Announcement

Collapse
No announcement yet.

Ravanshenasi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • با توجه به انبوه عوامل استرس زا در فضاهاي بيرون از خانه شامل كوچه و بازار، محيط كار و غيره مي بايست لااقل به دنبال ايجاد فضايي آرام و دور از فشارهاي روحي و رواني در محيط خانه باشيم تا هم تاثيرات منفي ناشي از آن عوامل بر روي روحيه ما با آرامش داخل خانه خنثي شود و هم ذخيره اي از انرژي مثبت براي رويارويي با روز پراسترس ديگري فراهم شود.



    هنگامي كه موضوع ايجاد چنين فضايي در داخل خانه مطرح مي شود همواره تنها نحوه برخورد ميان اعضاي خانواده و ارتباطات آنها با يكديگر مورد توجه قرار مي گيرد حال آنكه اگرچه اينها جزء مهمترين و اصلي ترين عوامل تاثيرگذار بر روي روحيه افراد به حساب مي آيند ولي در كنار آنها نقش شرايط فيزيكي محيط را نيز نمي توان ناچيز شمرد.


    در يك فضا عوامل مختلفي همچون رنگ، نور، لوازم موجود، تعداد و نحوه چيدمان آنها و بسياري موارد ديگر وجود دارند كه بر روي روحيه افراد خانواده تاثير مستقيمي مي گذارند.



    در نتيجه با قصد ايجاد خانه اي بدون استرس مي بايست همه اين موارد و تاثيرات ناشي از آنها به صورت كامل مورد توجه قرار گيرند كه در اينجا به تك تك آنها به صورت گذرا خواهيم پرداخت.


    رنگ



    از آنجا كه هر يك از رنگ ها تاثير خاصي را بر روي روح و روان ما مي گذارند. هنگام انتخاب رنگي براي يك فضا به نوع كاربرد آن محيط، خصوصيات افراد ساكن و همچنين تاثيرات ناشي از آن بسيار توجه كنيد.



    از ميان رنگ ها معمولاً رنگ هاي سرد آرامبخش تر از رنگ هاي گرم هستند ولي تاثير شادي آفريني و انرژي بخش رنگ هاي گرم نيز از جايگاه ويژه اي براي دوري از استرس برخوردار است.


    نور



    براي فضاي خانه تان نور كافي در نظر بگيريد. ميزان نور و همچنين كيفيت آن تاثير مستقيمي بر روي جسم و روح انسان مي گذارد. معمولاً افرادي كه در نور كم زندگي و كار مي كنند، انسان هاي افسرده و پريشاني هستند حال آنكه نور زياد به خصوص بهره مندي از نور خورشيد، انرژي مضاعفي را ايجاد كرده و خمودگي و كسلي را از بين مي برد.


    از آنجا كه نورها نيز رنگ دارند، همان تاثيرات رنگ مورد نظر را به همراه خواهند داشت لذا در انتخاب منابع نورزا براي فضاي خانه تان توجه بيشتري كنيد.



    به عنوان مثال انتخاب نور سفيد حاصل از لامپ مهتابي به تنهايي فضاي دلگير و افسرده كننده را سبب مي شود ولي اگر با نور زرد جايگزين شده و يا لااقل تلفيق شود، چنين نتايجي را نخواهد داشت.


    لوازم دكوراسيوني



    لوازم دكوراسيوني و كاربردي خانه از چند جنبه بر روي روح و جسم افراد خانواده تاثير مي گذارند:


    ۱ _ فرم و مدل:



    هنگامي كه به قصد خريد يكي از لوازم دكوراسيوني و كاربردي مانند مبلمان، صندلي، تختخواب، ميز پذيرايي، ميز غذاخوري و غيره به فروشگاه هاي مربوطه مراجعه مي كنيد، بيش از شرايط ظاهري آن و جنبه زيبايي شناسي، به نحوه كاربرد و تامين راحتي و آرامش مورد نيازتان اهميت دهيد.



    خستگي جسم و تنش هاي روح، پس از برگشت به خانه، با نشستن بر روي مبلي هرچند زيبا و گران قيمت ولي نامناسب، اگرچه ديگر تسهيلات لازم فراهم شده باشد، از بين نخواهد رفت.


    ۲ _ نحوه چيدمان:



    به طور قطع شما نيز تجربه ورود به فضايي پر از لوازم دكوراسيوني و كاربردي و همچنين خرده ريزهاي تزئيني را در مكاني نامتناسب به لحاظ وسعت آن هم با اين انبوه لوازم داشته ايد، در چنين محيطي اگرچه نهايت سعي بر انتخاب بهترين و زيباترين لوازم شده است ولي ميزان تراكم آنها در محيط، سبب ايجاد كلافگي و ناآرامي در شما خواهد شد.



    در خانه بدون استرس مي بايست فضاي كافي براي حركت هاي آزاد و راحت افراد خانواده با هر نوع وضعيت جسماني فراهم شود.


    لازمه اين مسئله حفظ فضاي خالي در ميان لوازم و همچنين در نظر گرفتن مسيرهاي پرتردد است.


    - گل و گياه: در خانه بدون استرس گل ها و گياهان طبيعي بسياري را مي بينيد. حضور طبيعت در فضاي خانه به همراه شادابي و لطافت بي مثالش، عامل مهمي براي ايجاد آرامش و دوري از اضطراب و ناراحتي هاي روحي است.


    - تابش نور و جريان هوا: در چنين خانه هايي، تعداد پنجره ها زياد بوده و امكان ورود نور خورشيد به داخل و همچنين جريان هواي تازه به خصوص در فصل بهار بسيار وجود دارد.


    - صدا: از آنجا كه وجود سروصداهاي ناهنجار بيروني سبب سلب آسايش و حتي ايجاد استرس مي شود، فراهم كردن تمهيداتي براي جلوگيري از ورود آنها از طريق پنجره ها، ديوارها و سقف الزامي است. در ضمن در خانه بدون استرس، مي بايست هرگونه صداي ناراحت كننده از بين برود.



    به عنوان مثال به جيرجير درهاي اتاق ها و يا كمدها هنگام باز و بسته شدن، صداي ناهنجار حاصل از درست كار نكردن هواكش ها و يا موتور يخچال و فريزر و موارد ديگري مانند اينها كه ممكن است در هر مكان با توجه به موقعيت آن وجود داشته باشد مي توان اشاره كرد.

    به اين ترتيب با حذف كليه صداهاي آزاردهنده در حد امكان، صداهاي گوش نواز و روحيه بخش را جايگزين كنيد.


    گوش دادن به موسيقي هنگام استراحت و همچنين صرف وعده هاي غذايي راهكار ديگري براي ايجاد آرامش است.


    - دماي هوا: مناسب بودن درجه هواي موجود در خانه در كليه فصول سال، از جمله مشخصات يك خانه بدون استرس است

    Comment


    • اخيرا دانشمندان متخصص مغز و اعصاب در يک برنامه بی بی سی تحت عنوان "دستورالعمل خوشبختی"، گفته اند که رضايت يک حالت ملموس و حاصل فعاليت مغزی است که می توانيد آن را ببينيد و حتی اندازه بگيريد. مقاله دکتر کرينگلباخ که به تهيه اين برنامه کمک کرده است را می خوانيد.

      "در نوامبر 2005، دالای لاما برای سخنرانی در يک نشست سالانه انجمن علوم عصب شناسی در واشنگتن دی سی دعوت شده بود.

      هرچند آن رويداد خالی از جنجال نبود، اما سخنرانی او در مجموع مورد استقبال قرار گرفت و رهبر روحانی تبت بسياری از دانشمندان را به خاطر بينش باز خود، به خصوص در مورد اعتبار کاوش های عصب شناسی، شگفت زده کرد.

      دالای لاما ذهن يک آدم عادی را "يک دردسرساز" توصيف کرد و اعتراف کرد که او "هنوز خشم و وحشت را احساس می کند."

      مراقبه، به گفته وی، می تواند کمک کند. اما او خصومتی با ساير شيوه ها ندارد و گفت حاضر است برای عصب شناسانی که می خواهند راه ساده تری برای فرونشاندن "دردسرسازی های مغز" بيابند به عنوان بيمار داوطلب شود.

      جستجوی خوشبختی برای بسياری از ما يک مشغله دائمی است و احتمالا از زمان پيدايش بشر چنين بوده است.

      با اين حال معدودی از ما به وضعيتی که در آن رضايت از زندگی يک حالت دائمی است نزديک می شوند.

      و حتی زمانی که شادی در نهايت سراغ ما می آيد، فقط آن را پس از آنکه گذشت تشخيص می دهيم.


      دانشمندان می گويند اندازه گيری شادی را آغاز کرده اند

      علم عصب شناسی شادی و خوشبختی هنوز در دوران نوزادی است.

      تاکنون، تمرکز تحقيقات عصب شناسی در اين زمينه بر دو خويشاوند نه چندان نزديک از احوال بشری، يعنی "لذت" و "هوس"، متمرکز بوده است.

      به نظر می رسد حس "پاداش" در مورد هر دو آنها نقش محوری داشته باشد و بنابراين دست کم از ابتدای قرن بيستم توسط متخصصان روانشناسی رفتاری در ساير حيوانات مورد مطالعه بوده است.

      مرکز لذت

      در مطالعات دهه 1950 دو روانشناس به نام های جيمز اولدز و پيتر ميلنر که در دانشگاه مکگيل در کانادا کار می کردند دريافتند که موش ها برای دريافت پالس های خفيف الکتريکی از طريق الکترودهايی که در اعماق مغز آنها کار گذاشته شده بود دسته های ويژه ای را فشار می دهند.

      زمانی که محرکه ها نواحی خاصی از مغز را هدف می گرفت، موش ها دسته را مکررا فشار می دادند - گاهی تا دو هزار بار در ساعت.

      در واقع کليه رفتارهای عادی آنها از جمله خوردن، نوشيدن و جفتگيری در جريان اين آزمايش قطع می شد.

      آن يافته ها ظاهرا به اين معنی بود که اولدز و ميلنر مرکز لذت در مغز را پيدا کرده اند و چنانکه معلوم شده اين مرکز دارای سطح مشترک با نواحی صدمه ديده در بيماری پارکينسون است.

      ماده اصلی که به مخابره علائم عصبی در اين نواحی کمک می کند دوپامين است، و به همين دليل دوپامين فورا "ماده لذت" مغز نامگذاری شد.

      مطالعات ديگری در دهه 1960 توسط رابرت هيت در دانشگاه تولانی در آمريکا به روی انسان ها انجام شد. او در برخی آزمايش ها به روی بيماران روانی که به لحاظ اخلاقی سوال برانگيز بود، سعی کرد از يافته های اولدز و ميلنر بهره بجويد.

      آنها حتی الکترودهايی در مغز کار گذاشتند تا برای درمان همجنسگرايی تلاش کنند. اين خط مطالعه در نهايت متوقف شد.

      هرچند محققان در برخی از بيماران شاهد رفتاری مشابه آنچه موش ها به نمايش می گذاشتند بودند، اما از روی گزارش های اين بيماران معلوم نيست که نصب الکترودها واقعا باعث لذت واقعی شده باشد.

      خواستن و دوست داشتن

      در عوض، مطالعات تازه توسط کنت بريج، در دانشگاه ميشيگان در آمريکا، حاکی است که الکترودها ممکن است نواحی مرتبط با هوس را فعال کرده باشند نه لذت را.



      لذت و هوس احساسات پيچيده ای در انسان هستند بنابراين چيزهای جالب زيادی درباره آنها هست که بايد بياموزيم


      دکتر مورتون ال کريگلباخ

      بريج با تحقيق درباره سيستم پاداش در موش ها، دريافت که آنها غذاهای خوش يا بد مزه را با حالت های خاص چهره نمايش می دهند.

      غذاهای شيرين باعث می شود آنها لب هايشان را با حالتی که نشانه رضايت است ليس بزنند، همانطور که نوزاد انسان چنين می کند، اما وقتی که غذای تلخ می خورند زبانشان را با حالتی از انزجار لوله می کنند.

      زمانی که بريج سطح دوپامين در بدن موش را تغيير داد دريافت که حال آنها تغييری نمی کند.

      بنابراين او می گويد بايد ميان هوس و لذت - خواستن و دوست داشتن - تفاوت قائل شد چه در مورد مرکز و سرچشمه آنها در مغز و چه مواد شيميايی عصبی که اين حالت های ذهنی را واسطه می شوند.

      به نظر می رسد که دوپامين کدهای هوس را ارسال می کند درحالی که اوپيوئيد، که حاوی ترکيب های طبيعی شبيه به مورفين بدن است، ارتباط نزديکتری به لذت دارد.

      با اين حال روشن است که موش ها متفاوت از انسان هستند.

      لذت و هوس احساسات پيچيده ای در انسان هستند و بنابراين چيزهای جالب زيادی برای آموختن در مورد آنها وجود دارد.

      هم اکنون بخشی از مغز موسوم به "اوربيتوفرانتال کورتکس" يا بخشی از قشر مخ در جلوی سر در تحقيقات جاری نقش محوری يافته است.

      اين ناحيه ای از مغز است که از لحاظ تکاملی در دوره های اخير در انسان توسعه پيدا کرده است و به هر دو سيستم دوپامين و اوپيوئيد ارتباط دارد.

      ما با استفاده از عکسبرداری عصبی دريافته ايم که اين ناحيه حاوی بخش هايی است که با گزارش های ذهنی لذت ارتباط تنگاتنگ دارد.

      اين تحقيقات در نهايت درباره خوشبختی (رضايت و شادی)، لذت و هوس به ما چه خواهد گفت؟

      قناعت

      آيا احساس رضايت را می توان لذت بدون هوس توصيف کرد، حالتی از قناعت و بی تفاوتی؟

      چنين حالتی شايد به آن نوع نشاطی که بوديست ها فعالانه از طريق مراقبه جستجو می کنند نزديک باشد.


      پيکر جرمی بنتام پس از مرگ او در سال 1832 حفظ شد

      اگر چنين است، امکان دارد که متخصصان عصب شناسی روزی در آينده راه هايی برای کمک به ايجاد اين حالت پيدا کنند.

      در آن صورت ممکن است واقعا يک جامعه فايده گرا که در آن رضايت کلی را، همانطور که جرمی بنتام فيلسوف قرن 18 می خواست، بتوان به حداکثر رساند يک گزينه واقعی برای ما باشد.

      هرچند اين پرسش که آيا چنين جامعه ای مطلوب و لذت بخش است يا خير هنوز پاسخی ندارد.

      دالای لاما آشکارا به حالت نهايی خوشبختی، و نه وسيله رسيدن به آن، علاقه مند است.

      با اين حال او همچنين از اين موضوع سخن به ميان آورد که انسان "دارای احساسات و عواطف متناقض، احساسات منفی، حسادت، خشم و وحشت است. دردسرساز بزرگ ما هم همين است."

      وی "ارزش های بنيادی عطوفت و مهر" را که "برای رشد و توسعه جسم و مغز اهميت دارند" به مخاطبان يادآوری کرد.

      عاقلانه است که در تحقيقات آينده خود درباره رضايت، لذت و هوس در همان زمانی که سرگرم ور رفتن با خميرمايه سازنده انسان هستيم، اين خواهش نوعدوستانه برای مراعات حيثيت انسانی را ناديده نگيريم

      Comment


      • هنگامی که عشق در هیاهوی زندگی آدم ها گم میشود، زندگی رقص رنگین کمان خویش را از یاد خواهد برد و نغمه ی آهنگین خویش را فراموش میکند در چنین شرایطی زندگی شعر نمیگوید، شور در دامن ندارد. این تنها عشق است که زندگی را قابل زیستن و دوست داشتنی مینماید و این تنها عشق است که شما را به دیگران، به کل ، به هستی، به خدا و به خود شما پیوند میزند

        Comment


        • چنان به خوشگويي خو نگرفته ايم ، که گوينده و شنونده هر دو احساس شرمساری ميکنند. دست انتقادمان خوب است، ولي در برابر ستايش موضع ميگيريم. حال که لباس نو به تن فلاني برازنده است، چه ميشود اگر آن را به زبان آوريم؟ اگر آرايش موی فلاني به او ميآيد، چرا آن را به خودش نگوييم؟ اگر فلاني شغلي مناسب پيدا کرده، يادآوری اين امر، صرفا" روحيه اش را بهبود مي بخشد. ستايش مثل عشق زماني معنا مي يابد که آزادانه به اشتراک گذارده شود

          Comment


          • افرادی که به بلوغ رسيده باشند ، از اين که دستخوش خشم شوند احساس ناراحتي نميکنند ، چرا که ميدانند که خشم را بايد ابراز کرد ! چون اگر ابراز شود ، اغلب به سرعت فروکش خواهد کرد و به کلي از ميان خواهد رفت . اگر سرکوب شود ، مثل زخمي چرک کرده خواهد ماند و به وقت بيماری سرباز خواهد کرد

            Comment


            • زمین سکوی کوچکی برای رقص عارفانه و آسمان آینه ی کوچکی است که گه گاه صورت بی صورت و نشان خویش را در آن میتوان دید و دل تنهایی را تازه کرد. همواره ذره صفت و رقص کنان و شور انگیز به خورشید درخشان هستی در دل آسمان عشق تقرب جوییم

              Comment


              • English Plz!!


                Comment


                • دانشمندان از اين واقعيت كه بسياري از حملات قلبي در افرادي اتفاق مي افتد كه فاقد هرگونه عامل مستعدكننده مانند فشار خون بالا، مصرف سيگار و كلسترول بالا هستند، مدت ها است سردرگم اند.



                  آنها از خود مي پرسند چه چيز موجب اين حمله قلبي شده است؟ پس از مطالعات و بررسي هاي متعدد بر روي الگوهاي رفتاري خاص، جواب خود را در استرس يافتند؛ پاسخ روحي، هيجاني و رفتاري بدن به تغييرات فيزيكي و نيازهاي فيزيولوژيك بدن كه امروز به عنوان يكي از عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي به شمار مي رود.



                  در اين ميان، استرس هاي كاري بيش از همه دردسرساز است. كاركردن در محيطي مملو از سرعت، مجادله، ناامني و تغيير با خود شرايطي را به همراه مي آورد كه فكر كنيم هيچ گاه به پيشرفت و موفقيتي كه انتظارش را مي كشيم، نخواهيم رسيد.



                  تمامي اين افكار در مدت نه چندان طولاني باعث تند شدن ضربان قلب و افزايش فشار خون شده و در نهايت به آشفتگي جريان خون و افزايش فشار وارد بر ديواره شريان ها منجر مي شود. مطالعات اخير نشان مي دهد، بيش از ۴۰ درصد از سكته هاي قلبي در افرادي اتفاق مي افتد كه در محيط هاي اجتماعي پر از استرس كار مي كنند.



                  فشار كاري، كمبود وقت و انرژي، عدم داشتن زمان كافي براي به پايان رساندن پروژه ها، كمبود حقوق و مزايا و عدم امكان بيان نارضايتي هاي شغلي همگي از مواردي است كه باعث بروز استرس در محيط كاري مي شود.



                  از آنجا كه موارد فوق هميشگي بوده و هيچ گاه از محيط هاي كاري جدا نيستند، بهتر است به جاي ايجاد شرايط تنش زا، اداره و محل كار را براي خودمان به محيطي شاد، دلپذير و حتي سرگرم كننده تبديل كنيم.


                  ابتدا از خودتان شروع كنيد. دلايلي را كه باعث بروز استرس در محيط شغلي تان مي شود فهرست كرده و در دفتري يادداشت نماييد.



                  موانع دردسرساز كوچك را با انديشه و تفكر مثبت و خلاق از سر راهتان برداريد و از كنار بقيه با احتياط بگذريد. نظم در كارها را فراموش نكنيد. شلوغ و درهم برهم بودن ميز حتي باعث ايجاد استرس مي شود. قبل از اينكه به سراغ پرونده هاي نيمه كاره برويد ميزتان را تميز و مرتب كنيد. اولويت بندي كنيد و كارها را به ترتيب اهميتشان انجام دهيد و براي كارهايتان برنامه ريزي كنيد.



                  اگر از عهده انجام مسئوليتي برنمي آييد بهتر است صادقانه به رئيس تان بگوييد تا بعد پشيمان نشويد. قانون هاي كاري را بشناسيد و حتي به همكارانتان نيز آموزش دهيد. مدتي را هم به استراحت مشغول شويد.



                  وقت ناهار از شركت خارج شويد و در هواي آزاد قدم بزنيد. لازم نيست يك كيلومتر پياده روي كنيد. همين چند قدم كافي است تا نفس عميق بكشيد و يك نوشيدني بخوريد و با انرژي مضاعف به كارتان برگرديد. در همه حال مثبت بينديشيد و هدف از كار كردن را براي خود بازگو كنيد.

                  به اين فكر كنيد كه با استفاده از درآمد حاصله خواهيد توانست نياز هاي خود و خانواده تان را برطرف كنيد و همسر و فرزندتان را خوشحال سازيد. به كار به عنوان پلي براي رسيدن به آرزوها و خواسته هايتان نگاه كنيد و از آن لذت ببريد.

                  فراموش نكنيد كه بيزاري از كار يگانه عاملي است كه باعث استرس و خستگي مي شود و از فعاليت انسان مي كاهد. ورزش را حذف نكنيد حتي در شرايط سخت. حتي يك فعاليت ساده مثل پياده روي با ترشح هورمون آندروفين و آندروژن در مغز خواهد توانست در شما سرخوشي و نشاط ايجاد كند و از خطر بروز بيماري هاي قلبي، اسكلتي و ماهيچه اي برهاند

                  دست از انزوا برداريد. با همكارانتان به باشگاه ورزشي برويد و يا در فعاليت هاي فرهنگي _ هنري شركت كنيد. دوستان و خانواده تان را از ياد نبريد چراكه با حضور مثبت خود مي توانند كمبود هاي روحي شما را جبران كنند.

                  در نهايت اگر باز هم نتوانستيد از شر استرس خلاص شويد به روانشناس يا مشاور مراجعه كنيد كه به خوبي مي توانند مشكلات روحي- رواني شما را برطرف نمايند

                  Comment


                  • وقتی پدر و مادر مستاصل و هراسان روبرويم می نشينند و با آشفتگی دنبال راه حل می گردند به سختی می توان راه حلی قطعی پيش پايشان گذاشت، به دشواری می شود برای دختر ۱۴ ساله ای که عليه خانواده قيام کرده بدون حضورخودش تکليفی معلوم کرد.
                    مادر بی قرار اشک می ريزد و همسرش را به دليل سخت گيری هايش در رابطه با دخترش مقصر می داند: "دو شب است که خانه نيامده فقط تلفنی گفته که تا رفتار پدرش در خانه عوض نشده به خانه بر نمی گردد، امروز به مدرسه هم نرفته."

                    اين يک نمونه از دردل هايی است که مکرر از زبان پدر و مادرهای ايرانی در آلمان شنيده می شود.

                    شناخت پدر و مادرها از رفتار جوانان در بيرون خانه کم است؛ ارزش های اجتماعی دو گروه متفاوت است؛ بچه ها در بيرون و در خانه رفتار متفاوتی دارند.

                    شناخت بچه ها هم اگر در سنين نوجوانی به آلمان آمده باشند از محيط اطرافشان کافی نيست؛ آزادی که در بيرون خانه در اختيارشان گذاشته می شود آنها را به طغيان در خانه وامی دارد.

                    اگر پدر و مادرها بتوانند در اين ميان راه حلی ميانی بيابند، آرامشی نسبی می تواند برقرار شود. در اين ميانه بزرگترها مجبور به نشان دادن انعطاف بيشتری هستند.

                    مشکل با جوانان در سالهای اوليه اقامت

                    در سالهای اول ورود به آلمان مشکلات بچه ها با خانواده ها متفاوت است. در واقع نقش پدر و مادرها با بچه ها به نوعی عوض می شود.

                    در سالهای اول اقامت در آلمان بچه ها به دليل اينکه سريعتر زبان را ياد می گيرند و تماسشان با جامعه بيشتر است، عهده دار نقش مترجم برای کارهای اداری پدر و مادرها می شوند و به اين ترتيب در جريان تمام و کمال مشکلات خانواده قرار می گيرند؛ نوعی رابطه تازه ميان والدين و فرزندان بوجود می آيد که به کلی جديد است و هيچ يک از طرفين تعريفی برای آن ندارد. رابطه جديد را می توان نوعی بی قدرتی والدين تعبير کرد.

                    پدر و مادرها هنوز انتظار دارند فرزندانشان رفتار در ايران را ادامه بدهند. اين انتظار با نقش تازه فرزندان همخوانی ندارد و پايه اولين تناقضات از همين جا شکل می گيرد.

                    عدم تماس جدی شماری از والدين با جامعه به دليل ندانستن زبان مورد سوءاستفاده برخی از بچه ها قرار می گيرد.

                    "باربارا اشتريک "، مشاور امور خارجيان، می گويد: "سالهای اول اقامت خانواده های خارجی بيشترين فشار را به بچه ها می آورد. قرار گرفتن در جريان مشکلات خانواده، دشواری های مالی و نابسامانی های اقامتی، آنها را از داشتن زندگی آزاد باز می دارد. با وجود دشوارهايی که خانواده های ايرانی در تربيت فرزندان خود با آن درگير می شوند، در مجموع به نسبت مليت های ديگر از مشکلات کمتری برخوردارند. به گمان من اين موضوع می تواند به اين علت باشد که ايرانی ها مدت اقامت نسبتا طولانی در آلمان دارند و از طريق انتقال تجربه به يکديگر کمک می کنند."

                    مشکلات ناتمام با جوانان در سالهای بعدی

                    با وجود اينکه بعد از سالهای طولانی اقامت می بايد مشکلات با جوانان کمتر شود اما درگيری با خانواده ها، که بيشتر ريشه در فرهنگ آنها دارد، ادامه می يابد.

                    در ميان گروهی از خانواده ها رفتار با دختران متفاوت از پسران است. آنها حق آزادی بيشتری برای پسران خود قائل هستند و دليل آن را در آسيب پذيری بيشتر دختران می دانند.

                    خانواده های ايرانی در مقايسه با ديگر کشورهای اسلامی آزادی بيشتری به دخترانشان می دهند.

                    تعداد دختران ايرانی که به دليل سخت گيری های خانواده به خانه های زنان و يا خانه های مخصوص دختران جوان مراجعه می کنند، کم است.

                    آنچه که می تواند از بار فشار بر خانواده ها در اين زمينه بکاهد کمک گرفتن از امکاناتی است که آنها را در شناختن شرايط جديد ياری می دهد. تلاش برای اينکه بتوان وضعيت نوين را از منظری نو مورد توجه قرار داد

                    Comment


                    • اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي، بوته اي در دامنه اي باش ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد. اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن. اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه! همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود. در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست. اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش. اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش. با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند. هر آنچه كه هستي، بهترينش باش

                      Comment


                      • خلاقيت باعث بروز افكار بزرگ در انسان مي شود. اما معمولاً سخت ترين مرحله نقطه شروع است. افكار بزرگ ما را به سمت پيشرفت راهنمايي كرده و فردايي روشن را برايمان به ارمغان مي آورند.



                        با به كارگيري اصولي كه در اين قسمت براي شما شرح مي دهيم مي توانيد يك تجارت بزرگ و بي نقص راه اندازيد. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام اين امور عادت نداده ايم.



                        اين امر سبب مي شود تا توانايي خود را براي دامن زدن به تصورات و تخيلات از دست داده و در نتيجه قدرت تخيل خود را به كار نگيريم. به همين دليل فرصت هاي بي شماري را به آساني از دست مي دهيم. ايده هاي بزرگ از محلي فراي باورهاي شخصي نشات مي گيرند.



                        بايد به دوردست ها بنگريد و افكار متفاوت را آزمايش كنيد تا به نتيجه مطلوب دست پيدا كنيد. عده اي با به كار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناكي بي حس و كرخت مي كنند، چنين رفتاري باعث مي شود درخت افكار شما هيچ گاه به بار ننشيند.


                        ۱- زياد مطالعه كنيد


                        ذهن شما همانند بدنتان براي اينكه رشد پيدا كرده و پرورش يابد نيازمند تمرين و تحرك است، و چه تمريني بهتر از كتاب خواندن. سعي كنيد با افكار و عقايد انسان هاي موفق در طول تاريخ آشنا شويد.



                        شرح حال و تاريخچه زندگي هر يك از آنها را مرور كنيد و از آن درس بگيريد. با مطالعه اين كتب مي توان حدس زد كه چگونه اين افراد بزرگ ذهن خود را براي رسيدن به بهترين ها پرورش داده بودند.



                        همچنين مي توانيد مجلاتي نظير تجارت و يا اقتصاد روز را نيز مطالعه كنيد. با آگاهي از نظرات ديگران پيرامون مسائل مختلف شما سطحي نگري را كنار مي گذاريد و با يك ديد عمقي به موضوعات مختلف مي نگريد.


                        ۲- فرصت هايي را كه در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهيد


                        اجازه دهيد افكارتان مثل آب آتش نشاني به بالاترين نقطه صعود كنند. هنگامي كه براي پرواز كردن به ذهن خود فضا مي دهيد، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتايج شگفت انگيزي را به دست خواهد داد.


                        ۳- يك دفترچه يادداشت به همراه داشته باشيد


                        هنگامي كه افكار بي نظير به ذهن شما خطور مي كنند از ذخيره كردن آنها اطمينان خاطر حاصل كنيد. در اين امر به يادداشت هاي ذهني اكتفا نكنيد زيرا ممكن است به دست فراموشي سپرده شوند.



                        سعي كنيد هميشه يك دفترچه يادداشت و يا يك ضبط صوت به همراه داشته باشيد به ويژه در كنار تختخواب خود براي مواقعي كه افكار طلايي در حدود ساعت ۲ نيمه شب به ذهن شما خطور مي كنند.


                        ۴- از افكار ديگران بهره بجوييد


                        بهره جستن از افكار و عقايد ديگران نيز به نوبه خود روش مناسبي براي گسترش ايده هاي شخصي شماست.


                        ۵- تغييراتي در محيط اطراف خود ايجاد كنيد


                        گاهي اوقات تنها چيزي كه باعث مي شود ذهن خسته شما را دوباره به كار اندازد تغيير وضع ظاهري محيط اطرافتان است.



                        اگر چشم انداز پيرامون شما تغيير كند، ذهن شما نيز به صورت ناخودآگاه به سمت يك ديدگاه جديد تغيير جهت مي دهد.



                        اگر تمام مدت در پشت ميز خود بنشينيد ذهن خود را در آن شرايط محدود مي كنيد و هيچ فضايي براي برانگيختگي او باقي نمي گذاريد.



                        بنابراين مي توانيد پياده روي كنيد، به باشگاه ورزشي برويد، كنار آب رود بنشينيد و در كل به يك مكان جديد قدم بگذاريد تا ذهن شما نيز بتواند آزادانه به تمرين و تقلا بپردازد.


                        ۶- بر روي شكاف ميان دو نسل خط بطلان بكشيد


                        ذهن كودكان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طريق فشار هاي اجتماعي سركوب نشده است. به جهان با شگفتي مي نگرند و مانند بزرگترها پاكي و معصوميت خود را از دست نداده اند.



                        با كودكان پيرامون مسائل مختلف صحبت كنيد تا با نقطه نظر ساده و بي آلايش آنها آشنا شويد.


                        ۷- به رفيق شفيق خود مراجعه كنيد


                        همه ما دوستي داريم كه به نظر مي رسد توانايي پاسخ به تمام مسائل و مشكلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشكلات شخصي از او كمك مي خواهيد؟ بد نيست گاهي در مورد مسائل مهمتر نيز از او ياري بجوييد.


                        ۸- به توانايي هاي خود اتكا كنيد


                        قواعد و اصول كلي را براي يك لحظه هم كه شده فراموش كنيد. اين رهنمون ها در جاي خود مفيد هستند اما ممكن است مانند يك چشم بند عمل كرده و قدرت داشتن ديد وسيع را از شما بگيرند و اجازه ديدن چشم اندازهاي متفاوت را به شما ندهند.


                        ۹- در حيطه كاري خود به فعاليت بپردازيد


                        خيلي خوب است كه به ذهن خود اجازه دهيد آزادانه به گردش بپردازد. اما اين گردش بايد در حيطه دانش شما انجام پذيرد. اگر يك طراح هستيد لازم نيست راه حلي براي مشكلات اقتصادي پيدا كنيد.



                        افكار شما تنها در رشته اي كه مهارت داريد خوب كار مي كنند و در ساير رشته ها نتيجه اي مصيبت بار را به دنبال خواهند داشت.



                        اگر نياز به ورود به قلمرو ديگري را داريد بهتر است قبل از هر كار با يك متخصص مشورت كنيد و اجازه انجام كليه امور را به دست او بسپاريد تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل كند.


                        ۱۰- به ذهن خود آزادي عمل دهيد


                        آيا با تمرين هاي رايج نويسندگان آشنايي داريد؟ آنها براي مبارزه با محدوديت ها يك روش بسيار جالب را برگزيده اند. فقط كافي است قلم را بر روي كاغذ گذاشته و هر آنچه كه در ذهنتان است را بر روي كاغذ بياوريد.



                        مي توانيد از مشكلات شروع كنيد و به دنبال هيچ گونه ارتباطي در دست نوشته هاي خود نباشيد. مهم نيست كه تا چه حد عبث و نامعقول به نظر مي رسند.



                        بعداً مي توانيد مثل يك جدول تناوبي آنها را سازماندهي كنيد، در آخر نيز امكان دارد به چيزي دست پيدا كنيد كه بيهوده و بي ربط باشد اما چيزي كه در اين مبحث حائز اهميت است اين است كه شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده ايد و اين خود يك امتياز محسوب مي شود.



                        هيچ كس نمي داند شايد به نتيجه اي برسيد كه سال ها منتظر آن بوده ايد

                        Comment


                        • وقتی مستانه و بی قرار، بی هیچ حسابی و چشمداشتی ، خود را به دل دریای زندگی می ریزید ، دریای زندگی نیز آغوش خود را به رویت میگشاید و گوهر یگانی به دامانتان می گذارد. اینگونه است تحقق حقیقت ناب زندگی

                          Comment


                          • عشق پديده بزرگي است. ميتواند اشكال متفاوتي داشته باشد و ميتواند شهوت باشد. ميتواند احساس مالكيت باشد. ميتواند صرفا مشغله براي اينكه تنهايي ما را پر كند باشد چون حضور شخص ديگر باعث احساس امنيت ميشود. عشق حقيقي يعني توقف فكر در چنين حالتي است كه به هم نزديك خواهيم شد. روابط را تبديل به يك پديده مقدس كنيم. تكريم و ستايش دومين اصل است. در حضور معشوق و محبوب احساس ستايش كنيم. اگر نتوانيم تقدس را در وجود محبوبمان ببينيم، پس اين تقدس را در هيچ كجا نخواهيم ديد. چگونه خدا را در يك درخت ميتوانيم ببينيم اگر هيچ رابطه اي بين ما و درخت نباشد. اگر بتوانيم خدا را در وجود معشوق حس كنيم دير يا زود او را در همه جا حس خواهيم نمود زيرا همين كه اين در براي اولين بار گشوده شود – همين كه نظري به خدا در هر شخصي بيندازيم، ديگر قادر نخواهيم بود كه اين نظر را فراموش كنيم

                            Comment


                            • هیچ انسانی با مجوز مخصوص برای شاد زیستن و کامیابی زاده نمیشود. خداوند از فراز ابرها به پایین نمی آید تا بگوید: حالا دیگر نوبت شماست. او نمیگوید: شما می توانید یا نمی توانید. این خود شما هستید که میگویید توان و قدرت شادمانه زیستن را دارید فقط باید با تمام وجود یک آری گفته و آن را خواهنده باشید

                              Comment


                              • Intermittent Explosive disorder, or IED, is a condition in which people attack others, and their possessions, often causing bodily harm and property damage. The level of anger displayed is out of all proportion to the event that triggered it, so scientists believe it could be the root cause of road rage or even spousal abuse.

                                People with this disorder feel a sense of relief during the angry outburst, and then feel remorseful about their actions. It is these feelings of shame and embarrassment that have kept the condition relatively hidden, according to the researchers. The disorder affects twice as many men as women and the first outbursts usually take place in adolescence. The researchers believe that there is a strong genetic element to the condition, and growing up in a home where parents had difficulties with depression or alcohol was often a trigger.

                                IED often precedes depression, anxiety, alcohol and drug abuse. Over eighty per cent of those diagnosed with IED suffered from these conditions as well. The scientists behind the study say that anti-depressant medicine, combined with teaching people how to handle their feelings of frustration, can be an effective treatment for the disorder.

                                This research only applies to the United States, but further studies will take place in thirty countries to see if IED is truly a worldwide phenomenon.

                                Comment

                                Working...
                                X