Moharam

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #76

    پس از چهارده قرن, حضرت امام خمينى(ره) ـ كه يكى از فرزندان همين خاندان بود ـ چون تمام اوصاف و خصوصيات اخلاقى يزيد را در عملكرد و قوانين حكومت هاى غرب و شرق به طور پيچيده و گسترده مشاهده نمود و رژيم شاه را هم نوكر حلقه به گوش و عامل اجراى سياست هاى شيطانى غرب در ايران و منطقه ديد, همانند جدش اباعبدالله(ع) زندگى در اين سيستم و رژيم را بر خود و ديگران روا ندانست و براى مبارزه با همه آنها, شور حسينى را در جامعه به پا كرد.
    او در نخستين روزهاى نهضت, ضمن سخنرانى ها و بيانيه هاى متعدد, جنايت هاى آمريكا, اسرائيل و رژيم حاكم بر ايران را نسبت به اسلام براى مردم تشريح كرد(13) و با استناد به جمله معروف امام حسين(ع) كه فرمود: ((انى لا إرى الموت الا سعاده و لا الحياه مع الظالمين الا برما))(14) تكليف مردم, علما و حوزه هاى علميه را در قبال اين جنايت ها تبيين كرد, ايشان با الهام از همين مكتب رهايى بخش, فرمودند: ((... براى من جاى شبهه نيست كه سكوت در مقابل دستگاه جبار, علاوه بر هدم اسلام و مذهب تشيع, نابودى با ننگ است. امروز مسلمين و خصوصا علماى اسلام در مقابل خداى تبارك و تعالى مسئوليت بزرگى دارند. من براى چند روز زندگى با عار و ننگ ارزشى قائل نيستم...))(15)
    بدون مبالغه, اين دو نمونه از ميليون ها نمونه است كه تاكنون درباره ابعاد گوناگون حماسه عاشورا و پليدىهاى حكومت يزيد و همكارانش, هزاران كتاب, رساله, مقاله, خطابه و چكامه به همه زبان هاى اسلامى و غير اسلامى در همه زمان ها و مكان ها به خاطر تإثيرپذيرى از نهضت حسين(ع) نگاشته شده است. اين همه آثار انقلابى و رثايى, متفقا عظمت هرچه بيشتر حسين(ع) و يارانش را در راه حق و حقارت هرچه فزون تر يزيد و يزيديان را در راه باطل ترسيم مى كنند و بر طبق پيش گويى هاى صريح آن حضرت, در خط انقلابى آن حضرت به حركت افتادند و بر ضد حكام فاسد به پا خاسته و با همه توان از مصالح اسلام و مسلمين پاسدارى كردند.(16) 4. تبلور اخلاق اسلامى
    وقتى حادثه عاشورا را بررسى مى كنيم, مى بينيم كه يك صحنه زيباى نمايش است; نمايش ((مروت)) و ((ايثار)).
    مروت اين است كه انسان به دشمنان خودش هم محبت ورزد. امام حسين(ع) وقتى دشمنش را تشنه مى بيند به او آب مى دهد. اين معناى ((مروت)) است و اين از شجاعت بالاتر است كه فرمود: ما هرگز جنگ را شروع نمى كنيم, گرچه به نفع ما باشد.
    ديگر عنصر اخلاقى موجود در اين حادثه ـ كه از با شكوه ترين تجليات عاطفى روح انسان است ـ وفا و ايثار است. تجلى دادن اين عاطفه انسانى و اسلامى يكى از وظايف عاشورا بوده است وگويى اين نقش به عهده حضرت ابوالفضل(ع) گذاشته شده بود.
    حضرت (ع) بعد از آن كه مإموران شريعه فرات را كنار مى زند, وارد آب مى شود و اسب را داخل آب مى برد به طورى كه آب زير شكم اسب رسيده و او مى تواند بدون اين كه پياده شود مشكش را پر از آب كند. همين كه مشك را پر از آب كرد با دستش مقدارى آب برداشت و مقابل صورت آورد تا بنوشد. ديگران از دور ناظر بودند آنها همين قدر گفته اند: ما ديديم كه ننوشيد و آب را ريخت. يادش افتاد كه برادرش تشنه است. گفت: شايسته نيست كه حسين(ع) در خيمه تشنه باشد و من آب بنوشم.
    حال تاريخ از كجا مى گويد؟
    از اشعار ابوالفضل(ع)! چون وقتى كه بيرون آمد شروع كرد به رجز خواندن. خودش را مخاطب قرار داده و مى گويد: اى نفس! مى خواهم بعد از حسين(ع) زنده نمانى. تو مى خواهى آب بخورى و زنده بمانى؟ حسين(ع) در خيمه اش تشنه است. به خدا سوگند! رسم برادرى, رسم امام داشتن و رسم وفادارى چنين نيست.(17)
    آرى! ارج نهادن به مروت و ايثار و تجلى دادن اين فضايل اخلاقى و حميده, يكى از دستاوردهاى تربيتى حادثه كربلا بوده است. 5. موعظه و اندرزگويى
    شهيد مطهرى مى فرمايد: حماسه عاشورا ((تجسم اسلام)) است, ولى تجسم زنده و حقيقى از جنبه هاى توحيدى, عرفانى و... است كه از مهم ترين جنبه هاى آن, جنبه ((موعظه و اندرزگويى)) است. از اين زاويه كه به عاشورا نگاه مى كنيم, يك مقام سازنده مى بينيم, يك خيرخواه, يك واعظ, يك اندرزگو را مى بينيم كه حتى از سرنوشت شوم دشمنان خود ناراحت است كه اينها چرا بايد به جهنم بروند. در اين جا تحرك حماسه جاى خودش را به سكون اندرز مى دهد.
    ببينيد در همان روز عاشورا و غير عاشورا چه اندرزهايى به مردم داده است! اصحابش چقدر اندرز داده اند; ((زهير بن قين)) چه اندرزها داده; ((حبيب بن مظاهر)) چه اندرزها داده است!
    وجود مبارك اباعبدالله(ع) از بدبختى آن مردم متإثر بود. نمى خواست حتى يك نفرشان به اين حال بماند. با مردم لج نمى كرد, بلكه به هر زبانى بود مى خواست يك نفر هم كه شده از آنها كم شود. او نمونه جدش بود: ((لقد جإكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمومنين رووف رحيم))(1 معناى ((عزيز عليه ما عنتم)), يعنى بدبختى شما بر او گران است. بدبختى شما براى اباعبدالله(ع) گران بود. يك دفعه سوار شتر مى شود و مى رود. برمى گردد, عمامه پيامبر(ص) را به سر مى گذارد, لباس پيامبر(ص) را مى پوشد, سوار اسب مى شود و به سوى آنها مى رود بلكه بتواند از اين گروه شقاوت كار, كسى را كم كند. در اين جا مى بينيم حسين(ع) يك پارچه محبت است, خيرخواه است, يك پارچه دوستى است كه حتى دشمن خودش را هم دوست دارد.(19) 6. آموزش شعارهاى سازنده
    امام حسين(ع) در روز عاشورا, شعارهاى زيادى داده است كه در آن ها روح نهضت خودش را مشخص كرده است كه من براى چه مى جنگم, چرا تسليم نمى شوم, چرا آمده ام كه تا آخرين قطره خون خودم را بريزم. همين شعارها بود كه اسلام را زنده كرد و پايه هاى دستگاه خلافت اموى را متزلزل ساخت.
    اشعارى كه اباعبدالله(ع) در روز عاشورا خوانده است, خيلى متفاوت است.(20) يكى از اشعارى كه روز عاشورا خواند و آن را شعار خودش قرار داد اين بود:
    الموت اولى من ركوب العار
    والعار اولى من دخول النار(21)
    نزد من مرگ از ننگ, ذلت و پستى عزيزتر و محبوب تر است.
    اسم اين شعار را بايد شعار ((آزادى)) و ((عزت)) گذاشت, يعنى براى يك مسلمان واقعى, مرگ هميشه سزاوارتر است از زير بار ننگ ذلت رفتن.
    شعارهاى عاشورا, شعار ((احياى اسلام)) است; شعارهاى زنده كننده, نه بى حس كننده و مخدر. شعارهاى عاشورا انسان را به گونه اى تربيت مى كند كه در هر كارى هدف عالى و خدايى داشته باشد و خداوند را بزرگ شمارد و غير او را كوچك بداند. 7. ترسيم خط حق و باطل
    از ديگر جلوه هاى زيبا و تربيتى عاشورا, خط كشى ميان حق و باطل و تبيين منطقه حضور و عمل انسان هاى ((ددمنش)) و ((فرشته خو)) است. وقتى خوبى و بدى و حق و باطل به هم درآميزد, تيرگى باطل, حق را هم غبارآلود و ناپيدا جلوه داده و يك ظلمت كده به وجود مىآورد.
    در اين ظلمت كده گمراهى انديشه ها و انسان ها طبيعى است و كفر نقابدار, مسلمانان ساده لوح و سطحى نگر را به شبهه مى اندازد. زيبايى كار امام حسين(ع) اين بود كه مشعلى روشن كرد تا راه روشن شود, تيرگى بگريزد, چهره ها در آن هواى گرگ و ميش, فتنه و دروغ, نمايان و باز شناسانده شود تا فريب و نقاب بى اثر شود. (22)
    عاشورا يك امتحان بزرگ بود كه در زمان و مكان خود بى نظير بود. حقيقت و جوهره انسان هاى مختلفى را برملا نمود. عاشورا به نوعى ((يوم الفصل)) بود, زيرا فضلى بين دو دسته از انسان ها باشد, عده اى فرسنگ ها به جلو رفتند و از سكوت تا ملكوت اوج گرفتند و گروهى نيز سير قهقرايى را طى نموده و در اين حماسه عظيم مصداق آيه ((... اولئك كالانعام بل هم اضل))(23) شدند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #77
      حماسه حسينى ؛ راز پيروزى و رمز تداوم انقلاب اسلامى



      از ديدگاه امام خمينى، نهضت عاشورا دين را احياء كرد و حاكميت اللّه، عبوديت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهى الهى به جاى فرهنگ منحط دستگاه اموى، ارمغان اين حماسه شكوهمند بود.


      حسن استفاده از ميراث محرّم‏

      از ديدگاه امام خمينى، نهضت عاشورا دين را احياء كرد و حاكميت اللّه، عبوديت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهى الهى به جاى فرهنگ منحط دستگاه اموى، ارمغان اين حماسه شكوهمند بود.

      «خطرى كه معاويه و يزيد بر اسلام داشتند اين نبود كه غصب خلافت كردند. اين يك خطر كمتر از آن بود. خطرى كه اينها داشتند اين بود كه اسلام را به صورت سلطنت در مى‏خواستند بياورند، مى‏خواستند معنويت را به صورت طاغوت درآورند... اين خطر را سيدالشهداء دفع كرد...»( 1)

      حضرت امام حكومت را به عنوان يك مجموعه در نظر مى‏گيرد و نشان مى‏دهد كه چگونه تسامح، سهل انگارى و خيانت در انتخاب شخص حاكم كه خود گناهى بزرگ است مى‏تواند فساد عملى را به سرعت به اركان حكومت سرايت دهد و از آنجا تمام شئون اجتماعى و فرهنگى جامعه را مخدوش نما يد. عدالت را كم رنگ و دين را از محتوا خالى كند. نفاق و ظاهر سازى، قدرت طلبى و بازگشت به اخلاق جاهلى را ترويج نمايد.
      آن روح قدسى با پيروى از حضرت اباعبداللّه و با الهام گرفتن از فرهنگ عاشورا بر اين حقيقت ثابت يعنى ترسيم دو جناح حق و باطل و مبارزه قاطع با اهل فساد و ستم به معناى عام آن و سازش‏ناپذير بودن آن دو يعنى بر همه اصولى كه در روش و گفتار رهبر عاشورا مشاهده مى‏ن مود تأكيد مى‏ورزيد و در هدف خود از قاطعيت ويژه و عزم راسخ و تغيير ناپذيرى برخوردار بود. حركت و انقلاب اسلامى را نيز بر اساس همين انديشه استوار ساخته بود كه آثار اين فرهنگ و تفكر در سيره و روش او و نيز در سخنانش به روشنى پيداست، در جائى فرموده‏اند:
      «خمينى مى‏تواند تفاهم كند با ظلم؟... خمينى آنجا هم كه بود مجد اسلام را حفظ مى‏كرد، مى‏تواند حفظ نكند؟ اسلامى كه پيغمبر اسلام اين قدر زحمت كشيده است خمينى و امثال خمينى مى‏توانند يك چيزى بگويند كه بر خلاف مصالح اسلام باشد.»(2)
      هنر حضرت امام در بهره‏ورى شايسته از عاشورا تعويض نگاه مردم بود. كارى كه حضرت امام موفق به آن شد اين بود كه نگاه مردم را در اين رويداد از مقام ثبوتى به اثباتى كشانيد و توجه مردم را بيشتر به فلسفه قيام جلب كرد تا خود حادثه، از قيام امام حسين(ع) و حماسه‏ها ى عاشورا مشعلى براى حركت و زندگى مردم ساخت و اين حماسه را در متن زندگى سياسى اجتماعى مردم وارد نمود و از آن به عنوان الگويى براى نجات انسانها از چنگال جنود شيطان الهام گرفت و آن را پشتوانه حركت و قيام عمومى ساخت. اين نگرش چنان تأثير شگرفى نهاد كه انسان‏ هاى ذليل، ترسو، ظلم‏پذير، بى اراده و فرو خفته در غفلت‏هاى فراوان را به انسانهاى استوار با شهامت، ستم گريز و خودباور تبديل ساخت و فرهنگ حسينى را در بطن اجتماع وارد ساخت و نظامى به ظاهر محكم و استوار را سرنگون نمود و تشكيلاتى ديگر به جاى آن بنيان نهاد و به مردم آموخت عاشورا فقط براى گريستن نيست بلكه اين گريه‏ها و مويه‏ها فلسفه دارد. آدمى ضمن گرامى داشت عاشورا بايد بياموزد كه حسينى زندگى كند وگرنه همچون يزيديان خواهد بود. بنابراين فرهنگ اين قيام مى‏تواند در تمامى جوامع درس‏آموز، هدايت گر و راهنما باشد و كل ام نبوى كه فرموده‏اند: «انّ الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة» تحقق عينى خواهد يافت.(3)
      زنده ماندن عاشورا با اين نگاه به معناى زنده ماندن همه ارزشهاى والاى انسانى و الهى است يعنى مصونيت جامعه در برابر سلطه گرى‏ها استبدادها و جهالت‏ها.
      قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، به دليل اوضاع اجتماعى و برخى تبليغات مسموم و منفى، اسلام در دنيا خرافه و كهنه و غير قابل استفاده در فرهنگ جوامع تلقى مى‏گرديد. نماز خواندن در مراكز عمومى نشانه‏اى از جمود به حساب مى‏آمد. يك مسلمان گاهى گناه ترك نماز را به دل يل فشار افكار عمومى مى‏پذيرفت. يكى از مقامات سياسى يكى از كشورهاى عربى در ماه رمضان به ديدن شاه ايران آمد. برايش چاى و ديگر وسايل پذيرائى آوردند. وى نقل كرده بود به شاه گفتم: ماه رمضان است من مسافرم شما مگر كسالتى داريد؟ در جوابم گفت: مگر شما هم اين خراف ات را قبول داريد؟(4) رئيس حكومتى در كشورى كه اكثريت آن شيعه هستند احكام قطعى قرآن و واجبات الهى را قبول نداشت. التزام به موازين شرعى را نوعى عقب افتادگى مى‏پنداشت. استفاده از شراب و ساير مشروبات الكلى عادى بود و قمار بازى و ساير مفاسد اخلاقى و اجتماعى هي چ گونه قباحتى نداشت. در اين وضع نگران كننده، امام خمينى با پيروى از امام حسين(ع) همه را از خواب غفلت بيدار كرد و مردم را به درجه‏اى از رشد و تعالى رسانيد كه احساس نمودند نه تنها اسلام خرافه نيست بلكه تنها راه نجات بشريت مى‏باشد.
      نگاه رهبرى انقلاب اسلامى به ميراث گرانقدر و حيات بخش عاشورا، تعالى بخش ولى در عين حال قدردان تلاش افراد در اعصار گذشته بود. آن روح قدسى ضمن آن كه خود عميق‏ترين تحول نظرى و عملى نسبت به درك عاشورا و نهضت حسينى را داشت. نقدى سازنده و احترام‏آميز به برداشت ‏هاى رايج از سنت‏ها و سوگوارى‏هاى محرم داشت و قدر و ارزش همين مجالس و محافل سنتى عزادارى و بزرگداشت‏هاى متداول و مرسوم را در حفظ اساس نهضت و انتقال پيام آن به خوبى مى‏شناخت و بر اين اعتقاد بود كه «ما هرچه داريم از محرم است» و يا اين كه «محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است» و «با ذكر مصائب اهل بيت اين مذهب تا حالا زنده مانده است» وامدارى خود را نسبت به سوگوارى‏هاى صادقانه و خالصانه مردم بروز مى‏داد و بعضاً با لحنى توأم با احترام، خطاى روشنفكران را در كم اعتنايى و ناديده انگاشتن كوششهاى گذشتگان اعلام م ى‏داشت. در عين حال با تعبير به اين كه همه ائمه به رغم تفاوت مقتضيات و اوضاع اجتماعى و سياسى كه به اختلاف مشى مبارزه مى‏انجاميد «اصل مبارزه با باطل» را با جديت دنبال مى‏نمودند، برداشت راحت طلبانه دينداران عافيت طلب را افشا مى‏ساخت و از همين موضع بود كه فر مود:
      «لازم است در نوحه‏ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناى از ائمه حق، بطور كوبنده فجايع و ستمگرى‏هاى ستمگران هر عصر و مصر(شهر) يادآورى شود.»(5)
      امام خمينى با حسن استفاده از ميراث بزرگداشت محرم و احياء و اصلاح ابعاد فراموش شده‏اش يا بد فهميده شده‏اش خيل عظيم محبّان كربلا و دوستداران اهل بيت را به سرچشمه كوثر حقيقى عاشورا اتصال داد و از توده وسيع اما خاموش و بى خطر عزاداران، مداحان، گويندگان مذهب ى و مرثيه سرايان فاجعه كربلا لشكرهاى فريادگر با هدف، شهادت طلب و فداكار سامان داد كه بنياد بيدادگرى ظلم و بيگانه پرستى را در كام آتش افروخته از ايمان به «كل يوم عاشورا» فرو بلعيد. به يمن اين حركت قيام 15 خرداد 1342 سند آغازگر نهضتى شد كه در عاشوراى 1357 سند ختم مشروعيت و مقبوليت رژيم شاهنشاهى را به امضاى همه مراكز خبرى و محافل تصميم‏گيرى هواداران نظام طاغوتى رسانيد و به اين ترتيب يكى از مستحكم‏ترين نظام‏هاى يزيدى تاريخ به مَدَد فهم درست از نهضت عاشورا به موزه تاريخ پيوست. قوى‏ترين عامل تحول جامعه‏
      در شرايطى كه تفكر ناب و اصيل اسلام محجور گرديده بود اهل ديانت با هجوم آفت‏ها تحرك و پويايى خود را از دست مى‏دادند و علائم حيات يكى پس از ديگرى زايل مى‏گرديد، احياگران چگونه مى‏توانستند نشاط و تكاپورا به اين پيكر نيمه جان باز گردانند و از خواب آلودگانى كه سراسر وجودشان را يأس و حرمان فرا گرفته و از فرط سستى و خمارى، احساس درد را هم از دست داده‏اند. چگونه انسان‏هاى باشور و حرارت، متعهد و اهل تكليف و دردمند بسازد. در اين شرايط امام خمينى براى يك دگرگونى اساسى و بنيادى به سراغ قوى‏ترين عامل تحول جامعه رف ت و با درك صحيح و عميق از مكتب، شناخت همه جانبه جامعه و توانايى از ارائه برنامه اصلاحى، سوژه كربلا را به كار گرفت زيرا متوجه اين حقيقت بود كه هيچ موضوعى مانند آن در اعماق جان شيعيان نفوذ نكرده و اين حادثه صرفاً جنبه فكرى و ذهنى ندارد بلكه با پر شورترين ا حساسات و عواطف عجين مى‏باشد چرا كه در هيچ واقعه‏اى به اين ميزان اشك نريخته و در هيچ ماتمى چنين سوگوارى نكرده و در هيچ مراسمى اين گونه به ميدان نيامده است.

      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #78

        به علاوه اين قيام آيينه تمام نماى ارزش‏هاى انسانى است و اوج ايثار، حماسه، جهاد، مبارزه، اشتياق معنوى و عبادت را به نمايش مى‏گذارد. از اين رو مطرح كردن عاشورا و ترسيم چهره راستين كربلا به معنى توجه دادن مردم به آشناترين چهره پرجاذبه‏ترين حركت توحيدى، كام لترين سرمشق و عالى‏ترين حماسه در هر عصر مى‏باشد. به همين دليل يكى از نويسندگان معاصر مى‏نويسد: «آية اللّه خمينى بيش از هر مقام شيعى كه داراى منزلتى قابل قياس با وى باشد خاطره كربلا را با احساس حادى از ضرورت سياسى به كار گرفته است.»(6)

        امام خمينى عقيده دارد بايد عاشورايى بوجود آورد:

        «اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن نظير عاشورا بوجود آوريد چطور عاشورا را محكم نگه داشته و نگذاشته‏ايم از دست برود. چگونه هنوز مردم براى عاشورا سينه مى‏زنند و اجتماع مى‏كنند، سلام بر مؤسس آن، شما هم امروز كارى كنيد كه راجع به حكومت موجى بوجود آيد، اجتما عات بر پا گردد.»(7)

        امام حسين(ع) جامعه را از حالت سكون و ايستايى خارج نمود و سبب بالندگى و شكوفايى آن گرديد. او كه عصاره اسلام ناب محمدى است قيام مى‏كند تانشان بدهد آنچه بنى اميه حكومت خود را به وسيله آن توجيه مى‏كند دين نيست بلكه نوعى فريب و نيرنگ است كه به نام دين عرضه م ى‏شود. اسلام حقيقى با چنين حكومتى سازگارى ندارد. امام خمينى نيز با اقتدا به امام حسين(ع) چنين كرد و در مقابل حكومت جابر همه مصايب را تحمّل نمود و با ايستادگى و سازش ناپذيرى خود مشروعيت اجتماعى و سياسى نظام شاهنشاهى را براى اولين بار در تاريخ ايران زير سؤ ال برد و براى هميشه جور آن را از سر مردم كم كرد و آزادگى و ظلم ستيزى امام حسين(ع) در وجود امام خمينى متجلى گشت. آن روح قدسى مى‏گويد:
        «حضرت سيدالشهداء به همه آموخت كه در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد.»(
        و در جاى ديگر فرموده‏اند:
        «امام مسلمين به ما آموخت كه در حالى كه ستمگران زمان به مسلمين حكومت جائرانه مى‏كنند در مقابل او اگرچه قواى شما ناهماهنگ باشد بپاخيزيد و استنكار كنيد. اگر كيان اسلام را در خطر ديديد فداكارى كنيد و خون نثار نمائيد.»(9)
        مقام معظم رهبرى حضرت آية اللّه خامنه‏اى تأكيد نموده‏اند:
        «عنوان پيروزى خون بر شمشير را امام بزرگوار از ماه محرم استحصال كردند و مردم ايران نيز با پيروى از حسين بن على(ع) از عاشورا درس گرفتند و سرانجام خون بر شمشير پيروز شد. حضرت امام به عنوان يك انسان حسينى و عاشورايى دنياى كفر و الحاد را به مبازره طلبيد و هم ه شاهد بودند كه در عمل چه كرد و امروز همه ما بايد عاشورايى باشيم تا حركت دنيا به سمت صلاح برود تسريع و زمينه ظهور ولى مطلق نيز فراهم شود. گويندگان علماى دين بايد با شمشير حق ذوالفقار علوى و ولوى عاشورا در مقابل تبليغات خصمانه و خباثت‏آميز دشمن بايستند و با همت و فداكارى خود بار ديگر همان معجزه بزرگ را در برابر جناح كفر مطرح كند.»(10)
        استاد شهيد علامه مرتضى مطهرى گفته است:
        «نداى امام خمينى از قلب فرهنگ و از اعماق و از ژرفاى روح اين ملت برمى‏خاست. مردمى كه در طول چهارده قرن حماسه محمد(ص)، على، زهرا، حسين (عليهم السلام)، زينب (س) سلمان، ابوذر و صدها هزاران مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسه‏ها با روحشان عجين شده بود بار دي گر همان نداى آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند. على را، حسين را در چهره او ديدند. او را آيينه تمام نماى فرهنگ خود كه تحقير شده بود تشخيص دادند. او توانست ايمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها به خودشان مؤمن كرد و مردمى كه سال‏ها اين آرزو را كه در زمره ياران امام حسين(ع) باشند رد سر مى‏پروراندند... به ناگاه خود را در صحنه‏اى مشاهده كردند آن چنان كه گويى حسين(ع) را به عينه مى‏ديدند و همين باعث شد كه به پاخيزند و يكسره بانك تكبير بر هر چه ظلم و ستمگرى است بزنند.»(11)
        انقلاب اسلامى صرفاً در صدد ايجاد يك امپراتورى قوى با سيستم رفاهى كم نظير يا ساختار فرهنگى و سياسى مبتنى بر نظريات علمى نبود بلكه اين حركت عظيم با حدوث و تداومش در صدد بود كه جامعه را از حضيض ذلت به اوج عزت برساند و محرومين صالح را به مقام وراثت و خلافت الهى در زمين نايل گرداند. از اين جهت وقوع اين تحول بزرگ با ديگر انقلاب‏ها تفاوت آشكارى دارد. علت اصلى پيدايش انقلاب اسلامى ايران سريان ولايت عاشورايى امام خمينى بود. اينك تداوم آن نيز در گرو حفظ و انتقال ولايت به نسل جديد و نسل‏هاى آينده خواهد بود. آنچه كه در فرايند اين تسرّى نقش واسطه را ايفا مى‏كند اصل معرفت و شناخت امام خمينى و محبت و عشق نسل‏ها به اوست كه خود بهترين مقدمه براى ورود به ولايت اهل بيت(ع) و ولايت الهى است. ولايت عاشورايى امام خمينى سرمنشأ علت محدثه انقلاب اسلامى بوده است يعنى پيروزى اين قيام را جز اعجاز ولايت حسين كه از آستين ولايت امام خمينى بيرون آمد نمى‏توان دانست. همين جاذبه معنوى و نفس رحمانى امام بود كه مس‏ها را تبديل به طلا ساخت و دمادم بر كالبد امّت عاشورايى خون تازه‏اى مى‏دميد و موج وار شخصيت عرفانى و حماسيش در جامعه تحول و پو يايى بوجود مى‏آورد. تداوم انقلاب نيز بر همين حضور دائمى بستگى دارد. در ميان اولياى غير معصوم نوادرى يافت مى‏شود كه در برخوردارى از شرايط ولايت تا مرز اولياى كامل الهى پيش مى‏روند. از همين روى گفتار و كردارشان حالتى ديگر پيدا مى‏كند. آنان مصداق اين روايت رسول اكرم(ص) هستند كه فرموده‏اند: «ان للّه عباداً ليسوا بانبياء يغبطهم النبيّون.»(12) خداوند بندگانى دارد كه گرچه پيامبر نمى‏باشند ولى فرستادگان الهى به حالشان غبطه مى‏خورند. امام خمينى در نقطه اوج اين گونه از اولياست چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامى در وص فش فرمود:
        «امام خمينى نشان داد كه در كسب فضايل تا مرز ائمه معصومين پيش رفتن اضافه نيست.»(13)
        استاد شهيد مرتضى مطهرى عدالت اجتماعى، استقلال، آزادى و معنويت اسلامى را به عنوان اركان تداوم انقلاب اسلامى نام مى‏برد و رخنه فرصت طلبان، عدم اخلاص و معنويت، ابهام طرح‏هاى آينده، نفوذ انديشه‏هاى بيگانه و تجدد گرايى افراطى را از آفات انقلاب مى‏داند.(14) ب ى شك همان عواملى كه انقلاب را پديد آورده‏اند بايد در استمرار اين حركت نقش ايفا كنند و قلب تپنده آن يعنى ولايت حق حضور داشته باشد وگرنه تمام اركان و اعضاء از حركت تكاملى باز خواهند ايستاد.(15) سرچشمه پيروزى‏
        ائمه (ع) ادامه دهنده راه انبياء هستند يعنى همان تزكيه تعليم و برقرار كردن قسط و عدل و بيرون آوردن امت‏ها از تاريكى‏ها به سوى نور و از شرك به توحيد و از تفرقه و جدايى به اتحاد و تفاهم و از ذلت به عزت. روح دعوت همه انبياء و اولياء نفى هرگونه استكبار و ا ستبداد بوده است و شعار هر مسلمانى كه حضرت امام خمينى بر آن تأكيد كرده‏اند اين است (نه ستم را بپذيريد و نه زير بار ظلم برويد) پيامبران آمدند تا عقل سليم مردم را شكوفا كنند و آنان را به بصيرت و تفكر و تعقل وا دارند چنانچه حضرت على(ع) فرموده‏اند: «و يثيروا لهم دفائن العقول(16) (فرستادگان الهى) آمده‏اند تا عقل‏هاى دفن شده را بيرون آورند و به كار اندازند دعوت مردم به معروف و نهى از منكر و دور كردن آنان از خرافات نيز از اهداف انبياء است(17) حضرت امام حسين(ع) نيز اين هدف را دنبال كرده و در وصيت نامه خود خطاب ب ه برادرش محمد حنفيه پس از شهادت به يگانگى خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و روز جزا فرموده‏اند: «و انّى لم اخرج أشراً ولابطراً و لا مفسداً و لاظالماً و انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امّة جدّى اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدّى و ابى على بن ابى طالب»(1 (يعنى من خروج نكردم از براى تفريح و تفرج و نه از روى بلند منشى و نه از براى فساد و خرابى و نه از براى ستم بلكه خروج من براى اصلاح امت جدم مى‏باشد. من مى‏خواهم امر به معروف نمايم و نهى از منكر كنم و به سيره و سنت جدم و آيين و روش پدرم على(ع) رفتار كنم).
        حضرت امام خمينى براى نجات مردم از آتش بيداد و تباهى‏هاى خاندان پهلوى و نيز ستيز با استكبار و رهبرى انقلاب اسلامى از اين مكتب درس گرفته و همان راه را ادامه داده‏اند:
        «ما كه تابع حضرت سيدالشهداء هستيم بايد ببينيم ايشان چه وضعى در زندگى داشت. قيامش، انگيزه‏اش نهى از منكر بود كه هر منكرى بايد از بين برود، ببينيم من جمله قضيه حكومت جور حكومت جور، بايد از بين برود.»(19)
        امام خمينى علل شكل گرفتن و بقاى انقلاب اسلامى را مديون و مرهون عاشورا مى‏دانند و مى‏گويد مردم درس قيام و مبارزه را از امام حسين(ع) فرا گرفتند. ايشان در سخنانى متذكر گرديده‏اند:
        «ما بايد همه متوجه اين معنا باشيم كه اگر قيام حضرت سيدالشهداء نبود امروز ما نمى‏توانستيم پيروز شويم. انقلاب اسلامى پرتوى از عاشورا و انقلاب عظيم الهى آن است.»(20)
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #79

          در جاى ديگر تأكيد كرده‏اند:

          «تمام اين وحدت كلمه‏اى كه مبدأ پيروزى ما شد براى خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگوارى و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد.»(21)

          امام يادآور شده‏اند:

          «اين خون سيدالشهداء است كه خون‏هاى همه ملت‏هاى اسلامى را به جوش آورد. ملت ما از طفل شش ماهه تا پيرمرد هشتاد ساله را در راه خداوند فدا كرد و اين اقتداء به بزرگ مرد تاريخ حضرت سيدالشهداء (سلام اللّه عليه) است... .»
          امام حسين(ع) فرموده‏اند: «لو لم يكن فى الدنيا ملجأ و لامأوى لما بايعت يزيد بن معاوية»(22) (برادرم محمد حنفيّه) اگر تمام اين دنياى وسيع هيچ پناهگاه و ملجأ و مأوايى نباشد باز هم با يزيد فرزند معاويه بيعت نخواهم كرد. امام خمينى نيز در مرز كويت وقتى به معظم له اجازه نمى‏دهند، به بغداد بر مى‏گردند و بعد به پاريس مى‏روند. آنجا از امام مى‏خواهند كه كوچكترين كارى را انجام ندهند ايشان مى‏فرمايند من هركجا بروم حرفم را مى‏زنم من از فرودگاهى به فرودگاهى ديگر و از شهرى به شهر ديگر سفر مى‏كنم تا به دنيا ثابت كنم كه تمام ظالمان دنيا دستشان را در دست يكديگر گذاشته‏اند تا مردم جهان صداى ما مظلومان را نشنوند ولى من صداى مردم دلير ايران را به دنيا خواهم رساند.(23)
          امام خمينى ضمن آن كه انقلاب اسلامى را نشأت گرفته از قيام سيدالشهداء(ع) مى‏داند بين يزيد و يزيديان و شاه و اعوان شاه و انصارش مقايسه‏اى دارد، كه:
          «آن روز يزيديان با دست جنايتكاران گور خود را كندند و تا ابد هلاكت خويش و رژيم ستمگر جنايتكار خويش را به ثبت رساندند و در 15 خردادماه 1342 پهلويان و هواداران و سردمداران جنايتكارشان با دست ستم شاهى خود گور خود را كندند و سقوط و ننگ ابدى را براى خويش به ج اى گذاشتند كه ملت عظيم الشأن ايران بحمداللّه تعالى با قدرت و پيروزى بر گور آتشبار آنان لعنت مى‏فرستيد.»(24)
          ايشان طى پيامى به مناسبت سالروز قيام 15 خرداد در تاريخ 15 خرداد 1361 فرمودند: «ملت عظيم الشأن در سالروز شوم اين فاجعه انفجارآميزى كه مصادف با 15 خرداد 1342 بود با الهام از عاشورا آن قيام كوبنده را به بار آورد و اگر عاشورا و گرمى و شور انفجارى آن نبود مع لوم نبود چنين قيامى بدون سابقه و سازماندهى واقع مى‏شد، واقعه عظيم عاشورا از 61 هجرى تا خرداد 1361 و از آن تا قيام عالمى بقية اللّه ارواحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلاب‏ساز است.»(25)
          خيلى از خواص به امام خمينى مى‏گفتند: نمى‏شود در مقابل حكومت شاه قيام كرد و استقامت در برابر چنين قدرتى امكان‏پذير نمى‏باشد! افرادى نيز سياست را از ديانت جدا مى‏دانستند و مى‏گفتند گام نهادن به عرصه‏هاى سياسى در شأن علما نمى‏باشد. امام خمينى در جواب آنان فرمود:
          «امام حسين(ع) نيروى چندانى نداشت و قيام كرد. او هم مى‏توانست بنشيند و بگويد تكليف شرعى من نيست كه قيام كنم. دربار اموى هم خيلى خوشحال مى‏شد كه سيدالشهداء بنشيند و حرف نزند اما مسلم بن عقيل را فرستاد تا مردم را دعوت كند به بيعت تا حكومت اسلامى تشكيل دهد. وقتى كه حضرت سيدالشهداء آمد مكه و از مكه در آن حال بيرون رفت يك حركت سياسى بزرگ بود كه در يك وقتى كه مردم دارند به مكه مى‏روند، ايشان از مكه خارج شود اين يك حركت سياسى بود تمام حركاتش سياسى بود و اين حركت اسلامى سياسى بود كه بنى اميه را از بين برد و اگر اين حركت نبود اسلام پايمال شده بود.»(26)
          امام خمينى در تمام مراحل انقلاب به پيروى از حسين بن على(ع) راه مقاومت، پايدارى و استقامت را پيشه خود ساخته و امت اسلامى را نيز متوجه چنين حقيقتى نمود و در بياناتى در فروردين 1342 در مورد وظايف مسلمانان در صيانت از ديانت فرمود:
          «شما پيرو پيشوايانى هستيد كه در برابر مصايب و فجايع صبر و استقامت كردند. آنچه امروز مى‏بينيم نسبت به آن چيزى نيست. پيشوايان بزرگ ما حوادثى چون عاشورا و شب يازدهم محرم را پشت سر گذاشته‏اند و در راه دين خدا يك چنان مصايبى را تحمل كرده‏اند... عيب است براى كسانى كه ادعاى پيروى از حضرت امير(ع) و امام حسين(ع) را دارند در برابر اين نوع اعمال رسوا و فضاحت‏آميز دستگاه حاكم خود را ببازند.»(27)
          در جاى ديگر امام تأكيد مى‏نمايد:
          «ما بايد روى آن فداكارى‏ها حساب كنيم كه سيد الشهداء(ع) چه كرد و چه بساط ظلمى را بر هم زد و ما هم چه كرده‏ايم؟ مگر خون ما رنگين‏تر از خون سيدالشهداء است؟ ما چرا بترسيم از اين كه خون بدهيم يا اين كه جان بدهيم. دستور اين است... دستور است براى همه كه كلِّ ي وم عاشورا و كل ارض كربلا دستور است به اين كه هر روز و در هرجا بايد همان نهضت را با استقامت ادامه دهيد.»(2 باران بيدارى‏
          بدون شك انقلاب اسلامى به عنوان تداوم قيام حسينى احياء اسلام را بعد از چهارده قرن به بهترين شكل به منصه ظهور رسانيد. همانگونه كه قيام امام حسين(ع) عكس العملى در مقابل تحريف اصول ديانت به حساب مى‏آمد. انقلاب اسلامى پس از قرن‏ها ضعف و انحطاط مسلمانان موج ب مرحله جديدى از ظهور مجدد اسلام گرديد. نهضت امام حسين يك حركت بزرگ فرهنگى است كه انسان‏ها را از درون متحول مى‏كند تحولى كه لزوماً در مسايل سياسى، اجتماعى زمان اثر مى‏گذارد. انقلاب اسلامى نيز به اعتبار موقعيت رهبرى آن و موضع‏گيرى امام خمينى حركتى فرهنگى محسوب مى‏گرديد چرا كه امام در مرحله نخست جانها را متحول كرد و پس از آن توانست ساختار نظام سياسى ايران را دگرگون كند.همانگونه كه در نهضت عاشوراى حسينى جان انسان‏ها در پرتو شهادت و فداكارى روشنايى گرفت. در انقلاب اسلامى ايران، عاشورا چراغ راه و موجد انقلاب درونى گرديد. امام خمينى به صراحت در اين‏باره فرموده‏اند:
          «آن چيزى كه در اينجا حاصل شد و بايد او را جزء معجزات ما حساب بكنيم همان انقلاب درونى اين ملت بود. انقلاب درونى اين ملت موجب شد كه انقلاب پيدا شد و همان انقلاب درونى آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خداى تبارك و تعالى موجب شد كه در تمام اين دوره ‏اى كه ما در آن هستيم از اول كه قيام شد و بعد اين انقلاب مبدّل شد و بعد پيروزى شد و تا الآن روز به روز مى‏بينيد كه حضور ملت و تعهد ملت رو به افزايش است اين نه براى انقلاب است بلكه براى انقلاب درونى است... پيروزى را ما بايد از انقلاب درونى مردم جستجو كني م.»(29)
          در ماجراى عاشورا آن چنان جان مردم در سايه سلطه ستم و سركوب دچار تحريف و انحراف شده بود كه تنها حماسه حسينى مى‏توانست در درون انسان‏ها تحوّل ايجاد كند. در قيام كربلا حركت امام حسين(ع) اصلاح گرايانه و مخالفت با تحريف حقيقت و انحطاط ارزشهاى اسلامى و استقرا ر سنت‏هاى موهوم قومى و قبيله‏اى رژيم اموى بود.
          تكيه گاه انقلاب اسلامى دگرگونى در روح و روان انسان‏هايى بود كه هدايت آنان به دليل فرهنگ استبدادى و سياست‏هاى تخريبى رژيم پهلوى كم رنگ و محو شده بود و ارزشهاى ايران باستان به عنوان حربه در مقابله با اسلام مطرح گرديد. تغيير تقويم از هجرى شمسى به شاهنشاهى، روشن‏ترين علامتى بود كه نظام شاهنشاهى طى آن تصميم گرفته بود پيوند ايران اسلامى را با اسلام قطع كند چنانكه روشنفكران وابسته به دربار كوشيدند هويت ايران و آداب و رسوم بومى را در مقابل ارزشهاى دينى قرار دهند. امام و مردم نگاهشان به عاشورا بود و شهادت. شاه و حاميانش نگاهشان به كوروش بود و ماندن.(30)
          يكى از انگيزه‏هاى اساسى امام خمينى در نهضت اسلامى ايران، عزت خواهى و تقويت روحيه سربلندى و شكست ناپذيرى مردم ايران بوده است. به همين دليل ايشان از ذلت پذيرى دولت ايران كه طبعاً به حساب مسلمين تلقى مى‏گرديد سخت احساس بيزارى نمود. روح بلند و عزيز بنيان گذ ار نظام اسلامى در ايران با شنيدن و يا مشاهده اندك حركتى ذليلانه متلاطم مى‏گرديد، مى‏خروشيد و سيلى به راه مى‏انداخت و ذليلان و آنها كه حقارت مردم ايران را طالب بودند را در غرقاب آن هلاك مى‏نمود. از پرهيجان‏ترين سخنرانى‏هاى ايشان، بيانات امام عليه پيمان ذل ت بار كاپيتولاسيون است. در اين سخنرانى مردم تحت تأثير احساسات رهبرشان قرار گرفتند و بيش از پانزده بار گريه شديد حضّار سخنان امام را قطع نمود.(31) امام در اين بيانات به رغم تهديد جدى رژيم پهلوى در نطق خود ضمن حملات شديد به طرح اسارت بار و ذلت آور و ضد اسل امى مذكور و اعلام خطر به علما و مراجع و حوزه‏هاى علميه و ارتش و ملت ايران با صراحت فرياد زد:
          «... رئيس جمهور آمريكا بايد بداند كه امروز در پيش ملت ما منفورترين افراد بشر است. امروز تمام گرفتارى ما از آمريكا است.»(32)
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #80

            امام در فراز يكى از سخنان خود فرياد زد:

            «خمينى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد.»(33)

            و در پيامى ديگر فرمود:

            «من اكنون قلب خود را بر سر نيزه‏هاى مأمورين شما حاضر كرده‏ام ولى براى قبول زورگويى‏ها و خضوع در مقابل جبارى‏هاى شما حاضر نخواهم بود.»(34)

            موضع‏گيرى‏هاى فوق انگيزه رد بيعت از سوى امام حسين(ع) را به خاطر مى‏آورد. تعبير بلند «هيهات مناالذله»(35) اين بخشى از روحيه سازش ناپذيرى و عزت‏طلبى امام بوده است.

            حضرت امام خمينى به قدرى به مسئله عزت مسلمانان اهميت مى‏داد كه مى‏فرمود: وقتى عكس محمد رضا شاه معدوم را در برابر فلان رئيس جمهور آمريكا، كه آن طور ذليلانه در مقابل او ايستاده بود، ديدم بسيار ناراحت شدم و تلخى اين منظره هنوز براى من باقى است كه شاه مملكت اسلامى در برابر كافر خدانشناس، اين طور اظهار كوچكى كند.(36)

            دگرگونى بنيادى در ارزشهاى فرهنگى‏

            امام حسين(ع) مظهر جهاد وايثار، حماسه و خشم مقدس است. طاغوت و عوامل وابسته به او قصد داشتند عنصر اسلامى را در اعماق باورها، انديشه‏ها و گرايش‏هاى امت مسلمان ايران به صورتى رخوت آور و مسخ شده درآورند و در نتيجه بسيارى از سرمايه‏هاى عظيم معنوى و اسلامى ر ا در بين افراد جامعه آن چنان كوچك و محدود و واژگونه جلوه دادند كه روح و حقيقتش تهى گرديد و تنها قالبى بسيار تحريف شده از آن باقى ماند اما رهبر نستوه انقلاب اسلامى عاشوراى ملت را زنده كرد و چهره تابناك امام حسين(ع) را از آن زواياى تاريك تاريخ و از پشت ابر هاى تيره وارد صحنه كرد. مردمى كه ساليان متمادى در بى تفاوتى بسر مى‏بردند و در برابر سرنوشت اجتماعى خود احساس مسؤوليت نمى‏كردند و اسلام را صرفاً در گوشه مساجد و محافل دينى مى‏شناختند و دين را جداى از مسايل سياسى و اجتماعى تلقى مى‏كردند در پرتو رهبرى قاطع امام خمينى ناگهان اسلام را به گونه‏اى اصيل و ناب فرا گرفتند. دانستند كه اسلام در متن جامعه و سياست تحول ايجاد مى‏كند و همه در برابر سرنوشت خويش مسؤولند.(37) شهيد دكتر محمد جواد باهنر مى‏نويسد: رهبر عاليقدرمان امام خمينى عاشوراى ما را زنده كرد. در عاشوراى دو روز قبل از پانزده خرداد سال 1342 جملات نوحه گرى و سينه زنى همه ساله ناگهان به شعارهاى تند عليه طاغوت زمان تبديل شد. همان نيروهايى كه ساليان دراز بر باد مى‏رفت و نابود مى‏شد و كسى خبر نداشت كه چگونه اين نيروهاى عظيم در بطن جامعه وجود دارد ناگهان اين ن يروها بالا آمد و به صورت يك موج و يك اعتراض شد و دشمن را لرزاند يك دفعه صفحه عوض گرديد و مردم آن شعار معروف را سر دادند كه: «خمينى خمينى خدا نگهدار تو، بميرد بميرد دشمن خونخوار تو»(3 بنابراين يكى از بزرگترين بركات انقلاب اسلامى مردم ايران دگرگونى بنياد ى در ارزشهاى فرهنگى، در معيارهاى قضاوت و ارزش گذارى مقام و شخصيت و وضع اجتماعى، فضيلت‏ها، كرامت‏ها و رفعت‏هاى انسانى بود. به قول شهيد باهنر: انقلاب اسلامى در راه متجلى كردن حقايق و شناخت شخصيت‏ها و متبلور كردن ارزشهاى واقعى به جاى ارزش‏هاى طاغوتى و شيطان ى بزرگترين خدمت را به بشريت كرده است.(39)

            شهيد مظلوم آية اللّه دكتر بهشتى در اين زمينه خاطر نشان ساخته است: اگر انقلابى در ايران روى داده، جهت اين انقلاب روشن است. حاكميت صدق، حق، عدل، عفت، تقوا، مهر، عطوفت، برادرى الهى، قهر و غضب فى اللّه، دوستى با دوستان خدا، دشمنى با دشمنان خدا است. انقلاب براى حاكميت اين ارزشهاى متعالى و مبارزه با نفى ضد ارزشهايى بوده كه سال‏ها و قرن‏ها بر زندگى ما مردم، بر اخلاق، بر روابط، در زندگى خصوصى، خانواده‏گى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى ما حاكم بو د. انقلاب براى اين بود كه آن ضد ارزش‏ها را از حاكميت بيندازد و ارزشهاى اصيل متعالى و الهى و نور را به جاى ظلمات حاكم كند.(40)

            اين همان آرمان‏ها و ارزش‏هايى است كه امام خمينى درباره‏اش فرموده‏اند:

            «جمهورى اسلامى ايران نبايد تحت هيچ شرايطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد.»(41)
            با توجه به اين كه نيروى محركه انقلاب اسلامى حماسه عاشورا، روح ايمان و اعتقادات مذهبى است بنابراين بايد هويت اسلامى، ارزشهاى دينى و فرهنگى آن حفظ شود و كانونهايى كه در جهت بارور كردن انقلاب و آشنا كردن نسل جوان با فضايل و مكارم نقش بسيارى داشتند، بايد به عنوان سنگر دفاع از انقلاب و ارزش‏هاى آن حفظ و تقويت شود. لازم است منظومه منوّر عاشوراى حسينى با پيام پيروزى خون بر شمشير در الگوى رفتارى و مناسبات اجتماعى و سياسى حضور دائم داشته باشد.
            امام خمينى در سخنرانى‏هاى متعدد تكليف را براى امت خود روشن كردند و يادآور شدند كه نهضت ما در امتداد قيام حسينى است:
            «تكليف ماها را حضرت سيدالشهداء(ع) معلوم كرده است.»(42)
            البته امت اسلامى اين درسها را بخوبى آموختند و خود كه بهترين شاگردان مكتب عاشورا بودند چنان به رشد و تعالى رسيدند كه معلمان فرهنگ عاشورا گرديده تا به نسل‏ها و عصرهاى بعد بياموزند و حجت را بر همه تمام كنند كه نهضت سيدالشهداء مى‏تواند سرلوحه تمام امور قرار گيرد.
            چنانچه ابا عبداللّه از ياران خود تقدير مى‏كند و مى‏فرمايد:
            «همانا يارانى باوفاتر از ياران خود سراغ ندارم و بهتر از ايشان را نمى‏شناسم...»(43)
            امام نيز از امت خود تقدير مى‏كند:
            «من با جرأت مدعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه(ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين(ع) و حسين بن على(ع) مى‏باشند آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيد الشهداء آن شد كه شد. آنان كه در شهادت دست آلوده نكردن د يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. اما امروز مى‏بينيم كه ملت ايران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قواى مردمى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه‏ها و مردم پشت جبهه‏ها با كمال شوق و اشتياق چه فداكارى‏ها مى‏كنند و چه حماسه‏ها مى‏آفرينند.»(44)
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #81
              تقابل شُور و شُعور در عزاداري نوين



              اينان بايستي تكليف خود را روشن كنند كه نه هم طبل زن يزيد در غير محرم باشند و هم سينه زن حسين در ماه محرم ، اگر جلوي عزادار حسيني را در هر كسوت و جايگاهي را نمي توان ونبايد هم گرفت اما روي سخن با آن كساني است كه حضورشان به عنوان مداح و مرثيه خوان ، هم جايگاه ذاكران واقعي اهل بيت (ع) را خدشه دار مي كنند و هم بودنشان تبعاتي اختلاف بر انگيز و تنش زا دارد .


              محرم وصفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است. « امام خميني»
              محرم و صفر هر سال فرصتي است كه غواصان معارف عاشورايي در اين درياي بيكران فرمايش احياء كننده اسلام در عصر حاضر ( حضرت امام راحل ره) غوطه ور شوند و هر سال خود را به زلال حقيقت اين سخن وحي گونه مراد خود كه برگرفته از كوثر جوشان حيدري است نزديك كنند ، محرم وصفري كه تجليگاه ايثار و عرفان است . در آستانه هرمحرم و صفر هر دوستدار و ارادتمند ابي عبدالله (ع) به گونه اي خود را براي عاشورا وكربلاي ديگر مهيا مي سازد . بايد نگريست منظر و زاويه ديد افراد چگونه است بعضي ها سراغ كميت عزاداري اند و عده اي هم به دنبال كيفيت ، گروهي شور و ايثارعاشورا برايشان متجلي است و قليلي هم شعور و عرفان حسيني (ع) آنان راحيران ساخته است بهر جهت هركسي از سفرة دايره المعارف اسرار غيبي مُحرَّم ، و صفر به قدر قابليت خود متنعم مي شود . لازمه رسيدن به حقيقت محرم آن است كه آناني كه داعيه حسيني بودن را دارند هم محَرّم محرم شوند و هم مُحرِم از محرمات . عزادار حسيني از آنجايي كه محرم مظهر واجباتي همچون جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و تولّي و تبرّي، از فروعات دين است بايد اوليات از فروعات ، خصوصاً نماز كه طهارت مقدمه آن هست را نيز مُحرم شود.

              عزادار حسيني براي مَحرَم شدن با مُحرّم بايستي تمام اعضاء وجوارحش با طهارت باشد . خصوصاً چشم و زبان كه شاهراه انتقال مشاهدات و ملفوظات به قلب مي باشد . هموم و غموم محرم و صفر از جانب خداوند سبحان اعطائي است كه قلب هر مسلماني كه ذره اي از نور ايمان درش تابيده باشد. طبق قول نبوي(ص) حرارت وشورحسيني (ع) در او تفضلاً خواهد بود . اما محرم و صفر فصل اكتساب سجايا و فضائل انساني است كه ما بايد خود را با شاخصه ها و الگوهاي عاشورائي قرين ساخته و خود را براي محرم شدن با محرم تربيت كند . و از رذائل و آلو دگي هايي كه با طهارت او منافات دارد دوري كند ، اين ابليس نفس با استعانت از ابليس خلق به هر نحوي از انحاء مختلف مي خواهد حسينيان را باعاشوراي ناب و فرهنگ مُحرم نامَحرم كند ،*عزيزان عزادار بايد با استفاده از فرمايشات اسلام شناسان حقيقي يعني مقام ولايت امر و مراجع عظام حتي در نحوة عزاداري هم با مجوز شرعي و تكليفي عمل كنند چرا كه خدمه شياطين و خطوات بواطل فراوان است . به سفارش معمار نظام و انقلاب (امام راحل) و همچنين رهبر فرزانه انقلاب بايستي عزاداران حسيني (ع) به عزاداري هاي سنتي روي آورند چرا كه هر چه شيوه و روش عزاداري كثرت پيداكند آفت و آسيب هاي آن نيز فراوان تر و نوين تر مي شود.

              درهيچ جايي از تاريخ اسلام از لسان مبارك و طاهر معصومين (ع) سراغ نداريم كه از محبان و شيعيان خود خواسته باشند كه خودشان را در قالب وفادار و مودت به ذي القربي انتساب به نجس العيني همچون كلب خطاب كنند . حسين (ع) از دوستدار وعزادار خود قاسم وعباس بودن را توقع دارد كه مزه جهاد با نفس و جهاد با كفر را ( احلي ِمن العَسل ) بداند و يا عباسي كه مظهر تربيت قرآني و مظهر وفا و ادب مع الله در محضر خليفه الله و حجت الله زمان خود است ، بايستي با محرّم مَحرَم شد و لازمه محرم شدن مُحرِم شدن است . احرام از آلودگي و محرمات ، احرام از بدعتها و تحريفات.

              اين نحوه عزاداري هايي كه شورمحض است و شعور را مي*ربايد صرف حال است ، حال گذراست بايستي حال را با معيارهاي ديني به ملكه وجودي تبديل كرد شور در ابتداي امر مناسب است اما مقصد نيست مقدمه است، بايستي با شور به شعور رسيد چراكه كربلا از درسها و متجلياتش شعور و فهم عاشورايي بود، شور بدون شعور انحراف را در پي خواهد داشت.

              از مصاديق مهم احرام در ماه محرم وصفر مراقبت از حضور مؤمنين مسجد نديده و مداحان فصلي است كه هم «سر سفره لهو و لعب معاويه مي نشينند و هم اقامه نماز جماعت به امامت علي (ع) را دوست دارند »

              اينان بايستي تكليف خود را روشن كنند كه نه هم طبل زن يزيد در غير محرم باشند و هم سينه زن حسين در ماه محرم ، اگر جلوي عزادار حسيني را در هر كسوت و جايگاهي را نمي توان ونبايد هم گرفت اما روي سخن با آن كساني است كه حضورشان به عنوان مداح و مرثيه خوان ، هم جايگاه ذاكران واقعي اهل بيت (ع) را خدشه دار مي كنند و هم بودنشان تبعاتي اختلاف بر انگيز و تنش زا دارد . باشد آن روزي كه تمامي عزاداران ومحبان حسيني درهمه حال بويژه در ماههاي محرم و صفر با احرام به دستورات الهي محرم شوند و همچون شهداي كربلا بين شور و شعور حسيني تعاملي ايجاد كنند كه به اين حقيقت كلام نوراني حضرت امام راحل (ره) برسند كه با احياء محرم و صفر اسلام را تا انقلاب مصلح جهاني بقيه الله الاعظم زنده بدارند.
              اللهُّمَ ارزقني شفاعه الحسين (ع) يَومُ الوُرود
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #82
                تحريفات عاشورا از منظر دانش هرمنوتيك


                نكته‏اى كه مايه دريغ و هراس است اين كه واقعه عاشورا در فرايند و سير و تاريخى خود مشمول تعابير و تفاسير مختلف واقع شده است اما مع الاسف هر يك از تعابير موجود، با انحصارطلبى و تماميت‏خواهى، خود را حق مطلق پنداشته و ساير تعابير و تلقى‏ها را باطل انگاشته و در طرد و طعن آنها از هيچ مجاهدتى فروگذار نكرده‏اند.


                به جرأت مى‏توان گفت كه كمتر حادثه‏اى در تاريخ و تمدن ايرانى - اسلامى به اندازه واقعه عاشورا معروض برداشت‏ها و تفاسير مختلف واقع شده و قابليت تأويل‏پذيرى‏هاى متنوع و متعددى داشته است. به نوعى كه مى‏توان آن را از مناقشه آميزترين و بحث خيزترين وقايع اين تمدن به شمار آورد. تكثر معنايى و تعدد روايت‏ها و قرائت‏هاى موجود از عاشورا، ناظر به همين مدعا و مؤيد آن است. انبوهى برداشت‏ها و تفسيرها از حادثه‏اى متواتر و تاريخى، مايه شگفتى مخاطبان گرديده و آنان را براى كنكاش و تأمل در ابعاد خاموش و زواياى پنهان اين واقعه به وسوسه مى‏افكند.

                نكته‏اى كه مايه دريغ و هراس است اين كه واقعه عاشورا در فرايند و سير و تاريخى خود مشمول تعابير و تفاسير مختلف واقع شده است اما مع الاسف هر يك از تعابير موجود، با انحصارطلبى و تماميت‏خواهى، خود را حق مطلق پنداشته و ساير تعابير و تلقى‏ها را باطل انگاشته و در طرد و طعن آنها از هيچ مجاهدتى فروگذار نكرده‏اند. بارى، چنين به نظر مى‏رسد كه اين پديده ريشه در استبداد كهن و پنهانى دارد كه در ذهن و زبان ما ريشه دوانده است و مگر عملِ آدمى، برگ و بار ذهنيت و انديشه‏هاى وى نيست؟

                در نگاه هرمنوتيكى به عاشورا به مثابه يك متن تاريخى، عطف توجه به موارد ذيل ضرورى مى‏نمايد :

                الف) رفتار شناسى حادثه‏آفرينان و ايفاگران نقش در متن جريان عاشورا

                ب) اقوال و سخنانى كه بين طرفين مختاصم رد و بدل شده است.

                ج) اقوال گزارش گران و ناظران عينى مستقيم يا با واسطه واقعه عاشورا.

                د) بررسى حوادث متقدم و متأخر بر حادثه عاشورا كه نوعى ترابط و تلائم و نسبت مستقيم يا غيرمستقيم با اصل حادثه داشته‏اند.

                ه') استناد به متن حادثه و لحاظ وضعيت / شرايط جغرافيايى و اجتماعى پيرامونى واقعه همان‏طور كه فهم و ا دراك متون را بر بنياد قرائن و شوا هد مندرج در لايه‏هاى آشكار و پنهان متن / فرامتن انجام مى‏دهيم، در فهم و برداشت حوادث تاريخى نيز بسان فهم و تعبير متون، بايد گونه‏اى اتكاء به قوانين و قواعد محاورات عقلايى وجود داشته باشد و عاشورا به مثابه يك حادثه / متن، مشمولِ چنين قاعده‏اى خواهد بود.

                حال اگر كسى بدون مراعات قواعد و اصول اجماعىِ تفسير و تأويل و بدون لحاظ موارد پنجگانه مذكور، فهم و برداشتى دلخواه از عاشورا انجام دهد مى‏توان گفت كه از حوزه قانونمندى تعبير و فهم يك حادثه خارج شده و به جاى تعبير دچار تحريف واقعه شده است. عدم التزام به شيوه‏هاى صحيح فهم و تعبير متن / حادثه را مى‏توان سنگ بناى پديده تحريف شمرد. البته اين نكته كه چه كسى / عقيده‏اى مى‏تواند ملاك و مناط و داور چنين ميدانى باشد نيز خود بحثى مناقشه‏خيز است كه در اين جا به آن نمى‏پردازيم.

                تأكيد و تكيه بيش از حد بر قرائتى خاص از عاشورا نيز زمينه‏ساز تحريفات عمده‏اى در آن شده است.

                از جمله مباحث مهم در جامعه شناسى دين، تبيين نسبت موجود بين دو مفهوم ايمان و دين است.

                غلبه ظاهر و فرم بر محتوا باعث تقابل و قرار گرفتن دين عليه ايمان خواهد شد. اگر دين را نهادى اجتماعى بدانيم كه با ايجاد مؤسسات، عادات، آداب و سنتهايى خاص تداوم مى‏يابد و ايمان را تكيه‏گاه و پى و بنيان اصلى آن فرض كنيم تقا بل مزبور در گذر زمان امرى ناگزير خواهد بود. تحكيم ظواهر دينى (در صورتى كه شائبه آلود و تحريف‏آميز باشند) منجر به تنگ‏تر شدن عرصه براى ظهور تجربه‏هاى ناب ايمانى مى‏شود. دين را مى‏توان وضعيت مستقر و ايمان را وضعيت عدم استقرار و تعليق تلقى كرد.

                هم‏چنان كه تفكيك و تمايز دين و معرفت دينى، امرى مبارك و ميمون است بايد دين و ايمان را نيز از هم تفكيك كرد. در ذيل و ظل اين تفكيك، ميراث دينى و ماترك بر جاى مانده نيز بر دو قسم خواهد بود، بخشى از آن فراهم آورنده بسترهاى ايمانى و زمينه‏ساز لحظه‏هاى شگرف انفجارى و كشف و شهود انسانى پرمخاطره است و بخشى ديگر ميراث دين به مثابه نهادى كه وارد عرصه و عالم طبيعت شده و ناگز ير از مرجعيت و مصدريت و پاسخگويى به تمام نيازها و انتظارات تئوريك و عملى آدمى است و مآلاً ناچار از ورود و تد اخل با حوز ه‏هاى اجتماعى و سياسى خواهد بود و در غايت امر نيز به پشتوانه نظام اخلاقى يا الگوى تفسيرى ايدئولوژى خاصى فروكاسته مى‏شود. برعكس وضعيت / شرايط ايمانى كه در آن فضيلت از دل آزادى برخاسته و زندگى مؤمنانه سرشار از تلاطم و جستجو و اعتراض است، در وضعيت دينى، گرايش به سعادت پايدار و پرهيز از هرگونه اضطرابى كه برهم زننده تعادل ميان لذت و رنج باشد سرلوحه كارهاى دينداران است. استفاده از انواع تشخص‏ها، منزلت‏ها، اعتبارات و مواهب زندگى اجتماعى از ديگر پيامدهاى معشيت ديندارانه است.

                استقرار و تداوم دين صرفاً در چارچوب عادات و آداب و سنت‏هاى خاص و لايتغير امكان‏پذير است و دين در اين رهگذر، خود را در هاله‏اى از ضرورت مى‏پوشاند تا به پديده‏اى ازلى و ابدلى بدل شود و بنابراين خود را با اضطراب هستى شناختى آدميان درگير و دچار چالش نمى‏كند در حالى كه ا يمان اساساً پردازشگر مبحث «درد جاودانگى و سرشت سوگناك» زندگى است، اتفاقى غريب و پيش‏بينى ناپذير و خالق تجربه‏هاى تازه. دين به مثابه تجربه‏اى جمعى و عمومى، برآن است كه تجربه‏هاى يگانه ايمانى را در قالب و ظرفى مشخص و معين ريخته و به همه آنها شكل و فرم واحد بخشيده و پاره‏اى آداب و سنن خاص پديد آورد. سنتى دير پا كه به تعهد و سرسپردگى عميق و مطلق دينداران منجر شده و خروج و عدول از آن هم معناى بدعت و ارتداد خواهد بود.

                در جريان همين پروسه است كه دين براى اين كه مورد مقبوليت عام نيز پيدا كند و مناسب حال عموم افراد باشد به گونه‏اى معنى زايى و هدف‏سازى دست مى‏يازد. قهراً در خلال اين فرايند، بسيارى از تحريفات و خرافات نيز براى اقناع روانى مخاطبان عام جعل و ايجاد شده يا از منابع معرفتى غيردينى اخذ و پذيرفته شود. پاره‏اى از تحريفات معلول حس نوآورى يا بدعت است (منظور از بدعت يعنى امرى نابوده و نوپديد كه در مواجهه با شريعت منجر به كاهش يا افزايش آن خواهد شد) و پاره‏اى ديگر ريشه در جهل و فقر علمى واضعانِ تحريف و نيز مخاطبان دارد.

                بر اين مسأله بايد شأن و وصفِ اسطورگى واقعه را نيز افزود. اساساً تلقى اسطوره‏اى از هر پديده، بدان اوصافى متعالى و متافيزيكى و فراانسانى بخشيده،. هر واقعه / پديده را در هاله‏اى از تقدس و رازورانگى مى‏پوشاند در واقعه عاشورا نيز از اين دست وقايع، فراوان ديده مى‏شود از جمله اين كه در عاشورا، گروه جنيان به كمك امام‏حسين آمدند اما امام، يارى آنان را ردّ كرد يا اين كه از زيرسنگ‏هايى كه برمى‏داشتند خون تازه مى‏جوشيد...

                گريستن كروبيان و فرشتگان عالم قدس بر اين واقعه، خون باريدن از آسمان، تيره و تار شدن آسمان، به سگ و سنگ تبديل شدن برخى از دشمنان بعد از واقعه عاشورا و ... همگى، پاره‏اى از اوصاف اسطوره‏اى و فراتاريخى است كه ذهن‏هاى اساطيرى و محب به واقعه عاشورا بخشيده است در اين ساحت، تحريك عواطف - به مثابه هدف اصلى، فضا را بر ساير عناصر و اركان واقعه تنگ كرده و قهراً براى نيل به اين هدف بايد واقعه را هر چه بيشتر در فضاهاى راز ناك و ماوراء طبيعى قرار داد تا به اقناع بيشتر قلوب مؤمنان منجر شود.

                اگر از اين زاويه به مسأله بنگريم، پاره‏اى از تحريفات موجود در واقعه عاشورا، قابل توجيه و تعليل خواهند بود؛ چرا كه پرداختن بيش از حد به شأن اسطوره‏اى عاشوراً، قهراً باعث غفلت از ساير ابعاد و زواياى آن شده است و نتيجه چنين شد كه «اين حادثه اسطوره‏اى، پيش از آن كه بر عظمت و غايت و عقلانيت حركت كسى چون امام حسين تأكيد كند، به شدت بر قساوت ظالمان تأكيد مى‏كرد، لذا در حادثه عاشورا و در نقل اين واقعه، يزيديان، معمولاً از حسين و اصحاب او سهم بزرگ‏ترى يافتند، كارهايى كه آنها كرده بودند فجايع و شدت قساوت آنها هميشه به رخ كشيده و از مستعمان دعوت مى‏شد كه به خاطر آنها گريسته و بدانند كه چه نمايش هولناكى از حركات ضد انسانى در صحراى كربلا پديد آمده است. آن چه كه به چهره انسانى حركت فرزند پيامبر مربوط مى‏شد، آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نمى‏گرفت.» 1

                نزديكى و قرابت تاريخى تشيع و تصوف نيز در دامن زدن به آتش تحريفات عاشورايى، نقش ويژه‏اى داشت و از رهگذر همين قرابت، واقعه عاشورا و قهرمانان آن در دام تعابير اسطوره‏اى و تعاريف صرفاً آنجهانى افتاد و مشمولِ قواعد و قوانين متا فيزيكى (انجام امور، خارج از روال منطقى و طبيعى آن‏ها) واقع شد. در هرمنوتيك عاشورا نيز مى‏توان غلبه بعد متافيزيكى را در كنار تبيين‏هاى شهادت‏گرايانه و تعبدگرايانه از واقعه كربلا، موجد و باعث اصلى تحريفات به شمار آورد.

                نكته‏اى كه به آن اذعان داريم اين است كه بزرگداشت واقعه عاشورا بويژه عزادارى، به هر زبانى ممكن و مطلوب است، به عبارت ديگر، منظور از اين سخنان، مبارزه با سنت‏ها نيست، سنت‏هاى آئينى تا زمانى كه به تحريف محتوا منجر نشوند، واجد ايرادى نيستند و حضور و ظهور آنها در حوزه عمومى و اجتماعى پذيرفتن است مثل سينه‏زنى و زنجير زنى و ..... اما اگر اين گونه رفتار هاى اجتماعى، منتهى به نقض غرض شده و باعث تخديش وجهه و حرمت دينى شوند(مثل قمه‏زدن، استفاده از الفاظ سخيف و ذلت‏بار در توصيف قهرمانان واقعه عاشورا، غلو و اغراق و ...) بايد به شدت طرد و رد شوند. البته مقصود از طرد سنت‏هاى نادرست، جايگزين كردن شيوه‏هاى سوگوارى مدرن (مثل استفاده از پيانو و ارگ به جاى سنج و طبل) نيست بلكه بازخوانى انتقادى سنت‏هاى آئينىِ نامتناسب و ناصحيح است.

                نكته مهم ديگر در تبيين نسبت عاشورا و هرمنوتيك، اشاره به تلقى‏ها و قرائت‏هاى متفاوت و ديگرگونه از اين واقعه است. علاوه بر گرايش اسطوره‏اى و متافيزيكى به عاشورا، نوعى اسطوره‏گرايى مدرن و تأويل گرايانه نيز امروزه درباره اين واقعه صورت گرفته است. بر مبناى اين قرائت هرمنوتيكى، تفسير مسيحايى از رنج و مصيبت امام حسين، سازگارى بيشترى با ساختار دنياى مدرن دارد و به همين دليل بايد از تصويرى كه در ميان جامعه مسلمان از مسأله فديه واقع شدن مسيح براى گناهان بشر وجود دارد فراتر رفت2. در اين اين قرائت كه اندكى مبهم و بغرنج به نظر مى‏رسد، ضمن تفكيك و تمايز بين دو مفهوم شفاعت و فديه، اعتقاد بر اين است كه خنثى كردن بارگناهان در قيامت يا بخشيده شدن گناهان، قولى نيست كه هيچ كس بدان قائل شده باشد. بلكه مسأله، برعهده گرفتن بار گناهان و فديه گناهان بشرى شدن است.» نكته ديگرى كه قائلان به قرائت اسطوره‏هاى بر آن تأكيد مى‏ورزند اين است كه منظور از قربانى شدن قهرمان اسطوره به معنى تبرئه گناهكاران يا توجيه گناهكارى نيست بلكه فديه شدن وى، تبلور گناهان، غفلت و نظام جابرانه موجود و پديده‏اى مؤخر برگناه است نه تجويزكننده گناه و بنابراين نبايد چهره دينى و اسطوره‏اى اين تعبير را با تعابيرى ابتدايى، زشت و ناعادلانه جلوه داد.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #83
                  ايران اسلامي در عاشوراي حسيني در سوگ و ماتم بود و دستجات سينه زن و زنجير زن در ظهر عاشورا با غريو الله اكبر نماز ظهر عاشورا را به ياد آخرين نماز سالار شهيدان به جماعت برگزار كردند.




                  آئين*هاي عزاداري عاشوراي حسيني ايران را امروز به صحنه نمايش ارادات مردم ولايت دوست كشورمان به اهل بيت عصمت و طهارت و سرور وسالار شهيدان تبديل كرده بود.

                  *احمدي نژاد نماز ظهر عاشورا را در حرم عبدالعظيم حسني خواند

                  رئيس جمهور نماز ظهر عاشورا را در بارگاه حضرت عبدالعظيم حسني منطقه شهرري تهران خواند.
                  محمود احمدي نژاد صبح امروز سه شنبه پس از بازديد سر زده از آسايشگاه سالمندان كهريزك به شهر ري رفت و در حرم عبدالعظيم حسني همراه با مردم، به عزاداري سالروز شهادت سيدالشهداء پرداخت.
                  رئيس جمهور سپس نماز ظهر عاشورا را همچون مراسم عزاداري سال گذشته، در اين محل خواند.

                  *نماز ظهر عاشورا با شكوهي خاص در اردبيل برگزار شد

                  نماز ظهر امروز به ياد نماز ظهر امام حسين (ع) در دشت كربلا، در اردبيل و شهرهاي ديگر استان با شكوهي خاص و حضور گسترده مردم اقامه شد.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، دستجات و هيئت*هاي عزاداري كه از صبح امروز با وجود سرماي هوا به عزاداري مشغول بودند با شنيدن اذان ظهر در مصلي اردبيل گرد آمده و به ياد آخرين نماز سيدالشهدا نماز ظهر عاشورا را به امامت نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه اردبيل، حسن عاملي اقامه كردند.
                  در اين مراسم كه ساعاتي قبل از اذان ظهر شروع شده بود، مردم عزادار با خواندن دعاي زيارت عاشورا و دعا براي فرج آقا امام زمان (عج) حال و هوايي خاص به مراسم بخشيده و مداحان اهل بيت (ع) نيز به نوحه*سرايي پرداختند.
                  نماز ظهر عاشورا امروز در شهرهاي ديگر استان نيز با شكوه خاص و با حضور مؤمنان عزادار برگزار شد.


                  *نماز ظهر عاشورا در حرم حضرت معصومه اقامه شد

                  نماز ظهر عاشورا با حضور گسترده مردم در حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار شد.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از قم، به ياد نماز ظهر امام حسين در روز عاشورا در سرزمين كربلا، نماز ظهر عاشورا امروز در حرم مطهر حضرت معصومه به امامت آيت*الله اميني و با حضور خيل عظيم زائران كريمه اهل بيت و عزاداران سيدالشهدا برگزار شد.
                  براساس اين گزارش، با فرا رسيدن زمان اقامه نماز، دسته*جات و هيئت*هاي عزاداري كه در حرم مطهر و خيابان*هاي آن مشغول عزاداري بودند با قطع برنامه*هاي عزاداري خود به اقامه نماز جماعت پرداختند و صف*هاي جمعيت نمازگزار امروز صحن*هاي مختلف حرم كريمه اهل بيت را پر كرده و به خيابان*هاي اطراف آن كشيده شده بود.
                  اين گزارش مي*افزايد: در مساجد، *تكايا، حسينيه*ها، بيوت مراجع عظام تقليد و دفتر مقام معظم رهبري نماز ظهر عاشورا با شكوه خاصي برگزار شد.
                  تعدادي از مردم قم نيز كه نتوانستند خود را به مساجد، تكايا و غيره برسانند، در خيابان*هاي شهر قم به صورت جماعت و فرادا به اقامه نماز پرداختند.


                  *نماز ظهر عاشورا در مناطق مختلف كهكيلويه برگزار شد

                  كهكيلويه و بويراحمد روز عاشوراي حسيني در سوگ شهادت سالار و سيد شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) همچون ديگر نقاط كشور اسلامي سوگوار بود و نماز ظهر عاشورا با شكوه هرچه بيشتر در تمامي نقاط اين استان برگزار شد.
                  به گزارش خبرنگار فارس در عاشوراي حسيني در گوشه و كنار شهرها و بخشهاي كهكيلويه و بويراحمد جلوه*هاي عشق به رسول الله(ص) واهل بيت او با برگزاري مجالس و مراسم پرشور عزاداري براي سرور ازادگان جهان امام حسين (ع) و شهداي والامقام قيام كربلا تجلي يافت.
                  در شهر ياسوج عزاداران حسيني كه شب گذشته تا پاسي از شب در سوگ شهادت قافله سالار سيد شهيدان كربلا حسين بن علي (ع ) به عزاداري پرداختند در عاشوراي حسيني نيز از اولين ساعات بامداد در خيابانهاي اين شهر حضور يافتند تا در روز شهادت فرزند رسول الله (ص) به عزاداري بپردازند.
                  در اين مراسم كه دسته*ها و هيئت*هاي مختلف عزاداري حسيني از نقاط مختلف اين شهرستان حضور داشتند مداحان اهل بيت عصمت و طهارت عليه*السلام به ذكر مصيبت حضرت حسين بن علي ( ع ) و مصائبي كه در حادثه عاشورا و در سرزمين كربلا برخاندان و ياران ان حضرت واقع شد ، پرداختند.
                  همچنين هيئت*هاي عزادار با برپايي مراسم پرشور سينه زني و نوحه خواني درسوگ سرور ازادگان جهان و سالار شهيدان امام حسين (ع) اشك ماتم ريختند.
                  به گزارش خبرنگاران خبرگزاري فارس نماز ظهر عاشورا در شهرهاي دهدشت ،دوگنبدان ، چرام ، بهمئي ، سي*سخت و لنده نيز برگزار شد و مردم عزادار اين شهرها روز عاشورا در خيابانها حضور يافته و با برپايي مراسم زنجيرزني ، سينه*زني و تعزيه*خواني بر تداوم خط جهاد و شهادت امام خود تاكيد كردند.


                  *عزاداران قزويني سوگواري خود را به نماز اول وقت زينت بخشيدند

                  عزاداران حسيني در قزوين هم*زمان با اذان ظهر به ياد نماز اول وقت حضرت امام حسين (ع)، نماز اول وقت را به جماعت اقامه كردند.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از قزوين، نماز اول وقت ظهر امروز دهم محرم عاشوراي حسيني با حضور عزاداران و دلباختگان حسيني در شهرها و روستاهاي استان به جماعت برپا شد.
                  براساس اين گزارش، با پخش صداي اذان، مداحان مداحي خود را متوقف كردند و عزاداران قزويني در 5 نقطه متمركز شهر قزوين نماز جماعت برپا كردند.
                  نمازگزاران قزويني در مزار شهداي قزوين به امامت هادي باريك*بين، نماينده ولي فقيه در استان و در صحن امامزاده حسين، كنار مقبره شهيد ثالث، ميدان شهدا و مقابل مسجد شيخ*الاسلام نماز اول وقت ظهر روز عاشورا را به امامت ديگر روحانيون برپا كردند.
                  در شهر الوند عزاداران با طي خيابان*هاي اين شهر، نماز اول وقت را در مسجد رسول اكرم (ص) اين شهر به امامت علي عادلپور، امام جمعه اين شهر برپا كردند.
                  عزاداران شهر كوهين، نماز اول وقت را پس از عزاداري از بارگاه اسماعيل بن موسي*كاظم (ع) در مسجد اصلي شهر كوهين برپا كردند.
                  در شهر تاكستان نيز نماز اول وقت به امامت علي اسلامي و چند تن از ائمه جماعات برپا شد.
                  سيدضياالدين هاشمي، سيدمحمدهادي قافله*باشي، سيدضيا حسيني، سيدابوتراب موسوي، سيدمرتضي فاطميان، مهدي حيدري*فطرت، سيدحسن موسوي*مويني و سيدهاشم موسوي در شهرهاي آوج، اسفرورين، الموت، آبيك، اقباليه، بوئين*زهرا، محمديه و شال به همراه ديگر ائمه جماعات در روستاهاي مختلف استان نماز اول وقت ظهر عاشورا را برپا كردند.
                  سيدقريش موسوي، رئيس ستاد اقامه نماز استان قزوين در خصوص تمهيدات لازم جهت اجراي فريضه نماز اول وقت به خبرنگار ما گفت: هماهنگي لازم جهت برپايي نماز اول وقت ظهر عاشورا با روحانيون و رابطان شهرستاني انجام شده كه وظيفه اين مهم بر عهده امام جمعه هر شهر گذاشته شده است.
                  در شهر قزوين نماز در نقاط مختلف برپا شد و از هيئت*هاي عزاداري خواسته شده كه با زيرانداز و سجاده براي عزاداران در مراسم حضور يابند.
                  وي افزود: البته هماهنگي با هلال*احمر نيز براي اين امر انجام شده است، البته در مزار شهداي شهر قزوين بنياد شهيد انقلاب اسلامي وظيفه تداركاتي و همكاري را بر دوش گرفته است.
                  رئيس ستاد اقامه نماز استان قزوين تصريح كرد: در نقاط مختلف استان، نماز اول وقت ظهر عاشورا برپا مي*شود كه روحانيون اين وظيفه مهم را با همكاري مردم عزادار به انجام مي*رسانند.


                  *نماز ظهر عاشورا در مازندران اقامه شد

                  عزادران امام حسين (ع) در مازندران به تاسي از مولا*يشان نماز ظهر عاشورا را در شهر*هاي استان اقامه كردند.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از ساري، هيئت*هاي عزاداري صبح امروز زنجير*زنان و سينه*زنان خود را به مراكز شهر*هاي بزرگ رساندند و به امامت امامان جمعه و جماعت نماز ظهر عاشورا را خواندند.
                  براساس اين گزارش، نماز ظهر عاشورا در حالي قرائت شد كه همه عزاداران سياه*پوش و شال عزا بر گردن، خود را براي برپايي شام غريبان اهل بيت امام حسين آماده مي*كنند.
                  خطيبان نماز ظهر عاشورا نيز در مازندران *در بين نماز ظهر و عصر به بخشي از مصايب امام حسين (ع) و يارانش پرداختند و مداحان نيز در رثاي حادثه*سازان دشت نينوا مصيبت*هاي خاندان رسول اكرم را زمزمه كردند.
                  گزارش خبرنگاران فارس در شهر*هاي مازندران حاكي است كه نماز ظهر عاشورا با شكوه خاصي و با حضور عزاداران حسيني برگزار شده است.


                  *نماز ظهر عاشوراي شيراز عاشورايي اقامه شد

                  ظهر امروز هم*زمان با پژواك اذان ظهر، از گلدسته*هاي مساجد شهر شيراز، دسته*ها و هيئت*هاي عزادار و ديگر اقشار مردم در شيراز، نماز را به حسين بن علي (ع) اقتدا كردند.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، عزاداران در صحن احمدبن موسي(شاهچراغ)، مساجد اطراف*، محل برگزاري نماز جمعه و آستان مطهر سيدعلاءالدين حسين (آستانه)** و خيابان*هاي حسيني، نمازي و احمدي در صفوفي به هم پيوسته نماز ظهر و عصر را اقامه كردند.
                  بر*اساس اين گزارش، مردم در ساير نقاط استان فارس نيز در پاسداشت حرمت شهيدان كربلا و با اقتدا به مولايشان كه حتي در زير باران تير و نيزه نيز نماز اول وقت را فراموش نكرد با بلند شدن صداي مؤذن، عزاداري را قطع و نماز ظهر و عصر خود را اقامه كردند.


                  * نماز ظهر عاشورا با حضور 80 هزار عزادار اصفهاني برگزار شد

                  با حضور بيش از 80 هزار نفر از مردم شهر اصفهان، بزرگترين همايش نماز ظهر عاشورايي اين شهر برگزار شد.
                  به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان، در اين همايش كه با حضور دسته*جات عزاداري و مردم عزادار در ميدان نقش جهان اصفهان همراه بود، نماز ظهر عاشورا پرشورتر از گذشته و با همراهي عزاداران و مردم انقلابي اصفهان به ياد آخرين نماز اباعبدالله الحسين در ظهر عاشورا برپا شد.
                  بسياري از مردم شهر اصفهان با اذعان به اينكه تاكنون در شهر اصفهان، عزاداري*هايي به اين عظمت و گستردگي برگزار نشده بود، اعتقاد داشتند كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين اولين باري است كه خيل عظيم مردم شهر اصفهان با اين گستردگي و با اين صفوف به*هم پيوسته به برگزاري مراسم عزاداري مبادرت ورزيدند و پس از برگزاري برنامه*هاي سوگواري به اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا پرداختند.
                  محمدحسين امامي از طلاب حوزه علميه اصفهان در گفت*وگو با خبرنگار فارس در اين همايش، برگزاري همايش عظيم عاشورايي مردم اصفهان را نتيجه تبليغات و پيوند اخلاقي و مذهبي مردم اصفهان با سرور و سالار شهيدان دانست و گفت: جلوگيري از بدعت*گذاري در عزاداري*ها و همچنين ايجاد شور و شوق و شناساندن كليه وجوه قيام الهي امام حسين (ع) باعث شد تا مردم اصفهان، امسال گسترده*تر و پرشورتر از سال*هاي گذشته مراسم سوگواري امام سوم شيعيان را برگزار نمايند.
                  وي افزود: حضور در صحنه، ايثار، شهادت*طلبي در مقابل ظلم و جور، حق*طلبي و پيروي از ولايت فقيه از جمله پيام*هاي واقعه عاشورا محسوب مي*شود كه البته مردم اصفهان نيز با الهام*گيري از اين پيام*ها در سال**جاري بزرگترين همايش عاشورايي تاريخ اصفهان را برگزار كردند.
                  گزارش خبرنگار فارس از سطح شهر اصفهان حاكي است، بسياري از مردم اصفهان كه اجازه ورود به ميدان نقش جهان به دليل خيل عظيم جمعيت را نيافته بودند، در خيابان*هاي اطراف اين ميدان تاريخي به عزاداري و سوگواري سرور و سالار شهيدان پرداختند.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #84

                    * عزاداران خوزستاني نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند

                    عزاداران حسيني در خوزستان ظهر امروز پس از مراسم سوگواري و زنجيرزني، نماز جماعت را پرشورتر از هميشه در خيابان*ها اقامه كردند.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از خوزستان، هيئت*هاي عزاداري در شهرستان اهواز كه صبح با حركت از محل هيئت*ها، تكايا و مساجد رهسپار مرقد علي*بن مهزيار اهوازي شده بودند، در اين بارگاه ملكوتي نماز ظهر را به جاي آوردند.
                    همچنين نماز ظهر عاشورا در حسينيه ثارالله اهواز نيز برپا شد، به طوري كه خيابان*هاي منتهي به اين حسينيه و همچنين آستاني علي بن مهزيار مالا*مال از جمعيت عزادار بود.
                    مراسم مقتل*خواني و نوحه*خواني در سوگ اباعبدالله الحسين (ع) نيز عصر امروز توسط نماينده ولي فقيه در خوزستان، محمدعلي موسوي*جزايري در مسجد جزايري برپا مي*شود.


                    *نماز ظهر عاشورا در استان مركزي برپا شد

                    نماز ظهر عاشورا همزمان با طنين الله اكبر اذان ظهر با حضور عزاداران حسيني در تمامي مناطق مختلف استان مركزي برگزار شد.
                    به گزارش خبرنگار فارس از اراك، بانگ اذان ظهر كه از گلدسته*هاي مساجد استان طنين*انداز شد و عاشقان حسيني باخلوص دل و در صفهاي به هم فشرده نداي بندگي سردادند و سر بر آستان عظمت و بندگي خداي ساييدند آنگونه كه امام عاشقان در ظهر عاشورا زير تيغ و خون ظالمان نماز را پاسداشت.
                    همچنين نداي يا حسين (ع) و الله*اكبر عزاداران حسيني ظهر روز عاشورا در سراسر استان مركزي طنين*انداز شد و زمين و زمان در اندوه مصيبت ياران كاروان عشق به غم نشست.
                    تمام مناطق شهري و روستايي استان مركزي امروز سياهپوش است و پير و جوان، بزرگ و كوچك و زن و مرد در عزاي حسين (ع) و يارانش در حزن عميق فرو رفته و بر مظلوميت آن امام همام و يارانش اشك ريختند.
                    هياتهاي عزادار و دسته*هاي سينه*زني و زنجيرزني از ساعات اوليه بامداد با حضور در كوي و خيابان در غم از دست دادن سيدالشهدا (ع) و ياران باوفايش سوگوارانه بر سر و سينه زدند.
                    پرچمهاي سبز و سياه، علم*هاو كتل*ها، قرباني*هاي پياپي و نذور و اسپند در ميان بانگ نوحه و سوگنامه همه نشان از ارادت قلبي دوستداران حسين (ع) است كه با گذشت سالهاي متعدد از اين قيام خونين همچنان نهضت او را زنده نگه*داشته*اند.
                    آيين*هاي تعزيه، كودكان خردسالي كه با لباس علي*اصغر به دسته*هاي عزاداري مي*نگرند، گروههاي طبال كه آهنگ عزا و حزن را بر بانگ شهر مي*نوازند، همه و همه صحنه*هايي از صحراي عاشورا را آفريده است.


                    *نماز ظهر عاشورا در استان چهارمحال و بختياري اقامه شد

                    همزمان با عاشوراي حسيني، نماز ظهر عاشورا روز سه*شنبه در جاي*جاي استان چهارمحال وبختياري با حضور عزاداران سيد و سالار شهيدان برپا شد.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از مناطق مختلف اين استان، مردم عزادار حسيني پس از برگزاري آيينهاي عزاداري سيد و سالار شهيدان، با حضور در محلهاي از پيش تعيين شده به ياد آخرين نماز امام حسين (ع) در ظهر عاشورا، نماز ظهر و عصر را به جماعت اقامه كردند.
                    در اين آيين مردم به ويژه جوانان عزادار و سوگوار در صفوف به هم فشرده نماز ظهر عاشورا را با شور حسيني خويش به امامت ائمه جمعه و جماعات سراسر استان برپا داشتند.
                    اين گزارش حاكسيت ، نماز ظهر عاشورا در شهركرد نيز در مصلاي بزرگ امام خميني (ره) با حضور خيل عزاداران حسيني برگزار شد.


                    *نماز جماعت ظهر عاشورا در سراسر استان كرمان برگزار شد

                    نماز ظهر عاشورا همزمان با ديگر نقاط كشور در تكايا، مساجد، حسينيه*ها و مجالس عزاداري اباعبدالله حسين (ع) در سراسر استان كرمان به جماعت برگزار شد.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از كرمان، امروز هيئت**هاي مذهبي و دستجات عزاداري با تجمع در ميادين و خيابان*هاي اصلي شهر كرمان و همچنين بسياري از نقاط ديگر شهر كرمان با نوحه*سرايي به عزاداري و سوگواري سالار شهيدان و ديگر شهيدان كربلا پرداختند.
                    برپايه اين گزارش، بسياري از مردم شهر كرمان در پايگاههاي سيار اهدا خون در كنار مراسم عزاداري خون خود را نيز به بيماران نيازمند اهدا كردند.
                    همچنين مراسم عصر عاشورا نيز از ساعت 15 در بسياري از نقاط شهر كرمان آغاز مي*شود و پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا هيئت*هاي مذهبي كرمان مراسم عزاداري شام غريبان را برگزار مي*كنند.
                    برپايه اين گزارش هيئت**هاي مذهبي با حضور در مساجد و تكايا و حسينيه*ها و به ياد سرور شهيدان و يتيمان او و حضرت زينب (ص) به عزاداري مي*پردازند.
                    گفتني است، از ساعت 15 در بسياري از نقاط شهر كرمان مراسم روضه*خواني برپا است.


                    *نماز ظهر عاشورا در گيلان اقامه شد

                    نماز ظهر عاشورا در مساجد، حسينيه*ها، تكايا و خيابانهاي شهرهاي استان گيلان اقامه شد.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، شب و روز عاشورا با حوادث خونين خود، منشأ بزرگترين وقايع تاريخي شد كه انقلاب و تحولات اجتماعي تا سالها ادامه داشت.
                    آخرين نماز اباعبدالله در صحنه نبرد با كفار، صحنه نمايشگاهي بود كه درب*هاي علم و حكمت، دانش و معرفت و پند را بر روي مردم باز كرد و درس آزادگي و فداكاري و فضليت اخلاقي به جهانيان آموخت از اين رو است كه حسين بن* علي (ع) در نظر هركس آشنا به تاريخ، داراي عظمت و بزرگواري است و تمام مردان جهان در پيشگاه فضليت و فداكاري او خاشعند.
                    مردان و زنان گيلاني امروز پس از حضور در محافل عزاداري و دستجات سينه*زني و زنجيرزني، با صلابت*تر از گذشته، نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند و خود را براي برگزاري شام غريبان حسين آماده مي*كنند.


                    *نماز ظهر عاشورا در تمامي مناطق خراسان جنوبي اقامه شد

                    نماز پر شكوه ظهر عاشورا به ياد آخرين نماز ابا عبدالله الحسين مقارن ظهر امروز در تمامي مساجد، تكايا و خيابانهايي كه عزاداران حسيني خضورز داشتند در تمامي مناطق استان خراسان جنوبي اقامه شد.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، حسين صادقي نماينده ولي فقيه در خراسان جنوبي امروز در سخناني پس از اقامه نماز ظهر عاشوراي بيرجند با تاكيد بر اينكه عبوديت، نمازخواندن و روزه* گرفتن نيست بلكه بندگي خدا و تسليم بودن در برابر پروردگار است، تصريح كرد: * مهم*ترين پيام عاشورا عبادت و بندگي خدا و يا همان عبوديت است كه نقطه مقابل هواي پرستي است.
                    وي بالاترين پيام امام حسين (ع) نيز عبوديت برشمرد و اظهار داشت: حضرت سيدالشهدا (ع) اگر در شب عاشورا مهلت مي*گيرد براي اين است كه مي*خواهد با خدا مناجات كند.
                    صادقي امر به معروف و نهي از منكر را مهم*ترين امتياز عاشورا برشمرد و گفت*:* محرم به خصوص عاشورا ايّام آمادگي مسلمانان براي ياري به دين و انتقام گرفتن از دشمنان اهل بيت (ع) است كه از اركان دين ما محسوب مي*شود.
                    وي با طرح اين سؤال كه چرا بايد به ياد امام حسين (ع) باشيم، افزود: زيرا قضيه عاشورا مربوط به يك روز نبوده است و بني*اميه تمام توان خود را بر اين گذاشت كه اسلام را به درجه جاهليت برساند، از اين*رو به نام دين عليه دين قيام كردند.


                    *نماز پرشكوه ظهر عاشورا در همدان اقامه شد

                    نماز پرشكوه ظهر و عصر عاشورا به امامت نماينده ولي در استان و امام جمعه شهر همدان در مسجد چهارده معصوم و تمامي خيابانهاي همدان برپا گرديد.
                    به گزارش خبرنگار فارس در همدان، هزاران تن از عاشقان و شيفتگان اباعبدالله*الحسين پس از ساعتها سينه*زني، مداحي و عزاداري در صفوف به*هم پيوسته به نماز ايستادند.
                    اين گزارش مي*افزايد، عزاداران سرور سالار شهيدان پس از تجمع در مسجد و در خيابانهاي مجاور بر بستر خيابانها ايستاده و فريضه* الهي را به جا آوردند.
                    از ديگر خبرنگاران شهرستانها نيز گزارش شده است كه فريضه* الهي نماز در شهرستانهاي ملاير، نهاوند، تويسركان، اسدآباد، بهار، كبودرآهنگ، رزن و فامنين نيز با شكوه هرچه تمام*تر برگزار گرديده است.


                    *عزاداران حرم رضوي نماز ظهر عاشورا را به جماعت برگزار كردند

                    همزمان با عمود شدن خورشيد دهم محرم بر زمين و فرا رسيدن ظهر عاشورا، صدها هزار سوگوار سينه*زن و زنجيرزن ايراني و خارجي در مشهدالرضا و حرم مطهر رضوي به ياد آخرين نماز جماعت امام شهيدان حسين بن علي، نماز ظهر عاشورا را به جماعت برگزار كردند.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد با فرارسيدن زمان اذان ظهر عزاداران در حرم رضوي، خيابان*هاي امام رضا، طبرسي، نواب صفوي، شيرازي (چهارراه شهدا) منتهي به بارگاه نور باران رضوي، تكايا، مساجد و حسينيه*هاي سراسر مشهد با قطع سوگواري اقدام به برگزاري نماز جماعت ظهر و عصر كردند، همچنين مراسم مشابهي در تمامي مناطق 19 شهرستان ديگر خراسان رضوي نيز برگزار *شد.


                    *عزاداران حسيني در آذربايجان شرقي نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند

                    عزاداران عاشوراي حسيني در استان آذربايجان شرقي همانند ديگر ماتم*سرايان نينوا در سراسر كشورمان با اجتماع در تكايا و مساجد*، نماز ظهر عاشورا را به ياد آخرين نماز حضرت سيدالشهدا حسين بن علي (ع) در صحراي كربلا اقامه كردند.
                    به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز*، عزاداران حسيني در هر گوشه*اي از اين استان* با صداي ملكوتي اذان، در حالي كه اشك از ديدگانشان به ياد آخرين نماز حضرت امام حسين (ع) جاري *بود، با شنيدن بانك اذان به ياد نماز اول وقت سومين پيشواي شيعيان جهان در هنگامه جنگ* در مساجد*، خيابان و محلات* به نماز ايستاده و با امام و مقتدايشان تجديد ميثاق كردند.
                    براساس اين گزارش، در اين آيين*ها نمازگزاران سوگوار و سياهپوش پيشاني بندگي و عبوديت به خاك ماليدند و در مقابل عظمت و عشق حسين بن علي (ع) به درگاه احديت سر تعظيم، فرود آوردند و* با عشق ورزيدن به نماز*، لبيك به نداي حضرت امام حسين (ع) گفتند و شيريني عبادت به درگاه الهي را بار ديگر احساس كردند.
                    اين گزارش مي*افزايد: عزاداران پس از نماز جماعت* به سينه*زني و زنجيرزني و مداحان اهل بيت به نوحه*سرايي در سوگ امام حسين (ع) پرداخته و سپس به حركت خود ادامه دادند.
                    اين گزارش تصريح مي*كند: در اين مراسم عبادي*، جوانان و نوجوانان با شور و حال وصف نشدني در صفوف منظم و به هم پيوسته فريضه نماز ظهر عاشورا را برپا داشتند.
                    عزاداران حسيني در روز عاشورا با اقامه نماز**، بر اصل قيام حضرت امام حسين (ع) و برپايي نماز در هر زمان و مكان تأكيد كردند.

                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #85

                      *دسته*هاي عزادار آذربايجان غربي نماز ظهر عاشورا را برگزار كردند

                      دسته*هاي عزادار آذربايجان غربي به ياد نماز خونين ظهر عاشورا نماز ظهر و عصر را به جماعت برگزار كردند.
                      به گزارش خبر*گزاري فارس از اروميه، شيفتگان و ارادتمندان حضرت سيد*الشهدا (ع) بعد از برگزاري مراسم سوگواري از جمله سينه*زني و زنجير*زني در خيابان*هاي شهرهاي مختلف استان با شكوه خاصي به اقامه نماز ظهر و عصر پرداختند*.
                      امامان جماعت با تبيين نهضت امام حسين (ع) و ذكر مصيبت، به زنده نگه داشتن تاسوعا و عاشوراي حسيني تأكيد كردند.
                      در آذربايجان غربي عزاداران حسيني بعد از ظهر عاشورا در مرقد امامزاده*ها به عزاداري مي*پردازند*.


                      *نماز ظهر عاشورا در استان زنجان اقامه شد

                      مردم شهرها مناطق مختلف استان زنجان امروز در عاشوراي حسيني نماز ظهر عاشورا را به ياد آخرين نماز امام حسين(ع) برگزار كردند.
                      به گزارش خبرنگار فارس از زنجان _امروز همزمان با عاشوراي حسيني نماز ظهر عاشورا با حضور انبوه عزاداران حسيني در امامزاده ابراهيم (ع) زنجان و خيابانهاي همجوار برگزار شد .
                      دستجات عزاداري از نقاط مختلف شهر پس از عزاداري به طرف امامزاده سيد ابراهيم (ع) حركت كردند و پس از ملحق شدن به ديگر دستجات عزاداري نماز ظهر عاشورا را با شكوه فرائان اقامه كردند .
                      نماز ظهر عاشورا به امامت محمد تقي واعظي نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه زنجان به ياد نماز ظهر عاشوراي حضرت اباعبدا..و الحسين (ع)برپا شد.
                      گزارش خبرنگار فارس حاكي است نماز ظهر عاشورا در ديگر شهرها و مناطق مختلف استان زنجان نيز برگزار شد.


                      *نماز ظهر عاشوراي عزادارن حسيني در استان سمنان اقامه شد

                      همزمان با عاشوراي حسيني و به ياد آخرين نماز امام حسين(ع) نماز ظهر عاشورا در تمامي مناطق استان سمنان اقامه شد.
                      به گزارش خبرنگار فارس از سمنان، تمامي مناطق مختلف استان كه در عزاي حسين و ياران با وفايش در سوگ وماتم بود، همزمان با غريو نداي الله اكبر به مصلايي بزرگ بدل شد و تمامي سوگواران نماز ظهر و عصر را به جماعت اقامه كردند.
                      همچنين پرچم متبرك شده به ضريح مطهر حضرت سيدالشهدا (ع) در آئين ويژه*اي در ميدان امام حسين سمنان بر افراشته شد.
                      در اين مراسم كه همزمان با ظهر عاشورا و با حضور انبوهي از ارادتمندان و دلسوختگان سالار شهيدان حضرت حسين ابن علي (ع) و در ميان فريادهاي ياحسين برگزار شد، پرچم متبرك شده به ضريح حضرت امام*حسين (ع) بر فراز ميدان ورودي شهر سمنان به اهتزاز درآمد.
                      دراين مراسم كه با حضور انبوهي از عاشقان سرور آزادگان جهان امام حسين (ع) برگزار شد، ارادتمندان آن امام همام با نوحه*خواني و سينه*زني به عزاداري و سوگواري پرداختند.
                      امام جمعه موقت سمنان در اين مراسم موفقيتهاي مسلمانان در جهان را نشانه تدوام قيام حضرت امام حسين (ع) و نشات گرفته از عاشورا دانست.
                      محمدباقر عبدوس با تاكيد بر اثرات قيام سرور شهيدان جهان حضرت امام حسين (ع) و ماندگاري اين قيام گفت: پيروزيهاي حزب*الله در لبنان يكي از نشانه*هاي تدوام انقلاب عاشورا است.


                      *نماز ظهر عاشوراي حسيني در شهرهاي استان لرستان برگزار شد

                      همزمان با ديگر نقاط كشور، مردم ولايت دوست استان لرستان به ياد نماز امام شهيدان، نماز ظهر عاشوراي حسيني را در شهرهاي استان اقامه كردند.
                      به گزارش خبرگزاري فارس از استان ارستان، مردم مناطق مختلف شهرستانهاي دورود ، ازنا و اليگودرز در سالروز شهادت سرور و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) آيين*هاي عزاداري و سوگواري سالار شهيدان را باشكوه خاصي برگزار كرده و در اندوه شهادت شهيدان كربلا اشك ماتم ريختند و نماز ظهر را نيز با شكوه خاصي برپا كردند.
                      در روز عاشوراي امسال همچون سنوات قبل زنان و دختران سوگوار اين مناطق نيزدر حالي كه لباسهاي سياه خود را به گل آغشته كردن با حضور در خيابانها و ميادين شهرها و بخشهاي مختلف با سردادن شيون و زاري دسته*جات عزاداري را همراهي مي*كردند.
                      در اين روز همچنين برخي از خانواده*ها با اداي نذورات خود به توزيع آب، شربت و غذا در بين عزاداران حسيني پرداختند و ياد تشنه كامي سالار شهيدان و شهداي كربلا را گرامي داشتند.
                      دسته*جات عزادار سينه زن و زنجيرزن قبل ازاقامه نماز ظهر عاشورا با حضور در گلزار شهدا و قرائت فاتحه براي شهيدان و رفتگان اهل اسلام طلب آمرزش كردند.


                      *عزاداران خراسان شمالي نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند

                      مردم خراسان شمالي يه ياد آخرين نماز سيد و سالار شهيدان نماز ظهر عاشورا را اقامه كردند.
                      به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد، با به صدا در آمدن صداي اذان انبوهي از جمعيت حاضر در عزاداري به منظور اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا در مكان*هاي پيش*بيني شده حاضر و سجاده*هاي عشق را گسترانيدند و ارادات خود را به امام حسين (ع) و آرمان*هاي آن امام به منصحه ظهور رساندند.
                      امروز خراسان شمالي شاهد برگزاري مراسم*هاي عزاداري با حضور صدها هزار تن از شيفتگان امام حسين (ع) و شيفتگان عصمت و طهارت بود كه به منظور برگزاري مراسم عزاداري و سوگواري تا بعدازظهر امروز به خيابان*هاي شهرهاي اين استان آمده بودند.
                      عزاداران حسيني امروز در قالب هيئت*هاي سينه*زني و زنجيرزني از ابتداي صبح با حركت در مسيرهاي مركزي شهر و نيز حركت به سمت امامزاده سيدعباس بجنورد به چشم مي*خورند و عشق به خاندان عصمت و طهارات را به نمايش گذاشته بودند.
                      خراسان شمالي مصداق كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا بود، امروز همه زن و مرد، پير و جوان و بزرگ و كوچك عزادار امام حسين (ع) بودند.
                      آن*ها آمده بودند تا بيعت خود را به مقام اسلامي ثابت كنند.
                      امروز خراسان شمالي محشر بود و هيئت*هاي عزادار پس از ساعت*ها و پيمودن كيلومترها از مسير، در دور حرم امامزاده سيدعباس گرد آمده و با سينه*زني و زنجيرزني به همراه نواختن ني، طبل و مرثيه*سرايي به عزاداري پرداختند.
                      همچنين برخي از هيئت*هاي عزادار واقع در روستاهاي حوالي بجنورد با به حركت در آوردن هيئت*هاي خود به سمت شهر و پس از پيمودن كيلومترها به جمع گروه*هاي عزادار اين شهر ملحق شدند.
                      برپايي ايستگاه*هاي صلواتي شربت، آب آشاميدني، خرما و حلوا در طول مسير حركت عزاداران از حاشيه*هاي مراسم عاشوراي حسيني در بجنورد بود.
                      عزاداران حسيني در خراسان شمالي همچنين با حضور در پايگاه*ها و مراكز ثابت و سيار اهداي خون در اين استان بخشي از خون خود را به نيازمندان اهدا كردند.


                      *عزاداران استان گلستان در عاشوراي حسيني نماز ظهر را به جماعت اقامه كردند

                      به ياد آخرين نماز سرور و سالار شهيدان، عزاداران استان گلستان در عاشوراي حسيني نماز ظهر را به جماعت اقامه كردند.
                      به گزارش خبرنگار فارس از استان گلستان، همزمان با اذان ظهر شركت*كنندگان در مراسم امروز نماز ظهر عاشورا را در گرگان در صفوف به هم فشرده جماعت اقامه كردند.
                      گزارشهاي رسيده از ساير شهرهاي استان نيز حاكيست مردم اين مناطق نيز با ارج نهادن اين روز بزرگ، نماز ظهر عاشورا را طي مراسمي اقامه كردند.
                      مراسم عاشوراي حسيني و سوگواري سالارشهيدان حضرت امام حسين (ع) نيز درشهرها و روستاهاي استان گلستان باشكوه فراوان برگزار شد.
                      مردم شهيد پرور در اين استان امروز با به راه انداختن دسته*هاي منظم عزاداري در حالي كه علم و پرچمهايي را به نشانه عزا به دوش مي*كشيدند ، در خيابانهاي شهر و روستاها به نوحه*سرايي ،سينه زني و زنجيرزني پرداختند.
                      جوانان و نوجوانان كه عشق به امام حسين (ع) در وجودشان عجين شده وبا شور و شوق زايدالوصفي در مجالس عزاداري سالار شهيدان حضورفعال داشتند.
                      گزارشهاي رسيده از شهرها و بخش*هاي مختلف اين استان نيز حاكيست مردم اين مناطق عاشوراي حسيني را گرامي داشتند.
                      در گرگان نيز دهها هيات سينه زني و زنجير زني با حضور در محل گلزار شهداي شهر و امام زاده عبدالله مشغول برگزاري مراسم عزا و سوگواري حماسه بزرگ كربلا هستند.
                      همچنين گروههاي كثيري از عزاداران باحضوردرپايگاههاي سيار جمع آوري خون مقداري از خون خويش را به عنوان نذري هديه كردند.


                      *نماز ظهر عاشورا در استان ايلام اقامه شد

                      نماز ظهر عاشورا همزمان با اذان ظهر با حضور ده*ها هزار تن از عزاداران و هياتهاي مذهبي به امامت نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه ايلام اقامه شد.
                      عزاداران حسيني اعم از اقشار مختلف مردم، هياتهاي مذهبي و تشكلهاي ديني با اقتدا به اباعبدالله(ع) در خيابانهاي شهر ايلام نماز ظهر و عصر را اقامه كردند.
                      خيل عظيمي از عزاداران امام حسين(ع) بعد از سوگواري در قالب صفوف منظم نماز ظهر عاشورا را برپا و با معبود خود به راز و نياز پرداختند.
                      اقامه نماز ظهر عاشورا در خيابانهاي شهر ايلام بعداز عزاداري اباعبدالله الحسين (ع) جلوه*اي معنوي به ايلام بخشيد.


                      *نماز جماعت ظهر عاشورا صلابت عزادارن حسيني كردستان را به نمايش گذاشت

                      كردستان در عاشوراي حسيني صحنه نمايش شيفتگي به سالار شهيدان بود و نماز ظهر عاشورا صلابت عزادارن حسيني اين استان را به نمايش گذاشت.
                      به گزارش خبرنگار فارس، دلداگان حضرت ابا عبدالله الحسين پس از عزاداري درسوگ شهيدان كربلا نماز ظهر عاشورا را به امامت سيد موسي موسوي نماينده ولي فقيه در منطقه كردستان در خيابان اكباتان سنندج اقامه كردند.
                      استان كردستان امروز در عاشوراي حسيني (ع ) صحنه نمايش عشق و ارادت مسلمانان شيعه و سني استان به حضرت اباعبدالله*الحسين(ع ) و شهيدان كربلا بود.
                      مردم استان كردستان روز سه*شنبه با قطرات لغزان اشك و بر سر و سينه زنان نشان دادند به آرمانهاي حماسه كربلا پايبند هستند.
                      كردستانيها در عاشوراي حسيني ثابت كردند كه در امتداد عاشوراي حسيني و حماسه خونين كربلا در دفاع از انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي به عنوان مولود كربلاي حسين عزمي راسختر از گذشته دارند.
                      عاشقان حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) در سنندج در قالب دستجات سينه زني و زنجيرزني با عبور از خيابانهاي شهر در حاليكه مسلمانان اهل سنت با تجمع در مسير عزاداران، آنان را همراهي مي*كردند در عاشوراي حسين به عزاداري پرداختند.
                      حضورانبوه مسلمانان*اهل سنت كه از چند ساعت قبل ازشروع آيينهاي عزاداراي براي همراهي با هياتهاي عزادار در مسير عبور هياتها استقرار يافته بودند شور و شوق خاصي به عزاداران بخشيده و اشك بر ديدگان عزاداران جاري ساخته بود.
                      تلاش زنان و مردان اهل سنت مستقر شده در مسير عبور هياتهاي عزاداري براي لمس علمهاي عزاداري به نيت تبرك و پخش نذورات از ديگر جلوه*هاي ارادت مسلمانان اهب سنت كردستان به قيام خونين كربلا و شهيدان كربلا در سنندج بود.
                      گزارشهاي رسيده از ساير شهرستانهاي استان كردستان و به خصوص بيجار و قروه نيز حاكي از برگزاري با شكوه آيينهاي عزاداراي و سوگواري عاشوراي حسيني است.

                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #86

                        *نماز ظهر عاشورا در استان هرمزگان برگزار شد

                        مردم عزادار استان هرمزگان پس از برپايي آئين*هاي سنتي عاشوراي حسيني نماز ظهر عاشورا را به ياد اخرين نماز امام حسين(ع) اقامه كردند.
                        به گزارش خبرگزاري فارس از هرمزگان، مردم سوگوار بندر عباس و ديگر شهرها، مناطق و جزاير اين استان جنوبي كشورمان پس از برپايي آئين*هاي عزاداري سرور و سالار شهيدان،
                        نماز ظهر عاشورا را به ياد اخرين نماز امام حسين(ع) به جماعت اقامه كردند.
                        مراسم عاشوراي حسيني همراه با اقامه نماز ظهر عاشورا نيز به احمد جنتي ذبير شوراي نگهبان در مصلاي بزرگ جزيره كيش برگزار شد.
                        گزارش خبرنگار فارس جاكي است، مراسم عاشوراي حسيني امسال در جزيره كيش با حضور گسترده ارادتمندان و عزاداران حسيني برگزار شد و با اجراي مراسم تعزيه خواني و آتش زدن خيمه*ها به پايان رسيد.


                        *مردم سيستان و بلوچستان نماز ظهر عاشورا را به جماعت اقامه كردند

                        مردم ولايت مدار سيستان و بلوچستان پس از آيين*هاي عزاداري و سينه زني، نماز ظهر عاشورا را به ياد نماز اول وقت آقا ابا عبدالله الحسين (ع) به جماعت اقامه كردند.
                        به گزارش خبرگزاري فارس از سيستان و بلوچستان، مردم اين استان از شمال تا جنوب در صفوفي به هم فشرده در خيابانها و گلزار شهداي شهرها نماز ظهر عاشورا را به جاآوردند.
                        گلزار شهيدان زاهدان نيز امروز شاهد عزاداران و مشتاقان به*امام حسين (ع) بود كه عاشقانه براي خاندان پيامبر (ص) سوگواري كرده و به نماز ايستادند.
                        مردم عزادار سيستان وبلوچستان با شركت در هيات*ها و دسته*هاي سينه زني و زنجير زني از بامداد روز عاشورا پس از طي كردن خيابانها و معابر شهرها به سمت گلزار شهدا حركت كرده و با نوحه خواني و سينه زني به سوگواري سرور و سالار شهيدان حسين بن علي (ع) پرداختند.
                        اجراي تعزيه و يا شبيه خواني، توزيع شربت، حليم و غذاي ظهر عاشورا بخشي از آيين*هاي سنتي مردم استان در ايام محرم و بخصوص روز عاشورا است.
                        هيات*هاي سينه زني و زنجير زني پس از برگزاري آيين سوگواري و اقامه نماز ظهر عاشورا به سمت حسينيه*ها و تكايا بازگشتند.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #87
                          امام حسين (ع) و عاشورا در انديشه بزرگان


                          عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط*ها و انحطاط*ها، اين الحادها و ضلالتها، اين ستم*ها و بيدادها، در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.


                          شخصيت و عظمت امام حسين(ع) همچون خورشيدي عالم تاب است كه همه جا را فرا گرفته و تمامي انسان*هاي بيدار در طول تاريخ همواره از صفات والاي آن حضرت ياد مي*كنند. هركس با زباني از اين امام بزرگ و هميشه پيروز تاريخ در هر عصر و زماني به نيكي ياد مي*كند. قيام امام حسين(ع) منبع الهام بخشي براي به ثمر رساندن حق و عدالت در جهان است. عظمت روح، همت مردانه، نظر بلند، فداكاري بي*دريغ و جانبازي بزرگ سالار شهيدان را هرگز نمي*توان بيان كرد و يا به قلم آورد.
                          با آنكه در هر عصر و زماني باطل پرستان تلاش كردند تا نام حسين (ع) را از سر زبانها بردارند، اما هرگز موفق به انجام اين كار نشدند. تاريخ، هرگز حسين(ع) را فراموش نمي*كند. پيامبر گرامي اسلام در اين رابطه مي*فرمايند. حرارت محبت حسين*(ع) در دل*هاي مردان با ايمان آنچنان نفوذ كرده است كه هرگز به سردي تبديل نمي*شود.
                          عظمت قيام و اوج فداكاري و ويژگيهاي ديگر امام و يارانش سبب شده كه اظهار نظرهاي بسياري درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته باشند . در اينجا تعدادي اندك از اظهار نظرهاي مسلمان و غير مسلمان در اين باره اورده مي*شود :
                          بيش از دو تن از دانشمندان اهل سنت به سندهاي مختلف از جابر بن عبدالله روايت كرده*اند كه از رسول خدا(ص) درباره حسين*(ع) شنيديم كه مي*فرمود: هركس دوست دارد به آقاي جوانان اهل بهشت نگاه كند به حسين بن علي(ع) نظر افكند .
                          فاروق احمد خان لغاري(رئيس جمهور اسبق پاكستان):زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما مي*توانيم توطئه*هاي دشمنان را خنثي كنيم .
                          بي نظير بوتو(نخست وزير اسبق پاكستان): مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .
                          چوهدري الطاف حسين (استاندار ايالت پنجاب پاكستان): بهترين راه برگزاري عاشورا اين است كه ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما بايد در روز عاشورا پيمان ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري و تميز حق از باطل ، زندگي خود را اداره كنيم .
                          مهاتما گاندي (رهبر استقلال هند): من زندگي امام حسين*(ع) آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده*ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده*ام. بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از امام حسين*(ع) پيروي كند و راه او را در پيش گيرد .
                          محمدعلي جناح (قائد اعظم پاكستان): هيچ نمونه*اي از شجاعت را، بهتر از امام حسين*(ع) به لحاظ فداكاري و تهورش در عالم نمي*توان يافت. به عقيده من تمام مسلمين بايد از اين شهيد*ي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد، سرمشق بگيرند و از آن پيروي نمايند.
                          چارلز ديكنز (نويسنده نامدار انگليس): من نمي*فهم! اگر منظور امام حسين*(ع) جنگ در راه خواسته*هاي دنيايي بود،* چرا خواهران، زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي*نمايد كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري كرد.
                          توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگليسي): مهمترين درسي كه از تراژدي كربلا مي*گيريم، اين است كه حسين (ع) و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود ثابت كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي**شود، اهميت ندارد و پيروزي حسين*(ع) با وجود اقليتي كه داشت باعث شگفتي من است
                          ادوارد براون (شرق شناس مشهور انگليس): آيا قلبي پيدا مي*شود كه سخن كربلا را بشنود و آغشته با حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نمي*توانند پاكي و صداقت روحي را در اين جنگ اسلامي انكار كنند.
                          فردريك چمس: درس امام حسين*(ع) و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه، در دنيا اصول ابدي عدالت، ترحم و محبت وجود دارد. هرگاه كسي براي اين صفات مقاومت كند، آن اصول هميشه در دنيا پايدار خواهد ماند.
                          ل. م. بويد: من مسرورم پاك ني كه اين فداكار عظيم (امام حسين*(ع) ) را از جان و دل ثنا مي*گويند شريك هستم،*هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
                          واشنگتن ايرونيگ (مورخ مشهور آمريكايي): براي امام حسين*(ع) ممكن بود ،كه زندگي خود را با تسليم شدن به ارادة* يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشواي انقلابي اسلام اجازه نمي*داد كه او ،* يزيد را به عنوان خليفه بشناسد. او خود را براي پذيرش هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت.
                          توماس ماساريك: گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح، مردم را متأثر مي*سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين يافت مي*شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد، گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
                          موريس دو كبري:*در مجالس عزاداري گفته مي شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبة اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوة او را سرمشق قرار داده، از زير دستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.
                          ماربين آلماني (خاورشناس): حسين با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خويش، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هر چه ظاهرا عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.
                          بنت الشاطي: زينب، خواهر حسين بن علي، لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت. در همة حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و بر پايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.
                          لياقت علي خان (نخست وزير پاكستان): اين روز محرمبراي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگ دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد. شهادت حضرت امام حسين*(ع) در عين حزن، نشانة فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود. زيرا تسليم كامل به ارادة الهي به شمار مي*رفت. اين حادثه به ما مي*آموزد كه مشكلات و خطرات هر چه باشد، نبايستي بي*پروا از راه حق و عدالت منحرف شويم.
                          جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي): وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي*كرد، آنها مي*گفتند: «چه مبلغ مي*دهي؟» اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي*خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
                          عباس محمود عقاد (نويسنده و اديب مصري): جنبش حسين، يكي از بي*نظيرترين جنبشهاي تاريخي است كه تا كنون در زمينه دعوت*هاي ديني يا نهضت*هاي سياسي پديدار گشته است. دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نداشت. از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.
                          احمد محمود صبحي: اگر چه حسين بن علي، در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد، اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، فريادي شد كه آن تخت*ها و حكومت*ها را به لرزه در آورد.
                          آنطون بارا (مسيحي): اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي*افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري برپا مي*نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي*خوانديم.
                          گيبون (مورخ انگليسي): با آنكه مدتي از واقعة كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، معذالك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين تحمل نموده، احساسات سنگين دل ترين خواننده را بر مي*انگيزد، چندانكه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي*يابد.
                          نيكلسون(خاورشناس معروف): بني اميه، سركش و مستبد بودند. قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند… و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: دين بر ضد فرمانروايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابراين، تاريخ از روي انصاف حكم مي*كند كه خون حسين به گردن بني*اميه است.
                          سرپرسي سايكس (خاور شناس انگليسي): حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجه*اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هركسي آن را شنيد، بي*اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين جمع دلير غيرتمند، مانند مدافعان ترموپيل، نامي بلند* غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #88

                            تا ملاس توندون (هندو، رييس سابق كنگره ملي هندوستان): اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين*، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطرة آن شايسته است كه هميشه باقي بماند و يادآوري شود.
                            محمد زغلول پاشا: حسين، در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزاداري، روح شهادت را در مردم پرورش مي*دهد و ماية قوت ارادة آنها در راه حق و حقيقت مي*گردد.
                            عبدالرحمان شرقاوي (نويسنده مصري): حسين براي به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود،* در آتش شوق مي*سوخت. او زبان را دربارة معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود. اما حسين ، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.
                            عبدالمجيد جوده السمار (نويسنده مصري): حسين نمي*توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن بدهد، زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي*گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي*كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي*نمود. امام حسين* به اين كارها راضي نمي*شد، گرچه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.
                            علامه طنطاوي (دانشمند و فيلسوف مصري): «داستان حسيني» عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي*انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي*آورد،*چندانكه براي شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.
                            العبيدي (مفتي موصل): فاجعة كربلا در تاريخ بشر نادره*اي است، همچنان كه مسببين آن نيز نادره*اند… حسين بن علي سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيغمبر اكرم وظيفة خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار، «سرور شهيدان» محسوب شد و در تاريخ ايام ، «پيشواي اصلاح طلبان» به شمار رفت. آري، به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد.
                            ابن ابي الحديد (دانشمند مصري): مانند حسين، چه كسي را سراغ داريد كه درباره اش گفته اند: روز عاشورا هنگامي كه تمام ياران و برادران و فرزندان خود را از دست داده و دشمن از همه سو او را احاطه كرده بود، چون شير مي*غريد و جنگاوران دلير را از پاي در مي*آورد.
                            هلال بن نافع (يكي از سپاهيان ابن زياد): من در نزديكي حسين ايستاده بودم كه او جان مي*داد. سوگند به خدا كه من در تمام مدت عمرم هيچ كشته اي را نديدم كه تمام پيكرش بخون خودآلوده باشد و چون حسين صورتش نيكو و چهر*ه*اش نوراني باشد، به خدا سوگند درخشش نور چهرة او مرا از تفكر در كشتن او باز مي*داشت.
                            شيخ جعفر شوشتري: از عظمت بلكه معجزه قرآن آن است كه بر خلاف ديگر كتابها تكرارش ملال آور نيست،*بلكه لطفش بيشتر مي گردد، مصيبت امام حسين*(ع) هم همينطور است . هر چه خوانده يا شنيده شود باز تازه است. ديگر آنكه نگاه كردن به خط قرآن عبادتست، تلاوت و گوش دادن به آن عبادتست،*مرثيه امام حسين*(ع) هم چنين است، خواندنش و گوش دادنش عبادتست، گرياندنش و گريه كردنش نيز عبادتست «من بكي او ابكي او تباكي وجبت له الجنه» از جمله آنكه قرآن مجيد به جميع شئون معجزه است و … و امام حسين*(ع) هم به سر بريده*اش، به اعضايش، به بدنش همه معجزه است.
                            شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي: دوستان حسين، هواداران حسين،* شيفتگان حسين،*پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد بدانند، مبارزه در زندگي امري است اجتناب*ناپذير، از كسالت و كاهلي و از گوشه*نشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در دنيا زندگي مي*كند بايد همواره مبارزه داشته باشد،* شيرين مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر حق،* مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»
                            شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب: راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم مي*شود، مگر قلب كه قيمتش علاوه مي*گردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»
                            شهيد آيت الله شيخ مرتضي مطهري: حسين فرزند پيغمبر است، او ايمان خود را به تعليمات پيغمبر نشان مي*دهد. پيغمبر جلوه مي*كند، پيغمبر متجلي مي*شود،*در وجود حسين ديده مي*شود. چطور روح بشر، اين مقدار شكست ناپذير مي*شود؟
                            سبحان الله، بشر به كجا مي*رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد، كه بدنش قطعه قطعه مي*شود، جوانانش جلوي چشمش قلم قلم مي*شوند، در منتهي درجه تشنه مي*شود، و حتي به آسمان كه نگاه مي*كند، به نظرش تيره و تار است، خاندانش اسير مي*شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولي يك چيز براي او باقي مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمي*خورد. شما يك چنين صحنة نمايشي از فضايل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد، تا به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم؟ پس چنين حادثه*اي را بايد زنده نگهداريم، «حماسه حسين،* ج 1، ص 169 الي 70»
                            امام خميني (ره): روز مبارك سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداري از اسلام و حقيقت از مكتب الهي، روز تولد بزرگ پاسداري كه با خون خود و فرزندان و اصحابش مكتب را زنده كرد، مكتبي كه مي*رفت با كج روي*هاي تفالي جاهليت و برنامه*هاي حساب شده، احياي ملي گرايي عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحي نزل»* محول و نابود شود و از حكومت عدل اسلامي يك رژيم شاهنشاهي بسازد و اسلام و وحي را به انزوا بكشاند، كه ناگهان شخصيت عظيم كه از عصاره وحي الهي تغذيه و در خاندان سيد رسل محمد مصطفي(ص) و سيد اولياء علي مرتضي تربيت و در دامن صديقه طاهره بزرگ شده بود قيام كرد و با فداكاري بي*نظير و نهضت الهي خود،* واقعه بزرگي را به وجود آورد،*كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد، اقتباس از كتاب پيام امام خميني، مورخ 26/3/59
                            ل . م . بويد : در طي قرون ، افراد بشر هميشه جرات و پردلي و عظمت روح ، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته*اند و در همين*هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي*شود . اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين . من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي*گويند شركت كرده*ام ، هر چند كه 1300 سال از تاريخ *آن گذشته است .
                            طه حسين (دانشمند و اديب مصري) : حسين (ع) براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال*كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود ، در آتش شوق مي*سوخت . او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد ، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود . اما حسين ، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند .
                            استاد محمدرضا حكيمي: و عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط*ها و انحطاط*ها، اين الحادها و ضلالتها، اين ستم*ها و بيدادها، در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
                            هنگامي كه مي*نگريم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل مي*رود و از اينكه عدالت از ميان رفته است.. مي*فهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداريم، و با قيام براي عدالت از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. «بخش*هايي از كتاب قائم جاودانه»*
                            دكتر شريعتي:حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #89
                              نگاهى به ويژگى هاى اصحاب سيدالشهدا(ع)



                              شهداى كربلا نسبت به ساير مسلمانان معاصر خويش در اطلاعات دينى و تحليل اجتماعى برترى قابل ملاحظه اى نداشته اند و حتى در التزام به عبادت هاى فردى امثال و اشباه زيادى داشته اند. آنچه ايشان را از سايران ممتاز نموده و بدين فوز بزرگ رسانده است، معرفت به مقام امامت و ولايت و عشق و ارادت فزاينده به امام حسين(ع)بوده است.


                              چكيده

                              روزى كه سيدالشهدا نهضت خويش را آغاز كرد، كوفه دست كم داراى يك صدهزار رزمنده بود كه بخش عظيمى از آن ها از محبّان اهل بيت(عليهم السلام)به شمار مى آمدند. بر همين اساس، شهرهايى چون مكه و مدينه و بصره مملو از رزمندگانى بودند كه از يك سو، به فسق يزيد معترف و از سوى ديگر، از شأن و منزلت والاى امام حسين(عليه السلام)آگاهى داشتند. اما از آن جمعيت كثير تنها عده بسيار اندكى آن حضرت را يارى نمودند. با توجه به اين واقعيت تلخ، دو پرسش مطرح مى شود: يكى آن كه، فلسفه كاهلى آن جمعيت كثير در حمايت از سيدالشهد(عليه السلام)چه بوده است؟ ديگر آن كه، ياران اباعبداللّه(عليه السلام)چه خصلت هاى ويژه اى داشتند كه در عصرى كه جمع كثيرى از همگنانشان در خواب غفلت فرو رفته بودند، تا پاى جان از آن حضرت دفاع نمودند؟

                              اين مقال در تلاش است تا به پرسش دوم پاسخى مناسب ارائه نمايد. از اين رو، با مطالعه و بررسى زندگانى و سخنان آنان، به اين نتيجه رهنمون شده است كه شهداى كربلانسبت به سايرمسلمانان معاصر خويش در اطلاعات دينى و تحليل اجتماعى برترى قابل ملاحظه اى نداشته اند و حتى در التزام به عبادت هاى فردى امثال و اشباه زيادى داشته اند. آنچه ايشان را از سايران ممتاز نموده و بدين فوز بزرگ رسانده است، معرفت به مقام امامت و ولايت و عشق و ارادت فزاينده به امام حسين(عليه السلام)بوده است.

                              درآمد

                              يكى از ابعاد نهضت عاشورا، افتخارآفرينى و عظمت و بزرگى آن است. امام حسين(عليه السلام) و يارانش به ظاهر از سوى سپاهيان يزيد مورد بى احترامى و تمسخر قرار گرفتند، در ملأعام به آنان اهانت شد، فحش و ناسزا شنيدند، به دست انسان هاى پستى چون شمر و حرمله و عمرو بن حجاج، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. زنان و فرزندان ايشان در نهايت غربت و تنهايى و با وضع دلخراشى به اسارت رفتند. به طورى كه وقتى سيدالشهد(عليه السلام) و يارانش براى اقامه نماز مهيا شدند، سپاه كوفه به آن ها گفتند: "نماز شما قبول نيست.";1 يعنى شما كافر شده ايد. ولى از فرداى روز عاشورا روز به روز بر عزّت و عظمت سيدالشهدا و يارانش افزوده شد، به طورى كه اكنون نزديك به 1400 سال، حسين بن على(عليه السلام)و يارانش الگوى احرار و آزادگان عالم، اعم از مسلمان و غيرمسلمان، گرديده اند.

                              شخصيت هاى غيرمسلمانى چون گاندى، آن حضرت را الگوى خود معرفى مى كنند. بى ترديد اين عزّت و افتخار، از قدرت نظامى ياران سيدالشهدا نشأت نگرفته است، به علاوه از آن جا كه حكّام اموى و عباسى (جز در يك مقطع كوتاه)، با نشر فضايل اهل بيت(عليهم السلام) و اصحابشان مخالف بوده اند; تبليغات حساب شده حكومتى نيز در معرفى حسين بن على(عليه السلام) و يارانش نقشى نداشته است، بلكه اين عزّت تنها در سايه مقاومت و جانفشانى سيدالشهد(عليه السلام) و يارانش براى دفاع از حق و حقيقت در بسترى كه موج دنياگرايى روحيه حق مدارى را در ميان مسلمانان ازبين برده بود، شكل گرفته است.

                              آنچه اكنون براى ما به عنوان محبّان امام حسين(عليه السلام)و رهروان راه آن بزرگوار و اصحاب گران قدرش اهميت فراوان دارد اين است كه بدانيم ياران آن حضرت چه ويژگى هايى داشتند كه تاريخ مانند آنان را تاكنون به خود نديده است. چه امتيازات و خصلت هايى در وجود ياران اباعبداللّه(عليه السلام)نهفته بود كه آنان را از ميليون ها جمعيت مسلمان آن زمان ممتاز نمود. به طورى كه از بسيارى از اصحاب و مشاهير دينى عصر خود پيشى گرفته و در عرصه پرافتخار عاشورا، حماسه آفريدند.

                              زمانى كه حسين بن على(عليه السلام)، عَلم مبارزه با بنى اميه را برافراشت، عالمان و فقهاى فراوانى در جهان اسلام حضور داشتند. براساس نقل يعقوبى، افراد ذيل از فقهاى معروف عصر امامت اباعبداللّه(عليه السلام)بوده اند: «عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمربن خطّاب، مسوربن مخرَمة زهرى، سائب بن يزيد، عبدالرحمن بن حاطب، أبوبكر بن عبدالرحمن بن حارث، سعيد بن مسيّب، عروة بن زبير، عطاءبن يسار، قاسم بن محمدبن ابى بكر، عبيدة بن قيس سلمانى، ربيع بن خثيم ثورى، زرّبن حُبيش، حارث بن قيس جعفىّ، عمرو بن عتبة بن فرقد، أحنف بن قيس، حارث بن عمير زبيدى، سويد بن غفلة جُعفى، عمروبن ميمون أودىّ، مطرّف بن عبداله شخّير، شقيق بن سلمة، عمروبن شرحبيل، عبدالله بن يزيد خطمىّ، حارث اعور همدانى، مسروق بن أجدع، علقمة بن قيس خثعمى، شريح بن حارث كندىّ و زيد بن وهب همدانى.»2

                              اما، هيچ يك از اين افراد روز عاشورا در سپاه اباعبداللّه(عليه السلام) حضور نداشتند. ايشان نه تنها آن حضرت را يارى نكردند، بلكه برخى از آنان، اصل حركت حضرت به سوى كوفه را زيرسؤال بردند.3 و برخى ديگر، ابتدا اباعبداللّه(عليه السلام)را به كوفه دعوت كردند ولى روز عاشورا در ميدان مبارزه حاضر نشدند.4 برخى ديگر، همچون أحنف بن قيس درخواست يارى حضرت را اجابت ننموده، گفتند: «قد جرّ بنا آل أبى الحسن، فلم نجد عندهم أيالة للملك و لا جمعاً للمال و لا مكيدة فى الحرب»; ما فرزندان أبى الحسن ]على(عليه السلام)[ را آزموده ايم نزد آن ها نه فرماندارى استانى يافته ايم و نه ثروت اندوخته اى ديديم و نه سياست جنگى لازم را مشاهده كرده ايم.5

                              اين در حالى بود كه همگى مى دانستند بنى اميه ساليان متمادى در پى از بين بردن اسلام بوده و يزيد هرگز شايستگى جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ندارد و استمرارخلافت وى نابودىواضمحلال دين و ارزش هاى دينى را در پى خواهد داشت.

                              افرادى چون طرمّاح بن عدى، عبدالله بن مطيع، عمر بن عبدالرحمن مخزومى و عبدالله بن جعفر6، كه از دوستان و خيرخواهان آن بزرگوار بودند، به جاى همراهى با ايشان، تلاش كردند حضرت را از رفتن به سوى عراق منصرف كنند. در عصر قيام سيدالشهد(عليه السلام) در اثر انحرافات پديد آمده پس از رحلت پبامبر(صلى الله عليه وآله)، تشخيص حق از باطل و التزام به مقتضاى حقّ، به قدرى دشوار شده بود كه نه تنها عوام، بلكه خواص نيز، در درستى حركت اباعبدالله(عليه السلام)شك نموده و يا در صورت علم به حقانيت قيام، توان يارى آن حضرت را نداشتند.

                              با توجه به اين حقايق، اين پرسش جدّى مطرح مى شود كه شهداى كربلا چه امتيازاتى بر شيعيان معاصر خود داشته اند كه در حمايت از آن حضرت هيچ ترديدى به خود راه نداده تا پاى جان از آن بزرگوار دفاع كردند؟ روزى كه سيدالشهدا به سوى كربلا حركت مى كرد، شهر كوفه دست كم صدهزار رزمنده داشت كه بخش عظيمى از آنان را شيعيان و دوستان اهل بيت(عليهم السلام)تشكيل مى دادند. چگونه در ميان آنان تنها عده قليلى توفيق جهاد و شهادت در كنار پسر فاطمه(عليه السلام) را يافتند؟ در اين مورد، نظرهاى مختلفى قابل طرح است كه در اين مقال كوتاه به نقد و بررسى اجمالى آن ها مى پردازيم:
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              • donsaeid
                                Senior Member
                                • Nov 2005
                                • 28300

                                #90

                                نقد چند فرضيه پيرامون وجه تمايز شهداى كربلا

                                شايد برخى گمان كنند فصل مميز ياران اباعبدالله(عليه السلام) با ساير شيعيان، بهره مندى افزون تر آنان از علوم دينى بوده است; بدين معنا كه آنان نسبت به مردمان عصر خود اطلاعات دينى بيش ترى داشته اند و همين امر آنان را به اين فوز بزرگ رهنمون ساخته است. ولى تا آن جا كه منابع اصيل تاريخى گواهى مى دهند، تعداد كثيرى از شهداى كربلا از برجستگى خاصى در علوم دينى برخوردار نبوده اند. به علاوه، اگر آشنايى با علوم دينى در حمايت مسلمانان از سيدالشهد(عليه السلام)نقش كليدى داشت، مى بايست فقهاى عصر آن حضرت به يارى ايشان برمى خاستند، حال آن كه، هيچ يك از فقهاى معروف دوران امام حسين(عليه السلام) در سپاه آن حضرت شركت ننمودند.

                                با توجه به اين كه برخى از اصحاب سيدالشهدا، همچون سويد بن عمر و عابس بن ابى شبيب و برير بن خضير و زياد بن عريب و يزيد بن حصين و...7 از عبّاد و زهّاد عصر خويش بوده اند، اين احتمال قوت مى گيرد كه تمايز اساسى و يا دست كم يكى از فصول مميز شهداى كربلا با سايران، التزام به مناسك دينى همچون نماز، روزه و حج بوده است. احتمال مزبور نيز قابل نقد مى باشد; زيرا، اولا، اين صفت در مورد برخى از شهدا ذكر گرديده و در مورد بسيارى از آنان چون حرّ و زهير و سلمان بجلى و نافع بن هلال و حجّاج بن مسروق و عمير بن عبدالله و عمرو بن مطاع جعفى و يزيد بن مغفل و افراد ديگر چنين صفتى نقل نشده است. ثانياً، اگر التزام به اعمال عبادى اسلام عامل مهمى در جهت تشخيص حقانيت دعوت اباعبدالله(عليه السلام) و حمايت از آن حضرت بود، مى بايست دست كم تعداد قابل توجهى از حجاجى كه در سال 60 هجرى در مكه حضور داشتند، به يارى امام حسين(عليه السلام)برخيزند و حال آن كه، عدّه بسياراندكى با آن حضرت به سوى كوفه آمدند. اگر حجّاج سال 60 هجرى ازامام(عليه السلام)حمايت مى كردند،ديگر نيازى به اجابت دعوت كوفيان نبود و حضرت در همان اطراف مكه قيام مى كرد.

                                احتمال سومى كه مى توان مطرح نمود آن است كه، بسيارى از كسانى كه از آن حضرت حمايت ننمودند نمى دانستند حضرت بناى مخالفت با يزيد را دارد. از اين رو، درصدد يارى آن بزرگوار برنيامده اند. در پاسخ اين احتمال بايد گفت: شايد اين توجيه را براى مسلمانان مناطق دور دست چون يمن و ايران و مصر بپذيريم، ولى در مورد مسلمانان شهرهاى مدينه و مكه و كوفه و بصره قابل قبول نيست; چرا كه خروج ناگهانى حضرت پس از ملاقات با وليد بن عتبه (فرماندار مدينه) از مدينه به مكه آن هم به اتفاق زن و فرزند و اقوام و اقامت و فعاليت سياسى چهارماهه در مكه و خروج نابهنگام آن حضرت در وسط اعمال حج از مكه به سوى كوفه نه تنها مردم مدينه و مكه بلكه بسيارى از مسلمانان حجاز و عراق را متوجه خود ساخت، به طورى كه كوفيان با استفاده از همين اقدام ها از آمادگى حضرت براى قيام آگاه شده، از ايشان دعوت نمودند تا مركز قيام را كوفه قرار دهد. بصريان نيز با نامه اى كه حضرت براى سران آنان فرستاد و به طور رسمى از آنان درخواست يارى نمود،8 از عزم اباعبدالله(عليه السلام)براى قيام آگاه شدند. بنابراين، نمى توان گفت فرق ياران اباعبدالله(عليه السلام) با ساير مسلمانان آن عصر در يارى نمودن از امام(عليه السلام) در اطلاع و آگاهى آنان از تصميم حضرت براى درگيرى با امويان بوده است.

                                ممكن است گفته شود: فصل مميز اساسى شهداى كربلا با ساير مسلمانان، در شناخت آنان نسبت به امام حسين(عليه السلام)بوده است; يعنى كسانى كه حضرت را يارى نكردند مى دانستند حضرت قصد مخالفت و درگيرى با يزيد را دارد، ولى به دليل عدم درك صحيح از شخصيت آن حضرت، در يارى ايشان سستى به خرج دادند. ولى اصحاب ايشان با توجه به شناختى كه از مقام و منزلت و موقعيت آن حضرت داشتند، به يارى ايشان برخاستند. اين سخن نيز مانند احتمالات پيشين سخن ناتمامى است; چرا كه امام حسين(عليه السلام)قريب به شصت سال در جامعه اسلامى زندگى كرده بود و جزو خاندان رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)و اميرمؤمنان و حضرت زهر(عليه السلام) حساب مى آمد. بارها در ميان اصحاب مورد محبت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) قرار گرفته بود. رسول خدا در مورد ايشان تعابير بلندى به كار برده بود. به علاوه، در جنگ هاى صفين و جمل و نهروان دوشادوش پدر درميان سپاهيان كوفه شمشير زده بود. به علاوه كمالات معنوى و مراتب علمى آن حضرت، شرايط را به گونه اى براى آن حضرت ترتيب داده بود كه دست كم مردم حجاز و عراق شناخت خوبى از آن بزرگوار داشتند و قدر و منزلت آن حضرت را خوب درك مى كردند. بهترين شاهد اين مدعا آن است كه وقتى آن حضرت وارد مكه شد، «مردم مكه از او استقبال كرده، نزدش رفت و آمد مى كردند. [علاوه بر اهالى مكه]، ساير كسانى كه در مكه حضور داشتند مثل حجّاج و مردم سرزمين هاى دور خدمتش مى آمدند.»9 حتى عبدالله بن زبير، كه خود از معاريف آن روز به شمار مى آمد و درصدد به دست گرفتن خلافت بود، وقتى ديد توجه مسلمانان كاملا معطوف سيدالشهد(عليه السلام)شده، براى منزوى نشدن، «گاه هر روز و گاه دو روز يك بار نزد [امام ]حسين(عليه السلام)مى آمد». ابومخنف مى گويد: «وى فهميده بود تا زمانى كه حسين در اين شهر باشد، مردم حجاز از او [عبدالله بن زبير ]پيروى نكرده و هرگز با او بيعت نخواهند كرد; زيرا [امام ]حسين(عليه السلام)در نظرشان بزرگوارتر و فرمانش در ميانشان نافذتر از فرمان اوست.»10 حتى از اباعبدالله (عليه السلام)نقل مى كند كه آن حضرت مى فرمود: «براى اين مرد چيزى از دنيا محبوب تر از خروج من از حجاز به عراق نيست. او [خوب] فهميده كه با وجود من برايش از قدرت چيزى باقى نخواهد ماند، مردم مرا با او يكسان نمى شمارند، لذا دوست دارد من از مكه بيرون بروم تا اين جا برايش خالى شود.»11

                                موقعيت و جايگاه اجتماعى و نفوذ مردمى امام حسين(عليه السلام)به حدّى بود كه برخى از دوستان آن حضرت، خوف داشتند با قيام و شهادت آن حضرت راه تجاوز به حريم اسلام و مسلمانان و اساساً بى حرمتى به اعراب هموار گردد. از منظر افرادى چون عبدالله بن مطيع، حرمت اجتماعى و وجاهت و عظمت شخصيت سيدالشهدا به اندازه اى بود كه آن ها گمان مى كردند بنى اميه از ترس اعتراض آن حضرت، از برخى از حرمت شكنى ها پرهيز مى كنند. عبدالله بن مطيع يكى از رجال عصر عاشورا و دوستان حضرت به شمار مى آمد كه دو بار با اصرار از حضرت خواست از رفتن به كوفه و قيام عليه بنى اميه خوددارى نمايد وى در بيان علت درخواست خود مى گفت: «شما سيد و آقاى عرب هستى، به خدا قسم احدى از مردم حجاز به پاى شما نمى رسد. [اگر در مكه بمانى ]مردم از هرسو يكديگر را به بيعت با شما دعوت مى كنند.»12 وى معتقد بود، قيام و شهادت اباعبدالله(عليه السلام)«موجب هتك حرمت اسلام و قريش و عرب خواهد شد.»13 اين سخن حاكى از آن است كه اباعبدالله در زمان خود به قدرى در جامعه موقعيت داشت كه حفظ حرمت دين و قريش و اساساً اعراب در گرو حفظ حرمت ايشان بود.
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...