*1-پرداختن به این که آیا اصولاشباهتی بین شرایط ایران وچین وجود داردیانه واینکه آیا اصولا اصلاحات درنظام مبتنی برولایت فقیه چه معنا ودامنه ای می تواند داشته باشد،خارج ازحوصله این نوشته است.دراینجا منظورما تنها اقتباس درحوزه شیوه ها وشکل است.
*2- چنانکه این روزها، بانزدیک شدن انتخابات مجلس خبرگان وشوراهای اسلامی شهروروستا،با داغ شدن مجدد این مساله که منشأ مشروعیت ولی فقیه، ازرأی خبرگانِ منتخب "مردم" سرچشمه می گیرد یا ازانتصاب به اسلام و خدا، ، باردیگردامنه منازعه بین دوجناح را شدت بخشیده است.درکشاکش این نبرد،رفسنجانی که مدتی پیش درقم نزدیک بود کتک بخورد وعمامه اش را بباددهد،واکنون هم بخش مهمی ازاصلاح طلبان و محافظه کاران حول آن اوجمع شده اند، باردیگردرحال "استخاره" کردن برای شرکت کردن ویا نکردن درانتخابات مجلس خبرگان است.ازسوی دیگرهمسرسخنگوی دولت، محمد خاتمی را تجسم اسلام آمریکائی خوانده و خواهان خلع لباس او شده است.جناح حاکم مدعی است که اصلاح طلبان ازطریق شورا وخبرگان،خواب بازگشت به قدرت رامی بینند وبهمین دلیل یورش تبلیغاتی وسیعی را علیه آنها آغازکرده است.
*3-برجسته ترین فرازاین خیانت،برگزاری انتخابات کاملا نمایشی ریاست جمهوری توسط دولت خاتمی بود که ازپیش کاملا روشن شده بود که مفهومی جزانتصاب واجرای فرمان ولی فقیه ندارد.او برای انجام این خوش خدمتی به دستگاه ولایت وخیانت تاریخی به هدف های اعلام شده خود،ناچارشد حتا دربرابرعصیان و نافرمانی نیروهای حامی خود بایستد. گزافه نیست که اگرگفته شود انداختن حلقه داربه گردن اصلاح طلبان قبل ازهمه بدست خود محمدخاتمی صورت گرفت.

Comment