Woman

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #406
    فلسفه رياست شوهر بر خانواده

    زن از نظر عواطف، بر مرد برترى دارد و مرد از نظر فكر و انديشه، و چون در اداره امور به نيروى تعقّل و تفكّر احتياج بيشترى است، عقل سليم حكم مى‏كند كه بارسنگين و پر مسؤوليت اداره خانواده را بايد برعهده مرد نهاد.


    خانواده به عنوان اوّلين و بنيادى‏ترين تشكّل در جامعه، نياز به مسؤول يا سرپرست دارد. هر تشكّل و اجتماعى كه فاقد مقام مسؤول يا سرپرست باشد، نابسامانى و هرج و مرج، از عوارض حتمى و اجتناب‏ناپذير آن است.
    اينك بايد ديد از نظر مصلحت اين واحد بنيادى جامعه، مسؤوليت را به چه كسى بايد واگذار كرد؛ مرد؟ زن؟ هردو؟

    بدون ترديد رهبرى و سرپرستى دسته‏جمعى، كه زن و مرد مشتركاً آن را به عهده بگيرند، مفهومى ندارد بلكه در واقع به معناى فقدان مسؤول و سرپرست در چنين تشكّل بنيادى جامعه است.

    به تجربه ثابت شده است كه وجود دو رهبر و سرپرست در يك سازمان، از نداشتن رئيس، زيان‏بخش‏تر است و كشورى كه دو فرمانرواى مستقل دارد، هميشه هرج و مرج و بى‏نظمى در آن حكمفرماست. گذشته از بى‏نظمى امور، اگر ميان پدر و مادر بر سر رياست خانه اختلاف و كشمكش باشد، طبق نظر كارشناسان، فرزندانى كه در چنين خانه‏اى تربيت مى‏شوند، دچار عقده‏هاى روحى و اختلال عواطف خواهند شد.

    با توجه به اشكالات بالا، ترديدى نيست كه مسؤوليت و رياست امور خانواده را بايد به عهده مرد يا زن گذاشت و بازهم جاى گفتگو نيست كه مرد از نظر ساختمان جسمى و روحى براى قبول چنين مسؤوليتى، آمادگى بيشترى دارد.

    مؤيّد اين نظر (رياست مرد)، تصديق دانشمندان و كارشناسان خبير است كه مى‏گويند: زن از نظر عواطف، بر مرد برترى دارد و مرد از نظر فكر و انديشه، و چون در اداره امور به نيروى تعقّل و تفكّر احتياج بيشترى است، عقل سليم حكم مى‏كند كه بارسنگين و پر مسؤوليت اداره خانواده را بايد برعهده مرد نهاد.

    نظر قانونگذار اسلام نيز، همان حكم فطرت است. قرآن كريم در اينجا تصريح مى‏كند كه مقام سرپرستى بايد به مرد داده شود. اشتباه نشود منظور از اين تعبير، استبداد، اجحاف و تعدّى نيست بلكه اين موقعيت به خاطر وجود خصوصياتى در مرد است مانند ترجيح قدرت تفكّر او بر نيروى عاطفه و احساسات (بر عكسِ زن كه از نيروى عواطف بيشترى بهره‏مند است) و ديگرى داشتن بنيه و نيروى جسمى بيشتر، كه با اوّلى بتواند بينديشد و نقشه طرح كند و با دومى بتواند از حريم خانواده دفاع كند.

    رياست شوهر در مسائلى كه مربوط به اداره خانواده است، هم شرعى است و هم قانونى. بر اساس قانون مدنى جمهورى اسلامى ايران، پس از انعقاد قرارداد نكاح، هريك از زوجين حقوق و تكاليفى در مقابل يكديگر پيدا خواهند نمود.1 و در مادّه 1105 به صراحت، رياست بر خانواده را از ويژگى‏ها و مسئوليت‏هاى شوهر بيان كرده است.2

    قرآن كريم به صراحت، رياست بر خانواده را از خصايص شوهر بيان كرده است: «الرّجال قوّامون على النّساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم»3

    مردان سرپرست زنان هستند، به خاطر برترى‏هايى كه خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است و به خاطر نفقه‏اى كه از اموالشان به زنان مى‏پردازند.

    خداوند متعال در آيه فوق، حقّ رياست برخانواده و سرپرستى و تدبير امور خانواده را به دليل برترى‏هاى طبيعى جنس مرد، به او سپرده است و در مقابل، مرد مكلّف شده است كه مخارج و هزينه زندگى مشترك را تأمين نمايد. آيه ياد شده بعد از آنكه اصل سرپرستى و رياست شوهر را بيان مى‏كند، به حكمت يا علّت اين امتياز و حق اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد: «بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ»؛ يعنى اين سرپرستى به خاطر تفاوت‏هايى است كه خداوند از نظر آفرينش روى مصلحت نوع بشر، ميان آنها قرارداده است. و بلافاصله در مقابل چنين حقّى، تكليفى را به عهده شوهر قرار مى‏دهد و مى‏فرمايد: «و بما انفقوا من اموالهم»؛ يعنى اين سرپرستى به خاطر تعهّداتى است كه مردان در مورد انفاق كردن و پرداخت‏هاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند.

    بايد توجه داشت كه اين برترى جنس مرد بر زن در رياست و اداره خانواده، از حيث وزن انسانى و اجتماعى او نيست، بلكه بر اساس مصلحت اجتماعى و از باب خاصيت‏هاى طبيعى و فطرى زن و مرد است. قرآن كريم هيچ نقشى براى جنسيّت، در برترى و كرامت انسانى، قائل نشده است. زن و مرد به خاطر زن بودن يا مرد بودن، بر ديگرى امتياز ندارد و هردو از نظر آفريدگار جهان، انسانند و از حقوقى برخوردار. قرآن كريم مى‏فرمايد:

    «يا ايها النّاس انّا خلقناكم من ذكرٍ و اُنثى و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اكرمكم عنداللّه اتقيكم»4

    در اين آيه، ابتدا به اجتماع كوچك و بنيادين، شامل زن و مرد و ظهور تناسل، اشاره شده و پس از آن، بناى اجتماعات بزرگتر را كه از تيره‏ها، قبيله‏ها و طايفه‏ها به وجود مى‏آيد، بيان شده است. در آخر آيه نيز روشن مى‏شود كه اسلام به هيچ يك از برترى‏هاى ظاهرى، كه تنها در زندگى مادّى سودمند است، اعتنايى ندارد و برترى به معنى كرامت و فضيلت، كه اسلام به آن اهميّت مى‏دهد، فقط «پرهيزگارى» است هركجا باشد (در زن يا مرد يا ملت‏ها).

    علاّمه طباطبايى قدس‏سره در تفسير آيه «الرّجال قوّامون...» چنين آورده است: «خداوند متعال در كتاب كريمش بيان كرده كه مردم همگى و بدون استثناء، چه مردان و چه زنان، شاخه‏هايى از تنه يك درختند و اجزا و ابعاضى هستند براى طبيعت واحده بشريت و مجتمع در تشكيل يافتن، محتاج به همه اين اجزاست. همان مقدار كه محتاج جنس مردان است، محتاج جنس زنان خواهد بود؛ همچنان كه فرمود: «بعضكم من بعض»(همه از هميد). اين حكم عمومى، منافات با اين معنا ندارد كه هريك از دو طايفه زن و مرد خصلتى مختص به خود داشته باشد؛ مثلاً نوع مردان، داراى شدّت و قوّت باشند و نوع زنان، داراى رقّت و عاطفه. چون طبيعت انسانيت هم در حيات تكوينى و هم اجتماعى‏اش نيازمند به ابراز شدّت و اظهار قدرت و هم محتاج به اظهار مودّت و رحمت است... اين دو خصلت، دو مظهر از مظاهر جذب و دفع عمومى در مجتمع بشرى است؛ روى اين حساب، دو طايفه مرد و زن از نظر وزن و از نظر اثر وجودى باهم متعادلند؛ همچنان كه افراد طايفه مردان با هم اختلافى در شؤون طبيعى و اجتماعى دارند... سپس مى‏توان گفت بلكه بايد گفت كه اين است آن حكمى كه از ذوق مجتمع سالم و دور از افراط و تفريط منبعث مى‏شود. از ذوق مجتمعى كه طبق سنّت فطرت تشكيل شده، عمل مى‏كند و از آن منحرف نمى‏شود.»5

    اما روايات وارده در اين باب، فراوان است كه به عنوان نمونه، چند روايت ذكر مى‏شود:

    امام باقر عليه‏السلام نقل مى‏كند:

    زنى خدمت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رسيد و گفت: حقّ شوهر بر زن چيست؟ پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمودند: « از مرد اطاعت كنيد و عصيان نكنيد... بدون اجازه او روزه [مستحبّى [نگيريد...6 بدون اذن شوهر از منزل خارج نشويد.»7
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #407
      روايت ديگرى ـ كه هم به سند كلينى و هم صدوق، داراى سند معتبرى است ـ از امام باقر عليه‏السلام نقل كرده‏اند كه فرمود:

      زنى نزد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمد و گفت: اى فرستاده خداوند! حقّ شوهر بر زن چيست؟ فرمود: «... از خانه‏اش بيرون نرود، مگر با اجازه شوهرش و اگر بى‏اجازه او بيرون رود، فرشتگان آسمان، فرشتگان زمين، فرشتگان خشم و فرشتگان مهر و رحمت، او را نفرين كنند، تا به خانه‏اش برگردد...»8

      رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود:

      «كلُّكم راعٍ و كُلُّكم مسؤولٌ فالامامُ راعٍ و هو مسؤولٌ والرّجُلُ راعٍ على اهله و هو مسؤولٌ والمرأةُ راعيةٌ على بيت زوجها و على ولدهِ فكُلُّكُم مسؤولٌ عن رعيّةِ؛9 همه شما به سهم خود، سرپرست و نگهبان هستيد و همگى نسبت به آنچه عهده‏دار شده‏ايد، مسؤوليد. زمامدار و امام مسؤول ملت، مرد مسؤول خانواده، و زن مسؤول امور منزل و فرزندان است و هركس به اندازه رياستى كه دارد، مسؤول و به انجام وظايفى كه خداوند به عهده‏اش گذاشته، موظّف است.»

      بنابراين، اصل اعطاى رياست خانواده به شوهر، از ديدگاه قرآن و روايات، جاى ترديد نيست. سرپرستى مرد نسبت به خانواده در تمام كشورهاى جهان مورد قبول بوده و زنان انديشمند نيز از اين امر، خشنودند.

      طبق مادّه 213 قانون جديد فرانسه رياست، قوّاميت و سرپرستى خانه به عهده مرد است و در قوانين و نظامات ملل و نحل ديگر نيز از لحاظ قانون يا عمل، چنين است.10

      حال كه به فلسفه رياست شوهر بر خانواده پى‏برديم، در اين بخش از گفتار به حدود اين رياست مى‏پردازيم.

      حدود رياست شوهر
      رياست شوهر بر خانواده، به هيچ وجه استبداد يا تحكّم و يا به زعم بعضى، اختيار مالكانه نيست، بلكه به تعبير يكى از حقوقدانان عرب: «رياست شوهر، يك سلطه حكيمانه ادارى است نه استبدادى.»11

      علاّمه طباطبايى ـ دانشمند و مفسّر بزرگ اسلامى ـ در تفسيرى از آيه «فلاجناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف»12 مى‏فرمايد:

      «همچنين قيّوميت (رياست) مرد بر زنش به اين نيست كه سلب آزادى از اراده زن و تصرّفاتش در آنچه مالك آن است، بكند و معناى قيّوميت مرد اين نيست كه استقلال زن را در حفظ حقوق فردى و اجتماعى او در دفاع از منافعش سلب كند. پس زن همچنان استقلال و آزادى خود را دارد و هم مى‏تواند حقوق فردى و اجتماعى خود را حفظ كند و هم مى‏تواند از آن دفاع نمايد و هم مى‏تواند براى رسيدن به اين هدف‏هايش به مقدّماتى كه او را به هدف‏هايش مى‏رساند، متوسّل شود.»13

      از اين رو، زنان تا آن حد موظّف به اطاعت از شوهر هستند كه مربوط به حقوق همسران است و هرگز مردان، حقّ دخالت در اموال و درآمدهاى اقتصادى زنان را ندارند ـ آن طورى كه در حقوق اروپايى قبل از قرن بيستم وجود داشته است ـ و حتى وظيفه رسيدگى به كارهاى شخصى شوهر، اعم از تهيه غذا يا شستن لباس و غيره را نيز ندارند؛ نه اينكه چنين وظيفه‏اى ندارد بلكه در امور شخصى زن، شوهر موظّف است در صورت نياز و متعارف بودن آن، براى او خادم بگيرد. بدين جهت، موضوع رياست شوهر و اطاعت زن از او، محدود مى‏شود به خروج زن از منزل و اشتغال او به كارهايى كه به تشخيص شوهر به عنوان سرپرست و مسؤول اين جامعه، آن را به مصلحت نداند. و يا به نظر برخى از فقيهان خروج از منزلِ شوهر در صورتى بر زوجه ممنوع است كه با حقّ شوهر منافات داشته باشد.14 اما با وجود اين، كسانى كه در پى حذف هرگونه سرپرستى در اين جامعه كوچك و بنيادى هستند، چنين مى‏گويند:

      «كسب اجازه زن از شوهر براى خروج از خانه... جنبه تصريحى و آمرانه نداشته بلكه ارشادى و غير مستقيم بوده است.»15

      علاوه بر اينكه نويسنده محترم هيچ استنادى براى كلام خود ارائه ننموده است، لزوم كسب اجازه زن از شوهر براى خروج از منزل، در روايات متعدّدى به صراحت بيان شده و آن را در زمره حقوق شوهر دانسته است. اين نويسنده در فراز ديگرى از كلام خود مى‏نويسد:

      «برپايه نظرهاى فقهى كه عقل و مقتضيات اجتماعى و عامل زمان و مكان در شكل‏يابى آن لحاظ شده است... خروج از منزل بدون اجازه شوهر حدّاكثر به ناشزگى زن مى‏انجامد كه مجازات زنِ ناشزه محروميت از دريافت نفقه است... در نتيجه ممنوع الخروج شدن زنان از سوى شوهران، مبناى شرعى ندارد... اجبار زن به تمكين، فاقد دليل شرعى است.»16

      پاسخ: علاوه بر اينكه چنين ادّعايى نيز بدون مستند شرعى مى‏باشد، هيچ يك از فقهاى عظام اين نظريه را نپذيرفته‏اند. گذشته از اينكه به طور ابتدايى چنين اجازه‏اى به زن داده نشده است، حتى در صورت تخلّف شوهر از وظايف خود در پرداخت نفقه، زن حق ندارد خود را از اطاعت شوهر خارج كند، بلكه فقط مى‏تواند شوهر را از طريق مراجع قضايى ملزم به پرداخت نفقه نمايد و حاكم مى‏تواند او را تعزير كند يا تقاضاى طلاق نمايد اما هرگز مجاز نيست خود را از تمكين خارج نمايد.17

      شايان ذكر است تعهّداتى كه هريك از زوجين در اثر قرارداد ازدواج بر عهده مى‏گيرند، جنبه اختيارى ندارد كه زن بتواند به اختيار خود از آن سرباز زند. لازمه چنين تفسيرى از حقوق و تعهّدات، اين است كه شوهر نيز بتواند به طور اختيارى از دادن نفقه و ... امتناع كند و در مقابل به زن گفته شود كه مى‏توانى خود را از اطاعت شوهر خارج نمايى و به تعهّدات خود عمل نكنى. پر واضح است كه چنين برداشتى، موجب ظلم‏هاى فراوانى در حقّ زنان خواهد شد.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #408
        Khoshonat aleyke zanan (gozaresh az 4omin konferanse jahanie zanan)

        خشونت عليه زنان

        نوشتار حاضر كه حاصل چهارمين كنفرانس بين‌المللي در مورد خشونت عليه زنان است، وضعيت زنان قرباني خشونت را اسفناك و روز به روز آن را در حال بغرنج‌تر شدن مي‌داند، به همين دليل، بعد از بررسي موضوع، به ارائه پلات فرم پيشنهادي مي‌پردازد تا در صورت امكان از اين مصائب بكاهد.


        چكيده:

        دنياي جديد، با همه آب و رنگ‌هايي كه دارد، ماهيتاً انسان را خسته و نااميد از آينده پاك، سالم و بدون جنگ و خشونت كرده است. اين يأس‌ها و نااميدي‌ها واكنش‌هاي مختلفي را برانگيخته است و نمودار اين واكنش‌ها، كنگره‌ها و اجلاس‌هاي جهاني در مورد مسائلي چون خشونت عليه زنان و كودكان، فقر و گرسنگي، جنگ و آوارگي و مباحث متكثري از اين دست است. نوشتار حاضر كه حاصل چهارمين كنفرانس بين‌المللي در مورد خشونت عليه زنان است، وضعيت زنان قرباني خشونت را اسفناك و روز به روز آن را در حال بغرنج‌تر شدن مي‌داند، به همين دليل، بعد از بررسي موضوع، به ارائه پلات فرم پيشنهادي مي‌پردازد تا در صورت امكان از اين مصائب بكاهد.

        خشونت عليه زنان

        «يك جهان با چهار ميليون نفر را فرض كنيد كه به طور اتفاقي دچار بيماري‌هاي حاد و مزمن شده‌اند. بيماري‌اي كه عامل دردهاي مستمر و دائمي است و زخم و رنج‌هاي بسياري را به دنبال دارد، اما قدر‌ت‌ها هيچ امكاني را براي مبارزه افراد با بيماري و تهديد ايجاد نمي‌كنند، مسأله‌اي كه سنگيني‌اش را بر جامعه تحميل كرده است و بسياري، كه در سكوت، درد مي‌كشند.»

        جوزف بيدن، رئيس سابق كميسون قضايي سناي آمريكا، مطالب فوق را در اجلاس به طور خاص در مورد ايالات متحده آمريكا بيان مي‌كند. وي معتقد است كه در آمريكا مهم‌ترين معضل، خشوت در خانواده است كه اكثر قربانيان آن زنان هستند. در ايالات متحده آمريكا، در هر 8 ثانيه با يك زن بدرفتاري مي‌شود و در هر 10 ثانيه، يك زن مورد تجاوز قرار مي‌گيرد.

        طبق گزارش تهيه شده در 1992، كه به وسيلة كميسيون قضايي سناي آمريكا تهيه شده است، قربانيان خشونت زناشويي بسيار بيشتر از تصادفات رانندگي هستند.

        «علي‌رغم اين مسئله، ما از گستردگي و وخامت مشكل غافل هستيم، اگر فردا، روزنامه‌ها با يك تيتر بزرگ بنويسند كه يك بيماري جديد، در طول سال گذشته چهار ميليون نفر از شهروندان را به شدت بيمار كرده است، وخامت وضعيت از نظر هيچ‌كس دور نخواهد ماند؛ به علاوه هنگامي كه اعلام شود، سه چهارم قربانيان خشونت، زنان هستند، مسئله هشدارها براي همگان روشن مي*شود.»



        يك مشكل جهاني

        همه جا و در همة زمان‌ها زنان قربانيان تجاوز بوده‌اند. هنوز هم آن‌ها مورد رفتار خشونت‌آميز قرار گرفته يا مورد ضرب و شتم و آزار جنسي قرار مي‌گيرند و يا از سوء قصدها در امان نيستند.

        در اكثر جوامع، خشونت مبتني بر مالكيت است كه نسبت به جنس زن از سوي شوهر تصور مي*شود و مجرمين و تبهكاران از مجازات مصون مي‌مانند و حداكثر با عذرخواهي آن‌ها مسئله فيصله مي‌يابد.

        در بعضي از كشورها، براي مرد حق تأديب زنشان را حتي تا مرحله «حق كشتن زن» در نظر گرفته*اند.

        در اجلاسي كه در مورد زنان مورد ضرب و جرح قرار گرفته در گينه نو برگزار شد، مطالبي بيان شد كه مضمون آن اين است. «زدن زن توسط شوهر، يك امر پذيرفته است و بحث در اين مورد، تلف كردن وقت محسوب مي*شود.»

        اين*گونه اشكال خشونت، اغلب سرّي و بي*سر و صدا و البته همراه با انكار هستند. موارد بدرفتاري*هاي ناشي از مالكيت نسبت به جنسي مؤنث، به ندرت اعلام مي*شوند و ثبت مي*گردند. يك مطالعه دولتي به وسيله نشريه «روان*شناسي آمريكا» بيان مي*كند كه در ايالات متحده، تنها 2% آزارهاي جنس در خارج خانواده صورت مي*گيرد و 6% خشونت*ها به وسيله افراد بيگانه صورت گرفته است. جالب است بدانيم كه تنها 5 تا 8% تجاورات جنسي نسبت به زنان بزرگسال، به پليس اعلام شده است. به علاوه نشريه مزبور اعلام داشته است كه اغلب اطلاعات حاصله بيانگر وخامت مشكل است كه مي*تواند به سرعت گسترش و تنوع يابد. وضعيتي كه ايجاد شده است (مخصوصاً به كمك مطالعات اخير) اطلاعات و تحليل*هاي مناسبي را در مورد خشونت عليه زنان نشان مي*دهد، موضوعي كه در سال 1994 هم در «بانك*هاي اطلاعاتي» ثبت شده است.

        تحقيقات در چندين كشور بيانگر 25 تا 50% زناني است كه توسط شركاي جنس*شان مورد بدرفتاري قرار گرفته*اند و اكثراً هم دچار فشارهاي روحي و رواني شده*اند.

        در اكثر كشورها، آزار جنسي به طور وسيعي دامنه*دار است. در كانادا، مطالعه روي يك نمونه 420 نفري زنان نشان داد كه 54% آن*ها حداقل يك تجربة ناخواسته، قبل از 16 سال داشته*اند و 51% هم بيان كرده*اند كه قرباني آدم*ربايي شده*اند. در 25% موارد، زنان قرباني كه دچار بدرفتاري شده*اند، از سوي شركاي خود به مرگ هم تهديد شده*اند.



        تعريف خشونت عليه زنان

        در دسامبر سال 1993، مجمع عمومي سازمان ملل براي تعريف خشونت*هاي مبتني بر مالكيت نسبت به جنس مؤنث، به توافق رسيد و با عنوان «بيانيه طرد خشونت عليه زنان» به تعريف خشونت پرداخت. در اين بيانيه، خشونت عليه زنان چنين تعريف شده است: هر عمل خشونت*آميز نسبت به جنس مؤنث و هر فعلي كه منجر به ضرر نسبت به زنان يا دردهاي جسماني، جنسي، رواني شود و همچنين تهديد به چنين افعالي، خشونت عليه زنان محسوب مي*شود. در ادامه اعلاميه، با احصاي اعمال و اشكالي از خشونت مي*پردازد كه منجر به خشونت عليه زنان مي*شود:

        1- خشونت فيزيكي، جنسي يا رواني، چه در داخل خانواده*ها و چه در جامعه كه شامل ضربات منجر به جرح؟ بدرفتاري*هاي جنسي نسبت به كودكان و جنس مؤنث، خشونت نسبت به اموال زن، خشونت*هاي زناشويي، ايجاد نقص*هاي ژنتيكي و ساير رفتارهاي مضر به حال زن؛

        2- خشونت*هاي غير زناشويي؛

        3- خشونت*هاي مربوط به بهره*كشي؛

        4- آزار جنسي، منزوي ساختن درمحل كار و مراكز و سازمان*هاي دولتي يا غير دولتي و هر جاي ديگر؛

        5- قوادي؛

        6- روسپيگري؛

        7- خشونت*هاي ناشي از اعمال حاكميت دولت؛

        طبق نظر بعضي از متخصصان و مدافعان حقوق زنان، اين حمايت*ها شكل كلي و فراگير دارد و تنها شامل اعمال افراد و حكومت*ها نمي*شود بلكه عدم قانون و فقدان سياست*ها و نابرابري*هاي اجتماعي را كه مي*تواند خشونت محسوب شود نيز شامل مي*گردد.

        در تحقيقي كه براي بانك جهاني با كمك جك لين پيتاني و آدريال ژرمن و لري هيز و يك*نيم از انستيتوي باسينيك در مورد «سلامتي زنان واشتنگتن» صورت گرفت، اعلام گشت كه تعريف بيان شده توسط مجمع عمومي اجازه نمي*دهد كه فراتر از آن تعريف و موارد احصا شده، موارد ديگر را خشونت بدانيم، در حالي كه خشونت*هاي نسبت به زنان، فراتر از موارد مذكور در بيانيه است. طبق نظر خانم هيز، تعريف خشونت بايد حول 2 محور اساسي «اجبار» و «زور» بيان گردد؛ مسئله*اي كه مبيّن يك رفتار خشونت*آميز از يك رفتار ساده تحميلي است. هيز و همكارانش به بيان تعريفي ديگر از خشونت عليه زنان مي*پردازند:

        «تمام به كارگيري*هاي اجباري، چه به صورت معنوي و چه مادي، تمام الزامات و محروميت*هاي خطرزا براي سلامتي زنان يا دختران كه منجر به خسارت مادي و رواني مي*شود، تحقير كردن شخصيت و رفتارهايي كه موجب محدوديت آزادي و منجر به استعمار زن مي*شود.»

        خشونت*هايي كه در جريان جنگ*ها رخ مي*دهد، بسيار شايع است. طبق بررسي*اي كه توسط اتحاديه اروپا صورت گرفته است، 000/20 زن در بوسني در يك ماه اول، مورد خشونت صرب*ها قرار گرفتند؛ علاوه بر اين، چندي بعد، در يكي از درگيري*هاي كامبوج، تنها در يك شهر، به اكثر زنان شهر تجاوز شد. اين*گونه خشونت*ها در ليبريا، اوگاندا، پرو و سومالي هم سابقه دارد.

        در كشورهاي متعددي، هنوز هم خشونت عليه دختران نابالغ و بالغ، بسيار شايع است. در باريد از هر3 زن، يك زن و حدود 2% مردان، چه در كودكي يا بزرگسالي، دچار بدرفتاري*هاي شديد شده*اند. در پرو (براساس گزارشي) 90% مادران جوان 16- 12 سال، به وسيلة مردان و مخصوصاً پدر يا پدرشوهرشان مورد خشونت قرار گرفته*اند. در كاستاريكا، 95% زنان بيمار بالغ كمتر از 15 سال كه به بيمارستان منتقل شده*اند، دچار زناي محارم گشته*اند.

        در بعضي از كشورها، بدرفتاري با اموال زن بسيار رايج است. در هند يك رسم بسيار غالب اين است كه شوهر يا خانوادة او، اموال زن را آتش مي*زند. طبق اطلاعات پليس هند، در سال 1990، 4835 زن دچار چنين وضعيتي شده*اند، تنها به اين دليل كه خانواده آن*ها، جهاز و اموالي را كه قول داده بوده*اند، فراهم نكرده*اند. در شهر بمبئي، 20% زنان متوفي 44- 15 ساله، دچار آتش*سوزي شده*اند.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #409

          بيشتر اعمال خشوت*آميز نسبت به زنان از سوي خانواده و اطرافيان آن*ها صورت مي*گيرد. 70% موارد بدرفتاري نسبت به زنان كه در كلانتري*هاي ساتو ياتولو به ثبت رسيده است در خانه صورت گرفته و همچنين در سانتياگو، حدود 75% ضربات منجر به جرح نسبت به زنان، در خانه بوده است. در كانادا، 62% زنان، از سوي شوهرانشان مورد بدترين رفتارها قرار گرفته*اند.

          به خوبي مي*دانيم كه خشونت در هنگام حاملگي، يكي از مهم*ترين دلايل سقط جنين يا وزن ناكافي كودك متولد شده است. در مكزيكو، تحقيقي كه روي 342 نفر از زنان صورت گرفت، 20% زنان كتك خورده از ضربه به ناحية شكم، دچار سقط جنين يا دردهاي مزمن شده*اند. در كاستاريكا، 49% از 80% از زنان كتك خورده، بيان مي*كنند كه هنگامي كتك خورده*اند كه باردار هم بوده*اند و در 5/7 درصد آن*ها، نتيجة سقط جنين بوده است. مطالعه بر روي سلامتي زنان دچار خشونت در بعضي از كشورهاي ديگر به شرح زير است:

          - در ايالات متحده آمريكا، 20% زنان بزرگسال قرباني خشونت و تجاوز شده*اند.

          - در پرو، 70% جرائمي كه به پليس اعلام شده است، مربوط به زناني است كه توسط شوهرانشان به شدت كتك خورده*اند.

          - در نروژ 25% زناني كه دچار امراض زنان شده*اند، متحمل آزار و خشونت*هاي شريك جنسي*شان شده*اند.

          - تايلند، در قسمت*هاي حاشيه*نشين شهر بانكوك، 50% زنان متأهل، به طور متناوب و كاملاً عادي كتك مي*خورند.



          چرا زنان موضوع بحث هستند؟

          «زن همچون يك ماديان است كه من آن را مي*خرم و حق سواركاري با آن را دارم و اگر هم دلم خواست، مي*توانم آن را بزنم.» اين ضرب*المثل اگرچه بسيار قديمي است ولي هنوز هم به كار مي*رود. بسياري از مردان، چون روز سخت يا ناهنجاري دارند يا علت دوندگي*ها و زندگي سخت را متوجه زنشان مي*بينند، زنشان را مي*زنند. استفاده از الكل و مواد مخدر يكي از دلايل مهم در اعمال خشونت عليه زنان است؛ همچنين فاكتورهاي اقتصادي و اجتماعي همچون بي*كاري، مشكلات مالي، بي*نظمي و شرايط نامطلوب كار، نقش مؤثري را در ايجاد اين خشونت*ها ايفا مي*كند. بعضي از محققين ابراز داشته*اند كه خشونت، نتيجة رفتارهاي ناشي از دوران كودكي است؛ شوهران خشن، غالباً والدين خشن و ناراحتي داشته*اند. در واقع، بنا بر يك مطالعة آمريكايي، مرداني كه در كودكي از سوي والدينشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته*اند، سه برابر بيش از سايرين، زنانشان را مي*زنند و ده برابر بيشتر، زنانشان را مورد ضرب و شتم قرار مي*دهند. مرداني كه متهم به آتش زدن زنانشان هستند. بارها مي*كوشند تا مسئوليت خودشان را ناشي از رفتار تحريك*آميز زنشان بيان كنند و جالب اين*كه بيش از 40% آن*ها حداقل يك *بار شاهد آتش زدن يك انسان، به خصوص يك زن بوده*اند.

          در مطالعه*اي دقيق روي وضعيت*هاي مختلف، محققين دريافتند كه خشونت*ها اغلب مربوط به عدم امكان انجام دادن كاري يا قبول نكردن خواسته*اي از خواسته*هاي شوهر است. براساس اين تحقيق كه توسط نشرية انگليسي «مجلة جنايت» چاپ شد، شوهر يا شريك جنسي، زن را به دليل احساساتي كه آن*ها را تحريك مي*كند، مورد خشونت قرار مي*دهند: «اين زن بسيار پر حرف است يا بسيار ساكت است؛ خيلي جذاب است يا اصلا ً جذابيتي ندارد؛ خيلي قانع است يا تماميت خواه است؛ خيلي حامله مي*شود يا چرا حامله نمي*شود و ....»

          در برخي كشورها، مستي ضارب به عنوان يك عامل مخففه مجازات خشونت با تجاوز عليه زنان محسوب مي*شود. در سپتامبر 1994، دادگاه عالي كانادا، محكوميت مردي را لغو كرد كه بعد از مصرف مقدار متنابهي الكل، يك زن 65 ساله را از روي صندلي چرخ*دار واژگون ساخت و به او تجاوز كرد.

          نگاه حقيرانه به زن در داخل خانواده، همانند خارج خانواده، بيانگر قبولي جهان شمولي از رفتارهاي موجه و خشونت*آميز مردان است، مسئله*اي كه امري عادي محسوب مي*شود. براساس تحقيقي كه در آمريكا در مورد خشونت*هاي خانوادگي صورت گرفت، ريشه خشونت*ها را در اعتقادات و فرهنگ اعلام كرد. طبق اين نگاه، مردها نسبت به زنهايشان امتيازهاي ذاتي دارند و بديهي است اين طرز فكر به آن*ها امكان هرگونه رفتاري را مي*دهد. جالب خواهد بود اگر بدانيم، زني كه برندة جايزة نوبل در صلح بود، در تفسير رفتار شوهرش مي*گويد: «او شوهر خوبي است، چون فقط هفته*اي يك بار مرا مي*زند.» شوهر قبلي*ام، همچون وزنه*اي، تمام عصرها بالاي سرم بود. طوري كه هر لحظه آرزوي مرگ مي*كردم؛ يك روز كه موفق شدم به طبقة همكف، (جايي كه دخترم آنجا بود و از من كمك مي*خواست) بروم، شوهرم با چاقو به سمت من حمله*ور شد، آن*قدر شديد كه تيزي چاقو در تمام ناحيه شكم فرو رفت. او مرا از حس بينايي و چشايي محروم كرده است. از اين*كه خانواده*ام را ببينم معذورم و از فرزندانم دور افتاده*ام»، اين شخص كه خواست نامش بيان نشود، در مقابل يك گروه مطالعه خشونت عليه زنان در آمريكا شهادت داد، او يكي از هزاران قرباني خشونت است، كه بايد با نشانه*هاي فراوان روي بدنش و ترس جاودان، زندگي كند. براساس گزارش كميسيون جهاني توسعه و سلامتي زنان، علاوه بر بيماري و مرگ و مير، خشونت عليه زنان يكي از مهم*ترين دلايل بيماري*هاي رواني، استرس*ها، اعتياد، جراحات، بيماري*هاي جنسي واگيردار و آلودگي به ويروس HIV و خودكشي زنان است. همه اين موارد، بار مالي سنگيني را به سيستم بهداشت و سلامت كشورها تحميل مي*كند.

          در گزارش 1993 در مورد توسعه جهاني، بانك اطلاعات بين*المللي، براي اولين بار خشونت*ها مبتني بر احساس مالكيت نسبت به زنان را عامل نتايج مخرب نسبت به سلامتي ارزيابي كرد. از زمان اعمال محدوديت*هاي متعدد بر اطلاعات قابل دسترسي در كشورهاي صنعتي، اين بانك اطلاعاتي چنين ارزيابي مي*كند: تجاوز و خشونت در خانواده نسبت به زنان 44 – 15 ساله، آن*ها را در پنجمين سال زندگي مشتركشان دچار نقص سلامتي مي*كند.

          اين مسئله، مانند سوء*تغذيه و بيماري*هاي ناشي از فقر، در كشورهاي در حال توسعه به شدت دامنه*دار است. وضعيت سلامتي در اين كشورها در پايين*ترين حد ممكن است و درصد مشكلات سلامتي مربوط به خشونت*هاي مبتني بر احساس مالكيت بر زنان، حداقل بسيار بالايي (50%) دارد. به هرحال در بعضي از كشورهاي در حال توسعه، جايي كه مرگ و مير مربوط به زايمان و بيماري*هاي ناشي از فقر، مربوط به مديريت فاسد يا ضعيف دولتي است. مدت زندگي سالم، به علت تجاوز يا اعمال خشونت*آميز در خانواده بسيار كاهش يافته و درصد بسيار بالايي (در حدود 16%) را اعلام مي*كند.



          يك مانع، سد راه پيشرفت

          حضور زنان در پيگيري اين پيشرفت، موضوع بسيار مهمي است، به خصوص در حوزه*هايي چون، سازمان*دهي خانواده، حمايت از محيط زندگي و آموزش و پيشرفت در اين حوزه*ها بدون ياري و شركت فعالانه زنان حاصل نمي*شود. باري، هنگامي كه زنان با خشونت روبه*رو مي*شوند، اقبال و امكان حضور تام آن*ها در چنين برنامه*هايي كاهش مي*يابد.



          خشونت عيله زنان، به هيچ وجه مايه مباهات نيست

          توري ونسنت، مدافع تيم فوتبال آمريكايي «دلفين*هاي ميامي» اكنون فردي ثروتمند و مشهور است. وي در كودكي شاهد بدرفتاري*هاي بسيار نسبت به مادرش بوده است. او مي*گويد «نزد ما، اين مسئله كاملاً امري عادي بود كه ببينيم پدر، مادر را مي*زند. زدن زنش، عادت او بود» ونست از مدرسه هم مي*گويد: «در مدرسه هم همين*طور؛ اگر كسي مي*گفت كه دوست دخترش را هفته پيش سه بار سيلي زده است، از طرف دوستانش مورد تشويق قرار مي*گرفت؛ وضعيت چنين بود. چيزي كه هيچ*كس در قبح آن ترديد ندارد.» ونسنت، صبحي را به خاطر مي*آورد كه مادرش به علت ضربات پدرش، همچون گچ سفيد و كبود شده بود؛ اما وي براي كمك و نجات مادرش اقدامي نكرد. با اين وجود مي‌گويد: «به شدت از حضور يك زن زنداني در منزلم، ناراحت و به هم ريخته مي‌شوم.»

          استقان براگ، بازيگر بزرگ تيم دلفين‌ها، اين‌گونه رفتارهاي خود را تحليل مي‌كند. (با توجه به اين‌كه وي محكوم به آزار روحي نسبت به زنان هم بوده است):

          «من به او چيزهايي مي‌گفتم كه نشان از بي‌رحمي داشت، چرا تو اين‌قدر چاقي؟ يا تو به درد هيچ كاري نمي*خوري؛ تو نمي*تواني تغيير كني؟»

          اروينگ فراي، ديگر فوتباليست نامدار آمريكايي، علاوه بر اين‌كه به بدرفتاري با همسرش اعتراف مي‌كند، مي‌گويد: با اين‌كه اين مسئله مربوط به گذشته است اما هنوز تأثير خود را گذاشته است، «ما همه، ساخته محيط و اطرافيانيم ولي نمي‌فهميم. چرا او كاري را انجام مي‌دهد كه من نمي‌خواهم، اين‌كه مسئله سختي نيست.»

          از اين مثال‌ها مي‌توانيم به يك نتيجة ساده برسيم: اشخاص خشن به دنيا نمي‌آيند؛ اما اگر كودكان در محيط‌هاي خشن بزرگ شوند، احتمال اثرپذيري رفتاري آن‌ها زياد است. خشونت عليه زنان از خانواده‌ها شروع مي‌شود؛ پس خانواده اولين جايي است كه بايد به آن توجه كرد.

          از زمان كنفرانس جهاني حقوق بشر كه در وين برگزار شد (ژوئن 1993)، شركت‌كنندگان بر اهميت بازنگري بر محدوديت‌هاي خشونت عليه زنان در زندگي اجتماعي و البته خصوصي، تأكيد كردند. اين كنفرانس، به ويژه در مورد خشونت عليه زنان، رأي به گزارش سالانه داد. اين گزارش سالانه با تأكيد بر علل و نتايج خشونت عليه زنان و محكوميت اقدامات محدود كنندة زنان تهيه مي‌شود؛ اين گزارش سالانه به كميسيون حقوق بشر ارائه خواهد شد.

          در دسامبر 1993، مجمع عمومي براي اولين بار، رأي به بيانيه‌اي، در مورد «خشونت عليه زنان» داد و به دولت‌ها و سازما‌ن‌هاي بين‌الملل ابلاغ كرد تا اقدامات خاصي را در جلوگيري از خشونت‌ها تدبير كنند.

          در سپتامبر 1995، از آغاز چهارمين كنفرانس جهاني زنان، جامعه بين‌المللي فرصت بررسي و ارزيابي برنامه‌هاي تحقق حقوق زنان را‌ از زمان اولين كنفرانس سازمان ملل در مورد زنان در 20 سال قبل – فراهم كرد و يك زمينة حركت براي دولت‌ها و ارگان‌هاي مربوط مطرح شد تا به دنبال اقدامات و استراتژي‌هاي مذكور در اجلاس نايروبي بروند. با توجه به اين*كه خشونت عليه زنان يكي از 10 مشكل اساسي جهان معاصر است، مي‌توان به يك حركت همگاني چشم داشت.


          زمينه و سكوي حركت

          خشونت عليه زنان ناشي از ساختار ذهني‌اي است كه در مورد زن، چه در خانواده و چه در جامعه وجود دارد. زن به سوي جهل و بي‌سوادي تشويق مي‌شود و فقدان قوانين ممنوعيت خشونت و عدم كافي بودن اقدامات پيشگيرانه كه قانون به وسيله قدرت عمومي اعمال مي‌كند، فقدان ابزارهاي آموزشي و ساير اموري كه به زير پا گذاشتن حقوق زنان مي‌انجامد، منجر به خشونت عليه زنان م‌شود.

          تجربه نشان داده است كه در كشورهاي متعدد، مرد و زن مي‌توانند به سوي مبارزه عليه خشونت در تمامي اشكال برانگيخته شوند و اقدامات مؤثري به وسيله قدرت عمومي، در جهت علاج و نتايج خشونت انجام شود.

          پروژة «سكوي حركت» درباره دولت‌ها و ارگان‌هاي مربوط است تا مبارزه با خشونت عليه زنان را سامان بخشند. اقدامات موردنظر (به طور اخص) به شكل زير پيشنهاد مي‌شود:

          1- بازشناسي اين مطلب كه خشونت عليه زنان، بايد به شدت از سوي ارگان*هاي مربوط سركوب گردد.

          2- در بعضي موارد، اين وظيفة قدرت عمومي است كه به وسيله كانال‌هاي مربوط: پليس، سيستم قضايي و ... اقدام كند؛ و بر عهدة سازمان‌هاي عمومي است كه مثلاً به آموزش و اعمال نفوذ بر روي هنجارها و رفتارها بپردازد. همين وظيفه بر عهدة اشخاص و رسانه‌هاي جمعي، در جهت‌دهي به نظرات و يا شهادت دادن بر رفتارهايي است كه افراد خشونت‌طلب يا در معرض انجام آن، عمل مي‌كنند. كارشناسان معتقدند كه اجراي غير منطقي و حداقلي مجازات نسبت به جنايات عليه زنان، مانع جلوگيري از رفتارهاي مذكور شده است.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #410
            حل مشكلات زن و خانواده با مبنا قراردادن كتاب آسمانى امكانپذير است

            در بيانيه تحليلى دفتر مطالعات و تحقيقات زنان به مناسبت روز زن ، حل مشكلات زن و خانواده مسلمان را تنها در پرتو تلاش علمى انديشمندان و يا مبنا قراردادن كتاب آسمانى و سيره نبوى امكان‏پذير دانسته شده است.


            به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس در اين بيانيه كه با عنوان رويكردى برگرفته از فرهنگ نبوى شروع شده است، مي‌آيد:تولد بانوى يگانه جهان، فاطمه زهرا(س) نويد بخش آغاز رستاخيزى است كه جهانيان را به عالمى ديگر رهنمون مى‏گردد؛ عالمى كه به شعاع يك زن روشنى مى‏يابد به محبتش گرما مى‏گيرد و به ولايتش سامان و جريان مى‏يابد و در اين ميان زن مسلمان ما در سده‏اى كه ديگران به پندارى غلط، "قرن زنانش" ناميده‏اند، مصمم است تا آن‏گونه كه طلوع خمينى كبير(ره) را به آغازى بر يك تحول مبارك بدل نمود، با بازخوانى شخصيت زن از سنت نبوى و سيره فاطمى، بابى به جهان جديد بگشايد و به درستى محوريت زن در قرن جديد را اثبات نمايد.
            هم‏زمانى ميلاد فاطمه زهرا(س) با سال پيامبر اعظم(ص)، فرصتى است فرخنده كه مى‏تواند هم‏زمان، دو نتيجه مبارك به ارمغان آرد: نخست، بازخوانى سيره نبوى به منظور بازسازى ذهنيت‏ها و دوم، بازبينى عملكردها و ايجاد نقطه آغازينى بر اتحاد امت اسلام: در موضع عينيت بر محور آموزه‏هاى نبوى. تأمين اين دو غرض بسته به آن است كه پاسخ پرسش‏هاى اساسى خود را از متن سيره نبوى به دست آوريم و بتوانيم براساس آن، به تبيينى شفاف از جايگاه و شخصيت زن، مسئوليت‏هاى فردى، خانوادگى و اجتماعى وى دست يابيم.
            در اين مجال برآنيم تا با مقايسه‏اى ميان "فرهنگ اسلامى و سنت نبوى" و واقعيت‏هاى موجود، به آسيب‏شناسى اجمالى موضوع زن و خانواده بپردازيم و پرسش‏هاى اساسى و بايسته‏هاى كارشناسى را در حد اجمال و وسع خود، مورد اشاره قرار دهيم:
            الف آسيب‏شناسى دفاع از حقوق زنان
            هرچند به بركت انقلاب اسلامى حس خودباورى و استقلال فرهنگى در ميان فرهيختگان شكل گرفت؛ اما هنوز مدت زمانى باقى است تا تأثيرگذارى‏هاى خود را در ايجاد يك جريان بالنده، با ادبيات نظام‏مند و نخبگان كارآمد - كه الگويى جديد براى تحليل و سياستگذارى ارائه نمايند - برجاى گذارد.
            جريان دفاع از حقوق زنان در كشور ما، در ضمن برخوردارى از ويژگى‏هاى مثبت - همچون ديگر كشورهاى اسلامى - به فقدان نگاه فعال نسبت به زن مبتلاست. حاكميت نگاه انفعالى، آثار خود را در محورهاى زير به جاى گذاشته است:
            1. مسئله‏شناسى‏ها: مسائل و مشكلات زن مسلمان و زن ايرانى چيست؟ در پاسخ به اين پرسش اغلب نگاه مسئله‏شناسانه ليبراليستى و فمينيستى، به اين شكل تأثيرات خود را بر ذهن جامعه كارشناسى ما برجاى مى‏گذارد كه مسائل خود را از دريچه نگاه ديگران تحليل كنيم و برنامه‏هاى پژوهشى‏مان را نيز بر همان اساس تنظيم كنيم. متأسفانه منتقدان نيز بر سر همين مسائل، به بحث و جدل مى‏پردازند و استعداد خود را در طرح مسائل نو و بازكاوى عينيت اجتماعى به كار نمى‏گيرند.
            2. شاخص سازى‏ها: شاخص‏هاى رشد و توسعه زنان چيست؟ امروزه شاخص‏هاى جهانى كه نهادهاى بين‏المللى ترويج و توصيه مى‏كنند، ملاك ارزيابى وضعيت زنان قرار گرفته است و در اين ميان كم‏تر نشانى از شاخص‏هاى بومى در تحليل وضعيت زنان مشاهده نمى‏شود و حتى متأسفانه نياز به تنظيم چنين شاخص‏هايى نيز چندان احساس نمى‏شود.
            بر اساس همين شاخص‏هاست كه كشور ما در احراز رتبه جهانى حمايت از زنان در برخى موارد در رتبه 151 از ميان 190 كشور جهان قرار دارد1؛ چه اينكه با پذيرش چنين شاخص‏هايى است كه احساس حقارت و خودكم‏بينى بر انديشه تحليل‏گران و مدافعان حقوق زنان حاكم مى‏شود و آنان را ناگزير از پيروى كشورهاى غربى مى‏كند؛ اين در حالى است كه كشورهايى كه بهترين رتبه‏هاى جهانى را دارا هستند با بحران‏هاى وحشتناكى روبرو مى‏باشند؛ براى مثال كشور سوئد و نروژ با دارا بودن رتبه‏هاى اول، با فروپاشى كامل خانواده مواجه‏اند؛ چه‏اينكه 55 درصد فرزندانى كه در ساليان اخير در اين دو كشور متولد شده‏اند نامشروع و 63 درصد اهالى استكهلم داراى پيوندهاى توافقى خارج از چارچوب ازدواج مى‏باشند.2
            3. تعاريف و مفاهيم بنيادين و كاربردى: تحليل وضعيت زنان بر اساس پذيرش چه مفاهيم و چه تعاريفى انجام مى‏شود؟ بى‏ترديد مى‏توان مهم‏ترين نمود نفوذ و هجوم فرهنگ بيگانه را در حاكميت مفاهيم و آموزه‏هاى بنيادينى دانست كه جهت‏گيرى كلى علوم انسانى، ادبيات كارشناسى و گفتمان علمى را ايجاد كرده‏اند. پذيرش اين حاكميت به معناى پذيرش چارچوب تحليلى است كه ديگران براى ما تنظيم كرده‏اند و منازعات علمى را به امور جزئى، در ضمن پذيرش همان كليات، تقليل داده‏اند؛ بنابراين با پذيرش مفاهيمى چون: آزادى، برابرى، نسبيت اخلاقى، فردگرايى و پذيرش تعاريف حاكم بر علوم اجتماعى، شاهد بروز چند طيف فكرى هستيم: گروهى با پذيرش تعاريف و مفاهيم حاكم، به تعارض ميان يافته‏هاى علمى و آموزه‏هاى دينى رسيده، راه حل را در محدود كردن دين به حيات فردى و حاكميت نگاه علمى بر اداره جامعه يافته‏اند و گروهى نيز با پذيرش اصل دخالت دين در حيات اجتماعى با طرح شعار اجتهاد در اصول، به قرائتى از دين توسل جسته‏اند كه هماهنگى بيشترى با يافته‏هاى علوم انسانى داشته باشد و گروه سوم كه خود را اصول‏گرا مى‏دانند، با تقليل دين به گزاره‏هاى جزئى و با نام اقتضائات و شرايط زمانى3 گزاره‏هاى دينى را با ادبيات حاكم، هماهنگ و با اين روش به گمان خود روزآمدى فقه را اثباتى مى‏نمايند.
            با توجه به آنچه گفته شد، به‏وضوح روشن است كه حركت دفاع از حقوق زنان در كشور ما، به گونه‏اى انفعالى پى‏گيرى شده است.
            امروزه دفاع از حقوق و شخصيت زن به دو دليل بيش از هر زمان ديگرى احساس مى‏شود؛ اوّل اين‏كه مسائل اصلى زنان در پشت هاله‏اى از نگرش‏هاى غلط پنهان مانده و دوّم آن‏كه اصلاحاتى كه در دفاع از زنان انجام مى‏پذيرد، بيش از پيش بر آسيب‏ها افزوده است.
            در مقايسه‏اى كوتاه بين شرايط كنونى دفاع از حقوق زن با تحوّلاتى كه اسلام در اين زمينه به وجود آورد، به‏خوبى روشن مى‏شود كه حركت پيامبر اسلام(ص)، حركتى هدفمند و از سرِ اعتقاد بوده است؛ چرا كه او در اين راه هم با عقايد جاهليت عربى درباره زن مبارزه كرد و هم با فرهنگ وارداتى روم كه در پرستش بت‏هاى مؤنث تجلى پيدا مى‏كرد. در چنين شرايطى پيامبر هم به نقد سنّت‏هاى موجود پرداخت و هم به ترسيم جايگاه و شخصيت زن از منظر اسلام. اين حركت از چند طريق دنبال شد:
            1. همتا دانستن زن و مرد: برابرى زن و مرد در انسانيت و در دستيابى به كمالات انسانى از اصول نگرش اسلام است كه قرآن كريم4، پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت (عليهم السلام) به تبيين آن پرداخته‏اند. آياتى از قرآن كريم كه يكسان به زن و مرد وعده بهشت مى‏دهد و آنان را چون مردان در اقامه نماز، اعطاى زكات، پذيرش سرپرستى خدا و رسول(ص) و اصلاح جامعه اسلامى در قالب امر به معروف و نهى از منكر مسئول مى‏شمارد5 و بر ايمان و تسليم، صداقت، صبر، خشوع و عفت زن و مرد ارزشى يكسان مى‏گذارد6، نشانگر يكسان‏نگرى اسلام است؛ چنان‏كه آيات الهى كه بر ايذاى زنان مؤمن و افترا به آنان برمى‏آشوبد7، پيامبر(ص) را به استغفار براى زنان و مردان مؤمن فرا مى‏خواند8 و توبه آنان را قبول مى‏كند؛9 افزون بر آن‏كه گفتار پيامبر(ص) كه زنان را همتاى مردان شمرده است10، در كنار سيره كرامت‏مندانه آن بزرگوار، حاكى از برابرى زن و مرد در ارزشمندى است.
            2. توجه به ارزش دختران و تشويق به پرورش و حمايت از آنان: شيوه پيامبر(ص) آن بود كه از يك سو به ارزش و جايگاه ويژه دختران در زندگى توجه دهد و به تأثير آنان به عنوان مونس، اهل مدارا و نيكى، با خير و بركت، اهل پاكيزگى و سبب طراوت زندگى اشاره كند11 و از سوى ديگر با بيان رزّاقيت خداوند، احساس سنگينى در نگهدارى آنان را برطرف نمايد؛ ضمن آن‏كه عليه سنت دختركشى به عنوان عملى سنگدلانه بشورد12 و اكرام زنان و دختران را در قالب عباراتى كه بهترين مردم را خيرخواه‏ترين آنان در حق زنان مى‏داند، اهانت به زنان را نشانى از پستى بشمارد و بر حمايت از دختران و زنان، بهشت را پاداش قرار مى‏دهد و آن را وجهه همت مردان قرار دهد
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #411

              3. بيعت با زنان: پيامبر اكرم(ص) در چند نوبت از زنان بيعت گرفته است. در بيعت "عقبه" كه قبل از هجرت انجام گرفت، سه زن حضور داشتند. در فتح مكه نيز قرآن كريم، پيامبر اكرم(ص) را به گرفتن بيعت از زنان (در صورت تمايل آنان) فراخوانده است.14 نكته جالب آن‏كه باوجودى كه بيعت به معناى تعهد، به همكارى و تبعيت از حاكم اسلامى، ماهيتى سياسى و اجتماعى دارد، در مورد زنان بيشتر رنگ و بوى اخلاقى و خانوادگى به خود گرفته است و زنان متعهد شده‏اند براى خدا شريك قرار ندهند؛ خود را به دزدى و زنا آلوده نكنند؛ فرزندكشى نكنند؛ فرزند ديگران را به شوهران خود منسوب ننمايند و در كارهاى خير با پيامبر(ص) مخالفت نكنند. در اينجا دو نكته جلب توجه مى‏كند: اول آن‏كه در جامعه‏اى كه گاه زن را در زمره كالا دست به دست مى‏كنند، سخن از بيعت زنان، انقلاب فرهنگى به حساب مى‏آمد و دوم آن‏كه گويا الگوى مشاركت زنان در اصلاح جامعه، از نگاه اسلام، الگويى جنسيتى و با محوريت عفاف و حفظ كيان خانواده است.
              4. توجه به شخصيت‏هاى ويژه: سخنان گهربار پيامبر اكرم(ص) در توصيف شخصيت زنان تاريخ ساز از جمله فاطمه(س)، خديجه كبرى(س)، آسيه(س) و مريم كبرى(س)15 به‏ويژه در مورد فاطمه(س)، در قالب بياناتى كه رضايت و خشم خداوند را به رضايت و خشم فاطمه پيوند مى‏دهد16 و نيز مريم(س) كه به همراه آموزه‏هاى قرآنى، او را زنى كامل، داراى عصمت و هم‏سخن با فرشتگان خداوند دانسته است،17 نشانگر آنست كه زن مى‏تواند تمامى‏حجاب‏ها را درنوردد و به قله كمالات رسد.
              انتخاب فاطمه(س) به منظور مباهله18، با وجود حضور مدعيان و در نظر گرفتن وى به عنصرى محورى در ميان اصحاب كسأ كه آيه تطهير در شأن آنان فرود آمد19 نيز به بهترين شكل نمايانگر جايگاه زن در انديشه اسلامى است.
              5. پرورش عملى زنان: بهترين شاهدى كه بر كارآمدى برنامه‏هاى هر مكتب مى‏توان ارائه داد، بررسى ابعاد شخصيتى كسانى است كه براساس آموزه‏هاى آن پرورش يافته‏اند. بررسى زندگى فاطمه(س)، از دوران كودكى و نوجوانى در حمايت از پيامبر اكرم(ص) در مقابل مشركان و حضور در صحنه‏هاى جنگ براى پشتيبانى از رزمندگان تا زمان جوانى و ورود يك‏تنه در عرصه مبارزه با مفاسد سياسى و انتخاب مشى مبارزه منفى به منظور نشان دادن مظلوميت اهل‏بيت (عليهم السلام) تا پايان تاريخ، توجه به حفظ معارف و علوم دينى تا آنجا كه آن را معادل حفظ جان دو فرزند عزيزش مى‏شمارد همه؛ بيانگر آن است كه يك زن به گونه‏اى تربيت يافته است كه مى‏تواند به دگرگون ساختن تاريخ بينديشد. چنين تربيتى را در بانوان ممتازى چون خديجه(س) كه توانمندى اقتصادى خود را در توسعه دين جديد به خدمت گرفت و در زينب كبرى(س) نيز مى‏يابيم. اين تحولات سبب شد كه در طول سده‏هاى پس از ظهور اسلام صدها زن راوى حديث، فقيه، عارف، متكلم، اديب، معلم و انسان‏ساز به صحنه آيند.
              از نكات پيش‏گفته مى‏توان رويكرد اصول‏گرايانه به شخصيّت زن را در عصر حاضر تبيين نمود. در اين رويكرد، هم با اشكال سنّتى تحقير زنان و هم با اشكال مدرن آن در قالبِ سوژه‏هاى جنسى، سياسى، اقتصادى و تبليغاتى - كه زنان را به ابزارى جهت معروف شدن نهادها يا افرادى خاص بدل مى‏كند - مقابله خواهد شد؛ همچنين در اين نقطه، همزمان با نگرش‏هايى كه زن را از مرز برابرى انسانى با مرد فراتر مى‏برد و به مقام "خدا بانويى" ارتقا مى‏دهد، مبارزه خواهد شد.
              پس از دفاع از شخصيت زن به مثابه يك انسان، نوبت به تبيين هويت زن به مثابه يك جنس مى‏رسد. اگر ديدگاه سنتى غرب تأكيد بر تفاوت‏هاى طبيعى زن و مرد و نقش‏هاى متفاوت آنان را به قيمت كم رنگ كردن بُعد انسانى و ارزشمندى مشترك زن و مرد مى‏ديد، از دهه 1960 ميلادى نگرش‏هاى مبتنى بر برابرى نقش‏ها رفته رفته جاى پاى خود را محكم نمودند و تفاوت نقش‏ها را همچون بسيارى تفاوت‏هاى روانى و رفتارى، از مقوله جنسيت (Gender) دانستند كه هيچ پايگاه طبيعى ندارد و صرفاً معلول عوامل تربيتى و اجتماعى است؛ از اين رو ضرورت اصلاح نگرش‏ها به سمت از ميان بردن كليشه‏هاى جنسيتى به يك شعار مهم تبديل شد و برنامه‏هاى توسعه در كشورها نيز اصلاح نگرش‏هاى جنسيتى به سمت ناديده گرفتن نقش‏هاى جنسيتى را در دستور كار قرار داد.
              انكار نقش‏هاى جنسيتى به اين معنا بود كه اولاً ساختار خانواده كه بر اساس مدل عمودى و رابطه طولى پدر، مادر و فرزندان بود، به چالش كشيده شود و در مرحله بعد، ساختار افقى دموكراسى در خانواده كه تمام اعضا را در يك خطِ افقىِ هم‏رتبه قرار مى‏داد، پيشنهاد گردد؛ در نتيجه خانواده در جايگاه نهادى منسجم، نقش خود را از دست داد و نقش‏هاى انحصارى در آن از بين رفت؛ چنان‏كه در فرانسه و انگلستان، تأمين هزينه‏هاى خانواده از انحصار مرد خارج شد و مشتركاً بر عهده زن و مرد قرار گرفت؛20 در حقيقت تحولات دهه‏هاى اخير در مجموع به سمت فاصله گرفتن خانواده از الگوى عمودى است.
              نقش مادرى نيز در دهه‏هاى اخير به عنوان نقش انحصارى زنانه، از سوى فمينيست‏ها از كليشه‏هاى جنسيتى كه نظام مردسالار براى خانه‏نشين كردن زنان آن را نقشى مقدس وانمود مى‏كند، قلمداد شده است.
              انكار نقش‏هاى جنسيتى در عرصه خصوصى (خانواده) جايى براى پذيرش تفاوت نقش‏ها با ويژگى‏هاى جنسيتى در اجتماع باقى نگذاشت و شاخص‏هاى رشد و توسعه اجتماعى زنان بر شاخص‏هاى مردانه منطبق و بيان كننده وضعيت زنان هر كشور گرديد.21
              با نمودار شدن آثار پذيرش تشابه نقش‏ها و ناديده گرفتن تفاوت‏هاى طبيعى دو جنس، جريان انتقادىِ نسبتاً قدرتمندى از متخصصان خانواده‏درمانى و ديگر گروه‏ها شكل گرفت كه به بررسى ناديده گرفتن اين تفاوت‏ها پرداختند.
              در كشور ما نيز - در دو دهه اخير - شاهد كم‏رنگ شدن توجه به نقش‏هاى جنسيتى و حمايت از آن هستيم. پذيرش شاخص‏هاى توسعه غربى در مورد زنان، كم ارزش تلقى شدن نقش‏هاى جنسيتى در فرهنگ‏سازى و در نظام آموزشى، تشكيل دوره‏هاى آموزشى مديران با شعار "جنسيت كليشه است"، عدم توجه به حمايت از نقش‏هاى جنسيتى در قانون كار و طرح‏هاى اشتغال زايى، برخى مواد برنامه سوم و چهارم توسعه و موارد بسيار ديگر در اين راستا قابل تفسير است.
              بازخوانى متون وحيانى و سيره نبوى، ضرورت عطف توجه به موضوع تفاوت‏هاى تكوينى زن و مرد و تفاوت در مسئوليت‏ها و نقش‏ها را بيش از گذشته روشن مى‏سازد. سياست اسلام و سنت پيامبر اكرم(ص) را در چند محور مى‏توان مورد مطالعه قرار داد:
              1. تبيين نقش‏هاى جنسيتى: مهم‏ترين نقش‏هاى جنسيتى تصوير شده براى زنان، همسرى و مادرى است. تقاضاى على(ع) و فاطمه(س) از پيامبر اكرم(ص) به منظور تقسيم‏بندى فعاليت‏ها و احاله كارهاى درون خانه به فاطمه(س) و كارهاى بيرون از منزل به على(ع)22، معادل دانستن همسردارى شايسته با جهاد مردان23، بالاترين سعادت مرد مسلمان را برخوردارى از همسر شايسته دانستن24، بهشت را زير قدم مادران توصيف نمودن25 و بر باردارى، وضع حمل و شيردهى فرزندان ثواب‏هاى فراوان مقرر نمودن26 همگى نشانگر جايگاه نقش‏هاى جنسيتى زنان است.
              2. توصيه به حُسن ايفاى نقش: حساسيت آموزه‏هاى دينى به چگونگى ايفاى نقش، متناسب با اهميت هر نقش و ميزان تأثيرگذارى آن در فرد، خانواده و اجتماع بوده است. احاديث نبوى توصيه‏هاى بسيارى به مردان از جمله به منظور غيرت‏ورزى در دفاع از خانواده27، حمايت اقتصادى از عائله و توسعه بر آنان28، تربيت صحيح فرزندان و آموزش‏هاى مهارتى به آنان29 و اهتمام به انفاق از روزى حلال مطرح كرده‏اند30 و زنان را نيز به ايفاى هرچه بهتر نقش مادرى و همسرى در قالب رعايت عفاف، تواضع و آراستگى در مقابل همسر، انجام كارهاى خانه و حسن ارتباط جنسى با همسر فرا خوانده‏اند31.
              3. حمايت از نقش‏ها: اسلام، به‏ويژه در سنت نبوى، حمايت از نقش‏هاى جنسيتى را گاه در قالب مواد حقوقى32 و گاه به شكل توصيه‏هاى اخلاقى و روش‏هاى تربيتى دنبال مى‏كند. آيات و رواياتى كه احترام به والدين و تواضع و حسن سلوك با آنان را سفارش مى‏كند33، حق پدر و مادر بر فرزند را به تصوير مى‏كشد34، رضايت خداوند را به رضايت والدين پيوند مى‏دهد35، عقوق والدين را گناهى بزرگ مى‏شمرد36 و معاشرت به معروف را در روابط خانوادگى وظيفه شوهر مى‏شمارد37 از آن جمله‏اند؛ به علاوه گاه با بيان عقوبت بر ظلم و اهمال در حق عائله38، افراد را به حُسن ايفاى نقش فرا مى‏خواند و گاه افراد را به پذيرش تصميمات طرف مقابل در دايره انجام مسئوليت دعوت مى‏كند39.
              البته اين به معنى ناديده گرفتن تفكيك نقش‏ها در حوزه‏ى اجتماع نيست؛ چنان‏كه برخى آموزه‏ها از عدم وجوب شركت زنان در جهاد و نمازهاى جمعه40 حكايت دارند. در احكام فقهى نيز به بيان عدم ايفاى نقش رهبرى و قضاوت زنان پرداخته‏اند. بر اساس آنچه از فرهنگ اسلامى و سيره نبوى به دست مى‏آيد مى‏توان با رويكردى انتقادى عملكرد بيست ساله دستگاه برنامه ريزى كشور را به منظور تصحيح عملكرد آينده، در قالب چند پرسش مورد سؤال قرار داد. طرح اين پرسش‏ها نه به منظور متهم كردن افراد و نهادها، بلكه به منظور توجه به موضوعاتى است كه مى‏تواند در آينده منشأ تحولاتى در برنامه‏ريزى‏ها باشد:
              1. براى تبيين نقش‏هاى جنسيتى و مسئوليت‏هاى ويژه هر يك، چگونه فرهنگ‏سازى شده است؟
              2. به منظور حسن ايفاى نقش‏ها چه برنامه‏هايى در نظر گرفته شده است؟
              3. سياست حمايت از نقش‏هاى جنسيتى در جمهورى اسلامى چيست و برنامه‏هاى كلان و قوانين مصوب از جمله قانون كار چگونه در خدمت تقويت و كارآمدى اين نقش‏ها قرار مى‏گيرند؟
              4. چگونه مطالبات زنان به سمت تقويت نقش‏هاى جنسيتى در خانواده و اجتماع هدايت مى‏شود؟
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #412

                5. چه برنامه‏اى براى روزآمد كردن نقش‏هاى جنسيّتى داريم؟ براى مثال "مادرى" در عصر جهانى‏سازى چگونه تعريف، حمايت و هدايت مى‏شود؟
                6. الگوى مشاركت اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى زنان در عصر جديد كه متناسب با نقش‏هاى آنان باشد، چيست؟
                ب. آسيب‏شناسى نگاه به خانواده در ايران
                خانواده ايرانى در دهه‏هاى اخير، همچون بسيارى جوامع ديگر، در معرض تحولاتى مهم بوده است: افزايش سن ازدواج، افزايش تمايل به تجرد و تك‏زيستى، تغيير نگرش‏ها - كه به ترديد در ضرورت تشكيل خانواده به عنوان مسير تكاملى در زندگى منجر شده است - افزايش تخاصمات خانوادگى و طلاق، كم شدن روحيه سازش‏پذيرى و ضعف كارآمدى خانواده در تنظيم رفتار جنسى، حمايت و مراقبت، كنترل و نظارت، ايجاد آرامش روانى و ارضاى نيازهاى عاطفى، جامعه‏پذيرى و پرورش معنوى از معضلات مهم خانواده ايرانى است. آنچه بر نگرانى‏ها مى‏افزايد آن است كه تاكنون موضوع خانواده به دغدغه اصلى هيچ يك از نهادهاى پژوهشى، كارشناسى، سياستگذارى و برنامه‏ريزى كشور تبديل نشده و آنچه تاكنون شاهد بوده‏ايم اقدامات جزئى در حمايت از گروههاى خاص از جمله خانواده شهدا بوده است، نه حمايت از تشكيل، استحكام و كارآمدى خانواده به عنوان يك كلّ منسجم.
                امروزه پرسش‏هاى بسيارى در مورد خانواده مطرح مى‏شود؛ اما آنچه تاكنون مورد غفلت قرار گرفته، آن است كه مخاطب اين پرسش‏ها كيست و به چه غرض مطرح شده است؟ رويكرد پژوهش‏ها تاكنون اين بوده است كه با انجام مطالعات ميدانى مشخص كنند كه مثلاً سن ازدواج در حال افزايش و سن طلاق در حال كاهش است؛ بين ميزان آسيب‏پذيرى خانواده و حاشيه‏نشينى رابطه‏اى مستقيم وجود دارد و نظرسنجى‏ها نشان مى‏دهد كه تمايل به ازدواج كاهش يافته است و يا با مطالعات كتابخانه‏اى اهميت تشكيل خانواده، ضرورت تلاش براى استحكام آن، لزوم تفاهم ميان زوجين و مواردى از اين دست مورد بررسى قرار گيرد؛ اما تاكنون به كم‏تر پژوهشى بر خورده‏ايم كه پاى را از حدّ تحليل‏هاى جزئى فراتر گذاشته باشد.
                در دهه گذشته، بخشى از استعدادهاى پژوهشى كشور به بررسى و تحليل ديدگاههاى فمينيستى و تأثير آن بر تحولات زنان و خانواده معطوف شده است. اين پژوهش‏ها به دليل آن‏كه پاى را از تحليل خُرد فراتر نهاده و به تحليل نظريه‏ها پرداخته‏اند، گامى به جلو به حساب مى‏آيند. در اين سطح تحليل، هم پژوهش‏هاى جريان‏شناسانه - به منظور نشان دادن آثار تفكر فمينيستى در نگرش‏هاى روشنفكرى داخلى و تغيير نگرش نسل جوان و يا در برنامه‏هاى توسعه - يافت مى‏شود و هم پژوهش‏هاى نظرى كه به منظور نقد بن‏مايه‏ها و رهيافت‏هاى فمينيستى تدوين شده‏اند.
                در ساليان اخير به‏ويژه در ميان منتقدان غربى به پژوهش‏هايى بر مى‏خوريم كه آسيب‏هاى خانواده را به ساختارهاى علوم اجتماعى نسبت مى‏دهند و نقد را به لايه‏اى عميق‏تر مى‏كشانند. در ديدگاه آنان ميان تنزل جايگاه خانواده و ميان كم فروغ شدن نگاه نظريه‏پردازان علوم اجتماعى به خانواده به‏ويژه از دهه 1960 رابطه‏اى معنادار وجود دارد و تزلزل ساختارهاى خانواده در دهه‏هاى گذشته را بايد با به چالش كشيده شدن ساختار خانواده سنتى در نظريه‏هاى جامعه شناسانه، به‏ويژه گرايش‏هاى چپ، مرتبط دانست؛ بنابر اين ديدگاه، مشكل اصلى فراروى مصلحان اجتماعى آن است كه حل معضلات مربوط به زن و خانواده را از دستگاه كارشناسى و فكرى‏اى انتظار دارند كه به دليل مبتنى بودن بر نظريه‏هاى علوم اجتماعى موجود، ماهيتاً خانواده‏محور نيستند.
                اين تحقيقات از آنجا كه دامنه نقد را گسترش و تعميق مى‏دهند حائز اهميت‏اند؛ در عين حال به نظر مى‏رسد نبايد مشكل اساسى را فمينيسم و يا حتى نظريه‏هاى علوم اجتماعى دانست؛ چرا كه فمينيسم و نظريه‏هاى علوم اجتماعى خود، نمودهايى از مدرنيته‏اند. مدرنيته به دو دليل بايد به عنوان منشأ اصلى مشكلات تلقى شود:
                1. به دليل آن‏كه شاخصه مهم مدرنيته تغيير است. بنابر ديدگاه مدرن اصرار بر ثبات خانواده به معناى در معرض نابودى قراردادن آن زير چرخ تحولات اجتماعى است و خانواده نيز به‏ناچار پابه‏پاى تحولات اجتماعى متحول خواهد شد. سخن از افول خانواده در اين نگاه، پذيرش اشكال جديد همزيستى به جاى اشكال سنتى خانواده است و مفهوم خانواده نيز خود در معرض تغيير خواهد بود و نبايد پنداشت كه اين تحولات در اين مدل فكرى، منفى ارزيابى مى‏شوند41.
                2. به دليل آن‏كه سرمايه‏دارى، روح حاكم بر جريان مدرنيته است و در مدرنيته انباشت سرمايه، اصل حاكم تلقى مى‏شود، فرهنگ سرمايه‏دارى در تاروپود تمدن جديد جريان مى‏يابد و آثار خود را هم در ساختارهاى علوم اجتماعى، هم در جريان‏هاى اجتماعى از جمله فمينيسم و هم در سياست‏ها و برنامه‏ها بر جاى مى‏گذارد؛ براى مثال در فرهنگ سرمايه‏دارى، اقتدار، تفسيرى اقتصادى مى‏يابد و جايگاه‏ها و ارزش‏ها با پول توزين مى‏گردد. بر اين اساس زنان به تعريف جديدى از مشاركت اجتماعى با محوريت قدرت اقتصادى فراخوانده مى‏شوند؛ در نتيجه ميل به ايفاى نقش مادرى و همسرى كم و روابط خانوادگى و ساختارهاى خانواده دستخوش تغيير مى‏گردد.
                از اينجا مى‏توان دريافت باوجود آن‏كه در ساليان گذشته، بارها در دفاع از نقش‏هاى جنسيتى و ضرورت تفكيك نقش‏ها گفته شده، به دليل آن‏كه مفاهيم مدرن كم و بيش بر نظام برنامه‏ريزى حكومت مى‏كند، نمى‏توان به تغييرات اساسى در نظام آموزشى و قوانين عمومى اميد بست؛ از اين رو تحولات خانواده حركت اشتدادى خود را على‏رغم اظهارنظرهاى علمى مختلف دنبال مى‏كند.
                با مراجعه به متون دينى به‏ويژه شيوه گفتارى و رفتارى پيامبر اكرم(ص) مى‏توان هم وضعيت موجود خانواده در كشور را ارزيابى نمود و هم پاى را فراتر گذاشته، به نظريه‏اى در باب خانواده رسيد. در ديدگاه اسلام اقدام به تشكيل خانواده، ساختن دوست‏داشتنى‏ترين سازمان اجتماعى است42؛ چرا كه خانواده براى تحقق آرمان‏هاى مورد نظر اسلام داراى ويژگى‏هايى بديل‏ناپذير است.
                در نگاه اسلام ازدواج مسير دين‏دارى را تسهيل مى‏كند43 و عزوبت، شخصيت انسانى را فرو مى‏كاهد.44 دورى از ازدواج، فحشا را توسعه مى‏دهد45 و تأخير در ازدواج از ترس تنگدستى، سؤزن به خداوند است.46 بهترين قدم‏ها گام‏هايى شمرده شده‏اند كه در جهت تقويت پيوندهاى خانوادگى برداشته شود و بدترين گام‏ها قدم‏هايى است كه در مسير جدايى به كار افتد.47
                ساختار خانواده در اين نگاه، مبتنى بر سلسله مراتب طولى است و مرد عهده‏دار سرپرستى خانواده است48؛ نه اين ساختار در بستر زمان بديل‏پذير است و نه سرپرست خانواده مى‏تواند مسئوليت خود را واگذار و يا نسبت به آن تسامح نمايد49. مهم‏ترين ابزار مديريت خانواده، سخاوت50، غيرت و گذشت است و اقتدار، پيش‏نياز اعمال سرپرستى است. در عين حال از آنجا كه احساس اقتدار مى‏تواند زمينه‏هاى تعدّى به اعضاى خانواده را فراهم آورد، مكانيزم‏هاى حقوقى و فرهنگى براى كنترل اقتدار پيش‏بينى شده است؛ اما از آنجا كه خانواده عرصه خصوصى‏اى است كه اغلب اوقات اقامه دعاوى حقوقى، به دليل رابطه عاطفى زن و شوهر به مصلحت تشخيص داده نمى‏شود و يا به دليل عدم امكان اقامه شهود و يا ترس از عواقب بعدى ناكارآمد به نظر مى‏رسد، تأكيد بر آن بوده است كه بيش از هر چيز، روش‏هاى تربيتى و فرهنگىِ كنترل كننده به حساب آيد؛ چنان‏كه در موضوع مقابله با خشونت‏هاى خانوادگى، طرفين به حسن خلق و مدارا51، صبر و كنترل خشم دعوت شده‏اند52؛ ضمن‏اينكه به اين موضوع نيز توجه شده است كه نبايد با ايجاد فشار روانى، عدم تمكين نسبت به موقعيت و جايگاه طرف مقابل و سهل‏انگارى در انجام مسئوليت‏ها، زمينه‏هاى خشونت عليه خويش را فراهم نمود53. كم كردن زمينه‏هاى بدبينى54، تعديل انتظارات از يكديگر55، تقبيح خشونت و توصيه كنترل آن56 نيز از ديگر روش‏هاى تربيتى اسلامى است.
                از آنجا كه اقدام به ازدواج از نگاه اسلام، آميزه‏اى از تعهد و اختيار آزاد است كه پس از تشكيل خانواده بُعد متعهدانه آن تقويت مى‏شود، عمل طلاق كه بدون وجود انگيزه‏اى موجه، فرار از تعهد و عملى هوس‏آميز تلقى و سبب بروز مشكلاتى براى همسر و فرزندان مى‏گردد، عملى مبغوض در نظر گرفته مى‏شود57 كه نبايد قبح آن شكسته شود؛ از اين رو سياست‏هاى دينى به سمت تقويت روش‏هاى پيشگيرى از طلاق از جمله با پيشنهاد انتخاب داوران خانوادگى58 و با ايجاد فضايى سنگين بر سر كسانى است كه به اندك بهانه‏اى اقدام به طلاق مى‏كنند59 و يا زمينه‏هايى فراهم مى‏سازند كه طرف مقابل متمايل به طلاق شود60؛ چنان‏كه تسامح و مدارا، كم كردن توقعات، صبر و گذشت، هديه دادن به يكديگر61، سخنان نيكو و نگاههاى عاطفه‏آميز62 از زمينه‏هاى افزايش استحكام خانواده شمرده شده است.
                كارآمدى خانواده نقطه عطف توجه آموزه‏هاى دينى است؛ لذا در ابتدا توصيه مى‏شود در انتخاب همسر به دو ويژگى مهم دين‏دارى و حُسن خلق توجه شود63.
                از ملاحظه متون دينى مى‏توان دريافت كه انتظار آن است كه خانواده بتواند حل مشكلات داخلى را تا حد امكان براساس توانمندى‏هاى خود را انجام دهد و از گذاشتن بار خود بر ديگران اجتناب نمايد64؛ بنابراين نبايد سياست‏ها به سمت وابستگى خانواده به اعانه‏هاى بيرونى جهت‏گيرى شود. البته آن‏گاه كه خانواده در حل مشكلات خود ناتوان بنمايد، مسئوليت حمايت و كمك بر عهده ديگران65، از جمله نهادها قرار خواهد گرفت و لازم است همواره حس تعاون و هم‏يارى در جامعه اسلامى جريان يابد.
                تقويت پيوندهاى خانوادگى بسيار مهم و قطع پيوندها گناهى بزرگ شناخته شده است66؛ تقويت حمايت‏ها و مراقبت‏ها و در نتيجه كم شدن خوف از مشكلات ناشى از طلاق، مرگ همسر و از كارافتادگى، افزايش بعد نظارتى و هدايتى، افزايش روحيه تعاون اجتماعى و نشاط از آثار تقويت پيوندهاى خانوادگى است؛ در اين ميان توجه به پدر و مادر و تقويت جايگاه آنان تأكيد ويژه‏اى يافته تا آنجا كه رضايت خداوند به رضايت آنان پيوند خورده است.67
                آموزه‏هاى دينى، توجه به نيازها و تمايلات اهل خانه را از مسئوليت‏هاى سرپرست مى‏داند68 و علاوه بر تشويق به فرزندآورى69، پرورش صحيح جسمى و روحى آنان را نيز مورد توجه قرار مى‏دهد. انتخاب اسامى نيكو70، ترحم به كودكان71، آزادسازى نسبى آنان تا 7 سالگى، تحت آموزش در آوردن آنان تا 14 سالگى و همكار قرار دادن آنان در فعاليت‏ها و تصميمات تا 21 سالگى از مراحل تربيتى است72 كه توصيه مى‏شود.
                تربيت جنسى فرزندان با محوريت عفاف و تقوا73، كم كردن زمينه‏هاى تحريك جنسى آنان از جمله با جداسازى بستر آنان از ده سالگى74 و عدم ارتباط جنسى والدين در كنار فرزندان75 نيز از اهميت بسزايى برخوردار است. مهارت‏آموزى و سوادآموزى76 و آشناسازى فرزندان با قرآن مجيد77 و احاديث اهل‏بيت78 آنان را در زمينه‏هاى شخصى و اجتماعى توانمند مى‏سازد؛ چنان‏كه تقويت پايه‏هاى محبت به اهل‏بيت از يك سو هم به افزايش انگيزه‏هاى آنان مى‏انجامد و هم ضمن آسان‏سازى صبر بر مشكلات در شرايطى كه انحرافات فكرى و شبهات سبب لغزش افراد بسيار مى‏گردد، آنان را ثابت قدم مى‏دارد و روحيه ايثار را در آنان تقويت مى‏كند/
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #413
                  اصلاح روابط جنسى زن و شوهر در قالب نفى رياضت جنسى79 و رعايت آداب آميزش80، در كنار توجه به رفتار عفيفانه در ارتباط با نامحرم81، از نكاتى است كه اهتمام دين به كارآمدى خانواده را نشان مى‏دهد.
                  با ملاحظه متون وحيانى مى‏توان مقياسى براى آسيب‏شناسى خانواده ايرانى به دست آورد و تحولات خانواده را در دهه‏هاى اخير تحليل نمود. به نظر مى‏رسد در ساليان اخير از تمايل به تشكيل خانواده تا حدودى كاسته شده است و ازدواج تا دستيابى به موقعيت اجتماعى و مالى مناسب به تأخير مى‏افتد. نظام تحصيلى موجود و فرهنگ مدرك‏گرايى نيز خود از موانع ازدواج به حساب مى‏آيند.
                  در نقطه مقابل، احساس مى‏شود تابوى قبح طلاق در حال شكستن است. برخى تحليل‏گران نيز با تحليل غلط از رواج طلاق و مرتبط دانستن آن با آگاهى زنان از حقوق خود، بر اين معضل مهر تأييد نيز مى‏زنند؛ از سوى ديگر در ساليان اخير طلاق به درخواست زنان رو به افزايش است و آمار طلاق رجعى كه در آن امكان رجوع به زندگى بيش از انواع ديگر طلاق است، كاهش يافته است.
                  افزايش تخاصمات خانوادگى و خشونت نيز پيامد چند مسئله است: اول آن‏كه در شيوه‏هاى سنتى همسرگزينى، انتخاب همسر اغلب از طايفه يا محله انجام مى‏گرفت؛ در اين فرض اختلافات فرهنگى و اجتماعى بسيار كم بود؛ اما در شيوه‏هاى جديد، تناسبات فرهنگى و اجتماعى كمتر ملاك گزينش قرار مى‏گيرد.
                  دوم آن‏كه نه خانواده به فرزندان خود مهارت‏هاى ارتباطى را براى تشكيل خانواده مى‏آموزد و نه نهادهاى رسمى آموزشى. تأكيد بر حقوق و كم‏توجهى به اخلاق نيز به صف‏بندى و تخاصم در درون خانه منجر مى‏شود.
                  كاهش پيوندهاى خانوادگى در دهه‏هاى اخير، خانواده را بيش از گذشته تنها و در حل مشكلات خود ناتوان‏تر كرده است. غلبه فرهنگ فردگرايى نيز بيش از هر چيز در حس استقلال‏طلبى و فرار از تعهدات ورود به سازمان طايفه مؤثر بوده است. همين فرهنگ، زمينه‏هاى كم شدن حس تعاون اجتماعى و پيوندهاى گروهى را فراهم كرده است؛ از سوى ديگر به نظر مى‏رسد سياست‏هاى حمايتى دولت از اقشار آسيب‏پذير كه بيشتر بر محور حمايت از فرد جريان يافته، نه بر محور حمايت از خانواده و بيشتر دولت مركز بوده است تا خانواده محور، در مجموع نه تنها به كارآمدى خانواده منجر نشده، بلكه هم خانواده را در حل مشكلات خود ناتوان‏تر كرده و هم نسلى را پرورده كه براى حل مشكلات مختلف زندگى از جمله اشتغال و ازدواج چشم به مساعدت دولت دوخته است و توان ذاتى خود را به كار نمى‏گيرد.
                  تضعيف جايگاه والدين كه در تحقق آن نهادهاى فرهنگى و تبليغى بيش از ديگران مقصرند، علاوه بر كاهش نظارت كيفى آنان بر روند پرورش نسل جديد، به كاهش پيوند خانوادگى مى‏انجامد. اينها و دهها مسئله ديگر در مجموع، نشانگر افق‏هاى تيره‏اى فراروى خانواده است كه آينده آن را تيره و تار نشان مى‏دهد؛ در اين ميان آنچه بيشتر خانواده را تهديد مى‏كند تهاجم رسانه‏اى غرب نيست؛ بلكه نظريه‏هاى فلسفى علوم اجتماعى است كه تحولات خانواده در دهه‏هاى اخير را قهرى و معلول جبر تكنولوژى يا سازمان اجتماعى قلمداد مى‏كند. اين بدان معناست كه روند تحولات خانواده يك سويه و برگشت‏ناپذير است و هيچ كس و نهادى نمى‏تواند و نبايد در برابر آن ايستادگى كند. پذيرش اين ديدگاه در كليت خود با سياست اسلام كه اصول اخلاقى و جهت‏گيرى‏هاى اصلى خود را ثابت مى‏داند و معادله دگرگون ساختن شرايط و نظم موجود را براى تحقق اهداف مورد نظر دارد چگونه قابل جمع است؟82
                  به جرئت مى‏توان گفت كه مهم‏ترين مشكل ما در رويكرد به خانواده، بحران نظريه‏پردازى است. حل معضلات اساسى ما تنها در گرو ايجاد حوزه مطالعات آكادميك مباحث جنسيتى و خانواده براساس فكر دينى، تدوين نظريه دينى زن و خانواده، ايجاد حوزه كارشناسى بومى، حول پرسش‏هاى اساسى به منظور حل معضلات عينى جامعه اسلامى و حركت در مسير بالندگى است. در اين باره پرسش‏هاى فراوانى پيش روى ماست كه مبنايى، روشى و يا بنايى است:
                  - آيا متون وحيانى صرفاً ناظر به بيان تكاليف افراد مكلف‏اند يا آن‏كه مى‏توان از آنها در تدوين نظريه‏ها، ايجاد ساختارها و حل معضلات كلى نظام، از جمله در موضوع زن و خانواده نيز بهره گرفت؟ چنين فرآيندى چگونه تحقق مى‏يابد؟
                  - خواستگاه آموزه‏هاى اخلاقى، اصلاح افراد از طريق توصيه‏هاى فردى است يا آن‏كه مى‏توان اخلاق را در متن سياست‏ها و برنامه‏هاى كلان و ساختارسازى‏ها جريان داد؟ به عبارت ديگر ساختارها، سياست‏ها و برنامه‏هاى كلان چگونه حيات اخلاقى فرد در خانواده را تهديد مى‏كنند و چگونه مى‏توان ساختارها و سياست‏ها را مجرايى براى جريان يافتن اخلاق حسنه قرار داد؟
                  - چه علومى در مطالعات آكادميك خانواده سهيم‏اند، سهم هر يك چيست، انتظار چه پاسخ‏هايى را از هر يك از ين علوم داريم و چه اصول حاكمى آنها را با هم هماهنگ مى‏سازد؟
                  - مسئوليت‏هاى جديد، ظرفيت‏هاى نو، مشكلات جديد و ابزارهاى نوينى كه عصر جديد پيش روى زن و خانواده نهاده است چيست؟
                  - چگونه مى‏توان پيامدهاى منفى جهانى‏سازى را بر زنان و خانواده كم كرد؛ شرايط و ظرفيت‏هاى جديد را در خدمت كارآيى خانواده و كارآمدى زن به كار گرفت و زن و خانواده را به عنصرى فعال در تحولات جهانى تبديل نمود؟ - جريانات فرهنگى در كشور چگونه بايد مديريت شوند تا در خدمت منافع خانواده قرار گيرند؟
                  - مكانيزم حمايت از زن در خانواده با حفظ اقتدار و كارآمدى خانواده، چيست؟
                  - سياست‏هاى دولتى چگونه ماهيتى ضدخانواده يا خانواده‏محور مى‏يابد؟ براى مثال سياست دولت رفاهى سوئد در تأسيس مهدكودك‏هاى رايگان، به كاهش انگيزه مادرى منجر شده است و سياست مالياتى اين دولت همگان را - چه مرد و چه زن - به اشتغال فرا مى‏خواند و حمايت‏هاى مالى دولتى از افراد حتى بچه‏ها به افزايش انگيزه طلاق منجر شده است.
                  - كارآمدى هرچه بيشتر خانواده چه منافعى براى دولت‏ها به ارمغان خواهد آورد و چگونه در خدمت انسجام و هميارى ملى، ايجاد روحيه احسان و نوع‏دوستى، تحمل و مدارا و حفظ ارزش‏هاى جمعى قرار مى‏گيرد؟
                  - الگوى مشاركت اجتماعى زنان با محوريت خانواده چه مختصاتى دارد؟
                  - زيرساخت‏هاى مشاركت اجتماعى زنان بايد چگونه باشد تا حيات خانوادگى كم‏ترين آسيب را متحمل شود؟
                  - براى تداوم و روزآمدى نقش‏هاى جنسيتى، به‏ويژه در خانواده، چه بايد كرد؟
                  - سياست‏هاى رسانه‏اى نظام براى آن‏كه در خدمت تقويت خانواده قرار گيرد بايد حاكميت چه امورى را بپذيرد؟
                  - چگونه مى‏توان نظام آموزشى را در محتواى دروس، چه در ارائه مباحث كمك آموزشى، چه در سيستم مشاوره و امداد، چه در ارتباط ميان خانه و مدرسه، چه در رشته‏بندى‏هاى تحصيلى، چه در انعطاف‏پذيرى نظام آموزشى و.... در خدمت حمايت از خانواده قرار داد؟
                  - سياست‏هاى تشويقى نظام اسلامى براى تشكيل خانواده و پذيرش تعهدات ناشى از آن چيست؟
                  - چگونه مى‏توان پيامدهاى طلاق را به گونه‏اى كاهش داد كه به افزايش تمايل به طلاق منجر نشود؟
                  - چگونه سياست‏هاى فرهنگى و اقتصادى به افزايش نياز به درآمد بيشتر براى تأمين خانواده، افزايش ساعات اشتغال و كاهش حضور فعال والدين در خانواده منجر شده است و چگونه مى‏توان اين روند را به نفع مصلحت خانواده اصلاح نمود؟
                  - باتوجه به آن‏كه پيوندهاى خانوادگى معلول احساس نيازهايى است كه زوجين را به هم پيوند مى‏دهد و با توجه به آن‏كه پيشرفت‏هاى تكنولوژى و تحولات اجتماعى و اقتصادى به كاهش نيازهاى زوجين نسبت به يكديگر منجر شده است، چگونه مى‏توان زمينه‏هايى براى تقويت پيوندهاى خانوادگى در عصر جديد باز جست؟
                  - نظريه دينى اقتدار و كنترل اقتدار در خانواده چيست و بدين منظور چه سياستى تبيين شده است؟
                  - نظريه و راهبرد اسلام در كنترل خشونت‏هاى خانوادگى و تضمين امنيت اجتماعى زنان چيست؟
                  - مشكلات نهاد مشاوره براى حضور فعال در حل معضلات خانوادگى چيست؟ اين مشكل تا چه حد ناشى از ضعف علمى مشاوران، تا چه حد ناشى از عدم توانايى مراجعان براى تأمين هزينه‏هاى مشاوره، تا چه حد ناشى از ضعف فرهنگ مشاوره‏پذيرى و تا چه حد ناشى از ضعف بنيان‏هاى تئوريك علم مشاوره است؟
                  خاتمه
                  حل مشكلات زن و خانواده مسلمان تنها در پرتو تلاش علمى انديشمندان و يا مبنا قراردادن كتاب آسمانى و سيره نبوى امكان‏پذير است؛ اما مراجعه به متون مقدس، اين بار، نه به معناى توقف بر فقه منصوص و يا اكتفا به احكام شرعى‏اى است كه توسط فقهاى عظام استنباط مى‏شود، بلكه لازم است با عبور از اين مرحله، در عين پذيرش آن، به فضاى نظريه‏پردازى علمى قابل استناد به وحى پاى نهيم و پايه‏هاى محكمى براى سياستگذارى و برنامه‏ريزى كلان مبتنى بر انگاره‏هاى اسلامى بنا كنيم. اين حركت ارزشمند گرچه از پرسش‏گرى و نقد انگاره‏هاى موجود آغاز مى‏شود؛ اما مى‏تواند نگاه جامعه علمى را به سمت نگرشى نوين معطوف نمايد؛ نگرشى كه هم زمان كارآمدى و حجيت را در دستور كار قرار مى‏دهد واين بار، با رويكردى خانواده‏گرا، هم به حل معضلات اجتماعى مى‏انديشد و هم داعيه دفاع از زنان را در سر دارد. تنها با چنين رويكردى است كه مى‏توان به اصلاح جامعه و حل مشكلات زنان اميدوار بود.
                  والسلام
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #414
                    دخترمام وطن

                    هر روز كه در بيشه هاي افكارم قدم مي گذارم, به فكرتوام. من دورتر از تو در
                    راهم ! در مسيرم دو راهي زياد بود اما من نهايتا راهي كه جنس پوسته هاي تن خودم بود را يافتم. من كاشف بيراهه هاي توام !
                    به تو كه فكر ميكنم تارهاي وجودم مرتعش مي شوند. آخر فكر به تو از جنس دردهايي است كه به جانم تازيانه ميزند. به اسمت مي انديشم و صدبار آن را بر كاغذ كاهي روبرويم مينويسم:
                    دختر مام وطن, دختر مام وطن, دختر مام وطن .....
                    بغض چشمانت در بازارهاي حراج پيكره ات را خوب مي بينم. خوب ميشناسم . مرواريدهايي بر شقيقه هايم ميلغزند. چرا به تاراج رفته اي !
                    ميگذارم تا سبد قلبم از مرواريدها پر شوند. آنقدر پر كه نهايتا سر ريز !
                    بي دريغ سكوت ميكنم. سكوتم مملو از فرياد توست ! دختر مام وطن من, بسته در حجمي منقبض از نگاهها و افكار درنده ! به پشت سرم كه نگاه ميكنم جاده اي طولاني است كه از تو ميگذرد و اما به روبرو كه خيره ميشوم , دشتي فراخ از انديشه هاي باز و قلبهاي سپيد !
                    حالا من آبستن احساسي هستم كه آماده است در قلب سياه شب برايت نور بزايد !
                    باورم كن, دختر به تاراج رفتة مام وطن ! نطفه هايي با عشق از من متولد ميشوند كه پيروزند و به فردا سلام ميدهند ! فردا كه نام مهتاب گون تو را نه بر كاغذهاي كاهي , كه هزار بار بر سلول به سلول پيكرة ميهنم و مهر فتح بغضهاي حراجت را بر شيار رگ و پي پوست تن سرزمينمان حك خواهم كرد !
                    رها سپهري – سايت زنان فاتحان فردا



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #415
                      بيش از 70‌درصد فقرا را در جهان، زن تشكيل مي‌دهند
                      هيچ كشوري امروز در دنيا وجود ندارد كه براي زنان موقعيتهاي مشابه مانند مردان داشته باشد و اگر چه پيشرفتهايي در برخي زمينه‌ها در سالهاي اخير بوده است، زنان هنوز در زندگي سياسي و اقتصادي دچار محروميت هستند.
                      با برابري جنسي هنوز فاصله زيادي داريم. در همه كشورهاي دنيا، فرصتهاي برابر بين زنان و مردان وجود ندارد. تقريباً بيش از 70‌درصد فقرا را در جهان، زنان تشكيل مي‌دهند.
                      بالاترين نابرابري در زمينه سياسي و اقتصادي است. حذف زنان در دنياي سياسي خيلي واضح است. اگر چه زنان نيمي از جمعيت دنيا را تشكيل مي‌دهند، ولي به‌طور متوسط تنها 15‌درصد از كرسيهاي پارلمانهاي دنيا را در دست دارند.
                      طبق مطالعات بين‌المللي، براي اين‌كه زنان تأثير واقعي در پروسه‌هاي سياسي را تمرين كنند، بايد دست كم 30‌درصد از مواضع سياسي را داشته باشند. البته تعداد كمي از كشورها هستند كه از اين درصد فراتر رفته‌اند و همگي در شمال اروپا هستند: فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارك. در واقع، حضور زنان در مراكز قدرت تصميم‌گيري تنها علامت نشاندهنده برابري جنسي است كه ربطي به سطح فقر در كشور ندارد. در برخي از كشورهاي ثروتمندتر، مثل فرانسه و ژاپن، زنان فقط بين 10 تا 12‌درصد از كرسيهاي پارلمان يا كنگره را در اختيار دارند، كه كمتر از 13‌درصد نرخ حضور زنان در كشورهاي صحراي آفريقا كه از فقيرترين مناطق كره زمين است، مي‌باشد. همزمان، زنان فقط 6‌درصد از مواضع در كابينه‌هاي حكومتي را در سطح جهان در دست دارند، و تنها در كشورهايي مثل نروژ، سوئد و فنلاند است كه زنان بيش از 40‌درصد مواضع وزارت را اشغال كرده‌اند. در مجموع، تصميم‌گيرندگان سياست ملي، هم‌چنان در اساس از بين مردها هستند و اين نابرابري اغلب در اتخاذ تصميم در مسائلي كه مربوط به زنان است خودش را نشان مي‌دهد. هنوز 47‌كشور از اعضاي سازمان ملل كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان كه در سال‌1979 تصويب شد، را امضا نكردند، در‌حالي‌كه 43‌كشور ديگر آن را با حفظ شروط امضا كرده‌اند.
                      در زمينه مشاركت اقتصادي، زنان با انواع مختلف تبعيض كاري در جهان مواجه هستند. زنان به بازار كار دسترسي كمتري دارند و دستمزد متوسط زنان كمتر از مردان است. بيشترين نابرابريها در هر دو زمينه در كشورهاي خاورميانه، شمال آفريقا و در برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين مثل، شيلي، مكزيك، پرو ديده مي‌شود. برخلاف آن‌چه برخي ممكن است تصور كنند، كشورها نياز به درآمد بالا ندارند تا نابرابريهاي جنسي را حذف كنند و فرصتهاي برابر به زنان و مردان بدهند. برخي از كشورها اگرچه با فقر بسيار جدي مواجه هستند ولي پيشرفت قابل‌توجهي در دستيابي به برابري جنسي داشته‌اند.
                      كشورهايي كه بالاترين پيشرفت را داشته‌اند، عبارتند از: استراليا، فنلاند، ايسلند، نروژ و سوئد. كشورهاي نورديك به‌طور‌عام در رابطه با برابري جنسي خيلي خوب اقدام كرده‌اند، زيرا كه آنها سياستهاي فعال جنسي را نسبتاً براي مدت طولاني به‌كار گرفته‌اند و اين باعث افزايش مشاركت و قدرت زنان شده است. در كشورهاي درجه دوم، كشورهاي اروپايي، برخي از كشورهاي اروپاي شرقي مثل ملداو، لاتويا و ليتواني همراه با كانادا، كلمبيا، آمريكا، فدراسيون روسيه، فرانسه و انگليس مي‌باشند. كشورهايي كه بدترين وضعيت برابري جنسي را دارند، عبارتند از: يمن، ساحل‌عاج، مصر، پاكستان، توگو، الجزاير، گواتمالا، هند، لبنان، نپال، عربستان سعودي، سودان، سوريه و تركيه.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #416
                        با نزديك شدن فصل گرما عوامل و كارگزاران دولت احمدي‌نژاد هر روز براي زنان تحت عنوان آخوند‌ساخته «بد حجابي» خط و نشان مي‌كشند و تهديد به سركوبي بيشتر آنها مي‌كنند. اين‌بار هم مثل هميشه عوامل حكومتي براي ايجاد فضاي مناسب سركوبي، دست به يك سلسله اقدامات از جمله تظاهرات ضد بدحجابي زده‌اند. از يك طرف براي زهر‌چشم گرفتن از مردم ايران و مقابله با تنشهاي اجتماعي ارجاع پرونده اتمي به شوراي امنيت طي يك روز 10 زنداني را اعدام مي‌كنند و از طرف ديگر ناگهان موج برخورد با بدحجابي بالا مي‌گيرد. عوامل ريز و درشت حكومتي به صحنه مي‌آيند و شيادانه فغان «واي مصيبتا كه اسلام بر باد رفت» سر مي‌دهند تا سركوبي زنان را توجيه نمايند. طي هفته گذشته و اين هفته مطبوعات حكومتي هر روز اخبار مربوط به اين گونه تظاهرات ضد بد‌حجابي و تهديدهاي عوامل سركوبگر را منعكس كرده‌اند. در زير توجه شما را به قسمتي از گزارشها و اخبار درج شده در مورد «حجاب اجباري» جلب مي‌كنيم:
                        اعلام برنامه‌‏هاي برخورد با بدحجابي !؟:برنامه‌‏هاي نيروي انتظامي تهران بزرگ در خصوص برخورد با موضوع بدحجابي، روز سه‌‏شنبه توسط سردار طلايي، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، اعلام مي‌‏شود.
                        برخورد جدي دولت براي كنترل بحث بدحجابي ضروري است

                        محمدحسين استكي، نماينده مجلس هفتم از اصفهان: متأسفانه بدحجابي در جامعه ايران هر روز در حال گسترش است و برخورد جدي و منطقي نيز در اين زمينه وجود ندارد.
                        وي ادامه داد: حدود حجاب در قانون براي مردان و زنان ايراني كاملاً مشخص شده است ولي اين‌كه چرا با متخلفان در اين زمينه برخورد نمي‌‏شود، قاعدتاً به مشكلات اجرايي اين قانون توسط متوليان اين بحث بر مي‌‏گردد.
                        استكي اضافه كرد: در همين راستا برخي از اين مسأله سوءاستفاده و متأسفانه هر روز مسأله بدحجابي را در جامعه ايران حادتر مي‌‏كنند، لذا تقاضا داريم توسط رياست جمهوري و وزارت كشور، عاملان اجرايي بحث كنترل حجاب بر مبناي قوانين و حدود مشخص شده براي حجاب اين اصول را در جامعه پياده‌سازي كنند و اجازه ندهند كه برخي از اين موضوع سوءاستفاده كنند.
                        تجمع عليه «بدحجابي»
                        خبرگزاري - فارس، 30 فروردين 85:جمعي از زنان و بانوان تهراني در اعتراض به پديده رو به گسترش بدحجابي صبح (چهارشنبه) نيز مقابل مجلس شوراي اسلامي‌تجمع كردند.
                        اين تجمع‌كنندگان كه روز گذشته نيز مقابل مجلس شوراي اسلامي‌تجمع كرده بودند، نسبت به رواج پديده بدحجابي و لباسهاي تنگ، كوتاه و داراي طرحهاي نامناسب اعتراض داشته و معتقدند مسئولان به‌خصوص نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌ با قانونگذاري جهت مقابله با بدحجابي نسبت به رواج فرهنگ و پوشش مناسب اسلام اقدام كنند.
                        يكي از تجمع ‌كنندگان با اشاره به طرح ساماندهي مد و لباس كه در كميسيون فرهنگي مجلس در دست بررسي است،گفت: اگر اين طرح بتواند با پديده بدحجابي مقابله كند و با ارائه الگويي مناسب به رواج فرهنگ و پوشش اسلامي‌كمك كند، ما از آن حمايت مي‌كنيم.
                        عماد افروغ، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، روز گذشته در ميان اين تجمع‌كنندگان در مقابل مجلس حاضر شد و ويژگيهاي طرح ساماندهي مد و لباس را تشريح كرد. هم‌چنين هشت نماينده مجلس در هفته گذشته در تذكري به وزير كشور خواستار جلوگيري از پديده رو به گسترش بي‌حجابي در جامعه شدند.
                        بيانيه تجمع‌كنندگان مقابل مجلس
                        مسئولان براي مهار بي‌حجابي و بي‌بندوباري در جامعه برنامه‌ريزي كنند
                        خبرگزاري - فارس 30 فروردين 85: «تجمع‌كنندگان در مقابل مجلس با صدور بيانيه‌يي خواستار برنامه‌ريزي جامع براي مهار بي‌حجابي و بي‌بندوباري در جامعه شدند.
                        در بيانيه تجمع كنندگان خطاب به رئيس و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي‌آمده است: ما به نمايندگي از خانواده‌هاي معظم شهدا، جانبازان، ايثارگران و امت حزب‌الله به خانه ملت پناه آورده‌ايم تا توجه شما عزيزان را بيش از پيش به نكاتي جلب كنيم كه غفلت از آنها مي‌تواند خسارت جبران‌ناپذيري در پي داشته باشد. همان‌گونه كه مي‌دانيد، متأسفانه اشاعه بي‌حجابي و بي‌بندوباري در كشور ما - حتي در شهرهاي مذهبي - دل اكثريت ملت شهيد‌پرور و آزاده را سخت به درد آورده و كيان اخلاقي، عاطفي و امنيت روحي - رواني خانواده‌ها را به مخاطره افكنده است. به نظر مي‌رسد دشمن براي مقابله با شتاب روز افزون جوانان ما در عرصه‌هاي علمي‌و فن‌آوري و به‌خصوص معنويت، دست به توطئه شناخته شده گسترش فساد و بي‌بندوباري زده است.
                        اين بيانيه‌ در ادامه تصريح مي‌كند: آن‌چه امروز چهره شهرهاي ميهن ما را آلوده و كاسه صبر امت حزب الله را لبريز ساخته و ما را شرمنده امام (ره) و شهدا كرده است، محصول تهاجم فرهنگي دشمن از يك سو و تساهل و اباحه‌گريهاي برخي مسئولان سياسي و فرهنگي كشور در سالهاي گذشته بوده است.
                        تجمع‌كنندگان در اين بيانيه تأكيد كرده‌اند: ما از مجلس هفتم انتظار داريم تا در جهت تصويب قوانيني كه ضامن حاكميت روح معنويت و سلامت اخلاقي خانواده‌ها باشد، تلاش كند و از جمله اين‌كه خلأهاي قانوني را كه منجر به اهانت عده‌يي گستاخ و حرمت‌شكن به فضاي اسلامي‌جامعه مي‌شود، برطرف سازد. از قواي سه گانه هم مي‌خواهيم تا با همكاري و هماهنگي كليه دستگاههاي قانون‌گذاري و اجرايي، شرايط رشد سالم جوانان را در پرتو رعايت حريمهاي الهي فراهم آورند و به‌خصوص با طراحان لباسهاي مبتذل (به نام مانتو و پوشش)! و عناصر اشاعه دهنده فساد و فحشا در كشور - كه عموماً به مراكز صهيونيستي وابسته‌اند - برخورد قاطع و ريشه‌يي و دائمي‌ نمايند. هم‌چنين از مسئولان متعهد صدا و سيما و رسانه‌ها مي‌خواهيم تا در اين زمينه به ياري جوانان و فرزندان اين مرز و بوم بشتابند و با همكاري و همياري يكديگر توطئه دشمنان اسلام را خنثي سازند».
                        مقابله با بدحجابي در فصل گرما
                        خبرگزاري - انتخاب، 23 فروردين 85: «غلامرضا مصباحي مقدم، نماينده تهران، خواستار آن شد تا مجلس هر چه زودتر طرحي درخصوص نحوه پوشش و حجاب به تصويب برساند. اين پيشنهاد در آستانه فرارسيدن فصل گرما مطرح شد، اگرچه هر ساله از اواخر ارديبهشت و اوايل خردادماه بحث پوشش جوانان دختر و پسر مطرح مي‌شد اما اين بار نمايندگان پيش از فرارسيدن فصل گرما هشدار مي‌دهند كه امسال بايد با تصويب قانون مانع از بروز پديده بدحجابي جوانان دختر و پسر شد.
                        بحث پوشش جوانان و تكليف طرح مد و لباس موضوعي بود كه در جلسه علني ديروز و سپس راهروهاي مجلس خبرساز شد.
                        وي گفت: مي‌دانيم براي مبارزه با تهاجم فرهنگي بايد برنامه داشت اما در اين راستا دولت و مجلس چه كرده‌اند؟ مصباحي مقدم به فرارسيدن فصل گرما اشاره كرد و گفت: فصل تابستان در راه است، بي‌بند و باري اخلاقي و ولنگاري و ناهنجاري در پوششها و رفتارها در اين فصل بيشتر بروز مي‌كند، مجلس در اين باره چه كرده است؟
                        وي گفت: سالانه دهها ميليارد تومان به وزارت ارشاد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي‌و غيره داده مي‌شود اما آنها در فرهنگسازي متناسب با هويت اسلامي‌چه كرده‌اند؟
                        وي گفت: سينماها، صدا و سيما، مطبوعات و ساير نهادهاي فرهنگي مي‌توانند اثر مثبت داشته باشند ولي گاهي آثار تخريبي و ويران كننده‌يي بر اخلاق و هويت جامعه دارند. سخنگوي جامعه روحانيت مبارز به انتقاد تلويحي از قشر روحاني پرداخت و گفت: متأسفانه نه تنها نهادهاي رسمي‌از كار زيربنايي در اين زمينه غفلت مي‌كنند بلكه منابر ما هم كمتر به وعظ و اخلاق مي‌پردازند.
                        وي افزود: چرا در اين راستا طرحي از سوي مجلس ارائه نشده و به تصويب نرسيده و يا حداقل به صحن علني مجلس نيامده است؟ وي گفت: خواسته اصلي من اين است كه اين مسأله به صورت جدي دنبال شود.
                        اما مصباحي مقدم در شرايطي به انتقاد از وضعيت پوشش و حجاب در جامعه پرداخت كه پيش از او هم برخي نمايندگان به شدت از وضعيت فرهنگي جامعه انتقاد كردند و حتي «محمدتقي رهبر» نماينده اصولگراي اصفهان خواستار انقلاب فرهنگي شد.
                        وي در يك موضع گيري كاملاً انتقادي گفت: نمي‌توان يك وجب پارچه‌يي كه دختران سر مي‌كنند حجاب دانست بلكه بايد با زمينه‌سازيهاي مناسب، يك انقلاب فرهنگي ايجاد كرد و وضعيت را به حالت اسلامي‌درآورد».
                        باهنر: نمي‌گذاريم قوانين مصوب در زمينه حجاب خاک بخورد
                        خبرگزاري - مهر، 30 فروردين 85: «نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در جمع تجمع‌کنندگان معترض به بدحجابي در جامعه در مقابل مجلس گفت:تعهد مي‌کنيم خواسته‌هاي شما پيگيري کنيم.
                        محمد رضا باهنر با تشکر از تجمع‌کنندگان به دليل توجه و داشتن دغدغه نسبت به گسترش بد‌حجابي اظهار داشت: حرف شما حق است و با توجه به اين که دولت نهم و مجلس هفتم ادعا دارند که دنبال اصول و ارزشهاي اسلامي هستند بايد در حد امکانات گامهاي اساسي در اين زمينه بردارند.
                        وي افزود: مجلس هفتم از آغاز کار خود دغدغه فکري در زمينه حاکم کردن ارزشها در جامعه داشته و کميسيون فرهنگي مجلس نيز به طور جدي دنبال مسائل سلبي و ايجابي بوده است و ما تلاش خواهيم کرد تا اقدامات در اين راستا به نتيجه برسد.
                        باهنر با بيان اين که مجلس شوراي اسلامي، فراکسيون زنان و کميسيون فرهنگي پيام شما را دريافت کرده ، خاطرنشان کرد: ما ديروز قوانيني که نسبت به حجاب و رعايت شئونات اسلامي در جامعه نکاتي دارد را مرور کرديم و متوجه شديم که قوانين سلبي و ايجابي زيادي در زمينه حجاب در کشور وجود دارد.
                        وي افزود: مجلس و دولت تصميم جدي دارند تا قانونهاي مصوب در زمينه حجاب خاک نخورد و به درستي اجرا شود.
                        باهنر در اعتراض به يکي از زنان تجمع‌کننده که صدا و سيما را مروج بدحجابي در جامعه دانسته بود،گفت: از نمايندگان ناظر مجلس در صدا و سيما مي‌خواهيم تا نظارت جدي بر عملکرد اين رسانه داشته باشند».

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #417
                          درست هفتاد سال پيش از شكل ‎گيري جمهوري اسلامي يعني از 1285 زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطيت، زنان عدالت ‎جوي ايراني، براي كسب حقوق برابر، تلاش رنج ‎خيز و مسالمت ‎جويانه خود را آغاز كرده ‎اند. مادربزرگ ‎هاي ما در آن هنگام شايد تصور نمي ‎كردند كه با كوشش حق ‎طلبانه خود بذر تلاشي را در خاك ايران مي ‎نشانند كه صد سال بعد نيز هم ‎چنان بارور خواهد ماند.
                          كوشندگان پيشكسوت جنبش زنان اما به يقين نمي ‎توانستند حتا تصور بكنند كه يك قرن بعد حكومتي در ايران بر سركار بيايد كه با تلاش ‎هاي مسالمت ‎جويانه ‎ فرزندان ‎شان اين ‎گونه خشن برخورد كند. لابد آنان اگر امروز مي ‎بودند از اين همه بي ‎تدبيري و عدم مديريت كساني كه قرار است حافظ نظم شهر باشند، متعجب مي ‎شدند و همراه با ما تاسف مي ‎خوردند از اين همه ناكارآمدي در برخورد به تجمعي مسالمت ‎آميز كه فقط براي طرح خواسته ‎هايي كاملا ابتدايي و كوچك ‎ برگزار شد. متعجب از اين همه خشونت فجيعي كه به دختران جوان اين مرز و بوم كه در قرن بيست و يكم خواستار حق برابر طلاق، لغو تعدد زوجات، ارتقاء سن كيفري دختران و اين قبيل درخواست ‎هاي اوليه هستند.
                          متعجب ‎ام كه چرا برخي از افسران نيروي انتظامي، ما را كه در پارك نشسته بوديم و فقط سرود مي ‎خوانديم با كتك به ”وسط ميدان“ كشاندند، به ‎راستي چرا، مگر مي ‎خواستند نظم شهر را به ‎هم بريزند؟ ما زنان كه در بيانيه ‎هاي ‎مان بارها اعلام كرديم كه نمي ‎خواهيم نظم ترافيك ميدان هفت تير مختل شود، اما گويا مخالفان جنبش زنان مصمم بودند ترافيك ايجاد كنند و نظم شهر را به ‎هم بريزند، عجبا از اين همه تدبير و عقلانيت! اما نكته اميدبخش در اين ميان، وجود اين همه ظرفيت، مدنيت، صبوري و متانت در جنبش زنان است كه به رغم برخوردهايي چنين قهرآميز و بي ‎سابقه، در ميدان هفت تير حتا يك شيشه هم نشكست، سنگي پرتاب نشد. اتومبيلي واژگون نشد. آري اين تحمل بالاي زنان و دختران جوان اين مرز وبوم نشان از ايمان به حقانيت را ‎ه ‎‎مان است.
                          ما زنان خواسته ‎هايي كه داريم بر حق است و قلب ‎‎مان گواهي مي ‎دهد كه دير يا زود به حق ‎مان مي ‎رسيم. سردي دستبند ‎هايي كه به دستان پاك و زحتمكش”ژيلا بني ‎يعقوب“ زده شد، كشيده شدن دلخراش ”دلارام علي“ روي آسفالت خيابان، بازداشت غيرقانوني علي ‎اكبر موسوي خوئيني ‎ها، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي، اعظم الهامي، بهمن احمدي امويي و ده ‎ها نفر ديگر و خشونت ‎هايي كه همگان شاهد بودند درحالي صورت گرفت كه زنان با تجمع خود بذر صلح و نفي خشونت بر فضاي شهر مي ‎فشاندند. اما بدانيد كه اين رسم زندگي منصفانه و صلح ‎آميز در يك جامعه انساني نيست. ما مي ‎خواهيم بدانيم با چه توجيهي و به چه دليل با چنين تجمع آرامي، اين ‎گونه فجيع و ناعادلانه برخورد شده است؟ واقعا چرا؟
                          چه بكنيم تا مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟
                          مي ‎پرسم كه اي دولت ـ مردان، ما چه بكنيم كه براي بيان مشكلات و دردهاي ‎مان، اين ‎گونه مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟ مي ‎گوييد چون تجمع در پارك ميدان هفت تير مجوز نداشته پس ما را كتك مي ‎زنيد و بازداشت مي ‎كنيد! عجبا مگر ما وقتي روز 8 مارس (روز جهاني زن) سال 82 با مجوز وزارت كشور مي ‎خواستيم در ”پارك لاله“ تجمعي آرام برگزار كنيم، گذاشتيد؟ نگذاشتيد و مجوز وزارت كشور را در آخرين لحظه لغو كرديد و سرآخر هم برخي از شركت ‎كنندگان (كه فكر مي ‎كردند به يك تجمع قانوني آمده ‎اند) كتك زديد و تعدادي را هم دستگير كرديد.
                          اگر مي ‎گوييد چون ايرانيان خارج از كشور از اين تجمع حمايت كرده ‎اند و تجمع صلح ‎آميزمان اين ‎طور مورد حمايت وسيع قرار گرفته، پس ضرب و شتم و بازداشت ياران جنبش زنان را توجيه مي ‎كند، مي ‎پرسم تجمع مسالمت ‎آميز روز جهاني زن (17 اسفند سال 84 در پارك دانشجو) كه اين ‎طور گسترده اعلام نشده بود و سازمان ‎هاي حقوق بشر و نهاد ‎هاي مختلف زنان هم حمايت نكرده بودند، با اين حال مگر باز هم به تجمع صلح ‎آميز ما (كه فقط روي زمين نشسته بوديم و سرود مي ‎خوانديم) حمله ‎ نشد و به ‎طرز حيرت ‎آوري مورد ضرب و شتم قرار نگرفتيم؟ به ‎طوري كه تقريبا همگي ‎مان با بدن ‎هاي كبود شده به خانه ‎هاي ‎مان بازگشتيم، حتا بانوي شعر و غزل ايران نيز از اين كتك ‎ها بي ‎نصيب نماند. بعد هم كه از اين ظلم و ناروايي به دادگاه شكايت برديم آيا به جايي رسيد؟
                          براي تجمع ‎هاي مسالمت ‎آميزمان اگر مجوز داشته باشيم كتك مي ‎خوريم، اگر مجوز نداشته باشيم كتك مي ‎خوريم، اگر خبر تجمع را در سايت ‎ها و روزنامه ‎ها اعلام كنيم كتك مي ‎خوريم، اگر اعلام نكنيم كتك مي ‎خوريم، اگر شعارهايي صنفي و حقوقي بدهيم كتك مي ‎خوريم اگر شعار ندهيم و فقط سرود جنبش زنان را بخوانيم باز هم كتك مي ‎خوريم، شما را به خدا به ما بگوييد چه بكنيم تا كتك نخوريم و بازداشت نشويم؟ چگونه رفتار كنيم كه دختران جوان ‎مان روي آسفالت كشيده نشوند و با كمر زخم شده به زندان نروند؟ چكار كنيم كه روزنامه ‎نگاران ‎مان را همراه شوهران ‎شان دستبند نزنيد و بازداشت نشوند، چكار بكنيم كه دوستان عدالت ‎جوي ما در دفتر تحكيم و ادوار تحكيم (كه فقط فراخوان فعالان جنبش زنان را لبيك گفته بودند) به زندان نيفتند؟
                          به ‎هرحال ما فكر مي ‎كنيم جمع شدن آرام و مسالمت ‎آميز (بدون اسلحه) طبق قانون اساسي فعلي، عملي كاملا قانوني و حق ماست. ما هم كه قرار بود فقط سرود بخوانيم و حتا از دادن شعارهاي حقوقي هم پرهيز كنيم و اين ‎كار را هم كرديم. قرار بود آرام در پارك ميدان هفت تير حاضر شويم با پلاكاردهايي كه رويش خواسته ‎هاي ‎مان را نوشته بوديم، اين ‎كار را هم كرديم، اما چه كنيم كه شما هر دفعه بهانه ‎اي ‎ مي ‎گيريد.
                          تجمع زنان و نيروهاي بيگانه
                          اين ‎كه روشنفكران مرد و زن از سراسر جهان از اين تجمع حمايت كرده ‎اند، خيلي طبيعي است چون هر انسان عدالت ‎طلبي كه بشنود گروهي از زنان در يك نقطه دنيا مي ‎خواهند حق برابر طلاق داشته باشند و چند همسري لغو شود و اين قبيل خواسته ‎هايي كه هر بني ‎بشري (اگر منافع خاصي نداشته باشد) با آن موافق است مسلما حمايت مي ‎كند. بنابراين قضيه را پيچيده نكنيد، اين خواسته ‎هايي است كه صد سال است ما و مادران ‎مان داريم برايش تلاش مي ‎كنيم، چه دلارهاي آمريكايي و دولت آقاي بوش سركار باشد و چه نباشد. چه دولت جمهوري اسلامي بر سر كار باشد و چه نباشد ما زنان هم ‎چنان به دنبال حقوق حقه خود خواهيم بود.
                          به دنبال كشف ”شبكه ‎هاي“ عجيب و غريب هم نباشيد، اين شبكه ‎ي ”مخفي“ و عجيب و غريبي كه دنبال ‎اش هستيد خيلي ساده همين شبكه ‎ي اينترنتي است كه خود شما هم براي كارهاي ‎تان از آن سود مي ‎بريد. البته شما از اينترنت كمتر استفاده مي ‎كنيد و ما بيشتر، چون شما صدا و سيما و صدها روزنامه و بلندگو داريد ولي ما زنان نداريم. به ‎هرحال اين اتهام كه تجمع اعتراضي زنان به بيگانگان وصل است كذب محض و شرم ‎آور است يعني توهين به جنبشي اصيل، بومي و صدساله است. يعني حقير و بي ‎مقدار نشان دادن جنبش خودجوش و ريشه ‎دار اين مملكت است كه استقلال ‎اش را به دفعات ثابت كرده است حداقل در همين بيست سال اخير، جنبش زنان فارغ از جريانات سياسي روي پاي خودش ايستاده و به ‎دنبال حقوق اوليه ‎ و انساني زنان است، چرا نمي ‎خواهيم اين حقيقت را بپذيريم؟
                          براي همين هم مي ‎خواهم آقايان مسئولان مملكتي را مورد خطاب قرار دهم و بگويم، شما كه در آينده ‎اي نه چندان دور مجبور خواهيد بود اين قوانين را تغيير دهيد (چون راه ديگري وجود ندارد) پس چرا با اين همه درد و تلخي و خشونت مي ‎خواهيد اين كار صورت بگيرد. خودتان بهتر از همه مي ‎دانيد كه خواسته ‎هاي زنان بر حق است. خودتان خوب مي ‎دانيد كه در جامعه ‎ي پيشرفته امروز قوانين موجود نه تنها ديگر كاركردي ندارد، بلكه مثل يك ديوار زمخت و عبوس مانع پيشرفت جامعه ‎ي ماست. فقط با اين برخوردها، مسئله را پيچيده ‎تر مي ‎كنيد و بذر كينه ‎ را پخش مي ‎كنيد، كينه ‎اي كه هم به ضرر خودتان (دولت) و هم به ضرر جامعه ‎ي مدني تمام خواهد شد.
                          به جاي آن ‎كه دختران ‎مان روي زمين كشيده شوند و صورت ‎مان با اسپري گازهاي سوزناك پر شود و ده ‎ها نفر از جمله دانشجوياني را كه به خاطر دفاع از حقوق زنان در گرماي روز 22 خرداد به ميدان هفت تير آمدند و با صداقت تمام از منافع تاريخي خواهران ‎شان پشتيباني كردند، دستگير شوند، بهتر است قوانين ‎ را تغيير دهيد. كافي است كه از همسران ‎تان، از دخترهاي ‎تان و از خواهرزن ‎تان سوال كنيد تا بلافاصله متوجه شويد كه خواسته ‎ي زن ايراني، حقانيت دارد.
                          ترديد نكنيد كه ما زنان اين قوانين ناعادلانه را بالاخره تغيير خواهيم داد چون روز 22 خرداد امسال، مردان جديد امروز ايران نيز با حضور پرشمارشان، نشان دادند كه آن ‎ها هم اين قوانين را نمي ‎خواهند. همه ‎ي كساني را كه بازداشت كرده ‎ايد، آزاد كنيد و به جاي احضار و بازجويي و به خانه ‎ي اين و آن رفتن (افزون بر شايعات ترس ‎آور و ايجاد فضاي دلهره و ارسال اس. ام. اس هاي تهديد ‎كننده قبل از برگزاري تجمع) حداقل ميان تصميم ‎سازان ‎تان جلسه ‎اي بگذاريد، لااقل قطعنامه ‎اي را كه نگذاشتيد در تجمع بخوانيم جلوي ‎تان بگذاريد و با آرامش و طمانينه ببينيد زنان هم ‎وطن ‎تان واقعا چه مي ‎خواهند؟
                          تا وقتي قوانين موجود، ما زنان را به عنوان انسان و شهروند برابر اين جامعه نپذيرد، ما نه خانه ‎اي داريم و نه شهري. اين قوانين را تغيير دهيد تا احساس كنيم خانه ‎اي داريم تا شما بتوانيد سراغ ‎ ‏اش بياييد.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #418
                            زن آهني

                            اگر تنها و تنها به همين تکه گفته هاي منيژه - که همه را نمي توانيم به خواست خودش بر صفحه بريزيم – دقت کنيم شايد نتوانيم به راحتي و بدون هيچ دغدغه اي چيپس هاي خوش طعم را بردهان خود و کودکانمان بگذاريم. در پس اين همه رنگ و مزه که در انواع بسته بندي هاي چشم نواز مشتريان را به سوي خود مي کشانند تلخي اين طعم را مي توان با خواندن بخشي از گفته هاي منيژه احساس کرد، نا گفته هايش که ديگر جاي خود دارد...
                            -خانم ----؟
                            - منيژه. کارگر کارخانه چيپس سازي هستم
                            - چند سالته منيژه؟
                            46 سالمه، سال 75 شوهرم بر اثر ايست قلبي فوت کرد
                            - ولابد توماندي با ...
                            - من ماندم با 5 بچه ويک خانه نيمه ساخته ----
                            - شوهرت چه کاره بود؟
                            - فرهنگي بود.
                            - حقوقش را به شما ندادند؟
                            - چرا، اون موقع 22 هزار تومان مي گرفت. البته به اضافه عائله مندي وحق اولاد. حالا حقوقش 110 هزار تومان شده اما مگه با اين پول مي شه زندگي کرد؟!
                            - پس از مرگ شوهرت بود که شروع به کار کردي؟
                            - زماني که زنده بود خياطي وقالي بافي مي کردم بعد از مرگش هم به کارم ادامه دادم ولي پولي که در مي آوردم کافي نبود، جدا از اين همسايه ها هم برايم حرف در مي آوردند. چه حرف هايي؟ خب خودت مي داني ديگه وقتي شوهر نداشته باشي يا رويت حساب بازمي کنند يا برايت حرف در مي آورند.
                            - بعد چه کردي ؟
                            - بعد از اين در و اون در زدن براي کار در کارخانه بسته بندي و فروش پسته کار گرفتم، اما حقوقش خيلي کم بود، بيمه نداشت، حقم را ضايع مي کردند...خلاصه پس از سه سال از آنجا بيرن آمدم. روزي يکي از همسايه ها تعريف کرد دخترش که در کارخانه چيپس سازي کار مي کرد اومده بيرون ومي گويد کارش خيلي سنگينه و از پس کار بر نمي آيد. روز بعد از اين صحبت من به کارخانه رفتم. مدير کارخانه گفت بايد از اداره کار نامه بياوري، بلافاصله رفتم اداره کار. آنها گفتند بايد چهار ماه در نوبت باشي. خلاصه آشنايي در آنجا داشتم که توانست يکروزه کارم را درست کند. وبه اين ترتيب مشغول کار شدم.
                            - منظورت اين است که استخدام شدي؟
                            - نه، با من قرارداد 6 ماهه بستند!
                            - تعداد کارگران زن و مرد در آنجا چقدر بود؟
                            - اول که من رفتم هيچ زني آنجا نبود ومردها حدود 50 نفر بودند. حالا 22 نفر زن در آنجا کار مي کنند؛ در دو شيفت گردشي.
                            - چند ساعت در روز کار مي کني وچقدر حقوق در ماه مي گيري؟
                            - مطابق قانون کار ما بايد 8 ساعت در روز کارکنيم که يک ساعتش استراحت است ولي ما اصلا استراحت نداريم، پارسال به ما صبحانه مي دادند (البته يک لقمه ساندويچي)که آن هم امسال قطع شد، چاي مي آورند ولي وقت خوردن چاي ندارم. ناهار را هم که خودمان مي بريم نمي توانيم بشينيم و بخوريم. مي داني سرعت کارشان خيلي بالاست!
                            دست مزد ما پايه حقوق هر چه قانون کار است ؟؟؟ ما در ماه 122 هزار تومان مي گيريم، اگر اضافه کار داشته باشيم ساعتي 780 تومان اضافه مي گيريم.
                            - دست مزد زن ها با مردها چه فرقي دارد؟
                            -هيچي، حقوقمان يکيست طبق قانون !!
                            -مزايا چقدر مي گيريد؟
                            -هيچي! کارگر قرار دادي مزايا ندارد!
                            - اگر بخواهند کارگري را بيرون کنند اول زن ها را بيرون مي کنند يا مردها را؟
                            - از هرکسي که بهانه داشته باشند بيرونش مي کنند. ولي ترجيح مي دهند مردها را بيندازند بيرون.
                            - چرا مردها را؟
                            - چون کيفيت کار زن ها بهتره. قبلا مردها در قسمت تميز کردن وپوست کني بودند آنها را بيرون کردند و زن ها را بجاي آنها گذاشتند.
                            - استخدام قرار دادي با استخدام رسمي چه فرقي دارد؟
                            - استخدام قراردادي معمولا شش ماهه است ولي کارفرما هروقت بخواهد با يک بهانه مي اندازدت بيرون. قبل از عيد امسال به يکي از کارگران گفتند برو بعد ازعيد بيا. اون بيچاره رفت و بعد از 13 روز تعطيلات برگشت. سرپرستمان به او گفت ما ديگه به تو احتياجي نداريم او هم رفت به اداره کار شکايت کرد، اداره کار در جواب بهش گفت: دير آمدي! چون کارگر بايد سه روز بعد از اخراج به ما مراجعه کند اما حالا خيلي از تاريخ اخراجت گذشته است! اين يک کلک است ديگر، نمونه ديگرش اين است که که اگر قرار دادت دو هفته قبل ازعيد تمام شود يک قرارداد دوهفته اي باهات مي بندند و از سال جديد دوباره قرار داد شش ماه ---جالبه !!!؟ نه؟
                            اما با کارگران رسمي نمي توانند اين کارها را بکنند تازه مزايا هم دارد.
                            -شوراي کارگري در اين کارخانه داريد؟
                            -نه فقط مدير کارخانه با دو سر پرست.
                            - مهد کودک هم نداريد؟
                            -نه، چون شرکت کوچک هست، قبل از استخدام مي پرسند که بچه کوچک داري يا نه، اگر داشته باشي استخدامت نمي کنند.
                            -اين شرکت دولتي است يا خصوصي؟
                            -خصوصي
                            - در محل کار تو چه خطراتي وجود دارد؟
                            -بايد مواظب دستگاه ها باشيم که انگشت هايمان را قطع نکند، پودرهاي شوينده هم خطرناکند، جابه جا کردن بار واز همه مهم تر بلند کردن سبدها و ريختن آنها توي مخزن (هر سبدي حدودا 30 کيلو است ) هم خيلي سخت است.
                            -اين کار را خانمها مي کنند؟
                            -بله، خانم ها در قسمت بسته بندي و آقايان در قسمت پوست کني وشستشو .
                            -دست مزدت را چگونه خرج مي کني؟
                            -موقعي که شوهرم مرد، خانه نصفه کاره بود، کلي هم بدهي داشتيم، سعي کردم خانه را تا اينجا که مي بيني برسانم وخرج تحصيلات بچه هايم را بدهم، خودت مي دوني بچه دانشگاهي يعني چه، گاهي به من مي گويند با اين همه کار که مي کني چرا براي خودت طلا نمي خري! من هميشه جواب مي دهم که طلاهاي من توي خانه اند، طلاهاي من بچه هايم هستند...
                            - با اين همه تلاش از زندگي راضي هستي؟
                            - کارمن در کارخانه خيلي سخت است. هر کسي آمده بيشتر از چهار پنج ماه نمانده، ولي من پنج سال است که مانده ام چون احتياج دارم، ميداني همه به من مي گويند: زن آهني


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #419
                              تلخ ترين واقعيت يك تجارت سياه
                              خودش را در آينه نگاه مى كند از زن بودنش احساس شرم دارد. چقدر خودش را آلوده مى بيند. آنقدر كه حتى راه برگشت ندارد.
                              به ياد گذشته هايش مى افتد. سه سال پيش با اميد و آرزويى شيرين و زيبا، با وعده هاى رنگارنگى كه دوستش مرتب در گوشش زمزمه مى كرد، ساك كوچكش را بست و از خانه فرار كرد. با چه اعتمادى؟! آرزويش تحصيل در خارج از كشور بود. هيچ وقت آن شب را فراموش نمى كند كه وقتى اين موضوع را به پدرش گفت پدرش با عصبانيت به او گفت فكر به تنهايى خارج رفتن را از سرش بيرون كند. اما او طاقت نياورد. بالاخره ميلاد با وعده و وعيد او را اغفال كرد و به او گفت: بيا با هم به خارج از كشور فرار كنيم.
                              دختر ساده و بيچاره گول حرفهاى پسر را خورده و شبانه وسايلش را جمع كرد و از خانه بيرون زد و به همراه ميلاد از مرز گذشت. چندروز اول به عشق پيدا كردن كار و ادامه تحصيل، غم غربت را تحمل كرد. اما...
                              دختر جوان خيلى زود فهميد تمام حرفهاى ميلاد، وعده اى بيش نبوده و او در واقع براى كارى ديگر به دوبى آورده شده است. ميلاد در يك باند قاچاق دختران و زنان فعاليت مى كرد و او در دام افتاده بود. حالا خيلى خوب مى دانست راهى براى بازگشت ندارد و اگر بخواهد زنده بماند، بايد، به هر كارى كه از او مى خواهند، تن بدهد، او حالا در اوج جوانى احساس پوچى و بيهودگى مى كرد... براى او اينجا پايان زندگى بود.
                              روزى نيست كه شاهد قاچاق دختران و زنان ايرانى بويژه دختران فرارى كه براى فساد به كشورهاى ديگر سفر مى كنند و به دنبال تكه نانى هستند، نباشيم. آمار نشان مى دهد سود ساليانه اين تجارت بالغ بر ۴ميليارددلار است كه به جيب شبكه هاى فساد مى رود.
                              قاچاق زنان پديده اى جديد نيست، در ابتداى قرن بيستم زنان بريتانياى كبير در قاره ها قاچاق مى شدند و تجارت زنان آلمانى در كشورهاى عربى صورت مى گرفت. اكنون، چندسالى است، علاوه بر قاچاق زنان در ميان كشورهاى صنعتى ثروتمند و كشورهاى جهان سوم، شاهد اين مسأله در ميان كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى نيز هستيم.
                              تجارت دختران و زنان خارجى در اروپا در سال۱۹۹۰ آغاز شد. علت اين امر وضع بسيار بد اقتصادى و درخواست بازارهاى فحشا در اروپا براى دختران جوان بود. شمار تقريبى زنان كه به اروپاى غربى قاچاق مى شدند به ۸۰هزار نفر رسيد كه امروزه اين تعداد به ۱۲۰هزار در سال رسيده است. شبكه هاى بسيار مخرب و مافيايى هر روزه تشكيل مى شود و درآمد جاعلان ويزا و پاسپورت بسيار داغ است. اين زنان مجبورند كار كنند و بدهى خود را به خريداران قاچاقچى شان بپردازند.
                              يكى از معمولى ترين نوع قاچاق انسان كه به دليل سود سرشار آن مورد توجه باندهاى سازمان يافته قرار گرفته قاچاق زنان و دختران براى استفاده از آنها در مكانهاى فساد و فحشا و وادار كردن آنها به روسپيگرى و بعضاً به كارگيرى آنها به عنوان پيشخدمت و كارگر است.
                              طى سالهاى اخير، فروش غيرقانونى افراد (همانند قاچاق موادمخدر و اسلحه) به يك تجارت پردرآمد تبديل شده است به طورى كه اطلاعات به دست آمده حاكى است بيش از ۷۳ درصد قربانيان اين تجارت، دختران ۲۴ساله و كمتر از آن هستند.
                              براساس تعريف مجمع عمومى ملل متحد، قاچاق زنان شامل: حركت دادن غيرقانونى و مخفيانه اشخاص در عرض مرزهاى ملى، عمدتاً از كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى داراى اقتصاد در حال گذار با هدف نهايى و داشتن زنان و دختران به وضعيتهاى بهره كشانه و ستمگرانه از لحاظ جنسى و اقتصادى به منظور سود به كارگيرندگان، قاچاقچيان و سنديكاهاى جنايتكار و نيز ديگر فعاليتهاى مرتبط با قاچاق همچون كار خانگى اجبارى، ازدواج دروغين، فرزند خواندگى دروغين و استخدام مخفيانه است.
                              خريد و فروش انسان جنبه اى از تجارت بردگان محسوب مى شد، پيش از جنگ جهانى دوم، تجارت انسان تحت عنوان خريد و فروش زنان سفيدپوست شناخته شده بود و زنان سفيدپوست اروپايى (بويژه زنان فرانسوى) به وسيله دلالان براى روسپيگرى به خانه هاى آمريكاى جنوبى هدايت مى شدند.
                              معمولاً دخترانى كه به دوبى و امارات عربى قاچاق مى شوند بين ۱۰ تا ۱۷ساله اند و آنها به دو صورت قاچاق مى شوند، تعدادى از زنان و دختران به طور رسمى خواستگارى شده و در ازاى پرداخت مبالغى به خانواده هايشان از مرز عبور داده مى شوند و عده اى ديگر دخترانى هستند كه ربوده شده و يا توسط اعضاى باند اغفال مى شوند و بدون اجازه پدر و مادر از كشور خارج مى شوند. اگر مردان عرب اين دختران را به همسرى انتخاب كنند مشكل زيادى وجود ندارد اما مشكل از زمانى به وجود مى آيد كه دختران ايرانى مورد استقبال قرار نمى گيرند، بنابراين به روسپيگرى در كلوپها وكاباره ها مشغول مى شوند.
                              دام اينترنتى
                              استفاده از اينترنت روشى جديد براى اغفال دختران و زنان توسط باندهاى قاچاق طى سالهاى اخير بوده است.دلالان و قاچاقچيان انسان ابتدا از طريق چت و دادن تصوير خود با استفاده از شيوه هاى خاص طرح دوستى با اين دختران را ريخته و سپس با وعده ازدواج، كار خوب و درآمد بالا آنها را به كشور مورد نظر دعوت كرده و در آنجا به قاچاقچيان تحويل مى دهند.
                              تحقيقات صورت گرفته درخصوص قاچاق زنان و دختران بيانگر اين واقعيت تلخ است كه زنان و دختران ساكن در استانهاى مرزى كشور توسط خانواده خود و يا همسرانشان به قاچاقچيان فروخته شده واز آنجا توسط اين گروه ها براى كار در مراكز فسادكشورهايى چون افغانستان و پاكستان منتقل مى شوند.
                              بعضى مواقع هم قاچاقچيان ، دلال هايى را در مناطقى مانند پاركها و مقابل مدارس راهنمايى و دبيرستانها مى گمارند كه با اين دختران، طرح دوستى و آشنايى مى ريزند و سپس آنها را به مكانهاى خاصى مى برند و با وعده هاى خروج آسان از كشور ، درآمد خوب، زندگى بهتر و يا حتى در مورد دختران كم سن و سال گاهى به زور آنها را تا لب مرز حمل كرده و به صورت جاسازى شده قاچاق مى كنند.
                              همچنين عده اى از دلالان در كنار سفارتخانه ها و ادارات كاريابى، با شناسايى زنان و دختران به آنها پيشنهاد كار پردرآمد در خارج از كشور را مى دهند و با اين شيوه آنها را به كشورهاى خارجى قاچاق مى كنند. همچنين اين دلالان دختران كم سن و سال برخى ساكنان روستاها را با پرداخت پول به والدينشان و يا وعده زندگى بهتر به عقد خود درآورده و سپس به قاچاقچيان انسان در خارج از كشور تحويل مى دهند.
                              يافته هاى تحقيقى كه با همكارى مركز امور مشاركت زنان و كميته سازمان دفاع از قربانيان خشونت در سال ۸۳ انجام شده، بيانگر روند رو به افزايش قاچاق زنان ودختران استانهاى مرزى به كشورهاى حاشيه خليج فارس ، امارات متحده عربى ، پاكستان و افغانستان و به طور محدود به كشورهاى اروپايى و آسيايى است.
                              يك كارشناس اجتماعى با اشاره به رايج بودن قاچاق زنان و دختران در استانهاى خراسان، سيستان و بلوچستان و افغانستان وپاكستان مى گويد: قاچاقچيان، اين دختران و زنان را در خانواده هايى كه غالباً در شرايط نابسامان اقتصادى به سر مى برند، شناسايى و با معرفى خود به عنوان اهالى زاهدان كه داراى ثروت هستند، خواستگارى مى كنند و پس از عقد آنها را به خانه هاى فساد در شهرهايى نظير كويته، كراچى و... اعزام مى كنند كه براساس يافته هاى اين تحقيق مناطق حاشيه نشين مشهد از مناطقى است كه اين پديده در آن كاملاً به چشم مى خورد.
                              اين كارشناس به ابعاد نگران كننده پديده فروش دختران توسط خانواده خود و يا شوهرانشان در شهرهاى مختلف مرزى اشاره كرده و مى گويد: مطابق بررسيها قربانيان اولاً هيچ آگاهى از قاچاق شدن خود نداشته اند و از آنجا كه ازدواج آنها به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج همراه با اجبار، زور، تهديد و فريب به زاهدان و سپس به پاكستان و افغانستان منتقل مى شوند.
                              نكته دوم اينكه همه قربانيان از وضعيت به وجود آمده اظهار نارضايتى كرده وخواهان بازگشت به ايران و نزد خانواده هاى خود بوده اند و سومين نكته اين است كه همه قربانيان از طريق صيغه، ازدواج كرده و عدم ثبت رسمى عقد آنها در اين شكل يكى از معضلات اساسى شده است.
                              با توجه به آمارهاى رسيده سالانه ۷۰۰ ميليون تا دو ميليون زن در جهان قاچاق مى شوند.
                              نيروى انتظامى با انجام بررسى هاى لازم در زمينه قاچاق زنان ريشه ها و جوانب مختلف پديده را شناسايى كرده و به اين نتيجه رسيده است كه زنان بيشتر در مراكزى مانند آرايشگاهها و ويديو كلوپ ها فريب مى خورند ودر اين مراكز عده اى با دادن قول هاى كاذب براى كاريابى، اخذ كارت اقامت در خارج و قبولى در دانشگاهها زنان را فريب مى دهند.
                              پديده قاچاق زنان باعث افزايش روسپيگرى شده است. طورى كه روسپيگرى هم موجب افزايش تعداد بيمار ايدزى ، كم شدن آمار ازدواج ، افزايش سقط جنين هاى غيرقانونى و تولد كودكان خيابانى شده است.
                              روسپيگرى همچنين تعداد كودكان مجهول الوالد و فاقد شناسنامه را افزايش مى دهد، اين كودكان مشكلات جسمى و روحى و روانى زيادى داشته و براى جامعه مسأله دار مى شوند.اين كودكان بعدها به قاچاق مواد مخدر و تن فروشى كشيده مى شوند.
                              سرانجام زمانى بود كه داد و ستد بين كشورهاى جهان را مواد غذايى تشكيل مى داد، اما كمى كه جهان به سوى تكنولوژى پيش رفت، طلاى سياه يعنى نفت اقتصاد روز دنيا شد و دادو ستد آن در بين كشورهاى جهان حرف اول به شمار مى آمد. بعد از مدتى هم بازار اسلحه داغ شد كه تقريباً تا به امروز هم ادامه دارد. اما امروزه تجارت آسانى را پيدا كرده اند كه در دو حرف خلاصه شده است«زن».

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #420
                                بوي هيزم مي آيد. آنطرف ترزني خمير به تنور مي چسباند. كنار تنور زني با چهره اي خسته نشسته و نان مي پزد. چشماني قرمز از گرما و پوستي تيره ازآتش تنور دارد.
                                مهر مادري و احساس مسئوليت آنها را به موسسه خيريه مائده كشانده تا در نانوايي كار كنند و مخارج زندگيشان راتامين كند.
                                همه زنان نانوا لباسهاي يكدست بر تن دارند. مقنعه هاي سفيد و مانتوهاي آبي كه دود هيزم تيره شان كرده است.
                                زني كه خستگي از صورتش مي بارد رو به من مي گويد: هيزم و آب براي پخت نان را خودمان مياوريم. ما براي اين كار خيلي زحمت مي كشيم اما هيچكس به فكر ما نيست.
                                زني ديگر مي گويد: پنج بچه دارم كه خودم خرجشان را ميدهم . ديوار خانه ام ريخته و كسي نيست درستش كند. خانه ام برق ندارد و بقيه حرفهايش در هق هق گريه اش گم ميشود....
                                محمد علي شهركي كار فرماي اين نانوايي مي گويد: اين نانوايي درآمدي ندارد. اينجا را تعطيل كنند بهتر است، چون درآمد نداريم. هر كار فرمايي كه در اين مدت آمده پول بيمه را كامل نريخته الآن بيش از 40ميليون تومان بدهي به اداره بيمه داريم.
                                ساعت يك بعد از ظهر است بوي نان داغ تنوري مي آيد.
                                نانوايي دو قسمت سنتي و مدرن دارد. نان سنتي خريدار بيشتري دارد و نان غير سنتي را فروشنده به اجبار همراه با نان سنتي به مشتري مي دهد. كمي آنطرف تر نانهايي گازي غير سنتي ، روي زمين پهن شده اند.
                                27 زن در اين نانوايي مشغول كارند. اما به گفته ي شهركي 10نفر بايد اخراج شوند.
                                شاطرهاي زن مي گويند: در آمدمان ناچيز است و مجبوريم با اين وضعيت بسازيم. دفترچه ي بيمه دارند اما استراحت پزشكي و مهر پزشك هم باعث نمي شود آنها حقوق آن روز خود رابگيرند.
                                يكي از زنان نانوا مي گويد: در روز 38 كيسه نان درست مي كنيم، هر چه بيشتر كار كنيم حقوقمان بيشتر نمي شود ولي اگر كم كاري داشته باشيم يا بيكار باشيم حقوق نمي گيريم.
                                هر نان را 150تومان مي فروشند و از هر نان 30 تومان دستمزد مي گيرند و اگر نان روغني باشد 50تومان دستمزد مي گيرند.
                                شهركي مي گويد: كيلويي 50تومان هيزم مي خريم و هر تنور روزي بيش از 50كيلو هيزم مصرف دارد حدود 22-20كيسه آرد پخت مي شود به اضافه هزينه هاي جانبي آب و برق و ....
                                سال گذشته كلوچه پزي هم داشتيم اما به علت گران بودن خرما كلوچه پزي هم تعطيل شد.
                                يكي ديگر از شاطرهاي زن مي گويد: حقوق ثابت نداريم و آينده امان هم نامعلوم است.
                                اداره ي ... دو سال پيش 50كيلو برنج و 17 كيلو روغن رايگان به ما داده است، امسال همان اداره 17 كيلو روغن داده اما پولش را به قيمت دولتي از ما گرفته، به جاي اينكه بيشتر به فكر ما باشند هر روز بيشتر فراموشمان مي كنند.
                                مشتري و شاطر تمايل دارند نان سنتي بپزند اما اداره ي بهداشت بعد از بررسي فقط مجوز تنور سنتي را داده است. شهركي مي گويد اگر هيزم به اندازه كافي باشد مي توانيم 40كيسه در روز نان بپزيم.
                                زن شاطري كه هنگام پخت نان سكته كرده مي گويد: قلبم عمل شده و استراحت پزشكي دارم اما در اين مدت هيچ حقوقي دريافت نكرده ام. مجبورم به انجام اين كار ام، هيچ كس به فكر ما كارگران نيست.
                                شهركي اما مي گويد: هر كسي اينجا را چند صباحي اداره مي كند و مي رود اين در آمد براي كارگران كافي نيست و بايد كميته امداد وبهزيستي به كمك زنان نانوا بيايند ....
                                بيرون كه مي آيم، مردان و زنان زيادي در صف نان ايستاده اند، به ميدان مادر مي رسم. لباسم آردي شده ....

                                iran

                                Comment

                                Working...