Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • حسين توپچي و بحريني هاحسين توپچي مي ترکونه

    آگاهان از حسين توپچي پرسيدند: از کجا فهميديد که اين موضوع خواسته بسياري از مردم ايران و بحرين است؟
    حسين توپچي: در مورد ايرانيان داخل از آنجا فهميديم که مسوول نامه هاي خوانندگان کيهان که نامه هاي مردم را مي نويسد، صدها نامه نوشته بود که همين نشان مي دهد هزاران نفر مي خواستند نامه بنويسند، که همين هزاران نفر نمايندگان ميليونها نفر هستند. بنابراين براساس آمار ميليونها ايراني طرفدار گرفتن بحرين هستند. در مورد مردم بحرين هم موضوع خيلي مشخص است، وقتي چند هزار بحريني پرچم ايران را با آرم صهيونيسم و نازيسم در دست مي گيرند و عليه ما اعتراض مي کنند، يعني صدها هزار نفر از مردم بحرين که عليه ايران اعتراض نکردند، با نظرات ما موافقند.
    ما: شما از کجا چنين نتيجه گرفتيد که وقتي هزاران نفر عليه شما اعتراض مي کنند، پس صدها هزار نفر موافق شما هستند؟
    حسين توپچي: اين از نظر يک کارشناس سياسي مثل بنده اظهرمن الشمس است، چون بارها در جمهوري اسلامي تظاهرات پنج هزار نفري در حمايت از دولت احمدي نژاد برگزار شده است، در حالي که ما مي دانيم ميليونها نفر با دولت ايشان مخالفند، بنابراين اين موضوع در عرف سياسي ما قابل فهم است.
    ما: اگر در بحرين رفراندوم شود و مردم اين کشور نخواهند که جزو ايران بشمار بيايند، شما چکار مي کنيد؟
    حسين توپچي: اولا که رفراندوم يک بار در سال 1358 برگزار شد و مردم به جمهوري اسلامي آري گفتند، ديگر رفراندوم بعد از آن معني ندارد. مگر اينکه رفراندوم زير نظر شوراي نگهبان برگزار شود و شوراي نگهبان بر آن نظارت کند، که در اين حال اول بايد قوانين اين کشور توسط شوراي نگهبان بازنگري شود و آنها قانون اساسي ما را بپذيرند و در اين حال ديگر نيازي به رفراندوم نيست، چون معلوم مي شود جزو خودمان هستند.
    ما: حالا فرض کنيد که بحرين بشود جزو ايران، در آن حالت مردم اين کشور چه چيزي به دست خواهند آورد؟
    حسين توپچي: اين سووال بسيار خوبي است. اگر بحرين جزو ايران بشود، طبعا ديگر دشمني ميان دو ملت نخواهد بود و دولت ما مي تواند براحتي توي سر هر دو ملت بزند، چون تعداد آنها زياد نيست و دولت فعلي در اين مورد توانايي کافي دارد. از طرفي مردم بحرين از اين وضع که فعلا دارند که دارند مثل آدم زندگي شان را مي کنند بيرون مي آيند و آنها همين امنيتي را که ما داريم خواهند داشت. در اين حال ما مي توانيم براي نزديکي بيشتر دو ملت تعدادي از معتادان عزيز را در آنجا مستقر کنيم، همچنين ما مي توانيم وضع حجاب را در بحرين اصلاح کنيم و پليس آن کشور را براي کتک زدن زنان آموزش دهيم. از سوي ديگراگر بحرين جزو ايران شود، مشکلات اقتصادي بحرين هم مثل مشکلات اقتصادي ايران حل مي شود. و ما مي توانيم انتشار کتابها و شبکه هاي تلويزيوني و زندگي مردم بحرين را کنترل کنيم. در مورد فوتبال هم ديگر ما و بحرين مسابقه نخواهيم داد، چون يکي دو نفر از بازيکنان بحريني را مي آوريم توي تيم ملي و بعد از مدتي از فوتبال بيزارشان مي کنيم. فوايد اين کار خيلي زياد است...
    ما: شما در مورد کشورهاي ديگر هم ادعا داريد؟
    حسين توپچي: البته اين نظراتي که من مي دهم نظر شخصي خودم است و مي دانيد که روزنامه کيهان هم ملک پدري سکينه خانم، عمه اينجانب است که من نظرات شخصي ام را در آن مي نويسم. من البته معتقدم که اگر درست به تاريخ نگاه کنيم، فارغ از اينکه اصلا داريوش و کورش و سلطان محمود را که همه شان قلدر و ضد دين بودند، قبول داريم يا نه، به نظر من امارات متحده عربي، يمن، اتيوپي، عراق، ترکيه، مصر، سوريه، ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنستان، قرقيزستان، آناطولي، اسپانيا، بخشي از يونان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان، و تقريبا بسياري کشورهاي ديگر جزو ايران هستند و ما بايد بتدريج که دولت موفق شد دفتر خودش را اداره کند، اين کشورها را بايد پس بگيريم، البته من با نيروي نظامي مخالفم، ولي من در اقليت هستم و مجبورم نظر اکثريت را بپذيرم.
    ما: آيا براي اثبات مالکيت تان بر اين کشورها دليلي هم داريد؟
    حسين توپچي: بله، ما در مورد مالکيت هر کدام از اين کشورها يک تا چند بيت شعر داريم که معلوم مي شود که همه اينها مال ما بوده و ما از طريق ژئوپليتيک ادبي مي توانيم همه اينها را برگردانيم.
    نتيجه گيري لطايف الطوايف: يک بار يک حسين توپچي در منطقه توپخانه در حالي که داشت عرق مي کرد و تند تند راه مي رفت، پشت سر هم توپ در مي کرد، يکي به او گفت: کجا داري مي روي: گفت دارم مي روم جنگ کنم و بحرين و مصر و امارات را بگيرم، گفتند: چرا توپ در مي کني؟ گفت: مي ترسم که بيايند کشورمان را بگيرند.
    نتيجه گيري ژئوپليتيک: بحرين را پس نگرفتيم هيچ، بمي ترسم الاحواز و المحمره را هم بدهيم.

    اقتصاد چپ و مواضع راستماده خاکسترينامه سوم و طلاب تازه داماد

    Comment


    • خاتمي، خاتمي، استعفا، استعفاقضيه سنگسار از تهران تا تورنتوچاوز چي کارش کرده؟ سوراخ سوراخش کرده!چند خبر پراکنده از چند جاي منسجمجلسات پرسش و پاسخ

      جلسات پرسش و پاسخ ما با حسين درخششمداري در "دوم دام" از امروز آغاز شده. از علاقه مندان به موضوعات نامربوط درخواست مي شود سري به اين جلسات بزنند.

      Comment


      • سنگي در چاهي

        من هيچ وقت نمي توانم بفهمم که اگر ما موفق شديم که بحرين را به عنوان يکي از جزاير ايراني و يکي از استانهاي ايران بشمار بياوريم، اين کار چه فايده اي براي ما دارد؟ چه فايده اي براي مردم بحرين دارد؟ و چه مشکلي را از ما حل مي کند؟ و چه مشکلاتي را براي ما به وجود نمي آورد؟ فرض کنيم بحرين هم متعلق به ايران شده باشد، غير از اين است که مي خواهيم همين مصيبتي را که مردم ما مي کشند، به بحرين هم صادر کنيم. آخرش هم مي شود مثل جزاير سه گانه که تبديل شان کرده ايم به آشغالداني، يا در نهايت مي شود قشم يا بوشهر. چه گلي به سر قشم يا بوشهر زده ايم که مي خواهيم به سر بحرين بزنيم؟ خانه اي که شبي چهار تا بچه اش گرسنه مي خوابند و دختر وسطي خانه نصف شب از سرکار به خانه برمي گردد و رئيس خانه صبح چه گوارا مي شود و شب استالين مي شود و ظهر اصغر ديزل، ديگر چه جاي اضافه کردن نانخور اضافه دارد. اگر هم چشم مان به ثروت بحرين است، محض رضاي خدا اگر بلديم ثروت آنها را اداره کنيم، ثروت خودمان را اداره کنيم. وسط اين سنگي که حسين شريعتمداري داخل اين چاه ويل انداخته و حالا چهار تا عاقل هم نداريم که بروند و درش بياورند، نبي رودکي نماينده استان فارس، اعلام کرد که "آمريکا باعث اختلاف ايران و بحرين است." آگاهان هرچه فکر کردند، متوجه نشدند که منظور از آمريکا چيست، اگر قرار است بگوئيم شريعتمداري عامل آمريکاست، به نظر من اين اتهام ناجوانمردانه اي است، اگر منظور شريعتمداري است، بايد بگوئيم: "انگليس باعث اختلاف ايران و بحرين است." البته اين وسط منوچ ميم عضو دون پايه وزارت امور خارجه به بحرين سفر کرد و همراه با وزيرخارجه بحرين اعلام کرد: "روابط تهران - منامه دوستانه و برادرانه است." از طرف ديگر حسين شريعتمداري باعث شده است که نشريات بحرين فعلا چند روزي است که هر چيزي بلدند عليه ايران و ايراني و جمهوري اسلامي و رهبري مي گويند، حالا ما با جمهوري اسلامي و رهبري کاري نداريم، بالاخره آدم يکي مي زند و يکي مي خورد، ولي واقعيت اين است که اگر قرار است اعتراضي به اهانت به ايرانيان بکنيم، اين اعتراض را بايد به شريعتمداري بکنيم، وگرنه اگر يک باره دولت عربستان اعلام کند ايران بخشي از عربستان است و بايد زير نظر دولت عربستان اداره شود، خوشمان مي آيد؟ حسيني، سخنگوي وزارت خارجه گفت: "مطالب رسانه ها، موضع رسمي ايران نيست." آگاهان توضيح دادند که اين موضوع البته فقط در مورد ايران صدق مي کند، وگرنه اگر يک نشريه دانمارکي در کشوري مثل دانمارک که مطبوعاتش آزادند، عليه اسلام چيزي نوشت ما حق داريم سفارتخانه کشورش را آتش بزنيم، اما در ايران رسانه ها مستقل هستند و حرف شان با حرف دولت فرق مي کند و به همين دليل هم دائما تعطيل شان مي کنيم.

        240 روز به انتخابات مانده است

        فعلا 240 روز به انتخابات مانده، اگر در نظر بگيريم که از سه ماه قبل از انتخابات فضا کمي بازتر مي شود، من فکر مي کنم چهار پنج ماه ديگر بايد اين فضاي گند و کثافت را طاقت بياوريم تا به شرايط بهتري برسيم. البته بايد همه مان به احمدي نژاد و دولت کمک کنيم که همين جوري که دارد کارش را پيش مي برد ببرد، تا مردم يادشان نرود که اصولگرايان وقتي هم پول دارند و هم قدرت دارند، چطوري با مديريت علمي کشور را به پيش مي برند. مطلقا مزاحم دولت نشويم، بگذاريم سفرهاي استاني هر هفته انجام شود، حتي اگر دولت پول نداشت خودمان براي دولت هواپيما بگيريم، حتما دو سه بار احمدي نژاد را به ونزوئلا و چاوز را به ايران دعوت کنيم. فقط دست به ترکيبش نزنيم که همين طوري خوب است، البته تا سه چهار ماه ديگر. يک مشکل اساسي در اين ميان وجود دارد؛ البته خيلي هم مشکل بزرگي نيست و صد تا راه حل دارد، و آن اينکه آيا انتخابات زودتر برگزار مي شود يا احتمالا آمريکا زودتر حمله مي کند؟ و اگر يکي از اين دو قبل از آن يکي اتفاق بيافتد، دومي هم اتفاق مي افتد؟ خانه کارگر اعلام کرد: "انتخابات مجلس هشتم، رقابت بين مشاهير خواهد بود." آگاهان توضيح دادند که در ايران شهرت در انتخابات برعکس جاهاي ديگر است، يعني هرچه آدم گمنام تر باشد، مردم بيشتر به او اعتماد مي کنند، چون اصولا ما اينجوري هستيم. از طرفي علي شکوري راد هم گفت: "ليست خود را با سليقه شوراي نگهبان تطبيق ندهيم، نبايد از ترس مرگ خودکشي کنيم." وي اضافه کرد: "در تصميم براي کانديداتوري تابع نظر جمع هستيم." آگاهان اين اتفاق ميمون و مبارک و چي توز را تبريک گفته و از اينکه بالاخره يک بار در طول تاريخ يک گروه ايراني تابع جمع هستند، اظهار اميدواري کردند. گروهي از روانکاوان هم هشدار دادند که معمولا ما تا وقتي قاط نزديم، عاقلانه و تابع تصميم جمعي عمل مي کنيم، وگرنه مي زنيم به اليگودرز و عصب مي زنيم سنگينگ! مرعشي هم امروز حرف عجيبي را که همه مي دانستند، گفته است که ما( احتمالا منظورش کارگزاران است) همانطور که مهندسي اسلامي نداريم، اقتصاد اسلامي هم نداريم و اعلام کرده است که کارگزاران در سياست هاي خود به ليبراليسم نزديک ترند تا سوسياليسم. طبيعتا منظور ليبراليسم ايراني و سوسياليسم ايراني است.

        چرا خاتمي به صحنه سياست بازگشت؟

        در اين که خاتمي به صحنه سياست بازگشته است، هيچ شکي وجود ندارد و در اينکه احتمالا دلايلي براي اين کار دارد هم هيچ شکي وجود ندارد. فقط سووال اين است که چرا خاتمي به صحنه سياست بازگشت و چه دلايلي براي اين تصميم داشت؟

        اول: احتمالا کسي مثل صادق خرازي يا يک صادق ديگر خاتمي را از بالاي آبشار هل داد وسط صحنه و ايشان براي سومين بار پرسيد: کدوم.... منو هل داد پائين؟

        دوم: احتمالا در اين مدت فحش خور خاتمي ملس شده و مثل گذشته با کوچکترين کلمه آزاردهنده اي اشکش جاري نمي شود، البته اين نشانه خوبي از نظر انساني نيست، ولي نشان مي دهد که اگر دو ماه ديگر زحمت بکشد، ممکن است روحاني خوبي نشود، ولي احتمالا سياستمدار خوبي مي شود.

        سوم: خاتمي جزو معدود سياستمداران ايراني است که وقتي از صحنه قدرت پائين آمد، نه ترور شد، نه فرار کرد، نه بدنام شد و نه به نقاشي مدرن روي آورد، يعني برخلاف انتظار به عنوان يک انسان شريف و خوب مورد توجه بسياري از مردم بود، به نظرم مي رسد که وي به صحنه بازگشته است که پس از مدتي يا بدنام شود، يا ترور شود، يا فرار کند، يا به نقاشي مدرن بپردازد.

        چهارم: نشستن روي صندلي قدرت در ايران مثل نشستن روي گردونه هاي وحشت سيرک ها يا شهربازي هاست، وقتي روي صندلي مي نشيني، آفتاب مي درخشد، آسمان زيباست، هيجان نرمي در دلت مور مور مي کند، بعد از چند لحظه از زمين کنده مي شوي و به مدت چهار دقيقه که باندازه چهار سال مي گذرد، با سرعت 180 کيلومتر در ساعت در شرايطي که هر لحظه ممکن است با سر بخوري کف خيابان دور خودت مي چرخي و بعد همه چيز آرام مي شود و تو پياده مي شوي و به چهره آن بدبختي نگاه مي کني که در کمال شادماني دارد کمربند ايمني اش را مي بندد و نمي تواند ترس و وحشت و نفس نفس زدن و هيجان را از چهره تو بخواند. فقط مساله اين است که آيا دفعه بعد وقتي وارد سيرک شدي، يادت مانده باشد که آن بالا داشتي از ترس مي مردي يا دچار فراموشي شده باشي. در ايران بعضي سياستمداران که چندان حافظه قوي ندارند، باز هم وارد صحنه مي شوند.

        نتيجه گيري خصوصي: من شديدا طرفدار ورود خاتمي به صحنه سياست هستم، منتهي نه بخاطر خودش، بلکه بخاطر خودم.

        بنزين خزعلي تمام شد

        اعضاي جديد شوراي نگهبان، که همان اعضاي قديمي اين شورا بودند، يعني شيخ محمد يزدي، شيخ صادق لاريجاني که زير 200 سال سن دارد و شيخ محمد مومن باز هم منصوب شدند. آيت الله خزعلي عضو سابق شوراي نگهبان در يک اظهارنظر شگفت انگيز از طرح سهميه بندي سوخت حمايت کرد و گفت: "بنزين ما از چند ماه قبل مصرف شده و ما با اتوبوس يا پياده سرکارمان حاضر مي شويم." آگاهان منظور شخص مورد نظر را بخوبي متوجه نشده و لذا سووالات زير به نظرشان رسيد:

        اول: آيا بنزين کشور تمام شده يا بنزين شخص آقاي خزعلي؟
        دوم: آيا براي سوار شدن آقاي خزعلي به اتوبوس، اتوبوس مذکور بايد جلوي در خانه ايشان برود، يا خانه جديدي جلوي ايستگاه اتوبوس براي ايشان ايجاد يا خريداري مي شود؟
        سوم: آيا يک اتوبوس براي همراه بردن آقاي خزعلي و محافظانش کافي است يا احتمالا چند اتوبوس هم بايد اين اتوبوس را اسکورت کنند؟
        چهارم: فرض کنيم آقاي خزعلي هنوز عضو شوراي نگهبان است و با اين فرض اگر آقاي خزعلي بخواهد پياده از در خانه به شوراي نگهبان برود، با توجه به اينکه فقط پنج ماه تا زمان تائيد صلاحيت ها مانده است، ايشان تا ماه دي با پاي پياده به جلسه مي رسد يا نه؟
        پنجم: اگر هزينه سوخت اتوبوس 1000 برابر هزينه سوخت اتومبيل شد، چکار بايد کرد؟

        علم اعداد و وزير رفاه

        يکي از فوايد دولت احمدي نژاد اين است که آدم با يک مشت وزير دقيق و فهميده طرف است که حرف دهان شان را مي فهمند، وزير رفاه در يک اظهار نظر بسيار دقيق گفت: "خط فقر جديد 5 تا 10 درصد بيشتر از 183 هزار تومان است." وي چند لحظه فکر کرد و گفت: "اما اعلام اين عدد هيچ مشکلي از مردم حل نمي کند." آگاهان پرسيدند: پس چي؟ از طرف ديگر احمدي نژاد که در طول دو سال 120 ميليارد دلار از ثروت ملي کشور را تبديل به آشغال و مصيبت کرده است، گفت: "دشمن مي خواهد ايران همه ثروتش را بخورد." آگاهان ضمن دفاع از دشمن گفتند: دشمن چي کاره است، دوستان خودشان همه ثروت کشور را خوردند و هضم نکرده به ارتفاع مناسب گل افشاني کردند.

        چگونه سنگسار کنيم؟

        مشکل جدي داريم. يکي مثل جواد لاريجاني که ذاتا با اعمالي مثل سنگسار مخالف است، مي آيد توي تلويزيون و رسما اعلام مي کند که: "بحث بر سر اصل سنگسار نيست، بلکه بر سر نحوه اجراي سنگسار است که اشکال دارد." آگاهان اعلام کردند که از اين به بعد براي اجراي زيباي سنگسار قرار است يک سمفوني بزرگ ساخته شود و گروهي با لباس هاي رنگين و حرکات موزون اين کار را انجام دهند که نحوه اجراي آن جذاب باشد و مردم ايران و جهان از اين حرکت جالب خوششان بيايد و اينقدر جذاب باشد که حتي کانادايي ها و فرانسوي ها هم هر ماه چند نفر را سنگسار کنند. از طرف ديگر دري نجف آبادي، دادستان کل کشور که مخالف سنگسار نيست، گفت: "بخاطر اجراي يک حکم سنگسار نبايد عملکرد قوه قضائيه را زير سووال برد." آگاهان ضمن همدردي با دادستان کل کشور از ملت خواستند، به جاي اينکه فقط به سنگسار نگاه کنند، به اقدامات مثبت قوه قضائيه از جمله "توقيف مطبوعات"، "دستگيري دانشجويان و معلمان و کارگران"، "زنداني کردن دهها هزار زنداني بدبخت که فقط پول ندارند."، "شلاق زدن برادران و خواهران"، "اعدام هايي که براي تفريح مردم هر هفته در ملاء عام انجام مي شود." و "نحوه محاکمات کشور" نگاه کنند و واقعا از صميم قلب بگويند آيا قوه قضائيه ايران يکي از بهترين قوه هاي قضائيه در طول تاريخ نيست؟ قوه قضائيه اعلام کرد کساني را که به اين سووال پاسخ مثبت ندهند بزودي محاکمه خواهد کرد. از اينها گذشته، پروين اردلان يکي از فعالان مسائل زنان به يک نکته کليدي اشاره کرد و گفت: "مقاومت مداوم، سرکوب مداوم را به چالش مي کشد."

        Comment


        • مي شه، نمي شه، مي شه، نمي شه

          شمس الواعظين در يک مصاحبه نسبتا جالب شرايط حالت فوق العاده را در کشور اعلام کرد و با اعلام نشانه هاي مختلف گفت: "حالت فوق العاده در کشور برقرار شده است." البته خاوير سولانا در حالي که معلوم بود خودش هم چندان اميدوار نيست، گفت: "اميدوارم احتمال حمله به ايران تضعيف شود (احتمالا مترجم اشتباه کرده و منظورسولانا ضعيف شود، بوده است.) در همين راستا، ايران به مذاکره مستقيم هسته اي با آمريکا چراغ سبز نشان داد و حسيني سخنگوي وزارت خارجه گفت: "پيشنهاد البرادعي قابل بررسي است." البته آگاهان از قول مقامات خارجي کشور گفتند: درست است که پيشنهاد البرادعي قابل بررسي است، اما ما آن را بررسي نمي کنيم. يکي از آگاهان که مي خواست نامش فاش نشود، گفت: خيلي چيزهاست که قابل بررسي است، ولي ما اگر بخواهيم هر چيزي را بررسي کنيم که به بقيه کارهاي مان که بررسي چيزهاي ديگر است، نمي رسيم.

          کره خرهاي اصلاح طلب

          اصولا يکي از خوبي هاي زندگي در اروپا اين است که آدمها با دموکراسي آشنا مي شوند و ياد مي گيرند که به شکلي مدني با همديگر برخورد کنند و با لحني مدني و منطقي درباره همديگر حرف بزنند. مثلا اگر شما شش سال به سوئيس برويد و در آن مملکت آرام و دموکرات و تميز زندگي کنيد، ديگر بعيد است مثل خيلي از هموطنان از الفاظ اهانت آميز و تند عليه يک گروه بزرگ از آدمها استفاده کنيد. مثلا دوست عزيز من نيما راشدان، واقعا در اين شش سال خيلي پيشرفت کرده و در مورد ائتلاف اصلاح طلبان اين تيتر زيبا را نوشته است: "ائتلاف موجودات اهلي شده دست آموز" احتمالا با آغاز انتخابات چنين تيترهايي را بر پيشاني مقالات نيما راشدان خواهيم خواند: "بازگشت کره خرهاي اصلاح طلب"، "من هرگز به طويله اي به نام ايران برنمي گردم."، "کره خر! خفه شو!"

          فراخوان بازگشايي تلويزيون هما

          اصولا من معتقدم که آدم يا براي قلبش کار مي کند يا براي عقلش، وقتي براي قلبش کار مي کند بايد پول انتشار کارش را بدهد، مثلا پول انتشار وبلاگش را، اما وقتي براي عقلش کار مي کند، بايد پول کاري را که انجام مي دهد بگيرد. به همين دليل معتقدم آدم نمي تواند حرفه اي باشد و به پول و دستمزد کار و تبديل پيام رسانه اي به کالاي اقتصادي فکر نکند، هر کسي هم که اين جوري فکر نکرده، معمولا از بين رفته است. اينها را گفتم تا بگويم که شبکه تلويزيوني هما مربوط به داريوش سجادي در حال فعاليت مجدد است. خيلي دلم مي خواست مي توانستم با آنها کار کنم، ولي حالا که نمي توانم به هر کسي که مي تواند با آنها کار کند، پيشنهاد مي کنم حتما اين کار را بکند. به داريوش سجادي هم پيشنهاد مي کنم به فکر پول درآوردن از تلويزيونش باشد، وگرنه دوباره بارش زمين مي ماند. البته در مورد اينکه چرا من نمي توانم با داريوش سجادي کار کنم، اصل قضيه اين است که من در اين چند سال جاسوسي چنان به پول هايي که از اسرائيل و آمريکا مي گيرم عادت کردم که وقتي پول هايي را که از استندآپ کمدي درآورده بودم، يا از بابت چاپ يکي از کتابهايم از ايران پولي دستم رسيده بود و خرجش کردم، تا يک ماه سردرد عجيبي داشتم و تمام گردن و پشت دست هايم کهير زده بود. بدبختي اين است که داريوش سجادي مي خواهد با پول غير آمريکايي و غير اسرائيلي و غير اروپايي کار کند، و من مي ترسم دوباره مريض شوم.

          محمود و صفار، طلاق و طلاق کشي

          اصولا يکي از خصوصيات يک کابينه هماهنگ اين است که رئيس جمهور هر سه ماه يکي از وزرايش را مي فرستند لاي دست پدرش و او هم مهرش را براي دولت مهرورز، درز مي گيرد و آن را حلال و جانش را آزاد مي کند. جواد شمقدري، مشاور هنري احمدي نژاد در مورد دعواهاي خانوادگي کابينه احمدي نژاد گفت: "دو نفر در زندگي زناشويي ممکن است به اين نتيجه برسند که نمي توانند با هم به زندگي ايشان ادامه دهند، اما براي جدايي به زمان بيشتري نياز است و اين زمان همديگر را تحمل مي کنند. در شرايط کنوني نيز رئيس جمهور سياست هاي وزير ارشاد را تحمل مي کند." به يک صحنه خانوادگي از دعواي زن و شوهري که مي خواستند جدا بشوند، توجه کنيد.

          محمود: آخه زنيکه! اين چه فيلمهايي يه هر روز هر روز توي اين خونه پيدا مي کنم که همه اش صحنه داره؟
          صفار: الهي درد و بلات تو سرم بخوره، من هر چي مي زنم توي سر اين بچه ها آدم نمي شن، مي رن توي خيابون اين چيزها رو مي آرن، شما آقايي کن و ببخش منو...

          محمود: اين همه هر روز پول بي زبون رو بهت مي دم، شب که مي آم خونه، مي بينم از شرق و غرب خونه روزنامه و مجله زير دست و پا مي ريزه، تو اگر خودت يه چيزيت نبود، جلوي اينها رو مي گرفتي. من طاقت ندارم ها!
          صفار: آلهي پيشمرگت بشم، تو که هيچ وقت خونه نيستي، اين بچه ها هم هر چي کنترل شون مي کنم فايده نداره. بچه ها درسته از من مي ترسن، ولي ديگه فايده نداره، بزرگ شدن.


          محمود: بزرگ شدن که بزرگ شدن، وقتي طلاقت رو دادم کف دستت اون وقت مي فهمي که بايد چي کار مي کردي، بگو ببينم اين مرتيکه شجريان دو ساعت باهات نشست و حرف زد، چي بهش مي گفتي؟ مرتيکه مطرب غلط کرده اومده توي خونه من.
          صفار: عزيز دلم! اين آقا پيرمرده، بيست سال هم همسايه ما بوده، اذان هم مي خونه، من که نمي تونم بهش بگم برو با شوهرم حرف بزن، تازه اون موقع شما رفته بودي با اين مرتيکه چاوز خانمباز کثافت که چشم ندارم ببينمش، بغل دست اون زنيکه بي حجاب، معلوم نيست شبش چي کار مي کردي، هر چي بهت زنگ مي زدم تلفنت قطع بود...

          محمود: خاک برسرت که آدم نمي شي، من رفتم خارج که نمي تونم سر همه روسري بذارم، تازه اگر اون عکسه رو نگاه کني مي بيني اصلا دستم هم به دستش نخورده، اگر هم خورده به تو هيچ ربطي نداره. ضمنا چاوز برادر منه و اينجا هم خونه خودشه.
          صفار: غلط کردي! اينجا يا جاي منه يا اون مرتيکه خانم باز عوضي. نمي خواي مي رم خونه بابام، خودت مي دوني با اين توله سگهات که مثل سگ هار به جون من مي افتند.

          محمود: خيلي پررو شدي. تکليفت رو روشن مي کنم، بذار بگم الهام برات يه پرونده درست کنه...
          صفار: لازم نکرده، برمي گردم سراغ خونه بابا حسينم، مي گذارتم روي تخم چشماش، حداقل غيرت داره، نمي ره بغل دست دختر چهارده ساله که لباس لختي پوشيده و شکمش معلومه وايسته...

          محمود: اون دختره چهارده ساله نبود، هشت سالش بود...
          صفار: آره، با اون قد و بالاش هشت سالش بود؟ من هم سن اون بودم سه تا بچه داشتم.

          محمود: در هر حال بهت يک ماه فرصت مي دم، يا خودت رو درست مي کني يا...
          صفار: يا چي؟ نکنه مي خواي اون فاطمه اره رو بياري به جاي من....

          محمود: درست حرف بزن، اون خانوم محترم شوهر داره....
          صفار: شوهرش بخوره توي سرش، اگه شوهرش غيرت داشت وقتي اون زنيکه گفته بود اگر جانم هزار بار فداي محمود بشود، باز هم کاري نکردم، چنان مي زد توي دهن زنش که ديگه در مورد مرد غريبه اين جوري حرف نزنه....

          محمود: من دارم پنجشبه مي رم خونه بشار اينا، اميدوارم تا اون موقع اين خونه سروسامون پيدا کنه، وگرنه من مي دونم و تو...
          صفار( در حالي که دارد اشک مي ريزد): برو، برو سراغ بشار، برو کنار دست اون زنيکه بي حجابش وايستا که جلوي صد تا دوربين باد زد زير دامنش و شورتش رو همه ديدن، برو، تو ديگه اون محمود روز اول نيستي، منم مي رم...
          ( پايان صحنه اول، پرده پائين مي افتد.)

          چند خبر پراکنده از چند جاي منسجم

          امروز مطلب ما طولاني شد، و کلي مطلب ديگر جا ماند. اول اينکه تيم فوتبال ايران که در ابتداي بازي ضايع کرده بود، در نيمه دوم با تيم چين مساوي کرد، به همين دليل سرنوشت نهايي حضور ايران افتاد به روز آخر، مثل هميشه، مثل همه کارها. سه نفر از دانشجويان اميرکبير از زندان آزاد شدند و خوشبختانه سر خانه و زندگي شان رفتند. انشاء الله که هميشه آزاد و خوب باشند. رحيم مشائي، معروف به رحيم خرداديان گفت: "نخبگان لزوما مشهور نيستند." آگاهان گفتند: درست برعکس چون آدمهاي مشهور هم اصلا نخبه نيستند. يکي از کارشناسان نتيجه گرفت که اگر يک ايراني در آن واحد هم نخبه و هم مشهور باشد، يا بايد جغرافيايش را عوض کند، يا تاريخش را، يا منتظر دردسر هاي بعدي باشد. رحيم مشائي گفت: "فضاي شليک جاي گفتمان را گرفته است." آگاهان مي خواستند اين جمله را تائيد کنند، اما چون گلوله اي به طرف شان شليک شده بود، مجبور شدند قايم شوند. مشائي ادامه داد: "روشهاي موفق احمدي نژاد بر بسياري سخت آمد." يکي از آگاهان گفت: واقعا هم سخت است، چون هر چه تلاش مي کنيم اين روش هاي موفق را پيدا نمي کنيم.


          Comment


          • چرا ايرانيان از اعراب متنفرند؟اين عرب هاي خشن

            در اين که ما ايراني ها از عرب ها بطور کلي متنفريم هيچ شکي ندارم، و از اين که خيلي از عرب ها از ما ايراني ها متنفرند هيچ شکي ندارم. در اين که ما عرب ها را آمريکايي مي دانيم هم ترديدي ندارم و در اينکه عرب ها ما ايراني ها را کافر و عامل اسرائيل مي دانند هم هيچ شکي ندارم، اما به اين دقت کنيد که هر کدام از ما ايراني ها به دليلي با عرب ها مشکل داريم که اصلا ربطي به ماهيت فکري ما ندارد. دلايل زير براي نفرت از اعراب تا به حال در ميان ايرانيان کشف شده است.

            اول: بعضي از ما ايراني ها معتقديم اعراب چون 1400 سال قبل به کشور ما حمله کردند و ما را به زور مسلمان کردند، با عرب ها از اين موضع که ما مسلمانان اصيلي هستيم و آنها مسلمانان واقعي نيستند، اختلاف داريم.

            دوم: بعضي از ما ايراني ها با اعراب مخالفيم چون معتقديم اعراب هزار سال قبل به ايران حمله کردند و صد سال قبل بحرين را از ما گرفتند و تا سي سال قبل به جزاير سه گانه ما نظر بد داشتند، در حالي که هيچ مشکلي با روسها که صد و پنجاه سال قبل اين همه بخش هاي مختلف ايران را گرفتند، نداريم. چون روس ها عرب نيستند.

            سوم: بعضي از ما ايراني ها از ترس جمهوري اسلامي فرار کرديم و جرات نداريم به ايران برگرديم، بعد به عرب ها حق نمي دهيم که از همين جمهوري اسلامي که ما از فاصله 2000 کيلومتري از آن مي ترسيم از فاصله 300 کيلومتري بترسند.

            چهارم: بعضي از ما ايراني ها به اين دليل از عرب ها متنفريم چون مسلمان هستند و اساسا گروهي از ما به اين دليل با عرب ها مشکل داريم که معتقديم جمهوري اسلامي ماهيت عربي و اسلامي دارد، يعني اگر جمهوري اسلامي در ايران نبود، ما با عرب ها مشکل نداشتيم، اما يک دفعه مي بيني به اين دليل با عرب ها بد مي شويم که آنها با جمهوري اسلامي مشکل پيدا مي کنند، يعني دقيقا عرب ها همان وضعي را با دولت ايران دارند، که ما خودمان داريم، با اين تفاوت که عرب ها مي توانند به ايران بروند، اما ما نمي توانيم برويم.

            پنجم: بعضي از ماها وقتي به انگليسي يا فرانسه حرف مي زنيم و فکر مي کنيم ازعرب ها نه تنها متنفر نيستيم، بلکه تنفر از آنها را نشانه نژادپرستي مي دانيم، اما وقتي فارسي حرف مي زنيم، نمي توانيم نژادپرست نباشيم.
            ششم: بعضي از ماها از عرب ها متنفريم چون آنها جهان سومي هستند، و معمولا ما يادمان مي رود که خودمان هم جهان سومي هستيم.

            هفتم: بعضي از ما ايراني ها به اين دليل از عرب ها بدمان مي آيد که فکر مي کنيم آنها يک مشت تنبل هستند که با استفاده از پول نفت دارند خوش مي گذرانند، يعني دقيقا همان فکري را که آنها در مورد ما مي کنند.
            نتيجه گيري اخلاقي: قبل از اينکه به ديگران نگاه کنيد، کمي هم به آينه خيره شويد.

            اقتصاد تنگ و لباس گشادهاله عزيز! لطفا اعتراف کنيد

            به نظر مي رسد که احتمالا تا يکي دو هفته ديگر تکليف زندانيان طرفدار صلح و مخالف دولت بوش که توسط وزارت اطلاعات دستگير شده اند، يعني هاله اسفندياري و کيان تاجبخش و علي شاکري معلوم مي شود. صدا و سيما اعلام کرده که قرار است اعترافات هاله اسفندياري و کيان تاجبخش پخش شود. راستش را بخواهيد از شنيدن اين موضوع خوشحالم، چون معلوم مي شود که آنها را پس از پخش اعترافات آزاد مي کنند. آخرش هم مي شود مثل رامين جهانبگلو که حتي اگر به زور هم يکي يکي مردم را در تنهايي گير بياورد و به آنها بگويد جاسوس آمريکا بوده است، به او پاسخ مي دهند: تو دروغ مي گي، اگر جاسوس آمريکا بودي، پس چرا اينها متوجه شدند و تو را گرفتند؟ و اگر جاسوس آمريکا بودي توي دانشگاه هاي آنجا براي چي درس مي دادي؟ فقط يک چيزي را نمي فهمم و آن اين که تلويزيوني که مردم خبر راستش را باور نمي کنند، چطوري روساي تلويزيون انتظار دارند کسي را که زنداني است و زير بازجويي بوده، و اعتراف مي کند که جاسوسي کرده، مردم حرفش را قبول کنند؟ آن هم بعد از 28 سال که هر کسي اعتراف کرده، دو ماه بعد اعلام کرده است تحت فشار بودم. در هر حال آزادي قريب الوقوع اين دو عزيز نازنين را به دوستداران آزادي و استقلال و عدالت تبريک مي گويم. اميدوارم علي شاکري هم زودتر اعتراف کند و هر چه دلش مي خواهد بگويد تا او را هم انشاء الله آزاد کنند.

            بازداشت هاي دانشجوييجواد! جدي مي گي؟ اي ملت خداجوي ايران

            Comment



            • از اول مرداد گشاد گشاد راه برويدما: لطفا در مورد مرحله بعدي طرح امنيت اجتماعي توضيح بفرمائيد.سردار دارام دام: ما در مرحله اول طرح امنيت اجتماعي به خانمهايي که با اشکال شنيع و انحرافي در ملاء عام ظاهر مي شدند، برخورد کرديم که الحمدالله موفق شديم که خواهران را کنترل کرده و فعلا هيچ خواهر کنترل نشده اي که قدرت تنفس داشته باشد، الحمدالله نداريم. در مرحله دوم هم با اراذل و اوباش برخورد کرديم که در ابتدا تعدادي از آنها که لات هاي محل بودند، توسط گنده لات هاي محل که الحمدالله به مسير اسلام هدايت شده اند، هدايت شدند که در اثر هدايت اين اشخاص تعدادي زخمي شدند و تقريبا هيچ کسي نبود که به مسير الهي هدايت نشود و سالم بماند. در ميان اين اراذل کساني بودند که نمي خواستند به بهشت بروند که ما مجبور شديم آنها را به سوي بهشت ببريم که البته کمي دردناک بود. در مرحله سوم که از اول مرداد ماه اجرا خواهد شد، ما بعون الله تعالي و در راستاي تضاد آنتاگونيستي الهي با استکبار با مدل هاي موي انحرافي برخورد شديد مي کنيم و موهاي عناصر منحرف را سرجايشان مي نشانيم.

              ما: رئيس جمهور محبوب قبل از انتخابات فرموده بودند که ما با مدل موي پسران کاري نداريم، چطور شد که اين موضوع مورد توجه قرار گرفت؟
              سردار دارام دام: اقدامات ما کاملا در راستاي فرمايشات رياست محترم جمهوري است، ايشان قبل از انتخابات فرمودند که ما با آرايش موي پسران کاري نداريم که اين فرمايش کاملا صحيحي است و ما قبل از انتخابات با مدل موي پسران اصولا کاري نداريم که در آينده نيز اگر ايشان دوباره نامزد انتخابات شدند، نيروي انتظامي قبل از انتخابات هيچ کاري با مدل موي پسران نخواهد داشت.

              ما: لطفا بفرمائيد که پسران بايد مدل موهاي شان چگونه باشد؟
              سردار دارام دام: البته مسائل خصوصي هر کسي به خودش مربوط است و ما در آن دخالت نمي کنيم، ولي وقتي کسي به خيابان مي آيد، اين نوعي تجاوز به حريم جامعه است. ما مدل موي خاصي را پيشنهاد نمي کنيم، ولي مو نبايد بلند باشد، نبايد مرتفع باشد، نبايد جوري شانه شده باشد که نشانه هاي انحراف در آن مشهود باشد، چون براساس اطلاعاتي که ما داريم غربي ها دارند از همين سوراخ مدل مو در جامعه انحراف ايجاد مي کنند. جوانان بايد سنت هاي ايراني و اسلامي را کاملا رعايت کنند و به نظر ما مدل موي آلماني بهترين نوع رعايت سنت هاي ايراني و اسلامي است.

              ما: لطفا بفرمائيد که نحوه منحرف شدن مردم از طريق موي پسران چگونه است؟
              سردار دارام دام: ما بررسي کرديم و ديديم وقتي پسران موهاي شان را بلند مي کنند يا آن را بالا مي دهند، يا آن را روي پيشاني مي ريزند، يا هر کاري غير از همين مدل مويي که من دارم، مي کنند باعث جلب توجه رانندگان و بعضا افرادي که در خيابان حرکت مي کنند شده که ما با لپ تاپ اين موارد را بررسي کرديم و ديديم که بسياري از تصادفات که باعث افزايش قيمت اتومبيل و در نتيجه قيمت مسکن و بخصوص قيمت سبزيجات شد که در اين مدت شاهد بوديم که مدل موي انحرافي و مستهجن برخي از جوانان از خدا بي خبر چگونه توي چشم انقلاب و شهداي اسلام رفت. ما به مردم اين نويد را مي دهيم که اگر مدل موي جوانان اصلاح شود، حتما مطبوعات خائن هم دست از گران کردن قيمت مسکن برمي دارند.

              ما: به نظر شما ريشه انحراف موي جوانان در کجاست؟
              سردار دارام دام: ما شش ماه و به اندازه 14 هزار نفر ساعت کار تحقيقاتي و پژوهشي کرديم و سه گردان از نيروهاي ما مشغول تعقيب و مراقبت بودند و در همين بررسي ها که وزارت اطلاعات هم کمک هاي شاياني به ما کرد، ما متوجه شديم که علت اصلي مدل موي جوانان اماکني به اسم آرايشگاه است که در سالهاي اخير به اسم اصلاح ضربات زيادي به انقلاب زده است. ما با تمام آرايشگران منحرف و مساله داري که بخواهند توطئه هاي خود را عليه انقلاب انجام دهند، اخطار مي کنيم که دست از عناد و دشمني با نظام بردارند، بسياري از همين آرايشگران که دوره هاي مخصوص را در آرايشگاههاي موساد و سيا و اينتليجنت سرويس و شوارتسکف آلمان ديده اند، که همين شوارتسکف اعتماد ما را هم به مدل آلماني لجن مال کرده است، و ما با اين آرايشگران منحرف برخورد مي کنيم و در صورت ادامه اعمال کثيف شان آنها را بازداشت مي کنيم.

              ما: نحوه تشخيص آرايشگران منحرف چگونه است؟
              سردار دارام دام: اين کار بسيار ساده است، ما خواهراني داريم که در نيرو فعاليت مي کنند و در صورت ديدن مدل هاي موي انحرافي سريعا تحريک شده و به ما اطلاع مي دهند، اين خواهران در مقابل آرايشگاهها مستقر خواهند شد و به محض تحريک از طريق لپ تاپ به ما اطلاع مي دهند. ما از کليه مردم قهرمان و شهيدپرور ايران مي خواهيم که به محض ديدن موهايي که تحريک شان مي کند با پليس تماس بگيرند و قبل از اينکه مجرم از محل وقوع جرم بگريزد يا کچل بشود و يا موهايش را بزند جلوي اين فاجعه را بگيرند.

              ما: در اين مرحله طرح امنيت اجتماعي تا چه ميزان پليس به تنگ و گشاد بودن لباس توجه خواهد کرد؟ لطفا در اين مورد مردم را روشن کنيد؟ما: در مورد فاق شلوار چه هشدارهايي براي امت هميشه در صحنه داريد؟
              سردار دارام دام: فاق شلوار کوتاه اهانت به نظام است و من بارها اين نکته را گفته ام. ما اجازه نمي دهيم که فاق شلوار که يکي از اهداف استکبار براي ايجاد انحراف در نظام اسلامي است، کوتاه باشد. در دوره اصلاحات ما هشت سال خون دل خورديم و شاهد شلوارهاي فاق کوتاهي بوديم که چه مسائلي را براي نظام ايجاد نکردند. استکبار از طريق کوتاه کردن فاق شلوار قصد دارد ما را از آرمان هاي نظام منحرف و توجه ما را به چيزهاي ديگري معطوف کند که من صراحت بيش از اين را جايز نمي بينم.

              ما: شما در مورد گردن برادران چه هشدارهايي مي دهيد؟
              سردار دارام دام: ما با هر نوع گردنبند مارک دار برخورد قاطع مي کنيم و اجازه نمي دهيم گردن مردان ايراني محل بروز افکار الحادي و انحرافي باشد، البته اگر مارک هم نداشته باشد، ما آن را جايز نمي دانيم و اصولا در مرحله بعد، ما از امت شهيدپرور و والدين پسران و دختران مي خواهيم که گردن شان فقط به اندازه اي باشد که ديگران را تحريک نکند. ما فقط خواسته مردم را اجرا مي کنيم. مردم دوست ندارند کسي گردنش ديده شود، اين موضوع در قانون اساسي هم پيش بيني شده و ما براي اجراي فرامين الهي و قانون اقدام مي کنيم.

              ما: نظر شما در مورد لباس هاي آرم دار چيست؟
              سردار دارام دام: ما نظر شخصي نداريم، بلکه فقط نظر نظام را ملاحظه مي کنيم. و از نظر نظام آرم هاي منحرف روي لباس براي ايجاد شکاف در ميان مسوولان و دولت و ملت است که آرم هاي منحرف بايد از روي لباس هاي منحرف برچيده شود. البته آرم هايي مانند آرم هاي نظامي لباس نيروي انتظامي و پليس اشکالي ندارد، ولي آرم هايي مانند نايک که اصولا براي دهن کجي به اسلام و انقلاب اسلامي طراحي شده، براي ما غيرقابل قبول است.

              ما: لطفا اندازه مانتو را هم بفرمائيد؟
              سردار دارام دام: مانتو يکي از مهم ترين اهداف ماست که نبايد اغواگرانه باشد، ما با هر نوع مانتوي اغواگرانه برخورد جدي مي کنيم، چون خبرهايي به ما رسيده است که دشمن از طريق شکاف هاي بغل برخي مانتوهاي انحرافي و اغواگر قصد نفوذ در ميان صفوف به هم چسبيده ملت ما را دارد. ما هشدار مي دهيم که شکاف هاي تان را بدوزيد، وگرنه ما آنها را به سختي خواهيم دوخت. اندازه مانتو البته اگر هر چه بلندتر باشد بهتر است، ولي خط قرمز ما در مانتو درست روي زانوست، اما اکيدا توصيه مي کنيم که برخي از خانم هايي که مانتو مي پوشند، نبايد قد بلند داشته باشند که اگر دست شان را دراز کردند، اندازه مانتوي شان بالاي زانو برود. ما در مرحله بعد اگر پسران منحرف اصلاح نشدند در نظر گرفتيم که آنها نيز مانتوهاي مناسب بايد بپوشند تا امنيت جامعه حفظ شود.

              ما: ديگر توصيه خاصي براي پسران و دختران نداريد؟
              سردار دارام دام: ما البته نمي خواهيم در مسائل خصوصي افراد دخالت کنيم. ملت مومن و خداجوي ايران در اين سالها اثبات کردند که هيچ سلاحي بر آنان کارگر نيست، اين ملت الگوي کامل بسياري از مردم جهان است و بسياري از مردم جهان آرزو مي کنند اي کاش در ايران زندگي مي کردند و ما هر روز توي سر آنها مي زديم. البته ما معتقديم ملت ايران بهتر از همه ملت هاي جهان مي فهمد بايد چه کند، اما در مورد لباس پوشيدن ما بهتر مي فهميم مردم بايد چه کنند.

              Comment


              • سه اعتراف و آش شور و قاضي کورآمريکا آمريکا، ما داريم مي آئيمبهزاد از اردبيل نمي آيدشوک الکتريکي ابراهيم نبوي به مغز شما!

                آقا! من غير از اينکه پيشنهاد مي کنم کساني مثل شادي صدر و شيرين عبادي و غيره به فکر نامزدي مجلس باشند، پيشنهاد مي کنم کساني مثل علي دائي از اردبيل، خداداد عزيزي از مشهد، رضا کيانيان و بهروز افخمي و ابراهيم حاتمي کيا از تهران نامزد شرکت در مجلس بشوند، حتي کشاندن کساني مثل الهي قمشه اي و خيلي از استادان دانشگاهها که احتمالا خط و ربط سياسي اصلاح طلبانه و بالعکس ندارند، از شهرستانها کار بسيار خوبي است، روي اين پيشنهاد فکر کنيد. راستي حالا که حرف از علي دائي و خداداد عزيزي و فوتباليست ها شد، اين خبر خوب هم حال مان را اندکي جا آورد که تيم ملي ايران با نتيجه 2 بر صفر بر تيم مالزي پيروز شد و به عنوان تيم اول گروه رفت براي مسابقه با کره جنوبي. تبريک تبريک تبريک.

                ماضي بعيد: انرژي هسته اي حق مسلم ما بود؟ مريد بازار و ريديم ديمترس برادر خودمان است

                Comment



                • قاراپط جديدالاسلام و موشه عبدالباسطمرگ آيت الله مشکيني

                  خبرگزاري انتخاب در عرض دو روز دو گاف سنگين داد، البته زياد چيز مهمي نيست، همه ماها ايراني هستيم، از اين کارها مي کنيم، عجله هم چيز خوبي نيست، خبرها را مثل بي بي سي بهتر است اول بررسي دقيق کنيم و بعد از اينکه مطمئن شديم لزومي ندارد بدهيم، چون همه از آن خبردار شده اند. آيت الله مشکيني هنوز زنده است و البته پزشکان گفته اند که فعلا همان حال قبلي را دارد. البته اگر ايشان فوت کند، کمي قمر اوضاع زودتر از موعد مقرر به عقرب مي رود. از طرف ديگر خبر مرگ خانم سيمين دانشور که انشاء الله قدش سر چشم برادر شوهرش بيايد، اعلام و تکذيب شد. حال سيمين خانم هم خوب نيست و فعلا در اغماست. به نظر مي رسد عزرائيل هم مثل علي لاريجاني در حال بلاتکليفي است و نمي داند چکار کند. ما که به مرگ هيچ کسي راضي نيستيم. خيلي سانتي مانتال شدم و انسان خوبي به نظر مي رسم، نه؟

                  دانشجو بيدار است، از زندگي بيزار استخدا به خير بگذراند

                  از طرف ديگر يک خبر عجيب و غريب رسيده که نمي دانم چطوري مي شود نگاهش کرد. خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريواني گفته است که وي به اعدام محکوم شده است. البته ممکن است از همين تهديدهايي باشد که توي زندان مي کنند که آدم را بترسانند، ولي فعلا با اين بالا زدن هاش خون قوه قضائيه معلوم نيست شوخي شوخي از اين کارها هم بکنند. البته اگر قضيه کمي جدي تر شد بايد همه فشار سنگين بياورند که پي قضيه را ول کنند. ياد روزهاي قبل از ارديبهشت و خرداد سال شصت آدم مي افتد که عده اي آدم عاقل در حکومت داشتند جلوي کشيده شدن درگيري ها به خون و خونريزي را مي گرفتند، از آن طرف لاجوردي و دوستان در اوين منتظر يک بهانه بودند که وارد سرکوب سنگين شوند. خدا بخير بگذراند.

                  خاتمي: هرگز هرگز هرگزديجيتال فرصت است يا تهديد؟قرآن عبري و دعاي کميل ارمني

                  من فکر مي کنم اصولا مسلمين اعم از شيعه و سني از مسلمان شدن مسلمانان نااميد شده و فکر مي کنند اگر اين مسلمان هاي موجود را يک جوري از سرخودشان بازکنند، در عوض از ميان مسيحيان و يهوديان، مسلمانان جديد انتخاب کنند، دردسرش کمتر است. بدبختي اين است که مسلماناني مثل ايرانيان و عرب هاي سعودي و مصر و لبنان و عراق و غيره دارند همه وعده هايي را که در بهشت به آنها داده شده (شامل همه کمک هاي مالي و جنسي) در همين دنيا دارند انجام مي دهند که وقتي مي روند جهنم دور هم باشند، بد نگذرد. همه حقه بازي ها و پدرسوختگي ها را هم ياد گرفتند و از هر صدتاشان دو تا هم مسلمان درست و حسابي در نمي آيد. در همين راستا هفته قبل اعلام شد که دعاي کميل به زبان ارمني در ارمنستان منتشر شد. امروز هم اعلام شد که عربستان سعودي قصد دارد بزودي يک قرآن به زبان عبري منتشر کند. آگاهان در همين رابطه شديدا هشدار داده و گفتند: در ميان مسلمانان هيچ موجودي خطرناک تر از کسي که تازه ايمان آورده و تجربه زندگي در ميان مسلمين ندارد، نيست. اگر يک دفعه يکي گفت من قاراپط چديدالاسلام يا موشه عبدالباسط هستم، فورا فرار کنيد که ممکن است موج انفجارش شما را هم بگيرد.

                  امروز، بازي سرنوشت

                  بازي هاي ديروز تقريبا همان طوري پيش رفت که گمان زده مي شد. ديروز عراق بر ويتنام پيروز شد تا در مقابل برنده بازي ايران و کره جنوبي که امروز برگزار مي شود، قرار بگيرد. در عوض عربستان سعودي هم با ازبکستان مسابقه مي دهد. ژاپن هم استراليا را با پنالتي باز هم حذف کرد. اين استراليايي ها هم از وقتي وارد قاره آسيا شدند شانس ندارند.

                  هري پاتر و قديسان مرگدوم دام را بخوانيد

                  دو سه مطلب جديد از جمله مصاحبه با اسمشو نبر را تا فردا در دوم دام مي گذارم. چند مطلب تازه هم در اين يکي دو روز بردم بالا و البته بالاتر و بالاترين. اگر وقت کرديد حتما سربزنيد.


                  Comment


                  • اي ميل هايي براي امام رضا

                    براساس اخباري که منتشر شده است نيم ميليون نفر تا به حال به امام رضا اي ميل زده اند. يکي از همکاران ما ميل باکس امام رضا( ع) را هک کرد و تعدادي از اي ميل ها را به شرح زير منتشر کرد.

                    محضر مبارک امام رضا( ع)

                    ما اينجا يک کمي گيج شديم، چند نفر از آشناها مي گن امام زمان هستند، شما که باهاشون فاميل هستيد بفرمائيد ما به کدوم شون اعتماد کنيم؟ اگر بهشون پول قرض داديم، بعدا بهمون پس مي دن؟
                    دست بوس شما عليرضا از بازار تهران

                    محضر مقدس حضرت امام رضا(ع)

                    شما خودتونين؟ من فاطي هستم که هفته پيش خدمت رسيده بودم، ولي باورم نمي شد، مي شه اگه توي اورکات هم هستين اگه اينوايت کردم منو اد کنين، يا حداقل يک چيزي بنويسين من مطمئن بشم خودتون اينو خوندين. دست شما درد نکنه.
                    فاطمه از ساوه

                    خدمت محضر مبارک امام رضا عليه السلام

                    من پاني هستم، سه سال قبل با کيارش خدمتتون رسيده بوديم واسه اين که مامان منو راضي کنين که ما عقد کنيم که زحمت کشيدين و مامانم راضي شد، دو سال قبل هم خدمتتون رسيديم که واسه کيارش يه کاري پيدا کنين که لطف فرمودين و رفت توي بنگاه ماشين، پارسال هم خودم تنهايي خدمت رسيدم واسه اينکه يا لطف کنين کاري کنيد اين مواد رو ترک کنه يا بميره، اما نه ترک کرد و نه مرد، حالا مي خواستم لطفا يه زحمتي بکشين که منو طلاق بده مي خوام برم آمريکا. مي خواستم ببينم براي طلاق بايد خودم بيام خدمتتون يا اي ميلي هم مي شه؟
                    پانته آ سادات از تهران

                    محضر مبارک امام رضا( ع)

                    من سهيلا هستم، همون که دو سال قبل اومدم خدمتتون يه پارچه سبز گلدار هم گره زده بودم، من هزار تومن نذر کردم که احمدي نژاد رئيس جمهور بشه، مي خواستم اگه ممکنه پول منو پس بدين، چون خيلي پشيمون شدم. اگر هم نمي شه پس بدين لطفا بفرمائين چقدر بايد خدمتتون تقديم کنم که دفعه بعد راي نياره.
                    سهيلا از فريمان

                    خدمت رضا جان، عموي گرامي

                    تو را به جان جدت حسين، مرا از دست اينها نجات بده، شما با اين ايراني ها آشنا هستيد، اخلاق شان را مي دانيد، من از دست شان ذله شدم. آبروي مرا بردند، هر روز يک چيزي مي آورند و مي گويند امضا کن، شما که مي دانيد من اصلا برنامه ام اين نبود که حالا حالا بيايم، هر روز گير مي دهند که بايد ظهور کني، من هم که ساده نيستم، فردا ظهور کنم فورا مي گيرند مي اندازند اوين، بايد اعتراف کنم از آمريکايي ها پول مي گرفتم، تو را بخدا مرا از دست اينها نجات بده.
                    پسر عمو، مهدي

                    پنج روش براي انقلاب مخملي در ايرانروزنامه و حرف نامه

                    باز هم خدا را صد مرتبه شکر که اگر خود رئيس جمهور آشنايي با روزنامه و اين جور قضايا ندارد، مشاور مطبوعاتي اش فرق روزنامه را با کاغذديواري مي فهمد. جوانفکر، مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور در يک اظهار نظر حساب شده گفت: "متاسفانه روزنامه*هاي ما تبديل به حرف*نامه شده*اند، ما شاهد هستيم در روزنامه*ها عكس*هاي افراد را مي*زنند و در كنار آن، حرف*هايشان را بيان مي*كنند، انتقادها بايد متوجه كارها و فعاليت*ها باشد. رسانه*ها نبايد بخش عمده*ي كارشان را بر روي حرف*ها بگذارند." در همين راستا آگاهان موارد زير را تذکر دادند:
                    اول: روزنامه ها از اين پس به جاي گفتن اظهارات افراد بايد فيلم آنها را پخش کنند.
                    دوم: روزنامه ها اگر قرار است عکس افراد را چاپ کنند، ديگر حرف آنها را ننويسند و اگر قرار است حرف آنها را بنويسند، ديگر عکس آنها را چاپ نکنند.

                    نتيجه گيري اخلاقي: روزنامه شيئي است کاغذي که با بيل که شيئي است فلزي و چوبي فرق دارد.

                    Comment


                    • پليس ما، پليس آنها

                      البته منظورم از آنها کشورهاي دوست و برادري مثل سوريه و ليبي و سودان و جمهوري آذربايجان و ازبکستان و ترکمنستان و غيره که پليس شان هم مثل خودمان است، نيست، بلکه منظورم بخش اعظم جهان است که يک موضوعات آزار دهنده اي به اسم قانون در کشورشان وجود دارد. ده تفاوت اساسي زير بين پليس ايران و پليس بقيه دنيا را تا الآن پيدا کردم، احتمالا 723 تا ديگر وجود دارد که هنوز پيدا نکردم.

                      اول: پليس در همه جا وقتي ناامني ايجاد شد وارد مي شود، در ايران وقتي پليس وارد شد ناامني ايجاد مي شود.

                      دوم: پليس در همه جا مواظب اکثر مردم است و با تعداد کمي درگير است، در ايران پليس مواظب تعداد کمي از آدمهاست و با اکثر مردم درگير است.

                      سوم: پليس در همه جا شامل تعداد کمي پليس پير باتجربه است که تعداد زيادي پليس جوان را اداره مي کنند، در ايران پليس شامل تعدادي کمي جوان بي تجربه است که تعداد زيادي آدم با تجربه تر از خودشان را به زور اداره مي کنند.

                      چهارم: در همه جاي دنيا پليس مي داند مجرم کيست، مردم هم مي دانند کاري که مي کنند جرم هست يا نه، در ايران پليس مي داند که بايد با يک گروه برخورد کند، به همين دليل مشخصات همانها را به عنوان مجرم اعلام مي کند.

                      پنجم: در همه جاي دنيا هر ده سال يک بار چيزي به عنوان جرم تعيين مي شود، در ايران هر هفته يک جرم جديد تعيين مي شود که ممکن است يک ماه قبل جرم نبوده و يک ماه بعد جرم نباشد.

                      ششم: پليس در همه جاي دنيا کاملا شما را زير نظر دارد، ولي تا وقتي خلاف نکرديد کاري نمي کند ولي وقتي خلاف کرديد ديگر رهايتان نمي کند، در ايران پليس کسي را زير نظر ندارد، ولي ممکن است همين جوري شما را بگيرند. البته ممکن است شما را هرگز نگيرند؛ اگر گرفتند، مطمئن باشيد که اگر زنده بمانيد حتما شما را ول مي کنند، چون معمولا پليس براي نگاه داشتن کسي دليل ندارد.

                      هفتم: در همه جاي دنيا پليس به کارش افتخار مي کند، در ايران کسي که توسط پليس دستگير شده به کارش افتخار مي کند.

                      هشتم: در همه جاي دنيا وقتي پليس با شما مواجه مي شود، اول کارت شناسايي اش را نشان مي دهد، بعد کارت شناسايي شما را مي بيند، بعد خلاف شما را مي گويد، بعد احتمالا شما را بازداشت مي کند. در ايران پليس اول شما را کتک مي زند، بعد بازداشت مي کند، بعد شما کارت شناسايي تان را نشان مي دهيد و معلوم مي شود آشنا هستيد، بعد خودش را معرفي و شما را آزاد مي کند.

                      نهم: در همه جاي دنيا پليس مواظب است که شما خلاف نکنيد، در ايران پليس مواظب است که شما متوجه نشويد که داريد خلاف مي کنيد که بتواند شما را جريمه يا دستگير کند.

                      دهم: در همه جاي دنيا پليس مامور اجراي قانون است، در ايران پليس مامور اجراي قانوني است که هر روز تغيير مي کند.

                      هر کسي از ظن خود شد يار اين

                      در راستاي اينکه پورمحمدي، وزير نسبتا محترم کشورگفته است: "هر کسي که من را مي بيند ياد سهميه بندي بنزين مي افتد." لذا احتمال مي رود که موارد زير رخ بدهد.

                      احمدي نژاد: "هر کسي که من را مي بيند ياد سفره و نفت مي افتد."
                      سردار رادان: "هرکسي که من را مي بيند ياد فاق شلوارش مي افتد."
                      اکبر هاشمي رفسنجاني: "هر کسي که من را مي بيند، ياد صراحت و صميميت مي افتد."
                      مهدي کروبي: "هرکسي که من را مي بيند فکر مي کند وقت انتخابات است، خوابش مي گيرد."
                      منوچهر متکي: "هر کسي که من را مي بيند ياد علي لاريجاني مي افتد."
                      حداد عادل: "هرکسي که من را مي بيند، يادش مي افتد انگار قبلا يک نفر ديگر را ديده بود."
                      محمود شاهرودي: "هر کسي که من را مي بيند ياد بخشنامه مي افتد."
                      جواد لاريجاني: "هر کسي که من را مي بيند ياد داداشم مي افتد و مي گويد کوش؟"
                      سعيد مرتضوي: "هرکسي که من را مي بيند، ياد لنگه کفش مي افتد."
                      باقر قاليباف: "هر کسي که من را مي بيند ياد عينک دودي مي افتد."
                      علي لاريجاني: "مگر کسي هم مرا مي بيند؟"

                      بادامچيان يک توطئه بود عليه خودش

                      با توجه به اين که اسدالله بادامچيان در يک توطئه استکباري اعلام کرده است که: "سهميه بندي بنزين توطئه آمريکا را خنثي کرد، انگليس موظف به حمايت از اصلاح طلبان شده است." لذا پيش بيني مي شود که در روزها و ماهها و سالهاي آينده اين جملات از وي نقل شود.

                      بادامچيان ( يک هفته بعد): غني سازي هسته اي با توطئه روسيه متوقف شد.
                      بادامچيان( دو هفته بعد): علت افزايش قيمت مسکن توطئه توتاليست هاي نروژي بود.
                      بادامچيان( يک ماه بعد): آزادي ملوانان انگليسي توطئه کاريکاتوريست هاي دانمارکي را خنثي کرد.
                      بادامچيان( دو ماه بعد): ترجمه هري پاتر توطئه مشترک بلغاري ها و انگليسي ها و ويدا اسلاميه عليه حسين کرد شبستري بود.
                      بادامچيان( يک سال بعد): علت سردرد من مصرف قرص هاي کثيف سردرد کارخانه بايرن آلمان متجاوز است.
                      بادامچيان( سه سال بعد): انتخاب احمدي نژاد توطئه مشترک اسرائيل و حماس عليه موتلفه بود.
                      به نقل از وصيت نامه بادامچيان: مرگ من هيچ علتي نداشت جز توطئه هاي مصدق السلطنه انگليسي که توسط نهضت آزادي خائن آمريکايي اجرا شد.

                      دانشجويان نقد پذير باشند

                      در راستاي اين که تا همين لحظه 25 دانشجوي دانشگاههاي مختلف در زندان به سر مي برند، روحاني احتمالا محترم عميد زنجاني رئيس دانشگاه تهران گفت: "دانشجويان بايد نقد پذير باشند." دانشجويان زنداني گفتند: ما نقد را مي پذيريم، ولي خيلي درد دارد. آگاهان توضيح دادند که احتمالا اشتباهي صورت گرفته است، چون معمولا دانشجويان نقد مي کنند و دولت بايد نقد پذير باشد. رئيس دانشگاه تهران گفت: قبلا اين جوري بود؟

                      اصلاح طلبان در ترکيه پيروز شدند

                      انتخابات ترکيه پيروز شد و جريان اصلاح طلبي ديني به رهبري اردوغان در انتخابات پيروز شد. اين اردوغان هم کسي است مثل دکتر ابراهيم يزدي خودمان. نتيجه اين انتخابات بسيار مهم است، چون ترکيه اولين کشوري است که يک اسلام سازگار با تمدن غربي در آن دولت را کاملا در اختيار مي گيرد. فکر مي کنم انتخابات ترکيه يکي از مهم ترين شکست هاي بنيادگرايي اسلامي در چند سال اخير است.

                      Comment



                      • اوي! مثل پپه ها نگاه نکن!اعتراف گيري ملييک فروند هواپيما براي مالکيدور اول، دور دوم، دور سوم، دور چهارم....

                        دور اول مذاکرات ايران و آمريکا مدتي قبل برگزار شد. در اين ديدار نماينده ايران گفت: سلام. نماينده آمريکا هم گفت: سلام، خوبين؟

                        دور دوم مذاکرات بعد از چند ماه ديروز برگزار شد، نماينده ايران به نماينده آمريکا گفت: شما عراق را اشغال کرديد، نماينده آمريکا هم به نماينده ايران گفت: شما هم به تروريست ها کمک کرديد. نماينده ايران گفت: همين رو مي خواستم بگم، بقيه اش باشه بعدا، نماينده آمريکا هم گفت: منم جواب تو دادم، بعدا بيا باز هم بازي کنيم.
                        دور سوم مذاکرات دو ماه ديگر برگزار مي شود. نماينده ايراني ها مي گويد: شما بايد زنداني هاي ايراني ما را آزاد کنيد، چون خيلي نامرديد. نماينده آمريکا هم مي گويد: شما هم بايد زنداني هاي ايراني ما را آزاد کنيد، چون شما هم خيلي نامرديد. نماينده ايران مي گويد: ديگه فعلا حرفي نداريم، فعلا ما مي ريم، بعدا اگه اجازه دادند مي آئيم. نماينده آمريکايي ها هم مي گويد: حسن! مي خواي به مامان انگليس ام بگم اجازه تو از مامانت بگيره زودتر بيايي؟

                        دور چهارم مذاکرات چهار ماه ديگر برگزار مي شود.....

                        فرزاد حسني و سردار رادان

                        من که اين فرزاد حسني را نمي شناسم، ولي دستش درد نکند.

                        Comment


                        • هري پاتر و سردبير مرگ( جلد هشتم)

                          Comment


                          • خاتمي! پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي نگو!عربستان مشکوک مي زند

                            به نظرم عربستان مشکوک مي زند، شديد! بعد از اينکه بعضي از مفتي هاي عربستان اعلام کردند که بايد حرم حضرت علي و حضرت زينب و حضرت ابوالفضل در عراق و سوريه تخريب شود و در ايران هم مطابق معمول گروهي مقابل سفارت عربستان سعودي اجتماع کردند و اتفاق خاصي طبيعتا نيفتاد، آمريکا ضمن اينکه از رفتار عربستان در قبال عراق انتقاد کرد، براي اينکه نشان دهد اين انتقادات چقدر جدي است، بلافاصله 20 ميليارد دلار اسلحه به اين کشور فروخت. من که فکر نمي کنم عربستان بخواهد از اين اسلحه ها در مقابل اردن يا مصر يا انگليس استفاده کند، فقط مانده است که جنگ ايران با عربستان اتفاق بيفتد، دعواي شيعه و سني که داريم، دعواي فارس و عرب هم به آن اضافه مي شود، مي ماند يک خرج فولمينات جيوه با دو تا بسته خرج سي 4 که منطقه را به ارتفاع دو کيلومتر به آسمان ببرد. از طرفي گفته شد که مقامات عربستان سعودي با اسرائيلي ها هم ديدار کردند و رئيس جمهور پاکستان هم به عربستان رفت. اين خبرهاي احمقانه اي را که گفتم ناشنيده بگيريد و فقط به اين خبر دقت کنيد که آقاي محمد رضا شيباني، سفير ايران در لبنان اعلام کرد براي ميانجيگري ميان دمشق و رياض تلاش مي کند. آگاهان توضيح دادند که يک کسي بايد اختلاف تهران را با رياض حل کند. يک گروه ديگر از آگاهان توضيح دادند که اصولا رياض با دمشق مشکل دارد، چون دمشق دوست صميمي تهران است و دمشق هم با رياض مشکل دارد، چون رياض با ايران رابطه بدي دارد، به نظر مي رسد که اگر ايران تلاش کند، موفق مي شود که رابطه رياض را با عربستان خوب کند، بعد دوتايي بيفتند به جان ايران.

                            صفار! برو از همه دور شو!
                            آگاهان موارد زير را توضيح دادند:


                            اول: کشورهايي مثل فرانسه، آلمان، بلژيک، سوئيس، اتريش، آمريکا، انگليس و اصولا اروپا و آمريکا و استراليا که هنوز کليساهاي شان پر رفت و آمد هستند و در همه زندگي مردم نفوذ دارند، جزو غرب محسوب نمي شوند و اگر هم محسوب شوند، در هيچ کدام از اين کشورها حزب وجود ندارد.

                            دوم: در کشورهايي مثل شوروي سابق و تمام اروپاي شرقي، ليبي، سوريه، عراق، يمن، ترکيه، افغانستان، پاکستان، هند و غيره که احزاب و يا حزب اصلي همه قدرت را در دست دارد، همه جزو غرب محسوب مي شوند، اگرچه ظاهرا در شرق هستند، ضمنا در اين کشورها کليسا هم وجود ندارد.

                            سوم: اصولا براي اينکه آدم درباره غرب نظر بدهد، هيچ لزومي ندارد که حتي يک بار هم غرب را ديده باشد، همين که چيزي درباره غرب نخوانده باشد، کافي است.

                            جنتي جنتي تو لايق بهشتي!اي عدالت! اي برابري! اي مساوات!خاتمي! پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزي نگو!حروم خوري خوشمزه اسشرمنده، ببخشيد، غلط کردم

                            در طول يک هفته که من در يکي از نوشته هايم يک جمله از فرزاد حسني تعريف کرده بودم و گفته بودم که من نمي شناسمش، ولي کارش خوب است، دهها اي ميل دريافت کردم که براي من نوشته بودند تو وقتي نمي شناسي چرا نظر مي دهي؟ و کلي اظهار نظر کرده بودند که چه و چه و چه. با شرمندگي و ضمن اعلام برائت و غلط کردم و ببخشيد، واقعا عذر مي خواهم، آدم که مجبور نيست در مورد چيزي که نمي داند نظر بدهد.

                            Comment


                            • محمود ناسا و قمر خانوم

                              Comment



                              • جت و اورانيوم و اتوبوس

                                آدم گاهي در مي ماند که يعني چي؟ اصلا براي کي دارد توضيح مي دهد؟ و اصلا چرا به ما توضيح مي دهد؟ مگر ما سووالي کرديم؟ درست در همان روزي که ايران فقط حماس را برسميت مي شناسد، و مسکو اعلام کرده است که پشت سر محمود عباس، يعني همان ابومازن خودمان ايستاده است و لاوروف، معاون وزير خارجه روسيه اعلام کرده است که "ابومازن تنها رهبر فلسطيني هاست" و ايران هم اعلام کرده است که خالد مشعل تنها رهبر فلسطيني هاست، و اين وسط تنها کسي که اعلام نمي کند رهبرش چه کسي است، خود فلسطيني ها هستند، ايران گفت که قصد دارد نه يک فروند، نه دو فروند، بلکه 250 فروند جت پيشرفته از روسيه خريداري کند. البته خريد جت جنگنده پيشرفته قطعا براي بردن نفت بر سر سفره مردم، که معمولا با استفاده از جت پيشرفته با سرعت بيشتري سر سفره مردم مي رسد و همچنين براي مديريت علمي جامعه و همچنين کمک به صلح خاورميانه بسيار ضروري است و ما هم که پولش را داريم، وقتي مي توانيم اين همه صرفه جويي در مصرف بنزين کنيم، چرا پول اين صرفه جويي را براي يک کار عمراني مثل خريد جت جنگنده از روسيه که شريک مطمئن ماست، مصرف نکنيم.

                                از طرف ديگر روسها که اين همه به ما کمک کردند و نيروگاه بوشهر را هم درست سر موقع که اول امسال قرار بود راه اندازي شود، قرار شد سال آينده راه اندازي شود، پس ديگر چه مشکلي داريم؟ دولت اعلام کرد: "هيچ بدهي به پيمانکار روس نداريم." خب، وقتي مي گويند نداريم، لابد نداريم، وگرنه دولت احمدي نژاد که دروغ نمي گويد. اصلا مي توانيد تصور کنيد دولت احمدي نژاد دروغ بگويد؟ اصلا دروغش براي چي است؟ وقتي مي گويند پولش را داديم، لابد پولش را دادند. فقط پيشنهاد مي کنيم براي خريد اين 250 جنگنده پيشرفته وقتي پول دست روسها مي دهند، حتما اول جت ها را بگيرند، پشت سرشان قايم کنند، بعد پولش را بدهند. يک هو مي بيني مثل همين نيروگاه بوشهر، پول شان را داديم و آنها جت جنگنده را تحويل ندادند، آن وقت نه نيروگاه اتمي داريم و نه جت جنگنده داريم، پول هم نداريم، کارت سوخت مان هم تمام شده، مجبوريم با اتوبوس برويم خانه، حالا مزه دارد که اتوبوس هم رفته باشد.

                                لباس و قدرت و کم نظير بوتو

                                پرويز مشرف يواشکي با "بي نظير بوتو" که کم کم دارد تبديل به "کم نظير بوتو" مي شود، در امارات ملاقات کرد و به او پيشنهاد کرد که همراه با وي در "قدرت" حضور پيدا کند. من که پاکستاني بلد نيستم، ولي خيلي سعي کردم بفهمم معني کلمه "قدرت" در زبان اردو چيست. فکر کنم منظور بدي دارند! چون به محض اينکه آقاي مشرف به خانم بوتو پيشنهاد کرد که همراه با وي در "قدرت" حضور پيدا کند، بي نظير بوتو گفت: "به شرط اينکه لباس ات را دربياوري." البته گفته شده است که پرويز مشرف خجالت کشيده و گفته است: "اول تو لباست را در بياور، من خجالت مي کشم." به نظر شما منظور اين پاکستاني هاي بي ادب از قدرت چيست؟

                                خاتمي با احمدي نژاد فرق دارد

                                عکس هاي سفر خاتمي به کاشان منتشر شد، کلي آدم محترم در يک مسجد محترم، روي تعدادي صندلي محترم نشسته بودند، نه کسي کفشش را روي سرش گذاشته بود، نه کسي روي دکل آويزان شده بود، نه پيرزني پسري را با چوب کتک مي زد، نه ملت همديگر را جر مي دادند، مقاديري از ديدن اين عکس آرامش صرف شد. آگاهان برخي تفاوت هاي سفر خاتمي و احمدي نژاد به شهرستانهاي مختلف را به شرح زير بيان کردند.

                                اول: در سفرهاي احمدي نژاد، احمدي نژاد به سفر رفته بود، ولي در سفر خاتمي اين طور نبود.
                                دوم: خاتمي با احمدي نژاد فرق دارد، طبيعتا مردم هم روي هم نمي ريزند.
                                سوم: خاتمي خاتمي است، احمدي نژاد هم احمدي نژاد است.
                                چهارم: همين يک دليل که نوشتم کافي است.

                                پنجاه ميليارد بيشتر از هفتاد ميليون استبابک آقاجري افزود...

                                به نظر من اگر در شرايط فعلي اصلاح طلبان يا هر اسمي که مي شود روي اين دوستان گذاشت، جلوي موج سنگين فشار دولت و قوه قضائيه نايستند، اين موج همه چيز را نابود مي کند، ترسيدن الآن دقيقا برادر مرگيدن است. البته هاشم آقاجري سخنان عجيب و مهمي گفت و کديور و عباس عبدي و بابک احمدي و سايرين هم ادامه دادند. به نظرم خاتمي و هاشمي و کروبي و ساير بزرگترهاي فاميل هم بايد کمي از خانه بيرون بزنند. هاشم آقاجري گفت: "دعا کنيد انقلاب مخملي شود، بوي يک انقلاب کلنگي مي آيد." آقا من که دعا مي کنم، ولي مال من زياد اثر ندارد، شما هم دعا کنيد. البته بابک احمدي هم گفت: "حاکمان ما از ملت خود مي ترسند." آگاهان گفتند: پس انتظار داشتيد از ملت هاي ديگر بترسند؟ دولت ما يک دشمن مهم دارد، آن هم ملت خودش است. هر چه هم تلاش مي کند ديگران را وارد دعوا کند، انگار نه انگار.

                                حکم اعدام عدنان حسن پور؟ شوخي مي کنيد يا ديوانه شديد؟

                                مثل اينکه قضيه دارد شوخي شوخي جدي مي شود. اصلا نمي فهمم، يعني چي که روزنامه نگاري را به اتهام روزنامه نگاري اعدام کنند؟ به نظرم مي رسد که يک مشت بيل داده اند دست يک مشت ديوانه که يک آدمي را که سوخته است خاموش کنند، اين جماعت هم دارند اين بيچاره را با بيل مي کشند. امروز خواندم که براي عدنان حسن پور، يکي از روزنامه نگاران کرد حکم اعدام صادر کرده اند. اصلا آدم نمي فهمد با چه ديوانگاني طرف است. از يک طرف يازده تا ملوان انگليسي را که با لباس جنگي و اسلحه وارد مرز ايران شده اند، آزاد مي کنند و تازه براي آنها کت و شلوار هم مي دوزند، از طرف ديگر براي روزنامه نگار حکم اعدام صادر مي کنند و دانشجو را شکنجه مي دهند. محسن کديور گفت: "آيا شان دانشجويان از ملوانان انگليسي کمتر است؟" آگاهان پاسخ دادند: بله، دانشجويان ايراني هستند.

                                بگذاريد حقيقتي را بگويم؛ مي دانيد چه چيزي باعث مي شود که من نمي توانم در مورد شکنجه دانشجوياني که هر روز خبرش را مي خوانم چيزي بنويسم؟ واقعيت اين است که اصلا نمي توانم چنين چيزي را تصور کنم، نه که باور نمي کنم، از روزي که جمهوري اسلامي با يک سنگسار بيهوده و 16 اعدام در يک روز تمام تبليغات چپ بازي جهاني اش را نابود کرد، ديگر همه چيز را باور مي کنم. اگر کسي در اين موارد خبري دارد، براي من بفرستد، جان مادرتان!

                                Comment

                                Working...
                                X