♫ News (Music) ♫

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #241
    بسم الله خان، نوازنده و موسيقی دان برجسته هندی و مشهورترين نوازنده ساز بادی "شهنای" بامداد روز دوشنبه 21 اوت در سن 91 سالگی درگذشت.
    به گفته منشی خصوصی بسم الله خان، وی در پی حمله قلبی در بيمارستانی در شهر بنارس درگذشت.

    بسم الله خان در معرفی و ارتقای ساز شهنای، ساز بادی هندی که اندکی به ساز "ابوا" شباهت دارد، نقش برجسته ای داشته است.

    به مناسبت درگذشت اين نوازنده، دولت هند يک روز را عزای عمومی اعلام کرده است.

    جواهر هند

    بسم الله خان هفته پيش به دليل ضعف جسمانی در بيمارستان بستری شد. با وجود اينکه او مسلمانی معتقد بود، بنارس، شهر مقدس هندوان را برای زندگی انتحاب کرده بود و هر از گاه در کنار رود مقدس گنگ به نواختن سازش مشغول می شد. او همچنين در معابد هندوها نيز سازش را به نوا در می آورد.


    وی از تبليغات و صنعت سينمای باليوود گريزان بود و معتقد بود که بايد "شنيده شود" نه آنکه "ديده شود"

    از او به عنوان نمادی از چندمذهبی بودن هند و تفاهم بين مردم اديان مختلف ياد می شد.

    بسم الله خان در سال 2001 به نشان "بهارات راتنا" (جواهر هند) بالاترين نشان افتخاری هند دست يافت.

    نقطه اوج زندگی هنری وی را شايد بتوان اجاری موسيقی در قلعه سرخ دهلی در شب اسقلال هند در سال 1947 دانست.

    بسم الله خان در 21 ماس 1916 در روستای کوچکی در شمال هند به دنيا آمد. او به خانواده ای از نوازندگان درباری تعلق داشت، به همين دليل از شش سالگی درس موسيقی گرفت و خيلی زود در رشته خود به مقام استادی دست يافت.

    در اوايل دهه 1960 بسم الله خان بی آنکه اجرايی در خارج از هند داشته باشد، از طريق صفحه هايش شهرتی جهانی پيدا کرده بود.

    وی از تبليغات و صنعت سينمای باليوود گريزان بود و معتقد بود که بايد "شنيده شود" نه آنکه "ديده شود".

    گفته می شود که او از سفر با هواپيما واهمه داشت و به همين دليل تا مدت زيادی از پذيرش دعوت برای اجرای موسيقی در خارج از هند سرباز می زد.




    در سال 1966 به اصرار و تشويق دولت هند، پذيرفت که برنامه ای در فستيوال ادينبورگ اجرا کند، به شرط آنکه او و تمام اعضای گروهش به خرج دولت هند، پيش از سفر به اسکاتلند برای زيارت به مکه و مدينه فرستاده شوند.

    در واقع او اين را شرط برای اين گذاشت که شايد از فرستادن او به ادينبورگ صرف نظر کنند. ولی نهايتا با تقبل هزينه سفر او و همراهانش به مکه از سوی دولت، وی برای نخستين بار در خارج از هند به روی صحنه رفت.

    پس از آن کنسرت های خارجی بسم الله خان با حضور در بسياری از نقاط جهان از جمله، آمريکا، اروپا، ايران، افغانستان، ژاپن و هنگ گنگ ادامه پيدا کرد.

    وی در کوچه باريکی در يکی از محلات درجه چندم در بنارس زندگی پر رياضت و ساده ای را می گذراند و ريکشا (کالسکه ای که دوچرخه ای آن را می برد) وسيله نقليه محبوب او بود. او عليرغم شهرتش، اغلب در کوچه و خيابان بنارس ديده می شد.

    او درآمد چندانی از راه نوازندگی نداشت و اين درآمد می بايست تکافوی هزينه زندگی خانواده بزرگ او را می کرد که نزديک به 60 نفر بودند.

    در سال 2003 او از اتال بيهاری واجپايی، نخست وزير وقت هند در خواست کمک مالی کرد و پس از چندين بار که درخواستش بی پاسخ ماند، نهايتا مبلغ 500 هزار روپيه (10 هزار و 760 دلار) به او داده شد.

    جنازه بسم الله خان شامگاه دوشنبه، 21 اوت با اجرای مراسم تشريفاتی دولتی در شهر بنارس دفن شد.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #242
      اتحاديه نوازندگان بريتانيا می گويد تدابير سختگيرانه امنيتی در فرودگاه های بريتانيا تاثير مخربی بر نوازندگان گذاشته است.
      بر همين اساس، اعضای اين اتحاديه به خاطر آن که نمی توانند آلات موسيقی را به عنوان بار دستی همراه خود به داخل هواپيما ببرند، "مبالغ قابل توجهی از درآمدشان" را از دست می دهند.

      اتحاديه نوازندگان به بی بی سی گفته است که بسياری از آلات موسيقی بيش از آن شکننده اند که بتوان آنها را به بار هواپيما داد.

      با اين حال وزارت حمل و نقل بريتانيا می گويد تدابير امنيتی "تا زمانی که لازم باشند اجرا خواهند شد".

      بر اساس قوانين، مسافران تنها مجاز به حمل يک بار دستی به داخل هواپيما هستند که نبايد بزرگتر از ساک رايانه های قابل حمل باشد.

      به گفته سخنگوی وزارت حمل و نقل، آلات و ادوات موسيقی تا زمانی که شدت تدابير امنيتی کاهش نيافته بايد به قسمت بار هواپيما ها داده شوند.

      مارک راميرز و اوليويا حاجيوف نوازندگان ويولون که با هم برنامه اجرا می کنند به بی بی سی گفته اند بعد از اجرای برنامه شان در اروپا احتمالا مجبور خواهند شد بدون ويولون هايشان به آمريکا بازگردند.

      حاجيوف می گويد "ويولون های ما بسيار قيمتی و حساس اند" و "امکان ندارد ما يا هيچ نوازنده جدی ديگری حاضر شود آنها را بار هواپيما دهد".

      تلاش های اتحاديه برای مذاکره پيرامون قوانين سختگيرانه به دليل تعطيلات تابستانی پارلمان به کندی پيش می رود.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #243
        شب گذشته ارکستر سمفونيک تهران به رهبرى نادر مشايخى فستيوال موسيقى شرقى در اوسنابروک آلمان را با اجراى آثارى از چايکوفسکى، بتهوون، فرانک زاپا، حسن رياحى و همچنين خود مشايخى افتتاح کرد كه با استقبال زيادى روبرو گرديد.
        مشايخی: «فكر نمی‌كردم كه موسيقى مدرن و موسيقى اصيل ايرانى تا اين اندازه براى شنوندگان آلمانى جالب باشد»

        نادر مشايخى در گفتگويى با صداى آلمان که ساعاتى پس از پايان کنسرت انجام شد؛ از اين برنامه و اهداف آتى خود به همراه ارکستر سمفونيک تهران سخن گفته است.

        مصاحبه‌گر: شهرام احدى

        دويچه وله: آقاى مشايخى شور و مستى تشويق و کف زدنهاى شب گذشته از سرتان پريده، يا همچنان ادامه دارد؟

        نادر مشايخى: من خودم باورم نمی‌شد که مردم در اين کنسرت چقدر ما را تشويق می‌کردند. براى من غيرقابل باور بود، چون فکر نمی‌کردم که موسيقى مدرن و موسيقى اصيل ايرانى تا اين اندازه براى شنوندگان جالب باشد که حتى بلند شوند و اينطور براى ما کف بزنند.

        دويچه وله: از کنسرت ديشب راضى بوديد؟

        نادر مشايخى: خيلى، ارکستر سمفونيک در خارج کشور ظاهرا ارکستر ديگرى می‌شود. خيلى عالى بود. اين صداى ارکستر را شما در ايران نمی‌شنويد! خود بچه‌ها هم راضى و خوشحال بودند، به خاطر اينکه هيچ اتفاق غيرمترقبه‌اى پيش نيامد. همه چيز خوب و درست پيش رفت و اشتباهات پايه‌اى پيش نيامد. بچه‌هاى ارکستر سمفونيک در کنسرتهاى خارج کشور طور ديگرى می‌شوند. اصلا فرم و حالت ديگرى می‌گيرند، چون می‌گويند ما بايد خودمان را در خارج نشان دهيم.

        دويچه وله: انتخاب قطعات و تنظيم برنامه به چه ترتيب بود؟ چرا اين قطعات را براى کنسرت افتتاحيه فستيوال موسيقى شرقى در اوسنابروک انتخاب کرديد؟

        نادر مشايخى: چون می‌خواستم که از اهدافى که دارم و در تلاشم که در فصل آينده به آن برسم؛ چکيده‌اى ارائه کنم. در برنامه ما سمفونى بود، به هر حال ما يک ارکستر سمفونيک هستيم و در رپرتوآر ما بايد آثار سمفونيک هم باشد که در برنامه ديشب بتهوون و چايکوفسکى را در برنامه قرار داده بوديم. يکى ديگر از اهداف من اين است که در هر کنسرت حداقل يک اثر از يک آهنگساز معاصر ايرانى اجرا کنيم که در کنسرت افتتاحيه اوسنابروک قطعاتى از آقاى حسن رياحى بود. موسيقى تلفيقى سومين هدف ما است. يعنى تلفيقى از موسيقى سمفونيک با صداى سمفونيک و موسيقى اصيل ايرانى که در اين زمينه هم قسمتى از ساخته خودم «فيه ما فيه» را اجرا کرديم.

        دويچه وله: اتفاقا «فيه ما فيه» يکى از قطعات جالب و تا اندازه‌اى غافلگيرکننده کنسرت بود، چون اکثر کارهاى ارکسترى که از موسيقى ايرانى ارائه می‌شود، در آواز بيات اصفهان است، يا در دستگاههاى ماهور و همايون. اما در ساخته شما، از جمله آواز بيات ترک کنار موسيقى ارکسترى قرار گرفته است؟

        نادر مشايخى: ببينيد، من خودم تا به حال هيچگونه الگويى نديده‌ام که عمل کند در مورد اينکه ما موسيقى اصيل ايرانى را با موسيقى ارکسترى تلفيق کنيم. به نظر من تنها امکانى که وجود دارد، همين چيزيست که در کنسرت اوسنابروک در «فيه ما فيه» عرضه کردم. به نطر من اين دو موسيقى بايد در کنار هم وجود داشته باشند. اگر اين دو موسيقى در مقابل هم واکنش سيستماتيک نشان دهند، يکى از اين دو ناگزير است که از برخى عناصر و قابليتهاى خود صرف نطر کند و معمولا هم اين موسيقى اصيل ايرانيست که اين کار را می‌کند. به همين دليل نمونه‌هاى خوبى وجود ندارد. مجبور می‌شوند، زيباترين و ظريفترين نکات موسيقى ايرانى را حذف کنند تا اين دو موسيقى همخوانى داشته باشند. و اين دقيقا کارى است که من نکرده‌ام و اين دو را همانگونه که هستند کنار هم گذاشته‌ام.

        دويچه وله: لازمه اين تلفيقى که به آن اشاره کرديد، استفاده از سازهاى ايرانى است يا می‌توان با سازهاى غربى فضاى ايرانى به وجود آورد؟

        نادر مشايخى: بدون شک می‌توان با سازهاى غربى هم اين فضا را توليد کرد. تمامى سازهاى زهى اين توانايى را دارند. دقيقا به اين خاطر است که می‌گويم ارکستر سمفونيک تهران تک است، چون تنها نوازندگان اين ارکستر هستند که می‌توانند بيات ترک و فواصل آن را با ويلون بنوازند. البته مسئله فقط اجراى اين فواصل نيست. وقتى ما بيات ترک را اجرا می‌کنيم، در واقع داريم يک فرهنگ را اجرا می‌کنيم و اگر يک نفر بيات ترک بخواند و در جايى دچار اشتباه شود، شنونده شايد عليرغم آشنايى سطحى با موسيقى اصيل فورى متوجه می‌شود. من تمام بيات ترک را با آن فرهنگ تداعى می‌کنم. براى من اذان تداعى می‌شود. اين تجربه اول ما با ارکستر سمفونيک در اين زمينه بود. ما اين کار را حتما ادامه خواهيم داد، چون واقعا موفق بود. مسئله تلفيق يکى از مهمترين اهدافى است که براى فصل آينده دارم. تا کنون صحبتهايى انجام شده است با هنرمندان موسيقى اصيل از جمله حميد متبسم، حسين عليزاده و محمدرضا شجريان.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #244
          جليل شهناز
          خود شنيد
          آنچه در تاريخ موسيقی ايران
          درباره اش خواهند نوشت

          جليل شهناز استاد تار است. اين استادی را در جمهوری اسلامی به او ندادند، در سالهای پيش از انقلاب نيز كه تار تنها "سلُو"ی او را بمدت يك ربع ساعت از راديو پخش می كردند، او را استاد جليل شهناز اعلام می كردند. تار او خاص خود اوست، يعنی بود، زيرا ديگر اگر هم چنگی به تاز بزند در خلوت خويش است و برای دل سوخته اش. از بازماندگان جمع بزرگان موسيقی ايرانی است كه در برنامه گلها شكفتند.

          در همين ماه برای او در تهران يك مراسم بزرگداشت گرفتند. پير و عصا زنان به اين مجلس آمد. مجلسی كه شجريان تمام قامت برای او به پا ايستاد و صميمانه اين استاد تار را در آغوش كشيد. سايت ميراث فرهنگی در باره اين شب نوشت:



          پسر بچه دوازده ساله، بی دلهره تار را روی پای راستش گذاشت و نواخت. گاهی سرش را بلند می كرد و به اينسو و آنسو می چرخاند. بازتاب سازش را در نگاه ها جستجو می كرد. وقتی ساز را زمين گذاشت، تعظيمی كرد. شهنار كه نمی توانست از جا بلند شود، به او اشاره كرد كه جلو بيايد. دستی به سرش كشيد و او را در آغوش فشرد. بعد نوبت به شجريان، امين الله رشيدی، همايون خرم و ديگران رسيد تا نسلی را بستايند كه آنچه از موسيقی ايران باقی مانده به آن سپرده می شود. شاگرد يكی از هنرجويان استاد جليل شهناز بود.



          بزرگداشت جليل شهناز چهارشنبه بيست و پنجم مرداد در فرهنگسرای هنر برپا شد و استاد را كه يادگار سالخورده درويش خان بود، با آمبولانس به مراسم آورده بودند.

          هنرمندان زيادی برای ادای احترام به شهناز آمده بودند. شجريان كه كمتر در چنين محافلی شركت می كند، از ابتدای مراسم حاضر بود و پيش از اينكه پشت تريبون قرار بگيرد، از شهناز كه او را استادش می خواند رخصت خواست. بوسه ای بر دستان شهناز زد و بالا رفت. گفت: «درباره ساز شهناز نمی شود حرف زد. ساز شهناز را بايد شنيد. اما حال و هوايم را درباره اين ساز می گويم. اولين آشنايی من با اين ساز به سال های 37 و 38 بر می گردد. زمانی كه در دانش سرای شبانه روزی بودم و چون آن زمان هنوز در خانه ما راديو و تلويزيون حرام بود، موسيقی را از بلندگوهای دانشسرا كه برنامه های راديو پخش می كرد، گوش می دادم.»

          حسين كسايی در پيامی برای بزرگداشت شهناز كه قرائت شد نوشت: «افراد زيادی نيستند كه بتوانند موسيقی استاد شهناز را درك كنند. خيلی ها ساز می زنند اما ساز شهناز چيز ديگری است. ساز من و شهناز به هم گره خورده اند و همه می دانند كه چه ارادتی به او دارم»

          شجريان سپس شعری را كه سال ها پيش با ساز شهناز خوانده بود خواند. شهناز لبخند می زد.

          داريوش پيرنياكان نيز در اين مراسم گفت: چهار مضراب هايی كه استاد شهنازی در موسيقی آورده بی نظيراند. جواب آواز های شهناز بی نظير است.

          نقل چند خاطره

          اسماعيل نواب صفا در كتاب "قصه شمع" كه خاطرات او از چند دهه ترانه سرائی و آشنائی با موسيقدانان ايران است در باره جليل شهنار می نويسد:

          در سفری كه سال 1330 به اصفهان كرديم با استاد شهناز آشنا شدم. به خواست استاد شهناز اركستری با شركت ايشان و "علی اكبر جقه" تشكيل شد كه در تماشاخانه اصفهان برنامه اجرا كرد.

          جليل شهناز از سال 1327 ساكن تهران شده و در شهرداری تهران كار می كرد. همان شب شب در تماشاخانه اصفهان "كسرائی” را ديدم كه با ستايش از تار شهنار گفت: 10 سال ديگر او به اوج خواهد رسيد.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #245
            مراسم بزرگداشت فرهاد مهراد خواننده فقيد موسيقي ايران‏ روز پنج‌شنبه در مجموعه فرهنگي تهران برگزار شد.

            به گزارش ايسنا‏، در ابتداي اين مراسم فيلمي به نمايش گذاشته شد كه در اين فيلم بهزاد فراهاني بازيگر سينما و تئاتر در سخناني تاكيد كرد كه هنرپيشه‌هاي سينما و تئاتر بايد ساعتها ترانه‌هاي ماندگار فرهاد را گوش دهند.

            وي ادامه داد: كمتر خواننده‌اي همانند فرهاد بر روي ارزش و محتواي واژگان تاكيد داشته و در زماني كه توده‌هاي مردم‏ كمتر با شعر نو عجين وآشنا بودند شعر نو با صداي فرهاد‏،‌ براي توده مردم ‌آشنا مي‌شود وتوده مردم از شعر نو با صداي فرهاد استقبال مي‌كنند.

            در ادامه‌ي اين مراسم همسر فرهاد و وكيل او آقاي شريعت به سوالات حاضرين پاسخ دادند. شريعت در پاسخ به سوالي درباره موضوع پخش صداي فرهاد از تلويزيون گفت:‌علي‌رغم آنكه آقاي ضرغامي رييس سازمان صدا و سيما در مصاحبه‌هاي خود همواره بر رعايت حقوق هنرمندان تاكيد مي‌كنند ولي در آخرين تماسي كه از سوي دفتر آقاي ضرغامي با ما گرفتند به ما گفتند هر كاري كه دلتان مي‌خواهيد بكنيد!

            وي با اشاره به اينكه ازسوي فرهاد مهراد‏ هيچ‌گاه مجوز انتشار آثارش به شركت يا اشخاصي داده نشده گفت:‌ معتقديم كه گوش دادن وخريد و فروش آثاري كه بدون رضايت صاحبان اثر منتشر مي‌شود به خاطر جعلي و قاچاق بودن بدور از اخلاق و انسانيت است.

            در ادامه اين مراسم‏، سعيد حجاريان فعال سياسي سوال كرد كه چرا موضوع پخش آثار فرهاد از تلويزيون را در رسانه‌ها مطرح نمي‌كنيد تا ، تلويزيون وادار به رعايت حقوق آثار هنرمندان شود، وكيل فرهاد در پاسخ به اين سوال گفت:‌آيا فكر مي‌كنيد كمك به اين موضوع مي‌ شود؟ پس چرا بسياري از مردم ترجيح مي‌دهند سي دي غير قانوني آثار فرهاد را با قيمتي بالاتر تهيه كنند ولي نسخه اصلي كه تعلق به صاحب اثر است را نخرند؟! در اين زمينه بايد فرهنگ‌سازي شود.

            وكيل فرهاد در ادامه اين مراسم همچنين مدعي شد كه برخي مطبوعات يا نمي‌توانند و يا نمي‌خواهند كه مسائل مربوط به پخش آثار فرهاد از تلويزيون‏ به خوبي تشريح شود.

            در پاسخ به اظهارات او،‌يكي از خبرنگاران با اشاره به اينكه در سالهاي اخير، بسياري از مطبوعات به اندازه كافي به اين موضوع پرداخته‌اند از او خواست تا عينك بدبيني نسبت به مطبوعات را بردارد! وكيل فرهاد نيز در پاسخ تاكيد كرد: ‌منظور من بخشي از مطبوعات بود.


            iran

            Comment

            • BehnazNaNaz
              Member
              • Jul 2006
              • 532

              #246
              mer30

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #247
                قر دادن هزینه دارد! ممنوع الصدا شدن پنج حواننده پاپ، j4p
                j4p- طبق شنیده ها، پنج نفر از خوانندگان پاپ ایرانی ممنوع الفعالیت شده اند.

                ماجرا از این قرار است که با ظهور شبکه های ماهواره ای نیمه مجازی چون «مهاجر» یا «ایران موزیک»، خوانندگان غالباً جوان پاپ به سرعت دست به کار ساخت کلیپ هایی شدند تا بتوانند علاوه بر معرفی آلبوم های خود، به نوعی تلافی عدم پخش آهنگ هایشان از رادیو و تلویزیون رسمی کشور را در بیاورند و حسابی جلوی دوربین قر بیایند!

                جالب این که شبکه های مورد نظر، برای پخش این کلیپ ها از خواننده هایشان مبلغی دریافت می کنند؛ درحالی که در تمام دنیا رسم است شبکه رادیویی یا تلویزیونی که می خواهد از اثری استفاده کند، باید دل خواننده آن کار را به دست بیاورد. به هرحال، خواننده های هیجان زده، از این فرصت تازه به خوبی استفاده کردند و تا جایی که جیب شان اجازه می داد (و در موارد بسیار: تا جایی که توانستند قرض بگیرند!) کلیپ ساختند و نمایش دادند.

                این شوهای رنگارنگ اکثراً خالی از فکر بوده و در آنها تنها به نشان دادن خواننده در لباس های مختلف آنهم در ویلاهای آنچنانی یا اتوموبیل های آخرین مدل، اکتفا می شود. و البته حضور یک یا چند دخترخانم جوان و بزک کرده، در این کلیپ ها قطعی است!

                همین مساله بالاخره کار دست چند نفر از این خوانندگان داده و به دلیل آنچه «استفاده ابزاری از زن و حركات نامناسب جلوی دوربین» عنوان شده، فعالیت پنج خواننده به بن بست خورده است. هنوز نام این خواننده ها رسماً اعلام نشده اما گفته می شود «شهاب بخارایی» یکی از آنهاست. همچنین کسانی چون: بهنام موسی پور، مهدی مقدم، بهزاد ابطحی، دلفان، فرهاد مهادیان، شهرام سپهره، كامران اشرافی و چندین خواننده دیگر هم در خطر قرارگرفتن در این لیست سیاه هستند.

                با بالا گرفتن این خبر، جو دلهره و ترس بر جمع خوانندگان جوانی که کلیپ های بعضاً مورددار و به قولی مبتذل از آنها به نمایش درآمده، غالب شده و حتی عده ای از آنها ضمن تماس با شبکه های ماهواره ای، خواستار عدم پخش کلیپ هایشان شده اند. به دلیل عدم اعلام رسمی، هنوز کسی نمی داند آیا ممنوع الصدا شده یا نه؟ قضیه وقتی آشکار می شود که خواننده ای به مرکز موسیقی اداره ارشاد مراجعه کند و ببیند پرونده جدیدی برای او باز نمی شود...

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #248
                  گروه موسيقى نياز و سوسن ديهيم خواننده ايرانى مقيم آمريكا قصد دارند براى جلب توجه افكار عمومى‌‌ و همچنين جمع‌آورى پول براى كمك به دردمندان جنگ لبنان، كنسرتى خيريه در روز سى‌ام ماه اوت (۸ شهريور) برگزار كنند. اما چرا هنرمندانى ايرانى‌ كه مقيم آمريكا هستند به فكر برگزارى چنين برنامه‌اى افتاده‌اند و از هنرمندان عرب، به ويژه لبنانى دعوت به همكارى نكردند؟ «عصر شنبه» در گپى با رامين تركيان از گروه نياز، كوشيده است كه پاسخى بر اين پرسش‌ها بيابد.

                  نياز نام گروه و به عبارتى پروژه‌اى است كه در آمريكا شكل گرفته و مدتى پيش هم آلبومى‌‌ منتشر كرد كه تلاشى است ستودنى و بسيار شنيدنى در راه پيوند دادن موسيقى محلى و فولكلور با موسيقى الكترونيك. البته نه تنها تلفيق موسيقى محلى، فولكلور و عنصرهاى موسيقى سنتى ايران، هند و تركيه با موسيقى الكترونيك كه استفاده از اشعار كلاسيك فارسى و اردو، يا به عبارتى دو زبان فارسى و اردو در اجراى ترانه‌ها است كه قطعات نياز را جذاب و شنيدنى می‌كند.

                  ستونهاى اين گروه عبارتند از اعظم على خواننده «نياز» كه خود تا به حال چندين آلبوم آكوستيك منتشر كرده، رامين تركيان كه بسيارى از علاقمندان با نام او از طريق گروه Axiom of Choice آشنا هستند و سرانجام كارمن ريتزو، يكى از چهره‌هاى شناخته شده موسيقى الكترونيك كه تا به حال با هنرمندان صاحبنامى‌‌ چون Seal، آلنيس موريست و شب خالد همكارى داشته و دو بار هم نامزد دريافت جايزه Grammy شده است.

                  شهرام احدى

                  *************

                  دويچه‌وله: در روز چهارشنبه سى‌ام ماه اوت، در گروه نياز كنسرت خيريه برگزار مى‌‌كنيد، با سوسن دهيم و ريچارد هوروويتس براى كمك به دردديدگان جنگ لبنان. چطور شد كه شما اصلا به فكر چنين كارى افتاديد؟

                  رامين تركيان: وقتى كه ما در كانادا سفر مى‌كرديم و تور كنسرت داشتيم بوديم، اين فاجعه شكل گرفت و يك چيزى است كه همه‌ى ما با ‌آن حس همدردى كرديم. وقتى شما داريد سفر مى‌‌‌ كنيد، هيچ چاره‌اى نداريد، فقط شب‌ها تلويزيون تماشا مى‌كنيد و اخبارى كه مى‌‌ديديم، واقعا همه ما را آشفته كرده بود، براى همين بلافاصله تصميم گرفتيم، وقتى كه برگشتيم، يك كارى كرده باشيم و فقط خاموش ننشينيم، براى همين تصميم گرفتيم كه اين برنامه را برگزار كنيم و اميدوارم كه موفق هم باشد.

                  دويچه‌وله: چرا اين كار را بصورت مشترك با سوسن ديهيم و ريچارد هوروويتس برگزار مى‌‌‌كنيد؟ چرا خودتان به تنهايى كنسرت نمى‌‌‌‌دهيد؟

                  رامين تركيان: اگر تنهايى مى‌‌‌‌كرديم،‌ فقط مى‌‌‌شد يك كنسرت، فكر كرديم از اين طريق تبديل مى‌‌‌شود به يك برنامه‌ى مشترك و يك همبستگى هم بين خودمان بوجود مى‌‌‌آيد، به عنوان چند هنرمند كه همصدا مى‌‌‌شوند، براى يك درد مشترك حقيقتا همه تلاش مى‌‌كنند، يك مقدار اميدمان بيشتر ميشود به اينكه تأثير بزرگترى در جامعه بگذاريم و توجه بيشترى جلب كنيم.

                  دويچه‌وله: مسئله‌ى همبستگى را مطرح كردى. اين كنسرت مشترك تا چه اندازه مشترك هم هست، قرار است كه هر كدام از شما به تنهايى بخشى از كنسرت را اجرا كنيد يا اينكه حضورى مشترك هم روى صحنه داريد، با همديگر يك ترانه يا ترانه‌ى مشتركى اجرا مى‌‌‌كنيد؟

                  رامين تركيان: قرار است كه هر كس يك مقدار از برنامه‌ى خودش را داشته باشد و بعد هم در وسط برنامه يك چند قطعه‌اى را با هم اجرا بكنيم.

                  دويچه‌وله: چطور شد كه از هنرمندان لبنانى، فلسطينى و يا حتى اسراييلى دعوت به همكارى نكرديد كه شايد خودشان واقعا بيشتر از اين جنگ و بحران رنج مى‌‌‌برند؟

                  رامين تركيان: اولا كه ما بيشتر تمركزمان روى لبنان است و كسانى كه در اين مدت جنگ دربدر شدند. اين فرصتي بود تا با Relief International كه يك سازمان خيلى معتبرى است و به اصطلاح به پناهجويان كمك مى‌‌‌كند، همكارى شود. ديگر آنكه در لوس‌آنجلس حقيقتا گروه‌هايى لبنانى زيادى وجود ندارد كه در جامعه‌ى غيرلبنانى شناخته شده باشند، ما به هر گروه ديگرى كه نگاه كرديم، فكر كرديم كه شايد كشش آن را نداشته باشد كه آن توجه را در روابط عمومى‌‌ و روزنامه‌ها جلب كند تا اين كنسرت واقعا هم موفقيت آميز باشد.

                  دويچه‌وله: صحبت از كشش شد، فكر مى‌‌‌كنى كه برگزارى چنين كنسرت‌هاى خيريه‌اى در آمريكا برد داشته باشد و توجه آمريكايىها را واقعا جلب كند كه مثلا در مقايسه با مردم اروپا ديدى ديگر به خاور ميانه و معضلات منطقه دارند و يا حداقل مى‌‌‌توانند، داشته باشند؟

                  رامين تركيان: يكى از مهم‌ترين مشكلاتى است كه ما با آن برخورد مى‌‌كنيم، اينجا يك مقدار كارشكنى بيشتر انجام مى‌‌‌شود،‌ با اينكه اين كنسرت هيچ جنبه‌ى سياسى ندارد و هدفش فقط يك جنبه‌ى انسانى است، ولى خواه ناخواه مردم ديدشان تحت تأثير چيزهايى است كه در اخبار اينجا مى‌‌‌شنوند و يك مقدار ما احساس مى‌‌كنيم كه پشتوانه و پشتيبانى كمتر از آن چيزى است كه شايد دلمان بخواهد.

                  دويچه‌وله: قرار است كه درآمد اين كنسرت خيريه صرف چه كار و چه پروژه‌اى بشود؟

                  رامين تركيان: همه‌ى كسانى كه در اين برنامه دارند شركت مى‌‌‌كنند، هيچ پولى نمى‌‌گيرند، هيچ كدام از نوازنده‌ها و هنرمندها. تمام درآمد كنسرت در اختيار «ريليف اينترنشنال» قرار مى‌‌گيرد‌ كه همانطور كه گفتم، سازمانى است كه تخصص در كمك به مردمى‌‌ دارد كه در كمپ‌هاى پناهندگى زندگى مى‌‌كنند و آواره شده‌اند. مسئله ديگر اين است كه ما به اين سازمان ايمان داريم، چون كمتر از ۱۰ درصد آن پولى كه جمع مى‌‌‌شود، خرج تشكيلات ادرايشان ميگردد و ۹۰ درصد پولها كه جمع مى‌‌‌شود، هميشه بدست آن كسانى مى‌‌رسد كه احتياج دارند، البته آن چيزى كه ما جمع مى‌‌كنيم در مقايسه با فاجعه‌اى كه اتفاق افتاده، قطره‌اى در اقيانوس است، يعنى واقعا چيز چشم‌گيرى نيست، اميد ما اين است كه در ميان اين جمعيت كسانى پا به جلو بگذارند و شايد اين باعث شوند كه بتوانند مقدار بيشترى بودجه در اختيار سازمان نامبرده و صندوقى كه درست كرده است، بگذارند.


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #249
                    نمايشگاهی برای بزرگداشت فرهاد، گفتگوی بهزاد کشميری‌پور با پوران گلفام، همسر فرهاد، صدای آلمان
                    ديروز، در آستانه‌ی چهارمين سالروز درگذشت فرهاد، در مجموعه‌ی هنری فرهنگی تهران (سينما ايران) برنامه‌ای برای بزرگداشت او برگذار شد. در اين برنامه، در کنار فيلمی که درباره‌ی زندگی او به نمايش گذاشته شده، نمايشگاهی از عکسها و وسايل شخصی او نيز به علاقمندان عرضه می شود. نمايشگاه تا روز يکشنبه برپا خواهد بود. اين برنامه را همسر او پوران گلفام با همکاری چند تن از دوستداران اين خوننده سازمان داد‌ه‌اند.


                    بزرگداشت خواننده‌ای که کار خود را اواسط دهه‌ی چهل با گروه «بلاک کتس» اغاز کرد و در ابتدا دلمشغولی اصلی‌اش بازخوانی ترانه‌ها و تصنيفهای بزرگان راک و پاپ اروپا بود. فرهاد پس از مدتی به‌ويژه با خواندن ترانه‌ی مرد تنها برای فيلم«رضا موتوری» خواننده‌ای آشنا شد. خواننده‌ای که قدرت صدايش و تکيه‌های ويژه‌ی او بر کلمات از جمله ويژگيهايش بود. او که هنرمندی خودآموخته بود استعداد غريبی در ادای حق کلمات داشت.

                    فرهاد هيچگاه علاقه‌ای به پخش صدايش از راديو تلويزيون نداشت؛ در حالی که هم در دوران شاه و هم در جمهوری اسلامی شهرت و محبوبيت او راه را برای سوء استفاده از نام و صدايش هموار می‌کرد. صدای آلمان در حاشيه برگزاری برنامه بزرگداشت گفتگويی داشته است با پوران گلفام، همسر فرهاد.

                    مصاحبه‌گر: بهزاد کشميری‌پور

                    ********************

                    دويچه‌وله: خانم گلفام شما تا به حال چند بار به پخش صدای فرهاد از صدا و سيمای جمهوری اسلامی اعتراض کرده‌ايد. ظاهرا اين اعتراضها به جايی نرسيده، چون اين کار همچنان تکرار می‌شود. الان وضعيت در چه حال است؟

                    پوران گلفام: الان وضعيت به اين صورت است که آهنگ محمد [وحدت] را با زيرنويس انگليسی هم پخش می‌کنند. هر لحظه پيشرفت می‌کنند!

                    دويچه‌وله: چطور است که اعتراضهای شما موثر نبوده، در حالی که شما به هر حال صاحب حقوق اين اثار هستيد؟

                    پوران گلفام: بله، ولی نمی‌دانم. من حتا برای اين کار وکيل هم گرفته‌ام اما تا الان به هيچ جا نرسيده‌ايم.

                    دويچه‌وله: شما يکی دوبار گفته‌ايد که فرهاد را در ايران نفهميده‌اند. در صورتی‌که چند نسل گذشته اما هنوز خيلی‌ها به کار ايشان علاقه‌دارند و کارهای او را با علاقه دنبال می‌کنند. آيا بيشتر منظورتان اين نيست که قدر فرها را نفهميده‌اند؟

                    پوران گلفام: هر دو... يعنی، می‌بخشيد شايد من زيادی تعصب دارم اما، فکر می‌کنم کارهای فرهاد هيچ شبيه موسيقی پاپ يا هر آنچه الان به عنوان موسيقی پاپ عرضه می‌شود نيست. چون فکر پشت آن است، يعنی هر شعری که فرهاد می‌خواند دقيقا با يک منظور و انديشه خوانده شده. من فکر نمی‌کنم همه کسانی که اين شعرها را می‌خوانند يا اين آهنگها را گوش می‌کنند متوجه باشند يا توجه کنند به اين که اين حرفها چه هستند. ممکن است تعداد خيلی کمی باشند. به‌خصوص که من اينجا می‌شنوم که فرهاد را با ديگر حواننده‌ها حتا قاطی می‌کنند. يعنی فکر می‌کنند هر کس بلند بخواند يا فرياد بکشد فرهاد است. در حالی که فرهاد از جوانی تا انتها تکامل پيدا کرده است. علاقه‌ها و سليقه‌هايش در مورد موسيقی هم همينطور. يکی منظورم اين بوده و ديگر اين که بله معتقدم قدر فرهاد را هيچ وقت، هيچ‌کس ندانست. و حالا که ديگر حضور فيزيکی ندارد از نظر راديو و تلويزيون شده گنجينه‌ی ملی، از نظر رسانه‌ها شده اسطوره ...

                    دويچه‌وله: آيا برگزاری چنين بزرگداشتهايی به همين منظور است؟ در فيلمی هم که نمايش داده شد جنبه‌های کمتر شناخته شده‌ای از ويژگيهای او مطرح می‌شود.
                    پوران گلفام: دقيقا. من می‌خواهم کسی که به صدای فرهاد گوش می‌کند اگر علاقمند است فرهاد واقعی را هم بشناسد. بداند که چه کسی را دوست دارد و به کی گوش می‌کند. دليلش دقيقا همين است. من سعی می‌کنم. مثلا نمايشگاهی هم گذاشته‌ايم از کتابهايی که فرهاد خوانده، حاشيه‌نويسيهايی که توی کتابها کرده. اينها را هم گذاشته‌ايم تا آنها که دوست دارند بيايند و تماشا کنند. ببينند که اصولا فرهاد به چه چيزهايی علاقه داشته، چه کتابهايی می‌خوانده، طرز فکرش چه بوده. دلم می‌خواهد اينها را برای مردمی که دوستش دارند روشن کنم.

                    خانم پوران گلفام همچنين بر کار سايت اينترنتی فرهاد و انتشار آثار او نظارت دارد. او سال گذشته مجموعه‌ی دو سی دی به نام «آمين فرهاد» را تهيه کرده که از جمله فيلمهايی از زندگی خصوصی و بعضی کنسرتهای فرهاد را در بردارد.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #250
                      به اعتقاد فرهاد فخرالدينی، ساخت موسيقی فيلم و سريال، تخصصی بالاتر از آهنگسازی را طلب می‌کند.

                      رهبر ارکستر موسيقی ملی ايران در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، از نوشتن موسيقی فيلم و سريال به عنوان کاری فوق تخصصی ياد کرد و افزود: آهنگسازی يک کار تخصصی است و يک آهنگساز زمانی می‌تواند موسيقی فيلم بنويسد که تخصصی ديگر نيز بر دانسته‌هايش اضافه شود.

                      فخرالدينی درباره‌ی افرادی که هم اينک ساخت موسيقی فيلم‌ها و سريال‌های تلويزيونی را بر عهده دارند، گفت: نسبت به برخی کسانی که در حال حاضر به عنوان آهنگساز فيلم کار می‌کنند، شناخت و سابقه‌ای از آن‌ها سراغ ندارم که بگويم همکار، شاگرد يا همشاگردی من بوده‌اند.

                      وی تاکيد کرد: نوشتن موسيقی فيلم و سريال بايد به دست اهل فن صورت بگيرد و کسی اين کار را انجام دهد که موسيقی فيلم را بشناسد.

                      فخرالدينی در پاسخ به پرسش ايسنا، درباره‌ی ارزيابی خود از موسيقی فيلم‌ها و سريال‌های صدا و سيما، يادآور شد: من فرد گرفتاری هستم و خصوصا در اين چند ماه اخير به دليل مشکلات شخصی و خانوادگی فرصت بررسی کارهای ديگر را نداشتم.

                      اين آهنگساز درباره‌ی حضور هنرمندان حرفه‌يی و سرشناس در سازمان صدا وسيما؟، خاطرنشان کرد: من بيرون از سازمان صدا وسيما کار می‌کنم و نمی‌توانم درباره اين پرسش اظهارنظر کنم البته خودم از پيشکسوتان راديو و تلويزيون هستم و قبلا رهبر ارکستر راديو و تلويزيون ملی ايران بوده‌ام.

                      فخرالدينی که آهنگسازی سريال‌های متعددی چون «سربداران»،«‌ابن سينا»، «روزی روزگاری»،‌ «کيف انگليسی»، «امام علی (ع)»‌، «روشن‌تر از خاموشی» و «پرده عشق» را برعهده داشته است گفت: همکاری من همواره با صدا و سيما خوب بوده است. اما خود را به عنوان کسی می‌شناسم که بيرون از سازمان صدا و سيما کار می‌کند.

                      گفتنی است، فرهاد فخرالدينی هم اينک ساخت موسيقی سريال‌هايی چون «چهل سرباز» (به کارگردانی محمدنوری‌زاد) و «شهريار» (کمال تبريزی) را بر عهده دارد.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #251
                        در نگاه اول به این آلبوم كیت را می بینیم كه در جنگی علیه خداوند شركت كرده و در حال غرق شدن است. حال نوع نگاهت را وارونه كن. او را می بینی كه شیاطین را از وجود خود می راند و با ملودی تند ایرلندی دیوانه وار حركت می كند. و همه این اصوات ضبط شده در استودیویی مجهز است كه دهه هشتاد در خدمت یكی از زنان نابغه و بی همتای موسیقی دوره خود قرار داده است. بدون این آلبوم موسیقی توری آموس شاید تحولی ایجاد نمی كرد و گروهی مثل Gold Frapp به وجود نمی آمد.
                        ۲۳ آگوستوس پابلو: King Tubby meets Rockers uptown ۱۹۷۶
                        Dub سبك اختراعی جامائیكایی ها كه تركیبی از دوباره تنظیم كردن آهنگ ها Remix، افزودن صداها و اكوهای مختلف به صدای خواننده بود، به شكل خارق العاده ای در این آلبوم به چشم می خورد. این مجموعه ملودی های فراواقعی به وسیله صدای ملودیكای آگوستوس پابلو به وجود آمده و به شكل آلبوم ارائه شد. بدون این آلبوم واژه هایی مثل Remix و Dj و سبك های هاوس و ریو به وجود نمی آمدند.
                        ۲۴ یوسو اندور: Immigres ۱۹۸۴
                        اندور ستاره موسیقی سنگال كسی است كه درك و دریافت غربی ها نسبت به موسیقی آفریقایی را تغییر داد. او در موسیقی سنگالی انقلابی ایجاد كرده است. ریتم های نامتعادل، ضربه های عجیب، سازهای كوبه ای، اصوات ناموزون هورن ها و صدای قدرتمند و انعطاف پذیر اندور از ویژگی های این آلبوم به شمار می رود. این آلبوم همچنین نقش مهاجران آفریقایی به غرب و مسئله هویت آنها را دوباره مطرح می كند.
                        بدون این آلبوم شاید اندور هرگز با پیتر گابریل ملاقات نمی كرد، آفریقایی ها شاید هرگز در Live8 حضور نمی یافتند و مهمتر اینكه World Music به عنوان بخشی از موسیقی مورد توجه موسیقیدانان غربی قرار نمی گرفت.
                        ۲۵ جیمز براون: Live at the Apollo ۱۹۶۳
                        این آلبوم زنده هنوز بهترین نمونه اجرای قوی موسیقی Soul به شمار می آید. این اجرا جیمز براون را به درون جریان اصلی این سبك سوق داد و راه را برای كارهای بعدی او گشود. آلبوم علاوه بر سازمان بخشیدن به گروه های صاحب سبك موسیقی Soul مانند sly stone و اوتیس ردنیگ، پایه های اولیه یك اجرای پرتحرك را برای مایكل جكسون جوان آماده كرد. بدون این آلبوم سبك های مختلف و قابل توجه هیپ هاپ كه مشخصا از براون بیش از هر كس دیگر نمونه برداشته اند به وجود نمی آمدند.
                        ۲۶ استیوی واندر: Songs in the key of life ۱۹۷۶
                        این آلبوم بر بیشتر خوانندگان سبك Soul مدرن و R&B تاثیر گذارده است. این آلبوم كه دارای ۲۱ آهنگ است، گستره وسیعی از موضوعات مختلف احساسی، اجتماعی، معنوی و زیست محیطی را كه همگی با نوعی جسارت و چابكی اجرا شده اند دربرمی گیرد. هیچ كدام از دیگر خوانندگانR&B اینچنین گسترده و زیبا به مسائل و موضوعات پیرامون انسان نپرداخته اند. بدون این آلبوم افرادی مانند آلیشیا كیز و جان لژند وجود نداشتند و شعر R&B معاصر بی معنا و پوچ بود.
                        ۲۷ جیمی هندریكس:
                        Are you Experienced ۱۹۶۷
                        هندریكس نقطه آغاز نوازندگی گیتار است، با نگاه و سبكی كه انگار از سیاره ای دیگر آمده پیوندش با بلوز و psychede lia، زبردستی و حقه هایش در نوازندگی، گیتار و امكانات شنیداری آن را دوباره معنا كرد. آهنگ سومین سنگ از خورشید، هندریكس را به اولین ستاره راك حقیقتا جهانی تبدیل كرد. بدون این آلبوم گیتارنوازان و هنرمندان بلوز راك بی شماری به وجود نمی آمدند، اما بیشتر از این، بدون آلبوم Experienced كسی جیمی را واقعا تجربه نمی كرد
                        ۲۸ Prince and the Revolution: باران ارغوانی ۱۹۸۴
                        پرینس برای سال های متمادی موفقیت چندانی در موسیقی نداشت تا اینكه این مرد لاغراندام خود را به عنوان یك ستاره فیلم ارغوانی پوش دوباره احیا كرد. مثل مایكل جكسون، او نیز دریافت كه بهترین راه جذب مخاطب ایجاد طیف گسترده موسیقایی است: از فانك مینی مالیست آلبوم های قبلی اش تا Volume-at-11 جیمی هندریكس آهنگ باران ارغوانی بالادی ماندگار و كوبنده است كه از قضا نمونه ضعیف كریستینا اگرلینا را در میان سایرین به ذهن ما می آورد.
                        بدون این آلبوم افرادی مانند جانت جكسون، پیچز و مطمئنا بك به وجود نمی آمدند.
                        ۲۹ پینك فلوید: نیمه تاریك ماه ۱۹۷۳
                        پیوستن به پینك فلوید اوایل دهه هفتاد دشوار به نظر می رسد. هرچه پول لازم باشد داری اما بی فایده است. تا یك بحران وجودی نداشته باشی نمی توانی به اتاق ضبط موسیقی آنها وارد شوی. آثار پینك فلوید تماما به شكلی مثبت تاثیر گذار از آب درآمدند. بدون این آلبوم پراگرسیو راك معنایی نداشت و شاید صدای زمزمه مانند تام یورك شنیده نمی شد.
                        ۳۰آتش را بگیر :The wailers ۱۹۷۳
                        در كنار The harder they come فیلم و موسیقی متنش، آلبوم آتش را بگیر معنای موسیقی «رگی» را از موسیقی سبك عجیب و عوام پسندانه به موسیقی اسرارآمیز و قدرتمند تغییر داد. سبك عرضه شده در این آلبوم نسخه آراسته و ملایم شده ریف های منهای گیتاری است كه باب مارلی، پیتر تاش و بانی ویلر زمانی كه مخاطب سفیدپوست نداشتند ارائه می كردند. بدون این آلبوم گروه های بومی آمریكایی مائوری یا آفریقایی موسیقی Reggae و نمونه هایی مانند اسواد یا استیل پالز به وجود نمی آمدند.
                        ۳۱ استون روزز: استون روزز ۱۹۸۹
                        تا اواخر دهه هشتاد، منچستر مكانی نامطبوع و ناخوشایند برای اهل موسیقی به شمار می آمد. تا زمانی كه آلبوم غیرقابل پیش بینی و پرهیجان استون روزز سر از كلوب های آن شهر درآورد. آلبومی پر از الفاظ عجیب و غریب و ریتم ها و اصوات فانكی درام و گیتار كه بدون شك بی رقیب بودند. بدون این آلبوم آنچه از استون روزز در DNA تمامی بندهای فانك بریتانیا به جا مانده به وجود نمی آمد.
                        ۳۲ اوتیس ردینگ: Otis Blue ۱۹۶۵
                        قبل از روی كار آمدن استكس ركوردز و اوتیس ردینگ ایالت های جنوبی فقط مختص سبك كانتری بود. این آلبوم كه چند هفته پس از مرگ نابغه ردینگ یعنی سام كوك ضبط شد اوتیس را به عنوان جانشین كوك و به عنوان یك سیاه پوست جوان و موفق معرفی كرد. با پشتیبانی جالب توجه MG و صدای هورنهای ماركی در پس زمینه صدای خش دار اوتیس، این آلبوم Soul را معنا كرد. بدون این آلبوم افرادی مانند آرثا فرانكلین، ال گرین و ترنس ترنت به وجود نمی آمدند.
                        ۳۳ هربی هانكوك: Head Hunters ۱۹۷۳
                        این آلبوم موسیقی جز را با فانك و R&B پیوند می دهد و این كار را با نوعی اطمینان لذت بخش انجام می دهد و راهكاری كاملا جدید و روشنفكرانه به موسیقی ارائه می كند. Head Hunters سرآغاز نوعی تركیب نژادی محسوب می شود و سبكی است كه حدود سی سال به موسیقی جز حیات تازه ای بخشید. بدون این آلبوم همین بس كه بگوییم همه چیز در دنیای جز فانك به این آلبوم برمی گردد.
                        ۳۴ بلك سبث: بلك سبث ۱۹۷۰
                        در كمتر از سی دقیقه اولین نشانه های ظهور هوی متال سر برمی آورند. تمپوهای سنگین، ریف های چكشی گیتار و صدای جیغ مانند آزی آزبورن، آرنا راك را به دو دهه هفتاد و هشتاد هدیه كرد. بدون این آلبوم سبك گرانج و در پی آن كرت كوبین و اسپینال بك به وجود نمی آمدند و البته برنامه آزبورن ها نیز ساخته نمی شد
                        رامونز: رامونز ۱۹۷۶
                        به عقیده جویی رامون «شادی» در سال ۱۹۷۴ در موسیقی كاملا از بین رفته بود. برای بازگرداندن آن به عرصه موسیقی جویی و سه برادرش فقط یك آلبوم و ۱۶ آهنگ ارائه كردند. اختصار اولین درس راك نوازان نیویوركی بود كه همراه با سرعت، اصوات ناموزون گیتار و اشعار احمق نمایانه ارائه شد. در بحبوحه شكوه و ابهت پراگرسیوراك آلبوم رامونز بازگشتی به سرخوشی های گذشته بود. بدون این آلبوم شادی در موسیقی از بین رفته بود
                        ۳۶ نسل من ۱۹۶۵: The who
                        The who قبل از اینكه اولین اپرای راك خود به نام «تامی» را ضبط كند، تعداد زیادی تك آهنگ ارائه كرده بود كه اكثرا به فضای یٲس آلود و مهار شده جوانان لندن در دهه شصت می پرداخت. آلبوم سال ۶۵، نسل من، با سرودهای اعتراض آمیز خود سبك art-school را به وجود آورد كه گرایش جوانان به از بین بردن وضع موجود را نشان می داد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند پل ولر، Blur و Ordering Boys وجود نداشتند.
                        ۳۷ خطوط آبی ۱۹۹۱: Massive Attack
                        با از بین بردن حد و مرزهای رپ، Massive Attack برای به وجود آوردن سبكی موسیقایی سینمایی پیشقدم شد. اعضای این گروه كه همگی از مدرسه عالی سیستم های صوتی فارغ التحصیل شده بودند به همراه یك طراح انیمیشن دست به ابتكار زده و با آهنگ فراموش نشدنی سمفونی ناتمام برای همیشه در سبك مدرن كلاسیك
                        باقی ماندند.
                        بدون این آلبوم، موسیقی شهرنشین انگلیسی حرفی برای گفتن نداشت و گروه هایی مانند Roots Manuva و دیزی به وجود نمی آمدند.
                        ۳۸ رید یوهد۱۹۹۵: The Bends
                        به موازات جف باكلی موسیقی رید یوهد هراس آور، متفكرانه و عجیب بود و سبك آن خلاف جهت Lad-Rock كه Oasis به راه انداخته بود پیش می رفت. سبكی مبتنی بر اصوات ناشنیده آلات موسیقی كه به صدای دهه نود تبدیل شد.بدون این آلبوم گروه هایی مانند
                        Cold Play، كین و جیمز بلانت به وجود نمی آمدند.
                        ۳۹ مایكل جكسون۱۹۸۲: Thriller
                        ناب، تكان دهنده نبوغی سرشار از ابتدا تا پایان. مایكل جكسون و تهیه كننده اش كوئینسی جونز ظاهرا عهد بسته بودند كه بزرگ ترین و جهانی ترین آلبوم پاپ را خلق كنند. جونز نشانه های راك را به درون Soul و برعكس كشانده و سبكی ایجاد كرده كه با جمع اضداد شكلی جهانی یافته است. بدون این آلبوم ستارگان موسیقی پاپ مانند مدونا، جاستین تیمبرلیك و بسیاری دیگر به وجود نمی آمدند.
                        ۴۰ Run DMC: Run DMC ۱۹۸۴
                        این Run DMC بود كه الگوی هیپ هاپ امروزی را ثبت كرد. اولین آلبوم رپ به شكل امروزی به شدت جذاب بود و البته با اشعار اجتماعی اش راه را برای رپ سیاسی و اجتماعی باز كرد. بدون این آلبوم گروه هایی مانند پابلیك انمی، روتز ونس به وجود نمی آمدند.
                        ۴۱ چیك: چیك ۱۹۷۷
                        انقلابی در موسیقی دیسكو اواخر دهه هفتاد. آلبومی كه این سبك را از شكل بی جیزی آن جدا كرده و به عنوان فرمی مجزا برای سه دهه در جداول آلبوم های برتر قرار داد. اعضای اصلی این گروه یعنی نایل راجرز و برنارد ادواردز در آلبوم سال ۷۷ خود اثری ارائه دادند كه گروه های بی شماری از جمله دوران دوران و Orange Juice را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد. بدون این آ لبوم گروهی مانند Destinyشs Child به وجود نمی آمد.
                        ۴۲ The Smiths: The Smiths ۱۹۸۴
                        اشتیاق آور، ملودیك، پرسروصدا و بسیار شمالی. اولین آلبوم Smiths تقریبا شبیه هیچ چیز نبود. این آلبوم مخلوطی از ریف های پاپ، پانك و دیسكوی دهه شصت بود كه در فرمی خاص خود به هم آمیخته شده بودند. سبكی سحرآمیز كه موفقیت بی پایانی برای گروه به همراه داشت و بسیاری سعی در تكرار آن دارند. بدون این آلبوم گروه های بسیاری مانند Suede، Gasis و Libertines به وجود نمی آمدند.
                        ۴۳ پریمال اسكریم: Screamadelica ۱۹۹۱
                        با این آلبوم این گروه سابقا Indie مشتاقانه به جمع هواداران Dance Music پیوست. این تبدیل با سروصدای فراوان انجام شده و آلبوم جدید در همه جا از خانه ها، ماشین ها و كلوب ها شنیده می شد. Screamadelica نوعی فلسفه لذت گرایی را به جریان موسیقی روز وارد كرد. بدون این آلبوم، فرهنگی به نام Lad-Culture شكل نمی گرفت.
                        ۴۴ ترس از موسیقی۱۹۷۹: Talking Heads
                        نوعی بذله گویی لطیف و سرخوشانه در بیان Talking Heads درباره جنون زندگی مدرن وجود دارد كه افراد بسیاری به خصوص رید یوهد از آن درس گرفته اند. آهنگ آغازین آلبوم فانك را با تم های آفریقایی درآمیخت و راه را برای آهنگ قالب شكن زندگی من در آلبوم بعدی گروه باز كرد.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #252
                          بدون این آلبوم افرادی مانند تام یورك و آهنگ Graceland پل سایمون به وجود نمی آمدند.
                          ۴۵ ۱۹۶۹ فیرپورت كانونشن: Liege and Lief
                          آغاز به كار فولك راك انگلیسی. این آلبوم الكتریكی هر چند باعث جدا شدن اعضای این گروه منحصرا فولك شد، اما بدعت جدیدی در این نوع موسیقی به شمار می آمد و راه را برای بسیاری گشود.
                          بدون این آلبوم گروه های سلتیك مانند Pogues و Waterboys به وجود نمی آمدند.
                          ۴۶ جسارت ۱۹۸۱: The Human League
                          تا قبل از این آلبوم، سینتی سایزر فقط مخصوص موسیقی تشریفاتی و گاه مذهبی بود. این گروه سبكی نوآور با عنوان Feminise d Electronica به وجود آورد كه دو خواننده زن و دو ساز عجیب كه صدایی جیرجیرمانند از خود تولید می كردند آن را معرفی كردند. بدون این آلبوم گروه های پاپ سینتی سایزری به وجود نمی آمدند.
                          ۴۷ نیروانا ۱۹۹۱: Nevermind
                          بسیاری بر سر این موضوع كه شاهكار نیروانا تغییری در موسیقی به وجود آورده است بحث می كنند، اما Nevermind همچنان با قدرت بسیار می تازد. لحظه ایجاد تحول آنجا است كه راك زیرزمینی و بددهان آمریكایی خود را به درون جریان موقر و آرام موسیقی تحمیل می كند و موفق می شود جای خود را باز كند. بدون این آلبوم سبك راك سیاتلی، سبك Britpop و گروه هایی نظیر Alice in Chains و Pete Doherty به وجود نمی آمدند.
                          ۴۸ ۲۰۰۱ The Strokes: Is this it?
                          پنج مرد جوان و زیبا سروصدای تلویزیون را با ولوت آندر گراوند و درآمیخته و به هزاره جدید وارد كردند. آنها به وسواس دائمی راك داشتن موسیقی به همراه اوقات خوش، نیروی تازه ای وارد كردند. بدون این آلبوم گروه هایی مانند فرانتز فردیناند و Libertines به وجود نمی آمدند.
                          ۴۹۱۹۸۹: De La Soul
                          3Feet high and Risingت
                          این آلبوم ده سال بعد از ظهور هیپ هاپ آن را دوباره زنده كرد، با ریتم های سبك و صداهای غیرمعمول خود شكل جدیدی از این موسیقی را ارائه داد و برچسب Hippy را نیز به آن افزود. بدون این آلبوم گروه هایی مانند Jungles Brothers و PM Dawn به وجود نمی آمدند.
                          ۵۰فركانس ها ۱۹۹۱: LFO
                          این آلبوم در نوع خود شاهكار به شمار می آید، آلبومی كه نسخه های اولیه و اصلی كرافت ورك را به شكل روز درآورد و هاوس، اسید و هیپ هاپ را به هم درآمیخت و موسیقی Dance ناب را به مشتریانش عرضه كرد. بدون این آلبوم موفقیتی در انتظار گروه هایی مانند Orbital، Leftfield، Underworld، Chemical Brothers و Aphex Twin نبود.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #253
                            ششمین اردوی موسیقی ایرانی از تاریخ اول تا سوم سپتامبر، از دهم تا دوازدهم شهریور ماه در آلمان برگزار می شود. این اردو به سرپرستی مجید درخشانی آهنگساز و مدرس موسیقی است كه نوای تارش برای بسیاری از ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از ایران آشنا است. او در آلمان و ایران زندگی می كند و در هر دو كشور به كار تدریس موسیقی ایرانی اشتغال دارد.

                            اردوی سه روزه موسیقی ایرانی دوباره در آلمان برگزار می شود. ممكن است در این مورد توضیح بدهید كه چه برنامه هایی را شما برای این اردو در نظر گرفته اید
                            من فقط توضیحا این موضوع را بگویم كه این اردو ششمین اردو است، یعنی ششمین سالی است كه برگزار می شود. در شش سال پیش رزماری باخ یكی از هنرجویان آلمانی من اولین بار این اردو را سازماندهی كرد و در گفت وگو با هنرجوها این كار ادامه یافت. در این اردو تمام علاقه مندان به موسیقی ایرانی، نوازندگان، چه حرفه ای، چه آماتور همه می توانند، شركت كنند و چند روزی را دور هم با ساز و موسیقی بگذرانند. در این اردو علاوه بر جنبه در كنار هم بودن، بخش های آموزشی، چه در زمینه هم نوازی، چه در زمینه كلاس های تخصصی Workshop برقرار می شود. شب های اردو هم برای دوستانی كه دور هم جمع می شوند، شب های خاطره انگیزی است. هركس اثر هنری را عرضه می كند و روز آخر اردو همكاری كه بچه ها در این چند روز با هم تمرین می كنند، به صورت یك برنامه اجرا می شود.
                            آیا كسانی كه در این اردو شركت می كنند، باید یك ساز ایرانی را خوب بنوازند
                            نه به آن شكل، اگر خوب بنوازند كه مسلما بهتر است ولی واقعا در این سال هایی كه اردو تشكیل شده، هنرجوهایی در آن شركت كردند كه حتی تازه كار هم بودند و تعدادی هم كه فقط علاقه مند به موسیقی بودند، شركت می كردند كه علاوه بر اینكه بهشان خیلی خوش گذشت، با خیلی از چیزها در ارتباط با موسیقی آشنا شدند و ما با این افراد كار می كنیم و در برنامه روز آخر به صورت كر در آن اجرا شركت می كنند و می خوانند و اكثرا هم كسانی هستند كه به هرحال با موسیقی آشنایی دارند. ما سعی می كنیم، تمام افرادی را كه در این اردو شركت می كنند در آخرین روز اجرا به نحوی فعالانه در اجرا حضور داشته باشند و یك كار جمعی بزرگ را تجربه بكنند، كار جمعی كه ما همیشه از آن فرار می كنیم، ولی واقعا فضای خیلی خوبی ایجاد می شود. بنابراین لزومی نیست كه حتما نوازنده خوبی باشند، البته نوازنده های خوب هم شركت كردند، در كنار مبتدی ها و دیگران با فروتنی نشستند و همراهی كردند، همه با همكاری دسته جمعی را پیش بردند.
                            آقای درخشانی، شما هدفتان از برگزاری اردوهای موسیقی اینچنینی چیست
                            من در شهرهای مختلف آلمان، در دانمارك، در هلند، كلاس موسیقی داشتم و هرجا كه می رفتم با جمعی از ایرانی ها روبه رو می شدم كه می دیدم خیلی از نظر سلیقه و احساس به هم نزدیكند. به هرحال علاقه شان مشترك بود، همیشه دوست داشتم، اینها را با هم یك جوری با هم آشنا كنم. در اصل هدف اصلی ام این ارتباط بود و اینكه ایرانی ها را به بهانه موسیقی به هم نزدیك كنیم، در این شرایط غربت با همدیگر خوب باشیم و خوشبختانه بعد از یكی دو سال دیدم، تمام كسانی كه در اردوها با هم آشنا شدند، با یكدیگر رفت و آمد می كنند، به شهرهای یكدیگر سفر می كنند و این جو دوستانه خوشبختانه پیش آمد. هدف نزدیك كردن این دوستان خیلی خوب و تمام علاقه مندان به هنر، فرهنگ و موسیقی ایران به همدیگر بود.
                            این اردو در چه روزهایی برگزار می شود
                            اول ، دوم و سوم سپتامبر در ماین، شهر كوچكی بین بن و كوبلنز در فضای طبیعی برگزار می شود. در آنجا در مركز اردوی جوانان، محل خواب و غذا تدارك دیده شده و در اتاق ها و سالن هایی كه در آنجا وجود دارد كلاس های آموزشی برگزار خواهد شد ولی به هرحال فضای یك اردو را خواهد داشت.
                            شما فكر می كنید، چرا این علاقه مندی در بسیاری از ایرانیان خارج از كشور به وجود آمده كه در هر صورت یك ساز ایرانی را یاد بگیرند
                            البته دلایل زیادی دارد. من در این سال ها تعداد زیادی هنرجو داشتم و تدریس كردم و در اینباره با آنان گفت وگو كرده ام. یك عده كسانی هستند كه از جوانی، نوجوانی علاقه مند بودند كه سازی را بزنند، خانواده ها به دلایل مختلف از جمله تعصبات مذهبی اجازه اینكار را به آنها ندادند، این علاقه شان همین طور مانده، حالا كه به سن و سالی رسیده اند و امكان تهیه ساز را دارند و از ایران برایشان ساز می فرستند، دوست دارند آن چیزی كه همیشه از جوانی به آن عشق داشته اند، عملی كنند و احتمالا خیلی با احساس و خیلی خوب هم یاد می گیرند، البته حرفه ای نخواهند شد، ولی بالاخره ساعاتی را با آن چیزی را كه دوست دارند، سپری می كنند. یك عده از هنرجویان من نوجوان بودند كه با خانواده هایشان می آمدند، بچه هایی كه سن و سالشان پایین بود كه من هم خیلی سعی می كردم با آنان تمرین كنم. چرا كه فكر می كردم ممكن است بعضی از اینها در آینده نیروهای خیلی مثبتی در موسیقی بشوند، به خصوص بچه هایی كه اینجا بزرگ شده اند و با دید خیلی بازی به هنر و موسیقی نگاه می كنند. اینها بچه هایی بودند كه ایجاد علاقه در آنها خیلی مشكل بود ، برای اینكه از فضای فرهنگی ایران دور بودند. تعدادی هم توانستند این ارتباط را برقرار كنند و نوازنده های خوبی شدند. نمونه هایی را ما در همین اردوها داشتیم. نوجوانانی كه بسیار خوب از پس اجرای موسیقی ایرانی برمی آمدند. یك عده هم كه فقط علاقه مند به موسیقی ایرانی هستند و از ما پشتیبانی می كنند. علت اصلی آن هم دلتنگی ها و غربت و غیره است. ولی خیلی از ایرانی ها دوست دارند به مسائل فرهنگی شان نزدیك بشوند، چه موسیقی باشد و چه چیزهای سنتی دیگر و این یك حس خوبی در آدم ایجاد می كند.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #254
                              Hossein Behroozinia was born in Tehran. At the early age of nine he was accepted into Tehran's Conservatory of Music. Later, as a young man of seventeen, he was asked to instruct at the prestigious Centre of Preservation and Propagation of Music, where he flourished



                              Behroozinia has learned Tar, under the supervision of Reza Vohdaney, and the Oud under the guidance of Mansour Nariman, and then he advanced his cultivation by being introduced to the Persian radif (repertoire) of Mirza Abdullah by the famed Mohammad Reza Lotfi.



                              Countless distinguished members of the global Persian cultural society regard Behroozinia as a leading figure in the preservation of Iran’s traditional music. Consequentially in 2003 the Ministry of Culture decorated Hossein Behroozinia with its highest honor, the “First Order of Arts”.



                              Hossein has collaborated with many of the eminent voices of our legacy, the likes of Parisa, Sima Bina, Mohammad Reza Shajarian, Shahram Nazeri, Iraj Bastami and Ali-Reza Eftekhari.



                              Behroozinia has traveled intensely throughout Europe, Asia, and North America performing numerous sold out concerts before an international audience with various prominent music ensembles including the artistic Ensemble Aref and the brilliant Ensemble Mowlana. The L.A. Times describes Behroozinia's work as 'spectacular musicianship'.



                              Hossein Behroozinia made currently lives in Vancouver, where he remains dedicated to the perpetuation of Iran’s musical heritage.



                              Hossein wishes to perform in his most favorite place of performance, Iran. He hopes that one day Iranian classical music becomes well known around the world, and Barbat, his own instrument becomes more popular.



                              In a friendly Interview Hossein talked with me about his personal and professional life.





                              PM: Who is Hossein Behroozinia?



                              Hossien Behroozinia: A Persian Musician, Barbat(Oud) player.





                              PM: Where do you live now, and why you are there?



                              HB: I currently live in Vancouver, Canada. Because I believe Vancouver is the best and most comfortable city in the world.







                              PM: Tell us a little about how you got started with music?



                              HB: I started music at the age of nine at The Conservatory of Tehran. It was because my older sister was receiving education at the same school. I learned how to play Tar, Tombak, Setar, and Daf. My main instrument however, is Barbat, and I am the first person who graduated from The Conservatory of Iran.


                              PM: What was your motivation to music?


                              HB: My sister, as I mentioned before, was studying music. She was my motivation, also most importantly, I loved to be a musician. My first professional performance was at Roodaky stage, at the age of 16.


                              PM: Who are your favorite hero in music, and who has biggest influence on you?

                              HB: There are currently no hero's for me in Persian music, but my influence was; Mr. Mohammad Reza Lotfi, who influenced me quite a bit. I should also announce a teacher of mine, Mr.Nariman who taught me how to play the Oud for about four years.





                              PM: What are some of the upcoming projects or events that you have planned in the near future?



                              HB: I'm currently releasing my new CD, as well as my new study book of Barbat for beginners.





                              PM: Where is your favorite place to perform and why?



                              HB: Iran is my most favorite place of performance, since Persian music was created there, and also, more people appreciate this kind of music in Iran.





                              PM: What is the sweetest memory of your life?



                              HB: To be honest, it must have been when my children were born.





                              PM: What is the bitter memory of your life?



                              HB: It would most definitely be, when my parents passed-away, around sixteen years ago.





                              PM: Dessert Island, three things, what do you take?



                              HB:

                              -Plenty of water, so I can enjoy the warm sun, without dehydration. -Plenty of Food, so my body will stay alive. -My instrument, so my soul will stay alive.



                              PM: What is your message to our Readers?



                              HB: I just wish for all of the readers to appreciate and support the arts and cultures of Iranians.

                              PM: We appreciate your taking the time to do this interview with PersianMirror.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #255
                                شهرام ناظري خواننده‌ي موسيقي سنتي 23 و24 شهريور در مجموعه انقلاب كنسرت برگزار مي‌كند.

                                به گزارش خبرنگارهنري ايسنا، فروش بليط‌هاي كنسرتهاي ناظري ازهم اكنون آغاز شده است. ناظري چندي قبل در جشنواره بين‌المللي موسيقي تابستاني "توكيو" به اجراي برنامه پرداخت. اين اجرا كه ‌در سالن "هاماركيو آساهي" برگزار شد

                                با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد.

                                اين سومين بار است كه يك هنرمند مطرح موسيقي از ايران در جشنواره موسيقي تابستاني توكيو شركت مي‌كرد. حسين عليزاده ديگر هنرمند مطرح ايراني پيش ازاين دو بار در اين جشنواره حضور يافته است.

                                ناظري همچنين با حضور در مركز مطالعات جنوب و غرب آسيا وابسته به موسسه مطالعات خارجي دانشگاه "توكيو" براي دانشجويان زبان فارسي اين دانشكده سخنراني كرد.

                                به گزارش ايسنا، شهرام ناظري و فرزندش حافظ ناظري پس از برگزاري كنسرت‌هاي موفقيت آميز در سال گذشته به خصوص اجرا در سالن اسكار امسال قرار است به مناسبت هشتصد سالگي مولانا جلال الدين رومي دوباره در آمريكا كنسرت‌هاي مشابهي برگزار كنند.

                                گروه موسيقى شهرام ناظرى به عنوان اولين گروه موسيقى سنتى ايران، سال گذشته در سالن چهار هزار نفره كداك تئاتر شهر لس آنجلس كه سالن اهداى جوايز اسكار است به اجرا پرداخت و اجراى اين گروه موسيقى ايرانى با استقبال مخاطبان مواجه شد.

                                چندي پيش نيز حوزه هنري اعلام كرد: سمفوني "عرفان اسلامي " توسط احمد پژمان و به خوانندگي "شهرام ناظري توليد

                                مي‌شود.


                                iran

                                Comment

                                Working...