Announcement

Collapse
No announcement yet.

Political Articles

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • Comment


      • Comment


        • Comment


          • Comment


            • "کشور خدا" خود کشور را به پرتگاه می برد! پاسخی به بیژن مهر و محمود مهران ادیب، ناصر مستشار
              من از بیگانگان هرگز ننالم ورنه هرچه با من کرد آشنا کرد

              لطفا اصلاح شده را چاپ کنید باتشکرناصر مستشار

              با سپاس های میهن دوستانه، هم میهنان گرامی آقایان بیژن مهرو محمود مهران ادیب از اینکه مرا شایسته پاسخگوئی دانسته اید بسیار خرسندم !! امید وارم اینگونه گفتگو ها همه را به یک ایران آزاد ودمکراتیک ومستقل وفدرال در چهار چوب ایران سکولار وباحفظ تمامیت ارضی ایران نزدیک سازد. این راه شاید دشواریهائی داشته باشد اما فراموش نکرده باشیم که مادران وپدران ما در انقلاب مشروطیت برای اولین بار شکل حکومت را ایالتی وولایتی پی ریزی نمودند که هیچگاه بدان توجه نشد ونهایتا میهن دستخوش ناملایمتی هائی گردید.همه آن اتفاقات در دوران جنگ سرد می توانست رخ دهد وهریک از قدرت های وقت مبارزات ملی ومیهنی را به سمت خود سوق می دادند . اما اینک جهان درعصر و دوران دیگری است .باید هوشیار باشیم ومنطبق برخواسته های برحق دیگر اقوام؛ حکومتی را بعنوان آلترناتیو مطرح نمائیم تا رضایت آن اقوام هم تامین گردد تا بعضی سیاست های منفی دیگران در نطفه زمین گیر گرد ، وگرنه آب روان حاضر است وشناگران گوناگون هم حاضر!! قبل از آنکه دیگران بانیات منفی اقدام نمایند ، بهتر است نیروهای مترقی طرحهای جامع ومانع را پیش ببرند تا زمانی که فرصت های مناسب در دست است؛ باید اقدام نمود.مقالات متعدد آقای سام قندچی می تواند بسیار مثمر اثر باشد .ایشان تمام راه کارهای بنده را علمی تر وپیشگیرانه تر مطرح نموده است . شما از دیر به فکر افتادن اعلیحضرت سخن می گوئید ، اما خیلی از سیاسیون فعلی خود همان اشتباه را از خود بروز می دهند.(( گذشته چراغ راه آینده است)) را باید سرمشق خود قرار دهیم وآنرا بکار بگیریم وگرنه تکرا طوطی وار آن هیچ مزیتی ندارد!

              وقتی پاسخ هم میهن گرامی آقای بیژن مهر را در سایت رفراندم در تاریخ 26 اکتبر می خواندم ؛ گیرنده رادیوئی گزارش میداد که چگونه رئیس جمهور حکومت اسلامی تهدید به نابودی اسرائیل را سر داده است وهمچون آدلف هیتلر میکروفون را به جبهه جنگ تبدیل نموده است. وبلافاصله پس از تهدیدات حکومت اسلامی علیه اسرائیل ،از جانب همه ممالک متمدن جهان محکوم گردید و بار دیگر همه جهانیان به نیات پلید ولایت فقیه پی بردند.بدون استثناء همگان گفتند که رژِیم تهران اکنون بدون برخورداری از سلاح های اتمی اینگونه کشور های دیگررا مورد تهدید قرار می دهد ، وای به حال آنروزی که این رژیم واقعا صاحب سلاح اتمی گردد !!! اگر امپراتوری داریوش سوم در جنگهای طولانی با یونان توسط اسکندرفرو ریخت واگر امپراتوری یزد گرد سوم در جنگ های پی در پی با امپراتوری رم توسط اعراب برچیده شد. به یقین حکومت اسلامی هم در تضاد هیستریک با امریکا واسرائیل کیان میهن را به باد خواهد!! پس بهتر است رژیم بر باد دهنده میهن را از اریکه قدرت به پائین بکشیم تا شاهد آن روزهای تلخ وناگوار نگردیم ! حالا می پردازم به پاسخ آقای بیژن مهر!!

              شما نوشته اید ((خدمت من در جبهه سر پل ذهاب شاید در یک مقطع زمانی کوتاه وبه اشتباه وبه خاطر یک فریب ملی به حساب اسلام گذاشته شود)) تصادفا تمام شگرد های حکومت اسلامی در فریب دادن وخریدن فرصت های هر چند کوتاه مدت خلاصه شده است. این حکومت مدت 27 سال است که مردم میهن مارا با مسائل گوناگون مشغول نموده است این حکومت با مهارت بی مانند میدان بازی ایجاد میکند .منتها مخالفان ملایان باید هوشیارانه به میدان بازی رژِیم وارد نگردند؛ بلکه رژیم را وادار به ورود زمین بازی خود نمایند! حفظ نظام؛ چشم اسفندیار؛ همه حکومت گران ایران است. به چشم رژیم باید آرش گونه نشانه گرفت وگرنه( ول معطلیم)! در جریان گروگان گیری بربرانه کارمندان سفارت امریکا هم از همین شیوه بسیاری را در انظار عمومی خلع سلاح سیاسی نمود. آیا عمل وحشیانه گروگان گیری قابل حمایت بود؟ آیا آن عمل ناشایست در خدمت منافع ملی بود؟ رژیم در صدد است که بیرق جنگ افراشته نماید آیا رژه رفتن سیاستمدران آگاه ودور اندیش زیر آن پرچم کذائی در خدمت ملت وتمامیت ارضی است ؟بدرستی باید گفت که رژیم ملایان دجال ترین حکومت تاریخ بشری در جهان است!!جنگ ایران وعراق را می توان تا مرحله آزاد سازی خرمشهر دفاعی ومیهنی ارزیابی نمود ولی بعداز آن ملایان اشتهای تصرف کشور عراق را در سر داشتند ودیگر جنگ میهنی ودفاعی به حساب نمی آمد بلکه تجاوز کارانه بوده است. عاقبت با شرمساری شکست را پذیرفتند و جام زهر را نوشیدند .زیر پر چم ملایان سینه زدند همین عاقبت را دارد که پنج هزار روستا از بین رفت .چهل شهر ایران ویرانه شد .نزدیک به یک ملیون کشته وزخمی بجای ماند. هنوز مرزنشیان بروی مین ها ی خودی وغیر خودی جانشان را از دست می دهند ومبلغ هزار میلیارد دلار از دست رفت . این در حالیست که مردم میهن ما از کمبود های بیشمار در زمینه های مختلف در عذابند وسرمایه های ملی یا دود شدند ویا به جیب قدرت های خارجی سرازیر شدند.دول امپریالیستی در دو سناریو سود می برند .یک بار در براه انداخت جنگ وفروش اسلحه ودر دور دوم در باز سازی ممالک تحت سیطره مستبدان وجاهلان!!

              شما خود نیک می دانید کشور با حکومتی که برسرکار است تعریف می شود وگرنه سرزمین خالی از سکنه دائمی وحکومت؛ کشور به حساب نمی آید .این حکومت ها هستند که کشور را یا سر بلند می سازند یا آنرا به پرتگاه سوق میدهند .وظیفه مهم فرزانگان مردم هرکشور در این نهفته است که به تمام جهانیان اعلام نمایند که اگر حکومت بر سرکار خائن به منافع مردم است پس نماینده قانونی ملت نیست. در همین راستا در مقالات متعدد خواستار تشکیل گنگره ملی در تبعید را شده ام . شما نوشته اید (( جبهه ملی هیچگاه بحران ساز نبوده است واز مسیر قانون خارج نشده بلکه بحران زمان همیشه آنان را فر خوانده است)) من ازاین جمله شما مفهوم دنباله روی سیاسی وحوادث را درک می کنم .درحالی که راه وروش دکتر محمد مصدق همچون شیر ژیان شتافتن به سوی مسائل حاد وفوری کشور بود اساسا آن زنده یاد جنبش آفرین بود جنبش ملی شدن نفت به ابتکار ایشان آغاز شد.در ضمن شادروان دکتر شاپور بختیار هم به گفته خودش همچون مرغ طوفان بود وبا شجاعتی بی نظیر در دورانی که اکثر سیاسیون گرد امام در ماه رویت شده جمع شده بودند اخطار نهائی رابه ملت ایران می نمود اما افسوس گوش شنوائی نبود. فراموش ننمائید که رژِیم بهترین فر هیختگان را به دژخیمانه ترین طریق ممکن از مردم گرفت.در حال حاضر مردم ایران به شدت فقدان رهبران زبردست را احساس می کنند . حضور آقای سنجابی در پاریس وپشت خمینی نماز خواندنش را مردم ایران هیچگاه فراموش نمی کند. اما روش ارائه داده شما در شخصیت دکتر کریم سنجابی به خوبی دیده می شود .به همین خاطر دکتر بختیار همیشه در تاریخ وقلبها باقی خواهد ماند ولی از دکتر سنجابی خاطره خوشی به جای نمانده است.به درستی داریوش فروهر راناسیونالیست می نامید.آِیا به خاطر دارید در جریان کشتار یازده تن از کارکنان سفارت جمهوری اسلامی بدست نیروهای نظامی طالبان در مزار شریف افغانستان را داریوش فروهر چگونه ارزیابی وموضع گیری نمود ؟ اعلام رسمی جنگ علیه طالبان را خواستار شده بود ! این درست خواست قدرت های جهانی بود تا پایشان به ایران گشوده شود !!

              اگر میهن پاره پاره شود مقصر اصلی در درجه اول رژیم حاکم برایران است و در درجه دوم سیاسیون ضعیف وناپیگیر و بدون مسئولیت مقصرند!! وگرنه ملت بی گناه چند بار می تواند جوانان خود را قربانی سیاست ها خائنانه رهبران ارتجاعی حکومت اسلامی نماید.

              بعداز انقلاب ارتجاعی اسلامی 57 خورشیدی سیاست های کلان در جماران وقم ومشهد اتخاذ می شود نه درواشنگتن ونه در مسکو ونه در لندن !! اینکه این دول همواره درحال سود جوئی وبهره برداری موذیانه هستند هیچ شکی نیست، اما این میدان را چه کسانی برای آنه مهیا می کنند.؟ به غیر از حاکمان قدرت پرست من نیروی دیگری را نمی شناسم شمااز من می پرسید ((سرزمین هائی که رفتند ودیگر باز نگشتند،وضعیت امروز ایران راچگونه می بینید))در پاسخ شما خواهم گفت که همه آن سرزمین ها براثر خیانت های اسلام پناهان وشاهانی که از ملایان دنباله روی می کردند از دست رفت. آیا درست است که سیاسیون دورااندیش وملی سرنوشت ایران را به سرنوشت اسلام حکومتی گره بزنند. جهان متمدن در نبرد با حکومت اسلامی است نه با ملت ایران !! اسلا م حکومتی خواه ناخواه ویا دیر یا زود فنا پذیر است. ایرانیان وطن دوست باید برای حفظ میهن سرنگونی اسلام حکومتی را تسریع نمایند تا به سوگواری فجایع ننشینیم !! اگر میهن خدیوران فرزانه میداشت وانقلاب ارتجاعی به وقوع نمی پیوست وایران در گذار رشد وترقی قرار می گرفت امکان برگشت آنها حتی در شکل یک فدراسیون ممالک امکان پذیر می شد .حالا همه آن کشورها لااقل استقلال خود را دارند وخوشحالند که زیربیرق اسلام زندگی نمی کنند؟

              اگر بخواهیم رژیم را بخاطر حفظ کشور مورد حمایت خویش قرار دهیم ، همین را که داریم هم ناچارا از دست خواهیم داد!! شاید تلخ باشد اما حقیقت دارد ،چون حقیقت دارد میتواند به واقعیت بپیوند .دیگر نمی توان همچون گذشته اندیشید ودیگر نمی توان همچون گذشته حکومت کرد . این حقیقت همواره در طول تاریخ به طور تسلسل وار به واقعیت پیوسته است ؛ منتها آنانی که دیر هنگام به این حقیقت دست یافته اند؛ می توانیم درموزه ها به دیدارشان برویم! حکومت اسلامی از آن تبار است .پس همت کنیم تا میهن خود را از چنگال ابلیس زمان نجات دهیم .بگذاریم آِیندگان به ما افتخار کنند نه لعنت ونفرین !

              Comment


              • هیچگاه مقاله مندرج در نشریه کار ارگان فدائیان خلق ایران (اکثریت) اواسط نیمه دوم سال 1359 خورشیدی در ایران را نمی توانم فراموش نمایم.نویسنده با مهارتی شگفت انگیز به خواننده القاء می کرد که نیروهای عراقی به همراهی هواداران سلطتنت طلبان وحامیان شادروان دکتر شاهپور بختیار از مرز غربی کشور وناوگان های امریکائی در خلیج فارس آماده حمله نظامی به میهن می باشند .نویسنده سطور فوق که به مدت سه ماه در زندان رژِیم محبوس بود به تازگی اززندان آزاد شده بودم ، چنان تحت تاثیر مقاله مذبور قرار گرفتم که بلا فاصله برای رفتن به سربازی و شرکت درجبهه جنگ ثبت نام نمودم .مدت بیست ودو ماه در جبهه سر پل ذهاب خدمت نمودم .مقاله یاد شده مرا چنان مجذوب و محسور نمود که مرا برای دفاع از میهن رهسپار جبهه ها نمود.در همان روزها من شرکت همه ملت ایران اعم از مجاهد خلق ؛ اقلیت های قومی وملی و مذهبی؛ کمونیست ها ؛افسران و خلبانان زندانی ارتش شاهنشاهی که موقتا آزاد شده بودند تادر جنگ شرکت نمایند را شاهد بودم که چگونه درد فاع از میهن سینه سپر کرده بودند وجانانه درراه وطن می جنگیدند.به مرور زمان ملایان وسپاه وحزب الهی ها رهبری جنگ را بدست گرفتند.بنی صدر رئیس جمهور ازفرماندهی کل قوا که دیگر خلع ید شده بود وتما م افسران هوادار اوهم یا بر کنار یا در سوانح ساختگی از میان برداشته شده بودند.فتح خرمشهر فرارسید ومن شاهد بهترین شادمانی ارتشیان و مردم در شهرها بودم.آنروز را هرگز فراموش نخواهم کرد.در کنار فرمانده گردان که یک سر گرد وطن پرست بود ایستاده بودم .اشک از چشمانش جاری بود ، آهسته با صدای بغض آلود زیر لبانش زمزمه می کرد ؛ بالاخره انتقام شکست نیاکانمان رادر جنگ قادیسه اعراب علیه ایرانیان راگرفتیم. من با صدای غیر مطئمن گفتم، امیدوارم؛اما اعراب دستپاچه شده بودند و حاضر شده بودند فورا مبلغ شصت میلیا رد دلار خسارت جنگی بپردازند و تمام شرایط ایرا ن را بپذیرند .اما خمینی تمام بلاد اسلام در عراق را طالب بود تا به مرز اسرائیل برسد .من در همانجا فهمیدم که مجانا به حکومت اسلامی خدمت کرده ام نه به میهن !!! در صورت لزوم حاضرم کلیه تشویق نامه هایم را از خانواده ام تقاضا نمایم تا از ایران ارسال نمایند؛ تا جای هیچ شبه ائی باقی نماند!!! آقای بیژن مهر شما مطمئن باشید که مقاله شما به بهانه کنفرانس موسسه مایکل لدین با حضور بعضی از ایرانیان ناشناخته در امریکا که به قول شما نقشه تجزیه ایران را دارند؛ دیگر نمی تواند مرا افسون کند وبه حمایت حتی یک ثانیه برای تحکیم رژیم ملایان بکشاند !

                1-تمام تلاش مبارزان و میهن دوستان باید حول این محور بنا شده باشد که قبل از اقدام نظامی خارجی ملت جان به لب رسیده خود وارد عمل شوند تا شر رژیم را از میهن کوتاه نمایند.

                2-شما می گوئید ((شرایط سخت داخلی راهر چه که باشد))ملت هنوز باید تحمل نماید مبادا طرح های تجزیه طلبانه موسسه امریکائی مایکل لدین صورت واقعی به خود بگیرد .شما طرح مذبوررا چنان بزرگ جلوه می دهید ؛ انگار جدائی طلبان پشت مرزها صف کشیده اند ومردم هم آماده استقبال از آنها هستند.اما شرایط داخلی واقعا سخت است وغیر قابل زندگی! به نوشته سایت اینترنتی ؛؛بازتاب؛؛ چهل در صد از مردم ایران افسرده اند .در سالهای قبل؛ یکبار محمد علی فردین هنرپیشه فیلم های ایرانی قبل از فوتش گفته بود ((این چه زندگی است که ما باید هر روز برایش صد بار بمیریم)) از خود کشی و اعتیاد و فرار دختران وپسران جوان بیکار را که سر به فلک می زند را باز گو نمی کنم .زندانها مملواست از آزادیخواهان وروزنامه نویسان متعهد ومسئول!!

                3-حکومت جمهوری اسلامی را فقط با صفت بی لیاقت خطاب می کنید! ونمی دانم چرا استفاده از آنهمه صفت های برجسته حکومت اسلامی پرهیز میدارید.

                4-اسرائیل و امریکا را به گونه ائی خطاب می کنید که حتما با عث مسرت جمهوری اسلامی خواهد شد.این در حالیست که دشمنی دیوانه وار حاکمان اسلامی نسبت به ملت اسرائیل تا کنون ده ها میلیارد دلار از سرمایه ملی ایران به تاراج برده است.این در حالیست که زنان باردار امکان پرداخت هزینه بیمارستانها را ندارند و بدین لحاظ اغلب در خانه ها باشیوه ابتدائی وضع حمل می نمایند وجانشان را از دست می دهند! اساسا اسرائیل در قضیه برگزاری کنفراس آتی مایکل لدین در امریکا به هیچ وجه مسولیتی ندارد ؟

                5- اگر میهن چند هزار ساله نیاکان ما اینک به این روز سیاه نشسته است ؛مقصر اصلی جمهوری اسلامی است.هنوز هشدارهای شادروان دکتر شاهپور بختیار در گوشهای ما طنین افکن است .هنوز ملت ایران بی اعتنائی رهبران جبهه ملی به او را به خاطر دارند. هنوز مردم ایران یاری رساندن رهبران جبهه ملی به خمینی را برای به قدرت رسیدن اورا فراموش نکرده اند .آیا راه وروش دکتر محمد مصدق آنگونه بود؟ آن زنده یاد هیچگاه مبارزه سیاسی را اینگونه پی ریزی ننموده بود. شما رهبران جبهه ملی هنوز این پوزش خواهی را به پیشگاه مردم ایران مدیون هستید ،اماهمچنان آب به آسیاب حاکمان اسلامی سرازیر می کنید!

                6- جمهور اسلامی بخاطر حمایت های روسیه از پروژهای اتمی ملایان بسیار ممنون دار است .به همین خاطر روسیه اجازه یافته است در دریای خزر حکومت کندوکلیه منابع سرشار آنرا تصاحب نماید!! .منافع ملی وتمامیت ارضی میهن ما در دریای خزر از بین رفته است اما شما بدان هیچگونه اشاره ائی نمی کنید؛ بلکه یک کنفراس ناشناخته را آنقدر زیر ذره بین بزرگ می کنید تا همچون دکترین آقای داریوش همایون پشت سر جمهوری اسلامی بایستید.

                7-وقتی سایت اینترنتی 60000000 داد کام رفراند م ملی اشاعه دهنده مثلث پارسی نوشته خبرنگار بی بی سی از تاجیکستان بنام فخر الدین خال بیک میشود جای تعجب است که چرا شما آن مقاله را نقد نمی نمائید ؛ اما به یکباره در مقاله اخیرتان شرایط ایران وافغانستان را نا مساوی ارزیابی می کنید.اگر عده ائی در فکر تشکیل مثلث پارسی با شند ؛طبیعی است که دیگران هم اندیشه مربع کردی را ابداع خواهند کرد که از چها ضلع کردستان ایران وترکیه وعراق وسوریه شکل خواهد گرفت.

                8- اگر برابربا حقوق اقلیت های قومی وملی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشرایط فعلی جامعه کنونی ایران رفتار شود چه بسا بسیاری از نارسائیها برطرف خواهد شد .جمهوری اسلامی آنقدر ارتجاعی است که هیچ یک از بندهای حقوق بشر را قابل اجرا نمی داند وبرخلاف آن قدم برمیدارد؛ اما شما که خود را متعهد به اجرای قوانین حقوق بشر نموده اید ودر صدد هستید براساس آن قانون اساسی آینده را تهیه نمائید؛ چرا آن بند های مربوط به اقلیت ها را برجسته وتبلیغ نمی نمائید تا در میان اقوام ایرانی ایجاد تضمین و آسودگی خاطر نماید تا در فردای سرنگونی حکومت اسلامی اقوام مورد بحث دوشا دوش دیگر هم میهن خود تشویق گردند تا یک جمهوری فدرال در چهارچوب ایران آزاد؛ دمکراتیک و سکولار را پی ریزی نمایند!

                9- سرزمین پاک ایران حتی در حملات اسکند رو اعراب ومغولان نابود نشده است و شما به درستی اینرا به حساب هوشیاری ملت در طول تاریخ گذاشته اید .چگونه است این هوشیاری را به ناگاه با رویت خبریک کنفراس در امریکا به خدمت حفظ رژیم تهران در می آورید.؛؛لولو خور خوره ؛؛ تجزیه ایران را آنقدر بزرگ می کنید تا سرنگونی رژیم فعلا به تعویق افتد.آیا هیچ اندیشه اید که این سازمانها و افراد ناشناخته غیر ملی چقدر در میان مردم خود نفوذ دارند تا سیاست ها منفی خود را پیش ببرند!

                10- اینرا به خاطر بسپارید که ضد ایرانی ترین و نابود کننده ترین عامل؛ فرهنگ وهویت تاریخی ملت ما هم اکنون در ایران مشغول حکومت دژخیمانه است. شما باید به سراغ آن رژِیم بروید نه دیگران خیالی!

                11-در جریان تغییر نام خلیج فارس توسط موسسه جغرافیائی در امریکا با همبستگی ایرانیان موفق شدند تا نا م اصلی دو باره بطور رسمی مورد استفاده قرار بگیرد. سوال من از شما اینجاست ؟ اگر آن موسسه امریکائی زیر بار تغییر خلیج عربی به نا م اصلی خلیج فارس نمی رفت ؛آیا شما حاضر بودید در کنار جمهوری اسلامی که به ظاهر مخالف نام خلیج عربی بود بایستد!! (( فراموش نفرمائید که یک دوره ائی قرار بود جمهوری اسلامی نا م خلیج اسلامی برای آن خلیج نامگذاری نماید )) مقابل کنفراس مایکل لدین هم می توان اعتراضات سازمان یافته ائی را سازمان داد بی آنکه در کنار جمهور اسلامی ایستاد.

                Comment


                • سال گذشته آقای مایکل لدین در یک جلسه پر سر و صدا در لس آنجلس به ایرانیانی که او را دعوت کرده بودند نصیحت میکرد و پند میداد. او گفت :
                  " اپوزسیون ایران دست از گدایی بردارد ، دم در دفتر سناتور های آمریکایی صف نبندید ،5 ملیون دلار امروز سرمایه گزاری کنید تا بعدا 20 ملیون ببرید و ..."

                  البته مخاطبان آقای لیدین دعوت کنندگان سلطنت طلب ایشان بودند که با هزینه زیاد و جارو جنجال سعی داشتند که ایشان را به عنوان ناجی ملت ایران به ریش اپوزسیون خارج از کشور ببندند تا شاید از این راه سکه هایی را از کیسه زر واشنگتن دشت کنند، برای خود ویا آن چند تلوزیون فحاش لس آنجلسی که عملا ستون های نگهدارنده رژیم هستند و در پخش سخنرانی دکتر لدین مسابقه گذاشته بودند.

                  از قضای روزگار همین تلوزیون ها در برابر این کنفرانس ننگین تجزیه طلبان در واشنگتن در26 اکتبر 2005 و بی حرمتی به ملت ایران که توسط آقای لدین برگزار میشود، سکوت اختیار کرده اند .شاید آنان هنوز خواب سکه ها را میبینند وبیدار نشده اند.

                  بجاست که آن گروههای سلطنت طلب که ادعای وطن پرستی و تمامیت ارضی ایران را دارند و به عمد یا سهو این متفکرآمریکن انستیتو را علم کردند تا امروز مهماندار تجزیه طلبان باشد، پاسخگو باشند که چگونه از این امامزاده طلب معجزه داشتند؟

                  آقای لدین جرات بیان این یاوه ها را برای هیچ یک از نیروهای ملی نداشت وندارد زیرا ملیون هرگز به دنبال چاره جویی از بیگانگان نبوده و نیستند .حاکمیت ملی تحمل بیگانگان و وابستگان انان را ندارد چون منافع ملی از منافع خارجی جداست و آنجا که منافع همسو است نیزهیچ تضمین و اعتبار ی به عدم چرخش 180 درجه ای خارجی ودست ما را در حنا گذاشتن نیست . نمونه مشخص همین" آیت الآمریکن مایکل لدین" است که دیروز برای برخی از سلطنت طلبان توضیح المسائل مینوشت و امروز بر منبر تجزیه طلبان وعظ میکند.

                  .دولت اسرائیل،محافظه کاران نو آمریکایی و نوکران حلقه بگوش آنها بدانند که ملت ایران شرایط سخت داخلی را هر چه که باشد، برسلطه خارجی و تجزیه سرزمینش ترجیح میدهد. آزادی بلاخره زمانی بدست می آید و خرابیها ترمیم میشود اگر مملکتی باشد ولی یکپاچگی ،تمامیت ارضی و استقلال بدست نخواهد آمد اگر کشوری نباشد.

                  امروز حکومت جمهوری آخوندی با بی لیاقتی و زیرپا گذاشتن منافع ملی ، مردم ایران را به چنین قهقرایی کشانده است که طراحان درجه 3 جنگ های آمریکا در عراق و افغانستان اکنون خواب تجزیه ایران را میبینند و مفتضحانه و نابخردانه ملت ایران و تمدن و فرهنگ ایرانی را با 2 کشور دیگر یکی میپندارند .آنان با عدم درک از مبارزه 100 ساله آزادیخواهی در ایران و هوشیاری ملت ایران در بزنگاههای تاریخی برای درد ما که حکومتی ابله است نسخه اشتباه میپیچند تا تکه تکه شویم.

                  همانطور که در بزنگاه دست اندازی به نام مقدس "خلیج فارس" نشان داده شد که هیچ قدرت و کشوری با تمام پشتوانه های مالی ، توانایی این تغییر نام و جعل تاریخی را ندارد،این بار هم همبستگی ملی شغالان را از بیشه ایران فراری خواهد داد.

                  ملت ایران هیچگاه این توهین و عمل ننگین آیت الآمریکن لدین را از یاد نخواهد برد و نام او در لیست دشمنان ملی ایران برای همیشه به ثبت خواهد رسید .

                  Comment


                  • از آنجائی که یکبار خمینی از شعار همه با هم بهره جست تا خود را به اریکه قدرت برساند؛ پس ما دیگر حق استفاده از آنرا نداریم.شاید پروژه اتحاد همه باهم بنام خمینی ثبت شده است ودیگران حق اقتباس ندارند!!این شبیه آن است که روزانه هزاران تن در جهان در تصادفات اتومبیل جانشان را از دست می دهند؛ پس مادیگر باید بترسیم واز استفاده اتومبیل صرف نظر نمائیم!!

                    شاید امریکائیها خوش قول باشند و برابر وعده شان در موعد مقرر از عراق خارج شوند. اما در طول این مد ت آنقد ر بطور فرسایشی با رژیم اسلامی ایران کلنجار خواهند کرد تا از طریق تصویب نامه های جهانی علیه ایران ؛ دادگاه های مختلف علیه ایران وبرداشت از حساب های مسدود شده ایران در امریکا که عاقبت چیزی هم بدهکار خواهیم شد ؛محاصرات اقتصادی ؛ تنش های نظامی در سر حدات ایران وعراق(( برای مثال بعداز انفجار دو بمب دستی در شهر اهواز هنوز پلیس شهر تحقیقات خود را آغاز نکرده بود که گزارش دست داشتن انگلیسیها در بمب گذاریها بر روی میز هیئت دولت بود و در رادیوی سراسری تهران شروع به اظهار نظر نمودند!!.کار بدانجا رسیده است که کارشناسان خرابکاری در تهران به سرعت لهجه بمب را هم تشخیص دادند!!!)) رژِیم ولایت فقیه نمی فهمد که در دعوای کسب فن آوری هسته ائی در جایگاه؛؛ متهم؛؛ نشسته است وتمام مشکل برسر این است که جهان متمد ن چگونه باید بااین متهم لجوج و سمج برخورد ورفتار نماید تا باکمترین هزینه به هد فشان برسند . همین نقشه را برای صدام و رژیِمش پیاده کردند.همانطور که گفته شد شاید امریکائی ها از عراق خارج شوند اما بی تردید در خاورمیانه برای همیشه باقی خواهند ماند. شاید خروج شان از عراق را با ورودشان به ایران تنظیم کرده باشند ؟؟.ولی رهبران جمهوری اسلامی در اندیشه ویتنامیزه کردن عراق می لولند !!اما نمی دانند که عصر ودوره جهان خیلی فرق کرده است .اگر امریکا در 1975 سرشکسته از ویتنام خارج شد هنوز شوروی قدرتمند بود ودر ثانی ویتنام در تنگه هرمز نفت خیز که دارای هفتاد در صد انرژِی جهان است قرار نداشت!!شاید شنیدن ویا خواندن این حرفها کمی ناخوشایند وگزنده باشد اما بهتر است حالا گفته شود تا کمی این اپسیوزیون خفته تکانی بخورد تا بیدار شود وگرنه کار میهن دارد به جاهای باریک کشیده می شود .1 - نه رژِیم ولایت فقیه قادر به خروج از به بحران است 2- نه مخالفان قادر به سرنگونی رژِیم حاکم بر ایران هستند 3- این شرایط مناسب برای حمله نظامی امریکا ومتحدانش به میهن ما می باشد.داریوش همایون از همین حالا در مقاله(( یک کشور ویک ملت ))به صراحت گفته است در کنار رژِیم خواهد ایستاد هرچند رژیم به خون او تشنه است!! او تصمیم گرفته است که سلمان فارسی عصر کنونی نباشد .پس معلوم می شود که سلطنت طلبان هم یکپارچه و متحد نمی باشند!!اتحاد جمهور خواهان با آنهمه شورو شوق ملی ومیهنی نزدیک به هزار نفر را در یکی از سالنهای قدیمی برلین غربی؛ که کنفدراسیون دانشجویان مبارزعلیه شاه مورد استفاده قرار می دادند گرد آوردند؛اماروحیات وانرژِی قبل از انقلاب دیگر بر آن سالن تاریخی و دوران مبارزاتی حاکم نبود.هیچگاه سخنرانی جمشید اسد ی را از خاطر فراموش نمی کنم. با تمام اطمینان از حضورش در آینده نزدیک در تهران ورقم زدن صحنه سیاست را نشانه گرفته بود.آرشیوها موجودند وجای هیچ شبه ائی نیست؟.او زیادی از حد به مشارکتی ها ایمان آورده بود !! قبل از او فرخ نگهدار هم دریکی از سالنهای شهرداری برلین تولد نوزاد ی را نوید می داد که همانند ظهور مهدی عجج همه مشکلات انباشته شده را گره گشا می شد!!واما وقتی نگارنده سطور فوق از ایشان در باره مشخصات نوزاد جویا شد او بی پاسخ از آب در آمد !!اما ایشان در سخنرانی خود چندین بار تاکید نمودند که نامبرده همچنان با نیروهای اصلاح طلب داخل ایران ارتباط فکری برقرار نموده است بیشتر منظورش این بود که به نیروهای داخل خط می دهد!! به هر جهت دیدیم چگونه اتحاد جمهورخواهان به قول خیام

                    یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم

                    پایان سخن شنو که مارا چه رسید از خاک برآمدیم وبر باد شدیم

                    از سازمان مجاهدین بگویم که چگونه بخاطر ماندن در عراق مشغول جمع آوری امضاءاز مرد م عراق می باشند.در صورت تصویب قانون اساسی جدید عراق آنها وحشت از اخراج خودشان را از عراق دارند!!.سازمان راه کارگر که روزگاری دور دست ها را به درستی ارزیابی می نمود رویای اتحاد همه نیروهای چپ را تحت اتوریته خود در سر می پرورانید اما به چندین انشعاب واز دست دادن بهترین تئوریسن های خود دچار گردید!!همین دیروز گزارشی از خانم نسرین بصیری می خواندم. ماجرای خود کشی ایرانیان پناهنده در ترکیه را نوشته بود.فاطمه توکلی از شهر گناوه معلم وهوادار سازمان اقلیت دست به خود کشی زده است وفعلا در بیمارستان بستری است و براد رش به دست رژیم اعدام شده است. خانم مستخد می بنام زهرا علیزاده در مدرسه از طریق خانم توکلی هوادار اقلیت شده است وبه جوخه اعدام سپرده شده است .فاطمه توکلی در بیمارستان بستری است ونیازمند یاری می باشد. در مقابل رنج آنها که شرح دادم اما دسته دسته هواداران قدیمی اقلیت پاسپورت ایرانی گرفته اند واز کشورها ی مختلف اروپای غربی به ایران رفت وآمد می کنند ؛ بی آنکه یادی از آن عزیزان بنمایند!!
                    همه اینها در حالیست که بعد از دعوا وکشتار در درون اقلیت در کردستان عراق به سال 1986 که منجر به از هم پاشیدگی آن سازمان انجامید یکی از طرف ها ی دعوای آنزمان یعنی آقای مصطفی مدنی طرفدار اصلاح طلبان شده است و با اتحاد جمهور خواهان فعالیت می کند. ودیگری حسین زهری صاحب چندین رستوران در پاریس بود که مسئول کمیته خارج کشور اقلیت در پاریس هم بود. بعدها در روز نامه ها خبری درج شد مبنی براینکه وی با رئیس بانک سپه جمهوری اسلامی شعبه پاریس به تبانی پرداخت وبا مقداری وجه پول نقد قابل توجه متواری و در نقطه نامعلومی زندگی می کند!!فراخوان ملی برگزاری رفراندم شصت میلیون دادکام راهم دیگر کسی امضاء نمی گذارد.کم کم آنرا هم موریانه خورد!!همان روز که دکتر حسین باقرزاده؛ علنی شدن اداره کنندگان سایت60000000 دادکام را خواستارشد وهیچ پاسخی دریافت ننمود. نگارنده سطور در همان موقع دلش شور زد. امادکتر حق داشت حتی در آوریل همین سال فعلی موضوع را از دکتر باقرزاده جویا شد م ؛ ایشان بسیار متواضعانه در پاسخ گفتند ((ما خواستار شدیم ؛ آنها نپذیرفتند))هنوز هم معلوم نیست ؛؛آنها ؛؛ کیستند!!همه نیروهای خودی وغیر خودی رژِیم ولایت فقیه ازخاتمی تدارکات چی تا هیئت دولت؛؛ عمله؛؛ به گفته زریبافان گرفته تا روباه پیر و بالانس کننده رژیم یعنی هاشمی رفسنجانی در حفظ وصیانت حکومت فصل مشتر ک دارند اما مخالفان رژِیم هیچگونه وفاقی با هم ندارند !!بدین لحاظ نگارنده سطور فوق به همه مقاله نویسان مستقل غیرحزبی وغیرسازمانی داخل وخارج کشور پیشنهاد می نماید که حول محور الویت های مقطع سیاسی میهنمان دست به یک همایش اینترنتی بزنیم وتشکیل یک اتحاد جهانی را آغاز نمائیم !!! به امید دیدار افق های اتحاد وهم فکری ومساعد ت سیاسی برای برون رفت از پراکندگی و آشفتگی!

                    Comment


                    • Comment


                      • اصلاح طلبان ایران بزرگترین بازنده قمار سیاسی تاریخ معاصر ایران، ناصر مستشار
                        1- گاهی اوقات صحنه سیاست؛ همچون میز قماربازان جلوه می نماید یا همچون تخته شطرنج که هر حرکت بی تدبیر مستلزم عقوبتی نابخشودنی برای خود یا ارتضای حریف را به نمایش می گذارد. تشکیل جبهه دمکراسی وحقوق بشر از جانب اصلاح طلبان؛ آدمی را به یاد آن قمار بازانی می اندازد؛ که "آس های" فراوان در دستشان بوده است ؛ اما از بکارگیری ناشیانه آن واهمه داشتند؟ یا از هیبت رقیب می ترسیدند؟ یا خود ترسو بودند؟ در کارزاربی همتان دروغین میدان مبارزه سیاسی اخیر یعنی اصلاح طلبان شکست خورده؛ هریک از آن "سه مولفه فوق"؛ عملا کار ساز افتادند تا پروسه شکست خود را تکمیل نمایند. معمولا قمار بازان بازنده بعد از یک باخت بزرگ به خانه بر می گردند وقللک های پس انداز موجودی خانواده راواررسی نموده؛ تا موجودی آنرا برای بازی قمار دیگر جهت جبران متضررات قبلی مورد استفاده قرار دهند.معمولا در جریان شکست یک نیروی سیاسی بخشی از ملت اعتمادشان رااز دست میدهند ودر عمل بخشی از ملت سرخورده وپراکنده میگردد وشکست در میان بخشی از مردم رسوخ می نماید که تر میم آن؛ انرژی عظیمی به خود اختصاص می دهد تشکیل جبهه فوق الذکر بی شباهت به ماجرای قید شده نمی باشد. اصلاح طلبان شکست خورده بارویکرد به نیروها ی سیاسی پیرامونی خود مشغول به آرایش نیروهای سیاسی نوینی می باشند تا در چهار سال آینده دوباره خود نمائی کنند. آنها باآنهمه شانس و آنهمه فرصت طلائی وآنهمه موقعیت بین الملی و به آنهمه حمایت ملی بی مهری نمودند تا دل ولی فقیه به درد نیاید. اساسا آنقدر که نیروهای دوم خرداد فدائی محمد خاتمی بودند در عوض شخص خاتمی هیچ التفاتی به آنها نداشت به اینگونه بازندگان تاریخ؛ شاعر همه اعصار به درستی گفته است "عشق بازان چنین مستحق هجرانند"اکنون که هر لحظه حلقه تجاوز بیگانه بر میهن افزون می گیردو سرکوب فاشیستی حاکمان به بهانه حمله دشمن وسعت می یابدهمه آن شانس های ذکرشده دیگر بختی ندارد این خوش خیالان در فکر پیروزی در چهارسال آینده می لولند! بقول شاعر "چون پرده بی ا فتد نه تو مانی ونه من" این شکست خوردگان فکر می کنند ایران همچون دیگر ممالک با ثبات شبا هت دارد که می توان برنامه های دراز مدت تدوین نمود. ایران در منطقه ائی قرار گرفته است که بحران نهادینه شده ؛ قدمت طولانی دارد.ایران از چنان موقعیت ویژه ژئو پلیتیک برخوردار است که مولفه مذکور بیرحمانه مسائل سیاسی را رقم می زند و فرصت بسیار نازلی برای تصمیم گیرندگان باقی می گذارد.

                        2- بهاءالله موسس مذهب بهائیت که در سال 1986میلادی گفته بود؛ ایران مرکز جهان است شاید یک پیشگوئی اعجاز آمیز باشد .در صورت حمله نظامی امریکا به ایران جنگ مزبور می تواند به یک جنگ منطقه ائی سرایت بخش جهانی ارتقاء یابد. با افشاگریهای اخیر پاول وزیر امور خارجه سابق امریکا؛ بوش در نظر جهانیان باید برصنندلی محاکمه بنشیند و سطح اعتراض دیگر قدرتهای جهانی بسیار بالا رفته است .امریکا باتمام قدرتش به نیروی شناور هم سطح جهانی نزول نموده است.از طرف دیگر دنیای متمدن تحمل بربریت حکومت اسلامی را ندارد به همین خاطر مناقشه کنونی قابل گسترش می باشد .این راحاکمان اسلامی به خوبی می دانند وبا خریدن فرصت سعی دارند پروژه ساختن سلاح اتمی را به انجام برسانند.در صورت دست یابی رژیم ولایت فقیه به سلاح اتمی؛ امریکا جرات حمله نظامی را از دست میدهد چرا که حکومت ایران هم امکان شلیک اتمی بدست می آورد اما اروپا برنده نهائی نبرد خواهد بود.آنها یکبار در نابود سازی ممالک سود خواهند بردو یکبار هم در سازندگی کشورها منفعت مالی خواهند داشت با وضعیت مالی بحران زده فعلی اروپا؛ آن جنگ فرضی می تواند مناسب به اوضاع اقتصادی اروپا به کار بیاید. جنگ هشت ساله ایران وعراق به خوبی این موضوع را به اثبات رساند.

                        3- هر چقدر جلوتر میرویم سرنوشت بنیانگذاران اولیه اوپک ؛ یعنی ایران ؛عراق ؛کویت؛ عربستان سعودی؛ونزوئلاء در سال 1960 بیشتر دستخوش توطئه های امپریالیستی می گردد اگردر یک دقت سطحی به تحولات کشور های موسس اوپک بنگریم متوجه می شویم که نفت این ممالک بلای بی درمان این کشور هاست.

                        4-. بعد از مدتها خلق پرستی تهی مایه از جانب بعضی سیاسیون حرفه ائی ایران ؛مدتی است که مقالاتی به زیرتحریر میرود که از ناامیدی از خلق های قهرمان وملت شریف وآزاده و عدم عشق بی کران به توده ها را حکایت می کند آنها تا بدانجا ناامیدیشان را گسترش میدهند که اساسا تحولات سیاسی را نتیجه مبارزات آزدیخواهان نمی دانند بلکه نیروهای نامرئی را در تغیرات دخیل می دانند. این در حالیست که همین افراد در انقلاب ارتجاعی و اسلامی 1357 خورشیدی مردم را به زیر پرچم خمینی بردند حالا که مردم را به باتلاق فرو برده اند میدان مبارزه را به عناوین مختلف خالی نموده اند و مردم را به حال خویش رهاساخته اند. این همه داستان نیست اینها حتی جلوی مبازره دیگران برای دمکراسی را سد می کنند. اینها با این نظر که در سال 57 بی تجربه بوده اند حتی نمی خواهند از تجربه کسب شده اخیرشان بهره بجویند بلکه عامدا میدان سرکوب رابه حاکمان اسلامی می سپارند. آنها به راحتی به آن اقلیتی مردمی که همواره در مبارزه سیاسی کوشا می باشند ظلم می نمایند.آیا اینکه این اقلیت وسیع و پی گیر می تواند در سایه مبارزه منطقی به اکثریت جامعه تبدیل گردد را به تمسخر می گیرند تا ناامیدیشان را افزون نمایند سئوال نگارنده این سطور از این مبلغان این است که ؛؛ شما خودتان در چه مقطع زمانی الگو مناسب وبی عیبی بوده اید ؛ شما خودتان درچه دوره ائی از دمکراسی درس گرفته اید شما خودتان در چه مرحله ائی به توده ها آموزش دموکراسی داده اید شما خود با آنهمه بی تجربگی ؛چرا توده های آموزش نگرفته را به امتحان سخت تاریخی کشانده اید. طبیعی است که مردم درس نیا موخته سیاسی امتحان دشوار کنکور رامردود می شوند.

                        5- هر گاه ظالمی به جباریت حکم می راند بهتر است توده های زیر دست اورا آگاه سازیم تاستون های اطراف آن ظالم فرو ریزد ؛وگرنه یک تنه با دشمن جنگیدند ؛اولا توده ها رابه تماشاچی مبدل می سازدودوما توده های تماشاگر تمام نبرد دوطرفین را دعوای کسب قدرت می پندارند وهیچگونه وقعی بدان نمی گذارند.

                        6- اگر سلاح اتمی کره شمالی به طرف کره جنوبی نشانه گیری شده است واگر سلاح اتمی پاکستان به سوی هندوستان نظاره گیری شده است؛ سلاح اتمی تکمیلی حکومت اسلامی در آینده قبل از اتمام آن ؛از هم اکنون باتمام قدرت به سوی اسرائیل نشانه گیری شده است! اسرائیل یکی از اجزای امریکاست ؛و غرب هیچگاه اجازه تعرض به آنرا نمی دهد .صدام حسین با اولین شلیک موشک های خود در جنگ 1991 کویت به سوی اسرائیل ؛عملا سند مرگ خود را امضاء نمود.

                        7- در خاتمه خاطرنشان می گردد فرصت بسیار کمی باقی مانده است تنها یک راه منطقی وعقلانی برای برون رفت از بحران سیاسی میهن ما باقی مانده است "اتحاد همه نیروهای سیاسی لائیک وسکولار وملی و نیروهای خواهان سیستم فدرالیسم ومشروطه پارلمانی بدون ارجعیت به بازماندگان خاندان پهلوی" برای سرنگونی رژیم حاکم بر میهنمان ایران "حق اختلاف و تفاوت نظر و سلیقه بین نیروهای متحد در برگزیدن نوع حکومت که نهایتا انتخاب نوع حکومت پس از سرنگونی از ملت ناشی می شود"
                        به امید وفاق ملی هدفمند وآگاهانه ایرانیان آزادیخواه ودمکرات!

                        Comment


                        • اگر نزدیک به 150سال پیش در دوران سلطنت مطلقه وارتجاع حاکم اسلام پناهان سیاه وتوطئه های بیگانگان وسکوت مطلق وجهل ونادانی وبی سوادی ؛انسانی دل نگران به وضعیت میهن عزم اصلاح طلبی نمود ،تا مملکت رابه آستانه پیشرفت برساند ؛جباریت حاکم وزمانه؛ فقط سه سال ونیم به آن پرچم دارو آغازگر اصلاح طلبی فرصت مغتنم شمرد نه بیشتر!!! . اگر امیرکبیر اهل چاپلوسی وندامت جوئی می بود ؛می توانست از قتل ناجوانمردانه خود جلوگیری نماید.شاه بی تدبیر حتی از فرمان قتل او پشیمان گشته بود ودر فرمان دیگری او را به صدارت فرا خوانده بود ؛اما فراشان وجیره خواران بیگانه وروحانیون ؛هم پیمان شده بودند تا به هر قیمتی نقشه شهادت اورا به اجراء بگذارند.امیر کبیربا هوشمند ی وسیع خود پی برده بود که بدون زیر بنای مادی وتوسعه اقتصادی ودر سایه آن پیشرفت مملکت میسر نیست.بدین لحا ظ به تا سیس اولین دانشکده پلی تکنیک آن روزگار یعنی دارالفنون همت گماشت .دانشجویان را برای کسب علم وفراگیری فنون به اروپا فرستاد. امکانات سفر شاه جوان وهوس بازرا برای دیداراز فرنگ فراهم ساخت تا او با پیشرفت وترقی ممالک اروپائی آشنا گردد ودر پی آن ازاو فرمان هائی برای ارتقاء کشوردریافت نماید.شاه هم در سه سفر خویش علاوه برخوش گذ رانی ها ؛آرزو ی اینکه روزی ایران هم همچون ممالک اروپائی به پیشرفت هائی نائل گردد را وعده میداد؛اما هنگام برگشت به ایران در محیط کاخ سلطنت واطرفیان ارتجاعی اندیش اسلام پناه ؛پشت به وعده هایش می کرد.بالاخره امیر کبیرتوانست با مشکلات ودسیسه های فراوان ملایان ونوکران انگلیس ؛دارالفنون را افتتاح نماید ودانشجویانی ازآن دانشکده فارغ التحصیل شدند. همه آن دانشجویان به همراه دیگر دانشجویان اعزامی به اروپا؛ پایه های اولیه جنبش انقلاب مشروطیت را پی ریزی نمودند که نهالش را امیر کبیر با توسعه مادی پرورانده بودو دیگر زمان توسعه سیاسی فرا رسیده بود.دیگرروزگارعوض شده بود ونشریه قانون اززیرچاپ میگذشت انقلاب مشروطیت آغازشده بود که متاسفانه بعدها به شکست انجامید ؛امااز خود قانون اساسی به جای گذاشت که از قوانین اساسی کشور های پیشرفته عصر خویش الهام گرفته بود .منهای متمم هائی که بعدا ملایان ورضا شاه بدان اضافه نمودند ؛هزار بار از قانون اساسی فعلی حکومت اسلامی مترقی تر،مدنی تروحقوقی تر بود.با توسل به همان قانون اساسی که شاه را ملزم به سلطنت تشریفاتی می نمود واراده ملت در مجلس شورای ملی ودولت تبلورمی یافت و حکومت گران ملزم به پاسخگوئی به قاطبه مردم میشدند. ؛جنبش ملی شدن نفت در طغیان توطئه های بیگانگان ودربارشاه ویاران نیمه راه ونادانی های حزب توده آغاز شد. اگر چه جنبش ملی به رهبری دکتر محمد مصدق به شکست کشانده شد اما هنوز اثرات وافتخارات ملی وتجربیات علمی گرانبهائی از خود به جای گذاشت که دوست ودشمن آن را تحسین می کنند.تمام آن جنبش تنها دوسال دوام آورد.حالا می رسیم به آقای خاتمی و حواریون مشعشع ایشان که در سایت اینترنتی ؛؛امروز؛؛ در شکست اخیر خود دائما مرثیه خوانی ودر باره شخصیت خاتمی مداحی میکنند.همان طور که دربالا سه تجربه تاریخی بطور کوتاه بررسی شد ؛ به یکایک آن جنبش ها فقط سه سال ونیم ودو سال امکان حیات داده شد .اما شمابا فرصت هشت ساله و پشنوانه رای بیست میلیونی مردم؛حمایت بین الملی و مدتی قوه قانون گذاری وقوه اجرائی را در اختیار داشتید؛؛چه گلی توانستید به سر مردم پشتیبانتان بزنید؛؛!!حالا به مردم اعلام خطر میکنید که ؛؛حکومت طالبان؛؛جریان حجتیه؛؛تحجر گرائی؛؛فاشیست مذهبی؛؛قهقرا به گذشته وعصر شتر؛؛در کمین به قدرت رسید ن است!!!.به همان موازات طرفدار دست یابی فن آوری هسته ائی حکومت اسلامی باقی مانده ایدآیا صلاح است که حکومتی که میرود طالبانی شود مجهز به علم وامکانات هسته ائی را هم در اختیا رداشته باشد؟؟ شما باعلم به اینکه حکومت طالبان مترادف است با مجری و متحد وهم دست القاعده وبن لادن وتروریست های تحت تعقیب جهانی؛؛ چرا هنوز از فن آوری هسته ائی رژیم دفاع می کنید؟؟آیا این بدان معنی نیست که شما به امریکا ئی که در حال تعقیب بقایای طالبان افغانی والقاعده هستند؛؛ آدرس ونشانی محل اختفای تروریستی رابه آنان نمی دهید.؟؟آیا با این عملتان به امریکا مشروعیت حمله نظامی به ایران رانمی دهید؟؟
                          - مادامیکه در تفکرات سیاسی خود تجدید نظر زیربنائی ننمائید
                          - مادامیکه قانون اساسی ولایت مطلقه فقیه راقبول داشته باشید
                          - مادامیکه اصلاحات را به عنوان یک جنبش اساسی وزیر بنائی تغیرات سیاسی ؛اجتماعی؛اقتصادی برای انتقال به دوران نوین حتا به بهای فروریزی نظم کهن و فراروئی به ساختار جدیدی که فرم وشکل حقیقی وحقوقی تازه ائی به خود بگیرد
                          - مادامیکه همچون میخا ئیل گورباچف ؛رهبر اصلاحات اتحاد شوروی سابق ؛در جریان رد یابی فساد نهادینه شده تامرز سرنگونی نظام فرسوده نا کار آمد پیشروی ننمائید
                          - مادامیکه حفظ نظام را به حفظ میهن چند هزار ساله ترجیح دهید
                          - مادامیکه مردم را باشعارهای دل فریب ودل انگیز مشغول نمائید
                          - مادامیکه به امام راحلتان به عنوان ایدلوگ وپیشقراول نهضت انقلاب اسلامی ایمان داشته باشید وتمام جنایات واعمال اورا تقدیس نمائید
                          - مادامیکه تمام توطئه گری ها وشکنجه ها وسرکوب ها وبدبختی های مملکت را زیر سر بیت رهبری ندانید بلکه همه بلایا ومصیبت هاوجنایتها را ازناحیه ؛مرکز غیبی بدانید
                          - مادامیکه به رهبراعلام خطر نمائید که باند های سرکش روزی مقابل خود وی خواهند ایستاد
                          - مادامیکه همچون یک پزشک ناشی برای درمان بیمارش دائما نسخه های غلط صادر نمائید
                          - مادامیکه میهن وملت را همچون گذشته به پرتگاه سقوط سوق دهید
                          - مادامیکه چشمهایتان را بر روی تجارب کسب شده در عرصه های جوامع مدنی ودمکراسی وحقوق بشر؛ دیگر ملت های جهان ببندید وازدیدن واندیشدن به آن بهراسید.
                          - مادامیکه عقب ماندگی تاریخی جامعه را که خودتان در دوره ائی در آن سهیم بوده اید را؛آنقدر بزرگ جلوه دهید ؛که همه را متقاعد به وضع موجود نمائید
                          - مادامیکه در فکر براه اندازی نوعی مشروطه بی شباهت به سیاق انقلاب مشروطیت برای کسب قدرت با فاصله زمانی 99ساله باشید
                          - مادامیکه با برنامه های شکست خورده خود مردم را درتشتت وپراکندگی نگاه دارید
                          - مادامیکه برای برون رفت ازبحران انفجاری کنونی همچنان به برنامه های شکست خود باور داشته باشید
                          - مادامیکه حمله نظامی امریکا ودر پی آن فروپاشی میهن را جدی نگیرید
                          - مادامیکه اینگونه باشید؛؛ شما مطلقا اصلاح طلب نیستید!

                          Comment


                          • Comment


                            • Comment


                              • Comment

                                Working...
                                X