Announcement

Collapse
No announcement yet.

Ravanshenasi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • شما با دستهايتان حرف مي زنيد!
    از ديرباز كف دست باز نشانه حقيقت، صداقت، بيعت و تسليم بوده است. بسياري از سوگندها با قراردادن كف دست بر روي قلب صورت مي گيرد و زماني كه شخصي درحال اداي شهادت در دادگاه است، كف دست خود را نمايان مي كند. در برخوردهاي روزمره، مردم از دوحالت اساسي كف دست استفاده مي كنند. درحالت اول، كف دست رو به بالاست كه علامت گدايي براي پول يا غذا است. درحالت دوم، كف دست رو به پايين قرارمي گيرد، انگارچيزي را پايين نگهداشته است يا از بالا آمدنش ممانعت مي كند.
    يكي از معتبرترين روشها در تشخيص اين كه شخص صادق و شريف است يا خير، مشاهده حالات كف دست اوست.
    به عنوان مثال، وقتي كه شخصي مي خواهد كاملاً صادق و رك باشد، يك يا هر دو كف دست خود را در برابر طرف مقابل نمايان مي كند. زماني كه شخص رفتاري صادقانه در پيش مي گيرد يا شروع به گفتن حقيقت مي كند، كف دستهايش يا بخشي از آنها را براي طرف مقابل نمايان مي كند. همانند اكثر حركات بدن، اين حركت كاملا ناآگاهانه انجام مي شود و به اين ترتيب شما رامتوجه صداقت شخص ديگر مي كند. كودك هنگام دروغ گويي يا پنهان كردن يك چيز، كف دستهايش را پشت خود قايم مي كند. همچنين شوهري كه مي خواهد به همسرش دروغ بگويد، دستهايش را در جيب خود مي گذارد يا دست به سينه مي شود و اين حركت او، همسرش را متوجه كتمان حقيقت مي كند.
    اغلب به فروشنده ها مي آموزند چنانچه مشتري دليلي براي نخريدن محصول آنها ارائه مي كند، به كف دستهايش نگاه كنيد زيرا دلايل معتبر با كف دستهاي نمايان همراه است.
    اما اگركف دستهايتان به هنگام دروغگويي نمايان باشد، مردم گفته هايتان را باور خواهند كرد؟ پاسخ به اين سوال آري ونه است. اگريك دروغ آشكارا با كف دستهاي نمايان همراه شود، به نظر شنونده تان رياكار جلوه خواهيد كرد. زيرا بسياري از ديگر حركاتي كه بايد هنگام صداقت نمايان باشند، وجود ندارد وحركات منفي كه هنگام دروغگويي استفاده مي شوند، با كف دست هاي باز متناقض است.
    كلاهبردارها و دروغگوهاي حرفه اي كساني هستند كه مي توانند دروغهاي خود را هنرمندانه با علايم غيركلامي تكميل كنند. هرچه استفاده كلاهبردار از رفتار غيركلامي حاكي از صداقت به هنگام دروغگويي ماهرانه تر باشد، حرفه او بهتر انجام مي شود.
    البته مي توانيد هنگام برقراري ارتباط با ديگران، بازكردن كف دستها را تمرين كنيد وخود را محق تر جلوه دهيد. از طرفي، هر قدر كه حركات كف دستهاي باز تبديل به يك عادت شود، تمايل به دروغگويي نيز كمتر مي شود. نكته جالب آن است كه اكثر مردم به سختي مي توانند با كف دستهاي باز دروغ بگويند و در واقع استفاده از اين حركت شايد بر كاهش دروغگويي تاثير داشته باشد ومردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند.
    حركات كف دست
    در حركات كف دست سه حالت اصلي وجود دارد، كف دست رو به بالا، كف دست رو به پايين، كف دست بسته با يك انگشت به حالت اشاره. حالت كف دست رو به بالا به عنوان يك حركت غيرتهديدآميز و سلطه پذير استفاده مي شود. زماني كه كف دست برگشته و رو به پايين است، بلافاصله اقتدار را تداعي مي كند. كف دست به صورت مشت بسته شده و انگشت اشاره تبديل به يك چوب نمادين شده كه ازآن طريق سخنگو به طورمجازي مخاطب خود را به تسليم مي كشاند. استفاده از انگشت اشاره يكي از ناراحت كننده ترين اشاراتي است كه يك شخص مي تواند درحين صحبت كردن به كار ببرد. بخصوص موقعي كه همراه با كلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به اين كار داريد، توجه خود را بر حركات كف دست رو به پايين و بالا معطوف كنيد. بزودي درخواهيد يافت كه رفتار راحت تري توسط شما ايجاد مي شود و اثر مثبت تري بر ديگران مي گذاريد.
    روشهاي دست دادن
    دست دادن از زمان انسانهاي غارنشين مرسوم بوده است.آنها هر زمان كه همديگر را ملاقات مي كردند، دستهايشان را به هوا مي بردند وكف دست را نمايان مي كردند تا مشخص شودكه هيچ گونه سلاحي در دست ندارند يا پنهان نكرده اند. با گذشت قرنها، حركت كف دست در هوا اصلاح شد و به كف دست روي قلب و انواع ديگر حركات تغيير يافت. نوع امروزي اين رسم قديمي، براي اداي احترام به كار مي رود و قفل كردن دستها درهم و دست دادن است. دستها معمولا بين 5 تا 7 بارحركت داده مي شوند. اما دست دادن هم آداب و معناي خاص خود را دارد. نگرش سلطه گرانه به طرف مقابل با برگرداندن دست ، به طوري كه درهنگام دست دادن كف دست به سمت پايين باشد انتقال پيدا مي كند. نيازي نيست كه كف دست مستقيماً رو به زمين باشد. اما نسبت به كف دست شخص بايد به سمت پايين باشد و اين به آن معناست كه شما مايليد در رابطه تان كنترل و سلطه داشته باشيد. دست دادن با كف دست روبه بالا نشانگر تسليم است.
    زماني كه دو شخص سلطه گر با يكديگر دست مي دهند، يك مبارزه نمادين روي مي دهد. درحالي كه هر يك سعي مي كنند كف دست ديگري را به حالت تسليم برگرداند، كف دست هر دو در يك حالت عمودي قرارمي گيرد و هر يك حس احترام و تفاهم را به ديگري انتقال مي دهد.
    يكي از اشارات غيركلامي كه كمترين توجه را به خود معطوف داشته است، اما از بيشترين قدرت در روابط بين افراد برخوردار است علايم كف دست است. زماني كه از آنها به نحو صحيح استفاده شود، قدرت ويژه اي را به استفاده كننده اش هديه مي دهد.

    Comment


    • جويدن ناخن امري شايع و متداول نزد كودكان و نوجوانان است كه عمدتاً ريشه در مسائل رواني دارد. اصلي ترين علتي كه باعث مي شود كودكان ناخن هايشان را بجوند استرس و نگراني و كم توجهي از سوي والدين است. البته تقليد، وراثت و كوتاه و آراسته نبودن ناخن ها نيز از جمله علت هاي بروز آن به شمار مي رود. ناخن جويدن اگر درمان نشود به صورت عادتي ناپسند درمي آيد كه تا سنين بزرگسالي همراه فرد است و علاوه بر آن منجر به بروز برخي عفونت ها و بيماري ها مي شود. عفونت باكتريال، ايجاد زگيل، پوسته پوسته شدن دائمي ناخن و بد فرم شدن ناخن از جمله مشكلات شايع ناخن جويدن به شمار مي رود. آنچه پدرها و مادرها براي رفع اين عادت بايد انجام دهند، توجه به رفتارهاي كودك است. اگر كودك تحت فشارهاي روحي و عصبي قرار دارد بايد اين فشارها را رفع كرد. موقعيت هايي را كه كودك در آنها دچار اضطراب و تشويش مي شود بايد شناسايي كرد و از بين برد.
      اين را نيز بدانيد كه كودكان از هر وسيله اي براي جلب مهر و محبت والدين خود استفاده مي كنند. تقليد از اموري كه به اصطلاح كار بد ناميده مي شود نظير جويدن ناخن نيز از همان مواردي است كه كودكان براي جلب توجه از آن بهره مي جويند. پس به نيازهاي عاطفي كودكتان بيش از گذشته توجه كنيد. از تهديد و سرزنش وي در برابر همسالان و دوستانش خودداري كنيد و در موارد شديد او را نزد روانپزشك ببريد.

      Comment


      • تشرف به عشق تشرفي است به اينكه تمام وجود انسان عشق شده باشد. اين تشرفي است به عاشقانه زندگي كردن. فرد مي تواند يك قطعه سنگ را چنان از زمين بردارد كه يك دوست را برمي دارد. فرد همچنان مي تواند دست كسي را طوري در دست نگه دارد كه گويي دست يك دشمن رانگه داشته است. شايد كسي قادر باشد با اشياء مادي با مراقبتي عاشقانه رفتاركند در صورتي كه ديگري با انسانهاي ديگر طوري رفتار مي كند كه نبايد چنين حتي با اشياء مادي رفتار شود. انساني كه سرشار از نفرت است، با انسانهاي ديگر همچون اشياء بي جان رفتارمي كند، كسي كه پر از عشق است، حتي به اشياي بي جان نيز شخصيت زنده مي بخشد.
        يك مسافرآلماني براي ديدن عارفي مشهورآمده بود. اومي بايد به دليلي خشمگين بوده باشد. او باعصبانيت بندهاي كفشش را بازكرد، كفشها را به گوشه اي پرت كرد و با ضربه اي محكم در را باز كرد. درهنگام خشم انسان كفشهايش را طوري از پا درمي آورد كه گويي بدترين دشمنش هستند! او همچنين در را طوري بازمي كند كه گويي يك دشمني عظيم بين او و در وجود دارد! مرد محكم در را باز كرد، وارد شد و به آن عارف اداي احترام كرد.
        عارف گفت نه من هنوز نمي توانم به سلام تو پاسخ بدهم. نخست برو و از در و از كفشهايت معذرت بخواه! مرد پرسيد: شما را چه مي شود؟ از در معذرت بخواهم؟ و از يك جفت كفش؟ آيا آنها زنده هستند؟ عارف پاسخ داد: وقتي خشمت را سرآن چيزهاي بي جان خالي مي كردي اين را توجه نكردي. توكفشها را طوري پرتاب كردي كه گويي موجوداتي زنده هستند و براي چيزي مقصر هستند و در را با چنان خشونتي باز كردي كه به نظر دشمنت مي آمد. چون با خالي كردن خشمت بر سرآنها شخصيتشان را تأييد كردي بايد همين حالا نخست بروي و ازآنها معذرت بخواهي. فقط درآن صورت باتوحرف خواهم زد و گرنه امكان ندارد.
        مسافر فكر كرد كه چگونه اين همه راه ازآلمان آمده تا اين عارف را ملاقات كند و اينك چنين موضوع بي اهميتي مي تواند امكان ملاقات را از او بگيرد. در حالتي بسيار بي رمق نزد كفشهايش رفت و دستهايش را روي هم گذاشت و گفت: دوستان بدرفتاري مرا ببخشيد!
        به در گفت: متاسفم. بازكردن توباخشم كاري اشتباه بود.
        مسافرآلماني درخاطراتش مي نويسد كه نخست به نظرش بسيارمسخره رسيد ولي وقتي معذرت خواهي اش به پايان رسيد، شگفت زده شده بود: آرامشي بسيار به او دست داده بود و احساس سبكي و صفاي زياد مي كرد. حتي به تخيلش هم راه نمي يافت كه توسط معذرت خواهي از يك جفت كفش و يك در چنان صفا و آرامشي بتواند به كسي دست بدهد.
        وقتي معذرت خواهيش به پايان رسيد رفت وكنارآن عارف نشست كه مي خنديد و گفت: حالا خوب است. حالا مي توانيم گفتگو كنيم. حالا قدري عشق نشان دادي حالا مي تواني ارتباط برقراركني، حالا حتي مي تواني درك كني زيرا اكنون سبك و شاد ومسرور هستي.
        مسئله اين نيست كه فقط با انسانها عاشقانه رفتاركنيم، مسئله عشق ورزيدن است.
        گفتن اينكه انسان بايد مادرش را دوست بدارد يك سوء تعبير است. اگر مادري از فرزندش بخواهد كه فقط به اين دليل كه مادرش است بايد او را دوست داشته باشد، اين يك آموزش غلط است. عشقي كه بر اساس دليل و بايد و بنابراين باشد، عشقي دروغين است. كسي كه فقط براي اينكه پدر است مي خواهد كه دوستش بدارند، آموزشي غلط مي دهد. اين يعني دليل آوردن براي عشق. عشق بدون دليل است، عشق هرگز با دليل روي نمي دهد.
        اگر مادر به فرزندش بگويد، من مدتهاست كه تو را بارآورده ام و بزرگ كرده ام، بنابراين مرا دوست داشته باش براي عشق دليل مي تراشد، اين پايان عشق است. شايد كودك با زور و ناخواسته تظاهر به عشق كند زيرا كه اومادرش است.
        آموزش عشق اين نيست كه براي عاشق شدن دليل بتراشيم، بلكه فقط به اين معني است كه محيط و فرصتي فراهم كنيم كه درآن كودك بتواند دوست بدارد و عشق بورزد.
        مادري كه به فرزندش بگويد: مرا دوست داشته باش چون مادرت هستم عشق را به فرزندش آموزش نمي دهد.بايد بگويد: براي زندگي آينده و خوشبختي تو اهميت دارد كه به هركس و هرآنچه كه با آن برخورد مي كني، عاشقانه رفتاركني چه يك قطعه سنگ باشد، يك گل باشد، يا يك انسان يا يك حيوان، هرچه كه باشد.
        مسئله، دادن عشق به يك حيوان، به يك گل يا به مادر يا به كسي ديگرنيست. مسئله، عاشق بودن وجود تو است.آيندهٌ تو بستگي به اين دارد كه چگونه عاشقانه رفتاركني. امكان خوشبختي درزندگي تو بستگي به اين دارد كه چقدر سرشار از عشق باشي. مردم براي اينكه عشق بورزند نياز به آموزش دارند، آنوقت است كه مي توانند از جنسيت زدگي خلاص شوند. ولي ما مردم را در عشق ورزيدن آموزش نمي دهيم، هيچ احساسي از عشق خلق نمي كنيم. در عوض، هرچه كه به نام عشق درموردش حرف مي زنيم و انتقال مي دهيم، كاذب است. آيا فكر مي كنيد كه كسي مي تواند عاشق يك نفر باشد و همچنين از ديگري نفرت داشته باشد؟ نه، اين ناممكن است. انسان عاشق، يك انسان عاشق است، اين به هيچ وجه ربطي به يك فرد خاص ندارد.
        چنين كسي حتي اگر تنها هم باشد باز هم خشمگين است، انساني كه نفرت دارد، حتي در تنهايي هم پر از نفرت است. با ديدن چنين شخصي نيز مي توانيد احساس كنيد كه او خشمگين است، با وجودي كه خشم خودش را درآن زمان، به شخص خاصي نشان نمي دهد.
        اگر شخص عاشق را ببينيد كه در تنهايي نشسته، مي توانيد احساس كنيد كه چگونه لبالب از عشق است. گلهايي كه در انزواي جنگل مي رويند عطر خود رامنتشر مي كنند، چه كسي درآنجا باشد كه از آن قدرداني كند و چه نباشد، چه كسي از كنارشان بگذرد و چه نگذرد. معطر بودن طبيعت گل است.
        در اين توهم نباشيد كه گل فقط به خاطر شما عطرافشاني مي كند!، عاشق بودن بايد خود شخصيت ما شود. نبايد متكي به به چه كسي باشد. تمام عشاق مي خواهند كه معشوقشان فقط آنان را دوست بدارد و عاشق هيچكس ديگرنباشد؛ ولي آنان مي دانند كه كسي كه نتواند همه را دوست بدارد نمي تواند هيچكس را دوست بدارد. زن مي گويد كه شوهرش فقط بايد عاشق او باشد و نبايد با هيچكس ديگر عاشقانه رفتاركند، جريان عشق شوهر فقط بايد به سمت او جاري باشد؛ ولي او درك نمي كند كه چنين عشقي دروغين است و مسبب اين نيز خود اوست. شوهري كه هميشه پر از عشق براي همه نباشد چگونه مي تواند عاشق همسرش باشد؟ عاشق كسي است كه در طول شبانه روز، عشق ورزيدن طبيعت او است، انسان نمي تواند براي يك نفر سرشار از عشق باشد و براي ديگران تهي از عشق باشد. ولي تاكنون نوع بشر قادر نبوده است اين حقيقت ساده را ببيند…

        Comment


        • شما مي توانيد كودكتان را، حتي زماني كه به حرفتان گوش نمي دهد، تربيت كنيد. با اجراي اين كارها به راحتي مي توانيد جلوي عصبانيت، جيغ كشيدن وگريه او را بگيريد.
          به گفته يكي از متخصصان: رفتار كودكانه دليل بر بي ادبي نيست. اعمال منفي كودك يك ساله نشان دهنده عدم صلاحيت شما نيست بلكه فقط تأثيرات كاوشگرانه اي از كارهايي است كه در اطراف او انجام مي شود. رفتار اومعمولاً واكنش هايي درمورد محدوديت مهارتهايش است. بچه شيطان و موذي، كودكي است كه به دليل اين كه به راحتي نمي تواند بگويد: من با آن عروسك مي خواهم بازي كنم. به اسباب بازي ديگران چنگ مي زند. به علاوه، كودكان زير 2 سال نمي توانند عواقب كارهايشان را پيش بيني كنند. يكي از كارشناسان مي گويد: كودكان نوپا، خواسته هاي خيلي كوچكي دارند. اگرآنها از چيزي خوششان بيايد، به دنبالش مي روند.
          ولي با اين وجود، متوجه مي شويد كه رفتاركودكتان را نبايد ناديده بگيريد. به عقيده يكي از كارشناسان فكر كردن و يافتن راهكاري براي ياد دادن، خيلي بهتر از تنبيه كردن است. هدف شما اين است كه به فرزندتان در درك محدوديتها بدون ناديده گرفتن خواسته هايش در يادگيري و كنجكاوي كمك كنيد.
          دفاع درحالت عصبانيت
          براي بازي كردن فرزندتان محيطي كاملاً امن وآرام را آماده سازيد. اگر وسايل شكستني را از دسترس بچه ها دوركنيد، راههاي خروج به حياط را ببنديد و خانه را پر از اسباب بازي و كتابهاي مورد علاقه شان كنيد، مطمئناً متوجه خواهيد شد كه از كلمه نه كمتر استفاده مي كنيد. سپس محدوده چيزهايي كه برايتان از اهميت خاصي برخورداراست رامشخص كنيد. بعضي از قوانين نيز كاملاً واضح و روشن است، مانند اين كه به هيچ عنوان به اجاق گاز و بخاري دست نزنيد. ولي درمورد شلپ شلپ كردن درحمام چه؟ اگر به پركردن وان حمام اهميت نمي دهيد و به كودكتان اجازه آب بازي نمي دهيد، اين قانون را به مدت طولاني ادامه ندهيد.
          سپس، خود را بيشتر از پيش آماده كنيد. چون فرزندتان ممكن است با گفتن كلمه ساده نه منظور شما را متوجه نشود. از جملاتي با معناي مثبت استفاده كنيد مانند مامان راگاز نگير يا دست نزن چون اين فنجان داغ است. گاهي اوقات، ممكن است براي رسيدن به اين هدف زمان زيادي وقت لازم باشد.
          همچنين، به كودك نوپاي خود بگوييد كه چه كاري مي تواند انجام دهد. اگر از روي كاناپه مي پرد، بگوييد: مبل جاي پريدن نيست، لطفاً براي پريدن بيرون برو. در حقيقت، سرگرمي وجهت دادن مجدد، قوي ترين ابزار راهكاري براي شما مي باشد. به عقيده يكي از كارشناسان زيبايي وجذابيت كودكان در اين سن اين است كه به راحتي تغييرمسير مي دهند. حافظه آنهابسيار كوچك است، وقتي شما آنها را به فعاليت ديگري مشغول مي كنيد، ديگر آنها به گذشته نگاه نمي كنند. براي اكثر كودكان، اعمال و رفتار قابل درك تر از كلمات است. فرزندتان را از بلندي پايين آوريد سپس او منظور شما را از روي چهره تان مي خواند. آنطوركه انتظار مي رود، كودكان كوچكتر از 18 ماه نمي توانند معناي كلام شما را بفهمند، بنابراين به كودك نشان دهيد كه منظورتان چيست. به او بگوييد: مداد شمعي را نخور اين كار زماني به نتيجه مي رسد كه شما نيز دست او را همراه با مداد شمعي از دهانش بيرون آوريد.
          حركات و رفتارشما، وفاداري به قوانين را تقويت مي كند. به عنوان نمونه، ا گر فرزندتان در هنگام بازي كودكي را زد، شما مي توانيد با استفاده از 3 روش او را متوجه كار زشتش كنيد: اول اين كه، به او اخطاردهيد: نه، تو نبايد كسي را بزني. زدن كار بسيار بدي است. درمرحله دوم، اگر دوباره اين كار را تكراركرد فرزندتان را به طرف ديگري از اتاق ببريد. سوم اين كه، به او درمورد اين كار تذكر دهيد و او را به آرامي به خانه تان ببريد.
          تنبيه بدني، فقط به كودك مي آموزد كه زدن، كار مجاز وموجهي است وحتي گاهي اوقات دراين سن بسيار نامناسب است. به عقيده يكي از كارشناسان كودكان دو سال ونيمه تا سه سال قدرت حافظه خوبي ندارند و يا رابطه علت ومعلولي كه باعث بعضي از مفاهيم در اين فاصله مي شوند را نمي فهمند.
          نااميدي هاي كوچك
          اگر، زماني كه به فرزندتان نه مي گوييد، احساس گناه مي كنيد، به خاطر بسپاريد كه اين كار در دوره طولاني باعث بدتر شدن وضع موجود مي شود. وقتي او جيغ مي زند يا از روي خشم چيزي را پرتاب مي كند، اگر در عوض، احساساتش را درك كنيد او كم كم آرام خواهد شد. بگوييد: مي دانم كه ناراحتي توبه خاطر نداشتن بستني است. حتي اگر فرزندتان منظور شما را درك نمي كند، بالاخره مي فهمد كه داشتن واكنشهاي احساسي و عاطفي يك امري عادي است ـ حتي اگرخوشحال نباشد ـ اما كم كم مي داند كه هرچيزي و هر كاري قوانين خاص خود را دارد.
          تشويق كردن كودك به گفتار، يكي ديگر از راهكارها محسوب مي شود. يكي از كارشناسان مي گويد: وقتي فرزندتان ناله مي كند و جيغ مي كشد، خيلي راحت است كه آن چه را مي خواهد به او بدهيد. اما اگر به او ياد دهيد كه بگويد شير بيشتر ، بالاخره كودكتان ياد مي گيرد كه براي برآورده شدن نيازهايش از كلمات استفاده كند. جايزه به خاطركلماتش و درك جديد از خود كنترلي باتوجه فراوان شما ـ مانند رضايت با تكان سر، در آغوش گرفتن يا تشويق كردن در بكارگيري كلمات ـ درنهايت باعث مي شود او بداند كاري را كه انجام مي دهد درست است.
          واكنش درست
          هميشه، اولين واكنش شما ممكن است بهترين نباشد. اين جدول روش مناسب در مقابل كارهاي ناجور ومشترك كودك را نشان مي دهد.
          اگر فرزندتان…
          سيم برق را از پريز بيرون مي كشد
          وقتي او را با خود مي بريد شما را مي زند
          وسط خيابان مي پرد
          هنگام توپ بازي جيغ مي كشد
          شما انجام مي دهيد…
          از آن طرف اتاق فرياد مي كشيد سيم برق را از پريز درنياور.
          به پشت او مي زنيد.
          فرياد مي كشيد نه و او را از پشت به طرف خودتان مي كشيد.
          وقتي كه او جيغ مي كشد، غيرقابل تحمل شده و تسليم مي شويد.
          به جاي اين كه…
          بگوييد: به سيم دست نزن آن را از دستش بگيريد و در عوض يك كاميون و يا يك توپ به او بدهيد.
          بگوييد: مي دانم چرا ناراحتي، اما زدن كارخوبي نيست. اگر باز در انجام اين كار اصرار داشت، او را از خود دور كنيد.
          او را تا نزديك خيابان كنترل كنيد و دست او را بگيريد، بگوييد: هميشه براي عبوركردن از خيابان دستت را به من بده.

          Comment


          • تنها يك انسان غني مي‌تواند فقير شود، چون ما فقط آن چيزي را مي‌توانيم از دست بدهيم كه دارا هستيم. اين فقر فقط در ظاهر است چرا كه در عمق در پي ثروت روح به سوي تمول پرپر خواهد زد، روح ما همواره به دنبال جاه‌طلبي‌ست، يك آرزوي مستمر نيل به دارايي خواهد بود. هنگامي كه به قدر كافي ثروتمند باشيم، ميل و آرزو ناپديد مي‌شوند. نابودي آرزو، معيار و محك بسندگي است. آن وقت كه غني هستيم مي توانيم رهايش كنيم و آنگه كه فقر غني است، در آن زمان قلمرو سلطنت خويش را داراست. درست همانند بودا كه از اريكه پادشاهي به زمين آمد تا فقير گردد. اين فقر از روي غني بودن پديد آمده در حقيقت فرود بودا به منزله‌ي فرود نفس است. اين بي نفسي حقارت نيست، اين بي‌نفسي، تواضع و فروتنيست

            Comment


            • از زندگی بهره مند شوید و عشق بورزید. وقتی شرایط دچار دگرگونی میشود مانع تغییر آن نشوید. همواره همسفر دگرگونی باشید. تحول بخشی از ماهیت انسانیست اگر همگام با تغییرات باشید، هر چه پیش آید، بر وفق مراد شما خواهد بود، زیرا انتظاری چیز دیگری نخواهید داشت. هر چه هست و وارد می شود، با یک درود پذیرای میهمان از ره رسیده باشید و هر چه نیست یا رفته است، گوئید بدرود. صد شادی برای آنی که آمده و صد سپاس برای آنی که بود و اکنون رفته است. آنی که رفته، فضا را برای آمدن آنچه تازه است باز کرده

              Comment


              • عشق تنها قدرت واقعي عالم است. مابقي علوم اداي قدرت را در مي‌آورند. قدرت عشق ريشه در خشونت ندارد و به هيچ عنوان تهاجمي نيست. قدرت عشق از پذيرا بودن او و از گشادگي او سرچشمه مي‌گيرد. قدرت عشق در استحكام سنگ‌واره‌ي او نيست. بلكه در ظرافت و شكنندگي بلورين اوست. در جهان دو نوع قدرت وجود دارد، يكي قدرت سنگ‌واره‌ي بازو و ديگري قدرت سيال آب يا قدرت افسونگر يك رايحه است. اين قدرت از ماهيچه بر نمي‌خيزد، بلكه از دل مي‌تراود. پس بياييد با نيروي عشق دل را به درياي وجود بيافكنيم كه همان است راز بي‌نيازي

                Comment


                • ما انسانها اغلب در پی مال اندوزی و پس انداز هستیم. خیلی از ما بخاطر ترس از آینده (فردا) و برخی هم بخاطر طمع و بسیاری نیز برای به آسایش رسیدن که البته این آسایش و رفاه نسبی برای هر فردی تعریف خاص خود را دارا میباشد. زمانی میتوان از لحاظ مالی تامین بود که به این شناخت رسیده باشیم ، منبع ثروت درونی ما هرگز خشک نخواهد شد. پس همواره در این اندیشه باشیم که با تقویت ثروتهای درونی که اکتسابی نیستند بلکه از وجود خود ما نشات میگیرند، به بی نیازی برسیم که این بی نیازی یعنی تامین مالی و تامین روحی و آرامش و آسایش برای هر ایده و هر طرز تفکر

                  Comment


                  • انسان به چیزهایی نیاز دارد که به آنها بچسبد. انسان به اتفاقات دروغین نیاز دارد چون حقیقت او را تغییر میدهد و واقعیت خطرناک است. او به چیزهایی نیاز دارد که تنها واقعیت را ببیند اما در عین حال واقعیت نباشد. آن زمان میتواند از انجام امور لذت ببرد و همچنان انسان قبلی باقی بماند. نتایج باعث نفوذ نمیشود بلکه تنها صورت میگیرد پس خطری انسان را تهدید نمیکند. داشتن چنین ابزاری درست همانند در اختیار داشتن یک دیوار شیشه ایست که در مقابل حوادث به دور خود می بندیم همه ی اتفاقات قابل رویت است اما تاثیری به درون نخواهد داشت

                    Comment


                    • Comment


                      • پژوهشگران می گویند عصبانیت می تواند سبب ناکارآمدی ریه و اختلالات مزمن شود.
                        بررسی 670 مرد آمريکايی 45 تا 86 ساله که قبلا نظامی بوده اند، نشان داد که سیستم ریوی کسانی که میزان بیشتری از پرخاشجویی از خود نشان می دهند نسبت به کسانی که پرخاشجویی کمتری دارند، عملکرد بدتری دارد.

                        پژوهشگران دریافتند که نارسایی سیستم ریه و شش ها در مردان عصبی تر زودتر رخ می دهد.

                        به این ترتیب پژوهشگران امیدوارند راهی برای درمان اختلالات تنفسی بیابند.

                        اين افراد در سال 1986 از طریق پرسشنامه مورد آزمون پرخاشگری قرار گرفته بودند. همچنین عملکرد ریه آن ها نیز مورد ارزیابی قرار گرفته و این آزمون ها در یک دوره هشت ساله مرتبا تکرار شده است.

                        دکتر رزالیند رایت از دانشکده پزشکی هاروارد که مدیریت این تحقیق را برعهده داشته است می گوید: "مردانی که پرخاشگری بیشتری داشته اند عملکرد بدتری در سیستم تنفسی داشته اند و میزان این اختلال در طول زمان افزایش یافته است."

                        سایر مطالعات در این زمینه نشان داده است که ضعف عملکرد ریه با افزایش آمادگی برای مزمن شدن اختلالات ریه همراه بوده است که منجر به بیماری های مزمنی چون اختلالات ریوی و قلبی شده و سبب مرگ می شود.

                        شیوه جدید درمان

                        همان گونه که دکتر رایت می گوید به دلیل آنکه گروه مورد مطالعه اغلب سفید پوست بوده، در پایگاه اقتصادی-اجتماعی پائینی قرار داشته و همچنین نظامی سابق بوده اند این یافته ها را نمی توان به کل جامعه تعمیم داد.

                        عصبانیت و پرخاشجویی می تواند سیستم عصبی و هورمونی بدن را تحت تاثیر قرار داده و منجر به بروز اختلالات مزمنی در برخی از ارگان های بدن از جمله شش ها و ریه شود.

                        دکتر رایت می گوید: "کارکنان بهداشتی باید نسبت به وضعیت هیجانی مراجعان هشیار باشند زیرا اين وضعيت در عملکرد سیستم ریوی موثر است."


                        یافته های اساسی سبب افزایش توجه ما به رابطه نزدیک میان روان و بدن می شود و در سال های آتی ممکن است موجب دستیابی به کشفیات مهم تری در این زمینه شود


                        دکتر جان مور گیلون

                        آنچنان که دکتر رایت می گوید نتایج این یافته ها می تواند به تغییر شیوه تفکر ما در باره عوامل خطرزا از طریق انتخاب درمان های متفاوتی از جمله رفتاردرمانی شناختی شود.

                        در همین حال دکتر جان مور گیلون متخصص بیماریهای ریوی و سخنگوی انجمن قفسه سینه بریتانیا این مطالعه را یک کار ارزشمند می خواند:" میان عصبی بودن در دراز مدت و پرخاشجویی با کاهش عملکرد ریه و شش ها یک ارتباط قابل توجه مشاهده شده است."

                        وی می گوید چه اختلال ریوی ناشی از عوامل هیجانی باشد و چه هر دوی آن ها ناشی از یک عامل سوم باشند، عامل ناشناخته در این زمینه هنوز کاملا مشخص نشده است.

                        با این حال دکتر گیلون معتقد است:" یافته های اساسی سبب افزایش توجه ما به رابطه نزدیک میان روان و بدن می شود و در سال های آتی ممکن است موجب دستیابی به کشفیات مهم تری در این زمینه شود."

                        Comment


                        • رشد مثل گلهای فصلی نیست رشته آهسته است رشد مانند درختان بزرگ است که بالیدن آنها صدها سال وقت نیاز دارد پس از عبور از آن مراحل آنها میتوانند با ستارگان گفتگو داشته باشند. گلهای فصلی تنها برای چند هفته اینجا هستند و زود می آیند و زود می روند آنها به رویا شبیه اند، اما درختان تنومند تا زمانی که بخواهند از یک نهال بودن به درخت بر افراشته رسیدن، زمان بسیاری را طلب میکند. پس یادمان باشد که ما برای درک از حقیقت نیاز به صرف وقت خواهیم داشت

                          Comment


                          • ghashang bood
                            omidvaram in etefagh baraie hich kasi niofte
                            shohare bi tafavot be 1 zan

                            Comment


                            • هیچ کار بزرگ بدون فکر بزرگ انجام نمی گیرد

                              Comment


                              • باز مرتكب اشتباه شديد. روز تولدش يا سالروز ازدواجـتـان را فراموش كرديد. درحال برانداز كردن دختران ديگر، گيرتان انداخته است. او را به خاطر خرابي اتومبيل و يا فراموشي قـرار، روي پـا مـنـتظر نگهداشته ايد. جرمتان هر چه باشـد بايد چاره اي بينديشيد.
                                چـند وقـتـي اسـت مـورد بـي اعـتنايي قرار گرفته ايد و اين وضـعـيت در حـال طـولاني شـدن اسـت. چگونه مي توانيد اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آوريد؟
                                فرمول مجذوب كردن دوباره او به سادگي الفبا مي باشـد. ايـن مـراحـل آسـان را طـي نموده و هر قدم اشتباهي كـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانيد.
                                1- قبول كنيد كه اشتباه كرده ايد
                                زمانيكه به طور شفاف مشخص گرديد كه مرتكب اشتباه شده ايد و مـطـلقا راه گريزي از پيامدهاي حاصله از خطاكاري و جرمتان وجود نداشت،شما نيز بايد گناه خود را بپذيريـد. براي جبران خرابكاري و رسيدگي كردن به موقـــيعت ايـجـاد شده پيش برويد. اگـر در اين مـرحله در بيان جزئيات متوسل به دروغ شويد، احتمال اينكه او احساس كند كه به طـور كـامـل بـا وي صـادق نـيستـيد زياد مي شود و يا ممكن است داستان شما را به صـورت متفاوتي از شخصي ديگر بشنود.

                                بنابراين مثلا اگر او شايعه اي را مبني براينكه شما را درحال خوش و بش كردن صميمي با يكي از همكارانتان ديده اند، شنيد، و اگر ميـدانيـد ايـن داستان تا حدي حقيقت دارد، بيـدرنـگ شـروع به انكار و حاشا نكنيد. براي سرپوش گذاشتن بر خطا خيلي دير اسـت. رو راست باشيد. قبول كنيد كه آن قضيه ممكن است اينگونه بـنظر ديـگران رسيده باشد كه شما در حال صحبتهاي عاشقانه با هـمـكارتـان بـوده ايد، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگوييد: '' فقط هـميـن يـك بـار بـود و پـشـيـمـانـم. ابـدا علاقه اي به او ندارم'' و يا چيزي مشابه اين.

                                رو راست و مستقيم باشيد، اما كار غير عاقلانه انجام ندهيد. تا ميـتوانيد اشتباه خود را بي اهميت جلوه دهيد. هـمسر شـما شـديدا مـي خواهد باور كند كه شما قصد اذيت و آزار او را نداشته ايد بنابراين تمام تلاش خود را براي پاك كردن ذهـن او بكار ببنديد. حتي اگر يك عذر و بهانه به نظر شما ناكار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد كننده اي آنرا بيان كنيد باز وي خريدارش خواهد بود.

                                در چنين شرايطي صداقت بيش از حد، ممكن است صدمه بزند. براي مثال در حالي كـه قطعا بايد بپذيريد كه از حد و حدود خود هنگاه صحبت كردن با همكارتان تجاوز كرده ايـد، لزومي ندارد به او بگوييد كه هميشه از ديــدن او خوشحال ميـشديـد و يا به چشم شما فرد جذابي بنظر مي رسيده است. كنترل خسارت يعني به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمايي كـردن آن بـوسيله دادن اطلاعاتي او واقعا نيازي به دانستنشان ندارد.



                                2- بي ريا و صادق باشيد هنگام تــلاش براي برگرداندن يك رابطه به حالت قبل، مي تـوانـيـد هـمـه چـيز را به دليل عذرخواهي كردن سرد و بي تـفاوت خراب كنيد. خـالـص بـاشـيـد. از طـريق لـحن صـدا و صحبتهاي خود به او نشان دهيد كه حـقيقتا از اشتباهتان متاسف هستيد و اينكه ديگر هرگز درآينده تكرارش نخواهيد كرد. براي او روشن كنيد كه از گناه خود پشيمانيد ( حتي اگر فكر نمي كنيد كه آنقدر ها هم مهم بوده باشند

                                Comment

                                Working...
                                X