حسين توپچي و بحريني هاحسين توپچي مي ترکونه
آگاهان از حسين توپچي پرسيدند: از کجا فهميديد که اين موضوع خواسته بسياري از مردم ايران و بحرين است؟
حسين توپچي: در مورد ايرانيان داخل از آنجا فهميديم که مسوول نامه هاي خوانندگان کيهان که نامه هاي مردم را مي نويسد، صدها نامه نوشته بود که همين نشان مي دهد هزاران نفر مي خواستند نامه بنويسند، که همين هزاران نفر نمايندگان ميليونها نفر هستند. بنابراين براساس آمار ميليونها ايراني طرفدار گرفتن بحرين هستند. در مورد مردم بحرين هم موضوع خيلي مشخص است، وقتي چند هزار بحريني پرچم ايران را با آرم صهيونيسم و نازيسم در دست مي گيرند و عليه ما اعتراض مي کنند، يعني صدها هزار نفر از مردم بحرين که عليه ايران اعتراض نکردند، با نظرات ما موافقند.
ما: شما از کجا چنين نتيجه گرفتيد که وقتي هزاران نفر عليه شما اعتراض مي کنند، پس صدها هزار نفر موافق شما هستند؟
حسين توپچي: اين از نظر يک کارشناس سياسي مثل بنده اظهرمن الشمس است، چون بارها در جمهوري اسلامي تظاهرات پنج هزار نفري در حمايت از دولت احمدي نژاد برگزار شده است، در حالي که ما مي دانيم ميليونها نفر با دولت ايشان مخالفند، بنابراين اين موضوع در عرف سياسي ما قابل فهم است.
ما: اگر در بحرين رفراندوم شود و مردم اين کشور نخواهند که جزو ايران بشمار بيايند، شما چکار مي کنيد؟
حسين توپچي: اولا که رفراندوم يک بار در سال 1358 برگزار شد و مردم به جمهوري اسلامي آري گفتند، ديگر رفراندوم بعد از آن معني ندارد. مگر اينکه رفراندوم زير نظر شوراي نگهبان برگزار شود و شوراي نگهبان بر آن نظارت کند، که در اين حال اول بايد قوانين اين کشور توسط شوراي نگهبان بازنگري شود و آنها قانون اساسي ما را بپذيرند و در اين حال ديگر نيازي به رفراندوم نيست، چون معلوم مي شود جزو خودمان هستند.
ما: حالا فرض کنيد که بحرين بشود جزو ايران، در آن حالت مردم اين کشور چه چيزي به دست خواهند آورد؟
حسين توپچي: اين سووال بسيار خوبي است. اگر بحرين جزو ايران بشود، طبعا ديگر دشمني ميان دو ملت نخواهد بود و دولت ما مي تواند براحتي توي سر هر دو ملت بزند، چون تعداد آنها زياد نيست و دولت فعلي در اين مورد توانايي کافي دارد. از طرفي مردم بحرين از اين وضع که فعلا دارند که دارند مثل آدم زندگي شان را مي کنند بيرون مي آيند و آنها همين امنيتي را که ما داريم خواهند داشت. در اين حال ما مي توانيم براي نزديکي بيشتر دو ملت تعدادي از معتادان عزيز را در آنجا مستقر کنيم، همچنين ما مي توانيم وضع حجاب را در بحرين اصلاح کنيم و پليس آن کشور را براي کتک زدن زنان آموزش دهيم. از سوي ديگراگر بحرين جزو ايران شود، مشکلات اقتصادي بحرين هم مثل مشکلات اقتصادي ايران حل مي شود. و ما مي توانيم انتشار کتابها و شبکه هاي تلويزيوني و زندگي مردم بحرين را کنترل کنيم. در مورد فوتبال هم ديگر ما و بحرين مسابقه نخواهيم داد، چون يکي دو نفر از بازيکنان بحريني را مي آوريم توي تيم ملي و بعد از مدتي از فوتبال بيزارشان مي کنيم. فوايد اين کار خيلي زياد است...
ما: شما در مورد کشورهاي ديگر هم ادعا داريد؟
حسين توپچي: البته اين نظراتي که من مي دهم نظر شخصي خودم است و مي دانيد که روزنامه کيهان هم ملک پدري سکينه خانم، عمه اينجانب است که من نظرات شخصي ام را در آن مي نويسم. من البته معتقدم که اگر درست به تاريخ نگاه کنيم، فارغ از اينکه اصلا داريوش و کورش و سلطان محمود را که همه شان قلدر و ضد دين بودند، قبول داريم يا نه، به نظر من امارات متحده عربي، يمن، اتيوپي، عراق، ترکيه، مصر، سوريه، ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنستان، قرقيزستان، آناطولي، اسپانيا، بخشي از يونان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان، و تقريبا بسياري کشورهاي ديگر جزو ايران هستند و ما بايد بتدريج که دولت موفق شد دفتر خودش را اداره کند، اين کشورها را بايد پس بگيريم، البته من با نيروي نظامي مخالفم، ولي من در اقليت هستم و مجبورم نظر اکثريت را بپذيرم.
ما: آيا براي اثبات مالکيت تان بر اين کشورها دليلي هم داريد؟
حسين توپچي: بله، ما در مورد مالکيت هر کدام از اين کشورها يک تا چند بيت شعر داريم که معلوم مي شود که همه اينها مال ما بوده و ما از طريق ژئوپليتيک ادبي مي توانيم همه اينها را برگردانيم.
نتيجه گيري لطايف الطوايف: يک بار يک حسين توپچي در منطقه توپخانه در حالي که داشت عرق مي کرد و تند تند راه مي رفت، پشت سر هم توپ در مي کرد، يکي به او گفت: کجا داري مي روي: گفت دارم مي روم جنگ کنم و بحرين و مصر و امارات را بگيرم، گفتند: چرا توپ در مي کني؟ گفت: مي ترسم که بيايند کشورمان را بگيرند.
نتيجه گيري ژئوپليتيک: بحرين را پس نگرفتيم هيچ، بمي ترسم الاحواز و المحمره را هم بدهيم.
اقتصاد چپ و مواضع راستماده خاکسترينامه سوم و طلاب تازه داماد
آگاهان از حسين توپچي پرسيدند: از کجا فهميديد که اين موضوع خواسته بسياري از مردم ايران و بحرين است؟
حسين توپچي: در مورد ايرانيان داخل از آنجا فهميديم که مسوول نامه هاي خوانندگان کيهان که نامه هاي مردم را مي نويسد، صدها نامه نوشته بود که همين نشان مي دهد هزاران نفر مي خواستند نامه بنويسند، که همين هزاران نفر نمايندگان ميليونها نفر هستند. بنابراين براساس آمار ميليونها ايراني طرفدار گرفتن بحرين هستند. در مورد مردم بحرين هم موضوع خيلي مشخص است، وقتي چند هزار بحريني پرچم ايران را با آرم صهيونيسم و نازيسم در دست مي گيرند و عليه ما اعتراض مي کنند، يعني صدها هزار نفر از مردم بحرين که عليه ايران اعتراض نکردند، با نظرات ما موافقند.
ما: شما از کجا چنين نتيجه گرفتيد که وقتي هزاران نفر عليه شما اعتراض مي کنند، پس صدها هزار نفر موافق شما هستند؟
حسين توپچي: اين از نظر يک کارشناس سياسي مثل بنده اظهرمن الشمس است، چون بارها در جمهوري اسلامي تظاهرات پنج هزار نفري در حمايت از دولت احمدي نژاد برگزار شده است، در حالي که ما مي دانيم ميليونها نفر با دولت ايشان مخالفند، بنابراين اين موضوع در عرف سياسي ما قابل فهم است.
ما: اگر در بحرين رفراندوم شود و مردم اين کشور نخواهند که جزو ايران بشمار بيايند، شما چکار مي کنيد؟
حسين توپچي: اولا که رفراندوم يک بار در سال 1358 برگزار شد و مردم به جمهوري اسلامي آري گفتند، ديگر رفراندوم بعد از آن معني ندارد. مگر اينکه رفراندوم زير نظر شوراي نگهبان برگزار شود و شوراي نگهبان بر آن نظارت کند، که در اين حال اول بايد قوانين اين کشور توسط شوراي نگهبان بازنگري شود و آنها قانون اساسي ما را بپذيرند و در اين حال ديگر نيازي به رفراندوم نيست، چون معلوم مي شود جزو خودمان هستند.
ما: حالا فرض کنيد که بحرين بشود جزو ايران، در آن حالت مردم اين کشور چه چيزي به دست خواهند آورد؟
حسين توپچي: اين سووال بسيار خوبي است. اگر بحرين جزو ايران بشود، طبعا ديگر دشمني ميان دو ملت نخواهد بود و دولت ما مي تواند براحتي توي سر هر دو ملت بزند، چون تعداد آنها زياد نيست و دولت فعلي در اين مورد توانايي کافي دارد. از طرفي مردم بحرين از اين وضع که فعلا دارند که دارند مثل آدم زندگي شان را مي کنند بيرون مي آيند و آنها همين امنيتي را که ما داريم خواهند داشت. در اين حال ما مي توانيم براي نزديکي بيشتر دو ملت تعدادي از معتادان عزيز را در آنجا مستقر کنيم، همچنين ما مي توانيم وضع حجاب را در بحرين اصلاح کنيم و پليس آن کشور را براي کتک زدن زنان آموزش دهيم. از سوي ديگراگر بحرين جزو ايران شود، مشکلات اقتصادي بحرين هم مثل مشکلات اقتصادي ايران حل مي شود. و ما مي توانيم انتشار کتابها و شبکه هاي تلويزيوني و زندگي مردم بحرين را کنترل کنيم. در مورد فوتبال هم ديگر ما و بحرين مسابقه نخواهيم داد، چون يکي دو نفر از بازيکنان بحريني را مي آوريم توي تيم ملي و بعد از مدتي از فوتبال بيزارشان مي کنيم. فوايد اين کار خيلي زياد است...
ما: شما در مورد کشورهاي ديگر هم ادعا داريد؟
حسين توپچي: البته اين نظراتي که من مي دهم نظر شخصي خودم است و مي دانيد که روزنامه کيهان هم ملک پدري سکينه خانم، عمه اينجانب است که من نظرات شخصي ام را در آن مي نويسم. من البته معتقدم که اگر درست به تاريخ نگاه کنيم، فارغ از اينکه اصلا داريوش و کورش و سلطان محمود را که همه شان قلدر و ضد دين بودند، قبول داريم يا نه، به نظر من امارات متحده عربي، يمن، اتيوپي، عراق، ترکيه، مصر، سوريه، ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنستان، قرقيزستان، آناطولي، اسپانيا، بخشي از يونان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان، و تقريبا بسياري کشورهاي ديگر جزو ايران هستند و ما بايد بتدريج که دولت موفق شد دفتر خودش را اداره کند، اين کشورها را بايد پس بگيريم، البته من با نيروي نظامي مخالفم، ولي من در اقليت هستم و مجبورم نظر اکثريت را بپذيرم.
ما: آيا براي اثبات مالکيت تان بر اين کشورها دليلي هم داريد؟
حسين توپچي: بله، ما در مورد مالکيت هر کدام از اين کشورها يک تا چند بيت شعر داريم که معلوم مي شود که همه اينها مال ما بوده و ما از طريق ژئوپليتيک ادبي مي توانيم همه اينها را برگردانيم.
نتيجه گيري لطايف الطوايف: يک بار يک حسين توپچي در منطقه توپخانه در حالي که داشت عرق مي کرد و تند تند راه مي رفت، پشت سر هم توپ در مي کرد، يکي به او گفت: کجا داري مي روي: گفت دارم مي روم جنگ کنم و بحرين و مصر و امارات را بگيرم، گفتند: چرا توپ در مي کني؟ گفت: مي ترسم که بيايند کشورمان را بگيرند.
نتيجه گيري ژئوپليتيک: بحرين را پس نگرفتيم هيچ، بمي ترسم الاحواز و المحمره را هم بدهيم.
اقتصاد چپ و مواضع راستماده خاکسترينامه سوم و طلاب تازه داماد


Comment