Announcement

Collapse
No announcement yet.

Palestine and the Great Middle east

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • آغاز بحران فتح در حقيقت از زمان كناره گيري از قدرت و ايفاي نقش معارض فراتر مي رود. بحران فتح پيش از شكل گيري تشكيلات خودگردان و حتي پيش از توافقات اسلو بروز كرد. حتي بايد متذكر شد كه خود توافق اسلو ـ دست كم ـ بخشي از آن نتيجه بحران در فتح بود. در واقع فتح در اصل ايدئولوژي خود شاهد فراز و نشيب هايي بوده است كه ابتدا دنباله رو اخوان المسلمين سپس جنبش ناسيوناليست عرب بود.


    بازسازي جامعه سياسي فلسطين و آماده ساختن آن براي به دست گرفتن زمام امور در مناقشه سياسي با اسرائيل بدون تحليل دقيق و درست بحران داخلي اين جامعه آسان نخواهد. بهتر است كه در اين تحليل تا حد زيادي جنبه شفافيت را رعايت كنيم و با خود صادق باشيم.

    از آنجايي كه ما ملتي واحد و داراي قضيه واحدي هستيم صراحتاً بيان مي كنم كه به نظر من عامل اصلي اين بحران در داخل جنبش فتح بروز كرده است و گمان نمي كنم كه فلسطينيان بتوانند بدون حل بحران داخلي فتح جامعه سياسي سالم و درستي بنا كنند يا در تعامل با اسرائيل نوعي توازن برقرار سازند.

    بحران فتح

    بحران داخلي فتح كه در جامعه فلسطين خود را نشان داده است ـ و حتي آن را از هم گسسته است ـ پديده هاي زير را در پي دارد:

    پديده مخالفت با پذيرش وضع جديد در مقام يك گروه مخالف از سوي شماري از رهبران و اعضاي جنبش فتح و حتي اغلب رهبران و مسئولان ادارات و سياست گزاران امنيتي. چه بسا اين پديده از چشم كارشناسان و حتي عامه مردم به دور مانده باشد اما خود را در ابتدا با رد مشاركت در دولت وحدت ملي و سپس اعلام مخالفت با دولت حماس و نيز موضع گيري هايي كه تا درجه گوشمالي دولت حماس پيش رفت، خود نشان داد و اين در حاليست كه اين دولت از سوي آمريكا، كشورهاي اروپايي و بين المللي و حتي عربي تحت محاصره مالي و اقتصادي قرار دارد كه هدف از آن گرسنه نگاه داشتن ملت فلسطين و برهم زدن موازنه سياسي است به طوري كه به باور برخي كه معتقدند گروهي از رهبران فتح در توطئه آمريكا براي سقوط دولت حماس مشاركت مي كنند چرا كه اين دولت با دمكراسي و همكاري با دولت هاي عربي رابطه اي ندارد.
    مي خواهم بگويم كه جزو آن كساني هستم كه مشكلات مسئولان بلندپايه و مياني فتح را پس از پيروزي حماس در انتخابات پارلماني فلسطين درك و با آن همدردي مي كنم. فتح به مدت چهل سال امور سياسي فلسطين را به طور مداوم در دست داشت و با قضيه فلسطين پيش رفت تا جايي كه فتح همان ملت فلسطين شناخته مي شد. سپس ملت فلسطين فتح را از دولت كنار مي زند كه اين موجب گرديد فتح بيش از پيش شكست خود را در انتخابات و از دست دادن محبوبيت خود را در ميان مردم احساس كند و به بحران هويتي برسد كه در پي آن از سوي گروه هايي كه داراي مشروعيت مردمي و انقلابي هستند، كنار زده شود. اين پديده تا حدودي بحران انتقال دمكراتيك در كل جهان عرب را نيز بيان مي كند به طوري كه نخبه هاي سياسي كه هم اكنون بر سر قدرت هستند و سال هاست كه حكومت را حفظ كرده اند، برخي از آنها از نيروهاي ضربتي در جنبش هاي ملي بودند يا آنكه خود شاهد تولد استقلال كشور بودند يا پس از پايان استعمار به صورت مستقيم دولت را در دست گرفتند تا آنجا كه چنان در قدرت و حكومت ذوب شدند كه ديگر براي خود معنا و ماهيتي غير از قدرت و حكومت قائل نبودند و همين را مي توان علت مخالفت سرسختانه آنان با مطالبات اصلاح طلبانه دمكراتيك دانست.

    ـ اما آغاز بحران فتح در حقيقت از زمان كناره گيري از قدرت و ايفاي نقش معارض فراتر مي رود. بحران فتح پيش از شكل گيري تشكيلات خودگردان و حتي پيش از توافقات اسلو بروز كرد. حتي بايد متذكر شد كه خود توافق اسلو ـ دست كم ـ بخشي از آن نتيجه بحران در فتح بود. در واقع فتح در اصل ايدئولوژي خود شاهد فراز و نشيب هايي بوده است كه ابتدا دنباله رو اخوان المسلمين سپس جنبش ناسيوناليست عرب بود كه پس از شكست 1967 به ويژه در زمينه استراتژي حضور در خط مقدم براي آزاد كردن فلسطين و سپس ايدئولوژي ملي فلسطيني معتقد به عدم حضور بود. اگر با ايدئولوژي ناسيوناليسم همگون مي شد و گرايش ايدئولوژيك عملياتي پيدا مي كرد به طور حتم از اقتدار بالايي برخوردار مي شد، اما از آن جايي كه در اصل جنبشي نظامي است عملكرد بسيار بد اين جنبش در رويارويي با تهاجمات "اسرائيل" به لبنان در سال 1982، سپس محروم شدن از حضور در خط مقدم براي آزاد كردن جنوب لبنان به سبب وجود مشكلات داخلي و شكاف هاي سازماني و مالي و در آخر ناكارامدي كامل آن كه رهبرانش را مجبور به امضاي موافقت نامه اسلو به صورت سري در تونس كرد همه و همه موجب گرديد كه فتح وجهه انقلابي خود را تقريباً از دست بدهد و ايدئولوژي خود را حفظ كند و همانند سه دهه پيش از آن كه براي جوانان فلسطيني از ارزش بالايي برخوردار بود، خوب بدرخشد. با گذشت زمان فتح به كانون سياسي تبديل گشت كه اندك اندك به اضمحلال نزديك مي شد و اعضاي آن بر سرقدرت و امتيازات با هم در كشمكش بودند.

    ـ از زمان انتقال به سرزمين هاي اشغالي بحران داخلي فتح به سبب مشغله زياد و اهميت فراوان بيشتر شد و اگر چه اين بحران به دلايلي كه بر كسي پوشيده نيست ناديده گرفته شد كه آن روش متمايز رهبري ابوعمار بر فتح و جنبش ملي فلسطين بود. بدون اينكه بخواهيم جايگاه اين مرد را در تاريخ ملي فلسطين و عرب زير سئوال ببريم ، متذكر مي شويم كه وي به آساني از فساد براي اداره طيف وسيعي از سازمان ها و نهادها استفاده مي كرد و حتي آن را تا حد زيادي گسترش مي داد. سيطره وي بر اموال و مشاغل اين امكان را براي او به وجود آورده بود كه تمام تصميم گيري ها در فلسطين در اختيار او باشد، اما اين نيمي از مشكلات است بلكه نصف ديگر آن در اين خلاصه مي شد كه وي توانست بر سياست گزاري هاي فلسطين به صورت كاملاً آنارشيستي چيره شود و اين وضعيت موجب گرديد كه صلابت داخلي اعضاي فتح و حتي اعضاي سازمان آزادي بخش فلسطين نابود شود و فتح در تشكيل دولتي فعال و مقتدر پس از اسلو در سرزمين هاي اشغالي شكست بخورد. تشكيل چنين دولتي براي رهبري ملت فلسطين و تكميل پروژه ايجاد ملتي واحد كه هرگز در اوضاع فلسطين شكل نگرفت، حياتي بود. فساد و سوء مديريت (كه به طبع با ترجيح دادن روابط بر شايستگي و رد تفويض حكومت به ويژه امور مالي مرتبط است) ويراني بنيادين به بار آورد تا جايي كه تشكيلات خودگردان به حضيض اسفباري افتاد و اين سازمان پيش از آنكه عملكرد بد خود را به هنگام رويارويي با تجاوزات "اسرائيل" در سال 1982 به منصه ظهور برساند مزه تلخ شكست را چشيده بود. پرداخت مال به خاطر مبارزات نيز ناكارآمدي خود را در انتفاضه دوم به اثبات رسانده بود. صرف نظر از مشكلات اخلاقي اين روش توانمندي هاي مبارزاتي فتح را بين گروه هاي همطراز و مخالف و نيز وجهه نظامي آن را از بين برد. همچنين ويژگي نظامي گري آن را تعميق بخشيد و البته اين وضع هم كاملا آشفته بود و به همين سبب اين جنبش فاقد برنامه ريزي سياسي و اقتدار سازماني بود و همين امر سبب شد كه پس از انتفاضه و از دست رفتن اموال به آشفتگي امنيتي انجاميد.

    ـ طبيعي بود كه اين وضعيت پس از رحلت قهرمان و سمبل يگانه ملي كه خود او نيز در ايجاد اين وضعيت ناهنجار و فاقد هر گونه دلالت سياسي، فكري و ايدئولوژي سهيم بود، با بحران شديدي رو به رو گردد. بحران تشديد شد زيرا طبيعتاً نامزد جديد براي رهبري فتح مردي مشهور داراي موضع گيري كاملاً متفاوت با ابو عمار بود. ابو مازن سياست مداري واقعيت گرا و با تجربه بود، اما سياست گزار دفتري و سازماني بود و نه مردمي كه در بين توده سياسي حضور واقعي داشته باشد. متأسفانه وي نمي توانست اوضاع سياسي و سازماني نااميد كننده حاكم بر فلسطين را بدون داشتن مشخصه رهبريت مردمي و نفوذ مالي و سازماني صرفي كه شخص پيش از او دارا بود، رتق و فتق كند بلكه مجبور شد با آن وضعيت آشوب زده و عجيب چه در داخل فتح و چه در تشكيلات خودگردان خود را سازگار سازد.

    راه حل قرار گرفتن در جايگاه اپوزسيون

    طبيعي بود كه فتح محبوبيت مردمي خود را در انتخابات مجلس از دست بدهد. فتحي ها بدون درك اين حقيقت و همسويي با آن و نيز يافتن راه حل براي آن امكان آغاز گفت وگوي حقيقي درباره اين مشكل را به دست نمي آورند، اما آيا هنوز ممكن است كه بيماري لاعلاجي كه فتح دچار آن شده و موجب شكست اين جنبش در انتخابات گرديده است، درمان گردد؟ تلاش خواهيم كرد كه اين سئوال را در هفته آينده پاسخ بگوييم و همين براي ما كافي است كه بگوييم فتح كه اكنون به عنوان نيروي مخالف دولت فعاليت مي كند، فرصت بي نظيري براي تكميل اين درمان پيدا كرده است. ما مي خواهيم در اينجا موقتاً تأكيد كنيم كسي كه در جبران اشتباهاتش بعد از اين كه حكومت را از دست مي دهد شكست مي خورد و در موضع مخالف قرار مي گيرد، هرگز نخواهد توانست با ابزار قانوني به حكومت دست يابد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • هر چند كه تهديدات "اسرائيل" به شدت ادامه دارد، اما چنين پيداست كه اين تهديدات فقط يك جنگ رواني است كه كابينه المرت ناتوان از اجراي اين تهديدات و طرح هاي نظامي كه براي باز پس گيري نظامي اسير در دست مبارزان فلسطيني مطرح كرده، در پيش گرفته است.


      به نظر مي رسد فلسطينيان سلاحي بازدارنده در برابر " اسرائيل" به دست آورده اند و با توسعه اين سلاح و بهبود توانايي خود در استفاده از اين سلاح به موفقيت هايي رسيده اند. اين امر كمبودهايي را كه طرف فلسطيني در معادله توازن قوا در برابر دشمن خود داشت، اندكي به نفع فلسطينيان بهبود بخشيده است و روش هاي جديدي براي اداره جنگ ـ دست كم براي مدت كمي ـ در اختيار آنان قرار داده است. نظامي اسير "اسرائيلي" در دستان مقاومت فلسطين اين بازدارندگي است. هر چند كه تهديدهاي "اسرائيل" عليه نوار غزه روز به روز افزايش مي يابد، اما سطح وحشي گري اسرائيل از يك هفته پيش تاكنون كمتر شده و شمار كشته ها و مجروحان فلسطيني كاهش يافته است و اختلافات ميان جنبش هاي حماس و فتح نيز كنار رفته است.
      هر چند كه تهديدات "اسرائيل" به شدت ادامه دارد، اما چنين پيداست كه اين تهديدات فقط يك جنگ رواني است كه كابينه المرت ناتوان از اجراي اين تهديدات و طرح هاي نظامي كه براي باز پس گيري نظامي اسير در دست مبارزان فلسطيني مطرح كرده، در پيش گرفته است.
      تلاش هاي ديپلماتيك "اسرائيل" در نقاط مختلف جهان و ميانجي هايي كه در ابتدا از محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان و سپس از رئيس جمهور مصر و بعد از آن هم از سران روسيه و فنلاند و تركيه و ديگراني كه احتمالا مي توانستند نظر حماس را تغيير دهند، طلب كرده است، راه به جايي نبرده است. همه اين ها نشان دهنده اهميت موفقيت نيروي مقاومت فلسطين در به اسارت گرفتن گلعاد شاليت نظامي صهيونيست ـ و تاثير اين مسأله كه در صورت متفاوت بودن ظروف درگيري ميان دو طرف مي توانست در مدت زمان اندكي حل و فصل شود! ـ بود.

      با گذشت زمان مشخص شد كه كابينه اولمرت نمي تواند براي آزاد كردن نظامي صهيونيست نوار غزه را اشغال كند، زيرا در اين حالت اين نظامي را براي ابد از دست خواهد داد، كما اين كه نمي تواند از فشارهاي نظامي و سياسي گسترده اي كه براي آزادي اش به كار گرفته اس، بكاهد، زيرا در اين صورت به نظر خواهد رسيد كه شكست ديگري را متحمل شده است كه اين شكست بسيار بدتر و خفت بارتر از شكستي است كه در عمليات "كرم ابو سالم" در هفته گذشته متحمل شد.

      مسأله مهمي كه در اين ميان بايد به آن توجه داشت اين است كه براي كابينه اولمرت دشوار است كه تصميم بگيرد اين نظامي اسير شده، در ميدان جنگ به قتل رسيده و با اين تصور به نوار غزه و كرانه باختري حمله كند. نيز، حملات و تجاوزات به خارج از فلسطين نيز فايده اي در حل اين مشكل ندارد و احتمال آنكه "اسرائيل" در چنين وضعي گرفتار شود و فلسطينيان داخل و خارج ديگر تعهدي در قبال اوضاع نداشته باشند، بيشتر مي شود.

      تا اين لحظه و تا زماني كه نظامي "اسرائيلي" در اسارت باشد و "اسرائيل" در تعامل با اين قضيه جايگاه منطقه اي و بين المللي خود را لحاظ كند، به ويژه نوار غزه از حمايت نسبي برخوردار است.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • هر چند كه تهديدات "اسرائيل" به شدت ادامه دارد، اما چنين پيداست كه اين تهديدات فقط يك جنگ رواني است كه كابينه المرت ناتوان از اجراي اين تهديدات و طرح هاي نظامي كه براي باز پس گيري نظامي اسير در دست مبارزان فلسطيني مطرح كرده، در پيش گرفته است.


        به نظر مي رسد فلسطينيان سلاحي بازدارنده در برابر " اسرائيل" به دست آورده اند و با توسعه اين سلاح و بهبود توانايي خود در استفاده از اين سلاح به موفقيت هايي رسيده اند. اين امر كمبودهايي را كه طرف فلسطيني در معادله توازن قوا در برابر دشمن خود داشت، اندكي به نفع فلسطينيان بهبود بخشيده است و روش هاي جديدي براي اداره جنگ ـ دست كم براي مدت كمي ـ در اختيار آنان قرار داده است. نظامي اسير "اسرائيلي" در دستان مقاومت فلسطين اين بازدارندگي است. هر چند كه تهديدهاي "اسرائيل" عليه نوار غزه روز به روز افزايش مي يابد، اما سطح وحشي گري اسرائيل از يك هفته پيش تاكنون كمتر شده و شمار كشته ها و مجروحان فلسطيني كاهش يافته است و اختلافات ميان جنبش هاي حماس و فتح نيز كنار رفته است.
        هر چند كه تهديدات "اسرائيل" به شدت ادامه دارد، اما چنين پيداست كه اين تهديدات فقط يك جنگ رواني است كه كابينه المرت ناتوان از اجراي اين تهديدات و طرح هاي نظامي كه براي باز پس گيري نظامي اسير در دست مبارزان فلسطيني مطرح كرده، در پيش گرفته است.
        تلاش هاي ديپلماتيك "اسرائيل" در نقاط مختلف جهان و ميانجي هايي كه در ابتدا از محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان و سپس از رئيس جمهور مصر و بعد از آن هم از سران روسيه و فنلاند و تركيه و ديگراني كه احتمالا مي توانستند نظر حماس را تغيير دهند، طلب كرده است، راه به جايي نبرده است. همه اين ها نشان دهنده اهميت موفقيت نيروي مقاومت فلسطين در به اسارت گرفتن گلعاد شاليت نظامي صهيونيست ـ و تاثير اين مسأله كه در صورت متفاوت بودن ظروف درگيري ميان دو طرف مي توانست در مدت زمان اندكي حل و فصل شود! ـ بود.

        با گذشت زمان مشخص شد كه كابينه اولمرت نمي تواند براي آزاد كردن نظامي صهيونيست نوار غزه را اشغال كند، زيرا در اين حالت اين نظامي را براي ابد از دست خواهد داد، كما اين كه نمي تواند از فشارهاي نظامي و سياسي گسترده اي كه براي آزادي اش به كار گرفته اس، بكاهد، زيرا در اين صورت به نظر خواهد رسيد كه شكست ديگري را متحمل شده است كه اين شكست بسيار بدتر و خفت بارتر از شكستي است كه در عمليات "كرم ابو سالم" در هفته گذشته متحمل شد.

        مسأله مهمي كه در اين ميان بايد به آن توجه داشت اين است كه براي كابينه اولمرت دشوار است كه تصميم بگيرد اين نظامي اسير شده، در ميدان جنگ به قتل رسيده و با اين تصور به نوار غزه و كرانه باختري حمله كند. نيز، حملات و تجاوزات به خارج از فلسطين نيز فايده اي در حل اين مشكل ندارد و احتمال آنكه "اسرائيل" در چنين وضعي گرفتار شود و فلسطينيان داخل و خارج ديگر تعهدي در قبال اوضاع نداشته باشند، بيشتر مي شود.

        تا اين لحظه و تا زماني كه نظامي "اسرائيلي" در اسارت باشد و "اسرائيل" در تعامل با اين قضيه جايگاه منطقه اي و بين المللي خود را لحاظ كند، به ويژه نوار غزه از حمايت نسبي برخوردار است.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • نگاهي به نتايج عمليات "اوهام بر باد رفته"

          اين عمليات همچنين نشان داد كه تلاش باري اسقاط كابينه منتخب از طريق محاصره و متشنج كردن اوضاع داخلي و گسترش هرج و مرج به ثبات مورد نظر دشمنان ملت فلسطين نمي انجامد



          فلسطينيان در طول چند هفته گذشته مشغول تشييع و خاكسپاري پيكرهاي شهيداني بودند كه در حملات ددمنشانه و تجاوزات بي رحمانه اشغالگران صهيونيست عليه شهروندان بي دفاع فلسطين به ويژه كودكان به خاك و خون كشيده شدند. شمار شهيدان تنها در يك هفته گذشته به 11 نفر بالغ شد تا اين شهيدان نيز به كاروان شهيدان كودكي بپيوندند كه شمارشان ( از ابتداي انتفاضه الاقصي در ماه سپتامبر 2000 ميلادي ) از 950 نفر فراتر رفته است.

          اين ارقام خود گواهي است كه نشان مي دهد اشغالگران صهيونيست در محاسبات خود توجهي به هدف قرار دادن غير نظاميان و شهروندان بي دفاع نداشته است. چرا چنين كند و حال آنكه آمريكايي كه امروز زمام امور جهان را به دست گرفته و "ناظر" حقوق بشر است خود يك دولت اشغالگر است. علاوه بر آن رهبري محاصره و گرسنه نگه داشتن ملت فلسطين را براي مجازات اين ملت به سبب استفاده از حق دمكراتيكش، در دست دارد و جهان غرب و بخشي از جهان عرب نيز اين دولت را در اين كار همراهي مي كند.

          در برابر اين كمك هاي مستمر و فراوان، "اسرائيل" مانعي نمي بيند كه ميان آن دسته از فلسطينياني كه سلاح در دست دارند و گروه ديگري از آنان كه شيشه شير را به دست گرفته اند تفاوت نگذارد، زيرا در نگاه "اسرائيل" همه فلسطينيان مستحق قتل و نابودي اند.

          در حالي كه عمليات ددمنشانه و ويرانگر اشغالگران صهيونيست عليه فلسطينيان ادامه داشت، مجاهدان فلسطيني عمليات فدايي "اوهام بر باد رفته" را در يك پايگاه نظامي ارتش اشغالگر رژيم صهيونيستي در منطقه اي در جنوب شهر رفح در نوار غزه به اجرا گذاشتند كه ـ به اعتراف دشمن صهيونيستي ـ سه نظامي صهيونيست در آن به هلاكت رسيدند و يك تن به اسارت مجاهدان فلسطيني درآمد و چهار نظامي ديگر زخمي شدند. در اين عمليات همچنين دو مجاهد فلسطيني حاضر در عمليات نيز به شهادت رسيدند. اين عمليات ضربه مهلكي بر پيكر دشمن صهيونيستي فرود آورد و منطقه را از بي هوشي بيرون آورد.

          اين عمليات بار ديگر سير تحولات را به مسير صحيح خود بازگرداند، مسيري كه برخي تلاش مي كردند كه آن را به فراموشي بسپارند يا ناديده انگارند. اكنون همه به ياد آورده اند كه يك جنگ خونين ميان يك اشغالگر و يك ملت تحت اشغال و ميان تروريسم صهيونيستي و ميان ملتي بي دفاع در جريان است.

          با دقت نظر در عمليات فدايي روز يكشنبه گذشته و به هنگام تحليل اين عمليات و واكنش ها و پيامدهاي آن مي توانيم بگوييم كه اين عمليات بي نظير پيام هايي داشته و نتايج مهمي در پي داشته است كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

          - بازگشت تعادل از دست رفته به مقاومت در مقابله با تجاوزات "اسرائيل". اسرائيل به اين خيال كه جنبش مقاومت اسلامي حماس ـ كه وزنه اصلي مقاومت فلسطين است ـ به سبب حضور در حكومت همچنان در خارج از دايره مقاومت باقي مي ماند و به همين سبب اين رژيم مي تواند به جنايت ها و تجاوزات خود عليه فلسطينيان ادامه دهد. سران رژيم اشغالگر قدس همچنين گمان مي كردند كه حماس براي قانع كردن جهانيان به لزوم ادامه يافتن كمك ها به ملت فلسطين، خواهان ادامه آتش بس است، اما عمليات روز يكشنبه گذشته نشان داد كه جنبش حماس از مقاومت براي دفاع از ملت فلسطين همزمان با آنكه به مسئوليت خود در دولت و مؤسسات ملي عمل مي كند، دست نكشيده است و اين اقدام تاكيدي بر روش دولت مقاومت است.

          - اين عمليات شهادت طلبانه همچنين نشان داد كه ملت فلسطين در برابر محاصره و آثار آن تسليم نشده است و حاضر نيست هيچ نوع باج سياسي بپردازد، زيرا توان مقاومت و پايداري را دارد و هيچ گاه اراده اش شكست نخورده است. اين پيام خارجي و داخلي عمليات فدايي روز يكشنبه گذشته است، زيرا فلسطينيان مي خواستند به جهانيان بگويند كه خون شهروندان فلسطيني بي ارزش و رايگان نيست (كه هر كس بخواهد آن را بريزد) و در صورت ادامه سياست محاصره و كشتار و تخريب عليه فلسطينيان همه منطقه بي ثبات خواهد شد و جهان به رهبري آمريكا كه امنيت اشغالگران صهيونيست را بسيار مهم مي داند بايد دريابد كه لازم است مواضع خود را در قبال محاصره و تروريسم صهيونيستي عليه فلسطينيان بي گناه تغيير دهد. در سطح داخلي نيز اين عمليات پيامي براي رئيس تشكيلات خودگردان و برخي از منتسبين به جنبش فتح كه در محاصره دولت منتخب فلسطين مشاركت دارند و تلاش مي كنند كه اين دولت را ساقط كنند، در بر داشت.

          كسي كه امور حوادث و نشست هاي مذاكرات ميان گروه هاي فلسطيني را پيگيري كرده باشد درمي يابد كه رئيس تشكيلات خودگردان از فضاي محاصره و بحران امنيت داخلي و آشوب هاي داخلي براي زير فشار گذاشتن جنبش حماس جهت به رسميت شناختن اشغالگران از راه پذيرش مطلق مصوبات بين المللي و عربي بهره برداري كرده است و در مقابل وعده پايان دادن به محاصره را مطرح كرده است تا سرنوشت و حقوق ملت فلسطين را به بازي بگيرد. عمليات فدايي مجاهدان فلسطيني در نزديكي رفح اين پيام را به همراه داشت كه جنبش حماس به هيچ وجه در برابر باج خواهي ها تسليم نمي شود و حاضر نيست به رغم تحمل محاصره و فشار بر سر حقوق ملت فلسطين سازش كند و اين جنبش به هيچ وجه از مقاومت در دفاع از ملت فلسطين كناره گيري نمي كند و دست از مقاومت بر نمي دارد و انتقام خون كودكان و رهبران شهيد فلسطيني امثال جمال ابو سمهدانه فرمانده كميته هاي مقاومت مردمي را خواهد گرفت كه اشغالگران او را در حالي كه به عنوان بازرس كل وزارت كشور فلسطين منصوب شده بود، ترور كردند.

          - مفقود شدن يك نظامي صهيونيست در اثناي عمليات فدايي كه احتمال اسارت وي از سوي گروه هاي مبارز مي رود، مي تواند احياگر قضيه اسيران فلسطيني در بند زندان هاي اشغالگران صهيونيست باشد. اين قضيه مدت ها بود كه از ذهن ها فراموش شده بود و فلسطينيان از امكان آزادي آنان تا حدودي مأيوس شده بودند. اگر اين نظامي به اسارت گرفته شده باشد، مي توان گفت كه احتمال استفاده از وي در مذاكرات براي آزادي اسيران از زندان هاي صهيونيستي وجود دارد به ويژه كه مجاهدان از چشم سازمان هاي امنيتي فلسطيني كه براي تحقق منافع خاص خود تلاش مي كنند از انجام مذاكره براي تبادل اسيران جلوگيري كنند، پنهان شده اند. بايد به ياد داشته باشيم كه اين سازمان ها قصد دارند با جلوگيري از انجام تبادل اسيران، اشغالگران را از خود خشنود سازند تا زمينه بازسازي روند سازش ـ كه گزينه راهبردي حاميان توافقات اسلو است ـ فراهم شود. از ديگر سو، عمليات اسارت يك نظامي صهيونيست پيام ديگري براي محمود عباس در بر دارد و آن اينكه، اسيران نيازمند كساني هستند كه براي آزادي آنان تمام تلاش خود را بكار گيرند و نه آنكه از قضيه اسيران سوء استفاده شود و سند آنان به عنوان سند وفاق ملي انتخاب شود تا مقاصد و طرح هاي سياسي كه سيزه سال گذشته شكست و نادرستي آنها را ثابت كرده است، برآورده شود.

          - اين عمليات در چارچوب و راستاي واكنش طبيعي به جنايت ها و كشتارهاي اشغالگران به ويژه قتل عام يك خانواده بي گناه فلسطيني در سواحل بيت لاهيا بود. در اين جنايت وحشيانه از اعضاي يك خانواده هشت نفره فقط يك دختر بچه كوچك زنده ماند تا شاهدي بر اين جنايت وحشيانه باشد. اين عمليات فدايي به اجرا درآمد تا اشك چشمان مادران و كودكاني كه نزديك ترين بستگان و خويشاوندان خود را در جنايت هاي وحشيانه و ددمنشانه اشغالگران صهيونيست از دست داده اند، پاك شود و انتقام بيوه زنان و مجروحان غير نظامي كه روزهاي زيادي را بي يار و ياور مانده اند از اشغالگران غاصب صهيونيست گرفته شود. اين عمليات همچنين تاكيدي بود بر اينكه ملت فلسطين نه يتيم است و نه ذليل و تا زماني كه خوني در رگ فرزندان و مجاهدانش باقي مانده است، جنايت هاي اشغالگران را بي پاسخ نمي گذارد. اين عمليات همچنين روحيه ملت فلسطين را كه بسياري از حكومت هاي عربي در وقت سختي و مشكلات از اين ملت دست كشيده اند و دوري مي كنند، افزايش داد.

          - اين عمليات همچنين نشان داد كه تلاش باري اسقاط كابينه منتخب از طريق محاصره و متشنج كردن اوضاع داخلي و گسترش هرج و مرج به ثبات مورد نظر دشمنان ملت فلسطين نمي انجامد، زيرا اين ملت همچنان گزينه مقاومت را در اختيار دارد و وسايل اعلام مخالفت با اشغال سرزمين شان نيز موجود است هر چند كه اين وسايل از زير زمين بيرون آيد. اين امر به ويژه پس از آشكار شدن همه ترفندهاي آمريكا و دروغ هاي اين دولت براي ايجاد اصلاحات دمكراتيك در منطقه جهت ايجاد صلح و ثبات در آن، بسيار حائز اهميت است.

          در پايان بايد يادآوري كنيم كه اشغالگران مسئول همه حوادث و تشنج در منطقه هستند، زيرا همچنان به قتل و كشتار و جنايت و تخريب عليه ملتي ادامه مي دهند كه براي دستيابي به استقلال و آزادي تلاش مي كند. جهان بايد در محاسبات خود بازنگري كند، زيرا تا زماني كه مشكلات ملت فلسطين ادامه داشته باشد، منطقه روي آرامش به خود نخواهد ديد و صلح و ثبات در اين منطقه برقرار نخواهد شد، مگر آنكه فلسطينيان حقوق خود را باز پس بگيرند و دولت مستقل خود را پايه گذاري كنند. عمليات "كرم ابو سالم" در شرق رفح فقط يك پيام بود براي آناني كه در دريافت آن توانا باشند.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • طيف گسترده واكنش‌ها از سوي جامعه جهاني عليه جنايات اخير رژيم صهيونيستي تحت عنوان "باران‌هاي تابستاني" در سرزمين‌هاي اشغالي متاسفانه هنوز نتوانسته است اين رژيم را وادار به توقف اقدامات ددمنشانه خود كند.

              در اين اعتراض‌ها كه اغلب از سوي مردم يا سازمان‌هاي غير دولتي كشورهاي جهان صورت گرفته، يورش‌هاي مستمر نظاميان اسرائيلي به مناظق فلسطيني و كشتار زنان و كودكان بي‌گناه به شدت محكوم شده‌است، اما اخبار و گزارش‌هاي ارسالي از اين مناطق حاكي از آن است كه اين فاجعه انساني همچنان ادامه دارد و و هر روز وخيم‌تر مي‌شود.

              حملات اخير به حاشيه جنوبي نوار غزه كه از روز ‪ ۴‬تيرماه سال جاري آغاز شد و در واقع اولين يورش ارتش اسراييل به غزه پس از عقب نشيني اين رژيم در ماه سپتامبر سال گذشته ميلادي محسوب مي‌شود، به بهانه به اسارت گرفته شدن يك نظامي اسرائيلي به نام "گلعاد شاليت" بود و توقف آن مشروط به آزادي وي شده است.

              طي عميلاتي كه پيشتر از سوي گروه‌هاي مبارز فلسطيني انجام شده بود، ‪۴‬ نفر از نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي كشته، ‪ ۶‬نفر زخمي و يك نفر به اسارت گرفته شده بود.

              گردان‌هاي "عزالدين قسام" شاخه نظامي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين "حماس"، گردان‌هاي "الناصر صلاح‌الدين " وابسته به كميته‌هاي مقاومت مردمي فلسطين و "ارتش اسلامي" كه براي اولين بار در سرزمين اشغال شده از آن نام برده مي‌شود، با بيانيه مشتركي مسووليت اين عمليات شهادت‌طلبانه را برعهده گرفتند.

              گروههاي فلسطيني گفته‌اند اين عمليات در پاسخ به اقدامات جنايت‌كارانه و تروريستي رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين كه بتازگي به شهادت شماري كودك فلسطيني منجر شد، صورت گرفت.

              گروه‌هاي فلسطيني آزادي‌سازي نظامي اسرائيلي را به آزادي هزار فلسطيني بويژه زنان و كودكان در بند زندان‌هاي رژيم صهيونيستي مشروط كردند.

              اما در مقابل صهيونيست‌ها، مانند هميشه از اين موضوع دستاويزي براي خود تراشيده و به كشتار فلسطينيان بي‌دفاع و نابودي زيرساخت‌هاي اقتصادي و صنعتي آنان پرداخته است.

              نظاميان رژيم اشغالگر قدس، در يورش به غزه، تمامي قوانين بين‌المللي را زير پا نهاده، بيش از ‪ ۶۰‬نفر از نمايندگان مجلس قانونگذاري و مقامات دولت منتخب حماس از جمله ‪ ۹‬وزير را به اسارت گرفتند.


              *** اهداف شوم پشت پرده
              "ايهود اولمرت " نخست وزير رژيم صهيونيستي به صراحت در جريان انتخابات گذشته اسرائيل اعلام كرد كه يكي از برنامه‌هاي وي در صورت پيروزي، مبارزه جدي با تشكيلات حماس خواهد بود.

              بنابراين هدف اول دولت اولمرت در پس اين حملات، وارد كردن ضربه به تشكيلات حماس با تمركز بر سياست "حذف و محو" نيروهاي وابسته به جنبش مقاومت فلسطين است.

              "اسماعيل هنيه" نخست وزير حكومت خودگردان، حملات ددمنشانه‌ي اسراييل به غزه كه ‪ ۱/۶‬ميليون فلسطيني را در خود جاي داده، يك جنگ فرسايشي ناميده است .

              از سوي ديگر به گزارش روز ‪ ۱۳‬تير پايگاه‌اينترنتي "اسلام‌آن‌لاين"، عليرغم وحشيانه بودن اقدامات تجاوزكارانه‌اسراييل، اين رژيم درچارچوب عمليات موسوم به"بارانهاي تابستان" سياست "ويرانگري تدريجي" را درمورد غزه اتخاذكرده‌است.

              به گزارش رسانه‌ها، اسراييل از احتمال باقي ماندن در باريكه غزه تا هفته‌ها وچه بسا ماه‌ها سخن مي‌گويد وهمين امر از اهداف واقعي اين رژيم مبني بر ويران كردن كامل تاسيسات زيربنايي ، حكايت مي‌كند.

              "اشرف عجرمي"نويسنده‌وتحليلگرسياسي فلسطين در اين‌باره گفت : اسراييل مايل‌است خط مشي خود را به تدريج وطي چند مرحله ادامه‌دهد تا با محكوميت و واكنش‌هاي منفي ازسوي جامعه بين‌الملل مواجه نشود.

              عجرمي تصريح كرد: اسراييل با سوء‌استفاده از موضوع سرباز اسير مي‌خواهد به اهداف خود مبني بر ازبين بردن تاسيسات زيربنايي وتشكيلات خودگردان تحقق بخشد ،از اينرو به شكل روزمره و مرحله‌اي اين كار راانجام مي‌دهد تا افكار عمومي جهان را حساس نكند.

              وي هشدار داد: اين ويرانگري تدريجي،عواقب وخيمي به دنبال دارد و ما را با نابودي زيرساخت ها، مواجه مي‌كند.

              به هر حال اكنون كه ‪ ۱۵‬روز از هجوم گسترده زميني، دريايي و هوايي نظاميان رژيم نژادپرست صهيونيستي به نوار غزه، كشتار مردم، آدم‌ربايي و ترور فلسطيني‌ها مي‌گذرد، گويي وجدان‌هاي انساني هنوز از خواب برنخاسته و جهان در برابر اين نسل كشي و تروريسم دولتي در بهت و سكوت فرورفته است.

              بديهي است كه در چنين شرايطي و با سكوت مشكوك و بي‌توجهي سازمان‌هاي بين‌المللي و كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي غربي و حتي كشورهاي عربي در قبال تضييع حقوق طبيعي و مسلم مردم مظلوم فلسطين، اولمرت بر تداوم اين حملات تاكيد كند.


              *** موضع نرم و غيركارآمد سازمان‌ها و مراجع بين‌المللي حقوقي "كوفي عنان" دبير كل سازمان ملل در بيانيه‌اي فقط خواستار دسترسي امدادگران اين سازمان به نوار غزه براي ارايه كمك‌هاي انساني شد.

              در بيانيه عنان بدون اشاره به واقعيت‌هاي مرگبار روزانه غزه و لزوم پايان هجوم نظامي صهيونيست‌ها به اين منطقه، آمده است: راه ارسال مواد غذايي و ديگر كمك‌هاي اساسي بايد با اطمينان گشوده شود و موانع ارسال اين كمك‌ها نيز بايد برداشته شود.

              كاملا واضح است كه اين موضع خنثي سازمان ملل با مسئوليت ايجاد و حفظ صلح و امنيت و مقابله با اشغالگري مغايرت دارد.

              در اين ميان روز ‪ ۱۶‬تير يعني پس از گذشت ‪ ۱۲‬روز از شروع جنايات رژيم صهيونيستي، شوراي حقوق بشر نيز كه ارگان تازه تاسيس سازمان ملل است، حملات رژيم صهيونيستي را ناقض اساسي‌ترين مباني قوانين انساني و حقوق بشري توصيف توصيف كرد.

              همچنين سازمان "عفو بين‌الملل" كه مركز آن در لندن است، حملات نظاميان رژيم صهيونيستي عليه مردم غيرنظامي فلسطين در غزه را جنايات جنگي خواند.

              اما هيچكدام از اين مراجع حكمي لازم‌الاجرا و قطعي براي ممانعت از ادامه جنايات جنگي توصيف شده صادر نكردند.


              *** موضع محافظه‌كارانه كشورهاي عربي
              "محمد ناجي عطري" نخست وزير سوريه در ‪ ۸‬تير گفت: ضعف اعراب و عدم همبستگي آنان، به اسراييل جرات تجاوز به حريم ديگران را داده است .

              "عباس زكي" نماينده سازمان آزاديبخش فلسطين "ساف" در لبنان در ‪ ۱۲‬تير از سكوت جوامع و دولت‌هاي عربي در قبال تجاوزهاي اسراييل و رخدادهاي فلسطين به شدت انتقاد كرد.

              وي روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار "ايرنا" افزود: نظام‌هاي سياسي جهان عرب به‌دليل مناسبات خوبي كه با آمريكا دارند، در قبال رخدادهاي فلسطين در حال انفعال بسر مي‌برند و واشنگتن نيز تنها در انديشه حفظ امنيت اسراييل در خاورميانه است.

              خبرگزاري ملي فلسطين "وفا" در ‪ ۱۴‬تير گزارش داد: "محمد زيدان" رييس هيات وفاق ملي اعراب اسراييل، شيخ "عكرمه صبري" مفتي پيشين قدس، "عطاالله حنا" اسقف مسيحي و شيخ "رائد صلاح" رهبر جنبش اسلامي همچنين از سران كشورهاي عربي خواستند در چنين شرايط دشواري به كمك ملت فلسطين بشتابند.

              "علي فيصل" مسوول جبهه دمكراتيك براي آزادي فلسطين در لبنان در ‪۱۶‬ تير از موضع ضعيف كشورهاي عربي در قبال رژيم صهيونيستي و حمايت نكردن از مردم فلسطين در برابر تجاوزهاي اين رژيم بشدت انتقاد كرد.

              وي گفت: هزاران اسير فلسطيني در زندان‌هاي اسراييل هستند و حتي مي‌توان گفت همه مردم فلسطين در غزه و ساير مناطق در اسارت به‌سر مي‌برند، اما دولت‌هاي عربي به گروههاي فلسطيني فشار مي‌آورند كه اسير اسراييلي را آزاد كند.

              فيصل گفت: هدف رژيم اشغالگر قدس از اين عمليات، اجراي طرح يك جانبه و توسعه‌طلبانه "ايهود اولمرت" نخست وزير اين رژيم است و مقام‌هاي سياسي و نظامي تل‌اويو مي‌كوشند در برابر تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس و بازگشت پناهندگان به ميهن مانع ايجاد كنند.

              مسوول جبهه دمكراتيك براي آزادي فلسطين در لبنان خاطر نشان كرد: رژيم صهيونيستي از مدت‌هاي طولاني، براي شكستن اراده و مقاومت ملت فلسطين تلاش مي‌كند و از اين رو وزيران و نمايندگان مجلس عضو حماس را بازداشت كرد.

              فيصل با انتقاد از آمريكا و اتحاديه اروپا، اظهار داشت: كشورهاي غربي در برابر تجاوز اسراييل و بازداشت مقام‌هاي رسمي فلسطين، سكوت كرده‌اند.

              وي از جامعه جهاني خواست با پشتيباني از مردم فلسطين، آنان را از طرح-هاي اسراييلي - آمريكايي و محاصره سياسي و اقتصادي نجات دهند.

              "شعبان عبود" كارشناس سياسي نيز در اين‌باره اظهار داشت: در واقع اسراييل، اسارت "شاليت" به دست رزمندگان مقاومت را دستاويزي براي سركوب، كشتار و نابودي تمامي زير ساخت‌هاي حياتي مناطق فلسطيني قرار داده است.

              شعبان عبود در اين مورد گفت: به نظر مي‌رسد، حاصل رايزني‌هاي قاهره و رياض، اين بود كه در برابر كمك‌هاي مالي به دولت فلسطين كه در تنگناي اقتصادي شديدي به سر مي‌برد، مي‌توان آزادي سرباز اسراييلي را خريد، بدون آن كه فلسطينيان بر آزادي اسيران خود اصرار ورزند.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • كشورهاي غربي تاكنون پيرو حمايت‌هاي همه‌جانبه و روبه تزايد آمريكا از رژيم جعلي اسرائيل و اقدامات غيرانساني آن و هراس داشتن از برخي تهديدها از هرگونه برخورد قاطع و مثمرثمر پرهيز كرده‌اند و تنها به ابراز نگراني و دعوت طرفين به آرامش و خويشتن‌داري اكتفا كرده‌اند.

                به طوري كه آمريكا و سه عضو دائمي شوراي امنيت با پيش نويس قطعنامه‌اي كه حمله همه جانبه رژيم نژادپرست اسرائيل به فلسطيني‌ها را محكوم مي‌كند، مخالفت كردند.

                "جان بولتون" سفير آمريكا در سازمان ملل - كه اسرائيل نيز همزمان مدعي است، وي ديپلمات آن رژيم در اين سازمان است- بلافاصله اين قطعنامه را رد كرد.

                اين مخالفت مي‌تواند حاكي از آن باشد كه آمريكا ممكن است اين قطعنامه را همانند دهها قطعنامه ديگر مرتبط با اسرائيل ، وتو كند.

                "ادوارد گونزالس" وزير دادگستري آمريكا ‪ ۷‬تير در قدس اشغال شده بار ديگر بر ضرورت پشتيباني كشورش از رژيم صهيونيستي تاكيد كرد.

                وي پس از ديدار با "حييم رامون" وزير دادگستري رژيم صهيونيستي در قدس گفت: آمريكا در كنار اسراييل خواهد ماند.

                گونزالس ابراز اميدواري كرد كه مشكل " گلعاد شليت " نظامي ربوده شده اسراييلي در جنوب غزه در نزديك‌ترين زمان ممكن حل و او آزاد شود.

                رامون همچنين سوريه را به دست داشتن در رخدادهاي فلسطين متهم و خاطرنشان كرد : آمريكا و جامعه جهاني نبايد در برابر رفتار سوريه در پناه دادن به گروه‌هاي مسلح فلسطيني بي‌تفاوت باشند.

                به گزارش خبرگزاري فرانسه از مسكو در ‪ ۸‬تير، وزيران امور خارجه كشورهاي عضو گروه هشت در پايان نشست خود در بيانيه‌اي اعلام كردند: ما اسرائيل را به خويشتنداري در بحران فعلي فرامي‌خوانيم.

                اين بيانيه مي‌افزايد: بازداشت اعضاي دولت و مجلس قانونگذاري فلسطين نگراني ويژه‌اي را ايجاد كرده است.

                درهمين حال، گروه هشت مقامات فلسطين را به اتخاذ يك تدبير سريع براي آزادي سرباز اسرائيلي فراخواند.

                بيانيه افزود: ما گروه‌هاي افراطي مسئول اين فعاليت‌ها و تمامي فعاليت هايي كه چشم‌انداز صلح را به خطر بياندازد، محكوم مي‌كنيم.

                در همين حال، "كاندوليزا رايس" وزير خارجه آمريكا از اسرائيلي‌ها و فلسطينيان خواست براي برقراري آرامش در منطقه مسئولانه عمل كنند.

                رايس در پايان ديدار با وزيران خارجه گروه هشت در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بسيار مهم است كه هر يك از طرفين براي رسيدن به صلح به طور مسئولانه اقدام نمايند.

                "جان بولتون" سفير آمريكا در سازم‌ان ملل در ‪ ۱۰‬تير در جمع خبرنگاران در مقر سازمان ملل در نيويورك، تصويب هرگونه قطعنامه عليه رژيم صهيونيستي در شوراي امنيت را رد كرد.

                بولتون كه اسرائيل از او بطور رسمي به عنوان ششمين ديپلمات خود در اين سازمان نام برده ، گفت: "در اين مرحله حتي پيش نويس يك قطعنامه هم آماده نشده است و تصويب هرگونه قطعنامه (عليه اسرائيل) غيرمنطقي است".

                سفير آمريكا- و ششمين ديپلمات اسرائيل - در سازمان ملل افزود: قطر به عنوان يكي از اعضاي شوراي امنيت تقاضاي نشست شوراي امنيت كرده و به همين دليل اين نشست نيز برگزار شد!
                وي جنايت رژيم صهيونيستي در حق مردم بي‌گناه فلسطين را دفاع از خود تلقي كرد و گفت از نظر اخلاقي بين كارهايي كه فلسطيني‌ها مي‌كنند و مردم بي گناه را مي‌كشند و دفاع از خود كه در كنار آن برخي بي‌گناه هم كشته مي‌شوند، تفاوت عمده است.

                سفير آمريكا و ششمين ديپلمات اسرائيل در سازمان ملل، كاملا اعمال نظامي رژيم صهيونيستي را تاييد كرد و گفت كه شوراي امنيت كاري نمي‌تواند انجام دهد.

                بولتون گفت: وقتي كه شوراي امنيت سازمان ملل به مساله‌اي رسيدگي مي‌كند، بر اساس قسم بقراط كه مي‌گويد صدمه نزنيد بايد عمل كند!
                وي افزود: صدور هر قطعنامه‌اي مرتبط با اين موضوع در شوراي امنيت كار معقولي نيست.

                " حافظ حشمت " يكي از رهبران ارشد حزب جماعت اسلامي ايالت سرحد پاكستان در ‪ ۱۰‬تير در بيانيه‌اي اعلام كرد: آمريكا خواهان سلطه رژيم اسراييل بر جهان اسلام است.

                وي در اين بيانيه افزود: اقدامات و حمايتهاي آمريكا از اسراييل بر ضد دولت حماس و مردم مسلمان فلسطين، كوتاه نظري سردمداران واشنگتن را ثابت مي‌كند.

                اين رهبر جماعت اسلامي پاكستان، تصويب لايحه مخالفت با دولت حماس در مجلس سناي آمريكا را عكس‌العمل به انتخاب مردمي دانست كه براي سرنوشت و كشور خود تصميم گرفته‌اند.

                اين بيانيه مي‌افزايد: رفتارهاي آمريكا منافقانه و خصمانه مي‌باشد و واضح است كه واشنگتن براي جمهوريت،آزادي و انتخاب مردم هيچ احترامي قايل نيست.

                وي تصريح كرد، بايد عليه جنايات اسراييل وآمريكا با مردم مسلمان فلسطين متحد شد و به آنان كمك كرد.

                منابع امنيتي رژيم صهيونيستي ‪ ۱۱‬تير فاش كردند كه اولمرت با حمايت و موافقت آمريكا زمان آغاز عمليات گسترده در شمال غزه را مشخص كرده و به رييس "موساد" دستور داده است تا فرماندهان و مقام‌هاي جنبش حماس در خارج بويژه در لبنان و سوريه ترور شوند.

                "سامي ابوزهري" سخنگوي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين "حماس" نيز در غزه، اظهارات رييس جمهوري آمريكا مبني بر اينكه حماس مسوول بحران كنوني در غزه است و آزاد شدن نظامي اسراييلي كليد حل بحران است را غيرمسوولانه خواند.


                ** واكنش‌هاي مردمي
                صدها نفر از مردم هند ‪ ۱۳‬تير در نزديك سفارتخانه رژيم صهيونيستي در دهلي‌نو تجمع كرده و با شعارهاي "مرگ بر اسراييل" تهاجم ارتش اين رژيم به مردم بيگناه فلسطين را محكوم كردند.

                در اين تظاهرات كه هواداران احزاب، سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي نيز حضور داشتند رهبران حزب كمونيست هند گفتند كه ميليونها نفر از شهروندان فلسطين با كمبود آب، غذا و ديگر كالاهاي ضروري مواجه هستند.

                كودكان و خانواده‌هاي بيگناه در نتيجه جنايت‌هاي اسراييل كشته مي‌شوند و اقدامات اسراييل توسط آمريكا و اتحاديه اروپا آشكارا و بطور پنهاني حمايت مي‌شود.

                دهها تن از مردم "آدانا" در تركي‌ه در ‪ ۱۳‬تير به دعوت بنياد حقوق بشر اين شهر عليه جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي دست به تظاهرات زدند.

                به گزارش خبرگزاري "آناتولي"، "اتهم آچيك آلين" سخنگوي تظاهركنندگان گفت: "حملات اسراييل با حمايت آمريكا و سكوت اتحاديه اروپا و ديگر نيروهاي امپرياليست صورت گرفته و ادامه دارد."
                "محمد الكاتميش" رييس كميسيون حقوق بشر مجلس تركيه در ‪ ۱۵‬تير حمايت غرب از رژيم صهيونيستي را "مهمترين عامل در ادامه جنايتها در فلسطين" ارزيابي كرد.

                "الكاتميش" در گفت وگو با شبكه تلويزيوني "كانال آ" با محكوم كردن "عمليات وحشيانه نيروهاي اسرائيلي" در سرزمينهاي اشغالي گفت: "اگر مجامع بين‌المللي و كشورهاي غربي از اسرائيل حمايت نمي‌كردند، اين حوادث وحشتناك در فلسطين اتفاق نمي‌افتاد."
                وي با عنوان اين كه اجراي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل عليه اسرائيل همواره با وتوي آمريكا روبه‌رو شده است، پرسيد: "مدعيان حقوق بشر چرا در مقابل مظالم عليه مردم فلسطين سكوت مي‌كنند؟"
                "الكاتميش" با انتقاد شديد از مواضع دوگانه آمريكا و اروپا در مورد حقوق بشر گفت: "آناني كه داعيه قهرماني حقوق بشر را دارند، با سكوت خود در واقع براي ادامه وحشت و خشونت به اسرائيل جسارت مي‌دهند." وي با عنوان اين كه اسرائيل به بهانه اسارت يك سرباز امكانات زيربنايي شبكه‌هاي آب، برق و پلهاي مردم فلسطين را تخريب مي‌كند، گفت:
                "اقدامهاي نيروهاي اسرائيلي در غزه، غير انساني و غيرقانوني است." الكاتميش خواهان كمك مجامع بين‌المللي براي جلوگيري از ادامه رويداهاي خونين در سرزمينهاي اشغالي شد.

                " عمروموسي " دبير كل اتحاديه عرب در ‪ ۱۸‬تير با اشاره به موضوع فلسطين و مسائل اخير آن، اتحاد گروههاي سياسي اين كشور و حركت متحد كشورهاي اسلامي را در مقابله با اسراييل در پيگيري حقوق مردم فلسطين با اهميت عنوان كرد و افزود: حمايت‌هاي نامحدود آمريكا و همچنين برخي سازمانهاي بين‌المللي از اسراييل در ادامه اقدامات خلاف قانون رژيم اسراييل اثر گذار است.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • واژه آواره در فرهنگ آمريكا و "اسرائيل"

                  خبرگزاري فارس: واژه آوارگان از منظر "اسرائيل" يهوديان "مدينه منوره" و يهوديان "خيبر" را نيز شامل مي شود. به زعم "اسرائيل" اين عده از يهوديان پس از ظهور اسلام از سرزمين هاي خود طرد شده اند و اكنون مي بايست به آن ها بازگردانده شوند تا بدين ترتيب "اسرائيل" نيز بتواند حق بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه و كاشانه شان را بپذيرد.


                  نمايندگان سنا و مجلس نمايندگان آمريكا پيش نويس طرحي را ارائه كرده اند كه ايالات متحده را به تحميل شروطي بر كشورهاي عربي و اسلامي به منظور به رسميت شناختن آن چه كه حقوق آوارگان يهودي ناميده مي شود، ملزم مي كند.

                  در مفاد اين طرح آمده است كه جامعه بين الملل مي بايست بحراني را كه يهوديان حوزه خاورميانه، شمال آفريقا و حوزه خليج با آن مواجه هستند دريابد و بداند كه بدون به رسميت شناختن اقليت هاي يهودي و بدون پرداخت غرامت به آنان، صلح فراگير و پايدار در خاورميانه برقرار نخواهد شد. آمريكا چه در گذشته و چه در حال همواره تجاوزاتي را كه از سوي كشورهاي اسلامي منطقه، شمال آفريقا و كشورهاي حوزه خليج در حق اقليت هاي يهودي اعمال مي شده را محكوم كرده است.

                  در آغاز مقاله ذكر اين مطلب لازم است كه ساختار اصلي پيش نويس اين طرح اگر چه از سوي مجلس سنا ارائه شده اما "اسرئيلي" است؛ چرا كه "اسرائيل" همواره در خصوص آن چه كه آن را موضوع آوارگان يهود در كشورهاي اسلامي و عربي مي نامد و اين كه آوارگان يهودي از زمان تشكيل "اسرائيل" در سال 1948م. به ترك سرزمين هاي خود مجبور شده اند، سخن رانده و پيوسته اعلام كرده است كه واژه آوارگان در قطعنامه هاي بين المللي و معاهدات صلح ميان "اسرائيل" و كشورهاي مصر و اردن نه تنها آوارگان فلسطيني كه آوارگان يهودي را نيز شامل مي شود.

                  واژه آوارگان از منظر "اسرائيل" يهوديان "مدينه منوره" و يهوديان "خيبر" را نيز شامل مي شود. به زعم "اسرائيل" اين عده از يهوديان پس از ظهور اسلام از سرزمين هاي خود طرد شده اند و اكنون مي بايست به آن ها بازگردانده شوند تا بدين ترتيب "اسرائيل" نيز بتواند حق بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه و كاشانه شان را بپذيرد.

                  هر انسان عاقلي با اندكي تامل مي تواند به كنه سفسطه گري هاي "اسرائيل" در اين زمينه پي ببرد، اما كساني كه از همان آغاز راه اشتباه را دنبال كرده اند، بازگشت به حقيقت براي آنان دشوار است. پيش از آغاز اجراي پروژه صهيونيسم در فلسطين در سال 1900م. هيچ مشكلي ميان مسلمانان و يهوديان وجود نداشت. يهوديان در اكثر مناطق جهان عرب و اسلام زندگي مي كردند و حقوقشان در اين سرزمين ها كاملا محفوظ بود. در طول تاريخ اسلام هرگز ديده نشده است كه يهوديان در معرض قتل عام قرار گرفته باشند. مسلمانان با تكيه و تمسك بر آيات قرآن كريم به حقوق اقليت هاي ديني تا زماني كه به شروط آنان پايبند بودند، همواره احترام گذارده اند.

                  از همان صدر اسلام يهوديان مدينه با رسالت پيامبر اكرم (ص) مخالفت كردند. حضرت محمد (ص) با آنان پيمان صلح بست، اما يهوديان خيلي زود اين پيمان را نقض و براي ترور پيامبر اسلام و نابودي دين اسلام چاره انديشي كردند. بدين ترتيب پيامبر چاره اي جز جنگ با يهوديان و تبعيد آنان از مدينه نيافت تا از اين طريق بتواند جامعه نوپاي اسلام را حفظ كند. يهوديان از "مدينه" به "خيبر" رفتند و با يهوديان خيبر متحد شدند و با احداث حصار و قلعه، خود را براي نبرد با مسلمانان آماده كردند. در چنين وضعيتي پيامبر و پيروانش ناگزير بودند يا با يهوديان نبرد كنند يا اين كه آنان را به زور هم كه شده تسليم خواسته هاي خود كنند.

                  پيامبر اسلام (ص) پس از آن كه يهوديان تسليم شدند با آنان پيمان صلح امضا كرد و به آنان اجازه داد تا در قبال پايبندي به شروط مسلمانان در سرزمين هاي خود زندگي كنند، اما يهوديان طبق عادت ديرينه خود بار ديگر اين پيمان را در دوران خلافت عمر بن الخطاب نقض كردند. به همين علت مسلمانان دو مرتبه با يهوديان وارد جنگ شدند و اين گونه آنان (يهوديان) در سرزمين هاي اسلامي پراكنده شدند.

                  يهودياني كه در مناطق ديگري نظير يمن و عراق و بلاد شام و مصر و مغرب زندگي مي كردند به شروط كشورهاي اسلامي پايبند بودند و بر همين اساس در امنيت و آسايش زندگي مي كردند. يهوديان يمن كه اصلا عرب بودند در مقايسه با ساير يهوديان اخلاص بيشتري به كشورهاي اسلامي از خود نشان مي دادند، به طوري كه بسياري از آنان مسلمان شدند و از جمله آنان مي توان به كعب الاحبار نويسنده مشهور كتاب "اسرئيليات" اشاره كرد.

                  هنگامي كه پروژه صهيونيسم در كنفرانس "بال" سويس در سال 1898 مطرح و آژانس يهود ويژه فعال سازي مهاجرت يهوديان به فلسطين تاسيس شد، اين آژانس امانوئل قراصوه از يهوديان مشهور فرقه "دونمه" و رئيس شبكه "فراماسون ها" در استانبول را در سال 1913 به يمن فرستاد تا يهوديان مقيم يمن را به مهاجرت به سوي فلسطين ترغيب كند.

                  امانوئل در لباس خاخام يهودي به يمن رفت و در آن جا مدعي شد كه مسيح موعود در فلسطين ظهور خواهد كرد و بايد براي ظهور آن حضرت مقدمات فراهم شود. بدين ترتيب ده ها هزار يهودي در سال 1919 يعني در آغاز اشغال فلسطين توسط انگليس، از يمن عازم فلسطين شدند و آژانس يهودي كه مورد حمايت انگليس بود از آنان استقبال كرد. اين عده از يهوديان به كار كشاورزي در شهرك هاي تازه تاسيس شده گماشته شدند. اين جا بود كه اين عده از يهوديان تازه دريافتند كه چه فريبي خوردند، اما ديگر نمي توانستند به سرزمين خود بازگردند؛ زيرا آژانس با بازگشت آنان جلوگيري كرده بود.

                  يهوديان ساكن عراق، سوريه، لبنان، مصر و مغرب سرزمين هاي خود را پس از تشكيل دولت "اسرائيل" ترك كردند. آنان عليه آن دسته از كشورهاي عربي كه با مهاجرت شان مخالف بودند، توطئه كردند. اين عده از يهوديان مدعي شده بودند كه قصد مهاجرت به اروپا را دارند و اين كار نيز صورت گرفت، اما از آن جا به فلسطين و سپس به گروه هاي تروريستي پيوستند. اقليت هاي يهودي هنوز در برخي كشورهاي اسلامي و عربي نظير مغرب، تونس، مصر، سوريه، ايران و تركيه كه آنان را از سرزمين هاي خود طرد نكردند، مقيم هستند.

                  چه بسا بهترين پاسخ به خواسته هاي "اسرائيل" اين است كه به آن گفته شود كه يهودياني را كه از سرزمين هاي اسلامي مهاجرت كردند به اين شرط كه تابعيت "اسرائيلي" آنان حذف شود، به سرزمين هاي شان بازگرداند. ترديدي نيست كه "اسرائيل" با اين درخواست هرگز موافقت نخواهد كرد؛ زيرا يهوديان شرقي تبار اغلب ساكنان "اسرائيل" را تشكيل مي دهند و اگر آنان به سرزمين هاي شان بازگردند كار "اسرائيل" تمام شده است، بنابراين مي توان گفت كه مطرح كردن مساله آوارگان يهود از سوي "اسرائيل" و آمريكا تنها به منظور حذف مساله حق بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه و كاشانه شان است. "اسرائيل" به عرب ها مي گويد: در ميان ما و شما آوارگاني وجود دارد لذا هر دو مي بايست از آوارگان خود حمايت كنيم.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • نگاهي به مانيفيست تروريسم صهيونيستي

                    شارون در اين مانيفيست به تشريح اعتقادات و انديشه ها و طرح هايش در فلسطين مي پردازد و مي گويد:" من فقط يك چيز را مي دانم و آن اينكه تا زماني كه ما براي بقاي موجوديت خود مي جنگيم، همه چيز براي ما مجاز است حتي آن چيزهايي كه عرفا مجاز نيست، حتي كوچاندن همه عرب ها به كرانه شرقي رود اردن، تاكيد مي كنم همه آنها"!


                    جنايت وحشيانه و خونيني كه نيروهاي صهيونيستي روز جمعه 9/6/2006 م. در ساحل غزه مرتكب شدند و به شهادت همه اعضاي يك خانواده فلسطيني منجر شد، فقط و فقط نشان دهنده خوي ددمنشانه، انديشه ها، طرح ها و مقاصد جنايتكارانه تروريست هاي صهيونيستي عليه ملت فلسطين است.

                    امروز در كرانه باختري و نوار غزه چه مي گذرد؟ آيا داستان مذاكرات از ابتدا تا به امروز دروغي بزرگ و فريبي سياسي ـ به گفته دبير كل اتحاديه عرب ـ بر ضد عرب ها نبوده است؟

                    آيا داستان جدايي يكجانبه و عقب نشيني از غزه نمايشي با نگارشي بسيار ماهرانه نبود تا به اين وسيله فضاي داخلي و جامعه جهاني را براي اشغال مجدد نوار غزه به بهانه تروريسم و سلاح گروه هاي فلسطيني و موشك هاي قسام، آماده كند؟

                    اين گونه است كه پس از شادي فلسطينيان از عقب نشيني اشغالگران و پيروزي گروه هاي فلسطيني و پس از آنكه تبسم بر لب هاي كودكان فلسطيني جوانه زد و آنها به فردايي بهتر اميدوار شدند، اوضاع بار ديگر به همان وضع نخستين باز گشت و بار ديگر درگيري ها و يورش ها و ترورها و خون و خونريزي و تشييع پيكرها از سر گرفته شدند. آري، بار ديگر عمليات "آغاز باران" در دوره "اولمرت ـ شارون" در مرحله اي جديد از كشتار و خونريزي از سر گرفته شده است.

                    اين تحولات ما را بر آن داشت تا بار ديگر به ريشه هاي ادبيات انديشه و سياست هاي راهبردي محرك اين جنايت خونين در ساحل غزه بپردازيم و به تحليل اهداف و مقاصد سياست هاي پشت پرده آن نظري افكنيم.

                    ريشه هاي جنايت

                    آنچه امروز يك حقيقت آشكار تلقي مي شود، اين است كه سخن گفتن از جنايت هاي جنگي و كشتارهاي صهيونيست ها بدون در نظر گرفتن طرح هاي سياسي و راهبردي رژيم صهيونيستي با ابزار حذف فيزيكي و نابودي قضيه و حقوق عربي فلسطيني امكان پذير نيست و اين طرح ها امروز با عمليات "جدايي يكجانبه" و طرح تجميع اولمرت شناخته مي شود و اولمرت وعده داده است كه اين طرح را با يا بدون هماهنگي با فلسطينيان اجرا خواهد كرد.

                    همچنين براي بررسي اين موضوع بايد به ادبيات و مفاهيم و مبادي فكري ايدئولوژي صهيونيسم كه در طول چند دهه گذشته شكل گرفته است و گروهك هاي تروريستي صهيونيستي بر اساس آنها متولد شده و رشد كرده اند و تروريست هاي بزرگي كه رهبري جامعه صهيونيستي را در دست دارند و در غالب ژنرال و سياستمدار و متفكر و تئوري پرداز اين جامعه فعاليت مي كنند، بر اساس اين مبادي فكري و ادبيات تربيت شده اند.

                    شارون تروريست در يكي از مصاحبه هايش كه عاموس عوز از نويسندگان و خبرنگاران مشهور اسرائيل با وي انجام داد و روزنامه عبري زبان داوار در 17/9/1982 آن را منتشر كرد و بعدها به فرانسوي ترجمه شد و انتشارات كالمان ليوي آن را با نام "صداي اسرائيل" منتشر كرد، شارون تروريست آشكارا و با تمام صراحت از ادبيات جنون آميزش كه آن را "مأموريت هاي كثيف" ناميد، سخن راند. عاموس عوز بعدها اين مصاحبه را "مانيفيست شارون" نام نهاد.

                    عوز در مقدمه اي كه بر اين مصاحبه نوشته، آورده است كه " اعترافات شارون در اين مصاحبه، ايماني است كه او به تفكر نازيستي خود دارد. او در اين مصاحبه ابراز تمايل كرده است كه آنچه را كه هيتلر در جريان جنگ جهاني دوم در حق يهوديان مرتكب شد، انجام دهد و مي گويد از اينكه اين عمل در جريان جنگ سال 1948م. انجام نشد، متأسف است!

                    وي مي افزايد، اين مانيفيست نه فقط ايدئولوژي صهيونيست ها در مقابل فلسطينيان را معرفي مي كند، بلكه تفكر صهيونيسم نسبت به تمام جهان نيز هست، زيرا شارون در آن بر لزوم تحقق كوچاندني دوگانه تاكيد مي كند و مي گويد كه از يك سو فلسطينيان بايد به خارج از اين سرزمين رانده شوند و از سوي ديگر يهوديان سراسر جهان به فلسطين آورده شوند.

                    شارون در اين مانيفيست به تشريح اعتقادات و انديشه ها و طرح هايش در فلسطين مي پردازد و مي گويد:" من فقط يك چيز را مي دانم و آن اينكه تا زماني كه ما براي بقاي موجوديت خود مي جنگيم، همه چيز براي ما مجاز است حتي آن چيزهايي كه عرفا مجاز نيست، حتي كوچاندن همه عرب ها به كرانه شرقي رود اردن، تاكيد مي كنم همه آنها"!

                    شارون در اين مصاحبه مقاصد شرارت بار و كينه توزانه خود عليه ملت فلسطين را به زبان مي آورد و مي گويد: امروز، من آماده ام به خاطر ملت يهود مسئوليت كار كثيف را بر عهده بگيرم و اگر نياز باشد به كشتار عرب ها دست بزنم، آنها را از اين سرزمين برانم، بسوزانم و تبعيد كنم و خلاصه هر كاري را كه ما را در نظر ديگران منفور مي كند، انجام دهم. من آماده ام زمين را زير پاي يهوديان خارج آتش بزنم تا آنكه آنها مجبور شوند سريع تر و در حالي كه ناله مي كنند به اينجا بيايند، حتي اگر مجبور شوم برخي از معابد يهودي را هم بسوزانم، اين كار را خواهم كرد اين مسأله براي من فرقي نمي كند و براي من مهم نيست كه پنج دقيقه پس از انجام عمل زشت و تحقق هدف و قرار گرفتن همه چيزها در جاي خود (بر اساس خواست من) مرا مانند دادگاه نورنبرگ محاكمه و حتي به حبس ابد محكوم كنيد يا به اتهام جنايت جنگي اعدامم كنيد (اگر خواستيد). پس از آن مي توانيد وجدان زيباي خودتان را با آب پاك بشوييد و كاملا زيبا بمانيد! كاملا سالم و با عظمت بمانيد و خود را جزو ملت هاي متمدن بناميد. اگر خواستيد ترديد نكنيد، بگذاريد من اين كار زشت و پليد را انجام دهم و پس از آن هر نامي را كه خواستيد روي من بگذاريد، زيرا شما نمي توانيد بفهميد كه اين كار زشت صهيونيسم بايد در سال 1948 انجام مي شد و شما اشتباه كرديد و آن را انجام نداديد"!

                    با عبور از آن مانيفيست شارون از سال 1982 به بعد، او با رسيدن به قدرت و دست يابي به پست نخست وزيري بارها و بارها همان افكار جنايت كارانه خود را كه در آن مانيفيست آمده بود، تكرار كرد، هر چند كه عباراتي متناسب با زمان براي آنها بكار گرفت.

                    به اين سبب است كه مي توانيم با مطالعه اي عميق ثابت كنيم كه مهم ترين ويژگي دوره شارون، تشديد جنگ، خونريزي، سركوب، تلاش براي به زانو درآوردن و استعمار فلسطينيان و توسعه شهرك سازي در مناطق فلسطيني نشين بوده است و اين ويژگي مي تواند در دوره اولمرت نيز ادامه يابد.

                    جنگ شارون ـ اولمرت و ژنرال هاي بزرگ

                    شارون بارها اعلام كرده بود كه "اسرائيل" در وضعيت جنگي قرار دارد و جنگ بر سر موجوديت از بيش از 100 سال است كه آغاز شده است.

                    بايد توجه داشت كه اين فقط نظر شارون نيست، بلكه اولمرت نيز هميشه در كنارش حضور داشته و ژنرال هاي اين رژيم نيز از نظرات شارون حمايت مي كنند. بازهاي جوان تر در راس هرم قدرت رژيم صهيونيستي هم به مقوله جنگ بر سر موجوديت اعتقاد دارند. در نتيجه اسرائيل هميشه در حالت جنگي به سر مي برد، جنگي براي مملكت كامل اسرائيل كه شارون سهم زيادي در بناي آن داشت و افسران بلندپايه رژيم صهيونيستي هم خود را در حال جنگ آن هم جنگ موجوديت مي دانند.

                    به همين سبب "جنگ با فلسطينيان ـ بر اساس اعتقاد صهيونيست ها ـ جنگ تا سر حد مرگ است، زيرا تا زماني كه فلسطينيان اميدي به آزادسازي سرزمين خود داشته باشند، تروريسم متوقف نمي شود، بنابراين روزي كه آنها همه اميدهاي خود را نابود شده ببينند، در آن صورت با امضاي توافق صلح بلند مدت موافقت خواهندكرد، زيرا راه ديگري ندارند.

                    اين درست همان روش و راهي نژادپرستانه و تروريستي و جنايت پيشه است كه سران و ژنرال هاي حكومت صهيونيستي آن را پي گرفت و امروز اولمرت آن را به عنوان ادامه دهنده مانيفيست شاروني، رهبري مي كند.

                    به همين سبب ملاحظه مي شود كه حاصل يورش ها و ترورها و حملات هوايي و بمباران و به آتش كشيدن و تخريب و ويرانگري صهيونيست ها در حد يك فاجعه بزرگ و اقدامي وحشيانه بود. آمارها نشان مي دهد كه بيش از 4420 فلسطيني در اين مدت (انتفاضه الاقصي) به شهادت رسيده و 47200 تن ديگر مجروح شده اند. از مجموع اين شهدا 450 نفر در جريان عمليات ناجوانمردانه تروريستي اشغالگران به شهادت رسيده اند و 282 نفر از شهدا زن و 850 نفر ديگر از آنان كودك هستند.

                    تجاوزات و يورش هاي اشغالگران همچنين به ويراني 75 هزار منزل منجر شده است و 359 مدرسه و اداره آموزش و پرورش و دانشگاه هدف گلوله باران و بمباران واقع شده اند و 850 دانش آموز در اين مدت به خيل شهيدان پيوسته اند. مضاف بر آنكه، در اين مدت بيش از 50 هزار فلسطيني از سوي اشغالگران بازداشت و اسير شده اند و هنوز 9800 نفر از آنان در زندان هاي اشغالگران صهيونيست اسيرند.

                    يورش ها و باز تشكيل ملت فلسطين

                    هدف اصلي ايدئولوژي و سياست هاي ويرانگرانه شارون و اولمرت و ديگر ژنرال هاي رژيم صهيونيستي در گذشته و حال، تثبيت اشغالگري و پروژه صهيونيستي در سرزمين فلسطين از يك سو و تغيير عرصه سياسي و بازتشكيل ملت فلسطين از طرف ديگر بوده است.

                    جنايت هاي اشغالگران صهيونيست نشان مي داد كه او قصد دارد فلسطينيان را به مسيري سوق دهد كه پايانش مشخص است. در آغاز آنها را به تسليم بي قيد و شرط وادارد و پس از آن گزينه اخراج آنان به بخش شرقي رود اردن را به آنان تحميل مي كند.

                    به نوشته الوف بن از نويسندگان مشهور صهيونيست، شارون بر اساس همين برنامه تلاش كرد كه صهيونيسم را از روند صهيونيسم عملي ـ مأمني براي يهوديان در بخش هايي امن از سرزمين اسرائيل ـ به صهيونيسم موعود (مسيحاني)، تغيير جهت دهد. شارون براي عملي كردن و تثبيت طرح صهيونيستي مسيحاني خود در "سرزمين اسرائيل" بعد ايدئولوژيك آن را به بعد سياسي اش پيوند داده است و مي گويد: فلسطينيان بايد از نظر سياسي از بين بروند و ديگر آرمان و آرزويي فلسطيني براي آزادي و استقلال باقي نماند و اين امر بر اساس قاعده "يا ما يا آنها" انجام مي شود.

                    از اين رو، يورش ها و حملات نظامي و ويرانگري كه بولدوزر هدايت آن را به دست داشت، هيچ شهر و روستا و اردوگاه و درخت و سنگي را مستثنا نكرد و هيچ چيز از صدمات اين حملات وحشيانه و ددمنشانه در امان نماند.

                    امروز هم اولمرت شاگرد شارون راه معلمش را و جنايت هاي تروريستي اش را ادامه مي دهد و ملت فلسطين را به خاك و خون مي كشد و اوضاع را به همان وضع اول باز مي گرداند؛ بار ديگر بالگردها و هواپيماهاي جنگي و ترورها و كشتارهاي جمعي عليه زنان و كودكان و سالمندان فلسطيني به راه افتاده و اولمرت تهديد كرده است كه نوار غزه را بار ديگر اشغال خواهد كرد.

                    بنا بر طرح هاي نظامي كه رژيم صهيونيستي اخيرا آنها را اعلام كرده، اين تشديد حملات و اين ترورها و كشتارهايي كه اين رژيم مرتكب مي شود ـ آن گونه كه ژنرال هاي صهيونيستي مي گويند ـ "آغاز باران" است و آنان به رهبري اولمرت تلاش مي كنند كه ديدگاه و شروط سياسي و امنيتي خود را بر ملت فلسطين تحميل كنند، درست همان گونه كه شارون پيش از اين ترسيم كرده بود.

                    فلسطين اكنون و همزمان با روشن شدن آتش جهنم ترورها و قتل عام فلسطينيان، بر سر دو راهي قرار گرفته است. يا بايد سومين دوره اشغال را آن گونه كه برخي از ژنرال هاي صهيونيستي مطرح كرده اند، بپذيرد يا آنكه شاهد انتفاضه سومي باشد كه اين نيز به سبب روند حوادث و رخدادهاي جاري در كرانه باختري و نوار غزه بسيار محتمل به نظر مي رسد.

                    اكنون امكان وقوع همه احتمالات در فلسطين وجود دارد و به همين سبب بايد با صداي بلند بپرسيم كه چرا هر گاه كه احتمال برون رفت از بحران مي رود، وضع فلسطين هميشه به اين سو سوق مي يابد؟
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment



                    • مقابله با جنايات اولمرت تا سال 2010م.

                      با توجه به نقشه سياسي داخلي رژيم صهيونيستي و وضعيت احزاب و جريان هاي داخلي اين رژيم، آن گونه كه انتخابات اخير پارلماني در اين رژيم رقم زد، اولمرت "شارونيست" به تنهايي در رأس هرم رهبري و قدرت "اسرائيل" قرار گرفته است و انتظار مي رود كه تا پايان سال 2010م رهبري اين رژيم را در دست داشته باشد.

                      و به تبع آن فلسطينيان و عرب ها بايد اين آمارهاي رژيم صهيونيستي را جدي تلقي كنند و مفاهيم و مضمون حقيقي پروژه سياسي اولمرتي ـ شاروني را كه بر اساس نظريه "اداره نبرد" و نه حل و فصل آن در چارچوب صلحي عادلانه و فراگير ودائمي، شكل گرفته است، به ياد داشته باشند.
                      از اين رو لازم است كه پروژه سياسي رژيم صهيونيستي مجددا بررسي شود و در اين روند، تازه ترين آمارها و حوادث سياسي رژيم صهيونيستي و منطقه و جهان نيز مورد توجه قرار گيرد.
                      از آن مهم تر، براي آگاهي از كنه قضيه طرح جدايي يكجانبه و طرح تجميع و صلح با فلسطينيان، بايد چارچوب نگرش اولمرت و شارون را مورد بررسي و بازبيني قرار داد.

                      در آستانه انتفاضه سوم

                      در اين راستا، منابع صهيونيستي و فلسطيني بسياري تاكيد كرده اند كه طرح جدايي يكجانبه از يك سو نوار غزه را به بزرگ ترين زندان كره زمين تبديل مي كند و از سوي ديگر در آينده نيز انتفاضه سوم فلسطينيان را سبب خواهد شد كه اين امر مي تواند ـ بر مبناي برخي تحليل هاي صهيونيست ها ـ به اشغال مجدد نوار غزه براي سومين بار بينجامد.
                      اين حقايق و پيامدهاي آن مشخص مي كند كه مرحله پس از اجراي طرح جدايي يكجانبه و تفكيك و تجميع صهيونيست ها كه شارون مرحله اول آن را با عمليات "آغاز باران" شروع كرده است، با اقدامات وحشيانه تر اولمرت در شن هاي ساحل غزه پيگيري مي شود و اين بار شديدتر، خشن تر و گسترده تر خواهد بود كه مي تواند همه چيز را به نقطه صفر بازگرداند و به اشغال مجدد اين منطقه از سوي اشغالگران صهيونيست بينجامد و اين ها نشانه هاي تحولات آينده است و عملا راه را براي وقوع هر احتمالي باز مي گذارد.
                      به همين سبب متذكر مي شويم كه فلسطينيان وعرب ها بايد براي مهار وضع و احياي برنامه هاي سياسي خود در شرايط كنوني منطقه و جهان، دست به كار شوند و خود به تدوين راهكارهاي جديد دست بزنند تا آنكه "اسرائيل" به بازيگر بلا منازع اين بازي تبديل نشود و فلسطينيان بايد براي مقابله جدي با احتمال اشغال مجدد نوار غزه يا احتمال وقوع انتفاضه سوم، كاملا آماده باشند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • معادله دشوار
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • مقابله با تشكيل دولت مستقل فلسطيني، سياست شكست خورده رژيم صهيونيستي

                          خبرگزاري فارس: آنچه رژيم صهيونيستي، دولت و رسانه‌هاي آمريكا از آن غافلند تبعات منفي چنين سياستي است. تلاش اولمرت براي نابودي دولت فلسطين و عدم قبول مذاكره با فلسطينيان، عدم حل بحران و مناقشات اراضي اشغالي را به دنبال دارد و خطرات اين امر در تمام كشورهاي جهان گسترش خواهد يافت.


                          حملات اخير رژيم صهيونيستي به غزه بخوبي بيانگر هراس و نگراني اين رژيم از وجود دولت مشروع فلسطين است، چرا كه اين رژيم بخوبي مي‌داند وجود چنين دولتي لزوم مذاكره بين اسراييل و فلسطين را مورد تأكيد قرار مي‌دهد.
                          از زمان خروج اسراييل از غزه در سال 2005 ميلادي تاكنون، ارتش اسراييل حضوري چنين چشمگير در مناطق فلسطيني نداشته و اين امر به افزايش بي‌سابقه درگيري‌هاي اين مناطق منجر شده است.
                          حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي به غزه به هيچ عنوان با اقدام تلافي‌جويانه مبارزان فلسطيني (كه به كشته شدن 2 سرباز اسراييلي و اسارت يك تن ديگر منجر شد) تناسب ندارد و نمي توان گفت اين حملات پاسخ مناسبي براي اقدام مبارزان فلسطيني محسوب مي‌شود.
                          حملات اخير رژيم صهيونيستي به منطقه بي‌دفاع و فقير غزه اين منطقه را تا مرز بحران انساني پيش برده، دولت فلسطين را با مشكل اساسي مواجه كرده و صلح و ثبات خاورميانه را بيش از پيش به مخاطره انداخته است. به نظر مي‌رسد ايهود اولمرت با اجراي اين سياست‌ها قصد دارد دولت فلسطين را به شكست بكشاند و همانند گذشته ادعا كند كه براي مذاكره با فلسطين، هيچ طرف مذاكره‌اي وجود ندارد. به اين ترتيب رژيم صهيونيستي قصد دارد حتا بدون تظاهر به انجام مذاكره با فلسطينيان، سياست‌هاي اشغالگرانه خود را دنبال و مناطق بيشتري را به مرزهاي خود الحاق كند.
                          اين استراتژي كوته‌بينانه كه به تأييد دولت آمريكا و ايادي مطيع و رام آن در اروپا نيز رسيده است، به خوبي بيانگر سياست‌هاي افراطي، نژادپرستانه و اشغالگرانه رژيم صهيونيستي است كه همواره به دنبال گسترش نفرت، خونريزي ظلم و جنايت عليه مسلمانان مي‌باشد.
                          اگر رژيم صهيونيستي و طرفداران كوته فكر آن هر چه زودتر منطق خود را به كار نگيرند و به جاي تلاش براي نابودي دولت فلسطين، با آن به مذاكره ننشيند، خطرناك‌ترين مناقشه جهان تبعات غيرقابل جبراني را براي تمام دنيا به دنبال خواهد داشت.
                          منطقي‌ترين پاسخ رژيم صهيونيستي به اقدام فلسطينيان، اعزام نيروهاي اسراييل به ماموريت‌هاي تجسس براي يافتن سرباز ربوده شده اسراييلي بود. اما اولمرت به جاي چنين اقداماتي، دست به حمله گسترده‌اي زد و با اعزام سربازان و تانك‌هاي خود به غزه تأسيسات زيربنايي اين شهر را ويران كرد و غيرنظاميان بيگناه آن را به كشتن داد. وي حتا دستور داد جت‌هاي اسراييلي در طول شب با شكستن ديوار صوتي غزه، ساكنان اين شهر را كه بيشتر آنان را كودكان بيگناه تشكيل مي‌دهند، به وحشت اندازند. اين اقدام درست همانند روش‌ شكنجه آمريكاييان در زندان‌هاي ابوغريب و گوانتانامو است كه با توليد اصوات گوشخراش زندانيان را مورد شكنجه قرار مي‌دادند.
                          اولمرت اخيراً به اعضاي كابينه خود گفته است، حتا يك نفر هم در غزه نبايد قادر به خوابيدن باشد.
                          تخريب شبكه آب و برق غزه باعث به وجود آمدن بحران انساني در اين منطقه شده است. صدها هزار انسان بيگناه مجبورند تمام شب را در تاريكي به سر برند. بيمارستان‌ها به دليل عدم وجود برق قادر به انجام درمان‌هاي اورژانسي نيستند و اتاق عمل بيمارستان‌ها با معضلات جدي روبرو است. وسايل خنك كننده برقي، پمپ‌ها، تصفيه‌خانه‌هاي آب، و ديگر وسايل برقي كه در آسايش مردم غزه نقش اساسي دارند، از كار افتاده‌اند.
                          رژيم صهيونيستي در حملات اخير خود 2 بار دفتر وزير فلسطين را مورد حمله قرار داده است. اين حملات به خوبي اهداف و سياست‌هاي رژيم صهيونيستي براي مقابله با دولت فلسطين را به اثبات مي‌رساند. در حالي كه مقامات رژيم صهيونيستي ادعا مي‌كنند عدم وجود امنيت در مناطق فلسطيني براي آنها تهديد جدي به شمار مي‌آيد، حمله به تنها مركز ايجاد و حفظ امنيت قابل توجيه نيست.
                          رژيم صهيونيستي به اسارت گرفته شدن سرباز اسراييلي را دليل جنايات خود در غزه بيان مي‌كند و عقيده دارد اين اقدامات براي جلوگيري از حملات راكت‌هاي گروه قصام است. بايد پرسيد آيا به اسارت در آمدن يك سرباز اسراييلي و راكت‌هاي دست‌ساز جوانان گروه قصام كه به ندرت خسارتي به اسراييل وارد مي‌كند با جناياتي كه هم اكنون در غزه صورت مي‌گيرد، برابر است؟
                          از آن گذشته حمله فلسطينيان به پاسگاه ايست بازرسي رژيم صهيونيستي و به اسارت گرفتن سرباز اسراييلي، خود اقدامي تلافي‌جويانه و به دنبال حملات توپخانه‌اي رژيم صهيونيستي كه به كشته شدن 30 غيرنظامي فلسطيني منجر شده بود، صورت گرفت.
                          كاملاً واضح است كه دليل واقعي اين جنايات، تلاش‌هاي بي‌وقفه رژيم صهيونيستي براي مقابله با دولت حماس و انزوا كشاندن غزه است.
                          رژيم صهيونيستي، آمريكا و اروپا همواره بدون ارائه دلايل منطقي از مذاكره با حماس سرباز زده‌اند و به بهانه مبارزات اين گروه كه در راستاي دفاع از حقوق طبيعي مردم فلسطين صورت مي‌گيرد، آن را گروه تروريستي ناميده‌اند.
                          از آن جا كه حماس حاضر نشد بدون احقاق حقوق مردم فلسطين، رژيم صهيونيستي را به رسميت بشناسد، آمريكا و اسراييل بلافاصله پس از تشكيل دولت فلسطين، كمك‌هاي مالي و حتا درآمدهاي مالياتي آن را متوقف و مسدود كردند. تنها نتيجه اين اقدامات غيرانساني اين بود كه مردم عادي و بيگناه فلسطين با مشكلات بي‌شماري مواجه شوند.
                          وضع اسفبار بهداشت، ضعف مراقبت هاي پزشكي، بي‌كاري، فقر و گرسنگي در مناطق فلسطين بيش از پيش مردم را با مشكل مواجه ساخت.
                          شهر غزه بيشترين ادارات و مراكز دولتي را در خود جاي داده است و اسراييل به خوبي مي‌داند حمله به اين شهر مي‌تواند به دولت فلسطين آسيب برساند.
                          اين رژيم به خوبي آگاه است كه با وجود دولت مستقل و مشروع فلسطين بايد به مذاكره بنشيند و در صورت انجام چنين مذاكره‌اي بايد از بسياري از منافع خود دست بكشد. به همين دليل است كه اين رژيم همواره با انجام مذاكره به بهانه عدم وجود طرف مذاكره مخالفت كرده‌اند. آنها پس از تشكيل دولت فلسطين كه در راستاي انجام انتخاباتي كاملاً آزاد و قانوني صورت گرفت نيز تمام تلاش خود را براي از بين بردن اين دولت به كار بسته‌اند.
                          سياست‌هاي مزورانه رژيم صهيونيستي، جنايات بيشماري را به دنبال داشته است كه علاوه بر جنايات اخير غزه مي‌توان به كشته شدن يك خانواده فلسطيني در ساحل غزه (9 ژوئن) كه اعتراضات گسترده جهاني را در برداشت، اشاره كرد. طبق معمول ارتش اسراييل با عدم قبول مسووليت اين جنايت اعلام كرد، خانواده فلسطيني در اثر اصابت موشك‌هاي فلسطيني كشته شده‌اند. اما ناظر حقوق بشر سازمان ملل و بسياري از رسانه‌هاي غربي اين ادعا را تكذيب كردند. اگر چه روزنامه‌هاي اسراييلي همانند ما آري از انعكاس اين خبر سرباز زدند، اما ضجه‌هاي كودك فلسطيني در كنار اجساد خانواده خود صفحه اول اخبار روزنامهه‌اي عربي را براي چند هفته به خود اختصاص داد.
                          بدون شك آنچه در اراضي اشغالي، غزه و كرانه باختري اتفاق مي‌افتد، تبعات گرانباري به دنبال دارد كه تمام منطقه و چه بسا كل جهان را تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد.
                          در 22 ژوئن سال جاري ميلادي شبكه الجزيره گزارش داد يك گروه مبارز عراقي حمله‌اي را عليه نيروهاي آمريكايي تحت عنوان هدي گاليا (دختر بازمانده خانواده فلسطيني) انجام داده است. با تشديد بحران غزه، امكان تشديد بحران در عراق و ديگر كشورهاي جهان به طور چشمگيري افزايش مي‌يابد. تظاهرات گسترده ضد رژيم صهيونيستي در سراسر جهان، گواه اين ادعا است.
                          پس از جنايت ساحل غزه، احساسات ضد رژيم صهيونيستي در اين شهر و كرانه باختري افزايش يافت و حمله به پست نگهباني اسراييلي و كشته و اسير شدن سربازان رژيم صهيونيستي در واقع پاسخي به اين جنايت بود. با آن كه هيچ دليلي براي دست داشتن گروه حماس در اين حمله يافت نشده است، رژيم صهيونيستي كه به دنبال بهانه‌اي براي مقابله با دولت فلسطين بود، از اين اقدام در جهت پيشبرد سياست‌هاي خود استفاده كرد.
                          در 27 ژوئن اسماعيل هنيه، نخست‌وزير فلسطين پيشنهاد مذاكره عباس را پذيرفت. اما چند روز بعد رژيم صهيونيستي حمله خود به غزه را آغاز و شبكه برق اين شهر را از كار انداخت. پس از آن نيروهاي اسراييلي چندين تن از وزرا و ديگر مقامات دولت فلسطين را ربودند.
                          تمام اين افراد پس از انتخاباتي كاملاً آزاد و مشروع در راس كار قرار گرفته بودند و از آن جا كه هيچ دليلي براي دست داشتن آنها در اقدامات نيروهاي مقاومت فلسطين وجود ندارد، ربودن آنها از سوي رژيم صهيونيستي غيرقابل توجيه است. در واقع اين اقدام اسراييل نيز همانند ديگر سياست‌هاي آن، كاملاً غيرقانوني مي‌باشد.
                          تنها توجيه اين عملكرد، تمايل رژيم صهيونيستي براي تضعيف دولت فلسطين و ترويج افراط‌گرايي ميان مردم است. واضح است كه رژيم صهيونيستي با توسل به چنين راهكارهايي نمي‌تواند نظم و قانون را در اراضي اشغالي اجرا كند. علاوه بر اين، جنايات ضدانساني در غزه نيز باعث آزادي سرباز اسراييلي نمي‌شود.
                          در واقع بايد گفت هدف ايهود اولمرت از جنايات غزه آزادي سرباز اسراييلي نيست. اقدامات وي بيانگر اين واقعيت است كه او قصد دارد مطمئن شود تا پيش از اجراي طرح‌هاي يكجانبه خود و الحاق كرانه باختري به مرزهاي اسراييل، مردم فلسطين فاقد دولت مستقل خواهند بود.
                          اما آنچه رژيم صهيونيستي، دولت و رسانه‌هاي آمريكا از آن غافلند تبعات منفي چنين سياستي است. تلاش اولمرت براي نابودي دولت فلسطين و عدم قبول مذاكره با فلسطينيان، عدم حل بحران و مناقشات اراضي اشغالي را به دنبال دارد و خطرات اين امر در تمام كشورهاي جهان گسترش خواهد يافت.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • هر گونه حمله اسرائيل به سوريه "تاوان سنگيني" به دنبال دارد

                              يكي از اعضاي مجلس الشعب سوريه تاكيد كرد، اسرائيلي‌ها اگر مرتكب حماقت جديدي عليه سوريه شوند، تاوان سنگيني خواهند پرداخت.


                              محمد حبش در گفتگو با شبكه خبري العالم گفت: تهديدات اسرائيل عليه سوريه تازگي ندارد و اين تهديدات از چند دهه گذشته هميشه مطرح بوده و همچنان ادامه دارد.
                              حبش افزود: سوري‌ها اكنون بيش از هر زمان ديگر احساس مي‌كنند كه مي‌توانند به صهيونيست‌ها در صورتي كه به فكر ارتكاب حماقت در داخل خاك سوريه بيفتند ، درس ديگري بدهند.
                              وي تصريح كرد: اگر اسرائيل تصميم به ارتكاب حماقت جديدي بگيرد و مردم سوريه را هدف قرار دهد نبايد انتظار ديپلماسي و شكيبايي از مردم داشته باشد.
                              قاسم هاشم درگفتگو با شبكه خبري العالم گفت: ساكنان جنوب لبنان به چنين مشكلاتي عادت كرده‌اند و آنها امروز بيش از پيش از مقاومت حمايت مي‌كنند زيرا با وجود اين مشكلات و با توجه به واكنش نيروهاي مقاومت بر ضد دشمن ، امروز احساس بزرگي بيشتري مي‌كنند.
                              قاسم افزود: كشتار مردم در جنوب لبنان و ويرانيهايي كه دشمن به بار مي آورد باعث خواهد شد ساكنان جنوب لبنان بيش از پيش برحمايت از مقاومت پافشاري كنند زيرا مقاومت تنها عامل بازدارنده براي حفظ كرامت كشور است.
                              نماينده پارلمان لبنان درباره اينكه آيا رژيم اسرائيل حملات خود را تشديد خواهد كرد يا خير؟ گفت تصور مي كنيم كه دشمن پس از حملات نيروهاي مقاومت بر ضد آن از طريق كانالهاي ديپلماسي از كشورها درخواست خواهد كرد كه براي برقراري آتش بس اقدام كنند.
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment


                              • حزب الله شمال فلسطين اشغالي را هدف قرار داد

                                حزب الله لبنان صبح امروز جمعه دو موشك به شمال فلسطين اشغالي شليك كرد.


                                به نقل از خبرگزاري فرانسه از نهاريان، يك منبع نظامي اعلام كرد: دو فروند موشك كاتيوشا صبح امروز از لبنان به سمت شمال اسرائيل شليك شد كه تلفات و خسارتي در پي نداشت.
                                به گفته اين منبع، اين موشك‌ها نزديك روستاي "كيبوتس برعام" در مرز با لبنان اصابت كردند.
                                ارتش رژيم صهيونيستي از بامداد چهارشنبه به بهانه اسارت 2 سرباز اين رژيم از زمين، هوا و دريا به لبنان حمله كرد كه تاكنون بر اثر اين حملات 50 غير نظامي شهيد و 150 نفر زخمي شده اند.
                                در حملات هوايي بامداد امروز رژيم صهيونيستي به حومه جنوبي بيروت حداقل 50 غير نظامي زخمي شدند.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X