Announcement
Collapse
No announcement yet.
Moharam
Collapse
X
-
اصلاحات حسينى در پرتو كلام وحى
در اين نوشتار سعى شده تا اهداف اصلاح طلبانه امام حسين(ع) در حماسه عاشورا براساس مبانى وحيانى آن بررسى و در حد گنجايش مقام به برخى از مقاصد قرآنى آن حضرت پرداخته شود. به اميد آن كه با پيروى از آن اسوه راستين اصلاحات بتوانيم به صلاح و مصلحت واقعى خويش در دنيا و آخرت دست يابيم.
اصلاحات, اصلاح طلبى, مصلح و واژگانى از اين قبيل از رايج ترين اصطلاحات قرآنى است. اين كلمات و مشابه آن كه بارها در كلام وحى به كار گرفته شده (1) بيشتر در مقابل فساد و مفسد استعمال مى شود. از منظر كتاب آسمانى قرآن, انبيإ الهى به عنوان طلايه داران اصلاحات معرفى شده و آنان با تحمل رسالت سنگين نبوت, تمام هستى خود را
در راه مبارزه با فسادهاى اخلاقى, اجتماعى, سياسى و فرهنگى به كار گرفته اند.
از آنجايى كه امام حسين(ع) از سويى به عنوان جانشين نبوت و گنجينه دار كلام وحى در تمام حركات و رفتار و گفتار به عنوان الگوى كاملى براى امت محسوب مى شود كه بايد آنان از رفتار آن امام(ع) سرمشق بگيرند, هم چنان كه خودش فرمود: ((فلكم فى اسوه;(2) قيام من سرمشق شماست.)) و از سويى نيز قيام جاويدان خويش را با شعار اصلاح طلبى و مبارزه با فسادهاى گوناگون عصر اعلام نموده و در تبيين حركت خويش مى فرمايد:
((انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى;(3) من براى اصلاح در ميان امت اسلام به پا خاسته ام)) و هم چنين آن حضرت در پايان سخنرانى معروف خويش در سرزمين منى اصلاح واقعى را در جامعه اسلامى خواستار شده و معناى روشنى از اصلاحات به دست داده و فرمود: ((اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يإمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك;(4) خدايا! همانا تو مى دانى آن چه از ما سرزده (حركت و مبارزه) به عنوان رقابت در به دست آوردن قدرت سياسى و يا به دست آوردن ثروت و نعمت هاى دنيوى نبوده است, بلكه ما مى خواهيم اصول و ارزش هاى دين تو را در جامعه حاكم كرده و در شهرهاى تو اصلاحات نماييم براى بندگان ستم زده ات امنيت به وجود آورده و زمينه عمل به فرامين و احكام تو را فراهم نماييم.))
با توجه به نكات فوق در اين نوشتار سعى شده تا اهداف اصلاح طلبانه امام حسين(ع) در حماسه عاشورا براساس مبانى وحيانى آن بررسى و در حد گنجايش مقام به برخى از مقاصد قرآنى آن حضرت پرداخته شود. به اميد آن كه با پيروى از آن اسوه راستين اصلاحات بتوانيم به صلاح و مصلحت واقعى خويش در دنيا و آخرت دست يابيم.
o اولين گام اصلاحات
در مكتب امام حسين(ع) آغازين قدم هاى اصلاح با خودسازى مصلحان برداشته مى شود. اصلاح طلبان حسينى با الهام از پيام وحى, اولين گام هاى اصلاحى را در تربيت نفس خويش برداشته و اصلاح اخلاق و رفتار خويش را زيربناى اصلاحات حقيقى مى دانند. آنان اين پيام آسمانى رسولان الهى را سرلوحه حركات خويش قرار داده و هر صبح و شام آن را زمزمه مى كنند كه: ((ما اريد ان اخالفكم الى ما انهاكم عنه ان اريد الا الاصلاح ما استطعت;(5) من هرگز نمى خواهم چيزى را كه شما را از آن باز دارم خودم مرتكب شوم, كه رفتار و گفتارم با هم مخالف باشند, و تا حد توانايى مى خواهم به سوى اصلاح قدم بردارم)).
بنابراين اگر در مراحل نخست حركت هاى اصلاح طلبانه, مدعيان اصلاحات در انديشه پاكسازى وجود خود از آلودگى هاى دنيوى و انديشه هاى فسادانگيز نباشند چطور آنان خواهند توانست در سطح اجتماع كه از هر طرف عوامل شيطانى براى گسترش فساد و تباهى و بى بند و بارى تلاش مى كنند, قدم هاى مثبت بردارند, آيا كسانى كه در كشور وجود خود به سوى اصلاحات حركت نمى كنند مى توانند در پهناى اجتماع مديريت رشد و ترقى و مقابله با انحرافات را به عهده بگيرند. بلى هم چنان كه گفته اند:
ذات نايافته از هستى بخش
كى تواند كه شود هستى بخش
از ديدگاه قرآن رهبران جنبش اصلاحات لازم است كه از پاكيزه ترين و خوش سابقه ترين انسان هاى اجتماع باشند آنان گذشته از اين كه در خودسازى و تهذيب نفس از افراد پيش قدم در جامعه هستند. در نزد افكار عمومى نيز بايد از نظر فضائل اخلاقى و مديريت اجتماعى به عنوان فردى مورد اعتماد به شمار آيند.
خداوند متعال از قول قوم صالح نقل مى كند كه: ((قالوا يا صالح قد كنت فينا مرجوا قبل هـذا;(6) اى صالح تو پيش از آن كه ادعاى نبوت خود را مطرح كنى در ميان ما فردى مورد اعتماد و مايه اميدوارى بودى)).
حضرت سيدالشهدا(ع) هنگامى كه نداى اصلاح در جامعه سرداد و مردم را براى مبارزه با انحرافات و تباهى در جامعه فراخواند از نظر دوست و دشمن فردى خود ساخته و مورد اعتماد و اطمينان بود تا جايى كه معاويه بن ابى سفيان به فرزندش يزيد گفته بود: ((حسين احب الناس الى الناس;(7) حسين بن على(ع) محبوب ترين چهره جامعه مسلمانان مى باشد)).
به هر حال اگر امام حسين(ع) از اصلاح و تغييرات اجتماعى و سياسى سخن مى گفت, در حالى بود كه در سيره عملى آن بزرگوار خودسازى, توجه به نماز, اخلاص, رضا, توكل به معبود يكتا, عرفان و معنويت, ايثار و صبر و استقامت جايگاه ويژه اى داشت. o اهداف قيام عاشورا
حركت هاى اجتماعى كه براى اصلاح جامعه و دگرگون كردن اوضاع نابسامان آن صورت مى گيرد بايد براساس نقشه اى حساب شده و اهداف خاصى ـ كه در آن نيازهاى مردم و جامعه منظور شده باشد ـ طراحى و اعلام شود.
اين اهداف كه بازگو كننده انديشه ها و دغدغه هاى رهبران نهضت مى باشد لازم است به صورت شفاف و با زبان عموم مردم و به صورت گسترده در جامعه اعلام و به مردم تفهيم شود. چرا كه در غير اين صورت حركتى كور و ناموفق خواهد بود.
حضرت اباعبدالله(ع) اهداف متعالى قيام خود را در قالب پيام هاى مختلف ـ كه برگرفته از كلام وحى و سيره و سنت پيامبر اكرم(ص) بود ـ در فرصت هاى مناسب به صورت روشن و شفاف بارها اعلام كرده و بر آن پافشارى مى نمود.
در اين جا برخى از اين اهداف والا و حياتى را مى خوانيم: 1. برقرارى قسط و عدالت
از ديدگاه بلند حضرت حسين(ع) كسى لياقت و شايستگى زمامدارى بر مسلمانان را داراست كه رفتار و گفتار و حركاتش در جهت اجراى قانون حق و گسترش عدالت باشد. آن حضرت مى فرمايد: ((فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و القائم بالقسط, الدائن بدين الحق, الحابس نفسه على ذات الله;(
به جان خودم سوگند! فردى شايستگى زمامدارى بر مسلمانان را ندارد مگر اين كه قانون خدا را محترم شمرده و به آن عمل كند, براى گسترش عدالت قيام كرده و متدين به دين حق باشد و جان خود را در راه خدا گرو بگذارد)).
حضرت سيدالشهدا(ع) اين مرام خود را به همه اعلان كرده و توسط دوستان و يارانش همه جا به آن اشاره مى كرد. حضرت مسلم بن عقيل سفير باكفايت آن گرامى در دارالاماره كوفه ضمن اشاره به فلسفه نهضت حضرت حسين(ع), خطاب به عبيدالله بن زياد در مورد احترام به قانون الهى و ايجاد عدل و داد در جامعه سخن گفته و فرمود: ((فإتينا لنإمر بالعدل و ندعوا الى حكم الكتاب;(9) آمده ايم[ تا مردم و حاكمان را] به سوى عدالت و قانون خدا دعوت كنيم)).
برقرارى عدالت اجتماعى و عملى كردن احكام خداوند همان چيزى است كه پيامبران الهى براى آن مبعوث شده اند و در قرآن كريم خداوند متعال بارها به آن تإكيد مى نمايد و مى فرمايد: ((ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند.))(10)
از منظر بينش قرآنى در اصلاحات اجتماعى و سياسى يكى از مهم ترين انگيزه ها بايد همان گسترش عدالت باشد چرا كه اگر به اين موضوع حياتى بى توجهى شود و زورمداران, ثروتمندان و حكمرانان براى تكيه بر اريكه قدرت, نفع خود را در سلطه طلبى انحصارگرايى و از ميان بردن قسط و عدل ببينند, يقينا به گواهى تاريخ و تجربه و براساس سنت الهى جامعه را در آستانه بحران و فروپاشى قرار خواهند داد و اراده خداوند بر اين تعلق گرفته كه در صورت رواج ظلم و ستم و بى عدالتى اركان چنين جامعه را متزلزل و نابود گرداند.
اگر اين هدف متعالى از منظر اصلاح طلبان ناديده انگاشته شود و منافع شخصى و گروهى بر ايجاد عدالت در ميان مردم ترجيح داده شود تدريجا روحيه نااميدى, نگرانى در ميان مردم اوج گرفته و با توسعه يافتن فسادهاى اقتصادى, سياسى و اجتماعى, منافع مردم از ميان رفته و قانون الهى فراموش خواهد شد. بدين جهت اصلاح طلبان راستين اين پيام آسمانى را ـ كه قيام اباعبدالله(ع) نيز در پرتو آن صورت گرفت ـ هميشه نصب العين خود قرار مى دهند كه: عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت طلبان را دوست دارد.(11) 2.
بگذاز غمت را فرياد كشم هموطن..تا بداني چه ديوانه وار دوستت مي دارم
Comment
-
2. بازگرداندن عزت مسلمانان
توجه به عزت و خودباورى در سيره حماسى امام حسين(ع) يكى ديگر از مقاصد متعالى آن حضرت است. از زمانى كه پيامبر گرامى اسلام رحلت كرده بود عزت مسلمانان ـ كه در پرتو اطاعت از رسول اكرم(ص) به وجود آمده بود ـ هر روز تضعيف شده و تدريجا از ميان آنان رخت بربسته بود تا آنجايى كه در زمان معاويه مردم به عنوان بردگانى حلقه به گوش, در زير فرمان حاكمان خودسر اموى به سر مى بردند. آنان بدون اين كه از خود حركتى نشان دهند و در مورد احقاق حقوقى كه اسلام برايشان به ارمغان آورده بود قدمى بردارند حق حيات خود را در اطاعت از زمامداران مستبد مى دانستند. امام حسين(ع) در خطبه آتشين و روشنگرانه خود در سرزمين منى به اين حقيقت تاريخى اشاره كرده و مى فرمايد: ((فالارض لهم شاغره و ايديهم فيها مبسوطه و الناس لهم خول لايدفعون يد لامس, فمن بين جبار عنيد و ذى سطوه على الضعفه شديد مطاع لايعرف المبدىء المعيد;(12) زمين در تسلط آنان (حاكمان بنى اميه) است و دستشان (براى هر تجاوز و جنايتى) از هر جهت باز است. مردم بردگان آنان به شمار مىآيند آن گونه كه هر دستى كه بر سرشان كوبيده شود قدرت دفاع ندارند. گروهى از اين جباران كينه توز بر بينوايان چيره گشته و گروهى ديگر نيز فرمانروايانى هستند كه نه خدا را مى شناسند و نه روز معاد را باور دارند.
آن حضرت براى جبران حقارت مسلمانان و بر گرداندن عزت واقعى به آنان قيام نمود و به عنوان الگو و اسوه عزتمندان حقيقى, نداى هيهات منا الذله را سر داده و به ملت هاى تحقير شده جهان, راه به دست آوردن عزت و افتخار را آموخت كه عزت حقيقى فقط در سايه توجه به خدا و در پرتو عمل به قانون الهى است و اين همان پيام آسمانى قرآن است كه ((فان العزه لله جميعا;(13) عزت و كرامت منحصرا براى خداست)).
انسان هاى وارسته كه هيچ گاه حقارت ها و حركت هاى ذلت آور افراد پست و فرومايه را نمى توانند تحمل كنند و ارزش هاى انسانى و كرامت خود را به هيچ قيمتى حاضر نمى شوند فدا كنند به پيام عزت بخش حسينى لبيك گفته و در قيام عاشورا شركت جستند. آنان اصلاح طلبان آزاده اى بودند كه از رواج گناه, نابود شدن ارزش هاى الهى, شايع شدن برخى عقايد و خيال هاى باطل و ناهنجارىهاى فراوان جامعه به ستوه آمده بودند و از تحقير و خدشه دار شدن كرامت مسلمانان رنج مى كشيدند و در دل هاى خود آرزوى رهبرى شايسته و لايق را انتظار مى كشيدند. حضرت سيدالشهدإ (ع) با يارى آن عده به ظاهر اندك, پيام عاشورايى خود را در بلنداى تاريخ منتشر كرده و بازگرداندن عزت و افتخار به مسلمانان را سرلوحه قيام خود قرار داد. 3. مبارزه با ستم و ستمگران
خداوند متعال در آيات متعددى از ارتباط با ستمگران و حكمرانان مستكبر نهى كرده و در مورد عواقب ذلت بار آن هشدار داده است. از جمله در سوره هود مى فرمايد: ((ولا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار وما لكم من دون الله من اوليإ ثم لا تنصرون; بر ستمگران اعتماد نكنيد[ و به آنان تمايل نداشته باشيد] كه اين عمل موجب مى شود آتش شما را فراگيرد و در آن حال, هيچ ولى و سرپرستى جز خدا نخواهيد داشت و يارى نخواهيد شد)).
اما گروهى بدون توجه به عواقب وخيم آن و على رغم هشدارهاى مكرر قرآن به اين عمل ننگين و ذلت آور مبادرت مى ورزند اين افراد فرومايه براى چند روز زندگى زودگذر دنيوى و به خاطر رفاه و آسايش چند روزه خود به طاغوت ها و ستمگران روى آورده و در مقابل ظلم و ستم آنان نه تنها از خود عكس العمل نشان نمى دهند بلكه با سكوت و گاهى لبخند رضايتآميز خود عملا در مقام تإييد زورگويان ستم پيشه برمىآيند. معمولا اين افراد كم مايه و پست همت براى كسب قدرت, سرمايه, رياست هاى ظاهرى, حفظ موقعيت و جايگاه خود به اين خوارى دنيا و آخرت تن مى دهند.
امام حسين(ع) براى مقابله با اين عده رفاه طلب به پا خاسته و يكى از علل قيام خود را مقابله با مستكبران و طاغوتيان شمرده و عالمان و خردمندان و عقلاى جامعه را از نزديك شدن و ارتباط با آنان برحذر مى دارد و از قول رسول خدا(ص) مى فرمايد: ((من رإى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا لعهدالله مخالفا لسنه رسول الله يعمل فى عبادالله بالاثم والعدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا على الله إن يدخله مدخله;(14) هر كس ببيند زمامدار ستم پيشه اى به حقوق الهى و احكام دين بى اعتنايى كرده و حرام خدا را حلال مى شمارد, پيمان خدا را مى شكند و با روش رسول خدا(ص) مخالفت مى ورزد و با بندگان خدا براساس گناه رفتار كرده و دشمنى مى نمايد و با اين حال براى تغيير و اصلاح روش چنين حاكم ستمگرى در گفتار و كردار اقدام نكند خداوند متعال حق دارد كه او را به همان جايى برد كه آن فرمانرواى ستم پيشه را خواهد برد.
آن حضرت در ادامه سخنانش كه در مقابل لشكر حر بن يزيد رياحى ايراد مى كرد به ضرورت تغيير وضع موجود و اصلاحات اشاره كرده و فرمود: اى مردم! آگاه باشيد كه اين حاكمان ستمگر, به اطاعت شيطان تن داده و از بندگى خدا سر باز زده و فساد را ظاهر ساخته و رواج داده اند, حدود الهى و مجازات دينى را تعطيل كرده و بيت المال را به خود اختصاص داده اند, آنان حرام خدا را حلال و حلال او را حرام كرده اند و من از هر كسى در اقدام به تغيير وضع موجود شايسته ترم.(15) 4. دفاع از حقوق محرومان
توجه به حقوق و زندگى طبقات پائين جامعه و رسيدگى به نيازمندان و فقرا از جمله مصاديق اصلاحات اجتماعى در ديدگاه وحيانى كلام الهى به شمار مىآيد. از منظر آيات قرآن يكى از مهم ترين وظايف حاكميت در جامعه اسلامى, تلاش براى رفع فقر و محروميت است. زيرا گسترش فقر و همسان نبودن مخارج زندگى با درآمدهاى آن, زمينه رستگارى و سعادت را از ميان برده و محرومان را در آستانه سقوط و فسادهاى مختلف قرار مى دهد. به همين جهت رسول گرامى اسلام فرمود: ((كاد الفقر إن يكون كفرا;(16) فقر و ندارى به كفر نزديكتر است.))
از ديدگاه فرهنگ قرآنى يكى از مهم ترين وظايف حاكمان در حكومت اسلامى تلاش براى رفع فقر و محروميت و از بين بردن زمينه ها و عوامل فقر است. از ميان رفتن خلاقيت ها و استعدادهاى درونى, اضطراب روح و ناآرامى وجدان انسانى, از دست رفتن موقعيت ها و فرصت هاى اجتماعى, رشد ارتباطات ناسالم ميان افراد, افسردگى, پرخاشگرى, افزايش جرم و جنايت و انواع ناهنجارىهاى شخصيتى, از جمله ره آورد محروميت و فقر در جامعه مى باشد. به اين جهت خداوند متعال رسيدگى به طبقات پايين جامعه را در ضمن آيات متعددى در رإس اصلاحات اجتماعى قلمداد نموده و در مورد يتيمان كه بخشى از محرومان جامعه را تشكيل مى دهند, مى فرمايد: ((ويسالونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير وان تخالطوهم فاخوانكم والله يعلم المفسد من المصلح;(17) از تو درباره يتيمان سوال مى كنند بگو اصلاح كار آنان بهتر است و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد آنها برادران شما هستند,[ شما با آنان همانند برادران و خواهران دينى رفتار كنيد] خداوند متعال البته كه مفسدان را از مصلحان باز مى شناسد)).
اساسا در بينش قرآنى محرومان و طبقات پايين جامعه بيشترين مشكلات را در حركت هاى مختلف سياسى و اجتماعى تحمل كرده و بار سنگين زحمات را به دوش مى كشند و آنانند كه بايد مورد تقدير و تكريم مسوولان جامعه قرار بگيرند و در مقابل, مرفهين و متمولان بى درد و كوردلان حوادث سخت و بحران هاى جامعه در حاشيه امن قرار داشته و در هنگام چيدن ميوه نهضت هاى اصلاحى خود را از همه پيش قدم تر مى پندارند.
خداوند متعال مى فرمايد: ((واذآ انزلت سوره ان آمنوا بالله وجاهدوا مع رسوله استاذنك اولوا الطول منهم;(1
هرگاه سوره اى نازل شود كه به ايمان به خدا و جهاد در راه دين دستور دهد ثروتمندان توانا از حضور تو تقاضا مى كنند كه ما را از جهاد معاف بدار)).
در سيره امام حسين(ع) نيز فقرزدايى و يارى به محرومان جايگاه ويژه اى دارد, آن گرامى اين شيوه قرآنى را در رفتار و گفتار خويش عملى ساخته و درسآموز ديگران در عرصه زندگى شد. احاديث و روايات فراوانى درباره آن حضرت وجود دارد كه حكايت از دستگيرى از ضعفاى جامعه و توجه خاص به طبقات محروم دارد. امام حسين(ع) حتى در روزهاى بحرانى زندگى خويش در سفر كربلا از اين خصلت انسانى خويش صرف نظر نكرد. يارى به يك خانواده نيازمند مسيحى, كمك به على بن طعان محاربى, و مصادره كاروان تجارتى حكومت و تقسيم آن بين نيازمندان از جمله اقدامات آن حضرت در راستاى فقرزدايى در جامعه مى باشد.
آن حضرت در سخنان كوبنده خويش به نخبگان و عقلاى جامعه و افراد صاحب نفوذ نهيب زده و به آنان در مورد كوتاهى در حق محرومان جامعه شديدا هشدار داده و فرمود: ((فاما حق الضعفإ فضيعتم و اما حقكم بزعمكم فطلبتم;(19) حق ضعيفان و بينوايان را پايمال نموده و آن چه را كه حق خودتان مى پنداشتيد مطالبه كرديد)).
در انديشه امام حسين(ع) بدترين صفات زمامداران و مسئولين جامعه بى مهرى به قشر محروم جامعه است هم چنان كه فرمود: بدترين صفات حاكمان, ترس از دشمنان, بى رحمى و قساوت در حق ضعيفان و محرومان و خوددارى از بخشش در هنگام عطا مى باشد.(20)
حضرت مهدى(ع) در مورد خصلت يتيم پرورى و فقيرنوازى حضرت اباعبدالله(ع) مى فرمايد: ((اى جد بزرگوار! تو بهار يتيمان, پناهگاه مردم, مايه سربلندى اسلام, كانون احكام الهى و هم پيمان بخشش و احسان بودى)).(21) o آفات اصلاحات
در نهضت هاى اصلاحى گاهى افراد فرصت طلب و سودجو به بهانه اصلاح امور وارد جامعه شده و در دستگاه هاى مختلف رخنه كرده و شعارها و ادعاهاى عموم پسند مطرح مى كنند.
اگر چهره واقعى آنان افشا شود مردم به مفاسد فسادانگيز و نقشه هاى نفاقآميز آنان پى خواهند برد. خداوند متعال ضمن گوشزد كردن خطر اين گروه هاى فرصت طلب و موج سوار, مى فرمايد: ((واذا قيل لهم لا تفسدوا فى الارض قالوا انما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون ولـكن لا يشعرون;(22) هرگاه به اين عده گفته شود: در جامعه فساد نكنيد, مى گويند: همانا اصلاح طلب هستيم, آگاه باش آنان اهل فسادند ولى نمى فهمند.)) براى همين در كنار حركت هاى انقلابى اصلاح طلبانه, عده اى با آگاهى يا ناآگاهى به دنبال توطئه و فساد عليه اهل ايمان برمىآيند و كار باطل و افسادگرايانه خود را اصلاح طلبى مى نامند. اينان تلاش مى كنند قيام هاى الهى و كوشش هاى اهل حق را باطل جلوه داده و مقابله آن را حق خود بدانند.
اين دنياپرستان اهريمن صفت, مردم عادى را اغفال نموده و حقايق را واژگون جلوه مى دهند و در حقيقت آنان مهمترين موانع در راه اصلاحات راستين و خطرناكترين سد در مقابل اجراى فرامين الهى هستند. در نهضت عاشورا نيز اين قبيل افراد از اهل باطل سركوبى قيام حضرت اباعبدالله(ع) را به عنوان مبارزه با فساد و تباهى و هرج و مرج قلمداد كرده و حركت عاشورايى خود را در جهت فساد جامعه دانسته و با تبليغات وسيع خود مردم را بر عليه خاندان پيامبر(ص) شورانيده بودند. آرى يزيد خود را حق جلوه داده و از كتاب خدا براى حقانيت حكومت فاسد خويش دليل اقامه مى كرد او با توسل به آيه ((قل اللهم مالك الملك...))(23) نتيجه مى گرفت كه خداوند طبق اين آيه مرا عزيز كرده و حسين بن على(ع) را خوار نمود. پس من بهتر از او هستم.
هم چنين عوامل وى زمانى كه از دستگيرى امام حسين(ع) در مكه مإيوس شدند تهمت فساد و تبهكارى و اقدام بر عليه امنيت اجتماعى به حضرت سيدالشهدا(ع) زده و گفتند: آيا از خدا نمى ترسى كه از جماعت مسلمانان خارج شده و در ميان امت اسلام تفرقه ايجاد مى كنى؟(24) و ابن زياد همين سخن را در مواجهه با حضرت مسلم بن عقيل بر زبان آورد.(25)
آنان قيام معنوى امام حسين(ع) را به عنوان تفرقه و شكستن وحدت مسلمين ناميده و خود را انسان هاى مصلحت انديش مى پنداشتند كه در جهت صلاح جامعه قدم برمى دارند. پى نوشت ها: اين مقاله با همكارى مركز فرهنگ قرآن و معارف, توسط جناب حجه الاسلام عبدالكريم پارسانيا به رشته تحرير درآمده است
بگذاز غمت را فرياد كشم هموطن..تا بداني چه ديوانه وار دوستت مي دارم
Comment
-
بعد اخلاقى ـ تربيتى حماسه عاشورا و دستاوردهاى آن
آنچه بيش از همه, حادثه كربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى دهد, توجه به بعد ((اخلاقى و تربيتى)) آن است كه در ضمير انسان ها تإثير شگفت انگيزى داشته است و بسيارى از آنها را متحول و انقلابى ساخته و جلو خودكامگى بسيارى از زمامداران فاسد را گرفته است.
سپيده سخن
ماجراى عاشورا نمايش عالى ترين و زيباترين حماسه هاست. شمع وجود امام حسين(ع) پروانه هايى را به گرد خود جمع كرده بود كه سر از پا نمى شناختند و در راه عشق به معبود, هر نيشى را نوش مى دانستند و با فداكارى بى نظير و ايمان بى بديل خود, جامعه بشرى را از لحاظ سازندگى سربلند كردند و ملكوتيان را در برابر خود به تعظيم واداشتند.(1)
اين واقعه ـ كه در كم ترين زمان و با فداكارى افراد معدودى رخ داد ـ هميشه به عنوان ((انقلاب بزرگ)) بر تارك تاريخ بشر مى درخشد. همه طبقات تلاش كرده اند تا با بررسى و تحليل وقايع, نوعى با آن ارتباط برقرار كنند. انديشمندان بسيارى از اديان, مكاتب, فرقه ها و نژادهاى مختلف درباره اين رخ داد عظيم سخن گفته اند و هر يك در خور شإن و مقام علمى و اجتماعى خود, آموزه هايى از آن را براى مخاطبان به ارمغان آورده اند.(2)
آنچه بيش از همه, حادثه كربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى دهد, توجه به بعد ((اخلاقى و تربيتى)) آن است كه در ضمير انسان ها تإثير شگفت انگيزى داشته است و بسيارى از آنها را متحول و انقلابى ساخته و جلو خودكامگى بسيارى از زمامداران فاسد را گرفته است.
اگر حماسه عاشورا رخ نمى داد, بدون شك هيچ نهضت اسلامى ديگرى به وقوع نمى پيوست و خودكامگى زمامداران فاسد افزون تر مى شد. در نتيجه, رشد جوامع اسلامى با خطرات جدىترى روبه رو شده و مكتب ((انسان ساز)) اسلام تعطيل مى شد, اما تإثير حماسه حسينى در بيدارى سياسى و شور انقلابى مردم به اندازه اى عميق بود كه سلاطين پرقدرت و كم شعورى مانند متوكل عباسى ناچار مى شدند براى تحكيم پايه هاى حكومتشان و جلوگيرى از رشد و تعالى جامعه مسلمين, با كشته آن حضرت بجنگند و تبليغات مسمومى بر ضدش به راه اندازند;(3) چنان كه اقدامات شديدى براى خاموش كردن مشعل هدايت كربلا به عمل آوردند, اما جذابيت اين واقعه سرنوشت ساز در ضمير حق پرست مردم به صورت مقدس و هدايت بخش استوار مانده و به نقش اساسى اش ـ كه هدايت و نجات جامعه بشرى و تربيت شاگردان است ـ هم چنان ادامه مى دهد. در اين نوشتار, سعى بر اين است تا به بخشى از دستاوردهاى اخلاقى وتربيتى حماسه جاويدان عاشورا اشاره شود: 1. الگو دهى
در نظام تربيت اسلامى يكى از عوامل موثر در شكل گيرى شخصيت مذهبى افراد, الگوپذيرى از اسوه هاى دينى است. تاريخ اجتماعى بشر نشان داده است كه در صورت عدم وجود الگو در يك جامعه انسانى, افراد در زندگى ظاهرى, عقلى و ايمانى خويش سرگردان و حيران مى مانند. جامعه اى كه مى خواهد نسلى توانمند, پويا, موثر و پرصلابت تربيت كند, احتياج به الگوهاى جاويدان دارد.
يكى از جلوه هاى تربيتى و انسان ساز حادثه كربلا ((الگودهى)) آن است. اين خصيصه چنان عيان است كه حتى بزرگان غير مسلمان را نيز به اعجاب و تإثيرپذيرى واداشته است كه به چند نمونه از آن اشاره مى شود, زيرا:
خوش تر آن باشد كه سر دلبران
گفته آيد در حديث ديگران(4)
محمد على جناح مى گويد: ((هيچ نمونه اى از شجاعت, بهتر از آن كه امام حسين(ع) از لحاظ فداكارى و تهور نشان داد در عالم پيدا نمى شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق شهيدى كه خود را در سرزمين عراق قربانى كرده است, پيروى نمايند)). (5)
توماس كارلايل مى گويد: ((بهترين درسى كه از تراژدى كربلا مى گيريم اين است كه امام حسين(ع) و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند, آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق و باطل رو به رو مى شود, اهميت ندارد و پيروزى حسين(ع) با وجود اقليتى كه داشت باعث شگفتى من است)).(6)
بالاخره مهاتما گاندى ـ رهبر استقلال طلب هندوستان ـ مى گويد: ((من زندگى امام حسين(ع) ـ آن شهيد بزرگ ـ را به دقت خوانده ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد, بايستى از سرمشق حسين(ع) پيروى كند)).(7)
با اين وصف اگر عاشورا را دايره المعارفى بدانيم كه انواع منش ها و كنش ها را در جبهه حق و باطل در خود جاى داده است, سخن گزافى نگفته ايم. بنابراين بررسى حادثه عاشورا ما را به اين باور مى رساند كه سيدالشهدإ(ع) ـ با توجه به وضعيت جهان اسلام ـ حركتى را طراحى كرده بود كه در طول تاريخ جاويدان بماند.
اين حقيقت را مى توان به روشنى در گفتار و كردار امام حسين(ع) ديد, زيرا ايشان حق و باطل را در ميدان مبارزه مقابل هم قرار مى دهد, نه خود و يزيد را. از اين رو در گفت و گوهاى خود از واژه ((مثل)) استفاده مى كند ومى گويد: ((... مثلى لايبايع مثله;(
افرادى همچون من با افرادى همچون يزيد بيعت نمى كنند)).
اين نوع جملات نشان دهنده اين است كه بعد ملكوتى و تربيتى عاشورا را درصدد نمونه دهى و الگوسازى بوده است. به اين معنا كه اختلاف آنان بين دو فرد در موقعيت جغرافيايى و تاريخى خاص نيست, بلكه تقابل دو باور و تفكر در ميان است كه امكان دارد در هر مكان و زمان ديگر رخ دهد.(9) 2. ارائه مكتب عشق
حادثه كربلا از معدود جرياناتى است كه موجب ايجاد مكتبى تربيتى و انسان ساز در جامعه بشرى شده است; مكتبى شورآفرين كه به مردم درس ((اسلام راستين)) را مى دهد و آنها را به راه خدا مى برد و از بندهاى مادى آزاد مى كند و بر ضد حكومت هاى ((اموى گونه)) به حركت درمىآورد و تعارض دين و دنيا را حل مى كند.(10)
در اين مكتب, آموزش به طور رايگان است و ورود براى عموم مردم آزاد است. دفتر حضور و غياب ندارد و امتحان سال ظاهرا به چشم نمى خورد, اما ضوابطى دارد كه فراگيرى فراگيران را در كارنامه آنان ثبت مى كند.
برنامه هايى كه در اين مكتب تدريس مى شود عبارت است از: عشق حقيقى, معرفت دين, اجراى عدالت, حق شناسى, آزادگى, پايمردى, شهامت, صداقت, صفاى باطن و...
لحظه لحظه هاى عاشورا مكتب است كه به انسان ها اين درس را مى دهد. فاجعه آفرينان كوفه و شام فكر مى كردند كه با قتل عام اصحاب حق, خود را جاودانه مى سازند, ولى در نگاه پيروان واقعى مكتب عاشورا گور خويش را كندند و چهره نورانى اهل بيت(ع) را روشن تر نمودند و كربلا يك مكتب نمونه و كامل شد و نشان داد كه سقف تعالى انسان و آستانه رفعت روحى و تصعيد وجودى و ظرفيت كمال جويى و كمال يابى او تا كجاست.
اين كه انسان تا كجا مى تواند اوج بگيرد, زلال شود و تربيت شود, در ميدان عمل روشن مى شود, پرونده آن حماسه نشان داد كه در بعد تهذيب و تربيت ((تا چه حد است مقام آدميت!)) اين نكته براى جويندگان ارزش هاى تربيتى, بسيار زيباست!(11) 3. تربيت شدگان انقلابى
حادثه عاشورا واقعا بيش از هزاران روايت, كتاب و مبلغ در انديشه مسلمانان تحول بنيادى و انقلابى به وجود آورد و حقيقت اسلام را ـ كه فداكارى در راه حق و عدالت و ستيز با منحرفان ستمگر بود ـ تجلى داد و از طريق اين آموزش اصولى و هدايت انقلابى, فداكاران بسيارى هم چون : ((ابن سكيت)), ((دعبل)), ((فرزدق)) و... را بر ضد حكومت هاى اموى گونه تربيت كرد; مثل زندگى پرافتخار شاعرى به نام ((فرزدق)) كه از شعراى كم جرإت و جايزه بگير امويان بود, با اين حال نهضت تحول آفرين حسين(ع) او را نيز مانند بسيارى از مسلمانان ديگر طورى بيدار و فداكار ساخت كه حتى در دوران سخت عاشورا را به پا خاست و برخلاف هشام (خليفه خونخوار اموى) از امام زين العابدين(ع) يادگار امام حسين(ع)) تجليل نمود و با چكامه دلاويز جاودانى اش, برترىهاى امام و خاندانش و پستى هاى هشام و همكارانش را در برابر چشم او براى مردم بازگو كرد. او به جرم حق گويى به زندان افتاد و امام(ع) هدايايى براى او به زندان فرستاد. ولى او با عرض تشكر هدايا را برگرداند و گفت: من براى دفاع از مكتب هدايت و عشق به خاندان پيامبر(ص) و سركوبى مخالفان ستمگر, چكامه روشنگرم را سرودم.(12)
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment