Announcement

Collapse
No announcement yet.

Political Articles

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • امروز حقوق بشربا خروج ازسيطره مجمع عمومی سازمان ملل به رکن وارگانی اصلی درسازمان ملل تبديل شده است وکميسيون سابق که باعضويت کشورهای ناقض حقوق بشر همچون ايران، بعضا ً به صورت ماشينی درجا کارمی کرد وتنها صدايی ازآن شنيد ه می شد و جانب منافع دولتها را در برابرتقويت ملتها می گرفت، فروخواهدپاشيد و حقوق بشراميدواراست به سومين ستون اصلی سازمان ملل درکنارصلح، امنيت وتوسعه تبديل گردد.
    اما مشکل اينجاست که شورای جديد درقالب جديد با بازيگران پيشين شکل گرفته است واگربه سان کميسيون سابق عمل کند که نمايندگان دولتها با رايزنی با يکديگروبعضا ً لابی های تيمی سعی درحمايت يکديگرازبار اين مسووليت شانه خالی کنند که همان تراژدی پيشين تکرارمی گردد ولی درقالب جديد کمدی !
    معتقدم يک راه مطمئن اينست که دراين راستا NGO های حقوق بشری فعالترشوند و درقالب سنديکا درداخل کشورها ازحاشيه به متن آمده وبه عنوان بازوهای اجرايی اين شورابازيگراصلی نقش باشند، که درداخل کشوربا پتانسيل بالای اين گروهها تنها نيازبه همگرايی باحداکثرسعه صدردرتعريف نقطه اجماع است - فارق ازنقطه نظرات متفاوت که به مقوله حقوق بشروجود دارد- وديده بان حقوق بشرنحوه تعامل رژيم ها با چنين گروههايی را محکی درراستای معيارصداقت دولتها دراين مقوله درنظرداشته باشند.
    حال بالاخره پس ازماهها کشمکش، شورای حقوق بشر سازمان ملل جايگزين کميسيون حقوق بشرسازمان ملل گشت وتولدخود را جشن گرفت، ومتاسفانه آنان که مخالف هرتولدی اند وبه لذت خاموش شدن شمعهای کيک دربزم شادمانند وحريصانه درفضا می دمند تا شمعی روشن نماند درهيات کوتوله هايی به نمايندگی ازدوهزاروپانصد سال تمدن عظيم ايرانی راهی گشته و دراين ميهمانی جام می زنند!
    دراين راستا رفتارشناسی رژيم قابل تامل است،
    معتقدم اين رفتاررژيم ايران چيزی بالاترازيک دهن کجی به جامعه ايرانی وجهانی - به تعبيردوست عزيزم شمس الواعظين- است، بلکه اين عمل غايت فهم رژيم ايران از حقوق بشراست که درانديشه سعيد مرتضوی ها تبلوريافته است واين عمل جزء رفتارهای ناخودآگاه موجودات دسته بندی می شود.
    کمترکسی است درايران قلم برداشته باشد وقلم شکسته اين شخص نباشد، برای اين شخص له کردن ته سيگار با قلم زيرکفشهايش به يک مفهوم است!
    هيچگاه جلسه دادگاه روزنامه نوروزفراموشم نمی شود،
    خيابان ميرعماد دادگاه رسيدگی به جرايم کارکنان دولت، آقای مرتضوی مثل هميشه با تاخيروارد جلسه دادگاه می شود،اين عمل را درراستای تحقيرشخصيت متهم انجام می دهد، فعالان دانشجويی که جلوی ميز وی نشانده شده اند اين موضوع را خوب درک می کنند، وی چنان برخورد می کند که گويی وجودت برايش بی معناست! به نقل مضمون هستی که باش! به عنوان مثال از جلسه خارج می شود دربازگشت درحال خشک کردن دستهايش به تو می قبولاند که آنجا بوده وهيچگاه صندلی اش را ترک نکرده!
    اين روش ازروشهای تقريبا ً مدرن درفروريختن شخصيت وتهی شدن قالب است که بدنبال آن متهم درواماندگی برخی اتهامات را نيزمی پذيرد!
    به جلسه دادگاه که وارد می شود هيات منصفه ای به سرکردگی عسگراولادی درسمت راست وی وچپ متهمين نشسته وعسگراولادی آخرين صندلی ازسمت قاضی رااشغال می کند که مثلا ً نشان دهد به جانب متهم نزديک واز قاضی دوراست! اما اکثراوقات جلسه نعلين ازپای جدا، راحت راحت خواب است! مثل هميشه جايگاه خبرنگاران هم درانتهای سالن دادگاه خاليست! جالب اينکه قاضی هيچ تصميمی را بدون نظرشخص عسگراولادی ازهيات منصفه نمی گيرد وهميشه نيم نگاهی به وی دارد! وگاهی با صدای بلند خود وی را بيدارو موضوع را برايش با مخاطب قراردادن متهمين شرح می دهد و وی با حرکات تابلوی چشم، سعی دررساندن تصميمات آنی را دارد، چرا که حکم ازقبل صادرشده و اين جلسه تشريفاتی بيش نست!
    مديرمسوول، رييس کميسيون امنيت ملی مجلس ششم است، انصافا ً کمتر موضعگيری شفافی از وی ديده بودم که يکی همين جلسه بود، وی که از رای دادگاه آگاه است سعی در اعاده حيثيت می کند، وقتی سلول انفرادی را ترسيم می کند که از موارد اتهامی وی يکی اهانت به سلول انفرادی است! مرتضوی برآشفته واتاق کار خود را به جای سلول انفرادی توصيف می کند، وقتی درجلسه از عليرضا رجايی می پرسم آقا سلول شما اينطوربود،مرتضوی برآشفته وپاتوق ما را تعطيل عليرضا را اخراج وبازداشت موقت می کند! اين آقا سلول به طول يکصد وهشتاد سانتيمتروعرض شصت سانتيمتر را اتاق سه در چهاربا کليه امکانات رفاهی به خورد ما می داد!(به قول معروف جلوی قاضی ومعلق بازی که نه اينبار قاضی و معلق بازی؟!)

    حال تصورکنيد اين آقا سلول انفرادی را به چگونه به اعضای ديده بان حقوق بشر سازمان ملل توصيف می کند؟!به قول احمدی نژاد هفت آسمان را می پيمايد وهنگام پای گذاردن برزمين می فرمايند: اينا که می گم غلو نمی کنم ها!!!
    حال موضوع اين نيست که چرا چنين شخص يا اشخاصی به نمايندگی ازايران درشورای تازه تاسيس حقوق بشرسازمان ملل شرکت می کنند وموضوع را شخصی قلمداد کنيم، به قول معروف پس ازبيست وهفت سال اين آقا ذخيره نظام شده وقحط الرجال درمملکت است، معضل اينست که اين طرزتفکرقصد دارد وضعيت حقوق بشردرايران را به جهانيان ترسيم کند! و فاجعه اينجا نمودار می گردد که دوباره ترکيبی از تضادها درقالب حقوق بشراسلامی به دنبال مردمسالاری دينی ازانديشه ای دگم سرچشمه خواهد گرفت و نمود خواهد يافت!
    اينک برتمامی آزادانديشان ومبارزانی که بدوراز زر و زوردنيا وفارق ازاتهاماتی که هميشه به جان وآبروی خويش خريده وباز هم درآينده خواهند خريد وبعضا ً آواره غربت گشته اند، فرض است به حمايت ازکرور کرورزندانی بيگناه دربند رژيم وميليون ها آزاده ای که دربند عمومی ايران عزيزدربندند، با محکوم نمودن چنين رفتاری ازسوی رژيم، که هميشه با قلب آزادی بدان که خود می طلبد حقوقی برای بشر قايل نيست، گامی ديگر به پيش رويم که هميشه رژيم نشان داده دربرابر موضعگيريهای منسجم قالب تهی نموده وعقب می نشيند.

    Comment


    • Comment


      • Comment


        • Comment


          • در عين حالی که رژيم مافيای مالی- نظامی حاکم بر ايران کشور را در بحران هسته ای تا پای تحريم اقتصادی پيش برده و باعث گرديده که پرونده ايران دوباره به شورای امنيت برده شود، ودر عين حال لاف مقاومت در برابر فشار غرب متحد ميزند،ونيز درحالی که در درون کشور شعارهای "عدالت ورزی" و "بردن پول نفت بر سر سفره های مردم" گوش فلک را کر کرده، وضعيت گرانی آنچنان بيداد کرده که تا به حال در تاريخ حکومتهای نظام ولايت فقيه نيز سابقه نداشته است.حکومت احمدی نژاد از تامين بودجه بنزين وارداتی نيز عاجز و نيازمند وارد کردن گازوئيل هم شده است!
            تنها در ۳ ماه اخير:
            ◄بهای اجاره مسکن در ابتدای تير ماه به نسبت سال گذشته ۲۰ درصد رشد داشته است.
            ◄لوازم خانگی ۴۰ درصد گران شده است.
            ◄مصالح ساختمانی مانند آهن افزايش صددرصدی داشته است.
            ◄لبنيات برخلاف مصوبات شورای اقتصاد ۱۵ درصد گران شده اند.
            ◄مواد پروتئينی با رشد ۲۵ درصدی از جيره غذايی بسياری از خانواده ها محو شده است.
            ◄گوشی تلفن همراه چنان جهشی کرده که هيچ قدرتی را يارای مهار قيمت آن نيست.
            ◄برنج ۲۰ درصد، حبوبات ۱۵ درصد گران شده اند.
            ◄مسکوکات و ارز هر روز گران تر می شوند.سکه يک روزه ۵۰ هزار تومان گران شده است.
            ◄تير آهن ۱۰۰ درصد افزايش قيمت داشته است.( در تيرماه ۸۴ قيمت هر شاخه تير آهن ۱۸ حدود ۹۰ هزار تومان بود اکنون در تير ماه۸۵ به ۱۶۶ هزار تومان رسيده است.)
            ◄سيمان افزايش ۶۰ درصدی قيمت داشته است. (در حالی که قيمت مصوب دولتی هر تن سيمان حدود ۴۳ هزار تومان است.هر تن سيمان فله در بازار به بهای ۷۰ هزار تومان به فروش می رود)
            در کشوری که حکومتش سالانه بيش از ۴۰ ميليارد دلار از منابع سوختی غير قابل تجديدش را سخاوتمندانه خرج فساد اداری، فساد اقتصاديو انواع امراض جسمی و روحی و... ميکند ، مصرف زدگی مردم امری محتوم است.اين مصرف گرايی مثل خوره به جان اقتصاد ايران افتاده و تا به حدی به وخامت گرائيده که امسال حکومت احمدی نژاد را در تامين بودجه ۳۰ ميليون ليتر بنزين وارداتی ناتوان ساخته. طرفه اينکه امسال مصرف گازوئيل نيزآنچنان سير صعودی داشته که مجبور به وارد کردن آن هستند.اما مجلس بعلت پيش بينی نکردن اين امراصلا بودجه ای به واردات گازوئيل تخصيص نداده است.
            هر ايرانی که از اصول پايه اقتصاد مطلع باشد ميداند که روش معقول و درست بهره برداری از منابع نفت و گاز کشور حد اقل بايستی به نحوی باشد که حتی الامکان اصل درآمد برای همه نسل ها باقی بماند و هرنسلی تنها از سود حاصل از به کارگيری اين درآمدها در امور سرمايه گذاری و تجاری استفاده کند.همانگونه که بسياری از کشورهای نفت خيز ساليان سال است اين روش را بکار گرفته اند. وبر فرض نيز که از اين کار ناتوان باشند و مقداری نيز از اصل درآمد نفت بخواند استفاده کنند، آن مقدار نيز نبايستی به هيچ وجه صرف هزينه های جاری شود. بلکه بايستی صرف سرمايه گذاری در
            طرح های عمرانی زيربناييکشور شود. آنهم طرح هايی که ماندگار بوده و از حاصل سازندگی آن نسل های آتی نيز برخوردار گردند.
            در کشور ما ايران بعلت ذهنيت حاکم بر مسئولين نظام ولايت فقيه که زور را تنها راه حل ميدانند و مصرف و حراج منابع ملی را گويی وظيفه خود ميدانند، درست عکس اين روش عمل ميشود.
            جهت آگاهی خوانندگان گرامی از وخامت اوضاع، قبل از پرداختن به ناتوانی نظام ولايت فقيه در اجرای هر طرحی که به نحوی از انحا رنگ و بوم سازندگی و کاستن از وابستگی اقتصاد به نفت و نيز تقليل ميزان مصرف را داشته باشد، لازم است چند آمار را به اطلاع برسانم.

            ◄توليد روزانه نفت و گاز کشور در حال حاضرحدود ۷۸ تا ۷۹ ميليون ليتر در روز است.
            ◄مصرف بنزين روزانه ۷۰ ميلون ليتر است که بعلت عدم کشش ۹ پالايشگاه فعلی ، حدود۳۰ ميليون ليتر آن را بايستی از خارج تهيه نمايند.
            ◄هر ۹ پالايشگاه ايران، ظرفيت نامی يک ميليون و۶۰۰ هزار بشکه دارند.
            ◄ قيمت بنزين وارداتی ايران هر ليتر ۵۰۰ تومان تمام می شود. که در ايران ليتری ۸۰ تومان بفروش می رسد.
            ◄۱۲ ميليارد دلار تنها يارانه سالانه بنزين در کشور است.
            ◄مصرف گازوئيل سال گذشته به ۷۹ ميليون ليتر رسيده است.
            ◄هر ليتر گازوئيل ، چنانچه نفت خام را به قيمت بين المللی محاسبه کنيم ، بيش از ۳۰۰تومان در ايران تمام می شود.
            ◄قاچاق بنزين و گازوئيل ناشی از تفاوت نرخ داخلی و بين المللی اين دو کالا ، اگر در کمترين حد يعنی ۵ درصد محسوب شود ، . سر به ۶ تا ۷ ميليون ليتر در روز ميزند. در صورتی که به گزارش خبرگزاری فارس در ۱۸ تير امسال سردار اصغر جعفری معاون آگاهی نيروی انتظامی با اشاره به کشف روزانه ۵ميليون ليتر سوخت قاچاق در کشور گفت: در سال ۸۳ در بعد مبارزه با قاچاق سوخت مجموعاً ۲۰ميليون ليتر سوخت قاچاق کشف شد. اين ميزان در سال ۸۴به ۴۷ ميليون ليتر رسيد و امسال با اقدامات ويژه آگاهی تنها طی ۳ روز ۱۵ميليون ليتر سوخت قاچاق کشف شده است.
            ◄درايران در مجموع حدود ۱۴ تا ۱۵ ميليون خودرو وجود دارد.
            ◄وسالی يک ميليون دستگاه خودروی جديد توليد ميشود.
            ◄خودروهای فرسوده بالای ۳۰ سال سن که درحدود ۴۲۰ هزار دستگاه هستند روزانه دو ميليون و ۷۰۰ هزار ليتر بنزين مصرف می‌کنند.
            دقت بر روی به آمار فوق محرز ميسازد که اقتصاد ايران را تا چه حد بيمار کرده اند.
            حجم يارانه پرداختی به بخش‌های مختلف اقتصادی ايران هم اکنون ساليانه به ۴۰ ميليارد دلار رسيده است که تقريبا يک چهارم توليد ناخالص ملی محسوب می‌شود . به عبارت ديگر سلانه ۴۰ ميليارد دلار درآمد ارزی کشور همراه انواع فرآورده های نفتی می سوزد.
            افزايش سالانه يارانه های کالاها و خدمات و افزايش سهم يارانه ها در بودجه عمومی حکومت نشان می دهد که عدم کنترل هزينه های جاری ناشی از عدم اصلاح ساختار و کوچک و کارآمد کردن دولت ، کل اقتصاد کشور را از سه طريق ضرورت افزايش دائم حقوق ها و دستمزدهای بخش عمومی ، افزايش دستوری مزد و حقوق کارکنان بخش خصوصی و افزايش پرداخت يارانه کالاها و خدمات مصرفی و توليدی ، در دايره بسته افزايش هزينه ها ، افزايش نقدينگی ، افزايش تورم و کاهش توان رقابتی کشور در بازارهای جهانی قرارداده است.
            سهم يارانه بنزين امسال ۱۲ ميليارد است. يارانه تنها بنزين، بقول محمد حسن قديری ابيانه، کارشناس ارشد مديريت و برنامه‌ريزی (ايسکا نيوز ۳۰دی ۸۴ )که در سال قبل که معادل ۱۰ ميليارد دلار بود : " به تنهايی حدود دو و هفت دهم برابر کل بودجه عمرانی استانی مجموعه استانهای کشوراست. و يارانه بنزين شهر تهران تقريبا معادل بودجه عمرانی استانی ۲۱ استان کشور ميباشد."
            شايد اين سوال برای خوانندگان گرامی پيش بيايد که چرا اين نظام حاضر به حذف اين يارانه ها نميباشد؟پاسخ ساده است.نظام ولايت فقيه نگران اين امر نيست که چنين اقدامی بر سر محرومين جامعه چه خواهد آورد . چرا که اگر نگران وضع محر.مان بود با اتخاذ سياستهای مخرب اقتصاديش مطابق آمار رسمی مدير کل‌ دفتر امور رفاه‌ اجتماعی‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزی‌ : در حال‌ حاضر حدود ۵\۱ در صد افراد جامعه‌ زير خط‌ فقر شديد قرار نميگرفتند! علت اصلی ترس ازاثرات سياسی آن برای نظام است!چرا که بخوبی ميدانند که حذف يارانه آنهم وقتی با بی برنامگی و بی لياقتی مسئولان اين نظام که هيچ راه حل سازنده ای را قادر به پيشبرد نمی باشد، ممزوج ميگردد ،به معنای تير آخر به شيشه عمر اين نظام است و مخالفت های شديد سياسی- اجتماعی را موجب خواهد شد . اما اکنون و با اين سياق طناب هم بردور گردن حکومت و هم مردم بتدريج و سالانه تنگ و تنگ تر ميگردد.اما از آنجا که در اقتصادی که بودجه حکومتش نه به ماليات مردم وبرداشت از توليد ملی وابسته است بل برعکس اين مردمند که برای دريافت حقوق خود چشم به دستان حکومت بسته اند ، چنين نظامی نيز به خود اجازه به حراج گذاشتن بی حساب منابع نفت و گاز کشور را ميدهد. تامين اين حجم عظيم از يارانه از طريق فروش نفت و گاز است که تحقق ميابد. از اينرو شاهد بتعويق انداختن هر ساله طرح جايگزين کردن يارانه ها، حد اقل در بخش حاملهای انرژی هستيم.
            حال آنکه چنانچه تنها در بخش مصرف سوخت ،سرمايه گذاری هايی جهت بهينه سازی وکاهش مصرف سوخت و به تبع آن کاهش آلودگی هوا و خسارات جبران ناپذير ناشی از آن صورت ميگرفت، منجربه ايجاد اشتغال و افزايش درآمد سرانه ملی نيز ميشد.با اعلام ناتوانی حکومت از اختصاص بودجه برای بنزين وارداتی، باز بحث سهميه بندی کردن بنزين و نيز حذف يارانه ۱۲ ميليارد دلاری بنزين بالا گرفت.با هم نظری بيفکنيم که چه طرحايی مورد نظر است و آيا اين طرحها بگفته خود مسئولين نظام قابل پياده کردن ميباشند يا خير؟
            سهميه بندی بنزين با کارت هوشمند:
            مسئولان نظام تصميم گرفته اند که يکباره ۳۰ ميليون ليتر از نظام توزيع بنزين کشورکم کنند. يعنی بنزين وارداتی را به جای فروش به قيمت واقعی اش يعنی ليتری ۵۰۰ تومان ( با يارانه بنزين در ايران اکنون ليتری ۸۰ تومان بفروش ميرسد) کلا حذف نمايندو استدلال حکومت نيز اين است که نرخ آزاد ۵۰۰ تومانی بنزين برای عده ای بهانه می شود تا نرخ ساير کالاها و خدمات را بالا برود . لذا قرار است بنزين را از اواسط مهر ماه سهميه بندی کنند. البته تصميم گيری نهايی را هنوز حکومت ابلاع نکرده است. اين سهميه بندی قرار است از طريق کارت هوشمند و کوپن انجام پذيرد . کوپن را در نظر گرفته اند چرا که نگران نقص فنی کارت هوشمند هستند که شايد تا موعد مقررآماده نشود. کارت هوشمند يک طرح جديد است که تا کنون در هيچ جای جهان تجربه نشده است .اگر به طور مثال سيستم کارت هوشمند در يک جايگاه به مشکل بربخورد، و يا سيستم کار نکندو يا ارتباط با شبکه کامپيوتر مرکزی برقرار نشود، و يا کامپيوتری در پمپ بنزينی از کار افتد و يا ارتباط بين پمپ با کامپيوتر داخل پمپ بنزين دچار نقص شود و يا کارت خوان جايگاه پمپ بنزين کارت را بعلت حتی تا شدن نخواند و ... ترافيک جايگاه عبور و مرور را در خيابان های اطرافش ميتواند مختل کند.لذاتا کل شبکه سراسری کارت هوشمند با هم کار نکند نمی توانند مطمئن باشند که اين طرح به جای حل کردن مساله، با نقايص فنی که بخش اعظم آن سخت افزاری و نرم افزاری خواهد بود، مساله بر مساله خواهد افزود يا خير؟ آنهم در حالی که شبکه تلفن همراه در ايران پس از گذر ۱۶ سال هنوز دارای نواقص است! جالب اينکه برای اين طرح که ۳ ماه تا اجرايش باقی نمانده است ميليارد ها تومان خرج شده است. و چنانچه اجرا نگردد و يا چند سالی بتعويق افتد سودش تنها در جيب رانت خواران دولتی و وارد کنندگان انواع کامپيوتر ها در داخل ميرود. واين هم همانند بسياری از طرحها در اين نظام ابتر و بی مصرف خواهد ماند و خاک خواهد خورد.

            Comment


            • Comment


              • Comment


                • Comment


                  • Comment


                    • Comment


                      • Kurds flee homes as Iran shells Iraq's northern frontier

                        Turkey and Iran have dispatched tanks, artillery and thousands of troops to their frontiers with Iraq during the past few weeks in what appears to be a coordinated effort to disrupt the activities of Kurdish rebel bases.
                        Scores of Kurds have fled their homes in the northern frontier region after four days of shelling by the Iranian army. Local officials said Turkey had also fired a number of shells into Iraqi territory.

                        Some displaced families have pitched tents in the valleys behind Qandil Mountain, which straddles Iraq's rugged borders with Turkey and Iran. They told the Guardian yesterday that at least six villages had been abandoned and one person had died following a sustained artillery barrage by Iranian forces that appeared designed to flush out guerrillas linked to the Kurdistan Workers Party (PKK), who have hideouts in Iraq.
                        Although fighting between Turkish security forces and PKK militants is nowhere near the scale of the 1980s and 90s - which accounted for the loss of more than 30,000 mostly Turkish Kurdish lives- at least 15 Turkish police officers have died in clashes. The PKK's sister party in Iran, the Kurdistan Free Life Party (Pejak), has stepped up activities against security targets in Kurdish regions. Yesterday, Kurdish media said eight Iranian troops were killed.

                        Rostam Judi, a PKK leader, claimed yesterday that no operations against Turkey or Iran were being launched from Iraqi territory. "We have fighters across south-eastern Turkey. Our presence in Iraq is purely for political work."

                        Frustrated by the reluctance of the US and the government in Baghdad to crack down on the PKK bases inside Iraq, Turkish generals have hinted they are considering a large-scale military operation across the border. They are said to be sharing intelligence about Kurdish rebel movements with their Iranian counterparts.

                        "We would not hesitate to take every kind of measures when our security is at stake," Abdullah Gul, the Turkish foreign minister, said last week.

                        There has been sporadic shelling of the region since May but officials worry that concerted military action against PKK bases in Iraq could alienate Iraqi Kurds and destabilise their self-rule region, one of few post-invasion success stories. Some analysts say Ankara and Tehran may be trying to pressure Iraq's Kurds, afraid that their de facto independent region would encourage their own Kurdish population.

                        Khaled Salih, the spokesman for the Kurdistan Regional Government in Irbil, said: "We condemn the shelling and urge the Iraqi government to demand the neighbours to respect our sovereignty."

                        Despite its support base in Turkey's impoverished south-east, the PKK is regarded by Ankara, Washington and the EU as a terrorist organisation. Mr Judi said the PKK was seeking a peaceful and democratic solution to the Kurdish issue in Turkey, and would welcome mediation from the US or Iraq's Kurdish leaders.

                        Last week, the Iraqi government said it had closed offices run by PKK sympathisers in Baghdad, and another office was shut by Kurdish authorities in Irbil.

                        The US is also to appoint a special envoy to find a solution to the PKK problem, but that may not be enough. Ilnur Chevik, editor of the New Anatolian newspaper in Ankara, said: "There is huge public pressure on the Turkish government to take action." But he doubted whether Turkish forces would mount a full-scale invasion."The build-up of troops is designed to say to the Americans and the Iraqis, the ball is in your court." Tehran was also taking advantage of the situation, he said, "to show Turkey that it was taking action against its shared enemy, while the US, Turkey's ally, has done nothing".

                        Meanwhile those displaced wonder when they can resume a normal life. "We know that the PKK are around here," said Abdul-Latif Mohammed, who fled the village of Lowan with his family. "But they live in the mountains. So these bombs just hurt us poor farmers."

                        Comment


                        • Teacher's radical 9/11 views raise red flags

                          According to Kevin Barrett, the US government planned and carried out the 9/11 attacks, the World Trade Center imploded due to explosives set up ahead of time in the buildings, Minnesota Sen. Paul Wellstone's plane crash was no accident, and Osama bin Laden has probably been dead since 2001. Mr. Barrett is not a radical anarchist or a teenager peddling conspiracy theories; he's a lecturer at the University of Wisconsin, Madison - a fact that has outraged some state politicians.

                          The case has drawn national attention and provided grist for conservative talk-show hosts, while the university has been deluged with e-mails against Barrett. Yet it has stuck by the decision to have him teach a planned course on Islam this fall.

                          Beyond the emotional reactions, the case raises questions about academic freedom: Are there limits to what can be taught, and if so, who decides them? Are certain views indicative of incompetence, as some Wisconsin legislators have said, or does such criticism lead to censorship?

                          "There should be no limits at all as to what subjects can be subjected to academic analysis," says Stanley Fish, a law professor at Florida International University in Miami. "But you should be performing as an academic and not as a partisan or preacher or moral judge."

                          That's the view the administration took as well, when they investigated. They found that however outlandish his personal opinions, Barrett - who was given an $8,427 contract to teach this course - was given good reviews for his past teaching. He plans to look at 9/11, including his own views, during one week of the course, but through a range of lenses.

                          "He does a good job teaching that course, no matter what his views are," says John Wiley, the university's chancellor. Interference from legislators or the public sets a dangerous precedent, Chancellor Wiley adds. "If there's one place controversy should be welcomed, it's universities."

                          Such controversies are not new or rare. Taboo subjects have included sex, politics, and even butter - in the 1940s when dairy industry grew angry over research into alternatives. More recently, the University of Colorado faced criticism over its defense of Ward Churchill, an ethnic studies professor who called some 9/11 victims "little Eichmanns" in a 2001 essay. The university ultimately voted to fire Professor Churchill for professional misconduct, including plagiarism and fabrication of information - a decision he is contesting.

                          Earlier this year, an electrical engineering professor at Northwestern, Arthur Butz, raised the ire of some for denying the Holocaust. His critics said such views - even if not discussed in the classroom - showed an incompetence that shouldn't be tolerated.

                          That argument may be appropriate occasionally, says Jonathan Knight, of the department of academic freedom and governance at the American Association of University Professors. "The faculty member who devotes part of his course on physics to the proposition that the moon is made of cheese could rightly be accused of professional behavior that amounts to incompetence. But short of that, colleges and universities are places where ideas of the most unusual sort ought to be tested before students and peers."

                          Those sort of defenses seem like a cop-out to Steve Nass, the Wisconsin state representative who has led the charge against Barrett and gained 61 signatures from other legislators for a resolution calling for his dismissal.

                          "I have no problem with discussion on unpopular ideas in the classroom, but substantiate what you're talking about," Representative Nass says. "This isn't academic freedom. This person can't substantiate his views."

                          The legislature is on recess until January, but if Barrett is rehired, Nass says he'll introduce a proposal to cut funding to the administration.

                          Barrett says he's surprised at the uproar, which began when he aired some of his views on a popular state radio show. He understands that they are divisive - although he points to a recent Zogby poll showing that 42 percent of Americans believe they were not told the whole truth about 9/11 as evidence of growing acceptance. He disagrees that they're unsubstantiated, citing experts who have looked into Mr. Wellstone's plane crash, Bin Laden and what could have caused the Twin Towers to fall.

                          Raising doubt over who caused the plane crashes on 9/11 is critical to understanding the Muslim world, he says. "I don't inflict my views on students, but it's important they understand that the vast majority of the world's Muslims believe that 9/11 was an inside job, and important to understand why they hold those beliefs."

                          He tends toward a Sophist technique, he says, in which he presents a wide variety of viewpoints and encourages debate on them.

                          So long as he sticks to that, Professor Fish says, Barrett should be fine.

                          But Fish says that professors do push their own politics or beliefs. "That doesn't mean you can't bring current political questions into the classroom," he says. "But they have to be academicized."

                          Comment


                          • Comment


                            • Comment


                              • Comment

                                Working...
                                X