علاقه نداريم در قدرت باشيم"
سازمان مجاهدين انقلاب برای نقد دولت چه برنامه ای دارد؟
ما اعلام کرديم پس از يکسال می توان ارزيابی کرد. تمام تلاش ما اين است که به دو جهت ارزيابی و نقد منصفانه داشته باشيم. يکی اينکه تقوای سياسی اقتضا می کند و ديگری سعی کرديم مشی سازمان اين باشد که همواره نقد منصفانه انجام دهد. نقد منصفانه تاثيری سازنده بر مردم و مخاطبين ما و هم جناح مقابل دارد که بتواند کارهای خود را اصلاح کند و در جهت خواست مردم که همان خواست ماست سوق دهد.
نقد سازنده و منصفانه از سويی برای خود ما هم خوب است و ارزش سازمان و نقد ما را بالا می برد. ما می خواهيم برای مردم کار بشود و اگر رقيب سرسخت ما هم بتواند برای جامعه کاری انجام دهد ما استقبال می کنيم.
ما خيلی علاقه نداريم تا در قدرت باشيم بلکه می خواهيم برای مردم کاری انجام شود و امروز اولويت های سازمان برای نقد دولت، با توجه به شرايط جديد يک محور نيست بلکه در همه عرصه های سياسی داخلی، خارجی، اقتصادی و . . می باشد.
مواضع دولت نهم در عرصه سياست خارجی را چطور ارزيابی می کنيد؟ آيا در جهت حفظ منافع ملی ايران است؟
به طور کلی ما هنوز معتقد به سياست تنش زدايی در عرصه سياست خارجی هستيم. اگر قرار باشد بتوانيم کشور تاثير گذاری در دنيا باشيم بايد خيلی حساب شده با دنيای خارج برخورد کنيم. کارهای مثبتی انجام می دهيم و سپس با يک حرف همه آنها را از بين می بريم و برعکس، نبايد خرابکاری کنيم و بعد بخواهيم با کلمات وجملات آن را خنثی کنيم.
اين سياست خريدار ندارد و کار ساز نيست. سخنان مسئولين بسيار مهم است حرف هايی که بعضا عليه کشورها گفته می شود سبب گارد گرفتن علنی يا غير علنی آنها می شود و اگر احساس خطر کنند خود را آماده، کارشکنی و توطئه می کنند.
وقتی حساب نشده حرف بزنيم آمريکا و انگليس از کشورهای منطقه عليه ما سوء استفاده می کنند و شرايطی را به وجود می آورند تا ما را در تنگنا قرار دهند. آمريکا هم می خواهد برخوردهای تند از ما سر بزند که مستمسکی بدستش بيايد تا کشورهای منطقه را عليه ما متحد کند.
اجازه دهيد نگاهی هم به سياست داخلی داشته باشيم. به نظر می رسد شاهد نوعی رکود در عرصه داخلی کشور هستيم. به نظر شما دليل آن چيست؟
متاسفانه حالت خود سانسوری به وجود آمده است. خيلی از تشکل ها از جمله خود ما برای تبيين ديدگاه های خود نشريه ای ندارند و البته اين برای نظام خطرناک است نظامی که يک بعدی باشد و فقط خودش حرف بزند دچار حالت رخوت و رکود می شود. وقتی تشکل های سياسی نشريه ندارند يعنی زبانشان بند آمده است.
نشرياتی که متعلق به طيف اصلاح طلبان هستند،با توجه به برخوردهايی که با آنها صورت گرفته دچار خودسانسوری شده اند.
همين چند نشريه محدودی هم که در جناح چپ است بيانگر ديدگاه ها و نظرات گروه ها و احزاب و شخصيت های جبهه اصلاح طلب نيستند. اين حالت احتياط و محافظه کاری بايد از ميان برود.
چه کسی اين حالت محافظه کاری را بايد از بين ببرد؟
نظام. کسانی که در راس قدرت هستند بايد شرايط دگرگونی وضع موجود را فراهم کنند. بايد با نظراتی که داده می شود يا مقالاتی که نوشته می شود با سعه صدر برخورد کنند و اين سعه صدر قدرت آنها را نشان می دهد. ناپايداری اين سياست ها در کشورهای مختلف تجربه شده است.
"در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است کسانی هستند که به قانون اساسی و نظام معتقد نيستند"
پس از انتخابات برخی اصلاح طلبان تصميم به تشکيل جبهه دموکراسی خواهی گرفتند. از سويی سازمان همواره اعلام کرده حاضر به پيوستن به اين جبهه نيست. برخی افراد سازمان وجود افراد معاند و يا مخالف نظام در اين جبهه را از دلايل نپيوستن سازمان به اين جبهه بيان کرده اند. آيا حقيقت دارد؟
يکی از دلايل ممکن است اين باشد در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هم کسانی ممکن است باشند که به قانونی اساسی و نظام معتقد نيستند.دليل ديگر اين است که ما در جبهه اصلاحات حضور داريم.
آيا جبهه اصلاحات تاکنون پاسخگوی نيازهای اصلاح طلبان بوده است؟
بله، جبهه اصلاحات هرگاه مواجه با برخی ناهنجاری بوده مصاحبه، بيانيه، اطلاعيه . . . داشته است. هر موقع نشريه ای بسته شده، آزادی ها محدود شده و يا در مقابل دستگيری های غير منطقی عکس العمل نشان داده شده است. بنابراين وقتی از اين طريق می توانيم با گروه های همفکر به اهداف سياسی خود دست پيدا کنيم، نيازی به تشکيلات جديد نيست.
اختلاف ايدئولوژيک شما با برخی گروه ها يا شخصيت های حاضر در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر چيست؟
در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است طيف هايی باشند که اصلا سنخيتی با ديدگاه های ما نداشته باشند. بعضی ها ممکن است به چارچوب های نظام معتقد نباشند و همين موجب می شود نتوانيم با هم جمع بندی های را داشته باشيم.
يک محور مثل دموکراسی نمی تواند گروه ها را دور هم جمع کند. در جبهه اصلاحات گروه ها از لحاظ اعتقادی اشتراکات بسيار زيادی دارند، در مسائل سياسی داخلی، خارجی و حتی اقتصادی نيز، اشتراکات بسيار زياد است. اما وقتی حقوق بشر محور باشد جمع شدن گروه ها خيلی مشکل است.
چه آينده ای برای جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر متصوريد؟
ما اميدواريم آنها بتوانند به کار خود ادامه دهند. هر جبهه ای که بتواند به مطالبات بخش هايی از جامعه پاسخگو باشد غنيمت است. به هر حال اينها شهروندان جامعه هستند و حق دارند در سرنوشت جامعه دخالت کنند و هيچکس حق ندارد جلوی اينها را بگيرد. اينها نمايندگان اقشار خاصی از جامعه هستند. حتی مخالفين سرسخت نظام که دست به اسلحه نبرده اند هم حق دارند کار و زندگی کنند و کسی نبايد جلوی آنها را بگيرد.
اما اينکه در داخل جبهه دموکراسی خواهی افراد و گروه ها می توانند با هم همزيستی مسالمت آميز داشته باشند بحث ديگری است. به تجربه ثابت شده است وقتی يک محور مورد توجه است، اين ائتلاف نمی تواند دوام داشته باشد. اما واقعيات اينها و تجربيات تاريخی نشان می دهد به راحتی نمی توانند دوام پيدا کنند.
در دراز مدت اختلافات ايدئولوژيک آنها مساله ساز خواهد شد. در جبهه دموکراسی هم اگر روزی نتوانستند با هم توافق کنند و در نهايت از هم جدا شدند چيز غير منتظره ای نيست و قابل پيش بينی است.
در برخی شايعاتی که منتشر می شود عنوان شده علت عضويت نيافتن سازمان مجاهدين انقلاب در جبهه دموکراسی خواهی، عضويت گروه هايی چون نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی ها در اين جبهه است. واقعيت دارد؟
مبنای اين شايعات ممکن است از استحکام صد در صد برخوردار نباشد اما بی مبنا هم نيست. سازمان اشتراکات کمتری با گروه هايی مثل نهضت آزادی و ملی مذهبی ها نسبت به گروه هايی که در جبهه اصلاحات عضو هستند، دارد.
چندی پيش قرار بود جلسه ای ميان آقايان نبوی و سحابی برگزار شود که لغو شد. علت آن چه بود؟
اين جلسه را خود آنها در خواست کردند و خود آنها هم لغو کردند. انتخابات خبرگان نزديک است و به نظر می رسد خبرگان بيشتر تشکل درون صنفی روحانيت است.
"در انتخابات خبرگان بسيار فعال هستيم"
اهميت خبرگان برای اصلاح طلبان چيست؟
ما در پی عوض کردن قانون خبرگان بوديم تا کسانی که به اين مجلس می روند از طبقات مختلف جامعه باشند چرا که ارزيابی کار رهبری به ديدگاه های مختلف بر می گردد. همانقدر که اجتهاد موثر است مسائل اقتصادی و سياسی نيز در اين زمينه موثر است چرا که رهبر بر ابعاد مختلف بايد اشراف داشته باشد. اين امر محقق نشد.
از آنجايی که کار مجلس خبرگان بسيار مهم است از بسياری از مجالس ديگر مهمتر است. بنابر هيچ تشکيلات سياسی نمی تواند به آن بی تفاوت باشد. اگر احيانا تشکيل سياسی تاکنون بی تفاوت بوده اند به اين دليل بوده که شرايط حضور موثر را مهيا نمی ديدند و احساس می کردند نظارت، استصوابی عمل کرده و قلع و قمع می کند و کلا حضورشان را بی تاثير تلقی می کردند.
در واقع اين احزاب نبودند که بی تفاوت بودند بلکه عملکرد ارکانی از نظام موجب می شده احزاب و گروه ها در ارتباط با انتخابات خبرگان به انفعال بيفتند. سازمان هم با توجه به اين قضيه تاکنون برخورد فعالی با خبرگان نداشته است.
آيا سازمان در انتخابات خبرگان آتی شرکت می کند؟
الان آمادگی داريم در انتخابات خبرگان آتی برخورد بسيار فعالی داشته باشيم .اما چون قانون اصلاح نشد،تقريبا اکثر گروه های اصلاح طلب پذيرفته اند که اين کار چون حالت تخصصی دارد مجمع روحانيون و مجمع محققين و مدرسين کار را پيش ببرد.
سازمان مجاهدين انقلاب برای نقد دولت چه برنامه ای دارد؟
ما اعلام کرديم پس از يکسال می توان ارزيابی کرد. تمام تلاش ما اين است که به دو جهت ارزيابی و نقد منصفانه داشته باشيم. يکی اينکه تقوای سياسی اقتضا می کند و ديگری سعی کرديم مشی سازمان اين باشد که همواره نقد منصفانه انجام دهد. نقد منصفانه تاثيری سازنده بر مردم و مخاطبين ما و هم جناح مقابل دارد که بتواند کارهای خود را اصلاح کند و در جهت خواست مردم که همان خواست ماست سوق دهد.
نقد سازنده و منصفانه از سويی برای خود ما هم خوب است و ارزش سازمان و نقد ما را بالا می برد. ما می خواهيم برای مردم کار بشود و اگر رقيب سرسخت ما هم بتواند برای جامعه کاری انجام دهد ما استقبال می کنيم.
ما خيلی علاقه نداريم تا در قدرت باشيم بلکه می خواهيم برای مردم کاری انجام شود و امروز اولويت های سازمان برای نقد دولت، با توجه به شرايط جديد يک محور نيست بلکه در همه عرصه های سياسی داخلی، خارجی، اقتصادی و . . می باشد.
مواضع دولت نهم در عرصه سياست خارجی را چطور ارزيابی می کنيد؟ آيا در جهت حفظ منافع ملی ايران است؟
به طور کلی ما هنوز معتقد به سياست تنش زدايی در عرصه سياست خارجی هستيم. اگر قرار باشد بتوانيم کشور تاثير گذاری در دنيا باشيم بايد خيلی حساب شده با دنيای خارج برخورد کنيم. کارهای مثبتی انجام می دهيم و سپس با يک حرف همه آنها را از بين می بريم و برعکس، نبايد خرابکاری کنيم و بعد بخواهيم با کلمات وجملات آن را خنثی کنيم.
اين سياست خريدار ندارد و کار ساز نيست. سخنان مسئولين بسيار مهم است حرف هايی که بعضا عليه کشورها گفته می شود سبب گارد گرفتن علنی يا غير علنی آنها می شود و اگر احساس خطر کنند خود را آماده، کارشکنی و توطئه می کنند.
وقتی حساب نشده حرف بزنيم آمريکا و انگليس از کشورهای منطقه عليه ما سوء استفاده می کنند و شرايطی را به وجود می آورند تا ما را در تنگنا قرار دهند. آمريکا هم می خواهد برخوردهای تند از ما سر بزند که مستمسکی بدستش بيايد تا کشورهای منطقه را عليه ما متحد کند.
اجازه دهيد نگاهی هم به سياست داخلی داشته باشيم. به نظر می رسد شاهد نوعی رکود در عرصه داخلی کشور هستيم. به نظر شما دليل آن چيست؟
متاسفانه حالت خود سانسوری به وجود آمده است. خيلی از تشکل ها از جمله خود ما برای تبيين ديدگاه های خود نشريه ای ندارند و البته اين برای نظام خطرناک است نظامی که يک بعدی باشد و فقط خودش حرف بزند دچار حالت رخوت و رکود می شود. وقتی تشکل های سياسی نشريه ندارند يعنی زبانشان بند آمده است.
نشرياتی که متعلق به طيف اصلاح طلبان هستند،با توجه به برخوردهايی که با آنها صورت گرفته دچار خودسانسوری شده اند.
همين چند نشريه محدودی هم که در جناح چپ است بيانگر ديدگاه ها و نظرات گروه ها و احزاب و شخصيت های جبهه اصلاح طلب نيستند. اين حالت احتياط و محافظه کاری بايد از ميان برود.
چه کسی اين حالت محافظه کاری را بايد از بين ببرد؟
نظام. کسانی که در راس قدرت هستند بايد شرايط دگرگونی وضع موجود را فراهم کنند. بايد با نظراتی که داده می شود يا مقالاتی که نوشته می شود با سعه صدر برخورد کنند و اين سعه صدر قدرت آنها را نشان می دهد. ناپايداری اين سياست ها در کشورهای مختلف تجربه شده است.
"در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است کسانی هستند که به قانون اساسی و نظام معتقد نيستند"
پس از انتخابات برخی اصلاح طلبان تصميم به تشکيل جبهه دموکراسی خواهی گرفتند. از سويی سازمان همواره اعلام کرده حاضر به پيوستن به اين جبهه نيست. برخی افراد سازمان وجود افراد معاند و يا مخالف نظام در اين جبهه را از دلايل نپيوستن سازمان به اين جبهه بيان کرده اند. آيا حقيقت دارد؟
يکی از دلايل ممکن است اين باشد در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هم کسانی ممکن است باشند که به قانونی اساسی و نظام معتقد نيستند.دليل ديگر اين است که ما در جبهه اصلاحات حضور داريم.
آيا جبهه اصلاحات تاکنون پاسخگوی نيازهای اصلاح طلبان بوده است؟
بله، جبهه اصلاحات هرگاه مواجه با برخی ناهنجاری بوده مصاحبه، بيانيه، اطلاعيه . . . داشته است. هر موقع نشريه ای بسته شده، آزادی ها محدود شده و يا در مقابل دستگيری های غير منطقی عکس العمل نشان داده شده است. بنابراين وقتی از اين طريق می توانيم با گروه های همفکر به اهداف سياسی خود دست پيدا کنيم، نيازی به تشکيلات جديد نيست.
اختلاف ايدئولوژيک شما با برخی گروه ها يا شخصيت های حاضر در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر چيست؟
در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است طيف هايی باشند که اصلا سنخيتی با ديدگاه های ما نداشته باشند. بعضی ها ممکن است به چارچوب های نظام معتقد نباشند و همين موجب می شود نتوانيم با هم جمع بندی های را داشته باشيم.
يک محور مثل دموکراسی نمی تواند گروه ها را دور هم جمع کند. در جبهه اصلاحات گروه ها از لحاظ اعتقادی اشتراکات بسيار زيادی دارند، در مسائل سياسی داخلی، خارجی و حتی اقتصادی نيز، اشتراکات بسيار زياد است. اما وقتی حقوق بشر محور باشد جمع شدن گروه ها خيلی مشکل است.
چه آينده ای برای جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر متصوريد؟
ما اميدواريم آنها بتوانند به کار خود ادامه دهند. هر جبهه ای که بتواند به مطالبات بخش هايی از جامعه پاسخگو باشد غنيمت است. به هر حال اينها شهروندان جامعه هستند و حق دارند در سرنوشت جامعه دخالت کنند و هيچکس حق ندارد جلوی اينها را بگيرد. اينها نمايندگان اقشار خاصی از جامعه هستند. حتی مخالفين سرسخت نظام که دست به اسلحه نبرده اند هم حق دارند کار و زندگی کنند و کسی نبايد جلوی آنها را بگيرد.
اما اينکه در داخل جبهه دموکراسی خواهی افراد و گروه ها می توانند با هم همزيستی مسالمت آميز داشته باشند بحث ديگری است. به تجربه ثابت شده است وقتی يک محور مورد توجه است، اين ائتلاف نمی تواند دوام داشته باشد. اما واقعيات اينها و تجربيات تاريخی نشان می دهد به راحتی نمی توانند دوام پيدا کنند.
در دراز مدت اختلافات ايدئولوژيک آنها مساله ساز خواهد شد. در جبهه دموکراسی هم اگر روزی نتوانستند با هم توافق کنند و در نهايت از هم جدا شدند چيز غير منتظره ای نيست و قابل پيش بينی است.
در برخی شايعاتی که منتشر می شود عنوان شده علت عضويت نيافتن سازمان مجاهدين انقلاب در جبهه دموکراسی خواهی، عضويت گروه هايی چون نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی ها در اين جبهه است. واقعيت دارد؟
مبنای اين شايعات ممکن است از استحکام صد در صد برخوردار نباشد اما بی مبنا هم نيست. سازمان اشتراکات کمتری با گروه هايی مثل نهضت آزادی و ملی مذهبی ها نسبت به گروه هايی که در جبهه اصلاحات عضو هستند، دارد.
چندی پيش قرار بود جلسه ای ميان آقايان نبوی و سحابی برگزار شود که لغو شد. علت آن چه بود؟
اين جلسه را خود آنها در خواست کردند و خود آنها هم لغو کردند. انتخابات خبرگان نزديک است و به نظر می رسد خبرگان بيشتر تشکل درون صنفی روحانيت است.
"در انتخابات خبرگان بسيار فعال هستيم"
اهميت خبرگان برای اصلاح طلبان چيست؟
ما در پی عوض کردن قانون خبرگان بوديم تا کسانی که به اين مجلس می روند از طبقات مختلف جامعه باشند چرا که ارزيابی کار رهبری به ديدگاه های مختلف بر می گردد. همانقدر که اجتهاد موثر است مسائل اقتصادی و سياسی نيز در اين زمينه موثر است چرا که رهبر بر ابعاد مختلف بايد اشراف داشته باشد. اين امر محقق نشد.
از آنجايی که کار مجلس خبرگان بسيار مهم است از بسياری از مجالس ديگر مهمتر است. بنابر هيچ تشکيلات سياسی نمی تواند به آن بی تفاوت باشد. اگر احيانا تشکيل سياسی تاکنون بی تفاوت بوده اند به اين دليل بوده که شرايط حضور موثر را مهيا نمی ديدند و احساس می کردند نظارت، استصوابی عمل کرده و قلع و قمع می کند و کلا حضورشان را بی تاثير تلقی می کردند.
در واقع اين احزاب نبودند که بی تفاوت بودند بلکه عملکرد ارکانی از نظام موجب می شده احزاب و گروه ها در ارتباط با انتخابات خبرگان به انفعال بيفتند. سازمان هم با توجه به اين قضيه تاکنون برخورد فعالی با خبرگان نداشته است.
آيا سازمان در انتخابات خبرگان آتی شرکت می کند؟
الان آمادگی داريم در انتخابات خبرگان آتی برخورد بسيار فعالی داشته باشيم .اما چون قانون اصلاح نشد،تقريبا اکثر گروه های اصلاح طلب پذيرفته اند که اين کار چون حالت تخصصی دارد مجمع روحانيون و مجمع محققين و مدرسين کار را پيش ببرد.



Comment