Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #91
    نظرسنجی، ایران و آمریکا
    به نظر شما اگر بین ایران و آمریکا جنگ بشود، ما بیشتر ضرر می کنیم یا آنها؟ و فکر می کنید اگر ما بیشتر ضرر می کنیم باید ما طرفدار صلح باشیم یا آنها؟ نتایج یک نظرسنجی در میان مردم ایران و آمریکا جالب است. بر اساس این نظرسنجی 48 درصد ایرانی ها طرفدار مذاکره مستقیم با آمریکا هستند، اما 79 درصد آمریکایی ها طرفدار مذاکره با ایران هستند. از طرف دیگر93 درصد مردم ایران مخالف دولت آمریکا هستند، در حالی که 78 درصد مردم آمریکا مخالف دولت ایران هستند. اگر وقت کردید روی این موضوع کمی فکر کنید.

    انشعاب در حال بایگانیرساله گمشده لئو تولستوی

    Comment


    • #92
      کربلایی دی کاپری یو و جنیفر گریان
      واقعا که دیروز کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا بود. مراسم عاشورا و تاسوعا در پاریس با شکوه تمام برگزار شد. در هلند هم یک گروه از شیعیان از تهران نوحه خوان آوردند که شب عاشورای حالی ببرند. در کشمیر مراسم عزاداری توسط پلیس به خین و خین ریزی کشیده شد و عکس های آن منتشر شد. در بیروت مراسم عاشورا مثل همیشه با شکوه و جلال و جبروت و نصرالله برگزار شد. در تهران هم فیلمی بود، یک عده خانم های خوش تیپ، همگی سرخاب سفیدآب کرده و تبدیل شده به جنیفر گریان مثل همیشه بغل دستجات سینه زنی راه می رفتند، برادران هم همگی کربلایی دی کاپریو یک دست زنجیر و یک دست موبایل مشغول عزاداری بودند. عکس های عزاداری میدان محسنی جالب بود. این هموطنان عزیز قدرت بی نظیری دارند که در مدت پنجاه سال هر چیزی را به شکلی که دوست دارند دربیاورند، البته مشکل این است که پنجاه سال زمانی طولانی است. این عکس را از عزاداری میدان محسنی ببینید.

      کربلا در نجف

      منوچهر: ما نمی ریم بیرون، بگو اون ها برن

      اگه هوسه، یه دشمن بسه

      کمیسیون تحقیق انتحاری

      مارادونا رو ولش کن، علاء بروجردی رو بگیر

      اول: برای پرورش پیشنهاد ایران لازم نیست غنی سازی را متوقف کند.
      دوم: برای پرورش بهتر پیشنهاد، شورای امنیت باید تحریم ایران را لغو کند و آمریکا باید از عراق بیرون برود.
      سوم: برای اینکه پیشنهاد کاملا پرورش پیدا کند، یک رفراندوم زیر نظر شورای نگهبان برگزار شود و در مورد سرنوشت اسرائیل از مردم لبنان و سوریه نظرخواهی شود و حکومت اسرائیل بدون خشونت تغییر کند و نیروهای فتح هم حق ندارند در فلسطین آینده زندگی کنند.
      چهارم: در صورتی که این پیشنهاد کاملا پرورش پیدا کرد، ایران آماده مذاکره با آمریکا خواهد بود، ولی در صورتی که آمریکا تمام اشتباهاتی را که ایران انجام داده است بپذیرد، کودتای 28 مرداد هم باید محکوم شود و مصدق را هم باید به ما تحویل بدهید تا ما او را برای مجازات به دست بادامچیان بدهیم و در صورت انجام این موارد هم ایران با آمریکا مذاکره نمی کند.

      Comment


      • #93
        راست علیه راستویندوز ویستا برای مصرف ایرانیان
        ویندوز ویستا آخرین اثر میکروسافت دیروز وارد بازار جهانی شد و در تمام جهان با قیمت 600 دلار و در تهران با قیمت سه هزار تومان وارد بازار شد. قفل شکن های ایرانی بیست ثانیه بعد از دیدن اولین ویندوز ویستا قفل و در و پنجره آن را شکستند و کپی آن را سریعا به بازار فرستادند.

        دو مصاحبه از یک اکبراز دیروز گیر داده بودم به این که با اکبر گنجی وارد یک مجموعه نامه نگاری بشوم و خیلی تمیز و مرتب و مودب با او یک بحث اساسی را در مورد اصلاحات و نافرمانی مدنی و این جور چیزها دنبال کنم. کلی هم فکر کردم و کار کردم، اما دیدم الآن بدترین وقت برای چنین دیالوگی است. می ماند برای بعدا که حرف بزنیم. اما، خبر از اکبر عزیز این که به کانادا رفت و مشغول ادامه سفرش شد. دو مصاحبه اکبر گنجی را در کانادا بخوانید، اول مصاحبه با دنا رباطی برای شهروند و مصاحبه با خانم کاموری در رادیو زمانه که برخلاف دیگر کارهای رادیوی مذکور، یک مصاحبه نسبتا حرفه ای و تمیز بود و اکبر گنجی هم به بسیاری از سووالاتی که دیگران از او دارند پاسخ داد.

        از سلسبیل تا تگزاس
        یک گروه مسلح ده پانزده نفری که چند نفرشان مسلح به کلت بودند، به یک باشگاه ورزشی حمله کردند و بعد از اینکه آنجا را به هم ریختند و شیشه ها و در و دیوار را شکستند، شش نفر را زخمی کردند و چون کار دیگری نداشتند هر چه صبر کردند پلیس هم نیامد و آنها چون گرسنه شان شده بود، به خانه رفتند. این اتفاق در هارلم نیویورک رخ نداد، بلکه روز هفتم بهمن در خیابان آزادی تهران رخ داد.

        چاوز ولی امر کمونیست های جهان می شودپیشنهاد به محققان تاریخ
        اصولا برای تحقیقات تاریخی در مورد ایران منبع فارسی بسیار کم داریم، ولی اخیرا یک منبع بسیار خوب پیدا کردم. سایت امروز را حتما ببینید، این سایت اخبار و اطلاعات چند سال قبل را منتشر می کند و فکر می کنم هر قرن یک بار به روز می شود، محققین تاریخ بشتابند.

        فمینست های سکولار! مواظب باشید

        Comment


        • #94

          غنی سازی را متوقف کنید
          اصلا مهم نیست که احمدی نژاد چه طور روی کار آمده است و چه کسی در این موضوع نقش داشته است، مهم این است که احمدی نژاد فعلا رئیس جمهور است. اصلا مهم نیست که ما می خواهیم با انقلاب و نافرمانی مدنی اوضاع را تغییر دهیم، یا دوست داریم با روش های اصلاح طلبانه و از طریق انتخابات این کار را بکنیم، در هر دو حال وقتی ما می توانیم این کارها را بکنیم که خطر جنگ برطرف شده باشد.
          اصلا مهم نیست که به قول ایران انرژی هسته ای مقصد صلح آمیز دارد یا به قول آمریکا ایران می خواهد بمب بسازد، مهم این است که در صورت عدم توقف غنی سازی ایران باید وارد دالانی تاریک شود که جنگ یک احتمال مهم آن است، برای همین غنی سازی باید بطور موقت متوقف شود. من یک پیشنهاد بسیار مشخص و روشن و راحت دارم. به بچه های دانشجو پیشنهاد می کنم مثل همه دانشجویان در تمام دنیا که یکی از کارهای مهم شان در بحران های سیاسی ایجاد جنبش صلح و دوستی است، یک حرکت سراسری در کشور آغاز کنند. نه شهر را به هم بریزند، نه کاری با خشونت بکنند، نه خودشان را در خطر بیندازند، فقط این که یک مجموعه اعتراض را در شکل اجتماعی در دانشگاهها و شهر سازمان بدهند، با این شعار که چون غنی سازی باعث می شود تا خطر حمله و جنگ افزایش یابد، دولت باید غنی سازی را تا شش ماه متوقف کند.
          دانشجویان می توانند در دانشگاهها حرکت اعتراضی را به صورت آرام برگزار کنند. و می توانند راه پیمایی علیه جنگ راه بیندازند، هم علیه اقدامات اتمی دولت و هم علیه حضور نظامی آمریکا. من مطمئنم که اگر چنین راهی آغاز شود، نقش بسیار مهمی در متوقف کردن جنگ خواهد داشت. دولت و حکومت فقط یک بهانه برای پافشاری بر ادامه غنی سازی دارد، این که ما نمی خواهیم از حق مردم صرف نظر کنیم، مردم باید بگویند که زندگی در صلح حق آنهاست و بگویند که برای صلح حاضرند موقتا از حق شان در مورد انرژی هسته ای چشم پوشی کنند.

          احتمال حمله نظامی ضعیف است، آم م م ماچهره خشن ایرانیانایران: می شه؟ نمی شه؟ می شه؟ نمی شه؟...رئیس جمهور: خودمعلی بی خیال واقعا بی خیال همه چیز شدبه قله های علمی جهان نزدیک می شویم
          در راستای اینکه رئیس جمهور محترم بارها و بارها در سخنرانی های خودش گفته است که ایران باید به قله های علمی جهان برسد و آیت الله خامنه ای نیز گفته است که پیشرفت علمی یکی از مهم ترین وجوه توسعه کشور است، رئیس کمیسیون آموزش مجلس اعلام کرد که: در بودجه سال آینده طرح های عمرانی دانشگاهها متوقف شده و اعتبارات جاری دانشگاهها کاهش 6 درصدی خواهد داشت. این پیشرفت علمی را به کلیه دانشگاهیان و بخصوص مرد سال علمی جهان و متخصص امور دیه استان کرمان، دکتر زاهدی تبریک می گوئیم.

          Comment


          • #95
            متکی: عاشقتم، مالکی: ولم کن

            امروز با حضور وزیر بهداشت داروی مداوای ایدز که ریشه گیاهی دارد، معرفی شد. تولید این دارو که یک سال پیش اعلام شده بود که ده سال قبل آغاز شده و دیروز گفته شد که پنج سال قبل آغاز گشته است، وارد بازار می شود. تا کنون سیزده واکسن جدید در هشت کشور جهان تولید شده است. از طرف دیگر رئیس جمهوری گامبیا نیز اعلام کرد که با استفاده از داروهای سنتی و گیاهی در طول سه روز ایدز را درمان می کند. وزیر سلامت گامبیا نیز از او حمایت کرد. آگاهان پیش بینی می کنند که احتمالا چاوز هم تا یکی دو روز دیگر اعلام می کند که داروی درمان ایدز را خودش با همکاری برادر کاسترو کشف کرده و این دارو می تواند در عرض دو ساعت بیماران را مداوا کند.

            ایران، لبنان و فلسطینمتکی: عاشقتم، مالکی: ولم کنعراق در انفجار دائمیاحمدی نژاد فاضلاب اصفهان را افتتاح کرددوربین ها را خاموش و روشن کنید

            Comment


            • #96
              هیلاری کلینتون: شاید به ایران حمله کنماصلاح طلبان به هاشمی نزدیک شدندسیاست نان به نرخ روز توقیف شدسایت شیعه نیوزماجرای ابولولو فیروز

              Comment


              • #97
                کوهنوردی که رئیس جمهور شد

                موضوع خنده دار در مسائل ایران این است که همیشه وقتی در باز می شود و شما احساس می کنید که تازه دارید کمی نفس می کشید، یک مشت محکم توی صورتتان می خورد. فعلا هم درها در حال باز شدن است و هم مشت ها در حال فرود آمدن. محمد قوچانی بعد از چندماهی که شرق غروب کرد، اعلام کرد که روزنامه اخبار را تا قبل از عید منتشر می کند. برایش آرزوی موفقیت می کنیم. این خبر خوب. خبر بد هم این که از سفر عبدالله مومنی و هاشم آقاجری به آمریکا به دعوت دانشگاه ام آی تی جلوگیری شد. حالا خوب است که ام آی تی یکی از دانشگاههای منتقد جدی دولت کنونی آمریکاست. خبر بدتر اینکه ماموران امنیتی از سفر مهندس سحابی به اصفهان هم جلوگیری کردند. همینطوری اگر پیش برود، احتمالا تا هفته آینده از اینکه جلائی پور سوار تاکسی بشود و سرکارش برود، جلوگیری می کنند. و بعید نیست که یک ماه بعد بشنوید که مصطفی تاج زاده به دستور مقامات امنیتی دیگر حق ندارد از اتاق کارش در خانه، به اتاق خواب برود. هشدار پلیس: احتمالا فردا یا حسین شین یا حسین دال مقاله ای در مورد وابستگی دانشگاههای هاروارد و ام آی تی به فریدام هاوس شصت چهار تا مقاله می نویسند.

                امروز به روز شدلاریجانی، لاریجانی، حمایتت می کنیمقهرمان دنیای عرب و ایرانهمه پول مملکت فدای یک تار مو؟کوهنوردی که رئیس جمهور شد

                Comment


                • #98
                  مشکل نطنز در اصفهان حل شدیکی جلوی این رو بگیرهیک مغز آمد، صد و پنجاه هزار مغز رفتندهیلاری کلینتون و فاطمه آجرلواقتصاد منفجرهشرکت در راهپیمایی 22 بهمن
                  روی پیشنهادی که عماد بهور داده خوب و سریع فکر کنید. اتفاقا راه بسیار خوب و منطقی است که بچه های دانشجو می توانند در روز 22 بهمن، یعنی همین هفته بعد انجام بدهند، نه نیاز به مجوز دارد و نه مشکلی را فراهم می کند. این دوست دانشجوی خوش فکر پیشنهاد کرده که بچه های دانشجو و کسانی که علیه وضع موجود اعتراض دارند، می توانند روز 22 بهمن در یک گروه مستقل در راهپیمایی حرف شان را بزنند. اگر کسی خواست این کار را بکند، حتما از حالا و بسرعت پلاکاردها و عکس ها و نوشته هایش را به فارسی و انگلیسی بنویسد و مطمئن باشد که این کار به دلیل حضور خبرنگاران جهان در تهران، واکنش بسیار سریع و گسترده ای در جهان خواهد گذاشت. این یک راه بسیار خوب برای اعتراض به وضع موجود و جنگ و رفتارهای جنگ طلبانه دولت هم هست. من پیشنهاد می کنم روی شعار غنی سازی را موقتا متوقف کنید هم فکر کنید.

                  اخراجی ها و مسعود ده نمکی
                  آقا! شنیدم که فیلم اخراجی های مسعود ده نمکی یک کار بسیار تکان دهنده و از نظر سینمایی بسیار غنی است. اصلا بعید نمی دانم و امیدوارم همین طور باشد. اگر در یکی دو هفته آینده مسعود ده نمکی تبدیل به یکی از مهم ترین موضوعات هنری و فرهنگی کشور شد اصلا تعجب نکنید. امیدوارم همین طور بشود. مهم نیست که مثل ما فکر نمی کند، مهم این است که خودش است و تا آنجا که من او را می شناسم بسیار آدم روراست و صادقی است.

                  Comment


                  • #99

                    خط لوله صلح در پنج قدمی قله اتمیچرا نگران نیست؟سوء استفاده از کودکان گرد و خاک خارجیلاریجانی به مونیخ می رودکمیسیون اعصاب و روان قاط زدزیتون 2 یا ماجرای سفر سلطان حسین دوم به اسرائیلصلح، نان، آزادی
                    دیروز براساس پیشنهاد عماد بهور در وب سایت ادوار نیوز، پیشنهاد کردم که در راهپیمایی 22 بهمن گروهی از نیروهای دانشجویی با شعارهای آزادیخواهی و صلح خواهی در راهپیمایی شرکت کنند و حرف خودشان را در مقابل دهها دوربین خبرنگاران خارجی و داخلی بزنند. البته فکر می کنم این موضوع به فکر نیروهایی مثل دفتر تحکیم وحدت یا جبهه مشارکت یا نهضت آزادی ایران هم رسیده باشد. شاید هم نیروهای دفتر تحکیم وحدت به این نتیجه برسند که به سرعت با نهضت آزادی و جبهه مشارکت تماس بگیرند و در این مورد اطلاعیه ای بدهند و یک گروه منسجم با شعارهای مشخص و پلاکارها و نوشته های مشخص علیه جنگ و برای آزادی و مشکلات اقتصادی، چنین کاری را بکنند. از همه دوستان می خواهم در همین ساعات آینده در این مورد نظر بدهند. فرصت بسیار خوبی است که بهتر است از دست نرود. احتمالا شعارهایی مانند صلح، نان، آزادی هم نباید برای چنین برنامه ای نامناسب باشد. به نظر شما من خیلی زیادی سیاسی شدم یا دارم درست فکر می کنم؟ یا فکر می کنید اگر هیچ واکنشی نشان ندهیم بهتر است؟

                    Comment



                    • بازگشت زیتون( قسمت اول)

                      توضیح: چنانکه وعده داده بودم، ماجرای بازگشت زیتون را در سه شماره خواهید خواند. در این سه قسمت که امروز آغاز می شود، اسرار نهفته محفل صهیون در پاریز، جبهه مشارکت در تهران و فریدام هاوی در نیویورک را فاش خواهیم کرد.

                      حسنین هیکل، ابوالهول ایرانی
                      روی صورت دو نفر موتورسواری که از جلوی اتومبیل حسین شین رد شدند، ماسک سفید زده شده بود. ماسکی که می توانست چهره آنها را پنهان کرده باشد. نگاهی به شماره موتورسیکلت کرد، شماره موتورسیکلت تهران 777 بود، این شماره را به خاطر سپرد. چرا موتورسیکلت سواران ماسک زده بودند؟ آیا بخاطر این بود که می خواستند نیمه آشکار خود را پنهان کنند؟ اگر چنین بود، پس چرا بقیه مردم شهر هم ماسک زده بودند؟ آیا همه شهر می خواستند چهره مرموزشان را پنهان کنند؟ گوینده رادیو در حالی که سرفه می کرد به مردم گفت که هوای شهر آلوده است. به هر طرف نگاه می کرد کسانی را می دید که نیمه آشکار خود را پنهان کرده بودند. مرد موبوری که جلوی ساختمان ایستاده بود نیز ماسک زده بود، شماره ساختمان را نگاه کرد، شماره 77 بود. باز هم این هفت های لعنتی. وقتی داخل پارکینگ روزنامه پیچید، احساسی پر از هفت داشت. شاید در طبقه هفتم ساختمان روزنامه می توانست رازهای پنهان شده را کشف کند، وارد آسانسور شد. چرا در تمام این سالها حتی یک بار هم به طبقه هفتم نرفته بود؟ آیا به این خاطر نبود که نیرویی جلوی او را می گرفت و نمی گذاشت که به اسرار آن طبقه هفتم مخوف پی ببرد؟ نه، به این خاطر نبود، این را شماره های مرموز روی صفحه دکمه های آسانسور می گفت: ساختمان روزنامه فقط چهار طبقه بود.

                      سلطان حسین دوم درتل آویو
                      سلطان حسین دوم وارد فرودگاه تل آویو شد. با دیدن او گروهی از جوانان سفید و آبی پوشی که پرچمی در دست داشتند، فریاد کشیدند و موجی از شادی در فرودگاه پیچید. در حالی که سینه اش را جلو داده بود تا نوشته روی پیراهنش بهتر دیده شود، به سوی آنها رفت. چرا به او نگفته بودند که به استقبالش می آیند؟ می توانست این خبر را به همه دوستداران بی شمارش اعلام کند. زنی که لباس قرمز پوشیده بود و بوی عطرش در سالن می پیچید از کنارش رد شد، جوانان سفید و آبی پوش به سوی زن هجوم بردند، زن را می شناخت، قبلا او را دیده بود. آیا او مادونا بود؟ در دست جمعیت عکس های مادونا را دید. آیا مادونا وبلاگ داشت؟ پس چرا این همه به استقبالش آمده بودند؟ از فرودگاه بیرون آمد، باید به همان هتلی می رفت که بار قبل رفته بود. می دانست که باید در خیابانهای تل آویو عکاسان از او عکس بگیرند، با پیراهنی که حالا دیگر در تمام دنیا معروف شده بود. از خودش عکس گرفت، دوباره، سه باره و هفت بار. نمی دانست چرا هفت بار، ولی هفت عکس گرفت.

                      باستانی پاریزی و باستانی پاریسی
                      مردی که عینک ته استکانی زده بود، همه اطلاعات را در اختیار داشت. به او گفت: عدد هفت. هر چیزی مربوط به عدد هفت وجود دارد برایم بیاورید. آنها کتابخانه عظیمی را که هزاران کتاب در آن وجود داشت با پیشرفته ترین روش ها جستجو کردند. با انگشت کتاب ها را ورق زدند، انگشتان آنان پیشرفته ترین چیزی بود که در اختیارشان بود. گفت: اینترنت. هرچه در مورد عدد هفت بود، جستجو کردند، هفت سین، نای هفت بند، کوچه هفت پیچ، هشت الهفت، و چند هفت دیگر. حالا دیگر نامش را یافته بود. مردی که عینک ته استکانی زده بود، گفت: باستانی پاریزی. گفت: پاریز یا پاریس؟ عینک ته استکانی به میز خیره شد و گفت: پاریزی ... و با صدایی گرفته ادامه داد: و شاید هم پاریسی. باید پاریسی باشد، این را حسین شین گفت. عینک ته استکانی گفت: بهتر است پاریسی باشد و شاید هم پاریزی باشد. حسین شین به او نگاه کرد و گفت: آیا بهتر نیست که پاریسی باشد؟ مرد عینکی گفت: بله، بهتر است پاریسی باشد، البته ممکن است پاریزی هم باشد. حسین شین پنجره را باز کرد و مردی که عینک ته استکانی زده بود به خیابان پرتاب کرد. چرا او نمی فهمید که بهتر است پاریسی باشد؟ باستانی پاریسی چه کسی بود؟ پشت آن ماسک هایی که به بهانه آلودگی هوا گذاشته شده بود، چه کسانی پنهان شده بودند؟ چه رازی در عدد هفت بود؟ چرا هفتاد و هفت؟ و چرا هفتصد و هفتاد و هفت؟

                      BAS TANI CODEشصت سال تلاش کرده بود تا چهره اش را بپوشاند، همیشه تلاش کرده بود تا رازهای محفل را پشت آن هفت مقدس پنهان کند، رازی که سارا و مریم به پاریس بردند تا در محفل صهیون آن را از دسترس دشمنان عیسی نجات دهند. اولین بار اسقف ارینگاروسا متوجه شد که نشانه های محفل در پاریس نیست، کجا می توانست باشد؟ مسعود بن نود وقتی اسقف ارینگاروسا را دید به او گفت: پاریس نبود، باید به پاریز بروی، پاریس نه، پاریز. اسقف تا چند لحظه گیج بود، پاریز؟ نقشه به او نشان می داد که این نام مربوط به شهری در اطراف کرمان در ایران است. یک پاریس در ایران. باستانی پاریزی پیش از این که رازش آشکار شود، شمعدان هفت شعله ای که در آن راز محفل پنهان بود، از زیر درختان پسته بیرون آورد و آن را به تهران برد. حالا دیگر دشمنان محفل صهیون داشتند به پاریز می آمدند. محفل صهیون چه بود؟ چه رازی را پنهان می کرد؟ آیا محفل صهیون همان شورای مرکزی جبهه مشارکت نبود؟ حالا دیگر باستانی می توانست نقشی را که برای پنهان کردن راز به مدت شصت سال بازی کرده بود رها کند. از آن روز ناگهان همه کسانی که پیرمردی به نام باستانی پاریزی را می شناختند، گم شد. هیچ کس از خودش نپرسید که باستانی پاریزی به کجا رفته است، همه می دیدند که مردی تازه ظهور کرده است. نامش باستانی بود، حسین باستانی. حسین شین شماره تلفن دستی اسقف را گرفت و به او گفت نامش حسین باستانی است. و تلفن را قطع کرد. اسقف به ساعت طلایش نگاه کرد. در تهران شمعدان هفت شعله منتظر او بود.

                      بدون لولیتا هرگز

                      Comment


                      • بازگشت زیتون و چند خبر کوتاهخبر خوش و سمفونی هسته ایمذاکره در مونیخشباهت های هاشمی و احمدی نژاد
                        در یکی از وب سایت ها در مورد شباهت های هاشمی و احمدی نژاد مواردی نوشته شده بود، به نظر من این تفاوت ها را هم باید به آن شباهت ها اضافه کرد.
                        اول: هاشمی می گوید بله، ولی نمی کند. احمدی نژاد می گوید نه، بعد مجبور می شود آن کار را بکند.
                        دوم: هاشمی اول خودش می آید، بعد از پنج سال فامیلهایش هم می آیند، خودش هم که برود، فامیلش می مانند، احمدی نژاد با فامیلهایش می آید، بعد از دوسال همه با هم با مینی بوس می روند.
                        سوم: هاشمی وقتی می آید، خانواده اش را هم می آورد، اما خانواده هاشمی همه شان با هم فرق دارند، احمدی نژاد هم خانواده اش را می آورد، اما همه آنها مثل هم هستند.
                        چهارم: مشکل هاشمی سالها قبل حل شده است، مشکل احمدی نژاد تازه شروع شده است.
                        پنجم: هاشمی می تواند یک سال روی یک صندلی بنشیند و هیچ حرفی نزند، احمدی نژاد نه می تواند یک سال روی یک صندلی بنشیند و نه می تواند حرف نزند.

                        بازداشت دیپلماتیک
                        در حالی که دولت عراق اعلام کرده است که دیپلمات ایرانی توسط دولت عراق بازداشت شده است، ایران اعلام کرد که آمریکا این دیپلمات را دزدیده است. آمریکا اعلام کرد که اصلا در ماجرای دستگیری جلال شرفی نیست، اما ایران اصرار کرد که اگر آمریکایی ها در جریان دستگیری شرفی نیستند، پس چطور او را دزدیده است؟ نکته بسیار مهم این که دولت عراق که سه نفر از نیروهایش در جریان جلوگیری از دستگیری جلال شرفی دستگیر و یکی از آنها کشته شده است، تازه بعد از دو روز متوجه شد که خودش جلال شرفی را دستگیر کرده است.

                        چرا وهابیون هری پاتر نمی خوانند؟نومحافظه کاران و نو دموکرات هابازگشت زیتون، قسمت دوم
                        دیروز بخش اول بازگشت زیتون را خواندید، امروز ادامه ماجرا را می خوانید:


                        آیا نیکی کاستر همان نیک آهنگ کوثر بود؟نئوکان ها در قهوه خانه تل آویوروزهای گویا در گذار به خانه آزادی
                        حسین شین به کتاب های اتاقش چشم دوخت. احساس می کرد باید چیزی پشت آن کتابها باشد، باید چیزی پنهان شده باشد، همیشه کشف کرده بود که چیزی پشت یک چیز دیگر است. برای اینکه ببیند پشت کتابها چیست، کتابها را برداشت، پشت کتابها یک دیوار بود. آیا آنها می خواستند چیزی را پشت دیوار پنهان کنند. به راهرو رفت و پشت دیوار را نگاه کرد، پشت دیوار راهرو بود. آیا آن راهرو به جایی ختم می شد؟ راهرو را تا آخر قدم زد، راهرو به دستشویی ختم می شد؟ چه کسی آن دستشویی را ساخته بود؟ راز آن دستشویی چه بود؟ صدای سیفون آمد. چرا در آن لحظه سیفون کشیده شده بود؟ وقتی حسن شین از توالت بیرون آمد، احساس کرد که همه چیزهایی که پشت کتابها بود فهمیده است. پشت آنها چیزی نبود. به چشم های حسن شین خیره شد. به او گفت: می خواهم بدانم که پشت گذار چه کسانی هستند؟ حسن شین گفت: باید روی آنجایی که اسم افراد را نوشته است بیاوری و آنها را بخوانی. حسین گفت: نه، چیزی را که آنجا نوشته است همه می دانند، چیزی را می خواهم که آنجا ننوشته باشد. حسن گفت: دوست داری چه کسانی باشند؟ گفت: دوست دارم کسانی که در روزآنلاین می نویسند پشت گذار باشند. حسن پرسید: و دوست داری پشت روزآنلاین چه کسانی باشند؟ گفت: دوست دارم پشت روزآنلاین کسانی باشند که در گذار می نویسند. حسن گفت: دیگر چه چیزی دوست داری؟ حسین در حالی که به افق خیره نشده بود، چون در راهرو بود، گفت: دوست دارم امروز ناهار چلوکباب کوبیده با پیاز بخوریم. پشت چلوکباب چه بود؟ آیا کسی آن راز را می دانست؟

                        ادامه زیتون 2 را در شماره بعد و شماره های بعد می خوانید....

                        Comment


                        • سقوط در 22 بهمن

                          مردم نگاه می کنند!
                          یکی شروع می کند به انجام یک کار خطرناک که همه حدس می زنند ممکن است برای او و شاید برای همه کشور و برای همه مردم فاجعه آفرین باشد. خیلی از مردم متوجه خطرات این وضع می شوند، اما کسی چیزی نمی گوید، همه ساکت می مانند، همه به اعمال کسی که در حال خطرکردن است نگاه می کنند، ولی کسی هشدار نمی دهد. همه دوست دارند دروغ های خطرناک زیبا را بشنوند.

                          رئیس جمهوری که از قله اتمی سقوط کرد!

                          سقوط از بالای برج آزادی!
                          دیروز، در جریان راهپیمایی گروهی از مردم در میدان آزادی، یک مرد جوان سی و دو ساله، جلوی چشم مردم، تلاش کرد تا برای نشان دادن همت و غیرت انقلابی مردم، از برج آزادی بالا برود. نیروهای حفاظت خواستند به او کمک کنند تا در این صعود احمدی نژادی سقوط نکند. مرد جوان اعلام کرد که تا آخر به راهش ادامه خواهد داد و برای صعود به قله برج آزادی نیازی به حمایت دیگران ندارد. مرد جوان سی و دو ساله، در حالی که سه متر تا بالای برج مانده بود، از همان بالا سقوط کرد و جلوی چشم مردم بلافاصله کشته شد.

                          شوخی! شوخی وحشتناکی است.

                          Comment


                          • آخرین قطار نیمه شب

                            ساعت یک ربع به دوازده شب است، آخرین قطار ساعت یازده و پنجاه دقیقه یعنی پنج دقیقه دیگر راه می افتد. آقای لاریجانی جلوی در قطار ایستاده است. در کنارش احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی، چندین وزیر خارجه ایران از جمله متکی، ولایتی، روحانی، سردار صفوی و غیره ایستاده اند. اروپائی ها و بقیه در قطار نشسته اند و منتظرند که لاریجانی سوار قطار شود. برای سوار شدن به قطار لاریجانی باید بلیط بخرد. برای خریدن بلیط لاریجانی باید غنی سازی را متوقف کند و با دادن این هزینه سوار قطار بشود.
                            در همین حالی که پنج دقیقه به حرکت قطار است، احمدی نژاد می گوید: من هم دلار دارم و هم یورو، بلیط می خریم، اگر هم قطار رفت مشکلی نیست، خودم با دوچرخه می رسونمت.
                            رفسنجانی در حالی که زیر چشمی به احمدی نژاد نگاه می کند، می گوید: کسی به این آقا بلیط نمی فروشه، من اطلاع دارم.
                            ولایتی می گوید: من یک مقداری روبل دارم، می گذاریم روی هم و بلیط می خریم.
                            متکی می گوید: شما صبر کن، قطار که راه افتاد می پری عقب قطار آویزون می شی و یواش یواش می ریم تو، مشکلی نیست.
                            دو دقیقه به حرکت قطار مانده است. این قطار هم قطار بین المللی است و دقیقا سروقت حرکت می کند.... فقط دو دقیقه به حرکت قطار مانده است...

                            کشور لاریجانی، کشور احمدی نژادانرژی هسته ای حق مسلم کیست؟
                            روز 22 بهمن آمد و خبر خوش هسته ای هم اعلام نشد. احمدی نژاد وعده داد که خبر خوش هسته ای را دقیقا در هنگام برداشت خرمن یعنی بیستم فروردین اعلام می کند. حسینی سخنگوی وزارت خارجه هم اعلام کرد که طرح تعلیق قابل بررسی است. آگاهان از عمه سخنگوی مذکور خواستند که حتما در خانه باشد که اگر ایشان خواست قربانش برود، مشکلی پیش نیاید. همین آگاهان توضیح دادند که مشکل اروپا و آمریکا و سایر کشورهای جهان این نیست که ایران نمی تواند طرح تعلیق را بررسی کند، چون طبیعتا هر کسی می تواند این طرح را بررسی کند، مشکل این است که تعلیق باید صورت بگیرد. محمد البرادعی که به نظر می رسد حاضر است نوبل صلح اش را پس بدهد، فقط بفهمد که بالاخره ایران حاضر است تولید هسته ای را که آغاز نکرده است، متوقف کند یا نه، دیروز رسما اعلام کرد که ایران باید تعلیق را سریعا اجرا کند. فرانسه هم با طرح لاریجانی مخالفت کرد. علی لاریجانی هم فعلا مشغول چانه زنی اتمی است.

                            فقط چهار درصد، تو رو خداآمریکا حمله نمی کندده نمکی، مخملباف، افخمی و غیره
                            فیلم مسعود ده نمکی فیلم مردمی جشنواره فیلم فجر شد.همه جا پر است از خبرهای مسعود ده نمکی. از آنچه برای ده نمکی رخ داده است، خوشحالم و برای او آرزوی موفقیت می کنم. من او را ده سالی است که خوب می شناسم و می دانم که پر از انگیزه و خلاقیت است. احساسی که ده نمکی دارد، مهم ترین محرک او برای تبدیل شدن به یک کارگردان بزرگ است. ده نمکی دیروز در اعتراض به داوری جشنواره بالای سن رفت. به نظر من او چند سرنوشت پیش رو دارد:
                            سرنوشت حاتمی کیا: فیلم خوب بسازد، اما در شرایط دشوار خسته بشود.
                            سرنوشت بهروز افخمی: فیلمسازی را خوب بلد باشد، اما موضوعی برای فیلمسازی نداشته باشد.
                            سرنوشت مخملباف و جلیلی: راه پاریس را پیدا کند و یادش برود که فقط زمانی می تواند فیلم ایرانی بسازد که ایرانی نگاه کند.
                            به نظر من ده نمکی باید سرش را بیندازد پائین و فقط فیلم بسازد، او اصلا نباید به بازیهای شهرت توجه کند. هر مصاحبه برای ده نمکی به معنی از دست دادن وقت ساختن فیلم بعدی است.

                            چهارصد هزار بیکارماهواره در کوبا ممنوع شد
                            فیدل کاسترو در حالی که نه می تواند تکان بخورد، نه می تواند حرف بزند و فعلا فقط زنده است، برای اینکه به افتخارات چپ های دنیا یک افتخار دیگر اضافه کند، ماهواره را در کوبا ممنوع کرد. فیدل کاسترو که موفق شده است در طول سی سال گذشته بزرگترین فاحشه خانه سوسیالیستی دنیا را در کوبا ایجاد کند، از مردم کوبا خواست که وقت شان را با دیدن ماهواره هدر نکنند و به فعالیت هایی که برای کوبا درآمد تولید کند، ادامه دهند.

                            Comment


                            • موطلائی در مونیخکره شمالی بله را گفت
                              اگر گفتید فرق کره شمالی با ایران چیست؟ پاسخ این است: کره شمالی چون فقیر است و هیچ انرژی و ثروتی ندارد، بمب اتمی ساخته است و حاضر است تکنولوژی هسته ای خودش را بدهد و به جای آن انرژی بگیرد. ایران درست برعکس عمل می کند، یعنی همه انرژی ها را به قیمت ارزان و به میزان کافی دارد، و حاضر است همه این انرژی ها را بدهد و به جایش تکنولوژی هسته ای بگیرد. در همین راستا، بالاخره کیم جونگ ایل، تنها مرد کره ای که حق استفاده از عینک آفتابی و کاپشن سفید را دارد، بله را به خانم رایس گفت. کره شمالی دیروز با آمریکا توافق کرد. من قول می دهم که در همین چند ماه آینده همه کشورهایی که با آمریکا مشکل دارند، زیر سایه ترس جنگ ایران و آمریکا، مشکل شان را با آمریکا حل می کنند و یک باره می بینی شوخی شوخی کره شمالی و سوریه و فلسطین و حزب الله و مقتدی صدر با آمریکا کنار آمدند و به ایران حمله کردند.

                              حرف نامربوط نزنیدمغز مصنوعی در استنفورد
                              دانشگاه استنفورد پروژه تولید مغز مصنوعی را آغاز کرد. ظاهرا این دانشگاه تصمیم دارد یک مغز مصنوعی بسازد که می تواند فکر کند. قرار است از بوش و احمدی نژاد برای کشف اشتباهات احتمالی چنین دستگاهی استفاده کنند.

                              آقا! برین ولی تون رو بیارینهولوکاست تاریخدانانالهام و فاطیبازتاب توقیف شد
                              به دنبال وب سایت دائم الفیلتر انتخاب وب سایت بازتاب هم دچار توقیف شد. وزارت مربوطه برای ارشاد بازتاب درش را گل گرفت. من کاری ندارم که بازتاب متعلق به محسن رضایی است یا نزدیک به فلانی است، یا از فلانجا دور است، مهم این است که این وب سایت خبررسانی می کند و منتشر کننده نظرات گروهی از مردم است. طنزهای م.ف بازتاب را هم می خوانیم و بسیار هم حال می کنیم، در این یکی دو روز به نظرم حال م.ف. کمی خوب نبود. به او پیشنهاد می کنم هفته ای یک گزارش هفتگی بنویسد، شش روز هم عکس و زیر نویس بگذارد. طنزهای نوازنده هم دارد جا می افتد، بعضی از کارهایش واقعا خوب است. نکته بامزه این بود که وقتی زده بود به مصباح خوانندگان خیلی دهانش را آسفالت نکردند، اما وقتی برای حجاریان نوشت، اصلاح طلب های عزیز نهایت استقبال را از او کردند. البته اگر من می خواستم برای حجاریان بنویسم اینجوری نگاه نمی کردم، منتهی مشکل ما این است که وقتی کسی مثل ما نگاه نمی کند، خواهر و مادرش را می نوازیم.

                              Comment


                              • کیش، آچمز، مات!مثلث هولیش، آچمز، مات!نگذاریم، نگذارید، نگذارندمیوه گران نمی شودحفاظت از پاسارگاد حق مسلم ماست
                                بالاخره یکی پیدا شد و به یک چیزی اعتراض کرد. کسی هم در این اعتراض کشته نشد و مشکلی هم پیش نیامد. گروهی از دوستداران کشور برای جلوگیری از ساخت سد سیوند که بطور جدی پاسارگاد را تهدید می کند، جلوی مجلس رفتند و تظاهرات کردند. البته خیلی خوب است که ما به فکر حفظ تاریخ مان باشیم، اما برای حفظ جغرافیای کشور هم بد نیست یک کارهایی بکنیم.

                                احمدی نژاد به مجلس می رود؟ایران اول نیست، دوم استهالووین یا والنتاین؟سه فعال دانشجویی محکوم شدند
                                من یواش یواش دارم توانایی درک واژه های فارسی را از دست می دهم. ظاهرا تا همین یک سال قبل فعال سیاسی به کسی گفته می شد که یک فعالیت سیاسی انجام دهد. از طرفی هر روز این خبر را می خوانیم که سه فعال دانشجویی احضار شدند، یا چهار فعال دانشجویی محکوم شدند. البته آدم شکی در احضار شدن یا محکوم شدن این افراد ندارد، ولی من هرچه می کنم نمی فهمم که این فعالیت هایی که این افراد فعال انجام می دهند، کجا انجام می شود؟ دیروز بچه های امیرکبیر رفته بودند به پلی تکنیک و در آنجا نشست برگزار کردند. یکی از آنها اعلام کرد که فضای ترس در دانشگاه وجود دارد. من مطمئنم که فضای دانشگاه همیشه چنین نخواهد ماند و به محض اینکه کسی مانند خاتمی قدرت را در دست بگیرد که آزادی فعالیت های دانشجویی را تضمین کند، قطعا دانشجویان عزیز حتما فعال خواهند شد و خشتک همان خاتمی را به سرش خواهند کشید.

                                Comment

                                Working...
                                X