شما با دستهايتان حرف مي زنيد!
از ديرباز كف دست باز نشانه حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قراردادن كف دست بر روي قلب صورت مي گيرد و زماني كه شخصي درحال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان مي كند. در برخوردهاي روزمره، مردم از دوحالت اساسي كف دست استفاده مي كنند. درحالت اول، كف دست رو به بالاست كه علامت گدايي براي پول يا غذا است. درحالت دوم، كف دست رو به پايين قرارمي گيرد، انگارچيزي را پايين نگهداشته است يا از بالا آمدنش ممانعت مي كند.
يكي از معتبرترين روشها در تشخيص اين كه شخص صادق و شريف است يا خير، مشاهده حالات كف دست اوست.
به عنوان مثال، وقتي كه شخصي مي خواهد كاملاً صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي كند. زماني كه شخص رفتاري صادقانه در پيش مي گيرد يا شروع به گفتن حقيقت مي كند، كف دستهايش يا بخشي از آنها را براي طرف مقابل نمايان مي كند. همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملا ناآگاهانه انجام مي شود و به اين ترتيب شما رامتوجه صداقت شخص ديگر مي كند. كودك هنگام دروغ گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دستهايش را پشت خود قايم مي كند. همچنين شوهري كه مي خواهد به همسرش دروغ بگويد، دستهايش را در جيب خود مي گذارد يا دست به سينه مي شود و اين حركت او، همسرش را متوجه كتمان حقيقت مي كند.
اغلب به فروشنده ها مي آموزند چنانچه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آنها ارائه مي كند، به كف دستهايش نگاه كنيد زيرا دلايل معتبر با كف دستهاي نمايان همراه است.
اما اگركف دستهايتان به هنگام دروغگويي نمايان باشد، مردم گفته هايتان را باور خواهند كرد؟ پاسخ به اين سوال آري ونه است. اگريك دروغ آشكارا با كف دستهاي نمايان همراه شود، به نظر شنونده تان رياكار جلوه خواهيد كرد. زيرا بسياري از ديگر حركاتي كه بايد هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارد وحركات منفي كه هنگام دروغگويي استفاده مي شوند، با كف دست هاي باز متناقض است.
كلاهبردارها و دروغگوهاي حرفه اي كساني هستند كه مي توانند دروغهاي خود را هنرمندانه با علايم غيركلامي تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت به هنگام دروغگويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام مي شود.
البته مي توانيد هنگام برقراري ارتباط با ديگران، بازكردن كف دستها را تمرين كنيد وخود را محق تر جلوه دهيد. از طرفي، هر قدر كه حركات كف دستهاي باز تبديل به يك عادت شود، تمايل به دروغگويي نيز كمتر مي شود. نكته جالب آن است كه اكثر مردم به سختي مي توانند با كف دستهاي باز دروغ بگويند و در واقع استفاده از اين حركت شايد بر كاهش دروغگويي تاثير داشته باشد ومردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند.
حركات كف دست
در حركات كف دست سه حالت اصلي وجود دارد، كف دست رو به بالا، كف دست رو به پايين، كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود. زماني كه كف دست برگشته و رو به پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. كف دست به صورت مشت بسته شده و انگشت اشاره تبديل به يك چوب نمادين شده كه ازآن طريق سخنگو به طورمجازي مخاطب خود را به تسليم مي كشاند. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند درحين صحبت كردن به كار ببرد. بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را بر حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف كنيد. بزودي درخواهيد يافت كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.
روشهاي دست دادن
دست دادن از زمان انسانهاي غارنشين مرسوم بوده است.آنها هر زمان كه همديگر را ملاقات مي كردند، دستهايشان را به هوا مي بردند وكف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شودكه هيچ گونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرنها، حركت كف دست در هوا اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي، براي اداي احترام به كار مي رود و قفل كردن دستها درهم و دست دادن است. دستها معمولا بين 5 تا 7 بارحركت داده مي شوند. اما دست دادن هم آداب و معناي خاص خود را دارد. نگرش سلطه گرانه به طرف مقابل با برگرداندن دست ، به طوري كه درهنگام دست دادن كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيماً رو به زمين باشد. اما نسبت به كف دست شخص بايد به سمت پايين باشد و اين به آن معناست كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. دست دادن با كف دست روبه بالا نشانگر تسليم است.
زماني كه دو شخص سلطه گر با يكديگر دست مي دهند، يك مبارزه نمادين روي مي دهد. درحالي كه هر يك سعي مي كنند كف دست ديگري را به حالت تسليم برگرداند، كف دست هر دو در يك حالت عمودي قرارمي گيرد و هر يك حس احترام و تفاهم را به ديگري انتقال مي دهد.
يكي از اشارات غيركلامي كه كمترين توجه را به خود معطوف داشته است، اما از بيشترين قدرت در روابط بين افراد برخوردار است علايم كف دست است. زماني كه از آنها به نحو صحيح استفاده شود، قدرت ويژه اي را به استفاده كننده اش هديه مي دهد.
از ديرباز كف دست باز نشانه حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قراردادن كف دست بر روي قلب صورت مي گيرد و زماني كه شخصي درحال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان مي كند. در برخوردهاي روزمره، مردم از دوحالت اساسي كف دست استفاده مي كنند. درحالت اول، كف دست رو به بالاست كه علامت گدايي براي پول يا غذا است. درحالت دوم، كف دست رو به پايين قرارمي گيرد، انگارچيزي را پايين نگهداشته است يا از بالا آمدنش ممانعت مي كند.
يكي از معتبرترين روشها در تشخيص اين كه شخص صادق و شريف است يا خير، مشاهده حالات كف دست اوست.
به عنوان مثال، وقتي كه شخصي مي خواهد كاملاً صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي كند. زماني كه شخص رفتاري صادقانه در پيش مي گيرد يا شروع به گفتن حقيقت مي كند، كف دستهايش يا بخشي از آنها را براي طرف مقابل نمايان مي كند. همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملا ناآگاهانه انجام مي شود و به اين ترتيب شما رامتوجه صداقت شخص ديگر مي كند. كودك هنگام دروغ گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دستهايش را پشت خود قايم مي كند. همچنين شوهري كه مي خواهد به همسرش دروغ بگويد، دستهايش را در جيب خود مي گذارد يا دست به سينه مي شود و اين حركت او، همسرش را متوجه كتمان حقيقت مي كند.
اغلب به فروشنده ها مي آموزند چنانچه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آنها ارائه مي كند، به كف دستهايش نگاه كنيد زيرا دلايل معتبر با كف دستهاي نمايان همراه است.
اما اگركف دستهايتان به هنگام دروغگويي نمايان باشد، مردم گفته هايتان را باور خواهند كرد؟ پاسخ به اين سوال آري ونه است. اگريك دروغ آشكارا با كف دستهاي نمايان همراه شود، به نظر شنونده تان رياكار جلوه خواهيد كرد. زيرا بسياري از ديگر حركاتي كه بايد هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارد وحركات منفي كه هنگام دروغگويي استفاده مي شوند، با كف دست هاي باز متناقض است.
كلاهبردارها و دروغگوهاي حرفه اي كساني هستند كه مي توانند دروغهاي خود را هنرمندانه با علايم غيركلامي تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت به هنگام دروغگويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام مي شود.
البته مي توانيد هنگام برقراري ارتباط با ديگران، بازكردن كف دستها را تمرين كنيد وخود را محق تر جلوه دهيد. از طرفي، هر قدر كه حركات كف دستهاي باز تبديل به يك عادت شود، تمايل به دروغگويي نيز كمتر مي شود. نكته جالب آن است كه اكثر مردم به سختي مي توانند با كف دستهاي باز دروغ بگويند و در واقع استفاده از اين حركت شايد بر كاهش دروغگويي تاثير داشته باشد ومردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند.
حركات كف دست
در حركات كف دست سه حالت اصلي وجود دارد، كف دست رو به بالا، كف دست رو به پايين، كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود. زماني كه كف دست برگشته و رو به پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. كف دست به صورت مشت بسته شده و انگشت اشاره تبديل به يك چوب نمادين شده كه ازآن طريق سخنگو به طورمجازي مخاطب خود را به تسليم مي كشاند. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند درحين صحبت كردن به كار ببرد. بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را بر حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف كنيد. بزودي درخواهيد يافت كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.
روشهاي دست دادن
دست دادن از زمان انسانهاي غارنشين مرسوم بوده است.آنها هر زمان كه همديگر را ملاقات مي كردند، دستهايشان را به هوا مي بردند وكف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شودكه هيچ گونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرنها، حركت كف دست در هوا اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي، براي اداي احترام به كار مي رود و قفل كردن دستها درهم و دست دادن است. دستها معمولا بين 5 تا 7 بارحركت داده مي شوند. اما دست دادن هم آداب و معناي خاص خود را دارد. نگرش سلطه گرانه به طرف مقابل با برگرداندن دست ، به طوري كه درهنگام دست دادن كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيماً رو به زمين باشد. اما نسبت به كف دست شخص بايد به سمت پايين باشد و اين به آن معناست كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. دست دادن با كف دست روبه بالا نشانگر تسليم است.
زماني كه دو شخص سلطه گر با يكديگر دست مي دهند، يك مبارزه نمادين روي مي دهد. درحالي كه هر يك سعي مي كنند كف دست ديگري را به حالت تسليم برگرداند، كف دست هر دو در يك حالت عمودي قرارمي گيرد و هر يك حس احترام و تفاهم را به ديگري انتقال مي دهد.
يكي از اشارات غيركلامي كه كمترين توجه را به خود معطوف داشته است، اما از بيشترين قدرت در روابط بين افراد برخوردار است علايم كف دست است. زماني كه از آنها به نحو صحيح استفاده شود، قدرت ويژه اي را به استفاده كننده اش هديه مي دهد.


Comment