♫ News (Music) ♫

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #226
    گروه موسيقی سنتی 'روشنی'، شامل هنرمندان ايرانی داخل و خارج کشور است که به مناسبت های مختلف در سراسر دنيا برنامه های موسيقی اجرا می کنند.
    اين گروه به مناسبت صدمين سال انقلاب مشروطه، کنسرت هايی در دانشگاه آکسفورد و "مدرسه مطالعات شرقی و آفريقايی دانشگاه لندن" 'SOAS' برگزار کردند.

    حميد خبازی(تار)، سعيد کامجو(کمانچه)، حميد قنبری(تنبک) و فرشاد محمدی(سنتور) از گروه روشنی با اجرای قطعاتی در دستگاه سه گاه و نوا اين برنامه را در دو قسمت اجرا کردند.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #227
      لندن به عنوانِ پايتخت رقص جهان شناخته می شود. در لندن شما با هرنوع سليقه، از کلاسيک گرفته تا مدرن، می توانيد کلاس رقص مورد علاقه خود را پيدا کنيد. علاوه بر کلاسها ونمايشهای رقص، فستيوالهای مختلفی نيز هر ساله در لندن برپا ميشوند. ز ۱۵ تا ۲۳ ژوئيه يکی از مهمترين و جذابترين آنها، "جشنواره بزرگ رقص" در لندن برگزار شد. اين جشنواره برای معرفی بيشتر رقص به عنوان فعاليتی اجتماعی و فيزيکی توسط شهرداری لندن و کنسول هنری با همکاری بی بی سی همزمان با ۳۷ شهر ديگر انگليس به معرض نمايش گذاشته شد.
      شهردار لندن در مورد برگزاری اين فستيوال گفت: "رقص با همه فرهنگها ارتباط برقرار ميکند و موجب نزديکی ملتها ميشود. لندن شهری است که سيصد زبان مختلف در آن صحبت ميشود و تلفيقی از آداب و رسوم متنوع در آن وجود دارد و در اين ميان رقص زبان مشترک بين اين فرهنگهای متفاوت است.



      در شصتمين سالگرد تاسيس اولين موسسه رقص توسط کنسول هنری، جشنواره رقص با شکوه خاصی، چه از حيث تعداد شرکت کننده وهمچنين از نظر تنوع رقص . رقصنده ها با سنين و مليتهای مختلف در اين برنامه شرکت کردند و رقصهايی متفاوت از بالروم (Ballroom) و باله (Ballet ) گرفته تا تپ دانسينگ ( Tapdancing) و تانگو (Tango) را در نقاط مختلف شهر به معرض نمايش گذاشتند.

      در مراسمی که در ويمبلی برگزار شد، رقصهای باليوودی به اجرا در آمد. گروهی از رقصنده ها Bhangra و بانگرا و رقص هندی کلاسيک اجرا کردند و در ادامه بريک دنس ( Breakdance) و فلامنکو (Flamenco )به نمايش در آمد. در نقطه ديگر شهر در خيابان رزبری (Rosebery ) در حضور ۱۰۰۰۰ نفر، کارناوالی از رقصهای برزيلی به حرکت در آمد. در هر گوشه شهر، حتی در ايستگاههای مترو برنامه ای برای تماشا وجود داشت.




      روز شنبه ۲۲ ژوئيه، اوجِ برنامه های جشنواره بود. در اين روز رقصنده ها برای شکستن رکورد و قرارگيری در کتاب گينس رقصهای مختلفی را اجرا کردند. هزار شرکت کننده با حضور در ميدان ترافالگار Trafalgar لندن در مراسمی که توسط BBC1 پوشش داده شد، رقص Toe-Tapping را به صورت همزمان به نمايش در آوردند و به اين ترتيب رکوردی تازه در اين زمينه بر جای گذشتند.

      در اجرای ديگر ۸۹۶۲ رقصنده به طورهمزمان در کلاس رقصی که توسط راديوی BBC محلی برگزار شد حضور يافتند و رکورد تعداد شرکت کننده در يک کلاس رقص را که متعلق به آلمانها بود جا به جا کردند، و بالاخره شگفت آورترين رکورد شکسته شد. ۸۰۰ رقصنده با يک آهنگ مشترک، ۴۵ استيل مختلف رقصيدند. از رقص عربی يا Bellydancing گرفته تا سالسا، سوئينگ، فلامنکو، آفريقايی، تانگو ، بانگرا، و حتی رقص شنای هماهنگ در زيرفواره ها بود!

      اگر دوست داريد با فرهنگهای مختلف آشنا شويد و علاوه بر آن فعاليتی فيزيکی انجام دهيد، می توانيد از يادگيری رقصهای آنها شروع کنيد و به ياد داشته باشيد برای يادگيری رقص يک فرهنگ شما احتياج نداريد به زبان آن فرهنگ صحبت کنيد.



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #228
        shahin & sepehr
        Music: On MySpace.com

        ------


        soheil & sepehr
        Music: Blurred Vision


        iran

        Comment

        • Sepideh_UK
          Senior Member
          • May 2006
          • 2226

          #229


          eeee Man in aghae ke taar mizanaro mishnasam.
          agha Hamid e.
          che jaaleb yekiaz dustaye babame, manam mishnasamesh
          Last edited by Rasputin; 08-15-2006, 02:33 PM.


          Comment

          • Sepideh_UK
            Senior Member
            • May 2006
            • 2226

            #230
            che jaaleb . khodam zough kardam


            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #231
              پروژه «رنگين» که با همت دو گيتاريست ايرانی و آلمانی، يعنی اميد بهادری و ميشائل ماير در شهر هانوفر آلمان شکل گرفته، از آغاز فعاليتش در سال ۱۹۹۸ تا به حال موفقيت و محبوبيت زيادی کسب کرده است. موسيقی «رنگين» که به‌تازگی سومين آلبومش را به انتشار رسانده، تلفيقی است از موسيقی شرقی، آمريکای لاتين، فلامنکو، فانک، جاز و حتی رگه‌هائی از موسيقی بلوز.

              «رنگين» در طول اين سالها به سبکی دست يافته که منتقدان موسيقی از آن به عنوان موسيقی تلفيقی مديترانه‌ای ياد می‌کنند.


              بايد گفت که «رنگين» واقعا هم نامی مناسب برای اين پروژه است، چرا که اميد و ميشائل با دو گيتار خود و به همراه نوازندگانی چيره‌دست شنونده ها را به سفری ميبرند بين دنيای رنگارنگ و پرتنوع شرق و غرب. «رنگين» پس از چند سال وقفه که بيشتر به حضور در جشنواره های مختلف، برگزاری کنسرتهای و طبيعتا ساختن و تهيه قطعات جديد گذشت، به‌تازگی سومين آلبومش را با نام Toma Guarana روانه بازار کرده که نسبت به دو آلبوم قبلی از پختگی بيشتری برخوردار است.

              اميد در سن دوازه سالگی به آلمان آمد، موسيقی و نواختن گيتار را بيش از همه به طور خودآموز ياد گرفت و در اولين دوره فعاليتش ، حدود چهار سال عضو يک گروه ايرانی بوده که کارهای پاپ ايرانی را اجرا می‌کرد. بعد از اين دوره اميد به گروهی آلمانی ملحق شد به نام Lichtenberg & Barbarosa يا به اختصار L & B که در چارچوب آن، اميد در سال ۱۹۹۸ با ميشائل ماير، نيمه ديگر رنگين آشنا شد و بعد از فروپاشی L & B، گروه يا به عبارتی پروژه «رنگين» شکل گرفت. در اين پروژه، اميد و ميشائل دو ستون ثابت «رنگين» هستند که همواره از نوازندگان مهمان استفاده ميکنند.

              «رنگين» از آغاز فعاليتش تا به حال برنامه های متعددی داشته، از جمله در چارچوب نمايشگاه جهانی هانوفر، يعنی Expo ۲۰۰۰. علاوه بر آن ساخته های اين گروه از شبکه های مختلف راديوئی در آلمان پخش می‌شود. دو آلبوم پيشين «رنگين» به ترتيب در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۳ انتشار يافتند: آلبوم اول که Beyond acoustic expressions نام دارد و آلبوم دوم تحت عنوان Jingle Jungle.

              شهرام احدی

              *****************

              دويچه‌وله: اميد جان، از تشکيل گروه «رنگين» حدود هشت سال می‌‌گذرد و حاصل همکاری تو و ميشائل ماير در قالب ۳ آلبوم منتشر شده. آلبوم آخرتان به اسم Toma Guarana بتازگی انتشار پيدا کرده. چارچوب کار رنگين، يعنی کارهای تو و ميشائل در عرصه آهنگسازی و تنظيم از يکطرف و استفاده از نوازنده‌های ميهمان، در اصل تغييری نکرده. اما رنگ و بوی آلبوم جديد با دوتا آلبوم قبلی متفاوت است و يا شايد حتا بشود گفت پخته‌تر. خودت فکر می‌‌کنی حال و هوا و سبک قطعات رنگين تا چه اندازه عوض شده؟

              اميد بهادری: کارهای ما، همانطور که گفتی در کل پخته‌تر شده، چون سه‌ چهارسالی از انتشار آلبوم قبلی‌مان می‌‌گذرد و اين دفعه می‌‌خواستيم قطعاتمان طوری باشد که شنونده ها مجموعا راحت بتوانند با آنها رابطه برقرار کنند، راحتتر بشنوند و همچنين شبکه های راديويی بيشتری کارهای ما را پخش کنند. دفعه قبل اينجوری بود که فقط راديوهای مشخصی از آلمان مثل شبکه NDR، کارهای ما را پخش می‌‌کرد. اين دفعه می‌‌خواهيم اين جريان را يک کم بزرگتر کنيم. کارهای قبلی‌مان توی بعضی جاهايش خيلی وسيع بود و بيشتر اهل فن را جذب می‌کرد و برای آنها جالب بود. بعضی‌ها هم با توجه به پيچيدگی قطعات، سخت می‌توانستند با آنها رابطه برقرار کنند. به خاطر اين بود که قطعه‌ها را يک کم ساده‌تر کرديم، از نظر ريتم، تنظيم و ....

              دويچه‌وله: پشت جلد آلبوم جديد رنگين، تو و ميشائل به اين اشاره می‌‌کنيد که در طول اين سالها هميشه برای بيان موسيقی‌تان دنبال شکل و زبان می‌‌گشتيد. طبيعتا، خوب، کنسرتهای متعددی داشتيد و با نوازنده‌های مختلفی از کشورهای مختلف همکاری داشتيد. خودت فکر می‌‌کنی در اين سفر، اگر اسمش را سفر بگذاريم، چه چيزهای تازه‌ای کشف کردی؟

              اميد بهادری: خيلی وقت بود که ما می‌‌خواستيم با يک خواننده کار کنيم که اين دفعه برای اولين بار با يک خواننده‌ای از سنگال بنام Khalif N’Dione شروع به کار کرديم. اين برای ما تجربه‌ی جديدی بود و خيلی هم جالب بود.به ما هم در اين جريان باز نشان داده شد که برقرار کردن رابطه و درک موسيقی با کلام خواندن برای مردم ساده‌تر است تا موسيقی بدون کلام.

              دويچه‌وله: با وجود اينکه کلام را نمی‌فهمند، بازهم ساده‌تر است؟

              اميد بهادری: در کل آره! همه‌ی موسيقی‌ها يکجورايی با کلام راحتتر پذيرفته می‌‌شوند. بخاطر همين می‌‌خواستيم يکبار اين کار را بکنيم و ببينيم چه نتيجه‌ای از کار می‌‌گيريم و راديوها هم چه جوری پخش می‌‌کنند. و الان می‌‌بينيم که موسيقی‌ای که با کلام داشتيم خوب پذيرفته شده.

              دويچه‌وله: اگر اشتباه نکنم اين تنها قطعه با کلام در آلبومتان است، پشيمان نيستيد که آهنگهای با کلام بيشتری را در آلبوم جديد نگنجانده ا‌يد؟

              اميد بهادری: نه، راستش برای شروع کار، همين يک قطعه کافی بود. در اين آلبوم فقط استفاده از کلام تازگی نداشت، ما از سازهای جديدی هم استفاده کرديم. مثلا من خودم با ساز سوزوکی سه قطعه کار کردم. بوزوکی يک گيتار يونانی‌ست با هشت‌تا سيم که اين، رنگ خيلی جديدی‌ست در کارهای ما و در کنسرتهايمان هم از اين ساز استفاده می‌کنيم. و با يک ساز ديگر هم کار کردم که اسمش هست کاليمبا که يک ساز آفريقايی‌ست که اينهم باز يک رنگ جديدی بود. سعی کرديم هم با کلام و هم با سازهای جديد، به قطعاتمان رنگ و بوی تازه ای ببخشيم.

              دويچه‌وله: در آلبومهای قبلی بعضی از قطعات کار مشترک تو و ميشائل بود، چند قطعه هم ساخته ميشائل و چند تا قطعه هم از تو. اما قطعات آلبوم جديد رنگين همگی محصول مشترک شما دو نفر است. همکاری تو و ميشائل تا چه اندازه فرق کرده؟

              اميد بهادری: همکاری من با ميشائل خيلی بهتر شده. يعنی اينقدر خوب شده که مثلا وقتی من يک ايده‌ای برای خودم دارم، ديگر بيشتر وقتها نمی‌نشينم تا آخرش ببينم چه جوری می‌‌خواهم تمامش کنم، چه جوری ملودی‌اش را می‌‌خواهم درست کنم و ... من و ميشائل با همديگر می‌‌نشينيم و اين قطعه را تمام می‌‌کنيم. و دوست هم داريم که اينجوری باشد، چون وقتی آدم خودش روی يک قطعه‌ای کار می‌‌کند، با يک احساس ديگری آن قطعه را می‌‌زند، تا اينکه يکی ديگر بگويد، ببين توی اين قطعه اينجا اين ملودی را بزن. بخاطر همين برای پخته‌شدن موسيقی هم به نظر من اين خيلی مهم است.

              دويچه‌وله: اتفاقا اين هم مسئله‌ی جالبی هست برای من. چون بهرحال يک قطعه در آخر کار می‌‌تواند کار مشترک شما باشد، اما آيا شروع قضيه هم می‌‌تواند مشترک باشد؟ چون معمولا ايده اوليه به ذهن يکی از شما دوتا بايد برسد!‍

              اميد بهادری: درست است، اينجوری هم هست. مثلا چندتا قطعه بوده که ايده اولش مال ميشائل يا مال من بوده، ولی اين برای ما راستش ديگر مهم نيست، اينکه بگوييم مثلا کار فقط مال من يا مال او بوده.

              دويچه‌وله: يعنی شايد پيش بيايد که واقعا شروع کار از تو باشد و پايان کار از او.

              اميد بهادری: اينجوری هم بوده،‌ زياد بوده. ولی خوب برای ما حرفی نيست. می‌‌گوييم، دوتايی‌مان همه قطعه‌ها را درست کرديم. برايم مهم نيست.

              دويچه‌وله: همکاری شما به اين ترتيب است که می‌‌آييد ملودی را می‌‌سازيد و بعد فکر می‌‌کنيد که آن را به چه شکل تنظيم کنيد؟

              اميد بهادری: دقيقا! ما اول با دوتا گيتار کل قطعه را تمام می‌‌کنيم، بعد نوازندگان مهمان را دعوت می‌‌کنيم، نوازندگان ويلون يا بيس يا ترمپت يا ساکسيفون و بعد به آنها می‌‌گوييم که اينجا ملودی است و اينجا را مثلا صدای دوم اينکار را بکنند يا صدای اول، بعد اينجا يک قطعه هست که می‌‌توانند توی آن قسمتی را هم سولو بزنند.

              دويچه‌وله: يعنی در عين حال که يکمقدار هم به آنها خط می‌‌دهيد، آزادی عمل هم دارند.

              اميد بهادری: آره، آره. آزادی دارند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #232
                دويچه‌وله: هيچوقت هم نشد که مثلا بگوييد، آن سولويی که زديد خوب نبود، اين را تغيير بدهيد؟

                اميد بهادری: چرا! جاهايی هستند که مثلا برای احساس ما يک کم شايد زيادی طولانی باشد يا مثلا قطعه از لحاظ سبک چيز ديگری باشد، آنوقت می‌‌گوييم که مثلا بيشتر روی گام شرقی کار کند و يا مثلا به سبک Jazz توجه بيشتری داشته باشند. طبيعيست که با آنها صحبت می‌‌کنيم،‌ ولی کار اصلی را خودشان انجام می‌دهند.

                دويچه‌وله: اين دفعه تعداد کسانی که شما با آنها همکاری کرديد خيلی بيشتر بود. انتخاب نوازنده‌ها به چه صورتی بود؟ افراد خاصی توی ذهن‌تان بودند يا اينکه مثلا با کسانی هم اتفاقی آشنا شديد؟

                اميد بهادری: راستش می‌‌شود گفت بيشترشان موزيسين‌ها و نوازندگانی هستند که سالهای سال است با آنها کار می‌‌کنيم و درآلبومهای قبلی‌مان هم با ما کار کردند. اين دفعه مسئله تازه، خواننده‌ای بود که از او دعوت کرديم. يعنی می‌‌شود گفت بيشترنوازندگان آدمهايی هستند که در فستيوالهای مختلف با آنها آشنا می‌‌شويم و اين دفعه، می‌‌شود گفت، برای اولين بار ترومبو، ساکسيفون و ترومپت را با هم ديگر دعوت کرديم. يعنی مجموعه سازهای بادی داريم.

                دويچه‌وله: واقعا توی آلبوم قبلی به اينصورت نبوده؟ يعنی بعضی از قطعات يا بعضی جاها هست توی قطعات که اين سه تا ساز حضور خيلی برجسته‌ای دارند و آدم زياد آنها را خوب می‌‌شنود.

                اميد بهادری: بله دقيقا. اين دفعه فرق می‌‌کند. درست است!‍

                دويچه‌وله: يکی از نکات جالب در آلبوم جديدتان تغيير ناگهانی ريتم و سرعت است. مثلا در قطعه Arabix که شايد يکی جذابترين و شنيدنی‌ترين قطعات آلبوم جديد باشد. آيا اين چيزی بود که از همان اول می‌‌خواستيد يا از وسط کار به اين نتيجه می‌‌رسيد که اگر مثلا ريتم کار را عوض کنيم يا سرعت‌اش را کم کنيم جالب می‌‌شود؟

                اميد بهادری: راستش اين يک چيزی است که از اول کارهايمان داشتيم. هميشه قطعاتمان اينجوری هست که وسطش يک صورت جديدی می‌‌گيرد. در قطعات آلبومهای قبلی هم چنين چيزی داشتيم و برايمان اين نکته خيلی جالب و جذاب است که شنونده را غافلگير کنيم يعنی يکدفعه ريتم يا سبک يا سرعت را عوض کنيم. مثلا از ريتم ۴/۴ بپريم به ريتم ۸/۶.

                دويچه‌وله: يکی از ديگر قطعات جالب El Camino است که ريتميک هم شروع می‌‌شود و خيلی حال و هوای افريقايی دارد و يکهو می‌‌رود به فلامنکو. و اين تغيير فضا هم شنونده را جذب می‌کند.

                اميد بهادری: درست است،... راستش اين چيزهايی است که اصلا در فکرش هم نبوديم که حتما اينکار را بکنيم. نشستيم داريم موسيقی می‌‌زنيم و يکدفعه چنين چيزی پيش می‌‌آيد و می‌‌بينيم که رنگش خوب است. چون چيزهای اينجوری زياد هست. مثلا اينکه آدم با يک احساس آفريقايی شروع کند و همانجوری هم ادامه بدهد. خوب از اين چيزها زياد هست، اما برای ما اين تغيير فضا و غافلگير کردن شنونده جالب است.

                دويچه‌وله: نگاهی هم بياندازيم به تنها قطعه باکلام آلبوم جديد. خودتان هم از آوردن کلام و آواز راضی بوديد؟

                اميد بهادری: برای ما اين تجربه خيلی جالب بود. راستش ما در زمينه ساختن و تنظيم قطعه ای با کلام آنقدر تجربه نداريم، يعنی تجربه سرودن ترانه را نداريم و برای همين با کسانی می‌‌توانيم کار کنيم که خودشان شاعر و ترانه سرا باشند.

                دويچه‌وله: ولی همکاری شما در مورد اين قطعه مشخص به چه صورت بود؟ يعنی خوانده اين شعر را بدون آهنگ برايتان می‌خواند و شما براساس آن حرکت می‌‌کنيد؟

                اميد بهادری: نه! راستش برعکس هست. ما ايده‌های خودمان را داشتيم، بعد قرار گذاشتيم با خواننده و به او گفتيم، اين و اين و اين را داريم، فکر می‌‌کنی روی کدام آهنگ می‌‌توانی بخوانی که خودش سريع گفت، برای اين آهنگ احساس خوبی دارم و می‌‌توانم فکر کنم... يعنی اصلا يک شعر داشت که خيلی خوب بود، می‌‌خورد بهش، که يک کم تغييرش داديم و بعد آن را کامل کرديم.

                دويچه‌وله: يعنی قطعه Yakar که در واقع با کلام است، اين قطعه بصورت بی کلام آماده بود و صدا آمد روی آن.

                اميد بهادری: درست است، کاملا درست است!

                دويچه‌وله: کار شما با نوازنده‌ها چطور بود. يعنی نوازنده‌ها می‌‌آمدند قسمتهايی را می‌بايست اجرا کنند، از شما می‌‌گرفتند و در استوديو ضبط می‌‌کردند يا اينکه واقعا همه با هم زديد، يک حالت گروهی، يک ديدار گروهی هم داشتيد؟

                اميد بهادری: راستش ما با نوازنده‌ها که کار می‌‌کنيم، با سه‌ نفر از آنها کنسرت هم اجرا می‌کنيم و آنها در برنامه های زنده ما را همراهی می‌کنند. با باس، با پرکشان يا درامز و ويلون. با اين سه‌تا باهاشان لايف زياد برنامه داريم توی فستيوالهای مختلف. يعنی همه به استوديو می‌رويم و با همديگر ضبط می‌‌کنيم. يعنی زمينه آهنگ را اينجوری ضبط می‌‌کنيم و بعضی موقعها هم هست که زمينه آهنگ را فقط دونفری با دوتا گيتار ضبط می‌‌کنيم. بعد موزيسين‌های ديگر را می‌‌آوريم به استوديو و بعد آنها هم قسمت خودشان را اجرا می‌کنند.

                دويچه‌وله: اين آلبوم ده‌ قطعه را دربرميگيرد؟ کداميک از اين قطعه‌ها بيشتر از همه وقت شما را گرفتند، و يکجورهايی بيشتر از همه شما را اذيت‌ کردند؟

                اميد بهادری: قطعه‌هايی که اول خيال می‌‌کرديم خيلی ساده‌اند.

                دويچه‌وله: مثلا؟

                اميد بهادری: مثلا قطعه‌ «انيس» که دوتايی با گيتار زديم و يا قطعه Arabix که با ملودی و حال و هوای شرقی شروع می‌شود و يکهو می‌پرد به سبک فانک. آنجاست که بايد تمپو عوض بشود، احساس آهنگ هم عوض می‌‌شود. اين چيزی‌ست که نميشه سريع اينکار را انجام داد، آدم بايد زياد اين آهنگها را بطور زنده اجرا کرده باشد، چون در آن فقط احساس است، منطق نيست. فقط احساس است. بخاطر همين بايد کار شده باشد. و اين چيزها بود که يک کم وقت‌مان را در استوديو گرفت.

                دويچه‌وله: چطور شد اصلا رفتی سراغ ساز بوزوکی؟

                اميد بهادری: راستش خيلی وقت بود که دوست داشتم يک کار ديگری جلوه بدهم. وقتی بوزوکی را شنيديم، ديدم سازی‌ست که از آن هم می‌‌شود صدای شرقی دربياوريم و هم می‌‌شود کارهای آمريکای جنوبی را با آن جلوه داد.

                دويچه‌وله: يک صدايی‌ست در واقع بين تار و سنتور و گيتار. يعنی يک کمی زنگ سنتور را دارد، ولی در عين‌حال يکخرده حالت بم هم دارد.

                اميد بهادری: درست است. مثلا يک قطعه ضبط کرديم به اسم La Perla که با ساز بوزوکی شروع می‌شود. به نظر من، خوب، آن چيزی هم که رويش می‌‌زنم يک کم سبک موسيقی خودمان را دارد و يک کم هم به ستار شبيه است. بخاطر همين تا اين ساز را ديدم، اصلا عاشقش شدم و تصميم گرفتم آن را به کار ببرم و الان سه‌سال است که با آن کار می‌‌کنم.

                دويچه‌وله: آيا روی ساز بوزوکی هم می‌شود ربع پرده پرده پياده کرد؟

                اميد بهادری: نه، فقط نيم‌پرده، يعنی پرده‌ها همه مشخص است.

                دويچه‌وله: شما از سازهای خيلی مختلفی استفاده کرديد. ولی چطور شد اصلا سراغ سازهای ايرانی نرفتيد؟

                اميد بهادری: راستش ساز ايرانی، مثلا من الان خودم ۵ـ۴ سالی هست که تنبک کار می‌‌کنم. ولی برايمان مهم‌تر اين است که آهنگ خوب باشد، تا اينکه حتما بخواهيم يک سازی را جلوه بدهيم که بلديم.

                دويچه‌وله: يعنی نمی‌خواهيد به زور ساز ايرانی وارد کنيد؟


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #233
                  اميد بهادری: دقيقا همينطور است! قطعه‌ای نبود که بگويم اينجا حتما رنگ تنبک بهش می‌‌خورد. يعنی دف هم من کار می‌‌کنم. اصلا يکجورايی قسمت نبود. بخاطر همين اين برايمان مهم‌تر است که آهنگ خوب باشد، تا اينکه حتما بخواهيم کاری بکنيم که نشان بدهيم، خوب! اين را هم بلديم يا اينکه من ايرانی‌ام و حتما بايد توی آهنگهايم تنبک باشد.

                  دويچه‌وله: آيا در ترتيب قطعات هم سعی کرديد که روشی را دنبال و رعايت کنيد که مثلا بعد از يک آهنگ تند يک آهنگ آرامتر بيايد؟

                  اميد بهادری: اين نکته خيلی مهمی هست. يکی اينکه ترتيب آهنگها از نظر سبک، از نظر سرعت، از نظر هارمونيک و ... مثلا چندتا آهنگ پشت سرهم نباشند که همه توی يک مايه و سبک باشند. نکته ديگر طول کل آلبوم است. برای ما مثلا مهم است که طول مجموع قطعات آلبوم زير يک ساعت باشد. چون بيشتر وقتها هست، يعنی يکی از موسيقی خوشش بيايد می‌‌تواند دوبار گوش کند، ولی ما دوست داريم اينجوری نباشد که شنونده بعد از آهنگ دهم ديگر خسته بشود. دوست داريم اين هيجان در شنونده حفظ شود. بخاطر همين يکجوری برنامه‌ريزی کرديم که موسيقی زير يکساعت بماند و از نظر سبک هم قطعات متنوع باشند. خوب ما آهنگهای بيشتری داشتيم که می‌‌خواستيم ضبط کنيم، يعنی ۱۰‌ قطعه ضبط کرديم، ولی دوروبر ۱۵قطعه داشتيم که فکر کرديم کدامها را از نظر سبک برداريم که هم غربی و هم شرقی باشد و همين اينکه، خوب، بالاخره هرچه باشد ما دوتا گيتاريست هستيم و آهنگهايی هم بايد باشد که بيش از همه گيتار را جلوه بدهد. چون می‌‌شود گفت، ۸۰ درصد از کنسرتها را داريم دونفری کار می‌‌کنيم. بخاطر همين هم بايد آهنگهايی در آلبوم باشد که آدمهايی هم که تا به حال در کنسرتهای رنگين بوده اند و وقتی سی دی را می‌خرند و می‌‌برند خانه، شوکه نشوند و بگويند، چرا همه‌اش با موزيسين‌های ديگر هست. بخاطر همين هم در آلبوم کارهايی هست که فقط با گيتار کار می‌‌کنيم.

                  دويچه‌وله: شما سايت اينترنتی هم داريد www.rangin.de، از ايران هم برايتان ايميل می‌‌آيد، يا آلبومهايتان در ايران هم شناخته‌شده هست؟

                  اميد بهادری: من امسال بعد از ۲۰ سال رفتم ايران. در فکرش نبودم که موسيقی‌ام را آنجا به کسی نشان بدهم. دو سه تا سی دی برده بودم برای دوستان و آشنايان که ديدم علاقمند به اين موسيقی زياد است. با يکی دو نفر هم صحبت کرديم و قرار است که اگر شد، آلبومها را در ايران پخش کنيم. راستش الان کارهای اوليه اش را کرده ايم.

                  دويچه‌وله: قطعه مورد علاقه‌ی خودت از آلبوم جديدتان؟

                  اميد بهادری: «مسافر» که ارتباط دارد به سفر خودم از ايران به خارج تا الان.

                  دويچه‌وله: چه چيزی در اين قطعه هست، چه چيزی هست که واقعا حس می‌‌کنی زندگی تو را بيان می‌‌کند؟ رنگش است، سازهايی‌ست که استفاده کردی، ملودی‌اش است يا ...

                  اميد بهادری: اولا قطعه‌ای است که کمی حال و هوای ملانکوليک دارد. خوب سختيهای سفر به خارج را تا حدودی در خودش دارد، اما آخرش خيلی خوب تمام می‌شود، می‌‌شود گفت،‌ الان من را نشان می‌‌دهد که اين واقعا راه من بوده، اين راه سخت و سنگينی که داشتم تا الان به اينجا برسم که بيشتر زندگی‌ام از موسيقی تشکيل شده باشد و اين چيزی‌ست که فکر می‌‌کنم اگر در ايران می‌‌ماندم، اينجوری نمی‌بود.




                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #234
                    R&B star Beyonce Knowles leads the way at this year's Music of Black Origin (Mobo) Awards with four nominations.
                    She is up against Mary J Blige and Nelly Furtado for best international female artist. Her other nods are for best song, best video and best R&B act.

                    UK talents Corinne Bailey Rae and Kano have three nominations each. Sway, Beverley Knight, Nate James and Alesha Dixon are also shortlisted.

                    The London ceremony will be broadcast live on BBC Three on 20 September.

                    The ceremony will be held at the Royal Albert Hall and presented by comedian Gina Yashere.

                    Big winner


                    Sway won best hip-hop act at last year's Mobos
                    This year sees the addition of four new categories - best UK female, best UK male, best international male and best international female.

                    Corinne Bailey Rae, who won the BBC News website's Sound of 2006 survey, is up for the best UK female artist prize alongside former Mis-Teeq singer Alesha Dixon, Beverley Knight, Jamelia and Keisha White.

                    She is also nominated for best song for Put Your Records On, and also for best newcomer along with Fundamental 03, Lady Sovereign, Plan B and Soundbwoy.

                    UK garage performer Kano is nominated for best UK male artist, best hip-hop act and best video.

                    He will compete against Mercury Music Prize-nominated rapper Sway in the best hip-hop category, with Akala, Busta Rhymes, and Kayne West.

                    Best group nominations go to Black Eyed Peas, Gnarls Barkley, OutKast, Pussycat Dolls and The Streets.

                    Lemar - who was the only act to win two awards at last year's ceremony - is nominated just once this year, in the best UK male category.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #235
                      BERLIN, Germany (AP) -- Prosecutors plan to keep an eye on Madonna's weekend concert in Duesseldorf to see if the pop diva repeats the mock crucifixion scene that has drawn fire from religious leaders.

                      Johannes Mocken, a spokesman for prosecutors in Duesseldorf, said Tuesday that a repeat of that scene during Sunday's concert could be construed as insulting religious beliefs.

                      Madonna, who is known for her theatrical, action-packed shows, wears a crown of fake thorns while performing on a mirrored cross.

                      The stunt, which has been included from the outset of her worldwide "Confessions" tour, has been criticized as an act of hostility toward the Roman Catholic Church.

                      Representatives for the singer, who will be 48 on Wednesday, have said the scene is not disrespectful toward the church.

                      Mocken said authorities would rely on media reports rather than sending observers to the concert and that the show might be covered by laws protecting artistic freedoms.

                      Earlier this month, religious leaders in Rome condemned the concert stunt.

                      Some 70,000 fans attended Madonna's performance at Olympic Stadium, some two miles from the Vatican.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #236
                        سايت 'يوتيوب' (YouTube) که فيلم های ويديويی کاربران را به اشتراک می گذارد در حال مذاکره با شرکت های توليدکننده آثار موسيقی است تا بتواند موزيک ويديوهای تازه و قديمی را عرضه کند.
                        استيو چن، يکی از بنيانگذاران يوتيوب به خبرگزاری رويتر گفته است که اميد دارد طی ۱۸ ماه، سايتش "تمامی موزيک ويديوهايی را که تاکنون توليد شده، در خود داشته باشد".

                        اين شرکت گفته که در نظر دارد موزيک ويديوها را به صورت رايگان عرضه کند.

                        سايت يوتيوب محل عرضه ويديوهای خانگی است اما ويديوهای تجاری غير قانونی نيز در آن يافت می شوند. يوتيوب مدعی است ۶۰ درصد ويديوهای آن لاين آمريکا در اين سايت ديده شده اند.

                        اين سايت قصد دارد به کاربرانش اجازه دهد تا موزيک ويديوها را نيز به صفحات شخصی شان بيافزايند.

                        آقای چن گفته است: "در حال حاضر سعی می کنيم به سرعت چگونگی عرضه موزيک ويديوها را تعيين کنيم و به شدت در تکاپوييم تا به شرکت های توليد کننده موسيقی برای ارائه موزيک ويديوها در يوتيوب کمک کنيم".

                        ويديوهای غير قانونی

                        گروه وارنر ميوزيک (Warner Music Group) و امی (EMI) در گفتگو با رويتر تاييد کرده اند که در مورد اين طرح مشغول گفتگو هستند.

                        چندی پيش، يوتيوب در معامله ای با ان بی سی، شبکه تلويزيونی آمريکا، موافقت کرد تا برنامه های پائيزی اين شبکه را تبليغ کند.

                        ان بی سی پيش از آن از يوتيوب خواسته بود تا قطعات غيرقانونی برنامه هايش را از سايت بردارد.

                        روز سه شنبه ۱۵ اوت، اين سايت در فهرست ۵۰ "سايت باحال" سال که توسط مجله تايم منتشر شد جای گرفت.

                        در اين روز سايت يوتيوب به دليل مشکل فنی در پايگاه داده هايش به مدت شش ساعت از کار افتاده بود.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #237
                          کشف نشده (Undiscoverd) نخستين آلبوم جيمز موريسون (James Morrison) خواننده جوان انگليسی برای دومين هفته پرفروشترين آلبوم بريتانيا شد و جايگزين گروه ريزورلايت شد که برای دو هفته اين مقام را به خود تعلق داده بود.
                          همزمان با آلبوم، نخستين تک آهنگ موريسون با نام "تو چيزی به من می دهی"( You Give Me Something) به مقام پنجم جدول پرفروشترين تک آهنگ های بريتانيا نيز دست يافته است. آلبوم Undiscoverd قبل از ارائه به بازار در جدول آی تيونز اپل با فروش 3000 نسخه در طی دو هفته مقام اول را کسب کرده بود.

                          شيوه کار جيمز موريسون در قالب خواننده- ترانه سرا است و موسيقی آلبوم در سبک موسيقی سول. صدای او را با ال گرين و اوتيس ردينگ مقايسه کرده اند. در چند ماه اخير موريسون از حمايت قابل توجه ايستگاه های مختلف راديو و شبکه ام تی وی بر خوردار بوده است. کمپانی موسيقی موريسون، او را هنرمندی با استعداد معرفی کرده که ترانه های او الهام گرفته از گذشته ای سخت، زندگی دشوار خانوادگی، مقروض بودن، دوستان معتاد و عشق و خوشگذرانی، است.

                          مشکلات خانوادگی باعث نقل مکان مکرر او وخانواده اش بوده و در اين ميان موريسون با موسيقی استيوی وندر، پينک فلويد، ون موريسون و نيروانا خود را سرگرم می کرده است. او خود فکر نمی کند که زندگی مشکلی داشته و بر اين باور است که تجربياتش به او کمک می کند تا ترانه های آراسته و عميق تری بسرايد.




                          ظاهرا يکی از نمونه های کار موريسون بعد از ازدست دادن کار خود- که تميز کردن وانتهای شهر داربی (انگلستان) بود- به دست يک ای اند آر( A&R شخصی که در کمپانی های موسيقی استعداد ها راکشف می کند) می رسد و او تحت تاثير صدای موريسون قرار می گيرد. ديری نمی گذرد که موريسون با کمپانی موسيقی پوليدور قرار داد امضاء می کند.

                          آلبوم Undiscoverd از توليدی گران، ظريف و دقيق است که برای راديو و بازار موسيقی عامه پسند آماده و پرداخته شده است. تهيه کننده آن Martin Terefe است که قبلا با کی تی تانسل کار کرده است. سبک موسيقی آلبوم در قالب موسيقی سول دهه 60 و 70 ميلادی است و سازهای آکوستيک با تنظيم منسجم ولی بدون هيجان آن را همراهی می کنند.

                          ترانه های موريسون هم ( که همه را با همکاری ترانه سرايان صنعت موسيقی پاپ سروده) معمولی و قابل پيش بينی و فاقد خلاقيت هستند. تنها نقطه قوت آلبوم صدای موريسون است. از بسياری لحاظ آلبوم موريسن شباهت به آلبوم های جاس استون دارد. صدای استون را نيز با خوانندگان زن موسيقی سول دهه 60 و 70 ميلادی مقايسه می کردند و جای تعجب هم نداشت که موسيقی آلبوم استون نيز در همان سبک تهيه شد.

                          در طول تاريخ موسيقی پاپ هرگاه خواننده سفيد پوستی دارای صدای جذابی نزديک به خوانندگان سياه پوست بوده از سوی کمپانی های بزرگ و اصلی موسيقی با استقبال شديدی روبرو شده است.

                          علت آن قابليت عرضه در بازار است. معمولا هنگامی که خواننده سفيد پوست وارد حيطه وسيقی سياهان می شود بازار گسترده تری می يابد. دليل فروش موفق اين نوع خوانندگان هم قدرت بليغات و شيوه عرضه موسيقی آنها توسط کمپانی های موسيقی است نه قدرت خلاقيت آنها. خريدار موسيقی آنها در اصل همان موسيقی سول دهه های گذشته را همراه با روکشی نو مصرف می کند.




                          بعد از موفقيت جيمز بلانت در بريتانيا و آمريکا، طبيعی است که کمپانی های بزرگ موسيقی برای سهم بردن از بازاری که بلانت از آن بهره برده کوشش کنند. به نظر می رسد که کمپانی موسيقی پوليدور (Polydor) اولين کمپانی است که توانسته در موريسون خواننده – ترانه سرايی همتراز بلانت بيابد، چون گيرايی و توان خواندن موريسون چيزی از بلانت کم ندارد، البته صدای موريسون بيشتر شباهت به پل يانگ و يا ترنس ترنت داربی دارد تا ال گرين يا اتيس ردينگ به عبارت ديگر صدای موريسون مانند صدای سفيد پوستانی است که در سبک موسيقی سول ترانه اجرا می کنند که به آن سول سفيد( white soul) و يا سول چشم آبی (blue eyed soul) می گويند.

                          بدون شک آلبوم موريسون از فروش قابل توجهی برخوردار خواهد شد. آلبوم Undiscoverd با در نظر گرفتن بازار مخصوصی تهيه شده است، بازاری که به بازار "راک مادران" (mums rock) موسوم شده است. طبق آمار اخير صنعت موسيقی يک چهارم کل آلبوم ها در سوپر مارکت ها به فروش می رسند، اشخاص بالای چهل سال بيش از اشخاص زير سی سال خريد آلبوم موسيقی می کنند، زنان بالای 49 سال دو برابر زير 20 ساله ها آلبوم می خرند و مادران ميان سال بازار مهمی برای فروش موسيقی به حساب می آيند تا جايی که اخيرا آلبومی به نام "کار خانه" به بازار عرضه شده که تا به حال نيم ميليون نسخه از آن در بريتانيا به فروش رسيده است.

                          شبکه دو راديو بی بی سی ( با داشتن حدود 13 ميليون شنونده)، راديوی محبوب اين گروه سنی به حساب می آيد و آلبوم Undiscoverd روی ليست A پخش موسيقی ( شبکه های راديويی داری ليست هايی هستند که دفعات پخش آهنگ ها را در روز مشخص می کنند، بيشترين دفعات پخش متعلق به آهنگ های ليست A است) اين شبکه قرار دارد. در کل جای تاسف است که کمپانی موسيقی موريسون اين راه را برای او در نظر گرفته زيرا با صدای جذاب او دورنمای پر باری برای او قابل تجسم بود.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #238
                            پخش کننده صوتی، تصويری زيون (Zune) ساخت شرکت مايکروسافت قرار است در اواخر سال جاری همراه با قطعات موزيک ويديو به بازار عرضه شود.
                            گزارش های غير رسمی حاکی از آن است که پخش کننده زيون به کاربران امکان مبادله قطعات موسيقی را از طريق اينترنت بی سيم فراهم می کند. اين گزارش ها همچنين از احتمال نصب يک گيرنده راديوهای ماهواره ای بر روی اين دستگاه خبر می دهند.

                            مايکروسافت گفته است که اينترنت بی سيم همچنين به دارندگان زيون امکان می دهد قطعات موسيقی را مستقيما از اينترنت پياده کنند.

                            بر اساس قراردادی که بين شرکت نرم افزارسازی مايکروسافت و شرکت موسيقی امی (EMI) به امضا رسيده، تعدادی موزيک ويديو روی اين دستگاه قرار خواهد گرفت.

                            پيش از اين گزارش شده بود اولين دستگاه های زيون قادر به پخش ويديو نخواهند بود.

                            کارشناسان در اين که آيا زيون خواهد توانست بر اقتدار آی پاد بر بازار موسيقی آن لاين غلبه کند هم نظر نيستند.

                            در حال حاضر ۵۰ درصد بازار پخش کننده های موسيقی ديجيتال در جهان از آن آی پاد ساخت شرکت اپل است. فروشگاه آی تيونز نيز که متعلق به اپل است، ۷۰ درصد سهم بازار فروش موسيقی در آمريکا را داراست.

                            آی تيونز قطعات موسيقی شرکت های مختلفی چون يونيورسال، وارنر ميوزيک، سونی بی ام جی و امی را برای فروش عرضه می کند.

                            ناظران فنآوری های نوين پيش بينی می کنند اپل اواخر امسال يا اوايل سال ۲۰۰۷ به ارتقای دستگاه های آی پاد خود بپردازد.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #239
                              NEW YORK (AP) -- Rapper Busta Rhymes has been arrested and charged with assault, police said Sunday.

                              Few details about the arrest and the attack that prompted it were immediately available, although police Officer Martin Speechley said they occurred about a week apart.

                              Representatives of the rapper, whose legal name is Trevor Smith, could not immediately be reached for comment.

                              Messages left for Violator Management and for a lawyer who once represented Rhymes were not immediately returned.

                              Police have been wanting to interview Rhymes since the February shooting death of one of his bodyguards, Israel Ramirez.

                              Ramirez, 29, was killed outside a Brooklyn studio where Rhymes was recording a music video.

                              The rapper and another bodyguard were sued the following month by a fan who says the two men beat him after he asked for the Rhymes' autograph.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #240
                                کانال تلویزیونی ام تی وی (MTV) نامی آشنا برای همه و از جمله ایرانی هاست. این شبکه در سال 1981 توسط گروه کوچکی تاسیس شد و هدف آن پخش 24 ساعته موسیقی بود.

                                با این که ام تی وی در بعد از انقلاب در ایران و در دوره ای که پخش برنامه های آمریکایی در ایران ممنوع بود، تاسیس شد، باز هم آوازه این شبکه جوان پسند در ایران پیچید و عده زیادی را از طریق دیش های ماهواره ای به خود جذب کرد. با وجود ماهیت صرفا سرگرمی سازی این شبکه، بسیاری آن را از مهمترین پدیده های فرهنگی جهان امروز می دانند.

                                این شبکه تلویزیونی بیش از 340 میلیون بیننده در سراسر جهان دارد، در 139 کشور دنیا (از جمله روسیه، چین و ویتنام یعنی دشمنان قدیمی آمریکا) پخش می شود و چهره های فرهنگی مهمی چون مایکل جکسون و مدونا را خلق کرده است.

                                فراتر از موسیقی

                                جسیکا سیمسون و نیک لشه

                                ام تی وی نه تنها موسیقی و فرهنگ عامه دنیا را تغییر داده است، بلکه به یکی از نیروهای جریان ساز فرهنگی و هنری امروز بدل گشته است. امروز شبکه ام تی وی فعالیت خود را فقط به موسیقی محدود نکرده و در همه جنبه های فرهنگی و جوان پسند برنامه تولید می کند. اهمیت دادن ام تی وی به جوانان و صداهای تازه و ایده های جدید، این شبکه را به یکی از شبکه های پیشرو آمریکا تبدیل کرده است.

                                از جمله پدیده های برنامه سازی که با ام تی وی شروع شد، سریال های واقع نما (Reality Television) بود. این برنامه ها داستان واقعی آدم های واقعی را دنبال می کند. از مشهورترین نمونه این برنامه ها، سریال "تازه ازدواج کرده ها" بود که زندگی واقعی جسیکا سیمسون و نیک لشه، زوج خوش تصویر دنیای موسیقی را بعد از ازدواج دنبال کرد.

                                12 لحظه به یاد ماندنی ام تی وی

                                اززمان آغاز به کار ام تی وی چیزهای زیادی تغییر کرده است. با نگاه کردن به تاریخچه ام تی وی شاید بتوان از 12 لحظه به یاد ماندنی نام برد:


                                روز نخست


                                ویدئوکلیپ گروه باگلز، اولین ویدیوی پخش شده در شبکه ام تی وی

                                اول آگوست 1981، اولین ویدئوکلیپ این شبکه توسط گروه فراموش شده باگلز (Buggles) که از چهار دختر نوجوان تشکیل می شد پخش شد. این ویدئو در میان بهترین ویدئوهای این گروه نبود، اما نامش به طرز هنرمندانه ای آینده را پیشگویی کرد: "ویدئو ستاره رادیویی را کشت". این ویدئو فقط توسط چند هزار نفر دیده شد که در شمال نیوجرزی سیستم کابلی را دریافت می کردند. در عرض چند سال میلیون ها نوجوان تقاضای این سیستم کابلی را کردند که بتوانند ام تی وی تماشا کنند. ام تی وی به همراه CNN، تلویزیون را از دنیای سه شبکه ای خارج کرد.


                                تریلر




                                2 دسامبر 1983، ویدئو کلیپ 14 دقیقه ای مایکل جکسون که بیشتر به یک فیلم کوتاه می ماند، برای اولین بار ایده ویدئو کلیپ به عنوان یک شکل هنری را مطرح کرد. قبل از آن مایکل جکسون با ویدئوی "بزنش" (Beat It) به عنوان اولین هنرمند سیاهپوست صاحب ویدئو نامش را در ام تی وی ثبت کرده بود.


                                ظهور مدونا




                                14سپتامبر 1984. مدونا که بر طبق افسانه ها وقتی در سال 1978 از میشیگان به نیویورک رفت 35 دلار بیشتر پول توی جیب نداشت، امروز یکی از چهرهای پاپ در دنیای امروز است. زندگی کاری موفق او که همواره با نوآوری های بحث انگیز همراه بوده است، با ام تی وی شروع شد. او در اولین سال جوایز ویدئو کلیپ ام تی وی، موقع اجرای آهنگ "مثل یک باکره" از درون یک کیک بیرون پرید و تبدیل به یک ابرستاره شد.


                                خداحافظی وی جی ها


                                جی جی جکسون

                                وی جی یا همان Video Jockey نامی است که ام تی وی برای مجری هایی که ویدئو کلیپ یا خواننده را معرفی می کنند، گذاشته است. اولین مجری ام تی وی جی جی جکسون، قراردادش در 1985 تمام شد و ام تی وی آن را تمدید نکرد. نینا بلک وود و مارتا کین هم سال بعد از آن ام تی وی را ترک کردند. با این کار ام تی وی نشان داد که طرف هواداران قدیمی، خود که دیگر داشتند سن و سالی پیدا می کردند، را نمی گیرد بلکه به مخاطبین جوان تر روی خوش نشان می دهد. از این سال به بعد ام تی وی به طور گسترده ای به ابداع و توسعه انواع دیگر برنامه سازی پرداخت.


                                رپ آغاز شد


                                گروه بیستی بویز

                                6 آگوست 1986، پسرهای سفیدپوست و باحال گروه سه نفر بیستی بویز (Beastie Boys) از اولین کسانی بودند که رپ خوانی (خواندن جملات به طور آهنگین و با قافیه بدون این که ملودی با آن همراه باشد) را در اوایل دهه هشتاد آغاز کردند. با این حال عامل اصلی مشهور شدن رپ بچه های سیاهپوست بودند با آهنگ "یو! ام تی وی رپ می خونه!" که رپ را به هر اتاق نشیمنی در محله های مسکونی حومه شهرها آورد.


                                گرانج وارد می شود


                                گروه نیروانا یکی از گروههایی بود که سبک گرانج را باب کرد

                                29 سپتامبر 1991، گرانج (grunge) عکس العملی دربرابر موسیقی آرام راک آمریکایی بود که توسط نسل بی حوصله و از توهم درآمده دهه نود آغاز شد. ترانه های گرانج بیشتر با مسائلی چون مواد مخدر و مشکلات روانی سر و کار دارد. گروه نیروانا از گروه هایی بود که این سبک را در موسیقی آغاز کرد. وقتی ویدئوکلیپ نیروانا تحت عنوان "این بوی روح نوجوان را می دهد" در ام تی وی نمایش داده شد، موسیقی متال از صحنه خارج شد و گرانج جای آن را گرفت.


                                شورت های اسلیپ یا مامان دوز؟


                                سیاستمدارن در برنامه های ام تی وی برای برقراری ارتباط با جوانان شرکت می کنند

                                19 آوریل 1994،بیل کلینتون در پایان سال دوم رئیس جمهوری اش، یک جلسه 90 دقیقه را به پاسخ گویی به سوالات جوانان 16 تا 20 ساله در حضور تماشاگران زنده ام تی ویاختصاص داد. این جلسه با سوال و جواب های جالبی همراه بود، اما سوال لائیتیتیا تامسون 17 ساله، بقیه سئوال ها را به فراموشی سپرد و نام این نوجوان را در تاریخ پاپ آمریکا ثبت کرد. او پرسید: "آقای رئیس جمهور، دنیا دوست دارد که بداند: شما شورت اسلیپ را ترجیح می دهید یا مامان دوز را؟!" رئیس جمهور پاسخ داد: "معمولا اسلیپ" در حالی که انگار هنوز باورش نمی شد که چنین سوالی از او شده است. امروز بیشتر کاندیداهای ریاست جمهوری از ام تی وی برای جذب نوجوانانی که برای اولین بار حق رای دادن به دست آورده اند، استفاده می کنند.


                                واقعیت تلخ است

                                23 ژوئن 1994، اولین نمایش "دنیای واقعی" در سال 1992 از ابداع سبک تلویزیون واقع نما (Reality TV) خبر داد. این تاریخ را رابرت تامسون استاد فرهنگ عامه در دانشگاه سیراکیوز به ثبت رسانده است.


                                شوی زنده در تایم اسکوئر نیویورک


                                گروه بک استریت بویز

                                22 اکتبر 1998. برنامه "شوی زنده درخواستی" که در محل استودیوی پخش ام تی وی در تایم اسکوئر اجرا می شود، گروه بک استریت بویز (Back Street Boys) را دعوت کرد. اجرای زنده این گروه میدان شلوغ تایم اسکوئر را از حرکت متوقف کرد. پس از این برنامه، موقعیت "شوی زنده درخواستی" به عنوان صفحه اصلی فرهنگ پاپ تثبیت شد.


                                مسموم


                                جانی ناکسویل

                                1 اکتبر 2000، جانی ناکسویل(Johnny Knoxville) یا همان Jack *** معروف و متخصص ترفندهای دردآور جلوی دوربین، که خودش را به در و دیوار می زند و کارهای دردآور و عجیبی را روی بدن خود و دوستانش به اجرا می گذارد، با شوی Jack *** از محبوب ترین شوهای ام تی وی شدند.


                                زمانی برای خانواده ها




                                5 مارس 2002، شاررررروووووووووون! اولین فحش بوق زده شده در اولین قسمت سریال واقع نمای "خانواده آزبورن" با 58 فحش دیگر همراه شد. سریال "خانواده آزبورن" زندگی خانوادگی ستاره راک آزی آزبورن که به شدت درگیر مواد مخدر بوده است را دنبال می کند. آنها اولین خانواده آمریکا بودند که توی تلویزیون آمدند و از همانجا شد که شارون (مادر) مجری یک شوی گفت و گو (Talk Show) شد، کلی (دختر) یک قرارداد برای ضبط موسیقی امضا کرد و جک (پسر) به مرکز بازپروری فرستاده شد.


                                بوسه




                                28 آگوست 2003. در بیستمین مراسم جوایز سالیانه ویدئو کلیپ، مدونا برای اجرای دوباره "مثل یک باکره" به روی صحنه آمد. ام تی وی برای جذاب کردن برنامه دو ستاره جوان پاپ بریتنی اسپیرز و کریستینا اگیولرا را همراه با او به صحنه آورد. اما بوسه ای که مدونا بر دهان دو ستاره جوان زد معلوم نیست که آیا ایده ام تی وی بود یا نه؟ هرچه بود این یکی خود خود مدونا بود.


                                iran

                                Comment

                                Working...