Announcement
Collapse
No announcement yet.
Political Articles
Collapse
X
-
آتشی که این بار خاموش نمی شود
کوروش گلنام
چهارشنبه4خرداد 1385 ـ 25 می 2006
سراسرایران ملتهب است و فریاد بلند آزادی خواهی و نفی رژیم سرکوبگر، فریبکار و آزادی کش اسلامی، همه جای ایران بزرگ را فراگرفته است. دیروز دلیران سیستان و بلوچستان، امروز دلیران تبریز و ارومیه و دانشجویان ازجان گذشته دانشگاه های تهران و فردای نزدیک همه ایران و مردمان زخم خورده و بیزار از علی خامنه ای و رژیم پوشالی و بی پایه او که تا به امروز با زور و قلدری، دروغ، تجاوز، خشونت، خیانت وجنایت به زندگی ننگین و پر ازفساد وآلودگی خود، ادامه داده است. این بار گویا اراده مردم و خیزش آنها می خواهد سخن آخر را گفته و بنیان این رژیم پوشالی را از جا بر کند. همه ارکان رژیم به لرزه مرگ در آمده است و آشفته حالی رهبر معظم و رفقای مافیاییش دیدنی است.
خیزش و قیام کنونی مردم ایران این بار می رود که جدی تر ازآن باشد که رژیم اسلامی حتا می توانست خیالش را داشته باشد. کاریکاتور جنجالی که هم میهنان ترک زبان مارا برآشفته کرد، تنها بهانه ای بسیار مناسب در اختیار آنها نهاد که خشم و خروش سالیان خود از ستم گری های حکومتیان و فساد وفروپاشی ارکان زندگی اجتماعی که ایران را به آستانه ویرانی کشیده است، به نمایش بگذارند. مردم ایران دیگر از گنده گویی ها، عربده کشی ها، دشمن تراشی ها، جاه طلبی ها، خود خواهی ها و نادانی ها و بی کفایتی های رهبرو رفقایش با انتصاب نابخردانه رئیس جمهوری ای روانی و نادان تر ازخودآنها، به نهایت خستگی وبیزاری رسیده اند. رفتار و منش رهبر و رفقا و باندها و گروه های مافیایی وابسته به آنها، یکبار دیگر مردم ایران را در برابر خطر بروز جنگی به مراتب ویرانگر تر که می تواندبه نابودی یکپارچگی سرزمین ما انجامیده و بیگانگان را بر سرنوشت ما حاکم گرداند، قرار داده است.
خیزش و قیام کنونی مردم ایران نشان می دهد که مردم ایران هشیار تر و تیزبین تر از آن هستند که علی خامنه ای ، اکبر رفسنجانی و .. می پندارند. مردم می خواهند با به زیر کشیدن و خرد کردن تخت سلطنت مطلقه رهبر خود خوانده و بی کفایت اما پر مدعا، به هر شکل که ممکن باشد، پیش از اینکه رویداد فاجعه بار یورش نظامی و یا سازش پشت پرده و تسلیم "لیبیایی" رژیم، انجام پذیرد(که هیچ یک سودی به حال مردم ایران ندارد)، خود کار را یکسره کرده و با به زبر کشیدن رهبر و حکومت زورگو و ستمگرش، هم خود و هم سرزمین خود را از خطر نابودی رها سازند. گفتنی است که نشانه ها و پیام های خفت بار برای مذاکره مستقیم با همآن شیطان بزرگی که مقام معظم رهبری! هر گونه خواست مذاکره با او را "بی غیرتی" خوانده بود، دیگر آشکار و از پرده بیرون افتاده است و میزان چند چهرگی، فریب کاری، ترس، ازهم پاشیدگی دستگاه پوشالی "ولایت" وپذیرش هر خفت و خواری برای ماندن بر اریکه قدرت را نشان می دهد. نیازی به گفتن ندارد که ترس رژیم بیش از هر چیز از خیزش خود مردم ایران است زیرا او شاید بتواند با آمریکا نیز به گفت و گو بنشیند و با نیرنگ بازی که شیوه همیشگی اش است، خود را موقتن نجات دهد اما به هیچ وجه دیگر نمی تواند اعتماد مردم ایران را به دست آورده و آنها را فریب دهد زیرا هیچ کس بهتر از مردم ایران به ماهیت فاسد این حکومت و میزان فریبکاری حکومت گران پی نبرده است و بهتر از مردم ایران آنها را نمی شناسد.
آن ایرانیانی که مدت زمانی است با قیافه به ظاهر دلسوز، پی در پی از آمریکا می خواهند که با این رژیم غاصب و فتنه گر به مذاکره مستقیم بنشیند، درآینده باید پاسخ گوی این تلاششان که در حقیقت به ضرر مردم ایران و به سود آدم خواران حاکم بر ایران است، باشند. این ایرانیان البته همه سر در یک آبشخور نداشته اند. دسته ای مستقیمن و با شناخت و برنامه ریزی دستگاه ولایت، "لابی" جمهوری اسلامی بوده و به ویژه در آمریکا بسیار کوشا بوده اند که سیاستمداران و روشنفکران و نمایندگانی در پارلمان آمریکا را با خود همراه کنند که بنویسند و بگویند و خواستار گفت وگوی رو در روی آمریکا با پشتیبانان تروریسم جهانی، غاصبین حق مردم ایران و نامداران جنایت بر علیه بشریت شوند! در این راه پرداخت رشوه و سود اقتصادی نقش اصلی را بازی کرده است که افشای حقیقت ها درآینده، چگونگی آن را روشن خواهد ساخت. دسته ای دیگر کوشندگان سیاسی و حقوق بشری بوده اند و یا خود را در آن لباس نشان داده اند، که آنها نیز به بازی گرفته شده و با ارزیابی ها و تفسیر های نادرست خودکه بیشتر از سر بی دردی، زندگی در بیرون از ایران و عدم درک حقیقی درد و رنج بی اندازه مردم ایران بوده است، به بهانه پیش گیری از در گیری نظامی، خواستار این گفت و گو ها شده اند تا به خیال خود خدمتی کرده باشند. در این زمینه بر خورد خانم شیرین عبادی بسیار غم انگیز است. ایشان هر گز نخواستند بپذیرند که تنها به کار حقوق بشری خود پرداخته و زمانی که امکان کار سیاسی و یا بهتر توان پرداخت هزینه آن را ندارند، در این کارها دخالت نکرده و خود را کنار بکشند. این دسته از ایرانیان روشن نمی کنند که برای پیش گیری از یورش نظامی، گفت و گوی مستقیم آمریکا با حکومت غاصب ایران بهتر بوده است یا خیزش خود مردم ومبارزه آنها برای به دست آوردن آزادی خود؟ این گروه از ایرانیان به جای تلاش در افشای بیشتر حکومت، نشان دادن نداشتن پایگاه اجتماعی وپوشالی بودن آن با وجود نمایش های خیابانی که همه می دانند به شیوه "صدامی" ترتیب داده می شود(صدام حسین در آخرین انتخابات فرمایشی ادعا کرد که 99% آرای مردم را دارد و اندکی پیش از سرنگونی و هجرت به آن سوراخ موش مشهور در زیر زمین، نمایش صد هزار نفری ترتیب داد!)وافشای اینکه با وجود همه لاف و گزاف ها و هیاهوهای کر کننده، زیر پایش خالی است و به اندک فشار جدی که خود را در خطر ببیند، درآستان هر کسی به خاک خواهد افتاد، راهی را پیشنهاد می کنند که در حقیقت نجات رژیم از نابودی و پایدار کردن بیشتر عمر ننگین اوست! آنها با خام خیالی پنداشته اند که اگر رژیم، آمریکا را نیز به گفت و گو کشانده، تسلیم هم بشود، دست از خونخواری، آتش افروزی و فتنه گری خود بر خواهد داشت و"آدم" خواهد شد! مذاکره با طرفی باید انجام پذیرید که بشود کمترین اعتماد را به او داشت. چگونه می توان به حکومتی که همه قانون های جهانی را زیر پا گذاشته مگر زمانی که سود خود را در آن ببیند، اطمینان و اعتماد داشت؟ حکومتی که عضو سازمان ملل است اما در باور فرسوده خود، کمترین ارزش و اهمیتی برای آنچه که عضویتش در این سازمان او را ملزم به انجام آن می کند، قائل نیست و زمانی که سخن از حقوق بشر است، با نیرنگ تنها از قانون اسلام و فرهنگ اسلامی یاد می کند و زیر این پوشش، خود را مجاز می داند که به هر جنایتی در حق مردم ایران دست بزند، ولی آنجا که به عضویت در سازمان جهانی انرژی هسته ای و پیمان نامه آن بر می گردد، شبانه روز از حق مسلم خود طبق این پیمان نامه یاد می کند، چگونه می تواند به عهد و پیمانی در گفت وگویی پابند بوده و از آن مهم تر جز سود و نفع خود چیز دیگری واز آن میان سود ملی ما ایرانیان را در نظر داشته باشد؟!
پیش گیری از یورش نظامی با تسلیم آدمخواران حاکم به خواست مردم ایران امکان پذیر است. باید تلاش ها و افشا گری هارا هر روز بیشتر نمود تا توجه جهانیان را هر چه بیشتر به خواست حقیقی مردم ایران جلب نمود که آزادی و دمکراسی است نه مورد مسخره و رسوایی بنام"انرژی هسته ای" و از آنها خواست که ارتباط و تماس خود را با این رژیم بریده و خواستار بیرون افکندن آنها از سازمان های جهانی و بلوکه کردن حساب های بانکی آنها و... فشار های دیگر شوند.
رویدادهای بسیار مهم این روزها و خیزش دلیرانه مردم ایران در گوشه و کنار ایران، درگیری های خونین دانشجویان همیشه پیشرو با نیروهای امنیتی/نظامی و مبارزه هر روزه کارگران زحمتکش و دلاور در بسیاری مراکز صنعتی و کارگری و از آن میان کارکنان زحمتکش شرکت واحد اتوبوسرانی و.. جهانیان را باید بیشتر به این باور برساند که این رژیم کمترین آینده ای در ایران نداشته و بهترین راه برای رهایی از فتنه های این رژیم همآنا پشتیبانی هر چه بیشتر از ندا و خواست آزادیخواهانه مردم ایران و فشار هر چه بیشتر بر رژیم آدمخوار اسلامی است. آتشی که این روزها در ایران روشن شده است و به تدریج سراسر ایران را در بر می گیرد، این بار خاموش نمی شود.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
اقع بینی یا آرزو،نظم فکری یا اصول بی اسلوب ،نظریاتی نوین در باره نشست لندن!
ناصر مستشار
هفته آینده نشست لندن آغاز به کار خواهد کرد.بسیاری با قلبهای تپنده وپر از امید در انتظار شکل گیری یک پلاتفرم جامع ومانع برای پیشبرد مبارزه جدی علیه ج.ا وبرون رفت از بحران کنونی میهنمان ایران می باشند.فرصت بسیار کم است ومیهن را خطرات گوناگون تهدید می نماید.بعضی از تهدیدات از جانب رژیم علیه مخالفین طراحی میشود و بعضی دیگر از میان خود مخالفین علیه یک دیگر بکار گرفته می شود. برای سالم بیرون آمدن از این کارزار پیچده ، کدام سیاست را باید اتخاذ کرد تا در پیچ وخم مبارزه به بن بست نرسیم؟ نخست اینکه از زمان باید به نحو احسن استفاده جست. دوم اینکه با تلاش شبانه روزی دوستا ن و رفقا با هزینه زیاد بالاخره نشست لندن در حال شکل گیری می باشد. بنابراین از ثانیه های آن نشست باید بدرستی بهره برد. همانطور که همگان مطلع می باشند اینجانب در باب نشست لندن وپیرامون طرح های ابداعی گنگره ملی وپارلمان در تبعید مقاله کوتاهی به تحریر در آوردم که با استقبال خوانندگان روبرو گردید که تنها در" سایت اینترنتی خبرنامه گویا "
پرخواننده ترين مطالب خبرنامه گويا:
1. "موقعیت حساس میهن، پراکند گی مخالفین ج.ا، طرح پیشنهادی پارلمان در تبعید ایرانیان یا کنگره ملی و گردهمائی لندن؟ ناصر مستشار منتشر شده در تاريخ 29 اردیبهشت 1385، 9126 بازديد کننده داشته است"
تمام تاکید اینجانب در آن مقاله بر شکل گیری اتحاد مخالفین سیاسی ج.ا دور می زد!اما در کلیات، اینجانب از مختصات اجتماع سیاسی ودمکراتیک دفاع نموده بودم که اینک همانها هنوز در مد نظر می باشند! و این موضوع را بار ها یاد آوری کرده بودم که قبل از آنکه نیروهای خارجی مارا زیر یک سقف گرد آورند .( همانند مخالفین افغانی وعراقی که تحت نظارت دول غربی به اتحاد رسیدند) بهتر است خود به اتحاد پایه ائی برسیم. در مقاله یاد شده چنین آمده بود" در این شرایط بحرانی وحساس وظیفه مردم ومخالفین رژیم اسلامی چیست و چگونه با بن بست کنونی می توان مبارزه کرد؟درداخل ایران به علت سر کوب های بی رحمانه امکانات شکل گیری تشکیلات وسیع سیاسی غیر ممکن شده است. نیروهای مخالف رژیم مستقر در خارج کشور از موقعیت های بسیار وسیعی برخوردار می باشند که باید به کار گرفته شود.خارج کشور همواره در طول تاریخ مبارزاتی میهنمان توانسته است نقش بسزائی بر مسائل داخل ایران داشته باشد.از داخل ایران هم همه نگاه ها به خارج کشور دوخته شده است.جامعه بین المللی هم دیگر از عقلانی شدن رژیم پس از رئیس جمهورشدن احمدی نژاد نا امید شده اند ودر همین را ستا جامعه بین المللی قول های مساعدی برای حمایت به اپسیوزیون خارج کشورداده است!"مراد بنده تنها پیگیری معضل پراکندگی نیروهای مخالف ج.ا بوده است.اما اگر این اتحاد تحت عناوین پر طمطراق شکل بگیرد ،در همان ابتدای کار، بخش وسیعی از انرژی همگان از دست خواهد رفت و نیروئ زیادی صرف اثبات حقانیت خود خواهد شد که همین موضوع صدمات زیادی به ما خواهد زد. تاکنون تشکلات فراوانی با پشتوانه نازل فکری و عدم حمایت مردمی اما تحت نام های بزرگ شکل گرفته است که راه به جائی نبرده اند که این خود در بیست وهشت ساله گذشته باعث رکود اپسیوزیون وبرتری رژیم اسلامی گردیده است.اگر ما همان اشتباه گذشته را مرتکب شویم به پیروزی دست نخواهیم یافت! به بررسی بعضی از اجتماعات گذشته نظری بی ا فکنیم:
1- بعد عزل بنی صدر از مقام ریاست جمهوری در سال 1360 خورشیدی ، سازمان مجاهدین خلق دست به تشکیل شورائی زد که شورای ملی مقاومت نام گرفت ونتوانست از آغاز کارش نظر همه نیروهای اپسیوزیون ایرانی را حول آن شورا گرد آورد.آنها هم که بدان شورا پیوستند به نوبت از آن شورا خارج گردیدند ، چرا که آن نهاد نه شورائی بود ونه ملی ، تنها اتوریته سازمان مجاهدین خلق بر آن شورا سایه افکنده بود وایدلوژی اسلامی هم در آن شورا رول اساسی بازی می کرد!
2-اتحاد های چپ یکی پس از دیگری از هم پاشیدند چراکه اتحاد های آنها برمحور ایدلوژیک بنا گردیده بود.
3- اتحاد جمهوری خواهان که نزدیک با 1500 هوادار راسخ آغاز به بکار نمود اما به علت موانع اساسی در تاکتیک واستراتژی به موفقیت چندانی دست نیافت ونتوانستند همه جمهوری خواهان را ساز ماندهی واتحاد بخشند وبقول یکی از اعضای صادق این تشکیلات ، آنها کلوپ بحث های سیاسی بر پا کرده اند!
4- جنبش رفراندم که با بیانه هشت نفر آغاز گردید ، در همان ابتدا با انتقاد ومخالفت های مخالفین ج.ا روبرو گردید وپس از جمع آوری 36.000 هزار امضاء به تعطیلی بدون توضیح و تشریح وقایع انجامید. در سال گذشته در شهر بروکسل نیروهای سیاسی قابل توجه ائی دست به گرد همائی زدند که اخیرا با مخالفت هشت نفر اولیه طراحان رفراندم ربرور گردید .همه اینها در حالیست که هشت نفر طراح اولیه در ابتدای کار، خود را در میان امضاء کنندگان مساوی می شمردند و از جانبی برگذار کنند گان نشست بروکسل حول رفراندم هیچ خلافی از خود نشان نداده اند و هیچ معلوم نیست اعتراض هشت نفر اولیه از کجا ناشی می شود.
در حال حاضر نشست لندن به جای وقت کشی با طرح های گنگره ملی وپارلمان در تبعید ، بهتر است به جای آرزو به واقعیات تن در دهد. امکان اینکه در آینده نزدیک با وحدت بخشیدن به اکثریت مخالفین سیاسی ج.ا بتوانیم از طرح های یاد شده بهره ببریم وجود دارد ولی در آغاز کار نباید مسولیت سنگین بدوش بکشیم که از برآورده ساختن آماج آن در همان ابتدا پاسخگو نگردیم. نشست لندن بدون وابستگی به بیرون وطرحهای مختلف ، خود می تواند مبتکر طرحی گردد که منطبق بر واقعیات استوار گردیده باشد ودر قبال طراحان خارج از نشست هم پاسخگو و وابسته نباشد. طرح های پیشنهادی آنچنان باید ساده وروان ورئالیست باشند که از همان ابتدا کار لااقل سیا سیون دوست دار اتحاد از آن به گرمی استقبال نمایند ونیروی زیادی جهت اثبات طرح پیشنهادی مصرف نگردد. تاکنون دیده شده است که بخش مهمی از سرمایه فکری جهت اثبات طرح ها مصرف شده است و نه در راه مبارزه اصولی ؟ آزموده را آزمودن خطاست!!
1-از آنجائی که نشست لندن هنوز نماینده همه مخالفین جمهوری اسلامی نمی باشد ،پس نمی تواند آرزوی رهبری همزمان همگان را بدون پشتوانه مردمی تحت عناوین غیر واقعی در مخیله خود به واقعیت رویا گونه ویا به بلند پروازی تبدیل نماید. نشست لندن فعلا به ایده اساسی یعنی اتحاد برای مبارزه با جمهوری اسلامی دست یافته است وحالت اجرائی به خود نگرفته است ولی همه اینها باشرایط حاد سیاسی حاکم بر میهنمان به سرعت می تواند جامه عمل به خود بپوشد!
2- کنگره ملی anc در افریقای جنوبی در مبارزه با آپارتاید حکومت افریقای جنوبی توانسته بود موافقت اکثریت مطلق مردم آن کشور را به خود جلب نماید ودر عرصه دیپلماسی بین االمللی توانسته بود حمایت احزاب ودولت های انسان دوست را به خود جلب نماید. همه حوزه فعالیت کنگره ملی افریقای جنوبی در درون کشورشان رهبری میشد نه در خارج کشور!!
3- همانطور که آقای باقر زاده در مقاله اخیر خود اشاره کرده اند هزینه تشکیل پارلمان در تبعید بسیار بالا می باشد و پارلمان در تبعید لاجرم باید دولت در تبعید خود را هم در کنار خود داشته باشد. ودر صورت تامین بودجه آن ، هنوز از همکاری اکثریت ایرانیان خارج از کشور اطلاع دقیقی در دست نداریم وبهتر است باعث خنده دوست ودشمن نگردیم. 1- به لحاظ زمانی برای شکل گیری، تنها فقط برای نطفه های اولیه پارلمان در تبعید دست کم به سه الی چهار سال زمان احتیاج داریم.تمام طرح ها موقعی می توانند موفق گردند که زمانبدی خاص خود مترادف باشند 2- مردم از طرح های که از خود بزرگ نمائی نشان می دهند دیگر خسته شده اند واین خود باعث عدم استقبال مردم شده است 3- تشکیل اینگونه تشکلات در دوران انتفالی واحیا نا شرایط جنگی و انقلابی ممکن نمی باشد 4- میهن ما اینک در دوران تدارک پایه ائی بسر نمی برد و اینگونه تشکلات می توانست در چهار سال گذشته شکل بگیرد در حال حاضر برای شکل گیری پارلمان در تبعید بسیار دیرهنگام است 5- در حال حاضر موضع گیری های سیاسی به موقع نسبت به مسائل سیاست های داخلی وخارجی حیاتی می باشد تا قطب واقعی ومستقل اپسیوزیون بوجود بیاید. 6- نیروی زبده وانرژی کافی برای براه انداختن پارلمان درتبعید فعلا در دسترس نمی باشد7-امکان نفوذ نیروهای رژیم به درون تشکلات باز و بدون چتر امنیتی بسیار امکان پذیر می باشد8-پراکندگی جغرافیائی نیروهای نشست برلین ولندن در کشورهای مختلف امکان شکل گیری هسته اولیه را تا کنون سلب است، برای نمونه فاصله نشست برلین تا نشست لندن به هشت ماه رسیده است واین در حالیست که حوادث جاری مسائل ایران هرروز تغییر می یابد.9-در حالی که مردم به خیابانها آمده اند وشعار "سرنگونی رژیم" را سر می دهند، مشغول شدن به کارهای بورکراتی باعث عقب ماندگی از مسائل حاد ایران نشانه خواهد داشت . هرچه سریعتر به راه اندازی هیئت های سیاسی و تبلیغ وترویج می توان همت گماشت!! 10-طرح کنگره مهندس امیر انتظام بعد از گذشت شش ماه و براه اندازی سایت جمع آوری امضاء فعالان سیاسی ، تنها توانسته است 300 امضاء جمع آوری نماید.شکست های قبلی در عرصه جمع آوری امضاء باعث شده است که از طرح آقای امیر انتظام هم استقبالی بعمل نیاید.11- حتی توده ها ی فعال سیاسی هم دیگر برای راه اندازی تشکلات عریض وطویل از خود علاقه نشان نمی دهند چراکه غالب انرژی خود را به مصرف رسانده اند.12-از آنجائی که مهندس امیر انتظام عضو سابق جبهه ملی می با شند ودر حال حاضر هم اکثر کارهای تبلیغی وتریجی طرح پیشنهادی ایشان در سایت های اینترنتی جبهه ملی صورت می گیرد وآنها خود را متولی اجراء وراه اندازی طرح مهندس امیر انتظام می دانند ،پس در صورت بکارگیری طرح ایشان از جانب دیگران امکان اعتراض بعضی از نیروهای جبهه ملی خواهد شد .در صورت بروز اینچنین عکس العمل هائی باعث ضربه دیگر به وجه سیاسی نیروها خواهد گردیدو نشانه از عدم رشد بلوغ سیاسی ما ایرانیان را حکایت خواهد کرد!از اینکه دوستان بسیاری با راهنمائی ها خود نظرات مرا اصلاح کردند وازاینکه به سرعت به اشتباه نظری خود پی برده ام به خود می بالم.شاید این خود شیوه نوینی در اتخاذ سیاست ها وتصمیم گیری سیاسی اینجانب در آینده گردد .باتشکر فراوان ازاینکه وقت گرانبهای خویش را جهت مطالعه نوشته بنده اختصاص دادیدنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
هرچه سریعتربه قیام مردم آذر بایجان بپیوندیم!
ناصر مستشار
همین دیشب یعنی دوم خرداد در حال تماشای برنامه تلویزیونی آذربایجانی gunasمستقر در امریکا بودم ، گرداننده برنامه آقای احمد بیگ اعلام کرد که " انقلاب آغاز شده است"! تا چه حد پیش بینی وحدس ایشان درست با شد یا نباشد به بحث و موضوع این نوشته مربوط نیست .بحث در این است که تا چه اندازه در قیام مردم آذربایجان علیه رژیم اسلامی از خود تا کنون مودت و همبستگی نشان داده ایم و تا چه اندازه در سرتاسری کردن آن در تمام ایران و برای پیروزی دمکراسی کوشیده ایم !! تنها در شهر تبریز 250.000 هزار نفر به خیابانها آمده اند.این تظاهرات با این جمعیت شرکت کننده کاملا غیر قابل پیش بینی بوده است. رژیم غافلگیر شده است.تمام قرار ومدارها ی رژیم به هم خورده است وشاید بسیاری از مسائل حاد و تصمیم گیریهای آتی سیاسی حاکمیت متاثراز حرکتهای فعلی گردد. حرکت های فعلی شهر به شهر به تمام استان های آذربایجان شرقی وغربی واستان اردبیل واستان زنجان در حال گسترش است.این استان ها بخش وسیعی از جمعیت ایران را در خود دارا می باشند وبه مرزهای کلیدی خارج در غرب وشمال کشور متصلند. انقلاب مشروطیت وپنچاه و هفت به همت آذربایجانی ها آغاز گردید.آنچه که روشن شده است ، این است که حرکت های فعلی گذرا وموقتی نمی باشند.
1- اگر واقعا به سرنگونی حاکمان اسلامی اعتقاد داریم ، اگر در سرنگونی ملایان بطور جدی پیگیر باشیم، مطمئنا موظیم به قیام جاری مردم آذربایجان بپیوندیم تا آن قیام هرچه بیشتر پیگیرتر وبدون وفقه ومداوم ادامه یابد. بسیاری از نیروهای سیاسی به مثابه اپسیوزیون رژیم اسلامی به سیاق رهبران رژیم اسلامی از قیام ملی مردم آذربایجان بنام تجزیه طلب، آشوب گر، در گیری قومی، توطئه گران افراطی وغیره نام می برند واین در حالیست که همواره خود را با خلق آذر بایجان در حرف یکی می دانند .به تمام شهرهای آذربایجان از لفظ مزحک آذری نشین همچون کرایه نشین موقت رابکار می برند وسرزمینی بنام آذربایجان را هنوز به رسمیت نمی شناسند! زبانی بنام زبان آذری وجود خارجی نداشته وندارد، اما زبان ترکی آذربایجانی همیشه وجود داشته است. از ترک بودن آذر بایجانیها نهراسیم.می توان در چهارچوب ایران هم ترک آذربایجانی بود وهم ایرانی باقی ماند! هنوز بسیاری هستند که مردم آذربایجان را از خودشان نمی دانند وآنها را غربیه واز سلاله غزان وسلاجقه وقاجار واشغالگر ومهاجم می دانند.مادامیکه به مردم آذربایجان اینگونه بنگریم خود را به آنها غربیه ساخته ایم و جدائی طلبی را به آنها تحمیل کرده ایم. شرایط حساس کنونی میهن را براساس اتفاقات ورخداد ها ومهاجرت ها وجنگ های تاریخی که در گذشته رخ داده است نمی توان بنیاد کرد بلکه همه مسائل کنونی را بر پایه خواسته های انسانهای زنده در حال حاضر می توان پیگری کرد!
2-برای راسیونالیستی شدن جنبش مردم آذربایجان و پیوند دادن حرکت های ملی در راه مبارزه دمکراسی سراسری ایران، این وظیفه برگردن یکایک دیگر خلقهای ایران الزام آور شده است که هرچه سریعتر به قیام ملیونی مردم آذربایجان بپیوندیم.
3- سالهاست که در پی حرکت مردمی نشسته بوده ایم و قیامی اینچنین را انتظار کشیده ایم ودوران رخوت وبی تفاوتی در حال پایان رسیدن است ، به جای نظاره کردن وتفسیر آن باید هرچه سریعتر بدان پیوست. هیچ مبارزه ائی و هیچ پیروزی به شکل حاضر وآماده به میل ما برآوردهنمی شود.پیروزی خود به سراغ ما نخواهد آمد بلکه ما پیروزی بدست خواهیم آورد!
4- برای جلوگیری از ناسیونالیستی شدن جنبش مردم آذربایجان و مانع از بدست گیری رهبری آن جنبش توسط جدائی خواهان افراطی ، بایستی مبارزات دیگر نواحی وخلق های ایران را بدان متصل کرد و آن جنبش منطقه ائی را هرچه سریعتر به حرکت سرتاسری ودمکراتیک تبدیل نمود. نگذاریم تا جنبش مردم آذربایجان تنها در آن خطه بماند تا منزوی گردد. از بهره برداری دولت های ترکیه و جمهوری آذربایجان شمالی در هراس باشیم وجنبش فعلی را به سوی بقیه ایران گسترش دهیم.
5- همه خلق های ایران می توانند در غم وشادی یک دیگر شریک گردند ودر همین راستا در پیروزی ویا شکست جنبش فعلی مردم آذربایجان با شرکت خود باید کوشا باشیم ، اگر این جنبش به پیروزی برسد ، قاعدا در جشن سرنگونی حاکمان اسلامی باسربلندی سهیم خواهیم بود و اگر جنبش فعلی به شکست بیانجامد در حافظه تاریخ این همبستگی ملی خلق های ایران برای همیشه باقی خواهد ماند.
6- هرچقدر امریکا در سرنگونی رژیم اسلامی عاجز تر می شود ،نقش تاریخی خلق های مردم ایران در سرنگونی ملایان برجسته تر می شود و مردم از حالت نظاره گری خارج شده وبه نقش آفرینان اصلی وگره ائی در قبال رژیم فعلی در آمده اند. شاید امریکا با رژیم به مذاکره بنشیند و رژیم در پس یک کودتا وتحول مصلحت جویانه به رهبری هاشمی رفسنجانی برای ماندن در اریکه قدرت مجبور به شناسائی اسرائیل گردد وحتی به خواست امریکا به رژیمی اسلامی ولی در خط امریکا همچون عربستان وپاکستان در آید،آیا در آن صورت مردم ایران به خواسته های اساسی خود رسیده اند؟ در صورت رشد جنبش دمکراتیک خلق های مردم ایران به احتمال قوی رژیم دست به سازش هائی با قدرت های امپریالیستی دست خواهد زد.کشورهای امپریالیستی تنها نگران منافع ملی خود می باشند ،اگر رژیم متعهد به تامین منافع آنان گردد ، کشورهای امپریالیستی حاضرند همین رژیم قرون وسطائی را تحمل نمایند!امپریالیست ها تاکنون نشان داده اند که ضامن برآورده ساختن دمکراسی برای جهان سوم نمی باشند . ملتهای جهان تنها خود مسئول مسائل سیاسی و پیشرفت دمکراسی وسعادت خود می باشند.
7- حاکمان اسلامی به وحشت افتاده است وبه سرعت از اقدام های مذبوحانه خود علیه مردم آذر بایجان دست به عقب نشینی زده است ودرصدد است تا جنبش شهرهای آذربایجان را به انحراف وتفرقه بکشاند.در همین اثنا خواستهای ملی ودمکراتیک مردم آذربایجان در حال ارتقاء می باشد و شعار های آنهابه سرعت به خواسته سرنگونی رژیم اسلامی تبدیل شده است.
به همین خاطر رژیم با دست پاچگی روزنامه "ایران " را تعطیل کرده است اما با این عمل نتوانسته است جلوی حرکت مردم آذربایجان را بگیرد وبدین لحاظ آغاز به تبلیغات سوء علیه مبارزات مردم کرده است وازاهانت روزنامه ایران به مثابه "بهانه" یاد می کند. اگرمبارزه مردم برای دمکراسی توده ای برای همه مردم به هر بهانه ائی آغاز گردد باید به سرعت از آن استقبال کرد واز راههای درست آنرا به منزل مقصد رساند واز نظاره گری وتفسیر های انتزاعی وجدا از توده مردم پرهیز نمود.انقلاب شکست خورده پنجاه وهفت را بیاد بیاوریم که چگونه از یک جرقه غیر قابل پیش بینی شده به یک انقلاب توده ائی تبدیل گردید وعاقبت متاسفانه به جنبش اسلامی گرائید!
فرصت طلائی کنونی را ازدست ندهیم و باعدم شرکت خود در مبا رزه مردم آذربایجان، خود را با آنها بیگانه نسازیم وعمر رژیم اسلامی را طولانی تر نکنیم بلکه با نشان دادن وحدت ملی خود، آنها را در راه رسیدن به صلح وآزادی ودمکراسی دراندیشه و عمل در چهارچوب تمامیت ارضی ایران یاری رسانده و به اثبات برسانیم! هرچه سریعتر انتظار آذربایجانی را به واقعیت تبدیل نمائیم !آ نها در چشم انتظار همبستگی می باشند.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment