Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #286
    کوچه تنگ توطئه

    نماینده اصفهان در مجلس: تالارهای عروسی مراکز فساد و فحشاء است.‏

    در راستای اظهارات نماینده محترم اصفهان مبنی بر اینکه تالارهای عروسی مراکز فساد و ‏فحشاء است، این واحد نیرو به دنبال شکایت برخی از خانواده های شهدای گرانقدر اسلام و ‏مدیرکل محترم سازمان آب و فاضلاب منطقه 32 تهران، به مرکز فساد و فحشا در منطقه ‏پونک مراجعه و دو نفر از عناصر مشکوک را به همراه یک نوار از اظهارات ضدانقلابی و ‏فاسد و تفرقه افکنانه و دشمن شاد کن این عناصر مشکوک به اسامی ابوالفضل شهید ثانی ‏مشهدی علیل زاده( معروف به کامی ناناز) و عبدالحسن بی بی شهربانوئی( معروف به ابی ‏شکیرا) دستگیر و در بازجویی به کلیه جرایم خود اعتراف نمودند.‏

    به دنبال این اقدامات ضدانقلابی، ترانه های فاسد و مساله دار خوانده شده توسط اشخاص ‏باصطلاح خواننده، توسط مسوولان مربوطه مورد بررسی قرار گرفت و « نیمه پنهان» ‏عناصر معلوم الحال و مجهول الهویه در این اشعار آشکار شده و برای افشای چهره ضد ‏انقلابی این عناصر، تفسیر دقیق و روشن این اشعار که توسط « گروهی از پژوهشگران» با ‏همکاری تنی چند از شاعران متعهد بررسی شده است، اعلام می شود. به این امید که با تغییر ‏انقلابی این اشعار اهداف انقلاب اسلامی در تالارهای عروسی در نظر گرفته شود. ‏

    ترانه ضد انقلابی مذکور بدین شرح است:‏
    ‏« کوچه تنگه بله، عروس قشنگه بله
    دست به زلفاش نزنین، مرواری بنده بله
    بادا بادا مبارک بادا، ایشا الله مبارک بادا» ‏
    در جای دیگر نیز اظهار شده است: ‏
    ‏« عروسی شاهانه، ایشا الله مبارکش باد
    جشن بزرگانه، ایشا الله مبارکش باد
    گل به گلستانه، ایشا الله مبارکش باد
    بادا بادا مبارک بادا، ایشا الله مبارک بادا» ‏
    و همچنین در پایان آمده است: ‏
    ‏« لعبت مستانه، ایشاالله مبارکش باد
    سرو خرامانه ایشاالله مبارکش باد
    بادا بادا مبارک بادا، ایشاالله مبارک بادا» ‏

    متن بازنویسی حاج منصور از شعر « کوچه تنگه، بله»‏
    متن این اشعار توسط حاج منصور از برادران متخصص به شرح زیر بازنویسی شد:‏

    کوچه محل عملیات تنگ می باشد، اقرار می کنم
    عروس دارای ظواهر فریبنده می باشد، اقرار می کنم‏
    نامحرم به موی عروس دست نزند.( این بخش برای فریب ماموران مربوطه گفته شده است.)‏
    عروس دارای ظواهر فریبنده می باشد، اقرار می کنم‏
    در راستای ادامه این مراسم ضد انقلابی، مبارک می باشد.‏

    مراسم تزویج جریانات ستمشاهی می باشد، مبارک باشد‏
    جشن عناصر مافیای قدرت و ثروت می باشد، مبارک باشد.‏
    ‏ گل های فاسد و مخالف با ارزش های انقلابی به گلستان می باشد، مبارک باشد.‏
    در راستای ادامه این مراسم ضد انقلابی، مبارک باشد.‏

    زوجیه ملعبه شرابخوارگان می باشد، مبارک باشد.‏
    زوجیه طویل القامه می باشد، مبارک باشد.‏
    در راستای ادامه این مراسم ضد انقلابی، مبارک باشد. ‏

    تفسیر جمعی از پژوهشگران از ترانه « کوچه تنگ است بله، عروس قشنگ است بله» و ‏بررسی جرائم اتفاق افتاده در تالار عروسی که توسط شخص موسوم به ابوالفضل شهید ثانی ‏مشهدی علیل زاده( معروف به کامی ناناز) صریحا در اشعار فاسدش اقرار و مورد بررسی « ‏برخی از پژوهشگران» قرار گرفته است:‏

    ‏1) اقرار به توطئه انجام عملیات مفسده آمیز در « کوچه تنگ» به بهانه امر نکاح
    ‏2) اقرار به استفاده ابزاری از ظواهر فریبنده زوجیه برای فریب امت شهیدپرور
    ‏3) اقرار به احتمال برقراری روابط نامشروع « دست زدن به موی نامحرم» به بهانه امر ‏نکاح در ملاء عام که یادآور دست دادن برخی مسوولان سابق بوده است.‏
    ‏4) اصرار بر ارتکاب جرم با تکرار عبارت « مبارک باد» در طول عملیات مذکور.‏
    ‏5) اقرار به ارتباط با جریانات ستمشاهی و برخی کارگزاران در محمل مراسم ازدواج.‏
    ‏6) اقرار به ارتباط با مافیای قدرت و احتمال دخالت سرکردگان عروسی مذکور در افزایش ‏قیمت تیرآهن و مسکن و سیمان تحت پوشش خرید خانه برای باصطلاح عروس و داماد.‏
    ‏7) ایجاد شکاف در صفوف به هم پیوسته امت شهیدپرور با « دادن گل و خرید آن» در ‏راستای سیاست های صرفه جویانه دولت و ریاست محبوب جمهوربطور علنی.‏
    ‏ اقرار به شرب خمر و مراسم لهو و لعب و تولید مشروبات الکلی و تلاش برای وارد کردن ‏آن از طریق برخی عناصر بیگانه و ارتباط با پ کا کا برای ایجاد شکاف در مرز و وارد ‏کردن مشروبات از این طریق و به هم ریختن امنیت نظام
    ‏9) اغوا و فریب برخی عناصر فریب خورده در مراسم، از طریق طرح مسائل انحرافی از ‏جمله « قد بلند بودن زوجه» که با مخالفت برخی از مسوولان نیز مواجه شد.‏
    ‏10) در مجموع ایجاد شکاف در نظام، توهین به مسوولان، تهاجم فرهنگی، همکاری با اراذل ‏و اوباش، مخالفت صریح با ارزش ها و مبانی فکری انقلاب از طریق برگزاری مراسم نکاح ‏و عروسی توسط مجرمین.‏

    با توجه به اشعار خوانده شده توسط کامی ناناز، اشعار شخص موسوم به عبدالحسن بی بی ‏شهربانوئی( معروف به ابی شکیرا) نیز به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفت. وی در اشعار ‏خود که در پشت پرده مراسم باصطلاح عروسی برگزار شده و متن کامل آن در جریان تحقیق ‏و بررسی محل در سی دی منحط( بیست نسخه) به دست آمد، موارد زیر را اظهار داشته ‏است: ‏
    ‏ ‏
    خنچه بیارید، لاله بکارید، خنده برآرید، می ره به حجله، شاه دوماد
    بعله برونه، گل می تکونه، دسته به دسته، دونه به دونه، شادوماد
    کف بزنید و شادی کنید، نیت به دومادی کنید
    چه بلنده، موی بافته اش، چه قشنگه، تازه عروس
    چه قشنگه، شوخ و شنگه، همه رنگه، مثل طاووس
    خوش به حالش شادوماد

    رو جهازش، خنده نازش، سینه بازش، مرمریه
    همه دور، آینده و شمعدون، پرده ایوون، کرکریه
    خنچه بیارید شادان، لاله بکارید خندان
    دوماد کجائیه؟ دستاش حنائیه، عشقش حدائیه، گل پسره
    زلفاش گلابتون، لباش مثال خون
    خوش خلق و مهربون، شادوماد

    در همین راستا، جمعی از پژوهشگران اقدام به بررسی موارد مساله دار در این اشعار نموده ‏و از طریق آن به کشف توطئه عظیم عناصر دشمن از طریق گسترش فساد و فحشا در ‏تالارهای عروسی پی بردند. بزودی در آینده تفسیر و توصیف و موارد جرم شخص موسوم به ‏ابی شکیرا به اطلاع امت شهید پرور می رسد.‏

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #287
      براندازی نرم از طریق بوبولا

      اصولا اگر از سمت راست نگاه کنید، هر کاری که هر کسی می کند، به نوعی براندازی نرم ‏است، مثلا همین جنبش زنان یا دانشجویان یا مثلا مسافرت به ترکیه یا مثلا رمان نویسی یا مثلا ‏نقاشی ساختمان یا دریافت جایزه صلح نوبل یا پوشیدن شلوار تنگ و داشتن برجستگی های بی ‏مورد زنانه، همه اینها براندازی نرم محسوب می شود. اصولا از یک دید هر کاری که انجام شود، ‏براندازی نرم است. از یک نگاه چپ، همه کارهایی که از دید وزارت اطلاعات براندازی نرم ‏است، از دید نیروهای تندرو، سوپاپ های اطمینان رژیم توسط عوامل غیرآشکار آن است. خیلی ‏فرق نمی کند، گاهی اوقات شما در آن واحد هم در حال فعالیت برای تحکیم رژیم هستید، هم در ‏حال براندازی آن. وزیر اطلاعات اعلام کرد که « دشمن در حال تدارک براندازی نرم از طریق ‏انتخابات است.» در همین راستا به برخی جمله سازی های مسوولان با عبارت « براندازی نرم» ‏توجه کنید:‏

      وزیر اطلاعات: جنبش زنان و جنبش دانشجویان در راستای براندازی نرم هستند.‏
      فرمانده نیروی انتظامی: پلیس امنیت اخلاقی علیه براندازی نرم تشکیل شد.‏
      رئیس نهاد رهبری دانشگاه: براندازی نرم جز در دانشگاهها در جای دیگری شکل نمی گیرد.‏
      وزیر اطلاعات: جذب نخبگانی که به غرب سفر می کنند در راستای براندازی نرم است.‏
      روزنامه رسالت: عملکرد شیرین عبادی در راستای براندازی نرم است.‏
      سردار احمدی مقدم: فعالیت در حوزه امنیت اجتماعی نوعی براندازی خاموش است.‏
      وزیر اطلاعات: رسانه هایی مانند روزآنلاین و بی بی سی هماهنگ کننده براندازی نرم اند.‏
      فلاحیان: براندازی نرم توسط پرفسور کوردز من در دهه هفتاد آغاز شد. ‏

      نتیجه گیری اخلاقی: اصولا کارهایی که انسان انجام می دهد براندازی نرم است.‏
      نتیجه گیری سیاسی: اصولا نظام جمهوری اسلامی طوری است که اگر شما هرکاری را نرم نرم ‏انجام بدهید، برمی افتد.‏

      ‏100 روز تا انتخابات مجلس هشتم‏
      امروز 13 آذر است و انتخابات در 24 اسفند، یعنی دقیقا 100 روز دیگر برگزار می شود. با ‏خبرهای اعلام شده توسط منابع اطلاعاتی آمریکا در مورد اینکه ایران در حال ساخت بمب اتم ‏نیست که ظاهرا خود بوش هم انگار تا به حال در جریان این قضایا نبود، وحتی به نظر می رسد ‏که منابع اطلاعاتی جمهوری اسلامی هم تازه واقعیت را فهمیدند، احتمال جنگ کاهش پیدا کرده ‏است و می شود کمی کمتر نگران بود. به همین دلیل به نظر می رسد خط انتخابات کمی پررنگ ‏تر می شود. دولت هم دارد تمام تلاشش را برای برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد می کند.‏
      ‏1) رئیس ستاد انتخابات عوض شد، آگاهان پیش بینی می کنند که احتمالا رئیس جمهور تعداد ‏دیگری از آشنایان نزدیک تر را برای استانداری ها و فرمانداری ها پیدا کند تا آنها را به جای ‏آشنایان دور منصوب کند. ‏
      ‏2) وزیر آموزش و پرورش که مقادیر معتنابهی نارضایتی تولید کرده بود، رفت و تا وزیر جدید ‏موفق شود، نارضایتی های جدید بوجود بیاورد، هر چقدر هم تلاش کند، چند ماهی طول می کشد.‏
      ‏3) دولت سیاست سهمیه بندی دستگیری روزی سه دانشجو و یک زن فعال را اجرا می کند و ‏احتمالا اگر وضع به همین شکل پیش برود، مراسم 16 آذر در اوین و مراسم 8 مارس سال بعد در ‏همین مکان برگزار می شود.‏
      ‏4) ناظران آگاه پیش بینی می کنند که دولت تعدادی از وزرای جدید را بر اساس قرعه کشی ‏عوض کند و وزرای دیگری را منصوب کند و طبیعتا بعد از تغییر این وزرا معلوم می شود همه ‏مشکلات ناشی از وزرای قبلی بوده است، چون معلوم است که وزیری که هنوز نیامده نمی تواند ‏عامل مشکلات قبلی باشد، در نتیجه ما با تعدادی مشکل مواجه می شویم که هیچ کس عامل ایجاد ‏آنها نیست.‏
      می شود پیش بینی کرد که اصولگرایان منتقد دولت، اصولگرایان میانه رو، اصلاح طلبان نرم و ‏سخت و میانه رو و کارگزاران در رقابت انتخاباتی شرکت کنند. بعید است طرفداران احمدی نژاد ‏در انتخابات ظاهر و حاضر باشند، بعید است که اصولگرایان هم روی اسب لنگ رئیس جمهور ‏شرط بندی کنند و بعید است که اصلاح طلبان هم بتوانند با وجود الیگودرزی های مقیم مرکز ‏لشگر شکست خورده را سروسامانی بدهند. اگر اوضاع همین طور پیش برود، برمی گردیم به ‏تاریخ اول خرداد 1376، احتمالا مجلس پنجاه پنجاه میان میانه روهای اصولگرا و میانه روهای ‏اصلاح طلب تقسیم می شود. البته پیش بینی هایی که صورت گرفت با شصت درصد احتمال ‏خطاست. به همین دلیل دقت لازم را دارد. ‏

      دکتر مصاحبه کرد
      به دنبال صدور اطلاعیه ای از سوی وزارت امورخارجه کشورمان برای رعایت حقوق بشر در ‏پرتقال صورت گرفت، وزارت خارجه ایران که با قطعنامه پیشنهادی کانادا در هفته قبل اطلاعیه ‏ای در مورد نقض حقوق بشر در کانادا صادر کرده و ایجاد بحرانهای روانی در میان برخی ‏مهاجرین، بالاخص یکی از وبلاگ نویسان ایرانی- کانادایی را مصداق بارز نقض حقوق بشر در ‏کانادا دانسته و سه روز قبل نیز همین وزارت خارجه، طی اطلاعیه ای از وضعیت نامطلوب ‏مسکن، اشتغال و تغذیه در کانادا ابراز نگرانی کرده بود، بالاخره در آخرین ساعات شب گذشته ‏سفیر کانادا را از کشور اخراج کرد و اعلام کرد که اگر تا قبل از خروج بخواهد عکاسی کند، ‏ممکن است سرش به شیئی سختی اصابت کند. در همین راستا، فعلا اوضاع سیاست خارجی ‏کشور توپ است، به شکلی که به هر طرف شوت بزنی می رود. محمود احمدی نژاد در آخرین ‏اقدام انقلابی خود، در سفری به دوحه شرکت کرد و در اجلاس شورای همکاری خلیج عربی( ‏تاکید از رئیس جمهور است) شرکت کرد. وی پس از جلسه در مصاحبه مطبوعاتی با شرکت ‏مطبوعات خارجی شرکت کرد و به صورت شفاف و بسیار صادقانه به سووالات پاسخ داد. ‏
      خبرنگار اول: شما گفته اید که پرونده هسته ای از نظر شما خاتمه یافته است، این موضوع را چه ‏زمانی فهمیدید؟
      الف نون: نظر شما کاملا درست است، ما از منافع کلیه کشورهای منطقه دفاع می کنیم و کنار آنها ‏هستیم و خواهیم بود.‏
      خبرنگار دوم: گفته شده است که قطعنامه جدیدی در راه است، در این مورد قصد دارید چه ‏برخوردی کنید؟
      الف نون: من گفته ام که سازمان ملل قطعنامه جدیدی صادر نکند، و صادر نخواهد شد، چون از ‏نظر ما رابطه با کشورهای خلیج بسیار مهم است و ما سعی می کنیم این روابط ادامه یابد.‏
      خبرنگار سوم: نظرتان درباره ادعاي امارات مبني بر مالكيت‎ ‎جزاير سه گانه و تاثیر آن بر روابط ‏دو كشور چیست؟
      الف نون: منظورتان را از جزایر سه گانه نمی فهمم، اما روابط ما با برادران امارات بسيار خوب ‏و‎ ‎گسترده است و احتمالا گسترده تر هم می شود.‏
      خبرنگار چهارم: آیا حضور شما در اين اجلاس‎ ‎برای این نبوده كه به سران كشورهاي منطقه در ‏مورد فعاليت*هاي هسته*اي خود اطمينان‎ ‎دهيد؟
      الف نون: ما به دعوت امير قطر در اين اجلاس شرکت فرمودیم و روابط ما با امیر عزیز قطر ‏بسیار خوب و گسترده است و احتمالا گسترده تر هم می شود. ‏
      خبرنگار پنجم: آیا خلیج فارس خلیج عربی است یا خلیج عربی همان خلیج فارس است، در این ‏مورد چه اختلافی میان شما و کشورهای عربی خلیج عربی و فارس وجود دارد؟
      الف نون: ما همکاری های گسترده ای با دوستان و عزیزان در شورای همکاری کشورهای همان ‏جا داریم که آن را گسترده تر هم خواهیم کرد.‏
      خبرنگار ششم: از مصر هستم و نظرتان در مورد توسعه روابط ایران و مصر چیست؟
      الف نون: سلام مرا به حسنین هیکل و کلیه بچه معروف های قاهره برسانید و باید بگویم که روابط ‏ما با کشورهای شورای همکاری و قطر بسیار گسترده است و گسترده تر هم می شود.‏
      خبرنگار هفتم: امیر کویت اعلام کرده است که قصد دارد تا پایگاههای نظامی خود را در اختیار ‏آمریکا قرار دهد و به من گفت با مشت محکم توی دماغ شما بزنم.‏
      الف نون: کاملا درست است، ما و امیر کویت رابطه بسیار درخشانی داریم و در صورت حمله ‏آمریکا ما از کویت دفاع می کنیم، از هدیه امیر کویت هم بسیار ممنونم، چنین هدایایی را به من ‏زیاد می دهند، یک بچه آمریکایی مرا با انگشت نشان نی داد و می گفت: ماموت، ماموت!‏
      خبرنگار هشتم: آيا مشاركت سوريه در اجلاس آناپوليس بر‎ ‎روابط دو كشور تاثير گذاشته است؟ ‏
      الف نون: نه، چیز مهمی نیست، بالاخره بشاره دیگه، جوونه، مساله ای نیست، بهم زنگ زد گفت ‏محمود من خیلی خرم، منو ببخش، منم بهش گفتم مهم نیست، برو نمازتو بخون دیر نشه. که البته ‏ما قصد داریم روابط مان را با منطقه گسترده تر کنیم و به 14 میلیارد برسانیم.‏
      خبرنگار نهم: برخی کشورهای منطقه معتقدند ایران باعث بی ثباتی در منطقه شده است، نظر شما ‏چیست؟
      الف نون: بله، بسیاری از کشورهای منطقه معتقدند ایران محور ثبات در منطقه است و به من گفته ‏اند که از آنها حمایت کنم، من و داداشم و پسرم در خدمت همه هستیم و از منطقه حمایت می کنیم ‏و روابط مان را با منطقه گسترده می کنیم.‏
      خبرنگار دهم: من از لبنان هستم، نقش ایران در لبنان چیست؟
      الف نون: ما با حضور نیروهای خارجی از جمله دولت و ارتش لبنان و اسرائیل و فتح در لبنان ‏مخالفیم و خودمان از عهده اداره کشورمان در لبنان برمی آئیم و اسرائیل باید برود تا ما بتوانیم با ‏کشورهای خلیج فارس رابطه بهتری داشته باشیم و گسترده کنیم. ما آماده گسترده کردن هستیم. ‏

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #288
        در راس امور است


        در پی تحرکات اخیر عناصر دشمن که در قالب حضور این عناصر منحط و اغواگر در سطح ‏جامعه اسلامی میهن مان بخصوص اماکن مشکوک و پایگاههای جاسوسان مانند قهوه خانه ها، ‏کافه ها، باغچه ها، رستوران های بین راهی و سایر اماکن جاسوسی صورت می گرفت، نیروی ‏انتظامی جمهوری اسلامی ایران ساعاتی قبل اطلاعیه زیر را منتشر کرد:‏

        بسم الله القاصم الجبارین و هو المنتقم الدخان

        در راستای تجاوزات دشمن به حریم مقدس نظام جمهوری اسلامی و رفتارهای کوردلانه و ‏دودمندانه برخی از عوامل معلوم الحال در حوزه امنیت اجتماعی که به حول وقوه الهی سرنخ های ‏آن با فعالیت های شبانه روزی سربازان گمنام اسلام کشف شد، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ‏ایران، تصمیم گرفت مبارزه قاطعانه خود را تا قطع فتنه انواع قلیان را از شرق تا غرب میهن ‏اسلامی و از شمال تا جنوب ام القرای اسلام و در سراسر هستی ادامه داده و شیلنگ های وسوسه ‏آلود قلیان را که چون مارهای زخمی در پی ضربه زدن به نظام اسلامی بوده با سنگ اقتدار و ‏قاطعیت کوبیده و دشمنان قلیان کش را در هرجا باشند به سزای اعمال ننگین خود برسانند. اذا این ‏نیرو با نهایت اقتدار، اعلام می نماید که هرگونه استفاده از قلیان، مواد دخانی، ذغال، دود و ‏عناصر مرتبط با آن در حال حرکت، نشسته و استاده و در حال سفر بکلی ممنوع و با مرتکبین با ‏شدت برخورد می گردد. در همین راستا موارد زیر به عنوان دستورالعمل این نیرو اعلام شده و ‏برای کلیه ماموران نیرو در هر مکان و در هر زمان لازم الاجراست:‏

        ‏1) در راستای اینکه استعمال قلیان به هر نحو ممنوع می باشد، کلیه فروشندگان، خریداران، ‏بینندگان، حمل و نقل کنندگان، آتش چرخانان، ذغال فروشان، کبریت فروشان، فروشندگان فندک ‏های مخصوص قلیان، فروشندگان و تولید کنندگان تنباکو، توتون، استفاده کنندگان از آب برای ‏قلیان، فروشندگان پارچ، آفتابه برای استفاده ابزاری و هر نوع وسیله مشکوک دیگر جرم مشهود ‏تلقی شده و ماموران این نیرو با شدت با آن برخورد خواهند کرد.‏

        ‏2) در راستای اینکه استفاده از قلیان از امروز ممنوع می باشد، استفاده از هر نوع شیلنگ با ‏اندازه بین نیم متر تا دو متر و نیم که دارای انعطاف بوده و از آن دود عبور کند، در محدوده ‏شهرها، روستاها، بخش ها، مسافرخانه ها، زیر درخت، روی فرش، بغل حوض، کنار رودخانه، ‏پشت میز، در ملاء عام یا در اماکن خصوصی- به شکلی که با چشم مسلح و غیرمسلح و چشم ‏ماموران مسلح قابل رویت یا قابل حدس زدن باشد- بطور کلی و جزئی ممنوع بوده، در صورت ‏مشاهده هر نوع شیلنگ قابل انعطاف یا هر شیئی مشابه آن، این موارد جمع آوری و منهدم می ‏گردد. لذا تولید، توزیع، خرید و فروش، هدیه دادن، گره زدن، لوله کردن، بریدن و گاز زدن هر ‏نوع شیلنگ نیز در راستای اهداف قلیان ستیزی محسوب شده و با عواملی که از طریق استفاده از ‏شیلنگ و قلیان قصد براندازی نظام را داشته باشند، شدیدا برخورد می شود.‏

        ‏3) با توجه به اینکه کشیدن قلیان یکی از اهداف اصلی جریان نفوذ غرب در کشور می باشد، ‏استفاده از هر نوع وسیله ای که دود در هنگام بلع از آب عبور کند، یا از هر چیزی شبیه آب، ‏مانند آب پرتقال، کوکاکولا، آب هندوانه، آب هویج، آب سنگین، انواع آب معدنی عبور کند، ممنوع ‏بوده و با کسانی که به تولید دستگاه های منحط و مستهجن قلیان و یا گرفتن آب از پرتقال، لیمو، ‏هندوانه، هویج برای مصرف در قلیان اقدام کنند شدیدا برخورد می شود. لذا به کلیه دارندگان قلیان ‏و شیلنگ و آب و ذغال و چوب و درخت و کبریت 24 ساعت فرصت داده می شود که سلاح های ‏مذکور را به مراکز نیروی انتظامی تحویل داده و رسید دریافت نمایند. بعدا کسانی که رسید دارند ‏دستگیر شده و مجازات خواهند شد.‏

        ‏4) با توجه به اینکه کشیدن قلیان برای سلامتی افراد مضر است، اما عملیات استشهادی هیچ ‏ضرری ندارد، استفاده از قلیان در مراکز پذیرایی، سفره خانه ها، سفره فروشی ها، میزفروشان، ‏مسافرخانه ها، رستوران های سنتی، غیر سنتی، باغچه های پذیرایی، پارک ها، اتوبان ها، در ‏حین سفر با هواپیما، در حال عملیات نظامی، در حال وزنه برداری و درسایر موارد ممنوع بوده ‏و با کلیه افراد در هر جایی که حضور داشته باشند بشدت برخورد می شود.‏

        ‏5) در راستای اینکه مصرف قلیان یکی از اهداف دشمن در براندازی نظام می باشد، استفاده از ‏لباس های تنگ، بدن نما، شلوارهای بلند و کوتاه، مانتوهای مساله دار، روسری های رنگی یا ‏شبیه آن، بلوز دکمه دار، بلوز بدون دکمه، کت و شلوار با رنگهای تحریک کننده از جمله رنگ ‏مشکی باز، در هنگام کشیدن قلیان اصرار بر ارتکاب جرم تلقی شده و با پوشندگان این لباس ها ‏شدیدا برخورد خواهد شد.‏

        ‏6) در راستای ممنوعیت قلیان در سراسر میهن بزرگ اسلامی، استعمال، به نمایش گذاشتن، جمل ‏و نقل، دیدن، عکاسی از این ادوات، نوشتن نام آنها، ممنوع است و ماموران در صورت مشاهده ‏این ادوات مربوط به استعمال قلیان مانند سرقلیان، لوله چوبی توخالی، لوله چوبی که بتوان بعدا ‏توی آنرا خالی کرد، شیلنگ، آب، هر چیزی که غلغل کند، تنباکو، تخت حوض، نیمکت، صندلی، ‏سوراخ رفت و آمد دود، بخار، بالش، مخده، متکا، زیر انداز، پتو، میز، لب تاپ و پوشیدن تاپ ‏زیر یا روی لباس، با خاطیان بشدت برخورد می نمایند. ‏

        ‏7) با توجه به اینکه کشیدن قلیان از روز اول دیماه بکلی ممنوع است، نیروی انتظامی از کلیه ‏شهروندان، صاحبان مشاغل، دانشجویان، مدیران دولتی و بخش حصوصی اکیدا می خواهد که ‏کلیه اطلاعات خود را در مورد کسانی که اقدام به تهیه قلیان یا دم کردن چای، آب دادن باغچه، ‏شرکت در کمپین یک میلیون امضا، مخالفت با نهادهای مسوول کشور، رابطه با اراذل و اوباش، ‏نویسندگی در روزنامه های قبلی و فعلی، استفاده از ماهواره یا سی دی یا دی وی دی یا ضبط ‏صوت یا رادیو یا سیم انتقال برق می کنند، با پلیس 110 تماس گرفته و مشخصات کامل مجرمین ‏را به پلیس گزارش کرده و برای اطمینان بیشتر خودشان هم چند روزی به زندان بروند.‏

        نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران( نا جااااا)‏

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #289
          دشمن بجنگ، پیروزی از آن ماست!

          یکی از بزرگترین معجزات خداوند در کشور عزیز ما ایران، این است که معمولا پیروزی های ‏بزرگ ما که یکی از یکی بزرگتر است، به جای اینکه با زحمات خودمان به دست بیاید، معمولا ‏با زحمات دیگران به دست می آید، در عوض هرچه ما تلاش می کنیم، معمولا باعث پیروزی ‏دشمنان اسلام می شود. مثلا سینماگران ایرانی سی سال زحمت می کشند و سینمای ایران را ‏جهانی می کنند، بعدا معلوم می شود که این پیروزی در جهت اهداف دشمنان بوده است. یا مثلا ‏ملت ایران نفت را ملی می کنند، بعدا معلوم می شود آمریکایی ها این کار را کرده اند. اما همیشه ‏هم اینطور نیست، گاهی اوقات دشمنان برای نابودی ما تلاش هایی می کنند و بعد معلوم می شود ‏که ما پیروز شدیم. مثلا آمریکایی ها سی سال قبل به طبس حمله کردند و روسها آن ها را از بین ‏بردند، بعد معلوم شد که در حقیقت ایران در این ماجرا پیروز شد. در همین راستا، با انتشار ‏مدارک و اسناد منتشره از سوی سازمانهای اطلاعاتی غرب، محمود احمدی نژاد، قبل از اینکه ‏بقیه به او اطلاع بدهند که انتشار این مدارک، مخالف منافع ملی ماست، در ایلام اعلام کرد که نه ‏تنها انتشار اسناد منابع اطلاعاتی غرب به نفع ایران است، بلکه آن را « بزرگترین پیروزی ‏سیاسی سده اخیر ملت ایران دانست.» آگاهان پس از بررسی های مختلف در مورد سایر پیروزی ‏هایی که ملت ایران در سده اخیر به دست آورده است، پس از ساعت ها بررسی و پژوهش جمعی ‏از پژوهشگران به این سووال پاسخ دادند که چرا و واقعا چرا « انتشار گزارش منابع اطلاعاتی ‏آمریکا بزرگترین پیروزی سیاسی ایران در سده اخیر است؟» ‏

          اول: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از انقلاب مشروطه بزرگتر است؟ ‏
          ‏- چون در زمان انقلاب مشروطه احمدی نژاد رئیس جمهور نبود.‏
          ‏- چون در زمان انقلاب مشروطه آمریکا وجود نداشت و به همین دلیل ما دشمن نداشتیم و چون ‏دشمن نداشتیم، نمی توانستیم بر دشمن پیروز شویم.‏
          ‏- چون انقلاب مشروطه انقلابی ضد استبدادی بود و از این جور چیزها هر سال اتفاق می افتد و ‏اصلا چیز مهمی نیست. ‏

          دوم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از جنبش ملی شدن نفت بزرگتر است؟ ‏
          ‏- چون جنبش ملی شدن نفت، در سال 1330 صورت گرفت و در آن زمان احمدی نژاد هنوز به ‏دنیا نیامده بود.‏
          ‏- چون ملی شدن نفت یک اتفاقی بود که توسط مردم ایران صورت گرفت و به همین دلیل ممکن ‏است خیلی از افرادی که در این جنبش بودند، منحرف و مساله دار بوده و اهداف درستی نداشتند، ‏در حالی که گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا، توسط جاسوسان آمریکایی تهیه شده و معمولا ‏جاسوسان آمریکایی هر چقدر هم بد باشند، منحرف و مساله دار نیستند.‏
          ‏- چون در جنبش ملی شدن نفت تنها اتفاقی که افتاد این بود که نفت ملی شد، در حالی که در انتشار ‏گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا، اتفاق عظیمی که افتاد این بود که آمریکا اعلام کرد که ایران قبلا ‏تولید سلاح هسته ای را متوقف کرده است، به همین دلیل ممکن است بعدا ما بتوانیم به تولید ‏انرژی هسته ای بپردازیم و اگر به تولید انرژی هسته ای بپردازیم، ممکن است ده سال دیگر ‏انرژی هسته ای داشته باشیم و ممکن هم هست نداشته باشیم، و همین موضوع کافی است که ‏بزرگترین پیروزی سده اخیر بوجود بیاید.‏
          ‏- در جنبش ملی شدن نفت عده ای از عوامل اطلاعاتی آمریکا دخالت داشتند، و این پیروزی ‏بزرگی بود، اما در انتشار گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا، خود عوامل اطلاعاتی آمریکا دخالت ‏داشتند، بنا براین بزرگتر بود.‏

          سوم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از جنبش 15 خرداد 1342 بزرگتر است؟‏
          ‏- چون در سال 1342 احمدی نژاد، شش سال بیشتر نداشت و هنوز رئیس جمهور هم نشده بود، ‏بنا براین جنبش 15 خرداد بزرگترین پیروزی سده اخیر نیست.‏
          ‏- در جنبش 15 خرداد امام خمینی با رژیم شاه مبارزه کرد و پیروز هم شد، اما مساله غنی سازی ‏هنوز صورت نگرفته بود.‏

          چهارم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی هم بزرگتر است؟
          ‏- چون در آن زمان با وجود اینکه احمدی نژاد 20 ساله بود، ولی هنوز جامعه ایران به آن حد از ‏پیروزی نرسیده بود که احمدی نژاد رئیس جمهور شود.‏
          ‏- انقلاب اسلامی ایران مهم ترین حادثه قرن بود که توسط میلیونها نفر به نتیجه رسید، اما گزارش ‏منابع اطلاعاتی آمریکا، بزرگترین پیروزی سده اخیر بود، چون دهها تن از جاسوسان آمریکا ‏دهها ساعت روی آن زحمت کشیدند. و این جاسوسان عزیز با تمام وجود منافع ملی ایران را در ‏نظر داشتند.‏
          ‏- در انقلاب اسلامی ایران، آیت الله خمینی رهبر بزرگ انقلاب بود که بسیار اهمیت دارد، اما در ‏گزارش منابع اطلاعاتی پیروان رهبر بزرگ انقلاب حضور داشتند که معمولا پیروان یک رهبر ‏از خودش مهم ترند، به همین دلیل این پیروزی خیلی خیلی مهم ترین پیروزی بود.‏
          ‏- اصولا پیروزی انقلاب اسلامی به اندازه ده قرن اهمیت دارد، بنابراین آن واقعه را نباید جزو ‏پیروزی های سیاسی سده معاصر حساب کرد.‏
          ‏- در انقلاب اسلامی ایران، رئیس جمهور آمریکا بوش نبود، بلکه جیمی کارتر بود و منابع ‏اطلاعاتی آمریکا هم به نفع ایران فعالیت نمی کردند، به همین دلیل این پیروزی خیلی مهمتر است.‏

          پنجم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از اشغال سفارت آمریکا که انقلابی بزرگتر از ‏انقلاب اول بود، هم بزرگتر است؟‏
          ‏- چون در آن زمان احمدی نژاد نه تنها رئیس جمهور نبود، بلکه با اشغال سفارت آمریکا هم ‏مخالف بود.‏
          ‏- چون اشغال سفارت آمریکا باعث شد که تعدادی از جاسوسان آمریکایی به مدت 444 روز در ‏ایران گرفتار شوند و به همین دلیل برخی از آنها نتوانند به موقع کار آماده سازی گزارش منابع ‏اطلاعاتی آمریکا را انجام دهند، به همین دلیل آن واقعه اگر چه انقلابی بزرگتر از انقلاب اول ‏بود، اما از گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا کمی کوچکتر بود.‏
          ‏- در ماجرای اشغال سفارت آمریکا، تعدادی از عوامل مزدور آمریکا که بعدا اصلاح طلب شدند، ‏تعدادی دیپلمات و جاسوس را گروگان گرفتند، در حقیقت در میان این گروه تعدادی افراد ناخالص ‏بودند که همه آنها جاسوس آمریکا نبودند، اما در گزارش منابع اطلاعاتی همه افراد خالصا و ‏مخلصا لله عوامل اطلاعاتی آمریکا و عمل آنها بزرگترین پیروزی سیاسی قرن بود.‏

          ششم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از انتخاب احمدی نژاد، به عنوان بزرگترین معجزه ‏هزاره سوم هم بزرگتر است؟
          ‏- در حقیقت انتخاب احمدی نژاد بزرگترین معجزه و پیروزی هزاره سوم است، اما انتشار گزارش ‏منابع اطلاعاتی آمریکا، بزرگترین پیروزی سده اخیر( البته تا هفته قبل) است و چون هزاره با ‏سده فرق دارد، بنابراین هر دو پیروزی بسیار اهمیت دارند.‏

          ششم: چرا انتشار اسناد منابع اطلاعاتی آمریکا از هسته ای شدن ایران، که به گفته رئیس جمهور ‏تا هفته قبل از سفر ایلام، مهم تر از ملی شدن نفت و بزرگترین پیروزی ایران در سده اخیر بود ‏هم بزرگتر است؟
          ‏- چون دولت احمدی نژاد هر هفته در حال به دست آوردن پیروزی بزرگی است که یکی از یکی ‏بزرگترین پیروزی قرن محسوب می شود و به همین دلیل باید در هفته های آینده منتظر بود تا ‏خریدن هشت سگ جدید برای محافظت از رئیس جمهور، رنگ زدن در ساختمان ریاست ‏جمهوری، تبدیل ارادان از بخش به شهرستان، خوب شدن دل درد پسر رئیس جمهور، خریدن ‏عینک جدید توسط محافظان رئیس جمهور به عنوان بزرگترین پیروزی سده اخیر اعلام شود.‏

          نتیجه گیری اخلاقی: آدم وقتی احساس کند بزرگترین شخصیت قرن است، طبیعی است که هر ‏چیزی که به او مربوط باشد، بزرگترین موضوع قرن می شود.‏
          نتیجه گیری روانشناختی: آدم وقتی تازه با چیزهای بزرگ برخورد می کند، تا مدتی اندازه های ‏واقعی را از دست می دهد.‏
          نتیجه گیری غیرمنطقی: بزرگترین کارهای ملت ما، توطئه های دشمن است و معمولی ترین ‏کارهای جاسوسان دشمن، بزرگترین پیروزی های ماست. ‏

          جاسوس آمریکایی، اتحدا اتحدوا
          منوچهر متکی ضمن تقدیم اعتراض وزارتخارجه ایران به سفارت سوئیس، حافظ منافع آمریکا، ‏اعلام کرد که « گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا» نشان می دهد که آمریکا برای به دست آوردن ‏این اطلاعات جاسوسی کرده است. در همین راستا، معلوم شد که

          ‏1) در طول سی سال گذشته بارها و بارها افرادی به عنوان جاسوس دشمن، جاسوس نظامی ‏دشمن و جاسوس هسته ای دشمن، دستگیر شده و به جرم شان اعتراف کرده، مدتی هم زندانی شده ‏و بعضی از آنها کشته شده اند، و تعدادی هم آزاد شده اند. کجای این موضوع عجیب است که ‏آمریکا در ایران جاسوسی کرده است؟ ‏
          ‏2) حداقل در یک سال گذشته صدا و سیما و مطبوعات دولتی شش هفت نفر را به عنوان جاسوس ‏آمریکایی معرفی، و حتی در مورد آنها برنامه ساخته اند، هر روز هم تعداد جدیدی از ایرانیانی ‏که در آمریکا زندگی می کنند به عنوان جاسوس آمریکا افشا می شوند، تا به حال وزیر حارجه ‏نمی دانست که این افراد جاسوس دشمن هستند؟
          ‏3) 29 سال قبل، تمام مقامات کشور حمله به سفارت آمریکا، دستگیری اعضای سفارت به عنوان ‏جاسوس، نگه داشتن آنها بیش از یک سال در بازداشت، انتشار اسناد طبقه بندی شده آمریکا به ‏عنوان اسناد جاسوسی را تائید کرده اند و در حال حاضر اگر کسی به این اقدام شک کند، مجرم ‏شناخته می شود، حالا بعد از 29 سال داریم کشف می کنیم که آمریکایی ها در ایران جاسوسی می ‏کنند؟ ‏

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #290
            مثنوی تبرجیه

            سردار رادان: « چکمه بر روي شلوار از لحاظ شرعي نوعي تبرج به شمار مي*رود و بر اين ‏اساس با توجه به اين كه تبرج از مصاديق بد پوششي است، با اين قبيل موارد نيز برخورد خواهد ‏شد، چراكه براي نمونه قرار گرفتن چكمه بر روي شلوار به دليل نشان دادن بخشي از ‏برجستگي*هاي بدن از مصاديق شرع است و تبرج به حساب مي*آيد.» ‏

            تبرج: باب مفاعله از برج است و آن تمایل به برج نمایی در ملاء عام می باشد. مصادیق آن انواع ‏برجستگی در نسوان بوده که بر هر فرد مومن واجب است تا با صاف کردن هر نوع تبرج جلوی ‏تحریک سایر مومنین تحریک پذیر را بگیرند. ‏

            مثنوی تبرجیه اثر یک شاعر گمنام

            هر روز که صبح بر دمیدی
            خورشید ز شرق سر رسیدی
            از گوشه و از کنار هر شهر
            بر هر سر کوی، بر لب نهر‏
            بودند هزار دختر شیک
            با سرمه و با وسمه و ماتیک
            لب ها همه سرخ و موی افشان
            یا یار نشسته جان در جان

            سردار که بود سخت بیکار‏
            قانون بنوشت و داد در کار
            قانون که چو روسری رود پس
            موی تو چو دیده شد، فلان کس!‏
            جرم است و حرام و سخت ناجور
            گم شو، برو توی بند با زور‏
            یا نامه نویس و گه بخور تا
            فعلا که تو را نبردم آن جا
            ورنه بکنم تو را به زندان
            حاصل بشود هم این و هم آن

            مقصود از آنچه هست معلوم
            معلوم ز آنچه هست مقصود
            با پرده سخن بگو که کافی است
            روی تشک همه لحافی است

            قانون جدید را نوشتند
            با آن گل مردمان سرشتند
            شلوار تو چون شود کمی تنگ
            گوید به تو هر کسی که الدنگ
            باید به گشادی اش بکوشی
            یا یک دو سه فص کتک بنوشی
            فص گفتم و فصل بود مقصود
            ‏« لام» اش به ضرورت است مفقود

            گر کفش تو اندکی شد اسپورت
            ماشین پلیس با سه اسکورت
            گویند بریم به پیش قاضی
            یا آنکه بکن مرا تو راضی
            گر چکمه به پا روی تفرج
            گویند نموده ای تبرج ‏
            ای وای ببین تبرجی شد!‏
            انگار که خواهره جی جی شد
            یک چکمه چنین نمود زارت
            مصداق تبرج است کارت‏
            این چکمه تو را تبرجیده است
            آخ! این زنیکه چه ورپریده است
            گر مقصد فاسدی نداری
            بر چکمه نکن تو پافشاری

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #291
              محمود در حمام ارشمیدس

              البته اکثر دانشمندان و اهل فرهنگ و خرد از جمله خود من معتقدم که همانطور که دکتر احمدی ‏نژاد گفته بود که « من با مدیریت علمی کابینه را اداره می کنم»، بدینوسیله برخی از قوانین علمی ‏که اداره کابینه دولت نهم از آن تبعیت می کند، به شرح زیر است:‏

              تئوری انفجاراولیه(‏Big Bang‏)‏
              براساس این اصل کابینه با یک انفجار اولیه تشکیل شده و در اثر این انفجار گازهای بویناکی از ‏آن متصاعد شده و هسته اولیه بسرعت از مرکز دور شده و به شهرستانها و اطراف و تا آمریکای ‏لاتین می رود و با همان جنس و بو، ولی با غلظت کمتر باقی می ماند تا از بین می رود. ‏

              اصل بقای اقبح
              بر اساس یک نظریه زیست شناسی جدید با توجه به عدم ضرورت « بقای اصلح» کابینه براساس ‏‏« بقای اقبح» اداره شده و در اثر مرور زمان هر که اصلح باشد کنار رفته و اقبح جایگزین آن می ‏شود. ‏

              اصل بقای ماده و انرژی
              بر اساس این اصل کابینه تا وقتی انرژی داشته باشد با هر کسی که از جنس ماده باشد، مبارزه می ‏کند و تا وقتی که جنس ماده وجود داشته باشد، دولت برای نابودی آن انرژی دارد.‏

              اصل تبدیل کیفیت به کمیت
              براساس این اصل علمی کابینه بطور مستمر درحال تبدیل کیفیت به کمیت است، در انتها از کابینه ‏فقط مقداری عدد باقی می ماند که روز بروز کمتر می شود، از سوی دیگر از تعداد آحاد کیفی ‏کاسته شده و آحاد کمی بطور الهام یافته ای کمیت های مختلف را در اختیار می گیرند.‏

              قانون ظروف مرتبطه
              براساس این قانون فیزیکی کاهش سطح مدیریت در یک نقطه کابینه عینا به نقاط دیگر آن منتقل ‏می شود و در پایان به علت سوراخ بودن ته ظرف احتمالا به سطح زیر صفر رسیده و بتدریج در ‏سفره های زیرزمینی حل می شود.‏

              تئوری وزن مخصوص و یافتم یافتم
              براساس این قانون علمی که توسط دکتر محمود ارشمیدس کشف شد، هر گاه رئیس جمهوری پس ‏از چند ماه در وان حمام فرو برود، به اندازه وزن مایع هم حجمش از وزن آن کاسته می شود، در ‏این حالت، رئیس جمهور با لباس کاراته از حمام خارج شده و می گوید یافتم یافتم، وی هر بار ‏موفق می شود یک دلیل گرانی ها، مثلا روزنامه نویسان، دولت های قبلی، تورم جهانی، آمریکا و ‏غیره را یافته و اعلام کند.‏

              تئوری سطح شیب دار
              براساس قانون علمی سطح شیب دار، کابینه پس از قرار گرفتن در سطح شیب دار، دائما به ‏سرعتش افزوده شده و چون ترمز ندارد، به سوی مقصد پیش می رود، در هنگام عبور به دلیل ‏قرار گرفتن در پیچ های مختلف، براساس قانون گریز از مرکز دائما کسانی که با مرکز کابینه ‏فاصله بیشتری دارند به بیرون پرت می شوند و کمک راننده، الهام، جای همه آنها را می گیرد.‏

              قانون گریز از مرکز
              قانون گریز از مرکز می گوید که کابینه به دلیل اینکه قدرت حل مشکلات را در مرکز ندارد، ‏دائما درحال گریز از مرکز است.‏
              ‏ ‏
              اصل عدم قطعیت
              براساس قانون علمی « اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ، هیچ چیز قطعی در کابینه وجود ندارد، ‏یک روز وام می دهند، یک روز نمی دهند. یک روز می کشند، بعد می شمرند، یک روز می ‏شمرند و آزاد می کنند. یک روز فقط با اروپایی ها هستیم، یک روز دیگر فقط با چین و روسیه ‏هستیم، یک روز تمام مسلمانان دنیا را هم به عنوان مسلمان قبول نداریم، روز دیگر فقط پشت سر ‏کمونیست های جهان نماز وحدت می خوانیم. یک روز جلوی خرید یک دسته گل را می گیریم، ‏یک ماه بعد یک هواپیما بین تهران و کاراکاس راه می اندازیم که هر روز به اندازه دو هزار دسته ‏گل هزینه دارد. در حقیقت هیچ چیز قطعی وجود ندارد، جز اینکه....‏
              ‏ ‏
              سرعت نور و سرعت صوت
              با توجه به اینکه کابینه با « نور» و « صوت» اداره می شود و همین دو موجود، در آن حضور ‏واقعی دارند و سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است، بتدریج هاله های نور در اثر سرعت ‏زیاد از بین رفته و فقط اصوات باقی می ماند. ‏

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #292
                محو کنیم یا حل کنیم؟

                از هفته آینده احتمالا بخشی از مشکلات ایران و آمریکا کاهش یافته، میزان تورم کنترل شده، ‏قیمت مسکن 20 درصد نازل می شود و به دلیل کاهش سریع قیمت نفت تا سطح 60 دلار احتمالا ‏قیمت کلیه کالاهای وارداتی کم می شود. پیش بینی می شود استعفاها در دولت متوقف گشته و ‏احتمالا به مدت دو هفته از آلودگی هوای تهران، میزان تصادفات، دستگیری زنان و دانشجویان ‏کاسته می شود..... خلاصه کنم، قرار است هفته آینده احمدی نژاد خوشبختانه برای یکی دو هفته ‏به سفر حج برود، برای وی سفری زودهنگام و بازگشتی دیرهنگام آرزو می کنیم.‏

                طرز تهیه نعلین از چکمه
                با توجه به حرمت چکمه برای بانوان به دلیل سیاست های تبرج گرایانه زنان ایرانی و وجود تعداد ‏زیادی چکمه در کشور، روش تبدیل تبرج به تبرک چکمه ها از طریق تبدیل چکمه به نعلین یا ‏دمپایی به شرح زیر پیشنهاد می شود.‏
                اول: بخش بالایی چکمه که اضافه است و باعث تبرج بیشتر می شود، قطع می کنیم. در صورتی ‏که مشکل حل نشد، ساق پای مذکور را به طرق مختلف و شرعی حذف می کنیم. ‏
                دوم: یکی دیگر از عوامل تبرج، بخش زیرین پاشنه چکمه مذکور است، اگر چکمه پاشنه نازک ‏باشد ابتدا آن را کلفت نموده و سپس آن را قطع می نمائیم تا شخص متبرج به حد سایر خواهران و ‏مسوولان ذیربط رسیده و از طول بیش از حد برخوردار نشود.‏
                سوم: با توجه به اینکه نوک چکمه یکی از عناصر تحریک کننده است و معمولا توی چشم ‏برادران تحریک شونده رفته و آنها را مساله دار می کند، نوک آنرا از طرق ممکن قطع نموده و ‏حتی الامکان از آن رفع تبرج می نمائیم.‏
                چهارم: با توجه به اینکه یکی از مهم ترین عوامل تحریک برادران پشت پاشنه پا می باشد و چکمه ‏نقش بسزایی در تبرج پاشنه بانوان داشته و باعث تحریک می گردد، پشت پاشنه مذکور را ابتدا ‏خوابانده و سپس ترتیبش را می دهیم، یا ابتدا ترتیبش را می دهیم تا بعدا خودش بخوابد، و آنگاه ‏برجستگی پاشنه را می بریم.‏
                پنجم: حالا یک نعلین مناسب از چکمه سابق ایجاد شده است. این نعلین را سه بار غسل داده و ‏تبرج آن را از بین برده و آن را متبرک می کنیم، اما چون جلو و پشت آن باز است، برای استعمال ‏خواهران مناسب نیست، به همین دلیل آن را به یکی از برادران می دهیم و یک کفش بدون پاشنه ‏و بدون نوک و حتی الامکان بدون پا، برای خواهر متبرج سابق می خریم و پس از اخذ چکمه و ‏تعهد وی را آزاد می کنیم.‏

                دوربین، برو گمشو!‏
                این چی شده بود یک دفعه؟ به نظرم خاتمی دارد به روزهای 1376 برمی گردد، به مصباح گفت، ‏بیخود می گویند، به شورای نگهبان گفت، غلط می کنند، از موسویان و ناصری دفاع کرد و یک ‏دفعه زد به کانال ام تی بی( ممد تودل برو). البته همزمان هاشمی و روحانی هم دولت را زیر ‏حمله گرفتند. ظاهرا گاف برخوردهای اشتباه احمدی نژاد در قبال گزارش اطلاعاتی آمریکا و ‏اجلاس دوحه از یک طرف و استقبال سرد مردم ایلام از هیات همراه احمدی نژاد، باعث شد که ‏طرف برود زیر ضرب. ولی یکی از مهم ترین برخوردهای صورت گرفته در دانشگاه جلوگیری ‏از ورود دوربین صدا و سیما به محل سخنرانی خاتمی بود. اصولا نبودن دوربین صدا و سیما در ‏مراسم سخنرانی فواید بسیاری دارد که برخی از آنها را مورد اشاره قرار می دهیم.‏
                اول: نبودن دوربین صدا و سیما باعث انعکاس دقیق واقعیت در افکار عمومی شده و از انتشار ‏دروغ جلوگیری می کند.‏
                دوم: صدا و سیما به جای انتشار دروغ یک واقعیت، یک دروغ کامل، مثلا سخنرانی احمدی نژاد ‏را پخش می کند که مردم هم بفهمند که موضوع چیست و بیخودی گیج نشوند.‏
                سوم: در راستای سیاست های صرفه جویی دولت، حذف دوربین و در نتیجه حذف فیلمبردار و ‏وقت مونتاژ و هزینه های دیگر باعث می شود میزان اتلاف هزینه سالانه دولت از 90 میلیارد ‏دلار در سال به میزان هزار دلار در هر سال کاهش پیدا کند.‏
                چهارم: حذف دوربین صدا و سیما از سالن دانشگاه باعث کاهش عوارض روحی و روانی ناشی ‏از دیدن آن، کاهش مصرف داروی آرام بخش پس از دیدن آن و در نتیجه افزایش بهداشت روانی ‏جامعه می گردد.‏

                محو کنیم یا حل کنیم؟
                با توجه به اینکه سیاست قبلی رئیس جمهور مبنی بر محو اسرائیل از روی نقشه کره زمین، از ‏دیروز به سیاست « حل مشکل اسرائیل از موضع جمهوری اسلامی» تعدیل شده است و احمدی ‏نژاد گفته است: « موضع جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل حل شدنی است.» ناظران آگاه ‏پیشنهاد کردند که اول سعی می کنیم کشور مورد نظر را از روی نقشه محو کنیم، بعد اگر دیدیم ‏داریم خودمان محو می شویم، موضوع را حل می کنیم. در صورتی که حل کردن قضیه بسرعت ‏صورت گرفت که هیچ، در غیر این صورت سعی می کنیم چیزهایی را که قبلا گفتیم از حافظه ‏دیگران محو کنیم. اگر آنچه گفتیم از حافظه دیگران محو شد که چه بهتر، در غیر این صورت با ‏اعلام این که نه سفره ای بود و نه نفتی و نه نقشه ای و نه اسرائیلی در کار بود، موضوع را حل ‏می کنیم. ‏

                خودروی اسلامی ایجاد باید گردد
                شوخی شوخی خودروی اسلامی دارد به موضوعی جدی تبدیل می شود. یکی از دست اندرکاران ‏ایرانی تولید خودروی مشترک ایرانی مالزیایی که به عنوان خودروی اسلامی در دستور کار ‏سازمان کنفرانس اسلامی قرار گرفته است، اعلام کرد که این پروژه بزودی به نتیجه می رسد. ‏موارد زیر به خودروی مذکور قابل افزودن است:‏
                اول: در صورتی که خودرو برای ایران طراحی شود، نیاز به دنده عقب و ترمز ندارد، حتی ‏الامکان نیازی به فرمان هم ندارد.‏
                دوم: خودروی مذکور به دو صورت تولید می شود، یا بصورت عادی یا بصورت هوشمند، موارد ‏خودروی هوشمند اسلامی احتمالا پس از مدتی فرار کرده و از مرزهای کشور بیرون می روند.‏
                سوم: خودروی مذکور نیازی به بنزین و گاز ندارد و صلواتی کار می کند. ‏
                چهارم: خودروی مذکور دارای محل ویژه تعبیه بمب بوده و ساعت آن نیز بطور خودکار قابل ‏استفاده برای انفجار است، فقط باید ساعت را تنظیم کرد و پس از پارک از آن خارج شد. در ‏موارد انفجار، خودرو بصورتی تنظیم شده است که خود بخود همه آثار انگشت پس از تنظیم ‏ساعت از بین می رود.‏
                پنجم: برف پاک کن خودروی مذکور به دو حالت مختلف برای کشورهای شیعه نشین و اهل سنت ‏قابل تنظیم است، برف پاک کن ویژه کشورهای شیعه نشین در ماه محرم قابلیت سینه زنی همراه ‏با پخش نوحه به شعاع یک کیلومتر دارد.‏
                ششم: زنجیر چرخ ویژه کشورهای شیعه بطوری طراحی شده که قابلیت استفاده دوگانه برای چرخ ‏اتومبیل و زنجیر زنی را دارد. ‏
                صندلی های اتومبیل برای افراد خانواده طراحی شده و در صورت اصابت باسن افراد نامحرم به ‏صندلی آژیر آن بصدا در می آید و تا زمان سررسیدن قاضی دادگاه ساکت نمی شود. ‏
                با توجه به اینکه خودروی مذکور در حال طراحی و توسعه می باشد، در آینده موارد جدیدی به آن ‏اضافه می شود.‏

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #293
                  خودشیفته ارادانی و گل شیفته فراهانی

                  کریسمس فرا رسید و گذشت و سال جدید میلادی تا چند روز دیگر از راه می رسد. در همین ‏راستا محمود احمدی نژاد در پیامی به مناسبت آغاز سال جدید میلادی اعلام کرد: « امیدوارم سال ‏‏2008 میلادی سال تعمیق اخلاق در جوامع بشری باشد.» وی برای توضیح دقیق تر اخلاق در ‏جوامع بشری که حتما باید در سال 2008 تعمیق یابد، به مواردی که از نظر اخلاقی بسیار ‏ضروری است، اشاره کرد. وی از مردم جهان خواست که اگر می خواهند در سال 2008 میلادی ‏از نظر اخلاقی تعمیق پیدا کنند، کارهای وی را یاد بگیرند و همانها را تکرار کنند.‏
                  اول: دروغ نگوئید، مثل من.‏
                  دوم: به وعده های خود عمل کنید، مثل من.‏
                  سوم: فقط خدا را بپرستید و از ولی فقیه اطاعت کنید، مثل من.‏
                  چهارم: به پدرت احترام کن، هر چند تا می خواهد باشد، مثل من.‏
                  پنجم: قتل مکن و باعث کشته شدن کسی نشو، مثل من و نیروی انتظامی من.‏
                  ششم: زنا نکن و جلوی افزایش زنا و بدحجاب و شلوارلی و چکمه و قلیان را بگیر، مثل من.‏
                  هفتم: دزدی نکن و جلوی دزدی را بگیر، 180 میلیارد مهم نیست، مثل من.‏
                  هشتم: از نام خدا سوء استفاده مکن، مثل من.‏
                  نهم: چشم طمع به کشور همسایه ات و فلسطین و عراق و لبنان ندوز، مثل من.‏
                  دهم: به دیگران اتهام نزن، فقط بگو دزدند، جاسوس اند، عامل بیگانه اند و خائن اند، مثل من.‏


                  چهار وعده اصلاح طلبان
                  یلدای چلچراغ را خواندم و عکس هایش را دیدم. عکس فاطمه معتمد آریا و ابطحی کنار هم یعنی ‏سی درصد از آرای کشور، به نظر من که خاتمی و بچه های اصلاح طلب با همین همتی که می ‏کنند اگر پیش بروند، انتخابات مجلس هشتم را ترکیبی از اصلاح طلبان، اصولگرایان میانه رو، ‏کارگزاران، اعتماد ملی و نیروهای مستقل خواهد گرفت. به نظر من مجلس هشتم از نظر تاریخی ‏مهم ترین مجلس بیست سال اخیر است، این مجلس شاهد تمام شدن دولت احمدی نژاد و بوش ‏خواهد بود و باید مدیریت سیاسی عبور ایران از بحران بزرگ خاورمیانه در پنج سال آینده را ‏انجام دهد. من آرزو می کنم یک فراکسیون قدرتمند از اصولگرایانی مانند لاریجانی، افروغ، ‏خوش چهره، نادران، توکلی، محسن رضایی در کنار وکلای حزب کارگزاران و اعتماد ملی و ‏حداقل 80 تا 120 کرسی اصلاح طلبان به مجلس آینده بروند. هر چه مجلس هشتم به ترکیب بندی ‏سیاسی واقعی کشور نزدیک باشد، پایدارتر و قدرتمند تر خواهد بود. البته این حرف های بسیار ‏جالب و ارزشمند من باعث نمی شود که فکر کنید که متوجه گفته یدالله اسلامی مبنی بر اینکه « ‏بزرگان دو جناح برای سلامت انتخابات تلاش کنند.» نشدم، حرف ایشان بسیار حرف درست و ‏جالبی است. منتهی می ترسم بزرگان آن جناح به جای اینکه برای سلامت انتخابات تلاش کنند، ‏باعث بیماری بیشتر انتخاباتی بشوند. در همین راستا، صادق زیباکلام نیز گفت: « اصولگرایان ‏تکنوکرات از احمدی نژاد جدا می شوند.» آگاهان ضمن تائید کلام زیبا و صادقانه این زیبا کلام ‏پیش بینی کردند که احتمالا تا انتخابات ممکن است علی هم با حوض اش نماند و فقط فاطی بخاطر ‏بی چادری توی خانه بند بشود. حالا که بحث بر سر انتخابات شد، این نکته نیز مهم است که طرح ‏استیضاح وزیر کشوربه هیات رئیسه مجلس تقدیم شد. اگر مجلس هفتم بتواند استیضاح را تا تغییر ‏وزیر کشور پیش ببرد، تقریبا می شود یقین کرد که نمایندگان مجلس خودشان را از بدنامی مطلق ‏به خوشنامی نسبی رسانده اند. ‏

                  چهار وعده برای پاتریک
                  ما یک رفیقی داریم به اسم پاتریک که مهم ترین مشکلش این است که چرا اصلاح طلبان در طول ‏تاریخ هیچ وقت برنامه انتخاباتی نداشته اند و به همین دلیل هم قصد دارد نه تنها انتخابات ایران، ‏بلکه انتخابات آینده آمریکا را هم تحریم کند. البته وقتی خواسته های خودش را می گوید، من به ‏این نتیجه می رسم که بهتر است من هم در انتخابات شرکت نکنم، مثلا پاتریک جان معتقد است ‏دولت آینده باید خلیج فارس را آسفالت کند، ایران را در همسایگی سوئیس ثبت کند، کورش و ‏داریوش هم برگردند سرکارشان. در همین راستا، رمضان زاده سخنگوی سابق دولت سابق چهار ‏وعده اصلاح طلبان را برای مجلس بعدی اعلام کرد. همین رمضان زاده گفت: « جلوی روند رو ‏به ازدیاد تخریب اقتصاد ملی را خواهیم گرفت، امنیت و اعتماد را به مردم باز می گردانیم، ‏فشارهای اجتماعی را کاهش می دهیم و روابط خارجی را قطعا بهبود می بخشیم.» به عبارت ‏دیگر مجلس آینده همین چهار کار را اگر انجام دهد، واقعا به اندازه بیست سال جلو می رویم و می ‏رسیم به وضعی که سه سال قبل داشتیم.‏

                  سلامت کامل عقل
                  البته من حدس می زنم که فیدل کاسترو دچار بحران روحی و عقلی شده باشد، چون هفته قبل ‏چیزی را اعلام کرد که با معتقدات قبلی اش سازگار نبود. او گفت که قصد دارد حکومت را رها ‏کند و انتخابات برگزار کند. بعید است آدمی مثل فیدل کاسترو، در شرایط سالم عقلانی چنین حرفی ‏زده باشد. آگاهان گفته اند که مشکل در اینجا نیست، چرا که رائول کاسترو، برادر فیدل گفته است: ‏‏« برادرم در سلامت کامل عقل بسر می برد.» مشکل این است که این سلامت کامل عقل قبلا ‏وجود نداشت، مگر اینکه در اثر بیماری دچار این ضایعه شده باشد.‏

                  خودشیفته ارادانی و گل شیفته فراهانی
                  فارسی البته که شکر است، حتی بیشتر. گاهی اوقات چنان زبان شیرینی است که با وجود این که ‏متوجه نمی شوید منظور طرف چه بوده، کلی هم لذت می برید، مثلا در مورد حافظ، چقدر آدمها ‏از شعر حافظ لذت می برند، در حالی که منظوری که از حافظ دریافته اند، درست مخالف چیزی ‏است که حافظ گفته است. یا مثلا همین هاشمی رفسنجانی واقعا خیلی حرف های مهمی می گوید که ‏اصلا منظورش چیزی نیست که ما می فهمیم، مثلا هاشمی سالها در نماز جمعه اش سخنانی در ‏مورد اقتصاد می گفت که همه فکر می کردند منظورش سوسیالیسم است، در حالی که منظورش ‏دقیقا لیبرالیسم بود و جالب اینکه خیلی ها وقتی طرفدار سوسیالیسم بودند، از گفته های هاشمی ‏خوششان می آمد، بعدا وقتی طرفدار لیبرالیسم شدند، فهمیدند منظورش لیبرالیسم اقتصادی بود، بعد ‏متوجه شدند بدون اینکه متوجه شده باشند، در تمام این سالها خودشان هم طرفدار لیبرالیسم ‏اقتصادی بودند، در حالی که فکر می کردند طرفدار سوسیالیسم هستند. ممکن است فکر کنید من ‏دارم پرت و پلا می گویم، مساله ای نیست، بعدا متوجه می شوید که منظورم همان چیزی است که ‏مورد نظر شماست. این به همان دلیل شکر و زبان و این جور چیزهاست. مثلا هاشمی دیروز ‏همراه با حسین موسویان، سیاستمدار نخبه و خائن بالفطره در برنامه مربوط به بیماران خاص ‏شرکت کرد و گفت: « مردم برای رسیدگی به وضع بیماران خاص وارد صحنه شوند.» آگاهان ‏زبان فارسی و پزشکان بیماران خاص و سیاستمدارانی که در حوزه ادبیات پزشکی تخصص ‏دارند، در مورد بیماران خاص که باید مردم برای رسیدگی به وضع آنها وارد صحنه شوند، ‏توضیحاتی دادند که این توضیحات را لازم است بدانید.‏
                  اول: سندرم خود شیفته ارادانی: البته بین خودشیفته ارادانی و گل شیفته فراهانی تفاوت زیادی ‏است، دومی بازیگر است و با وجود اینکه ظواهر و بواطنش امکانات زیادی برای خودشیفته بودن ‏دارد، اما خودشیفته نیست و گل شیفته است. « سندروم خود شیفتگی» یک بیماری سیاسی خاص ‏است که به دلایل مختلف اتفاق می افتد، از جمله اینکه بیمار در 50 سال یک بار به سفر خارج ‏رفته، بعد در یک سال 50 بار به خارج می رود. یا بیمار در 50 سال زندگی اش ده بار مورد ‏عکاسی قرار گرفته است، بعدا در ده روز زندگی اش 50 بار مورد عکاسی قرار می گیرد.‏
                  دوم: سندرم آلزایمر سازندگی: بیمار در این حالت دچار فراموشی نسبت به گذشته می شود، در ‏حالی که دیگران هنوز دچار فراموشی نشده اند، در نتیجه گفته هایش مورد توجه قرار نمی گیرد. ‏
                  سوم: سندرم پارکینسون الیگودرزی: بیمار دچار تکانه های شدید در شرایط آرام و خواب سنگین ‏در شرایط بحرانی است، در این حالت بدون دلیل درگیر می شود و بدون دلیل آرام می شود. ‏

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #294
                    محمدرضا گلزار یا روح الله علفزار؟

                    در راستای اینکه محمد رضا گلزار ممنوع التصویر شده است، دلایل این اتفاق نه چندان غیرطبیعی به عرض حضار می رسد.

                    اسمش محمدرضا است، اگر ' روح الله' بود ممنوع التصویر نمی شد.

                    نام خانوادگی اش ' گلزار' است، اگر نام خانوادگی اش ' علفزار' بود ممنوع التصویر نمی شد.

                    شغلش بازیگری است و زنده است، اگر بازیگر بود و مثل مرحوم شکیبایی مرده بود نه تنها ممنوع التصویر نمی شد، بلکه رئیس جمهور هم برایش پیام می داد.

                    شغل دیگرش خوانندگی برای گروه آریان بوده، در حالی که اگر شغلش رانندگی برای گروه آبادگران بود، الآن وزیر هم شده بود.

                    خوش قیافه است و طبیعی است که ممنوع التصویر بشود، اگر بی ریخت بود الآن هم رئیس جمهور بود و هم واجب التصویر.

                    آدم محبوبی است و تعداد زیادی دوستش دارند، همین بزرگترین جرم است، اگر مثل ' فلاحیان' بدنام بود، الآن نماینده مجلس بود و
                    همه جا تصویرش پخش می شد.

                    خوش صداست و همین خودش جرم است، اگر بدصدا بود الآن مثل جنتی امام جمعه تهران شده بود و هفته ای یک ساعت ناله هایش را مردم می شنیدند و تصویرش را می دیدند.



                    چون با پلیس امارات درگیر شده است، ممنوع التصویرش کرده اند، در حالی که اگر مثل ' بیژن نوباوه' با پلیس آمریکا درگیر شده بود، الآن نماینده تهران در مجلس بود.



                    گفته شده است که درخواست دستمزد بالایی کرده است، وی متهم است که قصد داشته بیست میلیون تومان دستمزد بگیرد، در حالی که اگر درخواست دستمزد بالایی نکرده بود و مجانی کار می کرد، الآن مثل رئیس جمهور سالی 100 میلیارد تومان تنخواه گردان دستش بود و به جای اینکه به دبی برود، سالی یک بار به نیویورک می رفت.



                    در فیلم ' آتش بس' و ' بوتیک' بازی کرده است و به همین دلیل ممنوع التصویر شده است، در حالی که اگر در فیلم ' ما می جنگیم' و ' قبرستان' بازی کرده بود، الآن جایزه بهترین بازیگر سال را هم گرفته بود.



                    او متهم است که در یکی از فیلمهایش عاشق یک دختر دانشجو شده است، در حالی که اگر به جای اینکه عاشق او بشود، به او تجاوز می کرد، الآن هم معاون دانشگاه بود و هم احتمالا مدیرکل وزارت کشور شده بود و هم ممنوع التصویر نشده بود.



                    نامبرده متهم است که در فیلم ' بالای شهر و پائین شهر' بازی کرده است، در حالی که اگر فقط در فیلم ' پائین شهر' بازی کرده بود، الآن وزیر ارشاد بود و به جای اینکه ممنوع التصویر بشود، ممنوع التصویر می کرد.



                    نتیجه گیری اخلاقی: آدم که خوش تیپ باشد، یا ممنوع التصویر می شود، یا تصویرش را می گیرند و مثل باطبی چاپ می کنند و می رود زندان

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #295
                      رنجان، شیراز یا یزد ؟


                      این رفیق شیرازی ما هم آدم بامزه ای است. مدتها بود داشتم فکر می کردم بنشینیم با هم یک ‏شکم حسابی بحث انتخابات کنیم و قشنگ تمام نامزدها را بگذاریم وسط حمام و حسابی بشوریم ‏شان و پهن شان کنیم تا روز انتخابات خشک بشوند، ببینیم بالاخره کدام شان را می شود سه ‏چهار سالی جای لنگ پیچید به کمر که مجبور نباشیم بعد از این مدت یک دست جلو یک دست ‏عقب( منظور بدی اصولا ندارم) برویم جایی که عرب ها برای احمدی نژاد نی انداختند. ‏
                      تازه می خواستم ببینم اگر این شیرازی ها عدالت و برابری سرشان می شود و اول پیاله ‏بدمستی نمی کنند، برویم بحث کنیم. البته می رویم برای مباحثه با یزدی ها. حالا که ‏محمودمان رفته یزد، مدارس را هم تعطیل کردند و قراول و یساول آوردند و بردند که معلوم ‏بشود ملت یزد که ماشاء الله همه شان هم چقدر جوان هستند، انگار در تمام این شهر به این ‏بزرگی از آن پنج هزار نفری که در عکس هفت هزار نفر به نظر می رسند، ده نفر هم سن ‏شان بالای بیست سال نیست، لامصب برنداشتند، معلم های مدرسه را هم بیاورند که فردا پس ‏فردا در صحنه های بین المللی نگویند مردم ایران همه شان زیر 17 سال هستند.‏

                      آن وقت می خواهیم ما چه بگوئیم؟ من فکر می کردم در شیراز اینطوری نباشد و آقای خاتمی ‏که برای دیدار از شیراز برود، اولا که مدارس تعطیل نیست و هر کسی هم از مدرسه بیرون ‏برود، همچی می زنند توی سرش که باد کند، ثانیا سربازها هم باید بمانند پادگان کلاغ پر ‏بروند، خانم ها هم بهتر است از خانه نروند بیرون که لای دست و پا نمانند، اصلا چه لزومی ‏دارد وسط مسافرت آقای خاتمی کسی برود خیابان؟ و اصلا چه لزومی دارد آقای خاتمی برود ‏شیراز؟ حالا مگر یک مملکت چند تا رئیس جمهور محبوب لازم دارد؟ حالا اگر خاتمی نرود ‏به شیراز توی شکمش درخت سبز می شود؟ اگر نرود شیراز و عکس برندارند و نشان کس و ‏کار احمدی نژاد ندهند، نمی شود؟ حسودجان! ‏


                      بیچاره ها یک سال بود هر وقت این محمود می رفت زنجان و قزوین و یزد و مازندران و هر ‏جای دیگر، خیابان از زور جمعیت مثل سرکچل که تازه چهار تا و نصفی شوید، هشت تاش ‏محافظ، این چه کاری است! فامیل و کس و کار محمود جان در ارادان چشم شان به هفت تا ‏شبکه تلویزیون خشک شد که یک نمای باز بگیرند و هزار تا آدم بال بال بزنند برای رئیس ‏جمهور که سرش را از وسط ماشین مثل بسته پفک بیرون آورده، هفت کچلان به دنبالش. در ‏راستای همین حرف ها که هرچه می زنی تمامی ندارد، اصلا من خیلی فکر کردم، چه لزومی ‏دارد که آقای خاتمی برود شیراز؟ ‏


                      اگر قرار است مردم دنیا بدانند احمدی نژاد محبوب است، که همه مردم دنیا می دانند، اگر ‏ندانند هم همین که خبرش را می شنوند که رئیس جمهور محبوب ساعت یک نصف شب برای ‏ملاقات با دختران دانشجویان رفته است، خودشان می فهمند که اینقدر محبوب است که ساعت ‏یک نصف شب می رود بازدید دانشجویی، وگرنه اگر محبوب نبود که مثل خاتمی لنگ ظهر ‏می رفت دانشگاه. یا می رفت به خوابگاه پسران که خدمتتان عرض می کردم چطوری بیرون ‏می آمد. این از خارجی ها، داخلی ها هم که هر کدام دو تا لقد هم از نیروی انتظامی یا ‏حراست دانشکده یا بسیج دانشجویی خورده باشند، محبوبیت رئیس جمهور مثل داغ لعنت ‏آنجای اش چسبیده است. ‏


                      یعنی واقعا مردم یزد، حتما باید توی تلویزیون خودشان را ببینند تا قبول کنند که وقتی رئیس ‏جمهور رفته بود یزد، صد هزار نفر آدم از همه مدارس و پادگانها به استقبال آمده بودند؟ یعنی ‏این همه مردم عزیز یزد، خودشان رفته اند وسط خیابان، خودشان نمی فهمند؟ معلوم است که ‏می فهمند. گیریم که عده ای از آنها هم اصلا روح شان خبردارنشده باشد و هرچی هم به آنها ‏بگویند احمدی نژاد آمده بود یزد، سوزن می انداختی زمین، جوالدوز می رفت به ماتحت مردم ‏و مافوق مسوولان، باور نکنند. چشم شان کور، دنده شان نرم، باور نکنند، فیلم شان را دیدند ‏باور می کنند. ‏


                      اصولا فیلم برای همین است که آدم باور کند، مثلا آدم صد بار که هی فیلم خودش را نگاه کند، ‏بالاخره یواش یواش دور کله خودش هاله نور می بیند، سی بار که تکرار شد، قبول می کند، ‏دو تا دور و بری هم که خندیدند و زدی توی دهن گاله شان، آنها هم باور می کنند، آن وقتی ‏مردم ایمان می آورند. الکی که نیست که وقتی طرف، که الهی قد 150 سانتی اش سر چشم ‏چاوز دربیاید پاش می خورد به زمین یزد، باسن آسمان سولاخ می شود و زرتی دانش آموز ‏می ریزد پائین. بعد هم یکی پیدا می شود مثل این سید شکلاتی بود، قهوه ای بود، نوک مدادی ‏بود، چه رنگی بود، هر رنگی بود، نمی تواند این معجزه را ببیند، فکر می کند همیشه همین ‏خبر است می رود شیراز. ‏

                      حالا فرض کنید این سید خاتمی رفته بود شیراز و هیچ کس استقبالش نمی آمد، یا همانطور که ‏حسین شریعتمداری گفته بود، مثل بی نظیر بوتو با یک نارنجک به استقبالش می آمدند و بوم. ‏آن وقت مسوولیت امنیت استان فارس با کی بود؟ با استاندار. همین است که استاندار فارس ‏اعلام کرد که آقای خاتمی حق ندارد بیاید به شیراز و بهتر است برود یک جای دیگر، و حالا ‏اصلا خاتمی برای چی می خواهد برود استان فارس؟ اگر می خواهد تبلیغات ریاست جمهوری ‏بکند، حالا کو تا تبلیغات ریاست جمهوری؟! حتما می خواهید بپرسید احمدی نژاد هم نامزد ‏ریاست جمهوری است. ‏

                      چه دخلی دارد؟ چه ربطی دارد؟ احمدی نژاد اگر رفته، برای این رفته که از سد و جاده و ‏حمام و پروژه های عمرانی که قرار است در چهار سال سومش بسازد بازدید کند، حالا وسط ‏راه از وسط خیابان امیرچخماق رد شده، چه ربطی دارد به شاه چراغ. اصلا آقای خاتمی ‏تبلیغات نکند برای خودش هم بهتر است.. درست است گفته اند خوشا شیراز و وضع بی مثالش، ‏ولی این را برای خاتمی نگفته اند. اگر این سید معجزه داشت بعد از هشت سال ملت به جای ‏شکلات لااقل یک هاله نور دور سرش می دید. ‏

                      تکمله ‏

                      حالا از عبا شکلاتی می گذریم و می رویم سراغ شیخ. کروبی را که همان کسی است که ‏گفته با خودسر ها برخورد می کنم، و الحق سخن درستی گفته و الحق به قد و قامتش هم می ‏آید. یک مرتبه رگ لریش میزند بالا و کاری می کند که نه آن لوس بازی رییس دانشگاه ‏زنجان معنا داشته باشد و نه خودسرهای دیگر که خودشان را برای هم لوس کرده اند.‏

                      یکی به آقایان بگوید مگر نه که هر روز در روزنامه ها جوری وانمود می کنید که انگار از ‏داشتن رقیبی مانند کروبی خوشحال هم میشوید، پس چرا برای ظاهر هم شده نگذاشتید به ‏دانشگاه زنجان برود. نکند به نظرتان رسید اگر رفت و یک مرتبه دست کرد در عبا و یک ‏نسخه فیلم ماجرای معاون دانشگاه با دخترک بیچاره را در آورد چه خاکی به سر کنیم.‏

                      یکی به آقایان بگوید چرا کروبی و خاتمی و دیگران را این قدر ساده فرض کرده ایم پیچیده ها. ‏یعنی آن ها نمیدانند که محبت امروزی تان به کروبی موقتی است و تا وقتی است که خاتمی در ‏صحنه هست . یعنی بچه ها نمیدانند که فایل های صوتی و تصویری هم کروبی و هم میرحسین ‏را آماده کرده اید. یعنی نمیدانند که حتی از پسرخاله هایشان هم با کمک سربازان امام زمان ‏عکس زن بی حجاب دارید تا به محض قطعی شدن در آورید. در آن زمان البته دیگر لازم ‏نیست امیرمحبیان یک مقاله برای رسالت بنویسد یکی برای اعتمادملی. بلکه همان مقاله ‏رسالتش هم قطع می شود و همه سرمقاله های رسالت را هم کاظم انبارلوئی خواهد نوشت علیه ‏کروبی.‏

                      بالاخره این که همان طور که رییس شورای تامین زنجان گفته چون کروبی در زنجان و ‏خاتمی در شیراز ممکن بود که سفرشان شائبه انتخاباتی داشته باشد به صلاح نبود.‏
                      پس حالا می فهمیم که نگرانی هاشمی به جاست. چون افرادی که به این وضوح حرف های ‏پشت پرده را افشا می کنند پس فردا هم ممکن است مانند آقای رحیمی معاون فعلی حقوقی ‏رییس جمهور ��" که فعلا مدرک تقلبیش موضوع ملی نیست - که آرای کردستان را دوبرابر ‏کرد و همه را به اسم ناطق نوری و بعد هم پرسیدند چرا گفت مگر قرار نبود آقای ناطق رییس ‏جمهور شود. حالا استانداران منصوب برادر محصولی هم ممکن است برای هر استان و شهر ‏دو برابر جمعیتش رای به نام معجزه هزاره سوم بخوانند و بعد هم بگویند مگر آقا نفرمودند ‏بهتر از این رییس نمیشه. ‏

                      و این احمق ها نمی فهمند که اگر رقیب کشتی گیر پیوزی را بشکند و یا روی تشک کشتی راه ‏ندهند و جلویش را بگیرند مسابقه کشتی انجام نمی شود. تماشا به سالن نمی آید. و آن وقت علی ‏می ماند و حوضش. ‏

                      Comment

                      Working...