Announcement

Collapse
No announcement yet.

Ravanshenasi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • افسردگی
    60 در صدی
    و. پويا




    مي*گويند "افسرده هستيم و احساس پوچی مي*كنيم". هر كدام هم دلايلی برای اين روحيه*ی خودشان مي*آورند. يكی دوتا هم نيستند. آمار سازمان ملی جوانان ايران مي*گويد حدود 60 درصد دخترها و پسرهای ايرانی همين احساس را دارند. مي*شود گفت يك نسل. وقتی كه آمار اين*قدر بالاست، به نظر من ديگر به دنبال زمينه*های شخصی رفتن، كار را به جايی نمي*رساند. رئيس انجمن مددكاری ايران مي*گويد اين احساس و مشكل جوانان اصلا اسمش افسردگی نيست. نداشتن اميد و انگيزه نسبت به آينده است. مشكل، يك مشكل اجتماعی است و با روانشناس و "مهندسی رفتار" (اصطلاح شيك و مدرنی كه آقايان خيلی دوست دارند تكرارش كنند) به تنهايی قابل برطرف كردن نيست. اين افسردگی يا احساس پوچی هم به اعتياد و ناهنجاري*های رفتاری كشيده مي*شود كه تا حالا هم شده است. يك آمار از اسپنسر و آقايی * از سال 1991 يعنی 15 سال پيش نشان مي*دهد كه 13 درصد جوانان ايرانی مواد مخدر مصرف مي*كردند. مي*شود تصور كرد كه اين آمار بعد از 15 سال كمتر شده باشد؟ سال*هاست بسياری از ايراني*ها دو روش زندگی مختلف دارند، يكی آن كه بتواند كارشان را در اجتماع و با قوانين و خط قرمزهای جور و واجور راه بياندازد و يكی هم محيط خصوصي*تر زندگي*شان كه در خيلی جاها با اولی در تناقض كامل است. شايد اين برای آدمی كه به هرحال در زندگی جا افتاده و باصطلاح كمی سرد و گرم روزگار را چشيده و مجبور است، اين دوگانه*گی راحت*تر باشد. اما برای روحيه* جوان پذيرش اين رفتارهای دوگانه به اين آسانی نيست. و چه بسا اين محدوديت*های زندگی اجتماعی باعث ايجاد ناهنجاري*های رفتاری برای جوان*ها بشود كه پيامدهای بعدی هم براي*شان بوجود بياورد. جای يك ارگان نظرسنجی مستقل خالی است تا از مردم نظرخواهی كند كه صرف ميلياردها تومان برای چراغانی و كيك و شربت و غذا چند درصد بر نشاط جامعه موثر بوده است.


    Comment


    • چرا خواب مي بينيم؟
      ديدن خواب و رويا پيشينه اي به قدمت تاريخ بشريت دارد. مردم يونان، روم و بابل به خواب و رويا اعتقاد محكمي داشتند به ويژه در شبهاي جنگ. آنها تصور مي كردند كه خدا از طريق رويا به آنها راه پيروزي را نشان مي دهد.
      امروزه اعتقاد به خواب و رويا و تفسير آن مانند گذشته عميق نيست. در آغاز قرن 20 زيگموند فرويد خواب را به اين صورت تعريف كرد: راهي ملكوتي به ضمير ناخودآگاه امروزه بر اين باورند كه تعبير فرويد اندكي ساده انگارانه بوده است؛ اما به راستي ما براي چه خواب مي بينيم؟
      بايد گفت خوابهايي كه مي بينيم معمولاً نوعي واكنش نسبت به افكار، فعاليتها و احساساتي هستند كه در طول روز داشته ايم. آنها بازتاب افكاري هستند كه براي يكي، دو روز گذشته در ذهن ما خطور مي كردند. روياها ظاهراً يكي از بخشهاي جدانشدني موجوديت ما هستند. چندي پيش آزمايشي انجام شد كه در آن به افراد بالغ داروهايي داده مي شد كه اجازه حركت سريع مردمك چشم در خواب (REM) را از آنها مي گرفت. زماني كه چشم چنين حركتي دارد، فرد مورد نظر خواب مي بيند. حذف توانايي خواب ديدن تضادهاي اخلاقي شديدي را در افراد تحت آزمايش ايجاد كرد. آنها به شدت مضطرب و خشن شده بودند و نمي توانستند به راحتي بر روي مطلبي تمركز كنند. در اين آزمايش همچنين ثابت شد كه هرچه فردي جوانتر باشد، رويا براي حفظ سلامت او نقش محوري تري را بازي مي كند.

      Comment


      • Dooostane AZIZ,
        Az emrooz be bad har moshkeli dar morede ravanshenasi darid lotfan ba foghe motekhasese ma aghaye RedWine dar mioon bezarid ke daraye tajrobeye toolani hastand, mamnoon.

        jeghamesh

        Comment


        • هر كدام از ما ممكن است در طول دوران زندگي خود بنا به شرايط و مو قعيت هاي مختلفي كه در آن قرار مي گيريم لحظاتي را پيش روي خود داشته باشيم كه كم تر بتوانيم به قابليت ها و توانايي هاي دروني خودمان اتكا كنيم.



          در اين مواقع آنچه كه بيش از هر امري براي شخص لازم است تكرار و تمرين مسائلي است كه تا پيش از اين مي توانست حس اعتماد دروني وي را تقويت و شكوفا سازد.



          ۷ راه ساده زير مي تواند در مدت زمان بسيار اندكي بهترين رويكرد را در غناي روحي شما و تجديد اتكا به نفس از دست رفته تان داشته باشد.



          1 - با اطمينان نشست و برخاست كنيد:



          وضعيت ظاهري هر كسي مي تواند تا ميزان چشم گيري بازگوي اعتماد به نفس دروني او باشد. شايد در ظاهر به نظر برسد اين موضوع هيچ رابطه اي با تقويت اتكاي نفس شخص نداشته باشد اما نحوه نشستن و برخاستن شما به طور ناخودآگاه پيامي به طرف مقابلتان منعكس مي كند كه اين پيغام حامل نيروي عظيم دروني تان و اعتماد فوق العاده شما خواهد بود.



          با فرستادن اين پيام ديگران نيز با نوع برخورد احترام آميزشان نسبت به شما باعث تقويت هر چه بيشتر اعتماد به نفستان مي شوند.



          پس سعي كنيد نحوه نشستن، برخاستن و راه رفتن شما به گونه اي باشد كه در هر لحظه اعتماد به نفس درونتان را منعكس كند، حتي اگر در عقيده خودتان چيزي براي اتكا نداشته باشيد!



          2 - افراد متكي به نفس را در اطرافتان جمع كنيد:



          كاملاً روشن است كه حضور اشخاص متكي به نفس تا چه اندازه مي تواند در شكوفايي اين احساس در شما مؤثر باشد چرا كه اگر شما خودتان را در حصاري از اشخاص موفق قرار دهيد قابليت هاي آنان شما را به وجد و حركت وا مي دارد و چنان فضاي مثبتي گرداگردتان را فرا مي گيرد كه با حفظ آرامش دروني تان مي توانيد اعتماد بيشتري به خود و ديگر موارد اطرافتان داشته باشيد.



          3 - احساس اعتماد به نفس گذشته تان را به خاطر آوريد:



          اعتماد به نفس صرفاً يك احساس است بنا براين اگر شما يك بار آن را در هر شرايطي تجربه كرده باشيد مطمئناً دوباره مي توانيد آن را احساس كنيد.



          پس آن زماني را به خاطر آوريد كه احساس اعتماد به نفس مي كرديد. در واقع با اين كار ذهن شما قالب مشخصي را به خود مي پذيرد كه گويا همواره بايد در تمامي مراحل پذيراي احساسي نظير آن باشد.



          4 - پشتكار داشته باشيد:



          هر چه قدر كه مايل به تقويت اعتماد به نفس در وجودتان هستيد به همان اندازه هم بايد تمرين و پشتكار داشته باشيد.



          هنگامي كه شما روي كاري كه انجام آن حتي در رؤيا هم برايتان بعيد است تمركز مي كنيد مطمئن باشيد چنان اعتماد به نفسي مي يابيد كه تحقق آن امري حتمي و الزامي خواهد بود. پس هرگز دست از كار نكشيد!

          Comment


          • - درباره توانايي ها و قابليت هاي درونتان بيشتر فكر كنيد:



            مواقعي از روز را صرف مسائلي كنيد كه ديگران به تحسين آن در شما مي پردازند.



            حتي تا جايي كه برايتان ممكن است اين نظرات مختلف را يادداشت كنيد. هنگامي كه اعتماد به نفس شما تضعيف مي شود با مراجعه به اين فهرست مي توانيد از يكايك موارد آن الهام بگيريد و به وجودتان اتكاي بيشتري پيدا كنيد.



            6 - به خودتان سخت نگيريد:



            هيچ وقت به قضاوت از خودتان نپردازيد و وجودتان را زير بار انتقاد و سرزنش هاي بي موردتان شكننده نكنيد. به جاي آن سعي كنيد هميشه با خودتان رفيق باشيد.



            مسلماً هيچ وقت دوستتان را حتي در بدترين شرايط هم تنها نمي گذاريد و يا او را سرزنش نمي كنيد. صحبت هاي مثبتي كه شما با خودتان در طول روز داريد مانند يك سپر در برابر امواج منفي بيروني از شما دفاع مي كند و اجازه نمي دهد هيچ عاملي باعث تضعيف روحيه و اتكا به نفستان شود. اين صحبت كردن هاي روزمره با خودتان را به صورت يك عادت هميشگي در زندگي تان در نظر بگيريد.



            7 - از خطر كردن در زندگي نترسيد:



            اگر شما به طور مداوم در زندگي مسير پر خطر را در پيش بگيريد و در لحظاتي از آن به دل حوادث بزنيد پس از گذشت مدتي اين رويكرد مي تواند به صورت يك عادت هميشگي اعتماد به نفس فوق العاده اي در شما ايجاد كند.



            در واقع هيچ عاملي مانند اين جريان دادن خودتان به سوي حوادث، خطر كردن در زندگي و ترك عادت انتخاب راحت ترين مسير در شرايط دشوار نمي تواند باعث شكوفايي اتكاي دروني تان شود.



            در واقع كنار گذاشتن ترس هاي ناشي از تجربه كردن ناشناخته ها رويكرد قابل توجهي در احساس اتكا به نفستان خواهد داشت.



            به خاطر داشته باشيد شما داراي قابليت ها و استعدادهاي خاصي هستيد كه بنا به اين موهبت ها اعتبار و ارزش خاص خودتان را كسب مي كنيد.



            پس سعي كنيد با تمامي توان به اندوخته هاي دروني تان اتكا و توجه كنيد و در مسير پر فراز و نشيب زندگي تان از آنچه كه در اختيار داريد به بهترين شكل استفاده كنيد.

            Comment


            • Comment


              • هيچوقت از خودتون پرسيدين که چرا صحبت کردن رودررو اينقدر بيشتر به آدم می چسبه؟ و مثلا چرا وقتی می خوان کسی رو برای کاری استخدام کنن فقط باهاش مصاحبه تلفنی نمی کنن و بايد حتما حضوری باهاش حرف بزنن؟

                خانم دکتر مهديس کامکار(روانپزشک): ارتباط آدم ها ۳۰ درصد کلاميه و ۷۰ درصد غير کلاميه. يعنی انسان ها بدون استفاده از واژه ها می توانند با هم ارتباط داشته باشند. بنابراين رفتار بدن يا زبان بدن خيلی مورد توجه رفتارشناسان و روانکارانه. به اين خاطر که آدم ها بدون اينکه لازم باشه از واژه ها استفاده بکنند می توانند با وضعيت و حرکات بدنشون با هم ارتباط برقرار بکنند و به صورت خودآگاه يا نا خودآگاه منظور همديگر رو متوجه بشوند. درستی اين مطلب هم بستگی به فرهنگ افراد داره.

                پس در تماس برقرار کردن با مردم به غير از شنيدن حرف های آنها، ديدن چشم ها وديدن بقيه صورت و حتی حرکات بدن و دست آنها خيلی مهمه. از قديم هم گفتن که چشم، آيينه روحه و ميشه با نگاه خيلی حرف ها زد.

                يکی از مهمترين قسمت هايی بدون ارتباط کلامی به عنوان زبان بدن به حساب مياد، نگاه يک شخصه. آدم ها با توجه به فرهنگشان می توانند با نگاه کردن يا نکردن به همديگه افکار مختلفی رو برسونند.

                ولی به غير از چشمهای کسانی که طرف صحبت ما هستند، ساير اعضای بدن آنها هم خيلی حرفها برای گفتن دارن. حتی ابروها هم نقش مهمی در برقراری ارتباط بازی می کنن. در همه جوامع ارتباط بين دو نفر با نوعی حرکت ابروان به عنوان نشانه تائيد آغاز می شود. از ابروها می شود برای پرسيدن سئوال يا سرزنش استفاده کرد.

                خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام های مختلفی به طرف مقابل می دهد.

                در زير چشمان ما کيسه هايی قرار داره که هنگام خنديدن پف می کند ، اما فقط در صورتی پف می کند که خنده واقعی باشه ، در غير اينصورت فقط پوست چين می خورد.

                يکی ديگه از اعضای صورت که منعکس کننده حالات و روحيات ماست، لب های ماست. خنديدن و يا فشردن لب ها به همديگر پيام های مختلفی به طرف مقابل می دهد.

                حتی در کودکان هم هنگام بازی، حتی اگر بازی کشتی گرفتن و يا دست وپنجه نرم کردن دوستانه هم باشه، دهان بچه ها وقتی دارن بازی می کنن بازه و دندان هاشون پيداست و ماهيچه های صورتشون هم منقبض نيست. اما، به محض اينکه ماهيچه ها منقبض بشه و لب ها به هم نزديک بشه، ديگه وقتشه که به بازی پايان داد، چون معلومه که حالت درونی بچه هم تغيير کرده.

                اما دست ها چطور؟ دست ها چی ميتونند به ما بگويند؟

                دکتر کامکار: به طور مثال در بسياری از فرهنگ ها مردم از دست ها زياد استفاده می کنند چون ارتباط گرم و صميمی دارند. يا جاهايی که آب و هوای گرم و مرطوبی داره، يا کسانی که اعتماد به نفس زيادی دارند از دست ها زياد استفاده می کنند. در عين حال افرادی که افسرده هستند دست های بی حرکتی دارند يا اونها رو به هم می مالند.

                به غير از اعضای صورت و دست، ما با مشاهده بقيه بدن طرف مقابل ميتونيم تا اندازه ای به حالات روحی او پی ببريم. حالت ايستادن و يا نوع راه رفتن يا نشستن آنها ميتواند به ما در مورد روحيه و شخصيت فرد مقابل اطلاعاتی بدهد.

                مسئله ديگه وضعيتی هست که افراد به بدنشون ميدن. به طور مثال خم شدن، با پايين نگاه کردن يا فشردن دست ها. يا آدم هايی که لبه صندلی می نشينند معمولاً اشخاص بدون اعتماد به نفس هستند.

                من موقعی که بچه بودم عادت داشتم دستهامو بزنم به کمرم و بايستم و يا حرف بزنم، و بزرگترها مرتب به من گوشزد می کردن که مثل قمر خانم دستهاتو به کمرت نزن (قمر خانم يکی از شخصيت های توی يک سريال تلويزيونی قديمی بود که خيلی دردو و قلدرو حق به جانب بود و مرتب با همه جر وبحث می کرد و به محض اينکه می خواست شروع بکنه به سرو صدا کردن دست هاشو می زد به کمرش).

                البته من اين روزها خيلی ها رو می بينم که دست هاشون رو به کمرشون می زنن و هيچوقت هم رفتارشون مثل قمر خانم نيست. برای من هميشه اين سئوال وجود داشته که مفهوم دست به کمر زدن چيه، و بالاخره جوابم را از دکتر کامکار گرفتم.

                دکتر کامکار: نگاه، حرکت دست و پای افراد در اين موارد مهمه. گاهی اوقات آدم های خشمگين اين کار رو انجام می دهند. در برخی موارد هم افراد مطمئن و راسخ اين کار رو انجام می دهند. يا مثلاً در عصبانيت. به هر حال در هر صورتی افرادی که احساس بکنند در کاری که انجام می دهند يا حرفی که زدند راسخ هستند، دست خودشون رو به کمر می زنند.

                Comment


                • رفتارها



                  از زمان هاي خيلي دور همواره اين سؤال بين روانشناسان خانواده مطرح بوده است كه آيا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق مي شود يا تفاوت ها؟



                  پژوهش هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه با ثبات ترين ازدواج ها آنهايي هستند كه زن و شوهر بيشترين شباهتها را با هم داشته اند.



                  استفن وايت معتقد است: «با توجه به بررسي هاي باليني، شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي زن و شوهر روي موفقيت ازدواج آنها نقش تعيين كننده اي دارد.»



                  ميزان بي ثباتي و طلاق در زوجهاي به هم شبيه، كمتر مشاهده مي شود. با توجه به نتايج به دست آمده، نداشتن شباهت با بي ثباتي و طلاق همراه است.



                  بعضي از روانشناسان شباهت هاي موجود بين زوجين را در حكم سپرده بانكي تلقي مي كنند و اشاره مي كنند اگر ميزان سپرده بانكي شما رقم بزرگي باشد و ميزان بدهي بانكي شما كم باشد در آن صورت در مقابل نوسان هاي اقتصادي بهتر مي توانيد مقاومت كنيد و به نحو احسن مي توانيد احساس امنيت نماييد، ولي اگر ميزان بدهي هاي شما نسبت به سپرده بانكي كم باشد به همان نسبت احتمال اينكه دچار مشكل شويد زياد خواهد بود.



                  اين تشابه نشان مي دهد كه هر قدر تشابه بين زوجين بيشتر باشد به همان نسبت ازدواج آنان از استحكام و دوام بيشتري برخوردار خواهد بود و هر قدر تفاوت آنها بيشتر باشد به همان نسبت احتمال اينكه دچار بحران شوند زياد خواهد شد، سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه وجود كدام يك از تشابهات مطلقاً براي ازدواج لازم هستند؟



                  هوش



                  اگر هوش زن و شوهر به يك اندازه باشد رابطه زناشويي با گرفتاري كمتري روبه رو مي شود. توجه داشته باشيد كه «تحصيلات» ملاك نظر نيست چرا كه بعضي از اشخاص بسيار باهوش، به هر دليل ممكن است به كالج و دانشگاه راه پيدا نكنند.



                  منظور اين است كه زن و شوهر به لحاظ بهره هوشي بايد در يك رديف قرار داشته باشند، بايد بتوانند اشياء و امور را به يك شكل ببينند و درباره آنها به يك شكل صحبت كنند.



                  اگر يكي از طرفين ازدواج اغلب گمان مي كند كه همسرش متوجه منظور او نشده است، شرايط خوشايندي بين آنها برقرار نمي شود. بررسي هاي به عمل آمده نيز نشان مي دهند، اگر بهره هوشي زن و شوهر در يك رديف يا نزديك به هم باشد ثبات ازدواج بيشتر مي شود.



                  ارزش ها



                  لازم است كه زن و شوهر درباره بسياري از ارزشها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است كه زن و شوهر درباره معنويات و يا زندگي خانوادگي اختلاف نداشته باشند. اگر در اين زمينه ها وحدت نظري وجود نداشته باشد، بروز اصطكاك ميان آنها حتمي است.



                  علايق



                  اگر زن و شوهر در بسياري از زمينه ها علايق مشترك داشته باشند، زندگي به كامشان شيرين مي شود. در اين ميان هر چه تنوع علايق مشترك بيشتر باشد بهتر است.



                  توقع از نظامات خانوادگي



                  زن و شوهر بايستي درباره وظايف و مسئوليتهاي يكديگر در رابطه زناشويي وحدت نظر داشته باشند.



                  طرز فكر افراد در اين زمينه كلاً به دو نوع تقسيم مي شود. بعضي از افراد در مورد وظايف و مسئوليت هاي زن و شوهر به طور سنتي فكر مي كنند، بدين معنا كه مديريت داخلي منزل به عهده زن است و مرد نيز به عنوان مدير بيروني منزل، يا نان آور خانواده تلقي مي شود.



                  فردي كه در اين زمينه به طور سنتي فكر مي كند بايد با فردي ازدواج كند كه با او همفكر است. اما در حال حاضر كه نقش هاي زن و مرد دستخوش تغييرات زيادي شده است، عده اي معتقد به تساوي حقوق بين زن و مرد هستند و وظايف و مسئوليتهاي مشابهي نيز براي آنان قائل مي شوند.



                  افرادي كه اين اعتقاد را دارند بايد با همفكران خود ازدواج كنند. سؤال ديگري كه مطرح مي شود اين است: تفاوتهاي مسئله ساز كدام ها هستند؟ يا به عبارت ديگر، چه تفاوتهايي مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي آسيب برسانند؟



                  در پاسخ به اين سؤال بايد گفت وجود اختلافاتي كه مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي لطمه بزنند عبارتند از:



                  ميزان انرژي



                  وقتي يكي از طرفين ازدواج پر انرژي باشد و در مقابل همسر او كم انرژي، اينان با مشكلات عديده اي برخورد مي كنند.



                  اختلاف در ميزان انرژي در زمينه هاي مختلف خود نمايان مي شود كه از جمله مي توان به معاشرتهاي اجتماعي، فعاليتهاي مذهبي و غيره اشاره كرد.



                  در انجام فعاليتهاي مربوط به خانه نيز سطح انرژي ميان زن و شوهر اغلب مسئله ساز مي شود، مثلاً ممكن است زن بخواهد كارهايي را در روزهاي تعطيل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهر علاقه مند به اين باشد كه روبه روي تلويزيون بنشيند و يا روزنامه بخواند.



                  عادات شخصي



                  وقتي زن و شوهر عادتهاي شخصي متفاوتي داشته باشند، به تدريج وحدت ميان آنها رو به نقصان مي رود.



                  از جمله عادتهاي مسئله ساز مي توان به اين موارد اشاره كرد: وقت شناسي، نظم و ترتيب، وابستگي مسئوليت ... مي توان به عادات شخصي متعددي اشاره كرد كه زن و مرد بايد قبل از ازدواج به آن توجه داشته باشند.



                  مثلاً اگر يكي از آنها سيگار بكشد و ديگري نكشد، اين اختلاف مي تواند در رابطه زناشويي آنها دردسر ساز شود. اگر يكي از آنها به خوردن غذاهاي مقوي و مغذي علاقه مند باشد و ديگري به اينكه چه مي خورد بها ندهد، مشكلاتي در زندگي زناشويي ايجاد مي كند.



                  استفاده از پول



                  بسياري از زوجها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالي دچار مشكل مي شوند. يكي به فكر آينده است و مي خواهد پولش را پس انداز كند و ديگري به خرج كردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است.



                  يكي معتقد به ريسك كردن است و ديگري فكر مي كند كه بايد به تدريج و با ضريب اطمينان بالا بر دارايي هاي خود بيفزايد.



                  يكي مي گويد كه درآمد را بايد خرج فرزندان كرد و ديگري مي خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتي از اين قبيل مي تواند شيرازه زندگي زناشويي را تحت تأثير قرار دهد، به همين دليل لازم است كه قبل از ازدواج در اين موارد بيشتر موشكافي شود.



                  علايق و مهارتهاي كلامي



                  اگر يكي از طرفين ازدواج زياد حرف بزند و ديگري كم حرف باشد چه مشكلي پيش مي آيد؟ اگر زن يا مرد علاقه مند به گفت وگو و ديگري خواهان سكوت باشد، استرس فراواني ايجاد مي شود.



                  اگر كسي به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد هنگام صرف غذا سكوت كند و يا اگر يكي از طرفين ازدواج به صحبت تلفني طولاني علاقه مند باشد زمينه هاي اختلاف را پايه ريزي كرده اند.



                  سؤالي كه با توجه به مسائل فوق مطرح مي شود اين است اگر افرادي با هم ازدواج كنند كه در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ويژگي را بايد در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگي زناشويي ادامه دهند؟



                  در پاسخ بايد اشاره كرد، اگر زوجين داراي ويژگي انعطاف پذيري باشند مي توانند به جاي اينكه تحت تأثير اختلافات قرار بگيرند، با تفاوتها كنار بيايند و براي حل مشكلات راه حل هاي مناسب پيدا كنند.

                  Comment


                  • Comment


                    • بهداشت رواني بلوغ در دختران



                      نوجوان در دوران بلوغ علاوه بر تغييرات جسمي ، دستخوش يکسري تغييرات و علائم رواني مي شود که شناخت اين علائم به والدين و مربيان براي درک بهتر نوجوان ، برخورد صحيح و منطقي با وي و رفتار مناسب با شرايط رواني و رفتاري آنان کمک زيادي مي کند .



                      * بلوغ به چهار مرحله تقسيم مي شود :


                      مرحله قبل از بلوغ که بين ۱۲-۱۰ سالگي قرار دارد . ولي گاهي بلوغ جسمي نيز در اين مرحله اتفاق مي افتد .

                      مرحله ۱۳ تا ۱۴ سالگي که معمولاً مرحله بلوغ جسمي است .

                      مرحله بعد از بلوغ يا مرحله اواسط نوجواني که مرحله ۱۶-۱۵ سالگي است .

                      مرحله ۱۷ تا ۱۹ سالگي که اواخر بلوغ و مرحله تکامل رشد جسمي است .



                      ويژگيهاي رواني و رفتاري بلوغ در دختران ۱۴ - ۱۰ ساله

                      اين ويژگيها عبارتند از : ميل به گوشه گيري ، حساسيت بسيار نسبت به انتقاد ديگران ، بي قراري ، بي ثباتي ، تحريک پذيري ، نوسان در خلق و خو ، مخالفت با خانواده و دوستان و به طور کلي جامعه ، در رؤيا فرو رفتن ، شرم و حياي مربوط به تغييرات ناشي از بلوغ جنسي ، تنبلي و سستي ، نافرماني از بزرگترها ، خيره سري و خودرأيي ، نداشتن احساس امنيت و اعتماد به نفس ، مقاومت در برابر پند و اندرز والدين ، تمايل شديد به ارتباط نزديک با دوستان و گفتگوهاي پنهاني و طولاني با آنها ، حساسيت نسبت به آراستگي ظاهر خود و صرف وقت جلوي آينه . نوجوانان در اين سنين ، لباس پوشيدن به شيوه اي متفاوت با معيارهاي خانواده و همسان ،*با گروه هم سن و سال خود را ترجيح مي دهند .

                      اين علائم که حدود يک سال پيش از بلوغ آغاز مي شود ، در مرحله جنسي رو به شدت مي گذارد و در مراحل پاياني بلوغ بتدريج کاهش مي يابد . بايد به تفاوتهاي فردي بين نوجوانان توجه داشت ، يعني اينکه ممکن است اين علائم به صورت يکسان در همه نوجوانان ظاهر نشود ، ضمن آنکه اغلب نوجوانان احساسات و عواطف خود را در اين مرحله از رشد بروز نمي دهند .



                      ويژگي هاي رواني و رفتاري بلوغ در دختران ۱۹-۱۵ ساله



                      بيشتر دختران در سنين ۱۹-۱۵ بالغ شده اند . دختران حدود ۲ سال زودتر از پسران بالغ مي شوند .

                      تعدادي از دختران رشد جنسي را که مهمترين تغيير در اين دوره است ، خوشايند و برخي آن را موجب ناراحتي و دستپاچگي خود مي دانند .

                      معيارهاي رفتار و لباس پوشيدن را گروه هم سن و سالش براي او تعيين مي کند . کنجکاوي رو به افزايش درباره جنس مخالف ، در رؤياهاي عاشقانه فرو رفتن و اشتغال ذهني از ويژگي هاي رواني اين دوره است . علاوه بر اينها تفکر نوجوان به صورت انتزاعي در مي آيد که مرحله تازه ايي از هويت يابي ( شناخت خويش ) و رشد و شکوفايي اوست . جهت گيري آينده و انديشيدن درباره تصميمات مهم زندگي مانند تحصيل ، اشتغال ، انتخاب همسر و ازدواج ، بخش مهمي از رؤياهاي او را تشکيل مي دهند . به طور خلاصه مي توان گفت در اين گذرگاه ، زندگي آينده نوجوان پايه ريزي مي شود . رابطه او با والدين و مربيان از شکل رابطه کودک با پدر و مادر يا مربي ، به رابطه يک نوجوان در آستانه بزرگسالي با بزرگسالان ديگر از قبيل والدين و مربيان تبديل مي شود و همين امر توقعات زيادي را در او به وجود مي آورد . لذا نوجوانان در اين سنين به برخورد بزرگسالان با خود بسيار حساس هستند . نقش مهم و حساس والدين و مربيان در برخورد با نوجوانان در اين مرحله قابل توجه و تأمل است .



                      بهداشت رواني دوران بلوغ و نوجواني در دختران



                      بهداشت رواني نوجوانان اهميت قابل ملاحظه اي دارد ؛ زيرا وضعيت و سلامت رواني آنان در اين دروه ،*اثرات زيادي بر الگوهاي سازگاري رفتاري در بزرگسالي خواهد داشت . در مواردي مشاهده مي شود که بزرگسالاني که مسئوليت بهداشت و سلامت رواني نوجوانان را در جامعه برعهده دارند ، توجه لازم را نسبت به اين امر مهم نشان نمي دهند . در زير چند توصيه در زمينه بهداشت رواني نوجوانان ارائه مي شود :


                      براي ورود به دنياي پرتلاطم نوجواني ، لازم است والدين و مربيان براي تفاهم با نوجوان ، درک شرايط و وضعيت رشد جسمي ، جنسي ، رواني و اجتماعي نوجوان و ايجاد يک رابطه عاطفي ، صميمانه و احترام آميز با او تلاش کنند .

                      هر اندازه دانش و آگاهي والدين - که مهمترين منابع اطلاعاتي و کمک به نوجوانان هستند - در زمينه بلوغ و دوران نوجواني بيشتر باشد ، از نگراني هاي و مشکلات نوجوانان در اين دوره بحراني کاسته مي شود .

                      با فرزند نوجوان بايد درباره تغييرات جسمي ، زيستي ، جنسي ، رواني و اجتماعي بلوغ به گفتگوي صادقانه و صميمانه نشست .

                      اين کار بايد در زمانهاي مقتضي پيش از وقوع بلوغ انجام پذيرد .

                      گفتگوي والدين با نوجوان بايد جدي و در عين حال همدلانه و با محبت باشد .

                      نوجوان بايد با بلوغ و تغييرات جسمي ، زيستي و جنسي ناشي از آن و عملکرد سيستم باروري کاملاً آشنا شود و سپس با اثرات بلوغ بر تغيير وضعيت رواني و اجتماعي نوجوانان آشنايي يابد.

                      با پذيرش نوجوان و کمک به او در جهت شناخت ماهيت نوجواني و ابعاد گوناگون جسمي ، رواني ، اجتماعي ، بايد نوجوانان را در کنار آمدن با تغييرات سريع و پيچيده ناشي از بلوغ و سازگاري آنان با شرايط و تحولات پيش آمده ياري کرد .

                      به نوجوانان بايد در زمينه شناسايي خويشتن و پذيرش آن و همچنين استفاده حداکثر از توانايي ها و استعدادهايش کمک شود .

                      دختران و پسران در پايان اين دوره ( بلوغ ) هويت جنسي و اجتماعي خود را مي يابند و براي مسئوليت هاي فردي ، خانوادگي و اجتماعي آمادگي پيدا مي کنند . با واگذاري مسئوليت هاي در حد توان نوجوان به او ، به رشد حس مسئوليت پذيري و افزايش اعتمادبنفس وي کمک مي شود . نوجواناني که از رشد جمسي و رواني متعادل و مطلوبي برخوردارند ، هويت خويش را مي يابند و مسئوليت هاي اواخر دوران نوجواني را بهتر مي پذيرند و از اعتماد به نفس بيشتري نيز برخوردارند . داشتن انتظارات و توقعات بيش از حد توان نوجوان ،*ممکن است منجر به احساس سرخوردگي و عدم کفايت فردي و اجتماعي او شود .

                      با توجه به تفاوتهاي فردي نوجوانان بايد با آنان رفتار شود .

                      در دوره نوجواني ، ترسها و نگرانيها ،* معمولاً با احساس بي کفايتي اجتماعي و عدم اطمينان در تصميم گيري همراه است . بايد به نوجوان کمک کرد تا با کسب مهارتهاي اجتماعي و دريافت راهنمايي هاي تحصيلي و شغلي مناسب ، بر ترس ها و نگراني هاي خود غلبه کند يا آنها را کاهش دهد . يکي از مسئوليت هاي مهم والدين اين است که با ايجاد فضايي آرام و به دور از تشنج ، فرصت ها و امکاناتي براي نوجوانان در فعاليت هاي ورزشي ، هنري و ... فراهم آورند تا در رشد استعدادها و کسب مهارتهاي مختلف ،* به آنان کمک کنند .

                      با برخورد احترام آميز با نوجوان ، بايد عزت نفس او را افزايش دهيد و به او برخي از نقشهاي بزرگسالي را با نظارت و راهنمايي واگذار کرد و از اين طريق مسئوليت پذيري را بتدريج دراو پرورش داد .

                      خشم و احساس ناراحتي و بدخلقي در نوجوانان ، بيشتر در نتيجه تعارض و درگيري با والدين و مربيان در مورد وظائف و تکاليفي است که در خانه و مدرسه و فعاليتهاي اجتماعي از او انتظار مي رود . براي کاهش اين مشکلات ، ايجاد يک رابطه عاطفي ، صميمانه ، و احترام آميز براي تفاهم با نوجوان و درک شرايط جسمي و رواني او و همچنين ارائه يک الگوي مسئوليت پذيري مناسب براي او ،*لازم و مؤثر است .

                      بسياري از اختلافهاي بين والدين و نوجوان غيرضروري و قابل پيشگيري است . بايد دانست که منشأ اين اختلافها ، تلاش نوجوان براي رهايي از وابستگي کودکي و آماده شدن براي زندگي مستقل بزرگسالي است . بايد به آنان اطمينان داده شود که بالاخره بزرگسال و مستقل خواهند شد . هر قدر والدين بيشتر بدانند که تغييرات خلقي ، رواني و رفتاري نوجوان تا حد زيادي منشأ زيستي و فيزيولوژيکي دارد ، بيشتر با آنان همدردي و همدلي کنند و تلاش و مبارزه نوجوان براي بزرگ شدن را بهتر و بيشتر درک کنند .

                      با رفع تبعيض ، حسادت در نوجوانان ريشه کن مي شود ، چرا که پيدايش حسادت در نوجوان به طور عمده ناشي از تبعيص والدين و مربيان است .

                      ابعاد مختلف رشد در دوره نوجواني ( جسمي ، زيستي ، جنسي ، رواني ، اجتماعي ) به يکديگر مربوط و درهم تنيده اند .

                      بنابراين مشکل عاطفي نوجوان ممکن است در سازگاري اجتماعي او خلل ايجاد کند . بايد سعي شود بين فرزندان تبعيض جنسيتي وجود نداشته باشد . بويژه در گفتگوهاي خصوصي مربوط به مسائل جنسي ، بر رابطه متقابل پدر با پسر و مادر با دختر تأکيد مي شود .

                      ايجاد فضاي امن و محبت آميز توأم با احترام در خانواده به نوجوان کمک کند تا اين دوران دشوار را راحت تر بگذراند ، بايد بر نهاد خانواده تأکيد شود . دانستن اين مسئله که ازدواج تنها راه تأمين نياز جنسي و تشکيل خانواده است ، نيز ضروري است .

                      به نوجوانان بايد تأکيد شود که با رسيدن به سن بلوغ احتمال حاملگي وجود دارد تا در صورت ازدواج زودهنگام کاملاً از خود مراقبت کنند .

                      والدين مطمئن ترين افراد در زندگي نوجوان هستند . آنها مي توانند با ايجاد رابطه مطلوب با او و نا ديده گرفتن بسياري از اختلالات خلقي ، رفتاري و عاطفي و نظارت مداوم توآم با همدلي ، در پيشگيري از بسياري از مشکلات و بزهکاريها نقشي مؤثر ايفا کنند . بنابراين توجه شود که اگر نوجوانان با والدين به هر دليلي مشکلي دارند و يا نياز به اطلاعات بيشتري دارند ،*حتماً با مشاوران مورد اطمينان نظير معلمان و مشاوران مدرسه و خارج از مدرسه مشورت کنند يا از خودآموز و جزوات مربوطه استفاده کنند تا از راهنمايي هاي لازم برخوردار شوند .

                      Comment


                      • Comment


                        • با آغاز فصل پائيز و زمستان افسردگی در ميان شمار زيادی از مردم افزايش می يابد. اين نوع افسردگی که" افسردگی زمستانی" ناميده می شود در کشورهائی که زمستان سردتری دارند و يا ميزان آفتاب در پائيز و زمستان در آنجا کمتر است بيشتر ديده می شود.
                          هر چند که فرارسيدن فصل زمستان بر ميزان افسردگی در ايران هم بی تاثیر نیست، اما روند صعودی ميزان افسردگی در ايران به شرايط فصلی بستگی ندارد. فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلايل افسردگی در ايران هستند.

                          گفتگویی با ناهید کشاورز، مشاور خانواده در آلمان که در سفر اخیرش به ایران نگاهی به موضوع افسردگی در این کشور انداخت.

                          افسردگی در ایران

                          افسردگی در ایران، مانند اکثر نقاط جهان، در میان زنان بیشتربه چشم می خورد اما آن چیزی که موجب نگرانی می شود این است که میزان افسردگی در میان جوانان و نوجوانان رو به افزایش است و جوانان از حدود 17 سالگی با این مشکل روبرو می شوند اما بزرگترین گروه مبتلا به این بیماری را مردم بین 35-25 سال تشکیل می دهند.

                          عواملی که موجب به وجود آمدن افسردگی می شود متفاوت است و می توان از میان آنها از مشکلات اقتصادی، مشکلات اجتماعی بیکاری، خشونت در خانواده، کمبود محبت و سرخوردگی تحصیلی و شغلی نام برد.

                          مردم در ایران تا چه حد از وجود مشکلی به نام افسردگی آگاهند؟




                          میزان آگاهی تا حدی زیادی بستگی به طبقه وقشر اجتماعی دارد. طبقات بالاتر به خصوص آنهایی که از رفاه اجتماعی بیشتری برخوردارند از وجود افسردگی نیز اطلاع بیشتری دارند و برای درمانش هم مراجعه می کنند. اما موضوع مهمی که باید برآن تاکید کرد، این است که عوامل فرهنگی در شناخت افسردگی نقش خیلی مهمی بازی می کنند یعنی حتی اگر مردم از وجود افسردگی مطلع هم باشند باز حاضر نیستند آنرا برملا کنند. و تا زمانی هم که افسردگی برملا نشود و برای معالجه آن به متخصص رجوع نشود، درمان نخواهد شد.

                          به عنوان مثال در خانواده هایی که دختر دارند از ترس اینکه شوهر برای دخترشان پیدا نشود حاضر نیستند این بیماری را رو کنند.

                          چه بیماری که به دنبال مداواست چه مراجع و یا مراکزی در ایران وجود دارد؟

                          امکانات در ایران بسیار کم است. روانشناس و روانکاوان تعدادشان کم است و وقت کمی برای بیمارانشان دارند در صورتیکه چنین بیمارانی بیش از هر بیمار دیگری احتیاج به وقت دارند. اما وزارت بهزیستی برنامه هایی رو برای شناساندن بیماری افسردگی در ایران آغاز کرده است.

                          شما با کسی برخورد کردید که در ایران دچار مشکل افسردگی باشد؟

                          من با حدود بیست نفر از بیماران مبتلا به افسردگی و چند نفر از پزشکان معالج این بیماری صحبت کردم. پزشکان خودشان هم می گفتند که وقت محدودی برای اختصاص دادن به هر بیمار دارند،و اینکه کارشان بیشتر دارو درمانیست. این پزشکان با روانکاو هایی کار می کنند که کار گروه درمانی می کنند.البته اعتقاد به گروه درمانی هم در ایران چندان قوی نیست. ولی با همه اینها برای همان روانکاوها هم وقت زیادی باقی نمی ماند.

                          از تجربیات مردم هم چیزی می توانید بگویید؟

                          با خانواده ای آشنا شدم که با اینکه پسرشان مبتلا به افسردگی شدید بود حاضر نبودند او را پیش پزشک ببرند چون معتقد بودند که پسرشان چشم خورده و معتقد بودند که نمی شود کسی را با حرف زدن دزمان کرد. در عین حال با خانواده دیگری آشنا شدم که همه اعضای آن حتی به خاطر مسائل خیلی کوچک به روانشناس مراجعه می کردند. در اروپا معمولا مدت یک جلسه مشاوره پنجاه دقیقه تا یک ساعت است ولی در ایران این زمان خیلی کمتر است.

                          پس با این حساب نتیجه روانکاوی در ایران یا خیلی در دراز مدت بدست می آید یا ممکن است اصلا نتیجه بخش نباشد؟

                          ممکن است نتیجه بخش نباشد هم به دلیل زمان کم و هم به این دلیل که در درمان افسردگی همکاری خانواده بیمار تاثیر بسیار دارد چون گاهی حتی مشکل یک مشکل جمعی در خانواده است. و معمولا خانواده ها همکاری نمی کنند.

                          Comment


                          • رفتار افراد هنگام كم خوابي، بستگي به شخصيت آنان دارد. تحقيقاتي در 3 كنگره مهم آلمان در رابطه با تحقيقات خواب و داروهاي خواب آور، مطرح شده است. بر اساس اين تحقيقات 41 دانشجو ميانگين زمان خواب خود را از 7,5 ساعت به 6 ساعت تقليل دادند و 3 هفته اين برنامه را اجراكردند. پس از گذشت 3 هفته واكنشها، خلاقيت و نكات مختلفي در اين دانشجويان مورد بررسي قرار گرفت. سه چهارم دانشجويان مورد بررسي قرارگرفته پس از آن دوران كمبود خواب، كاهش كارآيي نشان دادند. علاوه بر آن معلوم شد اشخاصي كه از زندگي خود رضايت داشتند، بهتر از افرادي كه رضايت چنداني از زندگي خود نداشتند. با كم خوابي كنارمي آيند. افرادي كه احساس مي كنند در زندگي بيش از حد تحت فشار قرارگرفته اند. اين اشخاص از خلقيات و حالات روحي بدخود پس از دورهٌ كم خوابي گله مي كردند و در آزمايشات به طور واضح اشتباهات بيشتري انجام مي دادند.

                            Comment


                            • ابتدا بايد مطمئن شويد كه مشكل ساز اصلي خودتان نيستيد. بايد يقين كنيد كه اشتباه نمي كنيد. سپس سعي كنيد خود را از اين گمان كه او شما را نالايق، بي عاطفه، بي اعتنا و بي شعور مي داند رها سازيد و باور كنيد كه طغيان فرد پرخاشگر، ريشه در مشكلات خودش دارد و رفتار شما سبب پرخاشگري وي نيست.
                              هر روز اين موضوع را به خود يادآوري كنيد. شايد باور اين موضوع، در ابتدا برايتان مشكل باشد؛ ولي با تصميم گيري مجدانه و ثبات قدم پيروز خواهيد شد. براي موفقيت در معاشرت با همسر پرخاشگرتان شايد استفاده از تدبير همدردي كردن مؤثر واقع شود؛ اما مطمئناً بسيار دشوار و پردردسر خواهد بود.
                              اگر مطمئن شويد كه پرخاشگري شريك زندگيتان ريشه در زندگي سخت گذشته او دارد و يا به مسائل ژنتيكي و وراثتي مربوط است، آرامش بيشتري خواهيد يافت و آگاهي شما به اينكه عامل به وجود آمدن پرخاشگري همسرتان نبوده ايد، سبب آرامش شما خواهد شد.
                              اما ممكن است وقتي به اين نتيجه رسيديد كه تقصير با شما نيست، ديگر نتوانيد تمام رفتارهاي پرخاشگرانه او را به راحتي بپذيريد. زماني كه كشف كنيد مشكل كجاست، همدرديتان تا حدي كاهش مي يابد و ديگر همه بدرفتاريهاي او را قابل قبول نمي دانيد، حتي اگر پرخاشگري او دليل بيولوژيكي داشته باشد.
                              راه ديگر نجات، از خود دفاع كردن است. آگاهي دقيق از ميزان پرخاشگري همسرتان نسبت به خودتان به شما كمك مي كند از تهاجم او آسيب كمتري ببينيد. هميشه آماده رويارويي با يك حادثه يا مشكل جديد باشيد.
                              ـ هرگاه احساس كرديد كه تهاجم او دارد شكل مي گيرد:
                              1ـ نشانه هاي پرخاشگري را كه در رفتار او مي بينيد با او در ميان بگذاريد. براي نمونه: علي جان، تو هنوز از راه نرسيده شروع كردي به دخالت در كار من؟!
                              2ـ احساس خودتان را آنطور كه درواقع حس مي كنيد به او بگوئيد. مثلاً اين مطلب براي من بي معنا و بي ارزش است. ادامه نده چون سبب رنجش من مي شوي و در ضمن مرا سخت عصباني مي كني!
                              3ـ از دوست خود بخواهيد تا شما را از احساسات خشمگينانه تان رهايي بخشد مثلاً دلم نمي خواهد وقتي به خانه مي رسد با اين حالت خشم با او روبرو بشوم، اصلاً دلم مي خواهد اين موضوع كوچك را فراموش كنم و ديگر حرفي راجع به آن نزنم.
                              4ـ نتايج به دست آمده را با نزديكان خود در ميان بگذاريد. چنانچه همسرتان تمايلي به تغيير رفتارش نشان نمي دهد. شما برنامهٌ رفتاري بعدي خود را تنظيم كنيد. چون ممكن است در حين نشان دادن واكنش، ناگهان و به شدت احساس ترس، خجالت، حسد و يا بي پروايي در شما شكل بگيرد.
                              پس بايد پيش از شروع، عواقب اعمال خود را درنظر بگيريد و رفتار خود را كنترل كنيد، حتي اگر واكنش شما چندان هم جدي نباشد. تغيير بايد آرام انجام شود تا تأثير مطلوب را بجا گذارد. چنانچه اين تغييرات محكم و حساب شده انجام گيرد به تدريج مي تواند تأثير مطلوب را بگذارد.
                              هميشه پيامدهاي احتمالي گفتار و رفتارتان را درنظر بگيريد و سپس به آساني آنچه را مي خواهيد بگوييد.
                              ضمن اينكه در مقابل فرد پرخاشگري كه وجودش در زندگي شما مهم و مؤثر است، بايد از موضع خود حمايت كنيد براي تغيير اوضاع نيز بايد طوري عمل كنيد و قدم پيش بگذاريد كه پايه هاي اصلي زندگيتان استحكام خود را از دست ندهد. يكي از اين راهها، جلب حمايت اطرافيان است. سعي كنيد با قبول مشكلات موجود در ارتباط خود با فرد پرخاشگر، باور كنيد كه او قادر به بهبود رفتار خود نيست. بدين ترتيب به تدريج روابط شما بهتر خواهد شد و اوضاع رو به بهبود خواهد گذاشت.
                              ـ مي توانيد براي تسكين احساسات برانگيخته خود:
                              1ـ به دوستان ديگرتان توجه بيشتري كنيد.
                              2ـ براي انجام امور روزمره وقت بيشتري صرف كنيد.
                              3ـ در فعاليت اجتماعي شركت كنيد و به اين ترتيب براي به دست آوردن فرصتهاي طلايي و چگونگي بهبود بخشيدن به روابط خود با ديگران تلاش كنيد.
                              شايد گاهي تحمل از كف بدهيد و فكر كنيد كه چرا بايد اين همه تحمل به خرج داد؟ اما نتايج مفيدي كه از اين رهگذر به دست خواهند آمد، ارزش تحمل كردن را دارد. بنابراين، پافشاري به خرج دهيد تا پيشرفت كنيد.
                              در اينجا دو نكته بسيار اساسي را يادآوري مي كنيم:
                              اول، ابراز احساسات خوشبينانه و رفتار توأم با نرمش و دوم پافشاري معقول براي مقابله با پرخاشگري نابجاي او. مطمئن باشيد زندگي توأم با سلامتي شما، ارزش شكيبايي را دارد. به او فرصت دهيد تا اين ارزش را از چگونگي رفتارتان دريابد.
                              عشق يك طرفه شما براي برقراري روابط سالم و بهره مند شدن از سلامتي كافي نيست. او نيز بايد به طور مؤثر به شما علاقه مند باشد و عملاً آن را نشان دهد.
                              ـ براي رسيدن به نتايج مورد نظر بايد به موارد زير توجه كنيد:
                              1ـ قابليت تغييرپذيري و انعطاف
                              2ـ آمادگي لازم براي اصلاح رفتار در هر زمان
                              3ـ اقدام به تمرين تدابيري كه تاكنون براي كاهش بدبيني، خشم و پرخاشگري توصيه شده است.
                              با وجود اين اگر يكي از طرفين قبول نداشته باشد كه تغيير روش امري لازم و ضروري است، پافشاري در مورد اين عدم پذيرش، مانعي جدي در راه برقراري ارتباط سالم و لذت بخش خواهد بود.
                              توجه داشته باشيد كه اگر غالباً دنبال فرصتي است تا شما را سرزنش كند و حتي هر بار پس از آنكه در موردي از او عذرخواهي مي كنيد، دست بردار نيست و پس از گذشت يك ماه به هيچوجه از بردباري شما حسن استفاده را نكرده و تغيير روش نداده است، شما بايد تغيير رفتار دهيد و به دنبال در پيش گرفتن چاره اي ديگر باشيد.
                              اكنون ديگر شايد لازم باشد به دنبال متخصصي باشيد تا با اقدامات مناسب، روابط شما را بهبود بخشد. فكر مي كنم عاقلانه ترين راه اين است كه هر دو نفر به اتفاق از مشاوري باتجربه مانند روانپزشك، مددكار اجتماعي، روانشناس و يا يك روحاني كمك بگيريد و با او مشورت كنيد.
                              اگر همسر شما موافق باشد چه بهتر از اين فوراً درمان را با كمك فردي متخصص شروع كنيد؛ اما اگر موافق نباشد، كه اغلب نيز چنين است، چه بايد كرد؟
                              پافشاري كنيد به او بگوئيد: مدتها پيش دوستت داشتم و هنوز هم چنين است اما نمي دانم چه شده است كه روابط ما چون گذشته صميمانه و گرم نيست. چندي است كه به دنبال پيدا كردن مشكل هستم، بيا با هم آن را بيابيم و حل كنيم. بيا به يك مشاوره مراجعه كنيم به اين اميد كه او بتواند مشكل كوچك ما را حل كند و اوضاع مثل سابق شود.
                              وقتي تو قبول نمي كني، احساس خفقان مي كنم مثل اينكه در تله اي گرفتار شده باشم. بدون هيچ اميدي به بهبود روابطمان، بنابراين به موافقت و همراهي تو نياز دارم، حتي براي يك بار هم كه شده بايد از وجود يك متخصص استفاده كنيم. اگر قبول كني حتماً اين مشكل را حل خواهم كرد. من آماده ام تا در اين راه اقدامات مؤثرتري انجام دهم و بيشتر تلاش كنم. ولي اگر باز هم لجاجت نشان دهي و حاضر به همكاري نشوي، به اين نتيجه مي رسم كه حتي قادر به تصميم گيري درست براي حل مشكلمان نيستي، بنابراين تركت خواهم كرد.
                              چنانچه تمام اين مراحل را پيموديد و در حل مشكل پيشرفتي حاصل نشد و از مراجعه به روان درمانگر نيز نتيجه اي به دست نيامد، يا آنچنان كه هست او را بپذيريد و يا تركش كنيد.

                              Comment


                              • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X