Announcement
Collapse
No announcement yet.
Political Articles
Collapse
X
-
حالا با همه اين تفاسير، حرف و حديث درباره چشم انداز اين جريان، امروز مطرح است. آيا با توجه به شرايط ويژه منطقه و.. اگر اراده اي به ايجاد تغييرات بنيادين توسط امپرياليسم در كشور ما وجود داشته باشد با گنجي و گنجي ها مي توانند چنين آلترناتيوي را بسازند؟ چون مي دانيد كه الان حرف از ملاقات يا عدم ملاقات گنجي با بوش است. گويا اين هفته قرار است نوام چامسكي را ببيند و از اين حرفها. شما به اين صحنه چطور نگاه مي كنيد؟*
بله،ديدن بوش كفاره دارد و افتخار نيست. ملاقات با آن نومحافظه كاران،قاتلان مردم عراق،مردم فلسطين و كساني كه با نهايت خونسردي فرمان مي دهند كه شوراي امنيت جنايات را محكوم نكند، آتش بس ندهد تا اسرائيل به اهداف بيست و يك روزه خود برسد افتخار نيست و كفاره دارد. اين يك. دوم اينكه با ديدن آنها علاوه بر آنكه رهبري در كشور ايجاد نمي شود كه مجسمه نفرت در جامعه ايجاد مي شود. كدام يك از افرادي كه به خدمت ايالات متحده يا پابوس آن مغبچه سياسي، توني بلر رفتند در كشور ما براي خود جايگاهي درست كردند؟ جايگاه،از آن ناصر زرافشان است. به خاطر اينكه در دل توده هاي مردم جا دارد.حضور دارد.
*بله، البته اينجا بايد روشن كرد كه به جريان چپ و دموكرات هم نقدهايي زيادي وارد است و...*
بله، ما هم هزار عيب داريم كه خودمان مي دانيم و آنها اصلا نمي دانند. اما اراده مردم ايران بايد تعيين كننده آينده شان باشد. دموكراسي صادراتي،دموكراسي با موشك كروز،دموكراسي با آن پسرك جلف، فخرآور و آن پاسدار سابق،سازگارا و... كه كاخ سفيد و اين ور آن ور مي فرستندشان در كشور ما درست نمي شود. ضمنا ما يك نوع دموكراسي نداريم. بويژه نوع امريكايي... ما دهها نوع دموكراسي داريم. ما دموكراسي مشاركتي و سوسيال را براي جامعه مان مي خواهيم و مي بينيد كه هر ليبرالي در گام هاي نخست خود را داخل زباله دان مي اندازد كه بيرون آوردنش ديگر مشكل است.
*يك بخش هم به هر حال اصلاح طلبان ديني سابقا حكومتي هستند كه عده اي مي گويند به شكل جدي پشت "پروژه گنجي" هستند . مي گويند گنجي يكي از برگهاي اينهاست بعد از هشت سال "فرصت سوزي" و...*
كساني كه دارند پروژه درست مي كنند و رهبر درست مي كنند،چه در داخل ايران و چه در داخل كشور،بايد بسي نادان،كودن و در واقع درازگوش باشند. آخر،اينها را كي به رهبري قبول مي كند؟! كشور ما اينها را ديده است. نظام سرمايه داري بهترين هايش را مي گذارد در ويترين. خوشكلك هايش را مي گذارد در ويترين. آن از ماهواره، كه مي بينيد. من تعجب مي كنم كه جمهوري اسلامي انقدر كند ذهن عمل مي كند. چرا ماهواره ها را بر مي دارد؟ بگذاريد باشند تا مردم بشناسند اينها چه كساني هستند. چرا جمهوري اسلامي آقاي گنجي را انداخت زندان؟ كاش كه زودتر مي گذاشت حرفهايش را بزند. مي زد،مردم مي فهميدند كي هستند اينها...نه، اين پروژه سازي ها در كت ما نمي رود. رهبران مردم از ميان خود مردم برگزيده خواهند شد.
*آقاي دكتر، اما انگار اين جريانات از زماني كه به هر حال جمهوري اسلامي و امريكا به نوعي سر مساله هسته اي،عراق و...به هم چراغ سبز نشان مي دهند،بيشتر به تقلا افتاده اند...*
از وقتي كه ايران دارد خود را به شكلي سر مساله هسته اي به غرب و امريكا نزديك مي كند طبيعي است كه تحركات خودانگيخته و حساب شده بر اي نفوذ در هم شكل مي گيرد. طبيعي است كه امريكايي ها چهره هايي را از اينجا بيرون مي دهند. از آنجا كه امريكايي ها در ديپلماسي بسيار محدود بين و نزديك بين هستند و خرفتند چهره هايي كه بيرون داده اند همين ها است كه داريم مي بينيم. مثلا خوب آنها احمد چلبي در مي آيد. از سوي ديگر طبيعي است كه كساني چه به حمايت جمهوري اسلامي و چه مستقل راه مي افتند مي روند آنجا خانه آن جرج و جك. آنها هم هستند. اما ملت ايران و بويژه آگاهان اجتماعي اين جريانات را مي شناسند. مي دانند در سرزميني كه چهار و نيم ميليون بيكار داريم،اتحاديه كارگري نداريم،نجات اقتصاد ايران و نجات دموكراسي در گرو ساختن نهادهاي مردمي است زبانشان مي چاد يك كلمه از سنديكاي كارگري صحبت كنند. مردم پشست سر اينها نمي روند. بنابراين ريش اين پروژه ها در آمده و در ميان مردم ما محلي از اعراب ندارد.
*اتحاد؛ از گنجي و همپالكي هايش،سروش و كديور و... بپرسيد*
*خب،حالا همه اينها را گفتيم. اما يك پرسش اساسي همچنان هست. اتحاد. خب چه بايد كرد؟ در گردهمايي اعتراض به تداوم بازداشت مهندس موسوي در اوار تحكيم،واقعا خيلي ها بودند. تنوع جريانات سياسي بي سابقه بود.خود شما بوديد،آقاي عمويي بودند،بچه هاي دانشجوي دگرانديش و... اما در جريان اعتصاب غذا و گردهمايي روز آخر آن من ديدم اصلا اين مساله تكرار نشده است. نيروهاي سياسي مثل قبل محدود و تقريبا همفكر... اصلا يك حرفهاي حيرت آوري از سوي برخي جريانات مثلا ملي مطرح شده بود نسبت به حضور آقاي عمويي و... چرا؟ واقعا چه بايد كرد؟ ليبرال ها هم مي گويند چپ ها اصلا ما را بر نمي تابند و.... اتحاد؟ چطوري؟*
ولله اين اتحاد هم كه مي گويند كلمه دهان پركني است و هيچ لزومي ندارد كه بنده بروم با دشمنان خودم كه مسلح و سازمان يافته هستند بروم متحد شوم. يعني چي؟ يعني بروم متحد شوم كه خودم را خلع سلاح فكري و سازماني و ايدولوژيك كنم؟ من چه اتحادي دارم با آقاي گنجي كه مدافع سلطه ستمگرانه سرمايه جهاني است؟ اتحاد من با كارگران كشور است. اتحاد من با زارعان است. اتحاد من با معلمان است. اتحاد من با زحمتكشان است. اتحاد من با پليس رده پايين است. اتحاد من با سربازان است. اتحاد من با مردم است. مردم! مردم كوچه و بازار. اينجا وطن من است. خانه من است. من چه اتحادي مي توانم داشته باشم با كساني كه پايگاه نيويوركي دارند؟ در حالي كه مي دانم هر آينه جر مي زنند و زير همه توافق ها و دستاوردها مي زنند. من مي دانم آقايان چه نوع دموكراسي را مي خواهند. دموكراسي كه خود از صندوق بيرون بيايند.ما با اينها اتحاد نمي كنيم.
*به هر حال در كارزار حمايت از مهندس موسوي واقعا همه جريان هاي سياسي كشور همراه شدند...*
بله،در مورد مهندس موسوي كه مي گوييد ،هميشه نيروهاي دموكرات و چپ آمده اند از آزادي دفاع كرده اند اما ليبرال ها از ما نكردند. از ما دفاع نكردند. ليبرال ها هرگز حاظر نيستند در دادگاه تاريخ،خودشان و همه آن جريان هايي كه موجب كشتار جريان هاي چپ در ايران شده است را به محاكمه بكشند. ما اتحادي با آنها نداريم. اگر كسي مانند موسوي خوييني يا خود گنجي يا هر كس ديگر گير بيفتد يك عده به عنوان مسلمان مي آيند ،من به عنوان يك انسان،كسي كه از حريم آزادي انديشه و بيان دفاع مي كند و عضو كانون نويسندگان ايران است وظيفه خودم مي دانم از او دفاع كنم. اما وظيفه خودم نمي دانم كه به دنبال آرمانها و سياستهاي غلط و چه بسا وابسته او باشم.
*خب،حرف من اين است كه به هر حال براي گذار از وضعيت فعلي اين مرز مشترك بين نيروهاي سياسي،حالا اصلا فرقي نمي كند چه مشروطه خواه ولايي چه سلطنتي، ليبرال يا چپ و دموكرات. با اين وضعيت چطور مي توان به آن حداقل ها دست پيدا كرد. همگان به خاطر دارند كه در همان سالهاي حساس اول انقلاب چطور بخش مهمي از نيروهاي مترقي كشور همين گروههاي متجدد زيادي را با چماق ليبراليسم از خود راندند و موجب سيطره گروه موسوم به تماميت خواه شدند. در چشم انداز آتي چطور اين نزديكي هاي حداقلي را مي توان تعريف كرد؟*
من نمي دانم اين پرسشي كه شما از من مي پرسيد را تا به حال از گنجي و سروش و كديور و اينها هم پرسيده اند؟ به آنها بگوييد بيايند نزد من از من درخواست اتحاد كنند.
*حالا مثل اينكه دوباره دارند جبهه حقوق بشر و دموكراسي خواهيشان را راه مي اندازند.فكر كنيد بر فرض محال به سراغ نيروهاي چپ و دموكرات هم آمدند. با آنها سر چه مواضعي مي توان اتحاد كرد؟*
اتحاد بر سر حرفهاي ساده،باد هوا،انتخابات بكنيم،من بيايم نداريم. اتحاد،بر سر مسائل و مشكلات عيني و واقعي مردم ايران. آنها مي خواهند بگويند شانزده سال تجربه هيچي باز همان مسير را ادامه بدهيم. اين بار اما اتحاد كنيد من بيايم سر كار آن مسير را ادامه بدهم! هشت سال فرصت داديم. خاتمي كيه؟ سروش كيه؟ خاتمي كيه؟ كديور كيه؟ خاتمي كيه سحابي كيه؟ همه اينها يكي هستتند. هشت سال به آنها فرصت داديم اين وضعيت را براي ما درست كردند. باز مي گويد بيا حول ما اتحاد كنيم؟ فوتينا! انگار ما بچه ايم. شما حالا بياييد حول ما اتحاد كنيد. بياييد ببينيد ما چه مي گوييم. ما منشور اتحاد مي نويسيم شما پاي آن را امضا كنيد.
*با كلمه "كارگر" غش مي كنند، با "طبقه" آبله مرغون مي زنند*
*حتي سر كلمه "كارگر" در اين منشورها كه مي نويسند كلي بحث و جدل است!*
بله،وقتي از به كار بردن واژه "طبقه" تاول مي زنند،آبله مرغون مي گيرند! از شنيدن كلمه كارگر كه غش مي كنند. بايد كاهگل بگيريم جلوي دهان همه اين روشنفكران ديني را. من چه اتحادي دارم با اينها بكنم. كشور ما نه ميليون كارگر شاغل دارد. چهار و نيم ميليون هم بيكار . اينها را ضربدر خانواده هايشان بكنيد ببينيد چقدر مي شوند. ما زارعان داريم،معلمان و... من مي خواهم مسائل اينها مطرح شود.
*مي گويند شما كاري تان نباشد،بياييد به ليبرال دموكراسي راي دهيد اين مسائل خود به خود حل مي شوند!*
بله،مگر ليبرال دموكراسي در اسرائيل نيست. ببينيد چطوري دارد مسائل را حل مي كند. من مي گويم ما آيا با اينها مي توانيم بر سر عدالت توافق كنيم؟
*يعني واقعا سر يك سري حداقل ها هم نمي توانيم؟*
آن يكي كه طرفدار "فون هايك" است،اصلا معتقد است پديده عدالت محصول فكر بيماران رواني هست! آخر من با او چه اتحادي بكنم؟ او كه طرفدار "فون هايك" و "پوپر" است و مي گويد اگر روزي لازم شد تامين اجتماعي بپردازيم ،از دستمزدها حمايت بكنيم،كساني كه از حمايت ها برخوردار مي شوند بايد حق راي دادن نداشته باشند اينها انسان نيستند؟ هر كس بايد برود خودش زندگي اش را تامين كند؟ من چه اتحادي با اين فاشيستها دارم؟ هي لباس هاي خود را عوض مي كنند!
* اكبر گنجي در اظهارات اخيرش بارها نسبت به موضع جنگ طلبان واكنش نشان داده و از جنبش صلح گفته است. اين مي تواند عملا نكته مثبتي باشد؟*
تا زماني كه امپرياليسم امريكا وجود دارد هواپيما عوض كردن و از اين كشور به آن كشور رفتن مسخره كردن صلح است. تا آنجا كه ما آموزش ديده ايم و يادمان مي آيد وفتي آتش جنگ افروخته مي شود و يك تيمي مي خواهد برود موضوع را فيصله دهد اولين اقدام خودراري از انداختن موشك به يكديگر است. اينجا دولت ايالات متحده مي گويد نه! اصلا چنين چيزي وجود ندارد. بگذار چهارده روز بعدي هم برود. بيست و يك روز بعد فلسطيني باقي نمي ماند. شيعيان جنوب لبناني باقي نمي ماند كه كسي با آنها وارد مذاكره شود. اين دغل كاري ها يعني چه؟ امپرياليسم، مانع صلح است. خودكامگي،جهل و نفرت مانع صلح هستند و عوامل پديدآورنده اينها،ستمگري و بهره كشي از يك سو و فقر و تهيدستي و تبعيض از ديگرسوست. براي به دست آوردن صلح بايد اراده مردمي كه زير ستم هستند بايد متبلور شود و رشد كند.
*آقاي دكتر،اجازه بدهيد مشخص تر به اين بحران اخير خاورميانه بپردازيم. نكته جالبي كه وجود دارد سكوت مطلق جامعه روشنفكري ايران در قبال اين مساله است، در حالي غالب احزاب چپ و دموكرات جهان بسيار روشن نسبت به اين تحولات موضعگيري كرده اند شايد جامعه روشنفكري ما به دليل تبليغات وسيع حكومتي در مورد فلسطين،سعي مي كند از موضعگيري صريح در اين مورد بپرهيزد تا شائبه اي به وجود نيايد.
Comment
-
آتش نزاع در خاورميانه هر روز به آستانه غير قابل پيشبيني نزديك مي شود. روند حركت و برنامه هاي كلان اسرائيل و ايالات متحده در اين بازي به كدام سوست؟ آيا اين بحران در شرايط فعلي دامن جمهوري اسلامي را نيز خواهد گرفت؟ دكتر داوود هرميداس باوند، تحليلگر مسائل سياسي و بين الملي و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با "روز" از سناريوي حساب شده ايالات متحده ، ورود مستقيم قريب الوقوع آن به بحران با "تله اي" كه حزب الله در دام آن افتاده است مي گويد. او ضمن بيان اين نكته كه اسرائيل در صدد فلج كردن يا از كار انداختن اهرم هاي مقابله گروه شبه نظامي حزب الله لبنان و كليه اهرم هاي ديگر عليه خود در مرزهايش است، پيگيري برنامه هاي تا به حال "زمين گير" شده كاخ سفيد توسط استراتژي سخت افزاري يا همان استراتژي حمله نظامي را كه پيش از اين با پلاتفرم "دموكراتيزيشن" و.. مطرح بود از جمله اهداف اصلي امريكا در منطقه عنوان مي كند. باوند پيش بيني مي كند كه اگر دامنه اين نزاع به سوريه كشيده شده،امريكا وارد عمل شده و بحران گستردگي بيشتري بيابد قطعا هدف بعدي حكومت روحانيون در تهران است. او در چنين حالتي وقوع "عمليات نظامي راه دور" را محتمل دانسته و تصريح مي كند كه در چنين صورتي بسياري از مراكز استراتژيك و اقتصادي كشور آماج حملات نظامي قرار خواهند گرفت كه در اين راستا طرح Regim change (تعقيير رژيم) ايالات متحده نيز بخت بلندي براي عملي شدن پيدا خواهد كرد.
*پيشبرد برنامه كلان امريكا
*آقاي دكتر، بالا گرفتن آتش منازعات اخير در خاورميانه را با چه مختصاتي مي بينيد؟
به نظر من تصادفا دو هدف در اينجا مطرح مي شود. زماني برنامه اي بود با اتكا به امكانات سخت افزاري براي دموكراتيزيشن و... كه اين برنامه با مشكلاتي رو به رو شد. يعني با زمين گير شدن امريكا در عراق و افغانستان و مخالفت افكار عمومي امريكا و جهان اين برنامه پيش نرفت. در آن شرايط استفاده سخت افزاري براي اهداف سياسي غير ممكن شد. ولي الان از زاويه ديگري حركت را شروع كرده اند كه شايد به همان نتيجه برسد ولي مباني استدلالي و انگيزه آن متفاوت است.
*به هر حال آنطور كه همه شواهد تاكنون نشان مي دهند ربودن سرباز اسرائيلي توسط حماس و گروگانگيزي حزب الله تنها آغاز يك سناريوي دقيق است براي منطقه...
بله،خيلي مشخص است كه حوادث اخير تنها به خاطر دو گروگان اسرائيلي در دست حزب الله نيست.
*برنامه چه هست آقاي دكتر؟
برنامه اين است كه حزب الله را در لبنان فلج كنند يا از كار بيندازند. اگر آتش اين نزاع به سوريه گسترش يابد قطعا در سوريه متوقف نخواهد شد. به استناد اينكه دولت هايي حامي سوريه هستند دامنه درگيري گسترش مي يابد. در اين مرحله امريكا هم وارد خواهد شد. بنابراين برنامه اي كه امريكا داشت بر اساس اقدامات نظامي كه در مرحله قبلي غير ممكن شده بود با وضعيت جديد از زاويه ديگر و بر مبنايي ديگر عملي خواهد شد.
*خب به هر حال استراتژي كلان اسرائيل در اين بازي چه هست؟
استراتژي اسرائيل در درجه اول اين است كه همه اهرم هاي مخالفت در جوار خود را نابود كند. يعني پس از حمله مشترك عليه برخي كشورها،آنها توانايي ابراز عكس العمل در برابر اسرائيل را نداشته باشند. هر آنچه اهرم اجرايي عليه اسرائيل در مرز وجود دارد بايد از بين برود و كشور اسرائيل مصون بماند از پيامد اين بحران گسترده كه به صورت سخت افزاري است. يعني اقدام نظامي است.
*به اين ترتيب اگر امريكا همانطور كه شما مي فرماييد به زودي وارد بازي شود، به هر حال وضعيت نابسامان نيروهايش در افغانستان و عراق هم مطرح است. نه؟
بله،حالا اينكه شايد امريكا در افغانستان و عراق دچار مشكلاتي شود براي اسرائيل مطرح نيست. هدف اين است كه با اين اقدامات گسترده اي كه در منطقه صورت مي گيرد ابزارها و اهرم هاي مورد استفاده عليه اسرائيل از بين برود.
*جنگ منطقه اي
*شما وقوع يك "جنگ منطقه اي" را با ادامه روند فعلي محتمل مي دانيد؟
حالا "جنگ منطقه اي" هم تقريبا اقدام يك طرفه خواهد بود. يعني آنها كه در مظان قرار مي گيرند،به خصوص بخسي از سوريه كه به شكل نظامي است و بخش ديگر حملات راه دور است كه از پيشرفته ترين سلاح هاي موجود استفاده مي شود براي نابود كردن مراكز استراتژيك و اقتصادي و هسته اي و... يعني آن ارزش هايي كه قبلا اعلام شده بود،دموكراتيزيشن و... كه زمين گير شده بود الان تحت مبنايي ديگر و با زاويه اي ديگر عملي مي شود بدون اينكه افكار عمومي امريكا عكس العمل منفي نشان مي دهند.
*خب پس به اين ترتيب امريكا قصد ورود قريب الوقوع به بازي را دارد براي پيگيري همان طرح كلان خودش. درست است؟
به شكل ديگري.يعني وقتي در آن تاريخ با استفاده از ابزارهاي قبل براي نيل به هدفش ناكام شد و شرايط بين المللي و افكار عمومي امريكا و جهان هم اجازه ادامه آن سياست ها را نمي دهد بنابراين از طريق ايجاد يك بحران كه ظاهرا اسرائيل و همسايگانش است برنامه خود را پي مي گيرد. امريكا در مورد كشورهاي منطقه كه قبلا آنها را مد نظر داشته احتمالا به شكل ديگر از استراتژي سخت افزاري [حمله نظامي] استفاده خواهد كرد. اين مساله بسته به اين است كه تا چه حد برنامه حمله به سوريه عملي شود. اگر حمله به سوريه عملي شود بدون ترديد بلافاصله بعد از آن ديگر كشورهاي مورد نظر در منطقه هم مورد تهاجم نظامي قرار خواهند گرفت.
*حزب الله در تله
*در اين ميان آنطور كه بسياري از ناظران متفق القولند دمشق و بيش از آن تهران در حمايت هاي مالي و معنوي از حزب الله نقش اصلي را به عهده دارند، از استفاده سلاح هاي ساخت ايران توسط حزب الله گفته مي شود و... اين مسائل چقدر مي تواند در معادلات نقش بازي كند؟
ببينيد اين مسائل بهانه است. الان اصلا حزب الله مطرح نيست. برنامه به طور گسترده اي مد نظر قرار دارد. فراتر از منطقه بقاء و حزب الله. اگر اين برنامه همانطور كه نخست وزير اسرائيل گفت ما مي خواهيم بحران را در منطقه ريشه كن كنيم دقيقا حاكي از اين است كه اين برنامه محدود نخواهد بود و هر چقدر هم كه سوريه دست به عصا راه مي روئ و آچمز است ولي نهايتا بهانه حمايت از حزب الله و ارتباط با حزب الله مطرح خواهد شد و بنابراين بحران به سوريه كشيده مي شود. به محضي كه به سوريه كشيده شود گريزناپذير به سوي برخي از كشورهاي منطقه كشيده مي شود.
*به شكل مشخص چقدر اين تهديد متوجه جمهوري اسلامي است؟
من گفتم اگر به سوريه كشيده شود به جمهوري اسلامي تسري پيدا مي كند.
*حالا با توجه به آنچه تاكنون شاهد آن بوده ايم،اين ظن بسيار تقويت مي شود كه حزب الله در بازي بسيار حساب شده اي با طرف مقابل خود وارد شده براي اهداف بسيار كلان تري كه توسط نئو كان ها در ايالات متحده از مدت ها پيش بعد از سپتامبر يازده پيگيري شده است...
ببينيد ممكن است در يك دام افتاده باشند. تله اي ايجاد مي كنند و برنامه را پبش مي برند. آنهايي كه اين برنامه را اينجينير كردند تقريبا يك تله اي را ايجاد كردند و پس از آن بر اساس بهره برداري مبالغه آميز از آن در استراتژي بلند مدت خود را پيگيري خواهند كرد.
*با توجه به موضع مشهور جمهوري اسلامي در قبال مساله صلح و اصلا زير سوال بردن موجوديت اسرائيل و اخيرا اظهارات رئيس جمهور اسلامي مبني بر حذف اسرائيل از روي نقشه جهان،انكار هولوكاست و... شما گمان مي كنيد اين مسائل چقدر مي تواند تاثيرات نسبي در نوع تعامل احتمالي اين كشور و امريكا با ايران داشته باشد؟
ببينيد مساله از تئوري و اين حرف ها گذشته است. اصلا بحث هولوكاست و اين مسائل در حال حاظر مطرح نيست. اينها بر اين باورند كه جمهوري اسلامي خطري بالقوه براي آنهاست و سعي مي كنند از هر فرصتي استفاده همه جانبه اي كنند. وقتي كه اتمام پيامدهاي حمله به مردم غير نظامي و بي گناه و.. را به جان خريده اند ديگر سعي مي كنند در طيف گسترده اي برنامه خود را دنبال كنند. اين بحران،بعد از سوريه، اگر حمله نظامي به اين كشور صورت گيرد، قطعا به ايران تسري مي يابد.
*ايران بعد از سوريه
*خب اگر چنين اتفاقي بيفتد در سوريه،گام بعدي حمله نظامي به ايران است؟
خب مي خواهند طرفين را فلج كنند.
*يعني حمله نظامي به ايران؟
نيروي نظامي وارد خاك ايران نمي كنند. با استفاده از پيشرفته ترين سلاح هاي تهاجمي تقريبا تمام مراكز استراتژيك و اقتصادي را خواهند زد. يعني يك حمله راه دور است. وارد عملياتي به آن شكل نمي شوند.
*با عملي شدن اين حمله احتمالي به ايران طرح Regim change كه از مدت ها پيش روي ميز پرزيدنت بوش و بخشي از نئوكان ها بود در دستور كار قرار مي گيرد؟
بله ديگر. از آن طريق نشد. با ناكامي روبه رو شدند. البته پشت آن راه هم استراتژي سخت افزاري بود. اما امروز ديگر آن زمينه ها و ارزش ها مطرح نيست. ظاهرا مساله سكيوريتي مطرح است و مبارزه با حاميان تروريسم و... و همان برنامه قبلي عملي مي شود. احتمالا سوريه دست خوش تعقييراتي مي شود و ديگران هم بستگي به درجه ضرباتي است كه وارد خواهد آمد. اينكه آيا طرح Regim change هم انجام خواهد شد مي توان گفت چنين قصدي وجود دارد اما ديگر بستگي به روندي دارد كه شكل مي گيرد.
*به هر حال بسياري از تحليلگران پيشبيني مي كنند كه پرزيدنت بوش تا پايان دوران زمام داري اش قطعا وضع جمهوري اسلامي را مشخص مي كند...
بله،به نظر مي رسد اينگونه است. اين اقدامات همانطور كه اشاره كردم تنها مساله دو تا اسير و اين حرفها نيست. همه اين حوادث تله اي بود كه ايجاد شد. به خصوص عكس العمل امريكايي ها در اين مورد كه از اقدام اسرائيل با عنوان "دفاع از خود" حمايت كرده اند تنها آماده سازي ورود خودشان به بحران و پيشبرد برنامه هاي مورد نظرشان است.
Comment
-
همزمان با برگزاری اجلاس G8 (گروه هشت) مركب از هشت كشور صنعتي جهان،دبيركل سازمان ملل متحد،رئيس سازمان انرژي اتمي و تني چند از ديگر مقامات بلندپايه كشورهاي مختلف در لنينگراد روسيه،دكتر پرويز ورجاوند،كارشناس مسائل ايران و بين الملل در گفتگو با "روز" نزديكي بسيار بيشتر مواضع روسيه و چين به ايالات متحده در اين اجلاس را منجر به اتخاذ تصميماتي به مراتب تندتر عليه پرونده هسته اي جمهوري اسلامي عنوان كرده و تصريح مي كند با توجه به شرايط بحراني خاورميانه و موضع گيري هاي تهران در زمينه ديپلماسي خارجي و مسائل داخلي، تصميمات مقتضي در اين اجلاس از سوي جامعه ملل مي تواند ايران را در "مسير خطرناكي" قرار داده و خطرات بالقوه اي را متوجه منافع ملي ايران كند.
* ناظران، مساله ايران و پرونده هسته اي جمهوري اسلامي را يكي از مباحث اصلي اجلاس گروه هشت عنوان مي كنند. به گمان شما سير تصميم گيري در اين رابطه به چه سمت و سويي خواهد بود؟
احتمالا در اين اجلاس، چين و روسيه به امريكا و اروپا نزديكتر خواهند شد. گويا امريكايي ها قرار است كمك هاي قابل ملاحظه اي را در اختيار روس ها قرار دهند. حاصل جمع تصميم گيري ها در گروه هشت علاوه بر آنكه به نفع جمهوري اسلامي نخواهد بود بلكه به يك هماهنگي ديگري از سوي جامعه ملل عليه جمهوري اسلامي خواهد انجاميد. اين مساله شرايط ايران را در مسير نامساعدتري قرار مي دهد.
*با بحث دوباره پرونده هسته اي جمهوري اسلامي در شوراي امنيت،گام بعدي جامعه ملل در اين ارتباط چه مي تواند باشد؟
ببينيد با توجه به سياست جمهوري اسلامي در قبال صلح خاورميانه و شرايط آشفته اي كه در هفته گذشته بوجود آمده هم اكنون به ميزان افزونتري نسبت به گذشته انگشت اتهام دنياي غرب به سوي جمهوري اسلامي است. اين اتهام ها چه بخشي از آنها جوسازي باشد و بخش ديگر واقعيت اما آنچه مسلم است اين است كه مجموعه شرايط موجود ايران را در موقعيت بسيار خطرناكي قرار داده كه با توجه به عملكرد حاكميت و سخنان نابجاي مقامات به اصطلاح مسئول كشور جوي به شدت منفي را عليه ايران در سراسر جهان بر انگيخته است. مجموعه مسائل حكايت از اين دارد كه اگر در اين نشست آقايان به تفاهم با روسيه دسترسي پيدا كنند كه شواهد نشان مي دهد امري دور از انتظار نيست ايران در وضعيت نامساعدتري در شوراي امنيت قرار خواد گرفت.
*يعني مي توان انتظار داشت كه اين "وضعيت خطرناك" در قطعنامه آتي اين شورا مشخص شود؟ چون در مورد قطعنامه قبلي هم از اين مسائل مطرح بود.
بله،قطعنامه آتي به شدت تندتر از قطعنامه قبلي خواهد بود و با صراحت هر چه بيشتر احتمالا با تعين يك التيماتوم ايران را موظف به توقف كامل غني سازي خواهد كرد. به دنبال آن چالش هاي گسترده اي بوجود مي آيد.
*اخيرا آقاي دوست پلازي،وزير خارجه فرانسه هم از اجراي بند 7 منشور شوراي امنيت سخن گفته اند...
بله، اين مساله با توجه به اظهارات ايشان مي تواند تگناهاي بسيار شديدتري را به ايران تحميل كند.
*شما به بحران اخير خاورميانه و شعله ور شدن دوباره آتش جنگ در اين منطقه اشاره كرديد،با توجه به اينكه هم اكنون به طور جدي انگشت اتهام متوجه جمهوري اسلامي و رژيم سوريه است، فكر مي كنيد چقدر آتش منازعات مي تواند دامن حكومت روحانيون در تهران و پرونده هسته اي را بگيرد؟
اين مساله بسيار روشن است. سالهاي سال است كه به هر اعتباري كه بگيرير غرب و بويژه امريكا به دنبال پايان دادن به نزاع فلسطين و اسرائيل است. گام هايي در اين زمينه برداشته شده و هميشه انمگشت اتهام در زمينه اخلال در مساله صلح متوجه رژيم تهران و دمشق بوده است. گفته اند كه اين دو حكومت با ياري رساني هاي خود به گروههايي مانند حماس،جهاد اسلامي و حزب الله لبنان و... تمايلي به سر گرفتن روند صلح ندارند. اين در حالي است كه كشورهاي عربي به شدت تمايل دارند هر چه سريعتر فضاي پرتنشي كه ساليان دراز است بر منطقه حاكم است پايان بپذيرد.
*حالا اتهام دخالت جمهوري اسلامي در بالا گرفتن آتش منازعات در منطقه چقدر مي تواند به اتخاذ تصميمات تندي عليه كشور ما در جلساتي مانند G8 منجر شود؟
اين مساله مي تواند ايران را در مسير تصميم گيري هايي قرار دهد كه با منافع ملي ايران ناهمخوان است. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه پيش از آنكه بخواهيم در جهت خلاف تصميمات قدرت هاي جهاني عمل كنيم بايد خود را در موقعيت مناسبي قرار بدهيم،دنيا را با خودمان رودر رو نكنيم و بتوانيم مردم كشورمان را از شرايط فلاكت باري كه به آن دچار هستند نجات دهيم. در چنين شرايطي به عنوان يك كشور نيرومند واقعي كه بخش عمده اي از مردم آن زير خط فقر نيستند در سطح منطقه قدرت مانور پيدا كنيم. در اين شرايط احتمالا قادر خواهيم بود در معادلات منطقه اي به گونه اي به حساب بياييم كه به منافع ملي خود لطمه اي سنگين وارد نيايد.
Comment
-
در پيوند با بحث مفقود شدن سند سيصد ميليارد توماني در دوران شهرداري محمود احمدي نژاد،رئيس جمهور اسلامي و سخنان صريح دكتر نادر شريعتمدار،رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران در اين باره، امير رضا واعظي آشتياني،عضو هيات رئيسه شوراي شهر تهران و از نزديكان حلقه فكري رئيس جمهور اسلامي در گفتگو با "روز" از بيان چنين اظهاراتي ، آن هم در صحن شورا توسط "دوستان" ابراز تعجب مي كند. عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي به كساني كه اين سيصد ميليارد تومان مفقوده را "فاقد سند" عنوان مي كند مي گويد كه آنها معناي واژه "فاقد" را نمي دانند. وي معتقد است بايد از خود آقاي شريعتمدار پرسيد كه چه مي گويد. واعظي آشتياني ضمن رد هرگونه "تهديد" نسبت به منتقدين هوادار احمدي نژاد در شوراي شهر و مجلس اسلامي، همكاران خود را از "جوسازي" و پرداختن به "مسائل حاشيه اي" به دليل بروز "اختلاف سياسي" بر حذر مي دارد.
*آقاي واعظي، پيش از اينكه برويم سر بحث اصلي اول به ما بفرماييد در سالگرد آغاز به كار دولت دوست و همكار نزديكتان آقاي احمدي نژاد برايند عملكرد كاري كابينه ايشان را چطور ارزيابي مي كنيد؟
اولين حركتي كه ايشان انجام داد حضور در ميان مردم در استان هاي مختلف است.
*يعني چي؟عملكرد؟
يعني هيات دولت را از نيمكت نشيني حركت داد و به سمت استان ها و شهرهاي مختلف كشور رساند.
*خب؟
روياي مردم به حقيقت پيوست.
*مردم كه رويا زياد دارند!...كدام يك؟
روياي ديدن مسئولينشان به تحقق پيوست. در اين نشست هاي استانی شناخت درباره ظرفيت ها و پتانسيل هاي استانی بيشتر شد. به سبك سيستماتيك اداري توانستند آن آمايش سرزمين را به نوعي اجرايي كنند.
*خب، شعار اصلي احمدي نژاد در انتخابات بر بهبود وضع معيشت مردم و رنگين شدن سفره آنها با پول نفت و ... متمركز بود. در اين زمينه ها روياي مردم چه شد؟
براي اجرايي شدن اين زمينه ها تمام عوامل بايد سهيم باشند. يك فاكتور اين قضيه را محقق نمي كند. وقتي همه فاكتورها در يك مسير قرار مي گيرند مي توانند به محقق شدن "عدالت اجتماعي" كمك كنند. همين بحث "اشتغال" بسيار مهم است. "ظرفيت شناسي" هر استان در زمينه هاي مختلف و...
* درگيری با زريبافان
*بسيار خب.جناب واعظي، در اولين سالگرد انتخاب دولت خبرهايي مبني بر بروز اختلافات شديد در ميان طيف هاي مختلف هواداران محمود احمدي نژاد شنيده مي شود.همانطور كه بهتر مطلعيد يك طرف آقاي بيادي،طرف ديگر آقاي زريبافان و... شما و آقاي چمران پا به پاي آقاي احمدي نژاد تا امروز آمده ايد. واقعا اوضاع چطوري است؟
اول بايد به شما بگويم كه من اختلافي نمي بينم. آقاي زريبافان آدم بسيار معتدل و آرامي است و هيچ گاه به دنبال تنش و درگيري نيست.
*پس چرا درگيري مي شود؟
اين ديگران هستند كه دوست دارند با ايشان درگير شوند و تنش بوجود بياورند. من شخصا زريبافان را شخصي درگير در مسائل سياسي نمي بينم و اصلا خلق و خوي ايشان اقتضا نمي كند كه به اين سمت بروند.
*خب بالاخره بروز اين اختلافات، يك بخش مربوط به مسائل مالي و بخش ديگر در حيطه مسئوليت ها شنيده شده...
نه،من اصلا اختلافي نمي بينم. زماني راجع به موضوعي خاص بحث كارشناسي مي شود. فرض بفرماييد به عنوان مثال حالا ما از ورزش شروع كنيم يكي معتقد است ما مربي داخلي داشته باشيم بهتر است. يكي مربي خارجي. اين دلالت بر دشمني نيست.اگر بحثي هم وجود دارد بين دوستان،اين بحث حكايت از يك درگيري شخصي و دشمني نسبت به يكديگر نيست.
*شما از صحنه ورزش گفتيد. اسم شما هم به عنوان يكي از كانديدا هاي رياست فدراسيون فوتبال مطرح بود. چه شد كه نظرها در مورد شما طور ديگري شد؟
به هر جهت من فكر مي كنم عملكرد افراد مي تواند مويد انتخاب براي يك سري از مسئوليت ها باشد.
*رابطه شما با آقاي علي آبادي كه حرف ندارد!
بعضي از روزنامه ها علاقه مندند كه ارتباط صميمانه بنده و آقاي مهندس علي آبادي را ملاك مطرح شدن اين موضوع بدانند.
*خب؟
ولي واقعيت اين نيست. كسي كه با تعامل سازمان تربيت بدني توانسته پيست دوچرخه سواري را كه شش سال مخروبه بوده مجدد نوسازي كند و به بهره برداري برساند يا اينكه رنگينگ دوچرخه سواري ما در آسيا را كه هميشه چهارم پنچم بود را به مقام اول برساند و... مي تواند مناسب باشد.
*آقاي واعظي،بحث ما اينجا بر سر اظهارات آقاي نادر شريعتمدار، رئيس سازمان برنامه و بودجه شوراي شهر تهران است. به عنوان عضو هيات رئيسه اين شورا مفقود شدن سند اين سيصد ميليارد تومان پول را چطور ارزيابي مي كنيد؟
من واقعا از دوستان خودم تعجب مي كنم.
*چطور؟
به هر بهانه اي و تحت هر شرايطي مي آيند و اين عدد را مطرح مي كنند. به خصوص در صحن شورا.
*خب اين بد است؟
در مواقعي اي موضوع را مطرح مي كنند كه هيچ ربطي به بحث شورا ندارد. من نمي دانم چه علاقه مندي وجود دارد كه چنين موضوعي را مرتب تكرار كنند و خوراك رسانه اي فراهم كنند. در صورتي كه هيچ چيز نيست.
*چه جوري "هيچ چيز نيست"؟
موضوع از اين قرار است كه در هر نهادي حالا شهرداري و... بودجه اي بسته مي شود. از آنجا كه شهرداري ها يك نهاد خدمت رسان عمومي هستند كه بايد مسائل گسترده اي را در سطح شهر سرويس دهند. آموزشي،عمراني،خدماتيْ،فرهنگي،بهداشتي و... لذي بعضي وقت ها پيش مي آيد كه شهردار با وقوع مسائل غيرمترقبه مجبور مي شود هزينه هايي را در زمينه هايي كه بنده عرض كردم انجام دهد و چون بودجه تكافو نمي كند به اصطلاح مي گويند "فاقد" عمل مي كند.
*يعني چي "فاقد"؟
به معناي اينكه از سقف بودجه تعيين شده بيشتر هزينه مي كند و پس از اينكه هزينه كرد در اواخر سال لاحيه اي ارائه مي شود و در آنجاست كه اعضاي شوراي شهر يا كميته تخصصي در خصوص هر موردي كه سوال دارند سوال مي كنند و موضوع پيگيري مي شود. من تعجب مي كنم كه شهرداري تهران مسااله اين بودجه را در همان سالها مشخص كرده اما هنوز كه هنوز است دوستان ما نسبت به رسيدگي اش اقدامي نكردند و حالا تازه يادشان افتاده كه آن سيصد ميليارد تومان چي شده؟ كجا شده؟ چه جوري شده؟
*چي شده؟
طبيعي است كه در راه كارهاي عمراني هزينه شده. البته اجتناب ناپذير هم هست. از سال 69، زماني كه شهرداري تهران خودكفا شد و بدون بودجه دولت فعاليت كرد چنين اتفاقي اجتناب ناپذير بوده است. اين مساله حتي در سطح دولت ها هم بوجود مي آيد.
*خب يادتان هست آن بيست ميليون تومان وامي كه در زمان آقاي كرباسچي مطرح شد و پيگيري هايي كه توسط همفكران شما در نيروي قضايي وجود داشت؟
اين مساله ربطي به آن موضوع ندارد. اينها همه داراي سند هستند.
*اما همكارتان آقاي شريعتمدار مشخصا گفته اند "فاقد سند" است.
اگر كسي چنين چيزي گفته معناي كلمه "فاقد" را نمي داند.
*يعني چي؟
ببينيد،اين سيصد ميليارد تومان،فاقد سند نيست. وقتي مي گويند "فاقد" يعني خارج از بودجه تعيين شده قرار دارد. اگر اينطور است شما عدد سيصد ميليارد تومان را از كجا در مي آوريد؟ از هزينه ها و سندهايي كه ارائه شده بدست مي آوريد.
*بعد از مطرح شدن اين موضوع در شوراي شهر، ادعا شد برخي از نمايندگان شورا و مجلس كه همگي از نزديكان فكري رئيس جمهور هم هستند تهديداتي شده اند و...
نه اصلا چنين چيزي وجود ندارد. چه تهديدي؟ اگر كسي مستدل و منطقي و كارشناسي حرف بزند همواره مورد احترام نخبگان و مردم است. اگر فرد غير مستدل و براي جوسازي حرف بزند مردم تشخيص مي دهد.
*خب به نظر شما ،انگيزه رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا براي طرح اين بحث چه بوده؟
بايد از خودشان بپرسيد. وقتي من مي گويم به هر بهانه اي اين موضوع مطرح مي شود و براي من جاي تعجب دارد همين است. مثلا فرض بفرماييد ما داريم بحث مسكن مي كنيم يك دفعه لابلاي صحبت ها مي گويند آقا! اين سيصد ميليارد تومان! خب اين سيصد ميليلارد تومان به شماي نماينده شهر باز مي گردد كه چرا تا كنون رسيدگي نكرديد؟ چرا زماني كه به بودجه اي كه شهردار در آن مقطع داده رسيدگي نكرديد،نگاه داشته ايد و حالا امروز آن را مطرح مي كنيد.
*خب چرا؟
من فقط مي توانم بگويم در زمان دكتر احمدي نژاد كليه هزينه ايي كه صورت گرفته،روشن،شفاف و مشخص است. ما بايد تلاش كنيم از جوسازي و پرداختن به مسائل حاشيه اي كه منجر به اختلاف سياسي مي شود پرهيز كنيم.
Comment
-
موتلفه و عملكرد دولت احمدي نژاد
*آقاي ترقي سه روز پيش سوم تير،سالگرد انتخاباتي بود كه آقاي احمدي نژاد را به رياست جمهوري رساند،ارزيابي كلي موتلفه اسلامي از عملكرد دولت نهم در حوزه سياست داخلي در طول اين مدت چه هست؟
در طي اين يكسال در حوزه سياست داخلي عملكرد دولت كمك به يكپارچگي كشور و فراهم آوردن زمينه آزادي انديشي براي فعالين سياسي و كاهش فاصله دولت و ملت بود. غلبه بر فرقه گرايي تحميل شده از سوي عوامل خارجي، افزايش ضريب امنيت مرزهاي كشور و فراهم كردن بستر براي حضور قوميت هاي مختلف را مي توان از فعاليت هاي مثبت دولت نهم شمرد.
*اتفاقا مسائلي را كه شما به آنها اشاره كرديد دقيقا مورد چالش كارشناسان سياسي در مورد كارنامه تا كنون دولن نهم قرار دارد. از آزادي هاي سياسي مي فرماييد در حالي كه تحليگران سياسي به برخورد شديد با جنبش هايي مانند جنبش دانشجويي،كارگري،زنان، روزنامه نگاران و روشنفكران منتقد و... اشاره مي كنند. در مورد تماميت ارضي هم كه اشاره كرديد اين تحليلگران وضعيت نابسامان در استان هاي مختلف كشور از كردستان و خوزستان و سيستان و بلوچستان تا آذربايجان و... اشاره مي كنند. شما چه تحليلي داريد در اين رابطه؟
بايد ديد كه طراحي ها و اهداف مخالفين نظام در رابطه با مسائل قومي و... چه بوده و چه شده است؟ آنچه مسلم است دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنها در طول اين يك سال سياست "بر اندازي نرم" را در كشور دنبال كردند.
*براندازي نرم*
*اين "براندازي نرم" چه مدلي است؟
تمام سرمايه گذاري دشمنان اين بوده است كه روي دانشجويان،معلمان و قوميت ها كار كنند و مشكلات آنها را طوري دامن بزنند كه به تقابل ملت و دولت بيانجامد و در نهايت به براندازي دولت و نظام منجر شود. طبيعتا در مقابله با اين نوع تحركات دشمن چيزي كه محصول داده اين است كه دست بيگانگان در مسائل قومي خوزستان مشخص شده و دست عوامل انگليس و اسرائيل در پان تركيسم و وقايع آذربايجان. در رابطه با مسائل دانشجويي هم الان كاملا مشهود است كه عوامل جريان هاي ضد نظام دست به چه تحركاتي زدند. آنها مرتبط با بيگانه بودند. بعضا به گروهك هاي ضد اسلام و در بيرون كشور دستور مي گرفتند. اما اتفاقي كه قرار بود رخ دهد نه تنها رخ نداده بلكه با درايت همه اين تحركات خنثي شده است.
*خب آقاي ترقي،بسترها چي؟ بسترهايي كه به قول شما توسط "دشمنان" مورد سواستفاده قرار مي گيرد؟ مثلا آيا حقوق صنفي كارگران ما حالا در حد نسبي رعايت مي شود؟ حقوق زنان؟ دانشجويان؟ روزنامه نگاران؟ معلمان؟ و...
ما در مورد زنان هيچ مشكلي مبني بر ناديده گرفته شدن حقوقشان نداريم. بلكه حقوق زنان كشور ما به نسبت كشورهاي شرقي و اروپايي در بهترين وضعيت مطابق با هويت انساني آنها رعايت مي شود. در زمينه مسائل معلمان هم قدم هايي را دولت بر داشته است اما مشكل تعهداتي است كه دولت قبلي به آنها عمل نكرده است. بسياري از تعهداتي كه توسط مجلس تصويب شده بود تا دولت قبلي به معلمان بپردازد پرداخت نشده بود و اين تعهدات به دوش دولت جديد افتاده است. خود كانون صنفي معلمان هم كاملا اعتراف دارند كه نحوه برخورد دولت جديد با آنها نسبت به دولت قبلي متفاوت است. در مورد كارگران هم مشكلاتي كه امروز گريبانگير جامعه كارگري ما است مشكلات امروز نيست و ريشه در گذشته آن در پيش از انقلاب و در اول انقلاب دارد. بعضي از اين معضلات ريشه در روش هاي غلط در سياست هاي خصوصي سازي كشور بوده كه در دولت هاي گذشته دنبال شده است و آثار و نتايج آن امروز ديده مي شود. تلاش دولت اين بوده كه در اين روند اقداماتي را انجام دهد كه فشار روي قشر كارگر كاهش پيدا كند و در عرض ماههاي آتي اين مشكلات را به حداقل برساند. بنابراين بسترهايي كه تصور مي شود براي اين تحركات وجود داشته است توسط عوامل جديدي كه ناشي از سياست هاي دولت نهم است بروز پيدا نكرده است.
شما به اقدامات دولت در رابطه با جامعه كارگري كشور اشاره كرديد،طرح و پس از آن عقب نشيني دولت در مورد مساله كارگران دائمي و قرارداد موقت را از خاطر برديد...
در اين مورد دولت تصميم خود را اصلاح كرد. هيات دولت مي خواهد اقدامي انجام دهد كه كارفرمايان به سوي استخدام كارگر دائم حركت كنند و از كارگرهاي قراردادي كمتر استفاده كنند. تجيد نظر در اين مساله شد.
*اما كارگران زيادي هم بيكار شدند در خلال اين "تجديد نظر"...
بله، متاسفانه اين اتفاق افتاد لي تجديدنظر فوري دولت درباره اين تصميم خود حاكي اين است كه دولت در مسير اصلاح روش ها ترديدي به خود راه نداده است.
*ببينيد شعار عمده آقاي احمدي نژاد در انتخابات گذشته بر محور "بهبود معيشت مردم" و... متمركز بود و آنطور كه كارشناسان مي گويند يكي از دلائل پيروزي ايشان در انتخابات هم مانور دادن روي چنين مباحثي بود،به گمان شما در طول اين مدت عملا چه اتفاقي در اين زمينه افتاده؟ جدا از شعارها،عملا وعده آن پول نفت كه قرار بود سفره مردم را رنگين كند چه شد؟
تحولات اقصادي در كشور ما به عوامل متعددي بستگي دارد. يك طرف تاثيرگذاري در تحولات اقتصادي،اقتصاد جهاني است و طرف ديگر آن شركت هاي فراوان دولتي است كه در طي دهه گذشته در كشور بوجود آمده است كه خدمات عمومي را به جامعه ارائه مي دهند. مساله سيستم بانكي هم اهميت دارد كه به هر حال نقش تعيين كننده اي بازي مي كند. هماهنگ كردن اين سه مجموعه و اتخاذ سياست هاي اقتصادي عدالت خواهانه در كشور به گونه اي كه با موانع اين سه بخش مواجه نشود كار بسيار دشوار و زمين گيري است و نياز است كه دولت با تدبير خود اين اقدامات را انجام دهد تا شعارهاي خود را تحقق ببخشد.
*شما به نقش اقتصاد جهاني در اين عرصه اشاره كرديد،اينجا مساله روز در پيوند با "پرونده هسته اي" جمهوري اسلامي قرار مي گيرد، با سياست هايي كه دولت احمدي نژاد در قبال اين پرونده و ديپلماسي خارجي خود پيش گرفته چقدر بيم بحراني تر شدن وضعيت اقتصادي كشور مي رود؟ لبه پرتگاه؟
سياست هاي اقتصادي استكبار جهاني عليه ما حرف امروز نيست. سالهاست كه اين سياست محدود كردن تعامل اقتصادي با كشور ما توسط امريكا و اروپا و عوامل وابسته به آن دنبال مي شود. اين روند توقفي نداشته است. يك زمان مساله پرونده هسته اي مطرح بوده،زمان ديگري حقوق بشر و... نفس موضع گيري اقتصاد جهاني و بانك جهاني كه تحت تاثير آن است در قبال نظام ما مشخص بوده است. مشكل آنها با اصل نظام ما و هويت اسلامي است.
*حالا به هر حال چه تمهيدي براي عبور از اين بن بست مد نظر است؟
دولت توانسته اقدامات بسيار موثر و مفيدي در اتصال به پيمانهاي منطقه اي داشته باشد. چه اكو،چه گروه 8، چه شانگهاي و مجموعه اين ارتباطات منطقه اي خنثي كننده بسياري از سياست هاي ضد توسعه امريكا عليه ما شده است.
*بازگشت پرونده هسته اي
*در رابطه با پرونده هسته اي،همانطور كه مطلعيد آخرين تحول ارائه پكيج پيشنهادات از سوي كشورهاي 1+5 به جمهوري اسلامي بود كه در آخريم موضع گيري ها مقامات تهران پاسخ خود به اين پيشنهادات را اواخر ماه مرداد موكول كرده اند. اما مقامات كاخ سفيد و برخي كشورهاي اروپايي اين سياست جمهوري اسلامي را چيزي جز "وقت كشي" براي هدف نهايي حاكميت عنوان نكرده اند. چه پيشبيني مي كنيد در مورد سرانجام اين كشمكش ديپلماتيك؟
استراتژي نظام در قبال مساله هسته اي در دولت جديد،استراتژي فعال است. تنها مقطعي است كه شورايي راهبردي در وزارت امور خارجه براي رفع اشكالات تشكيل شده است. مقام معظم رهبري با فرمان خود به آقاي خررازي اين شورا را تشكيل دادند. بنابراين مشي دولت بر اساس سياستي غيرمنفعل و با تحرك دنبال مي شود.
*خب اين تحرك در كدام سو صورت گرفته؟ منظور،نتيجه است؟
اين تحرك در صحنه بين المللي باعث شده كه طرف اروپايي حق فعاليت هسته اي صلح آميز ايران را براي اولين بار هم در بيانيه شوراي امنيت و هم در بيانيه كشورهاي 1+5 به رسميت بشناسند. در برابر مهلت خواستن ايران براي ارائه پاسخ ها به هيچ وجه واكنش منفي از سوي كشورهاي غربي در قبال اين موضع ايران ديده نشده است.
*اما وزير خارجه آلمان در ديدار اخير با آقاي متكي بار ديگر صريحا خواهان پاسخ فوري ايران شد. موضع كاخ سفيد هم همان "وقت كشي" و.. بوده...
اين حرفهاي پراكنده تاثير زيادي در اتخاذ سياست هاي خارجي ما ندارد. در عين حال كه وزير امور خارجه آلمان چنين اظهاراتي را ابراز داشته ولي سياست و مشي آلمان در قبال جمهوري اسلامي اخيرا تعقيير قابل ملاحظه اي كرده و آلمان تقريبا دارد جاي ژاپن را در مراودات اقتصادي با ايران مي گيرد. برايند موضع گيري آلمان منفي نيست بلكه مثبت است.
*خب در مورد بحث "تعليق" كه ظاهرا اختلافي ميان امريكا و اروپا و حتي چين و روسيه وجود ندارد...
البته در مورد بحث "تعليق" هم امريكايي ها مصرند و اروپايي ها در زبان تاكيداتي مي كنند. اما ما اعلام مي كنيم كه در مورد مساله غني سازي هيچ تعليقي را نمي پذيريم و هيچ شرطي را در اين مورد در مذاكرات قبول نداريم. من گمان مي كنم در آينده نزديك يقينا پرونده هسته اي به شوراي حكام باز خواهد گشت.
*آزادي مخل نظام
*مدتي است كه بحث وحدت در رسانه هاي رسمي كشور مطرح مي شود. مقام رهبري هم اخيرا با حضور مسئولان اظهاراتي در اين مورد داشتند، موتلفه اسلامي ضرورت و ابزار عملي شدن اين "وحدت" در شرايط حال حاظر كشور ما را چگونه مي بيند؟
ما هميشه معتقد بوده ايم يكپارچگي داخلي ضامن حفظ نظم است و نقش بسيار موثري از تنش زدايي از كشور داشته است. به همين خاطر تعاملات خودمان را با احزاب اصولگرا و احزاب اصلاح طلب بر همين اساس تنظيم كرده ايم. تلاشمان اين بوده است كه وفاق و همبستگي داخلي احزاب و نخبگان سياسي حول محورهاي اساسي كه منافع ملي ما اقتضا مي كند روز به روز افزايش پيدا كند.
*مثل ديدار موتلفه اسلامي با مشاركت اسلامي؟....
بله، موتلفه در اين راه از هيچ تلاش و كوششي دريغ نكرده است. هرچند اين ديدار ما با مشاركت مورد انتقاد شديد گروههاي اصولگرا قرار گرفت اما تعاملات را در راستاي تحكيم همبستگي و وحدت داخل كشور ادامه داديم. آنچه مقام معظم رهبري در سخنانشان به عنوان منشور اصول گرايي اشاره كردند،آرايش جديد سياسي را در كشور ما ساماندهي كرده است.
*يعني با اين هشت بندي كه ايشان به آنها اشاره كردند؟
ايشان دامنه اصولگرايي را تا جايي گسترده كردند كه تبديل به يك بزرگراه براي انقلاب اسلامي و حركت نظام در آن چهارچوب شد. به نظر من اگر اين هشت بندي كه به عنوان شرايط مورد تاكيد قرار گرفت مورد تاييد و حكايت همه گروهها و احزاب سياسي قرار گيرد پايه هاي وحدت در كشور ما مستحكم مي شود.
Comment
-
از جمله ميراث های رژيم جمهوری اسلامی, گسترش آسيب های اجتماعی است. تعجبی هم ندارد: رژيمی که در طول سال های موجوديت خود هزاران زندانی سياسی را اعدام کرده و گورستان های گمنام و گورهای دسته جمعی را از جوانان آزاديخواه تيرباران شده انباشته, جلوی فعاليت احزاب و سازمان ها و مطبوعات و رسانه های مستقل را گرفته, و ميليارده دلار ثروت ملی کشور را در غياب ناطران بيدار مردم به يغما برده, چه می توانسته است بدون آسيب های اجتماعی تحويل جامعه بدهد؟ وقتی آموزش و پرورش را بر اساس ميزان و مدل اخاذی از خانواده های دانش آموزان چند طبقه کردند و کمر نظام آموزش و پرورش اجباری و عمومی و رايگان را شکستند, وقتی بهداشت و درمان را به نام "خودگردانی" خصوصی کردند و گذاشتند اقشار تهيدست بر اثر تهيدستی محروم از حداقل امکانات درمان جلوی در بيمارستان ها بميرند, وقتی برای کسب درآمدهای بادآورده از محل واردات کالاهای لوکس صدها کارخانه توليدی را به نام "رها سازی اقتصادی" به قيمت مفت خريدند و کارگرانش را اخراج کردند و کارخانه را با خاک يکسان و بر زمينش پاساژ و فروشگاههای زنجيره ای ساختند, و وقتی به نام دين و مذهب و شرع جلوی آگاهی اجتماعی در جامعه ای جوان و تشنه آگاهی را گرفتند, حاصل چه می توانست باشد جز رواج بيکاری و فقر, تن فروشی, کليه فروشی, کارتن خوابی, اعتياد, بی خانمانی, آوارگی, بزه کاری, قاچاق, قتل و سرقت؟
و مگر نمی دانيم که حتی از اين قربانيان هم نگذشتند و با ايجاد باندهای بزرگ, کنترل توزيع مواد مخدر را در دست گرفتند و صادرات برده گان جنسی ايرانی به دوبی رابه شغل پردرآمد جديدی برای خود تبديل کردند و آن خلبان هواپيمای حامل اين نوع "محموله های صادراتی" را که زبان به روشنگری گشود, دهان بستند و گنج زندان نشاندند؟
حالا پس از خرابی بصره, مديركل دفترآسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستی در اظهار نظری در سوم مرداد تازه به صرافت افتاده است که آسيب های اجتماعی در ايران به مرحله خطرناکی پا گذاشته و گفته است:"از وضعيت آسيبهاى اجتماعى در كشور احساس خطر ميكنيم."
البته دکتر صمدی هنوز اعتقاد ندارد که انکشاف آسيب های اجتماعی در ايران فاجعه آميز است و مدعی است که "ما در مقايسه با كشورهاى ديگر در ردهاى قرار داريم كه احساس خطر ميكنيم، اما وضعيت، حالت فاجعهآميز به خود نگرفته است."
او اين ادعا را در حالی می کند که معترف است که آمار واقعی ميزان اين آسيب ها يک نوع کالای قاچاق محسوب می شود و می گويد:"متاسفانه در بررسيهاى انجام شده، آمار تجارت جنسى در كشورهاى خاورميانه ملاحظه نميشود." او با نام بردن از دوبی می گويد:"دوبي، يكى از نقاط داغ منطقه است كه به كانون فساد و خوشگذرانى تبديل شده است."
اين مقام رژيم در مورد آمارهای مربوط به تجارت جنسی در ايران نيز آمارهای منسجم نمی دهد و آماری هم که ارائه می دهد مبهم و قابل تفسير است. او می گويد:"به طور متوسط، سالانه در تهران، بيش از 250 نفر به اتهام فساد و فحشا در منزل و حدود سه هزار نفر، به اتهام رابطه نامشروع دستگير ميشوند."
معلوم نيست منظور از دستگيری سالانه 250 نفر در تهران به اتهام فساد و فحشا در خانه ها, کشف 250 عشرتکده در تهران است و خانه های مزبور مراکز تن فروشی است و دستگير شدگان گردانندگان خانه ها هستند يا خير؟
او به آمارهای مراکز بازپروری اشاره می کند و می گويد:" 843 نفر از زنان و دختران در سال 84 در كل كشور، در طرح بازپرورى زنان و دختران آسيب ديده اجتماعى پذيرش داشتيم كه از خراسان رضوى 448 نفر، اصفهان 54 نفر، گلستان 46 نفر، لرستان 42 و كرمان 33 نفر در اين آمار به چشم ميخورد و استانهاى ديگر در ردههاى بعدى هستند." که اين آمار هم ولو به تقريب درصد زنانی را که در اثر فقر و بيکاری و يا فرار از خانه برای امرار معاش ناچار از تن فروشی می شوند را روشن نمی کند.
نظام جمهوری اسلامی عامل اصلی گسترش آسيب های اجتماعی
صمدى برای مقابله با افزايش آسيب های اجتماعی دو راه کار ارائه می دهد که هيچ کدام در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته است اجرايی شود. او می گويد که برای کاهش آمار آسيب های اجتماعی:"دو رويكرد پيشگيرانه و مدافعگرايانه وجود دارد؛ در رويكرد پيشگيرانه، ارتقاء سطح رفاه اقتصادي، توجه به مسائل فرهنگى جامعه و خانواده، آگاهيسازى و فرهنگسازى خانواده در نحوه برخورد صحيح با فرزندان، توجه به اوقات فراغت نوجوانان و جوانان، توجه به نظام آموزش و پرورش و هدايت نوجوان در مسير شكلگيرى هويت جنسى توسط خانواده و مدرسه، از جمله موضوعاتى هستند كه بايد در اين رويكرد اعمال شوند."
و اضافه می کند:"پس از ايجاد آسيب نيز ميتوان آمار را با رويكرد مدافعهگرانه پايين آورد، در مركز اورژانس اجتماعى گروهى و فردى آسيبهاى اجتماعي، در همه زمينهها كار ميشود، افراد پس از شناسايي، حداكثر تا 40 روز نگهدارى و با مشاورههاى گوناگون تكليف آنها روشن ميشود كه البته در ابتدا سعى براين است كه آنها را به خانواده معرفى كنيم."
راه حل مدير کل دفترآسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستی در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی خيال پردازانه است. مثلا ارتقا سطح رفاه اقتصادی را در نظر بگيريم: مگر در چهارچوب اين رژيم می شود سطح رفاه اقتصادی مردم را بالا برد؟ اولين و مهم ترين حلقه در افزايش سطح رفاه اقتصادی چنانکه همه می دانند اشتغال است. ولی کافی است کلمه اشتغال ذکر شود تا وارد جنگ فلج کننده دارودسته های حکومتی بر سر کانون های اصلی اشتغال زايی شويم. يک دسته می گويند از طريق ارزان کردن نرخ دستمزد نيروی کار و خصوصی کردن دارايی های دولتی و ايجاد شرکت های خصوصی و گسترش خصوصی سازی کار و شغل ايجاد می شود, دسته ديگر می گويد از طريق ايجاد بنگاههای کوچک زودبازده با وام های دولتی و تحت نظارت دولت. هر يک از اين دسته ها به تعبير خامنه ای يکی از "بال های نظام" هستند. برای اين که يکی از اين دو راه حل اجرايی شود يکی از بال های نظام بايد قيچی شود. اما نيروهای سياسی که پشت هر کدام از اين دو راه حل سنگر گرفته اند چنان جايگاهی در نظام دارند که با قيچی شدن هر کدامشان تعادل کل نظام احتمالا به هم می ريزد. نتيجه عبارت است از يک سياست شترگاوپلنگی که نه کاری برای بيکار ايجاد می کند, نه رونقی در اقتصاد پديد می آورد. هيچ حلقه ای از آسيب های اجتماعی را که با بهبود اساسی وضع اقتصاد کشور مربوط است نمی توان پيدا کرد که فرجام يابی آن بدون جراحی های بزرگ سياسی در غده چرکينی به نام نظام جمهوری اسلامی امکان پذير باشد. بنابراين وقتی آقای مدير کل آسيب های سازمان بهزيستی از بهبود وضع اقتصادی به عنوان يکی از محورهای طرح پيشگيرانه نام می برد, دارد برای خودش داستانی مربوط به آينده نقل می کند. يا مثلا مورد ديگر يعنی آگاه سازی فرهنگی را در نظر بگيريم: مگر با وجود دستگاه روحانيت و سلطه مذهب و شرع که سمبل جهل و واپس ماندگی انديشگی و ارتجاع و خرافه پرستی است می شود در کادر حکومت کار آگاهگرانه فرهنگی اساسی کرد؟ می دانيم که سرمايه گذاری بر ورزش و گسترش آن می تواند به سهم خود در کاهش آسيب های اجتماعی موثر باشد. نگاه کردن به مسابقات ورزشی شکلی مفيد از پر کردن اوقات فراغت به شمار می رود, ولی روحانيون حاکم حتی همين را هم برنمی تابند. به عنوان نمونه آخوند محافظه کار سيد احمد خاتمی در جمع بسيجی های تربيت بدنی در روز چهارشنبه 28 تير گذشته با حمله به پخش مسابقات ورزشی زنان از تلويزيون گفته است:"مسابقات زنان اشک علمای اسلام را درآورده است." آيا آخوندهايی که حتی تحمل مسابقات ورزشی را ندارند و می گويند "ورزش کشتی بايد "باحياتر" شود" تاب آگاه سازی گسترده فرهنگی که علنيت و عموميت دو جنبه اصلی آن بايد باشد را دارند؟ تا زمانی که در کشور ما مذهب و روحانی حکومت می کند, نظام پيشگيری از آسيب های اجتماعی در حوزه مربوط به جنسيت هميشه ناقص و نيمه کاره و کم اثر خواهد بود و ساماندهی يک نظام جامع پيشگيری از آسيب های اجتماعی تصوری خيالبافانه است. آنچه عملا تحقق پذير است و تجربه شده و به شکلی کسالت بار هم تکرار می شود, جمع آوری دوره ای قربانيان و رها سازی مجدد آنها در اجتماع همراه با استفاده از مکانيسم مجازات های دولتی است. يعنی هر بار که آسيب ها از حد می گذرد, قربانيان سطح اجتماع را می پوشانند, طرح های مقابله و بگير و ببند و سرکوب براه می افتد, تيغ دستگاه قضايی برای قتل عام گروهی از اين قربانيان نگوبخت تيز می شود, آنگاه در اثر اين بگير و بببندها آسيب ها برای چند صباحی در اعماق جامعه پنهان می شود و بعد از دوره ای دوباره گسترده تر از پيش به سطح می آيد و متعاقب آن طرح های سرکوب و مجازات و دار زدن ها و شلاق زدن ها و وارونه سوار خر کردن ها و گرداندن در خيابان ها و ميادين و مجامع هم شدت می گيرد و... اين سيکل معيوب دوباره و دوباره به همان شکل, با همان ويژگی ها تکرار می شود.
جمهوری اسلامی ريشه مصائب و دردها و آسيب های مردم ايران است. برای مقابله با گسترش اين آسيب ها اين ريشه را بايد از جا بيرون کشيد و به زباله دان تاريخ ريخت.
Comment
-
شرم بر ما و بار هزاران اسف بر شانه هايمان. نشست تئوريسين های جنگ با جمعی از ايرانيان خارج نشين در سايت آينده نگر بر چشمخانه نشست.
ناکسان در کارند تا بار ديگر انسان ايرانی را از سرافرازی و تعيين سرنوشت خود به دست خويش بازدارند. چنين است که نمايندگان خفت يک ملت، رحيم شهبازي، معاون جامعه ی آذربايجانی های شمال آمريکا، منصوراحمد الاهوازي، از عرب های خوزستان، مهدی جلالي، از مسئولين اتحاد جمهوری خواهان، رويا طلوعي، رئيس کانون حقوق بشر کردستان، عليرضا مروتي، مدير رايو ايران در لوس آنجلس، سام کرمانيان، شهريار مشکاتي، محمد پروين، ماندانا زند کريمی نماينده خود خوانده ی لرها، نصر اصفهانی ، فرد صابری و رويا برومند روز پنج شنبه، بيستم ژوئيه، در نشستی که به دعوت نيکلاوس برنز و اليوت آبرام دو تن از مقامات عالی رتبه ی دولت بوش، ترتيب يافته بود نشست مشترکی با جنگ طلبان آمريکايی داشته اند.
در اين سو اما هنوز عباس لسانی و چنگيز بخت آور و حسن دميرچی و غلامرضا امانی با مرگ دست و پنجه نرم می کنند تا حضرت شهبازی به معامله بنشيند. گيسوی به خون خضاب شده ی دخترکان کرد هنوز خون چکان قارنا مانده است تا رويا طلوعی به معامله بنشيند. سينه ی هوشنگ اعظمی و هيبت الله معينی چاغروند پر از سرب های مذاب است تا ماندانا زندکريمی به معامله بنشيند. هنوز از گورهای بی نشان و آسمان کوتاه دهه ی شصت خونابه جاری است تا مهدی جلالی به معامله بنشيند. اميرعباس فخرآور هم شانس حضور در نشست اربابان را نداشته است لابد که دير رسيده به درگاه رهايی بخش کاخ سفيد برای معامله. معامله برای فروش ميليون ها برده در هر گوشه ی اين خاک به اربابان بزرگ کاخ سفيد در برابر خلعتی که با خون تازه غسل تعميدش داده اند.
مردم اما اين نام ها را با خشم به ياد خواهند داشت. اين نام ها بر صفحه ی تاريخ يک سرزمين ثبت می شوند و تا هميشه ی تاريخ که می ماند، به مرکب سياه نوشته خواهد شد در کنار خوانخواران و خون ريزان. اينک اما ما اين سوی جهان ايستاده ايم. ما می خواهيم اين سرزمين را که هرگز برای ما وطن نبوده است از نو بسازيم و اين کار را خواهيم کرد به رغم شما پاندازان بی شرم نفت سياه و خون سرخ و خاک چاک چاک.
خارج از دستور 1: گروه تازه ای راه اندازی شده است به کارگردانی ,صادق خرازی, از مقامات سابق وزارت خارجه ی جمهوری اسلامی و برادر وزير سابق امور خارجه، به نام ,حزب الله ايران,. در اين گروه جوانان عضو را تشويق می کنند که ريش هايشان را بتراشند و موهايشان را بلند کنند تا هم رنگ امروزی ها شوند. اين خبر کوتاه را بگذاريد کنار منصوب شدن کمال خرازی به رياست شورای روابط خارجی زير نظر رهبری علی رغم حضور علی اکبر ولايتی در اين شورا و آن را بدون شرح بخوانيد.
خارج از دستور 2: در مراسم بزرگداشت شاملوی بزرگ يغما گلرويی را ديدم. از او در مورد ترانه ای پرسيدم که در مورد صفرخان قهرمانيان سروده است گفت که حاضر نيست ديگر در مورد ترانه هايی که قبلا سروده است و چنين معنای درونی دارند سخن بگويد و از من هم خواست که اين ترانه را فراموش کنم. گويا پولی که از سرودن ترانه های شنگول برای سريال های شنگول می رسد آن هم از ,جعبه ی سياه جادو, _ به تعبير خود يغما _ بدجور اثرگذار بوده است. نه آقای گلرويی من ترجيح می دهم آن يغمای سراينده ی اين ترانه ها را فراموش کنم و با همان ترانه ی صفرخان که قرار بود برنو را بردارد خوش باشم. راستی يکی که حضرت گلرويی را می شناسد از ايشان بپرسد: ,ترانه پولکی شده؟,.
Comment
-
نمی دانم چرا؟ وقتی چيزی می نويسم که فکر می کنم ،اگر ديگران آنرا بخوانند از خنده روده بر خواهند شد . باتعجب ، می بينم که نه تنها خنده ای بر لبی نيست ، بل با خشمی آشکار در چشمان خود بر اين حقير فقير بی تقصير نظری می اندازند ، که معنای لغوی آن می شود ،، ای بی مزه ،، .
و اما نمی دانم چرا ؟ اين حقير به چيز هايی می خندد که ديگران را شايد اندک حرکت چهره را نيز فراهم نمی آورد .
و اما واقعيت اين است که من بيشتر از همه از حرفهای سياست پيشه ها خنده ام می گيرد ، از حرفهايی که ميزنند و فاصله وحشتناک کم ، بين قسم حضرت عباس و دم خروس و نخفتن با وجود لالايی را دانستن .
به پيشينيان پيش ، به آنانی که سوار بر اسب تيز تاز قدرت بودنند و از آنان نوشته چندان مستندی در دست نيست تا بدانيم که چه بودند و چه گونه بودند و چه کردند و چه نکردند، مرا کاری نيست ، وليک با اين دم دستی ها می شود که کاری داشت .
اگر بسروقت ناصر الدين شاه خودمان برويم ، زياد دور نرفته ايم ، به کتاب سفر نامه ايشان ميشود سرکی زد .
،، . . امروز قبل از ديدن وزرا و غيره تلمبه چيان انگليس آمده در باغ جلوعمارت مشق کردند ، نردبانها گذاشته بخيال اينکه عمارت مرتبه بالا آتش گرفته است بچابکی و جلدی تمام از نردبان بالا رفته مردم سوخته و نيمسوخته و سالم را بعضی را بدوش کشيده پايين آوردند بعضی ديگر را طناب بکمرشان بسته بزمين فرودآوردند. برای استخلاص مردم اختراع خوبی کرده اند ،اما تعجب در اين است که از يکطرف اين نوع اختراعات و اهتمامات برای استخلاص انسان از مرگ می کنند، از طرف ديگر در قورخانهاو جبه خانهاو کارخانهای وولوچ انگليس و کروپ آلمان اختراعات تازه از توپ و تفنگ و گلوله و غيره برای زودتر و بيشتر کشتن جنس انسان می کنندو . . . . . ،، .
اين آقای شاه ، اگرچه در برخورد با اين تفاوت پر معنا نوشتاری نيکو دارد وليک در برخورد با مملکت خود و مردم کشورش چه که نکرد. و اينجاست که مرا خنده فرا می گيرد .
و اما امروز که باز هم بر اساس بيماری عادت ، سرکی بتمام سايت های خبری زدم با اين دو مطلب در کنار هم ( ببخشيد نزديک هم ) در سايت خبری فردا(که زبانم لال شايدو شايد؟ وابسته به ساوامای امريکاست ) بر خوردم .
،، . . . قايم مقام سخنگوی وزارت امور خارجه امريکا ( در واقع وزارت دخالت در کار جهانيان )
گفت کاندوريزارايس وزيرامورخارجه که فعاليت های ديپلماتيک خود را از روز دوشنبه در بيروت شروع کرده است دو مساله مهم را در دستور کار خود دارد .تلاش برای کمک های انسان دوستانه هرچه سريع تر........... .
و اما در خبر مربوط به ملاقات خانم رايس با نخست وزير اسراييل آمده است .
،، . . . . مقامات اسراييلی ارزيابی کرده اند که همچنان از حمايت قاطع امريکا برای ادامه عمليات نظامی عليه حزب الله لبنان بر خوردار هستند . . . . ،،
بقول آن آقا معلم خودمان ،، پيدا کنيد پياز فروش را ،، .
خنده ام ميگيرد از شباهت آن پادشاه چندين و چند صد همسره خودمان که حدود۲۰۰ سال پيش چه گفته است واين وزير محترمه قرن ۲۱ مقوی ترين کشور جهان (که در نوشتن متمدن آنرا می نويسيم ولی در رفتار ؟ ؟ ؟) .
من که خنده ام ميگيرد ، شما چی ؟ شما می توانيد مرا بی مزه بخوانيد و بس .
ولی ، من خنده ام می گيرد، چون کاری جز خنده در توان من نيست
Comment
-
در جامعهای که تار و پود آن با بحران آميخته شده، آسيبهای اجتماعی و تباهی زندگی مردمان آن نه فقط يک پديده که بيشتر به روش زندگی آنان تبديل ميشود. اين بحران ميتواند مثلا جنگ باشد يا دورهای از سياست خودکامهگی و اقتصادی مريض و در بند قدرت حاکم. جاافتادن آسيبها و تباهيهای اجتماعي، بتدريج در زندگی مادی و روحی انسانها جا خوش ميکند و شيوهی رفتار زندگی شخصی و اجتماعی آنان را تغيير ميدهد.
طبيعيست در جامعهای که زنان در موقعيت اجتماعی ضعيفتری قرار دارند بيشتر و بيرحمانهتر در معرض چنين آسيبهايی هستند. اين موقعيت ضعيفتر را، هم قوانين و نهادهای اجتماعی تبعيضآميز و هم فرهنگ سنتی خود جامعه فراهم ميآورد.
مشکل چند برابر ميشود اگر يک آسيب اجتماعی را با تعاريف سنتی گذشته بخواهيم توجيه کنيم. مثلا دربارهی ازدواج موقت يا صيغه، يک نمونهی اين توجيهات که از يک انديشهی سنتی سرچشمه ميگيرد "رفتن مردان و کشتهشدن به جنگ است و اين که آيا بهتر نيست زن به جای گدايی يا خودفروشی به ازدواج (دائم يا موقت) با مردی متاهل رضايت بدهد؟" چنين ديدگاه سنتي، دربارهی قوانينی که طبق آنها، زنان از حقوق و موقعيت برابر برای کار و کسب درآمد يا امکانات رفاهی دولتی برای يک زندگی مستقل برخوردار هستند، خاموشند و حل مشکلات جامعهی امروزی را در گرته برداری از متون دينی ميبينند.
حرکت از نقطهای که طبق آن، اين راهحلها بهترين راهحلهای ممکن هستند و از سرشتی الهی سرچشمه گرفتهاند، موجب ميشود تا علتهای واقعی و پيامدهای چنين آسيبهای اجتماعی مثلا همين ازدواج موقت يا صيغه را ببينند ولی باز در همان توجيه و راهحل سنتی بمانند و چنين آسيبهايی بيشتر و بيشتر نهادينه و تثبيت شوند.
وقتی از علتهای واقعی ميگويم، بعنوان نمونه از انگيزهی زنان در دوران بحرانها و فلاکت اقتصادی ميگويم، آنچنان که در دورهی قاجار وجود داشت و با شباهتهايی در همين دوران خود ما وجود دارد. در پايين نمونهای را از اين انگيزهها خواهم آورد که به کلی با منطق توجيهگران چندهمسری و ازدواج موقت بيگانه است.
دربارهی پيامدهای پافشردن بر چنين ديد سنتی نسبت به مشکلات اجتماعی امروز، چه مثالی بهتر از افزايش زياد کودکان بيهويتی که محصول چنين ازدواجهايی هستند و ميروند که نسلی از انسانهای بيهويت را در جامعه تشکيل دهند.
نمونهای از يک دوران با بحرانی عميق در سياست، اقتصاد و انديشه و آسيبهای اجتماعی در کشور ما سالهای پيش از انقلاب مشروطه است. جای سوال دارد که چگونه با همهی تغييراتی که در سياست و اقتصاد انجام شد، چنين آسيبهای اجتماعی با جانسختی به زندگی خودشان ادامه ميدهند؟ به نظر ميرسد که نه صرف تحول سياسی يا اقتصادي،بلکه در کنار آن، نگاه ما به جامعه و جستجوی راهحلهايی بر پايهی خرد اجتماعی لازم است تا بتوان آسيبهای اجتماعی را کمرنگتر کرد. تنها با تغيير سياسی و اقتصادي، آن هم اگر فقط تحولی در ابزارها و نه تحولی بنيادی در منطق و انديشهی سياسی و اقتصادی باشد، کار در آنجا هم لنگ خواهد زد.
حاجسياح از روشنفکران دوران پيش و پس از مشروطه پس از يک سفر طولانی 18 ساله به اروپا، آمريکا و ژاپن به ايران برگشت، وقتی هنوز ناصرالدين شاه بر سر کار بود. حاجسياح که با ديدن تفاوتهای تمدن خردگرای مدرن در غرب، حساسيتهايش در برابر نابسامانيهای جامعهی سنتی ايران چند برابر شده بود پس از بازگشت به وطنش، با بيپروايی دغدغههايش را با اطرافيانش در ميان ميگذاشت هرچند که در همان اوايل بازگشت از شاهزادهی حاکم شيراز شنيد که "به تو نصيحت ميکنم در ايران حرف تمدن بر زبان نياور که برای تو خطر جانی دارد." طبق نوشتهی دکتر جواد طباطبايي، حاجسياح از معدود روشنفکرانی است که در شرح خاطرات اين بازگشت به وطن، اشارههايی به موضوع آسيبهای اجتماعی داشته است. من در سفرنامهی ابراهيم بيک نوشتهی زينالعابدين مراغهای هم نمونههايی را ديدهام. چون نمونهی ازدواج موقت يا صيغه را در بالا آوردم به همين نمونه در خاطرات حاج سياح اشاره ميکنم. اين فقط برای يک نمونه است که يک بار ديگر انديشه کنيم چه چيز موجب ماندهگاری انحطاط سختجان در جغرافيای ايرانی ما شده است.
چون متن کامل خاطرات را در دست ندارم، اين نمونه را از کتاب ,مکتب تبريز, آخرين اثر منتشرشدهی دکتر طباطبايی با کلمات خودم نقل ميکنم:
موضوع دربارهی وضع اجتماعی کرمان است که حاج سياح از زندگی مردم مينويسد. زمانی که درماندهگی مردم تا به آن حد رسيده بود که کودکان خردسال خود را به فرشبافی و شالبافی ميفرستادند. با وجود اجرت ناچيزی که اين کودکان ميگرفتند در صورت خطايی هر چند کوچک "با سوزن به دست ايشان زده، سوراخ ميکنند يا گوششان را چنان فشار ميدهند که نزديک دريدن ميگردد". چنين وضع اسفناک اقتصادی را زنان کرمانی هم بايد تحمل ميکردند چنانکه "از صد خانه يکی قدرت نداشت شب چراغ روشن کند" و مردم به جای نان با شلغم و چغندر شکمشان را سير ميکردند. حاج سياح ادامه ميدهد: "انسان به ميدان ميرود، ميبيند هر يک پارهنمدی پوشيده که به تنش فرو رفته، پشتهای از هيزم در پشت از صحرا آورده، به جزئی وجه ميفروشند و برای اين پشته، که از ده شاهی بالاتر نميفروشند، دو روز کار کرده، با وجه آن بايد امرار معاش کنند و ماليات ديوان را بدهند".
در چنين وضع دشواری که تازه "ماليات ديوان" هم بايد پرداخت ميشد و معلوم نبود در مقابل آن مالياتدهندهگان چه حقوقی داشتند، وضع زنان در مقايسه با ديگران از اين هم وحشتناکتر بود. حاج سياح مينويسد: "لابُدَم (مجبورم) کار بدتر از همه را هم که فعلا از کارهای معمولی آنجاست، بنويسم. از شدت پريشاني، زن و دختران را که به نه سالگی رسيده يا نرسيده، به مقاطعه ميدهند، يا به اسم صيغه و متعه يا فروش، هر چه بگويی سزاست".
محل واگذاری اين زنان و دختران، مدرسههای طلاب کرمان و شهرهای ديگر کشور بود. در اين مدرسهها "کارشان صيغه دادن زن و دختر است که به خود زنها يا کسان ايشان وجهی داده، زنها را برای اين کار اجاره ميکنند و به مردم صيغه و مقاطعه داده، وجه اجاره را داده، باقی دخل ايشان است". حاج سياح از مدرسهی نمدمالان نام ميبرد که خودش هم برای ديدن اين مدرسه رفته بوده است: "اين مدرسه زياد وسيع نبود اما حجرههايی داشت که کسانی از پير و جوان در ايوان هر حجره نشسته بودند و به هر کس وارد ميشد، قليان ميدادند و اظهار اُنس کرده، بعد می پرسيدند: زن ميخواهی يا دختر جوان؟". حاج سياح اضافه ميکند: "اين زن بيوه به مدرسه آمدن و شبانه متعهی طلاب شدن و پول گرفتن اختصاص به کرمان ندارد".
طبق گفتهی حاج سياح، معترضان به چنين وضعيتهای ناهنجاری خيلی زود برچسب بابی و بهايی ميخوردند که به اين طريق راه هر اعتراضی را ميبستند.
در نهادينه شدن آسيبهای اجتماعی و کمرنگ و بيرنگ شدن حساسيت اجتماعی نسبت به آن، دکتر طباطبايی مينويسد:
"بديهي است که خودکامهگی حکومت خاستگاه بسياری از آسيبهای اجتماعی بود، اما همهی آسيبها به ضرورت از آن ناشی نميشد، بلکه بسياری از مردم عادی از وَهنی که به کودکان خردسال و زنان ميرفت، بهره ميبردند و سوءاستفاده کنندگان از باورهای مردم نيز حربههايی در اختيار داشتند که برهان قاطع آن دهان کسانی مانند حاج سياح را که بويی از آسيبهای اجتماعی برده بودند، ميبست".
به نظر من، بررسی تاريخ گذشته نه برای افسوس خوردن و آه کشيدن، که بيشتر برای درک بهتر چرايی وضعيتی است که امروز در آن هستيم.
Comment
-
واحد اطلاعات اکونوميست در تازهترين گزارش خود پيشبينی کرد که ارزش هر دلار آمريکا طی پنج سال آينده ۲۲۱ تومان افزايش میيابد و به طور رسمی هر دلار آمريکا در سال ۸۹ معادل ۱۱ هزار و ۴۹۵ ريال خواهد بود.
به گزارش خبرنگار اقتصاد بينالملل ايسنا، اکونوميست در تازهترين گزارش خود برآورد کرد که به طور رسمی هر دلار در سال جاری به طور ميانگين ۹ هزارو ۲۷۹ ريال معامله شود که نسبت به سال ۸۴ افزايش ۲۴۶ ريالی نشان میدهد.
در سال آينده نرخ برابری دلار در برابر ريال به ۹ هزارو ۵۱۴ ريال میرسد که با رشد حدود ۴۰۰ ريالی اين ميزان در سال ۸۷ به ۹ هزار و ۸۹۷ ريال میرسد.
افزايش ۷۰۰ ريالی ارزش دلار در برابر ريال در سال ۸۸ منجر به آن خواهد شد که در اين سال ارزش هر دلار آمريکا از مرز هزار دلار گذشته و به ۱۰ هزار و ۵۹۳ ريال برسد.
طی سال ۸۹ افزايش زياد ارزش دلار در برابر ريال را شاهد خواهيم بود و دلار آمريکا با حدود ۱۰۰۰ ريال افزايش به ۱۱ هزار و ۴۹۵ ريال خواهد رسيد.
اين در حالی است که نرخ برابری ريال در برابر دلار در بازار آزاد اندکی بالاتر از مبادی رسمی خواهد بود به طوری که در سال جاری اين ميزان به ۹ هزارو ۳۰۹ ريال و در سالهای آينده به ترتيب ۹ هزار و ۵۴۴ ، ۹ هزار و ۹۲۷ ، ۱۰ هزار و ۶۲۳ و ۱۱ هزار و ۵۲۵ ريال میرسد.
در همين حال طی سال جاری هر يک صد ين ژاپن ارزشی معادل هشت هزار و ۴۹۵ ريال خواهد داشت که اين شاخص در سال ۸۹ با حدود چهار هزار ريال افزايش به ۱۲ هزار و ۵۶۳ ريال میرسد.
اکونوميست در ادامه گزارش خود پيشبينی کرد که نرخ بهره کوتاه مدت در سال جاری مانند سال گذشته و معادل ۱۳ درصد باشد که اين شاخص طی سالهای آينده ثابت و همانند سال جاری خواهد بود.
اين در حالی است که نرخ بهره پنج ساله نيز طی سال جاری به طور ميانگين ۱۷ درصد خواهد بود و اين نرخ طی سالهای آينده نيز حفظ خواهد شد.
در همين حال بيزينس مانيتور پيشبينی کرد که نرخ برابری ريال در برابر دلار در سال جاری به ۹ هزار و ۲۰۰ ريال برسد که اين ميزان در سال آينده در حدود ۱۰ هزار ريال خواهد بود.
بنا بر اين گزارش ارزش ريال در برابر دلار طی سالهای ۸۶، ۸۷، ۸۸ و ۸۹ ثابت بوده و به ۱۱ هزار ريال بالغ میشود.
اين در حالی است که واحد اطلاعات اکونوميست پيشتر در گزارش ماه دسامبر خود اعلام کرده بود: بانک مرکزی ايران طی دو سال آينده به تضعيف ريال ادامه خواهد داد تا بتواند از رقابت پذيری صادرات غير نفتی حمايت کند، اما در همين حال به دليل نگرانیها از تورم افت قيمتها را تعديل خواهد کرد.
آهنگ کاهش ارزش ريال در سال مالی ۲۰۰۶ در حدود سه درصد خواهد بود و در اين سال هر دلار به طور ميانگين ۹ هزار و ۲۵۲ ريال معامله خواهد شد در حالی که ارزش دلار نيز در برابر يورو افت خواهد کرد.
روند کاهش ارزش ريال در برابر دلار در سال مالی ۲۰۰۷ به دو درصد کاهش خواهد يافت که عمده دليل آن تقويت دلار در برابر ديگر ارزها است.
در سال مالی ۲۰۰۷ نرخ برابری ريال در برابر دلار به ۹ هزار و ۴۸۳ ريال خواهد رسيد.
Comment

Comment