Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts


  • اوضاع سیراب شیردونه

    در راستای اینکه دکتر محمود خان، رئیس جمهور محترم مملکت اخیرا اعلام کرده که از طریق قصاب محل در جریان مسائل اقتصادی کشور قرار می گیرد، برخی آگاهان از یک مکالمه میان رئیس جمهور و قصاب محل پرده برداشتند.

    دکتر محمود: اوس ممد! اوضاع ملت چطوره؟ خبر تازه ای ازشون داری؟
    قصاب محل: بعله حاج آقا! یه عده شون حسابی پروارن، یه عده شون هنوز باهاس پرواربندی بشن، بعضی ها که پیش ما می آن، راسته و پستا حساب کنی نصف شون استخونه، یه ده درصدی هم ماهیچه درست و حسابی ندارن، ولی فقط دنبه دارن!

    دکتر محمود: اوضاع اقتصادی چطوره؟
    قصاب محل: اون که هیچی! بعضی ها کارد به استخون شون رسیده، ولی خرت و خرت می کنن، بعضی ها هم موشاءالله تو این دو سالی که شما هستین خوب چریدن و به چشم خریدار دیگه وقت مصرف شونه. یه عده ای هم در تموم این سالها یه پوست و استخون بودن، حیف چاقو! نه به درد قربونی می خورن، نه می شه دوشیدشون، سی ساله همه اش دوشیدن شون، از وقتی هم که شوما تشیف آوردین بعضی ها شیرشون خشک شده.

    دکتر محمود: ملت مخ شون کار می کنه که بتونیم پیشرفت علمی داشته باشیم؟
    قصاب محل: والله الآنه بازار مغز خوب نیست. مدتی یه که خریدار بیشتر دنبال پاچه است، واسه فرار، کسی دنبال مغز نمی آد، برای همین هم مغزهای ما مونده توی یخچال و فاسد شده، کلا کسی به کله کاری نداره، ولی بازار پاچه بد نیست، خیلی هام دنبال گوشت بی سگ می گردن که الآن از وقتی بگیر و ببند زیاد شده، گوشت هم قاچاقی شده. هر چی هم گوشت ببینی سگ دنبالشه.

    دکتر محمود: اوضاع اجتماعی چطوره؟
    قصاب محل: از وقتی شوما فرمودین که نیروی انتظامی جلوی این گوشت ها رو بگیره، کسی دیگه جیگر و دنبلان مصرف نمی کنه، یعنی کسی نه جیگرشو داره، نه دنبلانش رو، منتهاش تا دلت بخواد بز گر داریم که اگه یکی طرف یه سفارتخونه حمله کنه، هزار تا دیگه مثل بز گر دنبالش راه می افتن و حمله می کنن. عجیبه که هرچی نره، شاخ شده واسه ملت. الآن گوشت ماده تو بازار نیست، تو خونه نیگرشون داشتن و شخصی کشتار می کنن.

    دکتر محمود: اوضاع شمال شهر چطوره؟
    قصاب محل: بالای شهر گوشت بیشتر گیر می آد، ولی نرخ بالاست. گوشت خارجی هم که الآن اصلا حرفشو نزن. یه موقعی گوشت خارجی هم بود، الآن گوشت می ره دبی. شمال شهر ملت پروارن، ولی خیلی ها چشم شون ترسیده، زهره ترک شدن، دیگه برای مصرف هم خوب نیستن. اون بالا قبلا زبون و مغز و چشم و بناگوش هم مصرفش بالا بود، اما الآن دیگه کسی نه به زبون کسی گوش می ده، نه دنبال مغز می ره، نه چشم به جایی می دوزه، نه وقت شو واسه بناگوش و لب و لوچه می گذاره. قبلا بالای شهر، ملت خرخره همدیگه رو هم می جویدن، ولی الآن که دولت خرخره ملت رو می جوه دیگه کسی دنبلان نداره، دنبال این کارها بره.

    دکتر محمود: اوضاع رژیم چطوره؟ ملت رژیم رو دوست دارن؟
    قصاب محل: ما که از کار این ملت سردرنمی آریم، خیلی هاشون رژیم رو دوست دارن، ولی نمی تونن بگیرنش، خیلی ها بدون اینکه کاری به رژیم داشته باشن، دائم دارن وزن کم می کنن. تقریبا همه ملت بخصوص خانوم ها با رژیم مساله دارن، بعضی ها چون می خوان زندگی شون سالم باشه دنبال یه رژیم خوب هستند، بعضی ها هم چون زندگی شون روبراهه سعی می کنن رژیم شون رو حفظ کنن. البته خیلی از ملت می شن طرفدار رژیم، ولی یه هفته بعدش رژیم چنان بلایی سرشون می آره که از گشنگی وامی رن، واسه همین رژیم رو ول می کنن.

    دکتر محمود: اوضاع جنوب شهر و مردم فقیر چطوره؟
    قصاب محل: اوضاع اونها که شَُشه، یعنی به زبون قصابی سه اس، تو جنوب شهر بعضی هاشون از اون سگ سیرابی ها ی چش دریده هستن، ولی بعضی بدبخت هاشون بدبخت ان و سیراب شیردون، وقتی یارو می آد تو مغازه نیم کیلو گوشت بخره، موقع پول دادن حسابی پوزکسیونش به چپ راهنما می زنه. یکی شون هفته پیش زیمین و زمان رو دوخت به هم که نداریم و این حرف ها، کلی ناراحت بود، مام گفتیم خیلی ناراحتی برو رضایت شاکی تو بگیر. البته گاهی هم بعضی از نرگدا دولتی ها می آن که تو شیش ماه هفت مدل ترقی کردن، یه سفارش هایی می دن که بلانسبت به سایز گوزشون نمی خوره. شیش ماهه می بینی شیکم شون نیم ساعت جلو رفته، باسن شون بیست دقیقه عقب مونده، معلومه حسابی تو کار دولتی غلت زدن. ولی تو یافت آباد و مفت آباد، اوضاع سیراب شیردونه.

    دکتر محمود: اوس ممد! ما چکار کنیم که رضایت مردم رو جلب کنیم؟
    قصاب محل: ببین شاکی ات کیه، برو رضایت شو بگیر. زت زیاد.

    Comment



    • جواد آقا! دستم به دامنت

      حضور انور جواد آقا لاریجانی!

      من را می شناسید، من هم شما را می شناسم. شما پشت صحنه مسائل کشور را می دانید، من هم از آن بی اطلاع نیستم. ممکن است فکر کنید چرا برای شما نامه می نویسم، یک دلیل بیشتر ندارم، این که مدتی پیش شما گفتید که مسوولان مملکت به جای اینکه این همه کار کنند، کمی هم فکر کنند. هم به این دلیل و هم به دلیل اینکه شما را می شناسم، احتمال می دهم ممکن است جزو معدود کسانی باشید که به این موضوع فکر کنید. ضمنا فرض کنیم که فقط خودمان در یک اتاق نشستیم و من با شما حرف می زنم، نه لازم است شعار بدهیم و نه چیزی را برای دیگران اثبات کنیم. به همین دلیل سریع می روم سر اصل قضیه. علت اینکه نامه را روی اینترنت منتشر کردم این است که آدرس تان را ندارم و اینطور مطمئنم که آن را می خوانید.

      نمی دانم پیش نویس قطعنامه سوم را که انگلیسی ها تهیه اش کرده اند، خواندید یا نه؟ حتما خوانده اید، من از وقتی آن را خواندم حالم بدجوری خراب است و احساس می کنم از بغل گوشم خمپاره ای رد شده است. جواد آقا! جان بچه هایت به این چیزهایی که می گویم فکر کنید.

      اول: این پیش نویس قطعنامه خیلی خطرناک است. و من فکر می کنم اگر 20 درصد احتمال بدهیم که همین پیش نویس برود به شورای امنیت و ما هم که به جزهمین یک پوتین پاره جرخورده بی وفا در میان همه اعضای شورای امنیت کسی را نداریم. تازه فرض کن دو تا هم داشته باشیم، وتو که نمی کنند، گیریم با یک اکثریت پائین تصویب شد و قرار شد اجرا شود، می دانید معنی آن یعنی چه؟ فکر نمی کنید معنی اش این است که مملکت سوت می شود و می رود هوا؟

      دوم: شما که فکر نمی کنید تا شش ماه دیگر نهضت جهانی اسلام اتفاق بیفتد و با این همه رهبران اسلام آمریکایی و آن شوالیه بن لادن که مثل سیف الله رشدی چند سال است جرات حضور در مقابل دیگران را ندارد، جنگ را شروع می کنند؟ ملکه الیزابت که این همه به او امید بسته بودیم که توی کاخش نمازخانه دائر کرده بود، آخرش شد رفیق سلمان رشدی، این مرکل و بلر و پوتین که مار نخورده افعی اند و ما هم که به جان عزیزتان اگر یک واقعه ای خدای ناکرده رخ بدهد، اصلا شوخی است که فکر کنیم که برادران سپاه و رزمندگان سابق بتوانند آمریکا را زمینگیر کنند. طرف که مغز خر نخورده وارد خاک ایران بشود. از راه دور همسایه ها را جلوی چشم مان می آورد.

      سوم: پارسال که 70 میلیارد دلار پول بی زبان دست آدم زبان دراز بود، همه اش دود شد رفت آسمان، حالا با این تحریم ها پول از کجا بیاوریم که رئیس جمهورمان کمک کند به صندوق سرخ برای نجات آفریقا و آمریکای لاتین؟ اگر تصویب کنند که دیگر هواپیما و کشتی حرکت نکند و مسوولان مملکتی ممنوع الورود به جهان بشوند، بکلی بیچاره می شویم. ملت گرسنه را کی می خواهد جمع کند؟ به نظر شما اگر اوضاع همینطوری پیش برود و ملت زیر فشار اقتصادی قرار بگیرند، فکر می کنید مردم پشت سر دولت می ایستند؟ فکر می کنید این تاوان زیادی برای حضور آقای احمدی نژاد و یک مشت شعار نامربوط و بی حاصل، مانند مدیریت کردن جهان و تولید انرژی هسته ای و صدور انقلاب و رسیدن به قله های علمی و حذف اسرائیل از روی نقشه اتاق آقای احمدی نژاد، که نه به بار است نه به دار است و نه قرار است اجرا شود، نیست؟ جواد آقا! امروز دومین سال روی کار آمدن احمدی نژاد است، وقتی روی کار آمد، فکر می کردی آدمی به آن لاغری بتواند در این حجم وسیع مملکت را گلکاری کند؟

      چهارم: در تمام دنیا این همه کشورها اورانیوم غنی شده و ضعیف شده دارند و بیست سال می گذرد و کسی روحش خبردار نمی شود که چنین چیزی وجود دارد، باید کلی جاسوس بفرستند تا چنین اطلاعاتی را بدزدند و تازه باید کلی زحمت بکشند تا اثبات کنند که این موضوع واقعیت دارد. آن وقت وزیر کشور مملکت، آقای پورمحمدی عقلش را می بندد و دهانش را باز می کند و چون در دهلاویه است، فرض را بر این می گذارد که کسی نیست و می توان برای یک عده مردم بی خبر لاف زد و شعار خرید و مانند رييسش که گفت دختر سیزده چارده ساله در حوض خانه شان انرژی اتمی درست کرده، فکر کرد این هم خربزه است و گفت صد کیلو داریم آن هم اورانیومی که هنوز خود شورای امنیت ملی نمی داند چند درصد غنی شده است. خلاصه زرتی خبرش را اعلام می کند. خبر هم هنوز از دهان آقا درنیامده می شود تیتر یک رسانه های دنیا. حالا اگر چنین چیزی را علاء بروجردی گفته بود، آدم می گفت طرف دهن لق است و همینطوری یک چیزی صادر می کند، یا اگر زریبافان گفته بود، می گفتی نمی فهمد، بالاخره همه که نابغه نمی شوند. گفتن این حرف توسط آدمی مثل پورمحمدی که از وقتی ریشش درآمده مسوول اطلاعاتی مملکت بوده، چه معنی دارد؟ و تکذیب آن توسط وزارت کشور به چه معنی است؟ من کاری ندارم که اصلا انرژی هسته ای حق مسلم ماست یا حق مسلم بقیه است، اصلا مهم نیست. ولی وقتی یک وکیل مثل آقای عبدالفتاح سلطانی را 290 روز زندانی می کنند به اتهام لو دادن اسرار اتمی و مجاهدین خلق که انشاء الله به زمین گرم بخورند، کارشان می شود اثبات این که ایران مشغول غنی سازی است، گفتن این حرف توسط کسی که کارش سالها اطلاعات خارجی بوده یعنی چی؟ یعنی این اخوی حضرتعالی نمی تواند در آن شورای امنیت ملی اعلام کند که آقایان زیپ دهان شان را بکشند؟ چطوری باید مسوولان مملکت حرف وزیر کشور را که مسوول امنیت کشور است، تکذیب کنند؟ چه کسی باید تکذیب کند؟

      پنجم: یک سال است که داریم می گوئیم مواظب باشید، این دنبکی که دارید می زنید اگر صدایش دربیاید گوش فلک را کر می کند، رئیس جمهور که عسس مرا بگیر، را جهانی کرده و دنیا را به تجاوز دعوت می کند و امیدش هم این است که قبل از حمله اسرائیل یا امریکائی ها امام زمان تشریف بیاورند و اوضاع را درست کنند. رئیس جمهور سابق که با چهار تا خانوم در مملکت غریب دست داده، حالا می خواهند لخت مادرزاد ولش کنند وسط زباله دانی تاریخ. هاشمی رفسنجانی که یک فاطمه اره جلوی در خانه شان چادر به کمر بسته و جرات نمی کند از خانه اش بیرون بیاید و از دیوار شکسته و سگ هار و خانم رجبی پرهیز می کند. علی آقای شما هم که یک سال است دارد با سولانا شام می خورد و هی عکس می گیرند، این شام تمامی ندارد؟ شما که بزرگترش هستی بزن توی سرش، جلوی دهان اینها را بگیرد، جواد آقا! مملکت به باد می رود ها! گفته باشم. وقتی ملکه الیزابت سر هشتاد سالگی از سلمان رشدی حمایت می کند، یعنی انگلیس دارد شمشیر را از رو می بندد. خودت را جای استکبار جهانی بگذار، ببین اگر یکی از کله سحر تا بوق سگ دائم دادار دودور کند که الدرم و بلدرم و می زنم و می کشم، بالاخره طرف هم مجبور است جلوی در و همسایه خودش آبروداری کند. البته من شنیدم که مرحوم سید قطب گفته است که آمریکا نابود می شود، ولی اگر قبل از نابود شدن زد دهان ما را سرویس کرد چکار کنیم؟ آدمی که دارد نابود می شود عقل ندارد ها! گفته باشم.

      ششم: ترسیدن شرط عقل است، آدمی که چیزی برای از دست دادن دارد و جانش را دوست دارد و به آینده اش فکر می کند باید بترسد. باید از این وضعیت بترسیم. جواد آقا! مملکت به یک باد بند است، شما هم بلانسبت سادگی نکنی فکر کنی این شیر شدن ذوالقدر و رحیم صفوی پشیزی می ارزد، فردا روز یک تحریم سوم را که بگذارند توی کاسه جمهوری اسلامی، ملت ایران اصلا ملتی که سختی بکشد و تحمل کند نیست، از این اوضاع بترسید. تمام این بساط حزب الله بازی و عملیات استشهادی و این حرف ها مزخرف است، اگر در سال 1359 ملت ایران در دوره آقای خمینی مقاومتی در مقابل عراق کرد و ملت هم گاهی از خودشان رشادتی نشان دادند، که چندان هم چیز عجیبی نبود و تازه کلی اش داستان است و به قول حاج آقا معزی این دروغ ها را خودمان درآوردیم که برادران مان روی مین می رفتند، حالا به خورد خودمان می دهید؟ اصلا روی سپاه پاسداران و بسیج حساب نکنید که از صدر تا ذیل آن ها( البته ذیلش را مطمئن نیستم) شکمشان گنده شده است. ممکن است برای کتک زدن زن و بچه مردم در تهران شیر باشند، ولی برای جنگ آن هم جنگ نظامی سنگین اصلا روی این موجودات حساب نکنید.

      ممکن است فکر کنید که برای چی من دارم خودم را جر می دهم که حکومت از بین نرود، راستش را بخواهید من هم مثل شما از این علمای اعلام خوشم نمی آید، ولی فکر کنم تغییر یک حکومت هزینه اش برای ایران خیلی سنگین تر است تا اصلاح آن . این چیزها را که گفتم بروید و ببینید اگر کسی عقلش هنوز کار می کند، به آقایان بگوئید.

      Comment


      • looooool

        Comment


        • شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

          امروز نوشته اید که می خوانید نه طنز است، نه جدی است، خودم هم تعجب می کنم این چند مطلب چطور کنار هم قرار گرفتند، ولی گرفتند...

          دوسال بدجور گذشت
          فکر نمی کنم در طول تاریخ زندگی ام هیچ دو سالی اینقدر سخت و تلخ گذشته باشد و البته فکر می کنم هنوز کلی مکافات داریم برای پس دادن فلفل تندی به اسم احمدی نژاد که به زور و به دلیل بی دقتی وسط ناهار و از روی گرسنگی مفرط خوردیم و حالا حالاها باید بسوزیم و بسازیم. آقای مهدی خان شهیدکلهری یا همان مهدی کلهر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد که دو روز قبل از انتخابات اعلام کرد که از راه دور دست خانم های هنرمند لس آنجلسی را هم می بوسد و به هنرمندان هم خیلی احترام می گذارد و بعدا اعلام شد که ایشان منظورش از اینکه دست خانم ها را از راه دور می بوسد این است که از روی تلویزیون و با دستکش ماچ می کند و بعدا هم اعلام شد که اصلا ایشان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور نیست و مدتی بعد معلوم شد که مشاور مطبوعاتی هست ولی با دستکش، دو روز قبل در سالگرد دومین سال انتخاب احمدی نژاد کلی چیزها را تکذیب کرد. مهدی کلهر نکته مهمی را اعلام کرد و گفت که دفتر ایشان کلی از جوک های مربوط به احمدی نژاد را جمع کرده و می خواستند به مناسبت دومین سالگرد انتخابات احمدی نژاد آن را به صورت کتابی منتشر کنند. می خواستم پیشنهاد کنم به جای این کار همان سخنرانی های احمدی نژاد را اگر منتشر کنند، کافی است، بیخودی لازم نیست کار بیشتری بکنند، همان ها را چاپ کنند، کلی می خندیم.

          شیرین عبادی و یک کار اساسی
          شیرین عبادی حرف مهمی زده است که فکر می کنم گفتنش امروز برای همه کسانی که ایران را دوست دارند و نگران سرنوشت کشور هستند، لازم است. او گفته است: ایران باید قطعنامه های اتمی را اجرا کند. من فکر می کنم باید از وضعی که در آن هستیم بترسیم و دولت را به هر قیمت وادار کنیم که این قطعنامه ها را اجرا کند. من اصلا فکر نمی کنم وادار کردن دولت به این کار قیمت سنگینی داشته باشد و مطمئنم اگر این موضوع محور یک حرکت گسترده قانونی و اعتراضی قرار بگیرد، می شود کاری کرد.... می دانید، روزهایی که داریم از دست می دهیم بسیار روزهای مهمی است، شاید فردا آرزوی همین امروز را داشته باشیم.

          پنج شباهت بین سر سلمان رشدی و سیف الله بن لادن
          داشتم به این موضوع فکر می کردم که دریافت لقب شوالیه که علاوه بر سر شدن سلمان رشدی باعث سر شدن و لمس شدن دنیای اسلام و واکنشی مانند دادن لقب سیف الله به بن لادن شده باشد، ما را می تواند به این فکر ببرد که چه شباهت ها و تفاوت هایی بین سلمان رشدی و اسامه بن لادن وجود دارد:
          1) یکی شان بخاطر حمله به اسلام و دیگری بخاطر دفاع از اسلام چند سال است قایم شده اند و هیچ جایی نمی توانند آفتابی شوند.
          2) یکی شان بخاطر حمله به اسلام میلیاردر شده و دیگری برای دفاع از اسلام میلیاردها ثروتش را از دست داده است.
          3) هر دو تاشان چهار بار زن گرفته اند، یکی هر چهار تا را نگه داشته، دومی از سه تای قبلی جدا شده.
          4) یکی شان از ترس جرات نمی کند پایش را به پاکستان بگذارد، آن یکی از ترس جرات نمی کند پایش را از پاکستان بیرون بگذارد.
          5) هر دو تاشان در عرض ده دقیقه تبدیل به مشهورترین چهره های قرن شدند، شهرتی که نابودشان کرد، یکی را از زندگی سیاسی محروم کرد، دیگری را از زندگی ادبی.

          شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارمشرمنده، ببخشید
          زمانی که در وزارت کشور بودم، یکی از معاونین وزارت کشور یک روحانی باحال و دوست داشتنی بود که همیشه به عنوان یک روحانی اهل رمان و کتاب و شعر شناخته می شد و من هم کلی از همنشینی و همسخنی ایشان لذت می بردم. آقای سید عبدالحسین معزی که معاون حقوقی و پارلمانی وزارت کشور بود و الآن هم نمی دانم در کجا مشغول به کار و زندگی است، در هرحال هرکجا هست خدایا به سلامت دارش. دیروز نامه ای نوشته بودم به آقای جواد لاریجانی و چیزهایی را گفته بودم که فکر می کردم گفتنش بدجوری لازم است و نقل قولی هم کرده بودم که آقای معزی در مورد بچه های بسیجی گفته است که فلان، نقل قول را هم از نوشته آقای پروازی خوانده بودم و البته همان موقع هم که خواندم با توجه به شناختی که از آقای معزی داشتم، به نظرم چندان درست نیامده بود، ولی مثل خیلی جاهای دیگر که آدم اشتباه می کند، این نوشته را هم مرتکب شدم. رفیقی از رفقای گذشته و حال زنگ زد و گفت که این گفته درست نیست و شرح مبسوط قضیه را هم داد. کلی هم پیش خودم شرمنده یک دوستی چند ساله شدم. این نقل قول را تکذیب می کنم و به جواد آقا هم تاکید می کنم که جواد آقا! آن نقل قول غلط است، اگر خواستید حرف های مرا به آقایان بگوئید، این قسمتش را نگوئید.

          Comment


          • دست دادن یا دست ندادن، مساله این است؟ دشمن چه کسی می باشد؟سه قایق ماهیگیری
            به یک خبر مهم توجه کنید! ایران سه قایق ماهیگیری امارات را در خلیج فارس توقیف کرد.
            یک روز بعد: ایران سه قایق ماهیگیری امارات را آزاد کرد.
            نتیجه گیری: مسوولان نظامی کشور بیکارند و چون سوزن ندارند که به بخش مذکور بزنند و فریاد بکشند و اوقات فراغت شان را از این طریق پر کنند، اقدام به توقیف قایق ماهیگیری می کنند.

            دارالمجانین

            Comment


            • بنزین بازی

              اصلا فکرش را می کردید که در عرض چهار ساعت مملکت چنان برود هوا که از هیچ کس هیچ کاری برنیاید؟ کلی از دیروز دارم به این موضوع فکر می کنم که این انبار باروت آماده اشتعال، چقدر خطرناک است. در بررسی خبرهای مختلفی که به ما می گوید که در عرض 4 ساعت 13 پمپ بنزین آتش گرفته، 3 فروشگاه شهروند به غارت رفته، یک بانک مورد حمله قرار گرفته و موضوع بنزین به مهم ترین خبر کشور تبدیل شده و از امروز ترافیک تهران شدیدا خلوت شده است، گرفتن چند نتیجه گیری اخلاقی ضروری است.
              اول: به نظر می رسد مردم عزیز ایران ما دست به اعتراض شان خوب است، منتهی به جای اینکه به دولتی که اقدام حساب نشده ای کرده اعتراض کنند، اموال خودشان را نابود می کنند و همدیگر را کتک می زنند.
              دوم: مردم ایران می توانند براحتی بخاطر چیزی که اثری در زندگی شان ندارد، مثلا همین افزایش قیمت بنزین و سهمیه بندی آن که چندان هم زندگی مردم را زیر و رو نمی کند، یا مثلا حرکت سریع تر در خیابان و جاده و یا رفتار حساب نشده مالی، زندان بروند و کتک بخورند و حتی کشته شوند، ولی برای چیزهایی که اثر مهمی در زندگی شان دارد، حاضر نیستند هزینه بپردازند. در حقیقت من فکر می کنم مردم ایران هزینه را وقتی می پردازند که به زور از آنها گرفته شود.
              سوم: اصولا در ایران کسانی که اعتراض می کنند با کسانی که فکر می کنند دارند اعتراض می کنند فرق اساسی دارند، معمولا کسانی که فکر می کنند دارند اعتراض می کنند، کار خاصی نمی کنند، فقط در مورد اعتراض حرف می زنند یا فکر می کنند، اما کسانی که اعتراض می کنند در مورد اعتراضی که می کنند فکر نمی کنند، یک دفعه به خودشان می آیند و می بینند اعتراض کرده اند.
              چهارم: پلیس در ایران فقط برای مقابله با کسانی وارد عمل می شود که فکر می کنند و به فکر کردن آنها می گویند اقدام علیه امنیت ملی، اما علیه کسانی که واقعا اقدام علیه امنیت ملی می کنند، کاری ندارند.
              پنجم: دیروز گروهی از نمایندگان مجلس که خودشان با قید دو هزار فوریت طرح بنزین بازی را تصویب کردند، تصمیم داشتند با قید سه فوریت طرحی را که 150 میلیارد پول برای آن مصرف شده و بخاطر آن کلی کار انجام شده، لغو کنند و اصرار عجیبی هم داشتند که بسرعت این کار انجام بگیرد.
              ششم: پلیس از ساعتها قبل در جریان بود که احتمالا ملت یک فتنه حسابی راه می اندازند، به همین دلیل از بعد از ظهر اقدام وسیع خودش را برای مبارزه با بدحجابی آغاز کرد.
              هفتم: اصولا اپوزیسیون باید به پوزیسیون بیاید، تقریبا همه آنچه از دیشب ملت انجام دادند کمابیش شبیه حرف ها و رفتارهای احمدی نژاد بود. و نمونه مشخص این که یک معترض در محل پمپ بنزین که شما در ده متری اش با سیگار رد بشوید خطرناک است، کبریت کشید تا آنجا را آتش بزند، و اولین اتفاقی هم که برایش افتاد این بود که خودش سریعا آتش گرفت. این دقیقا کاری است که احمدی نژاد دارد با ایران و دولت و خودش می کند.
              هشتم: من تا به حال فکر می کردم برای حفظ مملکت باید برای تغییر دولت و حکومت باید تلاش کرد، از چند ساعت قبل به این نتیجه رسیدم که باید بروم ایران و وارد نیروی انتظامی بشوم تا جلوی ملت دیوانه را که واکنشی از دولت دیوانه است، بگیرم. البته احتمالا اگر وارد نیروی انتظامی می شدم، حتما من هم می رفتم برای مبارزه با بدحجابی...
              نهم: در ایران بعید است که تا ده سال دیگر یک دولت دموکراتیک و قدرتمند و با ثبات روی کار بیاید، اما اصلا بعید نیست که تا یک هفته دیگر یک انقلاب تصادفی رخ بدهد که دودمان همه مان را برباد بدهد.
              دهم: فاجعه پنج تیر را هیچ وقت از یاد نبریم، یک دولت که فکر کردن را تعطیل کرده، با حمایت یک مجلس که بدون کارشناسی تصمیم می گیرد، در عرض یک روز کاری می کنند که ملت عصبی خودشان را آتش بزنند و در همان موقع پلیس برای حفظ امنیت اخلاقی با بدحجابی مبارزه می کند.

              چشمم آب نمی خورد که اتفاقی چیزی...
              یازده و اهم اخبار: درست در
              زمانی که همه چیز در حال به هم ریختن است، با یکی از آشنایان که انسان معتقد و مومنی هم هست، تلفنی حرف می زنم، می گوید که در شهر خبر خاصی نیست. یک لینک از نمایشگاه گروهی تعدادی از خانمهای عکاس و نقاش را هم می فرستد که کلی عکس های بامزه و جالب در آن است. تهران، همین است! هر کسی کار خودش را می کند، مثل عبور از تونل وحشت که اسکلتی جلوی آدم ظاهر می شود و همه فریاد می زنند و بعد همه با هم می خندند، همین جوری است.

              Comment



              • همقدی نژاد

                Comment


                • سوپرمن و سپورمن






















                  و اگر کارگردانان داخلي مي خواستند براي احمدي نژاد فيلم بسازند، احتمالا نام آن را چنين مي گذاشتند:








                  Comment


                  • چاوز! مگه خونه زندگی نداری؟مشنگ سالاریپرس تی ویدارند قاط می زنندالهام اینجا، الهام اون جا، الهام همه جاوقت مطالعه؟انتخابات گاماس گاماس می رودننه راننده تاکسیقبیله من و مسعود نقره کار

                    Comment



                    • پيشنهاد فيلمنامه براي احمدي نژاد

                      در راستاي اهميت سوال و جواب در جمهوري اسلامي ايران و با توجه به اينکه روزنامه هم ميهن ديروز تعطيل شد و کلي از ملت حال شان گرفته شد و همزمان با تعطيل هم ميهن دولت پرس تي وي را براي دفاع از دولتي که کسي به آن حمله نمي کند، راه انداخته است، لذا گزينه صحيح را براي سووالات زير پيدا کنيد و اگر پيدا کرديد ديگر آن را گم نکنيد.

                      چرا غلامحسين الهام چند شغل دارد، ولي تعداد زيادي از مردم هيچ شغلي ندارند؟
                      1) چون همه کارهاي قبلي اش را خوب انجام داده است.
                      2) چون همه در جريان زلزله مرده اند و هيچ کسي نيست.
                      3) چون کارهايي مثل وزارت دادگستري وقت زيادي نمي گيرد.
                      4) چون دولت توسط نخبگان اداره مي شود و نخبگان يعني الهام.

                      چرا هوگو چاوز تا به حال شش بار به ايران سفر کرده است؟
                      1) چون فيدل کاسترو مريض است و فعلا چاوز نايب الزياره اوست.
                      2) چون چاوز دو تا ماچ مي کند و يک ميليارد مي گيرد و اين تجارت خوبي است.
                      3) چون وقت نداشت بيشتر سفر کند.
                      4) چون قصد دارد کارهاي خوبي مثل جلوگيري از آزادي بيان و تراکتورسازي را ياد بگيرد.

                      چرا دولت احمدي نژاد احتياج به يک تلويزيون 24 ساعته جديد دارد، ولي روزنامه هم ميهن توقيف شد؟
                      1) چون دولت احتياج دارد که 24 ساعته مخ مردم را کار بگيرد؟
                      2) چون آزادي بيان براي مردم آمريکا خيلي مهم است، ولي مردم ايران به آن نياز ندارند.
                      3) چون بعضي روستاها در دوردست هستند که فقط روزي 12 ساعت احمدي نژاد را مي بينند.
                      4) چون بعضي از مردم هم ميهن را دوست دارند و آن را مي خواندند.

                      چرا احمدي نژاد گفته است: ما با ونزوئلا دنياي جديدي خواهيم ساخت؟
                      1) چون کار ساختن ايران و ونزوئلا تمام شده و چاوز و احمدي نژاد نمي توانند بيکار بنشينند؟
                      2) چون توهم و تخيل معمولا وجود دارد.
                      3) چون ايران و ونزوئلا نقش خيلي تعيين کننده اي در سرنوشت بشر در حال حاضر دارند.
                      4) در مورد حرف هاي احمدي نژاد لازم نيست دنبال دليل بگرديم، معمولا دليلي هم ندارد.

                      چرا بنا به گفته وب سايت بازتاب محبوبيت احمدي نژاد 62.5 درصد کاهش پيدا کرده است؟
                      1) چون کاهش پيدا کرده است.
                      2) چون بازتاب خيلي احمدي نژاد را دوست دارد و از او طرفداري مي کند، وگرنه مي گفت 70 درصد.
                      3) چون بازتاب از آمريکا و اسرائيل و هلند پول مي گيرد.
                      4) چون در اين دو سال خيلي به مردم خوش گذشته است؟

                      پيشنهاد فيلمنامه براي احمدي نژاد

                      Comment


                      • يک جفت ادله شماره 43

                        واقعا چه مسوولان فداکاری در کشور داشتیم و نمی دانستیم، خاک بر سرمان که این قدر قدرناشناس هستیم. امروز شهر تهران یک پارچه شور و شوق و شادمانی شد، حداد عادل همراه با محافظانش یک واگون مترو را دربست در اختیار گرفت و برای کاهش مصرف سوخت کشور با این وسیله سرکار رفت. آگاهان اظهار امیدواری کردند که اگر متروهای تهران از ساعت 6 صبح تا نه صبح برای انتقال هیات وزیران و مقامات کشور که هر کدام هشت متر محافظ همراه دارند، اختصاص داده شود، از هزینه سوخت هیات دولت به میزان دو میلیون تومان در ماه کم می شود و در عوض به هزینه سوخت ملت چهار میلیارد تومان اضافه می شود. به گزارش خبرگزاری مهر، حضور حداد عادل در مترو باعث یک وقفه بیست دقیقه ای در حرکت مردم شد. مردم تهران ضمن دعای خیر برای آقای حداد عادل قرار شد کارت های هوشمند و پول کافی را در اختیار ایشان قرار بدهند که برای صرفه جویی بیشتر، با همان ماشین خودش سرکار برود.

                        یکی بیاد منو فیلم کنهصد در صد؟ادله شماره 43شکست شانزده سالهپنجمین الهام ای شیر، ای ماست، برو عقبخاتمی مامان و ناناس و جیگر

                        Comment


                        • معلم اخلاق، دستمال کاغذی و اون جای بچهمعلم اخلاق و اون جای بچهسگ ها و گرگ هامرد 120 میلیارد دلاری
                          این روزها یکی از سووالات مهمی که در مورد وضع کشور مطرح است این است که این احمدی نژاد با فسقلی قد، 120 میلیارد دلار ارز خارجی را در کجا مصرف کرده است؟ در همین راستا به برخی منابع مهم و اقداماتی که با این 120 میلیارد دلار در این دو سال صورت گرفته است، اشاره می کنیم.
                          10 میلیارد دلار هزینه شده تا مردم جهان که تا دو سال مثلا قبل 30 درصد از ایرانی ها متنفر بودند، با تبلیغات دولت احمدی نژاد مثلا 45 درصد متنفر شوند. اصولا دولت برای این کار انصافا هم خرج زیادی نکرده، چون اگر آمریکا می خواست همین میزان تنفر را ایجاد کند، حتما 300 میلیارد دلار هزینه باید می کرد.
                          10 میلیارد دلار هزینه شده تا اشتغال ایجاد شود، و همین کار باعث شده مثلا سالی پانصد هزار نفر بیکار تولید شود، و اصولا دولت زحمت زیادی کشیده، چون تولید سالی پانصد هزار بیکار هزینه اش از ده میلیارد تومان بیشتر است.
                          10 میلیارد دلار هزینه شده تا از میزان تورم کاسته شود، در نتیجه میزان تورم افزایش یافته است. دولت کار خودش را کرده، فقط به نتیجه نرسیده است.
                          10 میلیارد دلار هزینه شده تا مردم آمریکای لاتین و آفریقا و لبنان که از ایران دور هستند، به ایران نزدیک شده و به احمدی نژاد علاقمند شوند، در نتیجه مردم بقیه کشورها که به ایران نزدیک هستند، از ایران دور شده و از کشور ما و رئیس جمهورش متنفر شده اند.
                          10 میلیارد دلار صرف شده تا از انکار هولوکاست دفاع کنیم، بعد 10 میلیارد دیگر صرف شده که اعلام کنیم که منظورمان این نبود که هولوکاست را انکار کنیم.
                          10 میلیارد دلار مصرف شده تا جلوی غارت 1 میلیارد دلار توسط مفسدین بیت المال گرفته شود.
                          10 میلیارد دلار مصرف شده تا جلوی اینترنت و رادیوها و تلویزیونها و ماهواره ها گرفته شود تا مردم مجبور شوند تلویزیون جمهوری اسلامی را هر روز ببینند و تازه متوجه بشوند که در چه وضعيتی به سر می برند.
                          8 میلیارد دلار هزینه شده تا برای دو میلیارد دلاری که دولت به بهانه عمليات عمرانی به سپاه داده، فعالیت تبلیغاتی شود.
                          30 میلیارد دلار هم مصرف شده تا موجودی به نام احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به مردم خودمان و دیگران بقبولانیم، واقعیت این است که اگر قرار بود احمدی نژاد حتی به عنوان رئیس جمهور بورکینافاسو یا گامبیا هم نصب شود و برای حفظ او هزینه شود، حداقل سالی صد میلیارد دلار خرجش می شد، طبیعی است که دولت واقعا هزینه ها را کنترل کرده است.

                          Comment


                          • هجده تیر یوم الشیطان استسعه صدر و سعه ذیلوزیری که به غریبه جایزه می دهد
                            همزمان با افزایش موج دستگیری دانشجویان دانشگاهها که احتمالا از امروز که هجدهم تیر است، تشدید خواهد شد، وزیر علوم در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان خارجی مقیم ایران شرکت کرد. وزیر علوم که یکی از چهره های برجسته علمی جهان به مبلغ 195 دلار است، از این فارغ التحصیلان خواست که تا می توانند پسرخاله ها و دخترعمه های خودشان را به ایران دعوت کنند تا به جای دانشجویان ستاره دار ایرانی مشغول تحصیل در ایران شوند. وزیر علوم در این مراسم می خواست به پیشرفت های بزرگ علمی کشور اشاره کند، ولی چیزی یادش نیامد.

                            هجده تیر یوم الشیطان استکار بزرگی در بدن زنانمسلمانی که لیبرال شداز لاک سکوت خارج شدندیک سنگسار اتفاق افتاد
                            در تاکستان قزوین یک مرد سنگسار شد. وی هفده سال زندانی بود و به نظر می رسید در این هفده سال به اندازه کافی مرده باشد، با این وجود سنگسار شد. زنی که با وی رابطه داشت نیز منتظر اجرای حکم سنگسار است. به نظر می رسد حکومت تصمیم خودش را برای بدنامی بیشتر در جهان گرفته است. دیگر چه می توان گفت.

                            Comment


                            • شيوه هاي مديريت علمي

                              در راستاي اينکه احمدي نژاد قبل از روي کار آمدنش اعلام کرد که اگر رئيس جمهور شود، مي خواهد مديريت علمي را در ايران اجرا کند، و با توجه به اينکه ايشان به نظر مي رسد رئيس جمهور شده است، البته ممکن است خودش اين موضوع را قبول نداشته باشد، و مديريت علمي نيز در اين دو سال الحق والانصاف اجرا شده و در اثر همين مديريت علمي جهان در دو سال اخير تبديل به انبار باروت شده و امروز هم اعضاي تحکيم بکلي دستگير و سالگرد 18 تير با تکرار آن برگزار شد، بخشي از نمونه هاي مشخص و روشن و بارز و درخشان ( با شريعتمداري اشتباه نشود) اين مديريت علمي، بشرح زير عنوان مي گردد:

                              مديريت علمي دانشجويان: ما تعدادي دانشجو داريم در تشکيلاتي به نام دفتر تحکيم وحدت که اين افراد با دولت مخالفند، بهترين راه مديريت علمي براي برخورد علمي با اين دانشجويان چيست؟
                              پاسخ: همه شان را دستگير مي کنيم، اگر مادر يکي شان هم براي اعتراض به دستگير شدن پسرش آمده بود، مادرش را هم دستگير مي کنيم و دفترشان را هم مي بنديم، اگر هم کسي اعتراض کند از طريق علمي او را کتک مي زنيم.

                              مديريت علمي رسانه ها: ما پنج رسانه مخالف دولت و سيصد و بيست رسانه تحت اختيار دولت داريم، از طرفي رئيس جمهور معتقد است رسالت رسانه آگاهي بخشي است، دولت با اين رسانه ها چگونه بايد علمي ترين نوع برخورد را بکند؟
                              پاسخ: دولت براي برخورد علمي با رسانه ها، اول دو تا از رسانه هاي مخالف را تبديل به رسانه موافق مي کند، بعد سه تاي ديگر را که هنوز مخالفند مي بندد، بعد براي برخورد علمي در کنار 320 رسانه طرفدار دولت، پنج رسانه جديد طرفدار دولت هم ايجاد مي کند که فضاي نقد کاملا علمي شود.

                              مديريت علمي معلمان: تعدادي معلم مدتي است که به ميزان حقوق و دستمزد خود اعتراض جدي دارند و بخاطر آن تحصن کرده اند، براي برخورد علمي با آنها بايد چه کنيم؟
                              پاسخ: کساني که تحصن کردند دستگير مي کنيم و مي اندازيم زندان و به آنها بطور علمي اتهام مي زنيم که عامل خارجي هستند، در نتيجه مشکل معلمان حل مي شود.

                              مديريت علمي تورم و گراني: قيمت کالاها و مسکن و غيره به دليل سياستهاي دولت بالا رفته و ميزان تورم به جاي اينکه في المثل 14 درصد باشد، 20 درصد شده است، چگونه از طريق استفاده از مديريت علمي مي توانيم تورم را کاهش دهيم؟
                              پاسخ: يک کنفرانس برگزار مي کنيم و اعلام مي کنيم که ميزان تورم 21 درصد نيست و 12 درصد است، و اگر کسي با حرفمان مخالفت کرد، به مطبوعات دستور مي دهيم نظر او را سانسور کنند، در نتيجه تورم ديگر 21 درصد نيست، بلکه 12 درصد است.

                              مديريت علمي نامه ها: در طول دو سال 9 ميليون نامه براي رئيس جمهور رسيده است، اکثر کساني که اين نامه ها را فرستاده اند، مشکلات شغلي و مادي و اقتصادي دارند، بهترين راه مديريت اين نامه ها چيست؟
                              پاسخ: خيلي ساده است، براي هر کدام از فرستندگان نامه بطور علمي 40 هزار تومان پول مي فرستيم، اگر مشکل شان حل شد که چه بهتر، اگر حل نشد هم پول مان جاي دوري نمي رود، فقط بطور علمي نابود مي شود.

                              مديريت علمي سياست خارجي: ما تعداد زيادي دشمن در جهان داريم که به ما بدبين هستند و ما قصد داريم از طريق مديريت علمي سياست خارجي مان را فعال کنيم و با فعال کردن سياست خارجي مديريت جهان را برعهده بگيريم، چه بايد بکنيم؟
                              پاسخ: پس از يک بررسي دقيق کشورهايي که با ما منافع مشترک دارند، پيدا مي کنيم، بعد با کشورهايي که با ما هيچ منافع مشترکي ندارند دوست مي شويم و با کشورهايي که با ما منافع مشترک دارند، درگير مي شويم، بعد دنبال يک راه مي گرديم که چگونه از اين درگيري نجات پيدا کنيم.

                              نتيجه گيري اخلاقي: اصولا مديريت علمي مثل حل مساله رياضي است، وقتي بلد نيستي آن را حل کني به قول مرحوم گل آقا صورت مساله را پاک کن.

                              Comment


                              • شوخی می کنم، جدی نگیرید

                                Comment

                                Working...
                                X