( با حفظ سمت ) مدير امور ادارى
کليه قراردادهای بيع متقابل در جلسات هيئت مديره طرح و تصميم گيری و پس از تاييد برای امضا و اجرا ابلاغ می شود.ايشان طی اين 5 سال عضو دايم هيئت مديره و در مقاطعی رئيس آن بوده اند!! طی مدت فوق ايشان بدليل اين مسئوليتها همواره در عالى ترين سطوح تصميم گيرنده وزارت نفت و در بطن و جزييات همه قراردادهای نفتی امضا شده در آن دوره بوده و همانند بسياری ديگر از مديران نفتى مسئول خسارتها به منافع ملى ناشى از انعقاد آن قراردادها هستند. چگونه ايشان می تواند از آن قراردادها تبری جويد؟!!
7- در طول اين سالها کارشناسان نفتی کشور عليرغم تهديدها و امکان برخوردهای اداری درون وزارت نفت شجاعانه و با استفاده از کليه ابزارهای قانونی استدلالهای فنی خود را در مخالفت با اين سياستها بشکل علنی در مجامع ذيربط کشور مطرح کردند و هزينه اين مخالفتها را هم با برخوردهای اداری ديدند. در تمام اين مدت آقای وزيری نه تنها هيچ موضع گيری در مخالفت با آن عملکردها نداشتند بلکه همکار و مجری آن سياستها بوده اند!!
حال بايد يرسيد آيا ادعای مهندس وزيرى هامانه در مورد عدم مسئوليت وی در قراردادهای نفتی با اين حقايق مستند مطابقت دارد؟ اگر آقای وزيری هامانه بعنوان جانشين وزير نفت در هيئت مديره نفت در قبال ميلياردها دلار خسارت ناشی از قراردادهای نفتی مسئول نيست پس چه کسی مسئول است؟
در اين زمينه قضاوت و تصميم نهايی با نمايندگان مجلس شورای اسلامی است ولی به نظر ما آقای وزيرى هامانه هم مسئول ميلياردها دلار خسارت به مخازن نفتی در قراردادهای نفتی است.
دلايل عدم كفايت آقاى وزيرى هامانه برای وزارت نفت
1- عدم صلاحيت مديريتى
در طول سالهاى متمادى كه ايشان معاون وزير نفت در امور برنامه ريزى و يا رئيس برنامه ريزى تلفيقى وزارت نفت يا قائم مقام مدير عامل شركت ملى نفت بوده هيچگاه نتوانسته موضوعات پايه اى صنعت نفت را درك كرده و در اغلب برنامه ريزيها با شكست مواجه شده و صدمات سنگينى به كشور وارد كرده است كه به موارد مهم آنها اشاره مى شود :
ابتدا بايد توضيح داده شود كه كليه پروژه هاى عملياتى و توسعه اى در وزارت نفت پس از تاييد و تصويب برنامه ريزى تلفيقى و معاونت وزير در امور برنامه ريزى و هيئت مديره نفت قابل اجرا هستند. لذا ايشان بدليل مسئوليت خود ، نقش مستقيم و بلاواسطه اى در بسيارى از موارد ذيل داشته اند :
1-1 شكست در دستيابى به اهداف توليد برنامه اول توسعه ( 1372 – 1368 )
عليرغم هزينه هاى سنگين چندين ميليارد دلارى براى دستيابى به رقم توليدى 5/4 ميليون بشكه نفت خام در سال 1372 ، ميزان توليد حتى با احتساب صد ها هزار بشكه توليد غير صيانتى و نيز توليد ميعانات گازى به رقم 7/3 ميليون بشكه در روز هم نرسيد. اين برنامه با شكست مواجه گرديد و يكى از دلايل عدم توانايى كشور در بازپرداخت وامهاى خارجى و بحران اقتصادى كشور در سال 1372 همين مسئله عدم دستيابى به اهداف توليدى و درآمدهاى ارزى پيش بينى شده بوده است.
بايد توجه نمود كه در همان سالها اين مسئله با مخالفت و اعتراض كارشناسان متعهد نفت روبرو گرديد كه مورد بى توجهى كامل مسئولين وقت قرار گرفت و برنامه فوق الذكر عليرغـــم ضعف كارشنـاسى و عـــدم مطالعات لازم با دستــــور مسئولين عالى رتبه وزارت نفت و رقم سازى هاى كاذب وارد برنامه شد.

Comment