امروز حقوق بشربا خروج ازسيطره مجمع عمومی سازمان ملل به رکن وارگانی اصلی درسازمان ملل تبديل شده است وکميسيون سابق که باعضويت کشورهای ناقض حقوق بشر همچون ايران، بعضا ً به صورت ماشينی درجا کارمی کرد وتنها صدايی ازآن شنيد ه می شد و جانب منافع دولتها را در برابرتقويت ملتها می گرفت، فروخواهدپاشيد و حقوق بشراميدواراست به سومين ستون اصلی سازمان ملل درکنارصلح، امنيت وتوسعه تبديل گردد.
اما مشکل اينجاست که شورای جديد درقالب جديد با بازيگران پيشين شکل گرفته است واگربه سان کميسيون سابق عمل کند که نمايندگان دولتها با رايزنی با يکديگروبعضا ً لابی های تيمی سعی درحمايت يکديگرازبار اين مسووليت شانه خالی کنند که همان تراژدی پيشين تکرارمی گردد ولی درقالب جديد کمدی !
معتقدم يک راه مطمئن اينست که دراين راستا NGO های حقوق بشری فعالترشوند و درقالب سنديکا درداخل کشورها ازحاشيه به متن آمده وبه عنوان بازوهای اجرايی اين شورابازيگراصلی نقش باشند، که درداخل کشوربا پتانسيل بالای اين گروهها تنها نيازبه همگرايی باحداکثرسعه صدردرتعريف نقطه اجماع است - فارق ازنقطه نظرات متفاوت که به مقوله حقوق بشروجود دارد- وديده بان حقوق بشرنحوه تعامل رژيم ها با چنين گروههايی را محکی درراستای معيارصداقت دولتها دراين مقوله درنظرداشته باشند.
حال بالاخره پس ازماهها کشمکش، شورای حقوق بشر سازمان ملل جايگزين کميسيون حقوق بشرسازمان ملل گشت وتولدخود را جشن گرفت، ومتاسفانه آنان که مخالف هرتولدی اند وبه لذت خاموش شدن شمعهای کيک دربزم شادمانند وحريصانه درفضا می دمند تا شمعی روشن نماند درهيات کوتوله هايی به نمايندگی ازدوهزاروپانصد سال تمدن عظيم ايرانی راهی گشته و دراين ميهمانی جام می زنند!
دراين راستا رفتارشناسی رژيم قابل تامل است،
معتقدم اين رفتاررژيم ايران چيزی بالاترازيک دهن کجی به جامعه ايرانی وجهانی - به تعبيردوست عزيزم شمس الواعظين- است، بلکه اين عمل غايت فهم رژيم ايران از حقوق بشراست که درانديشه سعيد مرتضوی ها تبلوريافته است واين عمل جزء رفتارهای ناخودآگاه موجودات دسته بندی می شود.
کمترکسی است درايران قلم برداشته باشد وقلم شکسته اين شخص نباشد، برای اين شخص له کردن ته سيگار با قلم زيرکفشهايش به يک مفهوم است!
هيچگاه جلسه دادگاه روزنامه نوروزفراموشم نمی شود،
خيابان ميرعماد دادگاه رسيدگی به جرايم کارکنان دولت، آقای مرتضوی مثل هميشه با تاخيروارد جلسه دادگاه می شود،اين عمل را درراستای تحقيرشخصيت متهم انجام می دهد، فعالان دانشجويی که جلوی ميز وی نشانده شده اند اين موضوع را خوب درک می کنند، وی چنان برخورد می کند که گويی وجودت برايش بی معناست! به نقل مضمون هستی که باش! به عنوان مثال از جلسه خارج می شود دربازگشت درحال خشک کردن دستهايش به تو می قبولاند که آنجا بوده وهيچگاه صندلی اش را ترک نکرده!
اين روش ازروشهای تقريبا ً مدرن درفروريختن شخصيت وتهی شدن قالب است که بدنبال آن متهم درواماندگی برخی اتهامات را نيزمی پذيرد!
به جلسه دادگاه که وارد می شود هيات منصفه ای به سرکردگی عسگراولادی درسمت راست وی وچپ متهمين نشسته وعسگراولادی آخرين صندلی ازسمت قاضی رااشغال می کند که مثلا ً نشان دهد به جانب متهم نزديک واز قاضی دوراست! اما اکثراوقات جلسه نعلين ازپای جدا، راحت راحت خواب است! مثل هميشه جايگاه خبرنگاران هم درانتهای سالن دادگاه خاليست! جالب اينکه قاضی هيچ تصميمی را بدون نظرشخص عسگراولادی ازهيات منصفه نمی گيرد وهميشه نيم نگاهی به وی دارد! وگاهی با صدای بلند خود وی را بيدارو موضوع را برايش با مخاطب قراردادن متهمين شرح می دهد و وی با حرکات تابلوی چشم، سعی دررساندن تصميمات آنی را دارد، چرا که حکم ازقبل صادرشده و اين جلسه تشريفاتی بيش نست!
مديرمسوول، رييس کميسيون امنيت ملی مجلس ششم است، انصافا ً کمتر موضعگيری شفافی از وی ديده بودم که يکی همين جلسه بود، وی که از رای دادگاه آگاه است سعی در اعاده حيثيت می کند، وقتی سلول انفرادی را ترسيم می کند که از موارد اتهامی وی يکی اهانت به سلول انفرادی است! مرتضوی برآشفته واتاق کار خود را به جای سلول انفرادی توصيف می کند، وقتی درجلسه از عليرضا رجايی می پرسم آقا سلول شما اينطوربود،مرتضوی برآشفته وپاتوق ما را تعطيل عليرضا را اخراج وبازداشت موقت می کند! اين آقا سلول به طول يکصد وهشتاد سانتيمتروعرض شصت سانتيمتر را اتاق سه در چهاربا کليه امکانات رفاهی به خورد ما می داد!(به قول معروف جلوی قاضی ومعلق بازی که نه اينبار قاضی و معلق بازی؟!)
حال تصورکنيد اين آقا سلول انفرادی را به چگونه به اعضای ديده بان حقوق بشر سازمان ملل توصيف می کند؟!به قول احمدی نژاد هفت آسمان را می پيمايد وهنگام پای گذاردن برزمين می فرمايند: اينا که می گم غلو نمی کنم ها!!!
حال موضوع اين نيست که چرا چنين شخص يا اشخاصی به نمايندگی ازايران درشورای تازه تاسيس حقوق بشرسازمان ملل شرکت می کنند وموضوع را شخصی قلمداد کنيم، به قول معروف پس ازبيست وهفت سال اين آقا ذخيره نظام شده وقحط الرجال درمملکت است، معضل اينست که اين طرزتفکرقصد دارد وضعيت حقوق بشردرايران را به جهانيان ترسيم کند! و فاجعه اينجا نمودار می گردد که دوباره ترکيبی از تضادها درقالب حقوق بشراسلامی به دنبال مردمسالاری دينی ازانديشه ای دگم سرچشمه خواهد گرفت و نمود خواهد يافت!
اينک برتمامی آزادانديشان ومبارزانی که بدوراز زر و زوردنيا وفارق ازاتهاماتی که هميشه به جان وآبروی خويش خريده وباز هم درآينده خواهند خريد وبعضا ً آواره غربت گشته اند، فرض است به حمايت ازکرور کرورزندانی بيگناه دربند رژيم وميليون ها آزاده ای که دربند عمومی ايران عزيزدربندند، با محکوم نمودن چنين رفتاری ازسوی رژيم، که هميشه با قلب آزادی بدان که خود می طلبد حقوقی برای بشر قايل نيست، گامی ديگر به پيش رويم که هميشه رژيم نشان داده دربرابر موضعگيريهای منسجم قالب تهی نموده وعقب می نشيند.
اما مشکل اينجاست که شورای جديد درقالب جديد با بازيگران پيشين شکل گرفته است واگربه سان کميسيون سابق عمل کند که نمايندگان دولتها با رايزنی با يکديگروبعضا ً لابی های تيمی سعی درحمايت يکديگرازبار اين مسووليت شانه خالی کنند که همان تراژدی پيشين تکرارمی گردد ولی درقالب جديد کمدی !
معتقدم يک راه مطمئن اينست که دراين راستا NGO های حقوق بشری فعالترشوند و درقالب سنديکا درداخل کشورها ازحاشيه به متن آمده وبه عنوان بازوهای اجرايی اين شورابازيگراصلی نقش باشند، که درداخل کشوربا پتانسيل بالای اين گروهها تنها نيازبه همگرايی باحداکثرسعه صدردرتعريف نقطه اجماع است - فارق ازنقطه نظرات متفاوت که به مقوله حقوق بشروجود دارد- وديده بان حقوق بشرنحوه تعامل رژيم ها با چنين گروههايی را محکی درراستای معيارصداقت دولتها دراين مقوله درنظرداشته باشند.
حال بالاخره پس ازماهها کشمکش، شورای حقوق بشر سازمان ملل جايگزين کميسيون حقوق بشرسازمان ملل گشت وتولدخود را جشن گرفت، ومتاسفانه آنان که مخالف هرتولدی اند وبه لذت خاموش شدن شمعهای کيک دربزم شادمانند وحريصانه درفضا می دمند تا شمعی روشن نماند درهيات کوتوله هايی به نمايندگی ازدوهزاروپانصد سال تمدن عظيم ايرانی راهی گشته و دراين ميهمانی جام می زنند!
دراين راستا رفتارشناسی رژيم قابل تامل است،
معتقدم اين رفتاررژيم ايران چيزی بالاترازيک دهن کجی به جامعه ايرانی وجهانی - به تعبيردوست عزيزم شمس الواعظين- است، بلکه اين عمل غايت فهم رژيم ايران از حقوق بشراست که درانديشه سعيد مرتضوی ها تبلوريافته است واين عمل جزء رفتارهای ناخودآگاه موجودات دسته بندی می شود.
کمترکسی است درايران قلم برداشته باشد وقلم شکسته اين شخص نباشد، برای اين شخص له کردن ته سيگار با قلم زيرکفشهايش به يک مفهوم است!
هيچگاه جلسه دادگاه روزنامه نوروزفراموشم نمی شود،
خيابان ميرعماد دادگاه رسيدگی به جرايم کارکنان دولت، آقای مرتضوی مثل هميشه با تاخيروارد جلسه دادگاه می شود،اين عمل را درراستای تحقيرشخصيت متهم انجام می دهد، فعالان دانشجويی که جلوی ميز وی نشانده شده اند اين موضوع را خوب درک می کنند، وی چنان برخورد می کند که گويی وجودت برايش بی معناست! به نقل مضمون هستی که باش! به عنوان مثال از جلسه خارج می شود دربازگشت درحال خشک کردن دستهايش به تو می قبولاند که آنجا بوده وهيچگاه صندلی اش را ترک نکرده!
اين روش ازروشهای تقريبا ً مدرن درفروريختن شخصيت وتهی شدن قالب است که بدنبال آن متهم درواماندگی برخی اتهامات را نيزمی پذيرد!
به جلسه دادگاه که وارد می شود هيات منصفه ای به سرکردگی عسگراولادی درسمت راست وی وچپ متهمين نشسته وعسگراولادی آخرين صندلی ازسمت قاضی رااشغال می کند که مثلا ً نشان دهد به جانب متهم نزديک واز قاضی دوراست! اما اکثراوقات جلسه نعلين ازپای جدا، راحت راحت خواب است! مثل هميشه جايگاه خبرنگاران هم درانتهای سالن دادگاه خاليست! جالب اينکه قاضی هيچ تصميمی را بدون نظرشخص عسگراولادی ازهيات منصفه نمی گيرد وهميشه نيم نگاهی به وی دارد! وگاهی با صدای بلند خود وی را بيدارو موضوع را برايش با مخاطب قراردادن متهمين شرح می دهد و وی با حرکات تابلوی چشم، سعی دررساندن تصميمات آنی را دارد، چرا که حکم ازقبل صادرشده و اين جلسه تشريفاتی بيش نست!
مديرمسوول، رييس کميسيون امنيت ملی مجلس ششم است، انصافا ً کمتر موضعگيری شفافی از وی ديده بودم که يکی همين جلسه بود، وی که از رای دادگاه آگاه است سعی در اعاده حيثيت می کند، وقتی سلول انفرادی را ترسيم می کند که از موارد اتهامی وی يکی اهانت به سلول انفرادی است! مرتضوی برآشفته واتاق کار خود را به جای سلول انفرادی توصيف می کند، وقتی درجلسه از عليرضا رجايی می پرسم آقا سلول شما اينطوربود،مرتضوی برآشفته وپاتوق ما را تعطيل عليرضا را اخراج وبازداشت موقت می کند! اين آقا سلول به طول يکصد وهشتاد سانتيمتروعرض شصت سانتيمتر را اتاق سه در چهاربا کليه امکانات رفاهی به خورد ما می داد!(به قول معروف جلوی قاضی ومعلق بازی که نه اينبار قاضی و معلق بازی؟!)
حال تصورکنيد اين آقا سلول انفرادی را به چگونه به اعضای ديده بان حقوق بشر سازمان ملل توصيف می کند؟!به قول احمدی نژاد هفت آسمان را می پيمايد وهنگام پای گذاردن برزمين می فرمايند: اينا که می گم غلو نمی کنم ها!!!
حال موضوع اين نيست که چرا چنين شخص يا اشخاصی به نمايندگی ازايران درشورای تازه تاسيس حقوق بشرسازمان ملل شرکت می کنند وموضوع را شخصی قلمداد کنيم، به قول معروف پس ازبيست وهفت سال اين آقا ذخيره نظام شده وقحط الرجال درمملکت است، معضل اينست که اين طرزتفکرقصد دارد وضعيت حقوق بشردرايران را به جهانيان ترسيم کند! و فاجعه اينجا نمودار می گردد که دوباره ترکيبی از تضادها درقالب حقوق بشراسلامی به دنبال مردمسالاری دينی ازانديشه ای دگم سرچشمه خواهد گرفت و نمود خواهد يافت!
اينک برتمامی آزادانديشان ومبارزانی که بدوراز زر و زوردنيا وفارق ازاتهاماتی که هميشه به جان وآبروی خويش خريده وباز هم درآينده خواهند خريد وبعضا ً آواره غربت گشته اند، فرض است به حمايت ازکرور کرورزندانی بيگناه دربند رژيم وميليون ها آزاده ای که دربند عمومی ايران عزيزدربندند، با محکوم نمودن چنين رفتاری ازسوی رژيم، که هميشه با قلب آزادی بدان که خود می طلبد حقوقی برای بشر قايل نيست، گامی ديگر به پيش رويم که هميشه رژيم نشان داده دربرابر موضعگيريهای منسجم قالب تهی نموده وعقب می نشيند.

Comment